Wوقتی شنیدم Animal Crossing به روز رسانی در راه بود، من به همان اندازه که هیجان زده بودم عصبانی بودم. من می خواستم به جزیره خود برگردم، مطمئنا. بوسیدن بهشت کوچکی بود که من ساعت به ساعت در اعماق قرنطینههای سال گذشته با زحمت آن را تنظیم کرده بودم – اما از ژانویه از آن اجتناب میکردم.
برای در ۱۱ ماه گذشته اجازه دادهام این مکان به مرحلهی اول برسد، رویدادهای درونبازی و آیتمهای نسخه محدود را از دست دادهام و مهمتر از همه، نادیده گرفتن روستاییان ساکن Kissing. دام، اولین موجود روی زمین، گوسفندی که ورزش را دوست دارد – چطور بود؟ در مورد اسپرینکلز، یک پنگوئن آبی که میخواهد یک ستاره پاپ شود، چطور؟ من بازگشتم به جامعه واقعی را بسیار آهسته پیش میبرم و به تجربه میدانم که وقتی برای مدت طولانی تنها میمانند، روستاییان Animal Crossing بدنام میشوند که احساس گناه میکنند.
به روز رسانی وارد می شود. من آن را دانلود میکنم و برای بدترین حالت خودم را فولاد میکنم.
همه کشف … Animal Crossing: New Horizons اسکرین شات. عکس: Nintendo
“شما به نوعی ناپدید شدید.” اسپرینکلز از دیدن من خوشحال است و از اینکه یکباره رفته ام عصبانی است. گلوریا، اردکی با مدل موی باب شروع میکند: «خب حدس میزنم بالاخره عقلم را از دست دادهام. می توانم قسم بخورم که سارا را در مقابلم می بینم. خیلی سرد. من به سختی قادر به تحمل آن هستم. خانه من پر از سوسک است. جزیره من پر از علف های هرز است. حیوانات من خشمگین، بیگانه یا هر دو هستند. اما من کاری برای انجام دادن دارم، بنابراین گرد و غبار خود را پاک می کنم، کدو تنبل و هلو را به روستاییانم به عنوان خوراکی پیشنهاد می کنم و به این کار مشغول می شوم که کاملاً خودم را به Animal Crossing New Horizons 2.0: Escape from Nook Island بیاندازم.
بهروزرسانی رایگان چیزهای زیادی برای کشف دارد. این موزه اکنون یک کافی شاپ به نام The Roost دارد که توسط بروستر ابتدا رواقی کار می کند – که هر چه قهوه های کوچک بیشتری با او بنوشید به شما علاقه مند می شود. میتوانید روستاییان دیگر را به قهوه دعوت کنید – حتی شخصیتهایی از بازیهای Animal Crossing در گذشته. اگر کارت Amiibo او را داشته باشید، Resetti – خال خشمگینی که اگر کنسول خود را بدون ذخیره کردن در GameCube خاموش کنید، نام شما را صدا میزند – مینشیند و یک اسپرسو مینوشد که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. لذتبخش است.
از دوستان قدیمی صحبت میکنیم، یکی از محبوبترین افراد من، Kapp’n، اکنون تورهای قایق را به جزایر دور ارائه میدهد. نه تنها میتوانید این فضاهای جدید را کاوش کنید، بلکه با یک قایق موتوری توسط Kapp’n به آنجا برده میشوید، که هر بار یک آهنگ کوچک برای شما میخواند. سفرهای فراساحلی یک جزء حیاتی جدید از بهروزرسانی را ارائه میدهند: استخراج طلسمهای کوچک چروکیده به نام ژیروید. به طور شگفت انگیزی، بیش از ۹۰۰۰ آیتم جدید در بازی وجود دارد که ژیرویدها تنها چند صد مورد از آنها را تشکیل می دهند.
عکس: نینتندو
جزیره هارو، که قبلا فقط یک استودیوی عکس بود، در حال حاضر همچنین یک بازار بوتیک کوچک است که بازرگانان بازدیدکننده در آن به طور دائم فروشگاه راه اندازی کرده اند. یک جزء کشاورزی و پخت و پز نیز وجود دارد، به این معنی که باید دریاچه داخلی عظیم خود را پر کنم، که به طور متفکرانه با اسکلت های دایناسور تزئین شده است، تا آن را به یک تکه نیشکر تبدیل کنم.
جدید Horizons با این محتوای جدید عملاً کاری را که می توانید هر روز انجام دهید سه برابر کرده است. هر روز صبح، می توانید با روستاییان خود حرکات کششی ملایمی را در میدان انجام دهید، ناپدید شدن شرم آور ۱۰ ماهه شما فراموش می شود.
همه اینها قبل از اینکه حتی به خارج از ساحل برویم، دور از دریا به توماس نوک نگاه کنید و به شبهجزیرهای نزدیک که شروع توسعه پولی را نشان میدهد، (۲۲.۴۹ پوند، یا رایگان اگر برای Switch Online Expansion Pass ثبتنام کرده باشید). Happy Home Paradise یک بازی کاملا متفاوت است. فرض این است که، علاوه بر اینکه نماینده ساکن جزیره خود هستید، در یک استارتاپ طراحی داخلی کوچک و چیپ کار در خارج از کشور مشغول به کار شده اید. پرسنل آن یک گاو دریایی به نام واردل، یک میمون لانگور خاکستری به نام نیکو و یک سمور صورتی به نام لوتی، رئیس شما است. شما با هم خانههای تعطیلات را برای گردشگران میسازید و طراحی میکنید – بسیاری از گردشگران، که هر یک از آنها مجموعهای از ایدههای خاص در مورد نوع خانه تعطیلات مورد نظر خود دارند.
پتری، یکی. از روستاییان جدید، از من خواست که برایش یک چایخانه درست کنم. او علم را دوست دارد و یک کت آزمایشگاهی کوچک می پوشد، بنابراین مطمئن شدم که در هر صندلی چکه های IV وجود دارد. دیردره تکهای از پاییز میخواهد، بنابراین من کاغذدیواریهایی که شبیه جنگلها و انبوهی از برگهای شعلهور در همه جا است نصب کردم. هر دو آنقدر از خانه های تعطیلات خود راضی هستند که کف می زنند و تشویق می کنند. روند ساخت خانههای عروسکی دقیق برای روستاییان این پتانسیل را دارد که عمیقاً آرامبخش، از نظر زیباییشناختی دلپذیر … یا آشفته باشد. گاهی اوقات همه چیز به یکباره است و این کنار هم قرار گرفتن شاد یکی از لذت های واقعی Animal Crossing است.
عکس: نینتندو
شما می توانید به شبه جزیره یک مدرسه و یک بیمارستان بدهید. از ارز مخصوص به خود استفاده می کند و آیتم های منحصر به فردی را برای بازگرداندن به جزیره خود ارائه می دهد. این خواهر عالی برای Animal Crossing: New Horizons است، و بین جزیره شما و مجمع الجزایر عظیمی که در نهایت شما تبدیل به ستون فقرات پردرآمد و محبوب شرکت Happy Home Paradise می شوید، تعامل لذت بخشی وجود دارد.
بعد از یکی دو روز در مجمع الجزایر، با شکلات های سوغاتی در دست به کیسینگ برگشتم و دیدم که دام در کنار رودخانه زیر آفتاب نشسته است. من به او یک شکلات هدیه دادم و او بلافاصله پرسید که آیا می تواند بیاید و یک خانه تعطیلات برای خودش داشته باشد. ما نه تنها می توانیم برای روستاییان جدید خانه بسازیم، بلکه می توانیم خانه خود را نیز با خود ببریم. این مثال کاملی است از اینکه چگونه Animal Crossing میتواند با آمیختن چیزهای آشنا با چیزهای جدید لذت ببرد.
اگر شما نیز مانند من، بازگشت به سواحل را متوقف کردهاید. جزیره شما، شرمساری ملایم با یک یا دو خط گفتگو در دراز مدت ارزشش را دارد. برگشتن احساس خوبی دارد.
