برچسب: پژوهش

  • انجمن‌های علمی چه تاثیری بر توسعه دانش و مهارت دانشگاه‌ها دارند؟

    انجمن‌های علمی چه تاثیری بر توسعه دانش و مهارت دانشگاه‌ها دارند؟

     انجمن‌های علمی چه تاثیری بر توسعه دانش و مهارت دانشگاه‌ها دارند؟
    انجمن‌های علمی چه تاثیری بر توسعه دانش و مهارت دانشگاه‌ها دارند؟

    ایسنا/خراسان رضوی انجمن‌های علمی به عنوان نهادهایی که می‌توانند در تقویت روابط موجود در اجتماع علمی تأثیر قابل توجهی داشته باشند حائز اهمیت‌ اند و از این جهت نیازمند مطالعات متعددی در مورد کارکردها، ساختار و شناسایی عوامل موثر بر ارتقاء کارکردهای و دستیابی به اهداف آن‌ها است.

    هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل تاثیر گذار بر تقویت مشارکت اجتماعی دانشجویان در فعالیت‌های دانشجویی انجمن‌های علمی است. امری که بدون شک ادامه حیات انجمن‌های علمی در سطح دانشگاه‌ها به آن وابسته است و درصورت غفلت باعث تشریفاتی شدن و حتی حذف انجمن‌های علمی خواهد شد.

    در این پژوهش که توسط حسین میرزائی عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، توحید علیزاده دانشجوی دکترای جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد و مجتبی میرزائی دانشجوی دکترای جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد انجام شده، آمده است: «بدون تردید بخشی از روند توسعه در کشور، در ارتباطی تنگاتنگی با مقوله توسعه علم در نظام اجتماع علمی است. تجربه تاریخی کشورهای توسعه‌یافته بیانگر آن است که مقوله علم و نهاد علمی به عنوان کانون مرکزی توسعه علمی، تامین کننده اصلی بستر توسعه یافتگی این جوامع بوده و در برهه‌هایی از تاریخ توسعه این کشورها، مسئولیت جدی را نیز بر عهده داشته است.

    در کشور ما، با وجود تاکیدات فراوان در بخش‌های متعدد علمی و دانشگاهی، پیرامون توجه به نهادهای علمی، مطالعه آنها بسیار کمتر از عرصه‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته و از این منظر، به نظر می‌رسد مطالعه سازمان‌ها و انجمن‌های علمی، به قدر کافی جدی تلقی نشده است. انجمن‌های علمی، یکی از نهادهایی به حساب می‌آیند که از خاصیت و توانایی بالقوه تولید علم و دانش برخوردارند. به‌طور کلی انجمن علمی سازمانی داوطلبانه است که براساس توافق و مشارکت داوطلبانه گروهی از افراد که در یک رشته علمی متخصص هستند تشکیل می‌شود».

    انجمن‌های علمی بخشی از نظام اجتماعی علم هستند

    محققان ضمن تاکید بر داوطلبانه بودن و تخصصی بودن کارها و مشارکت متخصصان در انجمن‌های علمی، در این پژوهش آورده‌اند: «این ویژگی‌ها جزو خصوصیات ذاتی انجمن‌های علمی محسوب می‌شوند که برای ارتقاء علم در سطح دانشگاه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند. در کنار انجمن‌های علمی مستقل رسمی و غیررسمی، دولتی و غیردولتی، یکی دیگر ازنهادهایی که طی دو دهه اخیر فعالیت جدی به خود گرفته است، انجمن‌های علمی دانشجویی است. این انجمن‌ها از بدو آغاز فعالیتشان، به عنوان مرکزی برای پرورش استعدادهای علمی، مدیریتی، تقویت نشاط علمی و اجرای برنامه‌های علمی همسو با آموزش‌های دانشگاهی نقش مهمی را درپیشبرد اهداف علمی ایفاء می‌کنند. به طور مشخص انجمن‌های علمی بخشی از نظام اجتماعی علم هستند و در پیشبرد علم نقش مهمی ایفا می‌کنند. به نظر می‌رسد انجمن‌های علمی دانشجویی در کنار شوراهای صنفی، کانون‌های فرهنگی-هنری، تشکل‌ها سیاسی و گروه‌های فعالیت فوق برنامه، کلیت تشکل‌های دانشجویی را در دانشگاه‌ها به وجود می‌آورند.

    انجمن‌های علمی دانشجویی، با اتکا بر نیروی انگیزشی بالای نیروهای جوان خود، سهمی جدی در توسعه اهداف دانشگاهی ایفا می‌کنند و از این زاویه می‌توان برای این انجمن‌ها کارکردهای متعددی را از جمله: ایجاد ارتباط و پیوستگی بین دانشجویان، فارغ التحصیلان و اساتید، ارتقاء سطح علمی دانشجویان، شناسایی فرصت‌های شغلی، بهبود مهارت‌ها و غنی کردن توسعه فردی وحرفه‌ای، رعایت حقوق و حمایت از دانشجویان، ارائه تسهیلات و اطلاعات به دانشجویان جدیدالورود، ایجاد انگیزه برای تحصیل، ارتقاء تفکر انتقادی، افزایش اعتماد به نفس دانشجویان، تقویت روحیه همکاری و کار گروهی، ارزیابی سطح علمی رشته‌ها؛ ارتباط علمی با سایر دانشگاه‌ها و مراکزپژوهشی، توسعه مهارت‌های ارتباطی دانشجویان، تقویت حس سازندگی و کاهش تنش‌های ایجاد شده در اثر وارد شدن در عرصه پر چالش دانشگاه مد نظر داشت».

    توسعه فعالیت‌های انجمن‌های علمی دانشجویی یکی از اهداف مهم دانشگاه فردوسی مشهد است

    در این پژوهش آمده است: «از زاویه دید جامعه‌شناسی علم، کارکرد و ساختار انجمن‌های علمی دانشجویی، دانشگاه می‌تواند درسطح نهادهای علمی، تاثیرات خود را آشکار سازد. دانشگاه فردوسی مشهد نیز به عنوان یکی از ۱۰ دانشگاه برتر کشور، دارای انجمن‌های علمی دانشجویی متعددی است که همواره به عنوان یکی از اهداف مهم توسعه آموزشی محسوب شده و فعالیت آن‌ها مورد توجه بوده است. لازمه حضور مداوم و موثر چنین کارکردی، افزایش مشارکت دانشجویان دانشگاه‌ها در انجمن‌های علمی دانشجویی است و بدون مشارکت آن‌ها تاثیرگذاری انجمن‌ها زیر سوال خواهد رفت. در سایه مشارکت دانشجویان به‌مثابه هسته اصلی دانشگاه‌ها و نهادها و انجمن‌های دانشجویی است که می‌توان تاثیری مثبت از آن را بر محیط دانشگاهی متصور شد. توجه به امر مشارکت دانشجویان در کنار پرورش و توسعه انجمن‌های علمی و نهادهای دانشجویی دانشگاهی ضرورتی است که غفلت از آن پیامدهای منفی خواهد داشت.

    به طور کلی فعالیت‌های انجمن‌های علمی درایران به سه دوره تقسیم می‌شود. در دوره اول فعالیت‌های انجمن‌های علمی در ایران بسیار محدود بود و در این دوران فقط انجمن‌های فنی و مهندسی فعالیت داشتند. در دوره دوم انجمن‌های علمی تحت حمایت وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار گرفت و فعالیت‌های آنان گسترش یافت. آگاهی از نقش انجمن‌ها در پیشبرد علم، از علل توجه وزارتخانه به انجمن‌های علمی بود. در دوره سوم فعالیت انجمن‌های علمی نقش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با صدور مجوز به انجمن‌های  غیرپزشکی برجسته‌تر شد و در دوره سوم فعالیت‌ها، هدف از تشکیل انجمن‌های علمی گسترش، پیشبرد، ارتقاء علمی وتوسعه کیفی و کمی نیروهای متخصص و بهبود بخشیدن به امور آموزشی، پژوهشی و تخصصی در زمینه فعالیت هر انجمنی ذکر شده است».

    دوران دانشجویی، فرصتی برای جامعه‌پذیری است

    بر اساس این پژوهش: «تاکید زیادی بر مشارکت فعالیت دانشجویان در آیین نامه انجمن‌های علمی صورت گرفته است و در نتیجه مشارکت است که حضور انجمن‌های علمی معنادار می‌شود و قدرت تاثیرگذاری بر امور مربوطه را از همین طریق پیدا خواهد کرد. دوران دانشجویی، فرصتی برای جامعه‌پذیری است که با همانندسازی دانشجو با الگوها و هنجارهای اجتماعی، تحقق می‌یابد و زمینه‌ساز بالندگی یا انحراف او می‌شود و این در قالب یک مشارکت اجتماعی مثبت یا گاه منفی شکل می‌گیرد. اما در نهادهای فرهنگی دانشجویان و به ویژه انجمن‌های علمی، به دلیل وجود ساختار صحیح و کارکردهای مشخص و درست، اغلب مشارکت‌ها مثبت و مطلوب است.

    فراهم ساختن ساختارها و سازوکارهای لازم برای ایجاد و افزایش مشارکت فعال در دانشجویان به آن‌ها این فرصت را می‌دهد که مسئولیت طرح‌ها و برنامه‌های متعددی را به دست گرفته، نقش فعالی را در میدان دانشگاه و حتی میدان‌های وسیع‌تر ایفا کنند. همچنین موجبات انسجام بخشی، هویت بخشی گروهی، پرورش شخصیت و سازگاری با محیط اجتماعی را فراهم می‌آورد. از این رو با توجه به نتایج مثبت این موضوع توجه به امر توسعه مشارکت دانشجویان در نهادها و انجمن‌های علمی می‌تواند شرایط را برای ایجاد، تداوم و کیفیت سازی مشارکت و پویایی محیط دانشگاهی به وجود آورده و متقابلاً هم باعث پیشرفت دانشجویان و هم توسعه دانشگاه شود».

    محققان در این پژوهش مشارکت اجتماعی را چنین تعریف کرده‌اند: «فرآیند سازمان یافته‌ای که افراد جامعه به‌صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف‌های معین و مشخص، که منجر به سهیم شدن در منابع قدرت می‌شود. نمود این مشارکت وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن‌ها، گروه‌ها، سازمان‌های محلی و غیردولتی هستند. آنچه یک نهاد علمی را به صورت منظم، منسجم و کارآمد تبدیل می‌کند، مشارکت اجتماعی بین اجزای مختلف نهاد یا به عبارتی کنش متقابل جمعی اعضاء آن است.

    اما آنچه که مسلم و روشن است این نکته است که مشارکت اجتماعی به خودی خود شکل نخواهد گرفت و در این مسیر عوامل متفاوتی تاثیرگذارند و کم و کیف آن را دچار تغییر می‌کنند. آنچه باعث میزان بالای مشارکت می‌شود اعتمادی است که در قالب همکاری‌های اجتماعی و تعاونی ایجاد می‌شود. مشارکت مدنی هنجارهای محکمی از بده و بستان‌های عمومیت یافته را رواج داده و پیدایش اعتماد اجتماعی را ترغیب می‌کند و موجب تسهیل همکاری و هماهنگی و ارتباطات و افزایش اعتبار شده و از این طریق کنش جمعی را ممکن می‌سازد. هر چه اعتماد بیشتر باشد همکاری بین افراد نیز بیشتر خواهد بود.

    در سال‌های اخیر انجمن‌های علمی با مشکلات زیادی از جمله عدم مشارکت و عدم موفقیت در عضوگیری مواجه بوده‌اند، امری که بدون شک در دستیابی این نهاد موثر در دانشگاه به اهدافش تاثیرات منفی خواهد گذاشت. بنابراین عدم توجه به این مسائل نیز درگسترش این مشکلات در سطح نهادهای علمی دیگر که مستلزم مشارکت دانشجویان است، تاثیرگذار خواهد بود.

