برچسب: فرهنگ>شعر و ادب

  • جایزه ۳۵۰ هزار دلاری شارجه فراخوان داد

    جایزه ۳۵۰ هزار دلاری شارجه فراخوان داد

    به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب شارجه مراسم اعطای جایزه به بهترین ناشر سال، بهترین کتاب تألیفی سال و بهترین کتاب ترجمه شده از زبان عربی به یکی از زبان‌های خارجی، از جمله زبان فارسی برگزار می‌شود.

    در همین زمینه این نمایشگاه از ناشران مختلف در سراسر جهان خواسته است تا آثار ترجمه شده خود را از مبدا زبان عربی را برای حضور در این جایزه معرفی و ثبت‌کنند.

    برای دوره آتی این نمایشگاه نیز از ناشران خواسته شده است تا آثاری که تاریخ چاپ اول ترجمه آنها در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ باشد و در موضوع علوم انسانی و مطالعات اسلامی تألیف شده باشد را در این رویداد ثبت‌نام کنند.

    لازم به توضیح است هر ناشر می‌تواند چند عنوان کتاب ترجمه شده خود را نامزد کند ولی تنها یک عنوان برگزیده می‌شود.

    زمان ثبت‌نام در این جایزه تا تا اول ماه آگوست سال ۲۰۲۰ معادل یازدهم مرداد ماه سال ۱۳۹۹ اعلام شده و زمان اهدای جایزه نیز ماه نوامبر سال ۲۰۲۰ معدل آبان ماه سال ۱۳۹۹، همزمان با زمان برگزاری نمایشگاه کتاب شارجه خواهد بود.

    این جایزه رقم مبلغ جایزه: ۱.۳ میلیون درهم امارات (حدود ۳۵۰ هزار دلار) را شامل می‌شود که ۷۰ درصد مبلغ جایزه به کتاب ترجمه شده و ۳۰ درصد مبلغ جایزه به کتاب اصلی، عربی، تعلق می‌گیرد

  • اعلام جزئیاتی از مسابقه داستانک‌نویسی کلمات علیه کرونا

    اعلام جزئیاتی از مسابقه داستانک‌نویسی کلمات علیه کرونا

    به گزارش خبرنگار مهر، مسابقه داستانک نویسی «کلمات علیه کرونا» همزمان با شیوع بیماری کرونا از سوی نشر صاد و نشرسرای خودنویس و با همکاری خبرگزاری مهر در دست برگزار قرار گرفته است.

    قاسم صفایی نژاد مدیر مؤسسه نشر صاد و نشرسرای خودنویس در گفتگو با مهر درباره این رویداد عنوان کرد: سال گذشته ما تجربه خوبی در برگزاری یک مسابقه داستان‌نویسی با عنوان خودنویس را تجربه کردیم که در آن بیش از ۴۵۰ اثر از شرکت‌کنندگان در سراسر کشور داوری و مورد بررسی قرار گرفت. برنامه ما برگزاری دوره دوم این مسابقه و اعلام فراخوان آن در پایان سال جاری بود که به دلیل شیوع کرونا به این نتیجه رسیدیم که این مسابقه را با در قالب فراخوانی برای خلق داستانک‌هایی با موضوع کرونا برگزار کنیم.

    وی ادامه داد: این مسابقه در حال حاضر از طریق شبکه‌های اجتماعی خود به نشانی @khodnevis_ir در شبکه اجتماعی تلگرام و نیز @khodnevis99 در شبکه اجتماعی اینستاگرام و نیز نشانی پست الکترونیکی info@khodnevis.ir در حال برگزاری است و علاقه‌مندان می‌توانند داستانک‌های خود را که باید حجمی معادل حداکثر یکصد کلمه داشته باشد با این نشانی‌ها به مسابقه ارسال کنند.

    وی ابراز امیدواری کرد این مسابقه که تا پایان فروردین‌ماه در دست برگزاری است بتواند میزبان آثاری از نویسندگان سرشناس ایران و نیز علاقه‌مندان به داستان‌نویسی در سراسر کشور بوده و در نکنار آن بتوان از ظرفی برگزاری آن به پیشی برای گردآوری تجربه‌های ایرانیان در مواجهه با بیماری کرونا دست پیدا کرد تا هم موجبات نگارش اثری در این زمینه فراهم شده و هم از تحلیل آنها برای تولیدات فرهنگی دیگر نیز بهره برد.

    ص‌فایی‌نژاد تاکید کرد: این مسابقه در واقع آغازی است بر برنامه سراسری ما برای حمایت از تولیدات ادبی توسط تمامی ایرانیان. در این برنامه هدف ما این است که هر کسی در هر جای ایرانی اثری را نوشت که حس کرد قابلی انتشار دارد، را دریافت و بررسی کرده وبه او خدمات مشاوره‌ای و سایر خدمات در این زمینه را ارائه کنیم.

  • هر شکوفه چشمک فرشته‌هاس/که میگن تموم میشه روزای سخت

    هر شکوفه چشمک فرشته‌هاس/که میگن تموم میشه روزای سخت

    به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با آغاز سال ۱۳۹۹، محمد مهدی سیار شاعر و ترانه‌سرا تازه‌ترین ترانه نوروزی خود را که با حال و هوای بهار سروده شده است برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار داد.

    متن این ترانه به شرح زیر است:

    صف کشیدن همه ی دقیقه‌ها
    که میخواد نو بشه روز و روزگار
    این پا اون پا میکنن ثانیه‌ها
    واسه دیدن گل روی بهار

    این پا اون پا میکنن ثانیه‌ها
    خبرای خوبو دس به دس کنین
    به همه بگین داره بهار میاد
    حرفای زمستونی رو بس کنین

    یه ساله نشسته دل به انتظار
    که تو از راه برسی بهار بهار
    وقتشه هوامونو عوض کنی
    بیا و قدم رو چشممون بذار

    توی آستینت هزار تا معجزه س
    تا میای لبا پر از خنده میشن
    روی شاخه‌ها چه ذکری میخونی؟
    که یکی یکی دارن زنده میشن

    با همون ساز قدیمی بیا تا
    زندگی با تو خوش آهنگ بشه
    توی کوچه هامون از شادی بخون
    نمیذاریم نفست تنگ بشه

    تن نداده به زمستون و خزون
    برگای تازه شو رو کرده درخت
    هر شکوفه چشمک فرشته هاس
    که میگن تموم میشه روزای سخت

    خوش به حال اون که مهربونی رو
    توی باغچه‌ی دلش کاشته باشه
    داشته باشیم هوای همدیگه رو
    که خدا هوامونو داشته باشه

  • آه ای دمی که همدم عیسی‌بن ‌مریمی

    آه ای دمی که همدم عیسی‌بن ‌مریمی

    به گزارش خبرنگار مهر، سعید بیابانکی شاعر و ترانه‌سرای معاصر همزمان با آغاز سال نو و شیوع بیماری کرونا شعری را خطاب به پرستاران و پزشکان ایرانی که از آنها به عنوان «مدافعان سلامت» یاد کرده است سرود. متن این شعر به شرح زیر است:

    باغ سپید پوش که بسیاری و کمی
    بر برگ برگ خاطر من لطف شبنمی

    با هر نفس، بهار مرا تازه می‌کنی
    تقویم سبزِ خاطره در شادی و غمی

    سال جدید را به تو تحویل می‌دهیم
    ای یارِ مهربان که بهارِ مُجَسّمی

    تا در بهشت خانه‌ی خود زندگی کنم
    خاموش و بردبار، میان جهنّمی
    .
    دادی به جان میهن من خون تازه‌ای
    سبز سپید پوشی و همرنگ پرچمی

    از پا نمی‌نشینی و قد خَم نمی‌کنی
    چون سرو، استواری و چون کوه، محکمی

    ما خانه مانده‌ایم و تو شمشیر می زنی
    یعنی شهید زندهی خطّ مقدّمی

    بعد از خدا سلامت ایران به دست توست
    آه ای دمی که همدم عیسی ابن مریمی….
    .

  • بهاریه بازار صابر؛ آب و هوای نوروز نبض زنانه دارد

    بهاریه بازار صابر؛ آب و هوای نوروز نبض زنانه دارد

    به گزارش خبرنگار مهر، بازار صابر (درگذشته به سال ۲۰۱۸) یکی از مشهورترین و اثرگذارترین شاعران تاریخ ادبیات تاجیکستان است. او که در سال ۱۹۳۸ پا به عرصه گیتی گذاشت، پس از پایان تحصیلات خود در دانشگاه ملی تاجیکستان در سال ۱۹۶۲ فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی در پیش گرفت. او از شاعران مردمیِ پیش از فروپاشی شوروی سابق بود و بعد از آن نیز نماینده مجلس شد اما در نهایت به خاطر دیدگاه‌اش که ایران را قبله تاجیکان می‌دانست، به زندان افتاد و سپس به آمریکا فرار کرد.