Pبیزاری از شیاطین مست نیگلا سوار بر اسب، کوکتل میگوی سایمون هاپکینسون، باکالائو مکزیکی ادسون دیاز-فوئنتس. از بوقلمون بیخطر لیندزی برهام، چاشنیها و سس، ماهی آزاد Trine Hahnemann و ژامبون لعاب Andi Oliver میل کنید. ما پای چرخ کرده، شری تریفل، شکلات قطعی سنت امیلیون الیزابت دیوید داریم. به علاوه، البته، کیک ضروری نایجل اسلیتر، که بدون آن کریسمس ناقص است.
Spicy little sponges for a change from the traditional fruited version
Steamed ginger puddings with vanilla custard. Photograph: Kate Whitaker/The Observer
کافه سیسیلیا در هاکنی، شرق لندن، سؤالی را که غریبه ها اغلب از من می پرسند، آزمایش کرد: “پس، آیا می توانی در هر جایی و در هر مکانی میز تهیه کنی. زمان؟” پاسخ پیچیده است، اما، به اختصار، همیشه پاسخ میدهم: «بله!»، وقتی واقعاً منظورم این است: «معمولاً بله، اما گاهی اوقات خیر، بسته به متغیرهای بیشمار، از جمله «گرمی» مؤسسه مورد نظر، انعطاف پذیری از ویژگی های اصلی آن و، البته، حیله گری خودم در حالی که سعی می کنم راهم را پنهان کنم.”
در حال حاضر، بیایید روی داغ بودن تمرکز کنیم، که ربطی به آن ندارد. مناسب بودن آن برای دوران پیش از یائسگی، بلکه شور و حرارت تقریباً ملموسی است که برخی از روزنه های جدید را احاطه کرده است. کافه سیسیلیا، که اخیراً در نزدیکی بازار برادوی در یک جاده فرعی نسبتاً جذاب نزدیک یک کارخانه گاز قدیمی ظاهر شد، توسط مکس روچا، سرآشپز با ارتباط با کافه رودخانه و سنت جان، و پیوندهای سنگین با صنعت مد، با پدر و خواهرش، جان و سیمون، طراحان بسیار محبوبی هستند. این نوع شلوغی به ناچار منجر به این می شود که تمام ۱۵ میز از هفته ها قبل رزرو شوند، در حالی که هر وقت ناهار مجموعه ای وسوسه انگیز از گزارش های رسانه های اجتماعی به داخل اتر نفوذ می کند و مواردی مانند کله خوک، پای مریم گلی و سیب زمینی، کاسه ماهی با اورزو، گوشت خوک پخته شده در شیر با دانه های کوکو تازه، گالت تمشک و گینس با قوطی.
<. p class="dcr-1qcirl4">امیدوارم کافه سیسیلیا بتواند مرا ببخشد که به داغ بودن آن اشاره کردم، زیرا در گذشته متوجه شده بودم که برخی از رستوران ها از این برچسب گریزان و درخشان خوش می گذرانند. کمی شبیه این است که به یک مدل برتر بگوییم چقدر خوشگل هستند، اما با این جمله استقبال می شود، “خب، بله، اما من افکار بسیار جدی در مورد منطقه خودمختار تبت نیز.” رستورانهای داغ نمیخواهند صرفاً داغ باشند و با تعقیبکنندگان رستورانهای داغ پر شوند. نه، آنها میخواهند به دلیل مهارتهایشان، منشأ مواد تشکیل دهندهشان و دستور العملهای متاثر از اصیلشان که با پیچ و تابهای مدرن ساخته شدهاند مورد احترام و دوستداشتن قرار بگیرند. آنها میخواهند از راههای معنیداری داغ باشند، نه فقط به این دلیل که دوریس از سنجابهای حمایت عاطفی آخرین مصاحبهاش را با رولینگ استون در آنجا انجام داد.
به هر حال، آنچه مسلم است این است که “دور” است. رستورانهایی مانند کافه سیسیلیا نیازی به منتقدان ندارند تا آنها را دوست داشته باشند، بنابراین من بهخاطر میز رایگان (رستورانهایی که همیشه آستینهایشان را بالا میبرند فقط در صورتی که باراک اوباما و جزئیات امنیتی او رد شوند) به آنها فکر میکردم. قرار نیست آن را قطع کند درعوض، تقریباً شش هفته قبل رزرو کردم، سپس به این فکر کردم که این غذای جادویی را به چه کسی تقدیم کنم، قبل از اینکه به دوست قدیمیام دیو که اصلاً اهل تعقیب و گریز رستوران نیست، بنشینم. او را دیدم که در اتاقی سفید و بتونی با میزهای قهوهای ساده و بدون سفره – در واقع بدون هیچ دکوری خاص – نشسته است و فهرستی از کله خوک، برگهای مریم گلی سرخشده با ماهی آنچویی، و نان سرخشده و… پودینگ کره با کاسترد سرد، تقریباً انگار فقط یک اتاق معمولی است، و ما در واقع پشت طناب مخملی نبودیم و بهترین زندگیمان را در لندن زندگی میکردیم.
ترین گوشت خوک و زردآلو کافه سیسیلیا: “خوک ترین تکه پاته خام و آماده ای که در طول عمرم شاهد بوده ام.”
بدیهی است که اگر کافه سیسیلیا به طرز فوقالعادهای کسلکننده تبدیل شود، تسلیم فوقالعادهای خواهد داشت، اما اینطور نیست. این یک فضای آرام و خودنمایی با کارکنان دوستداشتنی و منویی است که به روشا اجازه میدهد تا از میراث ایرلندی خود با استفاده از صدفهایی مانند صدف بخارپز شده در سیب و بیکن، بستنی نان گینس و بارمبراک با انبوهی از کره تازه خرد شده استفاده کند. تصورات ایرلند، و سنت جان، در زمین ژامبون روچا زنده بود، که خوکترین تکه پاتهی خام و آمادهای بود که در طول عمرم شاهد آن بودم. برای شیک تر، یک بشقاب مومیایی مانند از آگنولوتی ابریشمی پر از کشک بز و Fellows Farm و شنا در یک سس براق و کره ای، که با قیمت ۱۳.۵۰ پوند، با قیمت های River Cafe فاصله زیادی دارد.
n class=”dcr-qumu7i”>پودینگ نان و کره کافه سیسیلیا با کاستارد سرد.
کافه سیسیلیا واقعاً یک کافه نیست، حتی اگر ساعات کاری آن تا همین اواخر – زمانهای کوتاه صبحانه و ناهار، و تازه در حال حاضر شروع سرویس شام در جمعهها و شنبهها – این کافه را ارائه دهد. یک لبه خانهدار، به جای احساس یک مهماننواز مهمان نواز جدید. با این حال، من این احساس را دارم که واقعاً تازه در راه تبدیل شدن به یکی از جدی ترین رستوران های لندن است. گرما می آید و می رود، اما واقعاً بسیار خوب می تواند برای همیشه دوام بیاورد.
Cafe Cecilia Canal Place, 32 Andrews Road, London E8, 020-3478 6726. ناهار آزاد چهارشنبه -یکشنبه، ظهر-۳ بعدازظهر؛ شام فقط جمعه و شنبه، ۶ تا ۹ بعد از ظهر (آخرین سفارشات). از حدود ۴۰ پوند برای هر سر برای سه دوره، به علاوه نوشیدنی و خدمات.
من آیا لذت آشپزی مانند یک غذای خامه ای و کربوهیدراتی از سیب زمینی دوفینویز وجود دارد؟ خوب، شاید یک تلی از پوره کره ای، یک سیب زمینی ژاکت پف دار با پنیر ذوب شده یا یک توده چیپس بزرگ با سس مایونز غنی و زرد – این را نسخه فانتزی مهمانی شام فرانسوی از تمام موارد فوق در نظر بگیرید. با این حال، لازم نیست از مهمانان به عنوان بهانه استفاده کنید. من آن را مستقیماً با پیژامه از ظرف می خورم.
آماده سازی ۳۵ دقیقه آشپزی ۴۰ min سرویس ۴
۷۵۰ گرم مومی سیب زمینی (مرحله ۱ را ببینید) ۲۵۰ میلی لیتر خامه دوبل ۱۰۰ میلی لیتر شیر کامل ۲ حبه سیر جوز هندی کره، برای چرب کردن ۵۰ گرم خاکستردر حال، رنده شده (اختیاری)
۱ اسپاد خود را عاقلانه انتخاب کنید
انواع مومی در اینجا ارجح است به این دلیل که پس از پخته شدن شکل خود را حفظ میکنند؛ اسفدهای گلدار از نوعی که معمولاً برای پوره یا چیپس فروخته میشوند، هنوز هم خوشمزه هستند (در واقع، به نظر میرسد برخی از آشپزها آنها را ترجیح میدهند)، اما احتمالاً متلاشی میشوند، که فکر میکنم غذا را تبدیل به یک غذا میکند. شارلوت، آرزو، استیما و ماریس همگی بهطور گسترده در دسترس هستند و برای دافینوا خوب هستند.
۲ سیبزمینیها را پوست بگیرید و خرد کنید
سیب زمینی ها را پوست گرفته و نازک برش دهید برش ها – می توانید این کار را با دست انجام دهید، اگر برای تنبیه شکم پرخور هستید، اما من توصیه می کنم از یک غذاساز یا بهتر است از یک ماندولین معمولی استفاده کنید (اگر به آخرین گزینه می روید، لطفاً از نگهبان؛ اولین باری که این غذا را درست کردم، تمام گونگ هو را گرفتم و انتهای انگشتم را برش دادم).
۳ سیب زمینی ها را در خامه و شیر داغ سپید کنید
خامه و شیر را بگذارید در یک ماهیتابه بزرگ و پهن.
سیر را پوست گرفته و داخل ماهیتابه خرد کنید. یک رنده خوب جوز هندی را اضافه کنید، سخاوتمندانه مزه دار کنید و بگذارید بجوشد.
سیب زمینی ها را اضافه کنید، حرارت را کم کنید و بگذارید حدود ۱۰ دقیقه به آرامی بپزد، تا زمانی که کمی نرم شوند اما پخته نشوند؛ زمان دقیق به ضخامت برش های سیب زمینی بستگی دارد، پس مراقب آنها باشید.
۴ سیب زمینی ها را بپزید
یک ظرف فر را بردارید که به اندازه کافی بزرگ باشد که همه سیب زمینی ها را در خود جای دهد و آن را با کره چرب کنید. فر را با دمای ۱۸۰ درجه سانتیگراد (فن ۱۶۰ درجه سانتیگراد)/۳۵۰ فارنهایت/گاز ۴ گرم کنید. مخلوط سیب زمینی و لبنیات را در ظرف چرب شده بریزید و آن را پهن کنید تا به طور یکنواخت پر شود.
پوشش با فویل، و به مدت ۳۰ دقیقه بپزید.
۵ پنیر را اضافه کنید
برداشتن فویل را بپاشید و پنیر را، در صورت استفاده، روی آن بپاشید – اگرچه خیلی فرانسوی نیست، می توانید گراویر را جایگزین پارمزان (در این صورت، کمی کمتر استفاده کنید) یا حتی یک چدار ملایم را در صورت تمایل جایگزین کنید.
در هر صورت، ۱۰ تا ۱۵ دقیقه دیگر بدون درپوش بپزید تا قهوه ای و حباب بزند. قبل از سرو آن را بردارید و بگذارید کمی خنک شود.
۶ طعم دهنده های دیگر
برای من، ملایم بودن خامه یکی از لذت های اصلی است. گراتن دوفینوا، اما اگر طعم قاطعتری را میخواهید، در مرحله ۳، چند شاخه سبزی چوبی – آویشن، رزماری یا خلیج – به شیر اضافه کنید. یا، ایدهای از آشپز استوی پارل، چهار ماهی آنچوی را له کنید (این کار را در ظرف چرب شده انجام می دهم، سپس قبل از ریختن سیب زمینی ها و بقیه مخلوط لبنیات، کمی خامه داغ را هم می زنم).
۷ گزینه جایگزین برای سیب زمینی
سعی کنید نیمی از سیب زمینی ها را با کرفس پوست کنده و نازک برش داده شده، کدو حلوایی یا سیب زمینی شیرین جایگزین کنید. برای یک وعده غذایی مفیدتر، مقداری لردون بیکن بریزید؛ یا این کار را انجام دهید نایجل اسلیتر انجام می دهد و تکه های ماهی خال مخالی دودی را بین لایه های سیب زمینی قرار می دهد؛ یا آن را نگه می دارد. بدون گوشت با آب کردن پنیر کممبر کامل (گیاهی) یا بزی روی آن.
این را می توان از قبل تهیه کرد. آن را تا جایی که پو را اضافه می کنید بپزید سیب زمینی را در ظرف بگذارید، سپس بگذارید خنک شود، روی آن را بپوشانید و در یخچال قرار دهید تا زمانی که آماده پخت شوید – نگران نباشید اگر سیب زمینی های روی آن در جایی که در معرض هوا قرار گرفته اند کمی تغییر رنگ دادند، زیرا در آن ظاهر نمی شود. ظرف تمام شده قبل از پختن مانند بالا به دمای اتاق برگردانید.
۹ یا به جای آن سیب زمینی بولانژیر درست کنید
شیر و خامه را با ۳۵۰ میلی لیتر سبزیجات یا خامه جایگزین کنید. آب مرغ و یک پیاز پوست کنده و نازک خرد شده را بین لایه های سیب زمینی بریزید. می توانید این گیاه را به راحتی با چرب کردن ظرف به جای کره با روغن و جایگزین کردن پنیر در مرحله ۵ با پودر سوخاری پرتاب شده در روغن زیتون و نمک درست کنید.
Gبا توجه به پیچیدگی شدید شکل هنری، ریمسترهای بازی های چند دهه قدیمی می توانند … متغیر باشند. اما زمانی که یک ناشر برچسب «نسخه قطعی» را برای نسخههای بستهبندیشده جدید سه بازی جنایی جهان باز، بازیهایی که در حافظه فرهنگی پاپ جمعی بسیار بزرگ هستند، میگذارد، منطقی است که انتظار بیشتری از انتشار مجدد ناپایدار با بهروزرسانی گرافیکی داشته باشیم. این نسخههای Grand Theft Auto III (2001)، Vice City (2002) و San Andreas (2004) به هیچ وجه قطعی نیستند. دیدن آنها به این شکل بیش از یک ناامیدی است. خشمگین است.
اشکالهای گرافیکی، کنترلهای آزاردهنده و خرابیهای تصادفی، انصافاً، همه بخشی از بازی در دهههای ۰۰، قبل از وصلههای آنلاین بودند. که به توسعه دهندگان این امکان را می داد تا موارد را ذره ذره اصلاح کنند. آن وقت تحمل کردیم. اما چرا اکنون آن را تحمل می کنیم و هزینه آن را می پردازیم؟ این ریمسترها نسبت به نسخه های اصلی پلی استیشن ۲ ثبات کمتری دارند. چند ساعت پس از شروع GTA III – قدیمیترین و کمجذابترین بازی در بین این سه بازی، گامی شگفتانگیز برای گیمینگ در سال ۲۰۰۱ که اکنون کمی عقیم به نظر میرسد – به ماموریتی رسیده بودم که نتوانستم آن را انجام دهم، زیرا شخصیت من تعقیب می کردم و مدام در دنیا سقوط می کردم. یک بار ماشین من به طور تصادفی منفجر شد. در کلکسیونی که نمی توانستم آن ها را انتخاب کنم دویدم.
در سن آندریاس، تعادل رنگ به قدری بد است که در برای اینکه ببینم در زیر آسمان خیالی غروب کالیفرنیا چه می گذرد، باید کنتراست را تا جایی که می شد کم کنم. من به سختی میتوانستم چهره شخصیتها را تشخیص دهم، یا نوارهای رنگی را روی نقشه انتخاب کنم، یا برچسبهای گرافیتی بنفش را روی آجر قرمز ببینم. به طور عینی، یک ارتقاء گرافیکی در این بازی ها صورت گرفته است، به این صورت که آنها به اندازه آنها مه آلود و مبهم به نظر نمی رسند – اما صادقانه بگویم، مطمئن نیستم که بگویم بهتر از نسخه های قبلی قبلی هستند. اثرات باران، به ویژه، آنقدر زشت است که دید شما را مبهم می کند. اگر ماموریت شما شامل دیدن جایی است که می روید، بهتر است امیدوار باشید که باران نبارد. جایی که کاراکترها بلوک و با وضوح پایین بودند، اکنون… به طرز عجیبی پلاستیکی هستند. تناسب آنها به ویژه در شهر معاونت پایین است.
