برچسب: انتخابات 1400

  • شورای هماهنگی اصلاحات وارد بحث مصادیق انتخابات نشده است

    شورای هماهنگی اصلاحات وارد بحث مصادیق انتخابات نشده است

    شورای هماهنگی اصلاحات وارد بحث مصادیق انتخابات نشده است

     

    اعتمادآنلاین| یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بحث‌هایی درباره مصادیق انتخابات۱۴۰۰ مطرح نیست زیرا ابتدا باید براساس مانیفستی که تهیه می شود، ساختار و تشکیلاتی ایجاد شده و سپس مصادیق مطرح شوند.

    عزت‌الله تقوائیان با اشاره به فعالیت‌های اخیر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، اظهار کرد: شورای هماهنگی در حال جمع بندی بحث‌های مربوط به انتخابات مجلس یازدهم و همچنین جمع بندی اقدامات لازم برای انتخابات۱۴۰۰ است.

    وی ادامه داد: شورای هماهنگی جبهه اصلاحات براساس نظرخواهی از چهره‌های صاحب‌نظر اصلاح‌طلب در حال تهیه مانیفست برای پرداختن به وضعیت موجود است. در شرایط موجود اصلاح‌طلب ان باید برنامه و حداقل و حداکثرهایی برای خود داشته باشند. این مانیفست تعیین‌کننده برنامه‌ای خواهد بود که براساس منافع مردم و تضمین کننده حقوق انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان در انتخابات است.

    این عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با بیان اینکه بعد از تهیه مانیفست، ساختاری متناسب با آن تشکیل می شود، تصریح کرد: این ساختار باید به گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب جامعیت داده و برای مردم انگیزه ایجاد کند.

    تقوائیان در پایان گفت: شورای هماهنگی هنوز وارد بحث مصادیق انتخابات ۱۴۰۰نشده است.البته شاید برخی احزاب در بحث‌های داخلی خود، مصادیقی را اعلام کرده باشند اما در شورای هماهنگی چنین بحث‌هایی مطرح نیست، زیرا ابتدا باید براساس مانیفست تهیه شده، ساختاری ایجاد شود و سپس مصادیق مطرح شوند.

    منبع: ایسنا

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | اگر اصولگرایان در انتخاباتی کاملا شفاف رای‌ بیاورند، یک صدا شدن حاکمیت هیچ اشکالی ندارد

    انتخابات ۱۴۰۰ | اگر اصولگرایان در انتخاباتی کاملا شفاف رای‌ بیاورند، یک صدا شدن حاکمیت هیچ اشکالی ندارد

    اعتمادآنلاین| فضای سیاسی منتهی به انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم نشان می‌دهد که اگر در طول ماه‌های باقی مانده تا آغاز فرایند ثبت‌نام کاندیداها اتفاق خاصی رخ ندهد، اصولگرایان به مانند مجلس یازدهم، دولت سیزدهم را هم از مرداد سال ۱۴۰۰ از آن خود خواهند دید و قدرت به نوعی در یک جناح خاص متمرکز خواهد شد. این حالت احتمالی سئوالی با این مضمون در اذهان مطرح کرده است که یکصدایی در نظام مدیریتی چه آثار مثبت و منفی‌ می‌تواند داشته باشد.

    حسین کنعانی‌مقدم، فعال سیاسی اصولگرا، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: یک‌دست شدن قدرت مفاهیم مختلفی دارد که قابل‌بررسی هستند. اولا در قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ‌ اشاره‌ای به یک‌صدایی و وجود قدرت در دستان یک جناح سیاسی نشده است. چندصدایی به دلیل تضارب آراء‌ و اعمال سلیقه‌های مختلف به طور قطع به یقین می‌تواند دستاوردهای مهمی داشته باشد.

    دبیر کل حزب سبز در ادامه سخنانش گفت: در واقع اگر بتوانیم قدرت کشور را برای هم‌افزایی در راستای حل مشکلات موجود تجمیع کنیم،‌ می‌تواند اتفاقی باشد که به ما فرصت رسیدن به‌‌ پیشرفت و آرامش را بدهد. به این معنی که سه قوه باید با هم‌ همکاری داشته باشند تا بتوانند با بهره‌گیری از همه پتانسیل‌های کشور موانع را یکی پس از دیگری از پیش رو بردارند.

    او تصریح کرد: معمولا افکار عمومی به صاحبان نظام‌های اقتدارگرایی که دنبال تنفذ قدرت در حاکمیت هستند و به همین دلیل مردم را به راحتی رها کرده و تمرکزشان را روی اقتدار نظامی و امنیتی می‌گذارند، بی‌توجهی می‌کنند. در واقع ما در عین حال به اقتدار حاکمیتی که بر گرفته از قدرت مردم است، توجه نشان می‌دهیم و مراقبت می‌کنیم که این اقتدار کاملا در خدمت منافع عمومی باشد.

    وی توضیح داد: اگر اصولگرایان بتوانند در انتخاباتی سالم و کاملا شفاف رای‌های لازم را برای دولت‌داری از مردم بگیرند، فی‌نفسه یک صدا شدن حاکمیت هیچ اشکالی ندارد. همانطور که قبلا اصلاح‌طلبان هم در گذشته چنین حالتی را تجربه کرده‌اند. اما اگر پیروزی در انتخابات در فضایی غیررقابتی و بدون رای‌اکثریت مردم باشد،‌ دولت بعدی حتما نمی‌تواند روی همراهی مردم حساب کند و واضح است که در صورت به وجود آمدن چنین موقعیتی، دولتی‌ها نمی‌توانند کارایی چندانی را از خود بروز بدهند. در نتیجه، مشکلات کشور نه تنها برطرف نخواهند شد بلکه روز به روز موانع‌ زیادتر می‌شوند.

    حسین کنعانی‌مقدم در پایان گفت: با نگاهی به کارنامه ماه‌های اولیه مجلس یازدهم،‌ به راحتی می‌توان مشاهده کرد نمایندگانی که با رای‌های کم‌شمار به مجلس راه یافته‌اند، عملا کارایی لازم را ندارند. دولت‌ها هم از این قاعده مستثنی نیستند و اگر انتخابات ۱۴۰۰ کم‌رای باشد،‌ دولت سیزدهم – چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب – نمی‌تواند کارآمدی مثبتی داشته باشد.

    چکیده گفت‌وگو با حسین کنعانی‌مقدم

    -در قانون اساسی هیچ‌ اشاره‌ای به وجود قدرت در دستان یک جناح سیاسی نشده است

    -چندصدایی می‌تواند دستاوردهای مهمی داشته باشد

    -افکار عمومی به صاحبان نظام‌های اقتدارگرایی که دنبال تنفذ قدرت در حاکمیت هستند، بی‌توجهی می‌کنند

    -اگر پیروزی در انتخابات بدون رای‌اکثریت مردم باشد،‌ دولت بعدی نمی‌تواند روی همراهی مردم حساب کند

    -نمایندگانی که با رای‌های کم‌شمار به مجلس یازدهم راه یافته‌اند، عملا کارایی لازم را ندارند

    -اگر انتخابات کم‌رای باشد،‌ دولت سیزدهم نمی‌تواند کارآمدی مثبتی داشته باشد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • قانون انتخابات درست نباشد،کشور تباه می‌شود/نامزدهای۱۴۰۰حزبی باشند

    قانون انتخابات درست نباشد،کشور تباه می‌شود/نامزدهای۱۴۰۰حزبی باشند

    قانون انتخابات درست نباشد،کشور تباه می‌شود/نامزدهای۱۴۰۰حزبی باشند

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست _ زهرا علیدادی؛ گفتگو را با عملکرد مجلس یازدهم شروع کردیم که در این باره گفت «تا مجلس آغاز به کار کرد، با سیلی از مطالبات مردم مواجه شد که این مسئله نشان از عملکرد نامناسب دولت و اجرای ناقص قانون دارد». گذری کوتاه به اقدامات مجلس شورای اسلامی در این پنج ماه می‌زند و می‌گوید «مجلس یازدهم ضمن توجه به مطالبات جاری مردم، اهتمام خود را بر این گذاشت که به کشف ریشه نابسامانی‌ها و چاره‌جویی برای حل مشکلات مردم بپردازد»

    درباره انتخابات ۱۴۰۰ سخن می‌گوید و بر این باور است که نیروهای انقلاب باید با محور قراردادن تشکل‌های سیاسی گردهم آیند و چند جبهه را تشکیل دهند. او هم چون بسیاری از سیاست‌مداران کشور از بها ندادن به احزاب گله‌مند است و می‌گوید تا زمانی که تحزب در کشور پا نگیرد، با پدیده احزاب شب انتخابات مواجه می‌شویم.

    تاکیدش بر آن است که مسئولان نظام نباید از ارزش‌های انقلاب دور شوند و می‌گوید «قطعا همه باید هوشیار باشند تا سرنوشت انقلاب به دست نااهلان دچار خدشه نشود و در صلاحیت نامزدها، باید شایستگی‌ها و سوابق اجرایی آنان موشکافانه بررسی شود و نگذاریم در حریم انقلاب نفوذ صورت گیرد».

    از عزم مجلس برای حل مشکلات مردم سخن به میان می‌آورد تا جایی که می‌گوید «مجلس دست یاری به سوی دولت دراز کرده است و آمادگی کامل دارد تا به دولت برای پاسخگویی به مطالبات مردم کمک کند».

    این بخشی از اظهارات سیدمصطفی آقامیرسلیم، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی بود.

    مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر نماینده مردم تهران در مجلس به شرح زیر است:

    پنج ماه از آغاز به کار مجلس یازدهم گذشت. به عنوان یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بفرمائید که عملکرد مجلس تاکنون چگونه بوده است؟

    مجلس یازدهم بلافاصله پس از افتتاح، با سیلی از مطالبات عمومی مواجه شد که نشان دهنده بی توجهی مجریان به قانون یا اجرای ناقص قانون و بروز تبعیض در بین گروه‌های مختلف جامعه است. اغلب این مشکلات به عملکرد نامناسب دولت و فقدان نظارت کارآمد مجلس بر می‌گردد. مجلس یازدهم ضمن توجه به مطالبات جاری مردم، اهتمام خود را بر این گذاشت که به کشف ریشه نابسامانی‌ها بپردازد و مهم‌ترین مسائل مبتلا به کشور را اولویت بندی و برای آنها چاره‌جویی کند که تاکنون خطوط راهنمای اقدامات روشن شده است و سعی اکثر نمایندگان این است که بدون اتلاف وقت به چاره جویی‌ها برسند و راه‌های مناسب اقدام را برای ایجاد تحول در گام دوم انقلاب ترسیم کنند. طبیعی است که امور معیشتی مردم، ثبات اقتصادی، اشتغال مولد و مسائل فرهنگی برای استحکام خانواده، رشد جمعیت و مبارزه با تباهی‌های مختلف در داخل کشور تأثیرگذار است و نحوه مقابله با خصومت‌های کینه توزانه و خبیثانه آمریکا از نظر سیاست خارجی، در رأس تصمیم گیری‌ها قرار دارد.

    مجلس با سیلی از مطالبات مردم مواجه شد که نشان از بی‌توجهی مجریان به قانون یا اجرای ناقص قانون است ارزیابی شما از عملکرد فراکسیون اکثریت مجلس یعنی فراکسیون نیروهای انقلاب چیست؟

    در مورد فراکسیون نیروهای انقلاب، اخیراً سازماندهی کارگروه‌ها آغاز شده و امید است با فعالیت منسجم آن‌ها بتوانیم خطوط راهنمای اصلی را که برای تصویب راه حل‌ها در صحن مجلس به آن نیاز داریم، هر چه زودتر ترسیم کنیم. البته فراکسیون باید از اسفند ماه گذشته کار خود را شروع می‌کرد اما متأسفانه بر اثر شیوع ویروس کرونا نتوانست به موقع فعال شود و بنابراین تاکنون نتوانسته است شتاب لازم را در اقداماتش نشان دهد. امیدواریم به زودی تأخیر چند ماهه را جبران کنیم و این کار ساده ای نیست.

    کمتر از یک سال از عمر دولت دوازدهم باقی مانده است. تا آن زمان، مجلس می‌خواهد چگونه با این دولتی که بسیار ضعیف عمل کرده است، تعامل کند؟

    اگر امور به روال عادی پیش برود و مواجه با عدم مقبولیت عمومی دولت نشود، تا تشکیل دولت سیزدهم کمتر از یک سال فرصت باقی مانده است. در این یک سال تعامل با دولت دوازدهم و به موازات آن، آماده سازی مقدمات فعالیت‌های پرشتاب دولت سیزدهم مد نظر است.

    بهتر است که وزرا برای حل مشکلات مردم با نمایندگان همکاری کنند و پیشنهادات مجلس را بپذیرند تا مجلس ناگزیر نشود که وقت خود را صرف سوال و استیضاح کند

    مجلس آمادگی کامل دارد تا به دولت کمک کند تا آنچه به خیر و صلاح کشور است و پاسخگوی مطالبات بر حق مردم است، هر چه سریع‌تر به اجرا گذاشته شود. دولت باید از تنگ نظری دست بردارد و از پیشنهادهای بسیار خوبی که در مجلس مطرح می‌شود، با فراهم آوردن مقدمات اجرایی و ایجاد هماهنگی لازم، استفاده کند. برخی از وزرا تاکنون از پیشنهادهای مجلس به خوبی استقبال کرده‌اند و امید است این همکاری به همه وزارتخانه‌ها تعمیم یابد و مجلس ناگزیر نشود که وقت خود را صرف سوال و استیضاح کند و خدای ناکرده چاره جویی مشکلات مردم از این مشاجرات لطمه ببیند.

    قواعد مردم‌سالاری ایجاب می‌کند که دولت به گرایش‌های بر حق مجلس احترام بگذارد و به صورت مشترک از مشکلات مردم گره گشایی شود. فراهم ساختن تسهیلات قانونی و نظارت مسئولانه، دلسوزانه و کارشناسانه بر عهده مجلس و اقدامات اجرایی غیر دیوان سالارانه بر دوش دولت است. تمامی کمیسیون‌های مجلس آماده چنین تعاملی هستند. این همکاری اگر خوب پیش برود، امکان حرکت شتابان دولت سیزدهم نیز فراهم می‌شود و شاید بتوان قدری از فرصت سوزی‌های گذشته را جبران کرد.

    مجلس یازدهم با عنوان مجلس انقلابی روی کار آمد. تا چه حد مراقب این عنوان هستید و چه برنامه‌هایی دارید که مجلس یازدهم دچار مشکلات و حواشی مجالس قبل نشود؟

    حریم انقلاب زمینه‌هایی دارد که نیازمند مراقبت جدی است. در چهل سال گذشته غفلت‌هایی صورت گرفته است. یکی از آن غفلت‌ها به بی‌توجهی به ارزش‌های انقلاب برمی گردد. دشمنان ما بر عکس ما، مطالعه دقیقی درباره آن ارزش‌ها کرده‌اند. ارزش‌هایی که موجب تحول بنیادین در میهن ما شد و نظام طاغوتی را واژگون و آمریکا را مبهوت کرد. این ارزش‌ها در کمال جویی انسان و مقابله با جهل، خرافه، هواپرستی، غیرت نشان دادن برای آزادگی و عشق ورزیدن به عدالت، فقط جنبه نظری برای ما نداشته و ندارد.

    ما نمونه‌های عینی از تبلور آن‌ها را سراغ داریم. در وجود مبارک پیامبر عظیم الشأن اسلام و عترت پاک او، در محبت ما به اهل بیت، در تولی ما به امام علی (ع)، در عشق به امام حسین (ع)، در خضوع ما بر آستان قدس رضوی و در انتظار فرج امام زمان (عج) همه مفهوم عملی دارد و باید آثار خود را در سبک زندگی فردی و اجتماعی ما نشان دهد. فاصله گرفتن عملی از آن‌ها علی رغم توجه ظاهری، ما را از ارزش‌های انقلاب دور می‌کند و به مخاطره می‌افتیم و آسیب پذیر می‌شویم. تصمیمات ما باید برای خودمان، خانواده مان و محیط کارمان دارای پشتوانه قرآنی باشد و بدانیم اگر قرآن را مهجور بگذاریم، خودمان سقوط می‌کنیم و انقلاب برباد می‌رود و تباهی‌ها رخنه می‌کند. چنگ زدن به ریسمان الهی تضمین نجات ما است. باید به آن عمل کنیم و ارزش‌های آن را به نسل‌های بعدی خود منتقل کنیم. این‌ها خطوط فکری است که باید بر آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و فرهنگ عمومی ما نقش بندد. کمال انسانی در اثر توجه به این ارزش‌ها حاصل می‌شود.

    اگر افراد فاقد صلاحیت به عنوان رئیس‌جمهور یا نماینده مردم انتخاب شوند، انحراف رخ می‌دهد و تباهی کشور را فرامی‌گیرد انتخاب مسئولان اصلح تا چه حد می‌تواند باعث حفظ ارزش‌های انقلاب اسلامی شود؟

    قطعاً همه باید هوشیار باشند تا سرنوشت انقلاب به دست نااهلان دچار خدشه نشود. اگر قانون انتخابات مناسب و دقیق نباشد یا اینکه دقیق باشد اما در عمل تخلف صورت گیرد و کسانی که صلاحیت‌های لازم را ندارند به ریاست جمهوری یا نمایندگی مردم انتخاب شوند، انحراف رخ می‌دهد و تباهی کشور را فرا می‌گیرد. حتماً باید در این باره بسیار دقت کنیم و با احساس مسئولیت چه در تدوین قانون مناسب و چه در اجرای بدون تخلف آن گام برداریم. در صلاحیت نامزدها، شایستگی‌ها و سوابق اجرایی آنان باید موشکافانه بررسی شود و نگذاریم در حریم انقلاب نفوذ صورت گیرد و فاجعه رخ دهد که آنگاه سرانگشت ندامت به دندان بگزیم.

    مجلس در این زمینه باید چه اقداماتی را انجام دهد؟

    ما در مجلس موظفیم هرچه زودتر به اصلاحات قانونی بپردازیم و بر اجرای آن نظارت کنیم و در مورد ابزار رأی اعتماد به افراد پیشنهادی به ویژه برای دولت آینده، معیارهای اصیل انقلابی را نادیده نگیریم و البته تا آنجا که به ایفای وظایف خودمان در مجلس برمی‌گردد از همه سختگیرتر باشیم. این‌ها علامت‌های اولیه و واضح انقلابی بودن مجلس است و جایی برای مجامله ندارد.

    برای این که انگیزه مشارکت مردم در انتخابات بالا رود و حضور حداکثری آنان در انتخابات شکل بگیرد چه باید کرد؟

    مشارکت مردم برخاسته از اعتماد مردم به ارکان حکومت یعنی سه قوه است. در این فاصله تا روز رأی‌گیری هر چه دولت، مجلس و قوه قضائیه بیشتر و بهتر به مردم خدمت کنند، مشکلات آن‌ها را صادقانه و با شفافیت برطرف کنند، در جهت استقرار عدالت و رفع تبعیض بکوشند، ریشه‌های فساد را بخشکانند و عوامل تباهی را حذف کنند، بر سرمایه اعتماد عمومی افزوده خواهد شد و در نتیجه مشارکت ان شاءالله قوی‌تر خواهد بود.

    نیروهای انقلاب برای انتخابات ۱۴۰۰ باید با محور قراردادن تشکل‌های سیاسی گردهم آیند و بهترین افراد معتقد به اهمیت و ضرورت تشکیلات سیاسی را به مردم پیشنهاد دهند

    برخی پیش‌بینی می‌کنند به احتمال زیاد کاندیداهای متعددی در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت می‌کنند. آیا به مدل‌های وحدت برای انتخابات ۱۴۰۰ فکر کرده‌اید؟

    تأخیر ما در بها دادن به احزاب و در نتیجه مواجه شدن با پدیده احزاب شب انتخابات، از مصیبت‌هایی است که مردم‌سالاری دینی ما را تهدید کرده و می‌کند. ما نه تنها احزاب قوی در این چهل سال ایجاد نکردیم، بلکه بر اثر غلبه پدیده فردگرایی هر جا شده ضربه‌ای به تحزب زده‌ایم، غافل از اینکه این رویگردانی از تشکیلات سیاسی در کشوری که می‌خواهد بر مبنای مردم سالاری دینی اداره شود، مستقیماً ما را به سمت خودکامگی سوق می‌دهد، البته به تدریج، به گونه‌ای که متوجه نمی‌شویم از کجا و چگونه داریم ضربه می‌خوریم و اعتماد عمومی را زایل می‌کنیم.

    اکنون هم نیروهای انقلاب باید با محور قراردادن تشکل‌های سیاسی گرد هم آیند و چند جبهه را تشکیل دهند و بهترین افرادِ معتقد به اهمیت و ضرورت تشکیلات سیاسی را به مردم پیشنهاد دهند و در انتها ان‌شاءالله ائتلافی با محور قراردادن اصول انقلاب بر پا و به مردم در انتخاب اصلح کمک کنیم. این فرآیند، تعامل طولانی مدتی را ایجاب می‌کند که مقدمات آن آغاز شده و امیدواریم به شکل مردم‌سالارانه پیش برود و گرفتار آفات فردگرایی نشود.

     

    اخبار سیاسی |

  • زنان خود را مهیای کاندیداتوری در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری کنند / «زن» بودن نباید موجب شود، پرونده‌ یک کاندیدای ریاست‌جمهوری حتی بررسی هم نشود

    زنان خود را مهیای کاندیداتوری در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری کنند / «زن» بودن نباید موجب شود، پرونده‌ یک کاندیدای ریاست‌جمهوری حتی بررسی هم نشود

    زنان خود را مهیای کاندیداتوری در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری کنند / «زن» بودن نباید موجب شود، پرونده‌ یک کاندیدای ریاست‌جمهوری حتی بررسی هم نشود

    اعتمادآنلاین| سعید شمس- «زنان می‌توانند در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کنند.» این خبری بود که قریب به یک ماه پیش از سوی عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان اعلام شد. اما همانطور که پیش‌بینی می‌شد نه از طرف اهالی سیاست و نه حتی از جانب زنانی که به نوعی در عرصه سیاسی و مدیریتی مشغول هستند، جدی گرفته نشد.

    فاطمه راکعی، دبیر کل جمعیت زنان نواندیش، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: این روزها سالروز درگذشت اعظم طالقانی، زنی است که به طور مُجدانه‌ای تلاش کرد تا مسئولان نظام را به این نتیجه برساند که زنان هم مثل مردان حق شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری را دارند. البته چندی پیش سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد زنان هم می‌توانند برای حضور در رقابتِ انتخاباتی ۱۴۰۰ ثبت‌نام کنند. دلیل چنین اظهارنظری هر چه باشد، بازهم چراغ سبز خوبی برای زنان است تا در این زمینه هم فعالیت کنند.

    فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه سخنانش گفت: در واقع زنانی که می‌دانند کشش لازم و توانایی کافی برای حضور در این سطح از کنش سیاسی را دارند،‌ باید دست به کار شوند و خود را مهیای کاندیداتوری در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری کنند. البته ممکن است تعدادی از زنان مشمول رجل سیاسی باشند، اما از شایستگی لازم برای شرکت در اتفاق مهمی چون انتخابات ریاست‌جمهوری برخوردار نباشند. اما حتما می‌توان از زنانی یاد کرد که شایستگی‌شان به حدی است که نسبت به خیلی از مردانی که فرصت کاندیداتوری داشتند، اصلح‌تر و شایسته‌تر هستند.

    نماینده ادوار مجلی شورای اسلامی در ادامه افزود: در واقع با نگاهی به زنانی که در سطح معاونت رئیس‌جمهوری، رئیس ارگان‌های مهم و حتی کسانی که در نقش دبیر کلی احزاب حضور فعالانه دارند، می‌توان گفت جامعه زنان از آمادگی لازم برای جلب رای مردم در جهت رئیس دولت شدن برخوردار است. البته با این شرط که سیستم زنان را در حد ثبت‌نام جدی نگیرد و در هنگام تعیین صلاحیت، فقط شاخص‌های لازم برای شرکت در این عرصه را لحاظ نکنند. نباید اینطور باشد که «زن» بودن موجب شود، حتی پرونده‌شان هم بررسی نشود.

    فاطمه راکعی در  پایان گفت: حضور زنان در جایگاه کاندیداتوری ریاست‌جمهوری می‌تواند شور زیادی در فضای انتخاباتی به وجود بیاورد.

    چکیده گفت‌وگو با فاطمه راکعی

    -اعظم طالقانی برای حق شرکت زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری تلاش مُجدانه‌ای انجام داد

    -سخنان سخنگوی شورای نگهبان چراغ سبز خوبی برای زنان است تا در انتخابات ریاست‌جمهوری حضوری فعال داشته باشند

    -جامعه زنان از آمادگی لازم برای جلب رای مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری برخوردار است

    -حضور زنان به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری می‌تواند شور زیادی در فضای انتخاباتی به وجود بیاورد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم فهمیدند رای مردم را از دست داده‌اند / عملکرد دولت روحانی جامعه را از اصلاح‌طلبان ناامید کرد

    انتخابات ۱۴۰۰ | اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم فهمیدند رای مردم را از دست داده‌اند / عملکرد دولت روحانی جامعه را از اصلاح‌طلبان ناامید کرد

    اعتمادآنلاین| «اصولگرایان در فکر یک‌دست کردن قدرت هستند». این تحلیل برخی از اصلاح‌طلبان درباره فضای انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری است که مشخصا از فردای انتخابات مجلس یازدهم به طور جدی در محافل سیاسی به بحث گذاشته شده است.

    ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: درباره اینکه اصلاح‌طلبان بحث «یک‌دست شدن قدرت توسط اصولگرایان» را مطرح می‌کنند باید گفت، چطور وقتی دولت و مجلس همزمان در اختیار جریان اصلاحت بود، یک‌دست شدن اشکالی نداشت و الان با این احتمال احساس نگرانی‌ می‌کنند؟‌ آنها این را هم فراموش کرده‌‌اند که اساسا یک‌دست شدن قدرت با رای مردم ممکن است و هیچ کس و هیچ گروهی نمی‌تواند با نظر و انتخاب افکار عمومی مخالفت کند.

    این چهره در ادامه سخنانش گفت: اصلاح‌طلبان البته ادعا می‌کنند که نظارت استصوابی مانع از حضور جدی‌شان در انتخابات می‌شود. سئوال من از آنها این است که این چطور استصوابی است که در ۲۴ سال گذشته اصلاح‌طلبان به مدت ۱۶ سال دولت را در اختیار خود گرفته بودند‌؟ این اصلا رفتاری دوگانه است که موقع توفیق انتخاباتی، انتخابات را قبول دارند و موقع شکست، نظارت استصوابی را مانعی برای حضور جدی خود در عرصه رقابت عنوان می‌کنند. اصلاح‌طلبان در حالی خودشان را نگران یک‌دست شدن قدرت نشان می‌دهند که به مدت ۴ سال دولت‌ آقای خاتمی با مجلس ششم کاملا هم‌نظر بود.

    او همچنین درباره ردصلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان تصریح کرد: آنها در حالی به شورای نگهبان تهمت سیاسی‌کاری می‌زنند که کاندیداتوری آقای روحانی در سال‌های ۹۶ و ۹۲ و همچنین لیست امید در انتخابات مجلس دهم حاصل نظارت شورای نگهبان بود. حتی در انتخابات اسفندماه ۹۴ هم لیستی اصلاح‌طلب داشتند و فقط آقای بهروز نعمتی و کاظم جلالی از نزدیکان آقای لاریجانی را به لیست‌شان اضافه کردند تا بتوانند روی همکاری و همراهی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی حساب کنند.

    ایمانی در ادامه افزود: اصلاح‌طلبان چون می‌دانند مردم را ناامید کرده‌اند و محال است در انتخابات ۱۴۰۰ رای لازم را به دست بیاورند، در حال فرار به جلو هستند تا این تلقی را به جامعه تزریق کنند که اصولگرایان در تلاش برای قبضه کردن دولت هستند. در واقع اصلاح‌طلبان جامعه را از خود بیزار کرده‌اند و به همین دلیل، تلاش‌های عوام‌فریبانه‌ای را در دستور کار قرار داده‌اند تا شکست حتمی‌شان را به مسایلی چون نظارت استصوابی و… ربط بدهند. اصلاح‌طلبان در هشتمین روز از اسفند سال گذشته بود که فهمیدند، رای مردم را از دست داده‌اند.

    وی توضیح داد: البته شاید مردم اصولگریان را هم قبول و دل خوشی از آنها هم نداشته باشند. اما عملکرد دولت روحانی که بیشتر وزرا و مدیرانش اصلاح‌طلب هستند، به قدری بد بود که جامعه از اصلاح‌طلبان به کل ناامید شده‌ است. در چنین حالتی فعالین تفکر اصلاح‌طلبی با طرح موضوع‌های متفرقه سعی‌شان را به کار می‌گیرند تا شکست‌ محتمل‌شان را به گردن این و آن بیاندازند.

    او تاکید کرد:‌ اصلاح‌‌طلبان باید تکلیف خود را با حکومت روشن کنند. نمی‌شود به هنگام پیروزی وارد قدرت شده و نظام را به مسایلی چون دیکتاتوری و… متهم کنند و به هنگام شکست، شورای نگهبان و ارگان‌های دیگر را مانعی برای بهره‌گیری از فرصت قانونی خود معرفی کنند. این روش به طور کاملا آشکاری توهین به شعور مردم است.

    ناصر ایمانی در پایان گفت: البته به نظر من اصلاح‌طلبان به عنوان نیروهایی که فعالیت جدی دارند، باید در انتخابات شرکت کنند اما قاعده رقابت و کنش سیاسی را به‌هم نزنند.

    چکیده گفت‌وگو با ناصر ایمانی

    -وقتی دولت و مجلس همزمان در اختیار جریان اصلاحت بود، یک‌دست شدن اشکالی نداشت؟

    -این چطور استصوابی است که در ۲۴ سال گذشته اصلاح‌طلبان به مدت ۱۶ سال دولت را در اختیار خود گرفته بودند‌؟

    -اصلاح‌طلبان می‌دانند مردم را ناامید کرده‌اند

    -جریان اصلاحات باید در انتخابات شرکت کند

    -یک‌دست شدن قدرت با رای مردم ممکن است

    -اصلاح‌طلبان قاعده رقابت و کنش سیاسی را به‌هم نزنند

    -هیچ گروهی نمی‌تواند با نظر و انتخاب مردم مخالفت کند

    -شاید مردم اصولگریان را هم قبول و دل خوشی از آنها هم نداشته باشند

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • جلیلی نزدیک‌ترین فرد به کرسی ریاست‌جمهوری است / احمدی‌نژاد ردصلاحیت می‌شود

    جلیلی نزدیک‌ترین فرد به کرسی ریاست‌جمهوری است / احمدی‌نژاد ردصلاحیت می‌شود

     

    جلیلی نزدیک‌ترین فرد به کرسی ریاست‌جمهوری است / احمدی‌نژاد ردصلاحیت می‌شود

     

    اعتمادآنلاین| صحبت های شخصیت های مختلف در جریان اصولگرا حکایت از آن می کند که معادلات صحنه متفاوت شده و محمدباقر قالیباف و سیدابراهیم رئیسی دیگر بنایی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ندارند. با این اوصاف آرایش صحنه رقابت در خرداد ۱۴۰۰ به چه صورت خواهد بود؟

    سیدحسین نقوی حسینی درباره وضعیت نامزدی سید ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری گفت: با اطلاعاتی که من دارم و شنیدم استمزاجی صورت گرفته و در آن استمزاج گفته شده آقای رئیسی و آقای قالیباف به مسئولیت های فعلی خودشان ادامه دهند و وارد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ نشوند.

    وی افزود: با این اوصاف هم در جریان اصولگرا و هم در جریان اصلاح طلب تکثر نامزد برای انتخابات ۱۴۰۰ خواهیم داشت مگر آنکه شورای نگهبان در تعیین افراد مدیریت کند. البته اصلاح طلبان سال ۹۲ لحظه آخر توانستند به تصمیم حمایت از حسن روحانی برسند حال آنکه روحانی اصلا جزء گزینه های مدنظر آنها نبود. این دوره هم احتمال دارد که این اتفاق بیفتد و اصلاح طلبان بیشترین نفع را از حضور نامزدهای متکثر در صحنه انتخابات ببرند.

    این فعال سیاسی اصولگرا درباره نزدیک ترین شخصیت به کرسی ریاست جمهوری تأکید کرد: سعید جلیلی نزدیک ترین فرد به کرسی ریاست جمهوری است. او یک بار در سال ۹۲ نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود، تجربه مدیریت کلان کشوری دارد و جامعه با مشی و ویژگی های او آشنا است. مردم هیبت «رجایی» گونه را در او می بینند.

    رئیس ستاد تهران «سعید جلیلی» در انتخابات سال۹۲ درباره استفاده احمدی نژاد در سال ۸۴ از نام شهید رجایی و تشبیه شدن جلیلی به احمدی نژاد ثانی در سال ۹۲ اظهار کرد: {جلیلی} با احمدی نژاد خیلی فرق می کند. گرچه آن زمان این طور گفته می شد اما امروز وقتی می گویند احمدی نژاد، همه احمدی نژاد الان را در ذهن تصویر می کنند.

    نقوی درباره میزان مشارکت مردم در انتخابات یادآور شد: اگر تکثر نامزد را داشته باشیم سطح مشارکت خیلی پایین خواهد بود چون افرادی که الان مطرح هستند هیچ کدام جاذبه های لازم برای حضور عامه مردم در پای صندوق های رأی را ندارند. نامزدی شارکت حداکثری ایجاد می کند که بتواند قشر خاکستری جامعه را پای صندوق بیاورد والا اصولگراها و اصلاح طلبان ناب که پای صندوق می آیند. الان قشر خاکستری که اکثریت جامعه را تشکیل می دهد به خاطر اوضاع اقتصادی ناراحت است و هیچ کدام از نامزدهای مطرح را حلال مشکل خودش نمی بیند.

    وی درباره احتمال وقوع یک غافلگیری در نتیجه انتخابات سال ۱۴۰۰ گفت: در وضع موجود بعید است. حداقل باید یک سایه ای از چنین کسی الان وجود داشته باشد.

    این فعال سیاسی اصولگرا درباره تأیید صلاحیت محمود احمدی نژاد در انتخابات ۱۴۰۰ گفت: خیر او قطعا تأیید صلاحیت نمی شود.

    منبع: نامه‌نیوز

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • گزینه جدید دولت برای انتخابات ۱۴۰۰ چه کسی است؟

    گزینه جدید دولت برای انتخابات ۱۴۰۰ چه کسی است؟

    اعتمادآنلاین| در حالی که چند ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده بازار گمانه‌زنی درباره کاندیداهای احتمالی داغ است؛ گمانه‌‌زنی‌هایی که برخی سیاسیون آن را رسانه‌ای و بی‌اساس می‌خوانند اما شواهد، اظهارات، اقدامات، سفر رفتن‌ها، وعده دادن‌ها و حتی اخبار درگوشی از دور هم جمع شدن‌ها و دور هم کردن‌ها آن را جدی‌تر نشان می‌دهند. در همین گمانه‌زنی‌هاست که آهسته‌آهسته نام محمدباقر نوبخت نیز در برخی محافل شنیده و زمزمه می‌شود. سوال اینجاست که باید کاندیداتوری احتمالی وی را جدی گرفت یا اینکه نشانه‌ها نادرست‌اند؟

    نشانه‌های انتخاباتی

    محمدباقر نوبخت این روزها سفرهای استانی پرشماری دارد. او در هفته‌های تازه‌سپری‌شده به استان‌های کرمانشاه، ایلام، سیستان‌وبلوچستان، قزوین و… رفته است. سفر پشت سفر. البته خودش این سفرها را انتخاباتی نمی‌داند و چندی قبل هم در توئیتی تاکید کرد: «عده‌ای سفر‌های استانی‌ام را مبنای گمانه‌زنی درباره حضورم در انتخابات ۱۴۰۰ قرار داده‌اند. ضمن رد آن، یادآور می‌شوم در هفت سال گذشته مستمرا سفر استانی داشته‌ام. پس انگیزه انتخاباتی بی‌اساس است. انس و الفت با مردم که همواره مورد تاکید امام و رهبری بوده با این گمانه‌های بی‌مبنا کم‌اثر نمی‌شود.

    رییس سازمان برنامه و بودجه اما نگفت آیا دیدارهایش با برخی احزاب و تشکل‌های صنفی نیز در هفت سال گذشته مستمر بوده است یا خیر؟! او درباره وعده‌‌هایش مبنی بر افزایش حقوق بازنشستگان، پرستاران، ایثارگران و … هم توضیحی نداده است؛ وعده‌هایی که به نظر می‌رسد بی‌تاثیر هم نبوده و حداقل به تقدیر و تشکرهای گاه و بیگاه تشکل معلمان در شبکه‌های اجتماعی از پیگیری‌های وی ختم شده است .

    پشتوانه حزبی

    سفرهای یادشده و تلاش برای جلب حمایت برخی اصناف از جمله فرهنگیان را می‌توان نشانه‌ای از احتمال تمایل نوبخت به کاندیداتوری در انتخابات آتی دانست اما بدیهی است که هیچ کاندیدایی با چند سفر و اقداماتی از این دست نمی‌تواند امیدوار باشد که رییس‌جمهور می‌شود. موفقیت در انتخابات ریاست‌جمهوری ملزوماتی دارد که یکی از آنها داشتن پشتوانه حزبی است. محمدباقر نوبخت این امتیاز را هم دارد. از حلقه نیاوران و موسسان حزب اعتدال و توسعه است. بر این اساس حالا که زمزمه‌هایی از احتمال تمایل ورود جدی اعتدال و توسعه به انتخابات ۱۴۰۰ آن هم با یک کاندیدای اختصاصی به گوش می‌رسد، هیچ بعید نیست که نوبخت به عنوان نامزد این طیف سیاسی معرفی شود.

    به هر حال او امتیازهایی دارد. مثلا اینکه از اعتدالیون است و با توجه به پیشینه‌ و کارنامه سیاسی‌اش در دهه ۷۰ شاید بتواند روی حمایت راست میانه نیز حساب کند. دوران سخنگویی دولت و آن تسلط بر اعداد و ارقام نیز حاکی از توانایی دیگر او و امکان درخشش در مناظرات انتخاباتی است.برخی معتقدند که حزب اعتدال و توسعه با توجه به تجربه انتخابات ۹۶ و ۹۲ می‌تواند همچنان روی حمایت بخشی از اصلاح‌طلبان نیز حساب کند. با در نظر گرفتن همه این موارد می‌توان گفت که نوبخت در اندازه‌های لازم کاندیداتوری است.

    موانع پیش‌رو

    آیا می‌توان گفت با وجود همه اینها فرض موفقیت نوبخت در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری نزدیک به محال است؟ گروهی باور دارند احتمال آنکه اعضای حزب اعتدال و توسعه بتوانند رییس‌جمهور بعدی باشند ‌ به دلیل عملکرد دولت روحانی کاسته شده است.
    روحانی و همکارانش در دولت که نوبخت هم یکی از آنان است در نزدیک به هشت سال گذشته به نحوی عمل کردند که نه برای خودشان شانسی مانده و نه جریان حامی آنان یعنی اصلاح‌طلبان. همین است که از هر چهره سیاسی درباره شانس نوبخت و واعظی در انتخابات ۱۴۰۰ می‌پرسی، پاسخ می‌دهد به هر حال همه حق کاندیداتوری دارند.محبوب‌ترین چهره سیاسی دولت و حزب اعتدال و توسعه محمدجواد ظریف است که بر اساس نظرسنجی‌ها به اندازه چهار سال قبل محبوب نیست! به این ترتیب میزان رای‌آوری نامزدهایی مثل نوبخت اصلی‌ترین و جدی‌ترین چالش آنان است. بگذریم از اینکه برخی همیشه منتظر غیرمنتظره‌ها هستند و در پاسخ به این تحلیل از پیروزی غیرمنتظره روحانی در سال ۹۲ که محصول حمایت اصلاح‌طلبان بود می‌گویند.

    حامیانی که پای کار نیستند

    بدشانسی نوبخت اما آنجاست که اصلاح‌طلبان هم پشت دست خود را داغ کرده‌اند و بنای ائتلاف ندارند. حتی طیف محافظه‌کارتر اصلاح‌طلب که حاضر است به هر بهایی سهمی از قدرت داشته باشد نیز برای ائتلاف سراغ لاریجانی و امثال او می‌رود نه نوبخت که در دولت مستقر کارنامه قابل اعتنایی ندارد. درست است که اعتدال و توسعه از انتخابات مجلس ششم تا امروز همواره در کنار اصلاح‌طلبان جای گرفته و نوبخت به نسبت لاریجانی به اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر است اما هدف از ائتلاف، استفاده از مهره‌ای است که شانس یا امتیازات بیشتر دارد. شانس لاریجانی به واسطه سال‌ها سیاست‌ورزی و ارتباط بی‌نظیری که با سایر نهادها و مجموعه حاکمیت دارد، به مراتب بیشتر از نوبخت است.

    حمایت راست میانه نیز با وجود گرهی که نوبخت با آن خورده، بعید به نظر می‌رسد. به هر حال برای این طیف نیز لاریجانی گزینه جذاب‌تری است. ضمن اینکه انتخابات آتی به گفته بسیاری از تحلیلگران یک انتخابات درون‌جریانی میان اصولگرایان است و در آن وزن‌کشی امکان حمایت از فردی مثل نوبخت بسیار محدود است.

    تاکتیک فاصله‌گیری از دولت

    برخی معتقدند که فاصله گرفتن از دولت و تبدیل شدن به یکی از منتقدان وضع موجود می‌تواند به کار نوبخت بیاید و موجب افزایش شانس وی شود اما نکته اینجاست که نزدیکی و همکاری او با حسن روحانی به همین چند سال دولت تدبیر و امید محدود نیست که به این سادگی‌ها بتواند فاصله بگیرد. تنها راه نوبخت ادامه همین راهی است که دولت می‌رود یعنی فرافکنی و نادیده گرفتن سوءتدبیرها و سوءمدیریت‌ها. شاهد آنکه همین چند روز قبل سایت رویداد ۲۴ در گزارشی به نوبخت توصیه کرد: «او نیز سیاست کنونی دولت را در پیش بگیرد و همه چیز را بر گردن تحریم‌های آمریکا بیندازد و با یادآوری نظم اقتصادی در دولت اول روحانی، وعده بازگشت به آن دوران را بدهد.»

    رانت انتخاباتی

    برخی نیز معتقدند که نوبخت نسبت به برخی کاندیداهای احتمالی در انتخابات ۱۴۰۰ از شانس بیشتری برخوردار است. او فرصت دارد که خیلی زودتر از خیلی‌ها وارد فاز تبلیغات انتخاباتی شود کمااینکه شده است. به هر حال در ایران به دلیل فقدان احزاب شناخته‌شده و دارای برنامه و کادرهای ورزیده‌، انتخابات ریاست‌جمهوری بیشتر براساس جبهه‌سازی صورت می‌گیرد.

    کاندیداهای ریاست‌جمهوری در ایران هرگز نمی‌گویند هزینه‌های انتخابات را از کجا تامین می‌کنند. عموما دیده شده کاندیداها از مقام و موقعیتی که دارند، برای این کار استفاده می‌کنند. به طور مثال آقای قالیباف الان فرصت دارد با عنوان رییس مجلس از این شهر به آن شهر برود و با هزینه مجلس نوعی تبلیغات راه بیندازد.

    پیش از این احمدی‌نژاد نیز در مقام شهردار تهران هر روز در تلویزیون ظاهر می‌شد و همین آقای روحانی در دور دوم با استفاده از موقعیت ریاست‌جمهوری که داشت به این شهر یا آن شهر می‌رفت. استفاده از این راهکار تازگی ندارد و در انتخابات پیشین نیز دیدیم که آقای رییسی از منصب تولیت آستان قدس و آقای قالیباف از منصب شهرداری تهران چطور استفاده کردند.

    به نظر می‌رسد نوبخت نیز با همین رویکرد سفرهای استانی‌اش را آغاز کرده و با هزینه سازمان برنامه و بودجه و امکانات تبلیغی این نهاد و به بهانه اجرای طرح‌های خانه‌سازی و عمرانی از این استان به استان دیگر می‌رود. این اقدام را قاعدتا می‌توان استفاده از رانت تلقی کرد.

    شانس موفقیت

    نکته اینجاست بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران امر سیاست با در نظر داشتن شعور و فهم سیاسی مردم، معتقدند بهره‌گیری از رانت و تبلیغات انتخاباتی زودهنگام از جمله سفرهای استانی و… تاثیر چندانی بر رای قاطبه مردم ندارد. بر این اساس و با در نظر داشتن همه امتیازات و موانع جناب نوبخت برای تکیه زدن بر کرسی ریاست‌جمهوری، می‌توان گفت که شانس او تقریبا هیچ است و این عضو اعتدال و توسعه مثل سایر همفکران خود چوب عملکرد دولت روحانی را خواهد خورد.

    مرز انجام وظیفه با سوء‌استفاده از جایگاه

    داریوش قنبری فعال سیاسی اصلاح‌طلب و نماینده پیشین مجلس با تاکید بر اینکه «استفاده از جایگاه برای نیل به مقاصد سیاسی به هیچ وجه قابل توجیه نیست و نوعی سوء‌استفاده و استفاده غیرقانونی از موقعیت محسوب می‌شود» گفت: «به همین جهت در انتخابات مجلس شرطی لحاظ شده که افراد صاحب منصب نتوانند در انتخابات شرکت کنند. البته درباره خود نمایندگان که احتمالا مجددا نامزد می‌شوند، قانون سکوت می‌کند و این حق به آنان داده شده که در موقعیت خود باقی بمانند. در واقع این رانتی است که نمایندگان برای خود در نظر گرفته‌اند.»

