به گزارش ایسنا شاید یاد دادن ایمنی و لزوم رعایت آن به کودکان یکی از کارهای دشواری باشد که در مواردی با گروههای سنی کودکان و نوجوانان مواجه نشود. اما از آن جایی که آموزش ایمنی و لزوم رعایت آن، آشنایی با شماره تماس نیروهای امدادی، اینکه کودکان پس از تماس با نیرو های امدادی لازم است چه اطلاعاتی را به نیرو های امدادی بدهند و… از اهمیت ویژه ای برخوردار است و باید به فکر راهی ساده و در عین حال جذاب برای استقبال کودکان از آن بود.
پیش از شیوع ویروس کرونا اکثر این آموزشها در مهدهای کودک، پیش دبستانی و مدارس انجام می شد که تا حد قابل قبولی گروه سنی کودکان و نوجوانان را با اطلاعات ایمنی و نحوه برقرار کردن ارتباط تلفنی با نیروهای امدادی آشنا می کرد. حتی پیش از شیوع کرونا ویروس والدین می توانستند با هماهنگی ایستگاههای آتش نشانی یا پایگاههای اورژانس همراه با کودکانشان از کار نیروهای مدادی بازدید کنند تا با اهمیت آن نیز آشنا شوند؛ اما حالا با آنلاین شدن کلاسهای درس این آموزشها اغلب در بستر اینترنت یا سامانه های آموزشی ارائه می شود که هر چند شاید قدم مثبتی در زمینه فرهنگ ایمنی باشد اما احتمالا کافی نخواهد بود.
در سال های گذشته چندین بار صوت تماس چند کودک با نیروهای امدادی در فضای مجازی منتشر شده است. کودک، در حالی که صدایش میلرزد و دقیقا نمیداند که باید چه چیزی را به نیرو های امدادی اطلاع دهد می گوید که حال یکی از اعضای خانوادهاش مساعد نیست و بیهوش است. البته این در بهترین حالت اتفاق است که این کودک شماره تماس نیروهای امدادی را بلد بوده و آنقدر نسبت به اهمیت تماس سریع با نیروهای امدادی آشنایی داشته که به سرعت اینکار را انجام داده است، اما چند درصد از کودکان و نوجوانان در این مورد آگاهی کافی دارند و می دانند که اگر به هر دلیلی نیاز به کمک امدادگران اورژانس داشت، یا اگر کودکی در خانه تنها بود و حریقی رخ داد چطور باید با نیروهای امدادی ارتباط برقرار و درخواست کمک کند؟
حتی یاد دادن نکات دیگری به فرزندان،مثل چگونگی پناهگیری هنگام وقوع زمین لرزه، چگونگی تخلیه ساختمان حین وقوع حریق، استفاده نکردن از آسانسور حین آتش سوزی و… نیاز به آموزش و یادگیری دارد. آموزش هایی که امروزه به واسطه آنلاین شدن کلاس های درسی حتما باید از سوی والدین نیز بیش از پیش جدی گرفته شود.
بر اساس نظر برخی از کارشناسان ایمنی که در حوزه کودک و نوجوان نیز فعال هستند، تمام مواردی که گفته شد و آگاهی نسبت به چگونگی کار نیروهای امدادی، ارتباط برقرار کردن با آنها و.. را می توان از طریق بازی به کودکان آموزش داد. نکته قابل توجه این است که یکی از بهترین روشهای یادگیری بازیهای تعاملی است، این یادگیری علاوه بر اینکه با استقبال کودکان مواجه می شود، همچنین سرعت و دقت آن ها را نیز افزایش می دهد.
کودکان با بازی کردن به نوعی زندگی را تمرین می کنند، برای همین آموزش نکات ایمنی، پر رنگ کردن نقش نیروهای امدادی در ذهن کودکان با استفاده از انجام بازیها و… علاوه بر اینکه کودکان را برای شرایط سخت و حساس زندگی آماده می کند، خلاقیت آن ها را نیز افزایش میدهد و چقدر بهتر خواهد بود اگر کودکان در کنار بازی ها با فرهنگ ایمنی و ارتباط برقرار کردن با نیروهای امدادی نیز آشنا شوند تا در صورت نیاز بتوانند به خودشان و اطرافیانشان کمک کنند.
علاوه بر تمام این موارد، باید به خاطر داشته باشیم که کودکان امروز، جوانانی هستند که سالهای بعد با حفظ و عمل به فرهنگ ایمنی میتوانند جامعه را به سمت مسیر ایمنی هدایت کنند تا از وقوع پلاسکو و سینا اطهرهای دیگر جلوگیری شود.
محمدرضا مرشد دوست- یک کارشناس ایمنی و مدیرعامل انجمن کودک ایمن، ناجی فردا- در گفت و گو با ایسنا، درباره آموزش ایمنی از طریق بازی و هویت بخشی به شغل آتش نشانی- اظهار کرد: خانوادهها باید برای کودکانشان تمام تیمهای امدادی را هویت بخشی کنند. یعنی هویت این نیروهای امدادی از جمله آتشنشانی، اورژانس، پلیس و… را برای آن ها آشکار کنند.
وی ادامه داد: در مورد اهمیت کار نیروها باید با کودکان گفت و گو کرد و به بهانه های مختلف و در شرایط مختلف توضیحاتی را در این رابطه به آن ها ارائه کرد. مثلا در شرایطی که به خاطر نوروز همه تعطیل بودند می توانستند از طریق توضیح درباره اینکه کار نیروهای امدادی تعطیلی ندارد می توان نسبت به هویت بخشی به مشاغل ایمنی برای کودکان اقدام کرد.
این کارشناس ایمنی گفت: یکی از اقدامات دیگری که خانواده ها می توانند انجام دهند این است که با کودکانشان فیلم ها و کارتون های مربوط به نیروهای امدادی را نگاه کنند، تمام این اقدامات برای هویت بخشی به مشاغل امدادی و آشنایی کودکان با فرهنگ ایمنی بسیار موثر است. در سالهای گذشته که هنوز بیماری کرونا شایع نشده بود والدین می توانستند کودکانشان را با نیروهای امدادی آشنا کنند و در ایستگاه های آتش نشانی حاضر می شدند.
مرشد دوست با اشاره به اینکه میتوان بازیهای قدیمی را کمی تغییر داد و با رویکرد ایمنی آن ها را انجام داد، ادامه داد: مثلا می توان از طریق بازی نقاط امن خانه را به کودکان آموزش داد. یکی از بازی های دیگر مربوط به تخلیه اضطراری در لحظات اولیه حادثه است، مثلا می توان گفت که با شنیدن صدای یک سوت همه بچه ها داخل پارکینگ باشند، البته باید شروط آن را هم تعیین کنند و بگویند که نباید در شرایط اضطراری از آسانسور استفاده کنند.
وی با تاکید بر اینکه بازی های ایمنی را باید در برنامه های والدین و کودکان قرار داد گفت: از طریق بازیها می توان کودکان را برای آشنایی و یادگیری ایمنی تشویق کرد. در درازمدت این اقدام موجب افزایش فرهنگ ایمنی می شود.
سیاوش ملکی فر روز دوشنبه در رویداد مجازی جذب سرمایه در حوزه آموزش از سلسله رویدادهای دوشنبه های استارتاپی صندوق نواوری و شکوفایی به استارتاپ ها توصیه کرد: نیاز نیست در راه اندازی یک استارتاپ، یک مدل کسب و کاری را که تا کنون در دنیا وجود نداشته، خلق کنند.
وی افزود: آنها کافی است یک مدل کسب و کار، یک بوم و یک ایده استارتاپی را که در دنیا آزموده شده و جواب داده بگیرند و یک اجرای بدون نقص در کشور ارائه کنند.
ملکی فر یادآور شد: بزرگان استارتاپی کشور نیز هیچ کدام برای اولین بار در دنیا و ایران ایجاد نشده است، بلکه همه یک کپی هوشمندانه و ایرانی شده از حوزه های مختلف هستند.
وی گفت: فناوران می توانند با کپی کردن استارتاپ های خوب دنیا بخشی از ریسک های خود را پایین آورند. ریسک در حوزه نوآوری بسیار زیاد است که از جمله آن ریسک بازار است، بنابراین فعالان در زمینه استارتاپ با کپی کردن استارتاپ های خوب دنیا می توانید ریسک های خود را پایین بیاورند.
بازآفرینی در حوزه آموزش با شیوع کرونا در دنیا تشدید شد
ملکی فر افزود: با توجه به توسعه فناوری در دنیا شاهد روند بازآفرینی در حوزه آموزش بودیم، شیوع ویروس کووید ۱۹ به این قضیه دامن زد و باعث شد نیاز به استارتاپ های این حوزه بیشتر شود.
وی بیان کرد: با توجه به شیوع این بیماری در ایران و پیرو آن اعمال محدودیت ها، بخشی از بار بیماری کووید ۱۹ در حوزه آموزش را استارتاپ ها انجام دادند.
معاون توسعه صندوق نوآوری ادامه داد: با توجه به گذشت هفت ماه از شیوع این بیماری اکنون بازار برای فعالیت استارتاپ ها در حوزه آموزش عالی و آموزش و پرورش بزرگتر شده است و تقاضا نیز بیشتر شده، در همین راستا صندوق نوآوری و شکوفایی با وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تلاش کرد استارتاپ های توانمند این حوزه را شناسایی و به سرمایه گذاران معرفی کنند.
ملکی فر با اشاره به معرفی ۶ استارتاپ حوزه آموزش در این دوره از رویداد یادآور شد: از این تعداد ۲ استارتاپ توانستند قبل از ورود به این رویداد سرمایه مورد نیاز خود را جذب کنند.
وی با ابراز امیداوری از اینکه شاهد فعالیت استارتاپ های بیشتری درحوزه آموزش باشیم، افزود: در صندوق بعد از این رویداد حداقل یک رویداد دیگر در حوزه آموزش برگزار خواهد شد، چرا که این حوزه بسیار وسیع است و قابلیت فعالیت بیشتر در آن وجود دارد.
به گزارش ایسنا سرهنگ عباس مسعودی در کارگاه آموزشی مدیریت بحران که به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد با تاکید بر ضرورت مدیریت در بحران ها اظهارکرد: هدف اصلی از برگزاری این دوره ها بالا بردن سطح دانش کارکنان قبل از وقوع بحران و نحوه کنترل بحران های احتمالی است همچنین با اتخاذ راهبردهای لازم در صدد هستیم با ارتقای مهارتهای مرتبط دانش و بینش کارکنان را افزایش دهیم.
معاون اجرایی پلیس پیشگیری ناجا ادامه داد: امروز نیروی انتظامی مورد وثوق مردم است و مردم به پلیس اطمینان دارند و اینگونه است که در همه حوادث و اتفاقات اولین گزینه ای که به ذهن مردم متبادر می شود نام پلیس است. از این رو باید تلاش کنیم که این اطمینان و اعتماد را با عملکرد و مدیریت خوب و به هنگام در حوادث پیش رو تقویت کنیم.
مسعودی منشاء به وجود آمدن بحران ها در سطح کشور را تشریح کرد و گفت: کارکنان نیروی انتظامی باید با آموزش و تمرین مستمر طوری عمل کنند که نوع عملکرد آنان منجر به ایجاد زمینه های بحران نشود.
وی خاطرنشان کرد: فرماندهان یگان های امداد و روسای کلانتری ها در مواقع حساس به وسیله فراگیری دانش در مدیریت بحران و انتقال به کارکنان زیر مجموعه با آمادگی قبلی می توانند بهترین روش ها و شیوه های انتظامی را در جهت کنترل و مدیریت بحران ها به کار ببندند.
به گزار پایگاه خبری پلیس کارگاه آموزشی “مدیریت بحران؛ شیوه ها و تکنیک ها” به مدت دو روز برای ۹۵۰ نفر از روسای کلانتری های هدف و فرماندهان یگان های امداد سراسر کشور به همت مجتمع آموزش پلیس پیشگیری ناجا و به صورت همزمان در ۴۳ نقطه از کشور برگزار شد.
ایسنا/خراسان رضوی سرمایهگذاری در توسعه مهارتهای یک ملت از طریق آموزش حرفهای، یکی از مولفههای مهم توسعه سرمایه انسانی است. برخی از جوامع آموزشهای فنی و حرفهای را بیاهمیت نشان میدهند و این امر باعث شده افراد بیشتر به سمت دانشگاهها گرایش یابند و درنهایت منجر به بیکاری نیروی کار یک کشور شود.
دلیل بیکاری عدم وجود مهارتهایی است که هر کشور به آن نیاز دارد و منجر شده تعداد فارغالتحصیلان بدون مهارت در برآورد نیازهای اقتصاد تشدید شوند. بنابراین جوامع باید آموزش فنی و حرفهای را با هدف نهایی پیدا کردن راهحلهای ماندگار برای ایجاد اعتمادبهنفس در آموزشهای فنی و حرفهای ترویج کنند. نیاز به ایجاد اعتمادبهنفس ریشه در داستانهای موفقیت کشورهایی است که تاکید بر آموزش فنی و حرفهای را مسیری برای ارائه مهارتهای مهم صنعت میدانند.
جوامع به دلیل ادای احترامی که به فارغالتحصیلان دانشگاهها، ارتباط بین آموزش حرفهای و عدم موفقیت دانشگاهی، زیرساخت ضعیف در موسسات آموزش حرفهای و نتایج غیرمستقیم مهارتهای حاصل از فن به آموزش فنی و حرفهای بدبینی به این نوع آموزش مهارتی ایجاد کردند. بنیادی کردن آموزشهای فنی و حرفهای در برنامه درسی آموزش در پیشبرد برنامه توسعه سرمایه انسانی بسیار مهم است.
در حال حاضر برخی از کشورهای درحالتوسعه در حال ارتقاء آموزش فنی و حرفهای (VET) بهعنوان راهی برای ایجاد سرمایه انسانی و تقویت رشد اقتصادی هستند.
اموزش
آموزش فنی و حرفهای (TVET) چیست؟
مطابق تعریف یونسکو و سازمان بینالمللی کار (ILO) ، آموزشهای فنی و حرفهای، جنبههای فرآیند آموزشی علاوه بر آموزش عمومی، مطالعه فنآوریها و علوم مرتبط، کسب مهارتهای عملی، نگرش و درک است.
آموزش فنی و حرفهای دانش مربوط به شاغلین در بخشهای مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی علاوه بر دانش فنی و استعداد، افزایش تاکید بر مهارتهایی ازجمله ارتباط، مذاکره و کار گروهی است. موسسات آموزش خصوصی، یا سایر مکانهای آموزشی دستورالعمل رسمی یا غیررسمی باهدف دستیابی به همه بخشهای جامعه به منابع یادگیری مادامالعمر دارند. بهطور سنتی، کار بهاصطلاح “ذهنی” باکار “دستی” در تضاد است.از یکسو حرفههای یقهسفید (دفتری) و از سوی دیگر بازرگانان، تکنسینها و غیره قرار دارند.
امروزه چنین تمایزی نباید وجود داشته باشد، اما برخی از جوامع همچنان به کمارزش شدن و به حداقل رساندن آموزش فنی میپردازند و دانشآموزانی که در تحصیلات خود با مشکل روبرو هستند، آنهایی هستند که معمولا به رشتههای حرفهای وارد میشوند.
ناکافی بودن سرمایهگذاریها در TVET به زوال آن کمک کرده و اثربخشی آن را کاهش داده است. بااینحال، هدف اصلی TVET آموزش جوانان و بزرگسالان بهطور یکسان و آماده کردن آنان برای بازار کار است.
با انقلاب فن و نوآوری در علم و فناوری، نیازهای بازار کار بهطور قابلتوجهی تحولیافته است. برای مطابقت با آموزش پیشنهادشده با خواستههای حرفهای، باید چالشهای جدیدی برطرف شود. در همین راستا، چندین کشور در تلاش هستند تا باهدف آموزش جوانان به نیازهای ملی، منطقهای یا بینالمللی در بازار، سیستم آموزشی خود را اصلاح کنند.
در سال ۲۰۱۸ و در روز جهانی مبارزه باکار کودکان، یونیسف و اتحادیه فنی و حرفهای ترکیه (TESK) ویدئویی را درباره نقش آموزش فنی و حرفهای در حفاظت از کودکان در معرض خطر کار و اهمیت آموزش فنی و حرفهای منتشر کردند.
کار کودک باعث میشود کودکان در هر سنی از مدرسه جدا شوند، کار آنها را از خانواده خود دور کند و زمان بازی و تفریح را محدود کند. کار کودک، بهویژه در بدترین اشکال آن، به رشد ذهنی، اجتماعی، جسمی و روانی کودکان آسیب میرساند.
یونیسف و TESK برنامه ویژهای را برای هدف قرار دادن شرکتهای کوچک و متوسط (SME) بر اهمیت آموزش و آموزش فنی و حرفهای تهیه کردند. هدف این برنامه کمک به فراهم آوردن محیط یادگیری حمایتی و ایمن برای کودکان در دوران کارآموزی و حذف کار کودکان در SME بود. این مشارکت از این شرکتها حمایت میکند تا اقدامات بهداشتی و امنیتی شغلی لازم را رعایت کنند تا آنها بتوانند فرصتهای یادگیری ایمن را برای کودکان فراهم کنند و آنها را برای آینده بهتر آماده کنند.
آموزش فنی و حرفهای در اروپا
آموزش فنی حرفهای اولیه (I-VET) در اروپا معمولا قبل از شروع زندگی کاری دانش آموزان در سطح متوسطه و بالاتر انجام میشود. این فعالیتها یا در یک محیط مدرسه (عمدتا در کلاس) یا در یک محیط کار مبتنی بر کار، مانند مراکز آموزشی و شرکتها برگزار میشود. این مورد به سیستمهای ملی آموزش و ساختارهای اقتصادی هر کشور بستگی دارد.
آموزش فنی و حرفهای پیشرفته ( C-VET) در سطح بالاتر یا بعد از شروع زندگی کاری صورت میگیرد و هدف از آن ارتقاء دانش، کمک به شهروندان برای دستیابی به مهارتهای جدید، بازآفرینی و پیشرفت شخصی و حرفهای آنان است که عمدتا مبتنی بر کار است و اکثر یادگیریها در یک محل کار اتفاق میافتد.
بهطور متوسط ، ۵۰ درصد از جوانان اروپایی ۱۵ تا ۱۹ ساله در I-VET شرکت میکنند. بااینحال، میانگین اتحادیه اروپا تفاوتهای جغرافیایی قابلتوجهی در مشارکت ۱۵درصد تا بیش از ۷۰درصد را نشان میدهد.
در اول جولای سال ۲۰۲۰، کمیسیون آموزش دستورالعملی بلندپروازانه برای راهنمایی تلاشهای بهبودی از مشکلات ایجادشده با کووید-۱۹در زمینههای اشتغال و سیاستهای اجتماعی ارائه کرد که بر روی مهارت و مهارتهای فنی و حرفهای تاکید دارد.
پیشنهاد کمیسیون برای توصیه شورای مهارتها در زمینه آموزش و حرفهآموزی (VET) برای رقابت پایدار، تساوی اجتماعی و تابآوری است تا اطمینان حاصل شود VET به مهارتهایی برای پشتیبانی از بهبودی کووید-۱۹ و همچنین مهارتهای کارکنان با انتقال به روشهای سبز و دیجیتال، به روش اجتماعی عادلانه کمک خواهد کرد.
آموزش فنی و حرفهای در آسیا
کشورهای منطقه آسیا با توجه به ملاحظات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تاکیدات متفاوتی در آموزش عمومی و حرفهای قرار دادهاند. درحالیکه آموزش متوسطه عمومی بهنوعی یکنواخت است، در بسیاری از کشورها الگوی متنوعی از آموزش و آموزش فنی و حرفهای وجود دارد. این روش حداقل شامل دو شکل عمده است؛ آموزش فنی و حرفهای در سیستمهای رسمی آموزش (مدارس راهنمایی و متوسطه اول، متوسطه دوم) و آموزش خارج از یک سیستم رسمی آموزش (آموزشهای قبل از استخدام و آموزش در محل کار).
در چندین کشور آسیای شرقی، تاکید بر مدارس رسمی متوسطه فنی و حرفهای است و بر موسسات آموزشی و آموزشهای شغلی توجه زیادی نمیشود. در بسیاری از کشورهای منطقه، کارفرمایان نیز برای آموزش مهارتهای خاص پاسخگو هستند. با دگرگونی سریع جوامع در حوزههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فنی و تحصیلی دیدگاههایی در ماهیت حرفهای وجود دارد. چالشهای جدید آغازشده است و موارد قدیمی نیز در آموزش مهارتی دوباره ظاهر میشوند.
آموزش فنی و حرفهای در آفریقا
آفریقا یکی از جوانترین جمعیتهای جهان است و حدود ۲۰۰ میلیون نفر در سنین ۱۵تا۲۴ سال دارد. در سال ۲۰۱۹، ۱۰ کشور با جوانترین جمعیت در آفریقا بودند و در اکثر کشورهای آفریقایی، جوانان حداقل ۲۰ درصد از کل جمعیت ملی را تشکیل میدهند.
اگرچه پیشبینی میشود که میزان جوانان در سراسر جهان کاهش یابد اما انتظار میرود که آفریقا در همان سطح پیشبینیشده باقی بماند. این بدان معناست که تا سال ۲۰۴۵ تعداد جوانان آفریقا دو برابر خواهد شد و تا سال ۲۰۴۰ ، آفریقا بیشترین نیروی کار در جهان را خواهد داشت و از چین و هند نیز فراتر خواهد رفت.
این “سود جمعیتی” اگر استعدادهای سرمایه در حال رشد انسانی که بهسرعت در حال رشد هستند در بخشهای سودمند اقتصادی استفاده شود، فرصتی بینظیر برای توسعه اقتصادی و اجتماعی ایجاد میکند. بااینحال ، اگر از سود سهام جمعیتی بهطور موثر استفاده نشود، این پتانسیل رادارند که انسجام اجتماعی و ثبات سیاسی را مختل و تهدید کنند.
به همین دلیل برنامه ۲۰۶۳ آفریقا توسعه مهارتهای کارآفرینی را از طریق آموزش، بهویژه آموزشهای فنی و حرفهای (TVET) برای دستیابی به پیشرفت، صلح پایدار و توسعه ارائهخواهد کرد.
بسیاری از برنامههای فنی و حرفهای آفریقا در حال تدریس دورههای کارآفرینی با نگاهی به مهارتهای ضروری هستند که باعث ایجاد سرمایهگذاریهای جدید میشوند و فراگیران را قادر میسازند تا در بهبود بهزیستی کلی خود پیشرو باشند.
در آفریقا، توسعه مهارتهای کارآفرینی در درجه اول بر درک خصوصیات و مهارتهای کارآفرینی، مهارتهای رهبری و مهارتهای مدیریتی متمرکز است که برای موفقیت بهعنوان کارآفرین لازم است. بااینوجود، پیشرفت محدودی برای شناسایی و تجزیهوتحلیل روند پیشرفت مهارتهای مورداستفاده کارآفرینان آفریقایی وجود دارد که میتوان از آنها برای ایجاد مدلهای عملی برای توسعه این فرایندها در دورههای TVET استفاده کرد.
علاوه بر این ، پیشرفت کمی در ایجاد چارچوب محتوای آموزشی برای دستیابی به چنین مهارتهایی در آموزش TVET وجود دارد. برای رفع نابرابری بین نیازهای مهارتهای کارآفرینی و برنامههای TVET ، نیاز به طراحی برنامه درسی با هدایت کارآفرینی برای توانمندسازی است که فراگیران بتوانند خود نوآوری ایجاد کرده و در بهبود بهزیستی کلی خود فعال شوند.
چین
از سال ۱۹۹۹، چین بهطور قابلملاحظهای مقیاس و کیفیت بخش آموزش عالی حرفهای خود را توسعه داده و آموزش عالی حرفهای تقریبا نیمی از بخش آموزش عالی را تشکیل داده است. براساس دادههای منتشرشده توسط وزارت آموزشوپرورش جمهوری خلق چین (MOE)، تا سال ۲۰۱۸ ، ۱۴۱۸ دانشکده فنی و حرفهای ایجادشده است که ۵۳.۲ درصد از کل تعداد (۲۶۶۳) موسسات آموزش عالی در چین را تشکیل میدهد.
در سال ۲۰۱۸، آموزش عالی حرفهای ۳.۶۸۸۳ میلیون دانشجو جدید پذیرفته و ۱۱ میلیون و ۳۳۷ هزار فراگیر را ثبتنام کرده است که به ترتیب ۴۶.۶درصد و ۴۰درصد ثبتنام منظم از آموزش عالی را تشکیل میدهند. علاوه بر این، بیش از ۹۰ درصد فارغالتحصیلان آموزش عالی حرفهای در مدت ۶ ماه بعد از فارغالتحصیلی وارد بازار کار شدند.
بنابراین، پس از دو دهه توسعه آموزش عالی حرفهای، چین به اهداف سیاسی تعیینشده برای شاخصهایی مانند مقیاس، کیفیت و میزان اشتغال فارغالتحصیلان و دریافت حقوق دستیافته است.
چین با ایفای نقشی اساسی در آموزش عالی، آموزش عالی حرفهای را به یک مولفه اصلی سیستم آموزش عالی و منبع اصلی کارکنان بسیار ماهر و کاربردی تبدیل کرده است. تعدادی از کالجهای حرفهای رقابتی نیز ظهور کردهاند که می توان به ۱۰۰ مدرسه نمونه، موسسات ملی آموزش حرفهای پیشرفته و موسسات آموزش عالی ملی نوآوری و کارآفرینی اشاره کرد.
هند
هند در حال تغییر جمعیت است و هماکنون در حال گذر از مرحله “سود سهام جمعیتی” است. این مسأله چالشی برای سیاستگذاران ایجاد کرده است تا اطمینان حاصل کنند که فرصتهای شغلی کافی برای نیروی کار رو به رشد وجود دارد. یکی از زمینههای مهم در اقتصاد هند توسعه سریع مهارت است.
آموزش رسمی حرفهای با دستمزدهای بالاتر همراه است. مرد بودن و ساکن شدن در شهر، شانس شرکت در آموزش رسمی حرفهای را بهبود میبخشد. نتایج این مدل نشان میدهد که بازده اقتصادی خوبی ایجاد خواهد شد که با آموزش رسمی حرفهای در ارتباط است و ازاینرو، سرمایهگذاری منابع در آموزشهای حرفهای منطقی است.
منابع:
Chipfakacha, Raymond, The Role of Technical and Vocational Training in Developing Countries (September 16, 2019). https://doi.org/10.2139/ssrn.3454429
Kumar, R., Mandava, S. & Gopanapalli, V.S. Vocational training in India: determinants of participation and effect on wages. Empirical Res Voc Ed Train 11, 3 (2019). https://doi.org/10.1186/s40461-019-0078-y
Fan, X., Policy-Driven Development and the Strategic Initiative of One-Million Enrollment Expansion in China’s Higher Vocational Education (January 08, 2020) https://journals.sagepub.com/doi/full/10.1177/2096531120903879
به گزارش ایسنا سردار قاسم رضایی در اولین جلسه کمیسیون عالی مرز که با حضور معاونان ناجا و فرماندهان مرزبانی در ستاد ناجا برگزار شد، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدا اظهارکرد: طی یک دهه گذشته تاکنون نیروی انتظامی اقدامات فوق العاده ای در حوزه مرز انجام داده است.
جانشین فرمانده ناجا با اشاره به اینکه در حوزه مرز سعی شده تا شیب امکانات به سوی سرانگشتان باشد، تصریح کرد: اقدامات مبارکی در حوزه های مختلف مرزی صورت گرفته است و ناجا سعی کرده به این حوزه با اولویت، نگاه خاصی داشته باشد.
رضایی یادآور شد: با توجه به ماموریت های ذاتی و گستردگی نیروی انتظامی خلاء هایی در این حوزه وجود دارد که هنوز نتوانسته ایم منویات مقام معظم رهبری را در این خصوص اجرایی کنیم و برای همه بار و تکلیف دارد که چه باید کرد تا منویات معظم له به اجرا برسد.
وی خاطر نشان کرد: در حوزه آموزش اگر ضعف وجود داشته باشد، باعث می شود تا هزینه های سنگین و پنهانی به مجموعه تحمیل شود. لذا با فعال کردن گروه های علمی در مرزبانی اعم از اطلاعات، عملیات و مهندسی رزم، فاوا، دریایی و … می توان به تقویت این حوزه پرداخت.
رضایی با اشاره به استفاده از فناوری های نوین و ابزار و امکانات جدید از جمله پهپادها برای کنترل مناطق مرزی و کویری داخل کشور اظهارکرد: هیچ نقطه ای در کشور برای سوداگران موادمخدر و قاچاقچیان به طور قطع امن نخواهد بود و ناجا با اقتدار با آنان برخورد می کند.
به گزارش پایگاه خبری پلیس، جانشین فرمانده ناجا با بیان اینکه نقاط آسیب پذیر بایستی شناسایی و مرتفع شود، گفت: براساس تاکیدات فرمانده ناجا بایستی ماموریت های نیروی انتظامی به خصوص در گشت ها و عملیات های مرزی هدفمند و هوشمندانه تر شود.
ایسنا/خراسان رضوی تکبعدی بودن و درس خواندن صرف، ازجمله مواردی است که دانشجویان زیادی از آن فراری هستند و از دلایل عمده دانشگاه آمدن را مهیا بودن شرایط و محیطی برای انجام فعالیتهای فوقبرنامه و عضویت در کانونهای فرهنگی و هنری و انجمنهای سیاسی در دانشگاه میدانند و معتقدند که انجام فعالیتهای جانبی، قدرت تحلیل و درک فرد برای شناخت مسائل پیرامون خود در جامعه را بالا میبرد.
محققان در پژوهشی با عنوان « تحلیل پدیدارشناسی معنای ذهنی دانشجو از دانشگاه» اظهار کردهاند: «دانشجویان میخواهند با ورود به دانشگاه بزرگ و جامع در پایتخت پایگاه اجتماعی خود را بالاتر ببرند و کسب اعتبار کنند. با تمام نارضایتیها از خوابگاه، معنی ذهنی مثبتی که از آن در تصور دانشجو وجود دارد این است که زندگی در خوابگاه میتواند سبب بالا بردن مهارتهایی در فرد شود ازجمله کسب استقلال فردی، یادگیری مدیریت مالی، تقویت تعاملات اجتماعی، شناخت از خود و سازگاری با محیط. تعداد کمی از دانشجویان، معنای کسب مهارت در دانشگاه برای اشتغال در آینده را در ذهن داشتند».
در این پژوهش که توسط مسعود کوثری دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مژگان خوشنام دانشجوی دکتری جامعهشناسی فرهنگی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم انجام شده، آمده است: «هدف از پژوهش حاضر دستیابی به معنای ذهنی دانشجویان و درک آنها از دانشگاه پیش از ورود به این محیط بوده است و نتیجه تحقیق، توصیفی سیستماتیک از معنای ذهنی دانشجو نسبت به دانشگاه ایرانی بوده است».
پذیرش در نظام آموزش عالی؛ سرمایه گذاری مادامالعمر است
در این پژوهش آمده است: «تصور و ذهنیت دانشجویان نسبت به دانشگاه ازجمله موضوعاتی است که در حوزه آموزش عالی طی سالهای اخیر موردتوجه قرار گرفته است. این مسئله که دانشجو با چه انتظاراتی وارد دانشگاه شده است و تصور او از محیط آموزشی، فیزیکی، پژوهشی، فرهنگی و تعاملی در دانشگاه چه بوده است موضوع بسیار مهمی است؛ خصوصاً در دانشگاههای طراز اول کشور که دانشجو در زمان قبولی در آنها سختیهای بیشتری متحمل شده و انتظاراتی را در قبال این سختیها داشته است.
هر دانشجو با مجموعهای از تفاوتهای شخصی، خانوادگی، محیطی و تجربههای اجتماعی به دانشگاه وارد میشود و آرزوها و اشتیاق زیادی برای ورود به محیط دانشگاه و تحصیل در آن را دارد، زیرا همانطور که پژوهشها نشان میدهند، افراد خوششانسی که دسترسی و پذیرش در نظام آموزش عالی را قسمت خود میکنند، یک سرمایهگذاری شخصی با منافع مادامالعمر انجام میدهند. اما اینکه دانشجو قبل از این مرحله و پیش از ورود به دانشگاه دارای چه تصورات و ذهنیتی نسبت به این محیط آموزشی بوده است حائز اهمیت است».
آموزش دانشگاهی، شایسته سالاری است
محققان این پژوهش، نظریههای مختلف در رابطه با آموزش عالی را چنین بیان کردند: «در فرهنگ عمومی، عموماً سه نظریه درباره علت حضور مردم در نهادهای آموزش عالی وجود دارد. نظریه نخست اعلام میکند که آموزش، شایسته سالاری است. آموزش، یک طبقهبندی کننده اجتماعی است که بهطور اثربخش افراد را بر پایه تمایل و توانایی برای نمایش دامنهای از شایستگیها مرتب میکند، جامعه به سازوکاری نیاز دارد تا افراد باهوشتر را از افراد کم هوشتر جدا کند. نظریه دوم رویکرد دموکراتیک است که بر پایه این رویکرد، آموزش تأمین کننده شهروندان روشنگری است که بازتاب دهنده مهارتها، نگرشها و خصوصیاتی است که نوع بشر را در بهترین حالت متمایز میکند. دانشگاه شهروندان آینده را در معرض دانش و اطلاعاتی قرار میدهد که آنها را روشنفکر و توانمند میکند، صرفنظر از هر حرفهای که آنها سرانجام انتخاب کنند.
نظریه سوم مدعی است که آموزش عالی باید با محوریت مشاغل حرفهای باشد، بهویژه طوری طراحی شود که دانشجویان را مرتبط با یک شغل، آموزش داده و تجهیز کند، با توجه به اینکه اقتصادهای پیشرفته، متقاضی دانش و مهارتهای تخصصی هستند و با توجه به اینکه هدف دبیرستان یادگیری عمومی است دانشگاه جایی است که افراد میتوانند چیزهایی را که برای ورود به یک حرفه نیاز دارند، بیاموزند.
پشت این سه نظریه متمایز پرسشهایی در خصوص اینکه دانشجویان کدامیک از این عملکردها را از دانشگاه انتظار داشته و نقش پررنگتری در انتخاب دانشگاه آنها داشته است، قرار دارد. دانشآموزان و خانوادههای آنها هنگام ورود به دانشگاه انتظارات مختلفی از دانشگاه دارند. کسب موقعیتهای شغلی مناسب، پایگاه اجتماعی بالا ازجمله آن انتظارات است. دانشآموزان با جنسیت متفاوت و با پایگاههای اجتماعی و اقتصادی گوناگون و انتظارات گوناگون وارد دانشگاه میشوند.
این انتظارات میتواند بخشهای مختلف دانشگاه اعم از سختافزاری و نرمافزاری را شامل شود به عبارتی دانشجویان انتظاراتی از استاد، همکلاسیها، فضاهای فیزیکی و آموزشی دانشگاه و… دارند که شناخت این انتظارات و حرکت در مسیر تحقق آنها، نتیجهای جز بهبود کیفیت آموزش عالی و دانشگاهها و افزایش انگیزش دانشجویان در بر نخواهد داشت. میتوان به این واقعیت در تحقیقات و گزارشهای رسمی اشاره کرد که در کشورهای پیشرفته یکی از انگیزههای مهم ورود به دانشگاه پرورش استعداد و علاقههای تحصیلی در راستای اهداف شغلی و حرفهای است».
انگیزه شغلی مهمترین انگیزه اکثر جوانان دنیاست
در این پژوهش آمده است: «دانشجویان بر اساس زمینه خانوادگی و اجتماعی خود انتظارات متفاوت و گوناگونی برای ورود به دانشگاه دارند. هرچه این انتظارات روشنتر و واضحتر باشد کار برای مسئولان دانشگاه آسانتر است؛ چراکه جهتگیری بسیاری از تصمیمات آنها روشن میشود. انگیزه شغلی در کنار انگیزه علاقه تحصیلی و علمی مهمترین انگیزههای جوانان برای ورود به دانشگاه را تشکیل میدهند. در این میان، انگیزه شغلی مهمترین انگیزه اکثر جوانان دنیاست. این انگیزه در راستای تحولاتی است که در جایگاه آموزش عالی در دنیا به وقوع پیوسته است. برخی از عوامل مؤثر بر انتخاب دانشجو برای حضور در دانشگاه با جنبههای اجتماعی، چشمانداز شغلی، جدا شدن از خانه و استقلال یا یادگیری مرتبط است».
عدم توجه مسئولان به ادراکات دانشجویان سبب اشتباهاتی نظیر افسردگی و سرخوردگی میشود
بر اساس این پژوهش: «کسانی که مسئولیتهای مراقبتی دارند، دانشگاه را بهعنوان یک ابزار برای رهایی از این مسئولیتها و فرصتی برای تغییر در آینده دیدهاند. طی مطالعهای که درباره دانشگاه فردوسی مشهد، بدست آمده است دانشجو با علاقه به تحصیل و امید به آیندهای بهتر بهعلاوه حسب عوامل خانوادگی و اقتصادی رهسپار دانشگاه میشود. در یک تحقیق به صورت مصاحبه ای ۷۴ درصد اظهارات، تجربه منفی دانشجویان را از دانشگاه بازتاب میدهد. حس تبعیض در میان دانشجویان بهوضوح دیده شده است و فرهنگ شفاهی و چهره به چهره و عاطفی همچنان برای دانشجویان ایرانی مهم است.
فضای دانشجویی ایران در حال عبور از دوره نخبهگرایی آکادمیک و حس استاد و شاگردی به معنای سنتی کلمه است. مقررات خشک حداکثری و روالی بوروکراتیک دانشگاه در ادراک زیسته دانشجویان، بازتاب بسیار ناراحتکننده داشته است. مشارکتکنندگان در پژوهش از بیشتر درسهای عمومی دل زده شدهاند. تجربه پژوهشگر و گپ و گفت با دانشجویان مختلف این امر را نشان میدهد که عدم توجه مسئولان به انتظارات و ادراکات دانشجو نسبت به دانشگاه میتواند گاهی سبب بروز مشکلات زیادی برای دانشجوی تازهوارد به دانشگاه ازجمله افسردگی، حس سرخوردگی، پوچی، ناکامی، بیهدفی، روی آوردن به رفتارهای بزهکارانه، تغییر رشته دادنها و… شود.
کسب حس ناکامی و افسردگی، ناشی از برآورده نشدن انتظارات از دانشگاه
محققان این پژوهش ضمن تأکید بر اینکه دانشجویان یکی از ذینفعان حوزه آموزش عالی هستند، افزودهاند: «توجه به انتظارات دانشجویان و برآورده کردن آنها سبب افزایش سطح کارایی و کیفیت آموزش عالی کشورمان خواهد شد. بدون فهم ادراکات این دانشجویان که بالاترین زحمتها را برای ورود به دانشگاههای دولتی و طراز اول کشور داشتهاند، نمیتوان در آینده از ایشان انتظار برترین بودن را داشت.
معنای ذهنی دانشآموزانی که در شرف ورود به دانشگاه طراز اول کشور بودهاند، این بود که کلاسهای درس سطح علمی بالایی دارند و محیط آکادمیک قویای را تجربه خواهند کرد؛ اما این انتظار برآورده نشده و از تعابیری مانند وارد شدن «شوک بزرگ» و «شکستن بتی» که ساخته بودیم استفاده کردند».
دانشگاه؛ آرمانشهر و قبله آمال دانشجویان
در این پژوهش آمده است: «دانشجویان صرفاً برای درس خواندن به دانشگاه نیامده اند، دانشجویان ممکن است داوطلبانه بهعنوان بخشی از مشارکت مدنی از سوی دانشگاه؛ درگیر فعالیتهای خودگردان با هدف کسب تجربه و یا افزایش چشمانداز اشتغال خود یا برای کمک به جامعه، یا به این دلیل که از آنها خواسته شده بشوند. دانشجویان میخواهند با ورود به دانشگاه بزرگ و جامع در پایتخت پایگاه اجتماعی خود را بالاتر ببرند و کسب اعتبار کنند و داشتن ذهنیت ایده آل از دانشگاه را بسیاری از دانشجویان دارند. حتی در هنگام ورود به دانشگاه، آن را بهصورت آرمانشهر و قبله آمال خود و مکانی بسیار متفاوتتر از محیطهایی که تاکنون تجربه کردهاند تصور داشتند. یکی از مواردی که توسط دانشجویان عنوان شد امکانات بالای دانشگاه بود که تصور بسیاری از دانشجویان پیش از ورود به دانشگاه تهران بوده است؛ که اغلب با آنچه پس از ورود به دانشگاه با آن مواجه شدهاند متفاوت بوده است».
دانشجویان از انفعال و بیتفاوتی به محیط پیرامون خود بیزارند
محققان این پژوهش اظهار کردهاند: «در یک محیط رقابتی که سازمانها برای جلب رضایت ذینفعان (دانشجویان) تلاش میکنند، خدمات ارائه شده یک عنصر کلیدی در موفقیت و برتری سازمانها محسوب میشود؛ بنابراین منابع علمی، کتابخانه، فناوریهای مورد استفاده در دانشگاه نقش بسزایی دارند. ازاینرو مسئله سیستمهای کامپیوتری و تکنولوژی اطلاعات ازجمله مواردی است که باید دانشگاهها در ایجاد یا بهبود مداوم آنها تلاش کنند تا دانشجویان با رضایت بیشتری از دانشگاه یاد کنند و باعث سودآوری در سازمان دانشگاه شوند.
دانشجویان از انفعال و بیتفاوتی به محیط پیرامون خود بیزارند. همواره از دانشجویان انتظار میرود که فعال، پویا و حساس به اطراف خود باشند و گویا این ویژگی با دانشجو پیوند خورده است. شاید به خاطر همین انتظار افراد جامعه از قشر دانشجو است که یکی از معانی ذهنی فرد در زمان ورود به دانشگاه، اینچنین شکل میگیرد و محیط دانشگاه را بهترین محیطی میداند که میتواند این پویایی را در آن جستجو کند. این پویایی را در زمینههای مختلف میتوان انتظار داشت همانطور که دانشجویان اشاره میکنند؛ از عکسالعمل نسبت به مشکلات صنفی تا نارضایتی از سطح علمی و سواد اساتید، حتی در سطح وسیعتر و حساسیت در زمینه مسائل خارج از دانشگاه و مسائل اجتماعی».
محققان این پژوهش با اشاره به اینکه «تعداد کمی از دانشجویان، معنای کسب مهارت در دانشگاه برای اشتغال در آینده را در ذهن دارند»، عنوان کردهاند: «تعدادی از دانشجویان ورود خود به دانشگاه را همزمان دانستهاند با کسب مهارتهایی ازجمله یادگیری زبانهای مختلف، شرکت در دورهها و کلاسهای جهاد دانشگاهی و… و این انتظار را از دانشگاه دارند که این امکانات را فراهم و برای اینها تسهیل کند. نکته قابلتوجه اینکه تعداد کمی از دانشجویان، معنای کسب مهارت در دانشگاه برای اشتغال در آینده را در ذهن داشتند. درصورتی که در پژوهشهای خارجی بیان میدارند که انگیزه شغلی بالاترین انگیزه جوانان دنیا برای ورود به دانشگاه است. شاید این را بتوان با ناامیدی جوانان از کسب شغل مرتبط با تحصیل پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه مرتبط دانست. بازدهی اجتماعی آموزش عالی در ایران بالاتر از بازدهی اقتصادی آن است و بهطورکلی بین فضای آموزش و فضای کسبوکار جدایی درونی وجود دارد. میتوان اینطور نتیجهگیری کرد که دانشجویان در زمان ورود به دانشگاه انتظار کسب مهارتهایی که در آینده به اشتغال آنها کمک کند را ندارند و درواقع این فضای ناامیدی را در میان آنها نشان میدهد.
عوامل سازنده بر هویت حرفهای دانشجویان را باید درون متن زندگی دانشجویی جستجو کرد. در ارزیابی هویت دانشجویی باید دید که آگاهی و تحلیل فرد از خودش بهعنوان یک دانشجو چیست و چه درکی از عضویت در یک دانشگاه دارد. بسیاری از دانشجویان کسب هویت دانشجویی و احساس استقلال و ابراز وجود را ازجمله ادراکات خود از محیط دانشگاه میدانستند؛ اما این تصورات در مقایسه با معانی دیگر ازجمله سطح علمی بالا، توانمندسازی فردی و کسب مهارت و فعالیت در کانونهای فرهنگی و تشکلهای سیاسی به میزان بسیار کمتری موردتوجه قرار گرفته است. پیشنهادی که به مسئولان آموزش عالی داده می شود این است که هر چه بیشتر به درک و تصور دانشجویان از دانشگاه توجه کرده و سعی در برآوردن این انتظارات داشته باشند، همواره روحیه شادی، نشاط و رضایت در میان دانشجویان وجود داشته و به دنبال آن افزایش سطح علمی و تعاملات مفیدتر و سازنده میان دانشجویان و اساتید و سایر مسئولان دانشگاه برقرار خواهد شد».
این مقاله در مجله پژوهش در نظامهای آموزشی، شماره ۸۸، در پاییز ۱۳۹۸ منتشر شده است.
مجله دیجیکالا – مریم ابراهیمی: در این دستور پخت، طرز تهیه پاستا چیکن فاهیتا را به شما آموزش میدهیم؛ یک پاستای خامهای خوشمزه با طعم فاهیتای مرغ مکزیکی. فاهیتای مرغ یک غذای مکزیکی است که میتوانید آن را به شکل خوراک و ساندویچ یا مانند چیزی که ما در این دستور پخت آموزش میدهیم، به عنوان مزه همراه با پاستا میل کنید.
پیشنهاد میکنیم اگر تا حالا پاستا را با مزهی فاهیتای مرغ نخوردهاید، حتما یک بار با دستور پخت ما پاستا چیکن فاهیتا را بپزید و امتحان کنید.
پاستا چیکن فاهیتا
مواد لازم برای ۵ نفر
سینه مرغ: ۲ عدد
پاستا پنه: ۳۰۰ گرم
پیاز: ۱ عدد
شیر: ۱٫۵ پیمانه
پیاز: ۱ عدد
سیر: ۳ حبه
فلفل دلمهای رنگی: ۲ عدد
جعفری ساطوری شده: ۲ قاشق غذاخوری
کره: ۴۰ گرم
خامه: ۱۰۰ گرم
پودر پنیر پارمزان: ۳ قاشق غذاخوری
پنیر دیپ چدار: ۲ قاشق غذاخوری
پنیر خامهای: ۲ قاشق غذاخوری
نمک، فلفل سیاه، زیره و پودر پاپریکا دودی: نصف قاشق چایخوری از هر کدام
فلفل قرمز: به میزان مورد علاقه
مواد لازم
طرز تهیه پاستا چیکن فاهیتا
۱. ابتدا سینهی مرغ خرد شده را با کمی نمک و فلفل سیاه به مدت ۱۰ دقیقه با حرارت متوسط رو به بالا در ۲۰ گرم کره تفت دهید. بعد از این که مرغ پخت آن را از تابه خارج کنید.
۲. پیاز خلالی شده را با مابقی کره و کمی روغن در همان تابه تفت دهید.
۳. زمانی که پیاز کمی تفت خورد و سبک شد، فلفل دلمهای رنگی خلالی شده را به تابه اضافه کنید. برای بیشتر شدن عطر غذا میتوانید از فلفل دلمهای سبز هم استفاده کنید.
۴. سپس سیر له شده و ادویهها را به تابه اضافه کنید و تفت دهید.
۵. پس از ادویهها شیر را اضافه کنید و در تابه را برای مدت ۳۰ دقیقه بگذارید تا فلفل و پیاز کمی پخته شوند. سپس پنیر دیپ چدار، پنیر خامهای و پنیر پارمزان را اضافه کنید.
۶. وقتی که سس غلظت پیدا کرد، خامهای را که هم دمای محیط شده است به آن اضافه کنید.
۷. در آخر نمک سس را تنظیم، پاستای آبکش شده، مرغ سرخ شده و جعفری ساطوری شده را به آن اضافه و مواد را با هم مخلوط کنید.
۸. اگر پاستا بیش از حد غلیظ بود میتوانید با اضافه کردن کمی شیر به نتیجهی دلخواه برسید.
ایسنا/خراسان رضوی نتایج تحقیق جدید متخصصان موسسه آموزش UCL، دانشگاه کوئین بلفاست و دانشگاه لنکستر بر روی بیش از ۹۰۰۰ دانشآموز ۱۲ تا ۱۳ ساله که در کلاس بر اساس تواناییهایشان گروهبندیشده بودند، نشان میدهد گروهبندی کلاسی بهشدت بر میزان اعتمادبهنفس دانشآموزان تاثیر میگذارد.
به گزارش ساینس دیلی، این گروه اختلاف نگرانکنندهای در اعتمادبهنفس دانشآموزان در گروههای قوی کلاسی نسبت به گروههای ضعیفتر مشاهده کردند. همچنین این گروه دریافتند، اختلال در اعتمادبهنفس عمومی در گروههای ریاضی با گذشت زمان گسترش مییابد. حقیقتی که این گزارش بیان میکند بهشدت نگرانکننده است.
پروفسور جرمی هادجن از موسسه آموزش UCL اظهار کرد: این مطالعه پیامدهای مهمی در عدالت اجتماعی دارد و این اختلاف فزاینده باعث پیریزی نابرابریهای موجود بهجای از بین بردن آنها میشود.
وی بیان کرد: دانشآموزانی که ازلحاظ اقتصادی ضعیف هستند و در مدارسی تحصیل میکنند که چنین گروهبندیهایی وجود دارد از طرف سایر دانش آموزان کمک چندانی دریافت نمیکنند و ازلحاظ درسی هم در جایگاه بالایی قرار ندارند و گروههایی که عملکرد ضعیفی در کلاس دارند معمولا شامل دانشآموزان از گروه قومی خاصی هستند و یا از جایگاه اقتصادی-اجتماعی پایین برخوردار هستند.
نتایج این تحقیق پیامدهای مهمی برای رفع وضع نامساعد آموزش دارد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد ازلحاظ عدالت اجتماعی وضع موجود درواقع باعث افزایش بیعدالتیهای شناختی و توزیعی میشود.
این تحقیق از طریق نظرسنجی دانشآموزی در ۱۳۹ مدرسه متوسطه انگلستان انجامشده است ( که به گروههای مداخله یا کنترل تقسیم شدند) و شامل تشویق به انجام تکالیف و با نظارت بر گروههای دانشآموزی از ابتدای سال هفتم (۱۱-۱۲ ساله) تا پایان سال هشتم ( ۱۲-۱۳ ساله)، با تمرکز بر تجربیات و نتایج آنان در زبان انگلیسی و ریاضیات بود.
نتایج تجزیهوتحلیلها نشان میدهد که در مقایسه با دو سال قبل، یکروند کلی وجود داشت که دانشآموزان با قرار گرفتن درگروه کلاسی قوی اعتمادبهنفس قابلتوجهی و عملکرد خوبی در ریاضی و زبان داشتند و بالعکس با قرار گرفتن در گروه درسی ضعیف در مقایسه با دانش آموز معمولی که در گروه کلاسی متوسطی قرار داشت، اعتمادبهنفس کاهش مییافت. این روند بر اعتمادبهنفس در ریاضیات و افرادی که در گروههای برتر انگلیسی بودهاند تحت عنوان اعتمادبهنفس عمومی باقی ماند و پس از کنترل سطح عملکرد درسی آنان همچنان پابرجا بود. در موارد دیگر، این روند کاهش یافت، اگرچه در هیچ صورت معکوس نشد.
دکتر بکی تیلور از سازمان بینالمللی کارفرمایان ( IOE) اظهار کرد: نامگذاری کلاسها بر اساس توانایی، بر درک خود بچهها در رابطه با یادگیری، شناسایی موضوع و احساسات نسبت به خودشان، بهعنوان یادگیرنده، و جایگاه آنان در مدرسه تاثیر دارد. ما فکر میکنیم این فرضیه منطقی است که این روند اعتمادبهنفس ممکن است بر جدا شدن دانش آموزان از مدرسه تاثیرگذار باشد و موجب موفقیت دانشآموزان در آینده شود.
وی افزود: چنین برچسبهایی تحت عنوان گروه درسی قوی و ضعیف مشکلی است که هر روز بزرگتر و شدیدتر میشود و از آنجایی که بار روانی ایجاد میکند از طریق روشهای مختلف، قضاوتها وعملکردها روی تعدادی از دانش آموزان، معلمان، والدین و همسالان همچنین مدرسه و شیوه عمل آن تاثیر میگذارد.
این گزارش تایید میکند که اکنون تحقیقات بیشتری لازم است تا بیشتر بدانیم که چگونه اعتمادبهنفس بر آینده کودکان تاثیر میگذارد و تشخیص میدهد که همچنین ممکن است طیف وسیعی از عوامل و فرآیندهای روانشناختی مختلفی وجود داشته باشد که اثرات ناشی از برچسب توانایی را از طریق ردیابی و اعتمادبهنفس در یادگیری کاهش دهد.
پروفسور هادجن نتیجه گرفت که ممکن است موارد دیگری نیز مانند غیبت از مدرسه یا اخراج شدن وجود داشته باشد که گروهی در دسته ضعیف قرار بگیرد و ممکن است مانع از رشد اعتمادبهنفس در طول زمان شود.
شایانذکر است این موارد با برچسب زدن گروهی تحت عنوان ضعیف ممکن است تسریع و یا موجب قطع آموزش شود.
نتایج این تحقیق در نشریه انگلیسی Sociology of Education منتشرشده است.
ایسنا/خراسان رضوی یک طراح گرافیک گفت: طراح گرافیک وظیفه دارد کاری را تولید کند که مساله مردم، به زبان مردم و مورد پسند مردم منصف باشد.
محمدرضا میری در گفتوگو با ایسنا، در خصوص وضعیت آموزش هنر گرافیک در کشور و توجه به مخاطب در خلق اثر هنری، اظهار کرد: آموزش در هنر بسیار مهم است و در واقع میتوان گفت حرکت در یک مسیر، بدون دانایی ممکن نیست.
وی افزود: متاسفانه سیستم آموزش آکادمیک در کشور ما آنطور نیست که هنرمندی تربیت کند که به درد مردم برسد، در این سیستم آموزشی چنین هنرمندی تامین نمیشود، هنرمندی که در حال حاضر به داد مردم میرسد، به همت تلاش خود، لطف خدا و اساتید خوب او بوده که توانستهاند او را بهدرستی تربیت کنند. اما باید گفت سیستم آموزشی ما تنها یک کارشناس روی کاغذ تحویل میدهد و اتفاق دیگری را رقم نمیزند.
وی با اشاره به این که آموزش برای اهداف مختلف متفاوت است، عنوان کرد: در حوزه هنر در واقع باید به آموزشی برسیم که جوابگوی نیاز مردم جامعه باشد.
دبیر نهضت مردمی پوستر انقلاب تاکید کرد: «نهضت مردمی پوستر انقلاب» و تشکلهایش با حضور اساتید و هنرمندانش در این ۱۱ سال سعی کرده که روشها، سرفصلهای آموزشی و تربیتی را تدوین کند و آن را به بوته آزمون و خطا بگذارد تا هنرمندی تربیت شود که خدمتگزار مردم باشد.
میری با بیان اینکه به دور از شعارزدگی، در حقیقت باید گفت مخاطب در گرافیک نقش مهمی دارد، اظهار کرد: گرافیک بدون مخاطب و مردم معنا ندارد و در واقع بدون مخاطب تبدیل به عدم میشود. پس بدون شک ما باید بگوییم که مردم ولینعمت گرافیک هستند.
وی با اشاره به این که چنین موضوعی که مردم ولینعمت گرافیک هستند، مسالهای است که گاهی کمتر در نظر گرفته میشود، تصریح کرد: برخی مواقع طراحان ما فکر میکنند که مردم با آثار آنها ارتباط برقرار نمیکنند؛ این در حالی است که طراح گرافیک وظیفه دارد کاری را تولید کند که مساله مردم، به زبان مردم و مورد پسند مردم منصف باشد.
این استاد و طراح گرافیک افزود: این مساله بسیار بااهمیت است. مردم ما معمولا به آثار خوب واکنش خوب نشان میدهند. در این سالها ثابت شده که بسیاری از آثاری که به موقع و در زمان درد و مشکل مردم ارائه شده، به شدت مورد استقبال مردم قرار گرفته است، لذا من موافق این نظریه نیستم که معتقد است مردم نمیدانند و یا مردم متوجه نمیشود. بنابراین نیازمندیم تا تحولی در سیستم آکادمیک و آموزشی هنر کشور ما فراهم شود.
این هنرمند با بیان این که سازمانها و نهادهایی که دارای امکانات عریض و طویل هستند، متاسفانه تاثیری کمی را از هنر گرافیک میگیرند، خاطرنشان کرد: کاش یکبار برای همیشه بعد از ۴۰ سال ساختارهای این سازمانها را تغییر بدهند و این سازمانها از جریان گرافیک انقلاب، اساتید، هنرمندان این عرصه، راههای جدید و موفقیتهای بزرگی که تجربه میکنند، درس بگیرند و ایجاد تحول کنند. چنین تحولی باید در سیستمهای آموزشی و سیستمهای رسیدگی به مسائل مختلف هنری بهوجود بیاید.
بله، چه کسی می تواند در دنیای امروز انگلیسی بلد نباشد و به مشکل نخورد؟ باید انگلیسی دانست!
زبان انگلیسی چیست؟
انگلیسی یک زبان بسیار ساده و شیرین است و بسیاری از سختی های زبان های دیگر مثل فرانسوی، عربی، فارسی و یا چینی را ندارد. مثلا، در انگلیسی، با داشتن ۱۲ زمان (Tenses)، چیزی به نام صرف فعل نبود (یکی دو مورد جزئی دارد) و این کار را بسیار ساده می کند. این در حالیست که برای هر شخص در هر زمان، مثلا زبان فارسی باید به گونه ای متفاوت گفت شود: می روم، می روی، می رود، … رفتم، رفتی، رفت، … . لغات زبان انگلیسی ساده است و برای تلفظشان قوانین سختی وجود ندارد. مثلا در فارسی، اگر شخص فارسی زبان نباشد، برای تشخیص فتحه، کسره و ضمه سخت است. یا در زبان فرانسه، الفبای ترکیبی اصوات خاصی دارند و با ترکیبات جدید تلفظ ها متفاوت و سخت تر می شود.
زبان انگلیسی متشکل از لغاتیست که با آرایشی خاص (گرامر انگلیسی) در کنار یکدیگر قرار گرفته و انتقال اطلاعات را میسر می کند. در فرم های گفتاری و شنیداری، تلفظ انگلیسی نیز اضافه می شود. همه ما نیاز به آموزش زبان انگلیسی داریم.
چطور باید زبان انگلیسی مان را تقویت کنیم؟
قطعا برای تقویت زبان انگلیسی تان، باید حیطه های مختلف و مهارت ها را خوب بشناسید و به صورت مقطعی با توجه به سطح تان شروع به یاد گیری کنید. خوب است که اجزای زبان را به طور جداگانه نیز مورد مطالعه قرار دهید. برای مثال، با آموزش گرامر انگلیسی می توانید جان تازه ای به ساختارها و مفاهیمی که از روی آن ها تولید می شوند بدهید.
با شرکت در تعیین سطح زبان، می توانید در دوره مناسب تان شرکت کنید و به ترتیب سطوح مبدی، متوسط و پیشرفته را بگذرانید. آموزش لغات انگلیسی را درست مثل دستورزبان همیشه به روش درست پیش بگیرید. بدون لغات تقریبا کار به جایی نمی برید.
از آنجا که این زبان در اقصی نقاط دنیا صحبت می شود، با لهجه های مختلفی تلفظ سده که هر کدام ویژگی های منحصربفرد خودشان را دارند. انگلیسی با لهجه بریتانیایی، اسکاتلندی، ایرلندی، امریکایی، استرالیایی و نیوزلندی هر کدام تفاوت های ریز و درشتی دارد. یک زبان آموز به عنوان یک شنونده، باید تمام این لهجه ها را درک کند. اما به عنوان یک گوینده، بهتر است به یک لهجه و آن هم با رعایت استانداردهایش صحبت کند. آموزش تلفظ انگلیسی را ببینید.
آموزش آنلاین زبان انگلیسی
سطوح زبان انگلیسی
طبق CEFR، یا چهارچوب مشترک مرجع آموزشی زبان های اروپایی، شش سطح از مبتدی تا پیشرفته وجود دارد. در هر سطح، موضوعات متداولی وجود دارد که هر نویسنده با تحقیقات خود این لیست را در یک مرجع (مثلا کتاب آموزشی لغات) ارایه می کند. این شش سطح عبارتند از:
سطح A1 یا شروع کننده
سطح A2 یا مبتدی
سطح B1 یا پیش متوسط
سطح B2 یا فوق متوسط
سطح C1 یا پیشرفته
سطح C2 یا حرفه ای
برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا شروع کنیم؟
برای دریافت مشاوره، برنامه و راهنمایی، می توانید با آکادمی زبان اکسیر در تماس باشید: