برچسب: موسیقی

  • عثمان، خدا را عاشق موسیقی می‌داند

    عثمان، خدا را عاشق موسیقی می‌داند

    عثمان، خدا را عاشق موسیقی می‌داند

    ایسنا/خراسان رضوی اعتقاد دارد «خدا عاشق موسیقی است»؛ عثمان محمدپرستی که در ۱۳۰۷ زاده شده و بیش از ۸۰ سال است که دوتار می‌نوازد؛ حتی الان که نود و چهارمین سالِ زندگی‌اش را سپری می‌کند، با سری بلند می‌گوید که در زندگی‌اش نوکریِ کسی را نکرده و خدمت‌گزار مردم بوده است.

    همچنان عاشق سیم‌های دوتارش است. روی ویلچرش نشسته و از خاطراتش می‌گوید؛ از این که پدرش مخالف تار زدن او بوده و مردم هم در آن دوران به چنین جوانِ اهل موسیقی مطرب می‌گفتند و آزرده خاطرش می‌کردند؛ اما عثمان از آن‌ها ناراحتی‌ای به دل ندارد و آن توهین‌ها را به حساب فضای فرهنگی آن زمان می‌گذارد.

    برای ساز زدنش استادی نداشته؛ صدای ساز را شنیده و ابزارش را در دست دیگران دیده و به آن علاقه‌مند شده و شروع به ساز زدن کرده؛ به گفته خودش ساز زدن را از خدا یاد گرفته و لطف خدا بوده است.

    پدر عثمان مخالفت جدی با ساز زدن او داشته و به همسرش گفته که این پسر “غربتی” است و او را به خانه راه ندهد؛ اما در روزی که صدای موسیقی عثمان که در وصف پیامبر اسلام(ص) آواز می‌خوانده را می‌شنود، نظرش تغییر می‌کند. عثمان با بغض و دلتنگی برای پدرش می‌گوید: “در یکی از روزها در حال ساز زدن بودم که ناگهان پدرم درب اتاق را باز کرد، ناگهان از جا پریدم، آن زمان بچه‌ها از پدرهایشان حساب بیشتری می‌بردند و مثل الان نبود. پدرم وقتی ترسِ من را دید گفت نترس نترس من اطلاع نداشتم که تو چنین پسری هستی که درباره پیغمبر آواز می‌خوانی، هر چه تا الان خرج کرده‌ای حلالت و از این پس هم هرچه دارم را خرج موسیقی‌ات کن”. از نظر استاد محمد پرست، تمام دوتار ذکر خدا است و مدام از خدا یاد می‌شود.

    عثمان با دستش به پیشانی‌اش اشاره می‌کند؛ در طول گفت‌وگویمان با او، چندین بار و به طور دقیق به یک نقطه از پیشانی‌اش اشاره می‌کند. پدر عثمان پس از این که وارد اتاق شده و با آواز خواندن پسرش درباره حضرت محمد(ص) مواجه شده، پیشانی عثمان را محکم بوسیده است.

    چهار کلاس سواد دارد و پس از مدرسه به کار کردن پرداخته است؛ از دامداری پدرش تا باز کردن مغازه خواروبار فروشی و پس از آن هم خریدنِ اتوبوس. می‌گوید “مگر من کی هستم؛ از دامداری پدرم شروع کردم و الان انقدر مردم من را دوست دارند، این لطف خدا است”. در مغازه خوار و بار فروشی‌اش که البته خودش به آن “دکان داری” می‌گوید، همه چیز داشته. با خریدن اتوبوس هم با دریافت کرایه هر نفر ۱۵ ریال، مسافرانِ مسیرِ خواف-مشهد را به مقصدشان می‌رسانده است.

    فرزندش دو تار استاد را در کنار ویلچرش قرار می‌دهد؛ عثمان در حین مصاحبه طاقت نمی‌آورد و دو تار را از سمت راست ویلچر بر می‌دارد و در آغوشش می‌گیرد. شیفته دو تارش است. به قول خودش وقتی در حال نواختن است «وارد عالَم دیگری» شده و «دگرگون» می‌شود.

    عثمان رمز موفقیتش را نوکری نکردن برای کسی بجز مردم می‌داند؛ می‌گوید: “من دروغ نگفتم، دزدی نکردم، خیانت نکردم، چاخان نکردم” و از همه مهم‌تر که «پول» نگرفته است. از نظر او پول زندگی مردم را اداره می‌کند اما هیچ وقت به سمت پول نرفته و طبق دستور خدا و رسولش کار کرده است.

    از محبوبیتش می‌گوید، از سفرهای خارجی که به کشورهایی از جمله آلمان، آمریکا، روسیه، ژاپن، انگلیس و… رفته. از تهران، مشهد و دیگر شهرهای داخلی هم یاد می‌کند. محبت تک تک مردم را به یاد دارد. اگر چه در روزگاران قدیم که تازه ساز را آغاز کرده بوده، بعضی از مردم او را با صفات خوبی یاد نمی‌کردند اما عثمان از آن زمان‌ها گذر کرده و به محبوبیتی که الان نزد مردم دارد، می‌بالد. 

    عثمان محمدپرست پس از دوتار، ویولن و برخی سازهای دیگر را هم نواخته؛ با حسی که به قول خودش «دیوانگی»ست از لحظاتِ نواختنِ سه‌گاه، شور، همایون و… با دوتارش برایمان صحبت می‌کند. می‌گوید: “خیلی‌ها باور نمی‌کنند اما من با همین دوتارم چنین چیزهایی را نواخته‌ام؛ چیزهایی که با شش تار و … می‌زنند را با همین دو تار می‌زنم”.

    تمام دیوارهای خانه استاد را انبوهِ تقدیرنامه‌ها، لوح‌ها، عکس‌ها و… پوشانده است؛ تا جایی که دیگر قاب‌ها را روی زمین و با تکیه بر دیوارها قرار داده‌اند. فرزندان، نوه‌ها و نتیجه‌های عثمان در خانه‌اش هستند. بهمن ۱۳۷۷ همسرش فوت کرده است. نام فرزندانش را می‌گوید با «شجاعت» گذاشته و پای این کارش هم ایستاده است. او اهل سنت است و می‌گوید: “نام فرزندانم را جواد، حسین، رضا، فاطمه، حمیرا و زهرا گذاشتم و پای آن هم ایستادم و از کسی هم نترسیدم”. سه فرزند دیگرش احمد، الله یار و محمود هستند.

    عثمانِ محمدپرستِ ۹۴ ساله بسیار مهمان‌نواز، با همان تواضع همیشگی و البته تواضعی که همیشه در بین اساتید موسیقی کهن‌مان وجود دارد، کمی برایمان ساز زد. با دستانی که دیگر رگ‌هایش به وضوح دیده می‌شوند؛ شاید مثل آن روزها در اوج نتواند، ساز بزند اما، دست‌هایی که هشت دهه روی سیم‌های دوتار حرکت کرده‌اند، آن هم اینقدر با صلابت مگر می‌شود به فراموشی سپرد یا برای فراز و فرود تعیین کرد، آری این دست‌ها حتی در ۹۴ سالگی هم می‌توانند هنرنمایی کنند.

    یکی از نوه‌ها هم مسیر پدربزرگ را رفته است؛ نوه‌ در کنار استاد می‌نشیند و شروع به نواختن می‌کند که با تشویق کردن‌ها و «احسنت» گفتن‌های پدربزرگ، همراه می‌شود. همچنان شور دارد؛ با صدایی که کلمات را گسسته گسسته ادا می‌کند، “محمل لیلی به سرعت می‌بری ای ساربان/ گر بدانی حال مجنون ناقه را پی می‌کنی” را می‌خواند و با دوتارِ نوه‌اش همراهی می‌کند. عثمان به دلیل این‌که در دوران خودش و در شهرستان کوچک‌شان رفتار خوبی با کسانی که ساز می‌زدند، نمی‌شده است، فرزندانش را به مسیر موسیقی هدایت نکرده است.

    عثمان با همت خیران و مردم، بانیِ ساخت ۹۲۰ مدرسه شده است. با دوتارش به همه چیز رسیده و با همین سیم‌های دوتار آبرومند شده و از زندگی‌اش رضایت دارد. خدا را شاکر است اما می‌گوید «خدا به او آن‌قدر لطف داشته که نمی‌تواند شکر نعمت‌هایش را به جای آورد.»

    انتهای پیام

  • نامه متفاوت سعید حجاریان به همایون شجریان /بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل …

    نامه متفاوت سعید حجاریان به همایون شجریان /بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل …

    متن این نامه در ادامه می‌آید:

    چونکه گل بگذشت و گلشن شد خراب

    بوی گل را از که یابیم از گلاب

    جناب آقای همایون شجریان

    درگذشت استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان را به شما و خانواده محترم تسلیت می‌گویم. قصد داشتم پس از خاکسپاری آن مرحوم، نکاتی را با شما در میان بگذارم و وظایفی را که به نظرم جامعه هنری ایران از شما انتظار دارد، متذکر شوم.