    وی افزود: «لازم نیست که فرد برای کاندیداتوری در یک انتخابات حتما از پست خود استعفا دهد اما آنچه ایراد دارد، استفاده از امکانات دولتی است. اینکه یک نامزد احتمالی در منصب دولتی خود اقداماتی انجام دهد که مورد توجه مردم قرار گیرد هم ایرادی ندارد زیرا بخشی از هویت و رزومه کاری اوست و سوءاستفاده تلقی نمی‌شود. سوءاستفاده به این معنی است که یک مقامی از امکانات و مقام خود برای موفقیت در انتخابات استفاده شخصی کند. بنابراین تا جایی که اقدامات فرد جنبه شخصی پیدا نکند و بخشی از کارنامه فرد و افکار و اندیشه‌های او تلقی شود، عیب و ایرادی ندارد.»

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در واکنش به اینکه «با این منطق، سفرها، اقدامات و وعده‌های برخی از مسوولان فعلی که در انتخابات آتی احتمالا نامزد خواهند بود، در صورتی که موجب جلب رضایت مردم شود و اقدام مفیدی به حساب آید مصداق سوءاستفاده از موقعیت نیست در حالی که دیگر نامزدهای انتخاباتی چنین موقعیتی را ندارند» گفت: «اگر کار عام‌المنفعه انجام شود که خیر آن به بخش قابل توجهی از مردم برسد، مصداق استفاده شخصی از امکانات نیست. استفاده شخصی این است که منابع یک دستگاه دولتی یا دستگاه عمومی غیردولتی مورد استفاده شخصی قرار گیرد. اینها با هم فرق دارد. به هر حال یک مقام مسوول در ارتباط با جایگاه خود موظف به انجام اقداماتی است؛ اقداماتی که ممکن است به نوعی رضایتمندی مردم را فراهم کند.

    این امر وظیفه تمام کسانی است که در دستگاه‌های دولتی و غیردولتی کار می‌کنند. اگر کسی این شایستگی را داشته باشد و جلب رضایت کند، قطعا مورد تحسین است و ایرادی هم ندارد.»قنبری در پاسخ به اینکه «افزایش این گونه اقدامات در سال‌ها و ماه‌های منتهی به انتخابات نشانه سوءاستفاده نیست؟» گفت: «اگر سفر تبلیغاتی و انتخاباتی باشد قضیه با اینکه یک مقام مسوول به سفر کاری برود و بخواهد نتیجه اقدامات خود را ببیند، فرق دارد. بدون شک اگر مسوولان در زمان تبلیغات انتخاباتی مبالغی را توزیع کنند و جنبه جلب رای داشته باشد، تخلف محسوب می‌شود.»این نماینده پیشین مجلس با تایید بر اینکه همیشه تخلف‌ها و سوءاستفاده‌ها از موقعیت تا این اندازه بی‌پرده و عیان نیست و در اغلب موارد در چارچوب انجام وظیفه و با نیت‌های انتخاباتی صورت می‌گیرد، گفت: «اگر سفر یا اقدامی با قصد کار تبلیغاتی و رای جمع کردن باشد قطعا قابل نکوهش است اما اگر از سر مسوولیت‌پذیری باشد تفاوت دارد. مردم نیز تفاوت این دو را درک می‌کنند.»

    وی در پاسخ به اینکه «فعال‌تر و مردمی‌تر شدن آقایان مسوول در موفقیت آنان در انتخابات آتی – به فرض کاندیداتوری – چقدر موثر است؟» گفت: «این گونه اقدامات در قشر تحصیلکرده و باسواد نتیجه ندارد و چه‌بسا که نتیجه عکس هم داشته باشد اما بخشی از جامعه عوام‌الناس هستند و تحت‌تاثیر این مسائل قرار می‌گیرند. این گروه بیشتر تحت‌تاثیر روش‌های پوپولیستی هستند اما نکته این است که روز به روز از تعداد این بخش از مردم کاسته می‌شود. مردم تجارب انتخابات خوبی را در دوره‌های گذشته اندوخته‌اند و به راحتی تحت‌تاثیر اقدامات نمایشی قرار نمی‌گیرند.»

    منبع: جهان صنعت

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نفرت ملی از دولتِ روحانی شکل گرفته است

    نفرت ملی از دولتِ روحانی شکل گرفته است

    اعتمادآنلاین| عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران جزئیاتی از سازوکار اصلاح‌طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ را تشریح کرد و گفت: در جبهه اصلاح‌طلبان تعیین تکلیف انتخابات ۱۴۰۰ به صورت «اجتماع و اجماع مشایخ» میسر است.

    «عطریانفرِ کارگزاران؟»، بله! کجا؟ مؤسسه «مشکوه الرسول»؛ قرارمان فیکس شد. به وقت ماه شمسی و ساعت ایران به یکی از محله‌های شمال شهر تهران رفتیم. آقای عطریانفر اینجا کجاست؟ «کار یه سری از مدارس خارجی را انجام می‌دهند»، عجب! شما اینجا چه می‌کنید؟ «هیچی، علاف و بیکارم؛ حتی حکم مشاوره هم ندارم». خداقوت!

    «عطریانفرِ کارگزاران» را در این مصاحبه، بسیار متناقض دیدم؛ از یک سو می‌گوید اصلاح‌طلب نمی‌تواند ساختار شکن باشد، یاد سال ۸۸ افتادم که چگونه مغزافزار ساختارشکن‌ها شده بود و در دستگاه عدلیه چه می‌گفت و چه می‌شنیدیم ازش. باز هم گفتم اشکالی ندارد، رفتیم جلوتر باز تناقض دیدم. می‌گوید مشکلاتی که احمدی‌نژاد به وجود آورده تا ۳۰ سال قابل حل نیست! عجب، جناب عطریانفر مشکل برجام بود یا احمدی‌نژاد؟ از احمدی‌نژاد که ۷ سال می‌گذرد و قرار بود ۱۰۰ روزه مشکلات دولت احمدی‌نژاد را حل کنیم، پس چه شد؟ هیچی! آهان، پس دوباره آخر دولت شد و «کی بود کی بود، من نبودم»؟؛ مکث می‌کند و با عتاب می‌گوید: بذار حرفم منعقد شود بعد تناقض بگیر!

    مصاحبه این دفعه ما فرق دیگری هم داشت، «عطریانفرِ کارگزاران» بازنشسته هم شده بود؛ جنس حرف‌هایش هم فرق می‌کرد. حرف‌هایی را هم به رهبری منتسب کرد ولی خب جوابش را دادیم؛ تصورم از آن حرف‌ها و ادعاها را خودش می‌گفت. آنجایی که گفت نفرت و کینه ملی از روحانی شکل گرفته است؛ کدام روحانی؟ روحانی ای که با حمایت پدر معنوی کارگزاران سازندگی به ۵۵ درصد رسید، اما برای بازسازی رای‌شان، راهش درست نبود برای اینکه نفرت و کینه را از مردم برداشت نباید به دیگران حرف‌هایی را نسبت داد که حقیقت ندارد. خلاصه گفتگوی ما و عطریانفرِ کارگزاران دو ساعتی طول کشید؛ کارمندهای مؤسسه مشکوه الرسول هم ظاهراً حوصله شأن سر رفته بود، رفتند و درها را هم بستند… مشروح گفت‌وگو با محمد عطریانفر به شرح ذیل است:

    *از کارگزاران چه خبر؟ برنامه حزب چیست و مطالبی که در جلسات شورای مرکزی مطرح می‌شود پیرامون چه موضوعاتی است؟

    کارگزاران با عبور از حوادث تلخ سال ۸۸ از جمله احزاب پا به رکابی بود که علیرغم فشارهای سیاسی وارده بر جبهه اصلاحات در میانه سو تفاهم‌های وسیع از همه بیشتر سر به سلامت برده و فعالیت‌های سیاسی خود را نسبتاً بهتر از دیگر اقمار سیاسی در جبهه اصلاحات دنبال می‌کند. متأسفانه یکی دو حزب متحد و مؤثر جبهه اصلاحات در سال ۸۸ از ناحیه نهادهای نظارتی و قضائی آسیب‌های جدی دیدند، یکی حزب مشارکت بود و دیگری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. علت تاکیدم به خاطر نقش و نفوذ پیشین آنها در جبهه سیاسی مشترک و تعامل سیاسی کارآمدی بود که امروز تضعیف شده است. در جبهه‌های سیاسی نوعاً احزاب از وزن برابر برخوردار نیستند. تعدادی از آنها موقعیت‌های جدی تر، مؤثر و فراگیر دارند و دیگران به شکل اقماری همراهی می‌کنند.

    اصلاحات چند حزب مؤثر دارد و در عرصه عمل سیاسی و فعالیت مدیریتی سه نهاد حزبی، جریان‌های عمده اند؛ کارگزاران، مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. در این سه گانه هژمون، حزب مشارکت خود را تجدید ساختار کرد و در قالب «اتحاد ملت» ظاهر شد، اما حزب کارگزاران با فراز و فرودهایی که داشت همچنان متکی بر ساختار پیشین حیات سیاسی خود را دنبال می‌کند.‌

    *شما خودتان را ذیل جبهه اصلاحات تعریف می‌کنید،؟مواضعی از آقای کرباسچی هست که ایشان کارگزاران را بیرون از جبهه اصلاحات می‌بینند…

    نمی دانم منظورتان چیست، اما واقعیت این است که کارگزاران به لحاظ فضل تقدم، قطب مرکزی اصلاحات است. هم به لحاظ تاریخی، هم به لحاظ عمل سیاسی و هم به لحاظ گفتمان و رویکردی که در مصالحه جهانی و تشنج زدایی دارد. در عرصه اصلاح‌طلبی، ابتدا تبارشناسی تاریخی احزاب باید مورد توجه قرار گیرد، دوم گفتمان سیاسی و سوم تشکیلات. این ارکان سه گانه است که هویت، واقعیت و فلسفه وجودی یک نهاد سیاسی را ترسیم می‌کند.

    جریان و منظومه فکری اصلاح‌طلب از منظر نسبت تاریخی، همزاد انقلاب ایران است. انقلاب خود تحول و تحرک اصلاح‌طلبانه بود و نمایندگانی این فکر اصلاحی را در موقعیتی نهادسازی و نظام سیاسی ایران را تأسیس کردند. این نظام مستقر و اصلاح‌طلب، فرآیندی را در دهه اول طی کرد اما درگیر جنگ شد و بعد از ترک مخاصمه با رژیم بعث عراق، دولت سازندگی با محوریت‌هاشمی رفسنجانی با هدف جبران تأخیر روندهای اصلاح‌طلبانه که جنگ مانع توسعه مندی آن شده بود، روی کار آمد.

    رویکرد رهبران سیاسی کشور در آن مقطع اصلاح‌طلبانه بود و در ادامه شخصیت ممتاز عضو دولت سازندگی توانست با حمایت قاطع ملت، دولت اصلاحات را در سال ۷۶ تشکیل دهد. آقای خاتمی و نیروهای همفکر او از درون کابینه سازندگی ساخته و پرداخته و تربیت شده بودند.

    غلط مشهوری که با هدف تخریب و تفرقه انگیزی دامن زده می‌شود به خاطر این است که جریان کارگزاران در درون جبهه اصلاحات نظریات متفاوتی مطرح می‌کند و عمدتاً تاکیدش روی واقع گرایی سیاسی است، درحالیکه شاخص کلیدی سیاست ورزی اصلاحات، ابتناء اش بر واقع بینی است.

    رادیکال‌های جبهه اصلاحات با سیاست حذف و طرد، تلاش می‌کنند کارگزاران را از حق ذاتی و طبیعی اش محروم کنند و از انجام تکالیف ملی اش بازبدارند، در حالی که واقعیت تاریخی بر حق تاریخی و نقش مؤسس کارگزاران شهادت می‌دهد.

    از باب بیان فکت‌های تاریخی عرض می‌کنم، آقای خاتمی ابتدا از طریق کارگزاران دعوت به حضور در انتخابات ریاست جمهوری شد. بعد از امتناع و مخالفت اولیه ای که آقای خاتمی داشت با توجه به توجیهات و اقناع لازم نهایتاً پیشنهاد را پذیرفت و ایشان با تکیه بر ضرورت همکاری مؤثر کارگزاران آماده به حضور در عرصه رقابت شد. بر اساس شواهد تاریخی اگر آقای خاتمی این همدلی و همراهی تشکیلاتی و تضمین را از کارگزاران برای مشارکت، حمایت، ترویج و تبلیغ ایشان دریافت نمی‌کرد چه بسا اساساً دوم خردادی رخ نمی‌داد.

    *در واقع به نظر شما ماهیت سیاسی آقای خاتمی از کارگزاران شکل گرفته است؟

    هویت واقعی و فرهنگی و روح تسامح و تساهلی که شما در آقای خاتمی می‌بینید، برخاسته از همین روح حاکم بر فرآیندهای دولت مدرن در عصر سازندگی است. همین نقدی که به قول شما آقای کرباسچی مطرح می‌کند دلالت بر حیات اصلاح‌طلبی کارگزاران دارد. اصلاح‌طلبی فرآیندی مستمر، نوشونده و همیشگی است، به این معنا که اصلاح‌طلب باید در هر مقطع زمانی لاجرم بهبودخواه باشد و به تناسب شرایط و پیرامون، تدبیر سیاسی کند.

    سیاست امر سلبی نیست که فرضا در یک برهه تاریخی اتفاق افتاده و همچنان باید روی همان فرم بایستیم، خیر. صیرورت، تحول، بهبودطلبی، رفتارهای هماهنگ با قانون، فاصله گرفتن از رفتارهای خشن کلامی و عملیاتی و قاعده روند تدریج، از عوامل مکونه اندیشه اصلاح‌طلبی است و کارگزاران اساساً به همین مولفه‌هایی که برشمردم شناخته می‌شود.

    *با توجه به مطلب شما، انتقادهای تندی که گاه از طرف دبیرکل حزب کارگزاران نسبت به آقای خاتمی مطرح می‌شود ریشه در چه موضوعی دارد؟ آیا آقای خاتمی از کارگزاران فاصله گرفته یا موارد دیگری از جمله مسئله تعیین شهردار تهران عامل موضع‌گیری آقای کرباسچی بوده است؟

    این نکته که شما روی آن تاکید می‌کنید ناشی از یک سو برداشت است. آقای کرباسچی مواضع انتقادی تند ندارد، مواردی را تبیین می‌کند و نقدی راهم که مطرح می‌کند خطاب به سو استفاده کننده‌هایی است که می‌خواهند از حریم و حیثیت آقای خاتمی به ناحق بیش از سهم خود بهره ببرند.

    آقای کرباسچی نوعاً روی یک امر کلیدی تاکید دارد و آن این است که آقای خاتمی، آقای‌هاشمی، رهبری ایران و امام خمینی (ره)، هیچ انسانی در پرده عصمت قرار ندارد. اینها جزو ائمه معصومین نیستند که نشود عمل و رفتار آنها را نقد مشفقانه و خیرخواهانه کرد و در مقام اظهار نظر متفاوت از آنها سخن گفت. وقتی رهبر ایران حضرت آقای خامنه ای خود به صراحت اعلام می‌کنند که هر کسی می‌تواند متفاوت از رهبری، نظرش را ابراز کند، ما چطور‌هاله‌ای از قدسیت پیرامون شخصیت‌های محوری خود ترسیم کنیم و اجازه ندهیم متفاوت از آنها اظهار نظر و یا نقدی شود.

    متأسفانه برخی از غالیان اطراف آقای خاتمی علاقه مند هستند که‌هاله‌ای از قدسیت پیرامون عزیزانی از این دست بکشند درحالیکه خودشان به شدت ابا دارند و پرهیز می‌کنند و البته هدف آنها اینست که خود را در حریم همان قدسیت خودساخته قرار دهند و به نام بزرگان نظر خود را تحمیل کنند. این نوعی استفاده سو و رفتار فریب کارانه ای است که به آن انتقاد می‌شود.

    *در ماجرای شهرداری تهران نامه‌ای که آقای کرباسچی درباره آقای نجفی خطاب به آقای خاتمی نوشتند، یکی از مصادیق انتقاد تند آقای کرباسچی نسبت به خاتمی است…

    براساس اطلاعات موجود کارگزاران حضور آقای دکتر نجفی به عنوان شهردار موفق را با توجه به مسائل حاشیه‌ای مردود می‌دانستند. آقای نجفی از شخصیت‌های مؤثر اصلاح‌طلبی بود که از کارگزاران سهم می‌برد و نام ایشان در این اردوگاه ثبت شده بود. با توجه به مجموعه اطلاعاتی که داشتیم جناب آقای نجفی را علیرغم صلاحیت‌های ذاتی که برای او در عالی‌ترین سطوح مدیریتی کشور قائل بودیم از ریاست جمهوری تا موقعیت‌های پایین‌تر اما برای شهرداری ایشان را مناسب نمی‌دانستیم و می‌دانستیم که اگر این تصمیم عملیاتی شود فرجامی نمی‌یابد و حتماً به شکست می‌انجامد و بارها به دوستان در جبهه اصلاحات گفته شد، اما کسانی که علیرغم نظر خیرخواهانه و مشفقانه کارگزاران، درجهت تثبیت آقای نجفی در شهرداری اقدام کردند به ایشان لطمه زدند و نتیجه عمل خلاف خود را دیدند.

    در این رابطه حتی اگر جناب آقای خاتمی هم پشتیبان و حامی آن فکر بودند که آقای نجفی به رغم اطلاعاتی که بدان وقوف داشتند، حتماً باید شهردار می‌شد، این نقد به ایشان هم وارد است. گرچه این نقد شفقت آمیز به آقای خاتمی هیچگاه از ارزش پرچمداری ایشان در امر اصلاح‌طلبی نمی کاهد.

    *طیف چپ جبهه اصلاحات موسوم به مشارکتی‌ها معتقدند کارگزاران از آن جهت که تلاش می‌کند که در نظر و عمل خود را به حاکمیت نزدیک کند، ماهیت رفرمیستی خود را از دست داده است. از همین جهت تلاش می‌کنند کارگزاران را از ذیل جریان اصلاح‌طلبی خارج کنند و خیلی از این نیروها صراحتاً معتقدند که کارگزاران جزو اصلاح‌طلبان نیست. به نظر می‌رسد که این مشکل ناشی از آن است که ما هنوز نمی‌دانیم ماهیت اصلاح‌طلبی چیست و مانیفست واحدی وجود ندارد که دال‌های مرکزیش مشخص باشد و ما با آن دال‌ها بفهمیم که بالاخره مشارکت اصلاح‌طلب است یا کارگزاران. تکلیف این مانیفست واحد بالاخره کی مشخص می‌شود تا بتوان اصلاح‌طلب را از غیراصلاح‌طلب تمیز داد؟

    در امور حیاتی از جمله مسائل سیاسی برخی مستقلات عقلی داریم که فارغ از دلبستگی، احساس، عاطفه، عشق و یا نفرت و دسته بندی‌های گروهی واقعیت خارجی دارد. درست مشابه آنچه که مثلاً در فلسفه ریاضی دو به اضافه دو می‌شود چهار. این دو به اضافه دو در هر حوزه‌ای چه در تفکر دینی، چه غیردینی، سیاسی و غیر سیاسی یک امر واقع است و نتیجه اش می‌شود چهار. عزیزانی که در جبهه اصلاحات اینچنین اظهار نظر می‌کنند چهره‌های رادیکال غیر اصلاح‌طلب هستند.

    آنها عنوان اصلاح‌طلبی و رفرم را بر اساس منویات و مطالبات خود یدک می کشند و مصادره می‌کنند؛ در واقع مربعی را اراده می‌کنند که مثلث دارد! اتفاقاً حزب کارگزاران می‌خواهد بگوید، «اصلاح‌طلب یعنی رفرمیستی که نومحافظه کار است.» اصلاح‌طلب، رفرمیستی است که با قدرت حاکم در تعامل است و ارتباط می‌گیرد. رفرمیست محافظه کار، شخصیت اصلاح‌طلبی است که بر اساس واقعیت، سیاست ورزی می‌کند. رفرمیست اصلاح‌طلب پایه اش محافظه کاری است.

    ادبیات مدرن سیاسی، پایه اصلاح‌طلبی و رفرم، را نومحافظه کاری می‌داند. پس آیا می‌توان پذیرفت اصلاح‌طلبی داریم که ساختارشکن است؟! آیا می‌توان اصلاح‌طلبی داشت که رادیکال باشد؟! آیا می‌توانیم بگوییم اصلاح‌طلبی هست که از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرد و در تخیلات و تمنیات آرمان‌گرایانه خود فرو می‌رود؟ خیر، عقل سلیم نمی‌پذیرد.

    *پس اصلاح‌طلب نمی‌تواند ساختارشکن باشد؟!

    نه! به هیچ وجه، به هیچ عنوان هیچ ساختارشکنی اصلاح‌طلب نیست. تنها در وصف علی بن ابیطالب علیه السلام است که پیامبر (ص) فرمود: الحق مع علی و علی مع الحق. اگر حق را اراده کردی، اراده کردی علی را و اگر فهمیدی علی کیست می‌فهمی که حق چیست. نسبتی متقابل و متعامل که در تاریخ فقط برای علی علیه السلام به رسمیت شناخته شده است. اما در مقام کلی پیامبر (ص) فرمود «اعرف الحق تعرف اهله.» اول حق را بشناس بعد اهلش را می‌شناسی. نمی‌توان بدون صلاحیت و حقانیت برای کسی کسوتی از حق پوشاند درحالیکه با حقیقت فرسنگ‌ها فاصله دارد.

    عزیزانی که با پوشش اصلاح‌طلبی از اندیشه رادیکال دفاع می‌کنند، از واقع گرایی فاصله می‌گیرند شعارهای دلفریب و زیبا می‌دهند، لکن در پوششی متعارض از نظریه‌ای دفاع می‌کنند که هیچ نسبتی با اصلاح‌طلبی ندارد.

    *از سوال اول کمی فاصله گرفتیم، درباره کارگزاران توضیح می‌دادید…

    کارگزاران بعد از ۸۸ تا به امروز توانسته است فعالیت‌های خود را رسماً در قالب جلسات، کمیته‌های مختلف و کنگره‌های سالیانه برگزار کند و مطابق با ظرفیت‌ها و الزامات حزبی خود نسبتاً فعال باشد. دفاتر استانی فعال است، کنگره‌های استانی برپا می‌شود، شوراهای استانی شکل گرفته…

    *در تمام استان‌ها دفتر دارید؟

    در همه استان‌ها هم شوراهای استانی داریم، هم دبیر اول و هم رئیس شورا و هم اعضا در زمان‌های مقرر تغییر می‌کنند. عزیزانی از کانون‌های حزبی در نشست‌های سالیانه شرکت می‌کنند و کنگره‌های سالیانه دست به انتخابات شورای مرکزی حزب می‌زنند، شورای مرکزی نسبت به راه اندازی سامانه‌های عملیاتی حزب که عبارتست از انتخاب دبیرکل، معاونین او و مدیران حوزه‌های اجرایی، اقدام می‌کند و هر سال ۵۰ درصد از اعضای شورای مرکزی با انتخابات از سوی کانون‌های کشوری تغییر می‌کنند. اجمالا فعالیت نسبی کارگزاران در مقایسه با سایر احزاب موفق تر است، اما در مقایسه با استاندارد فعالیت‌های حزبی دنیا بسیار عقب هستیم.

    *مسائلی که نوعاً در جلسات حزب مطرح می‌شود در چه حوزه‌ای است؟ با توجه به اینکه انتخابات ۱۴۰۰ را در پیش داریم کارگزاران سازندگی چه برنامه‌ای دارد؟

    هویت حزب کارگزاران با تکنوکراسی گره خورده است و با مفهوم دموکراسی و الزامات مداخله نهادهای مردمی و مسئولیت پذیر چسبندگی و پیوند دارد. این حزب عمدتاً حزب فن سالار و عمل گرا است. نوع گفتگوهایی که در کمیته‌ها و شوراهای استانی انجام می‌شود پیرامون مسائل مدیریتی کشور است. ضرورت بهبودسازی رفتارها و موضوع نظام مدیریتی کشور در دولت، وزارتخانه‌ها، شیوه تعامل و مسائل منطقه‌ای که به لحاظ دیپلماسی نوع موضوعاتش راجع به مسائل مدیریتی کشور است. سیاست داخلی، سیاست خارجی، مسائل اقتصادی و تشکیلاتی، در این حوزه‌ها نوعاً گفتگو صورت می‌گیرد و اخبار رد و بدل می‌شود و سرکشی‌هایی هم به استان‌ها انجام می‌شود.

    *با توجه به اینکه کارگزاران را یک حزب عملگرا می‌دانید، خروجی این جلسه‌ها چیست؟ آیا نتایج این بحث‌ها و گفتگوها در اختیار دولت و وزارتخانه‌ها قرار می‌گیرد؟

    اگر در ایران تأسیس دولت‌ها و انتخاب اعضای کابینه‌، نسبت تنگاتنگی با احزاب می‌داشت، این موردی که اشاره کردید محقق می‌شد، متأسفانه دولت‌ها در ایران گرچه در بدو پیروزی از حمایت احزاب برخوردارند اما به محض وصول به قدرت نه تنها رابطه تشکیلاتی بلکه رابطه عاطفی خود را هم با احزاب قطع می‌کنند.

    عملاً احزاب حامی دولت‌های مستقر همچون جزایر جدا افتاده‌ای هستند که تنفس سیاسی ضعیفی دارند و حتی اگر از گفتگوهای درونی حزب، خروجی و برون دادی هم حاصل آید دولت‌ها خیلی گوش شنوایی برای آنها ندارند. به هر حال برای زنده بودن و تحرک سیاسی لاجرم باید حزبمان را در همین حال و هوا حفظ کنیم.

    *حمایت‌های جدی کارگزاران از دولت در سال‌های اخیر این تلقی را به وجود آورده که میان دولت و حزب کارگزاران روابطی وجود دارد…

    رابطه کارگزاران و دولت رابطه‌ای یکسویه است؛ ما به دولت علاقه داریم و در حد توان حمایت می‌کنیم اما معلوم نیست دولت ما را دوست داشته باشد.

    *جلسات مستمر بین شما و دولت نیست؟

    حتی ارتباط با معاون اول ایشان هم که عضو حزب اند و رئیس شورای مرکزی ما بودند ارتباطی حداقلی است.

    *آقای مرعشی زمانی می‌گفت که ما با آقای جهانگیری جلسات اقتصادی داریم، آن جلسات هنوز برقرار است؟

    بله، روابطی که دولت با برخی افراد دارد معمولاً رابطه حزبی نیست، فردی است و نسبت تشکیلاتی با حزب ندارد. احزاب بماهو احزاب رابطه مسئولانه، مشفقانه و تأثیر گذار با دولت ندارند. کارگزاران که سهل است، حزب اعتدال و توسعه هم فاقد چنین رابطه‌ای با دولت است. این خلأ از آسیب‌های جدی دولت در ایران است. در عرصه سیاست ورزی جهانی در کشورهای توسعه یافته، احزاب موتور محرک و پشتیبان دولت هستند و دفاتر سیاسی احزاب برای آنها سیاست ورزی می‌کنند و برای پیشرفت دولت برنامه دارند. انقطاع میان احزاب و دولت در ایران انقطاع تلخ و رنج آوری است.

    *بالاخره الان دولت مستقر با حمایت‌های اصلاح‌طلبان بر سرکار آمد، با توجه به گذشت بیش از ۷ سال از عمر دولت، عملکرد دولت در سال‌های اخیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    دولت یازدهم و دوازدهم به لحاظ تاریخی به دو دوره قابل تقسیم است. دولت اول آقای روحانی در مقام تأسیس، روندی نو بعد از سیاست‌های تشنج آمیز دولت دهم بود. انتخابات ریاست جمهوری با گام‌های لرزان و با حمایت‌های تردید آمیز اصلاح‌طلبان آغاز شد به گونه‌ای که آنها نمی‌دانستند حمایت و پشتیبانی از نامزد انتخاباتی اصولگرایی مثل آقای روحانی فرجامش چه خواهد شد.

    آن مقطع دیدگاه‌ها متفاوت بود اما نفس حمایت مرحوم آیت الله‌هاشمی رفسنجانی در این قضیه مؤثر بود و رأی کمتر از ۵ درصدی آقای روحانی را به ۵۵ درصد رساند، بنابراین دوستان اصلاح‌طلب موفق شدند دولتی از جنس اسمی اصولگرا اما در محتوا و مسّمی اصلاح‌طلب را سر کار بیاورند.

    دولت با آغازی شکوهمند کار خود را شروع کرد، زمینه‌های مثبتی در جامعه و پشتیبانی نسبتاً وسیعی از جنس اصلاح‌طلب فراهم‌شد. این دولت ۴ سال درنگ کرد و مأموریت اصلی اش برگرداندن قطار اداره کشور به ریل اصلی بود که در دوره آقای احمدی‌نژاد از ریل خارج شده بود، موضوع هسته‌ای و برجام به نقطه قابل قبولی رسید و تنش زدایی و اعتماد جهانی را با خود آورد و سیاست ورزی داخلی را از روند شکننده به نقطه قابل قبولی رساند و در حوزه اقتصاد هم به ثبات نسبی دست یافت.

    این وضعیت چنان کارنامه درخشانی را دست دولت داد که در سال ۹۶ زمانی که رقابت سنگین شد و جریان رقیب تمامی همت خود را در شخصیت محترمی مثل آقای رئیسی تجمیع و متمرکز کرد، باز هم آقای روحانی پیروز شد. او در دور دوم در برابر رقیب قدر قدرت و جامع الاطرافی قرار داشت که جریان حامی او همه اختلافات درون جبهه‌ای خود را کنار گذاشت و اجماع کردند که ایشان پیروز شود اما علیرغم ترفند هوشمندانه رقیب، باز روحانی به پیروزی بزرگ دست پیدا کرد و این پیروزی ناشی از آن بود که اصلاح‌طلبان در دور دوم با شوق و بدون هرگونه تردید و شرطی حمایت خود را در سبد او قرار دادند.

    این اتفاق که متأثر از کارنامه دولت اول است، این نکته را تفهیم می‌کند که مدیریت آقای روحانی در دوره اول بالاتر از انتظار متوسط جامعه ظاهر شد و این توفیق را مرهون مجموعه‌ای از همراهی‌های تاریخی و توانمندی‌هایی می‌دانیم که متمرکز شد و دولت آن را به کار بست. لذاست از همین‌جا این تفاهم را داریم که دولت اول آقای روحانی در محکمه نظارتی و داوری اصلاح‌طلبان، تجربه موفق و کارنامه قابل دفاعی را ارائه کرده است.

    دولت دوم با سندی امضا شده از برجام بدون پشتوانه اجرایی آغاز به کار کرد. تغییراتی که در دولت آمریکا رخ داد اوباما رفت و ترامپ آمد، مخالفت‌های سنگینی را از ناحیه دیپلماسی خارجی علیه ایران و برجام ببار نشاند و با توجه به اینکه دولت دلبسته به این بود که با حل مسئله هسته‌ای و امضای توافقنامه برجام بین ایران و کشورهای ۱+۵ می‌تواند گام‌های بلندی را در عرصه توسعه و تقویت زیرساخت‌های اقتصادی بردارد، با چنین روحیه‌ای آغاز به کار کرد. اما به سرعت این آرزو رنگ باخت، ریشه این یأس و رنگ باختن هم این بود که مطابق آنچه که رهبری تاکید می‌کنند از جانب محور اصلی (CORE) گفتگو کنندگان بدعهدی خیانت آمیزی صورت گرفت و عملاً دولت را دچار فلجی مضاعف کرد و همه امیدها بر باد رفت و هر روز شرایط سخت و سخت‌تر شد.

    *یعنی برجام دولت را فلج کرد؟

    بدعهدی طرف آمریکایی دولت را فلج کرد. الان در نقطه‌ای قرار گرفته ایم که اگر کسی از آقای روحانی و دولتش حمایت کند تعجب‌برانگیز می‌نماید، دوگانه‌ای چون «دولت اول موفق و پیروز و دولت دوم فلج و مفلوک!» بنابراین یک نفرت و کینه فراگیر و ملی در مواجهه با دولت شکل گرفت. علیرغم مظلومیت دولت اما نمی‌توان به مردم ایراد گرفت که اشتباه می‌کنید. مردم با نجابت هر تکلیفی که نسبت به دولت دارند انجام می‌دهند و انتظار دارند دولت که پیشانی نظام است به آنها پاسخ قانع کننده دهد.

    مشکلی که مردم دارند این است که آنها پشت صحنه را نمی‌بینند. تمام مصائب را از چشم دولت می‌بینند ولو اینکه سهم دولت در آن اندک باشد. مردم از طریق رسانه‌ها بین نظام و دولت فرقی قائل نیستند و تمامی عوارض را جزو مشکلات دولت قلمداد می‌کنند.

    *آیا کارگزاران و به طور کلی اصلاح‌طلبان که فرمودید در دوره دوم مشتاقانه از آقای روحانی حمایت کردند در حال حاضر مسئولیت این کینه و نفرت ملی را می‌پذیرند؟

    ناچارند بپذیرند، اما حق نیست. در مقام انصاف، حجم بزرگی از این نفرت و کینه باید بر سر بدعهدی آمریکا شکسته شود و اگر قرار باشد به داخل هم نیم نگاهی داشته باشیم، بسیاری کسان در پشت صحنه هستند که نسبتی با دولت ندارند اما باید این مسئولیت مشترک را بپذیرند.

    *آقای روحانی که گفتند مسئولیت مذاکرات با من است؟

    مذاکره ظاهر ماجرا است. وقتی در دیپلماسی خارجی دولت اختیار مطلق ندارد پس نمی‌توان پاسخگویی مطلق را از او انتظار داشت. در فقه عبارت «من کان له الغنم فعلیه الغرم» را داریم که یعنی اگر کسی غنیمت می‌برد باید غرامت بدهد و اگر کسی غرامت می‌پردازد غنیمت هم از آن اوست و این ازباب تقریب به ذهن برای بحث ما گویای مسائلی است.

    موضوع برجام فراتر از دولت بود و البته به جا هم‌بود. از منظر واقعیت خارجی امروز جامعه ایرانی تمامی دغدغه‌ها و ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها و گلایه‌ها و کینه و نفرت خود را بر سر دولت تخلیه می‌کند، اما حقیقتاً آیا دولت مستحق این میزان فشار است؟ مردم هم چاره‌ای ندارند چون گرفتارند و دچار بار سنگین زندگی شده اند و معیشت آنها بهم خورده است، نسبت به آینده امیدی ندارند و نمی‌دانند باید چه کنند لذا فریاد و نفرین خود را روانه دولت می‌کنند.اگرچه روحانی هم شیوه تعامل با مردم را در این آشفته بازار نمی‌داند و یا قصد توجیه منطقی شهروندان را ندارد.

    *اصلاح‌طلبان می‌پذیرند که در کوچک شدن سفره مردم نقش داشته اند؟

    فرض بفرمائید شما مسئول خانواده ۵ نفره ای هستید، تلاش هم می‌کنید شغلی داشته باشید تا زندگی را تأمین کنید. در خبرگزاری مهر کار می‌کنید و خبرگزاری هم به خاطر ناتوانی اقتصادی حقوق شما را سر موقع نمی‌دهد و شما نمی‌توانید هزینه خانواده خود را تأمین کنید و تک تک اعضای خانواده نسبت به این عدم تأمین از ناحیه شما ناراحت می‌شوند و می‌گویند چرا پدر نیاز ما را تأمین نمی‌کند. درظاهر امر شما مسئولید اما اگر خانواده شما از فهم منطقی برخوردار باشند متوجه می‌شوند که پدر مقصر نیست و در می‌یابند که خبرگزاری حقوق پدر را نداده است. این مثال ساده را اگر بزرگ کنید در سطح کشور همین وضع حاکم است. بله دولت به یک معنا مسئول و اصلاح‌طلبان هم پاسخگو هستند، اما آیا اصلاح‌طلبان مقصرند؟ خیر مقصر نیستند، آنها پاسخگو و شارح وضع موجود هستند.

    *وقتی به کابینه دولت نگاه می‌کنیم به خصوص در تیم اقتصادی دولت چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب حضور دارند…

    نداریم، به جز آقای جهانگیری هیچ عضو کارگزارانی در دولت نداریم.

    *فقط کارگزاران نه، از مجموعه اصلاح‌طلبان. یعنی آقای نوبخت اصلاح‌طلب نیست؟

    آقای نوبخت وابسته به هیچیک از احزاب اصلاح‌طلب نیست.

    *آقای واعظی اصلاح‌طلب نیست؟

    آقای واعظی هم متعلق به حزب اعتدال و توسعه است همچون آقای نوبخت.

    *آقای آخوندی اصلاح‌طلب نیست؟ ایشان به صراحت اعلام کرده اند که اصلاح‌طلب هستند…

    آقای آخوندی هم هیچ ربط تشکیلاتی با اصلاح‌طلبان نداشتند. البته وقتی از رفتارهای آقای لاریجانی هم بوی اصلاح‌طلبی به مشام می‌رسد می‌توان گفت آقایان نوبخت و واعظی و آخوندی هم رویکرد اصلاحی دارند. اما هر زمان که به لفظ اصلاح‌طلب نظر می‌کنیم مراد تشکیلات اصلاح‌طلب است. تشکیلاتی حول جبهه اصلاحات مشخصاً ۲۰ تا حزب. هیچکدام از این عزیزان که نام بردید به جز آقای جهانگیری حضور تشکیلاتی در احزاب اصلاح‌طلب ندارند.

    *آقای شریعتمداری می‌گوید که من خط اصلاحات را دنبال می‌کنم و به تفکر اصلاحات افتخار می‌کنم…

    گرچه ایشان در ادعای خود صادق است اما آقای پناهیان هم وقتی پشت تریبون می‌رود می‌گوید من اصلاح‌طلبم. این یک ادعاست و شما نمی‌توانید اصلاحات را به واسطه ادعای مدعیان بی عمل محکوم کنید.

    *یعنی شما تیم اقتصادی دولت را اصلاحاتی نمی‌دانید؟

    شما باید بین رویکرد اصلاحی و تشکیلات اصلاح‌طلب فرق قائل بشوید. اصلاحات مسئول نیست و آن را محکوم نکنید. اصلاح‌طلبان مسئولند. کسانی که ادعای اصلاح‌طلبی دارند مسئولند. اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

    *آیا اصلاح‌طلبان تیم اقتصادی دولت را مدیریت می‌کنند یا نمی‌کنند؟

    اصلاح‌طلبان به معنای تشکیلات خیر!

    *شخصیت‌های اصلاح‌طلب در کابینه دولت هستند یا خیر؟

    کسانی که در دولت ادعای اصلاح‌طلبی می‌کنند نسبتی با تشکیلات جبهه اصلاحات ندارند.

    *اما خط مشی اصلاحات را پیگیری می‌کنند…

    مانعی ندارد، می‌توانند از خود برنامه اصلاحی داشته باشند.

    *پس با این شرایط اصلاح‌طلبان مقصر هستند یا نیستند؟

    پاسخگو هستند اما مقصر نیستند.

    *تفاوت این دو در چیست؟

    پاسخگویی مقدمه‌ای است برای اینکه از خلال آن قاصر و مقصر و بیگناه را بشناسیم.

    *ما شخصیت‌های شاخص اصلاح‌طلب را در وزارتخانه‌ها داریم، مسئولیت تیم اقتصادی هم بر عهده آقای جهانگیری است، وضع اقتصادی کشور هم که این است، چطور می‌توانیم بگوییم اصلاح‌طلبان مقصر نیستند؟

    آقای جهانگیری هم مقصر نیست، بلکه پاسخگو است. آنچه که بر سر ملت آمده و مردم از چشم دولت می‌بینند ضربه‌ای است که فراتر از دولت بر سر این ملت وارد شده اما مردم فقط دولت را می‌بینند. دولت هم پاسخگو است. وقتی هم می‌خواهی پاسخ بدهی شروع می‌کنی به بیان واقعیت‌ها که ریشه این بن بستی که در اقتصاد نفتی ایران صورت گرفته از کجاست. از تحریم است که بخشی از این تحریم ناشی از رفتارهای رادیکال‌هاست، بخشی از آن به خاطر بدعهدی خودی‌هاست. ناشی از این است که دشمن یک گام به جلو آمده و بعد عقب رفته به خاطر اینکه می خواسته بر خلاف توافقاتش عمل کند. ریشه‌ها اینهاست.

    مهم آن است که این مردم و بزرگان آنها با ادبیات انقلابی که دارند آیا باهم توافق دارند که این سیاست‌ها ادامه پیدا کند، اگر دارند پس باید این مشکلات را هم بپذیرند، اگر توافقی ندارند پس مردم باید آنها را قانع کنند که ما این سیاست‌ها را قبول نداریم و زندگی ما به سختی افتاده. به دنیای پیرامونی نگاه می‌کنند و می‌بینند بسیاری از کشورها از اقمار نظام سرمایه داری لیبرال غرب هستند که زندگی آسانی دارند اگرچه چیزهایی هم ندارند. این دوگانه‌ها را باید حل کنیم. اینکه شما کسی را در مسئولیتی نصب کنید و فراتر از اختیاراتش از او مسئولیت بخواهید منصفانه نیست.

    بنده به صراحت عرض می‌کنم این آقای حسن همان حسن دولت اول است، این اسحاق هم همان است، محمود واعظی هم همان است، نوبخت هم همان است و این آخوندی هم همان است. اینها در دولت اول موفق بودند و کسی هم آنان را به بی کفایتی متهم نکرد بلکه حرمت گذاردند. حال چه می‌شود که در دولت دوم که چسبیده به دولت اول است یک شبه، کفایت‌ها به بی کفایتی تغییر ژنتیک می‌دهد!؟ باید بررسی کنیم. در مقام پاسخگویی مشخص می‌شود چه خبر است. باید ببینیم سهم قصور و تقصیر و بی گناهی اینها چقدر است. من در مقام این نیستم دولت را تطهیر کنم اما می‌خواهم بگویم در حوزه آسیب شناسی سه مؤلفه وجود دارد که مصائب دولت فعلی را به وجود آورده است‌. اول بر می‌گردد به یک غارت ملی که در دولت احمدی‌نژاد رخ داده…

    *یعنی بعد از ۷ سال هنوز نگاه شما به دولت قبل است؟

    کاری به شخص احمدی‌نژاد ندارم. نتایج منفی و اثرات ماندگار آن را دنبال می‌کنم.

    *پس چرا آقای روحانی گفتند که من اگر می‌دانستم که نمی‌توانم مشکلات کشور را حل کنم اصلاً رئیس جمهور نمی‌شدم؟

    من وکیل مدافع آقای روحانی نیستم، من حرف خودم را می زنم. دولت نهم و دهم بخش اعظمی از ۷۵۰ میلیارد دلار درآمد ارزی دوران اوج فروش نفت را بر باد داد، صاحبنظران اقتصادی تحلیل کردند برای پاسخ گفتن به آثار زیانبار نحوه مدیریت آن دولت کذایی، نه تنها دولت اعتدال، که فراتر از آن ۳۰ سال باید ملت ایران جورش را بکشد.

    *پس آقای روحانی ظاهراً مردم را فریب داده است، چون ایشان گفتند که اگر من بیایم مشکلات را حل می‌کنم. ایشان گفتند من با توجه به مسئولیت‌هایی که داشتم می دانم وضعیت چطور است و بر اساس آن هم می گویم که می‌توانم حل کنم…

    بله اگر برجام را به بن بست نمی‌کشاندند، دولت کشور را در مسیر اصلاح و رفع مشکلات وارد می‌کرد. می‌توانست گام‌های اولیه برای حل مشکلات را بردارد.

    *به هر حال اگر بر طبق گفته شما تا ۳۰ سال آن آثار زیانبار هست، پس آقای روحانی مردم را فریب دادند…

    کجایش فریب است؟

    *چیزی که قرار است تا ۳۰ سال دیگر حل شود را گفتند که در صد روز حل می‌کنم…

    نه چنین حرفی زده نشده. نسبت خلاف به رئیس جمهور ندهید. گفت من تا صد روز دیگر گزارش می‌دهم.این ساده لوحی است که دولتی آثار زیانبار تحمیلی دولت قبل را در ۱۰۰ روز حل کند. روحانی ساده لوح نبوده و نیست.

    *البته این مغلطه آقای روحانی است، اما فیلم‌ها چیز دیگری نشان می‌دهد. به هر حال صد روز که گذشته و الان بحث بر سر ۷ سال است…

    دولت ناکارآمدی سر کار می‌آید و بر اساس اظهارات کارشناسان تبعات مدیریتی آن تا سالیان متمادی می‌ماند. این مشکلات باید حل شود.

    پس از آن دولتی آمده و بخشی از مشکلات به ارث رسیده را حل کرده و بخشی را هم به دلایلی نتوانسته حل کند این فریب مردم نیست.

    *ایشان گفتند که من مشکلات را می دانم و در صد روز حل می‌کنم.

    چنین ادعایی که دلالت بر حل مشکلات دولت پیشین ظرف ۱۰۰ روز داشته باشد نه واقعیت دارد، نه ممکن است، نه معقول.

    *بر این اساس، بالاخره مشکل کجاست؟ مشکل احمدی‌نژاد است یا برجام؟

    یکی از مشکلات دولت روحانی، آثار مخرب به جامانده دوره آقای احمدی‌نژاد و بر باد رفتن سرمایه‌های بین نسلی در آن دوره است.

    *در حرف‌های شما تناقض وجود دارد…

    بگذارید کلام من منعقد بشود بعد شما تناقض بگیرید.

    *بفرمایید…

    آسیب‌هایی که گریبان دولت را گرفته بخشی از آن ریشه تاریخی اینچنینی دارد که بسیاری از منابع واجد صلاحیت آن را تأیید می‌کنند. اگر می‌توانستیم ارقام بزرگ درآمدهای نفتی را در زیرساخت‌ها و در قالب ذخیره ملی حفظ کنیم امروز این مشکلات را نداشتیم، چه شما بپذیرید و چه نپذیرید و چه طرفدار آقای احمدی‌نژاد باشید، چه روحانی فرقی نمی‌کند. واقعیت این است. می‌توانستیم ۴۰۰ میلیارد دلار از این درآمدها را در صندوق توسعه ملی ذخیره داشته باشیم تا امروز پشتوانه و جبران فقدان فروش نفت ما باشد. اینها را تبدیل کردند به خورد و خوراک و ریخت و پاش‌های آنچنانی، حالا چه سی سال دیگر بخواهیم مشکلات دولت احمدی‌نژاد را حل کنیم چه سه سال از یک ظرفیت ذخیره ملی محروم شدیم.

    نکته دوم اینکه شما هر قرارداد بین‌المللی که امضا کنی در دنیای اقتصاد آزاد که جهان به آن وصل است یک پیوست اقتصادی دارد. تمام قراردادهای سیاسی و اجتماعی دنیا معطوف به یک داد و ستد اقتصادی می‌شود. کشورهای توسعه یافته رشد طبیعی خود را داشته و به خاطر همین وقتی رشد سالیانه اقتصادی آنها به ۳ درصد می‌رسد، راضی اند، چون پیشتر به اندازه کافی به رفاه رسیده و بیش از این کشش ندارند. اما کشورهای در حال توسعه مثل ایران یا چین ۱۵ سال پیش، که رشد ۸ درصد و ۱۰ درصد داشت و ناشی از جبران عقب ماندگی تاریخی آن بود بازار بزرگی است. ظرفیت‌ها و بازارهای مشابه ایران برای دنیای سرمایه داری و برای کسانی که توافق‌های بین المللی را امضا می‌کنند بسیار جذاب است.

    برجام عبارت بود از یک توافق جهانی برای اینکه پیوست‌های اقتصادی آن عملیاتی شود. پیوست اقتصادی یعنی چه؟ یعنی بازار اقتصاد ایران که رو به رشد و رونق است و نیاز به سرمایه گذاری‌هایی برای جبران تأخیر گذشته را دارد، با امضای قرارداد برجام این بازار به روی آمریکایی‌ها باز نشد و اعلام کردیم شرکت‌های آمریکایی غلط می‌کنند پایشان را به ایران بگذارند. آنها هم بنایشان بر این نبود که دوستان منطقه‌ای خود از جمله عربستان و اسرائیل را بدون ما به ازا رها کرده و بدحال کنند و به وقت بهره بری، از حضور در بازار ایران منع شوند. بنابراین زیر تعهدات خود زدند و به این بهانه که به منافع اقتصادی برجام دست نیافتیم خارج شدند. بعد هم سیاست‌هایی را به کار بستند که اقتصاد تک پایه‌ای ما را که متکی به نفت است قفل کردند و آثار و عوارض اجتماعی برای ما به وجود آوردند. حالا ما در ایران یقه چه کسی را باید بچسبیم؟

    *طبیعتاً این قضیه قابل پیش بینی بود…

    نه، کجا قابل پیش بینی بود؟

    *بسیاری از کارشناسان همان وقت گفتند که این توافق تعهد اجرایی ندارد اما دولت و آقای ظریف و آقای عراقچی اعتقاد داشتند که امکان اجرایی شدن این توافق هست. در دولت آقای اوباما هم تحریم‌ها علیه کشور افزایش یافت…

    ربط این ماجرا به دولت چیست؟ وظیفه دولت همواره تلاش واقع بینانه در روند تحقق منافع ملی است. دولت نمی‌تواند و نباید بر اساس گمانه زنی‌های افراد غیر مسئول وظایف ملی خود را متوقف کند.

    *ربطش این است که دولت طوری توافق نکرد که ما سیب و گلابی از برجام برداشت کنیم…

    اشتباه شما همین جاست. نقش دولت ایران در خود ایران به سختی و با هزار لیت و لعل‌پذیرفته می‌شود، حالا شما انتظار دارید آمریکایی‌ها بفرموده و خواست دولت ایران و به قول شما با مطالبه سیب و گلابی عمل کنند. هر کشوری مطابق با تأمین حداکثری منافع ملی خود عمل می‌کند. لذا آنجا که دو طرف در قطاعی، فصل مشترک دهند توافق‌ها عملیاتی می‌شود. مفهوم برد برد هم، تحقق همان قطاع مشترک است، ولاغیر.

    *در اوج مذاکرات برجام رئیس بانک مرکزی آقای روحانی در زمانی که دولت اوباما بر سر کار بود می‌گوید که ما هیچ استفاده‌ای از این توافق نکردیم. رئیس سازمان انرژی اتمی می‌گوید که برجام هیچ آورده‌ای نداشت، آقای عراقچی می‌گوید که انتظارات مردم برآورده نشده است، پس با تغییر دولت در آمریکا این اتفاق نیفتاده و این عوارض و آثار را در دولت اوباما هم داشتیم…

    اینها هیچکدام پاسخ حرف بنده نیست و پاسخ سوال شما هم نیست. شما فکر می‌کنید دولت آقای احمدی‌نژاد نمی‌توانست با آمریکا مذاکره کند و دولت آقای روحانی توانست؟ اصلاً اینطور نیست. موضوع برجام و حد مذاکره با آمریکایی‌ها از شئون رهبری ایران و تابع جواز ایشان بوده است. زمانی که رهبری اجازه نداد اینها به توافق برسند نرسیدند و زمانی که دولت آقای روحانی با چراغ سبز رهبری زاویه را باز کرد و اجازه مذاکره یافت، واژه واژه قرارداد برجام تحت نظارتهای عالی به ثمر نشست.

    *برجام با شروطی که رهبری تذکر دادند مطابقت ندارد…

    اگر یک واژه از متن ۱۵۰ صفحه‌ای برجام مورد تأیید رهبری نبود مطمئن باشید، امضا نمی‌شد. من مطلعم و با اطلاع به شما می گویم. تصور اینکه سند امضا شده برجام برخلاف شروط و نظر رهبری بوده است، تصوری باطل است.

    *رهبری فرمودند که هر چه باشد من از پشت تریبون اعلام می‌کنم و هر چه به غیر از گفته‌های من به من منتسب نشود، اطلاع شما در برابر نظر رهبری برای ما مردود است. تصریح ایشان است که برخی خطوط قرمز ما در برجام رعایت نشد.

    اولاً رهبری بر انجام صادقانه و ادای تکلیف کارگزاران دیپلماسی صحه گذاردند و آن‌ها را تأیید کردند ثانیاً بفرمائید یکی از آن ۹ شرط چه بود؟

    *یکی از مهمترین شروط ایشان که در متن نهایی برجام لحاظ نشد مسئله امضای کنگره آمریکا بود، درست است؟

    شما نسبت ناموجهی به رهبری ندهید. با توجه به اینکه اصل مذاکره با اذن رهبری بوده اگر شروطی مورد عنایت رهبری بود مستقیماً به رئیس جمهور و وزیر خارجه ابلاغ می‌شد، کما اینکه اگر شروطی بوده علی الاصول ابلاغ کرده اند. بی تردید اگر نظر رهبری در سند برجام تأمین نمی‌شد هیچ کارگزار دیپلماسی، قدرت و جرأت امضای آن را نمی‌داشت. کدام کارگزار سیاست خارجی ما جرأت می‌کند شروط رهبری را رعایت نکند و سندی امضا کند که نتواند از امضای خود نزد عالی‌ترین مقام کشور دفاع کند.

    *آقای ظریف! ایشان شروط را رعایت نکردند…

    اشتباه می‌کنید.شما ظاهراً به فضای سیاسی جمهوری اسلامی اشراف ندارید و نمی‌دانید، مگر می‌شود وزیر خارجه‌ای شرط رهبری را مراعات نکند و بماند؟

    *بله، شده، برجام… ظاهراً شما حتی شروط رهبر انقلاب را برای امضای برجام ندید، بعد ما را متهم می‌کنید که اشراف نداریم؟

    قطعاً نیست. رهبری با استحکام و اعتقاد و به صراحت بعد از امضای برجام از عملکرد و اقدامات سیاست خارجی ایران در قضیه برجام دفاع و تأیید کردند. کجا می‌روید؟

    *بله، گفتند که صداقت داشتند و خیانت نکردند، اما نگفتند که شروط را رعایت کرده اند، بلکه تصریح کردند برخی خطوط قرمز رعایت نشد…

    شما خودتان را گرفتار لفظ و جدال واژگانی نکنید. اگر رهبری رضایت نمی‌داشتند با هیچ احدالناسی از مسئولین تعارف نداشتند و با او برخورد می‌کردند. بنده نه به عنوان روزنامه نگار بلکه به عنوان فعال سیاسی که در زیرو بم سیاست در ایران کار کرده ام و تدابیر مدیریتی را می‌شناسم، به شما می گویم، امکان ندارد چنین اتفاقی بیفتد. رهبری همواره در طول مسئولیت خطیر خود به مسئولان عالی نظام گوشزد کرده اند که موضوع مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا از شئونات تنظیم‌کننده قوا که رهبری است، می‌باشد.

    *کجا چنین موضوعی را طرح کردند؟

    مطمئناً به امثال من و شما نگفته اند، اما به اهلش گفته‌اند. نیازی هم‌نبوده که در بوق وکرنا شود.

    *باز هم گفتید… رهبر انقلاب فرمودند که هر چه لازم باشد در پشت تریبون می گویم و درگوشی حرف نمی زنم؛ پس حرفهای خود را به رهبر انقلاب، نسبت ندهید…

    البته از باب فهم تحلیلی موضوع خدمتتان میگویم در قانون اساسی دو شأن برای رهبری قائلیم؛ یکی شأن قانونی و یکی شأن ولایی است. رهبری از منظر شئون قانونی خود به صفت اینکه مسئولیت هماهنگی قوا را دارند و حفاظت از تمامیت ارضی نظام بر عهده ایشان است باید ابزار این کار را باید در اختیار داشته باشند. از جمله ابزاری که جزو مطالبات و منظور نظر رهبری است و درست هم هست، این است که وزیر خارجه، وزیر کشور و وزیر اطلاعات و علی القاعده وزیر دفاع بدون تأیید و موافقت قطعی رهبری نمی‌توانند در کابینه حضور پیدا کنند. مفهوم مضمر در این توقع الزام آور این است که رهبری بر زیر و بم عملکرد دیپلماسی خارجی نظارت دارند و آنجایی که خلاف بیّن ببینند با آن برخورد می‌کنند.

    *اگر ما بخواهیم بر اساس اخبار پنهان صحبت کنیم که رهبر انقلاب آن را مردود کرده، اما اگر بخواهیم بر اساس اخبار عیان صحبت کنیم اخبار عیان نشان می‌دهد که شروط رعایت نشده و همچنان هم دولت و وزیر سر جایشان هستند…

    بخش بزرگی از سیاست‌های حکمرانی علی الخصوص در مسائل دیپلماتیک در پوشش‌های حفاظتی است و نمی‌شود قبل از تحقق، آن را رسانه‌ای کرد. شما خودتان را بیش از این به دردسر نیاندازید. فقط بدانید سیاست بطونی دارد که بسادگی و در هر زمان نمی‌شود آن را عیان کرد. باید هوشیار بود. دشمن را نتوان ضعیف و بیچاره شمرد.

    *برنامه کارگزاران برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟

    کارگزاران برنامه مستقل حزبی ندارد و مطابق با روال پیشین جمع بندی این است که حرکت احزاب برای انتخابات آینده جبهه‌ای باشد و در این حرکت جبهه‌ای باید هم قطاران و همفکران را همراه کنیم. در این رابطه الان دامنه اختلافات گسترده است؛ از عدم مشارکت در انتخابات گرفته تا فعالیت جدی انتخاباتی و این دامنه باید روز به روز کوچک و کوچک‌تر شود تا به یک نظر اجماعی و گفتمان غالب برسد که هنوز این اتفاق نیفتاده است.

    *شورای عالی سیاست گذاری اصلاح‌طلبان به کار خود ادامه می‌دهد یا پارلمان اصلاحات تشکیل می‌شود و یا ساز و کار جدیدی برای انتخابات در نظر دارید؟

    منطق سیاست ورزی اصلاح‌طلبان، منطق جنگ و گریز است؛ آنها در مقام مقایسه با رقیب اصولگرا در موقعیت برابر نیستند، از این جهت دامنه تفاوت‌ها و اختلافات و تصمیمات در دقایق ۹۰ ناشی از همین نابرابری است. ما یک مجموعه از احزاب اصلاح‌طلب داریم که قدر و قیمت واقعی آنها را باید زمانی تعیین کرد که بود و نبودشان مهم باشد.

    برخی شخصیت‌های تک ساحتی هم داریم که اینها موثرند مثل آقای خاتمی و مرحوم آقای‌هاشمی و عبدالله نوری و ناطق نوری و موسوی خوئینی‌ها و… اینها در قد و قواره هیچ حزبی نمی گنجند و کسانی هستند که تأثیرات اجتماعی مشخصی دارند. احزاب اصلاح‌طلب به خاطر اینکه ظرفیت و قدرت پیشران اهداف سیاسی خود را نداشته اند، آمده اند یک شورای مشورتی از همین شخصیت‌ها به انضمام نیروهای حزبی حول محور آقای خاتمی شکل داده اند.

    اینها در مقاطعی کارهایی را پیش برده اند اما اگر قرار باشد عمل مستمری شکل بگیرد و پایدار بماند چاره‌ای نیست که تمرکز فعالیت‌ها را باید به سمت احزاب برد و احزاب به حدی بارور شوند که بتوانند بدون نیاز به شخصیت‌های معِین، سرنوشت سیاسی خود را رقم بزنند و این مطلوب تا امروز حاصل نشده. لذا شخصیت‌های حول محور آقای خاتمی همچنان تأثیر خود را خواهند داشت.

    به نظر می‌آید در انتخابات ریاست جمهوری آتی چون موضوع حوزه انتخابیه در ایران، سراسری و واحد است و نامزدهای انتخاباتی نمی‌توانند متکثر باشند، نهایتاً باید توافق روی یک نفر شود، ناگزیر سرنوشت شرکت در انتخابات و توافق روی نامزد انتخاباتی در حوزه تدابیر و تصمیم شخصیت‌های حقیقی اصلاح‌طلب شکل می‌گیرد تا احزاب. حتی اگر احزاب هم بخواهند شراکتی داشته باشند، شخصیت‌های مؤثر احزاب هستند که در ساختار شورای مشورتی و حقیقی جمع بندی خود را ارائه می‌کنند.

    *یعنی یک شورای متشکل از افراد حقیقی خواهیم داشت؟

    به شکل صوری و ظاهری، احزاب هستند و دور هم می‌نشینند، اما در باطن چهره‌های شاخص، نقش آفرین اند. در موضوع انتخابات ریاست جمهوری که مفروق عنه از مجلس است، نظر من این است برای رسیدن به جمع بندی شرکت در انتخابات که آیا هستیم، نیستیم، چگونه هستیم، چگونه باید باشیم، کسی از نیروهای ما هست یا نیست، بر سر چه کسی باید توافق کرد، اگر از شورای نگهبان تأیید گرفت چه کنیم اگر نگرفت چه کنیم؟ این تعیین تکلیف به صورت «اجتماع و اجماع مشایخ» میسر است.

    *یعنی لویی جرگه اصلاحات شکل می‌گیرد؟

    من از این عبارت و نقش انحصاری آن خوشم نمی‌آید اما در انتخابات ریاست جمهوری چون تکلیف ما با شورای نگهبان روشن نیست و فرصت برابر وجود ندارد چاره‌ای جز این سازوکار نداریم. اگر شما با رقیب اصلاح‌طلبان صحبت کنید آنها می‌توانند به شما افق نسبتاً روشنی را عرضه کنند که کاندیداهای آنها چه کسانی هستند، روی چه کسی متمرکز می‌شوند و از قبل هم مشخص است که این فرد تأیید صلاحیت می‌شود، اما نسبت به اصلاح‌طلبان اساساً نمی‌توانید چنین گمانه زنی‌هایی داشته باشید.

    *پس شما فکر می‌کنید شورایی از افراد حقیقی تشکیل می‌شود یا نهایتاً شورای عالی سیاست گذاری تقویت می‌شود؟

    اعضای شورای حقیقی خود، در دل شورای عالی سیاست گذاری وجود دارند. شورای عالی متشکل از نیروهای حقیقی و نمایندگان احزاب است. البته ما امیدواریم پارلمان اصلاحات تشکیل یابد و احزاب را حتی در لایه‌های استانی به طور مؤثر شرکت دهد. الان چنین اتفاقی نمی‌افتد، در شرایط فعلی افرادی در تهران نشسته اند حالا به صفت شورای هماهنگی احزاب و یا شورای عالی اصلاحات، تدابیری اتخاذ می‌کنند و استان‌ها هم گوش به فرمان اند. در استان‌ها مشارکت حس نمی‌شود.

    از زاویه اقدامی بلند و پایدار، ذهن‌ها به این سمت معطوف است که چطور می‌شود، حضور سیاسی را از جغرافیای تهران فراتر برد و استان‌ها را هم مشارکت داد. این جزو تمناها و علاقه مندی‌های اصلاح‌طلبان است ولی واقعیت این است که تا این دست اندازها برداشته نشود نمی‌توان به اهداف مد نظر رسید.

    بنابراین فعلاً برای رسیدن به جمع بندی قطعی، شخصیت‌های حقیقی موثرند، به عنوان مثال اخیراً آقای موسوی خوئینی‌ها نامه‌ای در خصوص ضرورت حضور فعال در انتخابات نوشته که قرائتی است درست نقطه مقابل قرائت دوستانی مثل آقای تاج زاده که یکی دوتا و سه تا هم نیستند، اما این قرائت بلافاصله تفوق پیدا می‌کند و قرائت‌های مغایر از سوی رادیکال‌ها در برابر آن رنگ می بازد، این ناشی از تأثیر ذاتی شخصیت‌های حقیقی مثل آقای خوئینی‌ها است.

    *دنبال چه گزینه‌ای هستید؟ روی یک شخصیت اصلاح‌طلب مثل آقای عارف متمرکز می‌شوید یا…

    اولاً و بالذات مگر می‌شود حزب اصلاح‌طلب دنبال نیروی غیر اصلاح‌طلب باشد؟ این کار منطق ندارد. اصلاح‌طلبان در مقام ایفای وظیفه ذاتی خود در انتخابات ریاست جمهوری باید بروند به سمت نیروهایی از درون تیم خود که واجد کفایت لازم برای پذیرش مسئولیت ریاست جمهوری باشند.

    *گزینه‌ها به طور مشخص چه کسانی هستند؟

    نمی‌توانم از افراد نام ببرم اما قریب به ۱۰ نفری هستند که در زمان مقتضی آنها را لیست می‌کنیم تا بیایند و خود را عرضه کنند.

    *همه این کسانی که مد نظر شما هستند اصلاح‌طلب هستند؟ یا ممکن است به مدلی مثل آقای روحانی برسید؟

    آقای روحانی از منظر تشکیلات، اصلاح‌طلب نبود. وی از متن اصولگرایی ولی با رویکرد کاملاً معتدل که پس از پیروزی، بسیاری از رفتارهایش را اصلاح‌طلبانه تفسیر می‌کردیم، آمد. در گام اول اصولاً دنبال کسی مثل آقای روحانی نیستیم، دنبال رویکرد قبل از ۹۲ هستیم.

    در آن دوره فرد منتخب ما آقای‌هاشمی بود، بعد آقایان آمدند ایشان را رد صلاحیت کردند، حالا با چه استدلالی ان شالله قیامت پاسخگو خواهند بود، آقای‌هاشمی هم سکوت کرد و از کنار قضیه گذشت و توصیه اش هم این بود که می‌شود روی آقای روحانی حساب کرد و به تعبیر شما ۵ درصد رأی آقای روحانی را به ۵۵ درصد رساند. دور از ذهن نیست چنانچه فرصت منطقی پیدا نشود که از طریق اعتمادسازی با شورای نگهبان و مسئولین ذیربط در امر انتخابات به گزینه‌ی مطلوبی برسیم که بتواند تأیید شورای نگهبان را بگیرد و امیدواریم اینطور بشود ضرورتی ندارد سراغ کس دیگری برویم. اما اگر چنانچه این اتفاق نیفتد ممکن است اقدامی شبیه سال ۹۲ اتفاق بیفتد.

    *پارلمان اصلاحات به کجا رسید؟

    در حد تئوری و پیشنهاد باقی مانده است. یک زمانی مطرح و در بادی امر متوقف شد.

    *بحث مانیفست اصلاحات در جریان اصلاح‌طلبی مطرح است، آیا بنایی برای تدوین یک مانیفست واحد وجود دارد یا خیر؟

    اصلاحات نمی‌تواند واجد یک مانیفست به مفهوم مصطلح روزگار ما باشد، بلکه احزاب می‌توانند مانیفست داشته باشند. اصلاحات کلیاتی از آرمان‌ها و شاخص‌ها است که آن را مطرح می‌کند.دیگر احزاب را نمی دانم اما مانیفست کارگزاران موجود است و فکر می‌کنم می‌تواند گفتمان غالب هم پیدا کند و دیگران هم به آن توجه کنند.

    اگر مجبور شده ایم به صورت جبهه‌ای ورود کنیم به خاطر این است که ما در قواره و قواعد سیاسی ایران داریم فعالیت می‌کنیم. کدام کشور ۵۰ تا حزب دارد؟ وقتی می‌گوئید حزب A و حزب B اینها باید تفاوت‌های کاملاً مرزبندی شده باهم داشته باشند. احزاب ما تمامشان کپی هم هستند، چه اصولگرایان و چه اصلاح‌طلبان. تجربه جهانی در عرصه سیاست، اینکه موضوع مردم سالاری و دموکراسی امر پذیرفته شده‌ای است و یا کمتر ایراد به آن وارد است، در این ظرف دموکراسی دو تا سه حزب مشروعا و منطقاً با هم رقابت می‌کنند که دیدگاه و مانیفستشان باهم تفاوت‌هایی دارد و حزب سوم هم معمولاً حزب مکمل است و در بزنگاه‌ها با جهت گیری به سویی، وزن یکی را غالب می‌کند که برون رفتی شکل بگیرد.

    در ایران باید به سمتی برویم که اولاً نظام سیاسی ایران تحزب را به رسمیت بشناسد و حقوق احزاب را رعایت کند، متقابلاً احزاب هم تکلیفشان را نسبت به نظام بفهمند، بپذیرند و عمل کنند و ثانیاً این دو جبهه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان تبدیل شوند به دو حزب بزرگ که مانیفست خود را داشته باشند و حقوقشان را از قانون اساسی بگیرند و رقابت کنند و نهادهای ملی، فارغ از وابستگی‌های حزبی، اسیر تفکرات اینطرف و آنطرف نباشند.

    اینگونه نباشد که نهادهای نظارتی متأثر از یکی از این دو حوزه رقیب باشند و این عارضه خطر و سم مهلک برای نظام سیاسی است. بنابراین اصلاح‌طلبی مجموعه‌ای از اصول کلی و نظریات کلان است که اگر به این اصول پایبند باشید زیر چتر اصلاحات قرار می‌گیرید و در زیر این چتر می‌توانید حزب داشته باشید.

    اینها شاید نوشته نشده اما کلیات آن گفته شده و بیش و کم از ناحیه آقای خاتمی شنیده شده است. اصلاح‌طلبی فرآیند بهبودخواهی است و این فرآیند باید قانونمند صورت گیرد و اقدامات و عملکردها نمی‌تواند شامل رفتارهای خشن و رادیکال باشد. اصلاحات ماهیتش نو محافظه کاری است و رفرم‌ها باید به شکل تدریجی جریان یابد و بستر اجتماعی و قابلیت پذیرش منویات باید به طرز معقول و ممکن فراگیر باشد.

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود / اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است

    انتخابات ۱۴۰۰ | دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود / اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است

     

    انتخابات ۱۴۰۰ | دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود / اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است

     

    اعتمادآنلاین| سید افضل موسوی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در  گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در‌باره شرایط کنونی کشور و  انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ اظهار داشت: با وجود نقدها و نظرهایی که در مخالفت با یک‌دست شدن قدرت در کشور مطرح می شود، به نظر من چنین حالتی موجب این خواهد شد که دستگاه‌ها نتوانند مشکل را به گردن دیگری بیاندازند. یعنی در این شرایط بحرانی به جای اینکه انرژی‌ها صرف حل مساله‌های موجود شود، مجلس فریاد می‌کشد و دولت هم درد می‌کشد. اگر قدرت در اختیار یک تفکر باشد، دیگر کسی این و آن را مقصر نمی‌داند و آن وقت است که همه ارگان‌ها باید پاسخگو باشند.

    عضو حزب کارگزاران سازندگی در ادامه گفت: اگر بخواهیم درباره پیگیری منافع ملی و تلاش برای کاهش مشکلات اظهارنظر کنیم، باید تاکید کرد که با روش‌های فعلی منافع ملی تامین نمی‌شود. برای بهبود شرایط و به آرامش رساندن مردم لازم است که شایسته‌سالاری را به‌هیچ وجه فراموش نکنیم. در واقع شایسته‌سالاری موجب پیشرفت و ترقی کشور شده و اطمینان‌خاطر و همچنین اعتماد را به جامعه تزریق می‌کند. چون در چنین حالتی آدم‌هایی مسئولیت می‌گیرند که تخصص، تعهد و البته توانایی لازم را برای برداشتن موانع‌ دارند.

    او همچنین تصریح کرد:‌ درباره اینکه دولت سیزدهم با چه رویکردی روی کار خواهد‌ آمد، قویا معتقدم که دولت سیزدهم دولتی تکنوکرات خواهد بود. دولتی که فکر و ذکرش انجام کارهای درست و کارشناسی شده خواهد بود تا هدف مهمی چون ترقی و تعالی را محقق کند. بلکه مردم از این همه گرفتاری رهایی پیدا کرده و با شور و نشاط بیشتری روزگار را سپری کنند.

    وی توضیح داد: در واقع دولت آتی «فن»سالاری را سرلوحه قرار می‌دهد و با فنون علمی و اصولی امور را مدیریت خواهد کرد تا از این طریق مردم بتوانند روزمره‌شان را از درآمدشان تامین کنند و اینطور نباشد که چشم به بسته‌های حمایتی دولت داشته باشند.

    سید افضل موسوی در پایان گفت: مجلس یازدهم از ارایه یارانه‌ حمایتی به ۶۰ میلیون نفر خبر داده است که باید گفت، اگر ۶۰ میلیون نفر از ۸۰ میلیون ایرانی فقیر هستند،‌ فاتحه ما خوانده شده است.

    چکیده گفت‌وگو با سید افضل موسوی

    -اگر قدرت یک‌دست شود دستگاه‌ها نمی توانند مشکل را به گردن دیگری بیاندازند

    -با روش‌های فعلی منافع ملی تامین نمی‌شود

    -دولت آتی «فن»سالاری را سرلوحه قرار می‌دهد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتخابات ۱۴۰۰ | دولت و شوراهای شهر به دست بخشی از افراد ضعیف جامعه خواهد افتاد

    انتخابات ۱۴۰۰ | دولت و شوراهای شهر به دست بخشی از افراد ضعیف جامعه خواهد افتاد

    انتخابات ۱۴۰۰ | دولت و شوراهای شهر به دست بخشی از افراد ضعیف جامعه خواهد افتاد

     

    اعتمادآنلاین| از فردای روزی که مجلس یازدهم با کمترین آرای ممکن نمایندگانش را شناخت،‌ گروهی با نگرانی از تکرار آنچه در ۸ اسفند ۹۸ رخ داد در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ خبر می‌دهند. آنچه برخی از تحلیلگران پیش بینی می‌کنند این است که اصولگرایان تندرو مثل همنشینی مجالس هفتم تا نهم با دولت‌های نهم و دهم، این‌بار هم قوای مجریه و مقننه را توامان در اختیار خود بگیرند.

    مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین در این‌باره اظهار داشت: در حالی عده‌ای سعی در یکدست کردن قدرت در کشور را دارند که تجربه نشان داده در حاکمیت‌های یک‌حزبی و یا به معنای دیگر یکصدایی، حکومت‌ها هیچ وقت موفق‌تر نمی‌شوند و توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اتفاق نمی‌افتد. در واقع در کشورهای دموکراتیکی که درهای توسعه را باز کرد‌ه‌اند و شاید بیش از ۱۰۰ سال از ما جلوتر هستند، به این نتیجه رسیده‌اند هر چقدر تعداد نهادهای مدنی و مردمی بیشتر شود به نفع توسعه، تعالی و ترقی کشور است.

    نماینده ادوار مجلس در ادامه اظهاراتش گفت: اگر دولت کوچک‌تر شود، نهادهای مدنی برخی از امور را به عهده بگیرند و احزاب سیاسی رشد کنند، جامعه حتما بهتر اداره خواهد شد. مردم همین الان در کوچه بازار می‌گویند‌ اگر حکومت اختیار را به مردم واگذار کند، امور در شرایط بهتری اداره خواهد شد. در نتیجه، زمانی که حاکمیت تصمیم به مدیریت حمایتی و نظارتی بگیرد و کار را به مردم تفیض کند، شرایطی به مراتب بهتر خواهد شد.

    او همچنین تصریح کرد: اما اگر اصرار به تداوم وضع کنونی باشد، استعدادها هدر می‌روند و همچنین خصومت‌های شخصی در امور جامعه مانع‌تراشی می‌کنند. در ضمن به دلیل مواضع سیاسی که در یکصدایی اتفاق می‌افتد، بخش اعظمی از نخبگان که با تفکر حاکم همخوان نیستند خانه‌نشین شده و به همین راحتی سرمایه‌سوزی رخ می‌دهد. مثلا الان که اصولگراها مجلس را با یک انتخابات یک‌طرفه و مشارکت بسیار ضعیف مردم به عهده گرفتند،‌ باعث شدند بخش مهمی از کارآمدان سیاسی و اقتصادی کشور حاشیه‌نشین و از گردونه چرخش مدیریت خارج شدند تا کشور از علم و دانش آنها محروم شود.

    این چهره سیاسی تاکید کرد: متاسفانه باید با این حقیقت تلخ کنار آمد که اتفاق هشتم اسفند سال گذشته در ۲۸ خرداد سال آینده هم رخ می‌دهد و ریاست‌جمهوری و شوراهای شهر به دست بخشی از افراد ضعیف جامعه از نظر ذهنی و فکری خواهد افتاد. بسیار مشخص است که چنین حالتی تا چه حد خطرناک است و چه آسیب‌هایی می‌تواند به پیکره کشور وارد کند. یعنی دولتی روی کار خواهد آمد و کسانی در شوراهای شهرها شروع به کار می‌کنند که مثل مجلس یازدهم خواهند بود. با این توضیح که مجلس یازدهم بدترین دوره مجالس یازده‌گانه ایران است.

    مهدی آیتی در پایان  گفت: اگر فضای سیاسی اصلاح نشود و انتخابات ۱۴۰۰ را با متر و معیارهای درست برگزار نکنیم، با شروع به کار دولت سیزدهم و ششمین دروه شوراهای شهر فضای مدیریتی مملو از تسویه‌ حساب‌های سیاسی و سوءمدیریت خواهد شد.

    چکیده گفت‌وگو با مهدی آیتی

    -حکومت‌ها با یکصدایی موفق‌تر نمی‌شوند

    -توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در حاکمیت‌های یک‌حزبی اتفاق نمی‌افتد

    -نهادهای مدنی و مردمی در راستای توسعه و تعالی کشور گام بر می‌دارند

    -یکصدایی نخبگان را خانه‌نشین می‌کند

    -مجلس یازدهم بدترین دوره مجالس یازده‌گانه است

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان