برچسب: کسری بودجه

  • جنس تورم در ایران با سایر کشورها متفاوت است

    جنس تورم در ایران با سایر کشورها متفاوت است

    محمد قائدامینی، کارشناس پولی و بانکی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در شرایط امروز کشور، اقتصاد ما همزمان درگیر چند مشکل اساسی است که تورم، نمود ملموس و واضح آنها است. یعنی جدای از اینکه ما سه سال متوالی درگیر یک تورم بالای ۳۰ درصد هستیم، همزمان از یک طرف در بین سال‌های ۹۰ تا ۹۹، درآمد سرانه کشور ۳۷ درصد کاهش پیدا کرده است. و از طرف دیگر با افزایش ضریب جینی از سال ۹۰ تا ۹۹، اختلاف طبقاتی و فشار بر روی طبقات ضعیف‌تر جامعه جهش چشم گیری پیدا کرده است. بنابر این افزایش تورم و ضریب جینی و همچنین کاهش درآمد سرانه، روی هم رفته موجب شدند که فشار تورم به شکل مضاعفی بر زندگی مردم وارد شده و مردم تمام این فشار را صرفاً ناشی از تورم می‌دانند. اگر شرایط ما به گونه‌ای بود که تورم وجود داشت، ولی همزمان با آن درآمد سرانه ما افزایش پیدا می‌کرد و یا بار تورم به نحو مساوی بین همه مردم تقسیم می‌شد، قطعاً تورم موجود در جامعه پیچیدگی حال حاضر را نداشت.

    وی ادامه داد: در باب ماهیت تورم در اقتصاد ایران، این نکته مطرح است که در نقاط دیگر دنیا، به عبارت دیگر در تورم متعارف و کلاسیک، تورم روی دیگر سکه رونق حساب می‌شود. یعنی به واسطه افزایش قدرت خرید مردم، افزایش تقاضا در بازار و ایجاد مازاد تقاضا، با افزایش قیمت‌ها رو به رو هستیم. این نوع تورم اگرچه هزینه‌ها را متأثر می‌کند اما به واسطه رونقی که ایجاد می‌کند، موجب افزایش درآمدها نیز می‌شود. بنابراین افزایش درآمد، فشار افزایش هزینه را خنثی می‌کند. اما در ایران همزمانی که هزینه‌ها از باب تورم زیاد می‌شود، بخش حقیقی اقتصاد با رکود درگیر است و این رکود، مانع افزایش درآمد می‌شود. لذا این رکود تورمی که ما شاهد آن هستیم، نوع خاصی از تورم است که همزمان کشور را درگیر این دو مقوله کرده است.

    چرا دولت‌های گذشته در کنترل تورم موفق نبودند؟

    وی در خصوص علت عدم موفقیت دولت‌های گذشته در کنترل تورم بیان کرد: بخش عمده‌ای از این شکست، به فهم ماهیت تورم در اقتصاد ایران بر می‌گردد. همانطور که بیان شد، چون ماهیت تورم در اقتصاد ایران با سایر نقاط دنیا متفاوت است، به تبع راهکارهای خاص خودش را می‌طلبد. در حالی که به این تفاوت دقت نشده و راهکارهایی که پیگیری می‌شود، راهکارهای متعارف برای تورم‌های کلاسیک بوده است. برای نمونه سیاستی که برای مهار تورم در دولت یازدهم پیگیری شد، این گونه بود که با بستن پایه پولی می‌توانیم تورم را کنترل کنیم. لذا تلاش کردند که استقراض دولت از بانک مرکزی را به حداقل رسانده و پایه پولی را از سمت دولت ببندند.

    تورم در ایران به شدت متأثر از نرخ ارز است. لذا راهکار کوتاه مدت کنترل تورم، مدیریت نرخ ارز است

    وی افزود: چرا که در منظومه فکری آن‌ها، اگر پایه پولی بسته می‌شد و به تبع نقدینگی رشد نمی‌کرد، قطعاً تورم نیز به کنترل در می‌آمد. اما آنچه در عمل شاهد بودیم، این بود که نقدینگی به بدترین نحو رشد کرد. یعنی نقدینگی نه تنها نسبت به دهه‌های قبل تفاوتی نکرد، بلکه دو الی سه درصد نیز نسبت به میانگین‌های قبل بیشتر شد. به این صورت که رشد نقدینگی ما در طی سال‌های قبل حدود ۲۵ درصد بود که در این سال‌ها به ۲۷ درصد رسید. لذا تنها چیزی که برای کشور حاصل شد، این بود که دولت نتوانست به صورت فعالانه از این نقدینگی استفاده کند، در جایگاه انفعال قرار گرفت، نقدینگی در دست شبکه بانکی افتاد و در نهایت بانک‌ها در مورد نحوه تخصیص این نقدینگی تصمیم گیری کردند.

    برخورد دنیا با تورم چگونه است؟

    این کارشناس پولی و بانکی درباره رویکرد دنیا در مواجه با تورم اظهار کرد: هدف گذاری تورمی یا همان رویکرد متعارفی که دنیا برای کنترل تورم در پیش گرفته، این است که یک نرخ تورم هدفی را بانک مرکزی اعلام و سپس از طریق ابزار سیاستی نرخ بهره، که نرخ سقف و کفی تعیین می‌شود، آن تورم را کنترل می‌کنند. مکانیزم کنترل تورم از طریق نرخ بهره به این صورت است که وقتی نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند، یک خاصیت ضد رونق ایجاد می‌شود. به این نحو که، افزایش نرخ بهره یک اثر مستقیم و یک اثر ضمنی دارد. اثر مستقیم و صریح آن بر روی قیمت تمام شده وام است. یعنی زمانی که فردی درخواست وام می‌کند، این افزایش نرخ بهره موجب بالا رفتن قیمت تمام شده وام می‌شود. لذا تقاضای آن کاهش می‌یابد. اثر ضمنی آن نیز اینگونه است که وقتی فرد تصمیم به یک مصرفی می‌کند، وقتی نرخ بهره بالا باشد، مصرف خود را به بعد موکول می‌کند. بنابراین در هر دو صورت نرخ بهره، خاصیت ضد رونق و کاهش تقاضا دارد.

    در ایران همزمانی که هزینه‌ها از باب تورم زیاد می‌شود، بخش حقیقی اقتصاد با رکود درگیر است و این رکود نیز، مانع افزایش درآمد می‌شود

    وی در ادامه بیان کرد: در حالی که تورم در ایران ناشی از فشار هزینه است. یعنی ما با یک صنعتی مواجه هستیم که به موارد متعددی بسیار وابسته است. عمده این وابستگی نیز به واردات کالای واسطه‌ای مربوط می‌شود که به نرخ ارز وابسته است. زمانی که در اثر تنش‌های کلان سیاسی و اقتصادی، نرخ ارز افزایش داشته باشد، کالاهای واسطه‌ای تولید گران شده و در کل هزینه تولید زیاد می‌شود. در این صورت حداقل قیمت در بازار نیز متناسب با آن افزایش پیدا می‌کند. پس در این حالت، نمی‌توانید با سیاست‌های طرف تقاضا، این نوع تورم را کنترل کنید. کارایی سیاست نرخ بهره برای کنترل تورم در اقتصاد ایران، با ابهام مواجه است. یکی از دلایل این است که در ایران دسترسی به وام برای خرید کالاهای با دوام مصرفی مانند ماشین، به دلیل گرانی‌ها بلا موضوع است. اما در کشورهای دیگر برای خرید این کالاها، وام دریافت می‌شود. لذا نرخ بهره در این تقاضا تأثیرگذار نیست. از طرفی، پیشران نرخ بهره در ایران، متأثر از فعالیت‌های نامولد و سفته بازانه است که اگر بخواهیم آن را از بین ببریم باید نرخ بهره تا ۵۰ درصد افزایش پیدا کند. پس با افزایش نرخ بهره در حد ۵ درصد، نمی‌توان کاهش تورم را انتظار داشت.

    کنترل تورم ایران با راهکارهای مخصوص خود

    قائد امینی در خصوص راهکار کنترل تورم در اقتصاد ایران بیان کرد: ابتدا باید این حقیقت را بپذیریم که رساندن تورم به سطوح ۳ تا ۴ درصدی، در کوتاه مدت یا حتی میان مدت برای اقتصاد ایران، حتی اگر امکان پذیر هم باشد، مطلوب نیست. ما اکنون در شرایطی هستیم که اگر بخواهیم تورم را به زیر سطوح ۴ یا ۵ درصد برسانیم، باید یک انقباض شدید ایجاد کنیم که در نتیجه آن اقتصاد به رکود بیشتری فرو می‌رود و اثرات این رکود می‌تواند بسیار بدتر از تورم باشد. البته این نکته به معنای مطلوب بودن تورم نیست اما اینکه کاهش یک باره تورم ممکن است اثرات نامطلوب‌تری از اثرات فعلی بگذارد، نکته مهمی است. لذا پیشنهاد ما برای مدت کوتاه مدت و میان مدت یک تورم با ثبات ۱۲ الی ۱۵ درصدی است.

    رساندن تورم به سطوح ۳ تا ۴ درصدی، در کوتاه مدت یا حتی میان مدت برای اقتصاد ایران، حتی اگر امکان پذیر هم باشد، مطلوب نیست وی ادامه داد: راهکار این امر نیز به نرخ ارز بر می‌گردد. تورم در ایران در کوتاه مدت به شدت متأثر از نرخ ارز است. بدین صورت که هم به نحو حقیقی، تولیدات ما متأثر از نرخ ارز است و هم به نحو انتظاری، تغییر نرخ ارز بر انتظارات تورمی به شدت تأثیر می‌گذارد. بنابراین قطعاً راهکار کوتاه مدت، مدیریت نرخ ارز است. البته مدیریت نرخ از از سرکوب نرخ ارز معنای متفاوتی دارد. مدیریت نرخ ارز با بازی فعالانه دولت و بانک مرکزی صورت می‌گیرد که از جمله سیاست‌های این بخش می‌تواند مدیریت واردات از جمله ممنوعیت واردات کالاهای لوکس و بالا بردن تعرفه کالاهای غیرضروری باشد تا واردات به سمت واردات کالای ضروری برود.

    وی افزود: دومین راهکار برای مدیریت بازار ارز، پیگیری آزادسازی منابع بلوکه شده است که می‌تواند در کوتاه مدت به اقتصاد کشور کمک کند. همچنین نظارت بر مدیریت منابع ارزی راهکار مناسبی برای این امر باشد. البته در کوتاه مدت راهکارهای دیگری چون تسهیل ورود مواد اولیه به کشور و دیپلماسی فعال جهت تعامل‌های منطقه‌ای از جمله مواردی است که می‌تواند پیگیری شود. اما برای میان مدت و بلند مدت، باید شبکه بانکی خود را که در دهه ۹۰ عامل مسلط در خلق پول بود، بتوانیم کنترل کنیم. شبکه بانکی علی الخصوص بانک‌های خصوصی که در غیاب بانک مرکزی خلق پول‌های گسترده انجام دادند، باید مورد نظارت شدید بانک مرکزی قرار بگیرند. اگرچه نقش کسری بودجه هم در تورم مهم است. اما تنها عامل تورم نیست. در بلندمدت نیز چون صنایع ما وابسته هستند، باید از مونتاژ کاری به سمت داخلی سازی زنجیره ارزش حرکت کنیم. تا زمانی که ما مونتاژ کار باشیم، به محض تغییرات نرخ ارز صنعت ما به شدت دچار نوسان خواهد شد. و در پایان باید بهره وری و تکنولوژی خود را متناسب با دنیا کنیم تا بتوانیم در صنعت با آن‌ها رقابت کنیم.

  • کسری بودجه دولت آمریکا بیش از ۳ تریلیون دلار شد

    کسری بودجه دولت آمریکا بیش از ۳ تریلیون دلار شد

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سی‌ان‌بی‌سی، تلاش‌های دولت آمریکا برای مقابله با ویروس کرونا باعث شد در پایان سال مالی ۲۰۲۰ با کسری بودجه عظیمی روبرو شود.

    آخرین داده‌ها نشان می‌دهد کسری بودجه نهایی سال مالی ۲۰۲۰ به ۳.۱۳ تریلیون دلار رسیده است که این بیش از ۳ برابر کسری بودجه ۹۸۴ میلیارد دلاری سال گذشته و دو برابر رکورد قبلی کسری بودجه است که با ۱.۴ تریلیون دلار در بحران مالی سال ۲۰۰۹ به ثبت رسیده بود.

    بیشترین خسارتی که امسال به بودجه وارد شد مربوط به بسته کمک مالی ۲.۲ تریلیون دلاری دولت آمریکا برای مقابله با ویروس کرونا بود.

    طبق داده‌های خزانه‌داری، درآمدهای دولت امسال به ۳.۴۲ تریلیون دلار رسید در حالی که هزینه‌کردهای آن بالغ بر ۶.۵۵ تریلیون دلار شد. از این هزینه‌ها بیشترین مبلغ در ماه ژوئن صرف شد که در آن دولت ۱.۱ تریلیون دلار خرج کرد.

    از سوی دیگر سال مالی ۲۰۲۰ در حالی به پایان رسید که بدهی آمریکا به حدود ۲۷ تریلیون دلار رسید که ۶ تریلیون دلار آن بدهی عموم مردم بود.

  • مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است

    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است

    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است

    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است
    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای

    ایسنا/خراسان رضوی استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد گفت: بخش زیادی از کسری بودجه نتیجه تحریم‌ها است و اگر منصفانه به آن نگاه کنیم نمی‌توان این موضوع را انکار کرد.

    دکتر سید سعید ملک‌الساداتی در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص عملکرد اقتصادی دولت اظهار کرد: درآمدهای نفتی کشور کاهش داشته که نتیجه مستقیم تحریم‌ها است. علاوه بر این، تحریم‌ها به صورت غیر مستقیم به کسب و کارها و فعالان اقتصادی نیز فشار آورده، به گونه‌ای که رشد اقتصادی کشور به طور مداوم طی چند فصل منفی بوده است.

    وی افزود: در چنین شرایطی توان مالیات‌رسانی دولت هم کاهش پیدا می‌کند. در واقع دو منبع اصلی درآمدی دولت، یعنی نفت به طور مستقیم و مالیات‌ها به صورت غیر مستقیم در نتیجه تحریم‌ها با کاهش قابل توجهی در بودجه کشور روبه‌رو بوده است.

    دو گزینه اصلی دولت برای تامین کسری بودجه

    این استاد دانشگاه گفت: واقعیت این است که برای جبران کسری بودجه مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است. با فرض تداوم تحریم‌ها و عدم امکان فروش نفت، دولت برای تأمین کسری بودجه دو گزینه اصلی دارد. در ابتدا استقراض از بانک مرکزی که تورم‌‎زا بوده و البته شواهد آماری نشان می‌دهد دولت از آن بهره برده، گزینه دوم نیز فروش اوراق بدهی دولت به مردم که روشی بدون تورم است.

    ملک‌الساداتی ادامه داد: این روش در حال حاضر توسط وزارت اقتصاد دنبال می‌شود، اما با توجه به فضای سوداگری حاکم بر جامعه، نرخ سود اوراق بدهی دولت یارای برابری با نرخ سودهای موجود در بازارهای سفته‌بازی را ندارد، البته در کنار این دو روش، فروش دارایی‌های دولت نیز اقدام دیگری بوده که انجام شده است.

    استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص عملکرد اقتصادی دولت، عنوان کرد: برخلاف دوره اول که جهت‌گیری‌های روشنی از سیاست‌های دولت برداشت می‌شد و مسیر عملکرد آن برای فعالان اقتصادی قابل پیش‌بینی بود، در دوره دوم موفقیت‌آمیز نبود و تاحدودی نیز زمینه‌ساز تعمیق فضای عدم اطمینان میان فعالان اقتصادی و عامه مردم شد.

    دولت در دوره دوم به اندازه کافی از اندوخته علمی کشور برای اداره اقتصاد استفاده نکرده است

    وی اضافه کرد: در این دوره به اندازه کافی از اندوخته علمی و کارشناسی کشور برای اداره اقتصاد استفاده نشد، و حتی برخی سیاست‌گذاری‌ها با سراسیمگی مواجه بودند. نمونه بارز این مساله اوراق سلف نفتی است که دولت در اجرای آن سراسیمه تصمیم گرفت و بدون در نظر گرفتن پیش‌نیازهای لازم و توافق‌ با سایر نهادها به طور وسیع آن را اطلاع‌رسانی کرد، در نهایت آنچه حاصل شد افزایش بی‌اعتمادی فعالان اقتصادی بود.

    این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه انتشار اوراق سلف نفتی می‌توانست از نظر مالی برای دولت گشایشی ایجاد کند، تصریح کرد: چنین رفتاری را در دولت‌های قبلی نیز شاهد بوده‌ایم. دولت‌ها معمولا در سیستم‌های دموکراتیک آموخته‌اند که در سال‌های پایانی دوره خود جهت تامین مالی بودجه به سمت روش‌هایی بروند که استقراض‌محور است، در حالی که در سال‌های آغازین دوره خود کمتر از این روش‌ها استفاده می‌کنند. دلیل این موضوع هم کاملا مشخص است، زیرا قرار نیست قرض‌های به وجود آمده را دولت کنونی بپردازد و به دولت بعدی منتقل می‌شود.

    ملک‌الساداتی ضمن انتقاد از جهت‌گیری‌ دولت در مواجهه با بازار سرمایه و حمایت‌های تلویحی از ورود مردم به این بازار، بیان کرد: این رفتار یادآور وقایعی است که در سال‌های اخیر در خصوص موسسات مالی و اعتباری در کشور رخ داد. در آن سال‌ها حمایت‌های تلویحی، رسانه ملی و سایر نهادها به گسترش این باور در میان مردم دامن زد که می‌توانند بدون پذیرفتن ریسک به سودی فراتر از سود متداول در اقتصاد دست یابند.

    استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد افزود: از این نکته مهم نباید غافل شد که آب گل‌آلود موسسات مالی فرصتی بی‌نظیر در اختیار برخی گروه‌های همسو و ذی‌نفع در موسسات مالی قرار داد تا منابع مالی مورد نیاز برای فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خود را فراهم نمایند، اما آنچه در نهایت رقم خورد، انبوه سپرده‌گذارانی بود که دولت را مسئول زیان و یا بهتر است بگوییم سود به دست نیامده خود می‌دانستند.

    وی ادامه داد: آنچه امروز در بورس شاهد هستیم، تکرار همان وقایع موسسات مالی با ابعادی به مراتب وسیع‌تر است. این بار نیز مردم با این باور نادرست که می‌توان در این بازار بدون تحمل ریسک یک‌شبه ثروتمند شد، به این بازار وارد شدند.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: شباهت اصلی این مساله با داستان موسسات مالی اینجاست که با آغاز تعدیل بازار سهام طی چند هفته اخیر و منفی شدن انتظار عمومی نسبت به دورنمای بازار، سخنگوی دولت خبر از حمایت از دارایی مردم و انتقال یک درصد از منابع صندوق توسعه ملی برای حمایت از بورس داده است.

    ملک‌الساداتی در خصوص ارزیابی عملکرد دولت در بازار ارز گفت: عملکرد دولت در بازار ارز به ویژه تعیین نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی در سال ۹۷ منفی بود، اما عامل اصلی التهاب بازار ارز در شرایط موجود از یک سو کاهش شدید درآمد ارزی دولت و از سوی دیگر حجم بالای نقدینگی است.

    استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: با شدت گرفتن تحریم‌های نفتی و بانکی، ورود ارز به کشور بسیار محدود شده است. از طرفی دولت که با محدودیت منابع مواجه بوده، برای تأمین کسری بودجه به سمت روش‌های تأمین مالی تورم‌زا گام برداشته که مهمترین نشانه آن رشد بی‌سابقه نقدینگی در کشور است. از سوی دیگر با افزایش تورم، تقاضای ارز که قابلیت حفظ ارزش دارایی دارد، افزایش یافته است.

    وی در خصوص ارائه گزارش اقتصادی از سوی دولت و تاثیرات آن عنوان کرد: رئیس‌جمهور از ابتدا بنا داشت که عملکرد خود را به صورت منظم گزارش دهد و حتی صحبت از ارائه گزارش‌های ۱۰۰ روزه بود که محقق نشد، در حالی که این حق عموم مردم است از عملکرد دولت آگاه باشند.

    انتهای پیام

  • کسری بودجه آمریکا به رکورد تاریخی ۳تریلیون دلار رسید

    کسری بودجه آمریکا به رکورد تاریخی ۳تریلیون دلار رسید

    کسری بودجه آمریکا به رکورد تاریخی ۳تریلیون دلار رسید

     

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سی‌بی‌اس نیوز، وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد که کسری بودجه آمریکا در ۱۱ ماه ابتدایی سال مالی کنونی به رکورد تاریخی ۳ تریلیون دلار رسیده است.

    این حجم از کسری بودجه ناشی از هزینه‌کردهای عظیم دولت آمریکا برای کاهش تأثیرات منفی رکود اقتصادی تحت تأثیر پاندمی کرونا است. این رکود اقتصادی میلیون‌ها شغل را در آمریکا از بین برده است.

    کسری بودجه از ابتدای اکتبر تا انتهای آگوست حدود ۲ برابر رکود ۱۱ ماهه قبلی شد. رکورد قبلی ۱.۷ میلیارد دلار کسری بودجه در ۱۱ ماه ابتدای سال مالی ۲۰۰۹ بود. در آن زمان دولت حجم بزرگی از پول را برای بیرون آوردن اقتصاد آمریکا از بحران مالی ۲۰۰۸ به کار گرفت.

    در حالی که یک ماه از سال مالی ۲۰۲۰ باقی مانده است (این سال در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۰ به پایان می‌رسد) کسری بودجه کامل این سال مالی حتی می‌تواند از این هم بیشتر شود. دفتر بودجه کنگره آمریکا پیش‌بینی کرده است که کسری بودجه آمریکا امسال به رکورد بی‌سابقه ۳.۳ تریلیون دلار برسد. اما در برخی از مواقع دولت در ماه سپتامبر با مازاد بودجه روبرو می‌شود بنابراین امکان آن وجود دارد که در نهایت سال مالی ۲۰۲۰ با کسری بودجه زیر ۳ تریلیون دلار بسته شود.

    سال گذشته کسری بودجه آمریکا ۹۸۴ میلیارد دلار شده بود. رکورد قبلی کسری بودجه در یک سال مالی مربوط به سال ۲۰۰۹ بود که در آن کسری بودجه به ۱.۴ میلیارد دلار رسید.

     

  • تسعیر دارایی‌های خارجی بانک مرکزی برای جبران کسری بودجه تورم زاست

    تسعیر دارایی‌های خارجی بانک مرکزی برای جبران کسری بودجه تورم زاست

    به گزارش خبرنگار مهر، در روزهای اخیر خبری مبنی بر پیشنهاد وزارت اقتصاد برای ۷۵ تا ۱۵۰ هزار میلیارد تومان تسعیر دارایی‌های خارجی بانک مرکزی شنیده شده و گفته می‌شود کمیته‌ای متشکل از سازمان برنامه و بودجه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی این پیشنهاد را جهت اتخاذ تصمیم نهایی به دولت ارسال کرده اند.

    بانک مرکزی ارزی را که از دولت به واسطه صادرات نفتی یا صادرات کالاهای دیگر تحویل می‌گیرد با نرخی مصوب تبدیل به ریال کرده و برای هزینه کردهای جاری یا عمرانی تحویل دولت می‌دهد به این عملیات تسعیر ارز گفته می‌شود.

    محمد شیریجیان، کارشناس اقتصادی در این باره به خبرنگار مهر گفت: بانک مرکزی ارزهایی را که به واسطه فروش نفت از دولت دریافت می‌کند با نرخ مشخصی تبدیل به ریال می‌کند و آن‌را برای صرف هزینه‌های جاری و عمرانی به دولت تحویل می‌دهد. بر اساس قانون، این منابع ارزی متعلق به بانک مرکزی است و چون قبلاً تبدیل به ریال شده و در اختیار دولت قرار داده است عملاً نمی‌تواند بار دیگر ارزهایی که در سپرده بانک مرکزی وجود داشته و متعلق به بانک مرکزی است را با نرخ دیگری تسعیر کند.

    وی ادامه داد: نرخ تسعیر درسال ۸۹، ۱,۲۲۶ تومان بود، بعداً این رقم در سال ۹۱ به ۲۴۰۰ رسید سپس بیش از ۳۰۰۰ شد و نهایتاً به ۴,۲۰۰ تومان رسید و با این تصمیم اخیر قرار است به ۸,۵۰۰ تومان برسد.

    سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که در چه صورتی این افزایش نرخ تسعیر، تورم زا خواهد بود و اگر این منبع، صرف تسویه بدهی دولت شود نیز تورم زا است یا خیر. شیریجیان در پاسخ گفت: منابع ناشی از این افزایش نرخ می‌تواند صرف جبران کسری بودجه شده و در هزینه‌های جاری و عمرانی صرف شود و یا اینکه می‌تواند به تسویه بدهی دولت به بانک مرکزی منجر شود. در حالت اول رشد پایه پولی مستقیم و در حالت دوم، غیر مستقیم خواهد بود.

    افزایش نرخ تسعیر در صورت استفاده در بودجه تورم زاست

    شیریجیان همچنین درباره اثرات تورمی افزایش نرخ تسعیر ارز، بیان داشت: سمت راست ترازنامه بانک مرکزی که همان پایه پولی است، شامل چند بخش می‌شود، بخش اول آن خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی، بخش بعدی خالص بدهی‌های دولت به بانک مرکزی، بخش دیگر خالص بدهی بانک‌های تجاری به بانک مرکزی و موارد بعدی سایر دارایی هاست.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: اگر افزایش نرخ تسعیر بخش اول را افزایش دهد چون منجر به افزایش خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی می‌شود عملاً سمت راست ترازنامه افزایش می‌یابد و تورم زا خواهد بود اما اگر این تغییر نرخ تسعیر صرف بخش دوم یعنی خالص بدهی‌های دولت به بانک مرکزی شود، به صورت مستقیم افزایش پایه پولی رخ نمی‌دهد. البته اثر مثبتی نیز نمی‌گذارد چراکه دارایی‌های ارزی که پشتوانه ریال باشند بیشتر نشده‌اند اما در هر صورت تا حدی بدهی دولت به بانک مرکزی تسویه می‌شود.

    شیریجیان ادامه داد: بنابراین اگر دولت این مابه التفاوت را خرج هزینه‌های جاری کند قطعاً تورم زاست اما اگر این مبلغ صرف تسویه بدهی‌های دولت به بانک مرکزی شود مثلاً اگر قبلاً از بانک مرکزی استقراض کرده، تنخواه گرفته یا اوراق مشارکت فروخته باشد درجه تورم زایی آن کمتر است.

    تسویه بدهی‌های دولتی از طریق تسعیر ارز، پایه پولی را به صورت غیر مستقیم افزایش می‌دهد

    در عملیات بانکی زمانی که پولی به واسطه ارائه تسهیلات یا سود سپرده‌ها، اصطلاحاً خلق می‌شود تنها در صورتی نقدینگی کل کشور را بیشتر نمی‌کند که آن پول از طریق بازپرداخت تسهیلات و بهره آن اصطلاحاً، محو شود. اگر خلق پول از محو آن پیشی بگیرد همین اتفاق ناگواری است که نقدینگی کشور را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. این موضوع در استقراض‌های دولت از بانک مرکزی نیز حکمفرماست. اگر تسهیلات پرداختی بازگردانده شود، محو پول رخ می‌دهد اما اگر به نحوی این پول بازنگردد خلق پولی که انجام شده در اقتصاد خواهد ماند و موجب تورم خواهد شد.

    شیریجیان در این باره معتقد است، در صورتی که از طریق افزایش نرخ تسعیر ارز بدهی‌های دولت تسویه شود تنها یک کار ترازنامه ای انجام شده و تغییری در خارج صورت نمی‌گیرد اما در عوض، آن نقدینگی‌ای که قبلاً دولت متعهد به بازگرداندن آن بود نیز بازنمی‌گردد و به صورت غیر مستقیم نقدینگی را افزایش می‌دهد.

    وی ادامه داد: در گذشته دولت به بانک مرکزی متعهد بود شده که پول را پس دهد این کار باعث می‌شد که نقدینگی جمع شود و محو پول اتفاق بیفتد یعنی پایه پولی کاهش پیدا می‌کرد اما الان عملاً امیدی به کاهش نقدینگی وجود ندارد و پایه پولی در همین حد می‌ماند و فقط بدهی دولت تسویه می‌شود.

    جبران کسری بودجه از طریق تسعیر ارز تنها باید در قانون بودجه دیده شود؟

    در کنار بحث تورم زا بودن یا نبودن این اقدام دولت، بحث قانونی بودن یا نبودن آن نیز موضوع مهمی است. این اقدام یکبار در سال ۹۵ در قانون بودجه آورده شد که به واسطه آن به دولت اجازه تسویه بدهی بانک‌ها از این طریق با ۷ شرط که مورد اول آن، ممنوعیت افزایش پایه پولی از این محل بود به تصویب رسید اما به دلیل اینکه در بودجه ۹۹ منبعی برای جبران کسری بودجه یا تسویه بدهی‌های دولت پیش بینی نشده است و بنابر شنیده‌ها این اقدام حاصل مصوبه مجمع بانک مرکزی در سال ۹۸ و ۹۷ است، قانونی بودن آن نیز دچار ابهام است.

     

  • دلایل بنیادین سقوط شاخص بورس/سه رویکرداصلاحی که دولت بایداتخاذکند

    دلایل بنیادین سقوط شاخص بورس/سه رویکرداصلاحی که دولت بایداتخاذکند

     

    دلایل بنیادین سقوط شاخص بورس/سه رویکرداصلاحی که دولت بایداتخاذکند

    به گزارش خبرنگار مهر، چهار اقتصاددان در گزارشی با اشاره به دلایل بنیادین سقوط شاخص بورس، ضمن پرهیز دادن دولت از انجام سه مدل مداخله اشتباه در بازار سهام، خواستار اتخاذ سه رویکرد اصلاحی از سوی دولت شدند.

    متن کامل گزارش که به امضای علی مدنی‌زاده، امیر کرمانی، علی مروی و سید محمد صادق الحسینی رسیده است به این شرح است:

    شاخص کل بورس تهران از ابتدای سال تا ۱۲ شهریور ۲۱۸ درصد رشد داشت. در بازه ۱۰ ساله هم رشد شاخص کل ۸۷۰۰ درصد بوده است که نشان از یک بازدهی بالا در این بازار دارد. حتی رشد دلاری این بازار در ۱۰ سال اخیر ۲۱۵ درصد بوده در حالی که در همین دوره (تا ۱۲ شهریور ۹۹) رشد دلاری بازارهای جایگزین مثل مسکن منفی ۱۱ درصد و بازار طلای جهانی با همه فراز و نشیب آن تنها مثبت ۵۵ درصد بوده است! (نمودار شماره ۱)

    نمودار شماره ۱

    چه عواملی موجب رشد بالای بازار سهام شد؟

    عوامل متعددی در این رشد سریع مطرح هستند اما به اختصار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    رشد حجم نقدینگی که در این مقطع عمدتاً از ناحیه کسری بودجه ایجاد شده بود همیشه موتور بازارهای دارایی در اقتصاد ایران بوده و هست. این رشد در کنار نرخ بهره حقیقی بسیار منفی (نرخ سود منهای تورم) در سالهای ۹۷ و ۹۸ و ۹۹ که در نمودار شماره ۲ می‌بینید و در اقتصاد ایران کم نظیر بوده یکی از مهمترین دلایل ایجاد حباب در بازار دارایی‌ها محسوب می‌شود.

    نمودار شماره دو

    از دیگر سو اقدامات درست برای محدود کردن تراکنش‌های بانکی (در قالب برنامه‌های مبارزه با پولشویی و فراتر از آن) هم جلوی بسیاری از اقدامات سفته بازانه در سایر بازارها خصوصاً بازار ارز را گرفت و بخش عمده‌ای از تقاضای سفته بازانه ناشی از دو عامل بالا را به بازار بورس منتقل کرد.

    اما ایرادات ساختاری این بازار نظیر درصد شناوری پایین و به اصطلاح کمبود دارایی (asset shortage) در بازار بورس سبب شد این حجم تقاضا با عرضه‌ای محدود روبرو شود. در کنار این، وجود مقررات بیش از حد در بورس (over regulated) نظیر دامنه نوسان ۵ درصد و حجم مبنا و … و نیز عدم واکنش به موقع ارکان تنظیم‌گر بازار سبب شد تا با تشدید ۳ عامل بالا بزرگترین دور خودفزاینده مثبت در دهه‌های اخیر اقتصاد ایران برای بیش از ۸ ماه در سالهای ۹۸ و ۹۹ در بورس تهران شکل بگیرد.

    از طرف دیگر، ارزش‌گذاری پایین تاریخی بورس در دهه‌های گذشته در ایران نیز می‌تواند یکی از عوامل رشد اخیر باشد. اما نکته اصلی آن است که تنها زمانی می‌توان به میزان اهمیت این عامل پی برد که نرخ بهره حقیقی بیش از حد منفی نباشد و مشکل محدودیت شدید عرضه دارایی‌ها نیز از بین برود. اتفاقاً این فرآیند اصلاح بازار است که می‌تواند به سرمایه‌گذاران بنیادی فرصت تفکیک سهام شرکت‌های ارزنده از سهام‌های غیر ارزنده و در نتیجه اصلاح قیمت‌های نسبی را بدهد. این امر قطعاً بیشترین کمک را نیز به رشد پایدار و بلندمدت بازار سهام می‌کند و هر گونه اخلال در این فرآیند اصلاح قیمت‌های نسبی شرکت‌های بورسی، تنها به رشد بلند مدت بازار سهام آسیب وارد می‌کند.

    در این دوره هشدارهای متعدد نسبت به افزایش ریسک‌های سرمایه‌گذاری در بازار سهام و احتمال کاهش جدی شاخص داده شد. از جمله این هشدارها نامه ۲۵ پژوهشگر مالی و اقتصادی بود.(متن کامل نامه)

    حالا چه نباید کرد؟

    ۱- ابعاد بورس ما در حال حاضر بسیار بزرگ‌تر از آن است که در صورتی که قیمت تعادلی سهام شرکت‌ها از قیمت فعلی آن‌ها کمتر باشد بتوان با حمایت‌های دستوری و مقطعی برخی بازیگران حقوقی از افت بیشتر آن جلوگیری کرد. مثلاً اگر در شرایطی که بازار حدس می‌زند قیمت تعادلی کمتر از قیمت‌های موجود است با اجبار شرکت‌های حقوقی و یا با اعطای تسهیلات برای خرید سهام سعی در حفظ بازار داشته باشیم، این سیاست تنها مسیر خروج سفته‌بازان از بازار را هموار کرده و ناترازی‌های بورس به سرعت به سایر بازارها علی‌الخصوص بازار ارز منتقل می‌شود. این اقدام ریسک بالای بازار بورس را به کل اقتصاد گسترش داده و می‌تواند ماشه تورم‌های بالا در اقتصاد ایران را فعال بکند. دقت به این نکته ضروری است که نظارت بر عملکرد تعداد بسیار زیادی بازیگر حقیقی و جلوگیری از سفته‌بازی آنان در بازار ارز بسیار سخت‌تر از نظارت بر تعداد محدودی بازیگر حقوقی است. از طرف دیگر در صورتی که قیمت تعادلی بازار بیش از قیمت‌های فعلی باشد نیازی به حمایت دولت نیست و این افت شاخص توسط خود بازار و سرمایه‌گذاران با افق برنامه‌ریزی بلندمدت اصلاح می‌شود.

    ۲- حمایت‌های دستوری از سهام‌های خاص –علی‌الخصوص سهام‌های شاخص ساز- تنها منجر به تعویق فرآیند اصلاح قیمت‌های نسبی سهام‌ها می‌شود و به زیان کل بازار خواهد بود. این خلاف سیاستگذاری در جهت منافع عمومی است و قطعاً منجر به فساد شدید شده و در راستای کمک به خروج سریع‌تر سرمایه‌گذاران کلان از سهام‌های غیر ارزنده و در نهایت سقوط شدیدتر آن سهام‌ها و کل بازار می‌شود.

    ۳- نباید با ایجاد محدودیت‌های بیشتر جلوی اصلاح قیمت‌ها را گرفت. هر افزایش محدودیتی مثل افزایش حجم مبنا یا کاهش دامنه نوسان سبب کاهش نقدشوندگی بازار شده، فرآیند فزاینده کاهشی و سقوط را تقویت می‌کند.

    چه باید کرد؟

    ۱- تنها راهکار واقعی حمایت از بورس، کم کردن و کنار گذاشتن مداخلات در قیمت محصول نهایی و در نتیجه افزایش سوددهی شرکت‌ها است. اگر تعزیرات و قیمت‌گذاری‌های تصنعی، فساد آمیز و خلاف مسلمات علم اقتصاد کنار گذاشته شود سود بسیاری از شرکت‌های بورسی افزایش یافته و در قیمت‌های فعلی ارزنده خواهند شد.

    ۲- کاهش محدودیت‌ها بر رشد صندوق‌های سبدگردان (و نه درآمد ثابت) و در مقابل منوط شدن هر گونه رشد صندوقهای درآمد ثابت به خرید اوراق قرضه‌ی دولتی. این امر منجر به ایجاد پرتفوی متنوع برای سرمایه‌گذاران می‌شود و در نتیجه از رفتارهای هیجانی در بازار می‌کاهد.

    ۳- جلوگیری از رانتهای فنی ایجاد شده نظیر سر خطی زدن که سبب می‌شود عده‌ای با دسترسی‌های خاص بتوانند زودتر از بقیه از بازار منفی خارج شده و فرصتهای برابر بازار را از بین ببرند.

     

  • کم هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه کدام است؟

    کم هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه کدام است؟

    به گزارش خبرنگار مهر، نخستین بار طرح گشایش اقتصادی را حسن روحانی در جمع هیأت دولت اعلام کرد، او گرچه جزئیاتی از طرح را بیان نکرد اما همین نامگذاری کافی بود تا حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون جزئیات این طرح به وجود بیاید. چندی بعد محسن زنگنه، نماینده مجلس به گمانه زنی‌ها پایان داد و از فروش اوراق سلف نفتی به مردم در قالب طرح گشایش اقتصادی خبر داد.

    بر اساس این طرح پیشنهادی که دولت آن را به شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه فرستاده است، قرار است ۲۲۰ میلیون بشکه نفت به شکل پیش فروش به سرمایه گذران عرضه شود و در موعد سررسید نیز دولت به صورت تضمینی این اوراق را به قیمت روز نفت و قیمت روز ارز از صاحبان آن خریداری کند.

    ابراز نگرانی نمایندگان از بدهی طرح گشایش اقتصادی برای دولت بعدی

    نمایندگان مجلس اما در مقابل این طرح دولت واکنش‌های مختلفی نشان دادند اما واکنش مشترکی که میان اکثر نمایندگان دیده می‌شد، ابراز نگرانی آن‌ها از بدهی‌های سنگین طرح گشایش اقتصادی برای دولت بعدی بود زیرا دولت با فروش اوراق سلف نفتی حدود ۱۷۰ هزار میلیارد تومان عایدی کسب می‌کند اما در عوض بدهی سنگین ارزی را به دولت بعدی تحمیل می‌نماید.

    همان طور که گفته شد بر اساس طرح گشایش اقتصادی، دولت موظف است که اوراق را در موعد سررسید با توجه به قیمت روز ارز و نفت بازخرید کند. در این میان پیش بینی‌ها نشان می‌دهد که احتمال افزایش قیمت ارز و نفت در طی ۲ سال آینده وجود دارد و این بدان معناست که هر دو مؤلفه مؤثر بر میزان بدهی دولت بعدی، روندی افزایش خواهند داشت که همین امر موجب سنگین‌تر شدن بدهی دولت بعدی خواهد شد.

    به عنوان مثال اگر در سال ۱۴۰۱ قیمت نفت به ۵۰ دلار و نرخ دلار نیز افزایش یابد، حداقل ۳۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی ایجاد خواهد شد که پرداخت آن‌ها همه بر عهده دولت بعدی است.

    پاسخ روحانی به نمایندگان: ما هم تعهدات دولت قبلی را انجام دادیم!

    روحانی اما چندی بعد در پاسخ به نگرانی‌های نمایندگان مجلس و رسانه‌ها، فروش اوراق سلف نفتی را بهترین روش برای جبران کسری بودجه نامید و انتقال تعهدات دولت‌ها به یکدیگر را امری طبیعی دانست و گفت: «اینکه بحث می‌شود با فروش نفت دولت بعدی متعهد می‌شود، درست است و دولت بعدی باید تعهدات دولت قبل را انجام دهد، ما هم تعهدات دولت قبلی را انجام دادیم و هر کاری که دولت قبلی کرد ما متعهد بودیم انجام بدهیم».

    این پاسخ رئیس جمهور در شرایطی ارائه شد که حرف اصلی منتقدان نه اصل ایجاد بدهی برای دولت بعدی، بلکه سنگین و پرهزینه بودن بدهی حاصل از فروش اوراق سلف نفتی برای دولت بعدی است. بر همین اساس هم بود که مجلس در بودجه ۹۹ اجازه انتشار کم‌هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه یعنی فروش اوراق مالی اسلامی به میزان ۵۰ هزار میلیارد تومان را به دولت داد.
    علاوه بر آن، در اردیبهشت امسال نیز شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه مجدداً اجازه فروش ۱۵۰ هزار میلیارد تومان اوراق مالی جدید را به دولت داد تا کسری بودجه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت جبران شود.

    هزینه ۴ برابری اوراق نفتی نسبت به اوراق مالی

    با وجود اجازه‌های قانونی مجلس و شورای هماهنگی سران سه قوه برای جبران کسری بودجه از طریق انتشار اوراق مالی اسلامی، حسن روحانی اصرار دارد که فروش اوراق سلف نفتی بهترین روش برای پوشش دادن کسری بودجه دولت است در حالی که محاسبات کارشناسی خلاف ادعای رئیس جمهور را اثبات می‌کند.

    بر اساس بررسی‌های کارشناسی، متوسط هزینه انتشار سالانه اوراق مالی تنها ۱۷.۴ درصد است اما متوسط هزینه انتشار سالانه اوراق سلف نفتی با توجه به محتمل بودن افزایش قیمت نفت و ارز تا ۷۶ درصد نیز خواهد رسید.

    دولت کم‌هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه را انتخاب کند

    به طور کلی جبران کسری بودجه نیاز به ایجاد منابع جدید درآمدی برای دولت و حذف هزینه‌های اضافی آن دارد اما با این حال استفاده از روش فروش اوراق در کوتاه مدت می‌تواند فرصت لازم برای انجام اصلاحات اساسی ساختار بودجه را فراهم کند. بر همین اساس لازم تا دولت دوازدهم تا زمان انجام اصلاح ساختار بودجه از کم‌هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه استفاده کند و از تحمیل بدهی سنگین برای دولت‌های بعدی که مصداق آینده فروشی است، پرهیز نماید.

     

  • کم هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه کدام است؟

    کم هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه کدام است؟

    به گزارش خبرنگار مهر، نخستین بار طرح گشایش اقتصادی را حسن روحانی در جمع هیأت دولت اعلام کرد، او گرچه جزئیاتی از طرح را بیان نکرد اما همین نامگذاری کافی بود تا حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون جزئیات این طرح به وجود بیاید. چندی بعد محسن زنگنه، نماینده مجلس به گمانه زنی‌ها پایان داد و از فروش اوراق سلف نفتی به مردم در قالب طرح گشایش اقتصادی خبر داد.

    بر اساس این طرح پیشنهادی که دولت آن را به شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه فرستاده است، قرار است ۲۲۰ میلیون بشکه نفت به شکل پیش فروش به سرمایه گذران عرضه شود و در موعد سررسید نیز دولت به صورت تضمینی این اوراق را به قیمت روز نفت و قیمت روز ارز از صاحبان آن خریداری کند.

    ابراز نگرانی نمایندگان از بدهی طرح گشایش اقتصادی برای دولت بعدی

    نمایندگان مجلس اما در مقابل این طرح دولت واکنش‌های مختلفی نشان دادند اما واکنش مشترکی که میان اکثر نمایندگان دیده می‌شد، ابراز نگرانی آن‌ها از بدهی‌های سنگین طرح گشایش اقتصادی برای دولت بعدی بود زیرا دولت با فروش اوراق سلف نفتی حدود ۱۷۰ هزار میلیارد تومان عایدی کسب می‌کند اما در عوض بدهی سنگین ارزی را به دولت بعدی تحمیل می‌نماید.

    همان طور که گفته شد بر اساس طرح گشایش اقتصادی، دولت موظف است که اوراق را در موعد سررسید با توجه به قیمت روز ارز و نفت بازخرید کند. در این میان پیش بینی‌ها نشان می‌دهد که احتمال افزایش قیمت ارز و نفت در طی ۲ سال آینده وجود دارد و این بدان معناست که هر دو مؤلفه مؤثر بر میزان بدهی دولت بعدی، روندی افزایش خواهند داشت که همین امر موجب سنگین‌تر شدن بدهی دولت بعدی خواهد شد.

    به عنوان مثال اگر در سال ۱۴۰۱ قیمت نفت به ۵۰ دلار و نرخ دلار نیز افزایش یابد، حداقل ۳۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی ایجاد خواهد شد که پرداخت آن‌ها همه بر عهده دولت بعدی است.

    پاسخ روحانی به نمایندگان: ما هم تعهدات دولت قبلی را انجام دادیم!

    روحانی اما چندی بعد در پاسخ به نگرانی‌های نمایندگان مجلس و رسانه‌ها، فروش اوراق سلف نفتی را بهترین روش برای جبران کسری بودجه نامید و انتقال تعهدات دولت‌ها به یکدیگر را امری طبیعی دانست و گفت: «اینکه بحث می‌شود با فروش نفت دولت بعدی متعهد می‌شود، درست است و دولت بعدی باید تعهدات دولت قبل را انجام دهد، ما هم تعهدات دولت قبلی را انجام دادیم و هر کاری که دولت قبلی کرد ما متعهد بودیم انجام بدهیم».

    این پاسخ رئیس جمهور در شرایطی ارائه شد که حرف اصلی منتقدان نه اصل ایجاد بدهی برای دولت بعدی، بلکه سنگین و پرهزینه بودن بدهی حاصل از فروش اوراق سلف نفتی برای دولت بعدی است. بر همین اساس هم بود که مجلس در بودجه ۹۹ اجازه انتشار کم‌هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه یعنی فروش اوراق مالی اسلامی به میزان ۵۰ هزار میلیارد تومان را به دولت داد.
    علاوه بر آن، در اردیبهشت امسال نیز شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه مجدداً اجازه فروش ۱۵۰ هزار میلیارد تومان اوراق مالی جدید را به دولت داد تا کسری بودجه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت جبران شود.

    هزینه ۴ برابری اوراق نفتی نسبت به اوراق مالی

    با وجود اجازه‌های قانونی مجلس و شورای هماهنگی سران سه قوه برای جبران کسری بودجه از طریق انتشار اوراق مالی اسلامی، حسن روحانی اصرار دارد که فروش اوراق سلف نفتی بهترین روش برای پوشش دادن کسری بودجه دولت است در حالی که محاسبات کارشناسی خلاف ادعای رئیس جمهور را اثبات می‌کند.

    بر اساس بررسی‌های کارشناسی، متوسط هزینه انتشار سالانه اوراق مالی تنها ۱۷.۴ درصد است اما متوسط هزینه انتشار سالانه اوراق سلف نفتی با توجه به محتمل بودن افزایش قیمت نفت و ارز تا ۷۶ درصد نیز خواهد رسید.

    دولت کم‌هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه را انتخاب کند

    به طور کلی جبران کسری بودجه نیاز به ایجاد منابع جدید درآمدی برای دولت و حذف هزینه‌های اضافی آن دارد اما با این حال استفاده از روش فروش اوراق در کوتاه مدت می‌تواند فرصت لازم برای انجام اصلاحات اساسی ساختار بودجه را فراهم کند. بر همین اساس لازم تا دولت دوازدهم تا زمان انجام اصلاح ساختار بودجه از کم‌هزینه‌ترین روش برای جبران کسری بودجه استفاده کند و از تحمیل بدهی سنگین برای دولت‌های بعدی که مصداق آینده فروشی است، پرهیز نماید.

     

  • «گشایش اقتصادی»؛ از چاله کسری به چاه نفتی!

    «گشایش اقتصادی»؛ از چاله کسری به چاه نفتی!

    به گزارش خبرنگار مهر، دولت قصد دارد در طرح خود موسوم به «گشایش اقتصادی»، به بهانه جبران کسری بودجه کشور اقدام به انتشار اوراق سلف نفتی کند.

    با توجه به شرایط شدید تورمی و احتمال افزایش قیمت نفت در پساکرونا، پیش‌بینی‌ها حاکی از هزینه بسیار زیاد این اوراق نسبت به اوراق ریالی است.

    این در حالی است که عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، با انتشار یادداشتی مدعی شده اوراق سلف نفتی دارای هزینه کمتری نسبت به اوراق بدهی دولتی هستند.

    این اظهارنظر غیرکارشناسی در حالی است که ایشان پیش‌تر مدافع انتشار اوراق بدهی دولتی بوده است.

     

  • فروش اوراق، بهترین راه رفع کسری بودجه/ پیش‌نیازها باید فراهم شود

    فروش اوراق، بهترین راه رفع کسری بودجه/ پیش‌نیازها باید فراهم شود

    به گزارش خبرنگار مهر، یکی از مسائلی که در یک سال گذشته، هم کارشناسان و هم مقامات مسئول بر آن صحه گذاشته و خواهان ارائه راه حل برای آن شده اند، کاهش شدید درآمدهای نفتی دولت به دلیل تحریم‌های ظالمانه آمریکا و بروز چالش کم سابقه تأمین مخارج دولت است.

    از طرف دیگر، نرخ تورم ۴۱ درصدی این نگرانی را به وجود آورده که تأمین این کسری بودجه از محل افزایش پایه پولی و افزایش نقدینگی، سبب‌ساز تشدید تورم شود.

    از همین رو انتشار اوراق قرضه دولتی بعنوان یکی از راهکارهای کم اسیب جبران کسری بودجه مورد تاکید کارشناسان اقتصادی و مورد توجه دولت قرار گرفت.

    موضوعی که سبب شد تا در قانون بودجه امسال نیز یکی از راه‌های تأمین اعتبار، فروش اوراق بدهی از سوی دولت پیش بینی شود. در این قانون، ۸۰ هزار میلیارد تومان درآمد دولت از محل فروش اوراق در نظر گرفته شده است؛ این در حالی است که اردیبهشت ماه امسال نیز در شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، ۱۵۰ هزار میلیارد تومان دیگر هم به آن افزوده شد که نهایتاً امسال دولت می‌تواند تا سقف ۲۳۰ هزار میلیارد تومان، اوراق بدهی به فروش برساند.

    کارشناس اقتصادی: ملاحظاتی که دولت در فروش اوراق بدهی باید داشته باشد

    در همین ارتباط، علی صادقی همدانی کارشناس اقتصادی در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: کلیت ایده انتشار اوراق بدهی جهت تأمین مالی کسری بودجه دولت به لحاظ نظری بسیار مفید است. یعنی اگر بتوان مکانیزم‌های بازار اولیه و ثانویه را در عمل پیاده سازی کرد به نحوی که دولت به میزان کسری بودجه، اوراق بدهی بفروشد، می‌توان کسری بودجه دولت را به جای اینکه از محل افزایش پایه پولی و افزایش نقدینگی جبران کرد، از محل ایجاد جریان مستمر بدهی جبران نمود.

    وی افزود: اوراق بدهی بدون اینکه تقاضای کل از محل افزایش نقدینگی افزایش پیدا کند، ترکیب تقاضای کل را تغییر می‌دهد. لذا از پولی شدن کسری بودجه و تبعات تورمی آن جلوگیری می‌کند.

    عضو انجمن اقتصاد اسلامی ادامه داد: اما با توجه به شرایط خاص اقتصاد ایران در این خصوص محدودیت‌ها و ملاحظاتی وجود دارد که در اجرا باید مورد دقت و نظارت کامل قرار گیرد.

    رشد ۱۵۰ درصدی بورس و ۱۰۰ درصدی سکه در ۳ ماهه ۹۹

    وی سپس به تشریح این ملاحظات پرداخت و گفت: نخست آنکه، در سه ماهه اول سال ۱۳۹۹ شاخص بورس رشد ۱۵۰ درصدی و سکه رشد ۱۰۰ درصدی داشته است. انتظارات عاملان اقتصادی با توجه به بازدهی بازارهای سرمایه، طلا و ارز به گونه‌ای شده که حضور سرمایه گذاران در بازار اوراق بدهی با تردید مواجه است.

    صادقی همدانی تصریح کرد: در شرایطی که بازدهی بازار بورس و طلا و … بسیار بالا رفته آیا دولت می‌تواند اوراق بدهی خود با بازدهی سالانه حدود ۱۵ درصد را به میزان کسری بودجه به فروش برساند؟ معتقدم حتی انتشار اوراق با سررسید کوتاه مدت هم نمی‌تواند پاسخ مناسبی برای این سوال باشد و به نظر می‌رسد عوامل رفتاری و انتظارات عاملان بازار در این خصوص باید به دقت مورد بررسی قرار گرفته و مدیریت شود.

    دولت مراقب افتادن در تله بازی پانزی با اوراق بدهی باشد

    به گفته این کارشناس اقتصاد پولی و مالی، دومین خطر بالقوه‌ای که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، بازار اوراق بدهی را تهدید می‌کند، وقوع بازی پانزی (Ponzi game) است.

    این اقتصاددان افزود: بازی پانزی به این معنی است که اگر به هر دلیلی دولت نتواند اوراق بدهی دوره قبل را از محل درآمد حاصل از فروش اوراق بدهی دوره جدید تسویه کند مشکل تشدید می‌شود و ارزش واقعی بازدهی اوراق به دلیل تورم ناشی از پولی شدن کسری بودجه کاهش پیدا می‌کند. در دوره‌های بعدی دولت برای جبران این کاهش مجبور می‌شود بازدهی اوراق را افزایش دهد و به بیان ساده این خطر وجود دارد که بدهی دولت هر روز سنگین‌تر شود.

    اهمیت توجه به بهبود فضای کسب و کار در کنار فروش اوراق بدهی

    عضو انجمن اقتصاد اسلامی، سومین مورد از ملاحظات فروش اوراق بدهی را اینگونه توضیح داد: کنترل تورم مستلزم یک نگرش نظام‌مند و سازگار در خصوص سیاست‌های ارزی، پولی و مالی است.

    وی ادامه داد: به نظر می‌رسد سیاستگذار باید در کنار تشکیل بازار اوراق بدهی برای تأمین کسری بودجه، به بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها و سیاست پولی هوشمندی که نسبت به ادوار تجاری (دوره‌های رونق و رکود اقتصادی) انعطاف داشته باشد، اهتمام ورزد.

    صادقی همدانی تأکید کرد: برای بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها لازم است خالص حساب جاری افزایش پیدا کند که توجه ویژه به مزیت‌های اقتصاد و سیاست‌های طرف عرضه از قبیل رفع موانع تولید و بهبود فضای کسب و کار را می‌طلبد.

    تراز ورود و خروج ارز به کشور به سود ورود، مثبت شود

    وی با تأکید بر اینکه باید فرار سرمایه از اقتصاد کشور متوقف شده و سرمایه خارجی جذب شود، بیان داشت: بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها سبب می‌شود ارزی که وارد کشور می‌شود بیشتر از ارزی باشد که از آن خارج می‌شود و از این طریق فراوانی پول‌های خارجی نسبت به ریال افزایش پیدا کند. توجه به سیاست‌های طرف عرضه از آنجایی اهمیت دارد که اقتصاد ایران دچار رکود تورمی است و توجه صرف و یکجانبه به تورم نباید باعث کم توجهی به رفع رکود و موانع تولید شود.