بلاگ

  • ماجرای سنگ‌اندازی دولت روحانی در قرارداد ۵۰ میلیارد یورویی با چین

    ماجرای سنگ‌اندازی دولت روحانی در قرارداد ۵۰ میلیارد یورویی با چین

    علاءالدین بروجردی سفیر اسبق ایران در چین و رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس نهم و دهم در خصوص امضای سند راهبردی ایران و چین و نگاه دولت روحانی به این سند در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: چینی‌ها در مقطع قبل از انتخاب ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا با توجه به شناختی که به عنوان عضو شورای امنیت سازمان ملل از تحولات جهانی داشتند، پیشنهاد بسیار خوبی را ارائه کردند.

    وی ادامه داد: رئیس انجمن فاینانس چین به تهران آمد و با آقای لاریجانی و سیف، که در آن مقطع رئیس بانک مرکزی بود، دیدار و پیشنهاد بسیار خوبی را مبنی بر سرمایه‌گذاری ۵۰ میلیارد یورویی در پروژه‌های زیربنایی را ارائه کردند.

    ماجرای سنگ‌اندازی‌های آخوندی و سیف در امضای فاینانس ۵۰ میلیارد یورویی با چین

    سفیر اسبق ایران در چین افزود: با توجه به اینکه چینی‌ها اولین کشوری هستند که قطارهای سریع‌السیر دارند، به طور مشخص اعلام کردند که آمادگی داریم قطار سریع‌السیر در مسیر تهران-مشهد و تهران-تبریز را در عرض چهار سال راه‌اندازی کنیم.

    بروجردی گفت: اعلام کردند که این تسهیلات در قالب فاینانس در اختیار ایران قرار خواهد گرفت و در پروژه‌های زیربنایی دیگر نیز سرمایه‌گذاری خواهیم کرد، پس از پایان پروژه نیز یک سال تنفس به شما می‌دهیم و بعد از آن، بازپرداخت تسهیلات یا به صورت نقدی انجام خواهد شد یا چین آمادگی دارد در ازای آن به قیمت جهانی از شما نفت خریداری کند.

    رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم اظهار داشت: این پیشنهاد بعد از برجام ارائه شده و احتمال ناپایداری شرایط زیاد بود. بنده به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی با رئیس کمیسیون عمران در این خصوص صحبت کردم و از آقای آخوندی وزیر وقت راه و شهرسازی دعوت کردیم در کمیسیون حضور پیدا کند.

    وی با اشاره به نگرش منفی این دولت نسبت به قراردادها و فعالیت‌های اقتصادی با چین و روسیه تصریح کرد: نگاه این دولت کاملاً غرب‌گرایانه بود. بعد از برجام با هول و وَلع برای پروژه‌های نفتی، به دنبال «توتال» و «شل» راه افتادند و برای پروژه‌های راه و ترابری به دنبال شرکت‌های فرانسوی رفتند و آقای آخوندی برای خرید ایرباس، تبلیغات گسترده‌ای به راه انداخت.

    رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم با اشاره به جلسه مشترک دولت و مجلس برای بررسی قرارداد فاینانس با چین گفت: در آن جلسه آقای آخوندی طفره می‌رفت و می‌گفت که «ما نمی‌توانیم ۱۵ درصد پیش‌پرداخت قرارداد را بپردازیم». بنده گفتم «اگر با چینی‌ها صحبت کردیم و ۱۵ درصد را نخواستند، قبول می‌کنید؟»

    بروجردی ادامه داد: ما از چینی‌ها درخواست ارائه قرارداد و پیشنهاد بدون پیش‌پرداخت کردیم. طرف چینی پیشنهاد مکتوب ارائه داد. بنده در صحن مجلس این پیشنهاد را به عنوان رئیس گروه دوستی ایران و چین به آقای آخوندی ارائه دادم و او نیز اعلام کرد «این پیشنهاد فوق‌العاده است»، سپس به آقای کاشان که مشاورشان بود، دستور داد که مذاکرات برای این قرارداد را آغاز کند.

    پیام دولت به هیئت چینی: «خودتان را معطل نکنید»

    وی افزود: مذاکرات آغاز شد اما به دلیل دیدگاه غرب‌گرایانه، آنقدر هیئت چینی را معطل و اذیت کردند که قراردادی بسته نشد. نفر اول هیئت چینی، سفیر سابق چین در ایران بود. نفر دوم نیز از نزدیکان رئیس‌جمهور چین بود. این هیئت به چین بازگشت و آقای کاشان آب پاکی را روی دست هیئت چینی ریخت و گفت «خودتان را معطل نکنید»

    نامه مقامات چینی به ایران: «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟»

    سفیر اسبق ایران در چین اظهار داشت: سفیر سابق چین در ایران نامه‌ای به من نوشت که «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟ ما سه بار چنین تسهیلاتی را به روسیه داده‌ایم و این تسهیلات ویژه برای کشورهای نزدیک به ما است» این نامه به عنوان یک سند تاریخی است.

    بروجردی گفت: بنده از طریق مشاور عالی امور بین‌الملل مقام معظم رهبری، این موضوع را به ایشان اطلاع دادم. رهبری نیز به رئیس‌جمهور دستور دادند که موضوع را پیگیری کند و روحانی نیز جهانگیری معاون اول را به عنوان مسئول اقتصادی ایران و چین قرار داد.

    وی تأکید کرد: جلسه‌ای به ریاست آقای جهانگیری با حضور شمخانی رئیس شورای عالی امنیت ملی، سیف رئیس وقت بانک مرکزی، کرباسیان وزیر وقت اقتصاد، ولایتی مشاور عالی امور بین‌الملل مقام معظم رهبری و بنده تشکیل شد. من با اعتراض گفتم «مشکل دولت شما این است که افراد معتقد به کار با چین و روسیه نیستند». به جهانگیری برخورد و گفت «اینطور نیست»، همان یک جلسه هم برگزار شد و کار خوابید.

    بروجردی اظهار داشت: بنده باز هم این قرارداد را پیگیری کردم. سفری با دعوت رسمی به چین داشتم. این پیشنهاد در آن مقطع بسیار مهم بود. با فشار فراوان، دکتر امینی معاون آخوندی را با خود به چین بردم. طرف چینی برای امضای یادداشت تفاهم، جایگاه پیش‌بینی کرده بود.

    وی بیان کرد: آقای امینی گفت «من برای امضای یادداشت تفاهم نیامده‌ام و چنین مأموریتی ندارم». بنده گفتم «آقای امینی ما پیک‌نیک نیامده‌ایم، سفر رسمی است». بنده با آقای آخوندی تماس گرفتم که در جلسه هیئت دولت بود و جواب نداد. سپس با آقای سیف تماس گرفتم. او گفت «این قرارداد خوب است و فقط اسم بانک مرکزی را بیاورید». تلفن را روی بلندگو گذاشتم تا آقای امینی بشنود و امضا کند.

    ایرادهای بنی‌اسرائیلی دولت به قرارداد فاینانس ۵۰ میلیارد یورویی چین

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم ادامه داد: چینی‌ها پیک ویژه از پکن به شانگهای فرستادند و متن یادداشت تفاهم را ارسال کردند. باز آقای امینی ایراد بنی‌اسرائیلی گرفت. بنده به آقای امینی گفتم «این اقدامات و حرکات شما به رئیس‌جمهور چین گزارش می‌شود. چرا با منافع یک ملت این‌گونه رفتار می‌کنید؟» درخواست کردم کلمه‌ای که مورد ایراد آقای امینی قرار گرفته بود، اصلاح شود. مجدداً آقای امینی گفت «ابتدا باید طرف چینی امضا کند و بعد من امضا می‌کنم»

    بروجردی افزود: این تفاهمنامه امضاء شده از سوی طرف چینی به شانگهای ارسال شده بود اما به دلیل تغییرات، باید ابتدا ما امضا می‌کردیم و بعد دوباره طرف چینی امضا می‌کرد. بالاخره آقای امینی را راضی کردم که این تفاهمنامه را امضا کند. قبل از اینکه چین را ترک کنیم، تفاهمنامه را با امضای آقای لاریجانی برای آقای سیف فرستادیم تا او نیز امضا کند و کار عملیاتی شود.

    وی گفت: چندین ماه گذشت و هر چه پیگیری می‌کردیم، این تفاهمنامه امضا نمی‌شد. بنده خیلی پیگیری کردم. این دولت چنین فرصت‌سوزی‌هایی کرده است. رئیس‌جمهور برای معاون اول خود حکم زده بود که موضوعات اقتصادی ایران و چین را پیگیری کند اما هیچ کاری انجام نشد و به همین دلیل این سمت به آقای لاریجانی منتقل شد.

    سفیر اسبق ایران در چین اظهار داشت: نگرش همکاری با چین و روسیه در این دولت وجود نداشت. چینی‌ها آقای لاریجانی را از زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است، می‌شناختند. چینی‌ها شناخت خوبی از داخل کشور ما دارند چون سال‌هاست که روابط راهبردی با چین داریم.

    وی با انتقاد شدید از اظهارات ظریف مبنی بر اینکه «ما آقای لاریجانی را به چینی‌ها معرفی کردیم، آنها لاریجانی را نمی‌شناختند»، گفت: متأسفم که چنین حرف‌هایی زده شده است. معمولاً رئیس‌جمهور چین با رؤسای مجالس دیدار نمی‌کند، اما در سفر آقای لاریجانی به چین، نه تنها رئیس‌جمهور این کشور با رئیس مجلس ایران دیدار کرد، بلکه به جای ۵ نفری که در پروتکل چینی‌ها وجود دارد، ۱۷ نفر را در ملاقات پذیرفتند و تا درب خروجی دفتر کارش نیز هیئت را مشایعت کردند.

    بروجردی ادامه داد: اما در سفر رئیس‌جمهور چین به ایران، با ایشان بد برخورد و حتی به محافظ رئیس‌جمهور چین اهانت کردند. به دلیل این اقدامات، مذاکره با مقامات چینی از دولت به رئیس مجلس منتقل شد. آقای لاریجانی بارها با وزرا برای قرارداد با چین جلسه گذاشت و با سفیر چین دیدار کرد.

    رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجالس نهم و دهم تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توافق ۲۵ ساله با چین است که متأسفانه وزیر امور خارجه ارزش آن را به شدت کاهش می‌دهد و می‌گوید «این یادداشت تفاهم است، قرارداد نیست». از چه می‌ترسید؟ آمریکا و اروپا دشمن ما هستند و نمی‌خواهند ایران قدرت پیدا کند.

    فریاد غربی‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی سند همکاری ایران و چین است

    وی افزود: این سند بسیار مهم است. داد و فریاد غربی‌ها نشان‌دهنده اهمیت راهبردی این سند است. این سند راهبردی به برجام هیچ ربطی ندارد. برجام گذرگاهی بود در مقطعی که باید بین بد و بدتر انتخابی صورت می‌گرفت و با تمام نواقصش، پیگیری شد.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم ادامه داد: اما سند راهبردی ایران و چین، یک سند راهبردی و تاریخی است. چین یک قدرت برتر جهانی است و این قدرت اعلام کرده که نظام جمهوری اسلامی ایران ظرف ۲۵ سال آینده نظام با ثباتی است.

    بروجردی گفت: امیدواریم که دولت غرب‌گرا این قرارداد را خراب نکند و نترسد در برابر غرب. اینکه دائم تکرار می‌کند «این قرارداد چیزی نیست»، خیلی اقدام بدی است. این ترس و لرز برای چیست؟ باید محکم بایستند و بگویند که این سند قراردادی درازمدت برای ارتباط با چین است و ما آن را به دهها قرارداد مهم در زمینه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی تبدیل خواهیم کرد.

    دولت به دنبال کم ارزش جلوه دادن «سند راهبردی ایران و چین» است

    وی تصریح کرد: چرا دولت این‌قدر در برابر غرب مرعوب است؟ خروجی برجام را هم دیدیم. آقایان هنوز خوشبینانه به دنبال ارتباط با آمریکا و غرب هستند. مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود. غرب را رها کنید. با اظهارات خود، طرف چینی را دلسرد نکنید.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم اظهار داشت: یک سال پیش چینی‌ها گفته بودند که متن یادداشت تفاهم را علنی نکنید تا فشار آمریکا افزایش نیابد، اما دولت آن را علنی کرد. هر کاری برای خراب کردن این قرارداد انجام دادند.

    بدبختی ما از نگاه دولتمردان به غرب است

    بروجردی تصریح کرد: دولت غافل بود چراکه غرب همیشه برای ما یک سراب بوده است و هیچ‌وقت کار راهبردی و اساسی برای جمهوری اسلامی انجام نداد.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم با اشاره به اظهارات اخیر ظریف مبنی بر اینکه «نگاه من نه به غرب است و نه به شرق»، گفت: نگاه این دولت کاملاً به غرب بوده است. بدبختی ما، از نگاه دولتمردان به غرب است. نگاه به شرق، تودهنی به غرب است و سیاستی عقلانی و منطقی است.

    وی گفت: در دوران جنگ، بنده سفیر بودم، در ریز اطلاعات خریدهای ایران از چین قرار دارم. در همان زمان کشورهای غربی سلاح‌های شیمیایی و موشکی در اختیار صدام قرار دادند. چرا نباید شرق و غرب برای ما تفاوت داشته باشد؟ از اظهارات آقای ظریف تعجب می‌کنم.

     

    اخبار سیاسی |

  • قدیمی‌ترین شیرینی‌ فروشی‌های تهران

    دویچه‌وله: تهران دارای قنادی‌های قدیمی بسیاری است و حتی قنادی مینیون ۹۰ سال از عمر آن می‌گذرد، ثبت ملی شده است. دست‌چینی از قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران را در این مطلب آورده‌ایم.

    قنادی بهار

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    قنادی بهار از قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران است که در سال ۱۳۱۷ در محله سرچشمه تهران تاسیس شده است. صاحب این قنادی، علی اکبر ماها نام داشت که همه او را با نام بهار می‌شناختند. آنطور که گفته‌اند، بهار با شیرینی پادرازی معروف شد‌. این قنادی قدیمی زولبیا و بامیه‌های بی‌نظیری هم دارد.


    کافه قنادی اوریانت

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    این کافه قنادی از جمله قنادی‌های ارامنه تهران است که از حدود ۷۰ سال پیش، میزبان تهرانی‌هاست. شیرینی ناپلئونی و پروک دو شیرینی پرطرفدار و بی‌نظیر این کافه قنادی هستند.


    قنادی طلایی

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    شیرینی فروشی طلایی، از جمله قنادی‌های قدیمی تهران است که در سال ۱۳۴۱ تاسیس شد و خانواده‌ای ارمنی آن را اداره می‌کرد. این قنادی ارائه کننده شیرینی‌های مخصوص ارمنی مثل گاتا، پروک و پای‌ است.


    شیرینی فرانسه

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    از تاسیس “شیرینی‌ فرانسه” که یکی از قدیمی‌ترین قنادی‌های تهران است، بیش از نیم قرن می‌گذرد و در این مدت طرفداران زیادی داشته است. علت نامگذاری قنادی، به شیرینی فرانسه به دلیل استخدام یک شیرینی‌پز فرانسوی بوده است که در سال‌های پیش از انقلاب در این قنادی کار می‌کرده است.


    قنادی وزرا

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    قنادی وزرا، ویول “vivel” سابق، در سال ۱۳۵۲ تاسیس شده و با فضای قدیمی و دیوارهای بنفش‌اش اصالت خود را حفظ کرده است. قنادی ویول با کیک سبز خود معروف شد. این کیک خوشمزه که از کرم‌خامه فرانسوی، بیسکویت کیک اتریشی و مارسیپان (خمیر بادام) درست می‌شود، هنوز هم طرفداران زیادی دارد.


    شیرینی دانمارکی

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    شیرینی دانمارکی در سال ۱۳۳۹ در خیابان ویلا تاسیس شد و از قنادی‌های پرسابقه پایتخت ایران است. “دانمارکی شکری” محبوب‌ترین نوع شیرینی دانمارکی به شمار می‌رود.


    قنادی هانس

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    هانس، قنادی قدیمی، پرطرفدار و عرضه کننده شیرینی‌های خوشمزه در تهران است که از سال ۱۳۴۲ در محله کریمخان فعالیت می‌کند. این قنادی شعبه دیگری نیز در محدوده ونک دارد. شیرینی بادام و عسل و تارت‌های قنادی هانس از شهرت زیادی برخوردارند.


    قنادی بی بی

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    بی‌بی از دیگر قنادی‌های قدیمی تهران است که در حدود ۶۰ سال پیش در یک کوچه فرعی و در محله یوسف آباد تاسیس شد. باقلواهای بی‌بی طرفداران زیادی دارد.


    قنادی مینیون

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    خانواده اوکراینی بوقوسیان ۹۰ سال پیش در بین دو جنگ جهانی به ایران مهاجرت کردند و برای گذران زندگی به کار نانوایی پرداختند. این قنادی که اکنون ثبت ملی شده در ابتدای کارش، نانی شبیه به نان بولکی و باگت تولید می‌کرد.سال‌ها بعد، خانواده بوقوسیان، نانوایی را به یک کافه قنادی تبدیل کردند و نام مینیون (به معنای ظریف و کوچک) را بر روی آن گذاشتند.


    قنادی لرد

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    صاحبان قنادی لرد، یک دختر و پسر به نام‌های لئون و آنیک بودند که در یک کافه قنادی در خیابان استانبول کار می‌کردند. عشق میان لئون و آنیک، آن‌ها را به هم می‌رساند و پس از آنکه نامزد کردند، صاحب قنادی می‌گوید تنها یکی از آن‌ها می‌تواند آنجا کار کند. مدتی بعد، آن دو در یک ساختمان در حال ساخت در خیابان ویلای تهران قنادی لرد را تاسیس کردند.


    قنادی لادن

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    حدود ۷۰ سال است که از تاسیس قنادی قدیمی لادن در پایتخت می‌گذرد. یک قنادی بی‌نظیر و معروف در محله امیریه تهران که صاحبان آن حاج قاسم و حاج محمود لادن مقدم نام داشتند. شیرینی فروشی لادن، به عنوان اولین قنادی تهران که زولبیا و بامیه را به بازار شیرینی آورد به شهرت رسید.


    قنادی مرکزی

    قدیمی‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران

    قنادی مرکزی در چهارراه مخبرالدوله به یادگار مانده از دوران پهلوی دوم است و تا به امروز باقی مانده است. این قنادی همچنان ظاهر قدیمی و نوستالژی‌اش را حفظ کرده و با آنکه چندان بزرگ نیست، اما هر روز شیرینی‌های متتنوعی ارائه می‌کند.

     

    آشپزی | غذای ایرانی |

  • آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟

    آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟

    نکته  اول : وجود تناقضات همیشگی بین آمار های اعلامی دو مرجع رسمی بانک‌مرکزی و مرکز آمار ایران بطور مثال : مرکز آمار ایران رشد بخش کشاورزی را در سه ماه اول ۹۹ حدود ۰/۱ درصد اعلام کرده، درحالی‌که بانک‌مرکزی از رشد بخش ۳/۷ً درصدی بخش کشاورزی در سه ماه اول سال ۹۹ خبر داده است یا رشد بخش صنعت در بهار ۹۹ توسط بانک مرکزی ۱/۳ درصد مثبت اعلام شده در حالیکه طبق آمار برآورد شده  مرکز آمار ایران این نرخ منفی ۴ /۰ درصد گزارش شده  که در این مورد مصادیق فراوان است . این تشتت آماری ناشی از دریافت داده های متفاوت توسط این دو منبع اطلاع رسانی اماری کشور است یا بنا بر اقتضائات سیاسی داده ها دستکاری میشوند تا پس از پردازش در دستگاه محاسباتی ستانده های  بهتری در عرصه داخلی و برون مرزی ارائه شوند .  
    نکته دوم عدم هماهنگی بین نرخ متغیرهای اقتصادی است که منبعث از تناقضات آماری است که صحت آنها را تردید آمیز می‌سازد اما مسئله اصلی واقعیات اقتصاد کشور است که هیچ نشانی از بهبود در آن دیده نمی‌شود دامنه فقر گسترده‌تر شده ،ارزش پول ملی به شدت افت کرده و گرانی روز افزون کالاها به ویژه کالاهای سبد متعارف مصرفی  قدرت خرید کثیری از آحاد آسیب دیده و آسیب پذیر و صاحبان درآمدهای ثابت و به طور کلی اقشار کم برخوردار و حتی لایه‌های بالای طبقه  متوسط را کاهش داده و آنان را به آستانه و یا به زیر خط فقر کشانده. مردم به آمارهای تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی و دیگر آمارهایی‌که‌ آثار آن را در زندگی خود احساس و ادراک نمی‌کنند باور ندارند. سالهای ۹۷ و۹۸ مجموعا” با رشد منفی۱۴ درصدی روبرو بودیم امسال دولت رشد اقتصادی را مثبت اعلام کرده این در حالیست که دستیابی به رشد اقتصادی مثبت مستلزم ضرورت‌های پیشینی است که متاسفانه اقتصاد سال ۹۹ در استمرار و تداوم سیاستگذاری‌های دو سال گذشته که به تدریج منافذ ورودی ارز به کشور چه از بابت کمیت صادرات اعم از نفتی  و غیرنفتی وچه از جهت تحریم مبادلات بانکی تنگتر و بسته‌تر شده کمبودهای ارزی و به تبع ریالی بیشتری را تجربه کرده و لذا درآمدها قادر به پوشش بخش اعظمی از بودجه جاری دولت هم نشده و دولت با وجود تمهیداتی در راستای غیر پولی کردن تامین کسر بوجه نظیر فروش بخشی از دارایی‌های خود و عرضه برخی از سهام شرکت‌های دولتی به بورس و انتشار اوراق بدهی ، اجازه انتشار اوراق ودیعه دوساله  و انجام عملیات بازار باز  و افزایش نرخ سود بانکی ، باز هم کمبود منابع  را از برداشت از صندوق توسعه ملی و استقراض از بانک‌مرکزی تامین نمود که نتیجه آن  افزایش پایه پولی و گذر کردن نقدینگی از مرز ۳۳۰۰ هزار  میلیارد  تومان بود که اگر با حجم نقدینگی ۴۹۲ هزار میلیارد تومانی خرداد ۹۲ که شروع دوره ریاست جمهوری روحانی  بود مقایسه کنیم درمی‌یابیم که بیش از ۶/۷ برابر و یا ۶۷۰ درصد رشد نشان میدهد  ،که هیچ تناسبی با میانگین رشد اقتصادی اعلامی صفر درصد در این بازه زمانی نداشته است که لذا باید آن‌را به افزایش مداوم رشد تورم معطوف کرد . اما همان‌طور که عرض کردم در سال ۹۹ ضرورت‌های پیشین برای دستیابی به رشد اقتصادی مثبت فراهم نبود زیرا یکی از مهمترین ملزومات رشد اقتصادی  افزایش رشد سرمایه گذاری و رشد بهره وری است که در هردو مورد با رشد منفی روبروبوده ایم که از عوامل تضعیف تولید است
    تضعیف بخش واقعی اقتصاد از چهار منظر ، در سال ۹۹ قابل تأمل است
    یکم : عدم حمایت دولت از بخش واقعی اقتصاد  و دخالت های نامطلوب در بازار و قیمت گذاری ،به بهانه تنظیم بازار و کنترل قیمتها
    دوم : آثار مخرب تحریم‌های حداکثری آمریکا  که تمام بخشهای اقتصادی ایران را در هدف داشته است در بخش پولی نیز بخشی از رشد متغیرهای پولی متاثر از اثرات غیر مستقیم تحریم‌های آمریکاست.
    سوم: تبعات سهمگین ویروس کرونا بر کسب وکارها و تولیدات کالاها و خدمات که منجر به تضعیف تولید و کاهش اشتغال شده است.
    چهارم : اتخاذ سیاستهایی با انتظار ایجاد رضایت بخشی های زودهنگام از طریق ارائه کمک‌های نقدی و جنسی ناکافی به مردم و پرداخت ارز با نرخ ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی که منجر به ادامه وقوع فساد و اختلاسهای هزاران میلیاردی که بانکها را از اعطای اعتبارات به بخش واقعی اقتصاد تهی ساخت . بجای  اصلاح رفتار مالی دولت بویژه کاستن از کسر بودجه و اتخاذ سیاستهای بهینه مدیریت منابع مالی وارزی و ریالی.
    فی‌الواقع تأثیرات سوء همین عوامل بر اقتصاد کشور رشد منفی اقتصادی را در سال‌های ۹۷ و۹۸ رقم زد . اینک چگونه ممکن است در سال ۹۹ که شاهد بهبود مدیریت مالی و پولی و ارزی دولت نبوده‌ایم با رشد تولید ناخالص داخلی مثبت روبرو باشیم در حالیکه شرایط اقتصادی سال ۹۹ نسبت به دو سال پیشین به مراتب وخیم تر بوده است . براساس آمار رسمی دولتی رشد تولید ناخالص  داخلی با نفت  به نقل از گزارش ۹۹/۶/۱۲ اقتصاد نیوز متکی بر آخرین گزارش فصلی مرکز آمار ایران در ۳ ماهه ابتدای سال گذشته منفی ۳/۵ درصد بوده که اگر همین روند را تا پایان سال در نظر بگیریم با اغماض باید رشد اقتصادی حدود منفی ۱۰ درصد را تجربه کرده باشیم که نگارنده در پاییز سال گذشته پیش بینی نموده بود . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول نیز که نرخ رشد اقتصادی دنیا وچند کشور منتخب را در جدولی منتشر ساخته نرخ رشد اقتصادی ایران در سال‌های ۹۷و ۹۸و۹۹ به ترتیب منفی ۴/۸۴ درصد ، منفی ۹/۴۶ درصد ومنفی ۵/۹۸ درصد بوده که به واقعیت نزدیکتر است . البته بر کسی پوشیده نیست که رشد قابل توجهی در عرصه تولیدات تسلیحاتی وموشکی و شناورهای نظامی داشته‌ایم که باعث افزایش میانگین نرخ رشد اقتصادی شده اما تامین معیشت مردم را به سبب تخصیص منابع بیشتر باین حوزه  سخت‌تر نموده است . در اردیبهشت ۹۸ تعداد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر ۵۵ درصد اعلام شده بود که کثیری از آنها زیر خط گرسنگی به سر میبرند اما در دی ماه ۱۳۹۹  با توجه به آمارهای گوناگون همچون حقوق دریافتی و گرانی‌ها، اعلام شد که: «۵۸ درصد مردم ایران برای زنده ماندن تلاش می‌کنند نه زندگی کردن». با این اوصاف اگر هم در سال ۹۹ به رشد اقتصادی مثبت دست یافته باشیم بیانگر هیچ آثار بهبودی در زندگی اکثریت آحاد جامعه نبوده است ، گرچه رشد اقتصادی در زیر ساخت‌های کشور هم که بر اساس یک استراتژی توسعه گرا و نگاه به آینده صورت گیرد تغییرات زودهنگامی را بر بهبود رفاه جامعه ایجاد نخواهد کرد اما متاسفانه سیاستگذاری در بخش تاسیسات زیر ساختی و پروژه های ساختارهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی بهداشتی و زیست محیطی که تامین مالی آنها همه ساله در چارچوب بودجه های عمرانی کشور تدوین میشود نیز  از عقلانیت عملی بی بهره بوده و بخش عمده ای از منابع عمرانی مصروف هزینه های جاری دولت شده و هزاران طرح ‌وپروژه عمرانی ناتمام بر زمین‌مانده و اغلب توجیه اقتصادی خود را از دست داده و از سوی دیگر مطالبات پیمانکاران بخش خصوصی لاوصول مانده و بورشکستگی آنان منجر شده است .
    – دورنمای اقتصادی سیاسی اجتماع سال جاری نیز حامل شرایط نوید بخشی نخواهد بود . زیرا بر اساس گفته آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا راه بسیار طولانی برای انجام  مذاکرات در پیش است. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با اتکاء به قرار داد ۲۵ ساله اخیر با چین‌ به اتخاذ موضع محکمتری در برابر مواضع آمریکا مبادرت ورزیده . که اگر این قراداد که هنوز منافع و مضار آن بر ملت ایران‌ در هاله ای از ابهام است اجرایی شود . کشور ما در سال جاری علاوه بر اینکه با تشدید تحریم‌های آمریکا روبرو خواهد بود طیف گسترده‌ای از کشورهای اروپایی و عربی و کشورهای حامی آمریکا در دیگر نقاط جهان هم در برابر ایران رسما” موضع خواهند گرفت. ضمن آنکه ایران از ترکش‌های جنگ اقتصادی غرب با چین مصون نخواهد بود.
    * اقتصاددان
    ۲۲۳۲۲۳

  • تاثیر پروژسترون بر بهبود عوارض کووید ۱۹ در مردان

    تاثیر پروژسترون بر بهبود عوارض کووید ۱۹ در مردان

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از مدیکال نیوز تودی، به طور کلی، مردان ۲.۴ برابر بیشتر از زنان در معرض مرگ ناشی از کووید ۱۹ هستند. این اختلاف ممکن است ناشی از تعامل پیچیده عوامل روانی- اجتماعی، رفتاری و بیولوژیکی باشد.

    به عنوان مثال، مردان نسبت به زنان تمایل بیشتری به انجام رفتارهای پرخطر با تکرار بیشتر مانند مصرف دخانیات و الکل دارند. آنها همچنین کمتر فاصله اجتماعی و شستن دست‌ها و استفاده از ماسک را رعایت می‌کنند.

    زنان واکنش‌های ایمنی قوی‌تری نسبت به مردان دارند که ممکن است به دلیل تفاوت در ژن‌های کروموزوم جنسی و هورمون‌های جنسی مانند پروژسترون باشد.

    چندین نوع سلول ایمنی، گیرنده‌های پروژسترون را ارائه می‌کنند که می‌توانند مانع از التهاب در زنان قبل از سن یائسگی شود.

    پروژسترون هورمونی است که توسط تخمدان‌ها در زنان و توسط غده فوق کلیوی و بیضه‌ها در مردان تولید می‌شود. با این حال، در زنان بعد از یائسگی و در مردان در غلظت‌های بسیار کمتری وجود دارد.

    مطالعه اولیه نشان داده است که زنان جوان در صورت ابتلاء به کووید ۱۹ مدت زمان کمتری در بیمارستان بستری می‌شوند. همچنین این احتمال کمتر است که نیاز به حمایت تنفسی داشته باشند.

    پروژسترون ممکن است واکنش ایمنی بیش از حد یا “توفان سیتوکینی” را که باعث آسیب شدید به ریه‌ها و گاهاً منجر به مرگ در افراد مبتلا به عفونت کووید ۱۹ می‌شود را کاهش دهد.

    محققان در مطالعه‌ای موش‌ها را با آنفلوانزای A آلوده کردند. وقتی حیوانات را با پروژسترون معالجه کردند، التهاب ریه کمتری وجود داشت و آنها با سرعت بیشتری بهبود یافتند.

    بر همین اساس، محققان مرکز پزشکی سدارس سینای آمریکا، به بررسی تأثیر پروژسترون در مردان کرونایی بستری در بیمارستان پرداختند.

    دانشمندان شرکت کنندگان را به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم کردند. آنها به گروه آزمایشی تزریق پروژسترون زیر پوستی دو بار در روز و به مدت ۵ روز با مراقبت‌های پزشکی استاندارد انجام دادند و به گروه کنترل فقط مراقبت‌های پزشکی معمول را ارائه دادند.

    محققان هر روز شرکت کنندگان را به مدت ۱۵ روز یا تا زمان ترخیص ارزیابی کردند. در مورد افراد ترخیص شده، دانشمندان وضعیت آنها را از طریق تماس‌های تلفنی یا ویدئویی در روزهای ۷ و ۱۵ ارزیابی کردند.

    محققان مشاهده کردند شرکت کنندگانی که پروژسترون دریافت کرده بودند ۳ روز کمتر نیاز به اکسیژن کمکی داشتند و ۲.۵ روز هم کمتر از گروه کنترل در بیمارستان بستری شدند.

    «سارا قندهاری»، سرپرست تیم تحقیق، بر ضرورت انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه تاکید دارد.

     

    اخبار اقتصادی

  • دولت تلاش کرد کمبود کالا در کشور احساس نشود

    دولت تلاش کرد کمبود کالا در کشور احساس نشود

    به گزارش خبرگزاری مهر، اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور ظهر شنبه و پس از زیارت مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) با حجت الاسلام احمد مروی تولیت آستان قدس رضوی دیدار و گفتگو کرد.

    جهانگیری در این دیدار با اشاره به جنگ اقتصادی آمریکا علیه ملت ایران، تاکید کرد: تلاش‌های شبانه روزی دولت و مقاومت و بردباری بزرگوارانه مردم باعث شد که سیاست فشار حداکثری آمریکا به شکست بیانجامد.

    وی با تاکید بر اینکه برنامه و هدف اصلی دشمنان ملت ایران فروپاشی اقتصاد کشور، نظام جمهوری اسلامی ایران و حتی ایران بود، تصریح کرد: دولت در این جنگ اقتصادی تمام تلاش خود را به کار بست تا کالاهای اساسی در کشور به وفور تامین شود و کمبود کالاها در کشور احساس نشود.

    معاون اول رییس جمهور با اشاره به تلاش‌ها و اقدامات دولت در مبارزه با شیوع بیماری کرونا در کشور و نقش مهم مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید برای کمک به کنترل بیماری کرونا و بسته شدن اماکن مذهبی و مساجد و حرم های مطهر در کشور، افزود: بدون کمک و راهنمایی‌های رهبر معظم انقلاب و مراجع تقلید، مبارزه با ویروس کرونا امکان پذیر نبود.

    جهانگیری با بیان اینکه حجت الاسلام مروی از شخصیت‌های برجسته، خوش فکر و هوشمند هستند از همکاری‌های رو به رشد آستان قدس رضوی با دولت قدردانی کرد.

    حجت الاسلام مروی نیز در این دیدار با قدردانی و تجلیل از تلاش‌های دولت برای تامین کالاهای اساسی در کشور، افزود: باید از تلاش‌های دولت برای تامین کالاهای اساسی در کشور قدردانی کرد که موجب شد کالاهای ضروری مردم وجود داشته باشد و قحطی در کشور به وجود نیامد چون تجربه تاریخی نشان دهنده این است که در زمان جنگ جهانی دوم که ایران حتی به طور مستقیم درگیر این جنگ نبود اما در کشور قحطی به وجود آمد.

    تولیت آستان قدس رضوی (ع) در عین حال تاکید کرد که نوسانات قیمت کالاها و تورم باعث بروز مشکلات زیادی برای مردم شده است که دولت باید برای حل این مشکل تمام توان خود را به کار بگیرد.

    وی با تاکید بر نقش ممتاز مقام معظم رهبری و مراجع تقلید برای کنترل شیوع بیماری کرونا در کشور که حتی باعث شد که اماکن مذهبی از جمله حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) نیز که در طول تاریخ سابقه نداشته است، تعطیل شد، به برخی از اقدامات آستان قدس رضوی در کنترل بیماری کرونا اشاره کرد.

    حجت الاسلام مروی ادامه داد: جهانگیری را برادر دو شهید و مدیری فهیم، لایق و اجرایی است که در جهت حل مشکلات کشور تلاش‌های مفید و موثری در دولت انجام داده است.

    وی ابراز امیدواری کرد که همکاری‌های آستان قدس رضوی و دولت در زمینه حل مشکلات کشور بیش از پیش افزایش یابد.

     

    اخبار سیاسی |

  • قرارداد با چین، غربی‌ها را آماده توافق با ایران کرد؟ /فلاحت پیشه: توافق ایران و چین را نمی توان با دلالی پیش برد

    قرارداد با چین، غربی‌ها را آماده توافق با ایران کرد؟ /فلاحت پیشه: توافق ایران و چین را نمی توان با دلالی پیش برد

    توافقنامه ایران و چین واکنش‌های داخلی و خارجی بسیاری به همراه داشته است؛ واکنش‌هایی که عمدتا به‌دلیل عدم‌آگاهی و محرمانه ‌بودن جزئیات آن به‌صورت نگرانی و ابراز گلایه مطرح می‌شود؛موضوعی که حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس اسبق کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست خارجی مجلس معتقد است که مسئولان مربوط در دولت باید هرچه سریع‌تر چاره‌ای برای آن بیندیشند و با شفاف‌سازی پیرامون ضمائم و الحاقات این توافق، اهمیت توسعه روابط راهبردی ایران و چین را برای مردم تبیین کنند.

    گفت‌وگو با فلاحت‌پیشه درباره سند همکاری ۲۵ساله تهران- پکن را می‌خوانید. 

    *از نظر استراتژیک توافق ۲۵ساله ایران و چین چگونه می‌تواند به منافع ملی ایران کمک کند؟

    موضوعی که ابتدا باید مورد توجه قرار گیرد، این است که کشورهای مختلف دنیا معمولا سعی می‌کنند دوستان راهبردی در سطح منطقه نفوذ خود و حتی در گستره جهانی بیابند که این موضوع برحسب قدرت جهانی و منطقه‌ای کشورها محقق می‌شود. با توجه به این موضوع ایران و چین هر دو مشترکات فراوانی دارند که در پیوند با یکدیگر می‌تواند راهگشای تحقق بسیاری از راهبردها و منافع دو کشور باشد. از سویی باید مدنظر داشت که چین رقیب هژمونیک ایالات‌متحده محسوب می‌شود و حتی پیش‌بینی کرده‌اند که در سال ۲۰۲۵ عملا در رأس قدرت هژمون دنیا قرار می‌گیرد. از سوی دیگر ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، از مولفه‌های قدرت سیاسی، دفاعی و امنیتی برخوردار است که می‌تواند ‌ در تحقق‌ برنامه‌های بلندمدتی که چینی‌ها درسر دارند، کمک راهبردی به‌حساب آید. واقعیت این است که چینی‌ها به زیرساخت‌های تجاری و اقتصادی ایران از یک‌سو و نفوذ منطقه‌ای کشورمان برای پیشبرد برنامه‌های خود نیاز دارند و ازسوی دیگر ایران هم با توجه به شرایط آسیب‌پذیر کنونی، طالب پیوندهای استراتژیک با چین است. توافق ۲۵ ساله ایران و چین در چنین شرایطی به‌ امضا رسید و بعد از آن بحث‌های دیگری متعاقب آن شکل گرفت که عده‌ای موافق بودند و برخی هم ابراز مخالفت کردند. در داخل و خارج از کشور مواضع مختلفی پیرامون این توافق اتخاذ شد، حتی در آمریکا به بایدن حمله شد که تعلل او سبب شده‌است استراتژی «نگاه به شرق» در ایران به‌عنوان یک اصل راهبردی مطرح شود. در داخل هم با توجه به اینکه در تاریخ قبل از انقلاب، کشور شاهد انعقاد معاهدات ننگینی با قدرت‌های دنیا بوده که بعضا در بلوک شرق قرار داشته‌اند، دغدغه‌هایی به‌وجود آمده و انتقاداتی را برانگیخته ‌است.

    *این دغدغه‌ها چقدر واقعی است؟

    معتقدم باید از زاویه یک نگاه منطقی به توافق ۲۵ساله ایران و چین نگریست. به‌نظر من آن بخش از این توافق راهبردی که اعلام شد، قابل دفاع است و در عرصه‌های اقتصادی، تجاری و به‌ویژه حوزه انرژی می‌توان شاهد نگاه قابل دفاعی بود، اما نکته اینجاست که باید فضای ذهنی مردم شفاف شود. واقعیت این است که در دو بخش مردم حق دارند مطلع باشند؛ یکی بخش محرمانه است که گفته شده طرف چینی راضی نیست علنی شود و بخش دیگر ضمائم است که نقشه عملیاتی محسوب می‌شود. توافقی که اعلام شد، نقشه راه بود، برهمین اساس باید نقشه عملیاتی هم برای افکارعمومی شفاف‌سازی‌ شود. به‌عنوان مثال باید مشخص شود که اگر قرار است چینی‌ها در راه‌آهن غرب کشور سرمایه‌گذاری کنند، این مهم با چه سازوکاری محقق می‌شود. موضوع اساسی این است که در اوضاع کنونی ایران در شرایط تحریمی قرار دارد و مردم راضی نمی‌شوند مسئولان مربوط امتیازاتی فراتر از مناسبات معمول بدهند.

    *باتوجه به این شرایط این سؤال پیش می‌آید که چه باید کرد؟

    به‌نظرم راه چاره، بازگشت به قانون اساسی است که آن‌هم تصویب این توافق راهبردی در مجلس است. هرگونه توافق یا معاهده‌ای که به مجلس می‌آید باید کل ضمائم و الحاقات آن به نمایندگان مردم ارائه شود. هیچ قانونی در مجلس ایران در گردش‌کار تصویب قرار نمی‌گیرد مگر اینکه کم‌وکیف آن به اطلاع مردم برسد و به‌هیچ وجه نمی‌تواند در پروسه محرمانه به تصویب برسد. براساس این توافق، سرمایه‌گذاری اولیه حداقل حدود ۴۰۰میلیارد دلار را دربر می‌گیرد که در شرایط تحریمی کنونی معادل ۲سال فروش نفت ایران را شامل می‌شود، بنابراین صحبت از رقم کلانی است که ملت ما باید درجریان سازوکار تبیین‌شده برای آن قرار داشته باشد. از سوی دیگر بعید می‌دانم در کشوری مانند جمهوری‌اسلامی ایران توافقی شکل بگیرد که بشود نام آن را تاراج گذاشت. لازم است مسئولان دولتی متن توافق را علنی کنند.

    قرارداد با چین، غربی‌ها را آماده توافق با ایران کرد؟ /فلاحت پیشه: توافق ایران و چین را نمی توان با دلالی پیش برد

    *به‌نظر شما اجماع کنونی که در ارکان مختلف حاکمیت برسر این توافق شکل گرفته‌است، چه دلایلی می‌تواند داشته باشد؟

    معتقدم دلیل اصلی این است که نوع رفتار چین با ماهیت رفتار ایالات‌متحده متفاوت است. چینی‌ها راهبرد بلندمدتی برای رسیدن به قدرت هژمون در دنیا دارند و برهمین اساس به یارگیری از میان قدرت‌های برتر منطقه‌ای می‌پردازند. با توجه به همین نوع نگاه هم هست که بر سازوکارهای نومنطقه‌گرایی تکیه می‌کنند و پیمان شانگهای مثالی برای این نگاه راهبردی محسوب می‌شود. باید اذعان داشت که برخلاف نگاه آمریکا به ایران که «تنبیهی» است، چین با دیدگاه «تشویقی» به جایگاه استراتژیک کشورمان می‌نگرد. برهمین اساس طبیعتا در سطح کلان قوای حاکم بر کشور این اعتقاد وجود دارد که انعقاد این توافق می‌تواند به خروج کشور از وضعیت بغرنج کنونی کمک کند.

    *موضوع نپیوستن ایران به FATFتا چه اندازه می‌تواند در دستیابی این توافق به اهداف راهبردی‌اش خلل ایجاد کند؟

    یک واقعیت محوری وجود دارد؛ اینکه اگر این توافق اجرا شود، صحبت چیزی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار در میان است. معنای آن این است که طبعا بانک‌های دو کشور درگیر موضوع می‌شوند. برهمین اساس عدم‌تصویب FATF ازسوی ایران هزینه‌های کشورمان را برای نقل‌وانتقالات مالی افزایش می‌دهد. از سوی دیگر چینی‌ها حاضر نیستند هزینه‌های دلالی‌ها برای جابه‌جا کردن پول را بپذیرند. موضوع مهم این است که باید درنظر داشت که چنین توافق راهبردی را نمی‌توان با دلالی پیش ‌برد.

    *برخی فعالان مدنی معتقدند چین هرکجا که وارد شده، کارنامه مطلوبی به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند محیط‌زیست برجا نگذاشته‌است. این دغدغه چقدر جدی‌است؟

    به ‌هرحال واقعیت این است که راهبردهای مدنظر چین مقتضیاتی دارد که به «توسعه رشدمحور» اهمیت حیاتی می‌دهد و محیط‌زیست ‌محور نیست. یکی از دلایلی که معتقدم ضمائم این توافق باید علنی شود، چنین دغدغه‌های جدی‌ای است که باید درباره آنها شفاف‌سازی‌های لازم انجام شود.

    *موضوع مهم دیگر این است که با توجه به اینکه چین در منطقه ما با کشورهایی ازجمله مصر، امارات متحده عربی، عربستان و الجزایر هم توافق‌های راهبردی امضا کرده است، این توافق چگونه می‌تواند برای ایران برد-برد به‌حساب آید؟

    واقعیت این است که جمهوری اسلامی نسبت به همه کشورهایی که نام بردید، از نظر جایگاه تجاری، توریستی، امنیتی و… موقعیت بهتری دارد. این قدرت تعیین‌کننده کشورمان در منطقه برگ برنده‌ای است که قطعا در انعقاد چنین توافق تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. نکته اینجاست که مولفه‌های قدرت ایران در این توافق مدنظر قرار گرفته است.

    *توافق ۲۵ساله ایران و چین چه تأثیری بر روند احیای برجام می‌تواند داشته باشد؟

    در این زمینه معتقدم که دلیلی ندارد این توافق به‌عنوان مقدمه‌ای برای احیای برجام مطرح شود. به‌نظرم بعد از این توافق آمادگی غربی‌ها برای دستیابی به توافق با ایران بیشتر شده‌است. آنها در برابر این انتقاد و چالش درونی قرار گرفته‌اند که تعلل‌شان در احیای برجام، شکل‌گیری روابط تاکتیکی با ایران را تحت‌الشعاع قرار داده ‌است. در این میان جمهوری‌اسلامی باید دو ماهیت جداگانه را برای توافق با چین و برجام تعریف کند. هرگونه منوط‌کردن این دو تصمیم به یکدیگر، می‌تواند به‌ضرر منافع ملی کشورمان بینجامد.

    ۱۷۲۷۲۱۹

     

  • پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم

    پورمحمدی: اقتصاد ونزوئلایی و تورم چندصد درصدی را پشت سرگذاشتیم

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مرکز اطلاع رسانی، روابط عمومی و اموربین‌الملل سازمان برنامه و بودجه کشور؛ مشروح گفتگو با پورمحمدی ،معاون سازمان برنامه و بودجه در پی می‌آید . پورمحمدی سه دوره مدیریتی رده بالا در سه دولت مختلف از زمان اصلاحات تا تدبیر و امید را در کارنامه دارد و در ۱۸ سال اخیر در وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و دست آخر سازمان برنامه و بودجه در رفت و آمد بوده است. به گفته خودش، گنجینه‌ای از تاریخ شفاهی تحریم‌ها و جنگ اقتصادی با خود همراه دارد. سیدحمید پورمحمدی گل سفیدی اهل استان چهارمحال و بختیاری در اوج تحریم‌های سال ۹۱-۹۰ قائم مقام بانک مرکزی بود که برای اولین بار این بانک تحریم شد و برای بار دوم در سال ۹۷ در یکی از حساس‌ترین پست‌ها مسئول تهیه و تنظیم بودجه کشور بوده که درآمدهای نفتی تقریبا به صفر رسید. مشروح این گفت‌وگو بدین شرح است:
    سازمان برنامه و بودجه فارغ از اصلاح ساختار بودجه یک مأموریت جدی و کلی دارد که باید جلوی درآمدهای غیرواقعی را بگیرد که بودجه تراز باشد. آن هم در شرایطی که دچار محدودیت‌های جدی هستیم و از دستگاه‌های دیگر نمی‌توان انتظار داشت تا  جلوی افزایش هزینه را بگیرند.  رئیس جمهور نیز معتقد است بودجه‌ جای شعار نیست و باید عملیاتی باشد. آقای جهانگیری می‌گوید بودجه چوب ادب سیاست‌مداران است، منتها با این مسأله مواجه هستیم که در ۴ سال اخیر پیش‌بینی درآمدها غیرواقعی بود. به خصوص درآمدهای نفتی یعنی رقم‌هایی که همه می‌دانیم محقق نمی‌شود، سازمان هم می‌داند اما بازهم داخل بودجه گذاشته می‌شود و بعد هم توجیهاتی برای آن آورده می‌شود که قابل درک نیست. مثلاً می‌خواهیم پیغام به بیرون از کشور بدهیم. چرا با وجود تحریم و جنگ اقتصادی اصرار بر درج درآمدهای غیر واقعی در بودجه وجود دارد؟ پورمحمدی: امیدوارم این گفت‌وگو بتواند گره‌ای از مشکلات باز کند و با همه آنهایی که با اقتصاد و بودجه سروکار دارند، الفت ایجاد کند. قبل از این که به سؤال جنابعالی پاسخ دهم، می‌خواهم به اصلاح ساختاری بودجه بپردازم. کارشناسان سازمان برنامه و بودجه روی اصلاحات ساختاری کار کردند و دل بستند که می‌شود بسیاری از ایرادهای همیشگی و متصلب (سخت و سفت) بحث بودجه و مشکلات اقتصاد را در این قالب حل کنند. موقعی این کار را شروع کردیم که بنده تزلزل‌ها را به همکاران منتقل نمی‌کردم و در دلم نگه می‌داشتم. چند نظر وجود داشت چون باید تیم را دلگرم نگه می‌داشتم. به آنها می‌گفتم شما کسانی هستید که می‌توانید مقدرات همیشگی بودجه کشور و اقتصاد را رقم بزنید تا بودجه از ایرادات منزه باشد. چند نکته را همه مسؤولان ابتدا گوشزد می‌کردند؛ اول اینکه در زمان سخت‌ترین تحریم‌ها وضع شده، تاب و تحمل اصلاحات ساختاری وجود ندارد. اصلاح ساختار یعنی پوست‌اندازی جدید. وقتی با تحریم‌های دردناک روبرو هستیم، تحمل برای همه بخش‌های کشور وجود ندارد و کشور متوقف می‌شود. این مسأله را هیچ گاه به همکارانم منتقل نکردم. می‌گفتم اگر زمانی بشود آرمان‌ها را محقق کنیم و پول نفت را دست‌کم در بودجه جاری به صفر برسانیم و اصلاح ساختاری انجام دهیم، بهترین زمان همین وقت است که در تنگنا هستیم. وقتی در تنگنا هستیم و نفتی وجود ندارد بهترین وقت پارادایم شیفت (تغییر رویکرد) است. اختلافی در بین متولیان و بنده بود که من می‌گفتم می‌توانیم، آنها می‌گفتند شدنی نیست. مسئله دیگر این بود که تا زمان تدوین کلیات همه با ما متحد بودند، زمانی که به اجرا و اصلاح می‌رسد که درد و مشکلات آن موقع نمایان می‌شود و داستان مولوی را مثال می‌زنند که «شیر بی یال و دم و اِشکم که دید». سوزن اصلاحات وقتی یک قسمتی بخواهد فرو برود، صدای همه درمی‌آید. این کار شدنی نیست و نمی‌توانید انجام دهید. باز هم من اینها را منتقل نمی‌کردم. امید می‌دادم تا کار جلو برود. مسأله بعدی این بود که چرا فراتر از آن چیزی که خواسته شده، می‌روید. وظیفه شما در همین قسمت است و مسؤولیت اجرا ندارید. در اختیار سران قوا قرار دهید یا می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند، بنابراین حد پروازتان آنجاست و صلاحیت بیش از این کار را ندارید. باز هم منتقل نمی‌کردم و می‌گفتم قطعا اجرا می‌کنیم و بهترین زمان است و باید دیگران را متقاعد کنیم. این سه مورد اثر خود را گذاشت، ما کارمان را به شایستگی انجام دادیم، هنوز هم در مورد نکات اصلاح ساختاری بودجه باور عمیق داریم، ولی سه ایرادی که گوشزد می‌کردند و من در انعکاس آن تحفظ (خویشتنداری) می‌کردم، محقق شد. دو بحث دیگر نیز در مورد اصلاحات وجود داشت. زمانی که مطرح می‌شود همه صف می‌بندند که باید چنین و چنان شود، اما بعد از یک مدتی به عنوان موضوعات عادی جامعه تلقی می‌شود. بسیاری از مباحثی که به عنوان اصلاحات ساختاری مطرح کردیم به تدریج در ادبیات دولت، وزارت نفت و مراجع تصمیم‌گیر بالاتر نمایان است. بخشی از آنها مطالبه جای دیگر بوده و برای ما خوشایند است. همچنین به ذهن رسید چون ماه‌های پایانی دولت دوازدهم است این مسأله را مکتوب و منتشر کنیم. ای بسا کتابی شود و تاریخ شفاهی مانند موانع و مشکلات را کنار آن بگذاریم. همان طور که اشاره کردید، بله، سازمان برنامه و بودجه هست که می‌تواند بودجه را به سامان ببرد و بقیه را متقاعد کند، اما سازمان بین دو موضوع گیر کرده بود. آیا محکم به سمت جراحی برود یا در نتیجه تحریم‌ها که فشار سخت معیشتی که به مردم و کارمندان و بازنشستگان می‌آید کدام را زودتر به نتیجه برساند و سرپا نگه دارد. بنا به ملاحظات و هشدارهایی که مکرر به سازمان برنامه دادند که در این شرایط، تحریم‌ها به شدت افزایش پیدا می‌کند و به رکود فرو رفتیم و تورم به شدت افزایش پیدا کرد که ناشی از بالا رفتن شدید نرخ ارز بود؛ گفته شد، خوب است دولت وقت خود را به روی معیشت کارمندان و بازنشستگان بگذارد. این به معنای حفظ وضعیت موجود و عبور از گردنه در کوتاه مدت است و به شدت سازمان برنامه خود را برای معیشت جامعه هزینه کرد. در زمانی که درآمد نفت و سایر درآمدها کم بود، ولی آن چیزی که برای سازمان در این مقطع حائز اهمیت بود، تامین حداقل معیشت جامعه  بود تا از گردنه عبور کند.  سؤال کردید که چرا دولت رقم نفت را بالا می‌بیند؟ در حالی که در باورش این گونه نیست. این مسئله فرایندی نیست که توسط یک کارشناس و در سازمان برنامه و بودجه رقم بخورد. بودجه فرایندی است که در مسیر خودش باید نظرات وزرای مختلف را جلب کند. اقتصاد سیاسی کار خودش را در بودجه می‌کند، نمی‌توانید بگویید مسائل سیاسی و به خصوص تعاملات بین المللی را نادیده بگیرید. طبیعی است اگر خالص نظر سازمان و بودجه را بخواهید، همیشه این است که وابستگی بودجه به نفت را حداقل ممکن ببیند، حالا هر چقدر بیشتر شد، برای سازمان بهتر است. کار تدوین بودجه هر چه وقتی جلوتر می‌رود اقتصاد سیاسی، تعاملات بین المللی و امید دادن و چگونگی حفظ بازار ارز را باید در نظر گرفت. بالاخره بودجه باید تراز باشد. مثلاً اگر نفت ۵۰۰ هزار بشکه در روز پیش بینی شد از آن طرف ناگزیر هستید نرخ ارز را خیلی بالا بگیرید. یعنی دولت دارد به  جامعه علامت می‌دهد که در آینده نرخ ارز بالا می‌رود و خودش یک مانع است. در دولت نظراتی دارند و ناگزیریم؛ همیشه فعال مایشاء (آنچه که بخواهد انجام دهد) نیستیم؛ بلکه باید بتوانیم نظرات را اعمال کنیم. بعد به مجلس که می‌رویم در گام اول همین سوالات شما را می‌پرسند که چرا وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی زیاد است، اما آخر سر وقتی می‌خواهند بودجه را ببندند آنها نیز مثل دولت مقداری آشکارا و پنهانی، تهاتری و در ردیف‌ها درآمد نفت اضافه می‌شود و نمی‌شود کاری کرد. تجربه به دست آمده این است که امیدواریم اجماعی در مسؤولان ایجاد شود با پشت سر گذاشتن سختی و تلخی تحریم کار به نتیجه صحیح برسد. زمان تحریم‌ها فرصت خوبی برای اصلاحات ساختاری بود که پشت سر گذاشتیم و در زمان دیگری ببینیم می‌توان این کار را انجام داد یا خیر.   فرمایش شما را متوجه می‌شوم و صحیح است که وظیفه کاهش وابستگی به نفت برعهده سازمان برنامه است، اما اکنون اختیاری در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی درآمدی وجود ندارد و یک مرحله جلوتر هستیم. فایده رقم بالاتر گذاشتن درآمد نفت برای چیست؟ در حالی که چند سال این موضوع تجربه شد. ممکن است بفرمایید فایده آن تراز شدن بودجه است و روی کاغذ نشان می‌دهد کسری بودجه وجود ندارد. شما فردی عملیاتی و در جایگاه عملیاتی هستید، آیا واقعا فایده‌ای دارد که کسری بودجه را روی کاغذ بپوشانیم؟ کسری در عالم واقع خود را نشان می‌دهد، وقتی نفتی فروخته نمی‌شود هر چقدر هم رقم بگذارید اصلاً از ۲,۵ میلیون بشکه ۵ میلیون بگذارید، تغییری در واقعیت رخ نمی‌دهد. در واقع مثلاً فروش یک میلیون بشکه است، چه اتفاقی می‌افتد اگر درآمدها را واقعی ببینیم؟ کمک نمی‌کند که هزینه‌ها واقعی شود؟ پورمحمدی:  (روش و رسم) سازمان برنامه این است که درآمد نفت را حداقل ببیند تا به تبع آن هزینه‌ها را نیز حداقلی باشد و کشور را با هزینه کمتر اداره کند، ولی به نظرات توجه کنید؛ اگر اول سال ۹۹ قرار می‌گرفتیم طبیعی بود صادرات نفت را به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه می‌دیدیم، چون تحریم‌ها به اوج رسیده بود و حتی شماره موتور و بدنه کشتی‌ها را رصد می‌کردند. حقیقتا خیلی محکم این مسیر را پشت سر گذاشتیم. به چند صد درصد میزان صادرات آن موقع رسیدیم و افزایش پیدا کرد. آن وقت سیاست‌گذار با من این گونه روبرو می‌شود، اگر می‌خواستم به حرف تو گوش بدهم، هیچ گاه تحریم‌ها را دور نمی‌زدم. با همان ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه می‌ماندم و به رقم‌های بالا اصلاً نمی‌رسیدم. وظیفه من این است که دستگاه اجرایی و بقیه ارکان حکومتی را مکلف کنم که نفت را از زیر تحریم‌ها بیرون بیاورد و صادر کند، کما این که این کار را کرد. نقد خواست بنده و شما این است که میزان حداقلی به میزان قابل توجه برسد. ابتکاراتی بود که انجام شد. هدف‌گذاری بالاتر که صورت می‌گیرد به معنای این است که بروید راه را باز کنید. بنابراین با فشار و تحکم و خواسته‌ای نشان می‌دهد که می‌شود. نکته دوم؛‌ با فرض این که میزان صادرات نفت را در بودجه کم در نظر بگیرید، که ما این را کم در نظر می‌گیریم. بدین معنا است که میزان ارز حاصل از صادرات نفت برای واردات کالاهای اساسی کافی نیست و نرخ ارز باید در بازار افزایش یابد. چرا آقای دکتر؟ دلیلی ندارد قیمت ارز بالا برود. به جز کالای اساسی درآمد نفت صرف امور دیگری نمی‌شود، نیازی به افزایش نرخ ارز نیست. نرخ ارز برای کالای اساسی ثابت است و صادرات نفت به نسبت نیاز ارز کالای اساسی اندکی بیشتر است. پورمحمدی: مهم‌ترین مولفه‌ای که همواره روز نرخ ارز تأثیر می‌گذارد، ارز خود دولت است که حاصل از صادرات نفت و گاز و موارد این گونه است. اگر بگویید ارز نداریم، اما باید منابع کالای اساسی را تأمین کنیم، بدان معناست که باید از بازار ارز خریداری کنید یا از پول پرقدرت بانک مرکزی تأمین کنید که هر دو آن تورم بسیار بالا و قیمت ارز بالا را به وجود می‌آورد. هر دو این موارد اتفاق افتاد؟ پورمحمدی: خب، قبول دارم؛ این را فراموش نکنید وقتی تحریم‌ها شروع شد بسیاری از این حکام کشورها با رئیس جمهور در سازمان ملل جلسه داشتند. (مهر ماه سال ۹۷) ترامپ گفته بود، اگر دو ماه ایران را رها کنید مطمئناً زیر بار تحریم‌ها له خواهد شد و حاکمیت‌شان فرو خواهد پاشید. اما الان سال ۹۹ به پایان رسید و اتفاقی نیفتاد. همه می‌گفتند با کمبود منابع و تحریم‌های شدید حتی اگر نفت را با دور زدن تحریم صادر کنیم، اما هیچ گونه تراکنشی نمی‌توانیم داشته باشیم و پول آن دست‌تان نمی‌رسد. اقتصادی مثل کشور ونزوئلا با  تورم چند صد درصدی خواهیم داشت. ما این فضا را پشت سر گذاشتیم. نقادی سر جای خودش. با افتخار سخت‌ترین تحریم‌ها را در سه سال پیاپی پشت سر گذاشتیم که در هر سال آن یک بحران زلزله، سیل و کرونا داشتیم و در عین حال تحریم‌ها که اقتصاد و معیشت مردم را وسط یک مقراض (قیچی) قرار داده و به آن فشار می‌آورد، ولی اقتصاد ما ونزوئلایی نشد. به سمت ابرتورم نرفتیم، در حال خارج شدن از رکود هستیم و توانستیم شرایط را حفظ کنیم و رو به بالندگی اقتصادی برویم. مقایسه کنید.  اشاره کردید دولت تصمیم می‌گیرد که درآمد صادرات نفت را بالا ببرد و فشاری به وزارت نفت بیاورد که صادرات افزایش یابد. نمی‌شد همین رویکرد برای درآمدهای غیر نفتی اتخاذ می‌شد که مثلاً سازمان مالیاتی شما باید این میزان درآمد وصول کنید. پورمحمدی: بله، کاملا درست است. صحبت قبل را تکمیل کنم. سیاست‌گذار با تعیین درآمد نفت چه علامتی به سال آینده می‌دهد؟ آیا نرخ ارز را بالا می‌برم؟ در تأمین کالای اساسی موفق می‌شوم؟ فراموش نکنید بودجه به عنوان سند مالی‌ دولت منتشر می‌شود. دولت همواره به دنبال این است که بازار نفت خود را مطالبه کند. اگر بگویید ۲۰۰ هزار یا ۵۰۰ هزار بشکه صادر نمی‌کنم یعنی اینکه عملا بازار من را هر کسی می‌خواهد تحویل بگیرد. این هم علامت دیگری است که نمی‌خواهد بازار بین المللی را از دست بدهد. بودجه فقط ارقام خشک نیست. اثر خود را در دولت، مجلس و قسمت‌های دیگر می‌گذارد. یکی از کش مکش‌های جدی ما که به اوقات تلخی بسیاری می‌انجامد نحوه محاسبه مالیات‌ها است. تقریبا پایان سالی نبوده که ما با دوستان وزارت اقتصاد تندی و قهر نکنیم. عمده بحث‌های روی مالیات است. برخی اوقات اختلاف نظر در مورد رقم مالیات در بودجه به ۶۰ تا ۷۰ درصد می‌رسد که ما رقم بالاتر را مطالبه می‌کنیم. آنها ظرفیت‌ها و وضعیت اقتصاد را نگاه می‌کنند. همین پیش بینی سال ۹۹ از سوی سازمان برنامه ۱۸۵ هزار میلیارد تومان بود، در دولت که رفتیم همه می‌گفتند ۱۴۵ هزار میلیارد تومان بیشتر نمی‌شود و استدلال آنها را ‌پذیرفتند. یک دفعه کرونا به کشور وارد شد و در جلسه سران قوا گفتند، نمی‌شود از مردم پول گرفت. مالیات در شرایط کرونایی حتی چند ماه عقب افتاد و تخفیف و بخشودگی هم اعمال شد. اصلاً گفتند ۱۰۰ هزار میلیارد تومان هدف‌گذاری کنید. دوستان سازمان مالیاتی همت کردند و شبانه روز گفت‌وگو و جلسه گذاشتیم و به رقم ۱۸۵ هزار میلیارد تومان برگشتیم. امسال اولین سالی است که مالیات را با این که حداکثری دیده بودیم از آن فراتر رفت. مالیات را هم باید عین نفت نگاه کنیم و در تنگنا از همه ظرفیت‌ها استفاده کنیم. همین رویکرد انبساطی برای دارایی‌ها و مالیات وجود دارد. دستگاه‌ها سال ۹۸ زیر بار فروش شرکت‌ها نمی‌رفتند. سال ۹۹ در همین محدودیت‌ها بود که دولت در بورس سهام فروخت تا درآمدهای بودجه را حداکثر کند. در بودجه سال ۱۴۰۰ برای فروش شرکت‌های دولتی ۹۵ هزار میلیارد تومان درآمد از بازار سرمایه پیش بینی شده است، در نیمه اول سال ۹۹ که شرایط بورس خوب بود، حداکثر فروش که داشتید ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان است. به نظر می‌رسد این رقم برای سال پیش رو غیرقابل تحقق باشد. پورمحمدی: بله، همیشه در مورد این موارد تصلب و مقاومت سنگینی وجود دارد و به تدریج که مقاومت‌ها هموار می‌شود می‌بینیم کار شدنی است. یادتان می‌آید راجع به اوراق مالی یک امر مذمومی در بودجه نگاه می‌کردند، اما به تدریج جای خود را باز کرده و به عنوان یکی از ابزارها، ریسک‌ها را می‌گیرد و اصل و سود آن داده می‌شود و همواره تحفظی روی هزینه‌ها دارد. نگرش این است که در میان مدت دخل و خرج را حفظ کند. دولت  دارایی‌های فراوان دارد ولی بعضا برای پرداخت برخی از ضرورت‌ها پولی دستش نیست؛ مثل آدم ثروتمندی که جیبش خالی است. سازمان برنامه و بودجه باید مغناطیس و مکثی ایجاد کند که منفذها باز شود. به عنوان مثال؛ شرکت نفت ما شرکتی است که از لحاظ دارایی کمتر از آرامکو (شرکت نفتی عربستان) نیست. آرامکو الان به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های سهامی دنیا است، با چند درصد سهام می‌تواند کل مشکلات‌شان را حل کند، اما ساختار مالکیتی شرکت ملی نفت به گونه‌ای است که کلی بدهکار است و یکی می‌تواند بگوید مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت است؛ چراکه از پرداخت بدهی‌ها استنکاف می‌کند یا نمی‌تواند پرداخت کند. به خاطر این که هیچ گاه از این زاویه نگاه نکردند که می‌تواند دارایی‌ را در خودش حفظ و به عنوان یک ثروت مطرح کند. چون نیازی نداشتیم فقط برمی‌داشتیم و هزینه می‌کردیم. سال ۸۵ و ۸۶ سیاست کلی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد تا دارایی‌ها را به مردم بدهیم و جلب مشارکت در اقتصاد شود، اما کماکان دارایی‌ها در اختیار دولت است. در نشست اخیر کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری عنوان شد، چرا از دارایی بیشتر برای دولت استفاده نمی‌شود؟ همچنین برای انتشار اوراق اگر سه سال پیش بودیم کش مکش داشتیم که آیا می‌توانیم سهام دولت را بفروشیم یا نه. بعد سازوکار ETF و عرضه در بورس طراحی کردیم. دارایی‌ها را باید به طور جدی شناسایی کنیم، قیمت واقعی را به دست بیاوریم و بفروشیم. از لحاظ اقتصادی هیچ فرقی نمی‌کند که بنده اداره کنم یا شما. اثر خود را در تولید و اشتغال می‌گذارد فقط این که من به عنوان دولت بد اداره می‌کنم شما به عنوان بخش خصوصی چون باید سود را حداکثر کنید، با هزینه کمتر و با بهره‌وری بیشتر اداره می‌کنید. بنابراین حفظ می‌شود. نباید تنگ‌نظری بکنیم در این که دارایی‌ها را در بغل دولت نگه داریم و بخش خصوصی هم تحرکی نداشته باشیم. باید منفذها باز شود بودجه است که مغناطیس ایجاد می‌کند که کار به اجرا برسد.   بحث ظرفیت فروش بود؟ با توجه به اینکه در جریان هستید که چه فضایی حاکم است، خیی بعید به نظر می‌رسد که بازار سهام پذیرای این میزان سهام دولتی باشد. پورمحمدی: بورس یک نوع حراجی است که براساس عرضه و تقاضا عمل می‌کند، فقط باید قیمت‌ را متعادل کنید. الان هم با قیمت مناسب کشف قیمت و عرضه کنید نقدینگی از جاهای دیگر دوباره به بازار می‌آید. معنی این نیست که ظرفیت جدید وجود ندارد، بلکه با چه قیمتی می‌خواهید عرضه کنید. اگر دولت قیمت گران بگذارد، در این شرایط هیچ ترجیحی وجود ندارد. چون شفاف عرضه می‌کنید می‌تواند نقدینگی سرگردان در بازار را جذب کنید. بحث این است که اول باید تمرین کنید ادبیات آن را راه بیندازید. جامعه و اقتصاد، خودش را منطبق می‌کند. وقتی به سازمان برنامه و بودجه آمدم تنها اوراقی که منتشر می‌شد، اوراق مشارکت بود. بانک‌ها موظف بودند در سررسید و پیش از موعد نیز خریداری کنند. کل ریسک اوراق دولت به بانک‌ها منتقل می‌شد. اگر می‌گفتیم می‌خواهیم کار دیگری بکنیم، می‌گفتند زیر و رو می‌شود. در سال ۹۲ و یا ۹۳ با این که ذی‌نفع بودیم، الزام خرید اوراق توسط بانک‌ها را کنار گذاشتیم. نظام بانکی را از فشار بودجه‌ای نجات دادیم. اوراق جدید جایگزین کردیم. اگر می‌خواستیم مثل روال قبل برویم صدها هزار میلیارد تومان از اوراق دولت روی پیشخوان بانک‌ها می‌ماند، اما اکنون هیچ چیزی نیست و اوراق در بازار می‌چرخد. اموال و دارایی دولت هم همین‌طور است. ببینید، به چه میزان اموال و دارایی دولت رها است. طراحی صندوق قابل معامله بورسی ETF و مولدسازی به خاطر همین بود. هر دارایی که در اختیار دستگاه است به صورت اجاره باشد. در اصلاحات ساختاری دیده شده و به تدریج جای خود را در بودجه باز می‌کند. به موضوع نفت بازگردیم. مطرح کردید به ارقام حداقلی در مورد صادرات نفت در بودجه پایبند هستید، اما سیاست‌گذار نظر دیگری دارد که البته منظورتان از سیاست‌گذار کیست؟‌ مجلس در ظاهر مقاومت می‌کند و مدعی است که چرا وابستگی درآمد نفت در بودجه زیاد است. پورمحمدی: دولت و مجلس هر دو سیاست‌گذارند. در وادی امر هم دولت و هم مجلس مقاومت می‌کنند، اما آخر سر هر دو ارقام را بالا می‌برند. در بخش نفت اشاره کردید که دلیل استفاده از ارقام بالا که محقق نمی‌شود، به خاطر این است که می‌خواهیم بازار بین‌المللی را از دست ندهیم و مواردی دیگری هم مطرح کردید. نکته اینجاست که سازمان برنامه و بودجه با سازوکاری بخشی از درآمدهای نفتی که قابل وصول است را در ارقام بودجه بگنجاند و سقفی در نظر بگیرید که اگر مثلاً ۲ میلیون بشکه محقق شد بتواند به شیوه‌ دیگری از آن استفاده کند. نه این که کل رقم نفت را در بودجه پیش بینی می‌کنیم و از آن طرف مصارف قطعی در نظر بگیریم که منجر به کسری بودجه می‌شود و در نهایت دست به دامان سران قوا می‌شویم که فلان مقدار کسری بودجه داریم، راه‌های جایگزین ارائه می‌دهید. در رفتار سیاست‌گذاران از جمله سازمان برنامه و بودجه و دولت و سایر دستگاه‌ها این نگاه مشاهده نمی‌شود. پورمحمدی: نگاه کارشناسی سازمان برنامه را در اصلاحات ساختاری منعکس کردیم و برنامه را پیشنهاد دادیم. از  جمله جاهایی که باید از انواع نوسانات مصون باشد، بودجه است. مهم‌ترین نوساناتی که به بودجه وارد می‌شود، از ناحیه نفت است. نفت یک روز تحریم است، یک روز نیست. یک روز قیمت بالا است، یک روز پایین. یک روز دسترسی به منابع حاصل از صادرات نفت داریم، یک روز نداریم. همه این ریسک‌ها متوجه بودجه است. این نوسان در بود جه به طریق دیگری وارد بازار می‌شود که مباحث سلطه مالی و اثر در پایه پولی را به همراه دارد. در برنامه هفتم به روش تعیین نفت می‌پردازیم. نحوه تعیین سهم دولت از صادرات نفت از اشتباهات جدی ما در این سال‌ها است. تعیین سهم شرکت ملی نفت نیز اشتباه است. در همین دهه یک زمانی ۱۳۷ میلیارد دلار صادرات نفت داشتیم. بودجه، شرکت نفت و صندوق توسعه ملی سهم می‌برند. آن زمان که وفور درآمدهای ارزی بود برای من (سازمان برنامه و بودجه) نقمت بود، الان هم که کم شده بلا است. در وفور درآمدهای ارزی،‌ سیاست‌گذار هزینه‌هایی می‌کند که هزینه‌ها مستمر می‌شود. یارانه می‌دهد، پروژه و طرح شروع می‌کند. وقتی درآمد ارزی از ۱۳۷ میلیارد دلار کمتر می‌شود، پروژه و تعهدات روی دست ما می‌ماند. روش مناسب این است که نیاز بودجه را صندوق توسعه ملی یا بانک مرکزی پوشش دهند. به صورت درصدی خیر؟ بلکه رقم تعیین می‌شود و ثابت است. بنابراین آن موقع ریسک‌ها را در حوزه استقراض و فروش و نظایر آن نمی‌برم، می‌دانیم کل پول ما همین قدر است. در اصلاحات ساختاری پیش بینی شده بود که درآمدهای ارزی برای صندوق‌ توسعه ملی باشد. وقتی آقای همتی به بانک مرکزی آمد، گفت ما این موضوع را برای شما پوشش می‌دهیم با ما توافق کنید. تحریم‌ها آنقدر شدید شد که شدنی نبود. در شرکت نفت هم همین‌طور است. این فاجعه است که وفور درآمد ۱۴,۵ درصد و در شرایط کنونی هم ۱۴.۵  درصد باشد؛ چراکه باید تولید نفت و تجهیزات را ارتقاء دهد الان از کجا بیاورد؟ پیشنهاد این است که به ازای هر بشکه در میادین مختلف فی (قیمت) را تعیین کند تا رقابت و بهره‌وری بالا برود. از تکنولوژی استفاده کند و میادین با هم رقابت کنند. سازوکاری که وجود دارد موجب نوسان و دلخوری است. باید شیوه‌ای پیدا کنیم که مصون شویم. درآمدهای ارزی نفتی یک پایگاه لغزنده در بودجه است و هیچ کسی نمی‌تواند به آن ثبات بدهد. حالا بیاییم این طرف که چرا در سران قوا به کسری بودجه توجه شده است. وقتی بودجه ۹۹ پیش بینی شد ارقام میان مجلس و دولت توافق و نهایی شد. قانون که مصوب شد یک دفعه پدیده کرونا به وجود آمد. تحریم از یک طرف به اوج خود رسید، کرونا هم طرف دیگر، منبع دیگری نداشتیم. در کرونا حتی کامیون بنزین صادراتی جابجا نمی‌شد. یکی از درآمدها از محل فرآورده‌ها بود که باید هدفمندی را پیش بینی می‌کردیم و فروش روزانه ۹۵ میلیون لیتر بنزین مدنظر بود که یک دفعه به ۴۵ میلیون لیتر رسید و فروش داخلی به شدت افت کرد. بخشی از فرآورده‌ها صادر می‌شد. تمام مرزها بسته شد. یک حادثه غیرمترقبه شکل گرفت، طبیعی است باید دست به دامن مجلس یا سران قوا بشویم.
    ۲۲۳۲۲۳

  • هرکس از هرجا عصبانی است به دولت ضربه می‌زند

    هرکس از هرجا عصبانی است به دولت ضربه می‌زند

    هرکس از هرجا عصبانی است به دولت ضربه می‌زند

    ایسنا/خراسان رضوی معاون اول رئیس جمهور گفت: متاسفانه در کشور هر کس از هر جا عصبانی است به دولت ضربه می‌زند اما ما به دلیل علاقه‌ای که به مردم و کشور داریم، نمی‌خواهیم بگذاریم این کشور و مردم بیشتر از این آسیب ببینند.

    اسحاق جهانگیری عصر امروز در دیدار با نخبگان و فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خراسان رضوی که در استانداری برگزار شد، اظهار کرد: واقعیت این است که ما با یک سری اشکالات ساختاری در جهت اداره کشور روبه رو هستیم. این اشکالات می‌تواند هم اشکالاتی در قانون اساسی باشد وهم می‌تواند اشکالاتی باشد که در اثر مدیریت‌ها به وجودآمده باشد و هم می‌تواند مشکلاتی باشد که از گذشته وجود داشته و حالا به دلیل عدم رسیدگی پیچیده شده‌اند.

    وی ادامه داد: به عنوان مثال در خصوص اقتصاد ایران، از بعد از پیروزی انقلاب گفته می‌شد مشکلات اقتصاد ما به دلیل دولتی بودن و اتکا شدید به نفت است و گفته می‌شد در نتیجه این مشکلات اقتصاد ایران هرگز رشد مناسبی نداشته است. همواره گفته می‌شد ما باید در اقتصاد به دنبال یک سری اصلاحات ساختاری جدی باشیم. در زمان ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی، برخی اقدامات باعث شد اقتصاد دولتی‌تر شود. در دولت آقای خاتمی قرار شد تا یک سری اصلاحات ساختاری شکل گیرد و به سمت کوچک‌سازی دولت و تقویت بخش خصوصی حرکت شد. در آن زمان در دولت بحث نوسازی صنایع نیز پیگیری می‌شد.

    معاون اول رئیس جمهور با تاکید بر اینکه حکومت باید هم برای اداره برنامه‌های خود یک سری نظریات داشته باشد و هم متناسب با آن‌ها یک سری اصلاحات انجام دهد، افزود: در برنامه سوم توسعه، قرار شد دولت کوچک‌ شود. ما به عنوان حکومت گاهی اوقات نمی‌خواهیم تبعات یک تصمیم جدی را بپذیریم. ما اگر می‌خواهیم بخش خصوصی تقویت شود، باید بپذیریم این بخش نیاز به احترام و امنیت دارد. اگر پذیرفتیم اداره حکومت به حزب نیاز دارد، باید بپذیریم این احزاب نیاز به قدرت دارند و به منظور قدرت‌گیری تشکیل شده‌اند. ما نمی‌توانیم همه چیز را بدون تحمل تبعات آن بخواهیم.

    جهانگیری خاطرنشان کرد: مشکل ما این است که هر گروهی فکر می‌کند برای ایجاد یک قدرت بزرگ برای ایران، بهترین روش، روش خودش است و به یک روش اجماعی تن نمی‌دهد. همه خواستار یک ایران قوی هستیم و برای رسیدن به این خواسته ما باید دولت و جامعه قوی و کارآمدی داشته باشیم. جامعه‌ای می‌تواند قوی باشد که بتواند سرنوشت خود را انتخاب کند و در یک انتخابات مشارکت‌جویانه حضور داشته باشد. از دل چنین جامعه‌ای یک دولت قوی و از دل یک دولت قوی یک ایران قوی به وجود خواهد آمد.

    وی تصریح کرد: مردم دولت یازدهم را در شرایطی انتخاب کردند که ایران در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار داشت. لیبی یکی از کشورهایی است که در ذیل فصل هفتم این منشور قرار گرفت و ما سرنوشت آن را دیدیم. در آن زمان نیز کسانی که دلسوز ایران بودند، دولتی را می‌خواستند که ایران را از ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل دربیاورد و این دولت توانست با گفت‌وگو این کار را انجام دهد و باعث پیشرفت ایران شود. عده‌ای در داخل و خارج به خاطر این موفقیت کشور ناراحت شدند و سعی در تخریب آن داشتند.

    معاون اول رئیس جمهور افزود: اسرائیل و عربستان از دشمنانی هستند که خواهان شکست ما هستند و در آمریکا نیز ترامپ از برجام خارج شد. در مجلس نیز عده‌ای برجام را آتش زدند و خواستار خروج ایران از برجام شدند اما دولت در برابر این خواسته ایستاد. روسیه، چین و اروپا نیز به لحاظ سیاسی خیلی در خصوص برجام همکاری کردند و به هیچ کدام از قطعنامه‌هایی که ترامپ بر علیه ما در شورای امنیت مطرح می‌کرد، رای ندادند. اما به لحاظ عملیاتی هیچ کدام یک قدم در جهت حفظ برجام برنداشتند.

    جهانگیری با تاکید بر اینکه ایران امروز به نقطه‌ای رسیده است که آمریکا به شکست خود در فشار حداکثری علیه ایران اذعان می‌کند، بیان کرد: امروز همه کسانی که مخالف برجام بودند، خواستار حفظ آن هستند. من فکر می‌کنم دولت خوب عمل کرد و نگذاشت زندگی مردم دچار فروپاشی شود. تا این لحظه اولویت ما این بودکه اجازه ندهیم در کشور قحطی شود.

    وی اظهار کرد: عده‌ای به دولت اتهام می‌زنند و طوری ژست می‌گیرند که انگار خود سابقه بسیار درخشانی دارند، در حالیکه بسیاری از این افراد در دوران مدیریت خود در یک سازمان، آن سازمان را به اوج فساد و بی‌قانونی رساندند. افرادی هستند که دولت را به خستگی متهم می‌کنند. خب شما که خسته نیستید، چه گره‌ای از زندگی مردم باز کردید؟

    معاون اول رئیس جمهور ادامه داد: ما نباید مایوس شویم. کشور ما ظرفیت‌های بسیاری دارد. ما باید پله پله جلو رویم. باید مقاومت کنیم و تلاش کنیم و بدانیم امروز ما با سال ۹۲ متفاوت است. در آن زمان کدام جریان می‌توانست در آن فضای امنیتی یک کار سیاسی انجام دهد؟ ما باید تلاش کنیم به دستاوردهای بیشتری هم برسیم.

    جهانگیری با بیان اینکه رهبری در خصوص انتخابات بر این تاکید داشتند که انتخابات یک فرصت برای قدرت‌نمایی ایران است، خاطرنشان کرد: ما نباید این فرصت را از دست دهیم که بعدا حسرت آن را بخوریم. ما حتما باید از الان فعال شویم و پیگیری کنیم که یک انتخابات پرشور و رقابتی برگزار در کشور شود. گروه‌های مختلف باید کاندیدای خود را داشته باشند. دولت به دنبال برگزاری چنین انتخاباتی است تا یک بار دیگر اقتدار به ایران بازگردد و کشور بتواند به پشتوانه ایران به پشت میز مذاکره بنشیند و مسائل خود را مطرح کند.

    وی با اشاره به وجود مشکلات حاشیه‌نشینی مشهد، گفت: خوشبختانه امروزه دولت‌ بانک‌های اطلاعاتی خوبی دارد و اگر ما واقعا به دنبال حل مسئله فقر هستیم، باید از این بانک‌های اطلاعاتی استفاده کنیم‌. ما در این کشور با وجود منابع زیاد، فقر زیادی هم داریم. ما امروزه می‌دانیم چه تعداد خانواده در کشور داریم که هیچ شاغلی در آن‌ها وجود ندارد. ما حدود ۱۲ میلیون حاشیه‌نشین داریم که بیش از یک میلیون آنان در حاشیه شهر مشهد زندگی می‌کنند و برخی از اینان حتی در تامین نیازهای اولیه خود مشکل دارند.

    جهانگیری درخصوص انتخابات شوراها گفت: برای انتخابات شوراها نیز ما می‌خواهیم افرادی که هیچ مشکلی برای حضور در این عرصه ندارند، بدون هیچ مانعی بتوانند در این انتخابات ثبت نام کنند و دولت این مسئله را مد نظر دارد.

    وی با اشاره به مشکلات جوانان بیان کرد: در اوایل کرونا ما دغدغه تامین اولیه‌ها را در زمینه مبارزه با کرونا داشتیم. اما جوانان ما در این عرصه معجزه کردند. ما امروز علاوه بر تامین نیاز داخل، ونتیلاتور به خارج صادر می‌کنیم. ما تلاش می‌کنیم از جوانان حمایت‌های لازم را به عمل آوریم.

    معاون اول رئیس جمهور با اشاره به مشکلات زنان در کشور، تصریح کرد: زنان در کشور ما توانسته‌اند موفقیت‌های بسیاری را به دست آورند. تا کنون در بسیاری از مناصب زنان توانسته‌اند از مردان بهتر مدیریت کنند. ما در این دولت تصویب کردیم ۳۰ درصد مناصب مدیریتی در دولت به زنان اختصاص یابد، سال گذشته طبق آمار ۲۶ درصد مناصب مدیریتی ما به زنان اختصاص یافته بود و امیدواریم تا پایان دولت این رقم به همان ۳۰ درصدی که تصویب شده بود، برسد.

    جهانگیری در خصوص مشکلات رسانه‌ها نیز در این نشست بیان کرد: من با مشکلات رسانه‌ها آشنا هستم. در دوران کرونا، پس از مشاغل خدماتی، هنرمندان و اصحاب رسانه بیشترین آسیب را دیدند. ما با وجود تمام مشکلات سعی در خدمت به این گروه‌ها داریم. در سال گذشته ما بالاترین میزان پرداختی به بازنشستگان و معلمان و کارمندان دولت را نسبت به سال‌های گذشته داشتیم. هر کدام از این اعداد با قبل اصلا قابل مقایسه نیست. متاسفانه در کشور هر کس از هر جا عصبانی است به دولت ضربه می‌زند اما ما به دلیل علاقه‌ای که به مردم و کشور داریم، نمی‌خواهیم بگذاریم این کشور و مردم بیشتر از این آسیب ببینند.

    انتهای پیام

  • وارد موج چهارم کرونا شده ایم/ واکسن به عامل سیاسی بدل شده است

    وارد موج چهارم کرونا شده ایم/ واکسن به عامل سیاسی بدل شده است

    به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا رئیسی، در برنامه تیتر امشب شنبه شب شبکه خبر افزود: تهران هم اکنون وضع نارنجی دارد، اما با توجه به بالا رفتن تعداد بیماران سرپایی و بستری‌ها پیش بینی این است که تا هفته آینده تهران هم قرمز شود.

    سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا با بیان اینکه این وضع پیش بینی می‌شد گفت: با توجه با افزایش بیماران سرپایی و بستری‌ها و همچنین گردش ویروس جهش یافته که انفجاری افراد را مبتلا می‌کند این شرایط قابل پیش بینی بود.

    وی افزود: ما بیشتر از سفرها از دورهمی‌ها می‌ترسیدیم و شرایط پیش آمده هم ناشی از همین سفرها و دورهمی‌های عید است که با وجود منع سفر از و به شهرهای نارنجی و قرمز، سفرها انجام شد.

    معاون وزیر بهداشت با بیان اینکه رفتار ویروس جهش یافته انگلیسی با رفتار ویروس چینی متفاوت است گفت: سرعت انتقال ویروس جهش یافته و میزان مرگ و میر آن خیلی بالاتر است و فرصت اتخاذ تصمیمات تازه را گرفت و آنچه هم عمل شد بر اساس دستور العمل‌های ویروس چینی بود.

    رئیسی از اینکه ترس مردم کمتر شده است ابراز ناخشنودی کرد و افزود: وزیر بهداشت در جلسه‌ای که با رؤسای بیمارستان‌های علوم پزشکی داشتند خواستند که همه آماده باش باشند، زیرا فکر می‌کنیم که بیشتر ابتلاها از ویروس جهش یافته باشد و به تخت‌های بستری بیشتری نسبت به پیک‌های قبل نیاز خواهیم داشت.

    سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: خیز چهارم از خیزهای قبلی بسیار شدیدتر خواهد بود و اثر سفرها و دورهمی‌ها را ۵ تا ۱۰ روز آینده خواهیم دید.

    وی درباره آخرین وضع واردات واکسن کرونا هم توضیح داد: تا الان حدود ۷۹۰ هزار دوز واکسن وارد کشور شده است و حدود ۷۸۰ هزار دوز هم در همین هفته وارد خواهد شد.

    معاون وزیر بهداشت با بیان اینکه کشورها به تعهداتشان در کواکس عمل نکردند افزود: به ۲۵۰ هزار نفر واکسن تزریق شده است و ۵۵ هزار نفر هم دوز دوم را دریافت کرده اند.

    وی با بیان اینکه ۸۶ درصد واکسن‌ها را فقط ۷ کشور زده اند گفت: واکسن به یک عامل سیاسی و اختلاف کشورها بدل شده است و ما روی واکسن‌های خارجی حساب نمی‌کنیم و به واکسن‌های داخلی امید داریم که تا تیرماه قطعی به تولید نیمه صنعتی می‌رسیم و تا آخر تیر هم به تولید صنعتی خواهیم رسید.

    رئیسی همچنین از مردم خواست که مقررات را دقیق رعایت کنند و اگر سفر رفته اند از دورهمی و دید و بازدید جدی خودداری کنند.

     

    اخبار اقتصادی