برچسب: شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان

  • عمر شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان به پایان رسید؟

    عمر شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان به پایان رسید؟

    اعتمادآنلاین| احمد شریف عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره نبود محمدرضا عارف در نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان گفت: گروه منتخب برای گزینش افراد حقیقی نهاد اجماع ساز یک‌سری اسامی از احزاب اصلاح طلب خواسته بودند و تا آنجا که من خبر دارم اسامیِ افرادی نظیر عارف را هم درج کرده بودند، اما یکی از شرط‌ های مهم برای حضور در این نهاد این بود که افراد منتخب در معرض نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نباشند و به همین دلیل نامزد‌های بالقوه را دعوت نکردند و این موضوع فقط منحصر به عارف هم نبوده، بلکه افرادی مثل محسن هاشمی، مسعود پزشکیان، رهامی و… هم این شرایط را دارند.

     

    او ادامه داد: علاوه بر این؛ در این جمع افرادی انتخاب شدند تا وقت کافی داشته باشند و فعالیت‌های مستمری را انجام دهند و بسیاری از این افراد هم تمایل داشتند تا در کنار این نهاد اجماع ساز کمک‌های مشورتی دهند.

     

    شریف در پاسخ به این سوال که آیا انتخاب نشدن عارف به این معنا است که حذف محمدرضا عارف در راه است؟ گفت: عارف یکی از شخصیت‌های بزرگ جریان اصلاحات است و من بعید می‌دانم فردی وجود داشته باشد که در پی حذف او از این جریان باشد و چنین موضوعی اصلا مطرح نیست، زیرا شخصیت عارف متعلق به این جریان و یکی از سرمایه‌های اصلی این جریان است. در آن کمیته ۹ نفره هم ۴ نفر از سوی سید محمد خاتمی انتخاب شدند و آن ۵ نفر هم گزینش خود احزاب بوده اند؛ حال اینکه او از این موضوع گله دارد یا خیر را نمی‌دانم. اما بعید می‌دانم که علت خاصی برای گله مندی و ناراحتی وجود داشته باشد.

     

     عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره سرانجام شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان هم بیان کرد: طبق تصمیم صورت گرفته مقرر شد پس از تشکیل نهاد اجماع ساز و اطلاع رسانی به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب با توجه به محدودیت عضویت احزاب منحصرا در یک جبهه سیاسی؛ به فعالیت شورای هماهنگی و شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان خاتمه داده شود, البته بدنه اصلی این نهاد همان احزاب عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خواهد بود.

     

    منبع: باشگاه خبرنگاران جوان 

     

     

    اخبار اقتصادی

  • شما نظر بدهید /ریشه اختلافات بین اصلاح‌طلبان کجاست و آیا ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟

    شما نظر بدهید /ریشه اختلافات بین اصلاح‌طلبان کجاست و آیا ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟

    به گزارش خبرآنلاین، اختلافات در جریان اصلاحات هر روز وارد فاز جدیدی می شود، اختلافاتیی که بخشی از آن به عملکرد شورای عالی سیاستگذاری باز می گردد  که طی چند ماه اخیر گسترده تر هم شده است و برخی اصلاح طلبان از ضرورت بازسازی این جریان از یک سو و طراحی سازوکار راهبری جدید در این جریان سخن می گویند.

    زنگ هشدار برای این جریان آنجا به صدا درآمده که براساس تحلیل ها و ادعاهای تئوریسن ها و چهره های شاخص این جریان، بدنه رأی جریان اصلاحات نیز با ریزش قابل توجهی روبرو شده است.

    در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین از کاربران خود پرسیده است؛«از نگاه شما ریشه اختلافات بین اصلاح طلبان کجاست و چقدر ضرورت بازسازی جریان اصلاحات وجود دارد؟»

    کابران محترم می توانند نظرات خود را در قالب کامنت مطرح کنند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • میرلوحی: مگر ما اصلاح‌طلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه می‌کرد

    میرلوحی: مگر ما اصلاح‌طلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه می‌کرد

    میرلوحی: مگر ما اصلاح‌طلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه می‌کرد

     

    محمود میرلوحی، فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای شهر تهران، در گفتگویی با خبرآنلاین، با اشاره به ارائه لیست انتخاباتی توسط احزاب اصلاح طلب و عدم حمایت رئیس دولت اصلاحات از آن لیست ها گفت: اصلاحات باید اولا سازمان خود را منسجم کند که البته به نظر ما منسجم است. اینکه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گوید ما شرکت نمی کنیم و لیست نمی دهیم اما احزاب می توانند لیست بدهند نشانه انسجام جریان اصلاحات بود. برآورد هم درست و دقیق بود. دوستانی مثل آقای کرباسچی و کارگزاران معتقدند اگر آقای خاتمی و دیگران پشت این لیست می آمدند اتفاقات دیگری می افتاد. با این حال دوستانی که نظر دیگری داشتند می گفتند اگر آقای خاتمی هم از لیست حمایت می کردند اتفاقی نمی افتاد و فقط دو درصد آرا بیشتر می شد.

    >>>> در همین رابطه بیشتر بخوانید؛

     میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    وی تصریح کرد: در بعضی جاها کاندیدا هم بود اما برآورد کارشناسی ما این بود که جامعه و اکثریت رای دهندگان دیگر همراه نمی شوند. بالاخره بعد از ۹۶ حوادثی مثل دی ماه یا آبان ۹۸ رخ داد که نمی شود آنها را نادیده گرفت.ما گلایه ها و شکایات مردم را در هرجایی می شنویم و نمی توانیم این صداها را کتمان کنیم و نشنویم. به این ترتیب اصلاحات به این نتیجه رسید که اگر کنار اکثریت بماند بهتر از این است که به میدان بیاید.

    مگر قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟

    عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان در پاسخ به این سوال که آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییر کند؟، گفت: چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟. همانطور که گفتم با توجه به وضعیت کرونا بعد از انتخابات هنوز فرصتی پیش نیامده که شورای عالی به بحث بنشیند و به این فکر کند که چه باید بکند.

    حامیان پارلمان اصلاحات چه کسانی هستند؟ 

    میرلوحی درباره بحث شکل گیری پارلمان اصلاحات و جایگزینی آن با شورای عالی اصلاح طلبان، خاطر نشان کرد:  واقعیت این است که با این اوضاع کرونایی نمی دانم شرایط کشور به کدام سمت می رود. فعلا که امکان برگزاری هیچ نشستی نیست. بحث پارلمان اصلاحات نکته ای بود که قبلا هم گفته می شد که در واقع باید یک پله بالاتر از جبهه ای که شورای عالی آن را نمایندگی می کرد باشد. در واقع این بحث می خواست عمق و گستره را اضافه کند و به حضور نمایندگان یک شکل نیمه رسمی بدهد. باید منتظر بمانیم و ببینم کرونا تا کی ادامه پیدا می کند.

    وی افزود: کسانی که پارلمان اصلاحات را مطرح می کردند تقریبا همان کسانی بودند که در انتخابات مجلس اخیر لیست معرفی کردند این دوستان هم علی القاعده مفهوم عمق و گستره بیشتر کمتر مورد توجهشان بود. اینها بیشتر در نقد شورای عالی چنین بحثی را مطرح می کردند. در صورتی که نمی توان از بالا بگوییم بیایید دور هم جمع شویم.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    میرلوحی: اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰، کاندیدای قرضی و اجاره‌ای ندارند

    کیاوش حافظی: «دیگر کاندیدا استقراض و اجاره نمی کنیم»؛ محمود میرلوحی فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای شهر تهران، پیام اصلاح طلبان در انتخابات دوم اسفند ۹۸ را این می داند که اصلاح طلبان از این به بعد فقط کاندیدای اختصاصی خود را به صحنه خواهند آورد و گرنه به تعبیر او دنبال اجاره و استقراض کاندیدا نخواهند بود.

    به گفته میرلوحی، این رفتار اصلاح طلبان در انتخابات گذشته که برخلاف گذشته از هیچ لیستی حمایت نکردند اما احزاب را برای لیست معرفی کردن آزاد گذاشتند رفتار سیاسی منسجمی بود.

    تعبیر او از این اقدام این است که جریان اصلاحات ترجیح داد در کنار اکثریت مردم بایستد تا وارد صحنه انتخابات شود. در ادامه متن گفت و گوی خبرآنلاین با این فعال سیاسی و عضو شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان را می‌خوانید.

    *****

    آقای میرلوحی! در سال ۹۹ کلید انتخابات ۱۴۰۰ زده خواهد شد. اصلاح طلبان علی رغم سه انتخابات ۹۲، ۹۴ و ۹۶ در انتخابات دوم اسفند موفق نبودند. حتی آقای خاتمی که در دوره های گذشته از لیست های امید حمایت می کردند در این دوره از هیچ لیستی حمایت نکردند. جبهه اصلاحات در سطح کلان هم مثل گذشته به میدان نیامد و حضور این جریان سیاسی در انتخابات به لیست چند تشکل سیاسی محدود شد. با توجه به انتقاداتی که در بین جریان اصلاح طلب به شورای عالی سیاستگذاری وجود دارد آیا این شورا به سبک و سیاق گذشته به فعالیت خود ادامه می دهد یا آنکه برای ادامه حیات جریان اصلاحات، فعالان سیاسی اصلاح طلب باید به فکر چاره دیگری باشند؟

    ما به تازگی انتخابات مجلس یازدهم را پشت سر گذاشتیم. کرونا فرصت نداد که این انتخابات به درستی بحث و تحلیل شود و تقریبا این موضوع فراموش شد. شاید گفت و گو در خصوص سال آتی و انتخابات ۱۴۰۰ یک مقدار در این شرایط بلاتکلیف است. ما شاهد این هستیم که در بعضی کشورها مثل لهستان انتخابات به تعویق افتاد. انتخابات شهرداری های پاریس هم دچار چنین وضعیتی شد. انتخابات ۱۴۰۰ هم مبهم است.

    قیف شورای نگهبان در انتخابات مجلس تنگ تر شد

    با این حال ما فکر می کنیم باید به بحث هایی برگردیم که جریان اصلاح طلب در آغاز سال ۹۸ با موضوع انتخابات مطرح کرد؛ بحث ها این بود که مجموعه شرایط بین المللی و شرایط داخلی کشور اقتضا می کند که یک گفت و گوی ملی شکل بگیرد و بخش های مختلف سیاسی کشور با هم تعامل و نشست داشته باشند تا مجلس قدرتمندی که برآمده از همه نیروها و دیدگاه های ملی و بخش های مختلف جامعه ایرانی است روی کار بیاید و بتواند چالش های مهم فراروی اقتصاد، اشتغال، آب و … که در زندگی مردم وجود دارد را حل کند. اما به پیشنهادات ما اعتنایی نشد و شورای نگهبان با همان دست فرمان خود حرکت کرد و انتخابات مجلسی برگزار شد که اگر بعد از سال ۸۸ حتی در مجلس نهم تعدادی اصلاح طلب مثل آقای مطهری، تابش و … حضور داشتند این بار قیف شورای نگهبان آنقدر تنگ شد که این افراد هم بیرون ماندند.

    تنها چیزی که می شود گفت این است که اگر آن موقع گوش شنوایی نبود الان با وضعیت فعلی و بحران ها موفقیت و پیشرفت و حل مسائل داخلی و خارجی که وجود دارد از عهده هرجناحی به تنهایی خارج است. به ویژه الان بخش قابل توجهی از معتدلین جریان اصولگرا هم از ورود به مجلس منع شدند. با این حال بعد از انتخابات هم درگیر موضوع کرونا شدیم و به این ترتیب نه برای برندگان انتخابات و و نه برای منتقدین و جریان اصلاحات فرصتی پیش نیامد که صحبتی بکنند.

    بین جریان اصلاحات و رای دهندگانش شکاف ایجاد شده است

    شما به رد صلاحیت ها اشاره می کنید. فکر نمی کنید بخش از دلیل نبود اصلاح طلبان در مجلس به این برمی گردد که بین جریان اصلاح طلب و بدنه اجتماعی رای او شکاف و بی اعتمادی وسیعی به وجود آمد؟

    بله بین جریان اصلاحات و رای دهندگان شکاف ایجاد شده است. این شکاف را شما در اعلام پشیمانی از رای به آقای روحانی می بینید. فارغ از اینکه این میزان پشیمانی چقدر بود اما به هرحال این صداها شنیده شد. ما مرتبا گفته ایم که اگر این رای ها از اصلاحات و آقای روحانی پس گرفته شد به سمت جریان رقیب نمی رود.

    انتخابات هم نشان داد که همینطور است. بحث ما این است که اصلاحات کنار اکثریت ایستاد. اما بعضی عده ای هستند که می گویند شما بیخود می گویید کنار اکثریت ایستاده اید. اکثریت اصلا کاری با شما ندارد. اگر هم چنین چیزی وجود داشته باشد نمی دانم بیان آن چه نفعی برای طرفداران نظارت استصوابی شورای نگهبان وجود دارد. اما به هرحال مشخص شد که اکثریت روش آنها را نمی پذیرد. اگر رای مردم را کانالیزه کنیم می توانیم معنای آن را مشاهده کنیم.

    اگر خاتمی از لیست اصلاح طلبان حمایت می کرد هم اتفاقی نمی افتاد

    با وضعیتی که تشریح می کنید چاره را در چه می بینید؟

    اصلاحات باید اولا سازمان خود را منسجم کند که البته به نظر ما منسجم است. اینکه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گوید ما شرکت نمی کنیم و لیست نمی دهیم اما احزاب می توانند لیست بدهند نشانه انسجام جریان اصلاحات بود. برآورد هم درست و دقیق بود. دوستانی مثل آقای کرباسچی و کارگزاران معتقدند اگر آقای خاتمی و دیگران پشت این لیست می آمدند اتفاقات دیگری می افتاد. با این حال دوستانی که نظر دیگری داشتند می گفتند اگر آقای خاتمی هم از لیست حمایت می کردند اتفاقی نمی افتاد و فقط دو درصد آرا بیشتر می شد.

    در واقع آنگونه که می گویید اصلاح طلبان به صورت منسجم حضور نداشته باشند ولو آنکه اصلا اصلاح طلبان در مجلس نباشند؟
    نه اینطور نیست. در بعضی جاها کاندیدا هم بود. مثلا آقای شکوری راد از تهران تا قزوین که چند نفر از اصلاح طلبان کاندیدا بودند رفتند که رای دهند و در انتخابات شرکت کنند. اما برآورد کارشناسی ما این بود که جامعه و اکثریت رای دهندگان دیگر همراه نمی شوند. بالاخره بعد از ۹۶ حوادثی مثل دی ماه یا آبان ۹۸ رخ داد که نمی شود آنها را نادیده گرفت. مردم فکر می کردند با آمدن آقای روحانی و جریان اصلاحات مسائل آنها حل می شود، آنها برجام را دیده بودند و فکر می کردند که فرصتی برای حل مشکلات اقتصادی، تحریم ها و … است. اما دیدند که این ها هم افاقه نکرد و مسائل حل نشد.ما گلایه ها و شکایات مردم را در هرجایی می شنویم و نمی توانیم این صداها را کتمان کنیم و نشنویم. به این ترتیب اصلاحات به این نتیجه رسید که اگر کنار اکثریت بماند بهتر از این است که به میدان بیاید.

    اصلاح طلبان در انتخابات اسفند کنار نایستاد، بلکه کنار اکثریت مردم بود

    آقای میرلوحی شما می گویید اصلاحات خواست در کنار اکثریت بماند. اما در واقع شاید بتوان گفت اصلاح طلبان کنار ایستاده اند نه کنار اکثریت …

    نه کنار نبودند. شورای عالی ایستاده بود. در استان هایی که افرادی بوده اند با حضور آنها مخالفتی نکرده است اما دیگر نمی تواند لیست بدهد. مگر می شود شما دست و پای کسی را ببندید و او را داخل استخر بیندازید و به او بگویید شنا کن؟ وقتی در طول سه سال گذشته از سوی نیروهای خودمان به خاطر لیست امید و فراکسیون امید نقد می شویم دوباره لیست بدهیم؟

    دستگاه های نظارتی فضا را در انتخابات ۱۴۰۰ باز بگذارند

    اگر هم دوباره امکان تشکیل فراکسیون امید بود شورای عالی مجاز نبود لیست بدهد چرا که به خاطر عملکردش مورد نقد بود، هرچند چنین امکانی هم فراهم نبود و افرادی مثل آقای صادقی، مطهری، میرزایی نکو و … هم رد صلاحیت شدند. در واقع از ۳۰ نفری که سال ۹۴ با وجود همه شرایط تایید صلاحیت شده بودند ۱۸ نفر رد صلاحیت شدند. ما در این که این ۱۸ نفر مثل آقای صادقی و مطهری نه مساله اخلاقی دارند و نه مسائل مالی شکی نداریم. ما می دانیم حرفشان این است که اگر کسی نظرش مخالف رای و نظر ما باشد نمی گذاریم بیاید. الان می گوییم برای ۱۴۰۰ نباید چنین کاری بکنند، بلکه باید فضا را باز بگذارند …

    شورای نگهبان باید بپذیرد اصلاح طلب واقعی وارد انتخابات ۱۴۰۰ شود

    فکر می کنید در این یک سال باقی مانده بدنه اصلاح طلبان دوباره سمت این جریان برمی گردد؟

    اگر جریان اصلاحات بتواند وسط بیاید و فردی را بیاورد که حرف هایی بزند و پایش هم بایستد بله. البته آقای روحانی هم در بخش هایی ایستاد. این کاندیدا باید بگوید اگر من گفتم نهادهای خصولتی و … مثل ستاد اجرایی، آستان قدس و قرارگاه خاتم که مالیات نمی دهد را مجبور به دادن مالیات می کنم و قانون را اصلاح می کنم یا در دنیا تنش زدایی را پیش می گیرم باید پای آن بایستم. آقای روحانی از کجا بیشتر مورد اعتراض است؟ بخشی از آن به ترامپ برمی گردد اما مسائل داخلی ما کم نیست. دولت و مجلس می توانستند تصمیماتی بگیرند اما نگرفتند. دولت می توانست در نصب وزرا دست کم به بخشی از رویکرد رای مردم اعتنا کند. از بحث اقوام می توانست کارهایی بکند اما نکرد.

    اصلاح طلبان نباید دوباره کاندیدا استقراض و اجاره کنند

    شورای نگهبان بپذیرد که اصلاح طلب واقعی وارد صحنه شود، نه اینکه ما از جناح مقابل دوباره کاندیدا استقراض کنیم. ما نمی توانیم کاندیدا اجاره کنیم. ما می گوییم شرایط کشور و مسیری که به پیش می رود دیگر مسیر بازگشت به سیاست های قبل از ۹۲ نیست. فضای دموکراسی، رعایت حقوق اساسی مردم و نقش مجلس باید به رسمیت شناخته شود. نمی شود مجلس در وضعیت فعلی باشد.

    مگر قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟

    آقای میرلوحی بخشی از وضعیت این مجلس به عملکرد آقای عارف و فراکسیون امید برمی گردد. آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییر کند؟ 

    چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟

    پس قرار است در راس شورای عالی تغییری صورت بگیرد؟

    همانطور که گفتم با توجه به وضعیت کرونا بعد از انتخابات هنوز فرصتی پیش نیامده که شورای عالی به بحث بنشیند و به این فکر کند که چه باید بکند.

    جریان اصلاحات پای کار سیاست و انتخابات است اما…

    اراده برای تغییر وجود دارد؟

    جریان اصلاحات اولا فکر می کند مسئولیتش در خدمت به مردم و کشور است و در این خدشه ای وارد نیست. جریان اصلاحات همواره به رغم جفاهایی که در حقش شد گفته که من پای صندوق رای هستم. همانطور که مشاهده کردید آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرد. ما مرتب اعلام کردیم انتخابات را تحریم نمی کنیم اما لیست هم نمی توانیم بدهیم. لیست دادن نیازمند شرایطی است؛ بالاخره مفهوم انتخابات باید حفظ شود اما متاسفانه نشد. همین امروز در جلسه مجازی شورای مرکزی حزب اتحاد بحث هایی وجود داشت و دوستان از انتخابات صحبت می کردند. بالاخره سال ۹۹ سال ورود به انتخابات و بحث های سیاسی است. بله چنین بحث هایی مطرح خواهد شد و مد نظر قرار خواهد بود. من می توانم از قرائن و سوابق بگویم جریان اصلاحات پای کار، پای سیاست و پای انتخابات هست.

    وقتی انتخابات را تحریم نمی کنیم یعنی به رویکردهای حاکمیت توجه داریم

    تغییری که گفتید ممکن است به وجود بیاید فقط در چهره های شورای عالی سیاستگذاری خواهد بود یا آنکه در نوع ساز و کار هم اتفاق خواهد افتاد؟

    همانطور که گفتم وقتی شورای عالی دست کم این تلقی را دارد که در کنار اکثریت ایستاده هر گونه اصلاح ساختار، اصلاح روش و رویکرد میسر است. البته می شود پیش بینی کرد که این تغییر باید به سمت مطالبات مردم باشد. ما این را قبلا هم گفته ایم که جریان اصلاحات باید لولای حاکمیت و مردم باشد. شاید دوستانی که دست فرمان انتخابات و نظارت استصوابی دست آنها بود اینگونه فکر می کردند که اصلاحات هرکاری کند مجبور است به میدان بیاید، اما دیدند که اینگونه نیست و اصلاحات هیچ اجباری برای به میدان آمدن ندارد و این جریان کنار مردم می ماند. جریان اصلاحات دوست دارد که لولا باشد و هم مطالبات جامعه و مردم را ببیند و هم به حفظ نظام و ساختار کلی کشور توجه داشته باشد. همین که انتخابات را تحریم نمی کند یعنی به رویکردهای حاکمیت توجه دارد و از طرف دیگر وقتی می بینیم اصلاحات نمی تواند لیست بدهد باید به مطالبات مردم پاسخ گو باشد. علی القاعده در آینده هم همین رویکرد باید ادامه پیدا کند یعنی هم بتواند مطالبات مردم را نمایندگی کند و هم بتواند در حفظ نظام تلاش کند.

    طی سالهای گذشته از ساز و کارهای مختلفی برای جریان اصلاحات صحبت می شد. یکی از بحث هایی که سالهاست مطرح می شود بحث پارلمان اصلاحات است. آیا ممکن است در یک سال باقی مانده تا انتخابات چنین ساز و کارهایی تشکیل شود و یا جایگزین شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان شود؟

    واقعیت این است که با این اوضاع کرونایی نمی دانم شرایط کشور به کدام سمت می رود. فعلا که امکان برگزاری هیچ نشستی نیست. بحث پارلمان اصلاحات نکته ای بود که قبلا هم گفته می شد که در واقع باید یک پله بالاتر از جبهه ای که شورای عالی آن را نمایندگی می کرد باشد. در واقع این بحث می خواست عمق و گستره را اضافه کند و به حضور نمایندگان یک شکل نیمه رسمی بدهد. باید منتظر بمانیم و ببینم کرونا تا کی ادامه پیدا می کند.

    حامیان پارلمان اصلاحات چه کسانی هستند؟ 

    کسانی که پارلمان اصلاحات را مطرح می کردند تقریبا همان کسانی بودند که در انتخابات مجلس اخیر لیست معرفی کردند این دوستان هم علی القاعده مفهوم عمق و گستره بیشتر کمتر مورد توجهشان بود. اینها بیشتر در نقد شورای عالی چنین بحثی را مطرح می کردند. در صورتی که نمی توان از بالا بگوییم بیایید دور هم جمع شویم.

    اگر ما الان می گوییم جبهه ای حرکت کردیم و بر اساس اقتضای شرایط کشور به صورت جبهه ای حرکت می کنیم که هم احزاب رسمی و هم شخصیت های موثر و با نفوذ فعالیت کنند باید به آن وجهه رسمی داد. این مسائل مستلزم اقدامات و فرآیندهایی است که با چیزی که عرض کردم و دوستانی که در انتخابات تهران لیست دادند متفاوت است. بعضی دوستان فکر می کردند که می شود به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات عمق داد. در صورتی که مشخص بود اگر این ظرفیت وجود داشت به شورای عالی منجر نمی شد.

    همانطور که ما در ارتباط با فضای سیاسی کشور می گوییم نمی توان به عقب برگشت به این دوستان هم می شود اینگونه پیشنهاد داد که نمی شود به عقب برگشت، بلکه باید از شورای عالی اصلاح طلبان دو گام جلوتر رفت. باید در واقع به صورت پلکانی و سلسله مراتبی در شهرستان و استان فعالیت کرد و این مستلزم ساز و کارهای گسترده ای است که نمی دانم آیا امسال با شرایط کرونایی چقدر فراهم است.

    اگر شرایط به همین گونه پیش برود فکر می کنید باید برای انتخابات ریاست جمهوری از مدل فردی رهبر در این جریان استفاده کرد؟ در واقع چهره هایی مثل آقای خاتمی یا … که تاثیرگذار هستند وارد شوند؟

    علی القاعده باید مثل دو دوره گذشته که شورای عالی گروه کارشناسی تشکیل داد و مسائل را آسیب شناسی و بررسی کرد بنشینیم و مسائل را بررسی کنیم. اما هنوز وارد این بحث ها نشدیم. علی القاعده شورای عالی باید ولو به صورت مجازی جلساتش را برگزار و یک ارزیابی از مسائل داشته باشد. شاید مثل دوره گذشته یک کارگروهی تشکیل شود و گزارشی ارائه شود تا بتوان وضعیت شورای عالی و انتخابات آینده را برآورد کرد.

    پیام انتخابات ۹۸ این بود که اصلاح طلبان قطعا نیروهای خودش را به میدان می آورد

    اساسا اصلاح طلبان در شرایط فعلی اصلا مایل به معرفی کاندیدا هستند؟

    همانطور که عرض کردم پیام انتخاباتی ۹۸ اصلاح طلبان این بود که قطعا نیروهای خاص خودش را به میدان می آورد.

    یعنی دیگر از میانه روها استفاده نخواهد شد؟

    پیام همین بود. اگر این کار شدنی بود در انتخابات مجلس می شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • فروپاشی آغاز شد/ انقضای تاریخ مصرف شورای‌عالی اصلاح‌طلبان

    فروپاشی آغاز شد/ انقضای تاریخ مصرف شورای‌عالی اصلاح‌طلبان

    فروپاشی آغاز شد/ انقضای تاریخ مصرف شورای‌عالی اصلاح‌طلبان

    به گزارش خبرآنلاین، روزگار سخت و تلخ اصلاح‌طلبان چیزی نبود که یکباره سرشان هوار شود. بعد از اتفاقات ریز و درشت سال ۸۸ و چهار سال انزوای کامل دوباره اقبال  عمومی در سال ۹۲ نصیبشان شد و این اقبال در سال ۹۴ هم با آنها همراه شد تا آنجا که با وجود ردصلاحیت‌های گسترده کاندیداهای اصلاح‌طلب لیست امید از درون اردوگاه‌ چپ بیرون آمد و با مشارکت ۶۰ درصدی مردم اکثریت این لیست بر کرسی‌های مجلس دهم تکیه زدند. در همان انتخابات بود که شورایعالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان متولد شد و بعد از بستن لیست امید و راهی کردن نمایندگانش به پارلمان ادامه حیات داد تا هماهنگی‌ها برای ائتلاف اصولگرایان و اصلاح‌طلبان را به پیش ببرد و راه را برای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین مجلس شورای شهر هموار کند.

    اما درست بعد از آخرین پیروزی‌شان در سال ۹۶ و به دست آوردن سکان قوه مجریه و شوراهای شهر و روستا روند نزولی آنها هم شروع شد و حالا این روند نزولی به جایی رسیده است که نه تنها در نتیجه اتفاقات یازدهمین انتخابات مجلس عملا آخرین سوهای اصلاحات نیز خاموش شد بلکه کم کم با کناره‌گیری چهره‌های شناخته شده از این شورا، می‌توان گفت که این ائتلاف در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است.

    استعفای پرحاشیه

    درست وقتی بعداز انتخابات مجلس یازدهم سکوت مرگبار بر شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان حاکم شده بود خبر استعفای موسوی لاری از اعضای حقیقی این شورا مانند یک بمب خبری  بود تا گمانه‌زنی‌ها درباره اصلاح‌طلبان و آخر و عاقبت آنها بیشتر شود. هر چند موسوی لاری در نامه‌ای که به عارف نوشته بود  دلیل کناره گیری خود را مشکلات و ضعف جسمانی معرفی کرد اما درباره بازنگری در جریان اصلاحات صحبت‌ کرده بود و این نشان می‌داد که ماجرای استعفای موسوی لاری چندان هم بی‌ارتباط با انتقادات و دلخوری‌های اخیر نباشد.

    شهین دخت مولاوردی از اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری در این رابطه به ایرنا گفته است: ««با توجه به شرایط موجود شورا هنوز در این زمینه جلسه ای برگزار نکرده و تا برگزار شدن چنین جلسه‌ای نمی‌توان اظهارنظری کرد. بحث تغییر ساختار، ادامه حیات شورا و نحوه عملکرد آن با توجه به احزاب و ساختارها بحث‌های کلی هستند که همواره در جلسات شورا مورد بررسی قرار گرفته اما هنوز جلسه ای برگزار نشده و موضوعی هم قطعی نشده است»

    فروپاشی آغاز شد/ انقضای تاریخ مصرف شورای‌عالی اصلاح‌طلبان
    فروپاشی آغاز شد/ انقضای تاریخ مصرف شورای‌عالی اصلاح‌طلبان

    آذر منصوری از اعضا و سخنگوی شورای عالی سیاست‌گذاری نیز پاسخی مشابه مولاوردی می‌دهد و می‌گوید هنوز بحثی درباره این استعفا صورت نگرفته و حزب اتحاد ملت هم در این زمینه به جمع بندی نرسیده است. پاسخ دیگر اعضای شورای عالی درباره آینده این نهاد و دلایل استعفا هم کماکان مشابه دبیران شورا است.»

    پشت پرده یک استعفای ناگهانی

    یدالله طاهرنژاد عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران که نماینده این حزب در شورای عالی سیاست‌گذاری بود و از این شورا کناره گیری کرد درباره استعفای نائب رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری روایتی دیگر دارد و می‌گوید: برداشت شخصی من این است که نائب رییس شورای عالی نمی‌خواست خیلی واضح دلیل استعفایش را قانون جدید فعالیت احزاب اعلام کند، ولی واقعیت این است که ترکیب شورای‌عالی سیاست‌گذاری جبهه اصلاحات به سمتی می‌رود که همه اعضای آن اشخاص حقوقی (نمایندگان احزاب) باشند.

    وی در پاسخ به این پرسش که عده‌ای از اصلاح‌طلبان معتقدند حزب کارگزاران درشرایط پیش آمده برای شورای‌عالی تا حدودی مقصر است،گفت: کارگزاران بیشترین همراهی را با شورای‌عالی داشته است، زمانی که به عنوان رییس کمیته استان‌های این شورا انتخاب شدم و به دلایلی کناره‌گیری کردم، بلافاصله حزب کارگزاران علیرضا سیاسی را به جای من معرفی کرد، این دلیلی بر همکاری حزب ما با شورای‌عالی است.

    نماینده دوره پنجم مجلس شورای اسلامی یادآورشد: حزب کارگزاران سازندگی درانتخابات یازدهمین دوره مجلس تمام تلاش خود را به کار گرفت که از شورای‌عالی سیاست‌گذاری تصمیمی مهم خارج شود،وقتی این مهم انجام نشد کارگزاران در زمینه ارائه لیست مستقل راسا اقدام کرد و همچنان معتقدیم در چارچوب شورای‌عالی و کار جمعی است که اصلاح‌طلبان بیشتر می‌توانند در عرصه سیاسی کشور نقش‌آفرین باشند.

    طاهرنژاد، شورای عالی سیاست‌گذاری را مسئول نرسیدن اصلاح‌طلبان به تصمیم واحد در انتخابات مجلس عنوان و خاطرنشان کرد: این شورا باید این مسئولیت را بپذیرد و به تاریخ پاسخگو باشد. بنابراین اصلاح‌طلبان به اصلاح ساختار و شورای مذکور به خانه‌تکانی نیاز دارند.

    انقضای تاریخ مصرف شعسا

    «شعسا» یا همان شورای عالی سیاست‌گذاری که سال ۹۴ فقط به منظور هماهنگی و ائتلاف میان اصلاح‌طلبان و اعتدال گرایان روی کار آمد در میانه راه دچار آفت شد که برخی این آفت را متوجه مدیریت محمدرضا عارف و انفعال آن می‌دانستند و برخی هم مانند منتجب‌نیا، کواکبیان، حسین کمالی و …تاریخ مصرف این شورا را منقضی می‌دانستند و پیش از انتخابات سال ۹۶ صحبت از تشکیل ساختاری دیگر به میان آمد تا جامع‌تر و کامل تر از شورای عالی باشد اما در نهایت این اتفاق نیفتاد و اصرار برای ادامه کژدار و مریز شورا کار را به آنجا رساند که در جریان بستن لیست اصلاح‌طلبان برای شوراهای شهر انتقادات و اختلافات به اوج خود رسید و در این میان صحبت های زیادی از لابی‌ها برای برخی افراد به گوش رسید.

    اما این پایان ماجرای بی‌اعتبار شدن شورای عالی نبود. با نزدیک شدن به یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی طرح «سرا» برای معرفی کاندیداها این دوره از مجلس رونمایی شد طرحی که از همان ابتدا میان اعضا به یک نقطه اختلاف تبدیل شد و احزابی مانند کارگزاران، اعتمادملی و … آن را طرحی به نفع حزب اتحاد ملت و طیف نزدیک به عارف تفسیر کردند و بعد به طور کلی از دستور خارج شد.

    از سوی دیگر محمدرضا عارف که خود در کنار دیگر بزرگان اصلاح طلبان دعوت به حضور چهره های شاخص در عرصه انتخابات کرده بود بدون هماهنگی با دیگر اعضای شورای عالی وارد میدان نشد تا شوکی غافلگیرانه به این شورا وارد کند و البته چشم انتظار انتخابات ۱۴۰۰ بماند.

    تیر آخر خلاص را آنجا شورای عالی سیاست گذاری اصلاح‌طلبان شلیک کرد که تصمیمش بر عدم ارائه لیست در انتخابات قرار گرفت، تصمیمی که مورد حمایت همه اصلاح طلبان قرار نگرفت و  با وجود آنکه این شورا اعلام کرد لیستی در انتخابات نخواهد داشت  اما تعدادی از احزاب با یکدیگر ائتلاف کردند و برای انتخابات سه لیست از اردوگاه اصلاح‌طلبان بیرون آمد که آن هم چندان بخت و اقبالی نداشت.

    حالا می‌توان تصور کرد که بعد از انتقادات تند برخی سیاسیون و جدا شدن آنها در همان آغاز کار و کناره گیری افرادی مانند مرعشی، مصطفی معین و … به بهانه باز شدن راه برای حضور دیگران و حالا استعفای موسوی لاری نمی‌تواند بی‌ارتباط با پایان تاریخ مصرف شورای عالی سیاست‌گذاری و فاصله گرفتن از عارفی که انتقادات به او کم نیست، باشد.

    عبدالله ناصری در همین رابطه گفته بود: «عمر شورای سیاست گذاری با این ساختار و ماهیت و مدیریت تمام شد؛ تاکید می‌کنم هم در شکل و هم در محتوا کار این شورا تمام است؛ یعنی اگر شکل این مجموعه هم عوض شود، مدیریت و فرم آن هم تغییر کند، شورایی که یک سر آن صادق نوروزی و شکوری راد باشد و سر دیگر آن کواکبیان و حسین کمالی اساساً این ساختار نمی‌تواند هیچ کاری را پیش ببرد.»

    «محمود میرلوحی» نیز در واکنش به انتقاداتی که از عملکرد شخص محمدرضا عارف میان اصلاح طلبان وجود دارد در پاسخ به این پرسش که آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییرکند؟ به خبرآنلاین می گوید «چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟»

      پایان ماجرا ؟

    ریزش سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان آغاز شده است، آنهم نه بعد از انتخابات ۹۸ که حتی پیشتر و در نتیجه عملکرد منفعل اصلاح طلبان در نهادهای قدرت که تا پای شعار اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا هم پیش رفت و حالا انتخابات ۹۸ به نوعی مهر تایید بر این ریزش رای و ایجاد فاصله و شکاف بین جریان اصلاحات و بدنه رایش بود.

    از همان زمان نیز صداهایی درباره بازنگری و اصلاح در جریان اصلاحات به گوش می رسید، از نامه جوانان اصلاح‌طلب گرفته تا هشدار نخبگان و تئوریسین‌هایی مانند سعید حجاریان و محمدرضا تاجیک اما چندان گوش شنوایی برای شنیدن این هشدارها نبود. انتقادات نسبت به این جریان انچنان شدت گرفت و ریزش سرمایه اجتماعی ادامه پیدا کرد که در جریان انتخابات مجلس یازدهم سید محمد خاتمی اعلام کرد در این انتخابات «تَکرار» او هم مردم را پای صندوق های رای نمی‌آورد. در همین انتخابات چهره‌ها و شخصیت های سیاسی اصلاح‌طلب هم دیگر امیدی برای شرکت در انتخابات نداشتند و حالا انتقادات و اختلافات درونی و بیرونی اصلاح‌طلبان آنقدر اوج گرفته است که شاید بتوان گفت اگر اصلاحی در آن صورت نگیرد هر لحظه باید شاهد فروریختن سازه‌های اصلاحات باشیم.

    ۲۳ / ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • محمدرضا عارف استعفا داده است؟

    محمدرضا عارف استعفا داده است؟

    محمدرضا عارف استعفا داده است؟

    احمد شریف عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان درباره استعفای موسوی لاری گفت: بعد از انتخابات مجلس هیچ جلسه‌ای در شورای عالی تشکیل نشده و از همین رو به طور رسمی استعفای ایشان مطرح نشده است؛ علاوه بر این هنوز سازوکار ادامه فعالیت شورای عالی مشخص نیست که آیا طبق روند قبلی قرار هست ادامه دار شود یا خیر؛ زیرا طبق آیین نامه‌ای که تنظیم شده بود یک زمان دوساله برای ساختار کنونی شورای عالی اصلاح طلبان پیش بینی شده که البته آن دوسال هنوز تمام نشده است.

    او ادامه داد: درباره موضوع استعفای آقای موسوی لاری هم طبعا باید جلسه‌ای تشکیل شده و در این باره صحبت شود. این شایعه‌ای هم که درباره استعفای محمدرضا عارف مطرح شده کذب است و چنین مطلبی نه جایی عنوان شده و نه حقیقت دارد.

    شریف علت استعفای موسوی لاری را اینگونه تشریح کرد: دلیل اصلی استعفای او  مشکلات جسمی عنوان شده؛ البته من امروز خبری دیدم مبنی بر اینکه ممکن است استعفایش به دلیل پیام کمیسیون ماده ۱۰ باشد که طی آن تمام ائتلاف‌ها باید از اعضای حقوقی تشکیل شوند.

    محمدرضا عارف استعفا داده است؟
    محمدرضا عارف استعفا داده است؟

    عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گفت: یک موضوع دیگه هم اینجا حائز اهمیت است مبنی بر اینکه طبق قانون جدید احزاب هر حزبی می‌تواند صرفا در یک جبهه حضور داشته باشد و الان اکثر اعضای اصلاح طلب حداکثر در دو جبهه حضور دارند، یکی شورای عالی جبهه اصلاح طلبان و دیگری هم شورای عالی سیاستگذاری جریان اصلاحات است که در زمان انتخابات عنوان می‌شد که یک فرصت دو ماهه کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به تمام احزاب خواهد داد تا تکلیف خودشان را مشخص کنند؛ البته این محدود به اصلاح طلبان نمی‌شود و بسیاری از اصولگراها هم همین مشکل را دارند.

    دبیرکل حزب همبستگی افزود: اگرچه بیماری کرونا باعث شد این ضرب الاجل کمرنگ شود، اما در آینده ممکن است کمیسیون ماده ۱۰ این الزام را ایجاد کند که احزاب صرفا در یکی از این جمع‌ها حضور داشته باشند حال تا آن زمان باید این تصمیم گیری انجام شود که شورای عالی ادامه پیدا کند یا شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان.

    او همچنین با اشاره به صحبت‌های عبدالله ناصری مبنی بر تغییر استراتژی اصلاح طلبان گقت: مدیریت در جبهه‌های سیاسی در هر زمانی اقتضائات خاص خودش را دارد و من هم با صحبت ایشان موافقم که اصلاح طلبان باید تغییر استراتژی و راهبرد دهند؛ قبلا شاید این تغییرات محدود می‌شد به یک سری تاکتیک ها، ولی الان باتوجه به یکسری اتفاقاتی که در جریان انتخابات مجلس افتاده و تا حدودی تضعیف شدن ارتباط بین راس و بدنه آن، تغییر استراتژی برای انتخابات ۱۴۰۰ و اقدامات مربوط به آن ممکن است نتیجه بخش باشد.

    شریف در تشریح این تغییر بیان کرد:  هم در مورد انتخابات ریاست جمهوری و هم شورای شهر حتما باید در استراتژی خودمان تغییراتی ایجاد شود؛ البته استراتژی وقتی تغییر کند ساختار خاص خود را می‌طلبد که از آن استراتژی که تهیه شده و همین امر هم ممکن است تغییرات بسیاری در ساختارهای کلی ایجاد کند. البته این تغییرات باید به بحث گذاشته شود، اما در کل روش‌های سابق طبعا جواب‌گو نبوده که ما در انتخابات نتوانستیم نتیجه لازم را بگیریم.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد صریح از نوچه‌پروری و پدرسالاری در جریان اصلاحات /اصلاح‌طلبی نیازمند کن‌فیکون است /مردم نمی‌دانند به چه ساز اصلاح‌طلبان برقصند

    انتقاد صریح از نوچه‌پروری و پدرسالاری در جریان اصلاحات /اصلاح‌طلبی نیازمند کن‌فیکون است /مردم نمی‌دانند به چه ساز اصلاح‌طلبان برقصند

    انتقاد صریح از نوچه‌پروری و پدرسالاری در جریان اصلاحات /اصلاح‌طلبی نیازمند کن‌فیکون است /مردم نمی‌دانند به چه ساز اصلاح‌طلبان برقصند

    عبدالکریم حسین‌زاده، نایب رییس فراکسیون امید مجلس با بیان اینکه عمر سیاسی احزاب اصلاح طلب با توجه به ظرفیت‌ها و نیازهای موجود به اتمام رسیده، بر ضرورت نوسازی سیاسی در این زمینه تاکید کرده و می‌گوید: نوعی پدرسالاری کشنده و روابط ناسالم مبتنی بر نوچه پروری و سایر دافعه‌ها باعث شد از احزاب موجود دوری کنیم و به این نتیجه برسیم که این احزاب و نه فعالیت حزبی اتفاقا از موانع اصلاح طلبی در ایران هستند و در رنجاندن پایگاه اجتماعی و از دست رفتن باورها به اصلاح طلبی تاثیرگذارند.

    او در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون آسیب شناسی فعالیت های شورای عالی اصلاح طلبان،  بحران های به وجود آمده در شورا و … پرداخته است که بخشی از را در ادامه می خوانید.

    باتوجه به استعفای آقای موسوی لاری از نائب رئیسی شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان و همچنین نتیجه انتخابات مجلس یازدهم چقدر لازم است که از این فرصت برای آسیب شناسی فعالیت‌های شورای سیاست گذاری استفاده شود؟

    به نظرم از طرف اصلاح طلبان این آسیب شناسی باید خیلی زودتر -و نه تنها معطوف به انتخابات که معطوف به ارتباط با پایگاه اجتماعی و آسیب شناسی عملکردها پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و چند انتخابات دیگر- انجام می‌شد و رویه‌های اصلاحی در نظر گرفته می‌شد اما متاسفانه اصلاح‌طلبان به خواب غفلت عمیقی فرو رفتند و دچار همان مشکل قدیمی شدند که گویا جامعه و به طور ویژه پایگاه اجتماعی آنها اعم از طبقه متوسط و اقشار مختلف همیشه آنها را با هرنوع رفتار و عملکردی می‌خواهد.

    واقعیت اما این است که در حوزه سیاست بین بازیگران سیاسی با جامعه نوعی تبادل و بده و بستان برقرار است به این معنا مردمی که رای خودشان را خرج اصلاح طلبان و اصلاحات می‌کنند ما به ازای آن را که تحقق وعده‌ها یا دست کم عملکرد قابل توجیه است، طلب می‌کنند اما متاسفانه بازیگران اصلاح‌طلب چه درحوزه اشخاص و چه در حوزه تشکل‌ها تصور می‌کنند جامعه مجبور به انتخاب آنهاست. یعنی امکان انتخاب جنس دیگر یا رفتار سیاسی دیگری را برای آنها تصور نمی‌کند و به همین دلیل دست به اصلاح محصولات خودش اعم از ایده و بازیگران و عملکردها نمی‌زند. در همین فضاست که یک چهره معروف اصلاح طلب که از قضا باید مصدر اصلاح درونی در این جریان باشد می‌گوید جامعه پس از تجربه اصولگرایان دوباره به اصلاح طلبان بازخواهد گشت. از نظر من این نوع تفکر نهایت سقوط بینش اصلاح‌طلبی است که متاسفانه در برخی از سران اصلاحات هم دیده می‌شود و همین موضوع باعث شده که من به این دوستان عرض کنم در شرایط فعلی اصلاح اصلاحات و اصلاح‌طلبان از این رویه‌ها و تفکرهای ضد اصلاحی اوجب واجبات این جریان و شرط ادامه حیات آن است.

     خود شما به عنوان عضو شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان چه نقدها و آسیب‌هایی را به عملکرد این شورا وارد می‌دانید؟

    پیش از هر چیزی باید به این موضوع اشاره کنم که درک درست از جایگاه و ماموریت این شورا می‌تواند زمینه یک ارزیابی درست از عملکرد آن باشد و به این معنا باید پیش از هرچیزی فلسفه شکل‌گیری و ماموریت آن را بر اساس نیازهای تشکیلاتی و حرکت جمعی سیاسی در میان اصلاح‌طلبان از سال ۹۲ تا امروز با حضور مجموعه بازیگران حقیقی و حقوقی اصلاح طلب در نظر داشت. متاسفانه در درک همین موضوع هم اشکالاتی وجود دارد یعنی برخی دچار تقدس‌مآبی درباره شورای عالی هستند و کمترین نقد را به عملکرد آن وارد می‌دانند و برخی دیگر عملکرد آن را یکجا رد می‌کنند که هر دو غیر واقع‌بینانه است و نسبتی با یک آسیب‌شناسی صریح و رو به جلو ندارد. نگاه من این است که ارزیابی درست از عملکرد شورای عالی اصلاح‌طلبان باید معطوف به نیازهای تشکیلاتی جریان اصلاحات برای هماهنگی عملیاتی بیشتر باشد.

    وقتی به این نیاز توجه می‌شود از یک‌سو می‌توان نتیجه گرفت که رفع این نیاز مهم است نه صرفا ابزاری که آن را برطرف می‌کند پس می توان به ابزارهای بدیل یعنی ابزارهای کارآمدتر فکر کرد و از طرفی دچار آرمان‌گرایی غیرضروری درباره این شورا نشد و نقدهایی فراتر از ظرفیتش به آن وارد نکرد. هر چند که می‌توان آن را به عنوان یک جزء از یک کل به نام اصلاحات هم ارزیابی کرد و نشان داد بعضی نقاط منفی این جزء چگونه به کل سرایت کرده و مهمتر از آن بیشتر نقاط منفی کل یعنی جریان اصلاحات چگونه در این جزء یعنی شورای عالی هم ظهور داشته است. از این منظر و با توجه به آخرین وضعیت شورای عالی اصلاح طلبان می‌توان گفت که این مجموعه از چند منظر و محور دچار بحران شده است که بازسازی زیربنایی یا کنارگذاشتن آن به نفع یک ابزار کارآمدتر را ضروری می کند.

    این بحران‌ها عبارتند از: اول بحران عملکرد که به طور مستقیم به ماموریت این تشکیلات ارتباط دارد. دوم بحران مشروعیت به معنای مقبولیت خودش و تصمیم‌هایش برای اعضا و جامعه و احزاب اصلاح طلب. سوم بحران هویت و شخصیت.

    منظور شما از بحران هویت شورای عالی اصلاح‌طلبان چیست؟

    همانطور که عرض کردم نقاط منفی و ضعف مجموعه اصلاح‌طلبان به اجزاء آن وارد است از جمله همین مشکل بحران هویت. واقعیت این است که جریان اصلاحات به قول معروف خیلی گل و گشاد است و این امکان را به فرصت‌طلبان می‌دهد که در روزهای فرصت سوار قطار آن شوند و سودش را ببرند اما در روزهای پرداخت هزینه به سادگی از آن پیاده شوند. جامعه هم از این نظر در ارتباط با اصلاح طلبان دچار مشکل است و نمی‌داند با کدام ساز آنها باید برقصد. نمادها و ارزش‌ها و به قول معروف خط قرمزهای اصلاح طلبی کدامند و…

    چهره‌هایی مانند آقای محسن صفایی فراهانی اعتقاد داشتند شورای سیاستگذاری بدون مرامنامه است و باید جای خودش را به یک تشکیلاتی با مرامنامه مشخص بدهد.

    اصل حرف چهره‌هایی مانند ایشان به برداشت من این بود که مرامنامه جبهه اصلاح طلبان باید تدوین شود و به نظر من این بحثی فراتر از شورای عالی سیاستگذاری را می‌طلبد. واقعیتش این است که من به تدریج متوجه شدم که شورای عالی در حد همان یک تشکیلات برای هماهنگی انتخاباتی بیشترین کاربرد را داشته و به هر دلیلی نمی‌شود انتظاراتی فراتر از آن داشت.

    با این حساب آیا هیچ امیدواری به آینده شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان وجود دارد؟

    حرف من این است که دلیلی برای تعصب بر دفاع مثبت یا منفی از عملکرد این شورا وجود ندارد. جریان اصلاح طلبی در ایران دچار مشکلات اساسی‌تری است که وضع امروز شورای عالی معلول آنهاست و پرداختن به آنها ضرورت بیشتری دارد از جمله عدم ارتباط ارزشی و هنجاری اصلاح طلبان با پایگاه اجتماعی و از دست دادن قدرت نمایندگی طبقه متوسط یا همان ضعف مرامنامه که اشاره کردید. متاسفانه چند پیروزی انتخاباتی با تکیه بر وضعیت رقیب در جامعه از سال ۹۲ به بعد باعث شد اصلاح طلبان کمتر متوجه ضعف‌های اساسی خودشان باشند. این جریان اصلاح طلبی تا “کن فیکون” نشود و در چهره‌ها، احزاب، ایده و رویه‌های آن تغییرات اساسی ایجاد نشود دیگر توان نقش آفرینی تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور را نخواهد داشت.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین