برچسب: جنگ تحمیلی

  • اگر پس از آزادسازی خرمشهر به نظر امام (ره) عمل می‌شد، جنگ خاتمه می‌یافت

    اگر پس از آزادسازی خرمشهر به نظر امام (ره) عمل می‌شد، جنگ خاتمه می‌یافت

    اعتمادآنلاین| سردار حسین علایی از فرماندهان نام‌آشنای جنگ تحمیلی است که در کارنامه دفاعی و نظامی او هر جا که دشمن تمامیت ارضی ایران و انقلاب اسلامی را تهدید می‌کرده است حضور داشته است؛ فرماندهی سپاه آذربایجان شرقی و غربی و جنگ با گروه‌های مسلح ضدانقلاب و بعد رئیس ستاد قرارگاه مرکزی کربلا، فرماندهی قرارگاه نوح و اولین فرمانده نیروی دریای سپاه در دوران جنگ، قائم مقام وزیر دفاع و رییس ستاد مشترک سپاه پاسداران پس از جنگ از جمله جایگاه‌های مهم اوست که همیشه پایی در میدان و ذهنی در ستاد داشته است.

    سردار علایی در سال‌های پس از جنگ تجربیات نظامی خود را با مباحث و اندیشه‌های تئوریک علوم نظامی و استراتژیک در هم آمیخت و در زمره محققین جنگ تحمیلی و مدرسین علوم دفاعی و استراتژیک به شمار می‌آید.

    حسین علایی در رابطه با موضوع «استراتژی نظامی ایران در جنگ با عراق» بهترین فردی بود که می‌توانست پاسخ‌گوی سوالات ما باشد.

    مشروح این گفت و گو را در ادامه بخوانید:

    سردار از استراتژی نظامی شروع کنیم؛ استراتژی چه تفاوتی با با روش و تاکتیک و مفاهیم مشابه آن دارد؟

    مفهوم استراتژی که به فارسی «راهبرد» ترجمه شده، این است که ما چه هدفی داریم. چگونه و با چه ابزارها و امکاناتی می خواهیم به آن هدف برسیم؛ فرقی نمی کند که در چه حوزه ای و در چه سطحی باشد. مفهوم استراتژی نظامی هم این است که اهدافی که برای دفاع تعیین می‌کنیم حتی اگر آن اهداف سیاسی باشند نیز باید به اهداف عملیاتی تبدیل شوند و اینکه چگونه آن اهداف عملیاتی را تأمین و محقق کنیم، آن استراتژی ما است. اما اینکه از چه شیوه‌هایی برای نیل به اهداف استفاده کنیم، معنای آن تاکتیک است. بنابراین استراتژی «الگوی تصمیم گیری برای اقدامات اساسی جنگ» است که توانست راهبرد “جنگ یک هفته” ای صدام را به شکست بکشاند.

    معمولا استراتژی نظامی زیرمجموعه استراتژی ملی کشور هست. بعضی ها سه سطح راهبرد برای کشور تعریف می‌کنند که بر این اساس استراتژی ملی، راهبرد دفاعی و بعد استراتژی نظامی داریم. اینکه ما در برابر یک تهدید چگونه می‌خواهیم مقابله کنیم، استراتژی دفاعی است. بر اساس استراتژی دفاعی نیروهای مسلح هر کشور سازمان پیدا می‌کنند، برای آنها ابزار و تجهیزات تهیه می‌شود و ساختار تشکیلاتی پیدا می‌کنند. آنچه نیروهای مسلح در صحنه عمل و در برابر دشمن واقعی به کار می برند، استراتژی نظامی است. بنابراین در صحنه مقابله با تجاوز ارتش عراق، هر اقدامی که در جبهه‌ها کردیم، در قالب استراتژی نظامی قابل تعریف و تبیین است.

    آیا جمهوری اسلامی اساسا در جنگ با عراق از یک استراتژی نظامی برخوردار بوده است؟

    معمولاً هر کشوری برای مقابله با دشمن استراتژی دارد. ممکن است این استراتژی را تدوین کرده باشد و ممکن است تنظیم نکرده باشد ولی در قالب اقدامات انجام شده بشود آن استراتژی را بیان کرد. ایران هم قبل از شروع جنگ در سطح ملی و دفاعی استراتژی داشته است و بعد هم که وارد جنگ شد در هر مقطعی تا پایان جنگ استراتژی خاص هر دوره ای را داشته است. ولی معمولا استراتژی ها یا درست انتخاب می شوند و یا ممکن است اشتباه انتخاب شوند و یا ممکن است راهبردهای خوب، درست اجرا نشوند. همه کشورها استراتژی انتخاب می کنند ولی الزاماً هر استراتژی که انتخاب می کنند معلوم نیست که درست باشد.

    نکته دیگر اینکه استراتژی در طول زمان، به دلیل تغییرات و تحولات محیطی، تغییر پیدا می کند و باید با توجه به تغییر شرایط زمان و مکان، استراتژی را اصلاح کرد و یا تغییر داد. اگر کشوری، دولتی و یا سازمان های نظامی استراتژی خود را متناسب با شرایط و تحولات محیطی و تغییراتی که در وضعیت توانایی های دشمن ایجاد می شود، تغییر ندهند و استراتژی خود را ثابت نگه دارند، ممکن است که آن استراتژی در مرحله عمل با شکست مواجه شود.

    نکته بعدی این است که ممکن است استراتژی ها درست انتخاب گردند ولی بد اجرا شوند یا درست اجرا نشوند. یعنی در مرحله عمل با مشکل مواجه شوند. بنابر این اگر استراتژی در مرحله عمل دچار مشکل شود و یا به درستی اجرا نشود، آن استراتژی شکست می خورد. بنابراین شکست های نظامی و دفاعی کشورها معمولا یا به علت درست انتخاب نکردن استراتژی است و یا به دلیل خوب اجرا نکردن استراتژی می­باشد.

    مثل عراق که به نظر من استراتژی غلطی را در جنگ با ایران انتخاب کرد و با فرضیات غلط نیز آن راهبرد تدوین شده بود؛ و در حین انجام عملیات هم آن استراتژی ای که انتخاب کرده بود را نتوانست درست اجرا کند. وضعیت محیطی و شرایطی که عراق پس از شروع جنگ با آن مواجه شد با مفروضات تنظیم استراتژی قبل از جنگ تغییر پیدا کرد و او نتوانست این امر را در اصلاح استراتژی خود تأثیر بدهد. بنابراین با همان استراتژی از قبل تدوین شده کار خود را ادامه داد و با شکست سختی مواجه شد.

    در مقطعی که ما عملیات های ناموفقی داشتیم و عراق تحت استراتژی دفاع متحرک عمل می‌کرد چه؟ عراق بلحاظ استراتژیک در این برش از جنگ موفق نبوده است؟

    همیشه وقتی که ما در مورد یک استراتژی صحبت می کنیم ممکن است بخش‌هایی از آن استراتژی خوب اجرا شود و درست باشد. ولی ممکن است شرایط زمانی آن استراتژی را با موفقیت روبرو نکند. مثلا وقتی عراق می‌خواست جنگ را شروع کند استراتژی صدام این بود که معاهده ۱۹۷۵ را از راه جنگ تغییر دهد؛ اگر حداقل هدف عراق از برپایی جنگ را تغییر معاهده ۱۹۷۵ بگیریم. چون یک هدف دیگر هم داشت که استان خوزستان را به یک دولت خودمختار طرفدار عراق تبدیل کند. هدف دیگر در صحبت های مقامات عراقی این بوده که انقلاب اسلامی را به شکست بکشانند.

    آنچه صدام حسین بهانه جنگ اعلام کرد این بود که در معاهده مرزی باید تجدید نظر شود و او چهار روز قبل از شروع جنگ، در مجلس ملی عراق معاهده ۱۹۷۵ را ملغی اعلام کرد. بنابراین استراتژی نظامی عراق این بود که از طریق جنگ بتواند معاهده ۱۹۷۵ را تغییر دهد. برای ارتش عراق در جنگ هم هدفگذاری کرده بود و آن اینکه استان خوزستان را به طور کامل اشغال کند، نوار مرزی غرب کشور ما را هم به اشغال در بیاورد و نوار شمال غرب ایران را هم درگیر نیروهای مسلح خودش و ایران قرار بدهد.

    ارتش عراق این استراتژی را عمل کرد ولی در عمل به این اهداف در ماه های اول جنگ نرسید. در ادامه جنگ هم متوجه شد که با عملیات نظامی نمی تواند معاهده ۱۹۷۵ را تغییر دهد؛ زیرا ایران آن را نمی‌پذیرد. بنابراین می توانیم بگوییم که استراتژی عراق در مرحله عمل شکست خورد. ولی عراق این استراتژی را تغییر نداد و تا آخر جنگ این استراتژی پابرجا بود. وقتی که صدام حسین در سال ۱۳۶۹، یعنی ۲ سال پس از پایان جنگ، تصمیم گرفت تا به کویت حمله کند، در مذاکراتی که با رئیس جمهور ایران به صورت مکاتبه‌ای و از طریق نمایندگان ایران و عراق در مقر اروپایی سازمان ملل انجام داد به این نتیجه رسید که امکان تغییر معاهده ۱۹۷۵ به هیچ وجه وجود ندارد.

    در آن زمان صدام چون هدف بزرگتری را برای عملیات نظامی در نظر گرفته بود و آن این بود که کویت و حتی بخشی از ساحل عربستان و امارات را هم اشغال کند، برای اینکه پشت جبهه حمله به کویت امن باقی بماند استراتژی خود در ارتباط با ایران را تغییر داد و اعلام کرد که من معاهده ۱۹۷۵ الجزیره را می‌پذیرم. یعنی در روز ۲۳ مرداد ۶۹ در ششمین نامه‌ای که صدام حسین به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور ایران نوشت، پذیرفت که معاهده ۱۹۷۵ به قوت خودش باقی است.

    جنگ با شکست استراتژی عراق خاتمه پیدا کرد

    بنابراین استراتژی تعیین شده توسط رژیم عراق در مرحله اول و برای شروع جنگ با شکست مواجه شد و در نهایت هم جنگ با شکست استراتژی عراق خاتمه پیدا کرد و ایران به پیروزی دست پیدا کرد، چون عراق در نهایت به معاهده ۱۹۷۵ برگشت. همان صدامی که آن معاهده را لغو کرده بود، خودش و نه رژیم بعدی عراق به این معاهده برگشت. در واقع همان کسی که جنگ را شروع کرده بود با ارسال نامه مورخ ۲۳ مرداد ۱۳۶۹ اعلام کرد که استراتژی من شکست خورده است. زیرا معاهده ۱۹۷۵ را پذیرفت و عملاً خط بطلانی کشید بر جنگی که عراق با ایران شروع کرده بود.

    آقای دکتر یک تلقی این است که پس از آزادسازی خرمشهر توسط قوای نظامی ایران و مقارن با یورش اسرائیل به لبنان عراق از ادعای خود دست برداشته و حتی به دنبال صلح بوده است.

    در همین مقطع هم عراق همچنان خواهان آتش بس و الغای معاهده ۱۹۷۵ الجزیره بوده است.

    پس چطور می گفت که با هم صلح کنیم؟

    عراق از روزی که جنگ را شروع کرد در همه مقاطع فقط به دنبال آتش بس بود. صدام به دنبال پایان دادن جنگ بدون پیروزی و رسیدن به صلح پایدار نبود. هیچ موقع هم دنبال برگشت به معاهده ۱۹۷۵ نبود. لغو معاهده ۱۹۷۵ مطلبی بود که در تمام اظهارات و مواضع مقامات عراق و صدام حسین تکرار می‌شد. مثل حرفی که امروز ترامپ می‌زند و می گوید برجام را قبول ندارم و از آن بیرون آمده‌ام؛ بیایید قرارداد جدیدی ببندیم و اسم آن را «قرارداد ترامپ» بگذاریم. در چیز جدیدی هم که می‌گوید بیایید امضا کنیم حرف‌هایش را می زند؛ می‌گوید ایران انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز و غیرصلح‌آمیز نداشته باشد، موشک از یک بردی به بالاتر نداشته باشد و در منطقه هم نفوذ و حضوری نداشته باشد. در ازای این امتیازاتی که از ایران می‌گیرم هیچ امتیازی هم به جمهوری اسلامی نمی‌دهم. او به اوباما ایراد می گیرد و می‌گوید برای انعقاد برجام آمریکا ۱۵۰ میلیارد دلار به ایرانی‌ها پول داده است که بخشی از آن هم پول نقد بوده است. خود همین دیدگاه باعث بن‌بست در حل مسائل فیمابین شده است. نمی‌گوید بنشینیم و مذاکره کنیم و ببینیم به کجا می‌رسیم. از اول می‌گوید حرف های من اینها است.

    صدام حسین، درست منطق ترامپ را داشت

    صدام حسین هم درست منطق و خلقیات ترامپ را داشت. از اول می‌گفت من معاهده ۱۹۷۵ را قبول ندارم و باید معاهده جدیدی در حوزه روابط و مسائل مرزی منعقد شود. دوم اینکه می‌گفت در خوزستان و جاهایی که مردم با زبان عربی صحبت می‌کنند باید دولتی تشکیل شود که این دولت وابسته به عراق و خارج از حاکمیت ایران باشد.

    یعنی بعد از آزادسازی خرمشهر؟

    نه؛ قبل از آزادسازی خرمشهر و از اول شروع جنگ این را می گفت.

    سومین مسأله ای هم که صدام می گفت این بود که جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی باید به اعراب برگردد. خودش را به عنوان نماینده اعراب خلیج فارس تلقی می‌کرد. صدام حسین در مقام حرف، پس از شکست در جبهه ها از طرح مسأله تشکیل حکومت خودمختار در خوزستان و بازگشت جزایر به کشورهای عربی سکوت کرده است ولی هیچ گاه در مورد اینکه به معاهده ۱۹۷۵ بر می‌گردد سکوت نکرده و همیشه گفته ما به آن بر نمی‌گردیم. حتی بعد از اینکه آتش بس بین ایران و عراق بر اساس قطعنامه ۵۹۸ برقرار شد، در طول ۲ سال بعد از برقراری آتش بس، در تمام مذاکراتی که ایران از طریق سازمان ملل با عراق داشته است همیشه عراق می‌گفته که اول معاهده ۱۹۷۵ باید تغییر کند و حاضر به مذاکره و مصالحه در این باره نبود.

    بعد از آتش بس هم بخشی از سرزمین ایران در اشغال عراق بود

    عراق حتی اسرای ایرانی را هم تا ۲ سال بعد از پایان جنگ آزاد نکرد. در حالی که طبیعتا بعد از برقراری آتش بس، اولین اقدام باید آزادی اسرای طرفین باشد. اقدام دومی که بعد از آتش بس خیلی طبیعی است، بازگشت قوای طرفین مخاصمه به مرز است. ارتش عراق تا ۲ سال پس از آتش بس هم حاضر نشد به مرز برگردد. بعد از اینکه عراق در سال ۶۹ به کویت حمله کرد و در مذاکرات مکاتبه‌ای با آقای هاشمی رفسنجانی قبول کرد که به معاهده ۱۹۷۵ برگردد، آنگاه اقدام به آزادی اسرا کرد و برگشت به نقاط مرزی را شروع کرد. یعنی بعد از برقراری آتش بس بین دو کشور هم بخشی از سرزمین ایران در اشغال ارتش عراق بود. مثل نفت شهر که از اول تا آخر و بعد از جنگ در دست عراق بود. عراق بعد از اینکه قبول کرد استراتژی‌اش شکست خورده و صدام حسین در نامه به آقای هاشمی نوشت که من معاهده ۱۹۷۵ را قبول دارم، آنگاه به مرز برگشت. پس آنچه بعد از آزادسازی خرمشهر اتفاق افتاد همین بود. صدام حسین فقط آتش بس را قبول داشت؛ نه برگشت به معاهده ۱۹۷۵ را.

    پس عراق عملا نه تنها به دنبال وضعیت نه جنگ و نه صلح بود که عملا معاهده ۱۹۷۵ هم ملغی می‌شد. یعنی اگر در آن مقطع پس از آزادسازی خرمشهر پایان جنگ را می‌پذیرفتیم اول این تهدید را داشتیم که عراق به آتش‌بس پایبند نخواهد بود (کما اینکه سال ۶۷ این اتفاق افتاد) و دوم به فرض پایبندی عراق، دیگر معاهده ۱۹۷۵ را هم قبول نداشت.

    صدام معاهده ۱۹۷۵ را قبول نداشت؛ ولی ایران هم با عراق مذاکره نکرد تا ببیند آیا می تواند او را وادار به پذیرش معاهده مرزی ۱۹۷۵ کند یا نه؟ همان طور که بعد از جنگ، ایران مذاکره کرد و او را وادار کرد تا معاهده ۱۹۷۵ را بپذیرد. شاید بعد از آزادسازی خرمشهر اگر دولت مذاکره می‌کرد و به نظر امام عمل می شد که نیروهای ایران از مرز عبور نکنند ولی جنگ ادامه پیدا کند: یعنی فشار روی صدام را ادامه می دادیم و بقیه سرزمین‌ها را آزاد می‌کردیم اما از مرز عبور نمی کردیم و مذاکره هم می کردیم. شاید در آن مقطع هم صدام به این نتیجه می‌رسید که چاره‌ای ندارد و باید معاهده ۱۹۷۵ را بپذیرد. شاید هم آتش بس را می‌پذیرفتیم ولی صدام دوباره مثل آخر جنگ به سرزمین های ایران حمله می‌کرد.

    شما فکر می‌کنید کدام یکی از این دو فرض رخ می‌داد؟

    با دیدن نتایج جنگ و اطلاعاتی که الآن در اختیار داریم به نظر می‌رسد، اگر پس از آزادسازی خرمشهر به نظر حضرت امام خمینی عمل می‌شد که دو بار در جلسه شورای عالی دفاع فرمودند که از مرز عبور نکنیم، به احتمال زیاد جنگ در همان مقطع خاتمه پیدا می‌کرد. ولی اینکه چه زمانی به معاهده ۱۹۷۵ برسیم بستگی به توان دیپلماتیک ایران و ارتباطات سیاسی ایران با سایر کشورهای جهان به ویژه قدرت های بزرگ داشت.

    که آن مقطع ضعیف بود.

    بله ولی ایران می‌توانست آن را تقویت کند.

    در رابطه با جلسه‌ای که در حضور امام خمینی در رابطه با ورود به خاک عراق و ادامه جنگ صورت گرفت، گفته شده که بر خلاف تصور رایج ابتدائاً ارتشی‌ها مطرح کردند که اگر ما به خاک عراق نرویم صدام حسین مجددا حمله می‌کند.

    بله مرحوم تیمسار ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک ارتش گفت که باید به یک عارضه دفاعی طبیعی مثل اروندرود برسیم.

    الآن به نظر شما این فرضیه مخدوش است؟

    با اطلاعاتی که الآن داریم فکر می‌کنم که اگر در آن مقطع قوای ایران از مرز عبور نمی‌کردند به احتمال زیاد جنگ خاتمه پیدا می‌کرد.

    در فضای تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق مدت‌هاست این موضوع مطرح شده که شما نامه‌ای که مرحوم حاج‌احمدآقا خطاب به امام در رابطه با ورود به خاک عراق نوشته‌اند را خوانده‌اید. خودتان بفرمایید ماجرا از چه قرار است.

    فکر می کنم حدود ۱۰ سال قبل بود.

    قبل از سال ۸۸ بود؟

    بله. من داشتم کتاب «تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق» را می‌نوشتم و جلساتی هم با حاج حسن آقای خمینی داشتیم و در خصوص مسائل جنگ با هم صحبت می‌کردیم. در یکی از نشست‌ها من دیدگاه امام در جلسات شورای عالی دفاع پس از آزادسازی خرمشهر را مطرح کردم و گفتم برداشت من این است که امام خمینی موافق عبور از مرز در تداوم جنگ نبوده‌اند و اگر به نظر امام عمل می‌شد قاعدتا جنگ خاتمه پیدا می‌کرد. چون هیچ ارتشی نمی‌تواند عملیات نظامی داشته باشد ولی خود را به اینکه از مرز عبور نکند محدود کند.

    در جنگ هیچ دولتی برای خودش محدودیت عدم عبور از مرز در شرایط اشغال خاک کشورش قائل نمی‌شود. عبور ارتش عراق از مرز به ایران هم مجوز داد که برای مقابله با وی از مرز عبور کنیم. بنابراین عبور از مرز در جریان جنگ، خلاف قوانین و مقررات بین المللی برای کشور مدافع نیست. ولی ملاحظه امام خمینی خیلی هوشمندانه بود. در واقع امام با طرح دیدگاه عدم عبور از مرز به دنبال «دفع تجاوز»، «حفظ تمامیت ارضی» ایران و «شکست» رژیم صدام حسین در حمله به ایران بوده‌اند. امام دنبال کشورگشایی و چیزهای دیگر نبوده‌اند.

    البته امام انتظار آن را داشتند که مردم عراق از فرصت درگیر شدن صدام با ایران استفاده کنند و حکومتشان را عوض کنند. ولی برای اینکه ایران حکومت بعثی عراق را عوض کند، هیچ جایی ندیده‌ایم که امام چنین چیزی را از نیروهای مسلح یا دولت ایران خواسته باشند. از هیچ کسی چنین چیزی را نخواسته‌اند. ولی انتظار امام این بود که مردم عراق مثل مردم ایران که به خیابان‌ها آمدند، آنها هم به خیابان‌ها بیایند و رژیمی که آدم‌های خودش را می‌کُشد، زندان‌های مخوف دارد و عراقی­ها را سر به نیست می‌کند را تغییر دهند. اما هیچ جایی از سخنان و بیانیه‌های امام برداشت نمی‌شود که نیروهای مسلح ایران این کار را انجام دهند.

    به هر حال در جلسه با حاج حسن آقای خمینی به ایشان گفتم چنین موضوعی هست و الآن چون دارم کتاب «تاریخ تحلیلی جنگ» را می‌نویسم می‌خواهم بدانم چه شد که قوای ایران از مرز عبور کردند و جنگ تبدیل به یک «جنگ فرسایشی» شد که ایران هم در تداوم آن جنگ گیر کرد. یعنی افتاد در مسیری که به سادگی نمی‌توانست از آن بیرون بیاید و جنگ شدت پیدا کرد.

    ایشان گفت در این مورد نامه‌ای هست که پدرشان(حاج احمد آقا) بین دو جلسه شورای عالی دفاع به امام نوشته‌اند و هفت صفحه هم هست و این نامه خیلی از مسائل را روشن می‌کند. من خواهش کردم اگر می شود نامه را بخوانم. ایشان نامه را آوردند و من جلوی ایشان آن را خواندم و به ایشان پس دادم. این نامه هم تا حالا هنوز منتشر نشده است.

    از مندرجات نامه موضع امام و احمدآقا مشخص شده بود؟

    چیزی که الآن از آن نامه در ذهنم باقی مانده این است که حاج احمد آقا به امام نوشته‌اند، «نظر شما که می‌فرمایید از مرز عبور نکنیم درست است. اما از آنجا که شما برای نظر کارشناسان اهمیت قائل هستید و کارشناسان نظامی و سیاسی در جلسه شورای عالی دفاع معتقدند که نمی‌شود جنگ ادامه داشته باشد و از مرز عبور نکرد و برای دفاع مطمئن باید از مرز عبور کرد و به کنار یک عارضه طبیعی رفت. من نگرانم که شما این نظر را بپذیرید و ما از مرز عبور کنیم؛ آنگاه به میدان جدیدی وارد شویم که نمی‌دانیم سرانجامش چه خواهد شد».

    وقتی این نامه را دیدم متوجه شدم برداشت ما از جلسات شورای عالی دفاع و دیدگاه امام تا حد زیادی درست بوده است و امام مخالف عبور از مرز بوده‌اند ولی هیچ کدام از کسانی که در جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته‌اند از نظر امام حمایت نکرده اند؛ یا سکوت کرده اند و یا در مخالفت با نظر امام صحبت کرده اند.

    استراتژی نظامی ایران پس از این جلسه عملا تغییر پیدا می‌کند؟

    بله. الآن کتابی به نام «شتای عمر» نوشته آقای احمد عزیزی که قائم مقام وزیر خارجه آن زمان منتشر شده است. ایشان پس از آزادی خرمشهر به جای آقای ولایتی در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کرده بوده است. در آن کتاب نوشته وقتی تیمسار ظهیرنژاد گفت ما باید از مرز عبور کنیم و خودمان را به ساحل اروندرود برسانیم، امام فرمودند ممکن است مردم عراق کشته شوند. یعنی امام نگران جان مردم عراق هم بوده اند. بنابر این می توان گفت که نظر ابتدایی امام این بود که از مرز عبور نکنیم ولی بعد از تشکیل دو جلسه شورای عالی دفاع، امام قانع می‌شوند که منع عبور از مرز را بردارند. بنابراین امام منع عبور از مرز را بر می‌دارند و به نظرم از این زمان استراتژی ایران تغییر پیدا کرده است. اما در عمل مشخص شد که این تغییر استراتژی ایران قابل اجرا نیست.

    دلایل امام برای موضع ابتدایی‌شان مبنی بر منع ورود نیروهای مسلح ایران به خاک عراق چه بود؟

    امام به عبور از مرز چهار اشکال می‌گیرند. ما این سوال را در جلساتی که بعد از جنگ با آقای هاشمی رفسنجانی زمانی که ایشان رئیس مجمع تشخیص مصلحت بود داشتیم پرسیدیم. در آن جلسات آقایان شمخانی، غلامعلی رشید، حسینی تاش و درودیان حضور داشتند و سؤالاتی را در باره مقاطع مختلف جنگ با ایشان مطرح می­کردیم. امیدواریم کسانی که کارهای انتشاراتی آقای هاشمی رفسنجانی را بر عهده دارند این متن را در قالب یک کتاب منتشر کنند. در آن جلسات بحث های مفصلی راجع به جنگ شده که به نظرم خیلی ارزشمند است.

    آقای هاشمی رفسنجانی می‌گوید امام چهار دلیل به شرح زیر آوردند که نباید از مرز عبور کرد.

    مردم عراق تصرف سرزمین خود را تحمل نمی کنند و آنهایی که الان با ما هستند در آن صورت به ما به عنوان متجاوز نگاه می کنند. ورود قوای ایران به خاک عراق موجب افزایش انگیزه ارتش بعثی برای جنگیدن می گردد. مردم عراق تا الان از صدام حمایت نمی کردند چون صدام در خاک ما بود. اما اگر وارد خاک عراق شویم، مردم از صدام حمایت می کنند و نباید مردم عراق را در مقابل خود قرار دهیم. مردم عراق که با جنگ صدام علیه ایران موافق نیستند، ممکن است با ورود قوای ایران به خاک عراق در پشت سر صدام قرار گرفته و از وی حمایت نمایند.

    الان از لحاظ بین المللی موضع برحق داریم و متجاوز در خاک ماست. اگر وارد خاک عراق شویم کشورهای جهان، ایران را متهم به اشغالگری می نمایند. دنیا ما را به عنوان متجاوز معرفی می کند و روی ما فشار تبلیغاتی می آورد.

    اگر وارد عراق شویم، مردم بی گناه عراق آسیب می بینند و اذیت می شوند. نباید در جنگ، مردم عراق که با ما نجنگیدند آسیب ببینند، چون مردم عراق در نهایت با ما هستند.

    پس از ورود به خاک عراق، کشورهای عربی در حمایت صدام، صریح می شوند و تعصب عروبت خود را نشان می دهند. عرب ها که متفق نیستند و بعضی ها از آنها که با ما هستند ممکن است پشت سر صدام قرار گیرند و کار ما دشوار شود.

    یک سوالی که فکر می‌کنم در اندازه نتیجه ورود به خاک عراق اهمیت دارد، نحوه رسیدن به این تصمیم است. آیا این تصمیم آرمانگرایانه بوده و یا بر پایه محاسبات و واقع‌گرایانه بوده است؟

    برداشت من این است که تصمیم برای عبور از مرز آرمان‌گرایی نبود. ما در دورِ پیروزی بودیم. از روز پنج مهر ۱۳۶۰ تا سوم خرداد ۱۳۶۱ دائم پیروزی های بزرگ نظامی به دست می آوردیم. حصر آبادان را شکستیم، شهر بستان را آزاد کردیم، منطقه عملیاتی فتح المبین را تا مرز فکه جلو رفتیم، شوش و اندیمشک و دزفول را از زیر آتش دشمن بیرون آوردیم، در عملیات بیت المقدس زمین های اشغالی جنوب اهواز و شهر هویزه و همه منطقه اشغالی جنوب خوزستان تا مرز شلمچه را از دست ارتش عراق آزاد کردیم و مهمترین آنها آزادی خرمشهر بود که نماد پیروزی ایران تلقی می‌شد.

    اگر شما در چنین جبهه‌ای باشید چه چیزی حس می کنید؟ حس می‌کنید که الآن به اصطلاح نظامی ها در «دور تک» هستید. یعنی در شرایط برتری روحی، عملیاتی و رزمی قرار دارید و دارید کار مهمی را برای شکست ارتش متجاوز انجام می‌دهید؛ بنابراین باید جلو برویم و کار را تمام کنیم.

    این رفتن و کار را تمام کردن به چه معناست سردار؟ یعنی تا “کجا” برویم؟

    یعنی تا جایی جلو برویم که ارتش عراق تسلیم بشود و از تمامی اراضی اشغالی ایران بیرون رانده شود و شکست بخورد. دولت عراق هم شرایط ایران را بپذیرد و به معاهده مرزی ۱۹۷۵ بازگردد. نه اینکه بخواهیم بخشی از خاک عراق را بگیریم و مثلا برویم بغداد را فتح کنیم. ولی حالا که جنگ را تا به اینجا رسانده‌ایم، گرم شده‌ایم و قدرت رزمی پیدا کرده‌ایم، جنگ را رها نکنیم که بعداً برخی بگویند که چرا از این فرصت طلایی برای شکست ارتش بعثی عراق استفاده نکردید.

    فرض کنید اگر ایران در آن زمان آتش بس را می پذیرفت و عملیات نظامی را رها می‌کرد و یکی دو سال آتش بس برقرار می شد ولی بعد صدام می گفت من معاهده ۱۹۷۵ نمی‌پذیرم؛ و این پیمان مرزی باید تغییر پیدا کند و یا دوباره جنگ را شروع می‌کنم. به مسئولین وقت ایراد نمی‌گیرند و بگویند شما آن موقع که قدرت داشتید چرا تعقیب دشمن را رها کردید؟ چرا اجازه دادید که صدام دوباره خودش را تجهیز و به ایران حمله کند؟ ممکن بود این سؤال را مطرح کنند. یعنی فضای جامعه و ذهنیت بسیاری از سیاستمداران این بود.

    مرادم این است که فضای جامعه این گونه بود. هیچ کدام از شخصیت‌ها و احزاب سیاسی ایران، حتی مخالفین تداوم جنگ، اعلام نکردند که از مرز عبور نکنیم. بعداً البته گفته اند ولی در آن مقطع زمانی کسی با عبور قوای ایران از مرز مخالفت علنی نکرده است.

    در آن جلسه در حضور امام نظر چه کسانی ممتنع بود؟

    باید متن مذاکرات را ببینیم؛ ما ندیده‌ایم. بعید است رأی گیری شده باشد.

    روایت آقای محسن رضایی و آقای هاشمی رفسنجانی هست؛ من روایت دیگری ندیده‌ام.

    آقای موسوی خوئینی‌ها هم روایتی را در همان سال‌های بعد از رحلت امام منتشر کرد و در یکی از مجلات هم چاپ شد. در آنجا آقای موسوی خوئینی ها به همین نکته اشاره می کند. البته خوب است که متن آن را پیدا کنید. مصاحبه ای هم حاج سید احمد آقا کرده که در کتاب “دلیل آفتاب” منتشر شده که خیلی ها به آن استناد می‌کنند. حاج سید احمد آقا می‌گویند در مورد مسائل بعد از آزادسازی خرمشهر امام معتقد بودند از مرز عبور نکنیم و بهتر است جنگ تمام شود.

    به هر حال دو مسیر داشته‌ایم و نمی‌دانستیم که انتهای آن یکی چیست و در واقع یک بزنگاه تاریخی بوده است. به نظر من با این تصمیم عقلانی نباید کسی را سرزنش کرد. چون ما هنوز هم نمی دانم مسیر دیگر چه مقصدی می توانست داشته باشد. ولی چرا مسأله ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر این قدر تابو شد؟ مثلا صحبت کردن راجع به آن خلاف مصالح کشور و عزتی است که ما در دوران دفاع کسب کردیم. یعنی از مفهوم نقادانه خارج و تبدیل به یک موضوع هویتی شد.

    درست مثل قضیه مذاکره ایران و آمریکا در وضعیت کنونی است، الآن کسی در فضای سیاسی ایران می تواند راجع به اصل مذاکره با آمریکا حرف بزند؟! آن موقع نیز همین حالت بود. آن موقع یک علت دیگری هم داشت و می‌گفتند اگر ما یک ذره حرف هایی بزنیم که بوی خاتمه دادن به جنگ را داشته باشد ممکن است حضور نیروهای داوطلب را در جبهه ها که ستون فقرات دفاعی ایران هستند را از دست بدهیم و ساختار دفاعی ایران از هم بپاشد.

    این در زمان جنگ درست است؛ ولی در دهه های اخیر چطور؟ چرا نمی‌توانیم راجع به ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر حرف بزنیم؟

    الآن می توانیم دوره های مختلف جنگ را تجزیه و تحلیل کنیم و مشکلی نیست. بعد از اینکه جنگ تمام شد هرکس هرچیزی که خواسته در باره دفاع مقدس گفته است.

    شما قبول ندارید که حساسیت خاصی در مورد این موضوع وجود دارد؟

    نه؛ بعد از جنگ اتفاقا یادم هست که من رئیس ستاد مشترک سپاه بودم و «مجله گفت و گو» متعلق به آقای مراد ثقفی را احتمالا، در سال ۱۳۷۷دیدم. در آنجا یک مقاله با عنوان «۲+۶» در نقد تداوم جنگ پس از آزادسازی خرمشهر زده بود.

    آن مقطع خاصی بوده و آقای مرتضوی هم خب کل روزنامه و مجلات آن دوره را جمع کرد.

    نه؛ در آن زمان هر نوع مطلبی را منتشر می­کردند. در مقاله مجله گفتگو  مطلبی به این مضمون نوشته بودند که دو سال اول جنگ، دفاع ایران خوب بوده است ولی شش سال بعد ابهام دارد. خیلی ها در باره مقاطع مختلف جنگ صحبت کرده‌اند و تا حالا هم شاید بیشترین مطالب راجع به چرایی تداوم جنگ پس از آزادسازی خرمشهر منتشر شده است.

    خود شما از کی به این موضع رسیده‌اید؟ در سال‌های اخیر یا قبل‌تر؟

    از زمانی که سعی کردم در باره مقاطع مختلف جنگ مطلب علمی و مطالعه شده بنویسم، به این نظر رسیدم و در کتاب «تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق» که مرکز اسناد و تحقیقات جنگ سپاه آن را منتشر کرده است اینها را به طور مفصل نوشته‌ام.

    شما آنچه نوشته اید که به نظر من می‌توانستیم از مرز عبور نکنیم و جنگ خاتمه پیدا کند؟

    همین حرف­ها را نوشته ام و منتشر هم شده است. بعد هم مقالات زیادی در سال های گذشته نوشته‌ام و آنها هم منتشر شده است. الآن هم معتقد هستم که در جنگ از ابزار دیپلماسی به اندازه کافی استفاده نکردیم. و معتقدم که استراتژی ملی ما در جنگ عمدتاً متکی بر عملیات نظامی پیش می رفته است. باید استراتژی ملی علاوه بر اتکاء بر عملیات نظامی در جبهه ها با بهره گیری از سیاست خارجی فعال در صحنه بین الملل و ابزار دیپلماسی کار را جلو می برد. البته ما در دوره جنگ دیپلماسی داشته ایم و از این ابزار استفاده هم کرده ایم، ولی به آن اندازه که توجهمان به نیروهای رزمنده و استفاده از قدرت نظامی برای بیرون راندن ارتش متجاوز عراق بوده است، به قدرت دیپلماسی برای کار کردن در صحنه های بین المللی و منطقه ای در راستای ایجاد فشار به عراق برای خروج از سرزمین های ایران توجه کافی نداشته‌ایم. حتی زمانی که قطعنامه ۵۹۸ در سازمان ملل در حال تنظیم و تدوین بود وزارت امور خارجه در مذاکرات مراحل اولیه حضور پیدا نکرده است.

    در جنگ از ابزار دیپلماسی به اندازه کافی استفاده نکردیم

    این خاصیت یک کشور انقلابی تنها است.

    به نظر من این روش­ها به مفهوم انقلابی بودن نیست. کجا انقلابی گری یعنی اینکه شما کاری به کشورهای جهان و روابط بین الملل نداشته باشید و با بقیه دولت ها کار نکنید؟ انقلابی گری به مفهوم چیزی است که در اسلام و قرآن وجود دارد و آن این است که تا آخرین لحظه در برابر ظلم و ظالم بایستید و زیر بار ذلت نروید و با دشمن مقابله نمائید و برای جلوگیری از خونریزی با وی مذاکره کنید. امام حسین علیه السلام هم حتی تا روز عاشورا به دنبال راهی برای جلوگیری از جنگ و ریخته شدن دماء مسلمین بود ولی یزید راهی بجز تسلیم یا جنگ پیش پای مظلومین  نگذاشته بود.

    واقعیت این است که آن زمان عراق چندین ماه در خاک ما بود و شورای امنیت ساکت است…

    درست است ولی دلیلی ندارد شورای امنیت سازمان ملل که در اختیار قدرت های بزرگ است، ساکت نباشد. شورای امنیت مثل مرکزی می ماند که کسانی که با آن کار دارند باید بیانیه ها و قطعنامه های لازم را از آن بگیرند. ما باید به دنبال شورای امنیت می رفتیم؛ شورای امنیت که کاری به حق و این نوع چیزها ندارد.

    وقتی شما با اداره‌ای در هر کجای جهان کار دارید شما به سمت آن اداره می‌روید یا می‌گویید آن اداره باید کارهای من را انجام می‌داد؟ شما باید به سمت اداره بروید و پیگیری کنید؛ اگر آن اداره کار شما را انجام نداد، آن موقع بگویید انجام نداده است. تلاش و پیگیری کشورها تأثیر دارد.

    البته مقاطعی هم وجود دارد که عراق در خاک ماست و این اداره به حرف می‌آید و می‌گوید هر کس در جای خود بایستد و سلاح‌ها را زمین بگذارید!

    درست است زیرا عراق در سازمان ملل فعال بود. ایران خیلی نمی رفت تا با اعضای شورای امنیت حرف بزند و از ظرفیت آن استفاده کند. زیرا شورای امنیت را آلت دست قدرت های بزرگ می دانست که البته درست هم بود ولی در عین حال فعالیت های دیپلماتیک تأثیر خود را دارد.

    شما الآن ببینید در حالی که آمریکا شدیدترین اقدامات را علیه ایران دارد و می‌خواهد قطعنامه تمدید تحریم تسلیحاتی ایران را در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب برساند، با تلاش های ایران و مذاکره با سایر اعضای شورای امنیت بالأخره این قطعنامه به تصویب نمی‌رسد.

    شما بعدا با آقای دکتر ولایتی و دیگران راجع به این موضوع گفت و گو کردید که چرا وزارت خارجه منفعل عمل می‌کرد؟

    خوب است یک جلسه گفتگو بگذارید که ایشان هم بیاید تا بیشتر صحبت کنیم.

    خوب است رسانه ها با ایشان در باره سیاست خارجی دوره جنگ صحبت کنند. مقداری که من شنیده‌ام و بعضی وقت‌ها هم در جلسات بوده‌ام، ایشان می‌گفته که ما مجری سیاست‌ها بوده‌ایم و آنچه از ما می‌خواستند را انجام می‌دادیم. در حالی که من معتقدم درست است که وزارت خارجه ابزار اجرای سیاست خارجی کشور است ولی در عین حال دستگاه کارشناسی و تصمیم‌سازی هم هست. یعنی دائم باید به مسئولین بالاتر بگوید برای حل معضلات خارجی کشور چه کاری می‌شود کرد و چه فعالیت های دیپلماتیکی می توان انجام داد.

    البته باید واقعیات آن دوره را هم در نظر داشت: الان ما در باره جنگ به عنوان یک موضوع تاریخی بحث می‌کنیم و طرح این مسائل برای این است که از تجربیاتش برای آینده بهتر کشور استفاده کنیم. اتفاقاتی که در ایران در اوایل جنگ افتاده طبیعی است. لحظه‌ای که جنگ شروع شده ما اصلاً وزیر خارجه نداشتیم. بنابر این در رأس دستگاه دیپلماسی فردی که بتواند فعالانه آن را جلو ببرد نداشته‌ایم. ارتش نیز همین وضعیت را داشته است. ارتش ایران در آن زمان گرفتار رأس خودش بوده و فرماندهی منسجمی نداشته است؛ چون فرماندهان دوره رژیم قبل فرار کرده و یا کنار زده شده بودند و حدود ۱۵ هزار نفر از سرهنگ به بالا نیز به دلیل احتمال وابستگی به نظام شاهنشاهی بازنشسته شدند. بقیه فرماندهان که با درجات پایین بر سر کار آمدند نیز تازه درگیر مسائل نابسامانی های ارتش و یادگیری چگونگی فرماندهی ارتش در دوران برزخ بودند.

    در وزارت امورخارجه نیز اوضاع همین بوده است. ولی الآن وقتی به عنوان یک تجربه تاریخی از آن فعالیت های عملیاتی و سیاسی آن زمان بحث می‌کنیم، درمی‌یابیم که دستگاه دیپلماسی ایران می توانست از ظرفیت های بین‌المللی در هر مقطعی از جنگ بیشتر استفاده کند. به محض اینکه جنگ شروع شد وزارتخارجه ایران می توانست درخواست تشکیل اجلاس شورای امنیت سازمان ملل بدهد؛ ولی درخواستی مطرح نشد. یا این اقدام به ذهن مسئولین وزارتخارجه نمی‌رسیده است و یا شاید فکر می‌کرده اند که شورای امنیت سازمان ملل ابزار استکبار و قدرت های بزرگ هستند و علیه جمهوری اسلامی ایران با هم هماهنگ عمل می کنند و هر نوع اقدامی بیفایده است. ولی در عالم واقع این جور نیست. همه دشمنان یک کشور هیچ موقع با هم به طور کامل متحد نیستند. آنها هم برای خودشان اختلافات و منافعی دارند و این جور نیست که همه بتوانند یکسان عمل کنند. به هر حال به نظر می رسد که ایران باید از ظرفیت‌های بین المللی و منطقه ای بیشتر در حمایت از دستاوردهای عملیاتی جبهه ها استفاده می کرد. الآن هم برای حل معضلات بین المللی همین طور است.

    اگر ما ابتدای جنگ، یعنی از شروع تجاوز تا آزادسازی خرمشهر را یک مقطع بگیریم، از صحبت شما این طور نتیجه می گیرم که ما اینجا در استراتژی موفق بودیم. چون استراتژی ما اینجا خروج متجاوز از کشور بوده است. استراتژی ما بعد از آزادسازی خرمشهر چه چیزی بوده است؟

    ما یک استراتژی کلان برای دفاع از کشور داشتیم که از ابتدا تا انتهای جنگ تغییر نکرده است. استراتژی جمهوری اسلامی در سطح ملی «دفع تجاوز» و «حفظ تمامیت ارضی» ایران بوده است. می خواستیم نگذاریم دشمن به اهدافش از تحمیل جنگ بر ایران برسد، می خواستیم او را وادار کنیم تا معاهده مرزی ۱۹۷۵ را بپذیرد و در نهایت خساراتمان از عراق به دلیل شروع جنگ و تجاوز به خاک ایران را هم بگیریم. این استراتژی ما از اول تهاجم ارتش عراق تا انتهای جنگ بوده و هیچ تغییری پیدا نکرده است.

    ولی در مقاطعی از دوره جنگ در حوزه استراتژی نظامی مقداری تغییرات داشته ایم. مثلا استراتژی ما تا آزادسازی خرمشهر، «دفع تجاوز سرزمینی» و «حفظ تمامیت ارضی» کشور بوده است. اما بعد از آزادسازی خرمشهر «تنبیه متجاوز» هم به این استراتژی اضافه شده است. بنابراین استراتژی نظامی ایران در راستای استراتژی ملی کشور دچار تغییراتی شده است.

    معنای «تنبیه متجاوز» چیست؟

    یعنی ارتش عراق را وادار کنیم که معاهده ۱۹۷۵ را بپذیرد و عراق خسارات ایران را بدهد و صدام از شروع جنگ پشیمان شود.

    نمی توانستیم بدون جنگ هم این کار را انجام دهیم؟

    معلوم نبود، شاید پس از آزادسازی خرمشهر فرصت مناسبی بود. ممکن است تصور بر این بوده که معلوم نیست عراق به این سادگی ها تن به معاهده ۱۹۷۵ دهد و خسارات ایران را جبران کند و بدون فشار خواسته های ایران انجام شود.

    مثلا باید شلمچه را با آن همه هزینه‌ای که برای ما داشت،  می‌گرفتیم؟

    در سال ۱۳۶۵ و در جریان عملیات کربلای۵ می خواستیم از شلمچه عبور کنیم و دولت عراق را وادار کنیم تا در برابر ایران کوتاه بیاید و از جنگ شهرها و نفتکش ها دست بردارد و خواسته‌های ایران را برای ختم جنگ بپذیرد.

    اگر دولت عراق معاهده ۱۹۷۵ را می پذیرفت جنگ تمام می شد

    پس از پذیرفتن احتمالی عراق، مثلا به سراغ بصره و … نمی‌رفتیم؟ منظورم این است که حد یقف خواسته‌های ما کجا بود؟

    به نظر می رسد که اگر حکومت عراق معاهده ۱۹۷۵ را می پذیرفت جنگ تمام می شد. زیرا بر اساس آن معاهده مرزی باید قوای خود را از خاک ایران بیرون می کشید و اختلافات را از طریق مذاکره حل می کرد و به حسن همجواری احترام می گذاشت.

    در هر مقطعی؟

    بله، در هر مقطعی از جنگ اگر صدام می‌گفت که من معاهده ۱۹۷۵ را پذیرفته ام، جنگ به سرعت تمام می‌شد.

    به نظر شما آن موقع نمی گفتند دشمن الان در موضع ضعف است و جلوتر برویم؟

    نه، چون پذیرش معاهده ۱۹۷۵ به مفهوم شکست صدامِ متجاوز و پیروزی ایران بود. به نظر من این می رسد؛ حالا نمی‌دانم آن موقع چه چیزی می‌گفتند.

    نتیجه جنگ با ایران ساقط شدن صدام و حزب بعث بود

    یعنی می گفتند الآن دروازه بصره هستیم و عراق معاهده ۱۹۷۵ را قبول کرده و اگر بغداد را هم بگیریم…

    هدفگذاری ایران دفع تجاوز بوده است و هدف گذاری جمهوری اسلامی گرفتن بغداد نبود. هدفگذاری ایران تغییر حکومت صدام از طریق جنگ و با بهره گیری از نیروهای مسلح ایران نبود. اما فکر می‌کردیم نتیجه این جنگ می‌تواند سقوط حزب بعث باشد ولی هدف ایران آن نبود. همان طور که حاصل و نتیجه جنگ های صدام با ایران و کویت بالأخره ساقط شدن صدام و حزب بعث از حکومت عراق بود. ولی قوای ایران نرفت تا صدام و حزب بعث را ساقط کند.

    ما با مقایسه دو مقطع تاریخی جنگ و امروز، بین شعارهایی که در سخنرانی‌ها و تریبون ها گفته می‌شود و استراتژی‌ای که در عمل دنبال می‌کنیم به نوعی شکاف می‌رسیم. می‌گویید استراتژی ما این طور بوده ولی برداشت عمومی این است که ما می خواستیم عراق را بگیریم، پیروز شویم و صدام را نابود کنیم. امروز هم در بحث‌های هسته‌ای و منطقه‌ای، جمع بندی بدنه جامعه و همچنین تصویری که دشمنان ما ارائه می‌دهند این است که ما می‌خواهیم اسرائیل را نابود کنیم. ولی در عمل یک جایی هم به برجام تن می‌دهیم.

    این شکاف بین شعار و عمل را چطور می‌شود تبیین کرد؟ آیا یک شکاف طبیعی است؟ یعنی ما نیاز داریم برای بسیج عمومی چنین شعاری را بدهیم ولی در عمل دیپلماتیک و بر اساس منافع ملی عمل کنیم؟ یا اشتباهی است که رخ می دهد و باعث سوء تفاهم می شود؟

    مسئولین رسمی کشور هیچ موقع این نوع شعارها را سر نداده اند و نگفته اند می خواهیم عراق را بگیریم. آنها می گفتند حاصل جنگ نتیجه خوبی برای صدام ندارد و این اتفاق برای حزب می‌افتد که قدرت را از دست بدهد. ولی معمولا در جنگ­ها طرفین حداکثر شعارها را برای بسیج نیروها علیه یکدیگر می‌دهند. این به معنی داشتن برنامه برای از بین بردن طرف مقابل نیست. وقتی که ارتش عراق به ایران حمله کرد و مقامات عراق می‌گفتند که می‌خواهم ایران را نابود کنم، طبیعی است که جوابش هم این است که ما هم با شما همین کار را می‌کنیم. این حرف ها طبیعی است و در همه جای دنیا هست. وقتی جنگ بین دو کشور برقرار است، در حوزه شعار هم طرفین علیه هم حرف می‌زنند.

    ولی اگر حرف های امام خمینی را معیار قضاوت بگیریم، همیشه امام هدف ها را خیلی واضح و کامل برای مردم مشخص می‌کرد. امام می فرمودند «جنگ در رأس امور است»(صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحه ۴۱۵) و یا «دفاع از اسلام، از مُهماتی است که بر هر مردی، بر هر زنی، بر هر کوچک و بزرگی جزء واجبات است»(صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحه ۷) ایشان همیشه از ملت، حتی ارتش و صاحب منصبان عراقی می خواستند تا حکومت بعثی را عوض کنند ولی هیچ موقع نمی‌گفتند که ما می‌خواهیم حکومت بغداد را عوض کنیم و کشور عراق را بگیریم. در شعار مسئولین هم ممکن است کلماتی گفته شده باشد ولی همه می‌دانند این جواب حرف‌هایی است که طرف مقابل می‌زند؛ نه برنامه عملی ایران. از اول تا انتهای جنگ هم تقریباً حرف‌های طرفین تغییری پیدا نکرده است.

    همه حرف های ایران این بوده که عراق جنگ را شروع کرده‌است و به صدام می گفتند بپذیر که جنگ را شروع کرده‌ای و از بقیه میانجی گرها هم می خواستند بپذیرند که ارتش عراق متجاوز است. صدام جنگ را شروع کرده بود ولی نمی‌پذیرفت که جنگ را او شروع کرده‌است تا مشمول عواقب ناشی از تجاوز نشود. همان هفته یا ماه اول جنگ، هیأتی از سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی در جماران پیش امام آمدند در حالی که سربازهای صدام داخل خاک ایران بودند. امام به آنها گفت شما بگویید عراق به ایران حمله کرده است. دلیلش هم این است که هم اکنون سربازان عراقی در خاک ایران هستند و هیچ سرباز ایرانی در خاک عراق نیست. ولی آنها حاضر نشدند بگویند عراق متجاوز است. مسأله مهم این بود که قدرت های بزرگ و کشورهایی مانند عربستان و اسرائیل از جنگ عراق با ایران راضی بودند.

    اما در باره اسرائیل مشخص است که رژیم صهیونیستی بدون حمایت نظامی و مالی آمریکا قابلیت بقاء ندارد. زیرا یک دولت جعلی است که سرزمین های مردم فلسطین را اشغال کرده است و به دنبال کشورگشایی از نیل تا فرات است. دولت اسرائیل بزرگ ترین زرادخانه هسته ای در سطح جهان را پس از قدرت های بزرگ در اختیار دارد و سالهاست که باعث ناامنی در لبنان و سوریه شده است. سالیان دراز است که اراضی شبعا در خاک لبنان را اشغال کرده و پس نمی دهد و اخیراً هم بلندی های اشغالی جولان را از خاک سوریه با کمک آمریکا به خاک خود ملحق کرده است. ایران به دنبال خلع سلاح هسته ای در خاورمیانه است و از رفتن به سمت سلاح هسته ای خودداری کرده است ولی اسرائیل دانشمندان هسته ای ایران را که برای مقاصد صلح آمیز و برای صنایع دارویی و کشاورزی فعالیت می کرده اند ترور کرده است.

    بنابراین مشکل اصلی سیاست آمریکاست که می خواهد حیطه نفوذ اسرائیل را در منطقه خاورمیانه توسعه دهد و اخیراً نیز امارات را وادار کرد تا روابط خود با اسرائیل را علنی سازد تا اسرائیل به طور رسمی با پول کشورهایی مانند امارات و عربستان به توسعه فناوری های نوین دست یازد.

    آقای علایی! ما این استراتژی «تنبیه متجاوز» را تا پایان جنگ داشتیم؟

    بله؛ البته بعد از عملیات رمضان آرام آرام دچار ۲ استراتژی نظامی شدیم. راهبردی که سپاه دنبال می‌کرد این بود که ما آنقدر از نظر نظامی قوی شویم و قدرت پیدا کنیم که بتوانیم ارتش عراق را شکست بدهیم؛ سپاه می گفت وقتی ارتش عراق در جبهه شکست خورد طبیعتاً حکومت عراق تسلیم خواسته‌های ایران می‌شود. اما یک استراتژی هم آقای هاشمی رفسنجانی دنبال می کرد. ایشان می‌گفت ما قادر نیستیم که استراتژی اول را انجام دهیم، زیرا اقتصاد کشور توان آن را ندارد؛ با دید واقع گرایی باید استراتژی ما این باشد که یک عملیات بزرگ سرنوشت ساز انجام دهیم که با این عملیات ارتش و دولت عراق به این نتیجه برسند که در این جنگ، نه تنها پیروز نخواهند شد بلکه ممکن است شکست بخورند تا آنها بپذیرند که از راه سیاسی با ما وارد گفت و گو شوند و ما از موضع برتر با مراجع بین المللی مذاکره کنیم و خواسته‌مان، که برگشت عراق به معاهده ۱۹۷۵ بود را به دشمن بقبولانیم.

    «جنگ جنگ تا پیروزی» و «جنگ جنگ تا یک پیروزی»؟

    بله همین دو استراتژی بود.

    عملا حرف، حرفِ آقای هاشمی شد؟

    سپاه دنبال همان راهبرد اولی بود ولی در عمل پیروزی های بزرگ اتفاق نمی افتاد. برای انجام عملیات کربلای ۴ بالاترین توان ایران در طول دوره جنگ را بسیج کردیم ولی نتوانستیم یک متر هم پیش روی کنیم.

    در کربلای ۵ چطور؟

    در کربلای ۵ نیز گرچه قوای ایران مقداری پیشروی کردند و از قوی ترین استحکامات و موانع ارتش عراق عبور کردند ولی نیروهای طرفین در جریان آن منهدم شدند.

    یعنی ماحصل کربلای ۵ برای ما چه بوده که می گویند تعیین کننده بوده است؟

    در این عملیات معلوم شد که ما در جنگ محکم و استوار هستیم و با متجاوز می‌جنگیم. سخت ترین دژهای دشمن را هم می‌شکنیم و بزرگترین استحکامات عراق هم نمی‌تواند مانع پیشروی ما باشد. ولی این که ما برویم و بتوانیم جای خاصی را بگیریم نبود؛ یک مقداری از پنج ضلعی و کانال ماهی و شهرک دوعیجی را گرفتیم ولی تعیین کننده نبود. البته ارتش عراق خیلی زیاد منهدم شد و ما هم خیلی آسیب دیدیم. تلفات زیادی ما دادیم و تلفات زیادی هم آنها دادند.

    شکست ارتش عراق در این جبهه پیروزی بزرگی است ولی اینکه این پیروزی تبدیل به یک دستاورد مهمی برای خاتمه جنگ شود، نبود. ولی به عراق و حامیانش نشان داد ایران قدرت این را دارد که در جبهه های زمینی به پیشروی خود ادامه دهد. به همین خاطر بود که عراق بیشتر تمرکزش را روی جنگ شهرها، شیمیایی، جنگ نفتکش ها و ناامن کردن خطوط کشتیرانی در خلیج فارس گذاشت و این کارها را انجام داد. البته تنظیم قطعنامه ۵۹۸ نیز از سوی شورای امنیت سازمان ملل پس از این عملیات ادامه یافت.

    چه کسی درباره استراتژی نظامی ایران تصمیم می‌گرفت؟

    بعد از امام خمینی، آقای هاشمی رفسنجانی.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • دلم برای پاکی نیت روزهای دفاع مقدس تنگ می‌شود / توسل به حضرت زهرا‌ (س) برای شفای دختر شیخ ابوبکر

    دلم برای پاکی نیت روزهای دفاع مقدس تنگ می‌شود / توسل به حضرت زهرا‌ (س) برای شفای دختر شیخ ابوبکر

    اعتمادآنلاین| روزهای دفاع مقدس روزهای متفاوتی برای رزمندگان بود. روزهایی که فعالین سیاسی امروز جامعه ایران خاطرات زیادی از آن دارند.

    جهانبخش خانجانی، در گفت‌وگو با اعتمادآنلاین اظهار داشت: در سال ۶۳ من گردان جُندالله مریوان بودم که این گردان عملیات‌های ایضایی داشت. یعنی وقتی اعضای کوموله یا منافقین به روستاها تهاجم می‌بردند، سریعا به آنجا اعزام می‌شدیم و سعی می‌کردیم دفع خطر کنیم. من در گردان فعالیت زیادی در امور تبلیغاتی داشتم، بچه‌ها با توجه به اینکه رشته‌ام تجربی بود به شوخی به من دکتر می‌گفتند.

    فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه گفت: مردم کردستان بسیار نجیب و مهمان‌نواز هستند. در یکی از روزها به روستایی به نام خیرآباد برای کمک به روستایی‌ها رفتیم. آنجا برنامه بر این منوال بود که بچه‌های گردان هر چند نفر در یکی از خانه‌ها شب را به صبح برسانند تا کسی متوجه عملیات نشود. من و چند نفر از دوستان در خانه پیرمردی به نام شیخ ابوبکر ماندیم که با ماست و کره محلی از ما پذیرایی کردند و احترام زیادی به ما گذاشتند.

    او تصریح کرد: شیخ ابوبکر بعد از استقبال از ما، اظهار ناراحتی و غم کرده و به ما گفت، دختری ۱۳ ساله دارم که به خاطر بیماری در حالت بدی قرار دارد. بچه‌ها من را نشان داده و به شیخ گفتند،‌ ایشان دکتر است و می‌تواند دخترت را خوب کند. شیخ ابوبکر هم به من اصرار کرد که کاری برای مداوای دخترش کنم، من هم بالا سر دختر خانم نشستم و گفتم شما نذری به خانم فاطمه‌زهرا بکنید،‌ انشاءالله تا صبح دخترتان شفا پیدا می‌کند.

    خانجانی ادامه داد: آن شب هر کاری کردم، خواب به چشمانم نیامد و لرزه به تنم افتاد که این پیرمرد را با اسم حضرت زهرا امیدوار کردم و اگر دختر علاج پیدا نکند،‌ آبرویم می‌رود. دست به دعا برداشته و تا ۴ صبح با خدا راز و نیاز کردم. از آنجایی که آن وقت‌ها بازی‌های سیاسی معنویت‌مان را کم‌رنگ نکرده بود، با گریه از خدا خواستم به اذن فاطمه‌زهرا،‌ دختر را شفا بدهد.

    وی توضیح داد: هنگام نماز صبح شیخ ابوبکر با شادی آمد که دخترم خوب شده و رفته است تا آغل را تمیز کند. بعد از اینکه با اشک از خدا تشکر کردیم،‌ شیخ به شوخی گفت، حالا که شما وسیله شفای دخترم شدی، من بدون هیچ قید و شرطی حاضرم او را به عقد تو درآورم که من گفتم؛ شیخ! من دانش‌آموز هستم و اصلا شرایط ازدواج ندارم.

    جهانبخش خانجانی در پایان گفت: جنگ روزهای دشواری را برای همه تحمیل کرد. اما دلم برای پاکی نیت آن روزها تنگ می‌شود.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • نوشیدن جام زهر هم در آن مقطع بسیار عاقلانه و مدبرانه بود، ما از نزدیک شاهد وقایع بودیم و میدیدیم / پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی مثل خورشید روشن است

    نوشیدن جام زهر هم در آن مقطع بسیار عاقلانه و مدبرانه بود، ما از نزدیک شاهد وقایع بودیم و میدیدیم / پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی مثل خورشید روشن است

    نوشیدن جام زهر هم در آن مقطع بسیار عاقلانه و مدبرانه بود، ما از نزدیک شاهد وقایع بودیم و میدیدیم / پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی مثل خورشید روشن است

     

    اعتمادآنلاین| سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب به مناسبت چهلمین سالگرد جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران و آغاز هفته دفاع مقدس در جمع یک میلیون رزمنده پیشکسوت، به صورت ویدئو کنفرانس و پخش زنده تلویزیونی آغاز شد.

    اهم فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس به این شرح است:

    – امروز به مناسبت چهلمین سال از آغاز دفاع مقدس، روز تکریم و بزرگداشت رزمندگان و پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس قرار دادند. بسیار کار بجا و درستی انجام گرفته است. این تکریم جز وظایف حتمی و ملی ما است.

    – پیشکوستان و رزمندگان که امروز روز تکریم آنهاست کسانی هستند که از جان گذشتند، جان را کف دست گرفتند و از آسایش و زندگی و خانواده و آینده خود چشم پوشیدند و همه داشته‌های خود را به مصاف دشمنی بردند که باید در مقابل او از کشور دفاع می‌کردند. از اسلام و انقلاب و ناموس دفاع کردند. برخی از آنها عروج کردند و برخی ماندند و کار را به اتمام رساندند.

    – جماعتی که امروز به عنوان رزمندگان در این جلسه سراسری حضور دارند جز کسانی هستند که این افتخار را داشتند که رفتند و توفیق داشتند که کار را به پایان می‌رسانند.

    -کسانی که صدام را اجیر کرده بودند مثل آمریکا از انقلاب ضربه جدی خورده بودند. برخی هم از اینکه یک هویت جدیدی بر اساس دین و اسلام در منطقه به وجود بیاید نگران بودند و مقابل جمهوری اسلامی ایستادند، یعنی تنها آمریکا نبود، شوروی آن زمان هم بود و ناتو و اروپای غربی هم بودند و حتی کشورهای اروپای شرقی هم در این عرصه در مقابل ما قرار داشتند.

    -اسنادی که بعداً رو شد نشان داده شد که آمریکا با صدام توافق‌هایی پیش از آغاز جنگ داشته است. کمک‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی بسیار ذی قیمت به طور مرتب در میان جنگ به سمت نیروهای قوای صدام و حزب بعث سرازیر بود و کاروان نظامی به صورت پیوسته در بنادر امارات پهلو می‌گرفتند و هر روزه به سعودی و کویت و عراق می‌رفتند و تحویل نیروهای صدام می‌دادند.

    -داخل کشور هم شرایط کشور طوری بود که دشمن را تشجیع می‌کرد تا حمله نظامی را آغاز کند. در درجه اول نیروهای مسلح که چشم امید در جنگ‌ها هستند از وضع خوبی برخوردار نبود و ارتش تازه از زیر یوغ فرماندهان طاغوتی خارج شده بود و خودآرایی می‌کرد و حضور انقلابی خود را نشان می‌داد. شهید فلاحی و ظهیرنژاد که در ارتش شخصیتی بودند و جایگاه مهمی داشتند برای اداره سازمان ارتش آماده نبوده اند و در این کار تازه کار بودند. سپاه هم که اندکی بعد از یک سال بود که تشکیل شده بود.

    -از لحاظ ابزارهای نظامی هم واقعاً باید همه در یاد داشته باشند که در نهایت شدت و تنگدستی بودیم. اولین ابزارهای نظامی ما کم و ناقص بود و بسیاری شناخته شده نبود. در همان آغاز حمله دشمن بعضی از این تجهیزات از دست ما رفته بود بنابراین امکانات بسیار کم بود من بعد از چند ماه از شروع جنگ در یگان‌ها گردش می‌کردم و می‌دیدم که تیپ زرهی ارتش که باید حدود ۱۵۰ تانک داشته باشد چهل و خورده ای تانک داشت یعنی امکانات ما در این حد بود.

    -سپاه به کلی فاقد امکانات بود و امکاناتش تفنگ و خمپاره‌های سبک بود یعنی ما امکانات نظامی نداشتیم و اینها دشمن را تشویق می‌کرد و می‌فهمید که به ما حمله کند.

    -اینجاست که انسان نقش شگفت انگیز فرماندهی امام بزرگوار را تشخیص می‌دهد. امام در چنین شرایطی توانست جنگ و تداوم این حرکت را در زیر چشم و اراده خود به پیش ببرد و اداره کند. بعضی‌ها اظهار تعجب می‌کنند که چطور ممکن است یک روحانی سن و سال دار و پیرمردی در سنین ۸۰ ساله بتواند نیروهای مسلح را در جنگ اداره کند، خیال می‌کنند که مدیریت جنگی و فرماندهی جنگ به این بود که امام در قرارگاه‌های تاکتیکی مقدم بنشیند و یگان‌ها را جابجا کند. مسئله این نبود، مسئله امام چند چیز دیگر بود. کار بزرگ امام این بود که از ابتدا حجم واقعی کار را شناخت و فهمید که این جنگ معنایش چیست. خیلی از ماها نمی‌دانستیم، نمی‌فهمیدیم.

    – امام از اول فهمید این یک درگیری عادی بین دو همسایه نیست. دشمن را شناخت و فهمید که دشمن اصلی در این جنگ کیست و تشخیص داد که صدام یک ابزار است. امام سخنرانی می‌کرد درباره جنگ و می‌فرمود مثلاً آمریکا از شوروی بدتر شوروی از آمریکا بدتر انگلیس از هر دو بدتر یعنی شناخته بود که اینها عاملان اصلی و پشت صحنه جنگ هستند.

    – ثانیاً یک تشخیص حیاتی امام داد و آن این بود که این مسئله مهم را ملت ایران می‌تواند حل کند صرفاً مسئله نیروهای مسلح نیست؛ این کار کار ملت ایران است. ملت باید بیاید وسط. همچنانی که ملت ایران انقلاب را به پیروزی رساند جنگ را هم باید ملت ایران به پیروزی برساند امام این را تشخیص داد و بر اساس آن عمل کرد و این حرکت عظیم مردمی را به وجود آورد.

    – امام به مانند یک پدر مهربان و مدیر قدرتمند و آگاه و مسلط بر عرصه هر وقت هر چیزی لازم بود از سوی آن بزرگوار صادر می‌شد. این باید در تحقیقات ما قرار بگیرد و نقش امام روشن شود. امروز در این زمینه دست تحریف با انگیزه به دنبال شبهه افکنی است.

    -دشمن جنگ را به راه انداخت با هدف اینکه نظام جمهوری اسلامی را ساقط کند و یک دستگاه و حکومت وابسته و ضعیف و زبونی را سر کار بیاورد و سلطه خود را بر کشور ایجاد کند اما دشمن شکست خورد. یعنی این نکته بسیار اساسی و مهم که بعضاً شبهه افکنی می‌کنند که آیا ایران در این جنگ پیروز شد یا نشد؟ پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی مثل خورشید روشن است. اینکه همه دنیای قدرتمند آن روز بر سر یک کشور بریزند تا نظام او را ساقط کنند و اینکه بتوانند بر او مسلط شوند و سرزمین را تجزیه کنند و ۸ سال تمام توان خود را به کار بگیرند و در آخر نتوانند هیچ غلطی بکنند آیا پیروزی از این بالاتر است؟ ملت ایران پیروزی درخشان به دست آورد. اولاً یک وجب از خاک یک کشور را نتوانستند جدا کنند و یک قدم هم نتوانستند انقلاب و نظام را به عقب برانند. بعد از جنگ، انقلاب بسیار قوی‌تر و توانا تر از قبل از شروع جنگ به پیش رفت.

    -در دوران جنگ‌هایی که در دوران پادشاهان بوده ایران همیشه شکست خورده است چه در دوره قاجار و چه اوایل دوره پهلوی. حتی در جنگی که ایران اعلام بی طرفی کرد یعنی در جنگ جهانی اول و دوم، در هر دو جنگ کشور اشغال شد. اولین در دوره قاجار و دومین در دوره پهلوی بود. در جنگ دوم جهانی در همین شهرتهران نیروهای آمریکایی و نیروهای شوروی در خیابان‌ها رژه می‌رفتند و فساد ایجاد می‌کردند. بخش‌هایی از شمال کشور و جنوب کشور تحت سلطه اینها قرار گرفت. سران سه کشور بدون اجازه و بدون اطلاع سران کشور ایران به تهران آمدند و در ایران جلسه گذاشتند و شاه ایران یعنی محمدرضا وقتی وارد جلسه شد، تحقیرش کردند. وقتی شاه وارد شد چرچیل و روزولت برای او بلند نشدند، فقط استالین بلند شد و در خاطرات بعدی کمونیست‌ها نوشتند که استالین گفت وقتی دیدم آنها برای او بلند نشدند، من بلند شدم تا او را جذب کنم.

    – جمهوری اسلامی توانست در مقابل یک دنیای قدرتمند بایستد. این بخشی از هویت ملی است. اینکه گفته می‌شود دفاع مقدس بخشی از هویت ملی ماست برای این است که دفاع مقدس مظهر بروز هویت بالا و برجسته ملت ایران بوده است.

    -دفاع مقدس یکی از عقلانی‌ترین حوادث ملت ایران بود. برخی با استناد به یک خطایی که در یک بخشی انجام گرفته است یا یک جمعی انجام دادند، مجموعه دفاع مقدس را به بی تدبیری متهم می‌کنند. دفاع مقدس از اول تا آخر مدبرانه و عقلایی بود. کار و سخنرانی‌هایی که از ابتدا انجام گرفت نشان‌دهنده عقلانیت بود و فعالیت‌ها و همکاری سپاه و ارتش خیلی چیز مهمی است. در آن روز ارتش یک سازمان سنتی جا افتاده بود و سپاه یک سازمان جوان و تازه به عرصه آمده انقلابی بود که باید با همدیگر کار کنند، این آسان نبود اما این اتفاق افتاد. بعد از اینکه بنی صدر قرار کرد این اتفاق خیلی بهتر و کامل‌تر انجام گرفت.

    – حتی قبول قطعنامه هم در پایان کار در آن شرایط که امام از آن تعبیر کردند به نوشیدن جام زهر، این هم مدبرانه بود، در آن مقطع مدبرانه بود باید انجام می‌گرفت. اگر مدبرانه نبود اگر عاقلانه نبود امام انجام نمی‌داد. ما از نزدیک شاهد بود و می‌دیدم که چه دارد می‌گذرد. کار بسیار عاقلانه بود. بنابراین از اول تا آخر مسئله دفاع مقدس یک پدیده عقلایی و یکی از عقلانی‌ترین حرکات ملت ایران بود و تحریف‌ها را در این باره باید مراقب بود.

    -در دفاع مقدس برای حضور مردم یک مدل‌سازی جدیدی انجام گرفت و نحوه حضور مردمی یک نحوه شگفت آوری است و بر اساس این مدل بروز استعدادها صورت گرفت.

    -امروز اگر همت کنیم، می‌توانیم با نگاه درست به مردم از این مدل دفاع مقدس استفاده کنیم، البته وضع جنگ و اقتصاد یک مسئله دیگری است و صاحبان اندیشه می‌توانند این را به عنوان یک ابزار اقتدار ملی نگاه و دنبال کنند. در این مدل، پشت جبهه به قدر جبهه اهمیت دارد، یعنی همه نمی‌توانند تفنگ به دست گیرند. رغبت‌ها و تمایل‌ها و توانایی‌ها مختلف است. بعضی پشت جبهه می‌توانند نقش آفرینی کنند.

    -در زمان جنگ کمک رسانی‌ها و رسیدگی به مجروحان و بدرقه باشکوه شهیدان بسیار حائز اهمیت بود. اگر از شهدا یک چنین تکریم و احترام می‌شد، شوق شهادت این طور در دل‌ها مشتعل نمی‌شد. وقتی پیکر شهید وارد یک شهر می‌شد آن حضور مردمی و استقبال مردمی و بدرقه تا آرامگاه یکی از حوادث بسیار مهم و تأثیر گذار بود.

    -در دفاع مقدس عالی‌ترین فضائل اخلاقی بروز کرد. شبیه این مسئله را نمی‌توان سراغ گرفت اما با این کثرت جمعیت، غیر از جبهه دفاع مقدس را سراغ ندارم که این طور فضائل اخلاقی مردم بروز کرده باشد. منطقه جبهه، منطقه صدق و صفا بود. در آن منطقه اخلاص خود را در عمل نشان می‌دادند. تواضع و خدمت به دیگران از جمله فضائل اخلاقی در جبهه‌ها بود. برخی از این جوانان عارف واصل در جبهه کارشان به جایی رسیده بود که آینده را می‌دیدند و از شهادت خود و دوستانشان خبر می‌دادند و از حوادثی که ممکن بود پیش بیاید خبر می‌دادند.

    -این نکته بیش از بقیه نکاتی که عرض شد مشخص است که به برکت اسلام و ایمان دینی است. انسان متحیر می‌ماند که چقدر ایمان تأثیر داشت.

    -حس مادری را من و شما نمی‌فهمیم اما یک مادر جوانش را به جبهه می‌فرستاد و وقتی پیکر این جوان را می‌آورند خوشحال بود که جوانش را برای خدا داده است.

    -دفاع مقدس برای کشور سرمایه سازی کرد. آورده‌های دفاع مقدس بسیار زیاد است، اولاً امنیت کشور به برکت دفاع مقدس است و دفاع مقدس نشان داد که هزینه تعرض و تجاوز به این کشور بسیار زیاد است. وقتی یک ملت نشان داد که همت و قدرت دفاع از خود را دارد و پاسخ کوبنده به متجاوز می‌دهد، موجب می‌شود که متجاوز به تجاوز خود به این کشور تأمل کند و اگر بخواهد عاقلانه عمل کند باید بفهمد که هزینه تجاوز بسیار است.

    -دفاع مقدس به ملت ما روحیه خودباوری داد. امروز این روحیه را در میدان علم و ساخت و ساز و دیگر موارد گاهی مشاهده می‌کنید، این به خاطر دفاع مقدس است. یعنی یک جوان بیست و چند ساله با اقتدار تمام و اطمینان به نفس یک جمعیت یا یک لشکر را دنبال خود راه می‌انداخت و ضربه قاطع به دشمن می‌زد. این به مردم روحیه خود باوری و اطمینان به نفس می‌دهد.

    -دفاع مقدس توانست ثابت کند که ملت ایران از ورطه‌هایی مثل جنگ تحمیلی می‌تواند با سربلندی، سربلند کند. حرکت به سمت نوآوری فنی و علمی هم در دفاع مقدس به دست آوردیم زیرا در آن دوران به چیزهای زیادی احتیاج داشتیم ولی امکاناتش را نداشتیم و نیروهای مؤمن و فداکار به سمت آن رفتند تا درست کنند. مرحوم تهرانی مقدم ماجرای موشک سازی را به شکلی راه انداخت زیرا ما به موشک نیاز داشتیم و به ما هم موشک نمی‌دادند. بنابراین کار کردند و بهترین وجه هم کارها را انجام دادند.

    -اقدام به کارهای به ظاهر نشدنی از ثمرات دفاع مقدس بود و این سرمایه را دفاع مقدس برای ما به وجود آورد که بدانیم بعضی کارها به ظاهر نشدنی است اما اگر همت کنیم شدنی است. دفاع مقدس سرمایه‌های انسانی ما را هم ارتقا داد.

    -دفاع مقدس ظاهر بزک شده غرب را هم به ما نشان داد البته در گذشته خیانت و دشمنی دولت‌های غربی را دیده بودیم مثل همین اشغال کشور بعد از جنگ جهانی اول و دوم و شرارت‌های انگلیسی‌ها در جنوب کشور.

    -ادبیات جنگ به طور کلی ادبیات بشارتی است. اگر نشاط اجتماعی و امید و سرزندگی می‌خواهیم و اگر برای نسل‌های جوان طراوت می‌خواهیم باید به این گزاره ملکوتی و قرآنی ایمان بیاوریم اینکه خوف و حزن برای ملت آفت بزرگی است و این دو آفت با بشارت قرآنی برداشته می‌شود.

    -ما در باب دفاع مقدس کوتاهی کردیم. کارهایی که رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت کارهای با ارزشی است ولی کم است و ما نیاز به کارهای بیشتری داریم. ما هر چه از لحاظ زمان از دفاع مقدس دور می‌شویم باید از لحاظ معرفت به دفاع مقدس نزدیکتر بشویم زیرا تحریف در کمین است و دست‌های تحریف گر در کمین هستند. شما مردان جنگ هستید و دفاع می‌کنید ولی بیست سال دیگر خیلی‌ها نیستند و ممکن است دست تحریف این بخش پر درخشش تاریخ ما را مخدوش کند لذا باید کار کنیم و تا معرفت ما بیشتر بشود.

    تکمیل می‌شود…

    منبع: مهر

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آمریکا قطعا وارد جنگ با ایران نمی‌شود / قطعنامه پایان جنگ تحمیلی زمان مناسبی پذیرفته شد

    آمریکا قطعا وارد جنگ با ایران نمی‌شود / قطعنامه پایان جنگ تحمیلی زمان مناسبی پذیرفته شد

    آمریکا قطعا وارد جنگ با ایران نمی‌شود / قطعنامه پایان جنگ تحمیلی زمان مناسبی پذیرفته شد

     

    اعتمادآنلاین| ۴۰ سال از روزی که صدام کبریت جنگ را کشید می‌گذرد؛ سال‌هایی که  در دلش رازهای سر به مهر زیادی دارد و هنوز هم بسیاری از آنچه در خاک‌ریزها رخ داد ناشناخته باقی مانده است. محسن رفیقدوست از اول تاسیس وزارت سپاه تا سال ۶۱ وزیر این وزارتخانه بود.

    چهلمین سالگرد حمله نظامی عراق به خاک ایران بهانه ای شد تا دقایقی را به گپ و گفت با او بنشینیم تا هم از خاطرات آن روزها روایت کند هم از تسویه حساب ها در ارتش و قطعنامه ای که می گوید کسی به امام تحمیل نکرد و در بهترین زمان پذیرفته شد.

    از او درباره احتمال حمله نظامی عراق به ایران پرسیدیم و اینکه آیا از سوی ایران پیش بینی نشده بود که در پاسخ گفت: «در مملکت انقلاب شده، مشکلات مردم و ارتشی که بیشتر اسلحه های آن را مردم از پادگان ها غارت کرده بودند و نیروهای سپاه و انقلاب داشتند آن اسلحه ها را جمع می کردند تا به ارتش تحویل دهند، این نبود که متوجه اقدامات صدام نباشند، بلکه بخاطر گرفتاری هایی که داشتیم کاری از دستمان بر نمی آمد».

    او که به رسم همیشه با احترام از آیت الله هاشمی یاد می کند می گوید در جایگاه نمره دادن به عملکرد آیت الله نیست اما این را هم تاکید دارد که مرحوم هاشمی رفسنجانی به دنبال پایان دادن به جنگ بود. رفیقدوست صیاد شیرازی را یک نابغه نظامی می داند و البته به محسن رضایی و دیگر فرماندهان جنگ نمره ۲۰ می دهد.

    تنش‌ها میان ایران و آمریکا و خط و نشان‌های میان این دو کشور هم از نظر دور نماند و از او درباره احتمال درگیری نظامی میان ایران و آمریکا نیز پرسیدیم. در ادامه می‌توانید بخش اول گفتگوی حضوری با محسن رفیقدوست، را بخوانید. بخش دوم این گفتگو درباره رئیس جمهور نظامی، عملکرد بنیاد مستضعفان، اظهارات پرحاشیه پرویز فتاح و …طی روزهای آینده منتشر خواهد شد.

    *****

    * آقای رفیقدوست! برخی چون سرهنگ کتیبه یا حتی بنی صدر و … می گویند که از یک سال قبل از شروع جنگ احتمال حمله نظامی صدام وجود داشت اما به این موضوع توجه نشد. چقدر پیش بینی وجود داشت و چقدر آمادگی ها برای یک مواجهه نظامی کسب شد؟ 

    اینکه می گویند از یکسال قبل این احتمال وجود داشت، نه اینطور نبود، اما از ۲ الی ۳ ماه قبل از اینکه عراق به ایران حمله کند این احتمال بود. تقریبا از ۴ الی ۵ ماه قبل از شروع جنگ مجلات و روزنامه های خارجی به دستمان رسید که در آن مقایسه نظامی بین ایران و عراق می کردند و ما تعجب می کردیم که چرا می نویسند ایران چند تانک و هواپیما و عراق چند تانک و هواپیما دارد، از ۲ الی ۳ ماه قبل یک تحرکاتی دیده می شد. در کشور ما هم مشکل این بود که، شاه ارتش را در مقابل مردم آورده بود و بین مردم و ارتش برخورد ایجاد شده بود، در دوران انقلاب هم سران ارتش یا فرار کرده بودند یا دستگیر شده بودند. همانطور که می دانید هم مسؤلیت اصلی دفاع از مرزهای یک کشور با ارتش آن کشور است، اما آن روزها ارتش در ایران تازه داشت بازسازی می شد.

    متوجه اقدامات صدام بودیم اما کاری از دستمان بر ‌نمی‌آمد

    31 شهریور سال ۵۹ که صدام به خوزستان و همه ایران حمله کرد، ما در خوزستان لشکری به نام لشکر ۹۲ زرهی داشتیم، لشکری که اساس آن بر تانک و نفربر بود، از آن کمیتی که دقیقا نمیدانم لشکر در قبل از انقلاب چند تانک و نفربر داشت، فقط ۲ تانک آن سالم بود. تانک و نفربر وسایلی است که تامین آن طول می کشد. ما به عنوان سپاه ماموریتمان چیز دیگری بود و برای کار دیگری تشکیل شده بودیم؛ اصل آخر قانون اساسی یعنی اصل ۱۵۰ نوشته بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تداوم نقش خود برای حراست از انقلاب و دستاوردهای انقلاب و حدود آن را قانون معین می کند؛ لذا در مملکت انقلاب شده، مشکلات مردم و ارتشی که بیشتر اسلحه های آن را مردم از پادگان ها غارت کرده بودند و نیروهای سپاه و انقلاب داشتند آن اسلحه ها را جمع می کردند تا به ارتش تحویل دهند، این نبود که متوجه اقدامات صدام نباشند، بلکه بخاطر گرفتاری هایی که داشتیم کاری از دستمان بر نمی آمد، ما داشتیم مملکت را می ساختیم، لذا زمانی که حمله شروع شد سپاه احساس کرد که دفاع از سرزمین الان مطرح نیست و دفاع از انقلاب مطرح است و وارد جنگ شد.

    سرهنگ کتیبه زنگ زد و پنهانی اعلام وفاداری کرد

    *شما یک جا به بحث فرمانده هان نظامی اشاره کردید که آن زمان تعدادی فرار کردند و تعدادی دستگیر شدند، این بحث دستگیری و تسویه حساب هایی که در ارتش صورت گرفت، چقدر در جریان جنگ خودش را نشان داد. 

    من یک خاطره برای شما تعریف می کنم: مرحوم شهید عراقی پاییز به من گفت که گفته اند تیمسار رحیمی که هم فرمانده نیروی زمینی و هم فرماندار نظامی تهران بود، یک آدم داش مشتی است و اگر برویم و با او صحبت کنیم کوتاه می آید؛ من به ملاقات ایشان رفتم و گفتم که دست از کشتن مردم بردارید،  ما در آینده با شما همکاری خواهیم کرد. ایشان کلاهش را برداشت و به چوب رختی آویزان کرد و گفت به ارباب هایت بگو که در رگ های ما خون شاهنشاهی است و اگر شاه رفته است پسر او و اگر پسر او هم برود این کلاه شاهنشاهی را بالای چوب رختی می گذارم و به او سلام می دهم. یعنی سران ارتش فاسد بودند، لذا یا فرار کردند و یا گرفتار شدند.

    یک خاطره دیگری تعریف می کنم: مرحوم شهید بهشتی پیغام دادند که تیمسار مقدم که آن زمان رئیس ساواک بود از من درخواست ملاقات کرده است و من به او وقت داده ام، بعد که این ملاقات تمام شد ایشان به ما گفتند که مقدم آمده بود و به من گفت که با کدام نیرو می خواهید با ما بجنگید و من به مقدم گفتم که شما با کدام نیرو می خواهید با ما بجنگید، چون تا رده سرهنگ شما به ما اعلام وفاداری کرده است و این واقعیت بود. حتی آن موقع مرحوم شهید صیاد شیرازی سرگرد و شهید کلاهدوز سروان بود، سرهنگ کتیبه و سرهنگ فروزان و تعداد زیادی از سرهنگ های انقلاب ارتشی بودند که با شورای انقلاب تماس گرفته بودند و اعلام وفاداری پنهان کرده بودند، ولی شالوده ارتش از هم پاشیده بود.

    قبل از حمله عراق به ایران، توسط نهضت آزادی که دولت موقت بود و تیمسار مدنی که فرمانده نیروی دریایی و وزیر دفاع دولت موقت بود، ۲ خیانت به ارتش کرده بودند، یکی مدت سربازی را ۱ سال کرده بود و نصف پادگان ها خالی شده بود و  دیگری گفته بود که هر افسری برود در شهر خودش خدمت کند و تنها تشکیلاتی که در آن تشکیلات خانه سازمانی معنی پیدا می کند نیروهای نظامی است که از همه جا جمع می شوند و در هر کجایی که نظام آنها را می خواهد به آنها خانه می دهد و اینکه هر افسری به شهر خودش برود، نبود. با این ۲ خیانت که حتما هم خارجی ها از آن اطلاع داشتند در زمان کاملا ضعف ارتش به ما حمله شد.

    فرمانده نظامی خائن اعدام نمی شد آیا برای ما می جنگید؟

    *آقای غرضی می گوید که آن سال اعدام فرمانده های نظامی یک خلاء در ارتش به وجود آورد و…

    قطعا این کار باید انجام می‌شد. چه اشکالی دارد؟ آن فرمانده نظامی که خائن است اگر بماند چکاری می کند؟ آیا برای ما می جنگد؟

    *آیا به آنها فرصتی داده شد تا خیانت‌شان ثابت شود؟  

    سرهنگ عطاران فرمانده لشکر ۲۸ کرمانشاه بود و ما بعد فهمیدیم که ایشان توده ای است، پس او را دستگیر کردیم و اعدام شد. فرمانده نیروی دریایی ما ناخدا افضلی بود ولی او هم توده ای و جاسوس بود. فرمانده خائن به چه درد ما می خورد؟ چه ایرادی نسل امروز می خواهد به ما نسل قدیم بگیرد که چرا فرماندهان ارتش را اعدام کردید؟ ما فرماندهان ارتش را اعدام نکردیم؛ ما کسانی مثل سرگرد صیاد شیرازی را سپهبد کردیم(بعد از شهادت سپهبد شد)، ولی او تا درجه سرلشکری پیش رفت و به همه فرماندهان رده سرهنگ به پایین ارتش بها دادیم.

    صیاد شیرازی در جنگ نبوغ نظامی خاصی داشت

    *درباره  صیاد شیرازی هم اختلافات زیادی  وجود داشت و یکسری مخالفت های جدی با او صورت گرفت

    مهم نبود چون او به ارتش مسلط شد. چون او ۲ الی ۳ درجه خارج از ردیف معمولی گرفته بود، آنهایی که قبلا سرهنگ بودند، زمانی که صیاد شیرازی سرتیپ شد، می گفتند که او مراحل را طی نکرده است و الا از نظر نبوغ نظامی یک عنصر خاصی بود که در جنگ کاملا نبوغش را به خرج داد و باعث خیلی از پیروزی ها شد.

    خون ارتش و سپاه در دوران جنگ یکی شد

    *پس یعنی شما با این ادعای آقای غرضی مخالف هستید که می گفتند فرماندهان نباید اعدام می شدند. 

    اگر ایشان گفته است که نباید اعدام میشدند، برای خودش گفته است. دادگاه های نظامی به پرونده ها رسیدگی می کرد و اگر آن عنصر در کشتار مردم دست داشت او را اعدام می کردند وگرنه بیخودی کسی را اعدام نمی کردند. زمانی که ما چند سرتیپ زمان شاه را به ترتیب آوردیم و رئیس ستاد ارتش کردیم، چرا آنهار ا اعدام نکردیم؟ مثلا قرَنی ضد شاهنشاهی بود و زندان رفته بود ولی ۲ الی ۳ سرتیپ دیگر بعد از او آمدند، مثلا شادمهر سرتیپ زمان شاه بود ولی رئیس ستاد ارتش شدند. ما با امرای ارتش که خیانت نکرده بودند و بازنشسته شده بودند مخالف نبودیم ولی آنهایی که بودند، همان هایی بودند که سربازها را وادرا می کردند به خیابان ها بیایند و به مردم تیراندازی کنند، حتی کسی مثل سرتیپ فلاحی رحمت الله علیه که قبلا سرتیپ بود و مشکل کوچکی هم در شیراز داشت ولی چون خیلی مشکل بزرگی نبود، زمانی که من به ملاقات امام رفتم مقداری نسبت به او دل چرکین بودم، او بعد از من با امام ملاقات داشت و زمانی که من داشتم بیرون می آمدم و مرحوم تیمسار فلاحی داشت داخل می شد امام من را صدا کردند و گفتند حاج محسن تیمسار فلاحی حُر است و به ایشان احترام بگذارید.

    برخورد انقلاب و مخصوصا امام با ارتش خیلی محترمانه بود،خیلی ها در آن زمان می گفتند که ارتش را منحل کنیم اما حضرت امام و مقام معظم رهبری که امروز هستند محکم ایستادند و ارتش را نگه داشتند و به ارتش بها دادند و برای بزرگداشت ارتش روزی را مشخص کردند، ۲۹ فروردین که روز نیروی زمینی است روزی است آنها به ملاقات امام رفتند و آن روز، روز نیروی زمینی نام گذاری شد. ما در جنگ کاملا با ارتشی ها با هم بودیم و با هم جنگیدیم و امروز هم سپاه و ارتش با هم هستند و خیلی با هم خوب هستند. من قبلا خیلی در جلسات مشترکمان سخنرانی کرده ام. ما در جنگ خونمان با هم یکی شد که الان رفیق هم هستیم. لذا آنچه که راجع به آن زمان می گویند، اگر آنها آن موقع بودند و اعدام نمی شدند نه تنها در جنگ به ما کمک نمی کردند بلکه ستون پنجم دشمن می شدند.

    یکساله کردن سربازی و پس فرستادن جنگنده های F14 خیانت بود 

    *یک بحثی درمورد این کردید که سربازی ها را ۱ ساله کردند و فرماندهان را به شهرهای خودشان فرستادند. یک بحث دیگری هم وجود داشت که یکسری جنگندهF14  را دولت موقت پس داد و آن هم خودش یک ضربه بود. 

    آن اتفاق هرچه بود یک خیانت بود.

    *شما قضیه آن را به خاطر دارید؟ 

    من به ابعاد آن فکر نکرده ام. شاه معاملاتی با امریکا انجام داده بود که بخشی از آن آمده بود و بخشی هنوز نیامده بود؛ یکی از کارهای بدی که دولت موقت کرد این بود که آن قرارداد را با امریکا فسخ کرد.

    *چرا با آنها مخالفت نشد؟ 

    همه اینها روی هم جمع شد و علت آن که دولت ۸ ماه بیشتر دوام نیاورد همین‌ها بود.

    قطعنامه به امام تحمیل نشد

    *آقای رفیقدوست! اگر به روزهای پایانی جنگ برگردیم، آنجایی که ما قطعنامه را می پذیریم، فرض را بر این بگیرید که ما قطعنامه را نمی پذیرفتیم، چه آینده ای برای جنگ اتفاق می افتاد؟

    درمورد این سؤال باید به ۶ سال قبل از قبول قطعنامه برگردیم، ما خرمشهر را گرفتیم وآزاد کردیم، در مملکت و مخصوصا در نیروهای نظامی و در بین سیاسون ۲ فکر وجود داشت، عده ای می گفتند همین الان آتش بس را قبول کنیم و عده ای می گفتند نباید قبول کنیم و من یکی از آنها بودم. دلیل ما این بود که چه اتفاقی افتاده است که ما آتش بس را قبول کنیم؟ چرا آنها به ما حمله کردند و بیش از هزار میلیارد دلار به ما خسارت زده اند؟ الان ما با دشمن در چه وضعیتی هستیم؟ اگر الان آتش بس را بپذیریم مطمئن هستیم که ۶ ماه دیگر صدام حمله نمی کند؟ و تهران را نمی گیرد ؟ ، با توجه به اینکه هم امریکا و هم شوروی از صدام حمایت می کنند؟ لذا معتقد بودیم که بعد از این ۲ سال از شروع جنگ اتفاق خاصی نیفتاده است و ما توانسته ایم بخشی از خاکمان را آزاد کنیم چون اکثر نقاط استراتژیکی سرکوب دست دشمن بود و اگر ما جنگ را به داخل خاک عراق نکشیم و ارتش صدام را ضعیف نکنیم همان منطقی که باعث شد امریکا و شوروی با هم اتحاد کنند و صدام را تجهیز کنند و ۳۴ کشور را وادار کنند که به صدام کمک کنند تا به ما حمله کند، اینها دو مرتبه بعد از ۶ ماه به ما حمله می کنند؛ چون جنگ آنها بر علیه مرز نبود. روزی که صدام طناب هواپیمای اس ۳۳۰ را کشید گفت ۶ روز دیگر در تهران فانحه انقلاب را می خوانم، لذا امام با یک شرایطی موافقت کردند که جنگ وارد عراق شود که همین کار امام خیلی امام گونه بود چون گفتند که جنگ را به شهرهای عراق نکشانیم و جاهایی برویم که مردم کمتر باشند.

    لیست محسن رضایی برای پایان جنگ و سقوط بغداد

    زمانی که ما جنگ را به خاک عراق بردیم، امام شعار جنگ را عوض کردند، یعنی از جنگ جنگ تا پیروزی، گفتند: جنگ جنگ تا رفع فتنه. ما آن زمان حساب کردیم که آیا با بودن انقلاب اسلامی و اهدافی که دارد و شعار نه شرقی و نه غربی، می شود یک زمانی مورد محبت شرق و غرب قرار گیرد و به این نتیجه رسیدیم که خیر. پس گفتیم که ما باید جنگ را ادامه دهیم و زمانی از جنگ بیرون رویم که فتنه را کور کرده باشیم. زمانی که  ما خرمشهر را گرفتیم یک صنایع نظامی داشتیم که من به آن قابلمه سازی می گفتم، آنها فقط تفنگ ژ۳ می ساختند که همیشه تیرهایش در لوله گیر می کرد؛ زمانی که آتش بس را پذیرفتیم، پایه یک قدرت دفاعی کامل بدون اتکا به خارج، یعنی با وجودی افتخار می کردیم که موشک های اولیه را از لیبی آورده ایم و بعدا از کره شمالی خریدیم اما ما در زمان جنگ شروع به ساخت موشک کردیم و اول ۷۰ کیلومتری و بعد ۱۱۰ کیلیومتری و در جنگ، از موشکهای خودمان استفاده کردیم، ولی من اواسط جنگ خدمت امام رسیدم و گفتم که من در وزارت سپاه ۱۸ گروه مختلف برای ساخت وسایل دفاعی از فشنگ تا موشک و حتی گروه هجدهم گروه شین میم ر یا شین میم ه بود که شیمیایی و میکروبی رادیو اکتیو یا شیمایی میکروبی هسته ای بود و امام این را رد کردند و گفتند رادیو اکتیو یعنی اتم؟ گفتم بله و امام گفتند که ما نباید بمب اتم بسازیم و حتی گفتند که شیمیایی و میکروبی هم نسازید.

    آن ملاقات یک ملاقات طولانی بود و زمانی که می خواستم بیرون بیایم امام من را صدا کردند و گفتند که می دانی چرا نباید بمب اتم بسازیم؟ برای اینکه این سلاح، سلاح جنگ نیست و این سلاح، حرص و نسل را از بین می برد و ما به دنیا نیامده ایم که حرص و نسل را از بین ببریم، لذا ساختن بمب اتم حرام است. ولی آن گروه ها مقدمه وضعی است که امروز داریم، امروز از نظر دفاعی حتی در ۵ قدرت بزرگ دنیا موشک نقطه زن ایران را هیچ کشوری به این دقت ندارد، امریکا در بعضی از هواپیماهای پهباد، از ما برتر است و چند نوع هواپیمای ما از امریکا برتر است، لذا الان شعار امام تحقق پیدا کرده است: جنگ جنگ تا رفع فتنه. امروز گزینه نظامی بر علیه ایران نمی تواند صورت بگیرد برای همین گزینه های دیگر را آورده اند تا ما را بیچاره کنند، الان بزرگترین گزینه ای که برای ما انتخاب کرده اند گزینه اقتصادی است نه نظامی.

    آقای هاشمی رحمت الله علیه معتقد بود که با توانی که ما داریم نمی توانیم جنگ را با پیروزی کاملی که بغداد را بگیریم و صدام را ساقط کنیم به پایان برسانیم و همچنین معتقد بود که دولت با همه توانی که دارد تمام قد وارد جنگ نمی شد لذا ایشان معتقد بود که ما باید یک عملیات سر و صدا دار و موفق کنیم و آتش بس را قبول کنیم، تا اینکه اتفاقاتی افتاد، یعنی من به عنوان وزیر سپاه و معاون لجستیکی جنگ ازجنگ کنار گذاشته شدم و اقای هاشمی به من گفتند که تو دیگر در جنگ نباش و یک ستاد جنگی دیگری تشکیل داد و آقای موسوی رئیس ستاد شد و اقای بهزاد نبوی مسؤل لجستیک شد(جای من)، آقای خاتمی تبلیغات شد و آقای روغنی زنجانی مالی شد و خلاصه یک ستادی برای جنگ درست کرد. اینها سراغ آقای محسن رضایی آمدند و گفتند که جنگ چه زمانی تمام می شود؟ او گفت زمانی که بغداد سقوط کند. بغداد چه زمانی سقوط می کند؟ زمانی که من امکانات این لیست را داشته باشم.

    آیت الله هاشمی بنا داشت جنگ را تمام کند

    زمانی که من کنار گذاشته شدم خودم را کنار کشیدم ولی یکی دو سال بعد که ان لیست را دیدم و از آقای رضایی پرسیدم که شما این را یکجا می خواستید؟ گفت خیر، ظرف ۳ الی ۴ سال. گفتم اگر زمانی که من بودم این لیست را به من می دادی من این را ظرف ۳ الی ۴ سال برایت تهیه می کردم ولی مرحوم آقای هاشمی بنا داشت که جنگ را تمام کند و صحنه را جوری جلو برد که آن نامه ای را که آقای رضایی برای رئیس ستاد جنگ نوشته بود، آقای موسوی گفت که نمی تواند آن را تهیه کند و آقای هاشمی گفت که به امام بگویید و نامه را برای امام بردند.آقای هاشمی اینجا مردانگی کرد و پیش امام رفت و گفت اجازه دهید من قبول کنم و امام نپذیرفت و خودش قبول کرد؛ اما نتیجه آن ۶ سال جنگ این قدرت فائقه  نظامی است که امروز داریم.

    کسی نمی توانست چیزی را به امام تحمیل کند حتی قطعنامه

    *یعنی شما همچنان معتقد هستید که آن قطع نامه به امام تحمیل شد. درست است؟ 

    امام اهل تحمیل نبود، تشخیص بود و آن موقع تشخیص داد که باید قبول کند. جملاتی که وزن امام را پایین آورد از ما نخواهید شنید. کسی نمی توانست چیزی را به امام تحمیل کند و یا به او دستور دهد، امام، امام بود، نشناخته آمد و نشناخته هم رفت.

    موافق ادامه جنگ نبودم

    *یعنی شما موافق بودید که جنگ ادمه پیدا کند؟ 

    خیر. این قطعنامه در زمان خوبی پذیرفته شد.

    هیچ کدام از فرماندهان ما در جنگ دچار ترس و یأس نشدند

    *اگر به خاطرات شما در زمان جنگ برگردیم، چه زمانی بود که شما از جنگ و آن شرایط ترسیدید؟ 

    خدا شاهد است که ما هیچگاه نترسیدیم و هیچ روزی هم متوقف نبودیم. ما برای خرید مهمات متکی به برخی کشورها بودیم، اول که سراغ کشورهای غربی می رفتیم همه می گفتند که تحریم هستید، کشورهای شرقی هم می گفتند که شوروی به ما اجازه نمی دهد، من بارها گفته ام و باز هم می گویم شروع جنگ عراق بر علیه ایران با اجازه امریکا و شوروی بود، من در سال ۶۲ به بلغارستان رفتم و رئیس جمهور بلغارستان گفت ۲ هفته قبل از حمله عراق به ایران طه یاسین رمضان، معاون صدام اینجا پیش من آمد و گفت که ما ۲ هفته دیگر به ایران حمله می کنیم و من از او پرسیدم که ارباب(شوروی) می داند؟ و او گفت که بله با اجازه شوروی است.

    بعد مدرکی دستمان رسید که۳ روز قبل از حمله عراق به ایران سفیر امریکا درتل‌آویو و به «مناخین بگین» نخست وزیر وقت اسرائیل می گوید که ۳ روز دیگر تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی روی آسمان منطقه می آید و اینها بر علیه شما نیستند و می خواهند در فرودگاه های اردن بنشینند و هواپیماهای عراقی هستند چون قرار است عراق ۳ روز دیگر به ایران حمله کند.از این طرف بلوک شرق تابع شوروی احتیاج داشتندکه اسلحه بفروشند وخودشان ما را راهنمایی کردند که ما توسط سوریه و لیبی از اینها اسلحه بخریم و ما همین کار را می کردیم. من به اتفاق افسران سوری و لیبیایی به کشورهای بلوک شرق می رفتم و آنها می خریدند و ما به ایران می آوردیم ولی من دیدم که نمی شود این کار دائم اتفاق بیفتد، پس در سال ۶۵ که بدترین سال ما از نظر ارزی بود، یعنی ان سال ایران ۶ و نیم میلیاد دلار ارز داشت و نفت بشکه ای ۸ دلار بود و از آن مقدار ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار برای جنگ کنار گذاشتند و بقیه آن برای گندم و .. هزینه شد. ما آن سال در داخل حجمی از مهمات را تولید کردیم که کربلای ۵ زمانی که فرمانده تیپ ۶۵ عراق را پیش من آورده بودند که اسیر شده بود، وقتی که از او پرسیدم چرا نجنگیدی؟ قسم خورد که جهنم خدا به این داغی نیست که شما درست کردید و حتی پای یکی از سربازان من به خط نرسید و من و دو تا از معاونینم زخمی و اسیر شدیم؛ یعنی ما انقدر قدرت دفاعیمان را زمان جنگ بالا برده بودیم و یک لحظه هم مأیوس نشدیم. ما نسلی بودیم و پیرو امامی بودیم که او به ما کاملا تفهیم کرده بود که ما مامور به وظیفه هستیم و مامور به نتیجه نیستیم. خداوند حسن تهرانی مقدم را رحمت کند؛ ایشان با تعدادی به سوریه رفت و کار روی موشک را یاد گرفت و اینجا آمد و بغل لیبیایی هایی که آمده بودند تکمیل شد و از اولین موشکی که می خواستیم طرف صدام پرتاب کنیم، اصرار داشت که روی آن بنویسم ( ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی ) اصلا برای ما مهم نبود که در جنگ چه اتفاقی می افتد. من فکر نمی کنم در فرمانده های ما هم مساله ترس و یأس در جنگ پیدا شده باشد.

    به فرماندهان نظامی دوران جنگ نمره ۲۰ می دهم

    *بعد از ۳۰ سالی که از جنگ می گذرد، اگر شما بخواهید یک نمره به آیت الله هاشمی، محسن رضایی و کسانی که آن دوره را مدیریت کردند بدهید، نمره شما چند است؟

    من به همه آنها نمره ۲۰ می دهم. وقتی جنگ تمام شد و ما آتش بس را پذیرفتیم، ما از ۳۴ کشور غنیمت گرفته بودیم، یعنی چیزهایی که غنیمت گرفته بودیم ساخت ۳۴ کشور بود و از ۱۱ ملیت هم اسیر گرفته بودیم، اما ما یک ملت بودیم و عامل اصلی پیروزی ما نیروهای بسیجی بود، (یعنی کسانی که از استاد دانشگاه گرفته تا رفتگر شهرداری جزء آن نیروها بودند)، لذا فرماندهان ما همه مخلص و مطیع فرمان امام بودند. شما ببینید یک جوان ۱۳ الی ۱۴ ساله اسیر می شود و در اردوگاه اسیران است، یک خانوم از او سؤال می کند و می پرسد که پشیمان نیستی و او می گوید که خیر، اگر امام بگوید برو، می روم! زمانی که نمره آن نوجوان ۲۰ است، آن فرمانده ای که او را می فرستد هم نمره اش ۲۰ است. ۲ الی ۳ بار هم از لیبی و هم از سوریه افسرانی آمدند و من آنها را به جبهه، تا نزدیکی ها خط بردم و شیوه جنگ ما برای دنیا شیوه ناشناخته ای بود و امروز دنیا دارد روی آن شیوه کار می کند. پس من به فرماندهانمان نمره ۲۰ می دهم.

    *حتی به آقای هاشمی؟ 

    آقای هاشمی سیاستمدار بود و من در جایگاهی نیستم که به ایشان نمره دهم. ایشان هم نماینده امام و هم فرمانده جنگ و هم رئیس مجلس بود، من خودم را در جایگاهی نمی بینم که به ایشان نمره دهم.

    *ولی اگر بخواهید نمره دهید در ذهن خودتان چه نمرهای می دهید؟ 

    هر وقت نمره دادم به شما خبر می دهم.

    احتمال درگیری نظامی میان ایران و آمریکا 

    *آقای رفیقدوست! با رفتارهایی که ترامپ طی چندسال اخیر در پیش گرفته است و با افزایش تنش‌ها میان ایران و امریکا چقدر احتمال می‌دهید یک جنگ نظامی میان دو کشور اتفاق بیفتد؟

    قطعا درگیری اتفاق نمی‌افتد؛ به دو دلیل جنگ نمی‌شود یکی اعتقاد ما به فرمایش مقام معظم رهبری است که ایشان فرمودند جنگی اتفاق نمی‌افتد. دلیل دوم اینکه دشمن می‌داند اگر جنگی را شروع کند در این جنگ بازنده است و با اولین موشک و گلوله که به خاک ما برسد قبل از اینکه بتواند به خودش تکان بدهد تمام منافعش در منطقه از بین خواهد رفت و قطعا این دیوانگی را نخواهد کرد.

    * اما آمریکا معروف است به کشوری که دولتمردان آن اول اقدام می‌کنند و بعد فکر؛ اگر حمله نظامی صورت بگیرد سرنوشت این جنگ چه خواهد شد؟

    اگر می‌خواستند این کار را بکنند تا به حال کرده بودند لذا اگر هم چنین اقدامی انجام دهند محکم‌تر از همیشه پاسخ‌شان را می‌دهیم.

    منبع: خبرآنلاین

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تجارب دفاع مقدس مقدمه‌ای برای فروپاشی رژیم صهیونیستی است

    تجارب دفاع مقدس مقدمه‌ای برای فروپاشی رژیم صهیونیستی است

    تجارب دفاع مقدس مقدمه‌ای برای فروپاشی رژیم صهیونیستی است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، ستاد کل نیروهای مسلح در بیانیه‌ای با گرامیداشت چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس، تقارن این مناسبت را با ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش تداعی بخش یاد و خاطره جان‌فشانی و ازخودگذشتگی‌های بزرگ مردان و زنانی دانست که به حق با تأسی از امام و مولای خویش جان گرانمایه خود را در طبق اخلاص نهاده و صحنه‌های عاشورایی را در دفاع از اسلام، میهن و آرمان‌های انقلاب اسلامی خلق کردند.

    در این بیانیه آمده است: ۳۱ شهریور سال ۵۹ حدود یک سال و نیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به ناگاه، نظام اسلامی و کشور عزیزمان مورد هجوم ناجوانمردانه نظام سلطه و استکبار جهانی از طریق رژیم و دشمن بعثی تا بن‌دندان مسلح قرار گرفت، جنگی که با هدف ساقط نمودن نظام نوپای مقدس جمهوری اسلامی ایران توسط صدام و اتحاد ابرقدرت‌های شرق و غرب و اقمار وابسته به آنان با اعمال انواع فشارهای نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی برنامه‌ریزی و عملیاتی شده بود، در این آزمون سخت، دفاع و مقاومت نستوه ملت قهرمان ایران با هدایت‌های داهیانه معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و تقدیم شهدا و جانبازان و والامقام و ایثارگری بی‌نظیر، تمامی محاسبات متعارف در عرصه نظامی و راهبردی جهان را برهم زد و بدون از دست دادن یک وجب از خاک مقدس کشور، رویای شکست‌ناپذیری قلدرهای عالم، قدرت‌های شیطانی و اذناب منطقه‌ای آنان را برای همیشه باطل نمود و برگ زرینی را برای ایران اسلامی رقم زد.

    در ادامه این بیانیه با اشاره به چهلمین سالگرد حماسه بزرگ دفاع مقدس، ضمن تقدیر و تجلیل از اقدامات و تعامل همه دستگاه‌ها در گرامیداشت این مناسبت نورانی خاطرنشان شده است: جاری بودن روح مقاومت در پیکره جامعه، همواره انقلاب اسلامی را در مواجهه با چالش‌ها، بحران‌ها و مشکلات تحمیلی ناشی از سناریوهای جبهه معاندین و دشمنان قسم خورده نظام اسلامی به ویژه در عرصه تحریم‌ها و تهدیدهای استکباری به سلامت عبور داده و جمهوری اسلامی ایران را به سطح بالایی از بازدارندگی دفاعی رسانیده و خواب خوش را از چشم استکبار جهانی و نظام سلطه ربوده است. از این رو هفته دفاع مقدس فرصتی گرانبها برای معرفی دستاوردهای این رویداد عظیم تاریخی و روایت هنرمندانه جنگ تحمیلی از چرایی تا فرجام و پیامدهای آن است چرا که تجارب ارزشمند آن ایام به مثابه یک نیاز راهبردی برای جامعه، نسل‌های آینده و ملت‌های آزاده جهان، آمادگی‌های دفاعی، هوشیاری و مقاومت امت را در برابر دشمنان مستکبر عالم تحکیم می‌بخشد و دستیابی به فروپاشی رژیم جعلی صهیونیستی و نظام سلطه را تسهیل می‌نماید.

    این بیانیه در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر هشت سال دفاع مقدس، شهدای جبهه مقاومت، شهدای دفاع از امنیت و سلامت و ادای احترام به همه مدافعان انقلاب اسلامی در سراسر عالم، خانواده معظم شهدا، جانبازان سرافراز، آزادگان و رزمندگان دلیر آن دوران پرافتخار، آورده است: امروز که دشمنان انقلاب اسلامی از اقدامات نظامی خود بر علیه میهن اسلامی به نتیجه نرسیده و از پیشرفت‌های خیره‌کننده جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های مختلف از جمله دستیابی به فناوری‌های روز همچون هسته‌ای، نانوتکنولوژی، سلول‌های بنیادی، عرصه فضایی و پرتاب ماهواره، تجهیزات پیشرفته نظامی، دفاعی و … به خشم آمده، دست به توطئه چینی و تهدیدهای پیچیده‌تری زده است، اردوگاه شیطانی دشمنان با محوریت آمریکای تروریست و جنایتکار با نقض فاحش قطعنامه‌ها و حقوق بین‌الملل، با تمرکز بر تحریم‌های ظالمانه، جنگ اقتصادی، جنگ رسانه‌ای، جنگ فرهنگی و عملیات روانی گسترده در صدد ایجاد تفرقه، ناامیدی و عدول ملت ایران از آرمان‌های انقلاب اسلامی و منافع ملی خود بر آمده است که برای مقابله با آن، باید با سر لوحه قرار دادن عبرت‌های جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ضمن تبعیت از فرامین و منویات فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه‌ای (مدظله العالی) و توکل بر خداوند متعال و توسل به اهل بیت علیهم السلام و با افزایش اقتدار دفاعی، اتکا به ظرفیت‌های داخلی و تحکیم وحدت و همبستگی ملی در برابر تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد و توطئه‌های آنان را در عرصه‌های مختلف سخت، نیمه سخت و نرم خنثی نمود.

    منبع : مهرنیوز

  • مصدومیت دو مرزبان در اثر انفجار مین در سردشت

    مصدومیت دو مرزبان در اثر انفجار مین در سردشت

    مصدومیت دو مرزبان در اثر انفجار مین در سردشت

    سردار حسین خانی در گفت و گو با ایسنا بااشاره به جزییات حادثه افزود: ظهر امروز ۱۳ مرداد دو تن از مرزبانان هنگ سردشت حین گشت زنی در مرزهای آلواتان براثر انفجار مین بجا مانده از جنگ تحمیلی دچار جراحت شدند.

    وی ادامه داد: متاسفانه پای راست استوار دوم مهران بداغی قطع شد و هردو مچ دست وی نیز دچار شکستگی شد، همچنین سرباز وظیفه حمیدرضا پاک نهاد نیز دچار مصدومیت سطحی شد.

    فرمانده مرزبانی استان تصریح کرد: مرزبانان مصدوم بلافاصله توسط خودرو های امداد و نجات به مراکز درمانی انتقال و در حال طی مراحل درمان هستند.

    انتهای پیام

  • کار جریان تحریف، ندیدن ظرفیت‌های کشور و عقب‌نشینی مقابل آمریکاست

    کار جریان تحریف، ندیدن ظرفیت‌های کشور و عقب‌نشینی مقابل آمریکاست

    کار جریان تحریف، ندیدن ظرفیت‌های کشور و عقب‌نشینی مقابل آمریکاست

     

    حجت الاسلام سید رضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در روز عید قربان پیرامون جریان‌های تحریف و تحریم اظهار داشت: واقعیت این است که ما در طول این ۴۲ سال بعد از پیروزی انقلاب یعنی از سال ۵۷ تا ۹۹ در داخل و خارج، هم دوست داشتیم و هم دشمن، هم دانا و عالم داشتیم و هم جاهل، هم مقدس عالم داشتیم و هم مقدس خشک و نادان.

    وی افزود: در طول این ۴۲ سال جنگ تحمیلی، تحریم و تهدید رخ داد و حالا هم کرونا به وجود آمد. آنهایی که می‌دانند و متدین هستند مسائل را یک جور می‌بینند و تحلیل می‌کنند و آنهایی که نادان و ناآگاه هستند ولو متدین هم باشند، مسائل را به گونه دیگری می‌بینند.

    عضو جامعه روحانیت مبارز تصریح کرد: یکی از مسائل، این است که ما در این شرایط تحریم و کرونا، ظرفیت‌های کشور را نادیده بگیریم و بگوییم راه حل این است که با آمریکا کنار بیاییم و مذاکره کنیم با اینکه حالا آمریکا و اروپا را شناختیم که فقط اهل حرف هستند نه اهل عمل، اهل انصاف نیستند و اصلاً تحریم را خودشان به وجود آوردند.

    وی ادامه داد: کار جریان تحریف، این است که دائماً شعار مذاکره سر بدهد و پیشنهاد عقب‌نشینی و کوتاه آمدن در مقابل آمریکا را مطرح کند و در عین حال چشم خود را بر تمامی توانمندی‌های داخلی ببندد.

    اکرمی عنوان کرد: برای مثال می‌گوئیم بمب اتم نداریم و طرفدار ساخت آن نیستیم و با آنهایی که بمب اتم می‌سازند هم مخالف هستیم، حتی رهبر معظم انقلاب هم بر حرمت آن فتوا دادند اما در عین حال به ما می‌گویند امضای مخالفت و طرفدار نبودن بدهید و شروع به بهانه‌گیری می‌کنند.

    وی ادامه داد: ما در کشور خود بروکراسی داریم و اگر بخواهیم جنسی را وارد کنیم با کمترین امضا می‌توانیم وارد کنیم اما اگر بخواهیم در داخل تولید کنیم باید از این دستگاه به آن دستگاه امضا بگیریم. پس اگر همه مشکلات را اینگونه نادیده بگیریم و اشکال را در خود نبینیم نوعی تحریف است. دشمن، دشمن است و از آن هیچ انتظاری نیست اما اگر دوست هم اینها را بگوید قابل توجیه نیست.

    عضو جامعه روحانیت مبارز گفت: هر هفته در کشور افتتاح صورت می‌گیرد و کشور دارد کار خود را انجام می‌دهد اما عده‌ای این خدمات و زحمات را نادیده می‌گیرند و فقط روی کمبودها و اشکالات انگشت می‌گذارند. این واقعاً تحریف است. اگر کسی منصف است باید هم نقاط قوت را ببیند و هم نقاط ضعف و برای نقاط ضعف به دنبال راه حل باشد.

    اکرمی تاکید کرد: نادیده گرفتن حقایق و ناجور جلوه دادن همه چیز نوعی تحریف است و ممکن است عده‌ای در داخل کشور چنین برداشتی داشته باشند، خارج هم تکلیف روشن است.

    وی با بیان اینکه به نظر می‌رسد باید سه کار را برای شکست تحریف انجام دهیم، خاطرنشان کرد: اول اینکه هر تشکیلاتی یک اتاق فکر درون خود دایر کند و به مردم بگویند برای حل مشکلات کشور چه باید کرد و اگر کسی فکر، طرح یا پیشنهادی دارد در روز و ساعت معین حرف خود را بگوید و ما طرح و فکرش را برای اجرا و برطرف کردن مشکل بشنویم.

    عضو جامعه روحانیت مبارز در پایان بیان کرد: همچنین باید جلوی قاچاق را بگیریم. میلیاردها دلار قاچاق وارد می‌شود در حالی که می‌توانیم همان‌ها را در داخل تولید کنیم و افراد بیکار را به کار بگیریم. نقدینگی موجود در دست مردم نیز باید در شهرک‌های صنعتی و… به کار گرفته شود و در این زمینه باید به صورت عملی و تبلیغی اقدام کرد. همه باید مراقب هم باشیم تا بتوانیم در مقابل تحریم و موانع تولید بایستیم و مشکلات را کاهش دهیم.

    منبع : مهرنیوز

  • عملیات مرصاد ضرورت هوشیار در مقابله با نفوذی‌ها را اثبات کرد

    عملیات مرصاد ضرورت هوشیار در مقابله با نفوذی‌ها را اثبات کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، ارتش جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه‌ای پنجم مرداد، سالروز عملیات مرصاد و حماسه شهدای قهرمان پدافند هوایی در سایت راداری سوباشی را گرامی داشت.

    متن این بیانیه به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دفاع مقدس تبلور اراده ملتی بزرگ برای ایستادگی در برابر هرگونه تهاجم و بدخواهی دشمنان و قصیده همبستگی و اتحاد همه ارکان اقتدار و افتخار ایران اسلامی است. عملیات عزت‌آفرین مرصاد در واپسین صفحات این آزمون دشوار، ضرورت هوشیاری مداوم برای مقابله با نفوذ سرسپردگان استکبار جهانی و دلبستگان به دشمن را اثبات کرد.

    در عملیات مرصاد، درایت رهبری عظیم‌الشأن انقلاب، حضور فرماندهان مؤمن و کارآزموده، پشتوانه مردمی نظام و ظرفیت بسیج همگانی نیروها در برابر تهاجم ناجونمردانه دشمن محکم‌ترین آیت فتح بود. در این عملیات سرعت عمل و اقتدار هوانیروز و نیروی هوایی الهی ارتش و مجاهدت همه رزمندگان و قوای حاضر در صحنه اعم از ارتشی، سپاهی، انتظامی و مردمی در نبرد زمینی، سنگین‌ترین شکست را به دشمن وارد آورده، پایان تلخ جبهه باطل و نفاق را رقم زد.

    در آستانه چهلمین سالگرد دفاع مقدس، ضمن گرامیداشت شأن صاحبان این حماسه سرنوشت‌ساز، از رزمندگان مخلص تا شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، لازم است از قهرمانان غیور سایت پدافندی سوباشی، چشمان بیدار ارتش و نگاهبانان مقتدر آسمان کشور که تا آخرین لحظه در برابر هجوم دشمن ایستادگی کردند، تجلیل شود.

    این دلاورمردان ایثارگر در سال‌های جنگ تحمیلی با مراقبت و پایش لحظه به لحظه آسمان ایران اسلامی نقش تعیین‌کننده‌ای در امنیت آسمان کشور و موفقیت نبردهای خلبانان غیور نیروی هوایی ایفا کردند و در بالاترین مرتبه حماسه ایستادند؛ حماسه‌آفرینانی که با علم به حمله موشکی دشمن، تا آخرین لحظه در بلندترین سنگر حماسه و ایثار ایستادگی کردند تا تهاجم آخر دشمن هم ناکام بماند.

    ارتش جمهوری اسلامی ایران در پایان، یاد و خاطره ۱۹ شهید والامقام سایت سوباشی را که در پنجم مرداد ۱۳۶۷ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند، گرامی می‌دارد.

    منبع : مهرنیوز

  • دست انتقام خداوند در عملیات مرصاد تار و پود منافقین را درهم کوبید

    دست انتقام خداوند در عملیات مرصاد تار و پود منافقین را درهم کوبید

    به گزارش خبرگزاری مهر، سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با صدور پیامی به مناسبت فرارسیدن پنجم مرداد ماه سالگرد عملیات غرورانگیز مرصاد این روز را گرامی داشت.

    متن پیام سرلشکر باقری به شرح زیر است:

    «بسم الله الرحمن الرحیم

    فرارسیدن پنجم مرداد ماه سالروز عملیات غرورانگیز و مقتدرانه مرصاد که برای مقابله با اقدام ننگین و خیانت بار منافقین موسوم به فروغ جاویدان و آزادسازی مناطق اشغالی در جبهه غرب، درس‌ها و عبرت‌های ماندگار و آموزنده‌ای در تاریخ ایران عزیز به ودیعت نهاده است را گرامی می‌دارم.

    هشت سال دفاع مقدس ملت عظیم‌الشأن ایران برابر جنگ تحمیلی جهانی استکبار، از درخشان‌ترین مقاطع تاریخی این سرزمین به شمار رفته و بازخوانی حوادث و رخدادهای آن می‌تواند ضمن بازتولید هوشمندی و بصیرت در جامعه، کشور را از گزند توطئه‌ها و فتنه‌های دشمنان مصون داشته و عبور سربلند آن از آوردگاه‌های حساس و سرنوشت ساز آینده را تضمین نماید.

    حافظه تاریخی ایرانیان گواهی می‌دهد گروهک منفور و خائن منافقین، آخرین حلقه استکبار و صهیونیسم بین‌المللی برای درهم شکستن مقاومت و ایستادگی شگفت‌انگیز و پیروزمندانه ایران در جنگ تحمیلی، آن هم در نقطه پایانی جنگ و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ محسوب می‌شود که بر اساس توهم و محاسبات غلط دشمن بعثی و حامیان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای صدام از وضعیت و آمادگی‌های دفاعی، نظامی جمهوری اسلامی بود که با خطای راهبردی آنان و گرفتار شدن در کمین گاه الهی همراه گردید و دست انتقام خداوند در عملیات مرصاد از متن اراده رزمندگان اسلام و فرزندان ملت ایران به درآمد و در معادله‌ی معکوس تار و پود آنان را در هم کوبید تا «ان ربک لبالمرصاد» را تفسیر کند.

    در عملیات فروغ جاویدان نه تنها رویای باطل از مهران تا تهران تعبیر نشد بلکه گروهک نفاق و منافقین خائن، کوردل و تروریست، برای همیشه آماج نفرت و کینه مقدس ملت ایران قرار گرفتند و حماسه سترگ مرصاد در آن شرایط خطیر و پر ماجرا نشان داد هرگاه کیان نظام و مملکت اسلامی با تهدیدی مواجه شود، ملت ایران به ویژه نسل جوان مومن، انقلابی و وطن دوست با برافراشتن پرچم وحدت و یکپارچگی برای دفاع از آرمان‌ها و سرزمین مقدس خود، آگاهانه، عاشقانه و شجاعانه در صحنه و صف مقابله با دشمنان حاضر و با غلبه بر آنان از میهن عزیزمان دفع خطر خواهند کرد.

    با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان حماسه ساز و همیشه جاوید هشت سال دفاع مقدس به ویژه شهدای عملیات افتخارآمیز مرصاد و سردار دل‌ها و سیدالشهدای جبهه مقاومت اسلامی سپهبد پاسدار حاج قاسم سلیمانی (ره) از فرماندهان این عملیات بزرگ، تاکید می‌شود: درس‌های این رخداد عظیم و الهام بخش تاریخی در شرایط حساس کنونی که ردپای منافقین و جریان «نفوذ» در فتنه آفرینی‌ها پیچیده و غائله سازی نوین دشمنان قسم خورده علیه ایران اسلامی که با دروغ، نیرنگ و سیاه نمایی از وضعیت کشور در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای اغوای مردمان این مرز و بوم در کمین نشسته‌اند، عبرت آمیز بوده و با یادآوری سرنوشت ارتش به اصطلاح آزادی بخش فرقه نفاق در نبرد جاودانه مرصاد، هوشمندی و بیداری ملت مقتدر، انقلابی و شریف کشورمان را به رخ آنان خواهد کشید.»

    منبع : مهرنیوز

  • تمامی تجهیزات مقابله با جنگ نوین ساخت ایران است

    تمامی تجهیزات مقابله با جنگ نوین ساخت ایران است

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست، هادی رضایی؛ بهداری رزمی یکی از بخش‌های مهم، حیاتی و البته غیر قابل منفک نیروهای مسلح است که همگام با سایر یگان‌های نظامی و دوشادوش آنها در تمامی صحنه‌های دفاع از کشور و رزمایش‌ها حضور دارند و حتی در دوران صلح و آرامش باید توان خود را حفظ و آموزش‌های لازم را متناسب با تهدیدات روز فرا گرفته و برای حمایت‌های امدادی، بهداشتی و درمانی نیروهای مسلح، خود را آماده کنند و در کنار این مأموریت مهم در مواقع لزوم به کمک سایر بخش‌های بهداشتی کشور بشتابند.

    اگر چه به واسطه دفاع مقدس و زحمات این قشر ایثارگر در ۸ سال جنگ تحمیلی تا حدودی مردم ما با زحمات و اهمیت فعالیت کادر بهداری رزمی آشنا هستند اما با شیوع ویروس کرونا در سطح جهان و درگیری کشورها با این ویروس، اگر چه بخش بهداشت و درمان وابسته به دولت در صف مقدم مبارزه بودند اما به دلیل تخصص، آمادگی همیشگی و توان علمی و لجستیکی هم نیروهای مسلح نقش مهمی را در مقابله با بیماری کووید ۱۹ برعهده گرفتند که موجب آشنایی بیشتر مردم با فعالیت این بخش از نیروهای مسلح شد.

    در ایران نیروهای مسلح از ارتش، بسیج، سپاه، نیروی انتظامی و وزارت دفاع نقش مهمی را در مقابله با ویروس کرونا برعهده گرفته‌اند که بخشی از این نقش و خدمات به نیروهای بهداری رزمی و یگان‌های مقابله با جنگ نوین محول شد. نیروهایی که از تجارب دفاع مقدس و مقابله با حملات شیمیایی ارتش بعث عراق بهره می‌برند و در سال‌های بعد از جنگ متناسب با تهدیدات روز، خود را آماده کرده‌بودند که بلا فاصله وارد میدان عمل شدند که به گفته مسئولان و البته آمار و اطلاعات در این عرصه نیز بسیار خوب درخشیدند.

    با همین رویکرد و همچنین آشنایی بیشتر با شرایط و آمادگی یگان‌های بهداری رزمی با سرهنگ امیر محقق فرمانده مرکز آموزش، بهداشت و درمان نیروی زمینی ارتش به گفتگو نشستیم.

    تمامی تجهیزات مقابله با جنگ نوین ساخت ایران است
    تمامی تجهیزات مقابله با جنگ نوین ساخت ایران است

    متن کامل گفتگوی فرمانده مرکز آموزش، بهداشت و درمان نیروی زمینی ارتش با خبرگزاری مهر به شرح زیر است:

    مرکز آموزش بهداشت و درمان نیروی زمینی ارتش چه فعالیت‌های انجام می‌دهد؟

    مرکز آموزش بهداشت و درمان نیروی زمینی ارتش در سال ۱۳۰۹ آغاز به کار کرده و امسال این مرکز در آستانه ۹۰ سالگی است و تا کنون فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. امروز این مرکز با داشتن دو دانشکده بهداشت و درمان و دانشکده «ش. م. ه» یا محیط امن و یک هنرستان یا آموزشگاه بهیاری سهم بسزایی در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز نیروی زمینی و ارتش جمهوری اسلامی دارد.

    نفراتی که در این مرکز آموزش می‌بینند به نیروی زمینی، نیروی پدافند هوایی، نیروی هوایی و نیروی دریایی اعزام می‌شوند و همچنین از نیروهای مختلف نفرات به اینجا می آیند و دوره مقدماتی، عالی و آموزش بهیاری را به مدت یک سال طی و به نیروها باز می‌گردند.

    دانشکده بهداشت و درمان دوره‌های پیراپزشکی و روانشناسی دارد. دانشکده «ش. م. ه» دوره‌ی «ش. م. ه» را برای دانشجویان دوره مقدماتی و عالی برگزار می‌کند. البته دوره‌ی کد وظیفه هم داریم که هر دوره تعدادی از کارکنان وظیفه با مدرک کارشناسی در این مرکز آموزش می‌بینند.

    دلایل اهمیت پدافند در جنگ‌های نوین و آگاه سازی نیروها برای مقابله با تهدیدها چیست؟

    در جنگ‌های نوین آمادگی نیروها و تأمین تجهیزات مورد نیاز اهمیت ویژه ای دارد

    اهمیت پدافند و آمادگی برای مقابله با تهدیدات جدید در دوره هشت سال دفاع مقدس با توجه به حملات شیمیایی که رژیم بعث عراق علیه نیروهای ما داشت، کاملاً مشهود بود و ما می‌بایست خود را به سلاح‌های پدافندی در مقابل اینگونه حملات شیمیایی و میکروبی مجهز می‌کردیم.

    امروز نیز با توجه به شیوع ویروس کرونا بحث آمادگی نیروها و تأمین تجهیزات مورد نیاز اهمیت ویژه ای پیدا کرده و نیروهای مسلح باید در این خصوص آمادگی داشته باشند که اگر دوباره موردی این چنینی داشتیم در بحث ملی و سطح نیروهای نظامی غافلگیر نشویم. به عنوان مثال با شیوع ویروس کرونا در کشور دانشکده «ش. م. ه» خودروهای خود را با اندکی تغییر به شهر قم و تهران اعزام کرد و سطح شهر، معابر عمومی و منازل مسکونی ارتش را در چند مرحله ضدعفونی کردیم.

    به نظر شما اصل اساسی برای دفاع در حوزه جنگ‌های نوین چیست؟

    آموزش و تجهیزات مورد نیاز، اصل اساسی در حوزه مقابله با جنگ‌های نوین است که اگر این دو در کنار هم باشند و به درستی از این دو گزینه استفاده شود می‌توانیم توانمندی نیروها را برای پدافند در مقابل تهاجم ویروسی و میکروبی دشمن در حد قابل قبولی بالا ببریم.

    مهم‌ترین برنامه و رویه کاری شما در این مرکز چیست؟

    مهمترین کار ما آموزش است. رزمایش‌ها با هماهنگی معاونت محترم آموزش برگزار می‌شود. رزمایش دوره‌های عالی در گذشته در شیراز و بعداً در نصرآباد اصفهان برگزار می‌شد که اکنون با توجه به وضعیت کرونا انجام نمی‌شود البته آمادگی داریم در هر رزمایشی انجام وظیفه کنیم. در همین مورد آخر در شهر قم و تهران عملاً وارد کار شدیم و خدمت رسانی کردیم.

    آیا آموزش‌ها و تجهیزاتی که در اختیار دارید برای مقابله با ویروس کرونا کافی و کارآمد است؟

    ما تمام تلاش خود را کردیم و از تجهیزاتی که در اختیار داشتیم حداکثر استفاده را کردیم، طبیعتاً اگر تجهیزات بهتری در اختیار ما باشد می‌توانیم خدمات بهتری به مردم و نیروهای مسلح ارائه کنیم.

    با وجود تحریم‌ها آیا کمبود تجهیزات و امکانات در مأموریت‌های شما تأثیری داشته است؟

    تمامی تجهیزات مقابله با جنگ‌های نوینی که در اختیار داریم ساخت کشور خودمان است‌

    تمام تجهیزاتی که ما در اختیار داریم ساخت کشور عزیز خودمان است، خودروهای رفع آلودگی که در دانشکده «ش. م. ه» است، همچنین موارد آموزشی که در دانشکده بهداشت و درمان است. از این بابت به لطف خداوند به خودکفایی رسیده‌ایم.

    دو دانشکده بهداشت و درمان و «ش. م. ه» مکمل یکدیگر هستند، نفرات ما در این دانشکده‌ها آموزش‌های لازم جهت پدافند میکروبی و ویروسی را می‌بینند؛ همچنین در هنرستان ما امدادگران رزم تربیت می‌شوند؛ امدادگر رزم همان رزمنده‌ای ست که امدادگری هم می‌کند.

    دانشکده «ش. م. ه» در بحث پدافند میکروبی و شیمیایی و ویروسی آموزش‌های لازم را ارائه می‌کنند و اگر نفرات مورد تهاجم واقع شوند و زخمی شده یا آسیب ببینند توسط امدادگران رزم که در هنرستان آموزش دیده از جبهه رزم خارج شده و برای درمان در اختیار آموزش دیدگان دانشکده بهداشت و درمان قرار می‌گیرند پس این دو دانشکده و هنرستان مکمل یکدیگر هستند.

    برای مقابله با ویروس کرونا چه اقداماتی تا کنون در دانشکده شما انجام شده؟

    اقدامات بسیار زیادی داشتیم در مرکز خودمان خط تولید ماسک را راه اندازی کردیم که هم اکنون در حال فعالیت است. خودروها را به شهر قم فرستادیم و از حرم مطهر تا معابر عمومی را طی یک رزمایش ضدعفونی کردیم، در رزمایش‌های دیگر هم نفرات و خودروهای ما در حال فعالیت و خدمات رسانی بودند و وظایف خود را به نحو احسن انجام دادند.

    بنابه دستور معاونت محترم آموزش دوره‌های عالی، مقدماتی و کد وظیفه از اواسط اسفند ماه تعطیل شد و از طریق سامانه هاتف دوره‌ها به صورت مجازی ادامه یافت و ابتدای اردیبهشت ماه از افراد آزمون جامع گرفته شد و همه به یگان‌های هدف رفتند، هم اکنون دوره مقدماتی، دوره بهیاری و تعدادی دوره عالی در دانشکده «ش. م. ه» داریم و دوره‌ها در حال برگزاری است.

    با توجه به شرایط کرونا هم در بحث اسکان، هم در بحث تغذیه فاصله گذاری رعایت می‌شود و به لطف خداوند مشکلی نداشتیم.

    برخی معتقدند که ویروس کرونا یک بیوتروریسم است، آیا در مراکز شما در این باره تحقیق علمی صورت گرفته است؟

    ویروس کرونا یک ویروس جدید است نه تنها کشور ما بلکه کل دنیا را درگیر کرده و باید مراکز علمی دیگر جواب علمی و قاطعی در این خصوص بدهند، بعید نیست که این طور باشد ولی به طور قطع نمی‌توان گفت.

    در سال‌های اخیر درباره بیوتروریسم بحث‌های زیادی می‌شود، این تهدیدات برای نیروهای مسلح هم وجود دارد در دانشکده شما چه اقداماتی در این باره انجام شده است؟

    در بحث حملات میکروبی، هسته‌ای، ویروسی در دانشکده «ش. م. ه» آموزش‌های لازم به نفرات داده می‌شود. بیوتروریسم یک بحث بسیار گسترده است و منابع آبی، غذایی و راه‌های دیگری برای حمله وجود دارد و هر روز به طور پیشرفته‌تر خود را نشان می‌دهد، هر روز ما بایست به هوش باشیم، خودمان را به دانش نو تجهیز کنیم، اطلاعات مان را بالا ببریم و روش‌های پدافند را در مقابل حملات جدید به کار بگیریم و به نفراتمان آموزش دهیم.

    علیرغم همه تحریم‌ها به لطف خدا از نظر نظامی ما قدرت اول منطقه هستیم با توجه به وجود تحریم‌های علمی، متدهای آموزشی جدید را چگونه کسب و به دانشجویان منتقل می‌کنید؟

    همانطور که ملاحظه می‌کنید در بحث تسلیحات نظامی از زمان دفاع مقدس تاکنون تغییرات بسیار زیادی در انواع موشک، پهپادها و… داشتیم و علیرغم همه تحریم‌ها این تغییرات وجود داشته و الان به لطف خدا از نظر نظامی ما قدرت اول منطقه هستیم، در بحث بیوتروریسم هم با تلاشی که نیروهای ما داشته‌اند فعالیت‌های ما در سطح نیروهای مسلح با علوم روز دنیا انطباق دارد کما اینکه در بحث کرونا علیرغم همه تحریم‌ها بسیار خوب عمل کردیم و امروز شاهد کاهش تعداد مبتلایان هستیم.

    با وجود تحریم‌ها در بحث کرونا که بسیاری از کشورها را به زانو درآورده چطور می‌توانیم مقابله کنیم و موفق باشیم؟

    وحدت، حول محور ولایت رمز پیروزی کشور ماست، در زمان جنگ هم اینگونه بوده و الان هم اگر بخواهیم موفق باشیم باید وحدت داشته باشیم اما در حول محور ولایت و این رمز پیروزی ست. اگر به فرمایشات مقام معظم رهبری توجه کنیم می‌توان رمز پیروزی را در کلام ایشان پیدا کرد، ایشان بارها در بیانات خود بر روی قوی شدن و قوی بودن تاکید می‌کنند فکر می‌کنم اگر همه مجموعه‌ها روی این مسئله کار کنند و خود را قوی کنند می‌توانیم به راحتی از تحریم‌ها عبور کنیم.

    منبع : مهرنیوز