به گزارش خبرگزاری مهر، ستاد مقابله با کرونا در ورزش پس از جلسه عصر امروز در وزارت ورزش و جوانان، اطلاعیه شماره ۱۰ خود را درباره فعالیتهای ورزشی سطح کشور منتشر کرد.
در این اطلاعیه آمده است: «پیرو بررسی دقیق شرایط همه گیری بیماری کرونا در سطح کشور و برابر استعلام از ستاد ملی مقابله با کرونا کلیه رقابتهای ورزشی تا پایان اردیبهشت تعطیل خواهد بود.
همچنین باشگاههای ورزشی دولتی و خصوصی نیز فعلاً تا ۱۵ اردیبهشت ماه تعطیل میباشند. بدیهی است تصمیمات آینده در خصوص فعالیتهای ورزشی پس از بررسی شرایط و استعلامهای رسمی از ستاد ملی مقابله با کرونا، اعلام خواهد شد.
این ستاد در تصمیم گیری های آینده فرصت لازم را برای پیگیری تمرینات در اختیار باشگاهها قرار خواهد داد.»
در این اطلاعیه در خصوص فعالیت فدراسیونهای ورزشی در بخش ملی، آمده است: «تمام فدراسیونهای ورزشی مکلف هستند مربیان تیمهای ملی را به تدوین و پیگیری دقیق برنامههای آماده سازی از راه دور (مجازی) و تمرین در خانه برای ملی پوشان موظف کنند. ضمن اینکه فعالیتهای آموزشی و برنامههای ترویج ورزش همگانی آنلاین را با جدیت پیگیری کنند.
درباره چگونگی حمایت از باشگاههای خصوصی در ستاد ملی مبارزه با کرونا و هیأت وزیران پیگیری و تصمیم گیری لازم به عمل خواهد آمد.»
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از سایت باشگاه فولاد خوزستان، امیرحسین باقرپور مهاجم جوان فولادخوزستان درباره گذراندن روزهایش در خانه و تمرینات اختصاصی گفت: سعی میکنم که اکثر در خانه باشم و بیرون نروم مگر اینکه کار ضروری پیش بیاید. تمریناتمان را هم زیر نظر مربیان در خانه انجام میدهیم و مدام از طرف کادرفنی از طریق ویدئو چک میشود تا بدنهایمان در فرم مناسب باقی بماند؛ اگرچه کار سختی است.
وی درمورد ادامه مسابقات نیز گفت: تعطیلی لیگ به ضرر ما بوده و طبق برنامه باید چهار بازی از پنج بازی آینده خودمان را در ورزشگاه خانگی انجام میدادیم، میتوانستیم با امتیازگیری در جایگاه بهتری باشیم که متاسفانه این ویروس باعث تعطیلی مسابقات شد. ما هم منتظریم که برای لیگ تصمیمات مناسب گرفته شود و انشاءالله کرونا ریشه کن بشود و بتوانیم در کنار هواداران مسابقات را انجام بدهیم.
این مهاجم که از محصولات آکادمی تیم فولاد خوزستان است، درباره کار کردن با جواد نکونام نیز گفت: آقا جواد سالها کاپیتان تیم ملی بوده و یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است. کار کردن با ایشان لذت بخش است چرا که با برنامه و سختگیری برای هدف تلاش میکنند. قطعا ایشان آینده درخشانی در مربیگری خواهند است و باعث افتخار است که زیر نظر ایشان کار میکنم.
باقرپور در انتها نیز گفت: از همه پزشکان و پرستاران که برای حفظ سلامت مردم کشور از جان خودشان گذشتند و در حال خدمت هستند، تشکر میکنم و قطعا قدرتشان را بیشتر از قبل میدانیم.
تعلیق نمایندگی بیمه ای که ابلاغیه بیمه مرکزی را رعایت نکرد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بیمه مرکزی، در پی ابلاغیه بیمه مرکزی مبنی برتمدید خودکار بیمه نامه شخص ثالث مالکان خودرو و رعایت نکردن مفاد ابلاغیه توسط یکی از نمایندگیهای بیمه، کدهای صدور این نمایندگی در سامانه سنهاب، تعلیق شد.
گفتنی است پیرو تصمیمات دولت در راستای کنترل ویروس کرونا و با توجه به بخشنامه شماره ۹۸/۱۰۰/۱۸۱۲۷۶ به تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۱ بیمه مرکزی صدور بیمهنامه آنلاین و تمدید خودکار بیمهنامههای شخص ثالث دارندگان وسایل نقلیه تا پانزدهم اردیبهشت از جمله راهکارهای صنعت بیمه برای پیشگیری از ابتلاء هموطنان به بیماری کرونا بوده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، عبدالباری عطوان تحلیلگر معروف جهان عرب در مطلبی در رای الیوم با اشاره به نشستهای روزانه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا آورده است: نشستهای خبری تقریباً روزانه ترامپ به سیرک روزانه تبدیل شده و مبتنی بر جهل و غرور و زورگویی است به طوری که وی درباره هرچیزی نظر میدهد و از موعد بازگشت حیات اقتصادی به وضع طبیعی سخن میگوید و این دغدغه اصلی او است بدون اینکه مشورتی از کارشناسان و اهل علم و اقتصادانان بگیرد.
ترامپ قربانی بزرگ کرونا
وی مینویسد: سحر ترامپ به خودش بازگشته است و وی را قربانی بزرگ ویروس کرونا قرار داده است همان ویروسی که وی در ابتدا آنرا کوچک شمرد و طبق گزارشهایی که در آمریکا شروع شده اند، وی مسئول مرگ ۲۲ هزار شهروند آمریکایی به سبب جهل و اهمال و کندی در تحرک برای مهار سریع بحران است.
عطوان تاکید کرد: دکتر «آنتونی فاوچی» کارش ارشد مبارزه با بیماریهای مسری و مشاور ترامپ اولین و بارزترین فردی است که زنگ خطر را به صدا درآورد مشاور ترامپ اولین و بارزترین فردی است که زنگ خطر را به صدا درآورد و آن هنگامی بود که به «سی ان ان» گفت: «اگر ما در بستن تاسیسات عمومی سرعت عمل نشان میدادیم، میتوانستیم جان بسیاری را از مرگ نجات دهیم». این اشاره آشکاری به مخالفت ترامپ به توصیههای زودهنگام در این زمینه است.
این تحلیلگر نوشت: ترامپ به عنوان یک تاجر چیزی به نام احساسات و عواطف بشردوستانه نمیشناسد و تنها آمار بازار بورس و نرخ بیکاری را میشناسد و به همین دلیل بحران کرونا وی و اطرافیان خونخوارش را رسوا کرد. گذشت روزها ثابت میکند که نظام پزشکی در آمریکا دروغی بیش نیست و نه ذخایر پزشکی به اندازه کافی موجود است و نه مطالعات و پژوهشهای علمی کافی درباره نحوه برخورد با تحولات آتی و فجایع به طور محکم وجود دارد.
عطوان میافزاید: در گذشته در جهان برخی از رهبران ثروتمند برای معالجه رهسپار بیمارستانهای آمریکایی همچون «مایو کلینیک» میشدند زیرا به عنوان پیشرفتهترین و مجهزترین بیمارستانهای جهان شناخته شده بودند که بهترین پزشکان و پژوهشگران دنیا را در خود جای داده اند در حالی که اکثر این مراکز درمانی و پزشکی در اولین امتحان کرونا شکست خوردند و در آنها هیچ نشانی از معالجههای سریع و سرم و حتی دستگاههای تنفس مصنوعی به اندازه کافی به عنوان حداقل امکانات یافت نشد.
وی بیان کرد: موثرترین درمان که کارآیی خود را در برابر این بحران اثبات کرد، خانه نشینی و ماندن پشت دیوارهای منزل بود موثرترین درمان که کارآیی خود را در برابر این بحران اثبات کرد، خانه نشینی و ماندن پشت دیوارهای منزل بود و این نیازی به کارشناسان غربی یا شرقی متبحر در زمینه بیماریهای واگیردار ندارد و شاهد تحول بنیادی خواهیم بود که بسیاری از مسلمات پزشکی در آینده را تغییر خواهد داد.
این تحلیلگر افزود: ترامپ از نظر شخصیتی، انسانی و سیاسی سقوط کرد و با وی نزدیکترین متحدانش یعنی بورس جانسون نخست وزیر انگلیس و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و جاسیندا آردرن نخست وزیر نیوزیلند را هم سقوط کردند.
عطوان در ادامه به ثروتمندان عرب و سران عرب توصیه می کند که برای درمان به جای غرب به شرق روی آورند و راه پکن، شانگهای، توکیو و هند را در پیش گیرند زیرا به اعتقاد وی آینده جهان و رهبران در شرق عالم است.
وی مینویسد: ترامپ صاحب امتیاز کلمه «اخبار دروغین» است و شاید تنها خلاقیت وی در همین زمینه است و این خلاقیت را تنها رسانههای کشورش فاش نمیکنند بلکه نشستهای خبری روزانه وی و توییت هایش بهترین گواه در این زمینه است. شاید صدها میلیون نفر در دنیا با نام ترامپ آشنا هستند اما عده کمی نام «شی جینپینگ» رئیس جمهور چین را میشناسند که در کمال سکوت و موثر عمل میکند. این نام را به خاطر بسپارید وی رهبر آینده دنیاست آنهم بدون نشستهای خبری و توییت کردن و بدون همسر (اشاره به ملانیا) و دخترش (ایوانکا) که همسر جرد کوشنر دوست نتانیاهوست. ترامپ بدترین روزهایش را سپری میکند و حرص و آز اقتصادی او را به دلقک تبدیل کرده است و مشاورانش بر وی شوریده اند و وی را مسئول قربانی شدن ۲۲ هزار آمریکایی میدانند.
پرسپولیس و استقلال شانس آوردند کرونا آمد/ لیگ باید برگزار شود
اسماعیل حلالی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره زمان احتمالی ادامه بازی های نوزدهمین دوره رقابت های لیگ برتر که در پایان هفته بیست و یکم به دلیل شیوع ویروس کرونا متوقف شد گفت: فکر می کنم تا ۱۰ روز آینده در خصوص نحوه برگزاری بازی های لیگ برتر تصمیم گیری شود. من فکر می کنم در صورت مجوز ستاد مبارزه با شیوع کرونا بازی های لیگ برتر ادامه پیدا خواهد کرد. بهترین راه این است که بازی ها برگزار شود. فکر می کنم تمام تیم ها استراحت کاملی داشته اند و می توانند در چند بازی باقیمانده تا پایان لیگ از تمام نفرات خود استفاده کنند.
کارشناس فوتبال ایران ادامه داد: البته تمام این مسائل به شرایط سلامت اجتماعی باز می گردد. به نظرم ایرادی هم ندارد چند بازی اول را بدون تماشاگر برگزار کنیم تا بازی های داخلی طبق پروتکل های وزارت بهداشت برگزار شود.
وی راجع به احتمال پوکر قهرمانی پرسپولیس با توجه به اختلاف ۱۰ امتیازی این تیم با رده های دوم و سوم جدول تاکید کرد: اگر بازی های باقیمانده برگزار شود دیگر اعتراضی را نمی شنویم. قطعاً پرسپولیس مستحق قهرمانی است اما بهتر است در پایان فصل و با برگزاری تمامی بازی ها جشن خود را بگیرد.
حلالی درباره آشفتگی مدیریتی در پرسپولیس تصریح کرد: مشکلات مدیریتی در استقلال و پرسپولیس کاملاً اساسی است. اشتباه است بگوییم این تیمها برای مردم هستند چون مالکیت این تیم در اختیار وزارت ورزش و جوانان است. به نظرم از مدیران هم نباید خرده گرفت. چون آنها باید در بازه زمانی کوتاه مدت، درآمد زایی می کردند. هر دو باشگاه شانس آوردند که کرونا ۀمد و لیگ را تعطیل کرد وگرنه با حاشیه های زیادی که در انتخاب مدیرعامل داشته و دارند قطعاً بیشترین ضربه را می خوردند و افت شدیدی می کردند.
خبرگزاری مهر – گروه بینالملل: در روزهایی که همه حواسها بدنبال اطلاع از آخرین وضعیت کرونا در ایران و جهان بود، تصویری ویدئویی از «مارکوس رویز ایوانز» مدیر کمپین «بله کالیفرنیا»، منتشر شد که در آن ایوانز به نوعی از مردم ایران طلب کمک میکرد.
وی در پیامی ویدئویی، بر طبل مخالفت با سیاست خارجی کاخ سفید کوبید و خطاب به مردم ایران گفت: «ما خواهان جدایی از آمریکا هستیم… مردم کالیفرنیا مخالف سیاستهای واشنگتن هستند… کالیفرنیای مستقل روابط دوستانهای با ایران خواهد داشت… ما معتقد به ساختن پل هستیم نه دیوار… ما میخواهیم کالیفرنیا را در مسیر جدیدی قرار دهیم… بسیاری از مردم سراسر جهان دولت آمریکا را به دلیل سیاستهای خصمانهاش دوست ندارند، ما کالیفرنیاییها نمیخواهیم این سیاستها به نام ما تمام شود… ایران مانند روسیه یک کشور بسیار مهم است و نقشی استراتژیک در اقتصاد جهان دارد… اگر مردم ایران اعلام کنند که کالیفرنیا در صورت استقلال کالیفرنیا، به رسمیت شناخته خواهد شد، این مسئله آتشی در کالیفرنیا به پا خواهد کرد.»
باید توجه داشت که جامعه آمریکا در سالهای اخیر به شکل روزافزونی دوقطبی شده و جمهوریخواهان بیشتر محافظهکار شده و دموکراتها بیشتر لیبرال.
«برنارد گرافمن»، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیا، میگوید: ما از سالهای پس از جنگ داخلی تا به امروز شاهد چنین دوقطبی شدیدی در سیاست نبودهایم. دوقطبی موجود در کنگره هم در صد سال گذشته بیسابقه است.
وضع در کالیفرنیا هم همین است. در چند سال گذشته اختلافات چه در داخل ایالت، و چه بین ایالت و باقی ایالتهای آمریکا، چنان افزایش یافته است که منجر به حداقل شش مورد درخواست برای تقسیم ایالت یا استقلال از ایالات متحده منجر شده است.
جنبش استقلال کالیفرنیا چرا و چگونه شکل گرفت؟
جنبش استقلال طلبان کالیفرنیا، جنبشی سیاسی با هدف اعلام استقلال کالیفرنیا است که به شکل قانونی فعالیت خود را در قالب «حزب ملی کالیفرنیا» دنبال میکند.
این حزب تازه تأسیس با الهام از حزب استقلال طلبان اسکاتلند از بریتانیا در دسامبر ۲۰۱۵ اعلام موجودیت کرد و کمتر از یک ماه بعد وزارت داخلی آمریکا با اعلام رسمی ثبت این حزب را تأیید کرد.
لوئیز مارینلی، از رهبران و مؤسسان این حزب در گفتگو با نشریه آمریکایی وایز؛ الهام گرفتن و تأثیرپذیری از استقلال طلبان اسکاتلندی را تأیید کرده و هدف حزب ملی کالیفرنیا را استقلال گام به گام از آمریکا عنوان نموده است.
این حزب همزمان با تأسیس دفترش، جنبش «بله به کالیفرنیا» را نیز راه اندازی کرد که هدف آن جلب نظر افکار عمومی برای مسئله استقلال کالیفرنیا است.
حزب ملی کالیفرنیا، به عنوان رهبر اصلی استقلال طلبان کالیفرنیایی، اهداف خود را با انتشار یک بیانیه به این شرح اعلام کرد:
-ترویج و تقویت هویت کالیفرنیایی به عنوان هویتی جدا از آمریکا
-کمک به استقلال مالی کالیفرنیا از آمریکا
-اولویت دادن منافع کالیفرنیا بر منافع آمریکا
-انتقال قانونی و حقوقی حاکمیت سیاسی از واشنگتن به شهر ساکرامنتو مرکز ایالت کالیفرنیا
-تلاش برای شناساندن کالیفرنیا به عنوان یک کشور مستقل در روابط بین الملل
-تقویت دولت محلی همزمان با فرایند تدریجی انتقال قدرت.
دلایل گرایش استقلال طلبان کالیفرنیا به ایران
سایر اعضای حزب اهداف دیگری نیز از جمله تأسیس وزارت بهداشت مستقل، استقلال بازارهای مالی و اقتصادی کالیفرنیا از دیگر مناطق آمریکا، اصلاح سیستم دادگستری و قضائی، حذف خشونت پلیس و مأموران امنیتی، اصلاحات در سیستم آموزشی و استقرار عدالت آموزشی و فرصت برابر و اصلاح در سیستم پذیرش مهاجران و ایجاد شرایط مساعد و عادلانه برای مهاجرت اعلام کردهاند.
«کالگزیت» (Calexit)، لقبی است که به جنبش «بله به کالیفرنیا» (Yes to California) داده شده است. نام این جنبش یادآور کمپین «بله به اسکاتلند» است که در جریان انتخابات سال ۲۰۱۵ خواهان استقلال اسکاتلند از بریتانیا بود.
کمپین معتقد است که کالیفرنیا از قوانین فدرال متضرر شده است، اینکه مالیات این ایالت به دولت فدرال بیش از بودجهای است که از آن دریافت میکند، اینکه ایالت احساس میکند از قدرت سیاسی در واشنگتن دی. سی. بهدور افتاده و تفاوت سیاسی و فرهنگی بسیاری بین کالیفرنیا و بقیه کشور وجود دارد.
در تاریخ ایالت کالیفرنیا ۲۰۰ پیشنهاد مختلف برای جدایی ارائه شده است. کرمیت روزولت، یک استاد قانون اساسی در دانشگاه پنسیلوانیا، میگوید: جدایی کالیفرنیا هیچگاه رخ نخواهد داد زیرا بهنفع آمریکا نیست.
در چند سال گذشته اختلافات چه در داخل ایالت کالیفرنیا، و چه بین ایالت و باقی ایالات متحده، چنان افزایش یافته است که منجر به حداقل شش مورد درخواست برای تقسیم ایالت یا استقلال از ایالات متحده منجر شده است
وی معتقد است: «امکان ندارد این اتفاق بیفتد، از اینکه مردم درباره آن سخن میگویند متعجب نیستم. اگر انتخابات ۲۰۱۶ سرنوشت دیگری میداشت اکنون تگزاس بود که سعی میکرد جدا شود، اما این کار واقعگرایانه نیست».
نامهای مطرح در استقلال کالیفرنیا
تا این بخش مشخص شد که لوئیز ماینلی و مارکوس رویز ایوانز از جمله افراد تأثیرگذار در فرایند استقلال کالیفرنیا از آمریکا هستند اما در این میان نام یک ایرانی نیز شنیده میشود و او کسی نیست جز «شروین پیشهور».
به دنبال پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۶، این شهروند ایرانی – آمریکایی رهبری کمپینی را برای جدایی ایالت کالیفرنیا از آمریکا برعهده گرفت.
سایت سی ان بی سی آمریکا در این رابطه نوشت: شروین پیشهور فعال اقتصادی ایرانی – آمریکایی و یکی از بزرگترین سرمایه گذاران و مغز متفکر در پشت فعالیتها برای درخواست استقلال ایالت کالیفرنیا از آمریکا بود.
این رسانه افزود: شروین پیشهور یکی از سرمایه گذاران بزرگ و اصلی در زمینه فناوریها در جهان و دارنده سهم بزرگتر را در شرکت (Uber) متخصص در زمینه حمل و نقل را دارد که دفتر آن در شهر سانفرانسیسکو در ایالت کالیفرنیاست. این شهروند ایرانی – آمریکایی سهم بزرگی را نیز در شرکت «هایپرلوپ وان» (Hyperloop One) فعال در زمینه حمل و نقل دارد.
شروین پیشهور در مصاحبه با این سایت خبری نیز گفته است که هدفش از کمپین درخواست استقلال کالیفرنیا تحت شعار Calexit است.
او قبل از این در کمپینهای جمعآوری پول برای ستاد تبلیغاتی هیلاری کلینتون نامزد دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا فعالیت میکرد.
اهمیت کالیفرنیا برای آمریکا و تبعات جدایی آن از ایالت متحده
ایالت کالیفرنیا واقع در جنوب غربی آمریکا و در ساحل اقیانوس، با داشتن بیش از ۴۰ میلیون نفر جمعیت، پرجمعیتترین ایالت آمریکاست. کالیفرنیا همچنین بعد از آلاسکا و تگزاس نیز بزرگترین ایالت آمریکا از نظر مساحت است. مرکز ایالت کالیفرنیا شهر ساکرامنتو و لسآنجلس، سن دیگو، سن خوزه و سانفرانسیسکو از شهرهای مهم این ایالت است.
اکثریت ساکنان ایالت کالیفرنیا هوادار حزب دموکرات هستند و در انتخابات سال ۲۰۱۶ نیز در این ایالت، هیلاری کلینتون کاندیدای دموکراتها توانست بر رقیب جمهوریخواه خود یعنی ترامپ پیروز شود و تمامی ۵۰ رأی الکترال این ایالت را از آن خود کرد.
ایالت کالیفرنیا دارای ظرفیتهای اقتصادی بسیار بالایی است به طوری که اگر یک کشور مستقل بود اقتصادش معادل ششمین قدرت اقتصادی جهان بود. کالیفرنیا سومین ایالت بزرگ آمریکا و ثروتمندترین منطقه این کشور است که در صورت موفقیت جنبش استقلالطلب در جدایی از دولت فدرال، ضربه سنگین اقتصادی و بینالمللی به کاخ سفید وارد خواهد شد.
شروین پیشهور فعال اقتصادی ایرانی – آمریکایی و یکی از بزرگترین سرمایه گذاران و مغز متفکر در پشت فعالیتها برای درخواست استقلال ایالت کالیفرنیا از آمریکا بود
اقتصاد کالیفرنیا از اقتصاد کل انگلیس بزرگتر است و مالیاتی که به دولت مرکزی آمریکا پرداخت میکند، از همه ایالتهای دیگر این کشور، بیشتر. مردم کالیفرنیا به نحوه رسیدگی دولت مرکزی با توجه به مالیاتی که میپردازند، ناراضی هستند و میخواهند که کنترل درآمدها را خود، در اختیار داشته باشند.
غولهای فناوری آمریکا ازجمله اپل، گوگل، ادوبی، هیولت پاکارد، ای. ام. دی.، اینتل، اوراکل و یاهو در این ایالت در منطقه «سیلیکون ولی» (Silicon Valley) به معنای دره سیلیکون واقع شدهاند. فقط یک قلم از ضرر اقتصادی آمریکا در این صورت، جدا شدن درآمد سالانه حدود ۲۷۰ میلیارد دلاری شرکت اپل از عایدی ایالاتمتحده است. به همین دلیل اگر مردم کالیفرنیا بر جدایی از آمریکایی از اجماع کنند، این کشور ضربه سختی خواهد خورد.
مردم کالیفرنیا که بیشترین سهم را در پر کردن ذخایر فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) دارند، شاهدند که دولت مرکزی دچار ضعفهای آبروبر و فاحش در مهار ویروس کرونا شده است. در حال حاضر آمریکا نزدیک به ۳۷۰ هزار نفر مبتلا به کرونا دارد که حدود ۱۱ هزار نفر از آنها درگذشتهاند.
سیاستهای مهاجر ستیزانه کاخ سفید نیز به مذاق مردم کالیفرنیا خوش نمیآید. اکثر ساکنان این ایالت به مهاجران همسایه جنوبی خود (مکزیک) خوشامد میگویند؛ اما ترامپ اصرار دارد که در سراسر ایالتهای هممرز با این کشور شامل تگزاس، نیومکزیکو، آریزونا و کالیفرنیا دیواری برای ممانعت از ورود مهاجران احداث کند.
افزون بر این، آمریکای منهای کالیفرنیا موقعیت فعلی خود را در دنیا از دست میدهد و چرخش سیاسی آن باعث تیرگی روابطش با کشورهایی نظیر کانادا و نزدیکی مضاعفش به کشورهایی نظیر روسیه و مجارستان خواهد شد. ازاینرو، عده کثیری از مردم این ایالت با توجه به تبعیضهای موجود در سیستم حکومت فدرال، خواستار پایان حضور ایالتشان در حکومت مرکزی هستند.
از دست دادن کالیفرنیا قطعاً ضربه سختی به اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد. کالیفرنیا پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا است (بزرگتر از کل اقتصاد بریتانیا)، و مالیاتی که به خزانه دولت مرکزی میفرستد از هر ایالت دیگری بیشتر است. شدت نهایی ضربه به سیاستهای تجاری و قراردادهای اقتصادی متقابلی بستگی خواهد داشت که بین طرفین امضا خواهد شد. ولی ایالات متحده در هر صورت ضربه خواهد دید.
برندون اولری، استاد علوم سیاسی در دانشگاه پنسیلوانیا، میگوید: ارزش دلار سقوط خواهد کرد و ممکن است یورو و یوان چین جای آن در اقتصاد جهانی را بگیرند.
اما از طرف دیگر، کالیفرنیا به متحد جذاب جدیدی برای کشورهای لیبرال تبدیل خواهد شد. استیون سایدمان، استاد امور بینالملل در دانشگاه اوتاوا، میگوید: با استقلال کالیفرنیا، ناگهان دنیا از یک نظام دوقطبی بین چین و ایالات متحده به یک نظام چندقطبی بین ایالات متحده، چین، کالیفرنیا، هند و دیگران تغییر پیدا میکند. چنین اتفاقی باعث پیچیدگی روابط بینالمللی خواهد شد.
کالیفرنیای مستقلی که به دنبال یافتن جایگاه برتر در دنیا است، احتمالاً سعی خواهد کرد که در مسائل مهمی نظیر تغییرات اقلیمی نقشی پیشرو ایفا کند. اما روی دیگر این سکه عقبگرد ایالات متحده در زمینههایی چون قوانین زیستمحیطی، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدید پذیر، و موارد مشابه خواهد بود.
ترامپ و کرونا عامل تشدید روحیه استقلال طلبی
از زمان اعلام پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا، شماری زیادی با تظاهرات در شهرهای کالیفرنیا خواستار استقلال این ایالت از آمریکا و ایجاد کشور کالیفرنیا شدند. در سال ۲۰۱۶ «الکس بادیلا» دبیر ایالت کالیفرنیا اعلام کرد که وی برای کمپین «کالیفرنیا وطن است» مجوز فعالیت صادر کرده است.
این کمپین به «کالگزیت» نیز معروف شده که برگرفته از دو کلمه کالیفرنیا و اگزیت (خروج از آمریکا) است. مجوز این کمپین جهت جمعآوری تعداد امضای لازم برای به همهپرسی گذاشتن استقلال ایالت کالیفرنیا از آمریکا صادر شده است.
موضوع استقلال کالیفرنیا از آمریکا بارها مطرح شد اما به دنبال رأی آوردن دونالد ترامپ در انتخابات اخیر ریاست ایالات متحده آمریکا، موضوع استقلال آن جدی تر از قبل مطرح و پیگیری شد.
پس از انتخاب دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور بعدی آمریکا هشتگ Calexit# بهسرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد. رأی هیلاری کلینتون در کالیفرنیا ۶۱.۵ درصد بود در حالی که ترامپ تنها توانسته بود ۳۳.۲ درصد آرا را در این ایالت کسب کند. مارینلی معتقد است که این امر نشان دهنده اختلاف سیاسی بین این ایالت و سایر نقاط کشور بوده و از آنها ترقیخواهتر است و اینکه مردم کالیفرنیا از اظهارات ترامپ درباره اقلیتها خشمگین شدهاند.
مردم کالیفرنیا که بیشترین سهم را در پر کردن ذخایر فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) دارند، شاهدند که دولت مرکزی دچار ضعفهای فاحش در مهار ویروس کرونا شده است اما در ماههای اخیر نیز با توجه به عملکرد ضعیف دولت آمریکا در مقابله با ویروس کرونا، بار دیگر صدای استقلال طلبی در کالیفرنیا بلند شده است. مردم کالیفرنیا که بیشترین سهم را در پر کردن ذخایر فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) دارند، شاهدند که دولت مرکزی دچار ضعفهای فاحش در مهار ویروس کرونا شده است. در حال حاضر آمریکا نزدیک به ۳۷۰ هزار نفر مبتلا به کرونا دارد که حدود ۱۱ هزار نفر از آنها درگذشتهاند.
آمریکای دوران دونالد ترامپ، را باید یک دوره زمامداری متفاوت از آنچه تاکنون در این کشور حاکم بوده، دانست.
آمریکا در این زمان با گسترش ویروس کرونا و بی توجهی حاکمیت به تبعات آن در کشور، یک دوره گذار را سپری میکند. حتی بسیاری از نظریه پردازان اعتقاد دارند که به احتمال زیاد دوران افول واقعی آمریکا فرا رسیده است.
مخالفتها در درون آمریکا با سیستم حاکمیتی، اکنون به خاطر شیوع ویروس کرونا افزایش یافته است و این واکنشها از آنجا ناشی میشود که دولت حاکم، به ریاست ترامپ عملکردی از خود نشان داده است که حتی هم حزبیهای او نیز از این روش ناخرسند هستند.
مدیریت بحران کرونا در آمریکا اکنون به یکی از عوامل اصلی انتقاد علیه دونالد ترامپ، تبدیل شده است چرا که سیستم بهداشتی درمانی این کشور به خاطر گسترش ویروس کرونا توانایی جوابگویی به این بحران را ندارد.
اخبار و گزارشهایی که از درون آمریکا منتشر میشود گویای آن است که وضعیت کرونایی آمریکا وخیم است و احتمال جان باختن هزاران نفر در این کشور بعید نیست. آمریکا پتانسیل استقلال ایالتهای خود را دارد و در این زمینه چندین ایالت در این کشور خواهان استقلال از دولت مرکزی هستند. ایالت کالیفرنیا، فلوریدا و تگزاس و چندین ایالت دیگر پیشتاز استقلال از آمریکا هستند. هر چند تاکنون آنها در این خواسته به نتیجه نرسیدهاند، اما اکنون شرایطی که در دوران ترامپ، بر آمریکا حاکم شده باعث گشته تا آنها فعالیتهای استقلال طلبانه خود را افزایش دهند.
در این میان مخالفت رئیس استقلال طلبان ایالت کالیفرنیا با سیاستهای امپریالیستی سردمداران آمریکا، زنگ خطری برای سیاستهای لیبرال سرمایه داری این کشور است که اکنون خود را به خاطر وضعیت حاکم در کشور و دنیا در خطر نابودی میبیند.
خطری که حتی هنری کیسینجر، نظریه پرداز آمریکا نیز آن را احساس کرده و در مقالهای که به تازگی آن را منتشر کرده به آن پرداخته است.
کافی است یکی از ایالتهای آمریکا به خواسته خود برسد و از ایالات متحده جدا شده و استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی پیدا کند، آنگاه این اتفاق برای دیگر ایالتها نیز خواهد افتاد و به یک مطالبه بزرگ درون آمریکا تبدیل خواهد شد.
جمهوریخواهان حامی و دموکراتها مخالف کالگزیت
اما در میان این هیاهو جمهوریخواهان که در آمریکا به «فیل ها» معروفند از استقلال و جدایی کالیفرنیا استقبال میکنند اما دموکراتها که از آنها با عنوان «الاغ ها» یاد میشود، با آن مخالف هستند.
دلیل این حمایت و مخالفت چیست؟
شاید بتوان گفت استقلال کالیفرنیا از آمریکا برای دموکراتها یک کابوس است؛ چرا؟
کالیفرنیا پرجمعیتترین ایالت کشور است، و جداییاش توازن قدرت در کشور و کنگره را به نفع جمهوریخواهان تغییر خواهد داد. در عین حال، از دست رفتن آرای الکترال این ایالت باعث خواهد شد که هیچ دموکراتی در آینده نزدیک به ریاستجمهوری ایالات متحده نرسد.
استیون سایدمان، استاد امور بینالملل در دانشگاه اوتاوا، میگوید: وضعیت سیاسی دموکراتها به شدت خراب خواهد شد. آنها از اوایل دهه ۱۹۹۰ به بعد برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری به شدت به کالیفرنیا وابسته بودهاند.
دقیقاً به همین دلیل سیاسی است که جمهوریخواهان تندرو با استقلال کالیفرنیا موافق هستند چون در صورت وقوع چنین وضعیتی، قدرت سیاسی در ایالت متحده بطور کی در اختیار آنها قرار میگیرد.
در چنین صورتی، دموکراتها در سایر ایالات چارهای نخواهند داشت جز اینکه به راست چرخند. به عقیده برنارد گرافمن، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیا، دموکراتها، در نبود کالیفرنیا، تنها میتوانند به میانهروی در سیاست ایالات متحده امیدوار باشند – چیزی شبیه دوران آیزنهاور که اجماع سیاسی به کارهای بزرگی چون ساخت شبکه آزادراهی کشور منجر شد.
خروج قانونی یا جنگ داخلی
اگرچه قانون اساسی آمریکا تمهیداتی را برای جذب ایالات جدید در این کشور تعبیه کرده است، اما هیچگونه چارچوب قانونی برای جدایی یک ایالت وجود ندارد. یکی از گزینهها بهاعتقاد حامیان «کالگزیت» اصلاح قانون اساسی است تا به ایالت طلایی اجازه داده شود طی رفراندومی آمریکا را ترک کند. اگر این اصلاحیه با دوسوم اکثریت در هر دو مجلس کنگره آمریکا مجلس نمایندگان و سنا تصویب شود به قانونگذاران ۵۰ ایالت فرستاده خواهد شد. سیوهشت مجلس ایالتی باید این اصلاحیه را تصویب کنند تا جنبه قانونی یابد. روش دیگر این خواهد بود که کنوانسیونی متشکل از تمام ۵۰ ایالت تشکیل شده و یک تأییدیه مشابه ۶۷ درصدی از ایالتها به دست آید.
اما اگر کالیفرنیا نخواهد از این روشها استفاده کند چه پیش خواهد آمد؟ اگر کالیفرنیا نخواهد کسب اجازه کند؛ اگر کالیفرنیا بخواهد که بهسادگی ایالات متحده را ترک کند؟
در حقیقت آخرین باری که برخی ایالتها تلاش کردند که از آمریکا جدا شوند خونینترین جنگ این کشور به وقوع پیوست: جنگهای داخلی (۱۸۶۵۱۸۶۱) که منجر به مرگ ۶۰۰ هزار آمریکایی شده و در نهایت با شکست جداییطلبان جنوبی به پایان رسید.
کالیفرنیا پرجمعیتترین ایالت کشور است، و جداییاش توازن قدرت در کشور و کنگره را به نفع جمهوریخواهان تغییر خواهد داد. در عین حال، از دست رفتن آرای الکترال این ایالت باعث خواهد شد که هیچ دموکراتی در آینده نزدیک به ریاستجمهوری ایالات متحده نرسد
از منظری، جداییطلبی یک سنت آمریکایی است. ایالتهای این کشور زمانی مستعمره بریتانیا بودند و از آن جدا شدند. وقتی ایالتهای مستعمره قانون اساسی جدید را تصویب کرده و ایالات متحده را تشکیل دادند ۹ ایالت از آن جدا شدند.
کمتر از یکصد سال بعد، برخی جنوبیها اعلام کردند که اعلامیه استقلال آمریکا به جدایی جنوب جنبه قانونی میبخشد. دیگر جداییطلبان اعتقاد داشتند اتحادیه یک قرارداد داوطلبانه بوده که مفاد آن توسط شمال نقض شده است. دولت فدرال با این استدلال و خواسته مخالفت کرده و با جنگ به جداییطلبیها پاسخ داد. پس از جنگ دادگاه عالی آمریکا بهصورت رسمی اعلام کرد که وقتی ایالتها قانون اساسی را پذیرا میشوند، از حق خود برای ترک ایالات متحده صرفنظر میکنند.
اما «مارکوس رویز ایوانز» مدیر کمپین «بله کالیفرنیا»، در این رابطه میگوید: قانون اساسی ایالات متحده، جدایی ایالتها را ممنوع نکرده، بلکه میگوید برای حلوفصل اینگونه مسائل، حکم دیوان عالی لازم است. دیوان عالی سال ۱۸۷۰ پس از پایان جنگ داخلی در پرونده «تگزاس مقابل وایت» حکم داد که هر یک از ایالتهای آمریکا میتواند به طور قانونی در صورت «موافقت ایالتها» از ایالات متحده جدا شود.
«اروین چمرینسکی» برجستهترین کارشناس قانون اساسی در کالیفرنیا معتقد است که به دست آوردن یک اکثریت ساده آرا در کنگره میتواند شرط مدنظر دیوان عالی را محقق کند. از آن جایی که کالیفرنیا با رأی اکثریت کنگره وارد ایالات متحده شد، با رأی اکثریت هم میتواند از این اتحادیه خارج شود. با این حال، هیچیک از رسانههای آمریکا اشارهای به پیشزمینههای قانونی استقلال کالیفرنیا از آمریکا نمیکنند.
چرا ایران؟
شاید در نگاه اول به دلیل سیاستهای خصمانهای که آمریکا در طول تاریخ علیه ملت ایران داشته، اینکه رهبری یک جنبش جدایی طلب در داخل آمریکا از ایران طلب کمک میکند، موضوعی جالب توجه است؟
ایوانز مدیر کمپین استقلال کالیفرنیا از آمریکا، بعد از انتشار آن ویدئو در مصاحبهای که با سایت «سیاست پارسی» داشته میگوید: پس از روسیه به عنوان یک عضو دائم شورای امنیت، اگر ایران هم با تأسیس نمایندگی فرهنگی کالیفرنیا موافقت کند، رسانههای بینالمللی به پوشش اخبار جدایی این ایالت از آمریکا و مقامات ایالتی به حمایت از این آرمان مردم کالیفرنیا وادار خواهند شد.
وی در مورد اینکه چرا از ایران طلب کمک کرده است گفت: بر خلاف رسانههای آمریکایی، رسانههای بینالمللی با ما رفتار منصفانهای داشتهاند. اگر مردم دولت ایران بتوانند صدای ما را از مانع رسانههای آمریکایی عبور بدهند و به دنیا برسانند، آنگاه مردم کالیفرنیا مفهوم کالگزیت را خواهند پذیرفت. بزرگترین کاری که ایران میتواند انجام بدهد، این است که اجازه بدهد یک نمایندگی فرهنگی از کالیفرنیا در این کشور تأسیس شود. اگر ایران هم همان کاری را انجام دهد که روسیه انجام داد، آنوقت رسانههای بینالمللی مجبور خواهند شد تا خبرِ به رسمیت شناخته شدن کالیفرنیا توسط کشورهای دیگر را مخابره کنند. آنوقت مقامات کالیفرنیا نیز متقاعد میشوند تا از جنبش استقلال از آمریکا حمایت کنند. ایران اهمیت و قدرت لازم برای تحقق این آرزوی کالیفرنیا را به واقعیت تبدیل کند.
این گفتهها نشان میدهد که رهبر جنبش بله کالیفرنیا، از یک سو به دنبال استفاده از ظرفیتها و جایگاه ایران در نزد رسانههای بینالمللی است تا شاید از این طریق بتواند جنبش و خواسته خود را بیش از گذشته مطرح کرده و از سوی دیگر با توجه به حساسیت نهادهای سیاستگذار در داخل آمریکا بر روی ایران، وی تلاش دارد تا با نزدیک کردن خود به جمهوری اسلامی، با وارد کردن فشار مضاعف بر حاکمان ایالات متحده امتیازات ویژهای را بدست بیاورد.
منابع:
-یک ایرانی در پشت پرده کمپین استقلال کالیفرنیا از آمریکا، ایلنا، ۱۳۹۵
-زمزمههای استقلال کالیفرنیا؛ آمریکای پس از کرونا چگونه است؟، میزان، ۱۳۹۹
-کالگزیت؛ آیا کالیفرنیا در ۲۰۱۹ از آمریکا جدا میشود، تسنیم، ۱۳۹۵
-هزینههای سنگین اقتصادی و بینالمللی جدایی کالیفرنیا از آمریکا / ایالتی که در استقلالطلبی تنها نیست، آنا، ۱۳۹۹
-جنبش «کالگزیت» از ایران چه میخواهد؟، سیاست پارسی، ۱۳۹۹
ناحیه بوگرا در بنگلادش هر ساله مقدار وسیعی برداشت فلفل دارد که حجم زیاد آن باعث میشود این محصول به کشورهای دیگر نیز صادر شود.
بیش از ۲۰۰۰ کارگر در ۱۰۰ مزرعه فلفل هنگام برداشت محصول مشغول به کار میشوند و تمام روز را در حال چیدن هستند.
فلفل قرمز یکی از ادویههای مهم و پرکاربرد در غذاهای بنگلادش است که در انواع خوراکیها استفاده میشود.
در اینجا تصاویر مراحل خشک کردن فلفلهای قرمز و تند در بنگلادش را مشاهده میکنید.
خبرگزاری مهر؛ گروه مجله-مرضیه کیان: از وقتی با بچههای محلهی جدیدمان آشنا شدم، در هفته چند روزی برای نماز جماعت میرفتیم مسجد سر کوچه؛ مسجد قدیمی که حیاط با صفایی دارد، حوض بزرگ آبی فیروزهای که با چهار گلدان سفالی شمعدانی گل قرمز در گوشههای حوض دلبری میکند. از خانه وضو نمیگرفتم تا بهانهای باشد کنار حوض مسجد وضو بگیرم.
روح آدم تازه میشود در این حیاط! رنگهای آبی و قرمز و سبز و زرد شیشهی پنجرهها کنار دیوارهای آجری چنان حسی را درونم به پا میکند که انگار به دنیایی از رنگ و آرامش قدم گذاشتم.
اما باید اعترافی کنم! کم همتی میکردم و با وجود تمام حس و حال خوبی که میگرفتم، هر روز برای نماز جماعت نمیرفتم، البته ناگفته نماند، هر بار که میرفتم تا روزها من را سرحال و شاداب نگه میداشت. یک جورهایی مسجد برایم جایگزین بی نظیری برای کافه و سینما و پارک بود!
برنامههای فرهنگی، علمی، اجتماعی و چیزهای دیگر هم از جمله کارهای فوق برنامهی مسجد بود که هم برای من و هم برای دوستانم بسیار جذاب بود. از برگزاری مناسبتهای مذهبی، جشن و سرور و سیاسی مثل تبدیل شدن به شعبهی محل اخذ رأی در روزهای انتخابات گرفته تا کلاسهای خیاطی و گلدوزی برای خانمها…
از اوایل اسفند که این ویروس لعنتی آمد و کار و کاسبی همه را کساد کرد، کم کم نماز جمعهها لغو شد و داشت خبر لغو برپایی نمازهای جماعت مساجد هم به گوش میرسید، ولی اصلاً فکرش را نمیکردم که روزی توفیق نماز جماعت از من گرفته شود، تا روزی که نماز جماعت مسجد محلهی ما هم لغو شد.
مستأصل شده بودم، چند روزی بود دیگر مسجد نمیرفتم، حال دلم خوب نبود، دلم برای حیاط باصفای مسجد تنگ شده بود، برای شوخی کردن با حاج آقا، برای حس و حال خوب بعد از نماز، برای درسهای کلاسها. تمام پارکها و سینماها و کافهها هم تعطیل شده بود، هرچقدر تو گوشی و واتساپ و اینستاگرام چرخ میزدم حالم سر جایش نمیآمد، عید هم که اینطوری دلگیر و غمزده شروع شد، نه دید و بازدیدی بود و نه ماچ و بوسه با دایی و خاله و عمو و عمه!
همان روز اول عید بود که علی (یکی از بچههای مسجد) زنگ و زد و بعد از چاق سلامتی گفت: “اگر کاری نداری و جایی نرفتی، دوست داشتی بیا مسجد! چند روزی هست که کانون فرهنگی برای مبارزه با کرونا دارد فعالیت میکند و نیروی کمکی میخواهیم” همین طور که علی داشت صحبت میکرد و گوشی را بین گوش و کتفم گرفته بودم، لباس پوشیدم و خودم را رساندم مسجد…
شاید باورش آسان نبود، اما در روزهایی که قرنطینه زدگی همه را خانه نشین کرده بود، فعالیتهای جهادی و دلی مردمی، کلی از اهالی را با هر سن و سالی از بچهی ۱۲ ساله تا پیرمرد ۶۸ ساله را با صورت ماسک زده و دستکش به دست در مسجد دور هم جمع کرده بود و همه پای کار بودند.
از سمت خانمها صدای چرخ خیاطی میآمد که گفتند مشغول دوختن ماسک و گان هستند، این طرف هم پک های ارزاق برای مناطق و خانوادههای محروم آماده میشد؛ داخل پک ها مواد شوینده، ماده ضد عفونی کننده، مواد غذایی و ماسک و دستکش قرار میدادند و کارتونها را چسب میزدند و گوشهای میچیدند. داخل حیاط چند تا از بچهها داشتند محلول ضدعفونی کننده آماده میکردند و داخل گالنهای ۴ لیتری و بطریهای یک لیتری برای توزیع بین مردم و ضدعفونی کردن معابر میریختند.
گوشهای حاج آقا داشت با تیم شناسایی خانوادههای نیازمند صحبت میکرد تا پک های ارزاق هنگام توزیع به مستحقش برسد. و بعد آماده شد تا روانه غسالخانه بشود و برای امواتی که از بیماری کرونا جان خود را از دست دادهاند، غسل میت انجام دهد.
یاد خاطرات پدرم افتادم که داشت آلبوم جنگ را ورق میزد و از دوستان شهیدش میگفت. پرسیدم چطوری اعزام شدید؟ گفت: “اون روزها مسجدها کانون اصلی تحولات جنگ در پشت جبههها بودند و همین مسجدها بود که جوانها را در دل خودش جمع میکرد و خیلی از بچهها بعد از ثبت نام، از طریق همین مسجدها به جبهه اعزام میشدند.”
لابلای حرفهای پدر، مادرم میگفت: “ما هم با خانمها جمع میشدیم داخل مسجد، موادغذایی برای رزمندهها بسته بندی میکردیم و هرکسی چرخ خیاطی داشت میآورد و لباس میدوخت براشون، پیر زنها هم شال و کلاه میبافتند.”
خلاصه اینکه گروههای مردمی مختلف باز هم با ظاهری متفاوت در سنگر مسجد جمع شدند تا دوش به دوش یکدیگر، این بار برای مقابله با ویروس کرونا بسیج شوند و در برابر این بیماری سربلند بیرون آیند و چراغ مسجد را روشن نگه دارند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بانک عامل بخش مسکن، بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار، دارندگان برخی تسهیلات بانکی به خصوص تسهیلات قرض الحسنه و تسهیلات کسب و کارها، مشمول امهال سه ماهه اسفند ۹۸ و فروردین و اردیبهشت ۹۹ اقساط میشوند.
لازم به ذکر است که این شرایط برای اقساط تسهیلات خرید یا ساخت بانک مسکن برقرار نبوده است.
بر اساس آخرین آمارهای دریافتی، بانک مسکن حدود ۲۸۹ هزار فقره تسهیلات قرض الحسنه تخصیص داده است که رقم تقریبی این تسهیلات حدود ۶.۳ هزار میلیارد تومان گزارش شده است.
سلبریتیهای کوچک؛ کودکان کار دوران جدید/مورد بعدی بازیگر پایتخت؟
خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ: زمانه عجیبی است. صفحه اینستاگرام خود را که باز میکنید بچههای کوچکی به چشم میخورند که وارد این اپلیکیشن شدهاند و صفحه اختصاصی ساختهاند و یا ابزاری برای به نمایش گذاشتن اصطلاحاً استعدادها و تواناییهایشان هستند یا وسیلهای برای سرگرمی و خنداندن دیگران. این بچهها نه سیاستمدار هستند، نه بازیگر و نه خواننده. حتی سواد خواندن و نوشتن نیز ندارند که بتوانند صفحههای خود را مدیریت کنند. کودک اند، محبوبیت و معروفیت چندانی هم ندارند اما تعداد فالوئرهایشان تعجب برانگیز است. والدین این کودکان به فکر مطرح کردن فرزندانشان در بین مردم هستند.
آرات حسینی نمونهای از این کودکان است. کودکی که از یک سالگی بدون آموختن فنون اصولی ژیمناستیک حرکتهای عجیبی اجرا میکند. تعداد فالوئرهای او ۷/۲ میلیون نفر است که ۸۰ درصد آن خارجی هستند. این اعداد برای یک کودک عجیب به نظر میرسد. به راستی آیا واقعاً انجام چنین حرکاتی که گاهی یک فرد بزرگسال از اجرای آن باز میماند از یک کودک چهارساله قابل درک است؟ هدف و منطق خانواده او از انتشار اینگونه کلیپها دیده شدن و جذب فالوئر بالاست یا تقویت استعداد فرزندشان آن هم از راه مجازی؟
امیرعباس رجبیان یکی دیگر از سلبریتی های کوچک اینستاگرام است که فقط ۱۰ سال دارد. کودکی که با دست به دست شدن یک ویدئو به نام «کچلیک» خیلی زود مورد توجه عموم قرار گرفت و به دنبال آن با حضور در برنامههای تلویزیونی مختلف مشهور شد. او که به امیرعباس کچلیک معروف است، به انتشار کلیپی که به دلیل خوردن کچلیک (کدو سبز مازندرانی) دچار دندان درد شده بود شناخته شد. امیرعباس در یکی از برنامههای تلویزیونی گفته بود که برای اجرا در هر برنامه پنج میلیون میگیرد و تعداد برنامههایش هم در ماه به ۱۰ عدد میرسد، یعنی در هر ماه ۵۰ میلیون درآمد دارد. او حتی مدعی است که مدیر برنامه نیز دارد و همه کارهایش را با او هماهنگ میکند.
ساحل بکرانی بازیگر کوچکی که در هفت ماهگی خود پس از بازی در سریال «دردسرهای عظیم ۲» به شهرت رسید. او اکنون ۶۹ هزار فالوئر دارد و اغلب عکسهایش را بیش از بیست هزار نفر میپسندند. کمتر کسی را میتوان یافت که با دیدن یا شنیدن تعداد لایک ها و فالوئرهای بالای این کودک شگفت زده نشود. کودکی که فاصله زیادی از دنیای کودکی تا دنیای مجازی دارد. طبق نظر برخی، معروفیت و کسب محبوبیت آن هم از طریق نمایش زیبایی منصفانه و اخلاقی نیست.
ابوالفضل رجبی ۱۳ ساله که با بازی در پایتخت ۶ شناخته شد نیز دارای پیج خصوصی در اینستاگرام است. او با انتشار عکسهایی از خود در این صفحه و هم چنین استوری ها و لایوهایی که با چندین بازیکن فوتبالی داشت نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. ابوالفضل در یکی از لایوهای خود که با سعید عزت اللهی داشت، بخشهایی از دیالوگهای سریال پایتخت را با این فوتبالیست اجرا میکرد. جدای از اینکه او علاقه مند به فوتبال است، بعید به نظر نمیرسد که به دنبال جذب فالوئر بیشتری نیز باشد.
اگرچه فضای مجازی در کسب اطلاعات روز دنیا تأثیر انکارناپذیری دارد اما عدم استفاده صحیح از این ابزار و نداشتن اطلاعات و آگاهی کافی میتواند برای همه گروههای سنی به خصوص کودکان خطرآفرین باشد. اینستاگرام یکی از این برنامه هاست که علاقه مندان زیادی به خود جذب کرده است. استفاده از این برنامه و اشتراک گذاری عکسها و فیلمها از سراسر دنیا در بیشتر کاربران وابستگی افراطی بوجود میآورد. برخی پدر و مادران نیز از این فرصت برای دیده شدن کودکان خود استفاده میکنند. در گذشته والدین از حداقلی ترین امکانات استفاده میکردند و آلبومهای عکس در ثبت خاطرات خوش کودکی نقش به سزایی داشتند. اما امروزه اینستاگرام جای آلبومهای دیروز را گرفته است و نظر دیگران برای این خانوادهها مهم است. اینکه چگونه دیده شوند نیز خود به دغدغهای برای این دسته از والدین تبدیل شده است. غافل از اینکه استفاده اینگونه از این برنامه هم سواستفاده از کودک است و هم آسیبها و مشکلاتی کودکان را تهدید کند.
کودک کار اینستاگرامی مرا دنبال کنید
میان پدر و مادرهایی که کودکان خود را در چهارراهها یا خیابانها میگذارند تا دستفروشی کنند، گل بفروشند، کفش واکس بزنند یا شیشه ماشینها را تمیز کنند و پدر و مادرهایی که از طریق کودکانشان در صفحههای اینستاگرامی درآمدزایی میکنند شباهتهایی هست. یکی از این شباهتهای بارز، کسب درآمد از طریق کودکان است. در حقیقت نه پدر و مادرهای این کودکان و نه فالوئرهای آنان به آسیبی که به آنها از این طریق وارد میشود نمیاندیشند. از بدو تولد کودک والدین صفحهای اختصاصی برایش باز میکنند و لحظه به لحظه بزرگ شدن کودک را به اشتراک میگذارند. اولین لبخند، اولین گریه، اولین دندان، اولین تلاش برای حرکت، اولین…. اما مسئله دردناک اینجاست که اینگونه والدین هیچ گونه حریم خصوصی برای فرزندان خود قائل نیستند. زمانیکه کودک نیز ببیند همه اطلاعات و عکسهای او با دیگران به اشتراک گذاشته شده است یاد میگیرد تا اطلاعات زندگی اش را با دیگران در میان بگذارد. آن زمان خانواده به خود میآید و می بیند که تمامی اسرار درون خانوادگی شأن در این برنامه موجود است. وقتی تعداد فالوئرها بالا میرود، پیشنهادات تبلیغاتی نیز به دنبال آن افزایش مییابد. برخی پدر و مادرها از کودک خود عکس میگیرند و منتشر میکنند و عملاً کودک خود را به یک کودک کار اینستاگرامی تبدیل میکنند. بسیاری از افراد نیز به دلیل زیبایی و جذابیتشان صفحه آنان را دنبال میکنند. حقیقتاً پدر ومادرهایی که از این طریق برای خود کسب درآمد میکنند در دراز مدت آسیبهای جدی به دلبندانشان میزنند. این کودکان معصوم بی خبر از همه جا که شباهتی هم به دنیای کودکی ندارند، آسیب پذیر میشوند و تلاش میکنند برای بهتر دیده شدن، نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنند. حتی کار به جایی رسیده که برخی عکاس نیز استخدام میکنند و هزینههای گزافی متحمل میشوند تا از وی یک سلبریتی بسازند. وقتی یک کودک را میآرایند و لباسهای آنچنانی میپوشانند، توسط چیزهای بی ارزش به فرزند خود ارزش میگذارند. در واقع کودک یاد میگیرد که چیزهای کمارزش دنیا را ارزشمند ببیند و از طرفی انتظار دارد که همهجا با او اینطور رفتار شود. والدین نا خواسته و بدون اطلاعات وآگاهی کافی کودکی با شخصیت پوشالی میپرورانند و حس رقابت با همسن و سال خودشان در درون کودک نهادینه میشود. به راستی برای تبلیغ محصولات اختصاصی کودک چه کسی مناسبتر از خود این کودک میتواند عمل کند؟
آیا کودک واقعاً ابزار خنده است؟
برخی از خانوادهها نیز کلیپهایی از فرزند خود ساخته و او را تبدیل به سوژه خنده میکنند. این کلیپها را انتشار داده و دست به دست میچرخند. غافل از اینکه این حرکت میتواند لطمات جبران ناپذیری به کودک و جامعه وارد کند. کودک آزاری همیشه چشمان کبود و تن زخمی نیست. بلکه حرکاتی از این قبیل نیز کودک آزاری انگاشته میشود. کودکی که از نظر روانی آزار میبیند از خود رفتارهایی بروز میدهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمیشود. رشد کافی از جنبههای مختلف ندارد که ظهور این رفتارها باعث ایجاد تناقض با سن او میشود. کودکان کار فضای مجازی علاوه بر تأمین مادی، نیاز روحی خانواده را نیز ارضا میکنند. برهمین اساس باید مانند بسیاری از کشورها، قانونی برای جلوگیری از این سودجویی گذاشته شود تا جلوی آسیبهای وارد شده به کودک گرفته شود.
آسیبها جدی گرفتنی است
قابلیتهای فراوانی که برنامه اینستاگرام دارد غیر قابل انکار است و در جذب مخاطب نیز توانسته فوق العاده عمل کند. کاربران این برنامه اغلب از بازه سنی ۱۴ تا ۲۴ سال هستند. این یعنی زنگ خطری برای والدین که آسیبهای آن به فرزندانشان را بهتر و بیشتر بشناسند. یکی از بزرگترین معایب اینستاگرام ایجاد نگرش منفی نسبت به زندگی است. تماشا زندگیهای زرق و برق دار و اصطلاحاً لاکچری باعث بروز حس حسادت و خودکم بینی میشود. ذهن کنجکاو کودکان و نوجونان با جستجو در صفحات مبتذل و غیراخلاقی دائماً درگیر خواهد بود و باعث ضربههای جدی روحی و روانی به آنها میشود. از طرفی این برنامه به قدری گسترده است که به راحتی ساعتها زمان صرف جستجو در صفحههای گوناگون اتلاف میشود. در نتیجه زمان استراحت شأن هم کاهش مییابد. یکی دیگر از جنبه منفی این برنامه رواج آزار و اذیتهای اینترنتی است. از آنجا که دسترسی به پروفایل دیگران کار سختی نیست، روابط خارج از عرف نیز بسیار شایع است. اینجاست که خانوادهها با اندک مطالعه و کسب آگاهی بیشتر میتوانند از ظهور و بروز چنین آسیبهایی جلوگیری نمایند.
وجه تشابه کودکان خیابانی و کودکان کار اینستاگرامی
سو استفاده از کودک فقط به فضای مجازی اطلاق نمیشود. در بین ما کودکانی که کار میکنند و نان آور خانواده هستند زیاد است. کودکانی که در متروها دست فروشی میکنند. در چهارراهها گل میفروشند یا پشت چراغ قرمز شیشه ماشینها را تمیز میکنند. کودکان کار از آسیب پذیرترین قشرهای جامعه محسوب میشوند و به آسیبهای جدی تری از نظر جسمی، روحی و اجتماعی نسبت به سایر مردم دچار میشوند. ترک تحصیل، از دست دادن فرصت تحصیلی، محروم شدن از امکانات مطلوب زندگی، مشکلات سلامتی در فصول مختلف سال و… جملگی از آسیبهای وارده بر این کودکان است.
خبرنگار مهر با مصطفی اقلیما جامعه شناس و رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران (پدر مددکاری ایران) از آسیبهای روانی که کودکان کار چه در اینستاگرام چه در خیابانها و چهارراهها با آن مواجه میشوند گفت وگویی داشت. به عقیده وی کودکانی که لباس زیبا میپوشند و والدینشان با گرفتن عکس و انتشار آن در صفحات مجازی سوءاستفاده میکنند زمانی که در آینده بزرگ شده و وارد جامعه و محیط کار میشوند بدون شک با مشکلات فراوانی مواجه خواهند شد. مقصر اصلی این موضوع نیز خانواده هایشان هستند. او افزود: «در خانهای که کودکی متولد میشود باید شرایط مناسب تربیتی و زندگی ایجاد شود و بستر مناسب رشد فراهم باشد. این کودک نه معتاد، نه دزد و نه حتی آدمکش و جانی متولد شده است بلکه آینده ساز جامعه است. این شرایط و زیرساختهای مناسب در کشور نیز باید فراهم شود. اگر کودکی در آینده مرتکب قتلی شد فقط خود او محکوم نیست بلکه یک کشور محکوم است».
وی مدعی است: «باید یک قانون دقیق و نظام مندی وجود داشته باشد تا حافظ امنیت روانی کودک و جایگاه اجتماعی او در دوران بزرگسالی باشد».
او همچنین از این که این گونه کودکان اغلب مورد تمسخر و ابزاری برای خندیدن میشنود گفت: «وقتی کودکی سوژه خنده میشنود و کلیپهای منتشرشده آنها دیگران را میخنداند، به این شیوه عادت کرده و خو میگیرد. دوست دارد هرکاری که انجام میدهد نظر دیگران را به خودجلب کند و همه به او توجه کنند و به کارهایش بخندند. در این صورت فکر میکند کاراهایی که انجام میدهد همگی درست هستند. اگر در جایی کاری کند و مورد تمسخر قرار گیرد، زمانی که به بلوغ عقلی میرسد عصبی و عقدهای میشود. میخواهد برای عقده گشایی به هر وسیله و روشی روی آورد و اینجاست که تن به هرکاری میدهد. در نهایت ممکن است فدایی جامعه نیز شود».
به مراتب کودک هر چه رشد میکند و بزرگتر میشود نیازهای روحی و روانی او هم همراه با او بزرگتر میشود. اینجاست که والدین باید وقت مفید بیشتری برای گذراندن با امورات کودک صرف کنند و از آن به بهترین نحو ممکن بهره برند. با آگاهی از خطرات احتمالی تهدیدکننده کودکان و نوجوانان میتوان اقدامات لازم و پیش گیرانه برای حفظ امنیت آنان چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی به عمل آورد و به شکل درستی بر آنان نظارت کرد.