برچسب: کتاب

  • دریافت آثار بیست و هشتمین جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی تا ۱۵ اردیبهشت

    دریافت آثار بیست و هشتمین جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی تا ۱۵ اردیبهشت

    به گزارش روز شنبه سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، دکتر حامد علی اکبرزاده اظهار کرد: مهلت ثبت نام در بیست و هشتمین جشنواره ملی کتاب سال دانشجویی پایان یافته است و این زمان تمدید نخواهد شد.

    وی از شکسته شدن رکورد تعداد ارسال آثار رسیده به این جشنواره خبر داد و گفت: بیش از ۷۳۰ اثر در جشنواره ثبت نام شده که این بالاترین میزان مشارکت در تمام ادوار این جشنواره بوده است.

    علی اکبرزاده گفت: همچنین در این دوره بیشترین تعداد آثار دریافت شده در بخش اصلی مربوط به گروه های علوم پزشکی و علوم انسانی و در بخش ویژه مربوط به شاخه های تاریخ شفاهی و علوم انسانی – اسلامی است.

    وی افزود: آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره با توجه به ملاک های دبیرخانه، موضوع و محتوای هر کتاب در رشته ها و گروه های تعیین شده طبقه بندی شدند و به زودی مرحله اول داوری آغاز خواهد شد.

    برگزیدگان نهایی این جشنواره در هفته پایانی آبان‌ماه همزمان با هفته کتاب معرفی خواهند شد.

  • قصه خوانی کودکان مبتلا به سرطان در دوران کرونا

    قصه خوانی کودکان مبتلا به سرطان در دوران کرونا

    قصه خوانی کودکان مبتلا به سرطان در دوران کرونا

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، پیش از شیوع کرونا هر ماه ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ کتاب به کودکان تحت درمان در بیمارستان محک و سایر بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی دارای بخش خون و آنکولوژی کودکان تهران که در آنها ترالی کتاب فعال بود، اهدا می‌شد. کتاب‌هایی متناسب با گروه‌های سنی و علایق کودکان که با نگاهی ویژه به ادبیات و فرهنگ قومیت‌های مختلف در ترالی (میز چرخدار) مخصوص کتاب محک قرار می‌گرفتند.

    با شیوع ویروس کرونا و لزوم رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی این فعالیت با شرایط موجود انطباق یافت؛ به همت داوطلبان و روان‌شناسان کتاب‌ها تبدیل به فایل‌های صوتی می‌شوند و در اختیار کودکان مبتلا به سرطان، این بار در سراسر ایران قرار می‌گیرد. به مناسبت روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار، با لیلا جعفری مسئول بخش روان‌شناسی محک به گفتگو نشستیم تا جزئیات قصه‌خوانی مجازی برای تمامی کودکان مبتلا سرطان را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

    وی در خصوص ضرورت قصه‌خوانی برای کودکان مبتلا به سرطان، گفت: پس از راه‌اندازی ترالی کتاب و حضور آن در بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی دارای بخش خون و آنکولوژی کودکان در تهران، اقدام دیگری مبنی بر قصه‌خوانی برای کودکان مبتلا به سرطان هم در این بیمارستان‌ها از سال گذشته آغاز شد. با شیوع گسترده ویروس کرونا، فعالیت ترالی و داوطلب در زمینه حضور در بخش‌های بستری متوقف شد و اهدای کتاب به کودکان تنها در بیمارستان محک، آن هم توسط روان‌شناسان، انجام می‌شود. اما در این شرایط تلاش شد راهکارهای جایگزینی اتخاذ شود که خوشبختانه این راهکارها منجر شده که خدمات محک در حوزه کتاب و کتابخوانی نه تنها محدود نشود، بلکه امکان ارائه آن به فرزندانمان از دیگر استان‌ها نیز فراهم شود. بر همین اساس با همراهی داوطلبان فایل‌های صوتی قصه‌خوانی تولید و برای فرزندان محک ارسال می‌شود.

    ویژگی‌های داوطلبان قصه خوانی محک

    جعفری با اشاره به شرایط مورد نیاز برای داوطلبان قصه خوانی، ادامه داد: بر اساس دستورالعمل کار با بیمار که توسط واحد روان‌شناسی محک طراحی شده است، داوطلبان بالای ۲۰ سال که آمادگی روحی مورد نیاز را دارند، تحت آموزش‌های لازم برای برقراری ارتباط با کودکان مبتلا به سرطان قرار می‌گیرند. مهارت این افراد می‌بایست به گونه‌ای باشد که در این فرآیند از آسیب روانی به خود و فرزندان‌مان جلوگیری کنند. آنها در صورت گذراندن یک ارزیابی روان‌شناختی و اطمینان از داشتن شرایط مورد نیاز، برای کار با بیمار، که یکی از شاخه‌های آن قصه‌خوانی است، آماده می‌شوند.

    داوطلبان قصه‌خوانی می‌بایست کتاب‌ها و ادبیات کودک و نوجوان را بشناسند و بتوانند از ارتباط و تخصص‌شان در راستای پیشبرد اهداف محک استفاده کنند، چرا که آنها نه تنها در بخش خواندن قصه بلکه در نوع چیدمان، دسته‌بندی، ترغیب کودکان و ایجاد کنجکاوی در آنها نسبت به موضوعات نقش مؤثری دارند.

    وی در ادامه به شرایط فعالیت داوطلبان قصه‌خوانی در دوران کرونا اشره کرد و گفت: در حال حاضر با توجه به شیوع ویروس کرونا امکان فعالیت حضوری این داوطلبان ممکن نیست. به همین منظور داوطلبان قصه خوانی با همراهی واحد روان‌شناسی محک با ضبط فایل صوتی قصه از راه دور همراه مسیر درمان فرزندان محک می‌شوند.

    معیار انتخاب کتاب برای کودکان مبتلا به سرطان

    مسئول بخش روانشناسی محک با بیان معیارهای انتخاب قصه‌ها و کتاب‌ها که از دیگر مسائل مهم در این زمینه است، افزود: از آنجایی که نوع قصه‌ها به روانشناسان محک در ایجاد زمینه‌های مرتبط با کیفیت زندگی فرزندانمان کمک می‌کند، موضوع آنها به گونه‌ای انتخاب می‌شود تا اضطراب، خشم و افسردگی را در کودکان مبتلا به سرطان تشدید نکند و مسائل خانوادگی را تحت الشعاع قرار ندهند. کتاب‌های انتخابی معمولاً از جنس آموزش مهارت، معرفی مشاغل مختلف، رنگ‌آمیزی و درمانی است.

    جعفری در پایان در خصوص برنامه آینده محک در جهان پسا کرونا در زمینه قصه‌خوانی و قصه درمانی، گفت: در آینده با بهتر شدن شرایط از نظر شیوع ویروس، علاوه بر اهدای کتاب و قصه‌خوانی، قصه‌نویسی و آموزش کودکان مبتلا به سرطان در این زمینه نیز در دستور کار قرار خواهد گرفت.

    ادبیات نقش مؤثری را در درمان کودکان مبتلا به سرطان ایفا می‌کند. فعالیت‌های مرتبط در این حوزه مانند یک مکمل سبب می‌شود تا درد، اضطراب، استرس و ترس از بیماری سرطان و مراحل درمان آن کاهش یابد و کودکان مقاومت بیشتری در برابر دریافت و تزریق دارو از خود نشان دهند. به امید آنکه به پشتوانه مردمان نیکوکار این سرزمین روز به روز خدمات شایسته‌تری به کودکان مبتلا به سرطان که قهرمانانه با این بیماری سخت می‌جنگند ارائه شود.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • ارائه دیدگاه روشن از مفاهیم علم، دین و نسبت بین آن‌ها در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی»

    ارائه دیدگاه روشن از مفاهیم علم، دین و نسبت بین آن‌ها در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی»

    ارائه دیدگاه روشن از مفاهیم علم، دین و نسبت بین آن‌ها در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی»
    ارائه دیدگاه روشن از مفاهیم علم، دین و نسبت بین آن‌ها در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی»

    ایسنا/خراسان رضوی یک پژوهشگر دینی گفت: یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز و امتیازات مجموعه کتاب‌های «علم دینی از چیستی تا چگونگی» ارائه دیدگاه روشن و شفاف از سه جزء مفهومی علم، دین و نسبت بین آن‌هاست تا خواننده با توجه به روش منطقی وارد تعریف هر کدام از این سه موضوع شود.