    بازار صابر البته زندگی در آمریکا را نیز تاب نیاورد و رنج دوری از وطن جسمش را فسرد. در ایالات متحده او مقاله‌ای با این تیتر نوشت: «تُف بر این هیکل آزادی!» منظور بازار صابر از هیکل همان مجسمه آزادی است. در اواخر عمر نیز به دعوت رییس جمهور به کشور خود بازگشت.

    بازار صابر در ایران توسط زنده‌یاد رحیم مسلمانیان قبادیانی، فرهیخته تاجیک که در ایران حضور داشت و سال‌ها در دانشگاه‌ها تدریس کرد، معرفی شد. مجموعه‌ای از اشعار او نیز با برگردان قبادیانی از خط سیریلیک به فارسی در دسترس مخاطبان ایرانی قرار گرفت. بعدها نشر تبارک نیز در سال ۱۳۸۳ مجموعه شعری از بازار را با عنوان «فصل زنانه» منتشر کرد.

    در ذیل بهاریه بازار صابر را که از «فصل زنانه» انتخاب شده، می‌خوانید:

    این چشمه را نگاه کن
    یک لحظه ترک راه کن
    این چشمه می‌زند چشم
    چشم زنانه دارد

    این لاله‌زار گل جوش
    سرخیده تا بنا گوش
    این را مکن فراموش
    شرم زنانه دارد

    این بید و لرزه را بین
    این نازوغمزه را بین
    یک پایه می کند رقص
    رقص زنانه را بین.
    باران شیشه واری
    عطارک بهاری
    در شیشه حبابش
    عِطر زنانه دارد

    شب-باده را شمیدم
    چون باده دم کشیدم
    شب- باده پگاهی
    بوی زنانه دارد

    رنگین کمان به رنگِ-
    این ارغوان شکفته
    این ارغوان به رنگِ-
    رنگین کمان شکفته،
    این کندل بخاری
    فصل زنانه دارد

    در غله می‌چرد چشم
    چو گله می‌چرد چشم
    این کشت تازه و تر
    زلف زنانه دارد

    نبض هوا به دست‌ام
    مانند نبض آدم،
    آب و هوای نوروز
    نبض زنانه دارد

  • نامه‌ای به محبوبم

    نامه‌ای به محبوبم

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ:

    نوروز امسال شاید خاص‌ترین نوروزی باشد که در دو سه دهه اخیر ایران به خود دیده است. نوروزی که به دلیل شیوع بیماری کرونا و بحران اجتماعی بهداشتی پیوست با آن جامعه ایرانی را در نوعی بهت و شک فرو برده است. با این همه و به روایت تاریخ شاید نه به این ابعاد اما در ساختاری متفاوت‌تر این اولین نوروزی نیست که ایران و ایرانیان با بحران روبرو می‌شوند و انسان ایرانی در گذر جبری تاریخ روزگارش را در آن سپری می‌کند. یادداشت‌های که در بخش «روایت بحران» در خبرگزاری مهر طی روزهای اخیر منتشر می‌شود، نگاهی است متفاوت از سوی هنرمندان اهل قلم به زیست و زندگی خود در بحران. روایت‌هایی که گاه عاشقانه است و گاه تلخ. گاه گزارش‌گونه است و گاه کاملاً حس‌برانگیز.

    آنچه در ادامه می‌خوانید روایتی است از شهریار عباسی نویسنده معاصر درباره حضورش در یکی از همین بحران‌ها. او نامه‌ای عاشقانه در بحبوه ایام پایانی سال ۶۷ خطاب به محبوبش می‌نویسد و در آن از آنچه در آن روزگار می‌گذراند، از زیست و جنگ و نوروز در میان بمباران شیمیایی سخن به میان می‌آورد.

    عزیزترینم سلام

    امیدوارم حالت خوب باشد و گرد تلخی‌های این روزها بر چهره‌ات نشسته و صورت ماه گونه‌ات همچنان پرخنده باشد.

    دوست دارم نامه‌هایم را با حرف‌های خوب و اتفاق‌های شیرین شروع کنم اما چه کنم که این روزها همه چیز بد و تلخ است. حتماً در اخبار شنیده‌ای که صدام در آستانه سال نو شهر حلبچه را بمباران شیمیایی کرده است. باور کردنش سخت است که رهبری مردم خودش را این گونه وحشیانه به خاک و خون بکشاند. ما اینجا در سد بوکان تلویزیون نداریم و فقط از طریق رادیو می‌شنویم که مردم عادی حلبچه در بمباران شیمیایی قتل عام شدهاند.

    واقعاً تلخ و ناگوار است. نمی‌دانم این جنگ به کدام سو پیش می‌رود و قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ آینده در نظرم بسیار مبهم و حتی تاریک است. این روزها اتفاق‌هایی می‌افتد که باورشان دشوار است ولی اگر چشم‌هایمان را باز کنیم خواهیم دید آنچه اتفاق می‌افتد کاملاً واقعی است.

    محبوب نازنینم! شاید وقتی نامه‌های من به دستت برسد که همه چیز تغییر کرده باشد. ممکن است همین فردا اینجا بمباران شیمیایی بشود، یا ما به حلبچه اعزام بشویم، یا اینکه به عکس فردا جنگ تمام بشود، یا به زودی من کنار تو باشم یا…

    پس بهتر است آن اتفاق خوب را تصور کنیم. فردا را کسی ندیده و بدترین کار مغز انسان فکر کردن به فردای ناراحت کننده است.

    نازنینم! خودم و تو را تصور می‌کنم در فردایی بدون جنگ و بمباران در سرزمینی وسیع و سرسبز.

    شاید برائت خنده‌دار باشد. ولی دوست دارم یک مزرعه بزرگ و وسیع داشته باشیم و یک باغ پر از درختان انار. هر روز صبح با صدای خروس از خواب بیدار شویم و در هوای آزاد کنار آتش بنشینیم نان داغ بخوریم و چای کنار آتش در استکان کمرباریک بنویشیم.

    دلم می‌خواهد روزمان را با راه رفتن در مزرعه شروع کنیم و دست در دست یکدیگر به زیبایی‌های طبیعت خیره شویم.

    دوست دارم درخت‌های تنومند و پربار داشته باشیم و در دو طرف درخت گردویی از پشت دست یکدیگر را بگیریم و حرف‌های عاشقانه بزنیم.

    چقدر خوب می‌شود تو را قلندوش بگیرم و از نهر آبی شفاف و روشن عبور کنیم بی آنکه پاهای تو خیس شود.

    دوست دارم هیچ حیوانی از ما نگریزد و هیچ موجودی از ما آزار نبیند. کاش بشود هر دو با طبیعت یکی شویم و تا ابد در آن بمانیم.

    عاشق ابدی تو

    ۲۷ اسفند ۱۳۶۶
    سد بوکان

  • مسابقه داستانکِ «کلمات علیه کرونا» ادامه دارد

    مسابقه داستانکِ «کلمات علیه کرونا» ادامه دارد

    به گزارش خبرگزاری مهر؛فراخوان مسابقه داستانکِ «کلمات علیه کرونا» همچنان ادامه دارد. این ابتکار از سوی نشر سرای خودنویس برگزار می شود.

    در متن فراخوان این مسابقه آمده است:

    این روزها ایرانِ عزیزمان هم مثل کشورهای دیگرِ جهان، درگیر ویروس کروناست. ویروسی ناشناخته که هنوز برای آن درمانی پیدا نکرده‌اند و ما را روزهای طولانی در خانه‌هایمان قرنطینه کرده است. برای گذراندن این اوقاتِ فراغتِ اجباری، راه‌های زیادی توصیه شده. کتاب خواندن و فیلم دیدن و دورهمی با اعضای خانواده به شرط رعایت نکات بهداشتی و … .
    نشرسرای خودنویس نیز برای تحرک بخشیدن به ذهن مردم و استفاده‌ی بهتر از این زمان قرنطینه، مسابقه‌ای متفاوت تدارک دیده است: نوشتن داستانک

    برای شرکت در این مسابقه، از داستان‌نویسان عزیز در هر نقطه‌ی ایران، دعوت می‌شود که در قالب داستانک (زیر ۱۰۰ کلمه)، با موضوع ویروس کرونا آثار خود را از طریق راه‌های ارتباطی زیر ارسال کنند.

    ۱-ارسال به پست الکترونیک
    info@khodnevis.ir

    ۲-از طریق دایرکت اینستاگرام instagram.com/khodnevis۹۹

    ۳-از طریق تلگرام و به آی دی
    @khodnevis_admin

    ۴-همچنین با انتشار داستانک‌های خود در اینستاگرام با هشتگ #کلمات_علیه_کرونا، در مسابقه شرکت داده خواهید شد.

    مهلت ارسال داستانک‌ها از همین امروز تا ۳۱ فروردین

    همه‌ی آثارِ تایید شده به صورت روزانه در کانال تلگرام و اینستاگرام نشرسرای خودنویس منتشر می‌شوند.
    پس از پایان زمان مسابقه، به سه داستانک برتر، جوایز نقدی یک میلیون تومان، ۷۰۰ و ۵۰۰ هزار تومانی اهدا می‌شود.
     

  • همه روضه سلامی است به ساقی که شکست خیس اشکند زداغ تو همه مژگان‌ها

    همه روضه سلامی است به ساقی که شکست خیس اشکند زداغ تو همه مژگان‌ها

    به گزارش خبرنگار مهر، مریم سقلاطونی از اوایل دهه ۷۰ شمسی به طور جدی وارد عرصه شعر شد و هم‌اکنون علاوه بر شاعری به نویسندگی هم اشتغال دارد. او کارشناس‌ارشد ادبیات فارسی، پژوهشگر، عضو انجمن قلم ایران و هیأت نظارت کتاب کودک و نوجوانان است.

    شعرهای آئینی و مذهبی سقلاطونی واجد روایتی لطیف است که شاید به طور ناخودآگاه از زنانگی شاعرش برخاسته باشد. او در حفظ زبان معیار و همچنین استفاده از مضامین روز در شعر آئینی چیره‌دست است و هر چند از تاریخ گذشته شعر می‌گوید، اما شعرش برای مخاطب امروزی است.

    سقلاطونی در چندین کنگره و جشنواره شعر به عنوان شاعر برگزیده انتخاب شده است، از کنگره سراسری شعر صحیفه سجادیه و شعر حج، شعر عاشوراییان، شعر رضوی و… بگیرید تا جشنواره بین‌المللی خوارزمی و جایزه ادبی طاهره صفارزاده و…. کتاب «از نام‌ها خبری نیست» که مجموعه شعر دفاع مقدس سقلاطونی است، برنده جایزه کتاب سال دانشجویی و کتاب دفاع مقدس در سال ۱۳۸۵ شده است.

    «گزیده ادبیات معاصر»، «بادها از جنوب می‌آیند»، «خرچنگ‌ها برای ماهی‌ها آواز می‌‏خوانند» مجموعه داستان دفاع مقدس، «تو را گل‌های عالم دوست دارند» مجموعه نثر ادبی با موضوع امام عصر (عج)، «فردا صبح است» گردآوری اشعار پیرامون امام عصر، و… برخی از آثار منتشر شده مریم سقلاطونی است. نوسروده سقلاطونی به مناسبت شهادت امام موسی کاظم (ع) در ادامه می‌آید:

    السلام علیک یا موسی الکاظم
    السلام علی َالْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَظُلَمِ الْمَطَامِیرِ،
    ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ…

    عصر آشوب و بلا …ولوله و بحران‌ها
    جامعه از همه سو دستخوش توفان‌ها

    رویش معتزله… زیدیه و جنبش فخ
    عصر سرکوب و فراوان شدن زندان‌ها

    ای امامی که دلت نرم‌تر از باران بود
    یا ابا الصبر! شمارا چه به این زندان‌ها

    خاک‌پای تو چه بسیار هشام بن حکم
    تربیت‌یافته‌ی مکتب تو صفوان‌ها

    کاظمین است دل شیعه …ز داغ غمتان
    به فدای تن رنجور تو گردد جان‌ها

    عطری از پیرهن پاره تو در زندان
    می‌کند باز دل و چشم همه کنعان‌ها

    ای عزیزی که خداوند فرو می‌ریزد
    از دعا و نفس گرم شما باران‌ها

    زینت مجتهدان! لطف تو کاری کرده است
    که مرید تو شدند آن‌همه زندانبان‌ها

    پیکرت روی پل و…رافضی‌ات می‌خواندند
    از همان نسل که بر نیزه زده قرآن‌ها

    گرچه تشییع تو بسیار غریبانه گذشت
    وای بر آن بدن دوخته با پیکان‌ها…

    چند دربان تن بی‌جان تو را چرخاندند
    روی یک‌تخته‌ی چوبی وسط میدان‌ها

    زیر تابوت تو رفتند ملائک تا عرش
    ختم در نور شده با تو همه جریان‌ها
    ***
    همه‌ی روضه…سلامی است به ساقی که شکست
    خیس اشکند زداغ تو همه مژگان‌ها

    مریم سقلاطونی

  • تنیزبینی و عمق مدرنیستی در روایت از مرگ در ادبیات

    تنیزبینی و عمق مدرنیستی در روایت از مرگ در ادبیات

    به گزارش خبرگزاری مهر، سینا دادخواه با بیان اینکه مسئله مرگ در ادبیات هر سرزمینی به نحوی خود را نشان داده، می‌گوید: پرداختن به موضوع مرگ طبیعی و احتضار در چندین رمان درخشان جهان مانند «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته لئو تولستوی قابل مشاهده است. اما اگر کمی فراتر برویم، درمی یابیم که مرگ ناشی از بیماری‌های دسته جمعی، بلایایی مانند سیل و زلزله و بحران‌های فراگیر که جوامع بشری را تهدید می‌کند، به مرور زمان به یک گونه ادبی تبدیل شده اند.

    به گفته او، این مسئله حتی در متون مقدس هم وجود دارد. مثلاً در بخش ایوب کتاب مقدس یا عذاب‌های الهی که بر قوم‌ها وارد می‌شود به این موضوع اشاره شده و برای تفهیم دقیق ماجرا، از قصه پردازی استفاده شده است.

    دادخواه، با تاکید بر اینکه این گونه ادبی در واقع به نوعی ادبیات آخرالزمانی نیز پهلو می‌زند، می‌افزاید: این نکته بسیار مهمی است. گویا در این آثار پایان جهان فرارسیده و انسان چاره‌ای به جز تحمل این بیماری ندارد.

    وی به رد پای اندیشه آخرالزمانی در فیلم‌های سینمایی نیز اشاره کرده و می‌گوید که در این آثار کهن‌الگوها و شاخصه‌های ویژه ای در معرض درک مخاطب قرار می‌گیرند.

    به گفته دادخواه، یکی از رمان‌های شاخص در به تصویر کشیدن بیماری، «کوه جادو» نوشته «توماس مانم درباره بیماری سل است که در آن شاهد جست و جویی در عالم بیماری، خلوت گزینی و انزوایی که از دل آن بیرون می‌آید، هستیم.

    دادخواه، از «طاعون» نوشته آلبر کامو و «کوری» نوشته ژوزه ساراماگو نیز به عنوان رمان‌هایی یاد می‌کند که به شکل نمادین به بیماری نگاه کرده اند. چنانکه در این آثار نیز رگه‌هایی سمبلیک از اندیشه آخرالزمانی دیده می‌شود که هر کدام بسته به ترجیحات و فرهنگ نویسنده، گویای وضعیت بشر و به نوعی انحطاط او است.

    او تاکید می‌کند: اگر این انحطاط در رمان‌های بزرگ جهان با اندیشه آخرالزمانی همراه شده، در رمان‌های کوچک‌تر ابعادی نمادین پیدا کرده که در آنها هدف اصلی نشان دادن درگیری و بلازدگی انسان است، نه اینکه صرفاً روایت و گزارش خود بیماری هدف نویسنده باشد.

    نویسنده رمان «زیباتر»، در ادامه می‌افزاید که در میان نویسندگان ایرانی بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی به دلیل مواجه نزدیک با علم پزشکی، در آثارشان به موضوع بیماری پرداخته اند.

    وی در پاسخ به اینکه یک نویسنده چطور می‌توانند در خصوص موضوع شیوع ویروس کرونا و درگیری گسترده جامعه ایران با آن بنویسند، توضیح می‌دهد: معتقدم گونه ادبی انحطاط و زوال در ادبیات جزو عمیق‌ترین لایه‌های ادبی است که باید با نگاهی دقیق، تیزبین و به دور از سطحی نگری به آن نگاه شود. در واقع نویسنده باید با یک موشکافی دقیق به زوایای پنهان این موضوع توجه کرده و خودش را با مدرنیسم پیچیده‌ای مواجه کند که اجزای آن ذهن، انسان، بیماری و … هستند. نوعی بلاتکلیفی و سیلان که پرداختن به آنها چندان ساده نیست.»

    دادخواه از «مارسل پروست» به عنوان نویسنده‌ای یاد می‌کند که مدت هشت سال درگیر بیماری سل بود، خودش را در خانه قرنطینه کرد و توانست با این مسئله رویارویی عمیقی داشته باشد.

  • دفتر شعری از فرامرز سه‌دهی منتشر می‌شود

    دفتر شعری از فرامرز سه‌دهی منتشر می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، فرامز سه‌دهی شاعر درباره مجموعه شعر «فرودگاه آه» گفت: این کتاب، مجموعه شعری در قالب سپید با مضامین عاشقانه و اجتماعی است که ۵۹ شعر علیه فراموشی است و یک نوع پرسشگری و اعتراض را مطرح می‌کند.

    وی ادامه داد: در این کتاب سعی کردم آنان خاص را برای عنوان شعرهایم انتخاب کنم و به دنبال آشتی شعر کلاسیک با شعر سپید بودم چرا که معتقدم شعر امروز ما ضرورت و ادامه شعر دیروز ما است. در این کتاب می‌گویم شعر (نه سپید نه سیاه) فقط جوهرمندی و شعریت آن مهم است.

    این شاعر با تاکید بر اینکه چیزی که جامعه شعری امروز ما از آن بی‌نصیب است نقد است و ادامه داد: امیدوارم کسانی که دائیه نقد دارند به این نکات مهم توجه کنند.

    سه‌دهی با بیان اینکه با علی صالحی و علی اشرف درویشیان سال‌ها در کنار هم علیه سانسور مبارزه کردیم و می‌خواستیم زندگی زیباتر شود، عنوان کرد: این دوستان با نبودنشان چیزی را در درون ما جا می‌گذارند. بنابراین از آنها در این کتاب گفته‌ام.

    این برگزیده جایزه شعر الوند به تعدادی از شعرهای این کتاب اشاره کرد و گفت: زمین به دور خورشید می‌چرخد، علیشاه مولوی، سیدعلی صالحی، دکتر محمد مصدق، علی اشرف درویشیان، ماهی سیاه کوچولو، علی مردانی، کامیار شاپور، داش آکل، علی کاکاوند، کورش اسدی، محمد شهید ثالث، پنجم خرداد، جنگ، هیچ بارانی، این فیلم اکران عمومی ندارد، بی‌نام، این همه پاییز نبود، دلیل، دلتنگی، یادم تو را فراموش و …از جمله شعرهای «فرودگاه آه» است.

    شعر علی اشرف درویشیان را در ادامه می‌خوانیم:

    بعد از تو
    چیزی کم دارد این زندگی
    بعد از تو
    تمام آبان‌های جهان
    کرج
    عظیمیه
    تهران
    کانون نویسندگان ایران
    مبارزه برای کلمات شریف
    عدالت
    آزادی بی‌حد و حصر و استثنا
    و
    راستش را بگو!:
    دلتنگی‌هایت را با چه کسی تقسیم می‌کنی؟
    دوستت دارم‌هایت را؟
    بعد از تو
    همه ما چیزی کم داریم
    تو رفتی
    و طبق معمول همه‌ی رفتن‌ها
    تکه‌هایی از ما را با خودت بردی
    بغض دارد
    دل‌های ما بغض دارد
    لب‌های ما
    و بعضی که گلوهای ما را دارد
    بیا و گرنه ما می‌آییم
    نشانی خانه‌ات را می‌پرسم
    از ” آبشوران “
    از “سلول ۱۸”
    از “سال‌های ابری”
    راه می‌افتیم
    با عصای صفرخان در دست
    خنده‌ها
    و یادگاری‌هایی که از تو داریم

    به گفته سه‌دهی مجموعۀ شعر «فرودگاه آه» در ۹۳ صفحه و با شمارگان ۳۰۰ نسخه به زودی از سوی انتشارات سیب سرخ منتشر می‌شود.

    فرامرز سه‌دهی پیش از این مجموعه شعرهای امسال هم نیامده رفتی، سر بر شانه‌ام بگذار، خاتون بعد از من آدم‌ها را این‌طوری می‌نویسند، باران بود همه‌ی لیلی‌ها رفته بودند، مرا که می‌بینی یک دقیقه سکوت کن!، سر انگشتان من، خنده‌های تو!، قهوه‌ای مایل به سیاه، فنجان شکسته در پاییز فروپاشی و هشت کتابِ غمگین را منتشر کرده است