تقلید کمدین خراسانی از محمد نوری/ دستاتو بشور قهر نکن تو با من!
به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا فکری استندآپ کمدین و مقلد صدا که مهمان منصور ضابطیان در برنامه «فرش بنفشه» رادیو ایران شده بود، درباره کاری که از استاد نوری مربوط به موضوع کرونا در فضای مجازی با صدای او پخش شده است، گفت: من کمدین طنز در خراسان هستم و کارهای کاورخوانی انجام می دهم. از بین کارهای خواننده های خوب مثل احسان خواجه امیری یا آقای نوری که از خواننده های خوب هستند و مردم با کارهایشان خاطره دارند، برخی را تقلید می کنم.
وی با اشاره به بخشی از این قطعه ادامه داد: قطعه مربوط به استاد نوری که فضای مجازی را پرکرد شعرش از رضا اسکندری است.
این کمدین با اشاره به این قطعه کرونایی توضیح داد: ما یکسری از کارهایی که انجام می دهیم مربوط به بحث تقلید صدا است و در این قطعه هم با صدای استاد محمد نوری قطعه را خواندم. اسکندری هم در زمینه چنین شعرهایی خیلی فعال است. او خودش از من پرسید که می توانم شعری را که نوشته است خوانم؟ و بعد خواست با هم تمرین کنیم.
فکری اضافه کرد: اسکندری شعر را گفت و ما هم ضبط کردیم و خیلی خوب شد. از صداوسیمای خراسان هم پخش شد. این شعر در وصف کرونا که در حال و هوایش هستیم سروده و خوانده شد. مردم این کار را از تلویزیون گرفتند و خودشان در فضای مجازی آن را پخش کردند و روی چهره استاد کارهایی انجام دادند.
این کمدین در پایان گفت: سعی می کنم یک قطعه قبل از ۱۵ فروردین آماده کنم و امیدوارم در وصف خود برنامه «فرش بنفشه» باشد. این قطعه با ملودی یک کار خیلی قدیمی به نام «امشب شب مهتابه» است و تلاش می کنیم این کار را قبل از ۱۵ فروردین به برنامه شما برسانیم.
«فرش بنفشه» به تهیه کنندگی زهرا قائدی و محمد اسماعیل پور با اجرای منصور ضابطیان هر روز ساعت ۱۷ از رادیو ایران پخش می شود.
قطعهای که محمدرضا فکری با تقلید از محمد نوری خوانده است با این شکل آغاز می شود: «هر سه ساعت دستاتو بشور/ ماسک تو بزن/ پیش من نیا/ دست به من نزن/ به دلت نگیر/ قهر نکن تو با من»
سالهاست که این نشستها با حضور چهرههای مطرح ادبیات کودک و نوجوان در شهرهای مختلف کشور از سوی آفرینشهای ادبی کانون برگزار میشود اما اکنون بهدلیل شیوع بیماری کرونا و لزوم رعایت دستورهای بهداشتی این نشستها به فضای اینترنت منتقل شده است.
بر این اساس طی روزهای گذشته محمدکاظم محمدی شاعر نامآشنای افغانستانی، حسین تولایی شاعر و سمیرا قیومی نویسنده به ترتیب با اعضای کودکونوجوان انجمنهای ادبی کانون شهربابک استان کرمان، استان زنجان و استان کردستان به صورت اینترنتی به گفتوگو پرداختند.
محمدکاظم کاظمی مهمان انجمن ادبی کانون شهربابک
اعضای انجمن ادبی «آوای قلم» کانون شهربابک استان کرمان عصر ۶ فروردین ۱۳۹۹ به مدت یک ساعت، محمدکاظم کاظمی را به گروه مجازی خود دعوت کردند و این شاعر با همراهی زهرا میریان مربی ادبی کانون شهربابک و سمیه یاوری و طیبه شجاعی کارشناسان ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان به نقد و بررسی آثار اعضای انجمن پرداخت.
کاظمی با اشاره به استعداد خوب اعضای انجمن ادبی شهر بابک و تشویق آنها بهمطالعه آثار شاعران برتر فارسی قدیم چون گزیدهای از شاهنامه، مثنوی، غزلهای حافظ، سعدی، صائب، بی دل و بخشهایی از خمسه نظامی و اشعار شاعران معاصر چون نیما، اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری و همچنین شاعران پیشرو مثل سیمین بهبهانی و حسین منزوی و برخی شاعران پس از انقلاب، خواندن این آثار را برای پیشرفت آنان در سرایش شعر مؤثر و سودمند دانست.
وی در ادامه گفت: «بهنظر من بیش از تسلط بر وزن و قافیه در این مرحله، نگاه شاعرانه و تخیل شاعرانه ارزش دارد. همان چیزی که در شعر بعضی دوستان دیدیم. اینکه شاعر با نگاهی دیگر به پدیدههای جهان بنگرد و آنها را با شکلی خارج از معمول توصیف کند و در کل برای تسلط بر وزن و قافیه، علم عروض و قافیه را پیشنهاد نمیکنم. اینها برای شاعری که بر وزن تسلط دارد و در موارد خاص میخواهد در این مورد تحقیق و بررسی کند، خوب است ولی به مرور و با مطالعه، این تسلط بهوجود خواهد آمد.
محمدی دربارهی دلنوشتههای بچهها اظهار نظر کرد: «در مجموع پیشنهاد من این است که دوستان به دلنوشته به عنوان یک پل عبور به سمت شعر و داستان نگاه کنند. گاهی در دلنوشتههای انسان، تخیل غلبه دارد. یعنی بیان خیالانگیز و احساسی است. در این صورت مشخص میشود که شخص در شعر استعداد بیشتری دارد. گاهی دلنوشته متکی بر روایت و ویژگیهای داستانی است. یعنی بیشتر روایت در آن غلبه دارد. در این صورت نویسنده میتواند کم کم به سمت داستان حرکت کند. یعنی از جنبههای احساسی و تخیلی بکاهد و جنبههای داستانی را تقویت کند.»
میزبانی آنلاین انجمن ادبی سپیدار زنجان از حسین تولایی
انجمن ادبی سپیدار کانون پرورش فکری استان زنجان نیز بیست و ششمین نشست خود را به صورت آنلاین با حضور حسین تولایی، نویسنده برگزار کرد.
حسین تولایی در این نشست مجازی از پویایی و مشارکت جدی اعضای انجمن ادبی کانون پرورش فکری استان در مباحث مطرح شده حین ساعات برگزاری جلسه ابراز خرسندی کرد و گفت: به هیچ عنوان احساس نمیکردم که نشست بهصورت مجازی برگزار شود.
گفتوگوی اینترنتی سمیرا قیومی با کودکان و نوجوانان کردستانی
یازدهمین نشست انجمن ادبی «رازاوه» استان کردستان با حضور سمیرا قیومی به صورت مجازی برگزار شد.
بر اساس این گزارش، در روزهایی که درختان آواز تولد شکوفهها را در گوش طبیعت زمزمه میکنند و زمین از طراوت باران و بهار زنده شده است دریچهای گشوده شد رو بهسوی نوشتن، نقد و بررسی، گفتوگو و به مهمانی ذهن و قلم اعضای انجمن ادبی «رازاوه» رفتن تا علاوه بر نوشتن از دغدغههایشان در این روزهای قرنطینه با بوی ضدعفونی کننده و دستکش و ماسک و کرونا از آرامش قلمها و ایدههای ذهن خلاقانهشان، مجالی پیدا کنند برای دوباره خواندن و دوباره تمرین کردن و دیدهشدن و نقد شدن.
در این میان یازدهمین جلسهی انجمن ادبی رازاوه بهصورت مجازی فرصتی شد برای اینکه بچهها از هر فرصتی برای در کنارهم بودن و پلزدن به آگاهی و دانش و تمرین زندگی کردن بهره بگیرند و بُعد مسافتهای طولی را از طریق کابلها و دادههای نوری پشت سر بگذارند و میزبان سمیرا قیومی دکترای ادبیات فارسی و نویسنده چندین عنوان کتاب برای بچهها باشند.
سمیرا قیومی در این ارتباط اینترنتی با طرح سوالهایی دربارهی آثار بچهها، چراغ نقد و بررسی را روشن کرد.
این جلسه به نقد و بررسی سه نفر از اعضا گذشت و سمیرا قیومی پس از ارائهی هر اثر از سوی اعضا، از آنان در بارهی علاقهها و کتابهایی که میخوانند میپرسید و پس از آن با طرح سوالهایی مانند نحوه پیدا کردن سوژهی اولیهی اثر و ارائهی خلاصهی آن، بحث را پیش میبرد.
قیومی به ویژگیهای داستان کوتاه برای بچهها اشاره کرد و گفت: این را همیشه در ذهن داشته باشید که داستان کوتاه محدودیت زمانی دارد و ما نمیتوانیم داستانی که ماهها و هفتهها طول میکشد را در یک داستان یک صفحهای بگنجانیم.
وی همچنین در پاسخ به سوال یکی از بچهها در رابطه با قالب داستان کوتاه گفت: داستان کوتاه خلاصهی یک رمان نیست بلکه خود، یک قالب مستقل است و با نثر ادبی هم تفاوت دارد. شما باید بیشتر با عناصر این قالب و بهکارگیری آن آشنا شوید.
قیومی در همین حال به بچهها گفت: سعی کنید به شخصیتپردازی در داستانهایتان اهمیت بدهید و خواننده را با شخصیتهای داستانتان همراه کنید که البته از این طریق میتوانید داستانهایتان را از شعاری بودن دور کنید.
این نویسنده همچنین برای روزهای قرنطینه چند عنوان کتاب معرفی و فایلهای الکترونیکی آن را برای بچهها ارسال کرد.
قیومی در پایان بچهها را به بهرهگیری از فضاهای به وجود آمده از جمله همین نشستهای مجازی دعوت کرد و گفت: انجمنهای ادبی به شما این فرصت را میدهد که از نزدیک با نویسندگان روبهرو شوید، صحبت کنید، نظراتشان را بشنوید و این در طی کردن مسیر نوشتن به شما خیلی کمک میکند. این فرصتها را از دست ندهید.
به گزارش خبرگزاری مهر، رحمانی درباره پنجمین مجموعه شعرش گفت: شعرهای این مجموعه دربرگیرنده ۱۶۸ قطعه شعر سپید پیرامون زبان و رویکردهای زبانی سروده شدهاند.
وی با بیان اینکه خط شعری من سهل و ممتنع است، اظهار داشت: در شعرهای این مجموعه از نظر فرم سعی کردهام شیوهای ساده و ساختارمندتر را بهکار گیرم.
وی در تشریح ویژگیهای این مجموعه از دیدگاه خودش توضیح داد: اشعار این کتاب حسی هستند و ژانرهای اجتماعی، عاشقانه و تا حدودی سیاسی را در برمیگیرند.
در بیست و هفتمین شعر از این مجموعه میخوانیم:
فکرش را هم نمیکردم
شبی بیاید
که تو به جای قرص ماه
با قرص آه بخوابی و
صدای مرا هم نشنوی
انگار
جوانی عشق به کما رفته
و تمام مادران دنیا
لباس دامادی به دست
در پلکهای بستهاش منتظرند
پنجمین مجموعه شعر رحمانی با عنوان «آه زاده بیاسب» در برگیرنده ۱۶۸ قطعه شعر در ۲۰۰ صفحه است که توسط انتشارات سیب سرخ به چاپ خواهد رسید.
مهری رحمانی متولد سال ۱۳۲۹ در تهران است. پیشتر مجموعه شعرهای «دارم شبیه خودم میشوم»، «بیگ بنگ تردید»، «یک خوشه زن» و «تو حادثه ترین انتخاب منی» را راهی بازار نشر کرده است.
پیام تسلیت کانون کارگردانان سینما برای درگذشت کیومرث درمبخش
درگذشت کیومرث درمبخش
به گزارش خبرگزاری مهر، کانون کارگردانان سینمای ایران در پی درگذشت کیومرث درمبخش پیام داد.
در متن این پیام آمده است:
در بهاری که همچون پاییز برگریزان، مردن در این جهان پهناور چیز تازهای نبوده همچنان که زندگی، سینماگری پیشرو را ویروسی عالمگیر از خانواده سینما گرفت. کیومرث درمبخش که در دایره سینماگران سینمای نوین ایران جای داشت با آثار بیاد ماندنی مستند از فرهنگ و طبیعت ایران خود را متفاوت از فیلمسازان همدوره خود نشان داد. او که در سال ۱۳۲۴ درست در روز بمباران اتمی شهر ناکازاکی و پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمده بود، همواره از جنگ بیزار بود و در آثارش به صلح و محیط زیست نگاهی ویژه داشت.
او که در فرانسه تحصیل کرده بود، در بازگشت به ایران به عکاسی فیلم روی آورد و دو فیلم ماندگار تنگسیر و گوزنها را عکاسی کرد. درمبخش در کنار ساخت آثار مستند، رمان مشهور و در عین حال پیچیده و دشوار بوف کور صادق هدایت را با کمک پرویز فنی زاده در سال ۱۳۵۳ ساخت و بعد از آن تمام عمر خود را صرف ساخت فیلمهای مستند از سرزمین مورد علاقهاش، ایران کرد تا اینکه در دوازهمین روز بهار ۹۹ در اثر ابتلا به ویروس کوید ۱۹ در پاریس در گذشت.
کانون کارگردانان سینمای ایران به احترام این فیلمساز اندیشمند کلاه از سر بر می دارد و در گذشت او را تسلیت میگوید.
آیا فروش ۴۰ میلیاردی تضمین خوب بودن یک فیلم است؟/ دریغ از لبخند!
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
در شماره دهم از «مطرب» میگوییم. نه این بار قرار نیست بخندید، تمام تصوری که از کمدی، سینمای شانه تخممرغی، سخیف و هر آنچه را که به سینمای طنز با المانهای خنده اطلاق میکنند، از ذهنتان دور بریزید. فریب آن چهل میلیارد تومان فروشش را هم نخورید. شما در اینجا عملا با یک فیلم مطول روبهرو هستید که نه تنها خندهای بر لبانتان نمیآورد بلکه مدام در ذهنتان این پرسش مطرح میشود که چرا این فیلم تا این میزان فروش کرده است؟ در تمام آن ۱۴۴ دقیقه نمایشش مدام منتظر یک دیالوگ طنز، یک موقعیت کمیک، یا دست کم یک شوخی خنده دار هستید اما این اتفاق نمیافتد که نمیافتد.
از مصطفی کیایی کارگردان «مطرب» اتفاقاً فیلمهای خوبی در ذهن داریم، همان فیلمساز جوانی که «خط ویژه»، «عصر یخبندان»، «بارکد» و… را ساخته است. یک پای ثابت فیلمهایش هم همیشه دو کاراکتر هستند که میتوانیم به آنها لقب «احمق و احمقتر» را بدهیم که موقعیتهای کمیک را ایجاد میکنند اما در «مطرب» حتی از همان دو تا هم خبری نیست. فیلم اتفاقاً دیالوگهای ظاهراً سیاسی-اجتماعی هم دارد اما این تکهپرانیها هم به کمکش نیامده است. اینگونه «مطرب» تبدیل به ضعیفترین تجربه «سینمایی» کیایی شده که متأسفانه بیشترین سود اقتصادی را برای او رقم زده است.
دوربین را یک گوشه بکارید، مسایل سیاسی- اجتماعی دهه ۶۰ را با عنوان فیلمنامه کمدی پیش رویتان قرار دهید، فضاها را هم به شمایل همان دوران دربیاورید گاهی هم پلی به آینده بزنید؛ شما حالا یک فیلم کمدی با فروش چند میلیاردی فارغ از کیفتیش دارید؛ این فرمول تولید اکثر فیلمهای کمدی بفروش در این چند ساله بوده که «مطرب» هم از همین فرمول پیروی کرده است، اثری که حالا لقب پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به یدک میکشد!
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
جذابیتهای کشورهای خارجی در این چند ساله به یکی از المانهای سینمای ایران تبدیل شده است این موضوع نه تنها در فیلمهای کمدی که در فیلمهای جدی اجتماعی هم دیده میشود. در «مطرب» هم سفری به ترکیه داریم تا نقدی به موضوع مهاجرت را ببینیم، که چه میشود آدمها دست به مهاجرت میزنند اما «مطرب» زبانش در بیان این موضوع قاصر است ولی به جایش خوب زرق و برق ترکیه را نشان میدهد. به اعتبار همین مساله هم هست که شوخیهای زردش را از دل ماجرا بیرون میکشد.
اما کارگردان چه میخواهد بگوید؟ نقدش به چیست؟ به شرایط فرهنگی که اجازه نمیدهد یک هنرمند به فعالیتش ادامه بدهد؟ پس چرا در بیان این مسایل ناکارامد است؟ عمده دلیلش را میتوان در فیلمنامه آن دید. فیلمنامهای که مصطفی کیایی خودش نوشته است، فیلمنامهای که داستانش جلو نمیرود و مدام درجا میزند. به علاوه اینکه دیالوگهای گل درشتش در زمان انتقاد کار دستش میدهد.
«اینها به ما میگویند مطرب» همین دیالوگ کافی است تا به قدری از فیلم بیرون بزند که نه خندهتان بگیرد و نه نقدش را جدی بگیرید.
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
این واقعیتی غیرقابل کتمان است که فیلم توانسته طیفی از مخاطبان را با خود همراه کند، به گیشهها رونق بدهد، بخشی از ضرر سینماها به واسطه اکران بیرمق تابستان گذشته را جبران کند که رد پای این موضوع را میشود از تبلیغ دهان به دهان مردم جستجو کرد. بخشی از این رضایت به دلیل به تصویر کشیدن ایده برخی افراد جامعه است که با پیش آمدن کوچکترین مساله راهی جز مهاجرت پیش رویشان نمیبینند و «مطرب» به خوبی توانسته از این ظرفیت استفاده کند.
«مطرب» میخواهد از درد یک هنرمند بگوید اما یک خواننده کوچهبازاری را در نقش یک هنرمند جا میزند و موزیسنش را در حد یک مطرب تنزل میدهد یعنی در عین حال که میخواهد به اوضاع یک خواننده نقد داشته باشد آن را به ذلت میکشاند. چنان که دم دستیترین دغدغهها و اتفاقات در فیلم رقم میخورند. البته نباید از این موضوع هم صرف نظر کرد که فیلم تلاشی جدی دارد تا فضای نوستالژیک از موسیقیهای سالهای دهه ۶۰ تا دیگر موقعیتهای خاطرهساز ایجاد کند اما حقیقت این است که حتی در این موضوع هم ناتوان است.
این فقط کیایی نیست که تعریف روشنی از فیلم موزیکال ندارد و این موضوع او را تا آنجا میرساند که فیلمش را یک اثر موزیکال معرفی میکند. در این سالها خیلی از کارگردانها دچار چنین اشتباهی شده اند. به صرف اجرای چند آهنگ قدیمی که حتی حس ناب آن روزها را برایمان تداعی نمیکند، نمیشود به یک فیلم لقب موزیکال داد.
در کنار این ویژگیها فیلم «مطرب» در زمان اکران عمومی در میانه یک دو قطبی جدی قرار داشت؛ عدهای از مخاطبان که بهشدت به آن علاقمند بودند و دیگران را هم به سالن سینما فرامیخوانند، توانستند فروش بالای فیلم را ضریب بدهند، در مقابل اما گروهی که بالاتر از «سرگرمی» حساسیتهایی حداقلی نسبت به «سینما» بهعنوان یک «هنر» داشتند، علیه فیلم موضعگیریهای تند و تیزی داشتند.
در فضای رسمی رسانههای تخصصی سینما اما تکلیف مشخصتر بود؛ غاطبه منتقدان سینمایی و اصحاب رسانه در گروه دوم مخاطبان «مطرب» جای داشتند که آن را جزو فیلمهای پرفروشی قرار دادند که فروش ۴۰ میلیاردیاش هم هیچ پشتوانهای برای اثبات «خوب بودن» آن نبود!
آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
احتمالا اگر در سینما تماشایش کرده باشید از میانه فیلم به این فکر کردهاید که کاش میشد موس زیر دستتان باشد و مدام فیلم را جلو بزنید تا اندکی از این فیلم کشدار رها شوید و زودتر بفهمید سرانجام این زیادهگوییها چه خواهد شد؛ در خانه لااقل این امکان را دارید!
فارغ از این مسئله اما نسبت مخاطب با فیلم «مطرب» به شدت متأثر از انتظاری است که او از «سینما» دارد. اگر از آن دسته مخاطبان سینما هستید که بهدنبال تفریح صرف و یک دورهمی با حضور چند بازیگر مطرح سینما هستید، شاید «مطرب» آزارتان ندهد و بتوانید در جمع خانواده و دوستان در خانواده به تماشایش بنشینید.
اما اگر انتظاری جدیتر از یک فیلم دارید و در کنار محتوا، نسبت به قواعد و ساختار سینمایی هم حساسیتهایی دارید، «مطرب» نمیتواند پیشنهاد مناسبی برای اوقات فراغتتان باشد.
پیشنهادات وحید آقاپور برای قرنطینه/ چگونه از تنهایی لذت ببریم؟
به گزارش خبرنگار مهر، سال ۹۸ با بحران کرونا به پایان رسید و در سال جدید نیز کشور ما همچنان درگیر این بحران جهانی است.
این روزها مردم ایران سال ۹۹ را با امید به در پیش داشتن سالی پربرکت همراه با سلامتی و از بین رفتن بیماری آغاز کردهاند در حالی که امسال تعطیلات نوروزی به دلیل شیوع ویروس کرونا با تعطیلات سالهای دیگر فرق دارد چون برای جلوگیری از انتقال ویروس و قطع چرخه انتقال بیماری دیگر خبری از دید و بازدید و دورهمیهای معمول نوروزی و همچنین رفتن به پیک نیک و مسافرت و گشت و گذار نیست پس این روزها در قرنطینه اجباری خانگی مردم اوقات فراغت خود را در منزل میگذرانند و باید هر طور شده خودشان را سرگرم کنند.
از همین رو خبرگزاری مهر از هنرمندان تئاتر دعوت کرد در ویدئوهایی کوتاه برای این روزها پیشنهادات فرهنگی و هنری مطرح کنند؛ پیشنهاداتی اعم از دیدن فیلم، فیلم-تئاتر، خواندن کتابها و نمایشنامههای مختلف و کارها و برنامههایی که باعث میشود این روزها مردم از خانه ماندن لذت ببرند.
در همین راستا وحید آقاپور بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در پیام ویدئویی از هموطنان خواسته که برای سلامتی خود و دیگران در خانه بمانند و قرنطینه را جدی بگیرند.
وی در عین حال علاوه بر پیشنهاد تماشای فیلم-تئاترها و شنیدن پادکستهای مختلف در این ایام، پیشنهاد خواندن کتاب «چگونه از تنهایی لذت ببریم» نوشته سارا میتلند را مطرح کرده است که می تواند گزینه مناسبی برای تعطیلات کرونایی باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، عنوان فیلم بعدی آن هاتاوی «بچههای فرانسوی غذا پرت نمیکنند» خواهد بود که با اقتباس از کتاب زندگینامهای پاملا دراکرمن ساخته میشود.
دراکرمن یک روزنامهنگار آمریکایی است که این کتاب را پس از آنکه در پاریس صاحب فرزند شد و به رفتار بچههای فرانسوی توجه نشان داد، نوشت. این خبرنگار به خاطر شغل همسرش به پاریس رفت و در کتاب نشان میدهد که چطور تلاش کرد خانوادهاش را حفظ کند.
هاتاوی قرار است نقش همین خبرنگار را بازی کند که در تلاش است تا بین شغل و وظیفه مادری توازن برقرار کند.
کارگردان این فیلم هنوز انتخاب نشده است.
جیمی مینوپریو و جاناتان استرن جدیدترین نسخه فیلمنامه این فیلم را با اقتباس از کتاب نوشتهاند.
این پروژه با همکاری بلوپرینت و استودیوکانال فرانسه تولید میشود. بلوپرینت تهیه کننده فیلمهایی چون «اما» و «سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری» بوده است.
هاتاوی برنده جایزه اسکار بازیگر زن نقش مکمل برای فیلم «بینوایان» در سال ۲۰۱۲ بود. او به تازگی در فیلم «آخرین چیزی که او میخواست» برای نتفلیکس بازی کرده و فیلمی بعدی وی که باید اکران شود «ساحرهها» ساخته رابرت زمکیس است.
«نامههای عاشقانه از خاورمیانه» را دوبار ببینید/ در جستجوی صلح
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانه ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد می شود که در همین راستا دیدن ۲ فیلم-تئاتر «نامه های عاشقانه از خاورمیانه ۱ و ۲» می تواند تجربه جالب توجهی باشد.
نمایش «نامه های عاشقانه از خاورمیانه» اولین بار در کشور آمریکا به زبان انگلیسی و بازیگران غیر ایرانی به صحنه رفت و سال ۹۵ با بازی هانیه توسلی، پانته آ پناهی ها و طناز طباطبایی در تماشاخانه پالیز اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت. کیومرث مرادی با همراهی پوریا آذربایجانی متن این اثر نمایشی را به نگارش درآوردند که قصه سه زن از خاورمیانه را به تصویر می کشد که هرکدام به نوعی قربانی شرایط اجتماعی و جامعه مردسالار کشورشان هستند.
تاثیر جنگ، تبعیض های نژادی و تعصبات کورکورانه سرنوشت ناخوشایندی را برای این زنان رقم می زند؛ سرنوشتی که خودشان در وقوعش دخالتی نداشتند. در واقع «نامههای عاشقانه از خاورمیانه» داستان سه زن در جستجوی صلح و بازمانده از خاکسترهای جنگهای تراژیک معاصر است.
کیومرث مرادی بعد از موفقیت این اثر نمایشی تصمیم گرفت مجددا این نمایش را در سال ۹۶ با تغییراتی در داستان و گروه بازیگران در تئاتر مستقل تهران به صحنه ببرد که در این اجرا محمد مساوات نیز به جمع نویسندگان نمایش اضافه شد و کار با حضور هانا کامکار، آزاده صمدی و پانته آ پناهی ها به صحنه رفت.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی های مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
روایتی بیپرده از تقابل فرهنگی چین و آمریکا/ آدمها و کارخانهها
خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشمزاده: مستند «کارخانه آمریکایی» ساخته ریچرت و بوگنار بهعنوان یک زوج مستندساز، یک همراهی چند بعدی است با کارگران و اتصال وضعیت معیشتی آنها به اقتصاد آمریکا، چین و جهان.
اگر مقوله اقتصاد و به خصوص همکاری غولهای اقتصاد جهان برایتان اهمیت دارد تماشای این مستند را از دست ندهید.
اما این نکته نیز حائز اهمیت است که فیلم تنها درباره این کلیت نیست؛ بلکه فیلم از این کلیت، از این لانگشات، جزئیات شگفتانگیز انسانی و فرهنگی میسازد. اقتصاد همانطور که مقولهای ریاضیاتی است با هوش و ذکاوت انسانی هم طرف است و فیلم نیز دقیقاً همین بحث را پیش گرفته و انسان را مورد تمرکز و هدف خود قرار داده است.
چرا خوب – چرا بد؟
مستند «کارخانه آمریکایی» بهشدت همراهانی پرحوصله را میطلبد و از این نظر یک مستند طاقتفرساست، بدون لحظات شگفتانگیز، بیش از هر چیزی همچون یک کارخانه خشک و بی روح است اما این تنها جنبهای از ماجراست؛ درست است که فیلم به درون زندگی هیچ کدام از کارگران رسوخ نمیکند تا همذاتپنداری با آنها داشته باشیم، اما اشاراتی به زندگی آنها میکند که البته اشاراتی گزارشی و پراکنده است. اشاراتی که میشد به آن افزود و از گزارشات درباره کارخانه «فویائو» کاست.
به هرحال این مستند طاقتفرسا، همانطور که بیان شد چند بعدی است و این نیمه پرلیوان است؛ نخست اینکه ورشکستگی «جنرال موتورز» و بیکاری کارگرانش را نشان میدهد. سپس حضور تاجر میلیاردر چینی را در اوهایو گزارش میکند. بعد به سراغ امیدواری کارگران «جنرال موتورز» میرود که حالا میتوانند در کارخانه چینی/ آمریکایی شغلی دست و پا کنند و پس از اینها، فیلم به اضافه شدن کارگران چینی میپردازد.
پرده آخر فیلم نیز جدلی است انتخاباتی برای اینکه کارگران این کارخانه به اتحادیه کارگران مرکزی متصل شوند که رایگیری به نتیجه منفی میرسد. فیلم با این پیرنگ یا پیرنگها میتواند لانگشاتی کامل از فضای کارخانهای دو ملیتی را نشانمان دهد. کارخانهای که در آن جنگ فرهنگها، فرهنگ چینی که سریع و پرشتاب است و فرهنگ آمریکایی که مغرور و کم حوصله است، راه افتاده است.
کارفرمای چینی از آمریکاییها راضی نیست اما به هرحال مجبور است تا آنها را حفظ کرده و تعدادشان را به حداقل برساند. در این میان شاید دردناکتر از همه حقوق کارگران آمریکایی است که به نصف تقلیل پیدا کرده و شاید سویه انتقادی پر رنگ فیلم نیز همین باشد و تا انتهای آن موردتوجه قرار گیرد.
این روابط چندبعدی در فیلم اما دارای انسجام نیست. انسجامی محتوایی که بتوان از طریق آن سوژه موردنظر کارگردانان را دریافت کرد. فیلم همچون نوشتههای پایانیاش یک سوژه ندارد و اتفاقاً طرف یک سوژه نیز نمیایستد، فیالمثل وقتی درباره کارگران چینی صحبت میکند، مخاطب را سمپات این کارگران میکند و وقتی درباره کارگران آمریکایی نیز تصویر میگیرد همچنین؛ با این حال نزاعی بین کارگران و سرمایهداری هم نمیسازد و اگر هم میسازد آنقدر تند و تیز نیست که هویدا باشد و تکلیف ما روشن.
به هرحال فیلم در جمعبندیاش اشاراتی چندگانه دارد؛ نخست درباره اتوماسیون که بسیاری از کارگران را تا سال ۲۰۳۰ در جهان بیکار خواهد کرد و سپس حقوق اندکی که کارگران آمریکایی در این شرکت چینی-آمریکایی دریافت میکنند و این حقوق تا سال ۲۰۱۸ افزایش نیافته است.
انتظار میرفت تا «کارخانه آمریکایی» سویه سیاسی نیز پیدا کند، سویهای که بتواند به تجارت و اقتصاد آمریکایی نقدی تند داشته باشد و دستگاه اقتصاد آمریکا یا سیاستهای اوباما و ترامپ را دستخوش نقد قرار دهد که این نقد بسیار محافظه کار و البته کمرنگ و غیر مستقیم بدست میآید و در نهایت ناکارآمد است.
بهترین سکانس؛ درک یک تضاد فرهنگی
شاید بهتر باشد یک فصل را به جای یک سکانس مورد اشاره قرار دهیم. فصلی که کارگران برگزیده آمریکایی به چین سفر میکنند تا کارخانه «فویائو» در چین را مورد ارزیابی قرار دهند.
در این فصل از فیلم که تمرکز کارگران آمریکایی بر روی چین را میبینیم، به درکی از تضاد فرهنگی و انرژیک این دو ملت نیز دست مییابیم. تضادی که کارگران آمریکایی خود به آن اعتراف میکنند. اعترافی که میگویند کارگران چینی همچون یک ماشین سریع و دقیق هستند و ما نیستیم!
اگر از این فیلم خوشتان آمد…
میتوانید به مستند کوتاه دیگر این زوج نگاهی بیندازید به نام «آخرین کامیون» که داستانی دیگر است درباره تعطیلی کارخانه جنرال موتورز آمریکا. و یا به فیلم «راجر و من» ساخته مایکل مور توجه کنید که درسال ۱۹۸۹ ساخته شد و در آنجا نیز مور با لحن شوخ و کمیک خودش با کارگران جنرال موتورز گفتگو کرده است.
نگرشهای نقادانهای که میتوانید دنبالش کنید…
بیشک نگرشهای قابل طرح برای این فیلم میتواند سیاسی و اقتصادی باشد. نگرشهایی که از منظر اقتصاد جهانی قابل بررسی است و نیز میتواند به فعالیتهای مشترک یا تخاصمهای دو ملت چین و آمریکا بپردازد.
نماهنگی با صدای محمد معتمدی و بازی لیندا کیانی منتشر شد
به گزارش خبرآنلاین، موزیک ویدیوی «کاشکی» به آهنگسازی میدیا فرج نژاد و با صدای محمد معتمدی به آسیب دیدگان و ایثارگران کادر درمانی کشور تقدیم شد.
این ویدیو با محوریت آسیبها و مصائب بیماران سرطانی تهیه شده و در این روزهای شیوع ویروس کرونا منتشر میشود. شعر این قطعه از سرودههای علیرضا کُلیایی است و تنظیم آن را بهزاد عبدی انجام داده است.
لیندا کیانی و امیریل ارجمند برای اولین بار در موزیک ویدیوی «کاشکی» نقش آفرینی کردهاند و احمد اطراقچی و لیلا جعفری گروه کارگردانی این اثر هستند.
در قطعه «کاشکی» میدیا فرجنژاد تار، اُلنا ایکایوا ویلنسل و والریا تیخانوا هارپ نواخته است. گروه کُر کرِدو در این قطعه آواها را اجرا کرده و ولادمیر سیرنکو هم این قطعه را رهبری کرده است.
موزیک ویدیوی «کاشکی» در این روزهای شیوع ویروس کرونا در کشورمان، به آسیب دیدگان و ایثارگران کادر درمانی تقدیم شده است.