کاوه مظاهری کارگردان فیلم کوتاه در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به جدیدترین پروژه خود گفت: به تازگی یک فیلم بلند سینمایی را با نام «بوتاکس» جلوی دوربین بردهام که در مرحله پس از تولید قرار دارد.
وی بیان کرد: برای دریافت پروانه نمایش این فیلم اقدام کردهایم و به زودی پروانه نمایش آن صادر میشود.
کارگردان فیلم کوتاه «شهربازی» ادامه داد: در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون سوسن پرور، مهدخت مولایی، سروش سعیدی حضور دارند. تهیهکنندگی این فیلم را هم خود برعهده دارم.
وی با اشاره به اینکه «بوتاکس» یک فیلم مستقل است، تاکید کرد: این فیلم برخلاف نامش هیچ ربطی به تزریق بوتاکس ندارد و یک ماجرای خانوادگی را روایت میکند.
مظاهری در پایان گفت: با توجه به اینکه این فیلم در گروه «هنر و تجربه» اکران میشود، بهتر است که پیش از اکران عمومی در فستیوالهای بین المللی نمایش داده شود.
تولید سری جدید برنامه «نیمه پنهان ماه» با اجرای زینب ابوطالبی
به گزارش خبرنگار مهر، «نیمه پنهان ماه» عنوان برنامهای گفتگو محور در شبکه افق سیماست که تاکنون چند سری از آن تولید و روانه آنتن شده است.
محور اصلی این برنامه، گفتگو با همسران شهدا درباره سیره زندگی و اخلاق و رفتار شهدای گرانقدر دوران انقلاب، دفاع مقدس و مدافع حرم به ویژه در ارتباط با خانواده و همسر است، اینکه سبک زندگی هر یک از این شهدا چه الگویی برای همه مردم به همراه دارد و چگونه میتوان از نکات ریز و درشت رفتاری و اخلاقی آنها، به شیوهای درست و معقول از زندگی دست یافت.
«نیمه پنهان ماه» علاوه بر آشنایی مردم با اسوههای انقلاب و دفاع مقدس، الگویی از این افراد برای جوانان و خانوادههای ایرانی ترسیم میکند.
ویژگی این برنامه، گفتگوی صمیمانهای است که میان مجری و مهمانان شکل میگیرد تا سیره اخلاقی و خانوادگی شهدا را به تصویر میکشد.
اجرای «نیمه پنهان ماه» را در سریهای گذشته، زینب ابوطالبی بر عهده داشته است که به دلیل اجرای این برنامه توانست عنوان مجری برتر سیما را در پنجمین جشنواره جام جم به خود اختصاص دهد.
هم اکنون برنامهریزی برای تولید سری جدید این مجموعه در شبکه افق آغاز شده و به زودی با اجرای زینب ابوطالبی به پخش میرسد.
تسویه مطالبات تئاتریها تا اردیبهشت/آغاز فرآیند انتخاب «دبیر فجر»
قادر آشنا مدیرکل جدید هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از برگزاری جلسه معارفه رسمی خود، درباره وضعیت پرداخت مطالبات هنرمندان تئاتر در سال ۹۸ به خبرنگار مهر گفت: تلاش بر این است که بخش عمده مطالبات هنرمندان تئاتر در سال ۹۸ در ایام باقیمانده فروردین و نهایتاً تا پایان اردیبهشتماه سال جاری پرداخت شود.
وی تأکید کرد: هم وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و هم معاون هنری ایشان قول مساعد دادهاند تا به زودی عمده مطالبات هنرمندان تئاتر پرداخت شود.
آشنا در ادامه درباره حمایتهای مالی اداره کل هنرهای نمایشی از گروهها و تماشاخانههای تئاتری که به دلیل تعطیلیهای پیش آمده برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا متضرر شدهاند، توضیح داد: دولت روی شغلهایی که از شیوع ویروس کرونا آسیب دیدهاند متمرکز شده و بودجهای را برای آن در نظر گرفته است. به تبع در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت هنری و اداره کل هنرهای نمایشی هم برنامهریزی لازم در دست انجام است تا بخشی از این بودجه برای بخشهای مختلف هنر، از جمله در تئاتر برای حمایت از گروهها و تماشاخانه تئاتری متضرر شده، اختصاص پیدا کند.
مدیرکل جدید هنرهای نمایشی در پایان سخنان خود درباره برنامهریزی برای انتخاب و معرفی دبیر سی و نهمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، تصریح کرد: جشنواره بینالمللی تئاتر فجر اعتبار تئاتر ایران است که در سطح جهانی شناخته شده است. قطعاً یکی از موضوعات مهمی که به آن پرداخته میشود، انتخاب و معرفی دبیر دوره جدید جشنواره است که این روند را با دقت آغاز کرده و جلو میبریم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سعید نوروزی مدیر مسئول تلویزیون اینترنتی نمایش نت (اولین رسانه پخش آنلاین تئاتر کشور) درباره پخش آنلاین تئاتر در روزهای آینده گفت: پروژه پخش تئاتر آنلاین در دوران شیوع ویروس کرونا به قبل از اجرای کنسرتها در اسفندماه باز میگردد، از آنجایی که کنسرت جذابیت بیشتری دارد و در عین حال مدیرکل هنرهای نمایشی در پایان سال تغییر یافت این اتفاق در موسیقی سریعتر رخ داد.
وی ادامه داد: برای پخش آنلاین تئاتر، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، پردیس تئاتر تهران را که دارای ۷ سالن تخصصی حرفهای برای اجرای تئاتر است در اختیار نمایش نت قرار داد، یکی از سالنهای پردیس به تجهیزات و پلاتوها اختصاص یافته است تا از طریق آن بتوانیم با مدیران و هنرمندان نیز قبل از اجراها مصاحبه داشته باشیم.
مدیر مسئول تلویزیون اینترنتی نمایش نت تاکید کرد: در تولید و پخش رسانهای، نمایش نت به عنوان اولین تلویزیون اینترنتی تئاتر کشور این وظیفه را برعهده دارد، پیش از این نیز نمایش نت ۱۶۰۰ اجرا در تهران و سایر استانها را پخش کرده است. در عین حال ۲ شریک تجاری و حامی نیز نمایش نت را در این طرح همراهی خواهند کرد.
نوروزی عنوان کرد: گروه پیشتاز بخش دیتاسنتر و سرورها را تجهیز خواهد کرد. این شرکت بالغ بر ۵۰۰ میلیون تومان برای پخش آنلاین تئاتر هزینه کرده است، همچنین با هماهنگی صورت گرفته از سوی شرکت پیشتاز با مخابرات در لحظه ۵۰۰ هزار کاربر میتوانند وارد پخش آنلاین شوند.
وی افزود: در قسمت پخش آنلاین نمایش نت به عنوان سیگنال اصلی حضور خواهد داشت که تا به حال با هماهنگیهای صورت گرفته علاقمندان میتوانند از طریق نمایش نت، آنتن، پیشتاز movi و mp۴.ir نمایشها را تماشا کنند.
مدیر مسئول تلویزیون اینترنتی نمایش نت در مورد اجراها نیز عنوان کرد: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ۱۰ نمایشی را که در فرهنگسراها در حال اجرا بود و به علت شیوع ویروس کرونا متوقف شد، هماهنگ کردهاست، در عین حال چنانچه گروهههای نمایشی خواستار حضور در این طرح باشند مورد استقبال خواهند بود.
نوروزی در پایان در مورد زمان آغاز این طرح گفت: پخش آنلاین تئاتر از فردا یکشنبه ۱۷ فرودینماه مصادف با میلاد حضرت علیاکبر(ع) از ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰ با حضور قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در پردیس تئاتر تهران آغاز خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، عبدالعلی علی عسکری رئیس صداوسیما در پیامی برای همکاران رسانه ملی تصریح کرد: همکاران توانمند حوزههای مختلف رسانه ملی توانستند با آرایش رسانهای متناسب، حفظ انسجام و بهرهگیری از نوآوری و خلاقیت در زمینههای مختلف آموزشی و آگاهی بخشی، تولید و پخش توصیهها و نکات مهم بهداشتی در قالبهای گوناگون و متنوع رادیویی و تلویزیونی و اطلاعرسانی لحظه به لحظه به مردم، نقش و جایگاه مؤثری در زمینه کنترل ویروس منحوس کرونا داشته باشند.
وی با اشاره به برنامههای رسانه ملی با بیان اینکه تلاش مجاهدانه شما همکاران رسانه ملی در کنار مردم و مجموعه پزشکی و درمانی، صفوف مقدمی را در ایران اسلامی ایجاد کرده است که ایثار، فداکاری و جهاد فی سبیل الله را در سنگر رسانه، معنایی تازه بخشیده است، نوشت: بر خود وظیفه میدانم از تلاش بیدریغ و بیوقفه شما کارکنان متعهد و خدوم رسانه ملی در حوزههای مختلف ستادی و تولیدی بهویژه همکارانی که با حضور در بیمارستانها و مراکز درمانی در خط مقدم این جبهه حاضر شدهاند، تشکر و قدردانی کنم، هرچند که زبان در وصف و ارج نهادن به این تلاش و عملکرد خالصانه و ارزشمند، قاصر است.
متن کامل این پیام، به شرح زیر است:
«بسمالله الرحمن الرحیم
همکاران محترم رسانه ملی
سلامعلیکم؛
زندگی و کار در رسانه، بدون عشق به مردم بیمعناست و این آموزه ارزشمند را همکاران، هنرمندان، مجریان و خبرنگارانی به ما آموختند که سلامتی و جان خویش را در راه مردم و اعتلای کشور و نظام جمهوری اسلامیبه خطر انداختند و حتی عاشقانه آن را فدا کردند تا ایران اسلامی همواره بر قله اقتدار، سربلند و پابرجا بماند و پیام جهانی اسلام و نوعدوستی ایرانیان را در دنیا طنینانداز کند.
حوادث و رویدادهای پرتلاطم سال گذشته و ویژگیهای منحصربهفرد نوروز ۱۳۹۹ که با شیوع بیماری کرونا، تعطیلی مدارس و تغییر سبک زندگی با محوریت شعار «در خانه بمانیم» همراه شد، فعالیت رسانهای سازمان صداوسیما را با برخی محدودیتها، در حوزه تولید و البته گستردگی فعالیتها با هدف اطلاعرسانی و آگاهی بخشی به مردم مواجه کرد؛ اتفاقی ناگوار و پیشبینینشده که نیازمند مدیریت هوشمندانه رسانهای و عملکردی متناسب با شرایط پیشآمده بود.
بحمدالله درمصاف با این رویداد، همکاران توانمند حوزههای مختلف رسانه ملی توانستند با آرایش رسانهای متناسب، حفظ انسجام و بهرهگیری از نوآوری و خلاقیت در زمینههای مختلف آموزشی و آگاهی بخشی، تولید و پخش توصیهها و نکات مهم بهداشتی در قالبهای گوناگون و متنوع رادیویی و تلویزیونی و اطلاعرسانی لحظهبهلحظه به مردم، نقش و جایگاه مؤثری درزمینه کنترل این بیماری داشته باشند. از سوی دیگر، راهاندازی «مدرسه تلویزیونی ایران» در شبکههای آموزش و چهار سیما نیز تدبیر و تمهیدی مناسب برای ادامه فعالیت مدارس و دانش آموزان در این ایام بود که با استقبال و رضایت مسئولان آموزشوپرورش، دانش آموزان و خانواده آنها همراه شد.
در این میان، تولید و پخش سریالها و برنامههای نمایشی جذاب، پخش فیلمهای سینمایی، برنامههای مستند و مسابقات سرگرمکننده نیز باعث شد تا تلویزیون در این روزهای سخت همراه و عاملی برای در خانه ماندن مردم و پر کردن اوقات فراغت آنها در کنار خانواده باشد.
در حقیقت، امروز نیز تلاش مجاهدانه شما همکاران رسانه ملی در کنار مردم و مجموعه پزشکی و درمانی، صفوف مقدمی را در ایران اسلامی ایجاد کرده است که ایثار، فداکاری و جهاد فی سبیل الله را در سنگر رسانه، معنایی تازه بخشیده و دستاوردهای ارزشمندی را برای حفظ سلامت ملت بزرگ ایران به ارمغان آورده است.
بر خود وظیفه میدانم از تلاش بیدریغ و بیوقفه شما کارکنان متعهد و خدوم رسانه ملی در حوزههای مختلف ستادی و تولیدی بهویژه همکارانی که با حضور در بیمارستانها و مراکز درمانی در خط مقدم این جبهه حاضر شدهاند، تشکر و قدردانی کنم، هرچند که زبان در وصف و ارج نهادن به این تلاش و عملکرد خالصانه و ارزشمند، قاصراست.
امیدوارم سال نو که مطلع آن متبرک به اعیاد شعبانیه است، با لطف پروردگار تعالی و عنایت حضرت سید الشهداء (ع)، سالی سرشار از سلامت، سعادت و سربلندی برای ملت شریف ایران و خانواده بزرگ و سختکوش رسانه ملی باشد.»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» با نگاهی به مستندهای شهید سیدمرتضی آوینی در آستانه روز هنر انقلاب اسلامی و چهلمین سال آغاز دفاع مقدس توسط انتشارات بنیاد سینمایی فارابی و نشر واحه منتشر شد.
کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» با نگاهی به مستندهای شهید سیدمرتضی آوینی، تالیف انیس دوویکتور استاد دانشگاه سوربن است. محمدمهدی شاکری مترجم و مریم امینی سرویراستار آن بودهاند و ترجمه و انتشار این کتاب در چارچوب همکاری بنیاد سینمایی فارابی، انتشارات واحه و انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران (ایفری) به انجام رسیده است.
ایفری سفارش ترجمه این کتاب را ۲ سال پیش انجام داد و پس از امضای قراردادی سه جانبه از سوی ایفری، بنیاد سینمایی فارابی و نشر واحه، برگردان به فارسی کتاب که توسط محمدمهدی شاکری به انجام رسیده بود سرانجام در ماههای پایانی سال گذشته در قالب کتاب به چاپ رسید تا این اثر در آستانه بیستم فروردین ۹۹ سالروز شهادت شهید سیدمرتضی آوینی – روز هنر انقلاب اسلامی ارائه شود.
در یادداشت ناشر کتاب آمده است: «تصمیم به مشارکت نشر واحه در چاپ این کتاب از این جهت گرفته شد که شاید بتواند جای خالی پژوهش روشمند در زمینه آثار سینمایی و مکتوبات شهید آوینی را اندکی پر کند.»
کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» در چهار فصل «جنگ به روایت سینمای داستانی» شامل ۴ بخش در باب مشخصههای ژانری، نسلهای سینماگر، نشانهشناسی، تصویر ذهنی کربلا در میزانسنهای سینمایی و …، «انقلاب در نگاه چیز دیگری را دگرگونه فیلم گرفتن» شامل ۲ بخش در باب نوگرایی، تجربهها، تعهد در روایت و نگاه، «فیلمهای مرتضی آوینی از جبهه جنگ» شامل ۳ بخش در باب روششناسی، نگاه انسانشناسانه، بازتابها و تصاویر حذفی و «در میان امر مرئی و امر نامرئی- مستند جنگی به مثابه مناسک عرفانی» شامل ۴ بخش در باب تأثیر عرفان شیعی، ارجاعات عرفانی، تأویل سینمایی و… است.
انیس دوویکتور نویسنده این کتاب متولد ۱۹۷۱ دانش آموخته کارشناسی علوم سیاسی تطبیقی و دکترای سیاستگذاری فرهنگی با موضوع سیاستگذاری سینمایی از نگاه جمهوری اسلامی ایران است. او مدرس دانشگاه آوینیون در مقطع کارشناسی ارشد بوده و از سال ۲۰۱۱ به بعد در بخش تاریخ سینما و تاریخ هنر در دانشگاه سوربن مشغول به تدریس است. انیس دوویکتور علاوه بر فعالیتهای پژوهشی و مشارکت در برپایی برنامههای فرهنگی مختلف، نگارش کتاب تصاویر رزمندگان و شهدای جنگ تحمیلی در سینما را به انجام رسانده، کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» بخشهایی از این کتاب است که توسط نویسنده برای چاپ در ایران برگزیده شده است.
در پیش درآمد این کتاب آمده است: در تاریخ سینما بهندرت پیش آمده است که جنگی که در بیرون سالنهای سینما روی می دهد در قالب فیلم داستانی روی پرده سینما برود. بدین ترتیب این مطالعه بافتمحور به آن چشمانداز سینمایی میپردازد که «اثر» مرتصی آوینی در آن جای خواهد گرفت. این کتاب میکوشد تا پژوهش در محتوای این فیلمها و با نظرداشت شرایط ساخت آنها از زمان تصویربرداری تا تفسیر بافاصله از رویداد، نشان دهد چگونه این فیلمها منبعی گرانبها برای مشارکت در تاریخنگاری این جنگ و تاریخ جهانی سینمای جنگ محسوب میشوند.»
مرکز پخش این کتاب، انتشارات واحه به نشانی تهران،خیابان مفتح جنوبی، خیابان ورزنده، پلاک ۱۶، واحد ۶ است.
به نظر میرسد کلام این قطعه بر اساس ملودی نوشته شده است. هر چه هست این جملات پراکنده، هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد. اغلب سطرهای این تصنیف حتی معنای قابل درک هم ندارد. مثل این چهار سطر :
سرنوشت را ، باید از سر نوشت
شاید این بار کمی بهتر نوشت (این جمله فاعل ندارد)
عاشقی را غرقِ در باور نوشت (این جمله معنی ندارد)
غُصهها را قِصهای دیگر نوشت (این جمله فاعل ندارد، معنی هم ندارد)
گزارهها بیمعنایی از این دست، سالیانی است که هم در ترانهها و هم در پرگوییهای کلافهکنندۀ مجریان صدا و سیما رایج شده است.
گزارههایی با کلمات خوشایند اما بدون ارتباط معنایی، من اسمش را گذاشتهام «پوچ نویسی». گزارههای پوچنویسی هیچ معنای روشن یا قابل تصوری ندارد؛ آسمان و ریسمان بافتن است، مجریان پر حرف تلویزیون هر لحظه از این بافتهها را به خورد بیینده میدهند (دستهای باورت را با ابرهای آرزو گره بزن) (غمها را از دفتر امروزت پاک کن) و لاطائلاتی بیمعناتر و کلافه کنندهتر از اینها.
مثل این سطر از همین ترانه:
/ بر فرازِ قلۀ باور سفر کن/
(سفر کردن بالای قلههای باور) واقعاً چه معنایی دارد؟ یعنی از اوج ایمان سفر کردن؟ یعنی باور کردنِ بلندی قله؟
سطرهای دیگر این تصنیف نیز همین گونه است؛ مقداری کلمات، بدون ارتباط معنایی و حتی گاه بدون کمترین رابطۀ نحوی و دستوری. چیزهایی از این دست:
از کجا این باور آمد که گفت
گر رَود سَر برنگردد سرنوشت
گر تو روزی را زِ این بازی بدانی
نکتهیِ رمزش بخوانی
و از این سطرها جالبتر و بیمعناتر آن سطرهایی است که اشارتی دارد به نام حافظ، اما معلوم نیست که ارجاعش به کدام شعر حافظ است، من هر چه گشتم نتوانستم (سوزاندن لشکر غم) را در دیوان حافظ پیدا کنم:
همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
لشکرِ غم را بسوزان
***
اما این ترانهها و تصنیفهای پر از غلط و سهلانگارانه از کجا میآید؟ چه شده است که سالیانی است، زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانهها و تصنیفها به هیچ انگاشته میشود؟
هر چه هست، یک مشت جملات آشفته است با محدودۀ بستهای از کلمات ذهنی و انتزاعی و تکراری از قبیل (حس – دل- باور- غم – بغض-سرنوشت- حسرت- غصه و…) انگار رابطۀ خوانندگان و ترانهسازان، با زندگی، با مطالعه و با جهانِ واقعی و عینی قطع شده است.
انگار همگی بر آنند تا نازلترین و سطحیترین جملات بیمعنا را با زبانی شلخته برای مخاطبان سهل پسند و بیاعتنا به زیبایی و هنر و اندیشه، تدارک ببینند.
یک بار از سازندۀ (من اولین قربونی عیدای فطر کعبهتم) پرسیدم: «عید فطر و قربانی و کعبه چه نسبتی دارند؟»
گفت: «همه که ترانه را با دقت گوش نمیکنند. حالا عید قربان و عید فطر چه فرقی میکند؟»
این تمام ماجراست: (چه فرقی میکند؟) سالیانی است که اغلب آثار با کلام سلیقه این جماعت پرشمار و کم دقتِ (چه فرقی میکند؟) را بر همه چیز ترجیح داده است.
جماعتِ هیجانزدهای که اخیراً با دیدن ترانهسرایی خوانندهای پر طرفدار همین که چند تا جام و جان و جهان و الست در سطرهای آشفتۀ ترانه در کنار هم دیده، فریاد شادی و هیجانش به آسمان رفته و هشتگ زده (مولانای زمانت را بشناس!).
میخواستم به تقلید از این هیجانزدهها بنویسم: (شجریان زمانت را بشناس!) دریغم آمد از آن نام بزرگ که امانتدار او، این چنین به تقاضای بازار پر رونق زردپسندان، تن داده و به قافلۀ جماعتِ (چه فرقی میکند؟) پیوسته است.
برگزاری مراسم معارفه و تکریم مدیران کل هنرهای نمایشی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با حضور سیدمجتبی حسینی معاون هنری وزیر ارشاد و مدیران معاونت، قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی معارفه و از خدمات شهرام کرمی مدیر کل سابق هنرهای نمایشی قدردانی شد.
شهرام کرمی مدیر کل سابق هنرهای نمایشی در این جلسه با قدردانی از معاونت هنری گفت: هنرهای نمایشی با توجه به ویژگی و ظرفیتهای آن، به توجه و حمایتهای بیشتری نیاز دارد و امیدوارم با توجه به درایت، تجربه و تعامل قادر آشنا، اتفاقهای خوبی در تئاتر رخ دهد.
قادر آشنا نیز در این جلسه با قدردانی از شهرام کرمی گفت: امیدوارم با حمایت و همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت امور هنری، بتوانیم خدماتی را برای تئاتر کشور انجام دهیم.
در این جلسه، سیدمجتبی حسینی حکم قادر آشنا را به عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی و لوح سپاس وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را به شهرام کرمی اعطا شد.
وقتی ساز «حاشیه» در سیما کوک میشود/ خوانندههایی که سوژه شدند
خبرگزاری مهر -گروه هنر-علیرضا سعیدی: نوروز ۹۹ یکی از متفاوتترین نوروزها برای شبکههای مختلف رسانه ملی بود. شرایطی که در آن شبکههای تلویزیونی با درنظر گرفتن شعار کمتر عمل شده «در خانه بمانیم» در راستای مبارزه با بحران «کرونا» در تکاپوی ساخت برنامههایی قرار گرفتند که بتواند در فرآیند جذب مخاطب و در خانه نگه داشتن مردم بهترین عملکرد را داشته باشند.
طبیعتاً در این مقطع آنچه بیشتر موردتوجه قرار گرفت تمرکز عموم برنامهسازان روی حوزه موسیقی بود که در برنامههای ترکیبی خود به ویژه مجموعه برنامههای تحویل سال نو و ویژهبرنامههای نوروزی از این هنر همواره پرمخاطب و پرحاشیه در کشورمان بیشترین استفاده را داشته باشند.
آنچه فرآیند توجه به موسیقی را نسبت به تولید برنامهها، مجموعههای نمایشی یا همان سریالها و موارد مشابه متفاوت کرد چیدمان حضور مهمانان در برنامهها به ویژه برنامههای تحویل سال نو بود. شرایطی که برخی از آنها را وارد چالشهای بسیار مهم و برگرفته از تجربهای چون اجرا کرد و موجب خلق چارچوبهای نسبتاً جدیدی شد که شاید بتواند در کلید واژه «بدعت» قرار گیرد و قطعاً برنامهسازان سیما و هنرمندان موسیقی مرحله پرآزمون و خطایی را پشت سر گذاشتند.
در هرحال حضور پررنگ اصحاب موسیقی در برنامههای نوروزی رسانه ملی بهانهای شد تا نگاهی اجمالی داشته باشیم به گزیده برخی از حاشیهها، تولیدات و موارد مربوط به آنچه پیرامون این حوزه هنری در رسانه ملی طی روزهای گذشته از بهار ۹۹ بیشتر به چشم آمد و بعضاً در فضای مجازی نیز درباره آن بحثهای داغی شکل گرفت.
خواننده پاپی که مجری شد!
یکی از اتفاقات حوزه موسیقی در برنامههای نوروزی سیما ایده دستاندرکاران برنامه تحویل سال شبکه پنج سیما برای دعوت از محمد علیزاده خواننده موسیقی پاپ به عنوان یکی از مجریان برنامه در کنار هیراد حاتمی بود که پیش از این سوابقی را در حوزه اجرا از سر گذارنده بود.
اگرچه دعوت از یک خواننده پرطرفدار میتوانست ایده جذابی برای یک برنامه ترکیبی باشد اما آنچه در این میان مورد توجه مخاطبان به ویژه آن دسته از مخاطبانی که کمی تخصصیتر به ماجرای اجرای یک برنامه تلویزیونی نگاه میکردند، قرار گرفت، شیوه اجرای علیزاده بود که متأسفانه دربرگیرنده مؤلفههای تخصصی اجرای یک برنامه تلویزیونی نبود و او همانند آنچه در کنسرتهای خود پیش روی مخاطبان صحبت میکرد، عمل کرد.
از نحوه حضور و انتخاب محمد علیزاده که بگذریم آنچه که بیشتر مورد توجه قرار گرفت حضور برخی از مهمانان در بخشهای مربوط به موسیقی در این برنامه بود که هرکدام از این افراد اغلب همراه با تهیهکننده یا مدیر برنامههایشان روبه روی دوربین قرار میگرفتند. شرایطی که نمیتواند غیر از رفاقتهای پشت پرده و مسائلی از این دست دلیل دیگری داشته باشد. در این زمینه میتوان به حضور مهدی کرد مدیر برنامههای محسن ابراهیمزاده حین حضورش در برنامه و البته اجرای بسیار بی کیفیتش اشاره کرد که معلوم نیست چه ویژگی از این تهیه کننده باعث شده که دست اندرکاران برنامه فرض کنند مخاطبان او را میشناسند و یا حضورش میتوانند برای یک بیننده جذاب باشد؟
موضوع عدم دعوت از هنرمندان شناخته شده و مطرح موسیقی ایرانی و موسیقی اقوام ایران برای حضور در بخشهای مختلف این برنامه و اساساً برنامههای دیگر مرتبط با تحویل سال نو نیز حلقه مفقوده موسیقی در نوروز سیما بود که اگر تهیه کنندگان و برنامه سازان با اطلاعات و آگاهی بیشتری نسبت به این موضوع اقدام میکردند، قطعاً ظرفیت بالای این دو گونه موسیقایی نشان میداد که چقدر میتواند برای مخاطبان در لحظات منتهی به سال نو دارای جذابیت باشد و کار را به جایی نرساند که این ویژه برنامه تبدیل به یک دورهمی دوستانه میان تعدادی از هنرمندان و خوانندگانی که باهم رفاقت بیشتری دارند، شود.
حمید هیراد و افشای یک حقیقت در روزهای کرونایی
از دیگر نکات قابل توجهی که درباره برنامههای نوروزی سیما در حوزه موسیقی حاشیه ساز شد حضور حمید هیراد خواننده موسیقی پاپ کشورمان در برنامه «بهار جان» شبکه پنج سیما (همان برنامهای که محمد علیزاده اجرای آن را به عهده داشت) و اعلام خبر ابتلایش به بیماری سرطان خون در یک برنامه عمومی بود.
خبر بیماری حمید هیراد طی روزهای پایانی سال گذشته باعث نگرانی و آزردگیِ خاطرِ هواداران این خواننده و مردم شد. از این رو حمید هیراد، دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ دعوت برنامه نوروزی «بهار جان» را پذیرفت تا درباره بیماری و وضعیت کنونیاش توضیحهایی را ارائه کند.
هیراد هم طی این گفتگو در پاسخ به علیزاده اظهار کرد: «ما هر چه که تا الان به دست آوردیم از وجود مردم است. اگر نگاه خدا و مردم به ما نباشد، حمید هیرادی وجود ندارد. تا زمانی که هستم عاشقانه و بدون ریا برای مردم میخوانم. قطعه «شوخیه مگه» هم از جایی آمد که هیچ ریایی در آن نبود و روی تخت بیمارستان آن را ساختم. آرزوی هر خوانندهای است که اثرش به دل مردم بنشیند. وقتی دیدم مردم قطعه «شوخیه مگه» را دوست داشتند، خیلی احساساتی شدم و ساعتها برایش اشک ریختم. البته در همان زمان به من گفتند که سرطان خون دارم و فقط یک ماه دیگر زنده هستم. پس از آن و در مدتی حدود پنج یا شش ماه فهمیدم که چقدر زندگی فانی است.»
علیزاده نیز از هیراد پرسید که چرا همان موقع و یا در اوجِ زمانی که فشارهای زیادی به تو وارد میکردند، ماجرای بیماریات را بیان نکردی؟ که هیراد در پاسخ به این پرسش گفت: «دوست ندارم خبر بد به کسی بدهم. حتی به نزدیکان خودم هم نگفتم و تعداد اندکی از اطرافیانم ماجرا را میدانستند.»
موسیقی، تنها برگبرنده «پایتخت ۶»
اگرچه سریال پرطرفدار پایتخت ۶ به کارگردانی سیروس مقدم در نوروز امسال توانست همانند آنچه پیشبینی میشد گوی سبقت را در آمار بیشترین مخاطبان از سایر مجموعههای نوروزی سیما برباید اما براساس بازخوردها این فصل از مجموعه «پایتخت» نقاط ضعفی جدی هم داشت.
اما آنچه میتواند به عنوان یکی از نقاط قابل اتکا و جذاب این سریال مورد تمرکز بیشتری قرار گیرد موسیقی آریا عظیمینژاد و همراهانش برای این مجموعه است که آن را تبدیل به مهمترین شناسنامه هنری سریال بدون در نظر گرفتن حضور نامهای معتبر دیگری در ترکیب عوامل این سریال کرده است. شرایطی که تاکنون در کمتر سریالی شاهد آن بودهایم و میتواند تبدیل به مولفهای مناسب و جالب توجه برای سایر آهنگسازان در حوزه ساخت موسیقی باشد.
کما اینکه در این شرایط آهنگساز تلاش کرده با پژوهشهای متعددی که خود سابق بر این با کمک بزرگانی چون هوشنگ جاوید در حوزه موسیقی نواحی و سایر کارشناسان انجام داده، موسیقی را به جامعه مخاطب خود معرفی کند که دربرگیرنده مؤلفههای هنری موسیقی اقوام مازندران است. در این میان هم حضور سید جلال محمدی با گروه «آوای تبری» و استفاده از خوانندگان متعدد از جمله زمان شکارچیان فرزند ارشد استاد ارزمون شکارچیان آنچنان در رنگ و لعاب موسیقی بر جان و دل اثر نشسته که تا مدتها میتواند تضمین کننده رسوب موسیقی در ذهن مخاطبی باشد که در آماج و تیررس موسیقیهای غیر استاندارد قرار است.
به هر ترتیب آریا عظیمینژاد که همواره در حوزه آهنگسازی فیلم و سریال از مؤلفههای رفتاری و جامعه شناختی موسیقی اقوام به درستی استفاده کرده با وجود حفظ چارچوب و آنچه برای استخوان بندی موسیقی سریال پایتخت طراحی کرد اما بازهم دست به بدعتهایی در موسیقی فصل ششم سریال زد که قطعاً میتواند مورد توجه قرار گیرد. شرایطی که ای کاش در داستان و محتوای این سریال پرمخاطب نیز رعایت میشد.
تیتراژ «کامیون» قسمت «ماکان بند» نشد
در حالی که از سوی روابط عمومی سریال کامیون به کارگردانی مسعود اطیابی از قبل شروع این مجموعه تلویزیونی به صورت رسمی اعلام شده بود که تیتراژ این مجموعه نوروزی شبکه دو سیما به عهده مجموعه «ماکان بند» خواهد بود. اما همزمان با پخش این سریال در جریان ایام تعطیلات نوروزی بود که ورق برگشت و نام محمدرضا علیمردانی خواننده تیتراژ اول و حمید عابدی خواننده تیتراژ دوم به مخاطبان معرفی شد.
البته ابراهیم آرزو روز هشتم فروردین ماه بود که در گفتگو با خبرگزاری صبا در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود آنکه اعلام شده بود گروه «ماکان بند» تیتراژ این سریال را میخواند و این اتفاق نیفتاد، اظهار کرد: «سازمان معیارهای خودش را دارد و صلاح ندانست این گروه تیتراژ «کامیون» را بخواند و ما هم پذیرفتیم.»
مجموعه تلویزیونی «کامیون» به تهیهکنندگی ابراهیم آرزو و شهرام دانشپور و کارگردانی مسعود اطیابی در ۳۰ قسمت ۴۲ دقیقهای برای پخش در نوروز ۹۹ تهیه شده و پخش آن همچنان ادامه دارد.
خواننده بااستعدادی که چوپان نبود!
طی روزهای منتهی به عید نوروز بود که در میان هیاهوها و دل نگرانیهایی که پیرامون شیوع ویروس کرونا تمامی اتفاقات و رویدادهای مرتبط با فعالیتهای فرهنگی هنری را تحت تأثیر قرار داده بود. تصاویر جالبی منتسب به یک جوان چوپان در فضای مجازی به شدت وایرال شد و شرایطی را ایجاد کرد تا این جوان هنرمند که از او در زمان انتشار این ویدئو به عنوان یک چوپان یاد میکردند یک شبه ره صد ساله طی کند و به دلیل نغمه دلنشینی که صدای او داشت به عنوان یک هنرمند خوش صدا در میان مردم معرفی شود.
هنرمندی با نام سروش رضایی که در میان پهنهای از یک بیابان، هنگامی که گوسفندان مشغول چرا هستند تلفن همراه خود را در قالب سلفی تنظیم کرده و با آوای دلنشینی که موسیقی آن برآمده از نغمات موسیقی ردیف دستگاهی ایران است به اجرای ترانه «برف پیری» که پیش از این توسط علیرضا افتخاری خوانده شده بود، میپردازد. اما این پایان ماجرا نبود چرا که بعد از مدتی در همین فضای مجازی مطرح شد که این جوان خوش صدا و مستعد چوپان نیست، بلکه از جمله هنرمندان نوجوانی است که به کار دامداری مشغول است و طی سالهای گذشته در شهر اصفهان مشغول خوانندگی است و حتی همین چند مدت پیش نیز در فراخوان آکادمی موسیقی «پورناظری» نیز شرکت کرده است.
سروش رضایی هر چند تصاویر کمی به اشتراک گذاشته اما بعد از منتشر شدن فیلم آوازخوانیش در شبکههای اجتماعی فالوورهایش به چندین هزار نفر افزایش یافت. شرایطی که دستاندرکاران برنامه فرمول یک به تهیه کنندگی و اجرای علی ضیا را مجاب کرد تا در میان برهوت کمبود مهمان ممتاز حوزه موسیقی در اغلب برنامههای سیما از این هنرمند نوجوان و مستعد موسیقی ایرانی دعوت کنند تا مهمان برنامه باشد.
این هنرمند در برنامه فرمول یک بود که درباره انتشار گسترده این کلیپ توضیح داد: «این کلیپ اوایل اسفند ماه سال ۹۸ گرفته شده بود که من پس از چند روز تصمیم گرفتم آن را در صفحه ام به اشتراک بگذارم. اکنون هم دو هفته است که در تهرانم و وقتی همکاران شما در برنامه با من تماس گرفتند به برنامه شما آمدم. من چوپان نیستم من یک دامدارم. این هم خواست خدا بود که این فیلم یک دفعه دیده شود کما اینکه من اصلاً قرار نبود این تصاویررا به اشتراک بگذارم. من روزی داشتم به برخی از تصاویرم در تلفن همراه نگاه میکردم و دیدم این تصویر موجود است که اتفاقاً درآن هم بد نخواندم و هم پشت صحنه خوبی دارد. اما خواست خدا بود که به یکباره این چنین دیده شود.»
وی در پاسخ به سوال علی ضیا که آیا در حوزه موسیقی آموزش دیده است؟ گفت: «بله. من در اصفهان کلاس رفتم و اساساً هم دوست دارم در همین سبک سنتی بخوانم. البته رضایی در جواب پرسش دیگری مبنی بر نحوه دعوت تهیه کنندگان از او بعد از انتشار این ویدئو بیان کرد: در همین چند روزی که ویدئو منتشر شده تهیه کنندگان زیادی به من پیشنهاد همکاری دادند اما من خیلی تمایل ندارم که در حوزه موسیقی پاپ بخوانم. من دوست دارم ایرانی بخوانم. شغل دامداری را هم کنار نمیگذارم. البته که خوانندگی علاقه و عشق من است و برای اولین اولویت است اما اینجور نیست که شغل دامداری را کنار بگذارم.»
تابوشکنی در تیتراژ «دوپینگ» و خاطره بازی با یک موسیقی
یکی از ملودیهایی که در ایام تعطیلات نوروزی اختصاص به تیتراژ سریال تلویزیونی «دوپینگ» به کارگردانی رضا مقصودی در شبکه سوم سیما بود. سریالی که در کنار «پایتخت ۶» در ردیف پرمخاطبترینهای تلویزیون طی روزهای اخیر قرار داشت.
موسیقی این سریال به عهده آرمان موسیپور است که طی سالهای گذشته کارنامه خوبی را از خود در ساخت موسیقی سریالها و آثار سینمایی بر جای گذاشته است. کما اینکه او در ساخت موسیقی این سریال که در برگیرنده حال و هوایی فانتزی و مرز بین واقعیت و فرا واقعیت قرار دارد توانست دست به ارائه موسیقی بزند که در قول عامیانه آن روی کار نشسته است.
اما نکته جالب توجه در موسیقی این تیتراژ دیده میشود ابتدا استفاده قطعه نوستالژیک و خاطره ساز «آی نسیم سحری» به خوانندگی حسن همایونفال و دوم ایجاد یک قالب ترکیبی با این ترانه به خوانندگی محمد بحرانی است. که خیلی از شنوندگان و علاقه مندان موسیقی این نوع موسیقی را نزدیک به موسیقی «رپ» میدانند. چارچوبی که مدت هاست جزو خطوط قرمز دفتر موسیقی وزارت ارشاد برای صدور مجوز به ترانهها و خوانندههای فعال این سبک محسوب میشود و طی سالهای اخیر نیز محل بحث و بررسی فراوانی میان دست اندرکاران این حوزه بوده است.
البته محمد بحرانی بازیگر سریال «دوپینگ» که خوانندگی تیتراژ این سریال را نیز عهدهدار شده چندی پیش در گفتگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس پیرامون این موضوع گفت: «اصولا خواننده نیستم و چند کار را به صورت دلی با همین گروه خودمان که همیشه با هم کار میکنیم خواندم. کارهای شاخص ما همان دو قطعه برای جامهای جهانی فوتبال و یک کار برای مسابقههای جهانی والیبال بود. این قطعهها بیشتر از اینکه انتقادی باشند روحیه بخش هستند و در تیتراژ دوپینگ نیز هدفمان روحیه بخشی به مردم بوده است و تلاش کردیم تا این تیتراژ شیرین تمام شود که ارجاع میدهد به فردای روشن. کاراکتر فریدون در سریال با پیشنهاد خودم گهگاهی ترانه آی نسیم سحری را زمزمه میکند چراکه آهنگی است که برای خودم خاطره انگیز است. اواسط کار به ذهنم رسید شاید بتوانیم برای تیتراژ پایانی سریال چنین ایدهای را پیاده کنیم. بر همین اساس تصمیم گرفتیم ترانه آی نسیم سحری را با ترانهای رپ تلفیق کنیم…با اینکه این سریال نوروزی بود و در متن ارجاعی به اتفاقهای بیماری کرونا نداشت، اما دیدیم که نمیشود تیتراژ از حال و هوای این روزها جدا باشد و طی پیشنهاد امیر متمرکز شدیم روی اتفاقهای ویروس کرونا و امیر سلطان احمدی بندهای رپ را بین ملودیها درباره این موضوع سرود.»
«عصر جدید» و استدلال عجیب و غریب بشیر حسینی درباره یک شرکتکننده
یکی دیگر از حاشیههای موسیقایی برنامههای سیما مربوط به پخش یکی از برنامههای «عصر جدید» شبکه سه سیماست. برنامهای که در آن پوریا عابدینی جوان خوش صدای شرکتکننده در کمال ناباوری فقط توانست سه چراغ روشن را از هیأت داوران مسابقه دریافت کند و این سید بشیر حسینی بود که با توجیه «چشم بسته خواندن» پوریا و خروج او از قواعدی که به زعم این داور خارج از استاندارد اجراهای حرفهای روی صحنهها بود به او رأی منفی داد.
پوریا در این اجرا قطعه «سنگ خارا» به آهنگسازی زنده یاد علی تجویدی را برای داوران اجرا کرد. قطعهای که بارها از سوی خوانندگان مختلف اجرا شده و این هنرمند جوان در کیفیتی مناسب آن را پیش روی مخاطبان قرار داد و موجب شد که از آریا عظیمینژاد سخت گیر تا رؤیا نونهالی و امین حیایی بدون هیچ تردیدی به او رأی مثبت بدهند. اما حاشیه از آنجا آغاز شد که بعد از رأی مثبت امین حیایی سید بشیر حسینی در اوج خوانندگی پوریا دگمه منفی را فشار داد و آنچنان شوکی را به حاضران در برنامه وارد کرد که از این اقدام حسینی متعجب شدند. کما اینکه هوشمندی کارگردان تلویزیونی برنامه در سوئیچ دوربینها و تدوین به خوبی نشان میدهد که حمیدرضا ترکاشوند مربی موسیقی برنامه در پشت صحنه و احسان علیخانی با چه بهت و حیرتی به سید بشیر حسینی نگاه میکردند و ایمان قیاسی مجری پشت صحنه برنامه نیز گفت: «امیدوارم آقای دکتر یک دلیل خیلی منطقی برای این حرکت داشته باشند.»
آنچه فرآیند توجه به موسیقی را نسبت به تولید برنامهها، مجموعههای نمایشی یا همان سریالها و موارد مشابه متفاوت کرد چیدمان حضور مهمانان در برنامهها به ویژه برنامههای تحویل سال نو بنا به حوزه کیفیت کاری آنها بود. شرایطی که برخی از آنها را وارد چالشهای بسیار مهم و برگرفته از تجربهای چون مجری گری کرد. اگرچه پس از مشخص شدن آرای هیأت داوران امین حیایی با یک توجیه غیرمنطقی مقایسه خوانش پوریا عابدینی با خوانش پارسا خائف در دوره پیشین، خوانندگی پوریا را تأیید کرد. اما این سید بشیر حسینی بود که با بیان نکاتی به ارائه نقطه نظرات خود درباره امتیاز منفی به این خواننده جوان پرداخت و خطاب به عابدینی گفت: «من اجرا را یک بسته کامل میبینم. آنجایی که چشمهایت را میبندی اصلاً به مخاطب توجه نمیکنی. حتی آن موقع که آواز نمیخوانی زمین را نگاه میکنی. من احساس میکنم حضورت روی صحنه کم رنگ است و از فضا و موقعیتی که داری کم و نادرست استفاده میکنی. من علت اینکه با عشق قرمز زدم همین بود.»
البته بین صحبتهای حسینی در صحنه اجرا بود که دوربین روی حمیدرضا ترکاشوند سوئیچ شد که در مقطعی گفت: «نه دیگه اینها بهانه است»
در همین حین رؤیا نونهالی خطاب به بشیرحسینی بیان کرد: «من پرسشی دارم و البته پاسخ مشخصی هم ندارم. چرا که ما آوازخوانهای شاهکاری داریم که عموماً هنگام برنامه اجرایشان را با چشم بسته میخوانند بی آنکه بتوانی چشم از آنها برداری. من قید میکنم که این پرسش من است. گاهی شاید با چشم بسته نیز میتوان ارتباط برقرار کرد.»
آریا عظیمینژاد هم در ادامه این بحث داوران که به مذاق احسان علیخانی هم خوش آمده بود، تصریح کرد: «توان این پسر در خوانندگی توان خوبی است. او بسیار ژوست و تمیز خواند. حسش هم خیلی خوب بود. به نظرم یک ذره کم لطفی است اگر بخواهیم چیزهایی را نبینیم و بعد چیزهای دیگر را بزرگتر ببینیم.»
سید بشیر حسینی هم در واکنش به این اظهارت اظهار کرد: «استادان بزرگواری که روی صحنه چنین بودند به نظرم در این حوزه که به آن اشاره داشتم الگوی خوبی نیستند. استادان میتوانند در حوزه آواز الگوی خوبی باشد اما در حوزه بسته یا پکیج ارتباطی کامل، حتماً الگوهای خوبی نیستند.»
عظیمینژاد در واکنش به این صحبتها گفت: «ما استاد بنان را داشتیم که هر وقت روی صحنه میخواند عینک دودی میزد. بله اگر کسی روی صحنه موسیقی پاپ اجرا کند باید این مولفههایی که شما به آن اشاره کردید را اجرا کند. اما کسی که موسیقی سنتی میخواند اصلاً نباید این سکنات موسیقی پاپ از او سربزند.»
در همین هنگام بود که علیخانی از تماشاگران برنامه خواست تا نظرات خود را درباره این اظهارات اعلام کننده که در شرایطی جالب توجه میزان آرای تماشاگران نیز برابر بود.
بشیر حسینی در این بخش گفت: «تذکر شما کاملاً درست است اما تا قبل از اینکه اولویت صوت در رسانههای بصری بر اولویت تصویر قالب باشد. اگر بخواهیم این موسیقی را با چشمان بسته گوش دهیم آن وقت میتوانیم بپذیریم. اما اگر بخواهیم ببینیم وجوه بصری اش از ظاهر، پوشش و اندام تا زبان بدن یک بسته کامل میشود…. من محکم سر نظر خودم هستم»
پس از این مباحثه پوریا عابدینی ضمن قدردانی از آرای هیأت داوران خاطرنشان کرد: «موسیقی اصیل و محتوایی محجوب و مهجور است و به تبع آن هنرمندانی که موسیقی اصیل اجرا میکنند یک حجب و حیایی دارند؛ حتی در نوه پوشش و حرکات و خواندن. به نظرم هر نوع موسیقی با احترام به نظر عزیزان باید در رسته و دسته خودش قضاوت شود و اینکه موسیقی شنیدنی است، دیدنی نیست»
حضور بنیامین بهادری در «دورهمی» دردسرساز شد
بنیامین بهادری نیز از آن دسته خوانندگانی است که گویا تمایل زیادی به ایجاد حاشیه دارد. او که طی سالهای اخیر بعد از درگذشت نابهنگام همسر اولش در یک سانحه تصادف مدتی از حاشیهها به دور بود، تلاش کرد تا با برگزاری کنسرتها و انتشار قطعات مختلف وارد فاز جدیدی از فعالیتهای موسیقایی خود شود. کما اینکه در این مدت بعد از مهاجرت یا سفرش به آمریکا و اتفاقات تازهای که در زندگی او پدید آمد عملاً بنیامین بهادری را وارد چرخه تازهای از فعالیتها کرد.
اما گویا حاشیهها دوست ندارند دست از بنیامین بهادری بردارند، چرا که حضور وی در ایام تعطیلات نوروزی برای یکی از برنامههای «دورهمی» مهران مدیری شبکه نسیم سیما موجب بروز واکنشهای متعددی شد که مهمترین آن به اجرای ترانه «کودکانه» یا همان «بوی عیدی» به آهنگسازی اسفندیار منفردزاده و خوانندگی مرحوم فرهاد مهراد بود.
این خواننده در جریان اجرای این قطعه در برنامه دورهمی بود که روی ترانه اصلی اثر که متعلق به شهیار قنبری است، تغییرات بدون اجازهای را اعمال و روی صحنه اجرا کرد. اجرایی که برای او گران تمام شده و موجب شد که هم شهیار قنبری و هم اسفندیار منفردزاده از آن سوی آبها به این موضوع واکنش نشان دهند. البته آهنگی که بنیامین خوانده چندی پیش به صورت سراسری پخش شد و در همان زمان نیز موجب بروز اعتراضاتی شد.
شهیار قنبری ترانه سرا و خوانندهای که سالهاست در خارج از ایران زندگی میکند، در واکنش به اقدام بنیامین بهادری نوشت: «شعر من اسباببازی نیست. میوه یک زندگی درد و زخم و گریه است. آسان به دست نیامده که آسان از دست برود.»
اسفندیار منفردزاده هم در واکنش به این نوع نوع خوانش بنیامین نوشته بود: «آقای بنیامین! شما در دستبرد به آهنگ من و شعر شهیار قنبری بیشرمی کردهاید.»
هرچند بنیامین نسبت به اعتراضات واکنشی نشان نداد اما بنابر تازهترین خبرها شهیار قنبری اقدام به شکایت قضائی از این خواننده جوان کرده و باید دید آیا همچون سه سال پیش که رضا صادقی، علی لهراسبی و سینا سرلک ناگزیر به تن دادن به رأی دادگاه بهواسطه شکایت اردلان سرافراز شدند، اینبار هم حکم محکومیت علیه بنیامین بهادری صادر خواهد شد یا همه چیز ختم به خیر میشود.
چه فتنهها که فرو ریخت بر سرمان چه داغها که نشسته است در برابرما
به گزارش خبرنگار مهر، مریم سقلاطونی از اوایل دهه ۷۰ شمسی به طور جدی وارد عرصه شعر شد و هماکنون علاوه بر شاعری به نویسندگی هم اشتغال دارد. او کارشناسارشد ادبیات فارسی، پژوهشگر، عضو انجمن قلم ایران و هیأت نظارت کتاب کودک و نوجوانان است.
شعرهای آئینی و مذهبی سقلاطونی واجد روایتی لطیف است که شاید به طور ناخودآگاه از زنانگی شاعرش برخاسته باشد. او در حفظ زبان معیار و همچنین استفاده از مضامین روز در شعر آئینی چیرهدست است و هر چند از تاریخ گذشته شعر میگوید، اما شعرش برای مخاطب امروزی است.
سقلاطونی در چندین کنگره و جشنواره شعر به عنوان شاعر برگزیده انتخاب شده است، از کنگره سراسری شعر صحیفه سجادیه و شعر حج، شعر عاشوراییان، شعر رضوی و… بگیرید تا جشنواره بینالمللی خوارزمی و جایزه ادبی طاهره صفارزاده و…. کتاب «از نامها خبری نیست» که مجموعه شعر دفاع مقدس سقلاطونی است، برنده جایزه کتاب سال دانشجویی و کتاب دفاع مقدس در سال ۱۳۸۵ شده است.
«گزیده ادبیات معاصر»، «بادها از جنوب میآیند»، «خرچنگها برای ماهیها آواز میخوانند» مجموعه داستان دفاع مقدس، «تو را گلهای عالم دوست دارند» مجموعه نثر ادبی با موضوع امام عصر (عج)، «فردا صبح است» گردآوری اشعار پیرامون امام عصر، و… برخی از آثار منتشر شده مریم سقلاطونی است. غزل مثنوی او با نگاهی به دعای فرج به تازگی سروده است.
با نگاهی به دعای فرج
بلا عظیم شد و پردهها فرو افتاد
بلا شرارهی آتش شد از هوا فرو افتاد
زمین، سخاوت خویش از زمینیان برچید
و ابر، دامن خود را از آسمان برچید
چه فتنهها که فرو ریخت بر سرمان
چه داغها که نشسته است در برابرمان
به غیر تو به که گوییم این شکایت را؟
کجا بریم غم و اندوه بی نهایت را؟
بلا بزرگ شده… دردها فراوان است
بهار، رفته از این کوچهها، زمستان است
بنا ندارد از این خانهها، بلا برود؟
گدای پشت درِ خانه ات کجا برود؟
زمینِ مرده به باران رحمتت زنده است
به مهربانی و لطف و محبتت زنده است
به اضطرار رسیده، زمین و تاریک است
زمانِ روشنیِ آفتاب، نزدیک است
خدا به خیر کند روزگار مردم را
به خانهها برساند بهار مردم را
خدا! به حق محمد و آل اطهارش
امام عصر (عج) از اندوه و غم نگهدارش
*
هوا گرفته و تاریک…آسمان غمگین
زمین، گرفته غبارِ غم و زمان غمگین
درخت، سر به گریبان خویش برده و باد
نفس زنان، وسط دشتِ بی کران غمگین
تمام پنجرهها بسته… کوچهها خلوت
نشسته کنج قفس، مردم جهان غمگین
جهان، شبیه زنی پا به ماه می پیچد
ز درد در خود و افتاده نیمه جان، غمگین
غبارِ مرگ نشسته است بر خیابانها
شب است کوچه و تا مغز استخوان غمگین
خدا به خیر کند روزگار مردم را
به خانهها برساند بهار مردم را
*
جهان، شب است…صبح میشود با تو
تو آفتابی و باران… تو دریا تو…
و صبح با چمدان بهار می آیی
پر از شکوفهی لبخند، صبح فردا تو
به پیشواز تو از راه دور می آیند
تمام مردم چشم انتظارِ دنیا…تو
_ به یک نگاه دل انگیز میکنی روشن
به محض آمدنت… کوچههای شب را تو…
تمام فاصلهها را درخت میکاری
و ریسه ریسه سلام است بین ما تا تو
و هر کجا که قدم میگذاری از نفست
مناره میشود و صحنی از مصلا…تو_
_ تو میرسی …و زمین زنده میشود از نو
بهار، حاکم جان و جهان شود با تو
به اذن تو…همه رودخانهها و دریاها
روان شوند به دامان گرم صحرا …تو_
_بهار مردمی و مردم از تو میخواهند
به دادشان برسی …ای امام دلها تو
«مریم سقلاطونی»