    حجت‌الاسلام سید شهاب‌الدین دعائی در نشست تخصصی علم دینی که به منظور رونمایی از مجموعه کتاب‌های «علم دینی از چیستی تا چگونگی» نوشته حجت‌الاسلام محمدحسن وکیلی در موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام برگزار شد، اظهار کرد: پیش از اینکه وارد مفهوم دین شویم، باید توجه داشت در مواجهه با مفاهیم سه‌گانه علم، دین و نسبت بین آن با مفاهیم اعتباری مواجه هستیم و نمی‌خواهیم از یک واقعیت عینی خارجی گزارش کنیم. به همین دلیل روش تعریف منطق ارسطویی که اساسا کارکرد آن برای تعریف و شناسایی ماهیات عینی خارجی است، در بحث ما کارآمد نیست.

    وی افزود: مانند خیلی از اعتبارات و اصطلاحات دیگر باید توجه کرد بر اساس منطق، تولید مفاهیم اعتباری بر پایه نیاز شکل می‌گیرد و مرحوم علامه طباطبایی در مقاله ششم از مجموعه مقالات اصول فلسفه و روش رئالیسم این مطلب را توضیح داده‌اند.

    این پژوهشگر دینی ادامه داد: اگر می‌خواهیم مفهوم علم، دین و نسبت آن‌ را برای خود مشخص کنیم، باید ابتدا ببینیم که با چه نیازها و مشکلاتی در خارج مواجه هستیم و بر اساس آن‌ها جعل اصطلاح کنیم که این جعل اصطلاح ما را از اشتراک لفظی نجات دهد و سپس تفهیم و تفاهم برای ما در این بحث ساده شود تا با مشکل مواجه نشویم.

    دعائی تصریح کرد: درباره این مساله که علم دینی در کشور ما در چهار دهه اخیر چه بود و چرا مساله علم دینی مطرح شد، باید گفت که ریشه علم دینی را می‌توان در تاریخ دوران رنسانس و عصر روشنگری غرب پیگیری کرد که در آنجا موضوع، مساله تعارض علم و دین بود اما اینکه آیا پس از انقلاب اسلامی هم همین‌طور بود یا خیر، باید گفت که در انقلاب اسلامی اتفاقی که افتاد این بود که دین اسلام خودش را در معرض جریان مدیریت اجتماعی قرار داد و مدعی کارآمدی در عرصه حکومت‌داری و سیاست‌ورزی شد و این اتفاق سوال مهمی را در اذهان به وجود آورد که آیا منابعی که این دین بر آن تکیه زده، از جامعیت نسبی برخوردار است که بتوان ادعا کرد این انقلاب اسلامی است یا خیر؟ آیا منابع این دین که از کتاب و سنت و مجموعه آیات و روایات تشکیل می‌شود، می‌تواند بخش‌های مختلف نرم‌افزاری این جامعه را پشتیبانی کند؟ این نزاع آهسته‌آهسته شروع شد و بین ۲ طیف گسترش پیدا کرد که موافق و مخالفینی داشت.

    وی با بیان اینکه متون نقلی دین باید فرآوری بشود، گفت: تاکید رهبر انقلاب از اوایل رهبری تا امروز بر این بوده که ما روی گنجینه‌هایی از معادن طلا و نقره یا اقیانوس عظیم فکر اسلامی قرار داریم اما نسبت به آن غافل هستیم و از این اقیانوس چند سطل آب برداشت کرده‌ایم. این‌ها را باید احیا کنیم و متون نقلی دین باید فرآوری بشود و مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

    این پژوهشگر دینی خاطرنشان کرد: نظام اسلامی در خلا نمی‌تواند مدیریت کند و اگر جای سازه‌های مختلف این نظام را نظریات دینی مستند به منابع دین پر نکرد، نظریات غربی جای آن را پر می‌کند. پس وقتی محل نزاع را در علم دینی پیگیری می‌کنیم، متوجه می‌شویم مشکلی که با آن مواجه بوده‌ایم، مساله متون نقلی دین بوده است. با توجه به این مشکل می‌توان سراغ مفهوم رفت و آن را تعریف کرد. توضیحات تفصیلی این موضوع در جلد اول این مجموعه کتاب آمده است.

    دعائی در رابطه با تعریف دین اظهار کرد: تعریفی که می‌توان از دین داشت، مجموعه میراث معرفتی مکتوب به جامانده از پیامبر اکرم(ص) است. تفکیک بین مرتبه، اصل و دین نفس‌الامری نیز قابل ملاحظه است. اگر می‌گوییم مجموعه میراث مکتوب به جامانده، به دلیل این است که به آن دین نفس‌الامری حقیقی دسترسی نداریم و آن چیزی که محل نزاع است، دین واقعی و حقیقی نیست بلکه آن چیزی است که اکنون در اختیار ماست.

    وی اضافه کرد: مشابه این بحث و روش در باب تعریف علم نیز وجود دارد که در تعریف علم، تعاریف مختلفی در مباحث معرفت‌شناسی و فلسفه علم گفته شده و در آن باید به دنبال تعریف کارآمد بود که از بین تعاریف مختلف، تعریف معروفی که اصولیون گفته‌اند، یعنی مجموعه مسائل و گزاره‌هایی که پیرامون یک محور واحد قرار دارد، از باقی بهتر است.

    این پژوهشگر دینی تشریح کرد: تعاریفی مانند علم تولید شده توسط مسلمانان، علمی که موضوع آن اراده الهی باشد، علم لازم برای فهم دین، علم مبتنی بر پیش‌فرض‌های دینی و ارزش‌ها نیازی که در مساله علم دینی با آن مواجه بودیم را پوشش نمی‌دهد؛ لذا تعریف کارآمدی محسوب نمی‌شود و در حقیقیت با علمی سروکار داریم که دین منبع آن باشد و باید تمام آن منبع را از دین گرفته باشیم و اعتباری برای گزاره علمی که غیر از متون دینی گرفته شده، قائل نیستیم یا اینکه بگوییم علومی که از منابع معرفتی غیر از نقل هم باشد، معتبر است. منتها علوم، منسوب به دین است نه علم دینی. علم دینی آن است که تماما از گزاره‌های نقلی گرفته شده باشد و اگر این نحوه تعریف را هم انتخاب کنیم، نیاز ما برطرف نخواهد شد.

    دعائی در رابطه با موضوعات جدید دیگری که در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی» عنوان شده، گفت: در ضمن مباحث قلمرو دین، مباحث نسبتا جدید و تمایزات دیگری نیز مانند تحلیل مفاد ادله کمال قرآن و نقد و بررسی قائده لطف و نقد طلقی رایج از دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی نسبت به قلمرو قرآن نیز در کتاب آمده است.

    وی افزود: محورهای موثر متون دینی بر فرایند علم که در کتاب مطرح شده، مبانی نظام‌مند، کشف نیازها و مسائل برآمده از آن، تولید موضوع، تولید فرضیه، اعتبار محمولات مسائل علم، کشف نسبت محمول با موضوع، کشف تقسیمات مفید و روش تدوین علم، بازسازی تعاریف موضوعات موجود و کشف نقاط شایسته تمرکز به الفاظ مناسب است.

    این پژوهشگر دینی خاطرنشان کرد: در کتاب یک‌سری از شبهات مربوط به علم دینی به صورت منسجم و نظام‌مند مطرح شده و نسبت به اینکه تولید علم دینی اساسا امکان دارد و اگر امکان دارد شایسته و مطلوب نیز است یا خیر، صحبت شده است. در خصوص تولید یک الگوریتم جدید در حل تعارض گزاره‌های عقلی و نقلی که به عنوان یکی از شبهات دیگر است، گفته شده مبنی بر اینکه اگر می‌خواهید علم دینی تولید کنید، در علم دینی قائل به این نشوید که فقط از گزاره‌های دینی استفاده بشود چون تعارض اتفاق می‌افتد. در کتاب سازوکاری برای حل این تعارض پیشنهاد شده است.

    باید نسبت به منابع دینی رویکرد معرفت‌شناسانه داشت

    دعائی عنوان کرد: یکی از محورهای کلیدی کتاب این است که ما نباید از ابتدا خود را در نحوه تعزیری، یعنی مفهوم حجیت اصولی، معذریت و منجزیت که صرفا مامن از عقاب است و برگرفته از یک فلسفه تکلیف در نگاه متکلمین است، محصور کنیم. اگرچه که این موضوع لازم است اما نسبت به گزاره‌های مربوط به مستحبات و مکروهات توصلی و گزاره‌های هست و نیست، تقید به مفهوم حجیت مصطلح دست ما را از تولید علم دینی و فراوری متون دینی می‌بنند و اجازه فعالیت نمی‌دهد. این مقوله در مقدمه کتاب تبیین شده که به طور خلاصه اگر بخواهم عرض کنم اتخاذ رویکرد معرفت‌شناسانه به منابع دینی است.

    وی در رابطه با باقی نکات کلیدی و مثبت موجود در مجموعه کتاب‌های چهار جلدی علم دینی از چیستی تا چگونگی گفت: ارائه تحلیلی از تفاوت تزاحم، شبه تزاحم و تغییر رویکرد منفعل به فعال در مواجه با انواع تزاحمات، تببین جدید از تفاوت موضوع‌شناسی قانونی و موضوع‌شناسی مصداقی، تبیین الگوریتم مواجه فقهای قدیم با موضوع‌شناسی مصداقی، تبیین جدید از ضرورت مداخله فقها در موضوع‌شناسی مصداقی عام در قالب سه استدلال، تحلیل نقادانه نظریه وضع الفاظ برای معانی عامه از حیث استفاده در توسعه مدالیل الفاظ، تبیین قاعده اصل در قضایا بر خارجیه بودن است و حقیقیه نیاز به دلیل دارد و ارائه ابتکاری و منسجم ضوابط و قرائن تشخیص قضیای حقیقیه موضوعات و نکات کلیدی در اجتهاد و روند تولید علم دینی از حیث مباحث فقهی و اجتهادی است که در ضمن کتاب تبیین‌های خوبی از آن ارائه شده است.

    انتهای پیام

  • «خون‌خورده»؛ تلاقی رمان و تاریخ است

    «خون‌خورده»؛ تلاقی رمان و تاریخ است

    «خون‌خورده»؛ تلاقی رمان و تاریخ است
    «خون‌خورده»؛ تلاقی رمان و تاریخ است

    ایسنا/خراسان رضوی رمان «خون‌خورده» اثر مهدی یزدانی‌خرم که نشر چشمه آن را به چاپ رسانده یک رمان صرف نیست؛ بلکه تلاقی رمان و تاریخ است. از مزایای این کتاب جملات روان، سلیس و به نوعی آشتی دادن تاریخ و اشاعه تاریخ در بین یکی از پرمخاطب‌ترین ژانرهای ادبی یعنی رمان در بین مردم است.

    رمان «خون‌خورده» دو سیر روایی دارد؛ اول سیر تاریخی است که تاریخ صلاح‌الدین ایوبی و جنگ‌های صلیبی را  مطرح می‌کند و روایت دیگر، روایت معاصر است؛ دانشجویی که برای امرار معاش مجبور است سر مزارها نوحه‌خوانی کند و…

    در ویدئو زیر معرفی کاملی از این کتاب را توسط مهرداد علیزاده، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد مشاهده می‌کنید.

    انتهای پیام

  • اعطاء وام به ناشران در شرایط کرونا مشکلات را به تعویق می‌اندازد

    اعطاء وام به ناشران در شرایط کرونا مشکلات را به تعویق می‌اندازد

    اعطاء وام به ناشران در شرایط کرونا مشکلات را به تعویق می‌اندازد
    اعطاء وام به ناشران در شرایط کرونا مشکلات را به تعویق می‌اندازد

    ایسنا/خراسان رضوی مدیر انتشارات مرندیز مشهد گفت: با توجه به شرایط موجود اعطاء وام به ناشران به دلیل بازپرداختی که دارد، نقش مسکن را ایفا کرده و مشکلات را به تعویق می‌اندازد.

    مهدی نصیرزاده در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص حمایت‌های دولت از انتشارات به دلیل شیوع ویروس کرونا و مواجه شدن با مشکلات اقتصادی، اظهار کرد: در شرایط به وجود آمده و در پی شیوع ویروس کرونا، اقدام و حمایت خاصی از انتشارات صورت نگرفته‌است. اگر وامی برای ناشران در نظر گرفته‌شود؛ این وام به دلیل بازپرداختی که دارد، در واقع نقش مسکن را ایفا می‌کند و مشکلات را به تعویق می‌اندازد. وام در صورتی اثربخش خواهدبود که با استفاده از عایده‌ای که از آن به‌دست می‌آید؛ بتوان اقساط آن را پرداخت کرد.

    وی ادامه داد: در حالی که در این شرایط اگر ناشران با وامی که به آنها تعلق می‌گیرد، کتاب چاپ کنند و در انبار نگهداری کنند، نه‌تنها کمکی به آنان نشده بلکه در آینده مشکلاتی برای آنها به‌وجود می‌آورد. به این ترتیب تا زمانی که تقاضای مردم تحریک نشود و مردم از کتاب استقبال نکنند، مشکلات ناشران حل نخواهد شد.

    مدیر انتشارات مرندیز مشهد بیان کرد: با کاهش تقاضا برای کتاب، کتابفروشی‌ها نیز در معرض تعطیلی قرار می‌گیرند و این اتفاق بسیار خطرناک است. کتابفروش به معنی شریان حیاتی ناشران است و در واقع واسطه‌ای برای رساندن کتاب از ناشران به دست مردم است. گاهی بیان می‌شود که از فضای مجازی برای عرضه کتاب‌ها استفاده کنیم، اما باید این نکته را در نظر بگیریم که همواره برخی افراد برای خرید کالا باید کالای مورد نظر را از نزدیک ببینند. این روش برای خرید کتاب نیز صدق می‌کند؛ گاهی افراد عنوان کتاب را می‌پسندند و برای خرید آن باید بخشی از متن کتاب را نیز مطالعه کنند.

    نصیرزاده عنوان کرد: بنابراین ما باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از حذف کتابفروشان از چرخه اقتصاد نشر، به‌کار گیریم؛ زیرا آنها هستند که نشر را زنده نگه‌ می‌دارند. به هرحال شیوع ویروس کرونا باعث این معضلات در نشر شده‌است چون مردم به دلیل مشکلات اقتصادی به وجود آمده و یا برای جلوگیری از ابتلا به بیماری کرونا و رعایت ملزومات بهداشتی، کمتر برای خرید کتاب اقدام می‌کنند.

    وی با بیان این که خود من هم برای جلوگیری و برطرف شدن این مشکلات به جمع‌بندی و نتیجه نرسیده‌ام، افزود: امیدوارم که گشایشی اتفاق بیفتد، اما شاید دولت با خرید بخشی از کتاب‌های ناشران که در انبار وجود دارد بتواند به این صنف کمکی کرده‌باشد که این اقدام شاید از اعطاء وام بهتر و تأثیرگذارتر باشد. همچنین می‌توان با توزیع بن کتاب در بین کارمندان به کتابفروشان کمک کرد. این‌چنین حمایت‌های غیرمستقیم واقعی‌تر است و هدایت تقاضا به سمت ناشران باعث چرخش و بازگشت پول به چرخه کسب‌وکار کتابفروش‌ها می‌شود.

    سال گذشته حمایت‌های دولتی شتاب افزایش قیمت کتاب را کاهش داد

    مدیر انتشارات مرندیز مشهد خاطرنشان کرد: در سال گذشته به دلیل گران شدن کاغذ و فشار تحریم‌ها دولت بودجه ۴۰ میلیون دلاری، با ارز ۴۲۰۰ تومانی برای تأمین کاغذ به انتشاراتی‌ها و صنف ناشران اختصاص داد. تخصیص این بودجه باعث شد قیمت کتاب در مقایسه با سایر کالاها جهشی نباشد.

    نصیرزاده گفت: در آن زمان بسیاری از نهاده‌های کتاب بیش از ۴ برابر افزایش قیمت داشتند در حالی که قیمت کتاب حدود ۵۰ تا ۶۰ و حداکثر ۱۰۰ درصد افزایش یافت. به این ترتیب این حمایت‌ها باعث شد تا حدی روند شیب افزایش قیمت کتاب کند باشد و اگر این اتفاق نمی‌افتاد و قیمت کتاب نیز با شیب سایر نهاده‌ها، افزایش پیدا می‌کرد، همین تعداد کمی از افراد کتابخوان در کشور نیز امکان و توان خرید کتاب را نداشتند. به این ترتیب این نوع حمایت‌ها بر شتاب افزایش قیمت کتاب‌ها تأثیر داشته و باعث کاهش آن شده‌است.

    وی تشریح کرد: وضعیت انتشارات خوب نیست و به طور کلی فعالیت‌ها در این زمینه کاهش یافته‌است. در حال حاضر وضعیت کتابفروشی‌ها نیز به دلیل نبود تقاضا مناسب نیست؛ به طوری که شرایط کنونی و شیوع ویروس کرونا بر کار و شغل ما نیز تأثیرگذار بوده‌است و باعث کاهش تیراژها و عناوین شده‌است. به این ترتیب در مقایسه با سال‌های گذشته امکان انجام کارهای جدی سخت شده و کاهش یافته‌است. به شکلی که گاهی در زمینه عناوین به صورت پراکنده کارهایی انجام می‌شود.

    مدیر انتشارات مرندیز مشهد تصریح کرد: انتشارات «مرندیز» در حوزه‌های مختف و به ویژه موضوع علوم انسانی فعالیت دارد. سالانه بین ۵۰ تا ۷۰ عنوان در این انتشارات چاپ می‌شود. ممکن است عناوین منتشر شده تغییر چندانی نداشته‌باشد، اما اکنون تیراژها نسبت به گذشته متفاوت بوده و تغییر کرده‌است. با توجه به این که تیراژ به کشش بازار و موضوع کتاب بستگی دارد؛ در حال حاضر کتاب‌هایی که درخصوص فروش آن‌ها مطمئن هستیم حدود ۱۰۰۰ جلد چاپ می‌شوند.

    نصیرزاده اضافه کرد: به طور کلی اغلب مشاغل در تهران راحت‌تر فعالیت دارند و این موضوع تنها مربوط به حرفه کتاب نیست. به شکلی که گستره توزیع به مرکز یعنی شهر تهران باز می‌گردد و دامنه فعالیت در تهران راحت‌تر است. به این ترتیب ناشرانی که در تهران هستند از نظر دسترسی به بازار و مراکز توزیع یک گام جلوتر از سایر شهرستان‌ها هستند. این تفاوت بسته به مسافت و فاصله مکانی نیست؛ زیرا این تفاوت در قم که فاصله زیادی با تهران ندارد نیز قابل مشاهده است. این تفاوت یک واقعیت اقتصادی است و بر اساس آن، همه کتاب‌هایی که در شهرستان‌ها نیز فروخته می‌شوند از تهران که مرکز است، درخواست می‌شود.

    با تغییر شرایط جامعه، تقاضا برای کتاب تغییر می‌کند

    وی خاطرنشان کرد: به طور کلی نیاز جامعه و جوانان در دوره‌های مختلف تغییر کرده و متفاوت از یکدیگر است. لذا مسلماً سلیقه افراد نیز با تغییر شرایط، بستر و نیاز جامعه تغییر کرده‌است. به عنوان مثال دوره‌ای کتاب‌های مذهبی تقاضای زیادی داشتند و در دوره‌ای که بحث سازندگی مطرح بود، رویکرد زیادی به کتاب‌های مدیریتی وجود داشت.

    مدیر انتشارات مرندیز مشهد اظهار کرد: در حال حاضر نیز با توجه به شرایط، کتاب‌های حوزه روانشناسی عمومی بازار بیشتری نسبت به سایر کتاب‌ها دارند. بخشی از این تقاضا و بازار در ارتباط با جامعه جهانی است به صورتی که اگر کتاب و یا فیلم ساخته شده از کتابی، در خارج از کشور پرفروش و پربیننده باشد، در ایران نیز به نسبت تقاضای خوبی خواهدداشت. این اثرگذاری در همه زمینه‌های رمان، روانشناسی، مدیریت و … وجود دارد به طوری که امروزه به دلیل تغییر نوع کسب‌وکار از کتاب‌هایی در زمینه کسب‌وکارهای دیجیتالی استقبال زیادی می‌شود.

    وی بیان کرد: امیدوارم مردم بخش کوچکی از درآمد خود را برای خرید کتاب که تأثیرات مثبتی در زندگی خود و فرندانشان دارد، اختصاص دهند و تلاش کنیم این نوع فعالیت‌ها در جامعه سرپا بماند و روند ادامه‌داری داشته‌باشد.

    انتهای پیام

  • «جنگ چهره‌ زنانه ندارد»؛ روایتی از حضور زنان در خط‌ مقدم جنگ

    «جنگ چهره‌ زنانه ندارد»؛ روایتی از حضور زنان در خط‌ مقدم جنگ

    «جنگ چهره‌ زنانه ندارد»؛ روایتی از حضور زنان در خط‌ مقدم جنگ
    «جنگ چهره‌ زنانه ندارد»؛ روایتی از حضور زنان در خط‌ مقدم جنگ

    ایسنا/خراسان رضوی زنانی با روحیه لطیف و شکننده در سخت‌ترین و وحشتناک‌ترین شرایط بدون اینکه خم به ابرو بیاورند و به صورت کاملا داوطلبانه در خط مقدم جبهه‌ها حضور پیدا کردند و در چهره‌شان می‌توان دید که هنوز هم بوی خون در مشام‌شان جریان دارد.

    حضور زنان در جنگ همیشه در قالب نقش پرستار و امدادگر به تصویر کشیده شده است؛ اما کتاب «جنگ چهره‌ای زنانه ندارد» داستان زنانی را تعریف می‌کند که اسلحه دست گرفته‌اند، تک‌تیرانداز بوده‌اند و حتی در خط مقدم جنگ فرماندهی کرده‌اند.

    کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» را سوتلانا الکسیویچ نویسنده و مستندنگار بلاروسی نوشته است، او اولین نویسنده تاریخ است که برای نوشته‌هایش در ژانر مستندنگاری جایزه ادبی نوبل را از آن خود کرده است.

    این کتاب راوی راه پر فراز و نشیب زنانی است که در ارتش اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم حضور یافتند. سوتلانا الکسیویچ با چند صد نفر از زنان شرکت کننده در جنگ از قشرهای متفاوت مانند پرستار، تک تیرانداز، خلبان، رخت شور، پارتیزان، بی‌سیم چی صحبت می‌کند تا بتواند داستان تجربه آن‌ها در خاک و خون را در این کتاب به تصویر بکشد.

    از آنجا که الکسیویچ تجربه روزنامه‌نگاری نیز داشته است توانسته توصیفات شاهدان عینی را بی‌کم و کاست یادداشت، تدوین و به خواننده منتقل کند، در مطبوعات شوروی از کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» به عنوان گزارشی روشن و آشکار از گذشته‌ای دور و تاثیرگذار بر کل کشور نام آورده شده است.

    نویسنده اما در روایت داستان این کتاب از زاویه‌ای دیگر به ماجرای جنگ پرداخته که کمتر مورد توجه قرار گرفته و خواننده با خواندن این کتاب لحظاتی از جنگ را تجربه می‌کند که بی‌پرده و عریان است.

    موردی که این کتاب را متفاوت از بسیاری از کتاب‌ها می‌کند، روایت چند صدایی داستان است؛ در این کتاب هر شخصیتی نظر خود را در خصوص جنگ بیان کرده است و همین چند صدایی بودن داستان است که آن را قابل باور کرده است. قهرمانان این کتاب انسان‌های عادی هستند که گویشی ساده دارند و حرف‌هایشان را راحت بیان می‌کنند.

    کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» دارای ۷ بخش بوده که عبارت است از «زن‌ها کی برای اولین بار در تاریخ وارد ارتش شدند؟»، «انسان بزرگ‌تر از جنگ است»، «نمی‌خواهم حتی به خاطر بیاورم…»، «دخترها، بزرگ شید، بالغ شید… شما هنوز خامید…»، «بوی ترس و چمدان آب نبات»، «من این چشما رو امروز هم به خاطر می‌آرم…» و «نیاز به سرباز بود… اما من می‌خواستم زیبا هم بمانم…».

    خوانندگان این کتاب پس از اتمام آن متوجه می‌شوند که نویسنده رسالتش را در خصوص بازنمایی قابل توجه نقش زنان در خط مقدم و پشت جنگ به خوبی به منصه ظهور رسانده است.

    بخش‌هایی از کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» به این شرح است، «اولش از مرگ می‌ترسی، در درونت نسبت به مرگ حس شگفتی و کنجکاوی تجربه می‌کنی. بعدش اونقدر خسته می‌شی که دیگه هیچ حسی به مرگ نداری. همیشه تو حالت ناتوانی قرار می‌گیری. فقط یه ترس تو وجودت می‌مونه، این که بعد از مرگت زیبا نباشی. این هم ترس زنانه…».

    «ما جهان بدون جنگ را نمی‌شناختیم، دنیای جنگ دنیایی بود که با آن آشنا بودیم، و مردمان جنگ تنها مردمانی که می‌شناختیم‌شان. من امروز جهان و مردمی جز این نمی‌شناسم. آیا جهان و مردم غیر جنگی زمانی وجود خارجی داشته‌اند؟».

    «در مرکز همه‌ این خاطرات این حس وجود دارد: غیر قابل تحمل است مردن، هیچ کس دلش نمی‌خواهد بمیرد. غیر قابل تحمل‌تر از آن کشتن انسان‌هاست. زیرا زن زندگی می‌بخشد. مدت زیادی انسان جدیدی را در بطنش حمل می‌کند. از او مراقبت می‌کند و به دنیایش می‌آورد. من فهمیدم که کشتن برای زنان دشوارتر است».

    «بعد از جنگ، تا مدت‌ها می‌ترسیدم بچه‌ دار شم. وقتی بعد از هفت سال بچه‌دار شدم، تازه آروم شدم. اما تا به امروز نمی‌تونم هیچی رو ببخشم و نمی‌بخشم. من وقتی اسرای آلمانی رو می‌دیدم، خوشحال می‌شدم. خوشحال می‌شدم از این‌ که اونا رو تو این وضعیت می‌دیدم؛ هم سرشون توی کیسه بود و هم پاهاشون. اونا رو از خیابونای روستا عبور می‌دادن، التماس می‌کردن؛ (مادر، نون بدید… نون…)، تعجب می‌کردم از این‌ که روستایی‌ها از خونه‌هاشون بیرون می‌اومدن، یکی بهشون نون می‌داد، یکی یه تیکه سیب‌ زمینی، پسربچه‌ها پشت‌ سر اسرا می‌دویدن و به طرف‌ شون سنگ پرتاب می‌کردن…».

    انتهای پیام

  • «شجاعت»؛ راهنمای رهایی از خودمجازاتی

    «شجاعت»؛ راهنمای رهایی از خودمجازاتی

    «شجاعت»؛ راهنمای رهایی از خودمجازاتی
    «شجاعت»؛ راهنمای رهایی از خودمجازاتی

    ایسنا/خراسان رضوی آنچه افراد را سردرگم نگه می‌دارد و موجب می‌شود احساس ضعف و ناامیدی کنند، چیزی بیش از پندارهای پوچ گذشته و ترس‌هایی که در ناخودآگاه‌شان مرور می‌شود، نیست.

    «تو به اندازه کافی خوب نیستی، تو توان انجام این کار را نداری، این کار را نکن. اگر همین را هم که الان داری از دست بدهی چه، تو لیاقت و استحقاق نداری، تمام تلاشت را کرده‌ای.همین اندازه که داری کافی است، همه چیز تقصیر دیگران است، چرا این اتفاق باید برای من بیفتد، همه چیز تقصیر من است، من گناهکارم، این کار را یک روزی شاید انجام خواهم داد ولی امروز نه».

    این ها جملاتی هستند که بارها و بارها تمام ما تکرارشان کرده‌ایم، حرف‌هایی که ما را منفعل می‌کنند و باعث می‌شوند از رسیدن به آرزوهایمان دست بکشیم.

    کتاب «شجاعت» را دبی فورد مدرس، سخنران و نویسنده آمریکایی به رشته تحریر درآورده است؛ فورد با نوشتن کتاب نیمه تاریک وجود به شهرت بسیاری دست یافت که توسط نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۸ به چاپ رسید.

    ترس‌های همیشگی افراد تنها به دلیل برداشت‌های نادرستی است که از اتفاقات گذشته دارند و بها دادن به این ترس‌ها باعث ناتوان شدن، ناامید شدن و عدم اعتماد به نفس در افراد می‌شود که این احساس‌ها باعث می‌شود فرد تصور کند همیشه قربانی است.

    افراد زمانی که احساس ضعف، بیچارگی و ناتوانی می‌کنند، قادر نیستند افکار برخاسته از شکست، منفی بودن و ترس را که سد راه زندگی دلخواه‌شان است، از خود دور کنند؛ پس وقتی افراد قدرت‌شان را نادیده می‌گیرند و آنچه قادر به انجامش هستند را انکار می‌کنند، تسلیم عادات، ترس‌ها، وسوسه‌های ناگهانی و ناسالم خود و الگوی گذشته می‌شوند و به گونه‌ای عمل می‌کنند که گویی ضعف و ناامنی خود را باور دارند؛ زمانی که فردی اعتماد به ‌نفس نداشته باشد، حس می‌کند شایستگی و لیاقت داشتن آنچه می‌خواهد، گفتن حقیقت و یا ایجاد آن تغییر اساسی را که بنیان آینده او را متحول می‌سازد، ندارد.

    فورد با نوشتن کتاب «شجاعت» راهکارهایی را برای این کمبود ارائه می‌دهد. او معتقد است که تنها راه حل این مسئله بازسازی اعتماد به نفس در افراد است. فورد به خوانندگان کتاب یاد می‌دهد که چگونه خودشان را با تمام کاستی‌ها، ناتوانی‌ها و ترس‌هایشان دوست داشته باشند.

    «ماریان ویلیامسن» یکی از آغازگران پیمان صلح در خصوص کتاب «شجاعت» فورد نوشته است: «دبی فورد ما را راهنمایی می‌کند تا از شر خود مجازات کردن‌های گذشته رها شویم. ایده‌های او به شکل فوق‌العاده‌ای قانع‎کننده است».

    «دین مایکل اورنیش» پزشک و پژوهشگر نیز در مورد این کتاب گفته است، « دبی فورد به ما می‌آموزد که تمام جنبه‌های خودمان را بشناسیم، در آغوش بگیریم و بپذیریم و در نهایت دوست داشته باشیم».

    بخش‌هایی از کتاب شجاعت را در ادامه می‌خوانیم؛

    «حقیقت دارد که گاهی برای میلی شدید جنگیده‌ایم، چون برای جلب رضایت دیگران نیاز به تملق کردن داریم، یا با وسوسه پول خرج کردن جنگیده‌ایم، چون باید پول‌مان را پس انداز کنیم. شاید نیاز به نیروی جنگجوی درون‌مان داریم که حد و مرزی تعیین کنیم که بگوییم: (دیگر بس است) یا از باج دادن به کسی که دوستش داریم دست بکشیم. شاید بتوانیم به کمک نیروی آن جنگجو، درصدد مقابله با بیماری خودمان یا کسی که دوستش داریم، برآییم».

    «چند بار احساس کرده اید که تمایل به انجام کاری ندارید؟ چند بار حد خود را پایین آورده‌اید تا نقشی را ایفا کنید که هیچ بخشی از آن را دوست ندارید؟ چند بار درست همان موقع که می خواستید با صدای بلند فریاد بکشید، دهان خود را بسته اید، یا قدرت خود را به کسی بخشیده اید که از صمیم قلب حامی منافع شما نبوده است»؟

    «هر روز، با صدها انتخاب مواجه می‌شویم، انتخاب‌هایی که یا به ما اعتماد به‌نفس، قدرت و ارزش می‌دهند، و یا چیزهایی که بیش از همه دوستشان داریم را از ما می‌ستانند».

    انتهای پیام

  • سردار سلیمانی خواندن کدام کتاب را به همه توصیه کرد؟

    سردار سلیمانی خواندن کدام کتاب را به همه توصیه کرد؟

    سردار سلیمانی خواندن کدام کتاب را به همه توصیه کرد؟

     

    سپهبد قاسم سلیمانی، دوست و دشمن او را خوب می‌شناختند. او نه تنها در میدان نبرد فرمانده‌ای شجاع و دلیر بود بلکه در خارج از میدان‌ نیز همیشه به مردم خدمت رسانی می‌کرد. حاج قاسم اهل مطالعه بود. نکته جالب این است که یکی از وسایلی که حاج قاسم هنگام شهادت به همراه داشت کتاب بود. او علاوه بر اینکه خود کتاب می‌خواند، دیگران را نیز تشویق به مطالعه کتاب به خصوص کتاب‌های مذهبی می‌کرد.

    صفحه تلگرامی منتسب به سردار سلیمانی، توصیه ایشان به مطالعه قدیمی‌ترین کتاب شیعه را منتشر کرد. حاج قاسم سلیمانی در یکی از سخنرانی خود در سال ۷۳ از شیعیان خواسته بود تا کتاب ‎الغارات را مطالعه کنند.

    در این پست آمده است: این کتاب ‎الغارات را که قدیمی‌ترین کتاب شیعه هست بخوانید! ‎حتما بخوانید! مقتل کامل است. اگر آن را بخوانید، امروز برای این حکومتی که در استمرار حکومت ‎علی بن ابی طالب هست، آگاهانه‌تر و بدون تعصبات فردی و حزبی نگاه میکنیم، نظر میدهیم و دفاع میکنیم. ۹۷/۳/۱۷.

    منبع : خبرآنلاین

  • کتاب موسیقایی «تم تمبک» منتشر شد

    کتاب موسیقایی «تم تمبک» منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کتاب موسیقایی «تم تمبک: درآمدی بر آموزش مقدماتی تمبک» به قلم فرزاد کاشی ساز، در بازار موسیقی کشور منتشر و در دسترس هنرجویان ساز تمبک قرار گرفت.

    فرزاد کاشی‌ساز با اعلام این خبر، درباره جزئیات بیشتر کتاب گفت: «کتاب تم تمبک: درآمدی بر آموزش مقدماتی تمبک» با هدف آموزش و نهادینه‌سازی تکنیک‌ها و ریتم‌های پایه در اجرای تمبک، بر اساس نگرش استاد فقید ابوالحسن صبا، طراحی گردیده تا در کنار کتب دیگر در این سبک، چراغ راه هنرجویان باشد.

    او ادامه داد: «هدف این کتاب، آن است که با حذف آگاهانه برخی تکنیک‌ها، ریتم‌ها و… مقدمات تمبک‌نوازی را به آسان‌ترین شکل فراهم آورد تا ضمن حفظ علاقه و اشتیاق هنرجویان و درگیر نکردن آن‌ها با مسائل پیچیده و گاهاً در ابتدای یادگیری کم اهمیت، مهارت و دانش تمبک‌نوازی آن‌ها را ارتقاء بخشد.»

    فهرست مطالب، مقدمه، سخنی با هنرجویان، ریتم‌شناسی، علائم اختصاری، معرفی قسمت‌های مختلف تمبک و تمرینات بخش‌های مختلف کتاب «تم تمبک» هستند.

    قابل ذکر است فرزاد کاشی ساز نواختن تمبک را نزد سعید حسین پور بر اساس متد استاد حسین تهرانی و استاد محمد اسماعیلی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۲ آموخت. وی سابقه اجرا و همکاری در کنسرت‌های موسیقی «گروه تمبکنوازان و سازهای کوبه ای اهواز»، کنسرت «یادمان شبی با موسیقی خوزستان»، گروه موسیقی «رندان» و… را در کارنامه هنری خود دارد.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • انقلاب به آهنگساز پارتیزانی نیاز داشت

    انقلاب به آهنگساز پارتیزانی نیاز داشت

    سیدحمید شاهنگیان، از آهنگسازان و مدیران تأثیرگذار حوزه موسیقی است. شاهنگیان از جمله هنرمندانی بود که در واقعه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ حضور داشت و از همان زمان، معتقد بود که نباید اجازه داد که این اتفاق مهم تاریخی از سوی رژیم پهلوی به فراموشی سپرده شود. با همین انگیزه بود که به تنهایی و در خفقان آن دوران، سرود ۱۷ شهریور را به یاد شهدای این واقعه تولید کرد.

    به همین ترتیب، او تنظیم و آهنگسازی بسیاری از سرودهای انقلابی نظیر «برخیزید ای شهیدان راه خدا»، «خمینی ای امام» و… را نیز برعهده داشته است. پس از انقلاب نیز تا سال ۱۳۶۰ از سوی رییس وقت سازمان صداوسیما، مسئولیت امور موسیقی این نهاد را به عهده گرفت و در شرایط ویژه آن دوران، شاهد چالش‌های زیادی در این عرصه بود. فضایی که خاطراتی مهم و شنیدنی دارد که بخش‌هایی از آن، در کتاب ۲۰۸صفحه‌ای «برخیزید» روایت شده است. در این راستا گفت‌وگویی با روح‌الله رشیدی، محقق و گردآوردنده این کتاب مهیا شده که در ادامه می‌خوانید.

    انقلاب به آهنگساز پارتیزانی نیاز داشت
    انقلاب به آهنگساز پارتیزانی نیاز داشت

    از همین کتاب « برخیزید» شروع کنیم. از آغاز تالیف اثر، کتاب به شما پیشنهاد شد؟

    در پروژه تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که سرودها و ترانه‌های انقلاب، از موضوعات اصلی آن است، یکی از شخصیت‌های اصلی و تأثیرگذار در جریان تولید آثار موسیقی انقلاب، آقای سیدحمید شاهنگیان هستند. آقای شاهنگیان را با سرود «خمینی ای امام» و «برخیزید» در دوره انقلاب اسلامی می‌شناسیم و البته عده زیادی هنوز نام صاحب این آثار را نمی‌دانند. اگر می‌خواستیم پنج نفر را در تاریخ هنر انقلاب و موسیقی نام ببریم که باید خاطراتشان ثبت شود، یکی از آنها آقای شاهنگیان است. مصاحبه‌های پروژه را آقایان قاضی و کربلایی انجام دادند و در سال ۹۴، تنظیم کتاب به بنده پیشنهاد شد. بنده به آقای شاهنگیان علاقه و آشنایی دورادوری با ایشان داشتم و همان‌طور که در مقدمه کتاب هم آورده‌ام، اواخر دهه ۷۰ مستندی از آقای اسماعیل براری درباره سرودهای انقلابی دیدم که در آن، آقای شاهنگیان به اماکنی که سرودها را در آنجا تولید کرده بود، می‌رفت و ماجرای تولید سرودهایی مانند سرود «خمینی ای امام» را توضیح می‌داد. از همان موقع حس بسیار مثبت و خوشایندی به ایشان داشتم و پس از آن هم با سرودهای دیگر ایشان مانند سرود «نصر من الله» ، «برخیزیم» ، «در هوای آزادی» و سرود «۱۷ شهریور» که در فضای پلیسی قبل انقلاب ساخته شده بود و بارها شنیدیم، زندگی کرده بودم. به همین خاطر، همواره در این اندیشه بودم که بتوانم کاری برای ایشان انجام دهم و یکی از حسرت‌های زندگی‌ام این بود که ایشان را از نزدیک ندیده‌ام تا اینکه این کار به بنده پیشنهاد شد و کتاب «برخیزید» حاصل این کار است و درباره یکی از شاخص‌ترین موزیسین‌های انقلاب اسلامی است که بار عمده تولید موسیقی در سال‌های ملتهب انقلاب اسلامی بر دوش ایشان بود.

    اگر موافقید، درباره آقای شاهنگیان و سیر فعالیت‌های ایشان هم صحبت کنیم.

    ایشان، همان‌طور که در خاطرات‌شان هم اشاره کرده‌اند موسیقی‌دان به معنی دقیق کلمه نبوده‌ و تحصیلات موسیقی نداشته‌اند. در یک خانواده کاملاً مذهبی با گرایشات بسیار عمیق دینی و وضعیت اقتصادی خوب، پرورش یافته‌اند و برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد به امریکا می‌رود و حتی امکان ادامه تحصیل در مقطع دکترا را هم داشته است. مادر آقای شاهنگیان، در تربیت سیاسی ایشان ، نقش به‌سزایی داشته‌اند و به واسطه برادر خود که دانشجوی دانشگاه شریف بوده و فعالیت‌های سیاسی داشته، در جریان مسائل انقلاب اسلامی ایران قرار می‌گرفته است و می‌توان گفت از نظر سیاسی فرد آگاهی بوده است. آغاز فعالیت‌های ایشان از امریکا و آشنایی با فعالیتهای سیاسی نیروهای مرتبط با انقلاب اسلامی در امریکا است و استعداد شعر و آهنگ‌سازی ایشان برای اولین بار در همان جا نمایان می‌شود و با اینکه تحصیلات موسیقی نداشته وکلاسی هم در این زمینه شرکت نکرده‌اند، کارهایی را به همراه اعضای انجمن اسلامی دانشجویان مقیم امریکا انجام داده‌ اما خیلی درگیر مسائل سیاسی نبوده و هدفش، بنا به گفته خودش، تحصیل بوده‌ است و نقطه عطف فعالیت‌های ایشان، تصمیم برای برگشتن به ایران در اواخر حضور در امریکا و اوایل سال ۵۷ است. با دیدن فضای سیاسی کشور، حضور خانوادگی ایرانیان در تظاهرات و موج انقلابی که همه جا را فراگرفته بود، در ایران می‌ماند تا کاری برای انقلاب اسلامی انجام دهد.

    فعالیت‌های زیرزمینی برای انقلاب اسلامی را شروع میکند و اولین سرود او، سرود «۱۷ شهریور» است که به تنهایی، آن را انجام می‌دهد و سپس سرودهای «سرباز» و «۱۳ آبان» و در دی ۵۷، سرودهای «خمینی ای امام » و «برخیزید» را می‌سراید و اجرا می‌کند.

    بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مدتی در سپاه و از مسئولین و هسته اولیه بنیان‌گذاران سپاه بوده و بعد از مدتی وارد واحد موسیقی و سرود صداوسیما می‌شود و اولین مسئولیت را به عنوان ریاست این واحد به عهده می‌گیرد. با اینکه موسیقی وضعیت مناسبی نداشت، اما تجربه‌های خوبی دراین حوزه به دست می‌آورد و در این مدت، خدماتی داشته و تحلیل‌های خوبی هم از آن دوره دارد. پس از آن، پنج سال مدیرعامل هواپیمایی آسمان بوده و سپس رایزن فرهنگی ایران در هندوستان می‌شود که خاطرات خوب و جالبی هم از آن دوران دارد. بعد از مدتی به ایران برمیگردد و دوباره به مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما می‌رود و در تولید آثار، با این مرکز همکاری می‌کند. آنظور که آقای شاهنگیان می‌گوید، در دوره جدید فعالیت خود در دهه هفتاد، نخستین ترانه‌های پاپ را می‌سراید و سرآغاز شکل‌گیری سرودها، ترانه‌ها و موسیقی پاپ در دوره جمهوری اسلامی، ایشان هستند و همچنین فعالیت‌های تبلیغاتی و تولید آگهی‌های بازرگانی موزیکال و آموزنده را برای تلویزیون انجام می‌داده است؛ این فعالیت‌ها در دهه هفتاد و هشتاد ادامه داشته و پس از آن وارد آهنگ‌سازی می‌شود و گاهی کارهایی در این‌باره انجام می‌دهد و در نهایت، فعالیت‌ ایشان به شکل مدیریت است.

    یکی از ویژگی‌های آقای شاهنگیان که هنرمندان انقلابی باید آن را در نظر داشته باشند این است که ایشان بازخوردهای اصلی را از مردم می‌گرفته؛ مثلاً بعد از تولید سرود ۱۷ شهریور بین مردم رفته تا واکنش‌ها را ببیند و ویژگی دیگر ایشان، ارتباط با هنرمندان انقلابی و مردمی مثل آقای سبزواری است.

    بله، انقلاب اسلامی، یاران خود را به هم می‌رساند تا حلقه را کامل کند؛ وگرنه ایشان آقای سبزواری و دیگران را نمی‌شناخت و با واسطه آشنایان با ایشان و دیگران آشنا شد و ارتباط برقرار کرد؛ پیش از آن هم آقای شاهنگیان تنها کار می‌کرد و به‌خاطر فضای امنیتی آن موقع، کسی را از کارهایش مطلع نمی‌کرد و در عالم هنر هم کسی را نمی‌شناخت. به صورتی که وقتی سرود ۱۷ شهریور را تولید کرد، تا مدت‌ها کسی نمی‌دانست آقای شاهنگیان آن را سروده‌اند و این فضای امنیتی باید حفظ می‌شد تا حدی که شایعه شده بود دانشجویان پیرو خط امام در فرانسه آن را تولید کرده‌اند و ایشان هم تأیید می‌کردند ولی بعدها کم‌کم حلقه یاران انقلابی کامل شد. طبیعی است که در چنین فضایی، انقلاب اسلامی ایران به آهنگ‌ساز پارتیزانی نیاز داشت و آقای شاهنگیان این ویژگی را داشت و از آقای سبزواری نقل شده است که با ورود آقای شاهنگیان به حوزه شعر و سرود، اشعار خوبی سروده شد و بار از دوش من برداشته شد و روی ملودی متمرکز شدم و دیگران هم به عنوان گروه کُر اضافه شدند و دیگر مجبور نبودیم که همه کارها را خودمان انجام دهیم؛ همین‌طور آقای صبحدل که یکی از مشاهیر آواهای مذهبی و مؤذن نامدار دوران معاصر ماست و امثال ایشان از دیگر حلقه های کامل کننده یاران انقلابی در حوزه موسیقی و سرود هستند؛ در واقع انگیزه مبارزه برای انقلاب اسلامی باعث می‌شد افراد همدیگر را پیدا کنند.

