نمایش جدیدترین دستاوردهای نظامی نیروی زمینی سپاه در حضور سردار سلامی
به گزارش خبرآنلاین به نقل از سپاه نیوز، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) با حضور در نمایشگاه دستاوردهای سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نزسا، از جدیدترین دستاوردهای نیروی زمینی سپاه بازدید کرد.
این دستاوردها پس از احصای نیازمندی های عملیاتی در مراکز تحقیقاتی نیرو و با بهرهگیری از توان جامعه نخبگانی و دانشگاهی کشور از ایده به محصول تبدیل شده است.
نمایش جدیدترین دستاوردهای نظامی نیروی زمینی سپاه در حضور سردار سلامی
جدیدترین دستاوردهای نیروی زمینی سپاه در حوزه جنگ الکترونیک، فاوا، پهپاد و زرهی در بازدید فرمانده کل سپاه از سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه به نمایش درآمد.
سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه و جمعی از معاونین ستاد فرماندهی کل سپاه و نیروی زمینی سرلشکر سلامی را در این بازدید همراهی کردند.
جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه پاسداران، که با حکم شهید بهشتی در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به این سمت منصوب و بعدها سفیر جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان شد، از جمله کسانی است که به واسطه ارتباط و آشنایی با شهید بهشتی از حدود سال ۱۳۴۵، شناخت خوبی از تفکرات و اندیشههای ایشان در حوزههای مختلف دارد، وی در گفتوگویی درباره اهمیت مسئله نظم، تشکیلات و سازماندهی در اندیشه و عمل شهید بهشتی گفت: حوزههای علمیه از قرنهای گذشته تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی نتوانستند براساس انضباط، نظم و برنامه حرکت کنند. در واقع حوزههای علمیه به دلیل اینکه غالباً تحت فشار حکومتها قرار داشتند و در شرایط غیرمعمولی فعالیت میکردند، بینظمی و بیبرنامگی بر آنها تحمیل شده بود. لذا اگر شخصیتی از درون حوزه رشد میکرد که دارای تفکر سیستمی و نظم و برنامه در ابعاد مختلف زندگی بود کاملاً تفاوت او با سایر حوزویان نمایان میشد.
وی افزود: از جمله این شخصیتها شهید آیتالله دکتر بهشتی بود که به دلیل تحصیل در سیستم جدید آموزشی و زندگی در خارج از کشور بدین لحاظ از تربیتیافتگان حوزههای علمیه ما متفاوت بود. ایشان به ویژه از سالهای دهه ۵۰ به عنوان چهره بارز و متفاوتی از روحانیت آن زمان نمایان شدند، به طوری که بیش از هر چیز دیگر به عنوان شخصیتی بابرنامه، منضبط و برخوردار از تفکر سیستمی معرفی شد.
منصوری اظهار کرد: در جریان مبارزات منجر به پیروزی انقلاب، این ویژگیها بسیار اثرگذار بود و به همین خاطر از سال ۱۳۵۶ به بعد، رهبری جریان اجرایی انقلاب به دست ایشان افتاد و این به سبب همان تفکر نظاممند و ذهن برنامهمحور شهید بهشتی بود و دیگران هم برتری مدیریتی ایشان را پذیرفتند.
شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست /واکنش عملی آیتالله به تز «نظم در بی نظمی حوزه علمیه» چه بود؟
اولین فرمانده سپاه بیان کرد: نکته دیگر اینکه ایشان خود را با شرایط موجود در حوزههای علمیه منطبق نکرد. به عبارتی اینگونه نبود که چون حوزهها نظم و برنامه مشخصی نداشت ایشان هم چنین خصلتی به خود بگیرد. اتفاقاً نظم و انضباط و برنامهمحوری را جدیتر از قبل مورد توجه قرار داد و این نشانه اعتماد به نفس بالا و روحیه پیشرفت و تحولخواهیاش بود که باعث شد هضم و جذب شرایط آن روزهای حوزههای علمیه نشود.
وی با بیان اینکه «امام خمینی(ره) هم تا حدود زیادی همین ویژگیها را داشتند»، گفت: ایشان هم از دوران جوانی در حوزههای علمیه به منزله یک شخصیت متفاوت و متمایز با سایرین برجسته و مطرح شد. هر کسی که با زندگی حضرت امام(ره) آشنا باشد میداند که از همان زمان بسیاری از اساتید حوزه با تفاوت در کلمات و عبارات بیان میکردند که آقا روحالله شخصیتی متفاوت است.
منصوری افزود: حضرت امام(ره) در وصیتنامه خود عبارتی دارند که بسیار معنادار است؛ «…از همه لازمتر حوزههای علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقهدار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز «نظم در بینظمی» است از القائات شوم همین نقشهریزان و توطئه گران باشد.» به عبارت دیگر امام(ره) به شدت با این تعبیر که در حوزههای علمیه رایج شده بود و نظم حوزه را در بینظمی تعریف میکرد مخالفت میکردند.
وی یادآور شد: شهید بهشتی در این راستا به طور عملی مخالفت خود را با این تعبیر از نظم در حوزههای علمیه نشان میدهند که نمونه بارز آن تأسیس دبیرستان «دین و دانش»، تأسیس حوزه علمیه مدرسه حقانی و تأسیس حزب جمهوری اسلامی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود و در هر حوزهای تشکیلات نظاممند و منضبط ایجاد میکنند. به همین دلیل ایشان با وجود خصلتهای برجسته زیادی که داشتند بیش از هر چیز این ویژگی مثبتشان پررنگتر جلوه کرد و دیگران را تحت تأثیر قرار داد.
منصوری به بیان خاطرهای از شهید بهشتی پرداخت و گفت: یکی از دوستان تعریف میکرد پیش از انقلاب، حدود سال ۱۳۵۶، سر چهار راه رسیده بودیم و چراغ قرمز شده بود و من خواستم رد شوم که شهید بهشتی جلوی من را گرفت و گفت «چراغ قرمز یعنی شما باید بایستید، این قانون که مال شاه نیست برای جامعه است.» درک این مسائل ساده نیست و هنوز هم ارزش بودن رعایت قانون به خوبی در جامعه شکل نگرفته و همچنان بخشی از جامعه، بی توجهی به قانون را نوعی زرنگی تلقی میکنند.
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: به خاطر دارم در جلساتی که با ایشان و هر مقام دیگری داشتیم، وقتی اذان گفته میشد، ایشان جلسه را برای اقامه نماز قطع میکردند و کاری نداشتند که شاید زمان کوتاهی به پایان جلسه باقی مانده باشد. این مورد را بارها در جلسات با ایشان مشاهده کردم و این به سبب اعتقاد و باور قلبی به نماز اول وقت بود و با این اعتقاد بازی نمیکرد.
منصوری با بیان اینکه «ایشان به هیچ وجه حاضر نبود دینش را به دنیا بفروشد»، گفت: به همین دلیل حتی مخالفان و دشمنان اسلام هم به ایشان علاقه داشتند و او را یک انسان واقعی به لحاظ ادب، رفتار، متانت و انصاف میدانستند به نحوی که حتی غیرمسلمانان را هم تحت تأثیر قرار میداد.
شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست
جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه پاسداران، که با حکم شهید بهشتی در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به این سمت منصوب و بعدها سفیر جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان شد، از جمله کسانی است که به واسطه ارتباط و آشنایی با شهید بهشتی از حدود سال ۱۳۴۵، شناخت خوبی از تفکرات و اندیشههای ایشان در حوزههای مختلف دارد، وی در گفتوگویی درباره اهمیت مسئله نظم، تشکیلات و سازماندهی در اندیشه و عمل شهید بهشتی گفت: حوزههای علمیه از قرنهای گذشته تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی نتوانستند براساس انضباط، نظم و برنامه حرکت کنند. در واقع حوزههای علمیه به دلیل اینکه غالباً تحت فشار حکومتها قرار داشتند و در شرایط غیرمعمولی فعالیت میکردند، بینظمی و بیبرنامگی بر آنها تحمیل شده بود. لذا اگر شخصیتی از درون حوزه رشد میکرد که دارای تفکر سیستمی و نظم و برنامه در ابعاد مختلف زندگی بود کاملاً تفاوت او با سایر حوزویان نمایان میشد.
وی افزود: از جمله این شخصیتها شهید آیتالله دکتر بهشتی بود که به دلیل تحصیل در سیستم جدید آموزشی و زندگی در خارج از کشور بدین لحاظ از تربیتیافتگان حوزههای علمیه ما متفاوت بود. ایشان به ویژه از سالهای دهه ۵۰ به عنوان چهره بارز و متفاوتی از روحانیت آن زمان نمایان شدند، به طوری که بیش از هر چیز دیگر به عنوان شخصیتی بابرنامه، منضبط و برخوردار از تفکر سیستمی معرفی شد.
منصوری اظهار کرد: در جریان مبارزات منجر به پیروزی انقلاب، این ویژگیها بسیار اثرگذار بود و به همین خاطر از سال ۱۳۵۶ به بعد، رهبری جریان اجرایی انقلاب به دست ایشان افتاد و این به سبب همان تفکر نظاممند و ذهن برنامهمحور شهید بهشتی بود و دیگران هم برتری مدیریتی ایشان را پذیرفتند.
شهید بهشتی گفت بایست! قانون چراغ قرمز که مال شاه نیست
اولین فرمانده سپاه بیان کرد: نکته دیگر اینکه ایشان خود را با شرایط موجود در حوزههای علمیه منطبق نکرد. به عبارتی اینگونه نبود که چون حوزهها نظم و برنامه مشخصی نداشت ایشان هم چنین خصلتی به خود بگیرد. اتفاقاً نظم و انضباط و برنامهمحوری را جدیتر از قبل مورد توجه قرار داد و این نشانه اعتماد به نفس بالا و روحیه پیشرفت و تحولخواهیاش بود که باعث شد هضم و جذب شرایط آن روزهای حوزههای علمیه نشود.
وی با بیان اینکه «امام خمینی(ره) هم تا حدود زیادی همین ویژگیها را داشتند»، گفت: ایشان هم از دوران جوانی در حوزههای علمیه به منزله یک شخصیت متفاوت و متمایز با سایرین برجسته و مطرح شد. هر کسی که با زندگی حضرت امام(ره) آشنا باشد میداند که از همان زمان بسیاری از اساتید حوزه با تفاوت در کلمات و عبارات بیان میکردند که آقا روحالله شخصیتی متفاوت است.
منصوری افزود: حضرت امام(ره) در وصیتنامه خود عبارتی دارند که بسیار معنادار است؛ «…از همه لازمتر حوزههای علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقهدار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز «نظم در بینظمی» است از القائات شوم همین نقشهریزان و توطئه گران باشد.» به عبارت دیگر امام(ره) به شدت با این تعبیر که در حوزههای علمیه رایج شده بود و نظم حوزه را در بینظمی تعریف میکرد مخالفت میکردند.
وی یادآور شد: شهید بهشتی در این راستا به طور عملی مخالفت خود را با این تعبیر از نظم در حوزههای علمیه نشان میدهند که نمونه بارز آن تأسیس دبیرستان «دین و دانش»، تأسیس حوزه علمیه مدرسه حقانی و تأسیس حزب جمهوری اسلامی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود و در هر حوزهای تشکیلات نظاممند و منضبط ایجاد میکنند. به همین دلیل ایشان با وجود خصلتهای برجسته زیادی که داشتند بیش از هر چیز این ویژگی مثبتشان پررنگتر جلوه کرد و دیگران را تحت تأثیر قرار داد.
منصوری به بیان خاطرهای از شهید بهشتی پرداخت و گفت: یکی از دوستان تعریف میکرد پیش از انقلاب، حدود سال ۱۳۵۶، سر چهار راه رسیده بودیم و چراغ قرمز شده بود و من خواستم رد شوم که شهید بهشتی جلوی من را گرفت و گفت «چراغ قرمز یعنی شما باید بایستید، این قانون که مال شاه نیست برای جامعه است.» درک این مسائل ساده نیست و هنوز هم ارزش بودن رعایت قانون به خوبی در جامعه شکل نگرفته و همچنان بخشی از جامعه، بی توجهی به قانون را نوعی زرنگی تلقی میکنند.
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: به خاطر دارم در جلساتی که با ایشان و هر مقام دیگری داشتیم، وقتی اذان گفته میشد، ایشان جلسه را برای اقامه نماز قطع میکردند و کاری نداشتند که شاید زمان کوتاهی به پایان جلسه باقی مانده باشد. این مورد را بارها در جلسات با ایشان مشاهده کردم و این به سبب اعتقاد و باور قلبی به نماز اول وقت بود و با این اعتقاد بازی نمیکرد.
منصوری با بیان اینکه «ایشان به هیچ وجه حاضر نبود دینش را به دنیا بفروشد»، گفت: به همین دلیل حتی مخالفان و دشمنان اسلام هم به ایشان علاقه داشتند و او را یک انسان واقعی به لحاظ ادب، رفتار، متانت و انصاف میدانستند به نحوی که حتی غیرمسلمانان را هم تحت تأثیر قرار میداد.
به گزارش خبرآنلاین حسین امیرعبداللهیان از دیپلماتهای سرشناس جمهوری اسلامی بهشمار میرود و در پستهای مختلفی در وزارت امور خارجه فعالیت کرده است. وی طی دو دهه اخیر در موقعیتهای سازمانی گوناگون، خصوصاً در پست معاون عربی و آفریقائی وزیر امور خارجه، از نزدیک با سردار پیروز، حاج قاسم سلیمانی، همکاری نموده و ارزیابی دقیقی از رویکردهای حرفهای، رفتار سازمانی و روشهای مدیریتی فرمانده نیروی قدس ارائه مینماید. به عقیده امیرعبداللهیان، سردار سلیمانی سه راهبرد مهم را در تلاش شبانه روزی خود تعقیب نموده است: ارتقای جایگاه جهان اسلام، مبارزه با تروریسم و ممانعت از تجزیه عراق و سوریه که در تحقق هر سه راهبرد موفقیت قاطع بهدست آورده است.
بخش هایی از گفتگو با امیرعبداللهیان با فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران را بخوانید؛
*اولین چیزی که من را خیلی جذب ایشان کرد روحیهی مکتبی و بیآلایش و سادگی ایشان در رفتار بود. مثلاً وقتی در حوزهی مأموریتی خودش یک کاری داشت که باید وزارت خارجه انجام میداد. ایشان در جایگاهی بود که باید به وزیر خارجه زنگ میزد و آن درخواست را میکرد. اما اگر حس میکرد مثلاً در نهایت کار قرار است کارشناس یا معاون سادهی اداره سیاسی در وزارت خارجه، آن کار را انجام دهد مستقیم به آن فرد زنگ میزد. خود من این طور با سردار آشنا شدم. با اولین تماس تلفنی و درخواستی که راجع به یک موضوعی داشت. درحالی که من یک کارشناس بودم البته اصلاً اینجوری نبود که وزارت خارجه یا وزیر را بخواهد دور بزند اما برای اینکه کار انجام بشود خیلی خودش را منتظر و معطل نگه نمیداشت.
دیدارهای متفاوت سردار سلیمانی با رهبر انقلاب زمانیکه به بن بست می رسید
*بارها من میدیدم وقتی که در پیچیدگیهای مسائل منطقه و مشکلاتی که به ایشان روی آورده بود و به بنبست رسیده بودند. میرفتند با حضرت آقا ملاقات میکردند؛ یا در جلسهای که راجع به موضوع برگزار میشد و حضرت آقا در آنجا رهنمودها و توصیههایی داشتند، وقتی ایشان بیرون میآمد مثل کسی بود که در یک چشمهی آب زلال رفته، سیراب شده و بیرون آمده است.
علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی /واکنش حاج قاسم به پیام محرمانه محمد بن سلمان
*مثلاً یکی از این موارد زمانی بود که حتی بعضی از بزرگان ما در کشور در موضوع سوریه حس میکردند دیگر در سوریه بیشتر از این نمیتوانیم جلو بریم و به مردم سوریه و برای حل معظل سوریه کمک بکنیم. وقتی جلسه شورای عالی امنیت ملی به ریاست مقام معظم رهبری برگزار شد، من یک ربع بعد از جلسه، ایشان را در منطقهی پاستور و ریاست جمهوری که قراری داشتیم، دیدم. سردار سلیمانی متبسم و خیلی شاد و شاداب گفت امیرعبداللهیان، آقا تکلیف همهمان را روشن کردند و باید برویم با تمام توان هر کاری میتوانیم انجام بدهیم چنین حالتی داشت و با یک شادابی و نشاط و انگیزه ویژه بود.
سردار سلیمانی مانند یک دیپلمات حرفه ای مذاکره می کرد
*من میدیدم که سردار سلیمانی در سطوح مختلف واقعاً مثل یک دیپلمات حرفهای مذاکره میکند. با مقامات سیاسی، با رهبران کشورها مذاکره میکند. هرچند ابعاد مذاکره سردار سلیمانی مثل مذاکرات ما دیپلمات ها و وزارت خارجهای ها انعکاس خبری پیدا نمیکرد اما شما تأثیرش را در ظاهر و در میدان میدیدید.
سردار سلیمانی مسئول تیم مذاکره کننده ایران و عراق و آمریکا بود
*به عنوان یک تجربهی خیلی مهم، زمانی که به درخواست رهبران سیاسی عراق از جمهوری اسلامی ایران و با موافقت مقام معظم رهبری قرار شد ایران و عراق و آمریکا، در سال ۱۳۸۶ در بغداد مذاکره کنند، در ارتباط با آن مذاکرات مسؤول پرونده و هدایت تیم مذاکره کننده سردار سلیمانی بود، از طرف ما آقای کاظمی قمی، سفیر وقت ما در عراق، آقای دکتر امیری، از شورای عالی امنیت ملی، و از وزارت امور خارجه بنده، در آن مذاکرات بودیم. دوستانی که در آن مذاکره بودند، شهادت میدهند سردار سلیمانی برای ما دهها ساعت جلسه میگذاشت. آن موقع آقای دکتر لاریجانی دبیر عالی شورای امنیت ملی بودند. ایشان هم در این موضوع نقش داشتند. اما مسؤولیت مستقیم به عهده سردار سلیمانی قرار گرفته بود و ایشان بخوبی از ظرفیت آقای لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی بهعنوان دبیرخانه و از ظرفیت دستگاهای ذیربط، استفاده می کردند دهها ساعت وقت میگذاشتند برای این چنین مذاکره حساسی ایشان به نکاتی توجه میکرد که شما حداقل باید ده سال وزیر خارجه باشی که بتوانی فقط این مسایل را در یک مذاکره دیپلماتیک درک کنی؛ آن هم با طرف پر مدعایی مثل آمریکا. جدای از آن در قانع کردن طرفهای مختلف بالاخره مذاکرات سیاسی نیاز بود. اینها ویژگیهایی بود که ایشان بعنوان یک دیپلمات عمل میکرد.
*گاهی اوقات زنگ میزد و یک کاری را از من در وزارت امور خارجه میخواست. من آن کار را در روال خودش میگذاشتم و سریع هم انجام میشد. هفته بعد که همدیگر را میدیدیم اولین سؤالی که میپرسید میگفت امیرعبداللهیان کار آن فرد انجام شد؟ آن موضوع که با شما صحبت کردم به نتیجه رسید؟ گاهی اوقات وضعیت و احوال افراد پیرامون خودش را خیلی بادقت و با جزئیات دنبال میکرد.
ماجرای غذای کرمانی دستپخت همسر سردار سلیمانی
*یک وقتی ما با سردار سلیمانی در دفترش جلسه داشتیم چهار پنج نفر بودیم موقع ناهار شد غذا برای ما آوردند. بعد یک ظرف غذای مخصوص کرمانی، همسر سردار سلیمانی درست کرده بود و برای سردار فرستاده بود. سردار غذا را باز کرد. اسمش را فراموش کردم یک غذایی خاص کرمان بود. ظرف غذا را باز کرد. گفت خانمم بهخاطر اینکه خیلی وقت است بیرون بودم و نرسیدم موقع شام و نهار خانه باشم، این غذای خاص را درست کرده است صبح به من گفت این غذا را میفرستد. سپس بلند شد برای یکیک ما این غذا را در کنار غذای اصلی که داشتیم توزیع کرد. بعد اشاره کرد به آقای پورجعفری، (جا دارد از سردار شهید پورجعفری هم در این گفتوگو یادی بکنیم.) گفت آقای پورجعفری بگو یک تعداد ظرف بیاورند و بشمار ببین بچههایی که در ساختمانند چند نفرند؟ آقای پورجعفری آمد گفت که حاج آقا از سرباز جلوی در تا اینجا مثلا دوازده نفرند. ما مشغول ناهار بودیم. سردار برای تمام این دوازده نفر از این غذا تقسیم کرد. گفت اینها را ببرید به همهشان بدهید. برای خودش تقریباً هیچی نماند. دیدم آن آخرش یک لقمهای نان گرفته ته ظرف را پاک میکند. من ظرف خودم را مقابلش گذاردم گفتم حاجی این را با هم بخوریم برای شما چیزی نمانده است گفت نه خانم من به اندازهی کافی برای شب گذاشته است. شما غذایتان را میل بکنید. این در حالی بود که آن جلسهی ما یک جلسهی پرچالش و پراسترسی بود اما توجهش به آن سربازی که جلوی در ساختمان ایستاده هم بود تا از این غذایی که همسرش فرستاده، محروم نشود.
نوع برخورد نظامی سردار سلیمانی با نیروهایش
*گاهی از دوستانشان میشنیدم و بعضی وقتها چون زیاد با ایشان ارتباط داشتم میدیدم ممکن بود در هنگام عملیات آن تحکم خاص خودش را به نیروهای زیرمجموعهش هم داشته باشد. گاهی اوقات که ممکن بود یک نفر از رفتارش در اوج فرماندهیش حس خوبی هم نداشته باشه ولی شاهد بودم بعد از گذشت بیست دقیقه کار که انجام میشد خود سردار حواسش بود که مثلاً این فرد از آن برخورد نظامی سردار که لازمهی کارش بوده رنجیده خاطر شده است. میآمد عذرخواهی میکرد. من یک وقتی به یکی از این دوستان در حضور سردار یک انتقادی کردم. گفتم من اگر سردار سلیمانی مثلاً در محیط نظامی این جوری بهم دستور میداد نمیتوانستم تحمل کنم گفت ببین وجه دیگر شخصیت سردار سلیمانی به گونهایست اگر به گوش ما هم بزند میدانیم یک ساعت بعد سردار سلیمانی این را از دل ما بیرون میآورد. اما در کار جدیست در کار دیر بجنبیم توبیخ میشویم و باید کارو وظیفهمان را درست انجام بدهیم.
*سردارسلیمانی برای «صلح» تلاش میکرد بهترین تعریفی که میشود از سردار سلیمانی کرد و بهترین عنوانی که میشود در تابلوها برای اسم سردار سلیمانی استفاده کرد «سردار صلح» است. سردار سلیمانی برای امنیت، برای صلح در جهان اسلام، برای امنیت حداکثری در ایران، شب و روز نداشت.
نیروهای نظامی ایران دو ساعت بعد از ترور سردار سلیمانی آماده شلیک بودند
*بخش نظامی ایران کمتر از دو ساعت بعد از ترور سردار سلیمانی آماده شلیک به سمت پایگاههای آمریکا در منطقه بود و فقط منتظر بودند فرماندهان تصمیم بگیرند هدف کدام پایگاه، و در کجا باشد. آن چیزی که باعث شد با سه روز چهار روز تأخیر این شلیک انجام شود و این انتقام گرفته بشود یک بخش مهمش این بود که حرمت پیکر شهدای این حادثه و شخص سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس حفظ بشود و اجازه داده شود مردم احترام خودشان را به پیکر این شهدا ادا کنند. پیکر مطهر شهدا دفن شود مراسم تشییع و تجلیل از این شهدا تحت تأثیر عملیات تلافی جویانه قرار نگیرد. لذا وقتی پیکر مطهر سردار سلیمانی دفن شد. وقتی پیکر مطهر ابومهدی المهندس در وادی السلام دفن شد. وقتی مطمئن شدند هر دو پیکر مطهر و همراهانشان دفن شدند دستور شلیک داده شد و نقطهای که باید زده بشود زده شد.
* درست است سردار سلیمانی یک شخصیت کاریزماتیک داشت اما به لحاظ ساختاری به لحاظ همان نبوغی که داشت و ویژگیهایی که داشت ایشان کاری کرد که اگر یک روزی سردار سلیمانی در قید حیات نباشد، سازمان تحت فرماندهی سردار سلیمانی پویاتر، فعالتر، پرتحرکتر از گذشته و متناسب با تحولات بتواند عمل کند.
واکنش سردار سلیمانی به پیامی که محمد بن سلمان فرستاد
*پیامی را از طرف آقای «محمدبن سلمان» برای ما آوردند در تهران من به عنوان معاون وزیر خارجه، در ساختمان دفتر مطالعات وزارت خارجه، این پیام را از رابط سعودیها دریافت کردم سعودیها در حالی که در یمن در آن مقطع داشتند کاملاً میباختند و واقعاً اگر وضعیت ادامه پیدا میکرد در آن مقطع انصارالله بزرگترین پیروزیها را بدست میآورد، پیام دادند که ما آمادگی داریم با انصارالله مذاکره کنیم، اما به طور سرّی و شرط ما این است که خبری نشود. ژنرال سلیمانی نظامی، وقتی با این قصه مواجه شد به من که معاون وزارت خارجه بودم گفت که من باور ندارم پیامی که سعودیها دادند درست باشد اما برای اینکه فردا نگویند ما پیام صلح دادیم و ایران میتوانست از نفوذ معنویاش استفاده کرده و تشویق به مذاکره بکند تا بین دو کشور مسلمان درگیری نشود به این فرستاده سعودی بگو ما آمادهایم.
*سردار سلیمانی هماهنگی کرد تمام مراحل پیش رفت. قرار ما این شد که در نقطهی مرز زمینی، در نقطهی مورد توافق، از طرف سعودیها یک سرلشکر آمد. از طرف یمنیها همین آقای عبدالسلام که سخنگوی انصار الله است. با همهی ابعادی که داشت مذاکرات انجام شد سرّی توافق شد مذاکرات خبری نشود آن مذاکرات به توافقاتی هم رسید چون مربوط به زمان گذشته است بگویم شاید برای مخاطبین شما جالب باشد. این هم باز از توصیه هایی بود که سردار سلیمانی به ما داشت گفتم که دیپلمات حرفهای بود سردار سلیمانی گفت که شرایط بین سعودی و یمن شرایط خیلی حادی است آنها روزانه دهها سورتی پرواز دارند زن و کودک و پیر و جوان، همه را به خاک و خون میکشند ما دنبال یک موضوع خیلی بزرگ و پیچیده نباشیم بگوییم در حد ۱۵ روز توافق میکنیم در این مناطق آتش بس برقرار بشود و اگر آتشبس را شما متعهد شدید بعد این آتش بس برای گام بعدی توسعه پیدا میکند. در آن مذاکرات توافق شد. روز دوم، سعودیها، همان طور که سردار گفت اینها دارند خدعه میکنند دنبال صلح نیستند مذاکره را خبری کردند و به تعهد پایبند نشدند. خبر را خودشان درز دادند و بهانه کردند و درگیری را شروع کردند.
کمکی که سردار سلیمانی به اربیل و مسعود بارزانی کرد
* یک اتفاقی در عراق افتاد. چند روز نگذشت که داعش به سمت اربیل رفت. من فراموش نمیکنم ساعت یازده شب بود در اتاقم، در وزارت خارجه، نشسته بودم. سرکنسول وقت ما از اربیل زنگ زد گفت تمام مقامات کردی در اربیل چمدانهایشان را بستند و عدهای رفتند و عدهای دارند میروند من چه کار کنم سرکنسولگری را تعطیل کنم بروم سلیمانیه یا بمانم؟ همان موقع سرکنسول ما گفت که آقای مسعود بارزانی درخواست کرده که جمهوری اسلامی ایران به کمک ما بیاید و اگر میتواند نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بیاید به ما کمک کند. سرکنسول وقت ما گفت آقای بارزانی گفته من در ۱۶ ساعت گذشته بارها با آمریکاییها تماس گرفتم گفتند داریم بررسی میکنیم. آمریکاییها هیچ کاری نمیکنند و بیایید به داد ما برسید. این وضعیت در کردستان عراق بود که متهم به خیلی چیزها هست. از جاسوسهای رژیم صهیونیستی گرفته، تا پایگاههای فشردهی آشکار و پنهان آمریکا گرفته و غیره… سردار سلیمانی میرود در فرودگاه اربیل فرود می آید. هر کمکی میتوانسته انجام میدهد و واقعاً این اتفاق افتاد و این کار انجام شد.
تاریخ کشورمان پر است از نام هایی که برای این کشور همه چیز خود را فدا کردند، از مال گرفته تا جان؛ در جنگ های بسیاری که تاریخ ایران به خود دید تا شهدای امنیت. هشت سال دفاع مقدس نقطه عطفی بود برای نشان دادن ایمان و اعتقادات جوانانی که به تازگی انقلاب کرده و کشور خود را از شر ظلم نجات داده بودند.
تفاوت اصلی دفاع مقدس با جنگ های دیگر تاریخ کشورمان هم همین بود، در دفاع مقدس جوانان ما جان دادند، اما یک وجب از خاک خود را ندادند، جوانایی مثل، سید علی هاشمی، ابراهیم هادی، محمد ابراهیم همت، مهدی باکری، حسن باقری، حسین خرازی، عباس بابایی، عباس دوران و هزاران شهید دیگر.
سید علی هاشمی
علی هاشمی در سال ۱۳۴۰، در شهر اهواز به دنیا آمد. کودکی او مصادف بود با دوران سیاه حکومت پهلوی. سردار غلامرضا گرجیزاده از جمله فرماندهانی است که در آخرین لحظات با شهید علی هاشمی بوده است. او می گوید که علی هاشمی گمنام بود و این بارزترین خصوصیت این فرمانده است، چرا که امروز مصادیق آن در میان ما سخت پیدا میشود. این طبیعی است که کسی که گمنام است بسیاری از فضایلش نیز گمنام باقی خواهد ماند. علی هاشمی در زمان جنگ هیچ وقت جلوی دوربین نرفت و مصاحبهای انجام نداد و حتی در جلسات نیز به گونهای صحبت نمیکرد که مطرح بشود.
علی هاشمی در ۱۷ سالگی وارد مبارزات انقلاب شد. ۱۹ سالگی فرمانده شد. در ۲۱ سالگی فرماندهی چند تیپ را بر عهده گرفت و در ۲۷ سالگی به شهادت رسید و در ۴۹ سالگی پیکرش پیدا شد.
این سردار عالی رتبه سپاه و فرمانده سرّیترین قرارگاه نظامی برای صدام بسیار ارزش داشت /عالقه علی هاشمی به تیم استقلال +عکس
یگانهای رزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کمی بعد از شرع جنگ تشکیل می شود. علی مأمور تشکیل تیپ ۳۷ نور شد و با این یگان، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر شرکت می کند. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ ۳۷ نور منحل می شود و علی هاشمی به فرماندهی سپاه سوسنگرد می رسد. بعدها، از دل همین سپاه منطقهای بود که، «قرارگاه فوق سرّی نصرت» پدید آمد. در سومین سال جنگ، محسن رضایی، علی هاشمی را به فرماندهی «قرارگاه سرّی نصرت» انتخاب کرد. قرارگاه نصرت محل سازماندهی عملیات خیبر بود. این قرارگاه ابتدا در رفیع بود و پس از آن به هویزه منتقل شد.
شهید علی هاشمی با مردمداری که داشت نیروهای بومی را جذب کرده و از آنها تحت عنوان نیروهای «حراست مرزی» برای حفاظت از مرزها استفاده کرد و آنها جذب سپاه شدند؛ با این روش وابستگی بومیهای منطقه به نظام نیز بیشتر شد.
روز چهارم تیر ماه سال ۱۳۶۷ اتفاق تلخی رخ می دهد. ارتش بعث حملهای همهجانبه را برای اشغال منطقه هور آغاز می کند. حاج علی هاشمی در آن زمان، در قرارگاه خاتم ۴، در ضلع شمال شرقی جزیره مجنون شمالی مستقر شده بود. هنوز هیچ کس دقیق نمیداند که در این روز دردناک، چه بر سر سرداران «قرارگاه نصرت» آمد. شاهدان میگفتند که هلیکوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم۴ به زمین نشستند و حاج علی و همراهانش سراسیمه از قرارگاه خارج شده و در نیزارها پناه گرفتند.
پس از آن، جستوجوی دامنهداری برای یافتن حاج علی هاشمی آغاز شد، اما به نتیجهای نرسید. اما مشکل جای دیگر بود، زیرا بیم آن میرفت که افشای ناپدید شدن یک سردار عالیرتبه سپاه، جان او را که احتمالاً به اسارت درآمده بود به خطر بیندازد، به همین سبب تا سالها پس از پایان جنگ، نام حاج علی هاشمی کم تر برده میشد و از سرنوشت احتمالی او با احتیاط فراوانی سخن به میان میآمد. اما خبر تلخ سرانجام اعلام شد و حدود ۲۵ سال اضطراب و استرس به پایان رسید. در روز ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ خبر کشف پیکر حاج علی هاشمی اعلام شد؛ خبری که تلخ بود و کوتاه.
یکی از همرزمان شهید هاشمی می گوید: تا زمانی که صدام زنده بود همه فرماندهان اتفاق نظر داشتند که اسمی از علی هاشمی نباشد. ما در رابطه با او هیچ حرفی نمی زدیم و اگر هم قرار بود حرفی از او به میان بیاید معتقد بودیم که او به شهادت رسیده است، چرا که علی هاشمی با توجه به ارزشی که برای صدام داشت در صورتی که زنده مانده بود یک برگ برنده برای او به شمار میآمد.
خاطره زیر به نقل از یکی از فرماندهان دفاع مقدس و از همرزمان این شهید بزرگوار، در صفحه ۱۷۸کتاب «هوری» آمده است؛ کتابی که حاوی خاطرات دوستان و همرزمان سردار شهید علی هاشمی است: علی هاشمی بسیار پرجنب و جوش بود. روحیه عملیاتی داشت. دشمن در چشمش حقیر بود، از کثرت عده دشمن هراسی به دل راه نمیداد. خلاق و ابداعکننده بود، با این که آموزش نظامی کلاسیک ندیده بود، اما ذهنش بسیار باز بود. چنان رفتار میکرد که فرماندهان بالاترش در سپاه درباره طرحهای او هیچ حرف و سؤالی نداشتند.
علاقه عجیبی به امام خمینی (ره) داشت. به تمام معنا ولایتی و عاشق امام بود. یک بار خدمت امام رسید. هر وقت یاد آن روز میافتاد، حالت خاصی به او دست میداد. بیریا بود. من دقت زیادی در رفتارش کردم، وقتی آقا محسن [رضایی] یا [غلامعلی] رشید و [یحیی] رحیم صفوی میآمدند، همان برخورد و رفتاری را داشت که با نیروهای ساده زیر دستش می کرد.
با نیروها و حتی جوانترها خیلی سریع دوست میشد. یادم هست به فوتبال و تیم استقلال علاقه داشت، مسابقات دورهای برگزار میکرد و خیلی زود با نیروهای جدید رفیق میشد. توان نیروهای خودی و امکانات و تجهیزات دشمن را به خوبی میشناخت و بر اساس واقعیتها طرح عملیاتی میریخت و اجرا میکرد.
فهمیده بود که بیسیمهای ما به راحتی توسط دشمن شنود میشود. برای همین از سوسنگرد ۷۰ کیلومتر سیم کشید و بین قرارگاههای هور تلفن ایجاد کرد. یکی دیگر از کارهای حاج علی تعیین اسم و مشخصات مستعار برای همه نیروهای اطلاعاتی بود تا در صورت اسارت کسی به ماهیت واقعی افراد پینبرد. او حتی کارتهای جعلی برای ما تهیه کرد. در واقع با این کارتها همه ما سرباز به حساب میآمدیم.
در حمیدیه که بودیم، بحث بنیصدر بود. روزی علی هاشمی گفت: بنیصدر از آن خائنهای درجه یک است. آن موقع هنوز درگیری با بنیصدر پیش نیامده بود. حتی در داخل سپاه خیلیها طرفدار او بودند، اما علی هاشمی دست بنیصدر را خوانده بود و به ماهیتش پیبرد.
سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور، از آغاز مرحله نهایی رزمایش “اقتدار شهدای کرد مسلمان” نیروی زمینی سپاه در منطقه عمومی کردستان از صبح امروز(سه شنبه ۳ تیر) خبر داد و گفت: منطقه رزمایش اقتدار شهدای کرد مسلمان از دهانه منطقه شیلر در مرز عراق تا ارتفاعات خشن چهل چشمه ادامه دارد و ابعاد بسیاری وسیعی از منطقه که بیشتر آن از مرز شمال شرق عراق است، را در بر می گیرد.
وی با اشاره به ترکیب یگانهای شرکت کننده در این رزمایش،گفت: یگانهای بومی منطقه، لشکر ۲۲ سپاه بیت المقدس، سپاه بیت المقدس، برخی از یگانهای سپاههای شهرستانی مانند سپاه مریوان، دیواندره و یگانهای تخصصی نیروی زمینی شامل پهپاد، هوانیروز و برخی از یگانهای مکانیزه همچون تیپ امام زمان(عج) و یگان ویژه صابرین، در این رزمایش شرکت دارند.
سردار پاکپور در ادامه با اشاره به اهمیت برگزاری رزمایش اقتدار شهدای کرد مسلمان در منطقه کردستان، گفت: منطقه این رزمایش متصل به مرز اقلیم شمال عراق است و ممکن است برخی تروریست ها از این جغرافیا استفاده و در این منطقه حضور پیدا کنند که یکی از مهمترین اهداف این رزمایش پاکسازی این مناطق از لوث تروریست ها است.
هشدار قاطع فرمانده نیروی زمینی سپاه به گروهکهای تروریستی: هر قرارگاه و پایگاهتان در کانون هدف ماست/با کسی تعارف نداریم
فرمانده نیروی زمینی سپاه در ادامه از هدف قرار دادن عقبه ها و مقر های تروریست ها در نقاط پیرامونی رزمایش خبر داد و گفت: در سال های قبل نیز این عملیات ها با هدف پاک سازی منطقه از لوث تروریست ها و اشرار صورت می گرفت و در واقع ضد انقلاب و حامیان آنها دریافته اند که ما در موضوع امنیت کشور و ملت ایران با کسی تعارف نداریم.
وی با تاکید بر اینکه پاکسازی منطقه از لوث تروریست ها را با قدرت ادامه خواهیم داد، گفت: در سال جاری نیز هر حرکتی که از سوی تروریست ها انجام پذیرد را با قاطعیت پاسخ خواهیم داد. مسئولان اقلیم شمال عراق و مسئولین دولت دوست و برادر عراق باید بر مرزهای خود سیطره و اشراف بیشتری نسبت به از بین بردن زمینه های سو استفاده گروهک های تروریستی از این مناطق اقدام کنند.
فرمانده نیروی زمینی سپاه در پایان تاکید کرد به مردم عزیز و عشایر شمال عراق نیز توصیه می کنیم که عناصر گروهک های تروریستی را از پیرامون خود طرد کنند و در صورتی که توان این اقدام را نداشتند از آنها فاصله بگیرند زیرا هر قرارگاه و پایگاهی مربوط به تروریست ها در کانون اهداف ما قرار دارد.
واکنش سردار سناییراد به قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام
سردار رسول سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، با اشاره به تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران، گفت: سه کشور اروپائی که به تعهدات خودشان در توافق هستهای و همچنین تعهداتی که بعد از خروج آمریکا از برجام داده بودند عمل نکردند. در روزهای اخیر و به پیروی از آمریکا و البته براساس ادعاهای دروغین رژیم صهیونیستی تصویب قطعنامه علیه ایران را دنبال کردند.
وی افزود: قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی مغایر با اصول قانونی و رویههای پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی است که نه تنها به حیثیت طرفهای اروپایی ایران در برجام بیش از پیش آسیب زد بلکه در ادامه، کار را برای همکاری جمهوری اسلامی ایران با آژانس دشوار و روند همکاریهای ایران با این سازمان را به چالش میکشد.
واکنش سردار سناییراد به قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام
معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا تصریح کرد: اگر بخواهیم براساس ادعاهای دروغین رژیم صهیونیستی و برخی از گروهکهای ضد انقلابی مرتب، پاسخگوی آژانس بین المللی انرژی اتمی باشیم نه تنها بر خلاف قوانین و مقررات بین المللی است بلکه این اقدام میتواند به یک رویه تبدیل شود.
سردار سناییراد با بیان اینکه اقدام برای متهم سازی ایران همواره از سوی دشمنان وجود داشته است،تاکید کرد: اهمیت دادن به این مستندات دروغین و غیر واقع به دلیل اینکه مبتنی بر ادعاهای دروغین برای متهم سازی ایران است و نه مستندات واقعی، میتواند موجب تنشهای جدی در همکاری ایران با آژانس شود به همین دلیل بعید می دانم مسئولان جمهوری اسلامی ایران از این خواستههای غیر منطقی تمکین کنند و دلیلش هم این است که وارد یک روند بی انتها میشویم که صرفاً موجب اتلاف وقت دو طرف میشود.
وی گفت: آژانس بین المللی انرژی اتمی با رویهای که پیش گرفته دچار یک اشتباه راهبردی شده است که این رویه میتواند اثرات منفی بر همکاریهای ایران با آژانس داشته باشد.
قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی
شهید حامد بافنده از شهدای مدافع حرم هست که سوم اردیبهشت ماه سال ۹۶ در سوریه توسط تروریستهای تکفیری به شهادت رسید، همهمان گفتوگوی تلفنی سپهید شهید حاج قاسم سلیمانی را با دختر این شهید مدافع حرم بارها و بارها شنیدیم که سردار خطاب به فاطمه میگوید: «سلام فاطمه جان من انتقام پدرت را گرفتم».
گفتوگوی کوتاهی داشتیم با دخترش «فاطمه» که حالا ۱۱ ساله شده و علاوه بر دلتنگی بابایش، دلتنگی حاج قاسم را هم که همیشه منتظر دیدنش بود تا آرام شود، بر دل دارد. فاطمه میگوید: خیلی دلتنگ حاج قاسم میشدم و همیشه برای دیدنش به بیتالزهراء میرفتم، اما حالا به گلزار شهدای کرمان میروم.
روز دختر را که به فاطمه خانم تبریک گفتم از دیدارهایش با حاج قاسم برایم گفت از اینکه یک بار روز دختر به دیدن حاج قاسم در بیتالزهراء کرمان رفته و ایشان روز دختر را به فاطمه تبریک گفته، فاطمه گفت: آن موقع یادم هست فقط پریدم بغل حاجقاسم و خیلی ذوقزده شده بودم از اینکه در آغوش حاجقاسم هستم و این به من آرامش میداد.
قول متفاوت یک دختر ۱۱ ساله به فرزندان سردار سلیمانی /ماجرای گریه کردن در آغوش حاج قاسم چه بود؟
او میگوید: هر وقت ماه رمضان میشد پیش حاجقاسم میرفتیم ایشان همیشه میگفت، «دختر گلم» یعنی هر وقت من را میدید، میگفت، دختر گلم.
فاطمه ادامه داد: حاجقاسم هیچ وقت خانه ما نیامده بود، اما ما همیشه به دیدنش میرفتیم. وقتی ایشان به من گفت، انتقام بابات رو گرفتم خیلی خوشحال شدم و گفتم حاجی انتقام بابام رو گرفته و هر وقت آمد کرمان، میروم بیتالزهراء برای دیدنش.
وقتی از فاطمه در خصوص آن کلیپ معروفش که در آغوش حاج قاسم گریه میکند پرسیدم، گفت: آن برای بار اولی هست که رفتم دیدن حاج قاسم که آن کلیپ در فضای مجازی منتشر شد. خیلی ذوق زده شدم و وقتی آمدم رفسنجان به من قول داد که صبح زود به من زنگ میزند وقتی زنگ زد گوشی مادرم، گفت ۲۰ دقیقه دیگه دوباره به فاطمه جان زنگ میزنم و دقیقا رأس ۲۰ دقیقه شد زنگ زد و من شور و شوقم رو نشون دادم و باهاشون صحبت کردم.
دختر شهید بافنده از توصیه حاجقاسم به خودش هم گفت، اینکه همیشه این توصیه را به من میکرد که برای جامعه به درد بخور باش و من هم سعی میکنم همیشه برای جامعه خودم مفید باشم.
فاطمه میگوید: آخرین دیدارم با حاجقاسم، فاطمیه سال قبلش بود و حاجی قول داد که دفعه بعد بیاید یک هدیه خوب برایم بیاورد، اما دیگر رفت و شهید شد. دلم اصلا برای هدیه نبود و فقط میخواستم ببینم حاج قاسم را، مثل این بود که بابام میره سفر و منتظر بودم برگرده و من دوباره ایشان را ببینم.
دختر شهید مدافع حرم «حامد بافنده» آغوش گرم پدرش را گرمترین آغوش پدر دنیا توصیف کرد، به دختران سرزمینش تقدیم کرد و گفت: از تمام پدر و مادران سرزمینم میخواهم همیشه بالای سر فرزندانشان و مراقبشان باشند.
فاطمه پیامی هم به فرزندان حاج قاسم داشت و گفت: به تکتک فرزندان حاج قاسم قول میدهم که وقتی بزرگ شدم انتقام خون باباشون رو بگیرم.
فرمانده کل سپاه:فصل نوین و انقلابی از برخورد با مفاسد و جرائم در حال رقم خوردن است
به گزارش خبرآنلاین به نقل از سپاه نیوز؛ همزمان با فرا رسیدن هفته قوه قضائیه و سالروز شهادت آیت الله شهید دکتر سید محمدحسینی بهشتی (ره) و ۷۲ تن از یارانش ، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به آیت الله رییسی ، از قوه قضائیه به عنوان یکی از مهمترین ارکان نظام ، در صیانت از آرمانها و ارزشهای انقلاب ،کرامت انسانی و ایجاد جامعه تراز انقلاب و امت اسلامی نام برد و ازآمادگی همه جانبه “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” برای هرگونه همکاری در تأمین سلامت اجتماعی ، برقراری امنیت ، عدالت گستری و برخورد با مجرمان و متخلفان خبر داد.
متن پیام فرمانده کل سپاه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله سید ابراهیم رئیسی
رئیس محترم قوه قضاییه
با سلام و تحیات
فرارسیدن “هفته قوه قضاییه ” که یادآور نام معمار بزرگ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران ،آیت الله شهید دکتر سید محمدحسینی بهشتی (ره) است را به جنابعالی و آحاد مسئولین و کارکنان این مجموعه شریف تبریک عرض می نمایم.
بیشک قوه قضاییه به عنوان یکی از مهمترین ارکان نظام ، در صیانت از آرمانها و ارزشهای انقلاب ،کرامت انسانی، اقامه قسط ،بسط عدالت،احیاءحقوق عامه و ایجاد جامعه تراز انقلاب و امت اسلامی از جایگاه سترگ و راهبردی برخوردار بوده و سپردن زمام امور و ریاست این قوه به آن شخصیت ارجمند، وارسته، انقلابی و مصمم که با قاطعیت مسلم و کمنظیر، در پیگیری تدابیر رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی(مد ظله العالی) مبنی بر لزوم تحول و انگیزهای مضاعف در قوه قضاییه برای آغاز پرقدرت دوران جدید زیبنده انقلاب اسلامی ، طلیعه فصل نوین و انقلابی از برخورد با مفاسد و جرائم و مقابله با منکر را رقم زده است ،روح امید و اعتماد در دفاع از مظلومان و ستاندن حقوق شهروندان ، پاکسازی میهن اسلامی از لوث وجود پلید تبهکاران و قطع دست مفسدان و تعرض کنندگان به حقوق حاکمیت و ملت، را به کالبد جامعه فهیم ایران اسلامی دمیده است .
با گرامیداشت سالروز شهادت مظلومانه آیت الله دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یاران صدیق امام و انقلاب در جنایت تروریستی منافقین کور دل در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ و اعلام آمادگی همه جانبه “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” برای هرگونه همکاری در تأمین سلامت اجتماعی ، برقراری امنیت ، عدالت گستری و برخورد با مجرمان و متخلفان ، دوام توفیق جنابعالی و مجموعه خدوم و متعهد قضایی کشور در تحقق این رسالت خطیر ،تحت عنایات خاصه حضرت ولی عصر (عج)و پیروی و کاربست تدابیر و رهنمودهای حکیمانه مقام عظمای ولایت و رهبری حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (مد ظله العالی ) را از ذات اقدس کبریایی مسئلت میکنم.
سرلشکر پاسدار حسین سلامی
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی