به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سایت «milligazete» ترکیه اعلام کرد: علی کوچ، رئیس باشگاه فنرباغچه در ادامه تلاش این باشگاه برای انتخاب سرمربی جدید تماسی تصویری با مارک ویلموتس، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران داشته است.
ویلموتس سابقه هدایت تیمهای ملی فوتبال بلژیک، ساحل عاج و ایران را دارد و بعد از جدایی از تیم ملی ایران، هدایت تیمی را قبول نکرده است. تیم فنرباغچه، اللهیار صیادمنش مهاجم ۱۸ ساله ایرانی را در اختیار دارد.
کارلوس کیروش بیانیه خود را به زبان فارسی منتشر کرد و یک کاربر ایرانی با این موضوع شوخی کرد.
این کاربر کیروش با مرحوم مرتضی پاشایی مقایسه کرد و نوشت: «وقتی بعد از این همه مدت بیانیه فارسی میدی یاد مرتضی پاشایی میفتم که هنوز دارد آهنگ میده بیرون.»
کیروش سال گذشته و پس پایان جام ملتهای ۲۰۱۹، ایران را ترک کرد و سرمربی تیم ملی کلمبیا شد.
به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت: «اسفند ماه سال گذشته، وقتی که بحران کرونا در حال جهانی شدن بود و زمزمه تعطیلی لیگهای فوتبال و لیگ قهرمانان اروپا و حتی تعویق جام ملتهای اروپا به گوش میرسید، بسیاری از فوتبالدوستان جهان عزا گرفته بودند که اگر چنین شود، چه شود! ولی واقعیت این است که همه لیگهای معتبر فوتبال اروپا تعطیل شدند و یورو ۲۰۲۰ هم یک سال به تعویق افتاد و آب از آب تکان نخورد. در واقع به نظر میرسد ما آدمها بنده عاداتمان هستیم. به چیزی عادت میکنیم و در این گمان درمیغلتیم که اگر آن چیز نباشد، واویلا خواهد شد. اگر چه از قدیم هم گفتهاند ترک عادت موجب مرض است، ولی جهان اکنون بر مداری میگردد که بود و نبود فوتبال اهمیت چندانی برای بسیاری از مردم دنیا ندارد. در چنین شرایطی، باشگاههای بزرگ دنیای فوتبال هم از اکثر منابع درآمدی خودشان محروم شدهاند. بلیتفروشی و حق پخش تلویزیونی و تبلیغات و آگهی را لولو برده است! اگر تا مدت مدیدی اوضاع چنین باشد، طبیعی است که کفگیر ته دیگ میخورد و دیگر پرداخت دستمزدهای نجومی به ستارگان فوتبال توجیهی نخواهد داشت.
مطابق برآورد ترنسفر مارکت، ارزش کیلیان امباپه در سال جاری ۱۸۰ میلیون دلار است. رحیم استرلینگ و نیمار هم ۱۲۸ میلیون دلار میارزند. سادیو مانه و محمد صلاح ۱۲۰ میلیون دلار، لیونل مسی نیز ۱۱۲ میلیون دلار. حقوق ماهیانه و دستمزد سالانه و کلا هزینههای برخورداری از چنین بازیکنانی قاعدتا ارقام چشمگیری است. اما این ارقام چشمگیر چرا پرداخت میشوند؟ لابد چون مردم به فوتبال علاقه دارند. ولی آیا در غیاب چنین ارقامی، علاقه مردم به فوتبال فروکش میکند؟ بدیهی است که نه. اینتر در سال ۱۹۵۹ میخواست پله را یک میلیون دلار بخرد. در آن دوران، ستارههای بزرگی مثل دیاستفانو و پوشکاش و ریموند کوپا و ژوست فونتن و دیدی و واوا و زیتو و گارینشا و بابی چارلتون و بابی مور و بسی بازیکن باکیفیت دیگر در جهان فوتبال خوش میدرخشیدند و مردم از تماشای بازیهایشان لذت میبردند اما قیمت هیچ یک از این ستارهها به گرد پای قیمت بازیکنی نه چندان تراز اول، مثل سادیو مانه، نمیرسید. یوهان کرایف در تاریخ فوتبال صد پله بالاتر از رحیم استرلینگ است ولی پولی که باشگاههای فعلی باید بابت برخورداری از رحیم استرلینگ بپردازند، قابل مقایسه نیست با پولی که بارسلونا موقع خرید کرایف به آژاکس پرداخت. در واقع باید گفت که سرمایهداری خر خوبی سوار شده است! یعنی سرمایهداری بر گرده فوتبال نشسته و در حال پیشروی است. سرمایهدار در پی آن است که سرمایهاش سود بدهد وگرنه محال است در دنیای فوتبال سرمایهگذاری کند.
همین نکته به ظاهر کوچک ولی اساسی، یعنی سود دادن سرمایه، موجب میشود دنیای فوتبال بر مدار خاصی بگردد. در این مدار خاص، مشترییابی نقش ویژهای پیدا میکند. نام دیگر مشترییابی، توسعه فوتبال است. وقتی فیفا از توسعه فوتبال حرف میزند، منظورش این است باید مردمان بیعلاقه به فوتبال را به این ورزش علاقهمند کنیم. اما واقعا چرا باید این طور شود؟ مردم هندوستان علاقهای به فوتبال ندارند؛ مردم چین هم. چرا باید فیفا بکوشد بلکه در دو دهه آینده، آن همه هندی و چینی مشتاق و مشتری فوتبال شوند؟ طبیعتا چون فیفا دنبال پول بیشتر است. حامیان مالی فیفا هم. پس با هدف رسیدن به پول بیشتر و در واقع رسیدن به سود، سرمایهگذاریهای کلانی صورت میدهند تا نیاز در جمع انبوهی از مردم کره زمین ایجاد شود که تعدادشان نزدیک به ۳ میلیارد نفر است. اما اگر منطق سرمایه را کنار بگذاریم، جا دارد بپرسیم چرا باید ۳ میلیارد نفر را نیازمند چیزی کنیم که تا دیروز فارغ از آن بودند؟ کار مردم چین و هند بدون فوتبال لنگ نبوده است. آنها بدون فوتبال هم میتوانند خوش باشند. پس چرا باید خوشی آنها را گره بزنیم به فوتبال؟ چون نهایتا قرار است آدمهایی را که اکثر آنها نه دانایی و نه اخلاق در خوری دارند، به عنوان بازیکن فوتبال با قیمتهای گزاف بخریم و بفروشیم؟ آیا وقتی که فوتبالیستها این قدر نمیارزیدند، فوتبالدوستان دنیا از فوتبال لذت نمیبردند؟
در برزیل دهه ۱۹۲۰ مردم عاشق فوتبال بودند. در زمینهای خاکی جمع میشدند و از بازی یا تماشای بازی فوتبال لذت میبردند. سالهاست که مردم سوئد و اسکاتلند از فوتبال لذت میبرند ولی لیگ فوتبال این دو کشور، به دستمزدهای نجومی و بیمنطق آلوده نشده است. در شهرهای کوچک سوئد و ایسلند و نروژ، مردم فوتبالدوست هر یکشنبه در ورزشگاه حضور پیدا میکنند و از تماشای بازی تیم محبوبشان لذت میبرند و آخر هفته دلنشینی را تجربه میکنند آمیخته به هیجان و شادی و یا اندوهی که سرشتی فانتزی دارد و جانگذار و ویرانگر نیست. حداکثر افسوسی است بابت گل نشدن ضربه فلان بازیکن. بنابراین سیستمی که در پی ارتقای قیمت بازیکنان بزرگ فوتبال به ارقامی بالای ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون دلار است، دغدغهاش نه لذت بردن مردم از فوتبال که کسب سود بیشتر از این بازی زیباست. اما این سود بیشتر لزوما به بازیهای زیباتر ختم نمیشود. هیچ دلیلی ندارد که بگوییم بازیهای بارسلونا و رئال مادرید و اتلتیکو مادرید و بایرن مونیخ در فاصله ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰، زیباتر از بازیهای آژاکس و بایرن مونیخ در فاصله ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۵ است. مردم شرق اروپا در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از تماشای بازی تیمهایی مثل دینامو کییف و استوا بخارست لذت میبردند. با پول کمتر هم میتوان لذت فوتبال را تجربه کرد. چه لذت بازی و چه لذت تماشا.
در دهه ۱۳۶۰، مردم ایران آشکارا بیش از امروز دوستدار فوتبال بودند و از تماشای بازیهای استقلال و پرسپولیس در جام باشگاههای تهران و نیز بازی تیمهایی مثل ملوان و شاهین اهواز در جام حذفی لذت میبردند. در حالی که رفاه ستارههای بزرگ فوتبال ایران در آن دوران، به هیچ وجه حتی قابل مقایسه با بازیکنان درجه دوم فوتبال ایران در این ایام نبود. سطح زندگی عبدالعلی چنگیز و ناصر محمدخانی و شاهرخ بیانی در آن زمان، چندان بالاتر از سطح زندگی مردم عادی نبود. ولی الان سطح رفاه شهروندان عادی هزار درجه پایینتر از رفاه فرهاد مجیدی و مهدی رحمتی و علیرضا بیرانوند و جلال حسینی و امیر قلعهنویی است.
آن روزها حتی خواندن گزارش بازیهای مهم فوتبال در مجلات ورزشی نیز لذتبخش بود. خوشایندی مطالعه گزارش یک بازی مهم فوتبال در مجلات دنیای ورزش و کیهان ورزشی، گاه حتی از تماشای الکلاسیکو در روزگار کنونی هم بیشتر بود. اما وقتی که در پی آن باشیم که تسمه از گرده فوتبال بکشیم و زمین سرمایهداری لجامگسیخته را با آن به تمامی شخم بزنیم، کارمان به اسراف در لذتجویی کشیده میشود و نهایتا به اینجا میرسیم که تماشای الکلاسیکو هم چنگی به دلمان نمیزند.
یکی از فواید شیوع کرونا، اتفاقا همین جمع شدن بساط فوتبال فوق حرفهای و سوپرسرمایهدارانه در کشورهای پیشرفته دنیاست. در واقع کرونا توی سر مال میزند ولی این کار نه به معنای دور شدن از انصاف، بلکه به معنای منصفانهتر شدن شرایط است. یعنی کاهش قیمت کالاهایی که قیمتشان بدون دلیل موجه متورم شده بود و بیش از حد بالا رفته بود. کاهش ارزش بازیکنان در بازار نقل و انتقالات، میتواند یکی از پیامدهای مثبت ظهور کرونا در دنیای فوتبال باشد. این امر برای مالکان و مدیران باشگاههای بزرگ مصیبتبار است ولی نهایتا به سود روح فوتبال در دنیای امروز است؛ به ویژه اگر این وضع دوام آورد و پس از رخت بر بستن کرونا از دنیای فوتبال، یکشبه همه چیز به وضع سابق بازنگردد. دست کم کرونا میتواند تلنگری باشد برای بسیاری از اهالی فوتبال؛ تلنگری برای اندیشیدن به این دو سوال اساسی: توسعه سرمایهدارانه فوتبال در دنیا مهمتر است یا لذت فوتبال؟ آیا ستارههای فوتبال واقعا این قدر میارزند؟»
تمجید بازیکن سابق اسپورتینگ از طارمی/ او از همه مهاجمان بهتر است
به گزارش خبرنگار مهر، مهدی طارمی مهاجم ایرانی تیم فوتبال ریوآوه پرتغال بعد از درخشش در این تیم در سال اول حضورش در فوتبال اروپا مورد توجه دیگر تیم های پرتغالی و اروپایی قرار گرفته است.
طارمی که از تیم الغرافه قطر راهی ریوآوه شد، موفق شده در این تیم پرتغالی ۱۱ بار گلزنی کند و حالا تیم هایی مثل اسپورتینگ لیسبون و بنفیکا در صف اول خرید مهاجم ایران قرار دارند.
«دیگو آمادو» بازیکن پیشین تیم اسپورتینگ لیسبون که با طارمی در تیم الغرافه همبازی بوده است، از حضور این مهاجم در تیم اسپورتینگ استقبال کرد و کیفیت طارمی را بهتر از مهاجمان فعلی اسپورتینگ دانست.
آمادو گفت: طارمی یکی از بهترین گلزنان لیگ پرتغال است و نسبت به سایر مهاجمان فعلی اسپورتینگ برتری دارد. اگر یک بازیکن بتواند در ریوآوه این تعداد گل بزند، در اسپورتینگ چه کار می کند؟
بازیکن پیشین اسپورتینگ با بیان اینکه به کیفیت بالای طارمی شک ندارد، افزود: طارمی پتانسیل بالایی دارد. او در حرکاتش باهوش و از نظر جسمی هم قدرتمند است. یکی از مزیت انسان ها سئوال پرسیدن آنها است. طارمی متواضع است و دوست دارد که چیزهای جدیدی یاد بگیرد.
آمادو در ادامه تمجید خود از مهاجم ایران تصریح کرد: طارمی قبل از حضور در ریوآوه پیشنهادات مالی بیشتری داشت اما ابتدا می خواست در پرتغال پیشرفت کند. این مسئله کیفیت انسانی را هم نشان می دهد.
به گزارش خبرنگار مهر و به نقل از سایت «milligazete» ترکیه، «علی کوچ» رئیس باشگاه فنرباغچه در ادامه تلاش این باشگاه برای انتخاب سرمربی جدید تماسی تصویری با مارک ویلموتس سرمربی سابق تیم ملی ایران داشته است.
ویلموتس سابقه هدایت تیم های ملی فوتبال بلژیک، ساحل عاج و ایران را در کارنامه اش دارد و بعد از جدایی از نیمکت ایران، تاکنون هدایت تیمی را قبول نکرده است.
تیم فنرباغچه اللهیار صیادمنش بازیکن ایران را در اختیار دارد.
ببینید | محمدحسین میثاقی کارلوس کیروش را متهم به دلالی کرد!
بیش از یک سال بعد از جدایی کارلوس کیروش از تیم ملی فوتبال ایران و اتمام قرارداد او و کادرفنی تیم ملی با فدراسیون فوتبال، اسناد مالی منتشر شده از مبالغ پرداخت شده به حساب این مربیان موجب بروز برخی ابهامات در همکاری طرفین شده است.
گالیانی ۳۱ سال به همراه سیلویو برلوسکونی مدیریت روسونری را بر عهده داشته و میلان در بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۷ این تیم پنج بار با این زوج فاتح لیگ قهرمانان شد. عدم توفیق در جذب الساندرو دل پیرو و کریستیانو رونالدو بزرگ ترین حسرت های گالیانی بوده است.
آدریانو گالیانی گفت: “میلان در بدو ورود ما با مشکلات مالی روبرو بود، اما شالوده خوبی داشت. ما بلافاصله رود گولیت و مارکو فان باستن را جذب کردیم و سال بعد نیز رایکارد رسید. ما پیش از این مدافعان خوبی داشتیم و قهرمان های بیشتری به ترکیب اضافه کردیم.
کاکا همیشه در قلب من مانده است. شوچنکو بازیکنی بزرگ بود، اما همین احساس در مورد رونالدینیو، ژرژ وه آ، بوبان، ساویسویچ و … نیز وجود دارد.
اشتباهات دوران حضور در میلان؟ قرار بود کارلوس ته وز بیاید اما این اتفاق رخ نداد. ما پنج سال قبل از انتقال روبرتو باجو به میلان با او توافق کرده بودیم. ما قبل از انتقال دل پیرو به یوونتوس سعی کردیم او را جذب کنیم و او یکی از این دو بازیکنی است که من پشیمانم چرا آنها را جذب نکردم. پادووا به ما برای فروش دل پیرو پیشنهاد داد اما آنها ۵ میلیون می خواستند که رقم زیادی برای یک بازیکن جوان بود و و ما قانع نشدیم.
در مورد کریستیانو رونالدو نیز همین اتفاق رخ داد. او ۱۶ ساله بود و اسپورتینگ از ما چیزی در حدود ۱۶ یا ۱۷ میلیون درخواست کرد. ما همچنین برای مدت طولانی دنبال توتی بودیم، اما او هرگز نمی خواست رم را ترک کند.”
به گزارش ایسنا، در جلسهای که به تازگی با حضور مسئولان فدراسیون پزشکی ورزشی به همراه دو تن از نمایندگان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر اعضای ستاد مقابله با گسترش کرونا در ورزش برگزار شده، مقرر گردیده است که وضعیت سلامت قهرمانان رشتههای مختلف ورزشی در سراسر کشور پایش شود که در این راستا سنجش وضعیت ابتلا به کرونا نیز در دستور کار قرار دارد.
در خصوص پایش وضعیت قهرمانان رشتههای مختلف ورزشی در سراسر مقرر شده است که تیمهای عملیاتی ستاد مرکزی و هیاتهای استانی، گزارش جامعی از آخرین شرایط قهرمانان ورزش کشور تهیه و تدوین کرده و به ستاد مقابله با گسترش کرونا در ورزش ارائه کنند.
فدراسیون پزشکی با اعلام این خبر به ایسنا، اعلام کرد که پایش مربوطه با محوریت اصلی سنجش وضعیت ابتلا به کرونا مدنظر قرار خواهد گرفت، هرچند که بخش های دیگری نیز دارد و سلامت قهرمانان رشتههای مختلف ورزشی در سراسر کشور را مورد ارزیابی قرار خواهد داد و زمان اجرای آن طی هفته جاری اعلام میشود.
به گزارش ایسنا، جهان در سال ۲۰۲۱ شاهد بزرگترین رویداد ورزشی است. المپیک توکیو که قرار بود مرداد سال ۹۹ برگزار شود به دلیل شیوع ویروس کرونا یک سال به تعویق افتاد و ۱ تا ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ برگزار میشود. ورزش ایران تاکنون ۵۲ سهمیه برای این بازیها کسب کرده که سهم زنان ۶ و مردان ۴۶ سهمیه است. با این حال تلاش برای کسب سهمیه همچنان ادامه دارد و با برگزاری مسابقات انتخابی احتمال افزایش در این تعداد وجود دارد.
نجمه خدمتی، آرمینا صادقیان، فاطمه کرمزاده و هانیه رستیمان(تیراندازی)، حمیده عباسعلی و سارا بهمنیار(کاراته) زنان ورزشکاری هستند که تاکنون سهمیه قطعی المپیک ۲۰۲۰ را کسب کردهاند و ورزشکاران دیگری نیز فرصت دارند تا مسافر توکیو شوند.
زنان ایران برای المپیک ریو ۹ سهمیه کسب کرده بودند که چهار سهمیه آن در تیراندازی و پنج سهمیه دیگر در رشتههای تکواندو، قایقرانی، دوومیدانی، تیروکمان و تنیس روی میز به دست آمد. تیراندازان تاکنون برای بازیهای ۲۰۲۰ چهار سهمیه دور قبل را تکرار کردهاند و احتمال افزایش تعداد آن از طریق رنکینگ نیز وجود دارد؛ گلنوش سبقتاللهی با توجه به جایگاه خود در رتبهبندی جهانی، یکی از شانسهای این رشته است. نکته قابل توجه در این دوره شانس کم الهه احمدی است. او که سابقه حضور در دو المپیک قبل را دارد، موفق نشد در مسابقات انتخابی، سهمیه بازیهای ۲۰۲۰ را کسب کند و باید منتظر اعلام رنکینگ جهانی باشد.
نکته قابل توجه دیگر این است که کاراته برای اولین بار در المپیک حضور دارد و دو زن ورزشکار ایران هم موفق شدهاند در این رشته کسب سهمیه کنند اما در تکواندو هنوز سهمیهای به دست نیامده است. در حالی که این رشته در ریو یک سهمیه داشت و اولین مدال تاریخ زنان ایران در المپیک (برنز کیمیا علیزاده) را هم به دست آورد. همچنین رشتههای قایقرانی، دوومیدانی، تیروکمان و تنیس روی میز که در ریو هر کدام یک نماینده داشتند، با شروع مسابقات انتخابی شانس خود را برای کسب سهمیه ۲۰۲۰ امتحان میکنند.
دختران در بخشهای آبهای آرام و رویینگ به دنبال المپیکی شدن هستند. قرار بود مسابقات انتخابی این رشته فروردین و اردیبهشت ۹۹ برگزار شود اما به دلیل شیوع کرونا به تعویق افتاد. در تنیس روی میز نیز مسابقات به صورت منطقهای برگزار میشود و قرار است که ندا شهسواری و شیما صفایی به عنوان نمایندگان ایران به مسابقه انتخابی آسیایی میانه اعزام شوند. شهسواری سهمیه دور قبل این منطقه را از آن خود کرد و این امیدواری وجود دارد که یکی از پینگپنگبازان ایران المپیکی شود.
اوضاع در دوومیدانی متفاوت است و دختران این رشته با ورودیهای المپیک فاصله زیادی دارند، با این حال فرزانه فصیحی که در چند ماه اخیر در ماده دوی ۶۰ متر عملکرد قابل قبولی داشته و برای اولین بار بین زنان دونده ایران سهمیه مسابقات جهانی داخل سالن را کسب کرده، یکی از شانسهای کسب سهمیه است. هرچند فصیحی برای المپیکی شدن باید در ماده ۱۰۰ متر رقابت کند و رکورد رسمی او با ورودی المپیک فاصله دارد اما میتوان امیدوار بود که در این ماده هم روند رو به رشدی داشته باشد.
ثریا آقایی در بدمنیتون نیز به دنبال کسب سهمیه است. در این رشته بر اساس رنکینگ به ورزشکاران سهمیه تعلق میگیرد و آقایی با شرکت در مسابقات مختلف به دنبال ارتقا جایگاه خود در رتبهبندی جهانی است اما با شیوع کرونا مسابقات این رشته تا پایان ماه جولای (۱۰ مرداد ۹۹) به تعویق افتاد و این ورزشکار باید منتظر باشد تا شرایط مناسب برای برگزاری مسابقات فراهم شود. علاوه بر این شمشیر بازی، بسکتبال و وزنه برداری هم به دنبال کسب سهمیه هستند. البته وزنهبرداری زنان میخواهد از طریق وایلدکارت یک سهمیه در المپیک داشته باشد اما گفته میشود که شانس کمی دارد چرا که کمیته بینالمللی المپیک قصد دارد وایلدکارتها را به کشورهایی اختصاص دهد که در کل سهمیههای کمتری در المپیک دارند. زنان بسکتبالیست هم برای المپیکی شدن دو تورنمنت انتخابی پیش رو دارند اما با توجه به تیمهای حاضر در این مسابقات کارشان بسیار سخت است.
حال باید دید که آیا تعداد سهمیههای المپیک را میتوان به عنوان معیاری برای پیشرفت در نظر گرفت و اینکه وعدههای حمایت از زنان ایران در عمل نیز اجرا شده و در سهمیههای المپیک نمود پیدا میکند یا نه؟