برچسب: استانی-فرهنگی و هنری

  • کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو

    کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو

    کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو
    کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو

    ایسنا/خراسان رضوی کافه محرم جایی است که در آن انسان‌های نسل‌های گوناگون در کنار هم و برای هم سخن می‌گویند و تحفه‌هایی از جنس احترام، علم، تجربه و محبت به یکدیگر هدیه می‌دهند.

    کافه‌نشینی مفهومی فراتر از رفتن به کافه، قهوه‌خانه، چای‌خانه، کافی‌شاپ و مانند آن‌ها را دارد؛ این رفتار به کنشی اجتماعی اشاره دارد که ریشه‌های آن به سده‌های ۱۸ و ۱۹ میلادی، دوران انقلاب فرانسه و انقلاب‌های سیاسی این پهنه بازمی‌گردد. شکل‌گیری کلوب‌های انقلابی در انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه را نیز می‌توان به نوعی آغاز کافه‌نشینی دانست؛ یعنی گرد هم آمدن افراد در یک محیط بیرونی برای سرگرمی و همزمان بحث و گفت‌وگو.

    این کنش در سده ۲۰ تا دهه ۱۹۸۰ به شدت رشد کرد و هر بار که جنبش‌های اجتماعی پدیدار می‌شد، کافه‌نشینی هم فراگیرتر می‌شد و از دهه ۱۹۶۰ همراه با مفهوم روشن‌فکری و دیگر شیوه‌ها به کشورهای دیگر جهان نیز سرایت کرد.

    با این همه، از یکی دو دهه گذشته، کافه‌نشینی اندک‌اندک با شیوه‌های دیگری جایگزین شد که فضا و مکان را به صورت دیگری تعریف می‌کرد ولی در آن‌ نیز مساله بسیار بیشتر از گذران اوقات فراغت یا آسایش و بدون اندیشه بود. کافه‌نشینی ورود سیستم اندیشه و جدل فکری در اوقات فراغت در یک حوزه عمومی بود و گفته می‌شود که وقتی کافه‌های پاریس تعطیل شد، انقلاب فرانسه راهش را گم کرد و گذرش به خیابان‌ها افتاد.

    اطلاع دقیقی از اولین کافه تهران در دست نیست اما جعفر شهری در جلد اول کتاب «طهران قدیم» خود کافه‌ای را با جزئیات شرح می‌دهد که بنا به زمانی که کتاب روایت می‌کند، حتما یکی از اولین کافه‌های تهران به حساب می‌آید. او می‌گوید در ابتدای خیابان باب همایون که اولین خیابان مشجر بود؛ کافه‌ای به نام «لقانطه» برای اولین بار به وجود آمده بود که فرنگ‌دیده‌ها، روزنامه‌نگاران و نویسندگان در آنجا جمع می‌شدند و به گفت‌وگو می‌پرداختند.

    از آن سال‌ها تاکنون در ایران کافه‌ها، کافی‌شاپ‌ها و قهوه‌خانه‌ها میزبان بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر بوده و برنامه‌های فرهنگی متعددی مانند جلسات شعر، شاهنامه‌خوانی و… در آن‌ها برگزار می‌شده و افراد برای نوشیدن چای یا قهوه، به همراه گفت‌وگو در مکانی آرام و ساکت به کافه‌ها می‌رفتند.

    کافه محرم مشهد اما فضای جدیدی را به وجود آورده است. کافه محرم طرحی است برای گپ‌وگفت صمیمی در فضایی که شخصیت‌های مختلف جامعه هر لحظه در حال دور شدن از یکدیگر هستند؛ ایده‌ای است برای نزدیک شدن انسان‌های مختلف یک جامعه برای بیان‌ گفتنی‌ها و انتقال تجربه‌ها و دانش‌ها؛ مکانی‌ است که در آن هر کس، با هر طرز تفکر و ایدئولوژی در زندگی، از گذران عمر خود برای دیگران سخن می‌گوید؛ تبری است برای شکستن بت بازیگری در نقش‌های مختلف اجتماعی که انسان‌های جامعه را هر روز از یکدیگر دورتر می‌کند؛ استاد را از دانشجو، مدیر را دانش‌آموز، پدر را از فرزند، مسئول را شهروند و… . کافه محرم جایی است که در آن انسان‌های نسل‌های گوناگون در کنار هم و برای هم سخن می‌گویند و تحفه‌هایی از جنس احترام، علم، تجربه و محبت به یکدیگر هدیه می‌دهند.

    این کافه‌ خیابانی که ۵ سال است به همت فارغ‌التحصیلان و دانش‌آموزان مدارس امام رضا(ع) و با همکاری هیات محبان اهل بیت(ع) هر سال در دهه اول محرم، در حاشیه خیابان بلوار خیام مشهد برپا می‌شود، تا به امروز میزبان بسیاری از اساتید و جوانانی از قشرهای مختلف جامعه، با تفکرات متفاوت بوده است که به موضوع تفکر و گفت‌وگو اهمیت می‌دهند.

    در این مکان علاوه بر صحبت درباره موضوعات دینی، به موضوعات اجتماعی نیز پرداخته می‌شود. در ۲ سال اخیر شهرهای دیگری مانند کرمان هم با الگوبرداری از این طرح، دست به برپایی کافه‌ای خیابانی با عنوان کافه محرم و با هدف تبیین فلسفه قیام امام حسین(ع) و ترویج شعور حسینی، در کنار شور حسینی زده‌اند. البته امسال با توجه به شیوع ویروس کرونا و محدودیت‌ها و ملاحظاتی که وجود دارد، برنامه‌های این کافه به صورت مجازی برگزار می‌شود.

    یادداشت از محمدرضا صبوریان، خبرنگار ایسنا-منطقه خراسان

    انتهای پیام

  • کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو

    کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو

    کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو
    کافه محرم، محلی برای تفکر و گفت‌وگو

    ایسنا/خراسان رضوی کافه محرم جایی است که در آن انسان‌های نسل‌های گوناگون در کنار هم و برای هم سخن می‌گویند و تحفه‌هایی از جنس احترام، علم، تجربه و محبت به یکدیگر هدیه می‌دهند.

    کافه‌نشینی مفهومی فراتر از رفتن به کافه، قهوه‌خانه، چای‌خانه، کافی‌شاپ و مانند آن‌ها را دارد؛ این رفتار به کنشی اجتماعی اشاره دارد که ریشه‌های آن به سده‌های ۱۸ و ۱۹ میلادی، دوران انقلاب فرانسه و انقلاب‌های سیاسی این پهنه بازمی‌گردد. شکل‌گیری کلوب‌های انقلابی در انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه را نیز می‌توان به نوعی آغاز کافه‌نشینی دانست؛ یعنی گرد هم آمدن افراد در یک محیط بیرونی برای سرگرمی و همزمان بحث و گفت‌وگو.

    این کنش در سده ۲۰ تا دهه ۱۹۸۰ به شدت رشد کرد و هر بار که جنبش‌های اجتماعی پدیدار می‌شد، کافه‌نشینی هم فراگیرتر می‌شد و از دهه ۱۹۶۰ همراه با مفهوم روشن‌فکری و دیگر شیوه‌ها به کشورهای دیگر جهان نیز سرایت کرد.

    با این همه، از یکی دو دهه گذشته، کافه‌نشینی اندک‌اندک با شیوه‌های دیگری جایگزین شد که فضا و مکان را به صورت دیگری تعریف می‌کرد ولی در آن‌ نیز مساله بسیار بیشتر از گذران اوقات فراغت یا آسایش و بدون اندیشه بود. کافه‌نشینی ورود سیستم اندیشه و جدل فکری در اوقات فراغت در یک حوزه عمومی بود و گفته می‌شود که وقتی کافه‌های پاریس تعطیل شد، انقلاب فرانسه راهش را گم کرد و گذرش به خیابان‌ها افتاد.

    اطلاع دقیقی از اولین کافه تهران در دست نیست اما جعفر شهری در جلد اول کتاب «طهران قدیم» خود کافه‌ای را با جزئیات شرح می‌دهد که بنا به زمانی که کتاب روایت می‌کند، حتما یکی از اولین کافه‌های تهران به حساب می‌آید. او می‌گوید در ابتدای خیابان باب همایون که اولین خیابان مشجر بود؛ کافه‌ای به نام «لقانطه» برای اولین بار به وجود آمده بود که فرنگ‌دیده‌ها، روزنامه‌نگاران و نویسندگان در آنجا جمع می‌شدند و به گفت‌وگو می‌پرداختند.

    از آن سال‌ها تاکنون در ایران کافه‌ها، کافی‌شاپ‌ها و قهوه‌خانه‌ها میزبان بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر بوده و برنامه‌های فرهنگی متعددی مانند جلسات شعر، شاهنامه‌خوانی و… در آن‌ها برگزار می‌شده و افراد برای نوشیدن چای یا قهوه، به همراه گفت‌وگو در مکانی آرام و ساکت به کافه‌ها می‌رفتند.

    کافه محرم مشهد اما فضای جدیدی را به وجود آورده است. کافه محرم طرحی است برای گپ‌وگفت صمیمی در فضایی که شخصیت‌های مختلف جامعه هر لحظه در حال دور شدن از یکدیگر هستند؛ ایده‌ای است برای نزدیک شدن انسان‌های مختلف یک جامعه برای بیان‌ گفتنی‌ها و انتقال تجربه‌ها و دانش‌ها؛ مکانی‌ است که در آن هر کس، با هر طرز تفکر و ایدئولوژی در زندگی، از گذران عمر خود برای دیگران سخن می‌گوید؛ تبری است برای شکستن بت بازیگری در نقش‌های مختلف اجتماعی که انسان‌های جامعه را هر روز از یکدیگر دورتر می‌کند؛ استاد را از دانشجو، مدیر را دانش‌آموز، پدر را از فرزند، مسئول را شهروند و… . کافه محرم جایی است که در آن انسان‌های نسل‌های گوناگون در کنار هم و برای هم سخن می‌گویند و تحفه‌هایی از جنس احترام، علم، تجربه و محبت به یکدیگر هدیه می‌دهند.

    این کافه‌ خیابانی که ۵ سال است به همت فارغ‌التحصیلان و دانش‌آموزان مدارس امام رضا(ع) و با همکاری هیات محبان اهل بیت(ع) هر سال در دهه اول محرم، در حاشیه خیابان بلوار خیام مشهد برپا می‌شود، تا به امروز میزبان بسیاری از اساتید و جوانانی از قشرهای مختلف جامعه، با تفکرات متفاوت بوده است که به موضوع تفکر و گفت‌وگو اهمیت می‌دهند.

    در این مکان علاوه بر صحبت درباره موضوعات دینی، به موضوعات اجتماعی نیز پرداخته می‌شود. در ۲ سال اخیر شهرهای دیگری مانند کرمان هم با الگوبرداری از این طرح، دست به برپایی کافه‌ای خیابانی با عنوان کافه محرم و با هدف تبیین فلسفه قیام امام حسین(ع) و ترویج شعور حسینی، در کنار شور حسینی زده‌اند. البته امسال با توجه به شیوع ویروس کرونا و محدودیت‌ها و ملاحظاتی که وجود دارد، برنامه‌های این کافه به صورت مجازی برگزار می‌شود.