    ۱) مرحوم استاد شجریان، زندگی پرباری داشتند. ایشان، اسلاف آواز ایران همچون ظلی، برومند، قمر، تاج، فاخته‌ای، بنان، طاهرزاده و… را از صافی ضمیر خود عبور دادند و سپس، با نوای آهنگ‌سازانی همچون لطفی، مشکاتیان، علیزاده، کلهر و… ممزوج کردند و به این طریق طرفه معجونی به ‌وجود آمد که سال‌های دراز می‌تواند دستمایه آموزش آواز ایران قرار گیرد. بنابراین، اولین انتظاری که از شما می‌رود، این است که با همکاری سایر شاگردان آن مرحوم، ردیف‌های آوازی ایشان را نظم و نسق ببخشید و چنان‌که ایشان خود می‌خواستند، این رویه «شاگردپروری سینه به سینه» را ادامه دهید که این سلسله منقطع نشود.

    ۲) مرحوم استاد شجریان جایگاهی فراگیر داشتند. افغان‌هایی که با بیدل‌خوانی‌های استاد سرآهنگ مأنوس‌اند، ترک‌هایی که به مکتب شوشا عشق می‌ورزند، کردهایی که با آوازهای رزازی سرمست می‌شوند، عرب‌هایی که با لیلیات شبانه‌های خود را می‌گذارنند، جملگی گوهری را در صوت استاد دیدند که با آن احساس یگانگی می‌کنند؛ گویی شجریان نماینده فرهنگی سراسر منطقه ماست. بر این اساس، شناساندن هرچه بیشتر استاد به مردم عادی این کشورها -که اگر رها شوند به سمت موسیقی‌های تُنُک‌مایه روی می‌آورند- شاید وظیفه دیگری باشد که بر عهده شماست.

    ۳) یکی از کارهایی که شاید در زمان زندگانی استاد باید انجام می‌گرفت و نشد، تهیه مستندی بلند و جامع‌الاطراف از زندگی ایشان بود که من نیز به ایشان پیشنهاد دادم و استقبال هم کردند و کار را به آقای مشکاتیان محول کردند؛ شاهد من هم مژگان خانم هستند. اما نمی‌دانم چرا کار رها شد. اکنون، جای چنین مستندی خالی و ضروری است؛ باید کار را به اهل فن واگذار کرد و «راش‌»‌های نادیده زندگی ایشان را به وی سپرد تا چنین کاری صورت بگیرد.

    ۴) نکته دیگر درباره سبک آوازی شما و مرحوم پدر است. ایشان، تا حد زیادی وفادار به شیوه قدما بود و به همین‌خاطر شاید بعضی از آوازهایشان که طولانی و با مضامین سنگین است، برای جوانان امروز ملال‌آور باشد. اما سبک شما که خود جوانید و با روحیه جوانان آشناتر، با نشاط‌تر و شاداب‌تر به‌ نظر می‌رسد. اگرچه من تمایل بیشتری به کارهای پدر دارم، اما گمان دارم جوانان امروز با شما احساس همبستگی بیشتری می‌کنند. زمانی شنیدم مرحوم پدر درباره سنت‌شکنی‌ها و بی‌پروایی‌های آوازی شما نکاتی را متذکر شده‌ بودند که حکایت از ورودتان به شیوه‌های آوازی متفاوت داشت، اما گمان دارم همین بی‌پروایی‌ها و شادابی‌ها باعث جذب جوانان می‌شود تا بعدها از طریق شما به سنت آواز سنتی ما تمایل پیدا کنند. از این‌رو، گمان دارم ضروری است شما و بعضی شاگردان ایشان همین راه نوآورانه را ادامه دهید و بی‌آنکه از سنت سَلَف تخطی کنید، ابتکاراتی جدید در آثار آینده‌ به‌ وجود آورید. برای مثال، خواندن شاهنامه از سوی شما، کاری بود سترگ که فقط از عهده شما برمی‌آمد و تحسین پدر را نیز برانگیخت.

    ۵) استاد شجریان در زندگی خود همواره جانب مردم را گرفتند و به این خاطر صدمه‌ها دیدند تا ‌حدی که ممنوع‌الصدا شدند و حتی ربنای‌شان را خاموش کردند. ایشان می‌گفتند «من صدای خس‌وخاشاکم». به‌ گمانم شما نیز به‌ مرور با این مصائب روبه‌رو خواهید شد! با این وصف، اگر همچون پدر عنصر سیاست را نیز به نگاه موسیقیایی‌تان بیفزایید، مسئله دوچندان بغرنج می‌شود! بنابراین باید راه را آهسته و پیوسته طی کرد. چنان‌که می‌دانیم مرحوم استاد در آغاز راه و به دلیل نگاه‌های سنتی حاکم، از نام خود گذشتند! البته زمانه متفاوت شده است و نمی‌گویم به قول شاملو عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد… که خود نسبت به ظرایف امر آگاه هستید!

    تا به اینجا به خود جرئت داده‌ام و تکالیفی را بر شما بار کرده‌ام، اما مرحوم شجریان توانایی‌هایی دیگر نیز داشتند؛ خطاطی، ساختن ساز و حتی گل‌آرایی که نمی‌دانم آنها را هم بر شما بار کنم یا نه… که شاعر می‌گوید:

    بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل / چون می‌تواند کشیدن این پیکر لاغر من

    ایام‌ به کام.

    ۲۷۲۷

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • هزینه حذف زنان ایران از موسیقی بالاست / به بهانه یادآوری یکی از دغدغه های خسرو آواز ایران

    هزینه حذف زنان ایران از موسیقی بالاست / به بهانه یادآوری یکی از دغدغه های خسرو آواز ایران

     

    هزینه حذف زنان ایران از موسیقی بالاست / به بهانه یادآوری یکی از دغدغه های خسرو آواز ایران

     

    اعتمادآنلاین| آذری منصوری، فعال سیاسی اصلاح طلب، در بادداشتی در سایت امتداد نوشت: «هزینه حذف زنان از موسیقی ایران خیلی بالاست.این یعنی بخشی از موسیقی ما نیست. بخشی از صدای موسیقی ما نیست. این ساز را ببینید، فکر کنید تار اول و دومش نباشد،خب ببینید چه صدایی می دهد. در حالیکه این ساز این تارها را می خواهد تا صدای خوبی داشته باشد. این صدای زن در موسیقی ماست.»

    این چند جمله نظر استاد بی بدیل آواز ایران در ضرورت بودن صدای زنان در موسیقی ایران است. این سخنان سال ها پیش گفته شده، اما دلیل اینکه چرا این سخنان تازگی دارد، این است که با گذر زمان این ضرورت بیشتر از قبل در موسیقی ایران خود را نشان می دهد.

    خاصه آنکه در ورای مرزهای جغرافیایی ما صدای زنان به جزئی لاینفک از موسیقی جهان در همه سبک ها تبدیل شده است. اما آنچه مد نظر شجریان بود همانی است که در نوع اشعار و آواز مژگان شجریان و امثال می توان دید. موسیقی پر معنا و برگرفته از شعر و شعور و هنر موسیقی اصیل ایران.

    در طول بیش از چهل سال گذشته نه تنها این صدا از موسیقی رسمی ایران حذف نشده است، بلکه موجب شده از یک سو در اشکال زیرزمینی و غیر رسمی موسیقی خود را نشان دهد و از سوی دیگر موجب شده، آنها که می توانند، رفتن از کشور را بر ماندن ترجیح دهند و جزیی از موسیقی فرامرزی ایران محسوب شوند.

    در واقع تابو ساختن از صدای زنان در موسیقی ایران نه تنها موجب حذف صدای آن ها نشده، بلکه به عاملی برای واگرایی نیمی از جمعیت کشور نیز تبدیل شده است.

    واقعیتی که استاد شجریان مکرر بر ضرورت آن تاکید می کرد و حتی در جایی دیدم که چگونه از صدا و سبک سیما بینا در احیاء آواها و نواهای محلی ایران تقدیر می کند.

    در هر حال حذف صدای زنان از موسیقی رسمی در ایران امروز به یکی از دلایل واگرایی نیمی از جمعیت کشور تبدیل شده است که باید برای تبدیل این واگرایی به همگرایی فکری کرد.

    آنها که همچنان در مقابل این تقاضا مقاومت می کنند و بر حذف صدای زنان اصرار دارند، کافی است نگاهی به آرشیو موسیقی فرزندان خود بیندازند، شاید با دید بازتری واقعیت های امروز ایران را ببینند و دست از این مقاومت بی حاصل بردارند.

    منبع: امتداد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود

    بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود

    بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود
    بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود

    ایسنا/خراسان رضوی یک پژوهشگر هنرهای اسلام‌ و موسیقی‌دان مقامی‌ خراسان گفت: بنده بیم از آن دارم که گونه‌های فاقد اصالت و بدون ریشه، جای تعزیه‌خوانی را بگیرد که این موضوع باید مورد توجه ما قرار گیرد تا گونه‌های بدون ریشه جایگزین هنرهای اصیل ما نشود.

    مجتبی قیطاقی در برنامه روایت آزادگی که در جهت بررسی روند تاریخی موسیقی آئینی و تعزیه در فرهنگ عاشورا، به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی و به صورت گفت‌وگوی مجازی برگزار شد، اظهار کرد: تعزیه مختص ایران و جزو فرهنگ دیرین ایران است و در هیچ کشور دیگری نمونه این‌گونه عزاداری مشاهده نمی‌شود. باعث افتخار است که در سال ۲۰۱۰، بنابر پیشینه تاریخی و باور جهانی، تعزیه ایران در فهرست نمونه میراث معنوی بشری در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است.

    وی در رابطه با تاریخچه تعزیه در ایران بیان کرد: آئین‌مداری، احترام به مذهب و پیشینه مذهبی و آن‌چه که جزو آیین‌های عبادی این سرزمین است، همیشه مرام ایرانیان بوده و در پیشینه ما در ایران باستان جریان داشته و اکنون هم جریان دارد. فرهنگ‌مداری و توجه به آئین‌های مختلف همیشه مورد توجه ایران بوده و همیشه در آئین‌های مختلف، از هنرهای مختلف استفاده شده است. تعزیه از جمله هنرهایی است که از قدیم‌الایام و حتی از قبل از اسلام به بهترین شکل در ایران جریان داشته است.

    این موسیقی‌دان افزود: تعزیه در ایران در دوره‌های مختلف فراز و نشیب داشته است. در دوره زندیه، قاجاریه و صفویه به صورت‌های مختلف بوده و دوران طلایی تعزیه را اواخر صفویه و اوایل قاجاریه می‌دانند؛ مخصوصا در دوران ناصرالدین شاه حدود ۸۰ تکیه در تهران برای تعزیه شکل می‌گیرد که مهم‌ترین آن، تکیه دولت است که امروز حال و روز خوبی ندارد و شاید که تخریب شده است اما نمونه بسیار شاخصی در حوزه معماری تکیه است. این بنا نمونه‌ای است از تکایایی که محل برگزاری تعزیه بوده و بر اساس بوم منطقه طراحی ‌شده است.

    قیطاقی تصریح کرد: تعزیه دارای سه رکن کلام، موسیقی و حرکت است که در ایران به انواع مختلف برگزار می‌شود. شاید شبیه‌خوانی نزدیک‌ترین گونه تعزیه‌ای است که در پیشینه ما وجود داشته و در آن از تمام هنرهای تجسمی، شنیداری، آوایی و نمایشی استفاده می‌شود. شبیه‌خوانی را نباید در برابر نمایش فرض کرد. در شبیه‌خوانی گفته می‌شود افرادی که ورزیده این مهارت هستند، نقش یکی از قهرمانان را بر عهده می‌گیرند؛ حال اگر موضوع واقعه کربلا باشد، نقش یکی از قهرمانان کربلا را روایت می‌کنند. در این هنر بازیگر نقش را بازی نمی‌کند. این روایت نقد وجه تمایز شبیه‌خوانی با نمایش است؛ هرچند تعزیه را گونه‌ای از نمایش سنتی می‌دانند که این موضوع نادرستی نیست.

    پژوهشگر هنرهای اسلامی خاطرنشان کرد: تعزیه و شبیه‌خوانی کارکردهای بسیار مهمی داشته است. تعزیه تلاشی بوده در جهت الگوسازی و معرفی الگوهای برجسته در این عرصه که اگر حماسی و با موضوع امام حسین(ع) بوده، انگاره‌سازی می‌کرده است و می‌توانسته احساس عاطفی مخاطب خود را برانگیزاند و او را تحت تاثیر قرار دهد. ایجاد وهم و خیال نیز در آن‌ها به صورتی ایجاد می‌شده که مخاطبان خود را در صحنه‌های کربلا احساس می‌کردند و فضا را تجسم می‌کردند. تزکیه نفس، تطهیر روح، تقویت روحیه شهادت‌طلبی و ترویج آزادی‌خواهی نیز در قالب تعزیه ارائه و مورد توجه بوده است. همچنین تسکین آلام مردم، با توجه به اینکه آن‌ها داغ‌دیده عزیزانی هستند که جوان‌مردانه از دین دفاع کردند، هم مورد توجه بوده که دوام و همبستگی این ماجرا و حفظ وحدتی که بین مردم بوده است را نشان می‌دهد.

    وی تشریح کرد: پس از واقعه کربلا، شیعیان ایران از تمام امکانات خود به بهترین شکل استفاده کردند تا حرمت‌دار جوانمردان کربلا باشند. جوان‌مردی را ایرانیان از قدیم‌الایام پاس می‌داشتند و همانندسازی می‌کنند؛ جوانمردی حضرت عباس(ع) را با جوان‌مردی یادگار زرایران در قبل از اسلام. این همانندسازی‌ها بسیار کمک می‌کند تا بستر و زمینه فرهنگی به وجود بیاید و رشادت‌ها و حماسه‌پردازی بهتر دیده شود. این ویژگی اصلی تعزیه است که می‌توانیم به آن افتخار کنیم و باید از اساتید این عرصه قدرشناسی کنیم تا به فرهنگ شفاهی خود احترام گذاشته باشیم. باید توجه داشت به دلیل اینکه فرهنگ شفاهی ما به شدت در معرض خطر و تهدید است، می‌توانیم با تقدیر از اساتید از از بین رفتن آن جلوگیری کنیم.

    قیطاقی بیان کرد: آثاری مانند «یادگار زرایران»، «سوگ سیاوش» و «مصائب میترا» نمونه‌هایی از آثار مکتوب و منظوم تعزیه است که پیش از اسلام وجود داشته‌ و ادامه این باور فرهنگی است که پس از اسلام، در واقعه کربلا و ادبیات عاشورا به بهترین شکل خود را نشان می‌دهد. با توجه به واقعه کربلا و فرهنگ عاشورا، درام‌ها و نمایش‌های بسیار ارزشمندی از این رویداد استخراج و اجرا شده است.

    این هنرمند موسیقی مقامی خراسان گفت: گونه‌های اصلی که در ایران برای تعزیه شناخته می‌شود، از مناقب‌خوانی که ستایش‌خوانی مذهبی در قالب شعر است، دسته‌گردانی، مقتل‌خوانی، سرنانوازی، شمایل‌گردانی، علم‌گردانی، مرثیه‌خوانی، نوحه‌گری و پرده‌خوانی تشکیل می‌شود که از بین آن‌ پرده‌خوانی به نقاشی قهوه‌خانه‌ای می‌پردازد. شهرستان کاشمر در خراسان رضوی را می‌توان به عنوان یکی از کانون‌های پرده‌خوانی دانست. در کتاب فتوت‌نامه سلطانی از ملاحسین واعظ کاشفی بسیاری از گونه‌های تعزیه دارای مرام‌نامه است و رسما جزو فرهنگ این کشور بوده‌اند.

    وی در رابطه با نقش‌های مختلف در تعزیه بیان کرد: در شرایط مختلف تعزیه و شبیه‌خوانی یکسری از منصب‌ها و یا وظیفه‌هایی وجود دارد؛ برای مثال مظلوم‌خوان، موافق‌خوان و اولیاءخوان نقش‌های مثبت را می‌خواند و یا آن‌ها را نقل می‌کند اما مخالف‌خوان‌ها شبیه مخالف را نقل می‌کنند که در بین این تعزیه، موسیقی نقش مهمی ایفا می‌کند. گوشه‌ای که برای آغاز موافق‌خوان خوانده می‌شود با گوشه‌ای که برای مخالف‌خوان خوانده می‌شود، متفاوت است؛ برای مثال قریب به اتفاق افرادی که مخالف‌خوان هستند، گوشه مخالف سه‌گاه را انتخاب و اجرا می‌کنند.

    قیطاقی تصریح کرد: در فرهنگ ایران حماسه و معنویت جریان دارد و با رفتن جوان‌مردان، این اتفاقات را نقل می‌کنند و الگوسازی می‌کنند تا این اتفاقات در فرهنگ ما برای نسل آینده بماند که این حسن فرهنگ ماست. در عرصه موسیقی مقامی خراسان هم همین‌طور است. مقام‌های بسیاری وجود دارد که به واقعه کربلا می‌پردازد؛ برای مثال مقام «حسین یار» وجود دارد که شعرهای اصیل و اولیه‌اش در مقام امام حسین(ع) سروده شده و توسط بخشی‌های خراسان نقل می‌شود. در نواحی جنوب و شرق خراسان هم مقام‌های بسیاری وجود دارد که به ذکر فضائل اهل بیت(ع) می‌پردازد؛ در کل موسیقی ایرانی هم همین‌طور است که نشان‌دهنده رشد و پیشرفت فرهنگ و موسیقی متناسب با هم است.

    این پژوهشگر هنرهای اسلامی افزود: در تعزیه آوازهای بی‌تناسب نخواهید شنید. کودک‌خوان، زینب‌خوان، موافقخوان و مخالف‌خوان به تناسب گوشه خود را انتخاب می‌کنند که بر اساس آن بخوانند چون اگر غیر از این باشد، از تاثیرگذاری آن کم می‌شود و مردم متوجه این موضوع خواهند شد.

    وی خاطرنشان کرد: در خراسان هنرمندان به بهترین شکل، خواستار این نوع موسیقی بوده‌اند و افتخار این را داریم که دو گونه از موسیقی‌های خراسان ثبت جهانی در یونسکو شده‌ است. موسیقی بخشی‌های خراسان که به دوتار و آواز می‌پردازد، موسیقی خاصی است که به ثبت رسیده و پس از آن در سال ۲۰۱۹، مهارت‌های سنتی ساختن و نواختن دوتار در ایران به ثبت رسید که نشان‌دهنده پیشینه علمی و قوی آن‌هاست.

    قیطاقی تصریح کرد: ما در عرصه فرهنگی که در طول تاریخ به فراخور و به تناسب آئین‌ها، مناسبت‌ها، وضعیت جغرافیایی، بوم محل زندگی، اجتماع و نحوه زندگی‌هایمان به وجود آمده، موسیقی داریم و آئین خاص هر کدام از این‌ها را به تناسب با موسیقی خود پیش می‌برده‌ایم. موسیقی ما در سرزمین ایران و به ویژه خراسان به بهترین شکل وجود دارد و این گنج پنهان در موسیقی اقوام مختلف می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

    این هنرمند موسیقی مقامی با بیان اینکه خیلی‌ها می‌گویند موسیقی نوایی، مقامی و سنتی، موسیقی عقب‌افتاده و قدیمی است که تناسبی با سلیقه جوانان ندارد، اظهار کرد: در طول تاریخ موسیقی ما مخصوصا در حوزه مقامی، موسیقی رشد تاریخی خود را داشته و هر زمان به آن مراجعه شده، نتیجه داشته اما وقتی به آن مراجعه و توجه نشود و معرفی نشود، طبیعی است که فرهنگ‌های رقیب فرصت پیدا می‌کنند تا جایگزین آن شوند.

    وی افزود: هنرمند موسیقی‌دان خلاق می‌تواند راهی را پیدا کند که به تناسب زمانه خود بازآفرینی به وجود بیاید. مجموعه موسیقی‌ها در هر دوره‌ای مطابق شرایط زمانه خود بازآفرینی مجدد می‌شود و بسیاری از اوقات با برداشت از آن‌ها آثار جدیدی خلق می‌شود که فوق‌العاده هستند اما موسیقی مقامی در نواحی مختلف، موسیقی اندیش‌مندانه‌ای است که درک آن تلاش می‌خواهد.

    قیطاقی با بیان اینکه حرمت‌داری برای اهل بیت(ع) مذهب نمی‌شناسد و همه‌ مردم محب اهل‌بیت(ع) هستند، گفت: شیعیان و حتی دوستان اهل تسنن حضور خوبی در حرمت‌داری اهل‌بیت(ع) و مخصوصا واقعه عاشورا در ایران داشته‌اند. مردم اهل تسنن ترکمن ما که در ترکمنصحرا و گنبد حضور دارند، منظومه‌های امام حسین‌خوانی دارند. منظومه‌ کربلا را با دوتار خود نرم می‌کنند و آواز می‌خوانند. مردمان جنوب و شرق خراسان هم همین‌طور هستند که هر زمان جشنواره‌ای در موضوع پاسداشت مقام امام رضا(ع) برگزار می‌کردیم، گروه‌های فعال و مطرح اهل تسنن ما بوده‌اند.

    انتهای پیام

  • بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود

    بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود

    بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود
    بیم دارم گونه‌های فاقد اصالت موسیقی، جایگزین تعزیه‌خوانی شود

    ایسنا/خراسان رضوی یک پژوهشگر هنرهای اسلام‌ و موسیقی‌دان مقامی‌ خراسان گفت: بنده بیم از آن دارم که گونه‌های فاقد اصالت و بدون ریشه، جای تعزیه‌خوانی را بگیرد که این موضوع باید مورد توجه ما قرار گیرد تا گونه‌های بدون ریشه جایگزین هنرهای اصیل ما نشود.

    مجتبی قیطاقی در برنامه روایت آزادگی که در جهت بررسی روند تاریخی موسیقی آئینی و تعزیه در فرهنگ عاشورا، به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی و به صورت گفت‌وگوی مجازی برگزار شد، اظهار کرد: تعزیه مختص ایران و جزو فرهنگ دیرین ایران است و در هیچ کشور دیگری نمونه این‌گونه عزاداری مشاهده نمی‌شود. باعث افتخار است که در سال ۲۰۱۰، بنابر پیشینه تاریخی و باور جهانی، تعزیه ایران در فهرست نمونه میراث معنوی بشری در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است.

    وی در رابطه با تاریخچه تعزیه در ایران بیان کرد: آئین‌مداری، احترام به مذهب و پیشینه مذهبی و آن‌چه که جزو آیین‌های عبادی این سرزمین است، همیشه مرام ایرانیان بوده و در پیشینه ما در ایران باستان جریان داشته و اکنون هم جریان دارد. فرهنگ‌مداری و توجه به آئین‌های مختلف همیشه مورد توجه ایران بوده و همیشه در آئین‌های مختلف، از هنرهای مختلف استفاده شده است. تعزیه از جمله هنرهایی است که از قدیم‌الایام و حتی از قبل از اسلام به بهترین شکل در ایران جریان داشته است.

    این موسیقی‌دان افزود: تعزیه در ایران در دوره‌های مختلف فراز و نشیب داشته است. در دوره زندیه، قاجاریه و صفویه به صورت‌های مختلف بوده و دوران طلایی تعزیه را اواخر صفویه و اوایل قاجاریه می‌دانند؛ مخصوصا در دوران ناصرالدین شاه حدود ۸۰ تکیه در تهران برای تعزیه شکل می‌گیرد که مهم‌ترین آن، تکیه دولت است که امروز حال و روز خوبی ندارد و شاید که تخریب شده است اما نمونه بسیار شاخصی در حوزه معماری تکیه است. این بنا نمونه‌ای است از تکایایی که محل برگزاری تعزیه بوده و بر اساس بوم منطقه طراحی ‌شده است.

    قیطاقی تصریح کرد: تعزیه دارای سه رکن کلام، موسیقی و حرکت است که در ایران به انواع مختلف برگزار می‌شود. شاید شبیه‌خوانی نزدیک‌ترین گونه تعزیه‌ای است که در پیشینه ما وجود داشته و در آن از تمام هنرهای تجسمی، شنیداری، آوایی و نمایشی استفاده می‌شود. شبیه‌خوانی را نباید در برابر نمایش فرض کرد. در شبیه‌خوانی گفته می‌شود افرادی که ورزیده این مهارت هستند، نقش یکی از قهرمانان را بر عهده می‌گیرند؛ حال اگر موضوع واقعه کربلا باشد، نقش یکی از قهرمانان کربلا را روایت می‌کنند. در این هنر بازیگر نقش را بازی نمی‌کند. این روایت نقد وجه تمایز شبیه‌خوانی با نمایش است؛ هرچند تعزیه را گونه‌ای از نمایش سنتی می‌دانند که این موضوع نادرستی نیست.

    پژوهشگر هنرهای اسلامی خاطرنشان کرد: تعزیه و شبیه‌خوانی کارکردهای بسیار مهمی داشته است. تعزیه تلاشی بوده در جهت الگوسازی و معرفی الگوهای برجسته در این عرصه که اگر حماسی و با موضوع امام حسین(ع) بوده، انگاره‌سازی می‌کرده است و می‌توانسته احساس عاطفی مخاطب خود را برانگیزاند و او را تحت تاثیر قرار دهد. ایجاد وهم و خیال نیز در آن‌ها به صورتی ایجاد می‌شده که مخاطبان خود را در صحنه‌های کربلا احساس می‌کردند و فضا را تجسم می‌کردند. تزکیه نفس، تطهیر روح، تقویت روحیه شهادت‌طلبی و ترویج آزادی‌خواهی نیز در قالب تعزیه ارائه و مورد توجه بوده است. همچنین تسکین آلام مردم، با توجه به اینکه آن‌ها داغ‌دیده عزیزانی هستند که جوان‌مردانه از دین دفاع کردند، هم مورد توجه بوده که دوام و همبستگی این ماجرا و حفظ وحدتی که بین مردم بوده است را نشان می‌دهد.

    وی تشریح کرد: پس از واقعه کربلا، شیعیان ایران از تمام امکانات خود به بهترین شکل استفاده کردند تا حرمت‌دار جوانمردان کربلا باشند. جوان‌مردی را ایرانیان از قدیم‌الایام پاس می‌داشتند و همانندسازی می‌کنند؛ جوانمردی حضرت عباس(ع) را با جوان‌مردی یادگار زرایران در قبل از اسلام. این همانندسازی‌ها بسیار کمک می‌کند تا بستر و زمینه فرهنگی به وجود بیاید و رشادت‌ها و حماسه‌پردازی بهتر دیده شود. این ویژگی اصلی تعزیه است که می‌توانیم به آن افتخار کنیم و باید از اساتید این عرصه قدرشناسی کنیم تا به فرهنگ شفاهی خود احترام گذاشته باشیم. باید توجه داشت به دلیل اینکه فرهنگ شفاهی ما به شدت در معرض خطر و تهدید است، می‌توانیم با تقدیر از اساتید از از بین رفتن آن جلوگیری کنیم.

    قیطاقی بیان کرد: آثاری مانند «یادگار زرایران»، «سوگ سیاوش» و «مصائب میترا» نمونه‌هایی از آثار مکتوب و منظوم تعزیه است که پیش از اسلام وجود داشته‌ و ادامه این باور فرهنگی است که پس از اسلام، در واقعه کربلا و ادبیات عاشورا به بهترین شکل خود را نشان می‌دهد. با توجه به واقعه کربلا و فرهنگ عاشورا، درام‌ها و نمایش‌های بسیار ارزشمندی از این رویداد استخراج و اجرا شده است.

    این هنرمند موسیقی مقامی خراسان گفت: گونه‌های اصلی که در ایران برای تعزیه شناخته می‌شود، از مناقب‌خوانی که ستایش‌خوانی مذهبی در قالب شعر است، دسته‌گردانی، مقتل‌خوانی، سرنانوازی، شمایل‌گردانی، علم‌گردانی، مرثیه‌خوانی، نوحه‌گری و پرده‌خوانی تشکیل می‌شود که از بین آن‌ پرده‌خوانی به نقاشی قهوه‌خانه‌ای می‌پردازد. شهرستان کاشمر در خراسان رضوی را می‌توان به عنوان یکی از کانون‌های پرده‌خوانی دانست. در کتاب فتوت‌نامه سلطانی از ملاحسین واعظ کاشفی بسیاری از گونه‌های تعزیه دارای مرام‌نامه است و رسما جزو فرهنگ این کشور بوده‌اند.

    وی در رابطه با نقش‌های مختلف در تعزیه بیان کرد: در شرایط مختلف تعزیه و شبیه‌خوانی یکسری از منصب‌ها و یا وظیفه‌هایی وجود دارد؛ برای مثال مظلوم‌خوان، موافق‌خوان و اولیاءخوان نقش‌های مثبت را می‌خواند و یا آن‌ها را نقل می‌کند اما مخالف‌خوان‌ها شبیه مخالف را نقل می‌کنند که در بین این تعزیه، موسیقی نقش مهمی ایفا می‌کند. گوشه‌ای که برای آغاز موافق‌خوان خوانده می‌شود با گوشه‌ای که برای مخالف‌خوان خوانده می‌شود، متفاوت است؛ برای مثال قریب به اتفاق افرادی که مخالف‌خوان هستند، گوشه مخالف سه‌گاه را انتخاب و اجرا می‌کنند.

    قیطاقی تصریح کرد: در فرهنگ ایران حماسه و معنویت جریان دارد و با رفتن جوان‌مردان، این اتفاقات را نقل می‌کنند و الگوسازی می‌کنند تا این اتفاقات در فرهنگ ما برای نسل آینده بماند که این حسن فرهنگ ماست. در عرصه موسیقی مقامی خراسان هم همین‌طور است. مقام‌های بسیاری وجود دارد که به واقعه کربلا می‌پردازد؛ برای مثال مقام «حسین یار» وجود دارد که شعرهای اصیل و اولیه‌اش در مقام امام حسین(ع) سروده شده و توسط بخشی‌های خراسان نقل می‌شود. در نواحی جنوب و شرق خراسان هم مقام‌های بسیاری وجود دارد که به ذکر فضائل اهل بیت(ع) می‌پردازد؛ در کل موسیقی ایرانی هم همین‌طور است که نشان‌دهنده رشد و پیشرفت فرهنگ و موسیقی متناسب با هم است.

    این پژوهشگر هنرهای اسلامی افزود: در تعزیه آوازهای بی‌تناسب نخواهید شنید. کودک‌خوان، زینب‌خوان، موافقخوان و مخالف‌خوان به تناسب گوشه خود را انتخاب می‌کنند که بر اساس آن بخوانند چون اگر غیر از این باشد، از تاثیرگذاری آن کم می‌شود و مردم متوجه این موضوع خواهند شد.

    وی خاطرنشان کرد: در خراسان هنرمندان به بهترین شکل، خواستار این نوع موسیقی بوده‌اند و افتخار این را داریم که دو گونه از موسیقی‌های خراسان ثبت جهانی در یونسکو شده‌ است. موسیقی بخشی‌های خراسان که به دوتار و آواز می‌پردازد، موسیقی خاصی است که به ثبت رسیده و پس از آن در سال ۲۰۱۹، مهارت‌های سنتی ساختن و نواختن دوتار در ایران به ثبت رسید که نشان‌دهنده پیشینه علمی و قوی آن‌هاست.

    قیطاقی تصریح کرد: ما در عرصه فرهنگی که در طول تاریخ به فراخور و به تناسب آئین‌ها، مناسبت‌ها، وضعیت جغرافیایی، بوم محل زندگی، اجتماع و نحوه زندگی‌هایمان به وجود آمده، موسیقی داریم و آئین خاص هر کدام از این‌ها را به تناسب با موسیقی خود پیش می‌برده‌ایم. موسیقی ما در سرزمین ایران و به ویژه خراسان به بهترین شکل وجود دارد و این گنج پنهان در موسیقی اقوام مختلف می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

    این هنرمند موسیقی مقامی با بیان اینکه خیلی‌ها می‌گویند موسیقی نوایی، مقامی و سنتی، موسیقی عقب‌افتاده و قدیمی است که تناسبی با سلیقه جوانان ندارد، اظهار کرد: در طول تاریخ موسیقی ما مخصوصا در حوزه مقامی، موسیقی رشد تاریخی خود را داشته و هر زمان به آن مراجعه شده، نتیجه داشته اما وقتی به آن مراجعه و توجه نشود و معرفی نشود، طبیعی است که فرهنگ‌های رقیب فرصت پیدا می‌کنند تا جایگزین آن شوند.

    وی افزود: هنرمند موسیقی‌دان خلاق می‌تواند راهی را پیدا کند که به تناسب زمانه خود بازآفرینی به وجود بیاید. مجموعه موسیقی‌ها در هر دوره‌ای مطابق شرایط زمانه خود بازآفرینی مجدد می‌شود و بسیاری از اوقات با برداشت از آن‌ها آثار جدیدی خلق می‌شود که فوق‌العاده هستند اما موسیقی مقامی در نواحی مختلف، موسیقی اندیش‌مندانه‌ای است که درک آن تلاش می‌خواهد.

    قیطاقی با بیان اینکه حرمت‌داری برای اهل بیت(ع) مذهب نمی‌شناسد و همه‌ مردم محب اهل‌بیت(ع) هستند، گفت: شیعیان و حتی دوستان اهل تسنن حضور خوبی در حرمت‌داری اهل‌بیت(ع) و مخصوصا واقعه عاشورا در ایران داشته‌اند. مردم اهل تسنن ترکمن ما که در ترکمنصحرا و گنبد حضور دارند، منظومه‌های امام حسین‌خوانی دارند. منظومه‌ کربلا را با دوتار خود نرم می‌کنند و آواز می‌خوانند. مردمان جنوب و شرق خراسان هم همین‌طور هستند که هر زمان جشنواره‌ای در موضوع پاسداشت مقام امام رضا(ع) برگزار می‌کردیم، گروه‌های فعال و مطرح اهل تسنن ما بوده‌اند.

    انتهای پیام

  • دیدار حجت اشرف‌زاده با رئیس مرکز روابط‌عمومی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

    دیدار حجت اشرف‌زاده با رئیس مرکز روابط‌عمومی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

    دیدار حجت اشرف‌زاده با رئیس مرکز روابط‌عمومی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

    به‌گزارش خبرنگار میراث‌آریا، اشرف‌زاده در این دیدار به اهمیت حفظ موسیقی نواحی کشور به عنوان میراث ناملموس اشاره و بیان کرد: «در حفظ این آثار آنچه اهمیت دارد این است که جوانان با آگاهی و دانش به بازخوانی بپردازند و از روایت‌ها و افسانه‌هایی که این آثار از آن‌ها الهام گرفته آگاهی داشته باشند.»

    او به اهمیت الهام از آثار تاریخی برای خلق اثر هنری و حفظ آن‌ها اشاره کرد و افزود: «برای حفظ این آثار باید کوشید و از آن‌ها نگهداری کرد، این بناها فراتر از خشت و گل و یک تکه کاشی معمولی هستند. در دل تک تک این‌ها تاریخ نهفته است، اگر هنرمندان ما از این آثار تأثیر نگیرند قادر به خلق اثر ماندگار و شگرفی نخواهند بود.»

    علیرضا بای رئیس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز در این گفت‌وگو بر اهمیت نقش هنرمندان در فرهنگ‌سازی برای حفاظت میراث‌فرهنگی و نیز معرفی ظرفیت‌های گردشگری کشور تاکید کرد.

  • وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است
    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    ایسنا/خراسان رضوی علی ثابت‌قدم گفت: تصور می‌کنم آن چیزی که پیروزی یک پروژه موسیقی را تضمین می‌کند و از همه مهم‌تر است، وجود احساس در ترانه است و تکنیک در مرحله بعدی قرار می‌گیرد که باعث بیان زیباتر احساس می‌شود.

    این شاعر و ترانه‌سُرا در گفت‌وگو با ایسنا در رابطه با اینکه یک ترانه خوب برای تلفیق با آثار موسیقی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد، اظهار کرد: اینکه یک ترانه خوب چه ویژگی‌هایی می‌تواند داشته باشد به زمان، نوع موسیقی، خواننده و مخاطب مربوط است؛ اما در کل آن چیزی که برای من در ترانه اهمیت دارد این است که مخاطب خود را بشناسم، بدانم چه حرفی را می‌خواهم در قالب ترانه ارائه کنم و ترانه‌ام پر از احساس باشد؛ چرا که خالی از احساس بودن ترانه را به هیچ وجه نمی‌پسندم، حتی اگر اثر تولید شده حماسی باشد.

    وی در رابطه با فعالیت‌های اخیرش در حوزه شعر، ترانه و آثار موسیقی بیان کرد: مانند همیشه و شاید بیشتر از همیشه مشغول به کار هستم، اکنون در حال ساخت آلبوم شهاب مظفری هستیم، شعر و ترانه‌هایی نیز برای بابک مافی، ایوان بند، مسعود صادقلو، رضا شیری و… نیز نوشته‌ام و کارها آماده هستند اما روند گرفتن مجوز، تنظیم و میکس و مستر ۶ ماه تا یک سال طول می‌کشد و این واقعا خوب نیست.

    ثابت‌قدم ابراز عقیده کرد: بنده که در این سال‌ها برای تمام شعرهایم مجوز گرفته‌ام، دیگر نباید شعرهایم دوباره برای مجوز به وزارت ارشاد برود و به نظرم اعتمادی که نسبت به روزنامه‌ها وجود دارد باید برای ترانه‌ها و آثار موسیقی نیز به وجود بیاید تا اگر خطایی از آن‌ها سر زد به سوی ممنوع کردنشان بروند، چون شعر و ترانه به زمان بستگی دارد و ممکن است شعری امروز نوشته شود و وقتی مجوز بگیرد دیگر کلمات استفاده شده در آن در ادبیات گفتاری مردم وجود نداشته باشد.

    موسیقی در سیستم قضایی کشور ما چندان قابل پیگیری نیست

    این شاعر و ترانه‌سُرا مدعی شد: در کشور ما مکانی برای ارائه شکایت در حوزه موسیقی وجود ندارد و هنوز موسیقی در سیستم قضایی ما چندان قابل پیگیری نیست. در دادگاه رسانه هم حتی با اینکه اتاق سینما، روزنامه، اظهارنظر و… وجود دارد اما اتاق موسیقی وجود ندارد و برای مثال اگر یک ملودی به خواننده‌ای فروخته شود اما اسم آهنگساز به عنوان صاحب اثر پای کار نخورد یا خواننده حق‌الزحمه او را ندهد یا ملودی را تغییر دهد هیچ‌جا نمی‌شود از او شکایت کرد و کارشناسی هم که قابلیت تشخیص این‌گونه مسائل را داشته باشد، سراغ نداریم.

    وی در رابطه با فضای امروز موسیقی پاپ‌ تصریح کرد: فضای امروز موسیقی پاپ را نمی‌پسندم و حالم را بد می‌کند، به دلیل این که جهان متفاوتی بین خود، فضا و افرادی که در آن فعالیت می‌کنند می‌بینم، نه اینکه بخواهم آن‌ها را نقد کنم‌ و بگویم مسیرشان درست است یا غلط؛ اما احساس می‌کنم که رویاها، زندگی، مسیر، نحوه رسیدن و ارزش رسیدن به اهداف افرادی که با آن‌ها همکاری می‌کنم با من متفاوت است و این شاید حرف و درددل خیلی از افرادی باشد که اکنون در موسیقی فعالیت می‌کنند.

    ثابت‌قدم ادامه داد: البته این موضوعات جزو مسائل درون خانوادگی و درون سازمانی است و پرداختن زیاد و حرف زدن در این موارد شاید بی‌حرمتی به این خانواده باشد و باعث دلخوری اعضای دیگر این خانواده شود، اما بالاخره این موضوعی نیست که بتوان در داخل خانواده آن را حل کرد.

    ثابت قدم در رابطه با نوشتن رمان جدیدش گفت: پس از ۱۴ سال نفس کشیدن در فضای موسیقی برای اولین بار این را می‌گویم که واقعا حال و هوای ما خوب نیست و به این دلیل شروع به نوشتن رمان جدیدم کرده‌ام تا کمی حالم بهتر شود و این رمان به اندازه تمام فعالیت‌هایی که تاکنون در زمینه‌های فرهنگی و ادبیات انجام داده‌ام، برایم اهمیت دارد.

    ارتباط با شرکت‌های موسیقی و آهنگ‌سازان، بهترین راه همکاری ترانه‌سرایان با خوانندگان مطرح است

    این شاعر و ترانه‌سُرا در رابطه با اینکه شاعران و ترانه‌سرایان مستعد و جوان چگونه می‌توانند با خوانندگان مطرح ارتباط برقرار کنند و وارد بازار موسیقی شوند، اظهار کرد: این سوال بسیار از من پرسیده می‌شود و پیام‌های متعددی از این قبیل از طرف جوانان دریافت می‌کنم که چطور می‌توانیم اشعار و ترانه‌هایمان را به دست خوانندگان معروف برسانیم تا به اجرا برسد. جواب من این است که معمولا چند دسته خواننده وجود دارند، یک‌سری از خوانندگان تولیدات اثرشان را خودشان انجام می‌دهند، یعنی شعر و ترانه را خودشان می‌نویسند، ملودی را خودشان می‌سازند و حتی گاهی تنظیم هم با خودشان است که برای نمونه می‌توانم به محسن یگانه اشاره کنم، یا روزبه بمانی که خودش شعر و ترانه‌هایش را می‌نویسد و یا محسن چاوشی که خودش ملودی‌ می‌سازد و قطعا ارسال اثر برای این دسته از خوانندگان بی فایده است و درصد خیلی پایینی وجود دارد که آن‌ها از آثار بقیه استفاده کنند.

    وی ادامه داد: یک‌سری از خوانندگان نیز وجود دارند که خودشان اصلا در موضوع تولید دخالتی ندارند و تیم تولید، تهیه‌کننده، تنظیم‌کننده یا مدیربرنامه‌هایشان وظیفه جمع‌آوری آثار را بر عهده دارند که اکنون هم این اتفاق زیاد شده و معمولا تهیه‌کنندگان تصمیم‌گیرنده هستند.

    ثابت‌قدم افزود: در مجموع خوانندگان معروف آن‌قدر مشغله دارند که فرصت پاسخگویی، دیدن و خواندن اشعار را ندارند و به نظر من بهترین راه برای رساندن شعر و ترانه به خواننده‌ها، ارتباط با شرکت‌های موسیقی است، چون معمولا شرکت‌های موسیقی‌ای که فعالیت می‌کنند، ده‌ها خواننده مطرح و جوان‌تر و تازه کار در خود دارند که اگر آثار خوبی به آن‌ها ارائه شود، این همکاری راحت‌تر شکل می‌گیرد.

    وی ادامه داد: بهتر از شرکت‌ها نیز ارتباط با آهنگ‌سازها و تنظیم‌کنندگان است، چون آهنگ‌سازها همیشه تشنه شعر هستند تا بتوانند آهنگ جدید تولید کنند یا اینکه بر روی آهنگ‌هایشان شعر بگذارند و اگر ترانه‌سرایان آثارشان را برای آن‌ها بفرستند و کار خوبی به وجود بیاید، قطعا آن‌ها اثر را به خوانندگان پیشنهاد می‌دهند.

    این ترانه‌سرا ابراز عقیده کرد: امروزه تهیه‌کنندگان عجیبی در موسیقی وجود دارد که شهرت را به خواننده می‌دهند اما پول را خود دریافت می‌کنند. این مسئله واقعا دردناک است که خواننده‌های ما وقتی به شهرت می‌رسند و سوپراستار می‌شوند، پول در جیبشان نیست. در تمام دنیا بر اساس میزان بازدید و دانلود موزیک پول به حساب خواننده واریز می‌شود؛ اما در کشور ما این اتفاق نمی‌افتد و هنوز استفاده از این موضوع را نیاموخته‌ و راهکارش را نداریم. به نظرم‌ اگر حداقل شرایط مالی اهالی موسیقی مانند کشورهای آسیایی همسایه می‌شد، کارهای حرفه‌ای‌تر و بهتری هم تولید می‌شد.

    ثابت‌ قدم در ادامه عنوان کرد: امروز به ندرت در آثار تولید شده موسیقی می‌توان پروژه حرفه‌ای پیدا کرد که شاعر، تنظیم‌کننده، خواننده و عوامل تولید علاوه بر اینکه پولی که حقشان است را گرفته باشند، شان‌شان حفظ شده باشد و اثر تولید شده هم به خوبی پخش شده باشد.

    امروزه در بین ترانه‌سرایان سوپراستار وجود ندارد

    علی ثابت‌قدم با بیان اینکه در سال‌های اخیر شاعران خیلی بیشتر از گذشته به فراموشی سپرده شده‌اند، اظهار کرد: این امر به این دلیل است که کارها به سمت آثار ریتم‌محور رفت و ریتم موزیک اولویت اول؛ استایل خواندن خواننده اولویت دوم؛ ملودی اولویت سوم را داشت و در نهایت به شعر توجه می‌شد و شاعران و ترانه‌سرایان به فراموشی سپرده شده‌اند که البته این مسئله مقطعی بود و اکنون وضعیت بهتر است؛ اما روزگاری ترانه‌سرایان نیز سوپراستار بودند و افرادی مانند اردلان سرافزار، محمدعلی بهمنی و عبدالجبار کاکایی شهرت بسیاری داشتند.

    وی افزود: درسال‌های اخیر روزبه بمانی جزو معدود افرادی است که من واقعا شعرهایش را دوست دارم و در کارهایی که خوانندگان مختلف از اشعار و ترانه‌هایش خوانده‌اند، کمتر کاری دیده می‌شود که ضعف داشته باشد و معمولا از قدرتی نسبی برخوردار است. روزبه بمانی هم جزو نسل و دوره‌ای بود که به عنوان ترانه‌سرا سوپراستار شد.

    این ترانه‌سرا اضافه کرد: در روزگار کنونی یک سری افراد به اسم ترانه‌سرا شناخته می‌شوند که اصلا ترانه‌سرا نیستند و صرفا افرادی هستند که روی آهنگ یک چیزی نوشتند که پخش شده و شنیده شده؛ اما از نظر مبنا، وزن، قافیه و مفهوم دارای مشکل است و این افراد با شنیده شدن آن کار کاسبی راه انداخته‌اند و در این شرایط برخی دوستان که از ترانه‌سرایان موفق و از دوستان من هم هستند، کم‌کار می‌شوند.

    ثابت‌قدم در رابطه با اینکه حضور ترانه‌سرایان در نشست‌ها و جشنواره‌های ترانه چقدر می‌تواند در رشد آثار آن‌ها تاثیرگذار باشد، گفت: به نظر من برای یک شاعر و ترانه‌سرا ارتباط با اهالی موسیقی خروجی بهتری دارد تا اینکه در جشنواره‌ها و جلسات متعدد شرکت کند، البته آن‌ها هم بی‌تاثیر نیست و خیلی از استعدادها از این راه شناخته می‌شوند و برای افرادی که به تازگی شروع به فعالیت کرده‌اند و جوان هستند خیلی هم مناسب است؛ اما برای انجام فعالیت حرفه‌ای در حوزه ترانه و موسیقی اگر از من بپرسید که یک ترانه‌سرا بهتر است در جلسات ترانه شرکت کند یا در استدیو بنشیند قطعا می‌گویم که در استدیو بنشیند، چون کار او گره خورده به موسیقی است و تاثیر کارش زمانی دیده می‌شود که با اهالی موسیقی ارتباط خوبی داشته باشد.

    وی با بیان اینکه کارگاه‌های آموزشی شعر و ترانه می‌تواند تاثیر خوبی در جهت رشد و ارتقاء شعر و ترانه کشور داشته باشد، گفت: وظیفه هرکدام از شاعران برجسته این است که حداقل ۱۰ شاعر دیگر را پرورش دهند و به آن‌ها کمک کنند تا رشد کنند؛ اما باید بستر برای این آموزش و برگزاری کارگاه‌های آموزشی شعر و ترانه توسط شرکت‌های خصوصی موسیقی و ارگان‌های دولتی مربوطه فراهم شود تا اتفاق خوبی در این زمینه رقم بخورد.

    انتهای پیام

  • فرزاد فتاحی در واکنش به اظهارات  احمدی‌نژاد: سال ۹۰ به خاطر آهنگسازی برای داریوش ممنوع الکار شدم

    فرزاد فتاحی در واکنش به اظهارات احمدی‌نژاد: سال ۹۰ به خاطر آهنگسازی برای داریوش ممنوع الکار شدم

    فرزاد فتاحی در واکنش به اظهارات احمدی‌نژاد: سال ۹۰ به خاطر آهنگسازی برای داریوش ممنوع الکار شدم

     

    او در توئیتر خود نوشت: سال ۹۰ ممنوع‌الفعالیت شدم به خاطر آهنگسازی برای داریوش و فرامرز اصلانی و پخش غیرمجاز ترانه‌هایم. کمی بعدتر به اتهام همکاری با خوانندگان لس‌آنجلسی بازداشت شدم. مجوز ثبت آثارم هم برای همیشه لغو شد. همه این حوادث در دوره احمدی‌نژاد اتفاق افتاد که می‌گوید در جوانی به موسیقی‌ اعتراضی گرایش داشته و آثار داریوش برای وی جذابیت داشته است!

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • فرزاد فتاحی در واکنش به اظهارات  احمدی‌نژاد: سال ۹۰ به خاطر آهنگسازی برای داریوش ممنوع الکار شدم

    فرزاد فتاحی در واکنش به اظهارات احمدی‌نژاد: سال ۹۰ به خاطر آهنگسازی برای داریوش ممنوع الکار شدم

    او در توئیتر خود نوشت: سال ۹۰ ممنوع‌الفعالیت شدم به خاطر آهنگسازی برای داریوش و فرامرز اصلانی و پخش غیرمجاز ترانه‌هایم. کمی بعدتر به اتهام همکاری با خوانندگان لس‌آنجلسی بازداشت شدم. مجوز ثبت آثارم هم برای همیشه لغو شد. همه این حوادث در دوره احمدی‌نژاد اتفاق افتاد که می‌گوید در جوانی به موسیقی‌ اعتراضی گرایش داشته و آثار داریوش برای وی جذابیت داشته است!

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • موسیقی پاپ کشور روبه افول است/پیش‌بینی می‌کردیم «افسانه چشم‌هایت» مورد انتقاد قرار گیرد

    موسیقی پاپ کشور روبه افول است/پیش‌بینی می‌کردیم «افسانه چشم‌هایت» مورد انتقاد قرار گیرد

    موسیقی پاپ کشور روبه افول است/پیش‌بینی می‌کردیم «افسانه چشم‌هایت» مورد انتقاد قرار گیرد

    موسیقی پاپ کشور روبه افول است/پیش‌بینی می‌کردیم «افسانه چشم‌هایت» مورد انتقاد قرار گیرد
    موسیقی پاپ کشور روبه افول است/پیش‌بینی می‌کردیم «افسانه چشم‌هایت» مورد انتقاد قرار گیرد

    ایسنا/خراسان رضوی مهیار علیزاده گفت: موسیقی پاپ کشور ما در شرایط بدی به سر می‌برد و رو به افول است.

    این آهنگساز در سلسله لایوهای اینستاگرامی «نت شاهد» که با موضوع درآمدی بر ماهیت موسیقی خوب برگزار شد، اظهار کرد: تا زمانی که افرادی در موسیقی حضور داشته باشند که روزانه آثار زیادی تولید کنند، فقط به مسائل اقتصادی آن توجه داشته باشند و به اصل هنر توجهی نداشته باشند، اوضاع موسیقی ما خوب نخواهد شد و قطعا این اتفاق گوش و سلیقه افراد را به شدت تنزل می‌دهد و ضربه بزرگی بر فرهنگ کشور وارد خواهد کرد.

    وی ادامه داد: برای بهبود اوضاع فرهنگ و هنر کشور متولیان فرهنگ باید از جنس هنر باشند تا بتوانند با دلسوزی، حمایت‌ها را به هنرهای جدی تزریق کنند. آموزش درست به کودکان و نوجوانان نیز از مسائل مهم دیگری است که می‌تواند در این امر تاثیرگذار باشد.

    این آهنگساز با بیان اینکه در تمام کشورهای دنیا از موسیقی‌های کلاسیک و جدی حمایت می‌شود، بیان کرد: این موضوع برای رشد و اعتلای فرهنگ آن کشورها قابل اهمیت است اما متاسفانه در کشور ما این اتفاق نمی‌افتد و حمایتی برای تولید آثار موسیقی کلاسیک و جدی وجود ندارد.

    وی تصریح کرد: ما در کشورمان موسیقی خانقاهی، صوفی‌گرایانه و موسیقی‌های فولکلور اقوام مختلف را داریم که ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب جوان دارد و در کشورهای دیگر چنین چیزی وجود ندارد اما آن‌ها بهترین استفاده را از آثار فولک محدود خود می‌کنند و متاسفانه ما استفاده درست را از این موضوع انجام نمی‌دهیم.

    موسیقی خوب تعریف خاصی ندارد و نسبی است

    علیزاده در رابطه با تعریف موسیقی خوب بیان کرد: موسیقی خوب تعریف خاصی ندارد و نسبی است. شاید وقتی ۲ اثر موسیقی در کنار یکدیگر قرار بگیرد، بتوان از نظر ارزش‌های فرهنگی، غنای موسیقی، آهنگ‌سازی و تنظیم آن‌ها را با یکدیگر مقایسه کرد اما اصولا زمانی که گوش مردم به موسیقی‌های با ارزش و سطح بالا عادت کند، دیگر پذیرای هر نوع موسیقی نخواهد بود.

    این آهنگساز با بیان اینکه در هنگام ساخت یک اثر موسیقی بهتر است که ابتدا شعر نوشته شود و سپس بر روی آن آهنگ‌سازی شود، گفت: بنده همیشه گفته‌ام که چون شعر به عنوان یک اثر مستقل هنری دارای فرم، اتمسفر و رنگ است، در حوزه موسیقی باکلام ابتدا باید شعر انتخاب شود و سپس با توجه به فضای شعر، روی آن آهنگ‌سازی شود.

    علیزاده گفت: انتخاب مسیر برعکس این، مسیری ساده‌تر و آماتورگونه‌تری است که بنده تابه حال این کار را انجام نداده‌ام اما بسیاری از آهنگ‌سازان در زمینه موسیقی پاپ این کار را انجام می‌دهند و پس از ساخت ریتم، از ترانه‌سُرا می‌خواهند که بر روی آن ترانه بنویسد که به نظر بنده این اتفاق حرفه‌ای نیست و به آن به چشم موسیقی بازاری و زودگذر می‌توان نگاه کرد.

    وی در رابطه با استفاده از اشعار کلاسیک و نو در آثارش عنوان کرد: بنده به اشعار کلاسیک علاقه‌مند هستم. آلبومی را خوانده‌ام که در آن اشعاری از مولانا وجود دارد. با مهران مدیری چند قطعه تولید کرده‌ایم که در آن‌ روی اشعار حافظ و مولانا کار شده و با هادی فیض‌آبادی نیز همینطور اما شاید به دلیل اینکه در حوزه موسیقی با کلام، مردم بنده را بیشتر با آثار علیرضا قربانی که در آن کارها از اشعار نو مانند اشعار استاد ابتهاج و دکتر شفیعی کدکنی استفاده شده، می‌شناسند، تصور کنند بیشتر از اشعار معاصر در کارهایم استفاده می‌کنم اما اینطور نیست.

    علیزاده در رابطه با همکاری با علیرضا قربانی و همایون شجریان در آلبوم «افسانه چشم‌هایت» گفت: بنده زمانی که شروع به نوشتن آلبوم مشترک علیرضا قربانی و همایون شجریان کردم و سال‌های زیادی هم از آن می‌گذرد، به دنبال ساخت موسیقی عامه‌پسند نبودم.

    در موسیقی عامه‌پسند از اشعار، ترانه‌ها و عاشقانه‌های سطحی استفاده می‌شود

    این آهنگساز ادامه داد: ساخت موسیقی عامه‌پسند مولفه‌هایی دارد که در آن از اشعار و ترانه‌های سطحی و قابل فهم برای اکثر اجتماع استفاده می‌شود. در این موسیقی‌ها در رابطه با عشق‌های سطحی صحبت می‌شود که بنده در هیچ‌کدام از شعرهای آلبوم «افسانه چشم‌هایت» از این موضوع پیروی نکرده‌ام.

    وی افزود: بنده اشعار آلبوم «افسانه چشم‌هایت» را از منظومه نیما یوشیج و اشعار اخوان ثالث، سیمین بهبهانی، شاملو و… انتخاب کرده بودم که در ابتدا خوانش آن برای خودم نیز سخت بود و به دنبال جذب مخاطب سطحی در این آلبوم نبوده‌ام.

    این آهنگساز بیان کرد: زمانی که با علیرضا قربانی و همایون شجریان در این رابطه صحبت می‌کردیم، به آن‌ها گفتم که این آلبوم به آن سمت و سویی که آثار قبلی‌شان می‌رفت و باعث پر فروش شدن و مورد اقبال عموم مردم قرار گرفتن می‌شده، نخواهد بود و با توجه به انتظار بالای مردم از این آلبوم، قطعا انتقادهای زیادی به آن وارد خواهد شد.

    علیزاده با بیان اینکه هدف ساخت آلبوم «افسانه چشم‌هایت» این بود که در آینده از آن به عنوان آلبومی بازاری یاد نشود، گفت: زمانی که کمتر موسیقی ارکسترال جدی بی‌کلام گوش داده باشیم، ممکن است دچار این معضل بشویم که در موسیقی به دنبال ملودی‌ها و شعرهای ساده بگردیم که بتوانیم سریعا با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم اما آلبوم «افسانه چشم‌هایت» را به دلیل حجم بالا و پیچیدگی شعرها و تنظیم‌هایش باید در بلندمدت شنید چون درک آن آسان نیست و نمی‌شود سریعا با آن به خوبی ارتباط برقرار کرد.

    این آهنگساز تصریح کرد: آلبوم «افسانه چشم‌هایت» و بیشتر آثار بنده در بافت ارکسترال قرار می‌گیرد و ضبط این آلبوم با حضور ۴۰ نوازنده به صورت زنده در استودیو انجام شد که در آن حتی امکان ادیت نداشته‌ایم.

    فرمولی برای ماندگاری آثار موسیقی وجود ندارد

    وی درباره ماندگاری آثار موسیقی عنوان کرد: فرمولی برای ماندگاری آثار موسیقی وجود ندارد و هنگام ساخت آن نمی‌توان متوجه شد که ماندگار و پرطرفدار خواهد شد یا خیر. برای مثال می‌توانم به موزیک «بی‌قرار» علیرضا قربانی اشاره کنم که هیچ‌کدام از ما هنگام ساخت آن پیش‌بینی نمی‌کردیم که تا حد زیادی با اقبال عموم مواجه شود اما آنقدر طرفدار پیدا کرد که در کنسرت‌ها مدام درخواست اجرای این قطعه را می‌کنند.

    علیزاده با بیان اینکه در کشور ما آثار موسیقی روز دنیا دنبال نمی‌شود، گفت: متاسفانه مردم ایران، هنردوستان و حتی قشر دانشگاهی ما آثار موسیقی روز و جدی دنیا را دنبال نمی‌کنند. بنده زمانی که به ارمنستان مسافرت کردم با موسیقی‌های قرن ۲۰ در دنیا آشنا شدم و متوجه تحول موسیقی شدم اما سیستم‌های هارمونی که در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود، به روز نیست.

    این آهنگساز در رابطه با تحصیلات خود در رشته موسیقی گفت: بنده ۱۰ ساله بودم که با تشویق خانواده مشغول فراگیری ساز تار در محضر استاد کیوان ساکت شدم و پس از چندین سال آموزش در نزد ایشان، هم‌زمان به گروه ارکستر وزیری و دانشگاه موسیقی سوره وارد شدم و پس از فارغ التحصیلی در این رشته، برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به کنسرواتوار کومیتاس ارمنستان در شهر ایروان رفتم و به مدت ۲ سال آهنگ‌سازی مدرن را آموختم و از آن پس نحوه دید بنده به موسیقی تغییر کرد و سپس برای رشته موسیقی‌شناسی در دانشگاه وین پذیرفته شدم و در آنجا به ادامه تحصیل پرداختم.

    انتهای پیام