    مشارکت دانشجویان در انجمن‌های علمی و نهادهای دانشگاهی شبیه به آن، می‌تواند در شناسایی نقش و موقعیت دانشجویان در دانشگاه موثر واقع شود؛ به دانشجویان و به خصوص دانشجویان کارشناسی که در حال تجربه محیطی جدید هستند اعتماد به نفس داده وحس مسئولیت پذیری را در آنها ایجاد و تقویت نماید؛ اداره امور دانشجویی را راحت‌تر و کارآمدترمی‌سازد و مشارکت دانشجویان را در تصمیم گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها افزایش خواهد داد».

    تصمیم دانشجویان برای مشارکت در انجمن‌های علمی بیشتر کنشی منفعت طلبانه است

    محققان در رابطه با تاثیر میزان کارآمدی انجمن بر میزان مشارکت دانشجویان، اظهار کردند: « نکته قابل توجه در مدل تحلیل مسیری تحقیق حاضر، عدم تاثیرگذاری متغیر میزان کارآمدی انجمن‌ها بر میزان مشارکت دانشجویان است. به عبارتی،اینکه انجمنی از کارآمدی بالایی برخوردار باشد نمی‌تواند تضمین کننده حضور فعال دانشجویان دراین نهاد باشد و نیاز به حضور سایر عوامل دارد. این امر را نیز می‌توان اینگونه تحلیل نمود که تصمیم دانشجویان برای مشارکت در انجمن‌های علمی بیشتر کنشی منفعت طلبانه و سودنگر است. بدین صورت که آنها از مشارکت در انجمن‌های علمی توقع منفعتی آنی دارند. کما اینکه مزایای عضویت در انجمن‌ها آنها را جذب به مشارکت نموده و همچنین ارتباط انجمن با گروه‌های آموزشی نیز از سوی دیگری برای دانشجویان انگیزه‌ای برای مشارکت و همکاری فراهم می‌سازد.

    شناسایی عوامل موثر بر مشارکت دانشجویان می‌تواند در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های مسئولان دانشگاهی در این حوزه کمک کننده باشد، افزایش مزیت‌های عضویت در انجمن‌های علمی دانشگاهی، اطلاع رسانی این مزایا و برجسته سازی آن‌ها و همچنین بهبود و تقویت ارتباط بین انجمن‌های علمی و گروه‌های آموزشی مرتبط با هر انجمن و فراهم کردن شرایط برای ایجاد ارتباط بین اعضاء انجمن‌ها واساتید می‌تواند در سطح مشارکت دانشجویان در این نهاد علمی موثر باشد. در این عوامل همچنین می‌توان به اعتماد اجتماعی دانشجویان به اساتید و مسئولان دانشگاهی و حتی اعتماد بین دانشجویی نیز اشاره داشت. بدین صورت که با افزایش اعتماد اجتماعی دانشجویان یا به عبارتی با افزایش وتقویت اعتماد دانشگاهی دانشجویان شرایط برای مشارکت آنها در نهادهای علمی و دانشگاهی بیشتر فراهم می‌شود».

    انتهای پیام

  • بررسی ارتباط بازی‌های رایانه‌ای و کلیشه‌های اجتماعی

    بررسی ارتباط بازی‌های رایانه‌ای و کلیشه‌های اجتماعی

    بررسی ارتباط بازی‌های رایانه‌ای و کلیشه‌های اجتماعی

    بررسی ارتباط بازی‌های رایانه‌ای و کلیشه‌های اجتماعی
    بررسی ارتباط بازی‌های رایانه‌ای و کلیشه‌های اجتماعی

    ایسنا/خراسان رضوی بازی‌های رایانه‌ای همراه با سرگرمی و لذت، ایماژها و دیدگاه‌های بسته بندی شده‌ای را در قالب کلیشه‌ها ارائه می‌دهند.

    امروزه بازی‌های رایانه‌ای صنعت جهانی بزرگی دارد که با صنایع  انتشار کتاب، موسیقی و فیلم درحال رقابت است و محصولات این صنعت به صورت گسترده‌ای از سوی کودکان و نوجوانان برای پر کردن اوقات فراغت استفاده می‌شود. محققان در پژوهشی با عنوان «‌بازی‌های رایانه‌ای و بازنمایی زنان؛ بررسی نشانه شناختی مجموعه بازی السا»، آورده‌اند: « در طول ۴۰ سال گذشته بازی‌های رایانه‌ای به عنوان فعالیت‌های فراغتی به طور فزآینده‌ای جانشین بیشتر بازی‌های سنتی شده‌اند و تاثیری شگفت انگیزی بر چگونگی گذران اوقات فراغت ما برجای گذاشته‌اند. پژوهشگران درباره اثرات احتمالی بازی‌های رایانه‎ای بر بازیگران -به ویژه بازیگران نوجوان- بسیار نگران بودند و درباره محتوای نامناسب در بازی‌های رایانه‌ای مانند صحنه‌های خشن، توده‌های خون و… هشدارهایی داده‌اند».

    بازنمایی تحریف شده از اقلیت‌های مختلف

    در این پژوهش که توسط فرید عزیزی دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، محمد اتابک دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و حسین‌علی افخمی دانشیار ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده، آمده است: «این رسانه‌ها بازنمایی تحریف شده‌ای از زنان و اقلیت‌ها فراهم می‌آورند. کلیشه‌های نژادی نیز به طور گسترده‌ای در رسانه‌های جمعی وجود دارند. برای مثال مردان سیاه به احتمال زیاد به مثابه جنایتکاران، مردان آسیایی معمولاً به لحاظ فرهنگی به مثابه افرادی خنگ و زنان آسیایی به مثابه موجوداتی فرمان بردار به تصویر کشیده می‌شوند. اگرچه بازی‌های رایانه‌ای، همچون سایر اشکال فن‌آوری‌ بخشی از جهان مردانه شناخته می‌شود، اما گروهی که ابتدا با این بازی‌ها سرگرم می‌شوند، در درجه اول زنان هستند. تصویرسازی از شخصیت‌های زنانه و مردانه الزاماً بر انتظارات کودکان و دختران درباره نقش‌های جنسی اثر می‌گذارد.

    نظریه بازنمایی یکی از مهمترین رهیافت‌ها در حوزه مطالعات فرهنگی و یکی از مفاهیم بنیادی در مطالعه رسانه‌ای است. بازنمایی استفاده از زبان برای بیان چیزهای معنادار درباره جهان پیرامون است. معنای چیزها محصول چگونگی بازنمایی آن‌ها است. نظریه‌های بازنمایی در سه دسته کلی قرار می‌گیرند؛ بازتابی، تعمدی و برساختی. در نگاه بازتابی، ادعا بر این است که زبان به شکل ساده‌ای بازتابی از معنایی است که از قبل در جهان خارجی وجود دارد. در نگاه تعمدی یا ارجاعی گفته می‌شود که زبان صرفاً بیان کننده چیزی است که نویسنده یا نقاش قصد بیان آن را دارد. نگاه برساختی به بازنمایی مدعی است که معنا به وسیله زبان ساخته می‌شود. بازنمایی رفتاری است که ما از طریق آن واقعیت را واجد معنا می‌سازیم.

    کلیشه سازی پدیده اصلی زندگی اجتماعی

    محققان در رابطه با کلیشه سازی و تاثیرات آن، در این پژوهش آورده‌اند: «کلیشه‎ها در واقع ایده‌ها و فرضیه‌های درحال جریان درباره گروه‌های خاصی از افراد هستند. کلیشه سازی پدیده اصلی زندگی اجتماعی است و به خوبی ثابت شده است که کلیشه‌ها می‌توانند قضاوت‌های اعضاء گروه را تحت تاثیر قرار دهند.  کلیشه‌ها گروهی از مردم را با اطلاق برخی کیفیت‌ها یا ویژگی‌هایی که ممکن است در بخش اندکی از آن‌ها وجود داشته باشد، به کل گروه تعمیم می‌دهند. این ویژگی‌ها معمولاً در فرآیند کلیشه‌سازی همراه با اغراق و غلو و دارای بار منفی هستند.

    کلیشه سازی، گونه‌های متفاوتی دارد مانند کلیشه سازی قومیتی، ملیتی، جنسیتی و نظایر آن. کلیشه‌ها از نابرابری‌های قدرت در یک رابطه حمایت می‌کنند. تلویزیون و تولیدات مشابه آن به مثابه رسانه‌ای مهم در جهان معاصر، در امر کلیشه سازی دخیل هستند. کلیشه‌ها سبب ایجاز در روایت تلویزیون می‌شوند. کلیشه‌ها به تبعیت تغییر بافت سیاسی-فرهنگی تغییر می‌کنند. در بازنمایی تیپ‌ها و هنجارها به کار گرفته می‌شوند و از آنجایی که محصولاتی اجتماعی-فرهنگی هستند، شکل هنجاری به خود می‌گیرند».

    تلویزیون؛ دنیای مردسالارها و پدرسالارها

    عزیزی و همکارانش در رابطه با طبیعی سازی در تلویزیون و رسانه‌های مشابه، در این پژوهش خاطر نشان کرده‌اند: «طبیعی سازی به فرآیندی اطلاق می‌شود که از طریق آن ساخت‌های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی به صورتی عرضه می‌شوند که گویی اموری آشکارا طبیعی هستند. طبیعی سازی دارای کارکرد ایدئولوژیک است و در فیلم و تلویزیون دنیا را به صورت طبیعی به شکل سفید، بورژوازی، مردسالار و پدرسالار نشان می‌دهد و بر این اساس طبیعی سازی وظیفه تقویت ارزش‌های مسلط را بر عهده می‌گیرد. گفتمان‌های طبیعی سازی چنان عمل می‌کنند که نابرابری‌های طبقاتی، نژادی و جنسیتی به صورت اموری عادی و طبیعی بازنمایی می‌شوند.

    زندگی و منافع زنان به ‌نحو شایسته‌ای در رسانه‌های جمعی منعکس نمی‌شود، فرهنگ رسانه‌ای، زندگی واقعی زنان را به ما نشان نمی‌دهد. نتیجه عواملی مانند عدم حضور، محکومیت و ناچیزشمردن زنان، حذف تعصب و مخدوش شدن زنان در رسانه‌های جمعی است. رسانه‌ها با فنای نمادین زنان به ما می‌گویند که زنان باید در نقش همسر، مادر، کدبانو و… ظاهر شوند و در یک جامعه پدرسالار، سرنوشت زنان جز این نیست. بازتولید فرهنگی نحوه ایفای این نقش‌ها را به زنان می‌آموزد و سعی می‌کند آن‌ها را در نظر زنان طبیعی جلوه دهد.

    محققان در رابطه با چگونگی نفوذ بازی‌های رایانه‌ای به زندگی افراد، خصوصاً جوانان، دراین مقاله آورده‌اند: «محیط زندگی کودکان از خانه‌های ویلایی و کوچه‌های خاکی به آپارتمان‌های کوچک و بزرگ انتقال یافته است که این امر سبب می‌شود کودکان بیشترین ساعات روز خود را صرف بازی کنند. آلودگی هوای شهرها، پرخطر شدن خیابان‌ها و کوچه‌ها به علت رفت و آمد فراوان خودروها و… والدین را ناگزیر می‌کند تا برای حضور بیشتر کودکان در خانه و سرگرم کردن آنها اقدام نمایند و این اقدامات اغلب اوقات سبب تهیه و تدارک بازی‌های رایانه‌ای برای کودکان می‌شود».

    تأثیرپذیری از بازی‌های نامناسب؛ فاجعه‌ای برای بشریت

    بازی‌های رایانه‌ای در ایجاد نشاط، هیجان و پرکردن اوقات فراغت کودکان و نوجوانان، نقش موثری دارند و این بازی‌ها به علت تعاملی بودن، شیوه‌های موفق و پنهان الگودهی، جامعه پذیر کردن کودکان از طریق هنجارها و آموزش‌های مستقیم و غیر مستقیم، از ظرفیت‌های فراوانی برای تاثیرگذاری‌های عمیق و درازمدت بر کودکان و نوجوانان برخوردارند. انگاره‌ها و تصاویر ذهنی کودکان در حین بازی‌های رایانه‌ای، مملوء از مفاهیمی می‌شود که تجسم عینی هر یک از آن‌ها در دنیای واقعی می‌تواند برای جامعه بشری فاجعه آفرین باشد. خونریزی، کشتار، خیانت، جنگ و نابودی از مضامین رایج در اغلب این بازی‌ها هستند.

    انتهای پیام

  • کرونا و سلامت روانی و اجتماعی جامعه

    کرونا و سلامت روانی و اجتماعی جامعه

     کرونا و سلامت روانی و اجتماعی جامعه

    کرونا و سلامت روانی و اجتماعی جامعه

     

    ایسنا/خراسان رضوی شرایط بحران همه‌گیری بیماری کرونا علاوه بر افزایش عوامل منفی مانند اضطراب، باعث ایجاد عوامل مثبت مانند همبستگی و مشارکت اجتماعی نیز شده است که به‌صورت منفی و مثبت بر سلامت روان تاثیر گذار است.

     کرونا ویروس ها بزرگترین عامل ابتلا به سرما خوردگی هستند  که بیشتر در زمستان و بهار باعث سرماخوردگی می‌شوند. اگرچه کرونا ویروس ها اکثراً در حیوانات دیده می‌شوند اما ۵ نوع آن‌ها دستگاه تنفسی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از علائم اصلی این بیماری می‌توان به تب، سرفه، تنگی نفس و مشکلات حاد تنفسی اشاره کرد. در این مقاله به بررسی همه‌گیری بیماری کرونا، اجرای قرنطینه خانگی و اثرات مختلفی که بر جنبه‌های روانی و اجتماعی افراد جامعه گذاشته است پرداخته‌ شده است. محققان در پژوهشی با عنوان «پیش‌بینی سلامت روان براساس اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی ازبیماری کرونا» آورده‌اند: «این نتایج نشان‌دهنده بروز اثرات مثبت و منفی روانی و اجتماعی در زمان قرنطینه خانگی بوده و دارای تلویحات کاربردی در تدوین مداخلات بحران در زمان همه‌گیری بیماری کرونا است».

    در این پژوهش که توسط سوسن علیزاده فرد استادیار روانشناسی و مجید صفاری نیا استاد روانشناسی دانشگاه پیام نور انجام شده،  آمده است: «از مهمترین نشانه‌های این بیماری، علائم حاد تنفسی است که در ۲درصد موارد منجر به‌ مرگ بیمار می‌شود. با توجه‌ به‌ قدرت شیوع و انتقال بیماری، سازمان بهداشت جهانی در ۴ فوریه وضعیت اضطراری اعلام کرد و توصیه نمود تا کشورها انتقال فرد به فرد این بیماری را از طریق کاهش تماس افراد به‌خصوص افراد مبتلا وکارکنان بخش‌های مراقبت و درمان بیماران کاهش داده و گسترش جهانی آن را کنترل نمایند. متاسفانه این روش به تنهایی کارساز نبود و تعداد فزاینده مبتلایان نشان داد که علاوه بر بیماران، تعداد زیادی از ناقلان بدون علامت نیز در جامعه حضور دارند. این امر موجب شد تا برخی مناطق مجبور به انجام قرنطینه خانگی کامل یا اجرای مراقبت‌های پیشگیری در سطح کلان و ملی در شهر، استان یا حتی کشور شوند».

    پژوهشگران در رابطه با علل ایجاد اضطراب در بیماران، در این پژوهش آورده‌اند: «اجرای این سیاست‌های بهداشتی با وجود پیامدهای مثبت، موجب بروز اثرات منفی روان‌شناختی در سطح جامعه شده است. ترس از بیماری، مرگ، انتشار اخبار غلط و شایعات، تداخل در فعالیت‌های روزمره، مقررات منع یا محدودیت سفروعبور و مرور، کاهش روابط اجتماعی، بروز مشکلات شغلی و مالی و ده‌ها پیامد دیگر این شرایط، سلامت روان افراد جامعه را تهدید می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بروز بیماری‌هایی مانند بیماری‌های تنفس به علت مشکلات جدی جسمانی و کاهش کیفیت زندگی بیماران باعث بروز اضطراب ناشی از بیماری خواهند شد. بیشتر تحقیقات بر اضطراب بیماران تمرکز دارند، اما واقعیت آن است‌ که‌ در زمان همه‌گیری یک بیماری مانندکرونا، ترس از بیماری و ترس از مرگ، درکنار آشفتگی فعالیت‌های روزمره، موجب می شود تا افراد سالم نیز با اضطراب بیماری درگیر شوند».

    کرونا یک رخداد بزرگ اجتماعی است

    بر اساس این پژوهش: «این شکل از همه‌گیری یک بیماری، در واقع یک رخداد بزرگ اجتماعی است که نه تنها در سطح یک منطقه، که در سطح کشور و حتی دنیا مطرح شده و لازم است تا آثار اجتماعی آن نیز مورد توجه قرار گیرد. از دیدگاه جامعه شناسی، شیوع بیماری‌های واگیر مانند زمانی است که حوادث و بلایای طبیعی رخ می‌دهند. همه‌گیری بیماری‌های خطرناک در سطح جامعه و بروز تلفات انسانی فراوان نیز جزو بلایای طبیعی قلمداد می‌شوند. به‌ نظر می‌رسدکه شاید بروز همه گیری بیماری کرونا، علاوه بر اثرات منفی روان‌شناختی مانند استرس، موجب اثرات مثبت نیز بر شاخص‌های اجتماعی مانند همبستگی اجتماعی شده باشد».

    قرنطینه خانگی موجب اضطراب و عدم پیش‌بینی آینده می‌شود

    محققان در رابطه با شرایط بحرانی کرونا و الزامات آن، اظهار کرده‌اند: «شرایط بحرانی همه‌گیری بیماری می‌تواند باعث آثار مثبت و منفی روان و اجتماع شود که به نوعی بر سلامت روان افراد جامعه اثرگذار هستند. مطابق با دیدگاه‌های جدید، سلامت به معنای سطح بالایی از سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی مفهوم سازی می‌شود به طوری که کمبود در هریک منجر به کاستی در سایر ابعاد شده و عوامل تأثیرگذار در هر مورد موجب تاثیر بارز بر روی ابعاد دیگر خواهد شد. بنابراین لازم است تا تغییرات سلامت روان با توجه به عوامل روانشناختی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته و تبیین شود.

     در شرایط بحران، ساختارهای اجتماعی و فردی زندگی دچار آشفتگی می‌شود. آشفتگی ساختارهای فردی، به معنای کاهش قدرت کنترل فرد و کاهش پیش‌بینی پذیری جریان زندگی است. مثلا در دوران قرنطینه خانگی، روال زندگی فرد مختل شده و در نتیجه کمتر می‌تواند آینده خود را پیش‌بینی کند و برای آن برنامه‌ریزی‌ نماید. افراد احساس می‌کنند که از میزان کنترل آنها بر جریان زندگی کاسته شده و این شرایط موجب احساس عدم امنیت می‌شود. آبراهام مزلو (پدر روان‌شناسی انسان‌گرایانه)  امنیت را یکی از نیازهای اساسی بشر دانسته و آن را قدرت پیش‌بینی آینده تعریف می‌کند. این عدم امنیت، موجب اضطراب خواهد شد. اضطراب اساسی‌ترین خصوصیت شرایط بحران بوده و در ایجاد آن، پیش‌بینی ناپذیری آینده بیشترین سهم را داراست.

    کرونا، مشارکت و همبستگی اجتماعی را افزایش می‌دهد

    در این پژوهش آمده است: «تاثیر این شرایط بر اجتماع، پیامدها و آثاری متفاوت و دوگانه‌ای را نشان می‌دهد. از سویی موجب آشفتگی اجتماعی و ضعیف شدن قواعد اجتماعی شده و با تفاوت اجتماعی و خودخواهی، نفع طلبی فردی را افزایش می‌دهند. اما از سویی دیگر ممکن است سبب تقویت و تحکیم همبستگی اجتماعی، همکاری مردم، توسعه فعالیت‌های خیریه و سازمان‌های مردمی، تقویت روابط و مناسبات عاطفی، تحکیم خانواده و نیز افزایش انگیزه کار و تلاش، مشارکت و دگرخواهی و دگریاری منجر شود و به طور کلی مشارکت و همبستگی اجتماعی را افزایش می‌دهد».

    پیشگیری و کنترل بیماری یک هدف مشترک برای مردم است

    بر اساس این پژوهش: « ممکن است ساختارهای جدید ناسازگار یا سازگار با سلامت روان باشند. مثلا ممکن است کاهش روابط اجتماعی، موجب افزایش احساس تنهایی شود یا ادراک فرد از حمایت اجتماعی را کم کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در چنین شرایطی سلامت روانی فرد به مخاطره خواهد افتاد زیرا حمایت اجتماعی، اثرات مثبتی بر سرسختی روانی و کیفیت زندگی می‌گذارد. همچنین ممکن است در موقعیت‌های بحرانی، ساختارهای سازگار نیز شکل گیرند. مثلا شرایط بحرانی سبب شود تا همه افراد جامعه در یک حرکت همسو و دارای هدف و ارزش‌های مشترک، پیشگیری و کنترل بیماری را در پیش گیرند. به عبارت دیگر شرایط بحران موجب شود تا معنای جدیدی در زندگی اجتماعی افراد بوجود آید که قبلا مشابه آن یا وجود نداشته یا بسیار کمرنگ بوده است‌.

    در شرایط کرونا قطع ارتباط اجتماعی، یک کنش اجتماعی کاملا مثبت است

    در این معنای جدید، رفتار همه افراد جامعه دارای کارکردی یکسان و به‌خصوص وابسته به هم می‌شود. این احساس که رفتار فرد به شدت بر جامعه اثرگذار است، حس مثبتی است که شاید قبلا به این شکل در زندگی افراد وجود نداشته است. در این شرایط حتی قطع ارتباطات اجتماعی، یک کنش اجتماعی با ارزش‌گذاری کاملا مثبت تلقی می‌شود. اگرچه ساختارهای اجتماعی معمولی از بین رفته یا دچار اختلال شده است اما می‌تواند در جامعه، ساختارهای اجتماعی قوی‌تر با کارکرد مثبت‌تری به‌وجود آورد. فردی دارای سلامت اجتماعی قلمداد می‌شود که علاوه بر رضایت از زندگی، آن را هدف‌دار دیده، بر زندگی خود تسلط داشته و خود را حاکم بر زندگی و نه قربانی آن ببیند».

    محققان این پژوهش با اشاره به اینکه رعایت رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری کرونا، همان هدف تازه‌ای است که زندگی اجتماعی مردم را تحت‌تأثیر قرار داده است، عنوان کرده‌اند: «این هدف تازه، موجب شده تا افراد احساس کنند که با تبعیت از آن می‌توانند نه تنها بر سلامت جسمی خود، که بر سلامت جامعه نیز تسلط داشته و خود را حاکم بر شرایط و نه قربانی آن ببینند. این حس مشترک، در اصطلاح جامعه‌شناسی همبستگی و مشارکت اجتماعی نامیده می‌شود. در جامعه ایران، با توجه به فرهنگ جمع‌گرایانه و ارزش‌های ملی و دینی مبتنی بر یکپارچگی و همبستگی، همواره در شرایط بحرانی شاهد آن بوده‌ایم که ساختارهای تازه بر اساس این ارزش‌ها شکل گرفته‌اند و موجب وفاق و همبستگی اجتماعی و مشارکت جمع شده است.

    همبستگی اجتماعی عاملی تاثیرگذار در مقابله با کرونا

    نتایج پژوهش حاضر نیز تایید نمود که بخشی از تغییرات سلامت روان تحت تأثیر همین همبستگی اجتماعی بوده و موجب مقاومت در برابر اختلالات و آسیب‌های روانشناختی شده است. بنابراین مشخص می‌شود که شرایط بحران همه‌گیری بیماری کرونا علاوه بر افزایش عوامل منفی مانند اضطراب، باعث ایجاد عوامل مثبت مانند همبستگی و مشارکت اجتماعی نیز شده است که به‌صورت منفی و مثبت بر سلامت روان تاثیر گذار است. از همین رو، پیشنهاد می‌شود تا از این ظرفیت مهم اجتماعی جهت حفظ و ارتقاء سلامت روان جامعه بهره گرفته شود.

    این پژوهش در شماره سی وششم نشریه پژوهش‌های روانشناسی اجتماعی در زمستان ‌۱۳۹۸ منتشر شده است.

    انتهای پیام

  • نشاط در دانشگاه‌ها چه تأثیری بر تولید علم دارد؟

    نشاط در دانشگاه‌ها چه تأثیری بر تولید علم دارد؟

    نشاط در دانشگاه‌ها چه تأثیری بر تولید علم دارد؟

     نشاط در دانشگاه‌ها چه تأثیری بر تولید علم دارد؟
    نشاط در دانشگاه‌ها چه تأثیری بر تولید علم دارد؟

    ایسنا/خراسان رضوی شادی و نشاط از مهمترین و مؤثرترین مؤلفه‌های تأثیرگذار در روند زندگی انسان است و بدون آن‌ها زمینه فعالیت، خلاقیت، ابتکار، اختراع و زندگی سالم ایجاد نمی‌شود.

    براساس نظریه دیدگاه آرگایل (روانشناس) شادی و نشاط یک پدیده و ویژگی در انسان است که سه مؤلفه اصلی عاطفه مثبت، رضایت از زندگی و نبود احساسات منفی دارد. حاصل شدن حالت شادی و نشاط وابسته به وجود عواطف مثبت مانند لذت، آرامش، اعتماد به خود، علاقه، شگفت‌زدگی، سرور، سرحال بودن و تهییج شدن، رضایت از زندگی و نیز نبود احساسات یا عواطف منفی مانند عصبانیت، اضطراب و افسردگی است. محققان در پژوهشی با عنوان «عوامل مدیریتی و سازمانی مؤثر بر شادی و نشاط در دانشگاه‌ها و تاثیر آن‌ها بر تولید علم» آورده‌اند: «شادی حالت مثبتی است که در انسان به وجود می‌آید و در مقابل غم و اندوه قرار دارد و معمولاً به رفتاری منجر می‌شود که به آن حالت شادی‌کنان گفته می‌شود».

    در این پژوهش که توسط حسین طاهریان مدرس دانشگاه، داوود فیض دانشیار دانشکده اقتصاد و زهرا حیدرخانی کارشناس اقتصاد نظری دانشکده اقتصاد و علوم اداری انجام شده، آمده است: «معنای اصلی و نخستین علم دانستن در برابر ندانستن است که با پیدایش انسان‌ها آغاز شده است. واژه علم در عربی به معنای دانستن، دانش و حتی آموختن و آموزیدن است. اما در زبان انگلیسی علم از ریشه لاتین scire به معنای داشتن است.

    علم در واقع، کشف کردن و نه اختراع کردن واقعیت‌هایی است که وجود و جریان آن‌ها به طورکلی مستقل از وجود انسانی و عوامل ادراک انسانی (حس، خیال و عقل) است و دارای سه ویژگی به هم پیوسته شامل کسب، انتقال و کاربرد است. معمولاً مأموریت دانشگاه‌های پیشرو نیز براساس سه ویژگی علم؛ یعنی پژوهش (کسب)، انتقال (آموزش) و کاربرد (خدمات اجتماعی) تعریف می‌شود. در تعریف تولید علم نیز می‌توان بیان داشت که تولید علم آخرین و عالی‌ترین مرحله علم؛ یعنی تئوری‌سازی است. تئوری‌ای که به خلق دانش بینجامد.

    دانشگاه‌ها به عنوان مهمترین مراکز تولید علم و معرفت می‌توانند در فرآیند رشد و توسعه همه جانبه، تعالی و پیشرفت کشور نقش مؤثری داشته باشند. توان و ظرفیت تولید علمی و فنی هر کشور با ارزش‌ترین شاخص‌های توسعه‌یافتگی آن کشور محسوب می‌شود. به عبارتی، توانمندی و توسعه واقعی کشورها به میزان زیادی با افزایش تولیدات علمی آن‌ها ارتباط دارد. بنابراین مهمترین شاخص‌های تولید علم، تعداد مقالات چاپ شده در مجلات بین‌المللی ISIکه این مقالات به دلیل اینکه از محاسبات دقیق و روشن و به دور از هر گونه دستکاری تدوین می‌شوند، از مهمترین شاخص‌های تولید علم در دنیا محسوب می‌شوند.

    همچنین، اختراع که می‌تواند در صورتی که ثبت جهانی شده باشد و مراحل بررسی فنی و علمی را پشت سر گذاشته باشد، به عنوان شاخص تولید علم به حساب آید. البته، اختراعی را که نتوان از آن مقاله استخراج کرد، نمی‌توان ملاک تولید علم قرار داد».

    محققان می‌گویند: «با توجه به تأثیر شادی و نشاط در محیط کاری دانشگاه بر سطح رضایت و عملکرد دانشگاهیان و سطح خدمت‌رسانی آن‌ها به جامعه و همچنین، تأثیر این عوامل بر تولید علم در دانشگاه‌ها، توجه به مؤلفه‌های تشکیل دهنده شادی، نشاط، سلامت سازمان و تقویت آن‌ها در محیط کاری دانشگاهیان اهمیت بسیاری دارد، زیرا با سلامت دانشگاهیان، سلامت دانشگاه‌های کشور تضمین می‌شود و می‌توان از بهره‌وری، توانمندی و کارایی لازم در تولید و نشر علم برخوردار شد.

    نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که عوامل مدیریتی و سازمانی شناسایی شده در این تحقیق بر ارتقاء شادی و نشاط اعضاء هیأت علمی و دانشجویان دانشگاه‌ها مؤثر هستند. همچنین، وجود شادی و نشاط در دانشگاه بر ارتقاء تولید علم به دست اعضاء هیأت علمی و دانشجویان در دانشگاه‌ها اثرگذار است.

    همچنین، نتایج حاکی از آن است که از نظر اعضاء هیأت علمی و دانشجویان میزان شادی و نشاط در دانشگاه موجب نوآوری بیشتر و انجام دادن تحقیقات گروهی و در مجموع، افزایش تولید علم می‌شود. با توجه به یافته‌های به دست آمده از به کارگیری روش تاپسیس(Topsis) (از روش‌های تصمیم گیری چند شاخصه (MADM) است که به رتبه‌بندی گزینه‌ها می‌پردازد)، از دیدگاه اعضاء هیأت علمی متغیرهای اعتماد، تعامل با همکاران و مثبت‌اندیشی اهمیت زیادی در ارتقاء سطح شادی و نشاط در دانشگاه دارد».

    براساس این پژوهش: «متغیرهای حقوق، مزایا و پاداش، سبک رهبری و ساختار سازمانی دارای کمترین اهمیت در ارتقاء سطح شادی و نشاط از دیدگاه اعضاء هیأت علمی بوده‌اند. اما از دیدگاه دانشجویان امنیت شغلی، فعالیت‌های فوق برنامه و شرایط محیط کاری دارای بیشترین اهمیت در ارتقاء سطح شادی و نشاط آنها بوده است. شاید تفاوت دیدگاه اعضاء هیأت علمی و دانشجویان با نوع نیازهای این دو گروه، فضای فکری، تعاملی و نیز ویژگی‌های جمعیت‌شناختی آنان مانند سن مرتبط باشد.

     به هر حال آنچه اهمیت دارد، این است که هر دو گروه معتقد بودند که عوامل مختلف مدیریتی و سازمانی بر افزایش میزان شادی و نشاط در دانشگاه‌ها مؤثر و میزان شادی و نشاط نیز بر میزان تولید علم در فضای دانشگاه اثرگذار است».

    انتهای پیام

  •  ریاضیات، می‌تواند در تمامی عرصه‌های زندگی تأثیرگذار باشد

     ریاضیات، می‌تواند در تمامی عرصه‌های زندگی تأثیرگذار باشد

     ریاضیات، می‌تواند در تمامی عرصه‌های زندگی تأثیرگذار باشد

     ریاضیات، می‌تواند در تمامی عرصه‌های زندگی تأثیرگذار باشد
    ریاضیات، می‌تواند در تمامی عرصه‌های زندگی تأثیرگذار باشد

    ایسنا/خراسان رضوی ریاضیات از درس‌های مهمی است که یادگیری آن می‌تواند در تمامی عرصه‌های زندگی تأثیرگذار باشد.

    اغلب دانش‌آموزان فکر می‌کنند به دلیل آن‌که روش تدریس معلم را نمی‌فهمند و سنتی است، نمی‌توانند تلاش بیشتری در مطالعه داشته باشند. عده‌ای فکر می‌کنند چرا همکلاسی‌های‌شان نمرات بهتری کسب می‌کنند اما آن‌ها نمی‌توانند نمره خوبی کسب کنند و در حل مسائل ریاضی، خلاقیت و ابتکار داشته باشند. محققان در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر روش آموزشی تلفیقی فعال و مبتنی بر شک دکارتی در درس ریاضی» آورده‌اند: «عده‌ای تصور می‌کنند اگر شیوه تدریس بهتری از طرف معلم ارائه شود، می‌توانند عملکرد بهتری داشته باشند. کلاس ریاضی سخت است چون با زبان‌های خودش بیان نمی‌شود، بلکه در چارچوب کتاب و روش تدریس معلمان محدود شده است و با حجم زیاد کتاب، معلم نمی‌تواند مطالب جالب و توضیحات لازم را در مورد تاریخ و نحوه به کاربردن مطالب تدریس در زندگی را بیان کند.

    در این پژوهش که توسط علی قانعی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی و احمد اکبری دکترای فلسفه تعلیم و تربیت انجام شده، آمده است: «باید توجه داشته باشیم که معلم به فرض هم ریاضیدان باشد نمی‌تواند ادعا کند، روشی که در تدریس به کار می‌برد بهترین است؛ زیرا ریاضی دانستن یک چیز و ریاضی تدریس کردن چیزی دیگر است. اگر روش بنا به منطق بزرگسالان بهتر به نظر آید، معلوم نیست برای دانش‌آموزان که هنوز فرآیندهای منطقی نزد آن‌ها در حال تحول است مناسب یا مناسب‌تر باشد.

    کلاس باید محیط خلاق برای دانش‌آموزان باشد و او در امر آموزش مشارکت کند. کلاس باید جایگاه کشف کردن باشد و در مقام پرورش خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها قدم بردارد. معلمان بایستی از روش‌های سنتی تدریس که باعث سرکوب ابتکار و تفکر خلاق می‌گردند دست بکشند زیرا چنین کلاسی که معلم متکلم وحده باشد و تعاریف و مفاهیم انتزاعی را خود بیان کند و دانش‌آموز را در امر تدریس مشارکت ندهد باعث می‌شود که خلاقیت پروری که یکی از اهم اهداف آموزش ریاضی است آرام آرام به فراموشی سپرده شود.

    آموزش ریاضی غیر خلاق در مدارس مردود شده است

    باید توجه داشته باشیم، سال‌هاست که آموزش ریاضی غیرخلاق در مدارس مردود شده است و بسیاری از معلمان به این نتیجه رسیده‌اند که آموزش خلاق مؤثرتر است. هدف آموزش درست اندیشیدن آن است که شرایطی ایجاد شود تا دانش‌آموزان بتوانند آنچه را نمی‌دانند و ندارند روی چیزهایی که می‌دانند و دارند بنا کنند. با این روش‌ها است که معلم از طریق مناسبات نزدیک با دانش‌آموزان می‌فهمد که آنها چه چیزهایی را می‌دانند و آموزش را از چه نقطه‌ای باید شروع کرد تا پیشرفت تحصیلی آنان میسر شود و فهم آنان را از مسائل بالا ببرد».

    پژوهشگران می‌گویند: «این روش‌ها که بر فهمیدن متمرکز است ماهیتاً متفاوت از روش افزایش معلومات دانش‌آموزان است. مفاهیم اساسی چارچوب گسترش مهارت‌های اندیشیدن شامل مواردی از این نوع است: شفاف‌سازی مهارت‌های تفکر در برنامه‌های درسی، آموزش تفکر به روش همراهی و همکاری با دانش‌آموز، اتکاء به روش‌های آموزش فراشناختی، یادگیری مشارکتی شامل یادگیری با استفاده از رسانه‌های کامپیوتری، ایجاد طب و عادت اندیشیدن درست، ایجاد تعمیم از محدوده‌های کوچک تفکر درست به موارد مشابه بزرگ‌تر، عادت دادن دانش‌آموزان هر کلاس و کل دانش‌آموزان مدرسه به تفکر خلاق و درست اندیشیدن است. ما در یاددهی و یادگیری ریاضیات، چندان که انتظار داریم موفق نیستیم.

    ما در یاددهی و یادگیری ریاضیات، چندان که انتظار داریم موفق نیستیم و بازده بالایی به دست نمی‌آوریم، خصوصاً در موارد مفاهیمی که به تفکر خلاق، انتقادی، تصور و تجسم نیازمندند. یک دانش‌آموز باید بتواند امور بدیهی را بشناسد، خلاقیت داشته باشد، مسأله را نقد کند و مشتاق یادگیری باشد. ریاضیات و کاربردهای آن بخشی از زندگی روزانه و در جهت حل مشکلات زندگی در حوزه‌های مختلف به شمار می‌آید که دارای کاربردهای وسیع در فعالیت‌های متفاوت انسانی است.

    ریاضیات، موجب تربیت افرادی خواهد شد که در برخورد با مسائل بتوانند به طور منطقی استدلال کنند، قدرت تجزیه و انتزاع داشته باشند و درباره پدیده‌های پیرامونی تئوری‌های جامع بسازند. وجه مهم ریاضی توانمندسازی انسان برای توصیف دقیق موقعیت‌های پیچیده، پیش‌بینی و کنترل وضعیت‌های ممکن مادی طبیعی، اقتصادی و اجتماعی است. بنابراین، توانایی به کارگیری ریاضی در حل مسائل روزمره و انتزاعی، از اهداف اساسی آموزش ریاضی است.

    متأسفانه در کشور ما روش‌های آموزش هیچ یک از مواد درسی با روش علمی مورد بررسی قرار نگرفته است، ولی قرائن موجود حکایت از آن دارد که روش تدریس ریاضیات، مثال از روش تدریس زبان فارسی، جغرافیا نظام یافته است با این وجود، تاریخ تعلیم ریاضیات در مجموع رضایت‌بخش نیست نه تنها بازده تلاش‌ها مربوط به آموزش در این حیطه ناچیز است، بلکه برخلاف انتظار، فراگیری ریاضیات به رشد فکری دانش‌آموزان کمک نمی‌کند.

    البته هیچ یک از روش‌های تدریس فی نفسه خوب یا بد نیستند، بلکه نحوه و شرایط استفاده از آنهاست که باعث قوت یا ضعف‌شان می‌شود. لذا معلم باید با توجه به هدف‌های آموزشی، محتوای تدریس، نیازها و علایق دانش‌آموزان، امکانات موجود، زمان، فضا، وسایل، تراکم دانش‌آموزی و… مناسب‌ترین شیوه را برای یک تدریس مطلوب انتخاب کند».

    معلمان سربازان خط اول جبهه تربیت هستند

    محققان می‌گویند: «معلمان سربازان خط اول جبهه تربیت هستند و ضرورت دارد که با مدرن‌ترین سلاح‌های علمی روز یعنی روش‌های مختلف نوین و فعال تدریس آشنا باشند و بدانند در کدامین موقعیت آموزشی از کدامین روش استفاده کنند. امید است که معلمان در به کارگیری مناسب و مفید روش‌های نوین تدریس بتوانند به تعالی تربیت‌شوندگان کمک ویژه کنند و آینده هرچه روشن‌تری را رقم زنند .

    اهمیت به کارگیری روش‌های تدریس فعال در امر آموزش از دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بحث در روش تدریس ریاضی به زمان ما منحصر نمی‌شود. از هنگامی که تدریس ریاضی مطرح بوده است، روش تدریس آن نیز مورد بحث و مطالعه بوده است. در تمام سطوح تحصیلی مورد مطالعه، چه در بررسی‌های به عمل آمده در بین کشورما و چه در مطالعات در فن نظام‌های آموزشی هر کشور دیگر بین نگرش مثبت نسبت به ریاضیات و علاقه به یادگیری آن با پیشرفت تحصیلی، خلاقیت و تفکر انتقادی در این درس همبستگی مثبت وجود دارد.

    روش‌های تدریس باید بیان کننده، پیش‌بینی و کنترل کننده موقعیتی باشد که در آن رفتار معلم موجب تغییر رفتار شاگردان می‌شود. نظریه‌های تدریس توصیف کننده روش‌هایی است که بدان وسیله شاگرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند و سب می‌شود که او یاد بگیرد. پیشرفت علم و گسترش دامنه علوم مختلف ضرورت کسب معلومات بیشتر و با دوام‌تر در زمان کوتاه‌تر را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد».

    براساس این پژوهش: «یکی از وظایف متخصصان تعلیم و تربیت شناسایی شیوه‌های مناسب جهت یادگیری سریع و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و استفاده بهینه یادگیرندگان از زمان محدود آموزش است. اگر بخواهیم معلم یا کلاس خوب را با یک عبارت معرفی و توصیف کنیم، باید گفت؛ معلمی خوب است که دانش‌آموزان را به کنجکاوی و پرسش بیشتر برانگیزد.

    بنجامین بلوم نیز پس از مطالعات و تحقیقات گسترده در این زمینه، به این نتیجه رسیده است که میزان مشارکت دانش‌آموزان در کلاس، روشن‌ترین شاخص اثر بخشی آموزشی است. نظریه‌های جدید و پیشرفته یادگیری براساس روش آموزشی تلفیقی فعال و مبتنی بر شک دکارتی پژوه گروهی عنوان می‌دارد که یادگیری وقتی مؤثر است که یادگیرنده نقش اصلی را داشته باشد».

    کلارک می‌گوید: «آن دسته از معلمانی که با روش غیرمستقیم تدریس می‌کنند نسبت به معلمانی که از این روش استفاده نمی‌کنند، کارایی بیشتری دارند، به این دلیل که دانش‌آموزان در شیوه تدریس غیرمستقیم مشارکت فعال‌تر دارند و معلم کوشش می‌کنند تا دانش‌آموزان را به تفکر وا دارد و آنها را با موقعیت‌های یادگیری درگیر کند، در حالی که در شیوه تدریس مستقیم، معلم صرفاً مطالب را به دانش‌آموزان عرضه می‌کند».

    این پژوهش در کنفرانس بین‌المللی نخبگان مدیریت در سال ۱۳۹۵ منتشره شده است.

    انتهای پیام

  • سایه سنگین بی‌توجهی بر قامت «گاوزبان خوزستانی»

    سایه سنگین بی‌توجهی بر قامت «گاوزبان خوزستانی»

    سایه سنگین بی‌توجهی بر قامت «گاوزبان خوزستانی»

    سایه سنگین بی‌توجهی بر قامت «گاوزبان خوزستانی»
    «گاوزبان خوزستانی»

    ایسنا/خراسان رضوی سیمای طبیعی و منابع خدادادی به دلیل عوامل تأثیرگذار منفی و تخریب‌های ناشی  از فعالیت‌های انسانی مانند چرای دام، تأمین سوخت و فعالیت‌های مربوط به ساخت و ساز جاده‌ای و البته عوامل طبیعی مانند خشکسالی، افزایش دما و تغییرات اقلیمی دستخوش تغییرات شدید بوده و بسیاری از گونه‌های علفی و چندساله در معرض خطر انقراض هستند.

    انقراض یک پدیده طبیعی بوده که در قالب نظریه تکامل داروین تدوین شده است. اما انسان به انقراض گونه‌ها در جهان سرعت بیشتری بخشیده است و با اینکار گونه‌ها در معرض خطر بیشتری قرار گرفته‌اند. این گونه‌های در حال انقراض، مزایای زیادی دارند که از جمله می‌توان به منبع ژن‌های حیاتی، اهمیت اکولوژیکی و خواص ارزشمند دارویی آن‌ها اشاره کرد.

    گاو زبان خوزستانی در دنیا تنها از استان خوزستان گزارش شده و انحصاری ایران و خوزستان است

    گاوزبان خوزستانی با نام علمی  Echium khuzistanicum Mozaffarian برای نخستین بار در جهان در سال ۱۳۷۳ گیاهی از خوزستان شرح داده شد. جنس گل گاوزبان با نام علمی Echium در ایران دارای چهار گونه با نام‌های,E. amoenum E,russicum, E. itali و cum, E. khuzistanicum است. گاوزبان خوزستانی فقط در استان خوزستان وجود دارد. گونه خوزستانی، گیاهی علفی از تیره گل گاوزبان است. با داشتن جام گل استکانی، پرچم‌های بیرون زده از گل و شکل خامه و کلاله از سایر گونه‌ها قابل تشخیص است.

    ارتفاع گاو زبان خوزستانی  کمتر از ۵۰ سانتیمتر بوده، ساقه‌ها از قاعده منشعب شده و دارای کرک‌های زبر گزنده‌اند. برگ‌ها بیضوی و بدون دمبرگ یا دمبرگی کوتاه هستند. گل آذین  پرشاخه و در انتهای ساقه‌ها دیده می‌شود. گل‌ها به رنگ آبی مایل به بنفش با جامی استکانی شکل هستند. پرچم‌ها از جام گل بیرون زده و میوه از نوع فندقه است. گیاه گاوزبان خوزستانی جزو رویش‌های بهاره منطقه است. این گونه در یک محدوده تراکم داشته و در نقاط پیرامونی  به صورت تک پایه دیده می‌شود . این گونه به استناد منابع فلوری انحصاری ایران بوده و فقط در خوزستان حضور دارد.

    از  گل‌های گاوزبان علاوه بر ارزش دارویی می‌توان به عنوان گونه زینتی نیز استفاده کرد

    این گونه در دنیا تنها از استان خوزستان گزارش شده و به همین دلیل انحصاری ایران و خوزستان محسوب می‌شود. این گونه علاوه بر ارزش دارویی به خاکزایی منطقه هم کمک می‌کند. گل‌های آن با جام استکانی و گلبرگ‌های پیوسته، مکان امنی برای حشرات گرده افشان و تهیه شهد محسوب می‌شوند. گاوزبان جزو گیاهان دارویی و دارای ترکیبات مؤثر برای درمان بیماری‌های قلبی و سرماخوردگی بوده و آرامبخش است. مشاهدات نشان می‌دهد با توجه به گل‌های زیبایی که این گیاه دارد علاوه بر ارزش دارویی می‌توان از آن به عنوان گونه زینتی نیز استفاده کرد.

    گل گاو زبان خوزستانی دارای اثرات آنتی اکسیدانی، ضدباکتریایی و ضدقارچی است

    اثرات آنتی اکسیدانی، ضدباکتریایی و ضدقارچی برای گاو زبان خوزستانی گزارش شده است. در ریشه حداقل ۱۵۰ گونه از تیره گاوزبانیان رنگدانه‌های نفتوکوئینون مانند مشتقات آلکانین و شیکونین وجود دارد. شیکونین رنگدانه قرمز رنگی است که نقش موثر آن در درمان چاقی پوستی بیماری‌های روده زخم سرطان انواع و ایدز تأیید شده است.

    رویشگاه گاوزبان خوزستانی تحت تأثیر عوامل تخریبی انسانی است

    رویشگاه این گونه در شمال اهواز حوضه دز و در منطقه نیمه استپی گرم قرار دارد. این منطقه در بخش دشتی استان و ناحیه صحارا-سندی واقع شده است. جمعیت این گونه در مساحتی حدود ۱۰۰ متر مربع  به صورت متراکم و در اطراف تک پایه‌هایی از آن به صورت پراکنده دیده می‌شود.  بر اساس معیارهای IUCN (سازمان بین‌المللی حفاظت از طبیعت) این گیاه به عنوان گونه‌ای در معرض خطر انقراض محسوب می‌شود. رویشگاه گاوزبان خوزستانی تحت تأثیر عوامل تخریبی انسانی است.

    رویشگاه این گونه متاسفانه توسط زمین‌های کشاورزی با مالکیت خصوصی و محصولاتی مانند گندم، صیفی و سبزی، برنج و ذرت احاطه شده است. بنابراین نفوذ سموم و کودهای کشاورزی توسط باد یا آب به مناطق همجوار و رویشگاه این گونه، موجب نابودی آن خواهد شد. لازم به ذکر است که در فصول بارندگی به دلیل بافت سنگین خاک، منطقه به طور موقتی به حالت  غرقابی درآمده و در نتیجه مواد شیمیایی با سهولت بیشتری نفوذ می‌یابند. از سوی دیگر این رویشگاه در حریم راه‌آهن خرّمشهر به تهران قرار گرفته و در صورت هر گونه تغییر در ساخت و ساز و توسعه این خط ارتباطی گونه با تهدید جدی مواجه خواهد شد.

    سیمای طبیعی و منابع خدادادی به دلیل عوامل تأثیرگذار منفی و تخریب‌‍‌های ناشی  از فعالیت‌های انسانی مانند چرای دام، تأمین سوخت و فعالیت‌های مربوط به ساخت و ساز جاده‌ای و البته عوامل طبیعی مانند خشکسالی، افزایش دما و تغییرات اقلیمی دستخوش تغییرات شدید بوده و بسیاری از گونه‌های علفی و چندساله در معرض خطر انقراض هستند. به یقین این مشکل با عدم آگاهی از نام گونه‌ها، پراکنش آن‌ها و نحوه سازگاری با شرایط محیطی سیر صعودی می‌یابد. اعمال مدیریت صحیح و کارآمد در عرصه منابع طبیعی، مستلزم داشتن اطلاعات کافی از فهرست گونه‌ها، عوامل محیطی و میزان تأثیر آن‌ها بر گونه‌ها و تعیین حدود عرصه است.

    باید رویشگاه گاو زبان به  عنوان یک ذخیره‌گاه ژنتیکی طبیعی مورد توجه خاص قرار گیرد

    با توجه به وجود عوامل تهدیدکننده این گونه مانند کشاورزی و راه‌سازی ضرورت دارد که رویشگاه آن به  عنوان یک ذخیره‌گاه ژنتیکی طبیعی مورد توجه خاص قرار گیرد تا مانع از بین رفتن این گیاه شده و از انقراض آن جلوگیری شود. این گیاه با بذر به راحتی تکثیر می‌یابد پس درصورت قرق می‌توان به سرعت  به توسعه این گونه در منطقه کمک کرد. همچنین با استفاده از روش‌های حفاظت در خارج از رویشگاه اصلی شامل جمع آوری  و نگهداری بذر در بانک ژن و ایجاد ژرم پلاسم در باغ‌های  گیاه شناسی می‌توان ازگونه های در معرض خطر حفاظت کرد.

    منابع :
    *محمدی، س و دیگران.(۱۳۹۹). «القای ریشه‌های مویین به کمک Agrobacterium rhizogenes در گیاه دارویی گل گاوزبان خوزستانی (Echium khuzistanicum) ». مجله بیوتکنولوژی کشاورزی. شماره ۱.صص: ۸۰-۶۴.

    *دیناروند، م و حمزه. ب. (۱۳۹۶). «جایگاه حفاظتی گاوزبان خوزستانی». نشریه طبیعت ایران. شماره ۲.صص:۱۰۳-۱۰۰.

    *توحید فر،م و دیگران. (۱۳۹۵). «نجات گونه‌های گیاهی در حال انقراض با استفاده از تراریخته». مجله ایمنی زیستی. شماره ۴. صص: ۳۱-۲۳.

    انتهای پیام

  • معنای زندگی از نگاه دکتر چمران

    معنای زندگی از نگاه دکتر چمران

    معنای زندگی از نگاه دکتر چمران
    معنای زندگی از نگاه دکتر چمران

    ایسنا/خراسان رضوی شهید چمران به لحاظ بهره‌ هوشی، جزو نخبگان جامعه بود و قطعاً راه دینی انتخاب شده توسط ایشان به حدی بود که خود را در پیشگاه خداوند متعال قربانی کرد و به دیدار پروردگارش نایل آمد.

    فیلسوفان و اندیشمندان تلاش کرده‌اند تا با تحلیل ساختار کلی زندگی انسان، بتوانند پوچی را به محتوا برسانند. با مدافه و غور در مقالات فراهم آمده از زندگی شهید مصطفی چمران می‌توان فهمید که او زیستن آدمی در این جهان را واجد معنا می‌داند و با تفسیرهای مثبتی بر فقدان معنا و اندیشه‌های پوچ محور در باب هستی مخالف است. محققان در پژوهشی با عنوان «بررسی تحلیلی زندگی در اندیشه شهید مصطفی چمران» آورده‌اند: «مصطفی چمران نه مانند کامو بر بی‌معنایی و پوچی جهان تأکید خاص می‌کند و نه مانند نیچه است که جهان را آشفته بداند و فرآیند کره زمین را نابخردانه».

    در این پژوهش که توسط هاشم نادرپور در گروه فلسفه تطبیقی دانشگاه آزاد اسلامی تهران، میثم لطیفی و رضا اکبری عضو هیأت علمی گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق(ع) انجام شده آمده است: «مطابق یک نمونه اولیه فلسفی، در تحلیل معنای زندگی می‌توان دو رویکرد کاملاً متفاوت را متصور شد؛ در رویکرد اول زندگی اساساً فاقد معنای آفاقی و هرگونه هیجانی برای زیستن است. جهان را نیروهای کر و کور احاطه کرده است و زندگی فرد فرد آدمی در قیاس با عمر کیهان مانند نور ضعیفی است که چند لحظه‌ای سو سو می‌زند و سپس برای همیشه خاموش می‌شود.

    اما در رویکرد دوم، زندگی برای زیستن نیست و امر دیگری وجود دارد که زندگی به خاطر آن انجام می‌پذیرد. هستی هدفی دارد و آدمی در تکاپوی رسیدن به معنا مجدانه باید تلاش کند. زندگی شهید چمران بیانگر این است که او نه تنها زندگی را بی‌معنا نمی‌داند، بلکه به شدت درصدد دستیابی به معنا است. مقولاتی مانند خداباوری در زندگی، وجود خدا معنا بخش به زندگی و تأکید بر تکامل و عروج به سوی خدا، موید معنادار بودن زندگی از نگاه مصطفی چمران هستند».

    در این پژوهش آمده است: «نظریات معنای زندگی پس از التزام به اینکه زندگی واجد هدفی است، به دو دسته طبیعت‌گرایانه و فرا طبیعت‌گرایانه امکان و قابلیت‌های موجود در این جهان مادی برای معنادار ساختن زندگی کافی است؛ به عنوان مثال یکی از مصادیق معنابخش به زندگی از نگاه طبیعت‌گرایان، لذت و خوشی است. شهید چمران نگاه طبیعت‌گرایانه به زندگی و به لحاظ سلبی هیچ اهتمامی به لذت‌های مادی حیات نداشته است.

    جهان از دیدگاه چمران، ابزاری برای رسیدن به تکامل و تحول نفسانی است

    به تعبیری عام‌تر او اساسا اصالتی برای دنیای مادی قائل نبوده است، جهان از دیدگاه او ابزاری برای رسیدن به تکامل و تحول نفسانی است و هیچ‌گاه به عنوان هدفی درخور و شایسته، نگاه ذاتی به آن نمی‌شود و تعبیر شهید چمران در «سه طلاقه کردن دنیا» موید این مطلب است. می‌توان گفت در سرتاسر زندگی چمران این نوع نگاه سلبی به لذات و خوشی‌های زندگی وجود دارد. کدهایی مانند دوری از خواهش‌های نفسانی، عدم توجه به آرزوها و منافع دنیوی، مردود بودن لذات مادی، بی‌ارزش بودن حیات دنیوی، پوچی لذات دنیوی، عدم دل‌بستگی به دنیای مادی و… کدهایی هستند که نمایانگر نگاه سلبی او به لذات و دنیای مادی هستند.

    اما مطابق نگاه ایجابی، زندگی شهید چمران نه تنها اعتنایی بر لذات نداشته است بلکه آمیخته با غم، درد و رنج بوده است. او از این دردمندی نالان نیست و درد و غم را نعمتی از جانب پروردگار می‌داند و معتقد است ارزش انسان‌ها به اندازه تحمل درد و رنج در راه خداست. از نگاه او درد و رنج شرایطی را فراهم می‌کند که انسان تنها به یاد خدا باشد و جز خدا چیز دیگری را نجوید و در طلب چیزی غیر از او نباشد و به نظر می‎‌رسد که این نوع نگرش مثبت به درد و غم متأثر از نگاه عارفانه مصطفی چمران باشد».

    براساس این پژوهش: «نکته مهمی که در زندگی شهید چمران وجود دارد این است که او تنها به انجام اعمال مبتنی بر دینداری بسنده نکرده است و در تکمیل فرآیند معنادهی به زندگی‌اش، با تأکید بر تکامل و تحول نفسانی و با داشتن روحیه‌ای عرفانی و اوج گرفتن از دنیای خاکی، مرحله نهایی معنادار کردن زندگی خود که همانا قربانی شدن در راه خدا و لقاء الله است را، مصداقی عینی می‌بخشد.

    درجه کمال انسانی به میزان مقاومتی است که انسان در برابر مشکلات دارد

    شهید چمران زندگی دنیوی را وسیله‌ای برای رسیدن به تکامل می‌دانست و اعتقاد داشت درجه کمال انسانی به میزان مقاومتی است که انسان در برابر مشکلات زندگی و خواسته‌های نفسانی دارد. او مشکلات زندگی را زمینه‌ساز آماده شدن بشر برای مقام انسانیت می‌دانست و هدف مبارزات دینی را هدایت انسان‌ها و تعبیر و تحول نفسانی آن‌ها قلمدار می‌کرد.

    اگر معنای زندگی دینی برآمده از زندگی این شهید عالی مقام و دیگر شهدای دفاع مقدس را به عنوان یک بازی زبانی در نظر بگیریم، لازمه درک معنای زنده ایشان، قرارگیری مخاطب در جایگاه دینی و معنوی‌ است که ایشان از آن برخوردار بودند. به عبارت دیگر تنها زمانی می‌شود اوج معناداری و حلاوت زندگی شهدای دفاع مقدس را درک کرد و به قضاوت نشست که در آن شکلی از زندگی که قرار داشتند، شرکت کنیم؛ هرچند که قرارگیری در این شکل از زندگی، اگر نگوییم غیر ممکن است، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

    نباید فراموش کرد که شهید چمران به لحاظ بهره‌ هوشی، جزو نخبگان جامعه بود و قطعاً راه دینی انتخاب شده توسط ایشان به حدی بود که خود را در پیشگاه خداوند متعال قربانی کرد و به دیدار پروردگارش نایل آمد. بنابراین لازم است راه انتخاب شده توسط ایشان را با استدلال و منطق برای جامعه و خصوصا جوانان تشریح کرد تا ضمن درک صحیح از افکار و نحوه زیستن این بزرگوار، بستر لازم برای رشد جامعه دینی و پرورش جوانانی با افکار شهدا فراهم شود».

    این پژوهش در فصلنامه روانشناسی نظامی در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است.

    انتهای پیام

  • نابودی ۲۳ هکتار از اراضی کره زمین در هر دقیقه

    نابودی ۲۳ هکتار از اراضی کره زمین در هر دقیقه

    نابودی ۲۳ هکتار از اراضی کره زمین در هر دقیقه
    نابودی ۲۳ هکتار از اراضی کره زمین در هر دقیقه

    ایسنا/خراسان رضوی بر اثر بیابان‌زایی و خشکسالی، در هر سال ۱۲ میلیون هکتار (۲۳ هکتار در دقیقه)، از اراضی کره زمین از دست می‌رود و ۵۲ درصد از زمین‌های مورد استفاده کشاورزی تحت تأثیر تخریب خاک قرار می‌گیرد.

    بیابان‌زایی یکی از مهمترین بحران‌های امروز جهان است و بعد از دو چالش تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین به عنوان سومین چالش مهم جامعه جهانی در قرن ۲۱ محسوب می‌شود. امروزه شرایط اقلیمی و توسعه نامتوازن و خارج از تحمل منابع طبیعی و محیط‌زیست، بسیاری از نقاط کشور را با تهدیدهای زیستی و اجتماعی- اقتصادی رو به رو کرده است. از این نظر می‌توان گفت که امروزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور شرایط نگران کننده‌ای دارد.

    خشکیدگی جنگل‌های بلوط در غرب کشور و جنگل‌های شمشاد در شمال، پدیده فرسایش بادی و ریزگردها از نواحی جنوب شرق کشور تا مناطق جنوب و جنوب غرب و مناطق داخلی، شور شدن خاک و همچنین بحران منابع آب (سطحی، زیرزمینی و آلودگی رودخانه‌ها) مشکلات متعددی را برای ساکنان این سرزمین به وجود آورده است. همه این موارد نشانه‌هایی از تشدید پدیده خطرناک بیابان‌زایی در کشور است.

    بیابان‌زایی یکی از مهمترین بحران‌های امروز جهان است

    در حال حاضر پدیده بیابان‌زایی در کشور رو به گسترش است. وجود ریزگردها در اکثر شهرها و استان‌های کشور نشان از بحرانی شدن این پدیده طبیعی دارد. در شرایط گرم و خشک ایران، خشکی و محدودیت جزء لاینفک ویژگی‌های جغرافیایی طبیعی کشور است. درک و شناخت دقیق، بهنگام و مستمر فرایندهای موجود خشکسالی، سازش با فرایندهای طبیعی پدیدآورنده خشکسالی،کنترل و مدیریت آن، پیشگیری و مهار فرایندهای انسان‌ساز خشکسالی از راهکارهای مؤثر در کاهش آثار پدیده خشکسالی در کشور است. میزان پایین بارندگی، زمینه را برای ظهور خشکسالی‌های دوره‌ای فراهم کرده است که خود نقش بسیار مؤثری در گسترش پدیده بیابان‌زایی داشته است.

    بر اثر بیابان‌زایی و خشکسالی هر سال ۱۲ میلیون هکتار (۲۳ هکتار در دقیقه)، از اراضی کره زمین از دست می‌رود و ۵۲ درصد از زمین‌های مورد استفاده کشاورزی تحت تأثیر تخریب خاک قرار می‌گیرد. بیابان‌زایی عقوبت فشار بیش از حد بر زمین است. تظاهرات این پدیده سیمایی واحد و یکسان ندارد و به اشکال، ابعاد و کیفیت‌های مختلفی رخ می‌دهد و سرانجام آن نیز نابودی جوامع گیاهی و جانوری، تخریب منابع آب و خاک، بر هم خورن تعادل بوم سازگان‌ها، نابودی چشم‌اندازها و زوال تنوع زیستی است. به همه این موارد باید تبعات ناگزیر و فاجعه‌آمیز در قلمرو اقتصاد، جامعه و فرهنگ را نیز اضافه کرد.

    بیابان‌زایی و تخریب سرزمین چرخه‌ای معیوب از معضلات زیست محیطی را ایجاد می‌کند 

    بیابان‌زایی را می‌توان به یک بیماری پوستی تشبیه نمود. تخریب سرزمین مانند لکه‌های بیماری پوستی می‌توانند که در هر جا ظاهر شوند. این پدیده گاهی در مناطقی اتفاق می‌افتد که هزاران کیلومتر با نزدیکترین بیابان فاصله دارند، این مناطق تخریب‌یافته به تدریج گسترش یافته و با پیوستن به یکدیگر می‌توانند سطح وسیعی از مناطق شبه بیابانی را ایجاد نمایند. بیابان‌زایی و تخریب سرزمین چرخه‌ای معیوب از معضلات زیست محیطی را ایجاد کرده و می‌تواند باعث تشدید روند تخریب شود. چالش‌های اقتصادی- اجتماعی و بحران‌های سیاسی، بخشی از تبعات تخریب سرزمین قلمداد می‌شود، که در نهایت می‌تواند افزایش خطر آسیب‌پذیری جوامع تحت تاثیر را در پی داشته باشد.

    بیابان‌زایی به مرور با تغییرات منفی محیط زیستی آشکار می‌شود، از این رو پیوندی بین تغییرات محیط‌زیستی و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و همچنین جمعیتی وجود دارد. از این نظر می‌توان گفت بیابان‌زایی به برخی از مفاهیم امنیتی از جمله امنیت سلامت،معیشت، ملی، اجتماعی و حتی امنیت بین‌المللی گره خورده است.

    در زمینه بیابان‌زایی جدا ساختن سهم تأثیرات موجود بین عوامل انسانی و اقلیمی فوق‌العاده مشکل است. اما رابطه متقابل ناهنجاری‌های آب و هوایی و اثر عامل انسانی وقوع پدیده بیابان‌زایی را شدت بخشیده و باعث افزایش روند آن شده است. خشکسالی اغلب به وخیم‌تر شدن روند بیابان‌زایی و تخریب سرزمین و به تبع آن بروز فجایع حاصل از آن‌ها منجر می‌شود، اما چهار فعالیت از فعالیت‌های انسانی نیز می‌توانند تبعات بسیار سریع و آنی در ایجاد و تشدید بیابان‌زایی داشته باشند؛ بهره‌برداری بیش از حد خاک به واسطه فعالیت‌های کشاورزی، چرای بیش از حد دام که زمینه‌ساز فقر پوشش گیاهی و بی‌دفاع شدن زمین در برابر فرسایش است، قطع درختان و جنگل‌زدایی که باعث عریانی خاک در برابر عوامل جوی می‌شود و در پایان، آبیاری و زهکشی نامناسب که به شوری‌زایی منجر می‌شود.

     با شناخت استعدادها و توانایی‌های قابل بهره‌برداری از بیابان‌ها، می‌توان آن را به درستی مدیریت کرد

    اگرچه بیابان‌ها برای زندگی بشر مشکلات زیادی را در پی دارند و محیط آن‌ها بسیار شکننده است، اما در عین حال دارای مزایا و ویژگی‌های مفید زیادی هستند به‌خصوص امروزه که جهان با مشکل کمبود زمین و ذخایر انرژی رو به رو است. وقتی سخن از احیاء مناطق خشک و بیابانی به میان می‌آید باید علاوه بر کاشت درخت، با راهکارهایی فشار بر اراضی طبیعی را نیز کاهش داد. بنابراین با شناخت استعدادها و توانایی‌های قابل بهره‌برداری این مناطق، می‌توان آن را به درستی مدیریت کرد.

    از جمله این موارد می‌توان به اکوتوریسم بیابان و جاذبه‌های طبیعی آن، ژئوتوریسم، حفظ منابع طبیعی بیابان، آب انبارها، کاروان‌سراها و بادگیرها به صورت مناطق حفاظت شده، برگزاری مسابقات تفریحی و ورزشی در قالب توریسم ورزشی، انرژی‌های نو از قبیل انرژی خورشیدی، انرژی بادی، انرژی زمین گرمایی، انرژی بیوگاز و همچنین صنایع استخراجی از قبیل نمک طعام، کلرور پتاسیم، گوگرد و… اشاره کرد که تمامی این موارد با برنامه‌ریزی  صحیح و مدیریت مناسب تاثیر به سزایی بر اشتغال مناطق بیابانی و کاهش فقر و بهبود اوضاع معیشتی در این مناطق دارد.

    منابع:

    *خسروشاهی، م. (۱۳۹۶). «تشدید و تهدید خطر بیابان‌زایی در ایران از منظر آب». نشریه طبیعت ایران. شماره ۳. صص: ۶-۱۳.

    *ذ، ا و ع، ر. (۱۳۹۱). «مقابله با بیابان‌زایی با تأکید بر توانایی مناطق بیابانی (مطالعه موردی: استان اصفهان)».نشریه محیط شناسی. شماره ۳ .صص: ۱۶۴-۱۵۵.

    *جعفریان، و و دیگران. (۱۳۹۰). «مهار بیابان‌زایی». سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور وزارت جهاد کشاورزی. صص: ۳۹-۵.

    *نگارش،ح و دیگران.(۱۳۹۰).«تجزیه و تحلیل ناهنجاری‌های اقلیمی موثر بر فرایند بیابان‌زایی در منطقه خضرآباد یزد». شماره ۳. صص: ۶۹-۴۳.

    انتهای پیام

  • «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی

    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی

    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی

    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی
    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی

    ایسنا/خراسان رضوی قطع بی‌رویه، تخریب رویشگاه و عدم توجه مناسب به گیاه انجیلی از نظر صنعتی، این گنجینه گرانسنگ اکولوژیکی را در معرض خطر فرسایش ژنتیکی قرار داده است؛ یقیناً با آگاهی از نیاز اکولوژیک و تنوع ژنتیکی این گونه، حفاظت و مدیریت توسعه این گونه با ارزش اصولی‌تر انجام می‌پذیرد.

    درختان در اجتماع زیستی به عنوان یکی از مهمترین سیستم‌های حیات‌بخش انسان به شمار می‌روند، در واقع درختان تضمین‌کننده بقا و پایداری آب، خاک و هوای سالم هر سرزمینی هستند و پشتوانه مطمئنی برای نگهداری و توسعه سیستم‌های کشاورزی و سایر منابع تغذیه انسان به شمار می‌روند. درختان و جنگل‌ها از دیر باز تا کنون پا به پای تکامل جوامع انسانی تکیه‌گاه استواری برای تدام و ارتقاء سطح زندگی آن‌ها بوده‌اند و هنوز هم وفادارانه خدمات بی‌دریغ خود را به بشریت عرضه می‌کنند.

     اهمیت حیاتی درختان در دنیای امروز نه به دلیل ارزش‌های اقتصادی آن‌ها بلکه به دلیل ارزش‌های غیر قابل انکار زیست‌محیطی آن‌ها است. با تخریب جنگل‌ها و کاهش مساحت آن‌ها، انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری و در نتیجه کاهش تنوع زیستی در دنیا مشهود است. هریک از گونه‌ها نقش حیاتی و اساسی در زنجیره غذایی بازی می‌کنند. تنوع زیستی به عنوان گنجینه زیستی یا بانکی از داده‌های زیست شناختی در نظر گرفته می‌شود و شکل‌های متفاوتی از زندگی و فرم‌های رویشی در سطح کره زمین را نشان می‌دهد.

    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی
    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی

    درخت انجیلی یکی از گونه‌های اندمیک ناحیه هیرکانی در شمال ایران است

    درخت انجیلی با نام علمی (Parrotia persica C.A. meyer) یا Persian Ironwood یکی از گونه‌های اندمیک ناحیه هیرکانی در شمال ایران است که به همراه گونه‎های ممرز و شمشاد، جوامع مختلفی را تشکیل می‌دهند. زادآوری این گونه به روش جنسی در سطح جنگل کمتر وجود دارد و بیشتر به صورت غیرجنسی و به کمک پاجوش و ریشه جوش صورت می‌گیرد.

    انجیلی درختی است پهن برگ، نور پسند، دارای سیستم ریشه‌ای سطحی و خزان کننده با شاخه‌های کوتاه و پهنای تاج حدود ۱۱-۷ متر که برگ‌های پاییزه آن به رنگ قرمز دیده می‌شود. این درخت مخصوص اقلیم معتدل و مرطوب است. ساقه‌های آن صاف بوده و به یکدیگر جوش می‌خورد تا تنه و شاخه‌های درخت را نامنظم ساخته و زیبایی خاصی را ایجاد می‌کند و از این جهت به عنوان درختی زینتی در پارک‌ها و باغ‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. نام علمی جنس انجیلی به افتخار Parrot گیاه‌شناس فرانسوی انتخاب شده است.

    جنگل‌های شمال ایران از معدود مناطقی از دنیا است که می‌توان انجیلی را به صورت طبیعی مشاهده کرد

    از دیدگاه حفاظتی انقراض تاریخی این گونه که به خانواده Hammamelidaceae تعلق دارد در بسیاری از مناطق رویشی در دنیا گزارش شده است. وقوع دوره یخبندان در اواخر دوران سوم زمین‌شناسی، سبب از بین رفتن این گونه در بسیاری از مناطق تحت پراکنش آن به ویژه در مناطقی مانند آستارای  آذربایجان، گرجستان، لنکران و ترکیه شده است، به طوری که امروزه تنها فسیل آن در این مناطق یافت می‌شود. خوشبختانه در یکی از معدود مناطقی از دنیا که هنوز هم این گونه را می‌توان به صورت طبیعی مشاهده نمود، جنگل‌های شمال ایران است. اخیراً توده کوچکی از این درخت در کشور آذربایجان مشاهده شده است.

    برگ‌های انجیلی  در طول فصل بهار و تابستان رنگ‌های زیبایی را ایجاد می‌کند

    درخت انجیلی گل‌های زیبایی در اواخر زمستان و اوایل بهار دارد که به دلیل ظهور گل‌هایی با رنگ قرمز شرابی بسیار زیبا پیش از ظهور برگ‌ها منظره زیبایی به درخت می‌دهد. همچنین برگ‌ها در طول فصل بهار و تابستان نیز رنگ های زیبایی را ایجاد می‌کنند که توجه و دید بینندگان را به سمت خود جلب می‌نماید.  همچنین اوج و شکوه زیبایی درخت انجیلی در فصل پاییز با خزان چندرنگ (الوان) برگ‌ها روی هر درخت رخ می‌دهد که رنگ‌های مختلفی مانند زرد، حنایی، سرخ، ارغوانی، جگری و رنگ‌های گرم همسان دیگر را ایجاد می‌کند که چشم هر بیننده‌ای را به سمت خود جلب می‌کند و ارزش و وزن چشمی بسیار بالایی ایجاد می‌کند.

    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی
    «انجیلی» تابلوی الوان جنگل‌های هیرکانی

    برخورداری از تنه منشعب، پوست ریزان و تغییر در رنگ برگ‌ها در فصول مختلف  باعث شده تا این گونه در شمال آمریکا و نیز در اروپا به عنوان گونه زینتی در فضای سبز شهری مورد استفاده قرار  گیرد. همچنین توانایی این گونه در تثبیت دامنه‌ها با توجه به مقاومت کششی در ریشه این گونه درختی در مناطق حساس به لغزش گزارش شده است. از نکات مثبت این گیاه مقاومت این درخت به آفات و بیماری‌ها  و آلودگی‌های آب و هوایی است. این درخت مناسب‌ترین درخت برای فضای سبز است و باید از آن بیش از پیش بهره گرفت.

    به طور کلی هر چند که این گونه به لحاظ پراکنش در شرایط مساعدی به سر می‌برد، اما برخی از مشخصه‌های ساختاری توده‌های انجیلی می‌تواند آن را به راحتی در بین گونه‌های در معرض انقراض قرار دهد. چوب انجیلی در کارخانه‌های تخته فیبر به کار می‌رود و فیبر بسیار با ارزشی تولید می‌کند. متاسفانه قطع بی‌رویه، تخریب رویشگاه و عدم توجه مناسب به این گونه از نظر صنعتی، این گنجینه گرانسنگ اکولوژیکی را در معرض خطر فرسایش ژنتیکی قرار داده است. یقیناً با آگاهی از نیاز اکولوژیک و تنوع ژنتیکی این گونه، حفاظت، مدیریت توسعه این گونه با ارزش، اصولی‌تر انجام می‌پذیرد و از طرفی به  دلایلی چون ارزش زیاد اکولوژیکی این گونه، در معرض خطر بودن، اندمیک بودن آن در جنگل‌های هیرکانی باید مطالعه‌هایی جامع در مورد آن صورت گیرد.

    منابع:

    *سفیدی،ک. (۱۳۹۵). «تنوع ساختار مؤلفه تنوع زیستی در اکوسیستم‌های جنگلی، مطالعه موردی از جوامع (Parrotia persica C.A. Meyer) انجیلی درختی». مجله پژوهش‌های گیاهی (مجله زیست شناسی ایران). شماره ۴. صص: ۸۱۸-۸۰۵.

    *حیدری،م و دیگران. (۱۳۹۱). «بررسی رابطه بین قطر برابرسینه و قابلیت جست‌دهی گونه انجیلی Parrotia persica.M.A.C (مطالعه موردی: جنگل خیرود)».  مجله جنگل ایران، انجمن جنگل‌بانی ایران. شماره ۴. صص: ۳۱۰-۳۰۱.

    *رشیدی، ا و دیگران. (۱۳۹۰). «بررسی خرادهی چینه سرمایی و تنظیم کننده‌های رشد روی جوانه زنی بذر انجیلی و سرو خمره‌ای». پایان نامه  تحصیلی جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته باغبانی. دانشکده کشاورزی دانشگاه  شهید باهنر کرمان. صص: ۹۰-۱.

    *یوسف زاده، ح و دیگران. (۱۳۸۷). «بررسی تنوع برگ درخت انجیلی در شیب ارتفاعی در شرق استان مازندران». مجله رستنی‌ها. شماره ۲. صص: ۱۸۶-۱۷۹.

    انتهای پیام

  • میزان فشار روانی ادراک شده در سلامت افراد مشکوک به کووید-۱۹

    میزان فشار روانی ادراک شده در سلامت افراد مشکوک به کووید-۱۹

    میزان فشار روانی ادراک شده در سلامت افراد مشکوک به کووید-۱۹
    میزان فشار روانی ادراک شده در سلامت افراد مشکوک به کووید-۱۹

    ایسنا/خراسان رضوی یافته‌های پژوهشگران نشان داده است فشار روانی ناشی از بیماری کووید-۱۹بر سلامت کلی افراد، کیفیت خواب و علائم استرس پس از سانحه تأثیر گذار است.

    علائم اولیه کووید-۱۹ شامل پنومونی، تب، دردهای عضلانی و خستگی است. طبق آمار جهانی اعلام شده، نرخ مرگ و میر ۳.۴ درصد برای این بیماری ثبت شده است و در همین راستا یافته‌های پژوهشگران نشان داده است فشار روانی ناشی از بیماری کووید-۱۹بر سلامت کلی افراد، کیفیت خواب و علائم استرس پس از سانحه تأثیر گذار است. محققان در پژوهشی با عنوان «بررسی نقش میزان فشار روانی ادراک شده در سلامت افراد مشکوک به بیماری کووید-۱۹»، آورده‌اند: یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که فشار روانی در افراد مبتلا منجر به علائم حاد استرس پس از سانحه می‌شود که با وحشت فراگیر همراه است».

    در این پژوهش که توسط مرضیه شادمهر در گروه روانشناسی، ناهید رامک در مرکز تحقیقات سلامت و توسعه اجتماعی و علیرضا سنگانی در گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز انجام شده است آمده است: «پاسخ‌های شناختی و رفتاری افراد مبتلا به کرونا ویروس نوین-۲۰۱۹ در شرایط پرفشار به آمادگی روانی و حمایت‌های اجتماعی کسب شده بستگی دارد. براساس نظریه فشار روانی، منابع شناختی، رفتاری و حمایتی موجود برای افراد، نقشی اساسی در چگونگی انطباق آنان دارد که واکنش‌های هیجانی مانند ترس، اضطراب و وحشت را در افراد مبتلا تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    در مدل فشار روانی ناشی از بیماری، دو دسته منابع فردی و اجتماعی به عنوان عناصر مهمی درنظر گرفته شده‌اند که می‌توانند برای فرد، نتایج مثبت یا منفی درمانی را به بار بیاورند و یافته‌های پژوهشی محققان نشان داد که این فشار روانی ادراک شده  احساسات و افکار نه تنها بیماران، بلکه پرستاران و درمانگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از نقطه نظر شناختی، فقط عوامل فشارزای روانی که شخص متحمل می‌شود مهم نیستند بلکه مهم نحوه ادراک فرد از فشار روانی است که سلامتی وی را تحت تأثیر قرار می‌دهد».

    در این پژوهش آمده است: «این ادراک می‌تواند به دو صورت مثبت (فرد به توانایی خود در مقابله مؤثر با عوامل فشار روانی‌زا اطمینان دارد) و منفی (فرد احساس می‌کند نمی‌تواند از عهده مشکلات و چالش‌های موجود برآید) صورت گیرد. از جمله منابع فردی مهم تأثیرگذار بر فشار روانی می‌توان به راهبردهای مقابله با فشار روانی اشاره کرد. آن دسته از افراد که از راهبردهای مثبت مقابله با فشار روانی مانند مقابله مسأله محور و ارزیابی مثبت استفاده می‌کنند، پیامدهای منفی را کاهش و پیامدهای مثبت را افزایش می‌دهند؛ در حالی که استفاده از راهبردهای مقابله‌ای منفی مانند مقابله متمرکز بر هیجان و مقابله اجتنابی با افزایش پیامدهای منفی در ارتباط است».

    این پژوهش با هدف بررسی نقش میزان فشار روانی ادراک شده در سلامت افراد مشکوک به بیماری کووید-۱۹ انجام شد و به طورکلی نتایج پژوهش نشان می‌دهد بین فشار روانی ادراک شده و سلامت افراد مشکوک به کرونا ویروس نوین- ۲۰۱۹ رابطه مثبت۳۹  صدمی وجود دارد و همچنین ۳۶ درصد فشار روانی ادراک شده بر سلامت افراد مشکوک به کووید-۱۹ اثرگذار است.

    عده‌ای از محققان تایید نمودند که فشار روانی ناشی از ترس از بیماری کووید-۱۹در یک رابطه دو سویه با عفونت‌های جسمی منجر به کاهش سلامت، کیفیت خواب و علائم استرس پس از سانحه می‌شود که از نظر تاثیرات فشار روانی ناشی از بیماری کووید-۱۹ بر خرده مقیاس علائم اضطرابی و اختلال خواب سلامت افراد همسو است که در این مطالعه دقیقا رابطه برابر با ۳۱ مشخص شده است. همچنین در دیگر پژوهش‌ها فشار روانی ادراک شده بیماران ناشی از ابتلا به کرونا ویروس نوین- ۲۰۱۹ بین پاسخ‌های رفتاری، شناختی و هیجانی و به طور کلی راهبردهای مقابله‌ای بیماران رابطه وجود دارد که اغلب بیماران راهبردهای هیجان مدار مبتنی بر ترس را استفاده می‌نمایند.

    براساس این پژوهش «نتایج مطالعه حاضرنشان داد که بین فشار روانی با عوامل سلامت در افراد مشکوک به بیماری کووید-۱۹ رابطه وجود دارد، نقش و تاثیرگذاری فشار روانی ادراک شده در سلامت بیماران مبتلا به کووید-۱۹ تایید شد، به طوری که کاهش تحمل فشار روانی، بهداشت و سلامت فرد را به مخاطره می‌اندازد».

    این پژوهش در مجله طب نظامی و در سال ۱۳۹۹ منتشر شده است.

    انتهای پیام