    یک ویژگی جالب توجه هنرمندان در زمان انقلاب این بود که به برقراری ارتباط بین دین و هنر توجه داشتند؛ برای مثال آقای شاهنگیان عنوان می‌کنند که سرود شهید مطهری را بارها گوش دادند تا بدانند چه نکته‌ای باعث شده امام خمینی(ره) این سرود را مورد توجه قرار دهند. این ویژگی هنرمندان آن زمان، در انتخاب شعر و ملودی و ابزار قابل توجه است. موضوعات این چنینی چقدر در سیر هنر انقلاب مؤثر است؟

    در جریان ثبت خاطرات آقای شاهنگیان برای تاریخ‌نگاری فرهنگ و هنر انقلاب، این موضوع مورد توجه ما بوده است. ما اکنون با مسأله فقدان نظریه هنر انقلاب در حوزه های مختلف هنر از جمله موسیقی مواجهیم. در حالی که هم احکام مربوط به موسیقی و هم تجربه‌هایی در این‌باره وجود دارد اما از بطن اینها نظریه‌ای به‌وجود نیامده است و هنوز چالش‌هایی وجود دارند؛ نظریه به این معنی که قابل انتقال باشد و مسائل را تبیین کند. در فضایی که همه چیز به شکل طبیعی علیه هنر بود و دلیل آن هم این بود که هنر و موسیقی در سال‍‌های پیش از انقلاب، به جز برخی استثنائات، قرین ابتذال و در حیطه اشراف و کاخ یا کافه و کاباره بود. کار بزرگ آقای شاهنگیان و هم دوره‌ای های ایشان مانند آقای راغب و دیگران این بود که موسیقی را از انحصار آن فضا درآوردند و موسیقی و سرودهای متفاوتی را به جامعه عرضه کردند. لذا باید به صورت مهندسی معکوس، در ارتباط با موسیقی و هنر انقلابی ببینیم که چه ویژگی هایی در سرودهایی مثل۱۷ شهریور و خمینی ای امام هست تا به نظریه موسیقی انقلاب در محتوا و فرم برسیم. آقای شاهنگیان بیان می‌کند که در صدد یافتن این ویژگی در سرودهای انقلابی بودم و سرود مربوط به شهید مطهری را که مورد تأیید امام خمینی(ره) بود، بررسی کردم و به این نکته پی بردم که در موسیقی مطلوب امام و انقلاب، کلام بر فرم و ابزار غلبه دارد به شکلی که اندیشه انسان را تقویت می‌کند و رشد می‌دهد نه اینکه تنها جسم انسان را به حرکت وادارد بلکه باید فکر را به تکاپو وادارد و می‌گوید ما از این قاعده تا جایی که می‌توانستیم، استفاده کردیم. در واقع یکی از وجوه تمایز موسیقی انقلاب از انواع دیگر آن، این است که کلام اهمیت دارد و تحت الشعاع فرم و ابزار و ملودی قرار نمی‌گیرد و هرچند مکمل هم‌اند ولی در نهایت پیام و کلام است که مهم است و این نشان هوش بالای ایشان است که چنین نکته‌ای را در می‌یابد و آن را تبدیل به قاعده می‌کند و برای مثال وقتی سازی مانند ویولن را حرام اعلام می‌کنند به این می‌اندیشد که چگونه می‌شود با تغییر نحوه استفاده، حکم آن عوض شود و بتوان در سرودهای انقلابی از آن استفاده کرد و این‌گونه قواعد جدیدی ایجاد می‌کردند. این خاطرات می‌تواند ما را به اصول و چارچوبی برای موسیقی مطلوب اسلام و انقلاب، برساند و از این نظر، این خاطرات و تجربه‌ها ارزشمندند.

    اگر مسئله دیگری باقی مانده است، بفرمایید.

    همان‌طور که عرض کردم پروژه تاریخ نگاری فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی، باهدف رسیدن به نظریه فرهنگی انقلاب اسلامی و نظریه هنر انقلاب انجام می‌شود و این تجربه ها هر چه بیشتر جمع‌آوری شود، به این نظریه‌ها نزدیک‌تر می‌شویم و تجربه‌نگاری ما اگر انبوه شود، به‌خصوص از زبان کسانی که تجربه‌های زیاد و مؤثر داشتند، می‌توانیم در کوتاه‌ترین زمان به نظریه فرهنگی انقلاب، نظریه هنر انقلاب و نظریه موسیقی انقلاب برسیم. دلیل اینکه موسیقی را به شکل خاص مطرح کردم این بود که حوزه موسیقی، پرچالش‌تر و مناقشه‌برانگیزتر از بقیه قالب‌ها بوده است. چالشی که در حوزه موسیقی هست، در گرافیک نداریم، اگر چه در آن هم باید به تجربه و نظریه برسیم. اما در حیطه موسیقی متأسفانه چون هنوز نتوانسته‌ایم به چارچوب مشخصی برسیم، موضع‌گیری‌ها فراز و فرود دارد و به‌خصوص در حوزه موسیقی و سرود اگر تجربه ها را سریع‌تر و در کمترین زمان، مطالبه و جمع‌آوری کنیم، می‌توانیم به نظریه موسیقی انقلاب در فرم و محتوا برسیم. همچنین با توجه به دیجیتالی و رسانه‌ای شدن همه مسائل و با توجه به اینکه بیشترین چیزی که در رسانه کاربرد دارد، موسیقی است، ضرورت توجه به موسیقی انقلاب در چنین فضای پرمخاطبی، دوچندان می‌شود.

    کسانی مانند آقای شاهنگیان، قره‌باغی، راغب، گلریز، میرزمانی و شمسایی که در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب خاطراتشان ثبت و بررسی می‌شود، می‌توانند به این پرسش‌ها پاسخ دهند و از این جهت، به نهضتی در این زمینه نیاز داریم. همچنین باید به تجربیات گروه‌های سرود محلی هم هر چه سریع‌تر دسترسی پیدا کنیم که بخشی از کار، افراد حرفه‌ای هستند و بخش دیگر همین گروه‌های مردمی هستند که باید تجربه این گروه‌های سرود محلی گردآوری شود تا ببینیم چطور هم مضامین انقلاب اسلامی در آن سرودها منعکس می‌شد و هم مضامین دینی و آرمانی و می‌شدآنها را در مساجد و مصلی‌ها اجرا کرد و کسی ناراحت و مانع نشود و ذهنیت منفی نسبت به آن وجود نداشته باشد. بخش عمده مصرف موسیقی جامعه هم به واسطه این گروه‌ها و از طریق مراسم و مناسبت‌ها اتفاق می‌افتد، اما چطور شد که از یک دوره‌ای به بعد، داشته‌های خود را حفظ نکردیم و به چیز تازه‌ای هم نرسیدیم و فضای مشوش کنونی بر موسیقی انقلابی حاکم شد؛ لذا برای اصلاح وضع موجود موسیقی، راهی جز تجربه نگاری نداریم.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین