نویسنده: خبرگزاری ایسنا

  • نیاز تهران به ۵۴ پد بالگرد اورژانس

    نیاز تهران به ۵۴ پد بالگرد اورژانس

    به گزارش ایسنا، در نشست خبری که صبح امروز در مرکز اورژانس تهران برگزار شد دکتر پیمان صابریان ضمن تبریک چهل و پنجمین سالروز تاسیس اورژانس پیش بیمارستانی اظهار کرد: طی یکسال گذشته تا کنون شرایط متفاوتی نسبت به سال های گذشته داشتیم.

    وی ادامه داد: از زمانی که دچار اپیدمی کرونا شدیم شرایط تمام جامعه تغییر کرد و با توجه به اینکه خط مقدم مقابله با ویروس اورژانس است دچار تغییرات شدیم.

    صابریان با اشاره به شرایط ویژه ای که شیوع کرونا در کشور ایجاد کرد، گفت: نیروهای ما خوشبختانه همچون همیشه پای کار بودند و تمام تلاششان خدمت به مردم بود.

    رییس مرکز اورژانس تهران گفت: با توجه به اینکه اورژانس فوریت های پزشکی است و ما سکته های قلبی، مغزی و تصادفات را همچنان داریم، بیماری کرونا بازی مضاعف شد و باعث شد که تعداد ماموریت ها و تماس ها افزایش یابد و تعداد تماس ها به دو برابر ماکزیمم سال های گذشته رسید.

    صابریان با اشاره به تشکیل دیسپچ جداگانه برای سوالات کرونا گفت: حدود ۲۵هزار تماس در روز پاسخ داده شد و بسیار خوب خدمت رسانی شد. در برخی موارد جواب ها با پزشک متخصص هم مشاوره کردند.

    وی افزود: در حدود روزی ۵۰۰۰ ماموریت هم انجام دادیم که ۱۰ تا ۲۰ درصد ماموریت ها مربوط به بیماران کرونایی بود. ضعف و بیحالی این بیماری تا حدی است که گاهی افراد نیاز به کمک دارند که نیرو های ما اقداماتی که از دستشان بر می آمد را انجام دادند.

    وی با بیان اینکه کد ۲۴۷ از سال ۹۵ شروع به فعالیت کرده گفت: حدود روزی ۱۰ تا ۱۵ نفر از این خدمت استفاده می کنند که نقطه قوتی است. سعی کردیم خدمات خود را به روز نگه داریم. کد ۷۲۴ نیز همچنان در حال فعالیت است و ۱۵ تا بیست نفر نیز به صورت روزانه از این خدمت استفاده می کنند.

    صابریان ادامه داد: این طرح از عارضه دار شدن افراد پس از سکته ها جلوگیری می کند.

    وی گفت: در اسفند ماه توانستیم طی سه ساعت دیسپچ کرونا را با ۲۰ استیشن فعال کنیم. در آن زمان حدود ۲۷ یا ۲۸ نفر نیز از نیروهای ما نیز به صورت دورکاری تماس ها را پاسخ می دادند.

    وی با اشاره به انتقال های بین بیمارستانی گفت: تجهیزاتی که استفاده شد هزینه زیادی داشت اما توانستیم تا کنون خدمات ارایه کنیم.

    وی افزود: همچنین رضایت مندی خوبی نیز داشتیم. به رقم بی سابقه ۸۴.۲۵ درصد رسیدیم که فکر نمیکنم هیچ سازمانی این رضایت مندی را داشته باشد.

    صابریان در خصوص اورژانس هوایی نیز گفت: شهرداری تهران در ایجاد پدهای بالگرد کمک کرده که حدود ۳۷ پد بالگرد در استان تهران داریم و بسیاری از عملیات های خود را با سرعت بیشتری انجام می دهیم. در روز یک یا دو پرواز داریم.

    وی درباره موتورلانس ها نیز گفت: ۲۳۰ موتورلانس داریم که حدود ۱۳۰۰ ماموریت در روز انجام می دهند. این ها زودتر بر بالین بیمار می رسند.

    صابریان گفت: روزانه بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ نوار قلب را متخصصین اورژانس تهران رصد می کنند که از این تعداد حدود ۱۰تا ۱۵ تا کد ۲۴۷ داریم. برای کد ۷۲۴ تعداد کمی بالاتر است و بین ۱۵ تا ۲۰ نفر است.

    صابریان در پاسخ به سوالی در خصوص همکاری اورژانس و شهرداری تهران در خصوص پد های بالگرد اظهار کرد: لزوما به تعداد پدها نیاز به بالگرد نداریم. مهم است که در مناطق استراتژیک بالگرد داشته باشیم که بتوانیم از اورژانس هوایی استفاده کنیم.

    وی افزود: باید ۵۴ پد داشته باشیم، البته برخی مشکل ها وجود دارد و در برخی نقاط آنقدر تراکم بالاست که باید جانمایی مجددی در تهران داشته باشیم.

    وی ادامه داد: ما در واقع دو بالگرد داریم که روزانه در حال خدمات رسانی هستند. در شب ها ما از بالگردها کمتر استفاده میکنیم، چرا که مشکلات دید در شب داریم و خلبان ها مشکلاتی دارند اما پیگیر هستیم که برطرف شود.
    وی در پاسخ به سوالی در خصوص تعداد مزاحمت های تلفنی گفت: تعداد این مزاحمت ها نسبت به قبل کاهش پیدا کرده، پیش از این حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد مزاحم تلفنی داشتیم. طی ۲۴ ساعت گذشته در میان ۱۶ هزار تماس ۴۸۳ مزاحمت تلفنی داشتیم.

    وی افزود: اما با قوه قضاییه و سطوح قابل پیگیری مشارکت داریم و باید به نقطه ای برسیم که حتی یک مزاحمت هم نداشته باشیم.
    صابریان در پاسخ به سوال دیگری در خصوص آمادگی اورژانس تهران برای مقابله با کرونا در پاییز و تعداد شهدای سلامت اورژانس در شرایط شیوع کرونایی گفت: حدود ۱۰ درصد پرسنل ما تا کنون درگیر شدند و دو شهید راه سلامت داشتیم که جا دارد از آن ها یاد کنیم.

    وی گفت: برای فصل پاییز هم آمادگی داریم و امیدواریم که مشکل خاصی نداشته باشیم.
    دییس اورژانس تهران در خصوص خدماتی که در مترو ارایه می شود گفت: بین دیسپچ اورژانس و متروی تهران خطی وجود دارد که به سرعت با یکدیگر تماس می‌گیرند. در خصوص رسیدن به مصدومان با توجه به شرایط ایستگاه ها شرایط کمی سخت است، اولا که جای پارک وجود ندارد، پله ها بسیار است و پیدا کردم مصدوم در تراکم جمعیت بسیار سخت است، اما مشکلاتی نداریم.

    وی گفت: معمولا زمان رسیدن ما بر بالین بیمار در بیشترین زمان حدود ۱۶ دقیقه است. اما باز هم نیازمند این هستیم که خدمات بهتری را ارایه کنیم.
    صابریان گفت: در ایستگاه های جدید متروی در حال ساخت، مشکلات برطرف شده و نقشه دادیم و جانمایی شده است.
    وی در پاسخ به سوالی دیگری نیز اظهار کرد: زمانی که دیسپچ ما از شما سوال می کنند و طبق پروتکل ها نیاز به انتقال بیمار یا حاضر شدن بر بالین بیمار است لوکیشن از تماس گیرنده گرفته می شود و به سرعت نیروها اعزام می شوند. قسمتی از سوال ها به خاطر آگاهی عزیزان تماس گیرنده است و ما از شهروندان خواهش می کنیم که تماس را قطع نکنند.

    رییس مرکز اورژانس تهران ادامه داد: سوالات دیسپچ هیچ ارتباطی به اعزام آمبولانس ندارد، از شهروندان تقاضا می کنیم که پس از اطلاع دادن به هیچ عنوان تماس را قطع نکنند.

    انتهای پیام

  • وضعیت لبنیات بهتر خواهد شد؟

    وضعیت لبنیات بهتر خواهد شد؟

    وضعیت لبنیات بهتر خواهد شد؟
    وضعیت لبنیات بهتر خواهد شد؟

    ایسنا/خراسان رضوی کارشناس بازرسی سازمان صمت خراسان رضوی گفت: به دلیل اینکه کره یک کالای وارداتی است، قیمت تمام شده کنونی آن کاهش نخواهد یافت. اگر تولید داخل هم صورت گیرد، هزینه‌های تمام شده آن تفاوت چندانی با قیمت کنونی نخواهد داشت.

    محمد اخوان در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص افزایش قیمت کره اظهار کرد: سال گذشته که ارز دولتی ۴۲۰۰ تومانی حذف و کره شامل ارز نیمایی شد، به دلیل اینکه وضعیت تامین کره در حد نرمال باشد، ۱۳ کارخانه در سطح کشور با ارز ۴۲۰۰ تومانی که از قبل ثبت سفارش شده بود، کره وارد کردند.

    وی افزود: بیش از یک سال است که این قضیه مدیریت و کره مورد نیاز بازار تامین شده است. در حال حاضر تمام ثبت ‌سفارش‌ها برای واردات کرده با ارز نیمایی انجام می‌شود. اختلاف قیمت ارز دولتی و نیمایی، برای واردکننده هزینه ایجاد می‌کند و طبیعتا گرانی نتیجه آن است. از تیر ماه سال ۹۸ ثبت سفارشات کره با ارز نیمایی صورت می‌گیرد.

    کارشناس بازرسی سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی ادامه داد: در حال حاضر قیمت کره ۱۰۰ گرمی به ۸۰۰۰ تومان افزایش یافته است. طبیعتا وقتی کره با ارز نیمایی ۱۹ هزار تومانی وارد می‌شود، قیمت کره سه تا چهار برابر افزایش می‌یابد. با توجه به شعار امسال که سال جهش تولید بوده، برای تولیدکنندگان به صرفه است که به سمت تولید کره گام بردارند. در حال حاضر صادرات خامه هم ممنوع شده است. با ممنوعیت صادرات خامه، تولیدکنندگان مجبور می‌شوند از خامه مازاد برای تولید کره استفاده کنند.

    اخوان عنوان کرد: عدم تعادل عرضه و تقاضا باعث ایجاد گرانی می‌شود که در پی آن ممکن است گران‌فروشی‌ نیز رقم بخورد. برخی واحدهای صنفی و فروشگاه‌ها فروش کره را سهمیه‌بندی کردند که بتوانند بازار را مدیریت کنند تا به ازای تمام مصرف‌کنندگان موجودی داشته باشند.

    وی در خصوص نوسانات قیمت کره خاطرنشان کرد: قطعا وضعیت لبنیات بهتر خواهد شد و جای نگرانی ندارد. حوزه تولید داخل ضعف به وجود آمده را پوشش خواهد داد.

    اخوان با اشاره به گران‌فروشی‌های موجود در سطح بازار تصریح کرد: ۱۰ قلم کالا در لبنیات مشمول نرخ مصوب می‌شود و واحدهای تولیدی ملزم به رعایت آن هستند. مطابق بررسی‌های ما چند واحد تولیدی بزرگ که سهم قابل توجهی در خراسان دارند، گران‌فروشی انجام دادند. از هفته گذشته طرح تشدید سازمان صنعت، معدن و تجارت آغاز شده، پرونده این واحدها مورد بازبینی قرار گرفته و در هفته جاری پرونده آنان به تعزیرات حکومتی ارسال خواهد شد.

    انتهای پیام

  • افزایش تصادفات موتورسیکلتی در شرایط کرونا / سرنوشت موتورهای توقیفی بدون صاحب

    افزایش تصادفات موتورسیکلتی در شرایط کرونا / سرنوشت موتورهای توقیفی بدون صاحب

    افزایش تصادفات موتورسیکلتی در شرایط کرونا / سرنوشت موتورهای توقیفی بدون صاحب

     

    به گزارش ایسنا، سردار حمیدی در این باره اظهار کرد: دو اقدام را در دستور کار قرار داریم، یکی طرح قدیم موتورسیکلت هاست که طبق قانون و مقررات اجرا می شود.

    وی ادامه داد: البته خود این طرح آسیب هایی دارد که از جمله آن این است که نزدیک به ۶۰ هزار موتورسیکلت رسوبی در سطح شهر داریم. با موتورسیکلت های متخلف هم در حد محدود برخورد می‌کنیم، اما قطعا میزان برخورد ما با حجم تخلفات تناسب ندارد و بر همین اساس شاهد انضباط نیستیم.

    وی گفت: برنامه جدیدی داریم که با هماهنگی در حوزه های مختلف این اقدام را انجام خواهیم داد. این برنامه اطلاع رسانی غیر مستقیم و آموزش های غیر مستقیم است که روزمره اتفاق می افتاد. طی آن از اقشار تاثیر گذار مثل جامعه ورزشی یا هنری دعوت می‌کنیم که اقدامات ما را از نزدیک مشاهده کنند. آن ها آسیب ها را لمس می‌کنند ما هم حوادث را به آن ها نشان خواهیم داد.

    رییس پلیس راهور تهران افزود: با توجه به این اقدامات از طریق این عزیزان توصیه های آن ها را در فضای مجازی پخش خواهیم کرد. از همین طریق قوانین و مقررات و اثرات تخلفات را به اقشار مختلف جامعه که بر این عزیزان صحه می‌گذارند، انتقال می‌دهیم.

    سردار حمیدی گفت: در حوزه برخوردی هم بر روی طرح مشترکی کار می‌کنیم که از مجازات های جایگزین به جای توقیف موتورسیکلت‌های متخلف استفاده کنیم. هماهنگی های لازم با بخش های قضایی انجام شده و به محض اینکه قطعیت پیدا کند، اجرای آن را طی نشست خبری اطلاع رسانی خواهیم کرد.

    وی گفت: در شش ماه گذشته هم کاهش تصادفات را داشتیم، اما با این حال تصادف موتورسیکلت ها به خاطر افزایش تردد و شرایط کرونایی افزایش داشته است و شاهد افزایش سفر با موتورسیکلت هستیم.  

    به گفته وی، تصادفات موتورسیکلت در شش ماهه سال اول نسبت به شش ماهه سال گذشته ۱۴ درصد افزایش داشته است.

    وی در خصوص نوع این مجازات های جایگزین برای تخلفات موتورسیکلت‌ها گفت: اتفاقات نظر خوبی داریم اما هدف ما این است که آسیب های توقیف و هزینه های توقیف را به سمت جا به جایی به حداقل برسانیم.

    وی درباره سرنوشتی که برای موتورسیکلت های توقیف شده اتفاق می افتد، گفت: موتورسیکلت هایی که توقیف می شوند و هیچ کس به سراغشان نمی رود به نهاد های مسئول واگذار شده و از طرق مختلف به مزایده گذاشته می شوند، موتورسیکلت هایی که امکان استفاده دارند به چرخه باز می‌گردند.

    وی درباره راهکاری برای اینکه این دسته از موتورسیکلت ها در مدت طولانی نگهداری شوند، گفت: به دنبال این هستیم که سرنوشت موتورسیکلت های بدون صاحب و توقیف شده اینچنین نباشد اما مشکل اصلی این ها بحث مالی و مالکیت است. مبحث مالی مشکل بخش خصوصی است؛ برای اجرای این توقیف، پارکینگ ها هم هزینه می‌کنند و هزینه ای برای آن ها خواهد بود. بحث مالکیت نیز متفاوت است، ما باید موتورسیکلت را به مالکش تحویل دهیم، اما برخی از این موتورسیکلت ها از طریق برگه، خرید و فروش می شوند.

    وی در خصوص راهکاری برای بسته شدن همیشگی پرونده موتورسیکلت ها گفت: باید هزینه و همکاری قوی ای در این زمینه انجام شود.

    وی افزود: تا زمانی که به عنوان اشتغال موتورسیکلت نامرغوب تولید می شود، اقساط واگذار می شود و مردم هم برای تردد نیاز دارند، این مشکل برطرف نخواهد شد.

    سردار حمیدی اظهار کرد؛ در شهر های بزرگ چین با جمع آوری موتورسیکلت های بنزینی فرسوده موتورسیکلت های برقی را افزایش دادند. حالا هم شهرداری تهران به جد به دنبال این است که بتواند اقداماتی اساسی انجام دهد، اما به دلیل اینکه نیازمند بودجه اساسی است و هماهنگی های بسیاری نیاز دارد، تا کنون متوقف است. فکر نمی‌کنم با وجود این روش ها بتوانیم این وضعیت را سامان دهیم.

    سردار حمیدی با بیان اینکه هنوز تعداد موتور سیکلت های برقی به یک درصد نرسیده است، گفت: هنوز آماری نیست که بدانیم نسبت موتور سیکلت های برقی به موتور سیکلت های بنزینی چقدر است.

    وی افزود: ما به دنبال افزایش گره ها نیستیم، به دنبال دادن گواهینامه به موتورسیکلت سواران هستیم و بیشتر به دنبال این هستیم که تخلفات را کاهش دهیم.

    انتهای پیام

  • میهمان بد قدمی که دست از سر روستاییان سرخس بر نمی‌دارد

    میهمان بد قدمی که دست از سر روستاییان سرخس بر نمی‌دارد

    میهمان بد قدمی که دست از سر روستاییان سرخس بر نمی‌دارد
    میهمان بد قدمی که دست از سر روستاییان سرخس بر نمی‌دارد

    ایسنا/خراسان رضوی پدیده ریزگردها و گرد و غبار یکی از مهمترین معضلات زیست محیطی در شهرستان سرخس است که علاوه بر مشکلات تنفسی، زندگی روزمره در بسیاری از روستاهای سرخس را مختل می‌کند به طوری که گاهی اوقات حتی مردم نمی‌توانند از خانه‌های خود خارج شوند.

    یکی از مشکلات و بحران‌هایی که مردم کویر با آن مواجه هستند وجود گرد و غبارهای گاه‌ و بیگاهی است که به خصوص در فصل تابستان گریبان گیر این مناطق است. شهرستان سرخس به دلیل همجواری با صحرای قره‌قوم ترکمنستان و همچنین چرای بیش از حد مراتع توسط دام‌ها و تخریب پوشش گیاهی یکی از شهرستان‌هایی است که در بسیاری از ماه‌های سال با مشکل گرد و غبار دست و پنجه نرم می‌کند و نمود این معضل در روستاها مشهود و ملموس‌تر است چرا که شغل بسیاری از مردم روستاهای سرخس دامداری‌ و کشاورزی دیم است و چرای بیش از حد مراتع و یا تبدیل مراتع به زمین‌های کشت دیم، خود به این معضل دامن می‌زند.

    به گفته‌ی رئیس اداره حفاظت محیط زیست سرخس  پدیده گرد و غبار یکی از  موارد آلودگی‌های زیست محیطی است که مشکلات زیادی برای مردم منطقه به وجود آورده است و در بسیاری از موارد باعث مهاجرت روستاییان نیز می‌شود.

    موسی غلام‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا عنوان کرد: همجواری شهرستان سرخس با صحرای قره‌قوم ترکمنستان و تخریب مراتع دو منشا مهم پدیده گرد و غبار در منطقه است.

    غلام‌زاده با اشاره به اینکه مراتع سرخس، مراتع قشلاقی است، افزود: سالانه علاوه بر دام‌های خود سرخس، دامداران زیادی از شهرهای اطراف برای چرای دام‌هایشان به مراتع سرخس می‌آیند و حضور دام بیش از ظرفیت مراتع، به مرور زمان تخریب مراتع را به دنبال داشته و باعث شده‌ است که مراتع توان و تحمل دام مازاد را نداشته‌ باشند و با از بین رفتن پوشش گیاهی، مراتع به کانون بحرانی گرد و غبار تبدیل شوند.

    وی همچنین زمین‌های دیمی را که بعد از کاشت به حال خود رها می‌شوند، یکی از دلایل دیگر بروز پدیده گرد و غبار دانست و یادآور شد: در بسیاری از مناطق، مراتع تبدیل به زمین‌های دیم شده‌اند و این دیم‌زارها برای کشت محصول شخم زده می‌شوند اما در سال‌های کم‌ باران و خشکسالی این زمین‌ها به حال خود رها می‌شوند و پدیده گرد و غبار را تشدید می‌کنند.

    غلام‌زاده تاکید کرد : از طرف صندوق توسعه ملی اعتباراتی برای کنترل و مهار گرد و غبار جذب شده و طرح‌هایی در همین راستا توسط منابع‌ طبیعی شهرستان اجرا شده‌ است.

    شناسایی ۱۶۶ هزار و ۹۰۰ هکتار، کانون‌های بحرانی فرسایش بادی در سرخس

    رئیس اداره منایع طبیعی شهرستان سرخس نیز اظهار کرد: در شهرستان سرخس ۱۶۶ هزار و ۹۰۰ هکتار، کانون‌های بحرانی فرسایش بادی شناسایی شده‌ که مهمترین این کانون‌ها در منطقه صمدآباد، یاخ تپه تا خانگیران و گنبدلی تا چاله‌ زرد قرار دارد.

    رمضان صدیق به ایسنا گفت: به منظور مقابله و کنترل گرد و غبار در بسیاری از کانون‌های بحرانی فرسایش بادی طرح‌های بیابان‌زدایی تعریف شده و طرح بیابان‌زدایی آبمال تا چاله‌زرد یکی از این طرح‌هاست که در ۱۰ هزار هکتار اجرا می‌شود.

    صدیق ادامه داد: اجرای طرح بیابان‌زدایی آبمال –چاله زرد از سال ۹۸ آغاز شده و تا کنون ادامه دارد و در این طرح حدود ۴۰۰ هکتار نهال‌ کاری داشتیم که از گیاهان بیابانی بومی خود منطقه که سازگاری بهتری با محل دارند از جمله تاغ، اسکنبیل و اجنه استفاده شد و بذر این گیاهان هم از خود منطقه جمع‌آوری شده‌ است.

    وی بیان کرد: روستای چاله‌زرد با توجه با اینکه محل تردد دام است و زراعت دیم در آن انجام می‌شود یکی از مهمترین کانون‌های بحرانی فرسایش بادی است و برای کنترل و مهار گرد و غبار در این منطقه  اقداماتی انجام شده و طرح‌هایی نیز در حال اجرا است.

    وی در پاسخ به این سوال که آیا دامداران نسبت به چرای بیش از حد دام و پیامدهای آن آگاهی دارند، توضیح داد: منابع طبیعی در زمینه اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی مردم کارهایی انجام داده‌ اما چون شغل اغلب مردم دامداری است و نمی‌توان مردم را وادار کرد که شغلشان را ترک کنند، بنابراین مدیریت بهتر این امر از دغدغه‌های منابع طبیعی هم هست و نیاز به کار زیادی دارد.

    وی اظهار کرد: برای کنترل و مهار گرد و غبار در روستاهای چاله زرد و  کلاته گلزار حدود ۴۵۰ هکتار مدیریت کنترل هرز آب‌ها را داشتیم به این شکل که هلالی‌های آبگیری ایجاد کردیم که آب ناشی از بارندگی را جمع کرده و به زمین نفوذ می‌دهد که همین امر باعث رشد بهتر پوشش گیاهی بومی منطقه می‌شود، همچنین در اطراف روستای چاله زرد تله رسوب گیر احداث شده‌ است و حدود ۳۰ کیلومتر کانال اطراف روستا ایجاد کردیم که به طور موقت رسوبات را متوقف می‌کند.

    صدیق ایجاد ۱۰ کیلومتر بادشکن غیرزنده با استفاده سرشاخه‌های گز را از جمله اقدامات دیگری عنوان کرد که در راستای مهار گرد و خاک در روستای چاله‌زرد ایجاد شده‌ است و این بادشکن‌ها از پیشروی رسوبات جلوگیری کرده و باعث می‌شوند رسوبات همان جا ته‌نشین شوند و بعد روی همین رسوبات نهال‌کاری انجام می‌شود.

    وی یادآور شد: از سال ۱۳۷۰ تا کنون در کل ۲۰ هزار هکتار نهال‌کاری داشته‌ایم که به صورت جنگل‌های دست کاشت در مناطق صمدآباد، حاشیه جاده و الله نظر اجرا شده‌ است، همچنین برای اجرای طرح‌های بیابان‌زدایی و کنترل گرد و غبار در سال ۹۸ حدود ۲.۵ میلیارد تومان هزینه کرده‌ایم.

    وی با اشاره به مشکلات فراوانی که گرد و غبار در سال گذشته برای مردم روستای چاله زرد به همراه داشته‌ است، گفت: گرد و غبار زندگی روزمره مردم را مختل می‌کند، بسیاری از کارهای تولیدی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در بسیاری از مواقع حتی مردم قادر نیستند از خانه‌هایشان خارج شوند همچنین بروز بیماری‌های تنفسی، قطع راه‌های مواصلاتی و تعطیلی مدارس  از دیگر مشکلاتی است که گرد و غبار برای مردم منطقه به وجود می‌آورد.

    رئیس اداره منابع طبیعی سرخس خاطر نشان کرد: کنترل گرد و غبار یک برنامه بلند مدت است و نیاز به کار زیادی دارد و در همین راستا باید روش‌ها و الگوهای کشت را تغییر دهیم، روش‌های دامداری را از شیوه سنتی به سمت دامداری صنعتی سوق بدهیم و حتی لازم است بعضی از روش‌های زندگی را نیز تغییر دهیم و کنترل هدفمند گرد و غبار نیاز به همکاری و مشارکت تمامی دستگاه‌های مرتبط دارد.

    همان طور که اشاره شد روستای چاله زرد و روستای دق بهلول دو روستایی هستند که به عنوان کانون‌های بحرانی فرسایش بادی شناسایی شده و پدیده گرد و غبار مشکلات زیادی را برای اهالی این روستاها به همراه داشته‌ است. در ادامه گفت‌وگویی داشتیم با دو تن از مسئولان این روستاها از جمله روستای دق بهلول که ۷۰۰ نفر جمعیت دارد و در ۶۰ کیلومتری شهرستان سرخس واقع شده‌ است.

    تا کسی در این شرایط قرار نگیرد، نمی‌تواند عمق این بحران را درک کند

    یک عضو شورای اسلامی روستای دق بهلول گفت: پدیده گرد و غبار از معضلات و مشکلاتی است که در بسیاری از ماه‌های سال با آن مواجهیم و گاهی اوقات حتی در بهمن و اسفند نیز گرد و غبار داریم.

    محمود یاری عظیمی در گفت‌وگو با ایسنا عنوان کرد: شغل غالب مردم روستا دامداری و کشاورزی دیم است و اکثرا از این طریق امرار و معاش می‌کنند و استفاده بیش از حد دامداران بومی و غیر بومی از مراتع  باعث تخریب پوشش گیاهی مراتع شده‌ است که این خود یکی از دلایل پدیده گرد و غبار است.

    یاری عظیمی اظهار کرد: در سال‌های اخیر نشست‌ها و جلسات متعددی برای مهار پدیده گرد و غبار برگزار و اقداماتی هم در این زمینه انجام شده و یا در حال انجام است که از جمله این اقدامات می‌توان به قرق و تاغ‌کاری حدود ۲۰۰ هکتار از مراتع اشاره کرد.

    وی همچنین خاطر نشان کرد: یکی از راهکارهای دیگری که در نشست‌های اخیر و با تاکید مدیریت جهاد کشاورزی در مورد آن تصمیم‌گیری شده است، این بوده که در این مناطق کشت عمیق داشته باشیم تا پوشش گیاهی سطح زمین دچار آسیب نشود و در همین راستا سه دستگاه عمیق‌کار که قیمت هر کدام حدود ۵۰ میلیون تومان است به سه روستا از جمله روستای دق بهلول اختصاص یافته‌ که در سال زراعی جدید از این دستگاه‌ها برای کشت و کار  استفاده خواهد شد.

    این عضو شورای اسلامی روستای دق بهلول یادآور شد: گرد و غبار علاوه بر اینکه منشا بسیاری از بیماری‌های تنفسی در روستا است برای زندگی روزمره مردم نیز مشکلاتی به وجود می‌آورد که فقط باید از نزدیک شاهد آن بود و تا کسی در این شرایط قرار نگیرد نمی‌تواند آن طور که باید و شاید عمق این بحران و تاثیر آن بر زندگی مردم را درک کند.

    بعضی اوقات مردم دو شب و روز در خانه‌ها حبس می‌شدند

    روستای چاله زرد نیز یکی دیگر از روستاهایی است که گرد و غبار سال‌هاست میهمان ناخوانده این روستاست و با توجه به اینکه این روستا به عنوان پایلوت مهار گرد و غبار در استان تعیین شده‌ است اقدامات زیادی در رابطه با مهار گرد و غبار در آن اجرا شده‌ و طرح‌هایی نیز در حال اجراست اما همچنان معضل گرد و غبار یکی از مهمترین مشکلات روستا است.

    دهیار روستای چاله زرد در گفت‌وگو با ایسنا مطرح کرد: پدیده گرد و غبار سال‌هاست که گریبان گیر این منطقه است و باد و طوفان‌های شدید به همراه گرد و غبار از مشخصات بارز این روستاست.

    سمیه نصیری عنوان کرد: در دو سال گذشته با طوفان‌های شدید گرد و غبار در روستا مواجه بودیم و حتی بعضی اوقات مردم دو شب و روز در خانه‌ها حبس می‌شدند، چون میزان گرد و خاک به حدی بوده که درب منازل باز نمی‌شد.

    وی با اشاره به تاثیر بارندگی در کاهش گرد و غبار گفت: در سال‌هایی که با پدیده خشکسالی مواجهیم و میزان بارندگی کم است گرد و غبار بیشتر است و با توجه به اینکه امسال میزان بارندگی خوب بوده و پوشش گیاهی رشد داشته‌، گرد و غبار نسبت به سال‌های قبل کمتر است.

    نصیری افزود: منابع طبیعی شهرستان سرخس در رابطه با مهار گرد و غبار در روستای چاله زرد اقدامات موثری از جمله نهال‌کاری انجام داده‌ که تاثیر چشمگیری در مهار گرد و غبار داشته‌ است.

    بدیهی است وجود پدیده‌ی  گرد و غبار آن هم در فصل تابستان که زمان  اوج فعالیت روستاییان است، مشکلات زیادی را برای دامداران و کشاورزان به همراه دارد به طوری که نه‌ می‌شود کار و فعالیتشان را تعطیل کنند و از طرفی هم ادامه فعالیت در روزهایی که پدیده گرد و غبار بر منطقه حاکم است و  تعدادشان کم هم نیستند سلامتی آن‌ها را به مخاطره می‌اندازد بنابراین کنترل و مهار این پدیده نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و مدیریتی جامع است.

    گفتنی است؛ روستای چاله زرد سرخس در ۲۵ آذر سال ۹۸ به عنوان روستای پایلوت در مهار بحران گرد و غبار در خراسان رضوی تعیین شده‌ است، این روستا با ۱۳۰۰ نفر جمعیت و ۳۵۰ خانوار در ۷۵ کیلومتری شهرستان سرخس واقع شده‌ است.

    انتهای پیام

  • افزایش تصادفات موتورسیکلتی در شرایط کرونا / سرنوشت موتورهای توقیفی بدون صاحب

    افزایش تصادفات موتورسیکلتی در شرایط کرونا / سرنوشت موتورهای توقیفی بدون صاحب

    افزایش تصادفات موتورسیکلتی در شرایط کرونا / سرنوشت موتورهای توقیفی بدون صاحب

     

    به گزارش ایسنا، سردار حمیدی در این باره اظهار کرد: دو اقدام را در دستور کار قرار داریم، یکی طرح قدیم موتورسیکلت هاست که طبق قانون و مقررات اجرا می شود.

    وی ادامه داد: البته خود این طرح آسیب هایی دارد که از جمله آن این است که نزدیک به ۶۰ هزار موتورسیکلت رسوبی در سطح شهر داریم. با موتورسیکلت های متخلف هم در حد محدود برخورد می‌کنیم، اما قطعا میزان برخورد ما با حجم تخلفات تناسب ندارد و بر همین اساس شاهد انضباط نیستیم.

    وی گفت: برنامه جدیدی داریم که با هماهنگی در حوزه های مختلف این اقدام را انجام خواهیم داد. این برنامه اطلاع رسانی غیر مستقیم و آموزش های غیر مستقیم است که روزمره اتفاق می افتاد. طی آن از اقشار تاثیر گذار مثل جامعه ورزشی یا هنری دعوت می‌کنیم که اقدامات ما را از نزدیک مشاهده کنند. آن ها آسیب ها را لمس می‌کنند ما هم حوادث را به آن ها نشان خواهیم داد.

    رییس پلیس راهور تهران افزود: با توجه به این اقدامات از طریق این عزیزان توصیه های آن ها را در فضای مجازی پخش خواهیم کرد. از همین طریق قوانین و مقررات و اثرات تخلفات را به اقشار مختلف جامعه که بر این عزیزان صحه می‌گذارند، انتقال می‌دهیم.

    سردار حمیدی گفت: در حوزه برخوردی هم بر روی طرح مشترکی کار می‌کنیم که از مجازات های جایگزین به جای توقیف موتورسیکلت‌های متخلف استفاده کنیم. هماهنگی های لازم با بخش های قضایی انجام شده و به محض اینکه قطعیت پیدا کند، اجرای آن را طی نشست خبری اطلاع رسانی خواهیم کرد.

    وی گفت: در شش ماه گذشته هم کاهش تصادفات را داشتیم، اما با این حال تصادف موتورسیکلت ها به خاطر افزایش تردد و شرایط کرونایی افزایش داشته است و شاهد افزایش سفر با موتورسیکلت هستیم.  

    به گفته وی، تصادفات موتورسیکلت در شش ماهه سال اول نسبت به شش ماهه سال گذشته ۱۴ درصد افزایش داشته است.

    وی در خصوص نوع این مجازات های جایگزین برای تخلفات موتورسیکلت‌ها گفت: اتفاقات نظر خوبی داریم اما هدف ما این است که آسیب های توقیف و هزینه های توقیف را به سمت جا به جایی به حداقل برسانیم.

    وی درباره سرنوشتی که برای موتورسیکلت های توقیف شده اتفاق می افتد، گفت: موتورسیکلت هایی که توقیف می شوند و هیچ کس به سراغشان نمی رود به نهاد های مسئول واگذار شده و از طرق مختلف به مزایده گذاشته می شوند، موتورسیکلت هایی که امکان استفاده دارند به چرخه باز می‌گردند.

    وی درباره راهکاری برای اینکه این دسته از موتورسیکلت ها در مدت طولانی نگهداری شوند، گفت: به دنبال این هستیم که سرنوشت موتورسیکلت های بدون صاحب و توقیف شده اینچنین نباشد اما مشکل اصلی این ها بحث مالی و مالکیت است. مبحث مالی مشکل بخش خصوصی است؛ برای اجرای این توقیف، پارکینگ ها هم هزینه می‌کنند و هزینه ای برای آن ها خواهد بود. بحث مالکیت نیز متفاوت است، ما باید موتورسیکلت را به مالکش تحویل دهیم، اما برخی از این موتورسیکلت ها از طریق برگه، خرید و فروش می شوند.

    وی در خصوص راهکاری برای بسته شدن همیشگی پرونده موتورسیکلت ها گفت: باید هزینه و همکاری قوی ای در این زمینه انجام شود.

    وی افزود: تا زمانی که به عنوان اشتغال موتورسیکلت نامرغوب تولید می شود، اقساط واگذار می شود و مردم هم برای تردد نیاز دارند، این مشکل برطرف نخواهد شد.

    سردار حمیدی اظهار کرد؛ در شهر های بزرگ چین با جمع آوری موتورسیکلت های بنزینی فرسوده موتورسیکلت های برقی را افزایش دادند. حالا هم شهرداری تهران به جد به دنبال این است که بتواند اقداماتی اساسی انجام دهد، اما به دلیل اینکه نیازمند بودجه اساسی است و هماهنگی های بسیاری نیاز دارد، تا کنون متوقف است. فکر نمی‌کنم با وجود این روش ها بتوانیم این وضعیت را سامان دهیم.

    سردار حمیدی با بیان اینکه هنوز تعداد موتور سیکلت های برقی به یک درصد نرسیده است، گفت: هنوز آماری نیست که بدانیم نسبت موتور سیکلت های برقی به موتور سیکلت های بنزینی چقدر است.

    وی افزود: ما به دنبال افزایش گره ها نیستیم، به دنبال دادن گواهینامه به موتورسیکلت سواران هستیم و بیشتر به دنبال این هستیم که تخلفات را کاهش دهیم.

    انتهای پیام

  • خطر مرگ در کانال‌های آب / تذکر آتش نشانی به متولیان

    خطر مرگ در کانال‌های آب / تذکر آتش نشانی به متولیان

    خطر مرگ در کانال‌های آب / تذکر آتش نشانی به متولیان

     

    سید جلال ملکی در گفت و گو با ایسنا، در خصوص نظارت بر ایمنی کانال های آب اظهار کرد: کانال های آب یک موقعیت هستند و مثل یک ملک هستند، در واقع یک مالکی دارند که متولی آن است و نسبت به حفاظت از آن مسئولیت دارد.

    وی ادامه داد: متاسفانه در مدت گذشته مواردی داشتیم که نیروهای ما به عنوان نیروی کمکی به محل حادثه اعزام شدند که افرادی که به داخل کانال های آب سقوط می کردند؛ حال آنکه افراد حادثه دثده یا زنده می ماندند و یا فوت می کردند.

    سخنگوی سازمان آتش نشانی تهران اظهار کرد: این نشان می دهد که متولیان یا مالکان کانال های آب که بسیاری از آن ها کاربری انتقال آب یا تصفیه آب را دارند، باید نسبت به مقاوم سازی آن ها اقدام کنند. می دانیم که طول بعضی از این کانل ها بسیار زیاد است، اما این دلیل نمی شود که رفع مسئولیت شود. اگر امکان پوشاندن این کانال ها نیست، راهکار کوتاه مدت این است که بخش هایی که از کنار محدوده مسکونی رد میشود را بپوشانند یا جلوی آن نرده بگذارند یا دیواره بکشند.

    وی افزود: طی مدت گذشته یکی از مواردی که به سازمان آتش نشانی تهران اطلاع داده شد، در کانال آبی در محدوده قیامدشت اتفاق افتاده بود. این کانال از کنار مسیر ماشین رو می گذشت؛ شاید دو متر یا سه متر کنار آن کانال آب وجود داشت که شاید حفاظی هم نداشت و اگر هنگام شب فردی که به مسیر آشنا نیست از آن جا تردد می کرد، ممکن بود در آن سقوط کند.

    ملکی گفت: مثال بارز آن خط آهن است؛ زمانی که خطوط آن از شهرها خارج است، باز است و روی زمین کار شده؛ اما زمانی که به مناطق مسکونی می رسد کنار آن را دیواره بتنی کشیدند که مانع تردد و عبور افراد است که حالا خطر برخورد بسیار کاهش یافته است.

    وی افزود: می توان این موضوع را الگویی برای کانال ها در نظر گرفت و اگر سر تا سر روی آن را نمی توان پوشاند؛ چرا که هزینه بر است؛ در کوتاه مدت باید در محدوده مسکونی آن را پوشاند.

    سخنگوی سازمان آتش نشانی تهران گفت: همچنین می تواند چراغ هایی وجود داشته باشد که محل را مشخص کند تا افرادی که با آن بخش آشنا نیستند و با خودرو از کنار آن تردد می کنند، متوجه وجود این کانال ها شوند.

    سخنگوی سازمان آتش نشانی گفت: شاید در گذشته هر چند وقت یک بار شاهد وقوع حادثه در کانال های آب بودیم، اما چند سالی است که این میزان بسیار کاهش یافته است؛ چرا که خیلی از کانال ها پوشیده شده یا طوری وسط بلوار قرار گرفته و در دسترس نیست. همین باعث شده حادثه ای که دو دهه قبل پر تعداد بود حالا کاهش یافته است. مواردی وجود داشته که یک موتور سوار برخورد کرده، اما داخل کانال نیفتاده است.

    وی افزود: همین باید الگویی برای موارد بیرون از شهر شود؛ بعضی از بخش های کانال ها را می بینیم که بسیار خوب ساخته شده، اما به خاطر عدم حفاظت ممکن است برخی داخل آن سقوط کند و چون دو طرف آن سیمانی است به سختی می توان از داخل آن بیرون آمد. بعضی از کانال ها از این هم بدتر است و همچنان می بینیم که دو طرف آن خاکی است. این خاک هر چند وقت یکبار شسته می شود و ریزش پیدا می کند.

    ملکی گفت: در نهایت افرادی که متولی این کانال ها هستند و قدرت و ورودی این کانال ها تحت کنترل برخی از آن ها است، باید علاوه بر بهره برداری از این کانال ها، به ایمن سازی و نگهداری از آن هم بیشتر دقت کنند. متاسفانه برخی موارد به دنبال راهکار های سخت و بزرگ هستیم؛ در حالی که سنگ بزرگ نشان دهنده نزدن است و باید قدم به قدم پیش رویم. این سنگ های بزرگ فقط راهی برای فرار است که در نهایت به نبود وقت یا بودجه منجر می شود، اما اگر امکانات هم نیست، می توان به نحوی مثل گاردریل زدن، ایمن سازی های لازم را انجام داد.

    وی افزود: حدود یک ماه گذشته یک کودک در محدوده قیامدشت به داخل کانال آبی سقوط کرد و جان خود را از دست داد. هلال احمر قیامدشت هم در محل حاضر شد و در نهایت بدن بی جان این کودک پیدا شد. نباید در این موارد ریسک کنیم و بگوییم که تا به حال اتفاقی نیفتاده و زین پس نیز نمی افتد. باید خود را جای خانواده این بچه جانباخته بگذاریم؛ باید در مسئولیتی که به ما سپرده شده تمام جوانب را در نظر بگیریم.

    سخنگوی سازمان آتش نشانی تهران اظهار کرد: در مدت قبل چند حادثه داشتیم که چند مورد آن منجر به فوت شد. چند وقت قبل هم حادثه ای داشتیم که یک اسب سوار به داخل کانال افتاده بود، البته کانال گل و لای بود و راکب بیرون آمده بود اما اسبش را با چرثقیل بیرون آوردند.

    وی در پایان گفت: دستگاه های نظارتی هم نقش دارند و باید پیگیری کنند که این چنین محل هایی ایمنی شان رعایت شود.

    انتهای پیام

  • کرونا و تغییر فسلفه زیست سیاسی

    کرونا و تغییر فسلفه زیست سیاسی

    کرونا و تغییر فسلفه زیست سیاسی

    کرونا و تغییر فسلفه زیست سیاسی
    کرونا و تغییر فسلفه زیست سیاسی

    ایسنا/خراسان رضوی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد گفت: موفقیت نسبی چین در مواجهه با کووید ۱۹ می‌تواند مبنای قضاوت جدیدی در مورد الگوهای فلسفه سیاسی پیشین به وجود آورد.

    دکترعلی اصغر داوودی در لایو مرسه علوم سیاسی با موضوع تحول زیست سیاسی در بحران کرونا در مورد نقش فلسفه در کمک به گذر از این وضعیت بحرانی گفت: یکی از اثرات مهم کرونا بر فلسفه سیاسی این است که می‌تواند زمینه احیای فلسفه سیاسی دیرین را مهیا کند؛ به این معنا که دانش سیاسی صرفا دانشی درباره امر واقع نیست بلکه ذاتا و ضرورتا به امر مطلوب هم نظر دارد و مطالعه امور واقع صرفا به خاطر خود آن امور نیست بلکه برای این است که ما را به سمت امر مطلوب رهنمون شود.

    وی اضافه کرد: کرونا می‌تواند بی‌طرفی و بی‌تفاوتی ارزشی که مطلوب اثبات‌گرایان در عصر مدرن بود را کنار گذارد تا ما در علم سیاست به دنبال اطلاعاتی باشیم که دستیابی به امور مطلوب و اهداف برتر را ممکن کند؛ نه این‌که صرفا داده‌هایی خنثی و بی‌طرف را دنبال کنیم.

    داوودی خاطرنشان کرد: از منظر فلسفه سیاسی به نظر می‌رسد دوران پساکرونا دوران سرنوشت‌سازی است. تا کنون دو جریان فکری و سیاسی مهم الگوهای متفاوتی را از چینش قدرت سیاسی در جامعه مطرح کرده‌اند. کرونا سبب شد هر کدام از این الگوها یک مدل مدیریتی خاص برای غلبه بر این بحران مطرح کند.

     این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بیان کرد: در یک سر طیف فلسفه چینی و تمدن کنفسیوسی قرار دارد و در سر دیگر فسلفه غربی و تمدن رومی است. تاکنون صف‌آرایی‌های مختلفی در فلسفه سیاسی وجود داشت اما به نظر می‌رسد که کرونا سبب یک صف‌آرایی جدید بین این دو الگو شده است.

    فلسفه چینی و رومی در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند

    داوودی اضافه کرد: یک سر این صف‌آرایی فلسفه چینی است که جانب رفاه عمومی را گرفته و سر دیگر آن تمدن و فلسفه غرب است که جانب آزادی‌های فردی را می‌گیرد. یک طرف چین را می‌بینیم که کارنامه چندان موفقی در مورد آزادی‌های فردی و عمومی از خود نشان نداده اما سطح قابل قبولی از رفاه و رشد اقتصادی را ایجاد کرده و توانسته است در مواجهه با موضوع کرونا از نظم کنفسیوسی خود کمک بگیرد و اطاعت‌پذیری و قوانین آمرانه و سخت‌گیرانه را وضع کند. این تفکر توانسته به واسطه این‌ها یک موفقیت نسبی در مواجهه با کرونا داشته باشد.

    وی افزود: در طرف دیگر غرب و کشورهای غربی است که به رغم تاکیدی که بر آزادی‌های عمومی وفردی دشاته‌اند، در مواجهه با کرونا با تردید و دودلی مواجه شدند. این یک رویارویی جدیدی را بین این دو نوع فلسفه سیاسی به وجود آورده است. این الگوها نه دموکراسی و نه اقتصادی است بلکه کرونا ثابت کرد ملاک برای موفقیت الگوهای فلسفه سیاسی و کلان‌مدیریتی، قدرت آموزه‌ها در نجات جان بشر است.

    وی افزود: در طرف دیگر غرب و کشورهای غربی است که به رغم تاکیدی که بر آزادی‌های عمومی وفردی دشاته‌اند، در مواجهه با کرونا با تردید و دودلی مواجه شدند. این یک رویارویی جدیدی را بین این دو نوع فلسفه سیاسی به وجود آورده است. موفقیت نسبی چین در مواجهه با کووید ۱۹ می‌تواند مبنای جدیدی را برای قضاوت در مورد الگوهای فلسفه سیاسی پیشین به وجود بیاورد. این الگوها نه دموکراسی و نه اقتصادی است بلکه کرونا ثابت کرد ملاک برای موفقیت الگوهای فلسفه سیاسی و کلان‌مدیریتی، قدرت آموزه‌ها در نجات جان بشر است.

    داوودی با اشاره به نقش فسلفه در تعریف زیست کرونایی تاکید کرد: در اوضاع کرونایی فلاسفه و دانش فلسفه هم می‌تواند نقش به‌سزایی داشته باشد. فهم فلسفی از حوادث زندگی می‌تواند به ما در درک معنای زندگی و هدف آفرینش کمک کند. در گیر و دار شیوع بیماری کرونا بسیاری از پرسش‌های فلسفی مطرح شده در گذشته می‌تواند دچار بازخوانی و بازفهمی قرار گیرد.

    وی ادامه داد: یکی از سوالات کنونی این است که تامل فلسفی در مورد کرونا ما را به کدام حقایق رهنمون خواهد شد؟ تفکر و اندیشیدن در مورد کرونا از منظر فلسفه ما را به بازفهمی در مورد بسیاری از مسائل خواهد رساند. یکی از مواردی که نیاز به بازفهمی دارد، این است که در در آغاز عصر مدرن یک نوع نگاه خوشبینانه‌ای در مورد قدرت علم و تکنولوژی به وجود آمده است.

    نگاه خوش‌بینانه به علم و تکنولوژی در حال تغییر است

    داوودی بیان کرد: آن نگاه خوشبینانه‌ای که پیش از این نسبت به علم و تکنولوژی داشت، در حال تغییر کردن است. زمانی که مدرنیته در موج اول کار خود را آغاز کرد، صحبت از رهایی، عام‌گرایی و.. می‌شد و سخن از انقلابی بود که بشر را از همه چیز رها می‌کند. آن دوره مساله افسون و راززدایی از زندگی انسان مطرح می‌شد. همه نیز معتقد بودند که انسان به کمک علم و تکنولوژی که ثمره‌های تفکر عقلانی است، می‌تواند از مهلکه‌ای که طبیعت او را به آن دچار کرده، را رها کند.

    وی عنوان کرد: زمانی ما به یک بیماری تنها به عنوان یک بیماری نگاه می‌کنیم، باید به سراغ علوم پزشکی و زیست‌شناسی برویم اما یک زمان راجع به تاثیرات یک بیماری در جامعه صحبت می‌کنیم. این‌جا از عهده تکنولوژی و علم زیست‌شناسی برنمی‌آید که به ما پاسخ بدهد؛ بنابراین باید به سراغ دانش‌های دیگر مانند جامعه‌شناسی و فلسفه رفت.

    کرونا دستگاه معرفتی ما را در معرض پرسش‌های جدی قرار می‌دهد

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد خاطرنشان کرد: کرونا می‌تواند دستگاه معرفتی ما در معرض پرسش‌های جدی قرار دهد. تصور غالب در عصر مدرن این بود که انسان توانسته از طبیعت استعلا پیدا کند و از بالا بر طبیعت بنگرد و برآن سلطه پیدا کند. انسان تصور می‌کرد به کمک خرد خودبنیاد، به تعبیر دکارت، می‌تواند بر معضلات غلبه پیدا کند. از این مسیر بود که بشر به جایی رسید که ادعای خدایی می‌کرد.

    داوودی خاطرنشان کرد: اما کرونا به شری بدل شد که سبب دگرفهمی و بازفهمی انسان درباره حیات، نظام‌های فکری، نظام قدرت و دانش خواهد شد. کرونا سبب بازاندیشی انسان در مورد بنیادهای زندگی خواهد شد. یکی از نظراتی که فلاسفه مطرح کرده‌اند، این است است که مساله شر با مساله معرفت بشر نسبت نزدیکی دارد. این نظر را در بین اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان هم می‌توان دید.

    وی افزود: اگر انسان نسبت درستی با مقوله درد، رنج و شر پیدا نکند، نمی‌تواند دوباره به زندگی بازگردد و در مورد زندگی خود بیاندیشد. هنگامی که شر، درد و رنج ناشی از کرونا انسان را فرا می‌گیرد، امید و قدرت انسان از بین می‌رود و او انسان دچار نوعی یاس و ناامیدی خواهد شد؛ این‌جاست که انسان پی می‌برد که تنها به کمک عقل و ثمرات آن، یعنی علم و تکنولوژی، نمی‌تواند بر این بحران غلبه کند.

    بهره‌گیری از ایمان در کنار عقل به زندگی انسان بازمی‌گردد

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در مورد کمک گرفتن از ایمان در کنار عقل اضافه کرد: این‌جا است که آدمی به سراغ نیروهایی دیگر از جمله ایمان می‌رود و سعی می‌کند که در کنار عقل از ایمان هم کمک بگیرد. در این برهه کمک‌گیری از ایمان در کنار عقل که در طول دوره مدرن به حاشیه رانده شده بود، به عرصه زندگی بشر بازمی‌گردد و این مساله امکان معرفت‌اندیشی جدیدی را برای بشر فراهم خواهد کرد.

    داوودی تاکید کرد: انسان‌های سرمست از قدرت و دانش نتوانستند یک مواجهه درست و بنیادین با مقوله شر داشته باشند. اگر انسان به مدد عقل و ایمان درک درستی از سرشت مقوله شر دست پیدا کند و بفهمد که زندگی او توام با درد و رنج است، در این شرایط است که می‌تواند معنای زندگی را کشف کند و در خواهد یافت که معنای زندگی توام با امید و توکل خواهد بود.

    وی از کرونا به عنوان ویروس تکنولوژی یاد کرد و گفت: افرادی مثل دکتر داوری اردکانی بر این باور هستند که کووید ۱۹ ویروس تکنولوژی است. افرادی مانند بیل گیتس گفته‌اند که تکنولوژی با بلایای طبیعی خیلی خوب می‌تواند برخورد کند اما با بلایایی که از خود تکنولوژی برخاسته، نمی‌تواند برخورد درستی داشته باشد.

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در مورد نگاه فلاسفه آینده بشر بیان کرد: یکی از فیلسوفان بزرگ قرن بیستم، مارتین هایدگر، کتابی تحت عنوان پرسش از تکنولوژی دارد. وی در این کتاب گفته زمانی که انسان عنان و اختیار خود را به دست تکنولوژی بدهد، تکنولوژی بر او غلبه خواهد کرد و در نتیجه بشر از غرایز طبیعی و بنیادین خود دور خواهد شد. نیچه در مقدمه «چنین گفت زرتشت» می‌گوید آینده بشر، به ویژه آینده انسان اروپایی، آینده‌ای توام با بحران بی‌معنایی خواهد بود.

    داوودی افزود: کرونا در دوره ما تا حدی توانسته پیش‌بینی کسانی مانند نیچه و هایدگر را محقق کند. انسان امروز بیش از هر چیز دچار نهیلیسم یا پوچ‌گرایی است که نیچه آن را پیش‌گویی می‌کرد. کرونا سبب شد تا عناصر مشروعیت‌بخش و هویت‌بخش در زندگی انسان از بین برود و انسان دچار بحران معنا شود.

    کرونا فی نفسه بحران نیست

    وی گفت: به نظر می‌رسد کرونا فی نفسه بحران نباشد بلکه این بیماری سبب شده عنصر سازنده هویت جمعی جامعه ما دچار خدشه جدی شود. در واقع یکی از مسائلی که کرونا به ارمغان آورده، مرگ‌اندیشی است که یکی از موضوعات مهم در بررسی‌های فلسفی است.

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد افزود: کرونا سبب ترس ما از مرگ شده تا به کمیت زندگی خویش بیاندیشیم و در انتظار این باشیم که عمر ما به انتها می‌رسد اما فرصت این را نداشته‌ایم که در مورد کیفیت زندگی خود فکر کنیم. ترس از ابتلای به کرونا باعث شده ما خود را قرنطینه کنیم و از یکدیگر جدا باشیم. این موضوع بر کیفیت زندگی ما تاثیر گذارده است.

    مرگ‌اندیشی از سر ترس ضدآگاهی است

    داوودی اضافه کرد: فلسفه در این‌جا به ما کمک می‌کند تا به یک شکلی به مرگ‌اندیشی برسیم کما این‌که یکی از موضوعات مهم مورد بررسی در دانش فلسفه مرگ‌آگاهی انسان است. مواجهه‌ای که ما با مقوله مرگ در بحران کرونا شکل گرفته، بیشتر از سر ترس است، نه آگاهی. در حقیقت فسلفه به ما می‌آموزد که مرگ‌اندیشی از سر ترس ضدآگاهی است.

    وی در مورد نگاه فیلسوف به زندگی عنوان کرد: یک فیلسوف با وجود این‌که به زندگی انسان اهمیت می‌دهد اما بیش از مساله کمیت زندگی، کیفیت آن را مهم می‌پندارد و مسائلی مانند هدف زندگی برای او اهمیت دارد. این مساله‌ای است که بشر در عصر مدرن از آن غفلت ورزیده است. اکنون کرونا فرصتی ایجاد کرده که ما دوباره به زندگی بازگردیم و موضوع مرگ را مورد پرسش جدی قرار دهیم.

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد گفت: مساله مرگ‌اندیشی و مرگ‌آگاهی که در اثر کرونا شکل گرفته، در عین حال ‌که می‌تواند فرصتی برای بازنمایی کیفیت زندگی‌مان باشد، از دیگر سو می‌تواند تهدیدی باشد برای غفلت آدمی از کمیت حیات خویش و اهتمام صرف به کیفیت آن.

    مساله اصلی بشر نمردن نیست بلکه چگونگی زندگی است

    داوودی افزود: با وجود تاکید بر لزوم حفظ جان انسان‌ها اما مساله اصلی بشر نمردن نیست. ما باید به این موضوع بازگردیم که آیا ما واقعا زندگی می‌کنیم؟ به چه معنایی زندگی می‌کنیم؟ به عبارتی پرسش‌های قدیمی که در حوزه فلسفه مطرح بوده، در شیوع بیماری کرونا به زندگی ما بازگشته است.

    وی در مورد بار منفی آگاهی از مرگ خاطرنشان کرد: آگاهی از مرگ می‌تواند بار منفی هم داشته باشد اما آن چیزی که بیشتر مدنظر فلسفه است، اندیشه آگاهانه درباره مرگ و زندگی است. هویت هر چیزی را مرزها تعیین می‌کند؛ مرز بین بودن و نبودن. مساله مرگ مرزی است بین هستی ما و نیستی ما. وقتی ما در مورد زندگی می‌اندیشیم، مرگ می‌تواند به زندگی ما معنا بدهد.

    کسی که به زندگی بدون مرگ می‌اندیشد گویی اصلا به زندگی نمی‌اندیشد

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد اضافه کرد: آن‌چه که هایدگر در هستی و زمان مطرح می‌کند، این است که مرگ همواره به ما هشدار می‌دهد که ای انسان فرصت تو رو به اتمام است. مرگ تبدیل به آبژه‌ای برای اندیشیدن می‌شود. کسی که به زندگی بدون مرگ می‌اندیشد، گویی اصلا به زندگی نمی‌اندیشد.

    داوودی در مورد نگاه فردی و فلسفی به مرگ گفت: تفکر در مورد مرگ زمانی از منظر فردی و زمانی از منظر فلسفی است. در ساحت فلسفه مرگ به مثابه یک مفهوم متفاوت است. یک مرتبه ما با مواجهه شخصی با مرگ روبه‌رو هستیم و یک بار هم با واسطه جامعه به آن نگاه می‌کنیم.

    وی اضافه کرد: ما محصول جامعه و فرهنگ هستیم؛ بنابراین مواجهه ما با مساله مرگ چیز بی‌واسطه‌ای نیست؛ یعنی ما به واسطه برساخته‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با مرگ مواجهه می‌شویم. در چنین شرایطی مرگ یک مساله شخصی نیست؛ در واقع شخص در مورد مرگ می‌اندیشد و با آن به واسطه برساخته‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که جامعه به او داده، ارتباط برقرار می‌کند. این‌جاست که وظیفه فیلسوف تلنگر زدن به جامعه در مورد اندیشیدن به زندگی و مرگ است.

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بیان کرد: هگل فیلسوف را به جغد مینروا تشبیه می‌کند؛ مینروا یکی از اساطیر رومی است که الهه حکمت، هنر و ابداع است که همپای آتنا در اساطیر یونانی قرار دارد. مینروا به تعبیر هگل جغدی است که در بلندای روز نظاره‌گر رخدادهای مختلف است و شامگاهان که فرا می‌رسد، بال می‌گشاید و به شکار می‌پردازد. هگل معتقد است که فیلسوفان از این جهت شبیه جغد مینروا هستند؛ در واقع فلاسفه وقتی که رخدادی اتفاق می‌افتد، آن را نظاره می‌کنند و زمانی که غبار آن رویداد فرو می‌نشیند، شروع به تامل و تفلسف در مورد آن می‌کنند.

    داوودی در مورد دیدگاه فلاسفه سیاسی در مورد بیماری کرونا عنوان کرد: فسلفه سیاسی جزو آن دسته از دانش‌هایی است که عمیقا تمایل دارد تا به بستر و بافتار اجتماعی هر مقوله بیاندیشد و بیش از آن‌که اهل توصیف باشد، اهل تجویز و تنجیز است. بنابراین گاهی فلسفه سیاسی به پیش‌بینی آینده هم می‌پردازد. گرچه گاهی اوقات ممکن است این پیش‌بینی‌ها درست از کار در نیاید.

    کشورهایی که خاستگاه دانش سیاست مدرن هستند، با کرونا درگیری بیشتری تجربه کرده‌اند

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد خاطرنشان کرد: نکته قابل توجه این‌جاست که نکاتی مانند اندیشیدن در خصوص بیاری کرونا و آثار آن بر آدمی فلسفه سیاسی را نقطه مقابل علم سیاست مدرن قرار می‌دهد. علم سیاست مدرن آن‌طور که شاوس می‌گوید از ریشه‌های خود بریده و اصولا نمی‌اندیشد؛ در حالی که فلسفه سیاسی می‌اندیشد و تجویز می‌کند. دانش سیاست مدرن در نقطه مقابل تجویز را امری بیهوده می‌داند.

    داوودی افزود: اگر به جوامعی که درگیر کرونا شده‌اند، بنگریم، کشورهایی درگیری بیشتری با کرونا داشته‌اند که خاستگاه علم سیاست مدرن بوده‌اند؛ مانند ایالات متحده امریکا و برخی از کشورهای اروپایی.

    وی اضافه کرد: اگر به اندیشه پیشینیان نگاه کنیم، همان‌طور که در دوران یونان باستان مطرح بود، دانش سیاسی در قالب حکمت عملی مطرح می‌شد. در حکمت عملی دانش‌هایی مثل سیاست، اخلاق و اقتصاد به جای توضیح صرف امور و پدیده‌ها به غایات و اهداف زندگی انسان توجه می‌کرد؛ یعنی حکما در این دانش صرفا پدیده‌های سیاسی را توصیف نمی‌کردند بلکه در کنار توصیف پدیده‌های سیاسی، به غایات و اهداف زندگی انسان هم می‌اندیشیدند.

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بیان کرد: در واقع حکمت عملی از یک سو در پی شناخت بهترین ابزار دستیابی به اهداف است و از سوی دیگر در پی آن است که موانع موجود در مسیر آن غایات را شناسایی و برطرف کند. در واقع تفاوت حکمت عملی با سایر دانش‌ها در این است که به وسیله دانش‌های طبیعی نمی‌توان چیزهایی که قدرت شناخت آن را داریم، تغییر دهیم اما حکمت عملی در مورد چیزهایی است که هم می‌توانیم آن‌ را بشناسیم و هم می‌توانیم آن‌ را تغییر دهیم.

    غایت حکمت عملی سعادت است

    داوودی افزود: در حکمت عملی قدیم سیاست، اخلاق و اقتصاد غایاتی را دنبال می‌کرد. مهم‌ترین غایت و هدفی که فلسفه سیاسی قدیم دنبال می‌کرد، مساله سعادت و بهزیستی بود که حکمت عملی این را به کمک برقراری عدالت و اعتدال قابل وصول می‌دانست. در واقع هدف غایی دانش سیاسی شناخت شیوه‌هایی بود که می‌توانست او را به این آرمان برساند.

    وی اضافه کرد: در دوره تمدن مسیحیت و اسلامی این حکم سیاسی دچار یک نوع وارونگی شد و به جای ابزار خردورزی و تعقل که قرار بود در حکمت سیاسی دیرین، اهل سیاست آن را انجام دهند و قوانینی را وضع کنند تا بشر به هدف خود برسد، وحی و قانون الهی وسیله دستیابی به سعادت و به‌زیستی انسان شد و به شکلی در غایات و هدف زندگی انسان هم تحول به وجود آمد؛ به این معنا که دین سبب شد به‌زیستی و سعادت تعریف جدیدی پیدا کند.

    این استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بیان کرد: بعدها در عصر رنسانس و روشنگری در نتیجه نزاعی که بین شاهان و شهریاران وجود داشت، یک جابه‌جایی در فلسفه سیاسی اتفاق می‌افتد و هدف و وسیله دگرگون می‌شود؛ به این معنا که به جای این‌که هدف به‌زیستی باشد، در اندیشه متفکرانی مانند ماکیاولی و هابز تاکید صرف بر حفظ قدرت سیاسی است. در این اندیشه‌ها تاکید بر سلطه حکام به هر وسیله‌ای است. ماکیاولی و هابز نمونه‌های بارزی از واژگونی حکمت سیاسی دیرین هستند.

    داوودی افزود: قدرت و حکومت که در قدیم ابزاری برای رسیدن به غایات سعادت و به‌زیستی بود، به غایتی تبدیل شد که درصدد حفظ وضع موجود بود و برای آن حتی اخلاق را هم کنار می‌گذاشت. بعدها افرادی مانند لاک، روسو و دیگران تلاش‌هایی برای بازسازی حکمت سیاسی دیرین انجام دادند و حکومت را وسیله‌ای برای رسیدن به خیر همگانی که در فلسفه سیاسی یونان وجود داشت، تلقی کردند.

    در قرون ۱۹ و ۲۰ علم سیاست به جای تدبیر امور به توضیح مسائل می‌پردازد

    وی خاطرنشان کرد: با تسلط پوزیویتیسم و اثبات‌گرایی در قرن نوزدهم و بیستم، این واژگونی کامل می‌شود و علم سیاست و فلسفه سیاست به جای این‌که تدبیر امور کند، به توضیح مسائل سیاسی می‌پردازد. این موضوع باعث شد چارچوب تفکر حکمت سیاسی دیرین رو به افول بگذارد و با ظهور پوزیویتیسم، دانش سیاسی دچار دگردیسی شود. وظیفه این دانش به جای ترسیم غایات زندگی بشر، به توضیح صرف پدیده‌های سیاسی و رفتارهای سیاسی است. بعد از جنگ جهانی دوم عده زیادی از فلاسفه و اندیشمندان در پی آن بودند که حکمت سیاسی دیرین را احیا کنند. افرادی مثل هابر ماس و دیگران تلاش‌هایی در این راستا انجام دادند.

    انتهای پیام

  • مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است

    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است

    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است

    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است
    مکانیزم‌های غیر تورم‌زای

    ایسنا/خراسان رضوی استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد گفت: بخش زیادی از کسری بودجه نتیجه تحریم‌ها است و اگر منصفانه به آن نگاه کنیم نمی‌توان این موضوع را انکار کرد.

    دکتر سید سعید ملک‌الساداتی در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص عملکرد اقتصادی دولت اظهار کرد: درآمدهای نفتی کشور کاهش داشته که نتیجه مستقیم تحریم‌ها است. علاوه بر این، تحریم‌ها به صورت غیر مستقیم به کسب و کارها و فعالان اقتصادی نیز فشار آورده، به گونه‌ای که رشد اقتصادی کشور به طور مداوم طی چند فصل منفی بوده است.

    وی افزود: در چنین شرایطی توان مالیات‌رسانی دولت هم کاهش پیدا می‌کند. در واقع دو منبع اصلی درآمدی دولت، یعنی نفت به طور مستقیم و مالیات‌ها به صورت غیر مستقیم در نتیجه تحریم‌ها با کاهش قابل توجهی در بودجه کشور روبه‌رو بوده است.

    دو گزینه اصلی دولت برای تامین کسری بودجه

    این استاد دانشگاه گفت: واقعیت این است که برای جبران کسری بودجه مکانیزم‌های غیر تورم‌زای چندانی برای دولت باقی نمانده است. با فرض تداوم تحریم‌ها و عدم امکان فروش نفت، دولت برای تأمین کسری بودجه دو گزینه اصلی دارد. در ابتدا استقراض از بانک مرکزی که تورم‌‎زا بوده و البته شواهد آماری نشان می‌دهد دولت از آن بهره برده، گزینه دوم نیز فروش اوراق بدهی دولت به مردم که روشی بدون تورم است.

    ملک‌الساداتی ادامه داد: این روش در حال حاضر توسط وزارت اقتصاد دنبال می‌شود، اما با توجه به فضای سوداگری حاکم بر جامعه، نرخ سود اوراق بدهی دولت یارای برابری با نرخ سودهای موجود در بازارهای سفته‌بازی را ندارد، البته در کنار این دو روش، فروش دارایی‌های دولت نیز اقدام دیگری بوده که انجام شده است.

    استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص عملکرد اقتصادی دولت، عنوان کرد: برخلاف دوره اول که جهت‌گیری‌های روشنی از سیاست‌های دولت برداشت می‌شد و مسیر عملکرد آن برای فعالان اقتصادی قابل پیش‌بینی بود، در دوره دوم موفقیت‌آمیز نبود و تاحدودی نیز زمینه‌ساز تعمیق فضای عدم اطمینان میان فعالان اقتصادی و عامه مردم شد.

    دولت در دوره دوم به اندازه کافی از اندوخته علمی کشور برای اداره اقتصاد استفاده نکرده است

    وی اضافه کرد: در این دوره به اندازه کافی از اندوخته علمی و کارشناسی کشور برای اداره اقتصاد استفاده نشد، و حتی برخی سیاست‌گذاری‌ها با سراسیمگی مواجه بودند. نمونه بارز این مساله اوراق سلف نفتی است که دولت در اجرای آن سراسیمه تصمیم گرفت و بدون در نظر گرفتن پیش‌نیازهای لازم و توافق‌ با سایر نهادها به طور وسیع آن را اطلاع‌رسانی کرد، در نهایت آنچه حاصل شد افزایش بی‌اعتمادی فعالان اقتصادی بود.

    این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه انتشار اوراق سلف نفتی می‌توانست از نظر مالی برای دولت گشایشی ایجاد کند، تصریح کرد: چنین رفتاری را در دولت‌های قبلی نیز شاهد بوده‌ایم. دولت‌ها معمولا در سیستم‌های دموکراتیک آموخته‌اند که در سال‌های پایانی دوره خود جهت تامین مالی بودجه به سمت روش‌هایی بروند که استقراض‌محور است، در حالی که در سال‌های آغازین دوره خود کمتر از این روش‌ها استفاده می‌کنند. دلیل این موضوع هم کاملا مشخص است، زیرا قرار نیست قرض‌های به وجود آمده را دولت کنونی بپردازد و به دولت بعدی منتقل می‌شود.

    ملک‌الساداتی ضمن انتقاد از جهت‌گیری‌ دولت در مواجهه با بازار سرمایه و حمایت‌های تلویحی از ورود مردم به این بازار، بیان کرد: این رفتار یادآور وقایعی است که در سال‌های اخیر در خصوص موسسات مالی و اعتباری در کشور رخ داد. در آن سال‌ها حمایت‌های تلویحی، رسانه ملی و سایر نهادها به گسترش این باور در میان مردم دامن زد که می‌توانند بدون پذیرفتن ریسک به سودی فراتر از سود متداول در اقتصاد دست یابند.

    استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد افزود: از این نکته مهم نباید غافل شد که آب گل‌آلود موسسات مالی فرصتی بی‌نظیر در اختیار برخی گروه‌های همسو و ذی‌نفع در موسسات مالی قرار داد تا منابع مالی مورد نیاز برای فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خود را فراهم نمایند، اما آنچه در نهایت رقم خورد، انبوه سپرده‌گذارانی بود که دولت را مسئول زیان و یا بهتر است بگوییم سود به دست نیامده خود می‌دانستند.

    وی ادامه داد: آنچه امروز در بورس شاهد هستیم، تکرار همان وقایع موسسات مالی با ابعادی به مراتب وسیع‌تر است. این بار نیز مردم با این باور نادرست که می‌توان در این بازار بدون تحمل ریسک یک‌شبه ثروتمند شد، به این بازار وارد شدند.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: شباهت اصلی این مساله با داستان موسسات مالی اینجاست که با آغاز تعدیل بازار سهام طی چند هفته اخیر و منفی شدن انتظار عمومی نسبت به دورنمای بازار، سخنگوی دولت خبر از حمایت از دارایی مردم و انتقال یک درصد از منابع صندوق توسعه ملی برای حمایت از بورس داده است.

    ملک‌الساداتی در خصوص ارزیابی عملکرد دولت در بازار ارز گفت: عملکرد دولت در بازار ارز به ویژه تعیین نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی در سال ۹۷ منفی بود، اما عامل اصلی التهاب بازار ارز در شرایط موجود از یک سو کاهش شدید درآمد ارزی دولت و از سوی دیگر حجم بالای نقدینگی است.

    استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: با شدت گرفتن تحریم‌های نفتی و بانکی، ورود ارز به کشور بسیار محدود شده است. از طرفی دولت که با محدودیت منابع مواجه بوده، برای تأمین کسری بودجه به سمت روش‌های تأمین مالی تورم‌زا گام برداشته که مهمترین نشانه آن رشد بی‌سابقه نقدینگی در کشور است. از سوی دیگر با افزایش تورم، تقاضای ارز که قابلیت حفظ ارزش دارایی دارد، افزایش یافته است.

    وی در خصوص ارائه گزارش اقتصادی از سوی دولت و تاثیرات آن عنوان کرد: رئیس‌جمهور از ابتدا بنا داشت که عملکرد خود را به صورت منظم گزارش دهد و حتی صحبت از ارائه گزارش‌های ۱۰۰ روزه بود که محقق نشد، در حالی که این حق عموم مردم است از عملکرد دولت آگاه باشند.

    انتهای پیام

  • ردپای پیمانکاران در حوادث شهرهای بازی و جای خالی کارشناسان ایمنی

    ردپای پیمانکاران در حوادث شهرهای بازی و جای خالی کارشناسان ایمنی

    ردپای پیمانکاران در حوادث شهرهای بازی و جای خالی کارشناسان ایمنی

     

    به گزارش ایسنا، یکی از مهم ترین مسائل در زمینه حقوق شهروندی، داشتن حق زندگی ایمن، سالم در شهر است که تنها با عملی شدن شاخص های ایمنی، بهداشتی و محیط زیستی (HSE)، می توان به آن دست پیدا کرد.

    حدود یک ماه از وقوع حادثه ای دلخراش در پارک لاله تهران می گذرد که طی آن پسر نوجوان ۱۲ ساله جان خود را از دست داد. ۱۸ مرداد مهدی به همراه پدرش در پارک لاله مشغول بازی پینگ‌پنگ بود که دچار برق گرفتگی شد و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.

    مرور و بازخوانی حوادثی که سال های گذشته تا کنون در بسیاری از نقاط جغرافیایی کشور رخ داده، نشان می دهد که باید به مقوله ایمنی و نظارت در مکان های تفریحی توجه ویژه ای داشت؛ برخی از این حوادث به شرح زیر است:

    ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۱

    حادثهٔ پارک شهر تهران حادثه‌ای‌ست که در روز شنبه، چهاردهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۱ روی داد و در آن شش دختر دانش‌آموز و یک قایقران در دریاچهٔ پارک شهر غرق شدند.

    ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ 

    پسربچه ۴ ساله پس از سقوط از ترن شهر بازی مشهد، زیر چرخ‌های قطار جان خود را از دست داد. این حادثه ظهر ۱۳ فروردین و زمانی رخ داد که خانواده محمد- پسربچه‌ ۴ ساله‌ای که در این حادثه جان خود را از دست داد – برای تفریح به پارک ملت مشهد رفته بودند. این کودک به همراه یکی از اقوام خود سوار بازی ترن می شود، اما ترن در حل خروج از تونل وحشت بوده که ناگهان حین عبور قطار از پیچ خروج تونل به پایین سقوط کرده و زیر چرخ‌های ترن گرفتار می شود. وی جان خود را از دست داد.

    ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ 

    شب ۲۸ خرداد ماه سال ۱۳۸۹ از جا کنده شدن قلعه بادی و سقوط آن در پارک پلیس تهرانپارس، ۱۲ مجروح برجای گذاشت که برخی از آنان سرپایی مداوا و از بیمارستان مرخص شدند. یک خانم ۲۸ ساله در پی این اتفاق به کما رفت که متاسفانه جان باخت. تحقیقات اولیه در زمینه علت وقوع این حادثه حاکی از آن بوده که وزش باد شدید و پیش بینی نشده عامل وقوع این حادثه بود است.

    اول آبان ۱۳۹۱

    یکم آبان ماه حادثه تلخی در اوج هیجان در شهر بازی ائل گلی تبریز رخ داد، ساعت ۱۸:۳۰ خانواده ای سه نفره از چرخ و فلک این شهر بازی سقوط کردند، در پی این سقوط  یک زن از اعضای این خانواده در دم جان باخت و  مردی نیز به شدت مصدوم شده و پس از عمل جراحی در بیمارستان جان خود را از دست داد اما پسر ۱۴ ساله که حین سقوط به نرده های چرخ و فلک گیر کرده بود جان سالم به در برد.

    پس از وقوع حادثه علی‌رضا حسن‌زاده -مدیر مدیر لونا پارک مجتمع رفاهی تفریحی ائل‌گولی تبریز –  علت بروز حادثه شامگاه دوشنبه در چرخ و فلک این مجموعه را عدم رعایت نکات ایمنی و نبستن کمربند ایمنی از سوی خانواده حادثه دیده اعلام کرد.

    ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ 

    بروز نقص فنی در یکی از وسایل بازی پارک ارم منجر به مصدومیت شدید سه دختر جوان شد. طی این حادثه تا سه دختر ۲۲ تا ۲۵ ساله از ارتفاع چند متری به زمین سقوط کرده و به شدت مصدوم شدند. به طوری که گردن هر سه شکسته و ریه یکی از آن ها سوراخ شد. همچنین یکی از آن ها علاوه بر شکستگی لگن دچار آسیب نخاعی شد.

     ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ 

    مادر و فرزندی از چرخ و فلک در شهر برازجان سقوط کردند که این حادثه سبب مرگ مادر ۳۵ ساله و مصدومیت فرزند ۴ ساله وی شد.

    مجید نوفرستی -کارشناس ایمنی- در این رابطه در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: ههر ساله شاهد وقوع حوادثی در مراکز تفریحی مثل شهر بازی ها بودیم، برخی از این حوادث منجر به فوت و برخی منجر به مصدومیت افراد شدند.

    وی گفت: البته توجه مسئولین نسبت به قبل بیشتر شده اما باید هر روزه شاهد حوادثی از این قبیل هستیم که می توان گفت وضعیت وضعیت مطلوبی نیست. همچنان بحث دایره نظارت ها چه در مجموعه شهر بازی ها کافی و کامل نیست هر چند که سازمان ملی استاندارد نظارت ها را افزایش دادند و تعداد پلمپ کردن ها نیز افزایش یافته است.

    این کارشناس ایمنی با بیان اینکه فاصله بین این نظارت ها همچنان دغدغه است گفت: در این مجموعه ها ان چیزی که دغدغه است این است که نیاز به حضور یک متخصص HSE یا یک پایشگر ایمنی است. این فرد خود باید یک نظارت داخلی داشته باشد و لازم است که در این مجموعه ها کارشناسان ایمنی که کارش لزوما فنی نباشد و نگاه اسیب شناسانه داشته باشد حضور پیدا کنند.

    نوفرستی اظهار کرد: امیدواریم مسئولین، صاحبان و مالکان این مراکز برای سلامت و ایمنی توجه بیشتر داشته باشند. شاید در مراکز خصوصی برخورد راحت تر باشد اما در مراکز دولتی که شهرداری مسئول پاسخگویی است برخی مسئولین محل دغدغه ایمنی را متاسفانه ندارند، متاسفانه در قراردادها هم بیشتر مباحث هزینه و مالی بررسی می شود تا به ایمنی توجه شود.

    این کارشناس ایمنی افزود: شاید بتوان گفت عمده اقدامات را در دستگاه ها حتی حادثه اتوبوس دانشگاه آزاد به پیمانکاران واگذار شده بود، در واقع برآورد ما این است که هر محل پیمانکارانی دارد. باید در قرار دادها به موضوعات ایمنی توجه بسیار بیشتری شود، البته بی شک در برخی از قرار دادها روابط شخصی و حتی فساد هایی هم وجود دارد اما نکته این است که پس از وقوع حادثه موجی راه می افتند که تمام مسئولین می گوند که با اشد مجازات با افراد برخورد می کنیم این در حالی است که در موضوعات هم پیمانکار مقصر نشان داده می شود.

    مدیر عامل انجمن جامعه ایمن کشور ادامه داد: اما مسئولیت یک نفر نافی مسئولیت دیگران نیست. مثل حادثه سال گذشته که فردی در ورزشگاه آزادی با داربست برخورد کرد و دچار برق گرفتگی شد نیز گفتند که پیمانکار مقصر بوده است اما باید دید که چرا نظارت بر این کار ها وجود ندارد. شاید لازم است اگر یک پیمانکار اجرا داریم یک پیمانکار ایمنی و HSE هم داشته باشیم در اقدامات مالی نیز حسابدار و حسابرس هم نمی توانند یک نفر باشند.

    وی با اشاره به جای خالی ناظران HSE گفت: موضوع تنها ایمنی نیست بلکه سلامت هم هست، موضوع HSE عمر خیلی طولانی در کشور ما ندارد و حدود دو دهه قبل وارد کشور ما شد، در برخی از کشور ها اگر HSE وجود نداشته باشد خیلی ها حاضر به کار نیستند. این ناظران HSE لزوما عملیاتی نیستند، این افراد ناظران ایمنی هستند که کار دیگران را ارزیابی می کنند و تا زمانی که این وجود ندارد مسئول، کارشناس، بازرس یا کارشناس ایمنی وجود ندارد حتما شاهد حوادثی در آینده هستیم.

    واقعیت این است که حوادث مرکز تفریحی همانند همه حوادث انسان ساز قابل پیشگیری هست و ضرورت دارد که ایمنی در این مراکز با حساسیت بسیار و دقت بیشتری بازنگری و دنبال شود. شاید هم نیاز باشد که تحقیقاتی در زمینه عوامل مخاطره آمیز محیطی انجام شود؛ چرا که نباید هر بار به دلیل عدم رعایت ایمنی که از چشم ها دور مانده است، جان فردی به خطر بیفتد.

    انتهای پیام

  • اقتصاد پساکرونایی و نظم بین‌المللی

    اقتصاد پساکرونایی و نظم بین‌المللی

    اقتصاد پساکرونایی و نظم بین‌المللی
    اقتصاد پساکرونایی و نظم بین‌المللی

    ایسنا/خراسان رضوی کروناویروس جدیدی که از شهر ووهان چین شیوع یافت، به یک بیماری همه‌گیر جهانی با نسبت بی‌سابقه تبدیل‌شده است. تلفات انسانی این بیماری ممکن است ازنظر عددی نسبتا متوسط باشد، اما تاثیر اقتصادی آن بی‌سابقه بوده است. تاثیرات خانه‌نشینی در اقتصاد سراسر جهان، پدیده‌ای است که از قرن‌ها پیش هرگز دیده نشده است.

    به گزارش تریبون آنلاین، این رویداد با توجه به قوانین عادی احتمال، پیش‌بینی نمی‌شد. پیش‌ازاین، مورخان اقتصادی با ویرانی اقتصادی جنگ جهانی دوم روبرو بودند، اما تاثیر اقتصادی جهانی این همه‌گیری وحشتناک بوده است.

    به‌عنوان‌مثال اقتصاد نیجریه در آرواره‌های رکود اقتصادی ریخته شده و سقوط قیمت نفت، ورشکستگی مالی برخی دولت‌ها را عمیق‌تر کرده است. کسری بودجه در دولت‌ها وجود دارد و میلیون‌ها نفر دیگر در فقر فرورفته‌اند.

    در ایالات‌متحده، اقتصاد پیشرو جهان، نزدیک به ۴۷ میلیون شغل ازدست‌رفته است و میلیاردها دلار از بورس اوراق بهادار از بین رفته است.

    چین، موتور و لوکوموتیو اقتصاد جهان، ضربه بزرگی به خود دیده است. صنعت خودروسازی چین بیش از ۲۰ درصد ضرر کرده و صادرات  ۱۷ درصد کاهش‌یافته است. تولید ناخالص داخلی چین بیش از ۶.۸ درصد کاهش‌یافته است و پیش‌بینی می‌شود رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۰ به ۲.۵ درصد کاهش یابد.

    سازمان بین‌المللی کار (ILO) هشدار می‌دهد که در سطح جهانی، از دست دادن شغل می‌تواند شامل ۵۰ درصد نیروی کار شود.

    کشاورزی، تولید، صنعت و خرده‌فروشی نیز خسارات گسترده‌ای را به ثبت رسانده است. هوانوردی، تدارکات و گردشگری ضررهایی به ارزش میلیاردها دلار متحمل شده‌اند. غول مخابرات، اپل، تاخیری فاجعه‌بار به دلیل اختلالات عمده در تامین را گزارش کرده است. هیوندای و نیسان چندین کارخانه خود را تعطیل کرده‌اند.

    درحالی‌که  سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) به‌شدت کاهش‌یافته است، بازارهای سهام جهانی زیان بیش از ۷میلیارد دلار آمریکا را ثبت کرده‌اند. وضعیت بخش بانکی به دلیل فشارها رو به وخامت است. انتظار می‌رود حواله‌های جهانی از ۵۵۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ به ۴۴۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ کاهش یابد.

    ویروس کرونا، بار بدهی‌های فزاینده‌ای را در کشورهای ثروتمند و فقیر به دنبال دارد، زیرا کشورها برای ایجاد تعادل در بودجه و ارائه خدمات بهداشتی ضروری، به وام‌های زیادی روی آوردند. فقیرترین کشورها با توجه به اقتصاد شکننده و شرایط مالی بیشترین آسیب را خواهند دید.

    طبق گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) مستقر در پاریس، ۳.۶ میلیون نفر دیگر به آمار افراد گرسنه افزوده می‌شود و ۳.۸ میلیون کودک دیگر دچار سوءتغذیه  و ۸۴ میلیون کودک دیگر از واکسن‌های اساسی و خدمات بهداشتی محروم می‌شوند. همچنین همبستگی جهانی کاهش خواهد یافت زیرا کشورهای اهداءکننده فقط در سال جاری ۱۲ میلیارد دلار میزان کمک‌های رسمی انکشافی (ODA)  را کاهش دادند، این میزان، بودجه‌ای معادل کل کمک‌های خارجی سالانه جمهوری فرانسه است.

    صندوق بین‌المللی پول رکود اقتصادی قریب‌الوقوعی را پیش‌بینی می‌کند که از بحران سال ۲۰۰۷-۲۰۰۹ بدتر خواهد بود. هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که همه‌گیری چه موقع پایان می‌یابد؛ پایان همه‌گیری به یافتن واکسن قبل از پایان سال بستگی دارد.

    اقتصاددانان چهار سناریوی احتمالی بهبود جهانی را بیان کرده‌اند:

    سناریوی V شکل

    اولین سناریوی V شکل است. یعنی به دنبال افت شدید یک صعود شدید و شیب‌دار تا بهبودی کامل انجام می‌شود. این بهترین سناریو ممکن است، همه‌چیز سر جای خود بازمی‌گردد.

    سناریوی U شکل

    شکل دوم، سناریوی U شکل است، که در آن‌ یک رکود عمیق با یک نقطه انتهایی روبرو می‌شود که به تدریج جمع و منجر به بهبودی کامل می‌شود.

    سناریو W شکل

    سومین سناریو بازیابی W شکل است که به معنای واقعی کلمه دو V است. یک سقوط شدید به دنبال یک افزایش شدید، دوباره یک سقوط شدید و دوباره افزایش پیش روی خواهد بود. این سناریو در صورت بروز پیک افزایشی که به دنبال آن یک قرنطینه خانگی طولانی‌مدت دیگر رخ دهد، به وجود خواهد آمد.

    سناریوی L شکل

    چهارمین سناریو، بدترین حالت، به شکل بهبودی L شکل خواهد بود. در اینجا، رکود فعلی برای یک دوره طولانی ادامه دارد و زنجیره‌های تامین جهانی و تدارکات برای بازگشت به مسیر قبلی مدت‌زمانی طولانی نیازمند است.

    به نظر می‌رسد همه‌گیری جهانی قدرت دولت‌ها را به‌عنوان بازیگران اصلی در سیاست بین‌الملل تقویت کرده است. اجرای قرنطینه در جهان، ازجمله تعطیلی مشاغل، مراکز فرهنگی و عبادتگاه‌ها بی‌سابقه است. حدود ۸۴ کشور  وضعیت اضطرار ملی اعلام کردند.

    برخی  کووید-۱۹ را به جنگ جهانی سوم تشبیه کرده‌اند، جنگی که ظاهرا چین، ایالات‌متحده را شکست داده است. قبل از همه‌گیری، واشنگتن و پکن درگیر یک جنگ طولانی تجاری شده بودند. دولت ترامپ به دلیل ادعای دامپینگ تجاری (فروش محصولات به قیمتی کمتر از بازار داخل)، راه چینی‌ها را با تعرفه‌های تنبیهی مسدود کرده بودند. چینی‌ها نیز با تعرفه‌ها و محدودیت‌های تجاری خود، اقدام به مقابله‌به‌مثل کردند. همچنین در دریای جنوب چین نیز قدرت‌نمایی‌هایی به‌منظور ترساندن حریف به راه افتاده بود.

    هنگامی‌که کووید‑۱۹ در نوامبر ۲۰۱۹ شیوع یافت، دونالد ترامپ آن را “ویروس چینی” توصیف کرد و باعث ناراحتی چینی‌ها شد. به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در فاجعه‌ای که در زمستان سال گذشته برای چینی‌ها به وجود آمد، از بداقبالی آن‌ها کمی خوشحال نیز شدند. در مورد ریشه خود ویروس، اتهامات متقابلی به هر دو طرف زده شد اما سرایت ویروس به آمریکای شمالی، چینی‌ها را عقب نشاند و آن‌ها شروع به استفاده از سرمایه مازاد خود برای خرید سریع دارایی‌ها و شرکت‌هایی آسیب‌دیده در غرب کردند.

    به گفته یکی از استراتژیست‌های نظامی مشهور چینی، “بهترین جنگ‌ها بدون شلیک به دست می‌آید” و یا  “عالی‌ترین جنگ، تسلیم کردن دشمن بدون جنگ است. ” ظاهرا چینی‌ها بدون جنگ در جنگ جهانی سوم پیروز شدند. پاندول ژئوپلیتیک جهانی به‌طور غیرقابل برگشتی به نفع پادشاهی شرق آسیا حرکت کرده است.

    آنچه ممکن است پیش رو داشته باشیم، تشدید رقابت بر سر سیستم‌های سیاسی-اقتصادی است. بعید به نظر می‌رسد که این رقابت شکلی از تقابل‌های ایدئولوژیک جنگ سرد باشد، بلکه ممکن است با یک رقابت جدید مبتنی بر سیستم‌های ملی سازمان اقتصادی و سیاسی و خاک‌ریزهای دفاعی ایدئولوژیکی هر دو طرف روبرو شویم، یعنی استبداد در مقابل لیبرالیسم. ایالات‌متحده نظم سیاسی و اقتصادی لیبرال خود را به‌عنوان بهترین پدیده ممکن در جهان ارائه می‌دهد. از طرف دیگر، چین الگوی اقتصاد مدیریت‌شده و الگوی سیاسی خودکامه متمرکز خود را به‌عنوان بهترین حالت ممکن در جهان ارائه خواهد کرد.

    تاثیر چین در دنیای پیش رو ممکن است به شکل افزایش تقلید از مدل چینی باشد. چینی‌ها به موفقیت در ایجاد زیرساخت‌های درجه‌یک اقتصادی در سطح جهانی بدون لیبرال دموکراسی افتخار می‌کنند. رئیس‌جمهور، شی جین پینگ قانون اساسی را با معرفی کردن خود به‌عنوان رئیس‌جمهور مادام‌العمر تغییر داده است. در زمان او هیچ سقوط سیاسی وجود نداشته است و اقتصاد تحت حاکمیت او آرام و به‌خوبی پیش رفته است. وی ضربات مهلکی به نخبگان قدرتمند سیاسی محکوم‌به فساد مالی وارد کرده است.

    ممکن است با دنیای جدیدی روبرو شویم که در آن دولتمردان اقدامات اقتصادی و سیاسی چندجانبه گرایانه (ائتلاف چند کشور برای پیشبرد یک هدف مشترک) را حق خود بدانند. در اوج بیماری همه‌گیر کووید‑۱۹، ایالات‌متحده با سختگیری از عضویت در سازمان بهداشت جهانی(WHO)  خارج شد. این اقدام آمریکا یک میلیارد دلار از سوی سازمان بهداشت جهانی به چینی‌ها سود رساند. ممکن است اقداماتی مشابه ایالات‌متحده در چندین آژانس بین‌المللی دیگر را نیز مشاهده کنیم و این نمی‌تواند خبر خوبی برای همکاری بین‌المللی باشد. چین با همه پول و سخاوتش، یک جامعه بازنیست.

    کووید‑۱۹ نه‌تنها شکاف‌های اتحاد آتلانتیک را عمیق‌تر کرده ‌است، بلکه تهدیدی برای بنیان اروپای جدید است. ایتالیایی‌ها بدون کمک اروپا، با بدترین کابوس‌های خود روبرو شدند. بیشتر کشورهای عضو اتحاد شینگن مرزهای خود را بسته‌اند. نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر به‌خوبی می‌تواند شکل و فیزیولوژی سیاست جهانی در سال‌های آینده را تعیین کند. در صورت پیروزی دونالد ترامپ، احتمالا شاهد بازگشت به انزواطلبی آمریکا و عقب‌نشینی از چندجانبه گرایی خواهیم بود.

    جهان بیشتر به توانایی چند رهبر روشن‌فکر نیاز دارد که بتوانند ائتلاف جهانی جدید، متعهد به ایجاد یک نظم بین‌المللی جدید شجاعانه متکی به صلح، امنیت، عدالت اجتماعی، همبستگی و امید ایجاد کنند.

    انتهای پیام