    یادداشت از محمدرضا صبوریان، خبرنگار ایسنا-منطقه خراسان

    انتهای پیام

  • آزادی رسانه‌های داخلی، باطل‌السحر رسانه‌های مخرب خارجی است

    آزادی رسانه‌های داخلی، باطل‌السحر رسانه‌های مخرب خارجی است

    آزادی رسانه‌های داخلی، باطل‌السحر رسانه‌های مخرب خارجی است
    آزادی رسانه‌های داخلی، باطل‌السحر رسانه‌های مخرب خارجی است

    ایسنا/خراسان رضوی هادی خانیکی گفت: آزادی در رسانه‌های داخلی، باطل‌السحر رسانه‌های مضر و مخرب خارجی است که می‌خواهند جامعه ما را به سمت آشفتگی و بی‌افقی بکشانند.

    این استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگوی زنده اینستاگرامی که شب گذشته توسط سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، تحت عنوان «نورافکن‌های خاموش» و با موضوع تحلیل مواجهه رسانه‌های فارسی زبان داخل و خارج از کشور شکل گرفت، اظهار کرد: ما هرچقدر دچار ضعف مرجعیت رسانه‌های بزرگ شویم، مخاطبان به سمت رسانه‌های بی مرکز متمایل می‌شوند که رسانه‌های بی مرکز، از فضای مجازی و رسانه‌هایی که با هدف و برنامه مشخص سیاسی در خارج از کشور برنامه‌ریزی و تولید می‌شوند، تشکیل می‌شود.

    وی ابراز عقیده کرد: آنچه که به عنوان مخاطره می‌خواهیم تعریف کنیم، مخاطره ملی و فراتر از مخاطره‌ای است که به نهادهای حاکمیتی و جبهه‌های سیاسی مربوط باشد، می‌توانم بگویم وقتی اداره‌شوندگی رسانه‌ای از دست نهادها و کنشگرهای معتبر خارج بشود دیگر تضمینی برای اخبار آن وجود ندارد، چه در ایام بحران و چه در ایام غیربحران، و به نظرم نباید برای مشارکت اصحاب رسانه و کنشگران رسانه‌ای که دغدغه دین و انقلاب دارند، هر نوع محدودیتی فراهم بشود که ممکن است این محدودیت‌ها شغلی یا معیشتی باشد. فیلترینگ، محدودیت و ایجاد ترس و نگرانی برای جامعه رسانه‌ای، راه حل نیست و اتفاقا اطمینان‌بخشی، سامان دادن به انتقاد و فعالیت‌های حرفه‌ای و کمک‌کردن به نهادهایی که مرجعیت داشته باشند، می‌تواند تاثیرات خوبی داشته باشد و هر چقدر دولت و نهادهای حاکمیتی به آن‌ها کمک کنند، به بالابردن نقش مرجعیت رسانه‌ها کمک کرده‌اند.

    خانیکی در رابطه با تاثیر رها کردن  شغل خبرنگاری توسط خبرنگاران خوب و برجسته ابراز عقیده کرد: اینکه خبرنگاران خوب ما ریزش می‌کنند و به بهترین شکل به کارهای شبه ارتباطی و تبلیغاتی می‌پردازند، یا به سمت تجاری شدن می‌روند و علایقشان به سمت و سوی دیگری می‌رود و یا محدودیت‌های سیاسی، حقوقی و قضایی برایشان به وجود می‌آید. در این زمان بی سروسامانی و آشفتگی به وجود می‌آید و مشخص نمی‌شود مرجع اخبار کجاست.

    وی با اشاره به عنوان این گفت‌وگوی مجازی ادامه داد: برداشت من از تیتر زیبای نورافکن‌های خاموش این بود که احتمالا منظور از آن ظرفیت‌های رسانه‌ای داخل به لحاظ فناورانه و نرم‌افزارانه است و به این موضوع اشاره می‌کنم که این موضوع درباره خبرنگاران، روزنامه نگاران و شهروند روزنامه‌نگاران و همه دست اندرکاران رسانه‌هاست که حقیقتا در شرایط دشواری به سر می‌برند.

    این کارشناس رسانه افزود: وقتی مطالب و نوشته‌های خبرنگاران خوب را در این چند روز اخیر دنبال می‌کردم تردیدی را دیدم که در بعضی به وجود آمده بود که آیا روز خبرنگار را تبریک بگویند یا نه و در بعضی‌ها که همچنان سرسختانه بر روی بقای انگیزه‌ها و ادامه کار حرفه‌ای‌شان تاکید می‌کردند، نگرانی‌هایی که برای تعطیل و توقف بعضی رسانه‌های مکتوب در روزهای اخیر به وجود آمده نیز از مواردی بود که مشاهده کردم.

    نان، آزادی و منزلت برای خبرنگاران باید مورد توجه قرار گیرد

    خانیکی خاطرنشان کرد: این موضوع که چگونه به روزنامه‌نگاری و خبرنگاری نگاه می‌کنیم و آن را جزو نیازهای ضروری کشور می‌دانیم یا نه در کنار نگرانی مسأله معیشتی و شغلی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران اهمیت دارد، آنها با این همه زحمتی که می‌کشند از یک طرف با نگرانی‌های شغلی و بی‌آیندگی شغلی مواجه هستند و از طرفی نگران وضعیت حقوقی و قضایی‌شان هستند و به نظرم نان، آزادی و منزلت برای خبرنگاران در کنار یکدیگر مسائلی است که باید به آن‌ها توجه داشت، بنده وضعیت خطیر روزنامه‌نگاران در ایران را درک می‌کنم و به آنها تبریک و خسته نباشید می‌گویم و آنها را تشویق می‌کنم که امیدوارانه راه خود را ادامه دهند.

    وی بیان کرد: ضرورت بعدی که تصور می‌کنم وجود دارد، تعطیلی روزنامه‌های مکتوب و نوشتاری و تبدیل آن‌ها به رسانه‌های مجازی است که من آن را خبر بدی می‌دانم و نگرانی نسبت به وضعیت نهادها و روزنامه‌ها را ذیل یک پرسش بزرگتری قرار می‌دهم که آن موضوع اعتماد به رسانه‌ها و مرجعیت رسانه‌های داخلی است.

    این استاد علوم ارتباطات عنوان کرد: فکر می‌کنم وضعیت بیشتر به این بازگردد که بستر روزنامه‌نگاری موثر و اثربخشی رسانه‌ها را در کجا می‌بینیم؟ مخصوصا امروزه با توجه به اینکه شرایط، شرایط کرونایی و پساکرونایی است و شرایطی است که اساسا جامعه وارد چارچوب ارتباطی جدیدی شده است، و از طرفی در محدودیت و قرنطینه قرار گرفته‌ایم و از طرفی نیاز به ارتباطات بیشتر شده و شاید بتوان گفت به لحاظ زمینه‌ای، رسانه‌ها هیچ‌وقت در موقعیتی مثل امروز از لحاظ نیازی که به آن‌ها وجود دارد قرار نگرفته‌اند.

    خانیکی تشریح کرد: از یک طرف ما در خانه محدود شده‌ایم و از طرفی مجبور به این شده‌ایم که ارتباطات را گسترش دهیم و اکنون بحث بر سر این موضوع است که این ارتباط چگونه باید شکل بگیرد، از جمله اینکه رسانه‌های پرامکاناتی مانند صداوسیما در داخل و رسانه‌هایی با پخش‌های محدودتر مانند رسانه‌های خارجی در مقابل هم قرار گرفته‌اند و به دلیل اینکه بنده این موضوع را گسترده می‌بینم به چیزی که تحت عنوان اعتماد به رسانه‌ها، سرمایه اجتماعی رسانه و همچنین اهمیت رسانه‌ها مطرح است تکیه می‌کنم.

    وی افزود: توصیه می‌کنم کتابی که اخیرا موسسه رحمان منتشر کرده است که «در جست‌وجوی اعتماد رسانه‌ای در ایران» نام دارد مطالعه بشود، در این کتاب گفته‌هایی تحت عنوان تحول ساختار رسانه‌ای و مسأله اعتماد اجتماعی در ایران وجود دارد که اعتماد را در تحولات تکنولوژی و سخت‌افزارانه مانند رسانه‌های جریان اصلی، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و خبرگزاری‌ها بررسی می‌کند که وقتی آن‌ها در برابر رقیبان جدیدی مثل شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته‌اند پدیده اعتماد از جمله مرجعیت رسانه‌ای را دچار چه تحولی کرده است.

    این کارشناس رسانه تصریح کرد: وقتی با رسانه‌های بزرگ و جریان اصلی رو به رو هستیم، آن‌ها با هویت‌ها و ساختارهای شناخته شده به میدان می‌آیند، اما مهمترین ویژگی شبکه‌های اجتماعی بی مرکز بودن، تعدد و تکثر است و علاوه بر این با پدیده مهمی در جهان جدید و دنیای مدرن با نام افکار عمومی سروکار داریم. در شکل گیری افکار عمومی عوامل مختلفی دخیل هستند، هرکسی حق دارد بر اساس تصورات و برداشت‌های خود حرف بزند اما من اگر بخواهم به زبان علمی‌تری حرف بزنم می‌توانم بگویم بهترین چیزی که می‌تواند به ما نشان دهد که افکار عمومی در چه وضعیتی است روند تغییرات اجتماعی در ایران از جمله تغییر ارزش‌ها، نگرش ها و تغییراتی است که در وضعیت سرمایه اجتماعی رخ داده است، میزان امید به آینده و میزان مشارکت و همبستگی اجتماعی و نظیر این موضوعات را نیز بر مبنای تحلیل مسیرها مشاهده کنیم.

    وجود چشم اندازهای نگران‌کننده و امیدوارکننده با توجه به افکار عمومی

    خانیکی اظهار کرد: پس از آخرین مطالعات و نظرسنجی‌هایی که قبل از کرونا انجام گرفت، نشانه‌های تحول کیفی در افکار عمومی در قالب گزارشی ارائه شد و مشخص شد که سه ویژگی مهم در افکار عمومی ما بروز پیدا کرده است.

    وی ادامه داد: موضوع اول این بود که سطح نارضایتی‌ها به دلایل مختلف در جامعه افزایش پیدا کرده، نگرانی و هراس از آینده شکل گرفته است که می‌تواند نگرانی از آینده شغلی، اجتماعی، سیاسی و ‌… باشد و به دلیل تکثر و تنوعی که در جامعه شکل گرفته است عمومیت‌ها و ارزش های مشترکی که جامعه بر روی آن توافق داشته باشند کم شده و ارزش‌ها، ارزش های متکثری شده و جامعه در بعضی از زمینه ها، شکل قطبی به خود گرفته است.

    این استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: کسانی که بر روی یک امر توافق دارند که یک موضوع را خوب می‌دانند، یا بد می‌دانند، اندازه‌هایشان در جایی به هم نزدیک شده و این وضع را متکثرتر کرده و در چنین وضعیتی می‌توان گفت دو چشم انداز نگران کننده و امیدوار کننده در جامعه و در مقابل ما قرار می‌گیرد.

    خانیکی در رابطه با چشم اندازهای نگران کننده گفت: چشم انداز نگران کننده، تضعیف همبستگی‌های اجتماعی است و به عبارتی دیگر آن انسجامی است که چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل کاهش پیدا می‌کند، به دلیل اینکه زمینه‌های عینی شکاف‌انداز مانند رشد فقر، نابرابری، تبعیض، حاشیه نشینی و فساد آن‌ها را زیاد می‌کند و در زمینه‌های ذهنی مانند نوع نگاه به جنبه‌های معرفتی، عوامل نگرشی، قومیت و تغییر نظام ترجیحات ارزشی، ضعف نظام هنجارهای اخلاقی و یا احساس زوال اجتماعی و رشد فردگرایی وجود دارد.

    وی افزود: آنچه که در مطالعات نشان می‌دهد این است که فردگرایی و رشد ارزش‌های مادی در ایران بیشتر شده، این موضوع فی نفسه نمی‌تواند تهدید باشد، زمانی تبدیل به تهدید می‌شود که نهادهایی مانند نهاد خانواده، آموزش و پرورش، سیاست و دین‌داری تضعیف شده باشد.

    این کارشناس رسانه اظهار کرد: جنبه‌های امیدوار کننده‌ای که به نظر من در جامعه می‌توان دید، این است که در سطوحی که انتقادها، اعتراض‌ها و ناامیدی ها بروز و ظهور پیدا کرده اشکالی از همبستگی و میل به خیرخواهی و نیکوکاری بیشتر شده و به خصوص در دوران کرونا در میان اقشار و گروه های مرجع این اتفاق بیشتر به چشم می‌خورد، مانند حضور فداکارانه کادر درمانی در مواجه با کرونا یا همبستگی‌های مردم که در ماه رمضان و کمک به دیگران در وضعیت بد معیشتی شکل گرفت.

    خانیکی تصریح کرد: آن چیزی که می‌شود افکار عمومی را بر اساس تحلیل مسیرها دید، نگرانی نسبت به آینده و بی‌افقی است که باید دید مردم آینده نزدیک و آینده دور را چگونه می‌بینند، برای مثال وقتی بنده نظرسنجی‌هایی از ابتدای کرونا تا چند روز پیش که در ۷ نوبت در تهران توسط دفتر مطالعات شهرداری تهران انجام گرفته بود را مشاهده می‌کردم، به این نتیجه رسیدم که در فروردین امسال اکثریت شهروندان تهرانی امکان مهار کرونا را تا تیرماه تصور می‌کردند، اما در نظرسنجی جدید بیش از ۶۰% از شهروندان تهرانی تصور می‌کنند حداقل تا سال آینده با کرونا درگیر هستیم و بیش از ۲۵% هم گفته‌اند که نمی‌توانند در این باره پیش بینی انجام دهند و میزان نگرانی به دلیل رشد و شکل‌گیری موج دوم کرونا بیشتر شده است.

    وی اضافه کرد: باقی مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هم از همین جنس است و در نتیجه در افکار عمومی نگرانی از آینده بسیار مهم است و تضعیف ارزش های عام و مشترک نیز اهمیت بسیاری دارد. همچنین گستردگی نارضایتی نیز مهم است، نارضایتی فی نفسه تهدید نیست اما وقتی نارضایتی نتواند سازوکار رضایت را پیدا کند آن وقت است که باید نگرانی به وجود بیاید.

    این استاد علوم ارتباطات در رابطه با مرجعیت رسانه ابرازعقیده کرد: در این حال اگر بخواهیم مشخص کنیم مرجعیت رسانه‌ای کجاست، باید بگویم که هنوز میزان بینندگان صداوسیما در ایران از بقیه رسانه‌ها بیشتر است، اما اینکه میزان بینندگان باعث مرجعیت آن می‌شود یا خیر را، نمی‌توانم بگویم و اینکه رسانه‌های داخلی اعم از رسانه‌های نوشتاری، صوتی و تصویری در چه وضعیتی هستند را هم نمی‌توان گفت.

    اخبار فیک و فرار از خبر، دو موضوع مهم و نگران کننده

    خانیکی در رابطه با تهدیدهای رسانه‌ای خاطرنشان کرد: این را هم اضافه می‌کنم که در دورانی به سر می‌بریم که اساسا نوع ارتباطات و اطلاع‌رسانی تهدیدهای جدی دارد و برای مثال وقتی سازمان بهداشت جهانی موضوع کرونا و ابعادش را مطرح کرد در کنارش به موضوع اطلاعات غلط، بی مبنا و آشفته و اخبار جعلی توجه کرد و هشدارهایی در این باره را اعلام کرد که به این مسائل توجه نشود.

    وی افزود: معمولا در این مواقع تحولات فناورانه اجازه می‌دهد که اخبار فیک روی کار بیایند و به تعبیر جوانان، سیاست هشتگ‌زنی هم تبدیل به سیاست‌ورزی مهمی می‌شود که اگر از اصول اخلاقی تبعیت نکند می‌تواند خبرساز شود و نگرانی دیگری که مطرح می‌کنم مسأله‌ای است که فراتر از اخبار جعلی است و آن فرار از خبر و گرایش به این است که اخبار را دنبال نکنیم.

    این کارشناس رسانه ابرازعقیده کرد: به نظر من متاسفانه مرجعیت خبری، رسانه‌ها و سازوکارهای آن مورد اعتماد نیست. منظورم از رسانه‌ها این است که ممکن است در یک سطحی به قدری اعتماد لطمه ببیند و سرمایه اجتماعی کاهش پیدا کند که حتی فعالیت‌های درست و موثر نهادهای رسمی هم مورد پذیرش واقع نشود و نسبت به آن‌ها شبهه وجود داشته باشد، کما اینکه شبهه نسبت به آمارها، نهادها و اقدامات رسمی پدیده زیان‌باری برای کشور است. بر اساس تجربه و مطالعاتی که انجام داده‌ام می‌گویم که اساسا اگر از دوران مشروطه تاکنون فرازوفرودهای رسانه‌ها را در ایران بررسی کنیم و آن دوران را با زمان کنونی مقایسه کنیم و از سویی دیگر مطالعه تطبیقی در رابطه با تجربه کشورهای موفق و درحال توسعه انجام دهیم، از آن نتیجه می‌گیریم که اداره کردن افکار عمومی و طبیعتا موثر بودن نقش رسانه‌ها صرفا با محدودیت نه ممکن است و نه مطلوب و قطعا به دلیل گسترش نقش شبکه‌های مجازی ممکن نخواهد شد.

    وی افزود: برای مثال آقای دارون عجم اغلو، نویسنده کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» در مصاحبه اخیرش گفته است که یکی از گزینه هایی که پیش روی جامعه پساکرونایی وجود دارد بردگی دیجیتال است، یعنی رهاشدگی در فضای دیجیتال به وجود می‌آید.

    این استاد علوم ارتباطات گفت: در جهانی به سرمی‌بریم که درهم‌تنیدگی و گره خوردگی همه حوزه ها جزو ویژگی های آن است، به طوری که برای مثال امروزه پدیده مهار کرونا پدیده‌ای صرفا زیستی، اقتصادی و مدیریتی نیست و در ایران هم مسأله رسانه با سیاست پیوند خورده و گشودگی در دیدگاه‌ها و رویکردهای سیاسی به گشودگی و تاثیر بر فضای رسانه‌ای هم می‌تواند اثرگذار باشد و شاید بتوان گفت نقطه اول توافق و تفاهم برای اینکه ببینیم مسأله رسانه‌ها چیست این است که بپذیریم تغییری که در جهان رسانه رخ داده است چیست؟

    خانیکی تشریح کرد: ما در عصر پساتلویزیون به سر می‌بریم و باید بپذیریم که تلویزیون فی نفسه باید خود را در برابر رقبای تازه نفسی مانند شبکه‌های اجتماعی ببیند، همین لایوهای اینستاگرامی و بسیاری از ابزار و لوازم شبیه به آن بسیار می‌توانند اثربخش باشد و باید تغییر را بپذیریم و سپس به تغییر در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌ها برسیم.

    وی در رابطه با رسالت رسانه‌ها اظهار کرد: امروز رسانه وقتی رسانه می‌شود که در درجه اول مخاطبانش را راضی نگه دارد و آنها مشارکت داشته باشند، چون پیام‌ها در ذهن مخاطبان قرار می‌گیرد.

    انتهای پیام

  • غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)

    غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)

    غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)
    غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)

    ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس مذهبی گفت: واقعه غدیر کنشگری سیاسی حضرت محمد(ص) و امام علی(ع) است که مساله ولایت و خلافت پس از پیامبر اکرم(ص) را مشخص کرده‌ است.

    حجت‌الاسلام علی عجم در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص ماهیت واقعه غدیرخم اظهار کرد: این کنشگری سیاسی به اعتقاد شیعیان مساله ولایت و خلافت پس از پیامبر اسلام(ص) را مشخص کرد. مساله رهبری و امامت یک موضوع بسیار مهم سیاسی است و این موضوع که امامت، ولایت، رهبری و تشریع و تفسیر دین پس از پیامبر اکرم(ص) به دست چه ‌کسی انجام شود، یک کنشگری سیاسی بسیار مهم بوده ‌است.

    وی خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم(ص) از طرف خدا مأموریت داشتند که امامت، خلافت و رهبری جامعه اسلامی را به دست مولی علی(ع) برسانند. درسی که این واقعه برای ما در جامعه امروزی دارد، اهمیت امامت و رهبری سرنوشت‌ساز جامعه دینی و انسانی است؛ به طوری که جامعه بدون رهبری، امامت و حاکمیت نمی‌تواند به حیات درست خود ادامه دهد.

    عجم اضافه کرد: در واقع درسی که ما از واقعه غدیر خم می‌گیریم، حساس بودن نسبت به مساله حاکمیت دوران زندگی‌مان است. مهم‌ترین موضوع سرنوشت‌ساز ملت، حکومت و حاکمیت است که قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… آن‌ها را در اختیار دارد. بنابراین افرادی که برای حکومت در جامعه انتخاب می‌شوند باید صلاحیت‌های اخلاقی را به ‌ویژه در یک جامعه دینی داشته ‌باشند.

    این کارشناس مذهبی ادامه داد: این مساله اهمیت بسیار زیادی دارد. بنابراین پیامبر(ص) از طرف خدا مأموریت داشتند که پس از خود برجسته‌ترین شخصیت عالم اسلام را به عنوان رهبری جامعه خود مشخص کنند زیرا اگر جامعه در دست افراد شایسته رهبری نشود، تلاش‌ها و حرکت امت مؤثر نخواهد بود و جامعه نیز در جهت درستی پیش نخواهد رفت. به این ترتیب مدیریت و رهبری سیاسی جامعه بسیار مهم است و باید نسبت به آن حساس بود.

    عجم بیان کرد: پیامبر اکرم(ص) در سال آخر حیات خود(دهم هجری قمری) در شرایط خاص موضوع ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی(ع) را به‌گونه‌ای بیان کرده‌اند که از همه جوامع اسلامی حضور داشته ‌باشند. سرزمین غدیرخم مکانی بین مکه و مدینه و محل جمع شدن آب باران بوده‌ و حاجیان به همین دلیل زمانی که به مکه بازمی‌گشتند در این مکان اتراق می‌کرده‌اند، لذا جمعیت بسیار زیادی در غدیر خم حضور داشته‌اند. روایت‌های متعددی مانند ۱۷ هزار، ۱۲ هزار و یا ۱۰۰ هزار نفر در خصوص جمعیت حاضر در غدیر خم وجود دارد که از همه نقاط سرزمین‌های اسلامی در این مکان حضور داشته‌اند.

    وی افزود: به این ترتیب به دلیل اهمیت این موضوع، پیامبر(ص) این خبر را در چنین شرایطی اعلام کردند تا این خبر به همه سرزمین‌های اسلامی برسد زیرا مهم‌ترین عامل خبررسانی به مردم در آن زمان، موسم حج بوده‌است. درسی که ما امروزه می‌توانیم از چنین وقایعی مورد توجه قرار دهیم، بیان جریان‌های مهم و سرنوشت‌ساز در جمع مردم است، به طوری که مردم بتوانند در خصوص این موضوعات به درستی تصمیم‌گیری کنند.

    این کارشناس مذهبی تصریح کرد: امامت حضرت علی(ع) به اعتقاد شیعه از سمت خدا مطرح شده‌ است. شخصیت و جایگاه امام، جنبه‌های مختلفی دارد؛ یکی از این جنبه‌ها الگو بودن برای همه انسان‌هاست و دیگری تفسیر و توجیه دین را بر عهده داشته‌ باشد. یکی از جنبه‌های غدیر خم، حکومت و حاکمیت است، لذا پیامبر(ص) این موضوع را با مردم مطرح می‌کنند زیرا مهم‌ترین عامل استفاده درست از امامت امام علی(ع)، مقبولیت مردم است و اگر مردم امامت را نپذیرند، حتی اگر امام معصوم باشد، نمی‌تواند موفق باشد.

    حجت‌الاسلام عجم اضافه کرد: به همین دلیل پیامبر(ص) به مردم گفته‌اند که با امام علی(ع) بیعت کنند و مردم نیز این کار را انجام داده‌اند اما به تعهدات خود پایبند نبودند و متاسفانه واقعه غدیر پس از رحلت پیامبر(ص) به دلیل ترس و یا… خیلی کم در بین مردم مطرح شد و افراد کمی در خصوص آن شهادت دادند؛ بنابراین این واقعه ۲ درس مهم دارد؛ یکی از آن‌ها اهمیت پایبند بودن به تعهدات و دیگری مقبولیت امامت در بین مردم است به گونه‌ای که حق و درست بودن بدون پذیرش مردم متأسفانه کارساز نخواهد بود.

    وی تأکید کرد: آنچه امروز ما باید در مساله غدیر به آن توجه کنیم، مقبولیت رهبری و سیاسی در بین مردم است. به طوری که این پایگاه مردمی باید وجود داشته‌باشد تا رهبری بتواند موفق عمل کند و اگر پایگاه مردمی تضعیف شود، جامعه دچار بحران خواهد شد. لذا همواره باید پایگاه مردمی در حکومت را حفظ کرد. در واقع هیچ عملی به اندازه پایگاه مردمی امامت را تقویت نمی‌کند و جدا شدن مردم از حاکمیت، خطری شکننده خواهد بود و می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. به همین دلیل جنبه مردمی بودن که اساس آن بر رعایت و حفظ عدالت، عزت، کرامت و حقوق مردم توسط حاکمیت و با توجه به گوناگونی تفکرات، برداشت‌ها و… موجود در جامعه است، حائز اهمیت خواهد بود.

    انتهای پیام

  • غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)

    غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)

    غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)
    غدیر به مثابه کنشگری سیاسی پیامبر اکرم(ص)

    ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس مذهبی گفت: واقعه غدیر کنشگری سیاسی حضرت محمد(ص) و امام علی(ع) است که مساله ولایت و خلافت پس از پیامبر اکرم(ص) را مشخص کرده‌ است.

    حجت‌الاسلام علی عجم در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص ماهیت واقعه غدیرخم اظهار کرد: این کنشگری سیاسی به اعتقاد شیعیان مساله ولایت و خلافت پس از پیامبر اسلام(ص) را مشخص کرد. مساله رهبری و امامت یک موضوع بسیار مهم سیاسی است و این موضوع که امامت، ولایت، رهبری و تشریع و تفسیر دین پس از پیامبر اکرم(ص) به دست چه ‌کسی انجام شود، یک کنشگری سیاسی بسیار مهم بوده ‌است.

    وی خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم(ص) از طرف خدا مأموریت داشتند که امامت، خلافت و رهبری جامعه اسلامی را به دست مولی علی(ع) برسانند. درسی که این واقعه برای ما در جامعه امروزی دارد، اهمیت امامت و رهبری سرنوشت‌ساز جامعه دینی و انسانی است؛ به طوری که جامعه بدون رهبری، امامت و حاکمیت نمی‌تواند به حیات درست خود ادامه دهد.

    عجم اضافه کرد: در واقع درسی که ما از واقعه غدیر خم می‌گیریم، حساس بودن نسبت به مساله حاکمیت دوران زندگی‌مان است. مهم‌ترین موضوع سرنوشت‌ساز ملت، حکومت و حاکمیت است که قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… آن‌ها را در اختیار دارد. بنابراین افرادی که برای حکومت در جامعه انتخاب می‌شوند باید صلاحیت‌های اخلاقی را به ‌ویژه در یک جامعه دینی داشته ‌باشند.

    این کارشناس مذهبی ادامه داد: این مساله اهمیت بسیار زیادی دارد. بنابراین پیامبر(ص) از طرف خدا مأموریت داشتند که پس از خود برجسته‌ترین شخصیت عالم اسلام را به عنوان رهبری جامعه خود مشخص کنند زیرا اگر جامعه در دست افراد شایسته رهبری نشود، تلاش‌ها و حرکت امت مؤثر نخواهد بود و جامعه نیز در جهت درستی پیش نخواهد رفت. به این ترتیب مدیریت و رهبری سیاسی جامعه بسیار مهم است و باید نسبت به آن حساس بود.

    عجم بیان کرد: پیامبر اکرم(ص) در سال آخر حیات خود(دهم هجری قمری) در شرایط خاص موضوع ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی(ع) را به‌گونه‌ای بیان کرده‌اند که از همه جوامع اسلامی حضور داشته ‌باشند. سرزمین غدیرخم مکانی بین مکه و مدینه و محل جمع شدن آب باران بوده‌ و حاجیان به همین دلیل زمانی که به مکه بازمی‌گشتند در این مکان اتراق می‌کرده‌اند، لذا جمعیت بسیار زیادی در غدیر خم حضور داشته‌اند. روایت‌های متعددی مانند ۱۷ هزار، ۱۲ هزار و یا ۱۰۰ هزار نفر در خصوص جمعیت حاضر در غدیر خم وجود دارد که از همه نقاط سرزمین‌های اسلامی در این مکان حضور داشته‌اند.

    وی افزود: به این ترتیب به دلیل اهمیت این موضوع، پیامبر(ص) این خبر را در چنین شرایطی اعلام کردند تا این خبر به همه سرزمین‌های اسلامی برسد زیرا مهم‌ترین عامل خبررسانی به مردم در آن زمان، موسم حج بوده‌است. درسی که ما امروزه می‌توانیم از چنین وقایعی مورد توجه قرار دهیم، بیان جریان‌های مهم و سرنوشت‌ساز در جمع مردم است، به طوری که مردم بتوانند در خصوص این موضوعات به درستی تصمیم‌گیری کنند.

    این کارشناس مذهبی تصریح کرد: امامت حضرت علی(ع) به اعتقاد شیعه از سمت خدا مطرح شده‌ است. شخصیت و جایگاه امام، جنبه‌های مختلفی دارد؛ یکی از این جنبه‌ها الگو بودن برای همه انسان‌هاست و دیگری تفسیر و توجیه دین را بر عهده داشته‌ باشد. یکی از جنبه‌های غدیر خم، حکومت و حاکمیت است، لذا پیامبر(ص) این موضوع را با مردم مطرح می‌کنند زیرا مهم‌ترین عامل استفاده درست از امامت امام علی(ع)، مقبولیت مردم است و اگر مردم امامت را نپذیرند، حتی اگر امام معصوم باشد، نمی‌تواند موفق باشد.

    حجت‌الاسلام عجم اضافه کرد: به همین دلیل پیامبر(ص) به مردم گفته‌اند که با امام علی(ع) بیعت کنند و مردم نیز این کار را انجام داده‌اند اما به تعهدات خود پایبند نبودند و متاسفانه واقعه غدیر پس از رحلت پیامبر(ص) به دلیل ترس و یا… خیلی کم در بین مردم مطرح شد و افراد کمی در خصوص آن شهادت دادند؛ بنابراین این واقعه ۲ درس مهم دارد؛ یکی از آن‌ها اهمیت پایبند بودن به تعهدات و دیگری مقبولیت امامت در بین مردم است به گونه‌ای که حق و درست بودن بدون پذیرش مردم متأسفانه کارساز نخواهد بود.

    وی تأکید کرد: آنچه امروز ما باید در مساله غدیر به آن توجه کنیم، مقبولیت رهبری و سیاسی در بین مردم است. به طوری که این پایگاه مردمی باید وجود داشته‌باشد تا رهبری بتواند موفق عمل کند و اگر پایگاه مردمی تضعیف شود، جامعه دچار بحران خواهد شد. لذا همواره باید پایگاه مردمی در حکومت را حفظ کرد. در واقع هیچ عملی به اندازه پایگاه مردمی امامت را تقویت نمی‌کند و جدا شدن مردم از حاکمیت، خطری شکننده خواهد بود و می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. به همین دلیل جنبه مردمی بودن که اساس آن بر رعایت و حفظ عدالت، عزت، کرامت و حقوق مردم توسط حاکمیت و با توجه به گوناگونی تفکرات، برداشت‌ها و… موجود در جامعه است، حائز اهمیت خواهد بود.

    انتهای پیام

  • قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست

    قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست

    قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست
    قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست

     

     

    ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس مذهبی گفت: اعیاد اسلامی، پیوند بین امت و امام، خالق و مخلوق و انسان‌ها را تقویت می‌کند و توجه به این اعیاد بستر تحکیم روابط بین مسلمانان و اعضای خانواده را ایجاد می‌کند.

    حجت الاسلام مهدی شریعت‌تبار در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص معنای قربان و اعمال روز عید قربان، اظهار کرد: کلمه قربان از ریشه قرب و تقرب به معنی نزدیکی و نزدیک شدن گرفته‌شده، گفته‌شده‌است که حاجی‌ها در روز عید قربان و در سرزمین منا، گوسفند، گاو و یا شتری را قربانی کنند. سنت قربانی از مستحبات تأکیدشده‌ای است که به مسلمانان سایر بلاد نیز سفارش شده‌است.

    وی گفت: قربانی کردن به‌گونه‌ای است که افراد حیوانی را قربانی کرده و گوشت آن را بین نیازمندان، فقراء و مؤمنین توزیع می‌کنند و بخشی از این گوشت را می‌توانند برای خود استفاده کنند. بنابراین انجام با اخلاص این عمل که به دستور خداوند و با رضایت او انجام می‌گیرد، باعث تقرب به خدا می‌شود؛ لذا به این کار قربانی و به روزی که قربانی کردن در آن انجام می‌شود، عید قربان می‌گویند.

    حجت الاسلام شریعت‌تبار ادامه داد: حضرت ابراهیم (ع) به امر خدا مقدمات قربانی فرزند خود، حضرت اسماعیل را آماده کرده‌اند. به همین دلیل ریشه این عمل به حضرت ابراهیم(ع) که بزرگ پرچم‌دار توحید و مبارزه با شرک و بت‌پرستی هستند، بازمی‌گردد. درواقع این دستور و به تعبیر قرآن «بلاء مبین» به معنی بلای آشکار، امتحانی الهی برای سنجش میزان اخلاص و ایثار حضرت ابراهیم(ع) بوده‌است. به همین سبب حضرت ابراهیم پس از موفقیت در این امتحان الهی به مقام امامت نائل شدند. بنابراین از آن زمان حاجیان قربانی کردن را به عنوان یک فریضه در حج تمتع انجام می‌دهند. در آیین یهود حضرت موسی نیز سنت قربانی کردن برای کمک به نیازمندان وجود دارد.

    این کارشناس مذهبی بیان کرد: هدف از قربانی این است که انسان بخشی از مالش را برای رضای خدا و در راه کمک به بندگان خدا انفاق کند. در قرآن بیان شده‌است که خداوند به قربانی انسان‌ها نیاز ندارد و گوشت و خون قربانی، به خدا نمی‌رسد؛ بلکه قربانی موجب تقرب و تقوای انسان‌ها می‌شود. قربانی کردن یکی از اعمال مستحب خاص و ویژه عید قربان است. برگزاری نماز عید قربان نیز یکی دیگر از اعمال این عید بزرگ مسلمانان است. در حج تمتع نیز عید قربان، روز مهمی است که آن را روز حج اکبر می‌نامند.

    حقیقت همه اعیاد اسلامی با امامت و ولایت همراه است

    شریعت‌تبار خاطرنشان کرد: هر یک از اعیاد اسلامی دلیلی دارد؛ به عنوان مثال عید فطر به دلیل یک ماه روزه‌داری انسان‌های مؤمن عید تلقی می‌شود. به طوری که انسان‌ها به شکرانه این موهبت که توانسته‌اند به امر خدا یک ماه از خوردن، آشامیدن و اعمالی که روزه را باطل می‌کند، اجتناب کنند؛ نماز می‌خوانند، زکات و فطریه می‌پردازند و جشن می‌گیرند. حقیقت همه این اعیاد با امامت و ولایت همراه است که به این ترتیب پیوند امت و امام، پیوند خلق و خالق و هم‌چنین پیوندی میان مردم ایجاد شود.

    وی با یبان این که اعیاد فرصتی برای شادمانی و شادی منطقی و صحیح هستند، افزود: در زندگی، انسان‌ها باید رابطه خود با خالق و بندگان خدا را تقویت کنند؛ چراکه شاد کردن دل نیازمندان و مؤمنین و هدیه و عیدی دادن به اعضای خانواده، شادی حقیقی را در پی دارد. توجه به این اعیاد بستر و زمینه مناسبی را برای تحکیم روابط بین مسلمانان و روابط میان اعضای خانواده ایجاد می‌کند که ریشه همه این‌ها عشق و ارتباط با خداوند است. به طوری که اگر انسان‌ها به خدا عشق بورزند، به تبع به بندگان خداوند نیز عشق خواهند ورزید و تلاش می‌کنند به طرق مختلف غم را از دل یکدیگر بزدایند.

    انتهای پیام

  • قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست

    قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست

    قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست
    قربان؛ تقویت‌کننده ارتباط انسان با خدا و بندگان خداست

    ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس مذهبی گفت: اعیاد اسلامی، پیوند بین امت و امام، خالق و مخلوق و انسان‌ها را تقویت می‌کند و توجه به این اعیاد بستر تحکیم روابط بین مسلمانان و اعضای خانواده را ایجاد می‌کند.

    حجت الاسلام مهدی شریعت‌تبار در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص معنای قربان و اعمال روز عید قربان، اظهار کرد: کلمه قربان از ریشه قرب و تقرب به معنی نزدیکی و نزدیک شدن گرفته‌شده، گفته‌شده‌است که حاجی‌ها در روز عید قربان و در سرزمین منا، گوسفند، گاو و یا شتری را قربانی کنند. سنت قربانی از مستحبات تأکیدشده‌ای است که به مسلمانان سایر بلاد نیز سفارش شده‌است.

    وی گفت: قربانی کردن به‌گونه‌ای است که افراد حیوانی را قربانی کرده و گوشت آن را بین نیازمندان، فقراء و مؤمنین توزیع می‌کنند و بخشی از این گوشت را می‌توانند برای خود استفاده کنند. بنابراین انجام با اخلاص این عمل که به دستور خداوند و با رضایت او انجام می‌گیرد، باعث تقرب به خدا می‌شود؛ لذا به این کار قربانی و به روزی که قربانی کردن در آن انجام می‌شود، عید قربان می‌گویند.

    حجت الاسلام شریعت‌تبار ادامه داد: حضرت ابراهیم (ع) به امر خدا مقدمات قربانی فرزند خود، حضرت اسماعیل را آماده کرده‌اند. به همین دلیل ریشه این عمل به حضرت ابراهیم(ع) که بزرگ پرچم‌دار توحید و مبارزه با شرک و بت‌پرستی هستند، بازمی‌گردد. درواقع این دستور و به تعبیر قرآن «بلاء مبین» به معنی بلای آشکار، امتحانی الهی برای سنجش میزان اخلاص و ایثار حضرت ابراهیم(ع) بوده‌است. به همین سبب حضرت ابراهیم پس از موفقیت در این امتحان الهی به مقام امامت نائل شدند. بنابراین از آن زمان حاجیان قربانی کردن را به عنوان یک فریضه در حج تمتع انجام می‌دهند. در آیین یهود حضرت موسی نیز سنت قربانی کردن برای کمک به نیازمندان وجود دارد.

    این کارشناس مذهبی بیان کرد: هدف از قربانی این است که انسان بخشی از مالش را برای رضای خدا و در راه کمک به بندگان خدا انفاق کند. در قرآن بیان شده‌است که خداوند به قربانی انسان‌ها نیاز ندارد و گوشت و خون قربانی، به خدا نمی‌رسد؛ بلکه قربانی موجب تقرب و تقوای انسان‌ها می‌شود. قربانی کردن یکی از اعمال مستحب خاص و ویژه عید قربان است. برگزاری نماز عید قربان نیز یکی دیگر از اعمال این عید بزرگ مسلمانان است. در حج تمتع نیز عید قربان، روز مهمی است که آن را روز حج اکبر می‌نامند.

    حقیقت همه اعیاد اسلامی با امامت و ولایت همراه است

    شریعت‌تبار خاطرنشان کرد: هر یک از اعیاد اسلامی دلیلی دارد؛ به عنوان مثال عید فطر به دلیل یک ماه روزه‌داری انسان‌های مؤمن عید تلقی می‌شود. به طوری که انسان‌ها به شکرانه این موهبت که توانسته‌اند به امر خدا یک ماه از خوردن، آشامیدن و اعمالی که روزه را باطل می‌کند، اجتناب کنند؛ نماز می‌خوانند، زکات و فطریه می‌پردازند و جشن می‌گیرند. حقیقت همه این اعیاد با امامت و ولایت همراه است که به این ترتیب پیوند امت و امام، پیوند خلق و خالق و هم‌چنین پیوندی میان مردم ایجاد شود.

    وی با یبان این که اعیاد فرصتی برای شادمانی و شادی منطقی و صحیح هستند، افزود: در زندگی، انسان‌ها باید رابطه خود با خالق و بندگان خدا را تقویت کنند؛ چراکه شاد کردن دل نیازمندان و مؤمنین و هدیه و عیدی دادن به اعضای خانواده، شادی حقیقی را در پی دارد. توجه به این اعیاد بستر و زمینه مناسبی را برای تحکیم روابط بین مسلمانان و روابط میان اعضای خانواده ایجاد می‌کند که ریشه همه این‌ها عشق و ارتباط با خداوند است. به طوری که اگر انسان‌ها به خدا عشق بورزند، به تبع به بندگان خداوند نیز عشق خواهند ورزید و تلاش می‌کنند به طرق مختلف غم را از دل یکدیگر بزدایند.

    انتهای پیام

  • حکمه‌الاشراق کلید درک فلسفه سهروردی

    حکمه‌الاشراق کلید درک فلسفه سهروردی

    حکمه‌الاشراق کلید درک فلسفه سهروردی

    حکمه‌الاشراق کلید درک فلسفه سهروردی

     

    ایسنا/خراسان رضوی یک پژوهشگر حوزه دین و فلسفه گفت: برای مطالعه فلسفه اسلامی لازم است به فلسفه سهروردی که یکی از قله‌نشینان این حوزه است توجه کنیم.

    حسن جمشیدی خراسانی در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص اندیشه سهروردی و بزرگان فلسفه اظهار کرد: برخی از فیلسوفان توانسته‌اند مسأله‌ای در فلسفه بیان کرده و یا در مسائلی تبیین و تحلیل جدیدی انجام دهند. اما برخی دیگر از فیلسوفان توانسته‌اند مکتبی ایجاد کرده و تحول بنیادی در فلسفه ایجاد کنند. این افراد قله‌های فلسفه هستند و هنگام مطالعه فلسفه باید به این افراد توجه کنیم. از این افراد می‌توان فارابی، ابن سینا و شیخ اشراق و … را نام برد؛ به عنوان مثال زمانی که ما فلسفه معروف به فلسفه اسلامی را مطالعه می‌کنیم، نمی‌توانیم شخصیتی مانند فارابی، بوعلی‌سینا و ملاصدرا و شیخ اشراق را نادیده بگیریم.

    وی ادامه داد: سهروردی یکی از شخصیت‌های بزرگ و قله‌نشین در زمینه فلسفه است؛ به طوری که نمی‌توانیم فلسفه اسلامی را مطالعه کنیم در حالی که به اندیشه سهروردی و کتاب حکمت الاشراق او بی‌توجه باشیم؛ زیرا ایشان فلسفه و مکتبی جدید و متفاوت با ابن‌سینا و فارابی تبیین کرده‌ است. لذا اسم آن را هم حکمت اشراق در برابر حکمت مشا نهاده است. یکی از نکات قابل توجه این است که فلسفه متفاوت از علوم تجربی است؛ به عنوان مثال در خصوص مبارزه با ویروس کرونا که امروزه همه ما با آن مواجه هستیم، نمی‌توانیم به تجربیات ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال یا ۵۰۰ سال گذشته مراجعه کنیم و هرکس هم مراجعه کند مورد تمسخر قرار خواهد گرفت. چون ویروس کرونا جدید است و شیوه درمان نو هم می‌طلبد. باید با علم روز با این ویروس آشنا شد و با آن مقابله کرد.

    این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه بیان کرد: در حالی که علم فلسفه اینگونه نیست و در آن لازم نیست به آخرین دستاوردهای بشری مراجعه کنیم. بلکه برای فهمیدن فلسفه‌هایی مانند فلسفه هایدگر، فلسفه پوپر و یا فلسفه دکارت و کانت و … باید به سراغ فلسفه افلاطون  و ارسطو مراجعه کنیم، زیرا این فلاسفه نیز با توجه به فلسفه‌های قبل از خود توانسته‌اند فلسفه و یا مکتبی جدید تبیین کنند؛ لذا برای مطالعه فلسفه اسلامی هم، لازم است به فلسفه سهروردی که یکی از قله‌نشینان این حوزه است توجه کنیم.

    وی بیان کرد: زمانی که ما فلسفه سهروردی را مطالعه می‌کنیم، ریشه‌های این فلسفه را در فلسفه‌های پیشین هم چون فارابی و شاخ و برگ‌های آن را در فلسفه‌های مرحوم نوری و زنوزی و سبزواری، علامه طباطبایی و … مشاهده می‌کنیم. به شکلی که فلسفه این بزرگان قابل تفکیک نبوده و نیست. فلسفه هریک از این فلاسفه و یا حتی فلاسفه معاصر خود ما هم ریشه در فلسفه پیشینیان دارد. بنابراین گویی فلاسفه بر دوش فیلسوفان پیشین خود ایستاده و حقایق را نظاره می‌کنند. ما در فلسفه به دنبال درک و دریافت درست از واقعیت و حقیقت هستیم. اینها کسانی‌اند که این راه را رفته‌اند و راه را برای ما کوبیده و محکم کرده‌اند.

    جمشیدی خراسانی خاطرنشان کرد: بنابراین در حال حاضر نیز برای مطالعه فلسفه به فلسفه افلاطون، ارسطو و … نیاز داریم و این‌گونه نیست که با مطالعه فلسفه یک و یا تعدادی از فلاسفه، متوجه این علم شده و آن را بفهمیم. سهروردی علاوه بر این‌که فیلسوف بزرگی بوده و کتاب «حکمت‌الاشراق» که کتابی مفصل درخصوص فلسفه است را نوشته‌، عارف بزرگی نیز بوده و بحث‌های ایشان در حوزه عرفان نیز کاملا آشکار و روشن است. سهروردی هم‌چنین در حوزه منطق نیز فردی بزرگ و صاحب‌نظر است. ایشان در مقولات نظر خاص خودش را دارد. گاهی مطرح می‌شود که ایشان فلسفه، منطق و عرفان را درهم آمیخته‌ است اما به نظر من این گفته شاید به دلیل نادرست بودن تعریف ما از فلسفه، عرفان و منطق و یا عدم درک درست از این علوم باشد.

    منطق ابزاری است که به ما کمک می‌کند تا در مفاهمه راه خطا نرویم

    وی با بیان این که منطق، ابزاری است که با استفاده از آن که بتوانیم حرف بزنیم و یا حرف و سخنان دیگران را خوب بفهمیم، مفاهیم را بتوانیم به خوبی به یکدیگر منتقل کنیم، افزود: همان‌طور که در تعریف منطق نیز آمده‌است، منطق زبان را از خطا باز می‌دارد. قلم ما را از نوشتن اشتباه باز می‌دارد. گاهی اوقات از برخی گزاره‌ها، نتایجی استنباط می‌شود که این استنباط درست نیست و منطق دانشی است که در این زمینه به ما کمک می‌کند.

    جمشیدی خراسانی عنوان کرد: منطق درست فکر کردن را به ما یاد نمی‌دهد، درست سخن گفتن را یاد نمی‌دهد، درست فهمیدن را یاد نمی‌دهد. هر یک مهارت‌های خاص خودش را دارد؛ منطق ابزاری است که به ما کمک می‌کند تا در مفاهمه راه خطا نرویم، گزاره انشایی نگوییم و بعد به دنبال صدق و کذب آن باشیم. در نتیجه به عقیده من حتی افرادی که در زمینه‌های مختلف مانند علوم تجربی نیز فعالیت می‌کنند برای بیان گزاره‌های علمی خود ناچار به مطالعه منطق و کار بیشتر بر روی منطق هستند. لذا ممکن است برخی اشتباهات و مغالطه‌هایی که در بین دوستان فعال در زمینه‌های مختلف سیاسی، جفرافی، روان‌شناختی و … ایجاد می‌شود به سبب عدم مطالعه کافی منطق باشد. طرف می‌گوید احساس می‌کنم اقتصاد ایران دچار بحران شده است. خب این احساس ایشان است. مثل کسی که احساس می‌کند الان هوا سرد است. یا کسی که احساس می کند که محل زندگی‌اش مرکز عالم است. این احساس اوست. احساسش درست است. ولی آیا واقعیت است یا نه. او ادعای واقعیت نکرده است.

    این‌که بگوییم سهروردی فلسفه، عرفان و منطق را در هم‌آمیخته‌، تعبیر درستی نیست

    این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه اضافه کرد: به شکلی که گاهی افراد از گزاره‌های جزئی، نتایج کلی گرفته و یا از گزاره‌ها و مقدمات منفی، نتایج مثبت استنباط می‌کنند که نادرست بوده و فهم و درک این موضوعات نیازمند هوشمندی و زیرکی خاصی است. به این ترتیب این‌که بگوییم سهروردی فلسفه، عرفان و منطق را در هم‌آمیخته‌است، تعبیر درستی نیست. زیرا منطق ابزار است و درواقع به تنهایی علم مفیدی نیست مگر از آن در علومی مانند فلسفه، عرفان، ریاضی، جامعه‌شناسی و … استفاده شود. منطق مانند علم اصول است، زیرا علم اصول نیز برای فقه خوانده می‌شود؛ به طوری که اگر فقه وجود نداشته‌باشد، چه بسا علم اصول، علم چندان مفیدی نباشد.

    کلید درک فلسفه شیخ اشراق، کتاب حکمه‌الاشراق اوست

    جمشیدی خراسانی افزود: سهروردی فیلسوف بزرگی بوده و کتاب «حکمه‌الاشراق» را در خصوص فلسفه خودش نوشته است و کلید درک فلسفه شیخ اشراق همین کتاب حکمت‌الاشراق او است. البته کتاب ساده‌ای هم نیست. ایشان چند اثر دیگر فلسفی هم دارد ولی آن‌ها بیشتر شرح فلسفه مشا است. خوانش فلسفه مشا است ولی حکمه الاشراق درانداختن طرح نو است. در کل خود شیخ اشراق از آن دشوارنویس‌ها و دشوارگوها است. ضمنا ایشان عارف بزرگی هم نیز بوده و عقل سرخ، صفیر سیمرغ، آواز پَر جبرئیل، لغت موران، فی حاله الطفولیه، روزی با جماعت صوفیان، الغربه الغربیه و نیز رساله‌ی فی المعراج  و رساله الطیر و رساله فی حقیقه العشق یا مونس‌العشاق آثار عرفانی ایشان و آکنده از رمز و راز است. خود مطلب دشوار و خود ایشان هم دشوارنویس است و بر وخامت آن افزوده است.

    نمی‌توان گفت فلسفه جایگزین علم کلام شده است

    جمشیدی خراسانی با بیان این که گاهی نیز بیان می‌شود که زمانی که فلسفه به وجود آمد، دامنه علم کلام را از بین برد، تشریح کرد: در صورتی که چنین نیست و در حال حاضر نیز همه ادیان به علم کلام نیاز دارند چون علم کلام کارش این است که بتوانند از اعتقادات پیروان خود دفاع کنند، توجیه کند اعتقادات و اعمال دینی مردم را و یا در جهت بسط و گسترش دین تلاش کنند و اصلا کار فلسفه این چنین نیست. کار فلسفه دفاع از اعتقادات دیگران نیست. به این ترتیب نمی‌توانیم بگوییم فلسفه جایگزین علم کلام شده است.  این اشتباه است که فلسفه آمد بساط علم کلام را چید، خیر علم کلام بسط پیدا کرد. علم کلام از فلسفه هم برای تبیین و دفاع استفاده می کند و به نظر من کسانی که می گویند فلسفه بساط علم کلام را جمع کرد و در مغازه‌اش را دو قفله کرد نه به کارکرد علم کلام، نه به کارکرد فلسفه توجه ندارند.

    وی افزود: کارکرد هریک متفاوت از دیگری است. روش‌های این‌ها هم متفاوت است. در علم کلام ما بیشتر از مقبولات عرفی استفاده می‌کنیم. ولی در فلسفه از برهان استفاده می‌شود. در علم عرفان و تصوف مکاشفات و سیر و سلوک عرفا بیان می‌شود و نمی‌توان مسائلی را که با برهان اثبات می‌شوند را با سیر و سلوک بیان کرد. این‌ها دو چیزند. به جای یکدیگر نمی‌توان استفاده کرد. بنابراین زمینه و کارکرد علومی مانند کلام، فلسفه، عرفان و … با یکدیگر متفاوت است. تعریفشان، مسائلشان، موضوعشان، فایده‌شان، غرضشان همه و همه فرق می کند.

    فلسفه قابل تقسیم‌بندی نیست و هر کس تبیین خاصی نسبت به حقیقت دارد

    جمشیدی خراسانی گفت: بعضی افراد بیان می‌کنند که سهروردی فلسفه ایرانی را احیاء کرده‌است. سوالی که پیش می‌آید این است که فلسفه ایرانی چیست؟ و این فلسفه مربوط به چه کسی است؟ همان‌طور که ما در مطالعه تاریخ، بسیار دقیق می‌شویم و به جزئیات نیز دقت می‌کنیم، لازم است در حوزه اندیشه و تفکر نیز این حساسیت‌ها وجود داشته‌باشد. به هر حال فلسفه قابل تقسیم‌بندی نیست و نمی‌توان بیان کرد که ما فلسفه غرب و یا فلسفه اسلامی داریم. به شکلی که فلسفه ملاصدرا با فلسفه شیخ اشراق و فلاسفه دیگر بسیار تفاوت دارد و هر کس فلسفه خاص خود را دارد به این معنی که هریک تبیین خاصی نسبت به حقیقت دارند.

    وی ادامه داد: من معتقد هستم افرادی مانند خیام، شیخ اشراق و فیلسوفان دیگری که این مدل تفکر را داشته‌اند، بسیار شبیه به هم بوده‌اند، زیرا به نظر من آنها با سیستم مخالف بوده‌اند. لازمه سیستم، قدرت است. سیستم از قدرت دفاع می‌کند، یا قدرت را ایجاد می‌کند و یا آن را گسترش و بسط می‌دهد، لازمه قدرت نیز، فساد است. فرق نمی‌کند که این سیستم را چه کسی طراحی کرده باشد. اگر خداوند منان هم سیستم را طراحی کرده باشد و بفرماید که به لیدر این سیستم که آدم است احترام بگذارد شیطان پیدا می‌شود و کاسه و کوزه را به هم می‌ریزد. در سیستم الهی بود که آدم از بهشت رانده شد چون تجرید کرد، طغیان کرد و خلاصه‌اش پیروی نکرد.

    شیخ اشراق مخالف تبدیل شدن شریعت به ابزار قدرت بود

    این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه عنوان کرد: در نگاه عارفانه همین اتفاق در رابطه بین خضر و موسی هم افتاد. موسی نتوانست کارهای خضر را تحمل بکند. نمی‌شود فسادش را از بین برد اما اگر افراد متخلق در آن ورود کنند تباهی آن کمتر خواهد شد ولی از بین نمی‌رود. شیخ اشراق با این سوء استفاده‌ها برخورد می کرد. متعرض این‌ها می‌شد. مخالف آن بود که شریعت ابزار قدرت بشود. البته این نکته فرصت و مجال خاص خودش را می‌طلبد. بنابراین این بزرگان با قدرت ناسازگار بوده‌اند زیرا قدرت فساد ایجاد می‌کند.

    جمشیدی خراسانی بیان کرد: بعضی گفته‌اند که شیخ اشراق فیلسوف طبیعت بود، چون ستارگان را مخلوق خداوند می دانست و… . در بحث نجوم به تفصیل بیان شده که ما دارای فلک‌های زیادی هستیم. فلک‌های هفت‌گانه و نه گانه بخشی از فلک‌هایی است که بر شمرده‌اند و ما این فلک‌ها را در آغاز بحث‌های خود در شرح فتوحات عرض کرده‌ایم. پس ابن عربی فیلسوف بزرگ طبیعت است؟ خیر! اصلا در دوره‌ای که این‌ها زندگی می‌کردند فلسفه‌های علوم هنوز ایجاد نشده بود. حتی فلسفه اخلاق هم ما نداشتیم.

    وی افزود: نکته دیگری که غالبا بیان می‌شود این است که سهروردی بیانگر فلسفه ایرانی است در برابر فلسفه یونانی. در این که ایران شکوهمند و سربلند است تردیدی نیست. ولی سربلندی‌اش به چیست. این که شیخ اشراق فلسفه ایرانی را احیاء کرده است، آیا به آثاری دست پیدا کرده که نه قبل از او نه بعد از او وجود نداشته است و این آثار را از بین برده است. فلسفه مثل تمدن که نیست؛ فلسفه را یک فیلسوف و یک شخص حقیقی و واقعی ایجاد می کند. با کمی تامل و درنگ می شود ریشه مطالب شیخ اشراق را در آثار پیشینیان دنبال کرد. شیخ اشراق نیز در حلقه انتقال فلسفه از کندی به من و شما قرار دارد. مسائل فلسفی را که نمی‌شود با مکاشفات قلبی و غیبی حل و فصل کرد.

    جمشیدی خراسانی تصریح کرد: سهروردی در سن ۳۷ سالگی و براساس دسیسه و توطئه در زندان از دنیا رفت و یا هم واقعا او را کشتند. این دسیسه به دلیل حسادتی که افراد نسبت به موقعیت ممتاز و مناسبی که ایشان در سن جوانی داشته‌اند، شکل گرفته‌است. این موقعیت به دلیل هوش سرشار، حضور در کنار اساتید بزرگ و درس‌های بسیاری که خوانده‌، ایجاد شده‌ بود. یکی از نکاتی که لازم به یادآوری است، نقش کلیدی استاد در تبیین مسائل است. ایشان اساتید زبردستی داشته است، به طوری که فردی که علومی مانند فلسفه، عرفان و … را به درستی متوجه شده‌است، می‌تواند این مفاهیم را به دیگران و شاگردان خودش آموزش دهد.

    این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه عنوان کرد: سهروردی شخصیتی است که در تصوف مهارت و توانایی داشته و انسان بزرگی بوده‌است، به طوری که ایشان اهل ریاضت‌، دعا، نیایش، مراقبه، اعتکاف، گوشه‌گیری و عزلت بوده‌اند. سهروردی بسیار اهل تعمق و تفکر بوده‌ و لذا توانسته‌ در طول ۳۷ سال زندگی خود آثار بسیار ارزشمندی ارائه کند. اساتید ما هم تأکید می‌کردند که برای مطالعه فلسفه حتما تهذیب نفس داشته‌باشید زیرا هدف از خواندن فلسفه رسیدن به حقیقت عالم است. در حقیقت فلاسفه می‌خواهند عین واقعیت خارجی شوند که این امر نیاز به تهذیب نفس و وارستگی درونی دارد و سهروردی دارای این ویژگی بود.

    انتهای پیام

  • نوآوری کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی» از نگاه آیت‌الله رشاد

    نوآوری کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی» از نگاه آیت‌الله رشاد

    نوآوری کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی» از نگاه آیت‌الله رشاد
    نوآوری کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی» از نگاه آیت‌الله رشاد

    ایسنا/خراسان رضوی آیت‌الله رشاد گفت: آن چیزی که در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی» به عنوان یکی از وجوه تمایز و نوآوری‌ها محسوب می‌شود این است که قلمرو دین در مسئله علم دینی را نه حداقلی و نه حداکثری می‌داند.

    رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نشست تخصصی علم دینی که به منظور رونمایی از مجموعه کتاب‌های «علم دینی از چیستی تا چگونگی» نوشته حجت‌الاسلام محمدحسن وکیلی که به صورت ویدیو کنفرانس حضور یافته بود، اظهار کرد: این موضوع که نمی‌شود تمام مسائل علم را بر اساس گزاره‌های دینی پاسخ داد، در قسمت دوم جلد اول کتاب مطرح شده است. بعضی از متفکرین معتقد به قلمرو حداقلی دین هستند، مانند جریانات روشنفکری و برخی معتقد به قلمرو حداکثری دین هستند که این نیز طیف‌های مختلفی دارد و آن چیزی که در کتاب به عنوان یکی از وجوه تمایز و نوآوری‌ها محسوب می‌شود این است که قلمرو دین را در مسئله علم دینی نه حداقلی می‌دانیم و نه حداکثری و اساسا تعیین و کشف قلمرو دین وظیفه یک برهان کلامی خارجی نیست و وظیفه یک فقیه و محدث است که سیر کند تا بفهمد چه مقدار از منابع معرفتی ما نیازهای ما را پوشش می‌دهد و آن به عنوان قلمرو دین تعیین می‌شود.

    وی تصریح کرد: یکی از موضوعاتی که جای طرح و تبیین دارد پرسش‌هایی است که بنده از آن‌ها به مباحث پیشاپیش انگاره تعبیر می‌کنم و یک سلسله مباحث و عناصری داریم که از آن‌ها به عنوان مبادی علم تعبیر می‌کنیم و بخش عمده فلسفه هر علمی را مبادی تشکیل می‌دهد.

    آیت‌الله رشاد افزود: پیش از مبادی چهار پرسش باید پاسخ یافته باشد که عبارت‌اند از امکان علم دینی، روایه علم دینی، سودمندی علم دینی و بایستگی علم دینی که اگر پاسخ مثبت پیدا کنند سخن گفتن از علم دینی روا می‌شود اما اگر به این پرسش‌ها پاسخ منفی بدهیم، دیگر نوبت به بحث از علم دینی نخواهیم رسید.

    رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: یکی از خطاهایی که اصحاب معرفت در مباحث فلسفه‌های مضاف، مرتکب می‌شوند این است که این چهار پرسش را در زمره مبادی علم تلقی می‌کنند کما اینکه پاسخ به این پرسش‌ها جزو فلسفه هر علمی است اما جزو مبادی آن علم قرار نمی‌گیرد.

    وی خاطرنشان کرد: این چهار پرسش به ۱۴ چالش پرسش تجزیه می‌شوند، یکی از این پرسش‌ها این است که می‌گویند اصولا تولید علم در اختیار کسی نیست و امری ارادی نیست، پیدایش و پویش و پایش علم و دگرگونی‌های آن پروژه نیست که با ترفند بتوان آن را مدیریت کرد؛ بلکه پروسه است که طبق فرایند اتفاق می‌افتد و تابع آگاهی و اراده حکومت و دستگاهی نیست تا او را مدیریت کند و با تدبیر خود رسم و روند معرفت را اداره کند، برای مثال به جای علم سکولار علم دینی تولید کند. یکی از حضرات گفته است که معرفت و فکر آزاد هستند و فرمان نمی‌گیرند که این عبارات علمی نیست.

    آیت‌الله رشاد افزود: در پاسخ به این چالش باید گفت که واقعیت این است که علم، فعالیت مغزی است و این فعالیت مغزی و تلاش علمی از افعال آدمی است که برآیند آگاهی و اراده است و اتفاقی که تحت تاثیر آگاهی و اراده رخ نداده است صحیح نیست، فعل برخواسته از آگاهی و اراده لزوما ثمربخش است و منتهی به غایتی که مرید و عالم آن داشته است، خواهد شد و فعالیت مغزی، یک فعل است که فعل تابع آگاهی و اراده است و می‌توان فعل را تغییر داد.

    رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: پاسخ دوم این است که در واقع خارج و عرصه حیات بشر، تاریخ علم خلاف این را اثبات کرده است و حافظه تاریخی بشر از مردان بزرگی نام می‌برد که خودآگاهانه و بر اساس اراده و متکی بر عزم، به تدابیر حکمت‌گونه و تلاش‌های نستوهانه اتکا کردند و فعالیت علمی انجام داده‌اند و توانسته‌اند علومی را تاسیس کنند و آن را توسعه دهند و تاریخ معرفت، وامدار اراده و آگاهی و سخت‌کوشی چنین مردانی است.

    وی تصریح کرد: نکته سومی که می‌توان در قبال این چالش پرسش مطرح کرد این است که اصولا تَکَوُن هر دانشی در گرو انباشت مجموعی از قضایای حاصل از تعامل مولفه‌های رکنی سازگار با دانش است و اصطلاحی وجود دارد تحت عنوان مولفه‌های رکنی علم که از مبانی، موضوع، منطق، آیت و مسائل علم تشکیل می‌شود و هرگاه این پنج مولفه به نحو سازگار و متناسب صورت‌بندی بشوند علم پدید می‌آید.

    آیت‌الله رشاد عنوان کرد: به تعبیر دیگر تا زمانی که ما در این پنج مولفه به مبنا و موضع دست نیافته باشیم اصولا علمی تولید نشده و اگر چنین باشد این مولفه‌ها به اشکال مختلف تلقی می‌شوند و اصولا اجماعی بین بشر و نخبگان بشر درخصوص مبانی، مسائل، موضوع، منطق و آیت، علم‌های گوناگون وجود ندارد و هر گروه و مکتبی در این پنج‌مولفه موضعی دارد و در حقیقت فهم و موضع آحاد و اشخاص و نخبگان درخصوص این پنج مولفه متفاوت است.

    انتهای پیام

  • وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است
    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    ایسنا/خراسان رضوی علی ثابت‌قدم گفت: تصور می‌کنم آن چیزی که پیروزی یک پروژه موسیقی را تضمین می‌کند و از همه مهم‌تر است، وجود احساس در ترانه است و تکنیک در مرحله بعدی قرار می‌گیرد که باعث بیان زیباتر احساس می‌شود.

    این شاعر و ترانه‌سُرا در گفت‌وگو با ایسنا در رابطه با اینکه یک ترانه خوب برای تلفیق با آثار موسیقی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد، اظهار کرد: اینکه یک ترانه خوب چه ویژگی‌هایی می‌تواند داشته باشد به زمان، نوع موسیقی، خواننده و مخاطب مربوط است؛ اما در کل آن چیزی که برای من در ترانه اهمیت دارد این است که مخاطب خود را بشناسم، بدانم چه حرفی را می‌خواهم در قالب ترانه ارائه کنم و ترانه‌ام پر از احساس باشد؛ چرا که خالی از احساس بودن ترانه را به هیچ وجه نمی‌پسندم، حتی اگر اثر تولید شده حماسی باشد.

    وی در رابطه با فعالیت‌های اخیرش در حوزه شعر، ترانه و آثار موسیقی بیان کرد: مانند همیشه و شاید بیشتر از همیشه مشغول به کار هستم، اکنون در حال ساخت آلبوم شهاب مظفری هستیم، شعر و ترانه‌هایی نیز برای بابک مافی، ایوان بند، مسعود صادقلو، رضا شیری و… نیز نوشته‌ام و کارها آماده هستند اما روند گرفتن مجوز، تنظیم و میکس و مستر ۶ ماه تا یک سال طول می‌کشد و این واقعا خوب نیست.

    ثابت‌قدم ابراز عقیده کرد: بنده که در این سال‌ها برای تمام شعرهایم مجوز گرفته‌ام، دیگر نباید شعرهایم دوباره برای مجوز به وزارت ارشاد برود و به نظرم اعتمادی که نسبت به روزنامه‌ها وجود دارد باید برای ترانه‌ها و آثار موسیقی نیز به وجود بیاید تا اگر خطایی از آن‌ها سر زد به سوی ممنوع کردنشان بروند، چون شعر و ترانه به زمان بستگی دارد و ممکن است شعری امروز نوشته شود و وقتی مجوز بگیرد دیگر کلمات استفاده شده در آن در ادبیات گفتاری مردم وجود نداشته باشد.

    موسیقی در سیستم قضایی کشور ما چندان قابل پیگیری نیست

    این شاعر و ترانه‌سُرا مدعی شد: در کشور ما مکانی برای ارائه شکایت در حوزه موسیقی وجود ندارد و هنوز موسیقی در سیستم قضایی ما چندان قابل پیگیری نیست. در دادگاه رسانه هم حتی با اینکه اتاق سینما، روزنامه، اظهارنظر و… وجود دارد اما اتاق موسیقی وجود ندارد و برای مثال اگر یک ملودی به خواننده‌ای فروخته شود اما اسم آهنگساز به عنوان صاحب اثر پای کار نخورد یا خواننده حق‌الزحمه او را ندهد یا ملودی را تغییر دهد هیچ‌جا نمی‌شود از او شکایت کرد و کارشناسی هم که قابلیت تشخیص این‌گونه مسائل را داشته باشد، سراغ نداریم.

    وی در رابطه با فضای امروز موسیقی پاپ‌ تصریح کرد: فضای امروز موسیقی پاپ را نمی‌پسندم و حالم را بد می‌کند، به دلیل این که جهان متفاوتی بین خود، فضا و افرادی که در آن فعالیت می‌کنند می‌بینم، نه اینکه بخواهم آن‌ها را نقد کنم‌ و بگویم مسیرشان درست است یا غلط؛ اما احساس می‌کنم که رویاها، زندگی، مسیر، نحوه رسیدن و ارزش رسیدن به اهداف افرادی که با آن‌ها همکاری می‌کنم با من متفاوت است و این شاید حرف و درددل خیلی از افرادی باشد که اکنون در موسیقی فعالیت می‌کنند.

    ثابت‌قدم ادامه داد: البته این موضوعات جزو مسائل درون خانوادگی و درون سازمانی است و پرداختن زیاد و حرف زدن در این موارد شاید بی‌حرمتی به این خانواده باشد و باعث دلخوری اعضای دیگر این خانواده شود، اما بالاخره این موضوعی نیست که بتوان در داخل خانواده آن را حل کرد.

    ثابت قدم در رابطه با نوشتن رمان جدیدش گفت: پس از ۱۴ سال نفس کشیدن در فضای موسیقی برای اولین بار این را می‌گویم که واقعا حال و هوای ما خوب نیست و به این دلیل شروع به نوشتن رمان جدیدم کرده‌ام تا کمی حالم بهتر شود و این رمان به اندازه تمام فعالیت‌هایی که تاکنون در زمینه‌های فرهنگی و ادبیات انجام داده‌ام، برایم اهمیت دارد.

    ارتباط با شرکت‌های موسیقی و آهنگ‌سازان، بهترین راه همکاری ترانه‌سرایان با خوانندگان مطرح است

    این شاعر و ترانه‌سُرا در رابطه با اینکه شاعران و ترانه‌سرایان مستعد و جوان چگونه می‌توانند با خوانندگان مطرح ارتباط برقرار کنند و وارد بازار موسیقی شوند، اظهار کرد: این سوال بسیار از من پرسیده می‌شود و پیام‌های متعددی از این قبیل از طرف جوانان دریافت می‌کنم که چطور می‌توانیم اشعار و ترانه‌هایمان را به دست خوانندگان معروف برسانیم تا به اجرا برسد. جواب من این است که معمولا چند دسته خواننده وجود دارند، یک‌سری از خوانندگان تولیدات اثرشان را خودشان انجام می‌دهند، یعنی شعر و ترانه را خودشان می‌نویسند، ملودی را خودشان می‌سازند و حتی گاهی تنظیم هم با خودشان است که برای نمونه می‌توانم به محسن یگانه اشاره کنم، یا روزبه بمانی که خودش شعر و ترانه‌هایش را می‌نویسد و یا محسن چاوشی که خودش ملودی‌ می‌سازد و قطعا ارسال اثر برای این دسته از خوانندگان بی فایده است و درصد خیلی پایینی وجود دارد که آن‌ها از آثار بقیه استفاده کنند.

    وی ادامه داد: یک‌سری از خوانندگان نیز وجود دارند که خودشان اصلا در موضوع تولید دخالتی ندارند و تیم تولید، تهیه‌کننده، تنظیم‌کننده یا مدیربرنامه‌هایشان وظیفه جمع‌آوری آثار را بر عهده دارند که اکنون هم این اتفاق زیاد شده و معمولا تهیه‌کنندگان تصمیم‌گیرنده هستند.

    ثابت‌قدم افزود: در مجموع خوانندگان معروف آن‌قدر مشغله دارند که فرصت پاسخگویی، دیدن و خواندن اشعار را ندارند و به نظر من بهترین راه برای رساندن شعر و ترانه به خواننده‌ها، ارتباط با شرکت‌های موسیقی است، چون معمولا شرکت‌های موسیقی‌ای که فعالیت می‌کنند، ده‌ها خواننده مطرح و جوان‌تر و تازه کار در خود دارند که اگر آثار خوبی به آن‌ها ارائه شود، این همکاری راحت‌تر شکل می‌گیرد.

    وی ادامه داد: بهتر از شرکت‌ها نیز ارتباط با آهنگ‌سازها و تنظیم‌کنندگان است، چون آهنگ‌سازها همیشه تشنه شعر هستند تا بتوانند آهنگ جدید تولید کنند یا اینکه بر روی آهنگ‌هایشان شعر بگذارند و اگر ترانه‌سرایان آثارشان را برای آن‌ها بفرستند و کار خوبی به وجود بیاید، قطعا آن‌ها اثر را به خوانندگان پیشنهاد می‌دهند.

    این ترانه‌سرا ابراز عقیده کرد: امروزه تهیه‌کنندگان عجیبی در موسیقی وجود دارد که شهرت را به خواننده می‌دهند اما پول را خود دریافت می‌کنند. این مسئله واقعا دردناک است که خواننده‌های ما وقتی به شهرت می‌رسند و سوپراستار می‌شوند، پول در جیبشان نیست. در تمام دنیا بر اساس میزان بازدید و دانلود موزیک پول به حساب خواننده واریز می‌شود؛ اما در کشور ما این اتفاق نمی‌افتد و هنوز استفاده از این موضوع را نیاموخته‌ و راهکارش را نداریم. به نظرم‌ اگر حداقل شرایط مالی اهالی موسیقی مانند کشورهای آسیایی همسایه می‌شد، کارهای حرفه‌ای‌تر و بهتری هم تولید می‌شد.

    ثابت‌ قدم در ادامه عنوان کرد: امروز به ندرت در آثار تولید شده موسیقی می‌توان پروژه حرفه‌ای پیدا کرد که شاعر، تنظیم‌کننده، خواننده و عوامل تولید علاوه بر اینکه پولی که حقشان است را گرفته باشند، شان‌شان حفظ شده باشد و اثر تولید شده هم به خوبی پخش شده باشد.

    امروزه در بین ترانه‌سرایان سوپراستار وجود ندارد

    علی ثابت‌قدم با بیان اینکه در سال‌های اخیر شاعران خیلی بیشتر از گذشته به فراموشی سپرده شده‌اند، اظهار کرد: این امر به این دلیل است که کارها به سمت آثار ریتم‌محور رفت و ریتم موزیک اولویت اول؛ استایل خواندن خواننده اولویت دوم؛ ملودی اولویت سوم را داشت و در نهایت به شعر توجه می‌شد و شاعران و ترانه‌سرایان به فراموشی سپرده شده‌اند که البته این مسئله مقطعی بود و اکنون وضعیت بهتر است؛ اما روزگاری ترانه‌سرایان نیز سوپراستار بودند و افرادی مانند اردلان سرافزار، محمدعلی بهمنی و عبدالجبار کاکایی شهرت بسیاری داشتند.

    وی افزود: درسال‌های اخیر روزبه بمانی جزو معدود افرادی است که من واقعا شعرهایش را دوست دارم و در کارهایی که خوانندگان مختلف از اشعار و ترانه‌هایش خوانده‌اند، کمتر کاری دیده می‌شود که ضعف داشته باشد و معمولا از قدرتی نسبی برخوردار است. روزبه بمانی هم جزو نسل و دوره‌ای بود که به عنوان ترانه‌سرا سوپراستار شد.

    این ترانه‌سرا اضافه کرد: در روزگار کنونی یک سری افراد به اسم ترانه‌سرا شناخته می‌شوند که اصلا ترانه‌سرا نیستند و صرفا افرادی هستند که روی آهنگ یک چیزی نوشتند که پخش شده و شنیده شده؛ اما از نظر مبنا، وزن، قافیه و مفهوم دارای مشکل است و این افراد با شنیده شدن آن کار کاسبی راه انداخته‌اند و در این شرایط برخی دوستان که از ترانه‌سرایان موفق و از دوستان من هم هستند، کم‌کار می‌شوند.

    ثابت‌قدم در رابطه با اینکه حضور ترانه‌سرایان در نشست‌ها و جشنواره‌های ترانه چقدر می‌تواند در رشد آثار آن‌ها تاثیرگذار باشد، گفت: به نظر من برای یک شاعر و ترانه‌سرا ارتباط با اهالی موسیقی خروجی بهتری دارد تا اینکه در جشنواره‌ها و جلسات متعدد شرکت کند، البته آن‌ها هم بی‌تاثیر نیست و خیلی از استعدادها از این راه شناخته می‌شوند و برای افرادی که به تازگی شروع به فعالیت کرده‌اند و جوان هستند خیلی هم مناسب است؛ اما برای انجام فعالیت حرفه‌ای در حوزه ترانه و موسیقی اگر از من بپرسید که یک ترانه‌سرا بهتر است در جلسات ترانه شرکت کند یا در استدیو بنشیند قطعا می‌گویم که در استدیو بنشیند، چون کار او گره خورده به موسیقی است و تاثیر کارش زمانی دیده می‌شود که با اهالی موسیقی ارتباط خوبی داشته باشد.

    وی با بیان اینکه کارگاه‌های آموزشی شعر و ترانه می‌تواند تاثیر خوبی در جهت رشد و ارتقاء شعر و ترانه کشور داشته باشد، گفت: وظیفه هرکدام از شاعران برجسته این است که حداقل ۱۰ شاعر دیگر را پرورش دهند و به آن‌ها کمک کنند تا رشد کنند؛ اما باید بستر برای این آموزش و برگزاری کارگاه‌های آموزشی شعر و ترانه توسط شرکت‌های خصوصی موسیقی و ارگان‌های دولتی مربوطه فراهم شود تا اتفاق خوبی در این زمینه رقم بخورد.

    انتهای پیام