عکس: Rockstar Games
من نمیخواهم مدت زیادی را صرف بررسی عیوب بسیاری که در این ریمسترها یافت میشود، بگذرانیم. اکنون که بازیها نزدیک به یک هفته است که منتشر شدهاند، هزاران ویدیوی یوتیوب و پستهای توییتر فهرستبندی آنها وجود دارد. نامهای فروشگاهها، به نوعی، املایی اشتباه دارند. جناس ها با بازسازی مجدد مهره در چرخخراب شده اند. > فقط می توانید از دیوارها یا حصارها عبور کنید تا دیوارهای نامرئی را درست آن سوی آن پیدا کنید. و، شرم آور برای Rockstar، این بازی ها به طور موقت از فروش بر روی رایانه شخصی خارج شدند، زیرا آنها با یادداشت ها و فایل های مخفی و اضافی از کد اصلی منتشر شدند، که طبق گزارش ها شامل مینی بازی جنسی رها شده Hot Coffee بود که باعث تکان های قانونی در صنعت شد. href=”https://www.theguardian.com/technology/gamesblog/2005/jul/18/gtacreatorsch” data-link-name=”in body link”>نابودی در سال ۲۰۰۵.
در اینجا دلیل این امر است: Rockstar به خاطر کمال گرایی خود بدنام است. این شرکتی است که اخیراً بهترین بخش یک دهه را با زحمت گذرانده است بازآفرینی غرب قدیمی برای Red Dead Redemption 2، تا عرق اسب و کثیفی روی رولورهای افراد مسلح. سطح مهارت بازی های Grand Theft Auto همیشه استثنایی و خیره کننده بوده است. نمیخواهم از کلمه بیاحتیاطی استفاده کنم، زیرا فقط میتوانم حدس بزنم که هیچکسی که روی این ریمسترها کار میکرده، آنها را غیر استاندارد نمیدانست. اما دلایل پشت آن هرچه که باشد، عدم دقت و توجه به جزئیات به وضوح کل شخصیت این بازیها را تضعیف میکند.
ما با بازسازیهای Bluepoint از بازیهای قدیمیتر پلیاستیشن، شاهد بودیم. به عنوان Demon’s Souls و Shadow of the Colossus، اوج چیزی که می توان با یک ریمستر به دست آورد: یک بازسازی کامل که همه جنبه ها را مدرن می کند. اگر هر شرکت دیگری منابع لازم برای رسیدن به این هدف را داشته باشد، مطمئناً Rockstar و مادرش Take-Two Interactive هستند. Grand Theft Auto میلیاردها دلار درآمد داشته است. برای من عجیب است که بیشتر این پول در میراث Rockstar سرمایه گذاری نشده است. در بهترین بخش از دو دهه پس از عرضه این بازی ها، موددرها به مراتب بهتر از این دست یافته اند – و البته، اکنون همه آنها توسط وکلای Take-Two بسته شده اند.
عکس: Rockstar Games
این یک ادای احترام به جادوی این بازیها است – مخصوصاً San Andreas، برای من – که هنوز هم میتوان با وجود تمام مشکلات فنی در آنها فرو رفت. در عرض یک ساعت از راهاندازی آن، من دقیقاً در خیابان گروو با قهرمان داستان CJ و خدمه قدیمیاش برگشتم، به صحبتهای آنها گوش میدادم که با هم حرف میزنند و گهگاه حقیقتی را که به خانه میآید به اشتراک میگذارند، و از اینکه چطور حتی با راک استار با ابزارهای تکنولوژیک محدود موجود در آن زمان توانست چیزی بسیار عجیب قابل باور خلق کند. ایستگاههای رادیویی، علیرغم اینکه آهنگهای گمشدهای که احتمالاً بهدلیل مسائل مربوط به مجوز ناپدید شدهاند، هنوز هم مرا مستقیماً به فضای فوقسرمایهداری، نیهیلیستی و بیاحترامی این بازیها منتقل کردند. بسیاری از صداهای تصادفی به طرز وحشتناکی فشرده یا نامتعادل هستند و به نظر افتضاح میآیند، اما خدا را شکر که رادیو هنوز کار میکند.
GTA سریالی است که به خاطر خشونتش شناخته میشود، اما انسان، درباره چیزهای بیشتری است. از آن؛ این یک دنیا است، یک مکان است، یک داستان است، درباره شخصیت هایی که ملاقات می کنید و در آن زندگی می کنید و درباره کارهایی که در زمین بازی غول پیکر و بی نظمی که به شما می دهد انجام می دهید. این ها بازی های بزرگی هستند. همه چیز در آنها خوش سلیقه نیست، همه دیالوگ ها به خوبی قدیمی نشده اند. اما آنها هنوز هم ارزش بازپخش و ارزش حفظ دارند. فقط در این حالت نیست.
Lهمانند جاذبههای غولپیکر و توریستکنندهاش، Jurassic World Evolution 2 هم نام احمقانه و هم DNA دارد که از چندین مورد به هم دوخته شده است. حیوانات مختلف برای ایجاد چیزی غیر محتمل زیبا. پلی بین دنیای محروم از لحاظ معنوی Jurassic World: Fallen Kingdom و Jurassic World: Dominion آینده، این به راحتی میتوانست یکی دیگر از فیلمهای پولساز باشد. در عوض، این یک بازی زیبا است که عمدتاً در مورد یافتن شگفتی در موجوداتی است که از آنها مراقبت می کنید (یا تعقیب و گریز در جیپ). و در جایی که جان هاموند شکست خورد، اینتجربه ای در پارک است که من کاملاً می توانم آن را تأیید کنم، حتی اگر مردم به طور منظم غذا بخورند.
به لطف وقایع جدیدترین فیلم، که در آن یک وسیله داستانی با لباس یک دختر هشت ساله باعث رها شدن دایناسورها در طبیعت می شود، هرگز زمان بهتری برای باز کردن پارک ژوراسیک خود وجود نداشته است. تمام کارهای شلوغ فیلم اول (پیدا کردن پشه ای که در کهربا به دام افتاده، مکیدن غذای ماقبل تاریخ از خون دینو، و امیدواری مانند یک بچه با بسته جدیدی از کارت های تجاری که قبلاً آن را ندارید) می تواند باشد. با. در عوض، ما دارای Metal Gear Solid V هستیم. تجربه ورود دزدکی به دایناسورهای گیج، ضربه زدن به آن ها با دارت آرام بخش و سپس تماشای هلی کوپتر باری که به سمت پایین حرکت می کند و آنها را می رباید و دور می شود تا زندگی شادتری را در سکویی که به تازگی برای آنها ساخته اید آغاز کنید. بعداً دانشمندانی را جذب خواهید کرد که میتوانند برای بازگرداندن گونههای کمیابتر به آدمرباییهای دورتر فرستاده شوند.
با کمک قهرمانان سریال کلر دیرینگ (برایس دالاس هاوارد)، ایان مالکوم (جف گلدبلوم) و اوون گریدی (کسی که مطمئناً می داند کریس پرت کیست)، باید مطمئن شوید که دایناسورها خوشحال هستند. این کار را با پوشاندن بالشتکهای خود در درختچههای مناسب انجام دهید، قرار ملاقاتهای دکتر خود را منظم نگه دارید و تصادفاً آنها را در قلمها با چیزهایی که میخواهند آنها را بخورند، نیندازید. هرچه دایناسورهای بیشتر (و عجیبتر) جمع آوری کنید، بازدیدکنندگان بیشتری جذب نمایشگاههای پارک میشوند، در رستورانهای پارک غذا میخورند و سپس توسط نمایشگاههای پارک خورده میشوند.
صادقانه بگویم، هر چند، بزرگنمایی بر روی لحظه عجیب خشونت و هرج و مرج، نکته JWE2 را از دست می دهد. اگر این بازی صحنهای از فیلمها بود، نه سربازانی بود که توسط رپتورها در چمنهای بلند جدا میشوند و نه نبرد نهایی با ایندومینوس رکس از دنیای ژوراسیک. در عوض، دکتر آلن گرانت سام نیل است که تمام بدن خود را به سمت متلاطم تری سراتوپ های بیمار تکیه داده است، در حالی که دکتر الی ساتلر از لورا درن زبان آن را بررسی می کند و با یک محیط بان پارک در مورد رژیم غذایی اش از گیاهان سمی بالقوه صحبت می کند. دکتر گرانت مانند یک کودک پوزخند می زند که از نزدیک در برابر چنین موجودی که به طرز شگفت انگیزی بازسازی شده است. این همان احساسی است که با بازی JWE2 به شما دست میدهد.
با انتخاب یک دایناسور، دوربین از بالا به پایین و از دید خدا بزرگنمایی میکند تا هنگام حرکت در اطراف محفظهاش، آن را ردیابی کند. چرا کردن، نوشیدن از چاله آبیاری یا گهگاه مبارزه با یکی از اعضای دسته برای تسلط. هر دایناسور دارای تاریخچه ای چند میلیون ساله است که شامل گزارش های دقیق از آنچه خورده و محل زندگی خود می باشد. حتی با وجود اینکه در اتاق نشیمن خود نشسته اید، جادوی Frontier Developments در انتقال ما – از طریق انیمیشن های واقعی، از طریق غرغرهای خفه کننده، از طریق نگاه غمگین در چشمان استگوزاروس – به جایی است که همه ما در سال ۱۹۹۳ می خواستیم باشیم: ایستادن در یک پارک ژوراسیک واقعی، تماشای این موجودات غیرممکن با شکوه.
Jurassic World Evolution 2 اکنون (۹ نوامبر) منتشر شده است. ۴۹.۹۹ پوند
دستور پخت
شما نیاز دارید ۵۰۰ گرم صدفهای کوچک، بهدقت از نظر وجود ترک یا بریدگی بررسی شده است.
۳۰ گرم از آن را ذوب کنید. کره را در یک قابلمه عمیق که درب آن دارید، سپس ۱ قاشق غذاخوری روغن زیتون اضافه کنید.
نکته ۲۵۰ گرم نخودفرنگی یخ زده را در تابه قرار دهید و با درب آن را محکم بپوشانید. اجازه دهید نخود فرنگی به مدت ۳ یا ۴ دقیقه بپزد تا ذوب شود، سپس درب آن را بردارید و ۲ پاشش سخاوتمندانه – حدود ۵۰ میلی لیتر – از خشکشری اضافه کنید. یک دقیقه به پخت ادامه دهید سپس صدف ها را اضافه کنید و یک بار دیگر با درب ببندید و روی حرارت بگذارید تا بجوشد.
صدف ها بعد از ۲ یا ۳ دقیقه باید باز شوند. از بخارپز کردن اما در حین رفتن آنها را بررسی کنید. هر چیزی را که از باز کردن امتناع می ورزد دور بریزید. صدف ها، نخودها و آب آشپزی با عطر شری آنها را در کاسه ها بریزید و با تکه های ضخیم نان جویدنی و بافت باز سرو کنید. ۲ عدد.
این دستور غذا با صدف به جای صدف نیز خوب است. p>
ترخون گیاه انتخابی من در اینجا خواهد بود. وقتی نخودها آماده شد و قبل از صدف ها، ریز خرد کرده و اضافه می کنیم.
می توانید مقداری ماکارونی پخته اضافه کنید – لینگوین برای به عنوان مثال – به آبگوشت، اگرچه من وسوسه میشوم که ابتدا صدفها را بپزم و پوست آن را بپزم.
صدفها آسان است. زیاد پختن مراقبت از آنها بسیار مهم است. وقتی پوسته ها شروع به باز شدن کردند آماده هستند. زمان دقیق با توجه به تنوع متفاوت است. صدف های کوچک ممکن است کمتر از ۲ دقیقه طول بکشد.
هدف Observer انتشار دستور العمل هایی برای ماهی های پایدار است. رتبهبندیها را در منطقه خود بررسی کنید: بریتانیا؛ استرالیا؛ ایالات متحده
Gفرهنگ آمینگ از زمانی که اینترنت تبدیل به یک چیز شد، به صورت آنلاین زندگی کرده است، بنابراین جای تعجب نیست که TikTok اکنون یک سوپ اولیه از میم های بازی های ویدیویی است. ویژگی مجله «برترین بازیهای تمام دوران» که مورد توجه زمان قرار گرفته است، بهعنوان مجموعهای از کلیپهایی که با سه بار ریمیکس رپ SoundCloud آهنگسازی میشوند، ادامه مییابد. پخشکنندهها نکات برجستهای را از پخش زندهشان، از کشتههای غیرمحتمل تا انفجارهای تماشایی خشم منتشر میکنند. بچهها طرحهایی را منتشر میکنند که نگرش نادیدهانگیز والدینشان را به بازیها مسخره میکنند. Cosplayers مانند شخصیت های بازی لباس می پوشند و به جدیدترین شوق رقص می پرند. گرایشها برای یک هفته منفجر میشوند، سپس ناپدید میشوند، مانند آن ماه در سال ۲۰۲۰ که نوجوانان کلیپهایی از خود در حال مطالعه موسیقی Mario Kart ارسال میکردند.
بازی کاملاً بومی افراد زیر ۲۱ سال است که بیشتر محتوای TikTok را تامین میکنند. بنابراین موسیقی، جلوه های صوتی و جوک های بازی های ویدیویی تقریباً در همه چیز نفوذ می کند. اما مراقب باشید، زیرا مخاطبان TikTok بسیار جوان هستند، اگر بیش از ۱۰ سال است که بازی میکنید، مرور کردن باعث میشود احساس کنید شبیه متوسلاح هستید. مجموعهای از «بازیهای ویدیویی قدیمی که امروزه هنوز هم سرگرمکننده هستند» را دیدم که کاملاً از چیزهایی تشکیل شده بود که در دهه ۲۰ سالگی من ظاهر شد.
چندین مورد وجود دارد. نظرات بسیار بدی که در این انبوه ویدیوهای کوتاه همیشه در حال تکامل بیان شده است، و تعداد دلخراشی از مطالب در ژانر جنسی ناامیدکننده “دوست دختر سعی می کند حواس دوست پسر را از بازی های ویدیویی خود منحرف کند”، اما چیزهای خوبی نیز وجود دارد: Shelbyrenaeyt، پخش کننده ۲۴ ساله Fortnite، پست های دردناکی سرگرم کننده (یا فقط مستقیم) -بالا دردناک) کلیپ های همه پسرهای بلوغی که در بازی با آنها روبرو می شود و سعی می کنند با او صحبت کنند.
مجاز محتوای TikTok؟
این مقاله شامل محتوای ارائه شده توسط Ti است kTok. قبل از بارگیری هر چیزی از شما اجازه میخواهیم، زیرا ممکن است از کوکیها و سایر فناوریها استفاده کنند. برای مشاهده این محتوا، روی “مجاز و ادامه” کلیک کنید.
همچنین افراد غیرممکن زیادی ثروتمند هستند بچهها و طرفداران بازی در حال نمایش تنظیمات بازی خودنمایی میکنند که دارای میلیونها LED و طرفداران چرخان است. یک حساب، Ingrem GamingTech، مجموعهای تاریک و جذاب از کلیپ هایی از خانه ای با رنگ اصلی که در آن مردم ایستگاه های بازی با جاذبه صفر طراحی می کنند. بازیهای دنج همه اینها را با رنگ پاستلی خود زیر و رو میکند. اتاق بازی آرامش بخش و زیبا، جایی که او بیشتر چیزهای ملایم و جو بازی می کند (مانند بازی Lake، بازی که در آن پست را در یک شهر زیبا تحویل می دهید).
به نظر می رسد هر بازی می تواند برای مدت کوتاهی پیشرفت کند. TikTok. اگرچه بیشتر چیزهایی که می بینید حول محور فرهنگ بازی نوجوانان می چرخد - تیراندازی هایی مانند Overwatch و Fortnite، Grand Theft Auto Online، Fifa، Roblox – بازی های باطنی تری نیز ظاهر می شوند. برای مدت کوتاهی، صدها ویدیوی ریمیکس از یک بازی موسیقی انیمه به نام Muse Dash وجود داشت، و بازی فضایی skullduggery assassination بازی Among Us تا حد زیادی موفقیت آسمانی خود را مدیون میلیونها کلیپ، اسکیت و تخیل مجدد عجیب و غریب است که در TikTok ظاهر شد. با تماشای پرطرفدارترین محتوا در هشتگ بازی، متوجه شدم که گرفتار مجموعه ای خسته کننده از کلیپ های GTA، ویدیوهایی از ساخت های نمایشی رایانه های شخصی و رفتارهای بداخلاقانه شدم. اما به محض اینکه از مجموعههای فهرست اولیه و «طنز» نوجوانان دور چشم خارج شوید، TikTok ادای احترامی به انرژی و تخیل بیشمار طرفداران بازیهای ویدیویی جوان است.
محتوای TikTok مجاز است؟
این مقاله شامل محتوای ارائه شده توسط TikTok است. قبل از بارگیری هر چیزی از شما اجازه میخواهیم، زیرا ممکن است از کوکیها و سایر فناوریها استفاده کنند. برای مشاهده این محتوا، روی “مجاز و ادامه” کلیک کنید.
ژانر مورد علاقه: #videogamesinreallife، که شامل قدم زدن افراد در دنیای واقعی با حرکت توقف است. یک شخصیت بازی دهه ۰۰، که انیمیشنهای تند و دیالوگهای آماده را از بازیهایی که با آنها بزرگ شدهاند، چسبانده است. (برای افراد بالای ۳۰ سال افسرده کننده است، این بازی ها چیزهایی مانند Minecraft یا بازی های RPG فانتزی ۱۰ ساله Skyrim هستند، اما همچنان.) همچنین پنجره ای به روند ساخت بازی ها است، زیرا توسعه دهندگان مستقل جوان، کلیپ ها و نظرات خود را در مورد آنچه که دارند ارسال می کنند. در حال ساختن.
مشاهده تنوع نسبی صحنه بازی TikTok نیز در مقایسه با جامعه بازیهای آنلاین مردان تقریباً منحصراً سفیدپوست که من در آن سن داشتم، دلگرم کننده است. شکی وجود داشت که بازیها واقعاً اکنون توسط همه بازی میشوند، این گواه است.
Cالریاک یک طعم اکتسابی است. وقتی جوانتر بودم، آنقدر با ازگیل، سوئد و کرفس تغذیه میشدم که احساس میکردند به ذائقههای توسعه نیافته من حمله میکنند. اما این ریشه ساده را با سیب زمینی در یک سوپ ابریشمی یا پوره غنی از زیتون جفت کنید و طعم کرفس آن آرام و نرم می شود. آن را به صورت خام در یک ریمولاد کلاسیک بخورید و کرفس ترد و سبک آن را افزایش دهید. در اینجا، من آن را برای سهولت تفت میدهم (بریدن آن باتومهای خام میتواند فاف باشد) قبل از اینکه آن را در یک سس شبیه به رمولد بیندازم. ترکیب با مقدار زیادی از مواد ترد، شیرین و فلفلی باعث می شود تا شیرینی ملایم کرفس آواز بخواند.
سالاد کرفس و کاسنی کباب شده با عدس، سیب و سس خامه ایخردل
خاکی، تیز، شیرین و فلفلی: یک سالاد پاییزی پر از بافت های شاداب و اسیدی پر جنب و جوش.
آماده سازی ۲۰ دقیقه آشپزی ۵۰ دقیقه سروهای 4
۶۰ گرم فندق ۶۵۰ گرم کرفس، پوست کنده و خرد شده تکه های ۲ سانتی متری ۲ قاشق غذاخوری روغن زیتون ۱ قاشق غذاخوری برگ آویشن یا برگ رزماری، خرد شده نمک و فلفل ۲۰۰ گرم قوی>پوی یا دیگر عدس سبز ۲ حبه سیر، پوست کنده ۲ سر کوچک کاسنی قرمز یا زرد، تقریباً برش داده شده، یا ۱ سر فریز ۸۰ گرم شاهی آبی، r خیلی خرد شده ۲ سیب ترد کوچک (مثل خانم صورتی)، ربع، هسته گرفته و به ورقه های نازک بریده شده
برای سس خردل ۱ موسیر کوچک، پوست کنده و ریز خرد شده ۱ قاشق غذاخوری خردل دیژون ۱½ قاشق چایخوری شربت افرا، یا اگر برای گیاهخواری نیازی به عسل ندارید ۵ قاشق غذاخوری سرکه سیب ۸ قاشق غذاخوری روغن زیتون
حرارت کنید فر را با دمای ۲۲۰ درجه سانتیگراد (پنکه ۲۰۰ درجه سانتیگراد)/۴۲۵ درجه فارنهایت/گاز ۷. در حالی که گرم می شود، آجیل ها را به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه در فر برشته کنید تا طلایی رنگ شود، سپس آن را روی تخته قرار دهید، درشت خرد کرده و کنار بگذارید. .
کرفس، دو قاشق غذاخوری روغن زیتون و آویشن/رزماری را در یک کاسه بریزید، سخاوتمندانه مزه دار کنید و در سینی فر پهن کنید. به مدت ۲۵ تا ۳۰ دقیقه تفت دهید تا زمانی که کرفس نرم و تیره شود و اطراف لبه ها ترد شود.
عدس ها را با سیر در تابه ای بریزید و به اندازه کافی روی آب جوش بریزید. سخاوتمندانه پوشش دهید یک قاشق چای خوری نمک اضافه کنید و به مدت ۲۰ تا ۲۵ دقیقه به آرامی بجوشانید تا نرم شوند (می خواهید عدس ها همچنان شکل خود را حفظ کنند). آبکش کنید و به یک کاسه بزرگ منتقل کنید.
سیر را از ماهیتابه با پشت قاشق له کنید و در یک کاسه یا شیشه کوچک با موسیر، خردل، شربت افرا مخلوط کنید. و سرکه روغن زیتون را به آرامی مخلوط کنید تا امولسیون شود، سپس با سخاوت مزه دار کنید و نیمی از عدس ها را در حالی که هنوز گرم هستند بریزید.
عدس ها را با قاشق روی یک بشقاب بزرگ (یا چهار عدد جداگانه) بریزید. آن ها). کاسنی، شاهی و سیب را در نیمی از سس باقیمانده بریزید، سپس روی عدس پخش کنید. روی کرفس و مغزها بپاشید، سپس با قاشق روی بقیه سس بریزید و سرو کنید. این سالاد گرم و در دمای اتاق خوشمزه است، بنابراین می توانید عدس ها را از قبل درست کنید.
خم ساده …
گوشت هیجان انگیز دوستداران سالاد را با برشهای نازک ویفری از ژامبون پارما کمی تفت داده شده یا بیکن دودی رگهای به عنوان چاشنی ترد و نمکی پر کنید.
Nبه طور طبیعی، شما فرض می کنید سرآشپزها در محل کار خوب غذا می خورند. اینها عاشقان غذا هستند که با محصولات عالی احاطه شده اند و ساعت های طولانی در زمان های عجیب و غریب کار می کنند. مطمئناً خش خش کردن وعده های غذایی لذیذ کارکنان یک مزیت ثابت کار است؟ و در این فرض شما در اشتباه هستید.
زمانی که سام گرینگر، سرآشپز صاحب بلزان در لیورپول، ۱۵ سال پیش آشپزی را شروع کرد، وعده های غذایی کارکنان “غیرغالبا” بود. -موجود در هتلها و آشپزخانههای میشلن که تا ساعت ۶ بعد از ظهر باز نمیشدند، درباره آن شنیدهاید. اما در مکانهای ۱۱ تا ۱۱ در مرکز شهر، اغلب وقت نداشتید. اگر میگویید: «دارم استراحت میکنم»، ممکن است به خاطر رها کردن شخص دیگری در آشفتگی از شما دوری کنند. آشپزها با قهوه زندگی می کردند ، نوشیدنی های انرژی زا، سیگار.”
تنبیه خود بخشی از “نگرش ستاره های راک” آن زمان سرآشپزها بود. «بسیاری از مدیران و مالکان میگویند، «برو، بخور» و تصور میکنند همه این کار را کردهاند. نخوردن قطعا یک قانون نبود. تو گرسنه میشی سرآشپز آماده ممکن است چیزی را روی آن بیاندازد، یک خورش یا بولونی، یک پنیر ساده و خشن، و شما در پایان شب آن را در ظرف ببندید.”
هیچگاه استاندارد صنعتی در مورد غذای کارکنان، چه در دسترس بودن و چه کیفیت، وجود نداشته است، و ارائه آن بسیار متنوع بوده و هست. در رستورانهای بزرگ، شلوغ یا زنجیرهای، با کارکنان زیادی در شیفتهای مختلف، کارمندان معمولاً حق دارند از منوی غذا به صورت رایگان یا با ۵۰ تا ۷۵ درصد تخفیف (گاهی اوقات از انتخاب محدود غذاهای ارزانتر) غذا بخورند. برخی از آنها اتاق کارمندان را فراهم می کنند یا به کارکنان اجازه می دهند در رستوران غذا بخورند. دیگران آنها را به اتاق های پشتی پرتاب می کنند.
در رستورانهای کوچکتر، یک مالک آیندهنگر ممکن است لحن را تنظیم کند. سلین کیازیم، صاحب سرآشپز Oklava لندن، در The Providores و Kopapa توسط Peter Gordon کار می کرد. “بدون شکست، ما یک صبحانه و ناهار سخاوتمندانه و خوشمزه خوردیم. از ما با انواع غذاها پذیرایی کردند. برنج مرغ Hainanese یکی از موارد مورد علاقه بود. از آنجایی که رستورانها در تمام طول روز معامله میکردند، تنها چیزی که مشکل داشت این بود که همه کارکنان دور هم بنشینند.” می گوید تام (نام واقعی او نیست)، یک آشپز کهنه. اما مدیران غرغرو معمولی هستند. «همیشه کارفرمایان هستند که میخواهند ارزانترین قیمت باشد.» سالها بعد، گرینگر به خاطر یک وعده غذایی کارکنان از سوسیسهای پخته شده در ۵ کیلوگرم پنیر میلرزد. “دو اینچ چربی در بالا، بدترین چیزی است که تا به حال دیدهام.”
این در بهترین حالت معکوس است. تام میگوید: «اگر مردم سیر نمیشوند، آنها از نظر بدنی توانایی لازم را ندارند و شما شروع به از دست دادن افراد از نظر ذهنی میکنید. چیزی که آنها تولید می کنند کیفیت خوبی نخواهد داشت.”
نسل جدیدی از سرآشپزها در حال ظهور هستند که مزایای آشکاری را در جمع آوری کارکنان خود در اواخر بعد از ظهر بین خدمات – معمولاً مشاهده می کنند. در یک میز رستوران بدون لباس – برای خوردن چیزی که اغلب، و نه احساساتی، به عنوان “وعده غذایی خانوادگی” نامیده می شود. آنها میخواهند کارمندانشان احساس انرژی، ارزشمندی و پیوند به عنوان یک تیم داشته باشند.
در جایی که نور وارد می شود (WTLGI)، همه در ساعت ۱۱ صبح در یک اتاق اختصاصی کارکنان گرد هم می آیند تا یک جلسه تیمی داشته باشند و صبحانه بخورند. سرآشپزها به نوبت صبحانه و یک وعده غذایی ساعت ۴ بعد از ظهر، مثلاً مرغ تند، بیبیباپ یا پیتزای خانگی را میپزند. سام باکلی، صاحب سرآشپز، که معمولاً صبحانه شنبه را سرو می کند، می گوید: «به یاد می آورم غذا خوردن از تابه های بالای یخچال و غذا خوردن دور یک میز بسیار مهم است. “این یک احترام به افرادی است که برای شما سخت کار می کنند.”
البته آشپزخانه های مدرن و پیشرفته از تزئینات برش های گوشت اصلی یا سبزیجات اضافی در غذای کارکنان استفاده می کنند و ضایعات را به حداقل می رساند. اما اکثر آنها (به جای خرید شیشه ها و بسته های ارزان برای چای کارکنان، همانطور که معمول بود) به کارکنان اجازه می دهند مواد اضافی را خریداری کنند، اغلب از تامین کنندگان رستوران. برخی بودجه حدود ۳ پوند به ازای هر سر، برخی دیگر آن را به پایان رسیده باز می گذارند. باکلی میگوید: “هنوز کسی یک کیلو ترافل سفارش نداده است.” >
عکس: فابیو دی پائولا/The Observer
به عنوان یک سرآشپز جوان، استوارت رالستون، صاحب رستورانهای Aizle و Noto در ادینبورگ میگوید: «من نه سنگ وزن داشتم. من هرگز نخوردم.» این اغلب به این دلیل بود که غذای کارکنان ضعیف بود. زمانی که آب مرغ درست میکردیم، مجبور شدیم لاشهها را بچینیم تا چای کارمندان درست کنیم. اکنون، خرید ماهی و پروتئین برای کارکنان به هزینههای ما اختصاص داده میشود.
در اوکلاوا، کیازیم قبول میکند که نشستن همه در کنار هم کار دشواری است. «شما دائماً در حال کار بر روی موانع، کمبود کارکنان، مشکلات تأمینکنندگان، ناهارهای شلوغی هستید که هیچکس ندیده است که در راه است. در آن مواقع، غذای ساعت ۴ بعد از ظهر توسط همه در زمانهای مختلف خورده میشود.» اما کارکنان با غذای “سالم و مغذی” تغذیه می شوند. من اصرار دارم که سبزیجات یا سالاد در کنار ماکارونی اصلی باشد و مقدار پاستا را محدود کنم. میتواند باعث بیحالی کارکنان شود و همیشه نباید سریعاً به آن مراجعه کنید.” مزایای وعده های غذایی کارکنان در کسب و کار به روشی خودپایدار. راه حل جدید او این بود که تعداد زیادی از کارکنان، از جمله سرورهای جلوی خانه (و صاحبان، به طور دوره ای)، یک وعده غذایی روزانه کارکنان را ایجاد می کردند که به عنوان صورت حساب، سپس در منوی عصرانه به عنوان یک بشقاب کوچک ۶ پوندی فروخته می شد. .
این کار برای این بود که اطمینان حاصل شود که وعده غذایی کارکنان خلاقانه و با کیفیت باقی می ماند و هزینه های خود را پرداخت می کرد. همچنین به این معنی بود که سرآشپزهای جوان، که معمولاً هیچ ورودی به منوها ندارند، میتوانند ایدههای خود را در بشقابهای کوفته بره، رندانگ گوشت گاو یا پس از آماده کردن گلهای بیپایان، کاری با ساقه گل کلم ببینند.
گرینگر می گوید: «سرآشپز در صورت نیاز غذا را آزمایش می کند و با آن بازی می کند. اما “بسیار جدی” گرفته می شود. آیا این فشار ناعادلانه بر کارکنان منتظر نیست؟ گرینگر اصرار دارد: «نه. در ابتدا به آنها کمک می شود. «آنها واقعاً به دنبال آن هستند. در روزهای تعطیل، پیامهایی دریافت میکنم که «آیا میتوانیم روی این غذا با هم کار کنیم؟» این غذا رقابتی است. همانطور که جلسه توجیهی قبل از خدمات برگزار می شود. گرینگر میگوید این غذا یک تقویتکننده روحیه شگفتانگیز است. آنها واقعاً با لبخند بر لبان خود وارد خدمت می شوند و در مورد آنچه ما برای شام خورده ایم صحبت می کنند. القای آن به مردم سخت است.”
ناگهان غذای کارکنان هیجان انگیز شد. جهان در مورد غذاخوری کارکنان Noma و اینکه چگونه در El Celler de Can Roca در اسپانیا، برادران روکا با تیم خود راه میرفتند تا در اغذیه فروشی روستای والدینشان غذا بخورند، آشنا شد. در Come In, We’re Closed، فران آدریا اصرار داشت که غذاهای برنامه ریزی شده مناسب کارکنان (ظروف بادمجان برشته شده، صدف با رشته فرنگی، کرم کاتالانا) “بیشترین مشکلات” را با هزینه هر ۳ یورو برطرف کرده است. شخص: “جایی که آشپزها خوب می خورند، شما بهتر می خورید.”
این مانترا اکنون در ManresaFamilyMeal حساب اینستاگرام، جایی که رستوران کالیفرنیایی Manresa با سه ستاره میشلین، منوهای باورنکردنی کارکنان خود را منتشر می کند. در بیرمنگام، Carters of Moseley روزانه بیش از ۶۰۰۰ نفر را به اینستاگرام جذب می کند، جایی که آموزش های آن در مورد وعده های غذایی کارکنانش، مانند توپ های رامن یا مرغ کیف (دستور غذاها در کتاب کارکنان)، پیروان فرقه خود را جمع آوری کرده اند.
این حرکت همچنین یک جابجایی نسلی و چند نسلی است. اکثر سرآشپزهایی که اکنون وعده های غذایی کارکنان را هل می دهند، در سایه آن فرهنگ رستوران در حال تغییر ظاهر شدند. کیازیم، باکلی و رالستون در دهه ۳۰ زندگی خود هستند، مانند گرینگر، که اولین بار در Jamie’s Italian غذای کارکنان را تجربه کرد. آنها همچنین سرآشپزهای بسیار جوانتری را مدیریت میکنند که – همگی کامبوچا، عضویت در باشگاه و حس خوبی از سلامت شخصی – انتظار دارند در محل کار تغذیه شوند.
گرینگر همچنین مالک لیورپول مادره است. یک بار و رستوران بزرگ با ۳۴۲ جلد، که ۷۴ کارمند آن به صورت رایگان غذا می خورند. «اگر آن سرآشپزها برای نشستن و غذا خوردن استراحت نمیکردند، وسط روز میرفتند.» با توجه به مشکلات استخدامی در صنعت، هیچ رستورانی نمیتواند این خطر را به خطر بیندازد.
در قطار سریع السیر دارجلینگ کاونت گاردن، غذای خوب کارکنان امری مسلم است. اسما خان سرآشپز می گوید: «شما نمی توانید با معده خالی سرو کنید. “شما نمی توانید یک تیم را خالی اداره کنید. این اشتباه است.”
این رستوران به عنوان یک کلوپ شام شروع به کار کرد و در میان ۳۰ کارمند آن، ارزش غذا خوردن با هم تعبیه شده است. به عنوان مثال، باربرهای آشپزخانه غنای آن مرتباً برای همه چنار می پزند (“ما آن را دوست داریم”)، در حالی که کارکنان ایتالیایی یا گرجی از سفرهای خود به خانه با کیک یا پنیر برای به اشتراک گذاشتن برمی گردند. هر روز در ساعت ۵ بعدازظهر، ۱۲ تا ۱۴ نفر از کارکنان منتظر – برخی در حال اتمام شیفت خود، برخی در حال شروع – مجموعه ای از غذاها را می خورند که می توانند آنها را نیز به خانه خانواده خود ببرند.
“ به اشتراک گذاشتن غذا یک تراز کننده عالی است. از نظرات در مورد غذا گفتگوهایی در مورد فرهنگ، هویت، سفر می آید. این آنها را تشویق می کند تا در مورد اینکه چه کسی هستند صحبت کنند. نه اینکه او با این تیم فشرده غذا می خورد: “من سبک آنها را تنگ نمی کنم. من رییس هستم. زبان می تواند جالب باشد – آنها بچه های جوان هستند – و اگر پسرم کار می کند خجالت می کشد من آنجا بودم.”
عکس: پال هانسن/آبزرور
در عوض، خان زودتر غذا میخورد. با تیم آشپزخانه زنانه اش. سرآشپزهای آن به جای غذاهای آهسته و آرامی که در دارجلینگ اکسپرس سرو میشود – انگار هنوز در خانه خان آشپزی میکنند، جایی که فقط میتوانستند یک حلقه را روی اجاق بگذارند – غذاهای داغ و سریعی مانند جگر مرغ سرخ شده با قرمز خشک آماده میکنند. فلفل، و تعداد زیادی ماهی کوچک. «شما نمی توانید آنها را سرو کنید زیرا با چاقو و چنگال، مشتریان نمی توانند استخوان های خوب را پیدا کنند، اما همه ما با دست خود غذا می خوریم. این چیزهای سریع و منحصربهفرد است.»
کارکنان منتظر دوباره حوالی ساعت ۹ شب استراحت میکنند، تا غذاهایی را که زودتر بستهاند، بخورند یا باقیماندههای مامو، سرخکردههای عدس و پاراتاهایی که از آشپزخانه فرستاده میشوند. «حتی اگر سرمان شلوغ باشد، هر بار یک نفر را می کشیم. شیفت تا نیمه شب تمام نمی شود و ممکن است ۹۰ دقیقه طول بکشد تا به خانه برسیم. آنها فرزندان من نیستند، اما میخواهم مادرانشان بدانند که در سفرشان گرسنه نمیمیرند.”
سام وارد، مدیر عامل گروه رستوران آمبل، که فعالیت میکند. اماکن سرآشپز سایمون روگان، میخواهند مهماننوازی تبلیغات غذای کارکنان را به عنوان یک مزیت متوقف کنند. «این یک حق اساسی است. کسبوکارهای ما در مواقعی کار میکنند که مردم معمولاً غذا میخورند. غذا دادن به آنها بخشی از معامله است.» چهار کسبوکار کامبریایی روگان به حدود ۱۲۰ کارمند روزانه غذا میدهند، که بسیاری از آنها دو بار.
بزرگنمایی کنید و میتوانید این گفتگو را در مورد غذای کارکنان بهعنوان یک عنصر در یک محاسبه گستردهتر در مهماننوازی ببینید. حقوق، ساعت و رفاه وارد، میگوید: «شاید کمی گستاخانه باشد، اما بیشتر رستورانهای بریتانیا به دلیل فداکاری شخصی افرادی که در آنها کار میکنند، با موفقیت کار کردهاند. ما در میانه یک تغییر تکتونیکی هستیم. همه این چیزها در حال تغییر هستند.”
سام گرینگر: “این توسط سرآشپز فعلی ما، مارک دیکی ساخته شده است – غذای کریسمس که هرگز نمی دانستید آنقدر می خواهید.”
۴-۵ سرو شکم خوک ۲ – ۲.۵ کیلوگرم، بدون استخوان، پوست روی نمک سفره 500 گرم آب گوشت خوک ۲۵۰ میلی لیتر فینو شری 250 میلی لیتر انیسون ستاره ای۲ عسل 120 گرم کره 200 گرم، سرد، مکعبی مریم گلی ½ دسته، ریز خرد شده کلمانتین 8، پوست کنده و قطعه قطعه شده نمک دریابرای سرو
فر را حداقل ۱۵ دقیقه با دمای ۱۶۰ درجه فن/گاز ۴ از قبل گرم کنید. شکم خوک را روی سینی سیمی در سینی فر قرار دهید. یک لایه ½ سانتی متری نمک به پوست شکم خوک اضافه کنید. به مدت ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه در فر از قبل گرم شده قرار دهید. از فر خارج کنید و اجازه دهید به مدت ۱ ساعت خنک و خشک شود.
فر را از قبل با دمای ۲۲۰ درجه سانتیگراد پنکه/گاز علامت ۹ گرم کنید. با احتیاط تمام نمک را از شکم خوک بردارید – سعی کنید این کار را نکنید. آن را روی گوشت بمالید. شکم خوک را به مدت ۳۰ دقیقه در فر قرار دهید تا پوست پف کرده و ترد شود.
در حالی که شکم خوک در حال پختن است، یک تابه بزرگ با کف سنگین را روی حرارت قرار دهید. . آب گوشت خوک، شری فینو و بادیان را اضافه کنید. به جوش بیاورید و به نصف کاهش دهید. عسل را اضافه کرده و به حرارت دادن ادامه دهید. وقتی سس شروع به غلیظ شدن کرد، روی حرارت ملایم قرار دهید و کره مکعبی را تکه تکه از یخچال اضافه کنید و هم بزنید تا امولسیون شود. مریم گلی و کلمانتین های تکه تکه شده را به سس غلیظ شده اضافه کنید.
شکم تفت داده شده را به مدت ۲۰ دقیقه استراحت دهید. برای پایان، با یک چاقوی دندانه دار، آن را به صورت نوار برش دهید (برای هر نفر) و با قاشق روی سس و کلمانتین بریزید. مزه دار کنید و سرو کنید.