نویسنده: اعتماد آنلاین

  • بایدن به برتری ۱۴ امتیازی پس از مناظره با ترامپ دست یافت

    بایدن به برتری ۱۴ امتیازی پس از مناظره با ترامپ دست یافت

    بایدن به برتری ۱۴ امتیازی پس از مناظره با ترامپ دست یافت

     

    اعتمادآنلاین| نتایج یک نظرسنجی جدید که درست پس از اولین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا در سطح ملی انجام شد نشان داد که جو بایدن با اختلاف ۱۴ امتیاز از ترامپ پیشی گرفته است.

    در یک نظرسنجی ملی که درست پس از اولین مناظره جو بایدن نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا با رئیس جمهور وقت این کشور صورت گرفت، مشخص شد که وی با اختلاف ۱۴ امتیاز از دونالد ترامپ پیشی گرفته است.

    نتیجه نظرسنجی‌هایی انجام شده توسط «ان‌بی‌سی» و «وال‎استریت ژورنال» که روز یکشنبه منتشر شد نشان داد ۵۳ درصد از رای دهندگان از بایدن اعلام حمایت می‌کنند در صورتی که این عدد برای ترامپ به ۳۹ درصد رسیده است.

    همچنین «ان‌بی‌سی» خاطرنشان کرد که بایدن نسبت به نظرسنجی قبلی که پیش از مناظره هفته گذشته انجام شد، ۸ درصد از ترامپ پیش افتاده است. این خبرگزاری همچنین افزود که برتری فعلی معاون سابق رئیس جمهور نسبت به ترامپ بزرگترین اختلاف آماری‌ای است که وی در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۰ بدست آورده است.

    تقریبا نیمی از پاسخ دهندگان (۴۹ درصد) در پاسخ به این نظرسنجی‌ گفتند که بایدن در این مناظره که با مزاحمت‌های مکرر و توهین‌های شخصی همراه بود، بهتر از ترامپ ظاهر شد. در مقابل تقریباً یک چهارم (۲۴ درصد) اظهار داشتند که ترامپ عملکرد بهتری داشته است.

    ۵۸ درصد از پاسخ‌دهندگان گفتند که بایدن خلق و خوی بهتری برای ریاست جمهوری دارد، در حالی که ۲۶ درصد ترامپ را انتخاب کرده اند.

    همچنین رای دهندگاه نظرات بهتری نسبت به بایدن در مورد موضوعاتی از جمله مسائل نژادی، مراقبت‌های بهداشتی و ویروس کرونا داشتند.

    اما در مورد موضوعات اقتصادی هنوز ترامپ گزینه اول پاسخ دهندگان است، اگرچه حمایت از وی در نظرسنجی جدید ۳ امتیاز کاهش یافت.

    این نظرسنجی با حاشیه خطای ۳.۵ درصد از ۸۰۰ رأی دهنده در تاریخ‌های بین ۳۰ سپتامبر و ۱ اکتبر و درست قبل از اعلام مثبت بودن آزمایش ویروس کرونای ترامپ ثبت شده بود.

    منبع: تسنیم

  • دیدار رییس کل دیوان محاسبات کشور با مدیران سرخابی‌ها

    دیدار رییس کل دیوان محاسبات کشور با مدیران سرخابی‌ها

    دیدار رییس کل دیوان محاسبات کشور با مدیران سرخابی‌ها

     

    اعتمادآنلاین| رییس کل دیوان محاسبات کشور با مسئولان دو باشگاه پرسپولیس و استقلال دیدار و تبادل نظر کرد.

    مهرداد بذرپاش، رییس کل دیوان محاسبات کشور، میزبان مهدی رسول‌پناه سرپرست و رئیس هیات‌مدیره باشگاه‌ پرسپولیس و احمد مددی سرپرست باشگاه استقلال بود تا درباره مسایل و مشکلات این ۲ باشگاه تبادل نظر کنند.

    بذرپاش اعلام کرد: دیوان محاسبات از هیچ کمکی برای توسعه باشگاهها در چارچوب ضوابط قانونی دریغ نمی‌کند تا در اجرای قانون، انجام بهتر امور، افزایش بهره‌وری و حفظ سرمایه‌های عمومی کشور، یار و یاور مدیران و سازمان‌ها باشد.

    در این جلسه، ضمن تاکید بر نقش نظارتی دیوان محاسبات در اجرای قانون و حفظ سرمایه‌های باشگاه‌ها، مقرر شد با توجه به تنگناهای موجود که موجب اختلال در انجام امور و در نتیجه اتلاف سرمایه‌های مادی و معنوی در فوتبال و به ویژه این ۲ باشگاه دولتی شده، با نظر متخصصین و همکاری وزارت ورزش و جوانان، کمیته‌ای از معاونین و مشاوران دیوان محاسبات کشور نسبت به ارایه راهکارهای قانونی برای باشگاه‌های ورزشی، به خصوص پرسپولیس و استقلال فعال شود.

    در پایان، با دستور رئیس دیوان محاسبات، حساب باشگاه پرسپولیس که هفته گذشته مسدود شده بود باز شد.

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • روسیه برای تحویل موشک‌های اس۴۰۰ مشکلی ندارد

    روسیه برای تحویل موشک‌های اس۴۰۰ مشکلی ندارد

     

    روسیه برای تحویل موشک‌های اس۴۰۰ مشکلی ندارد

     

    اعتمادآنلاین| ما از تهدیدهای آمریکا نمی‌ترسیم و بر تعهدات خود پایبند خواهیم بود و اگر طرف ایرانی پیشنهادات خاصی را در مورد خرید سلاح از روسیه دارد، ما آمادگی داریم بعد از ۱۸ اکتبر به دقت پیشنهادات طرف ایرانی را پیگیری کنیم.

    گفت‌وگوی لوران جاگاریان، سفیر روسیه درباره ایران از حمایت روسیه و کشورهای اروپایی از ایران در برابر اقدام آمریکا در شورای امنیت تا مسئله افغانستان و سوریه و درگیری‌های اخیر بین آذربایجان و ارمنستان.

    گفت‌وگو با سفیر روسیه در تهران را منتشر کرده است که مشروح آن را در پی می‌خوانید:

    *در یک ماه اخیر، شاهد اتفاقات زیادی از طرف آمریکا بودیم. آمریکایی‌ها پس از تلاش ناموفق در تمدید تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران، سعی کردند قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران را بازگردانند، اما در عمل شورای امنیت و دبیرخانه آن اقدامی انجام ندادند و یا به آن بی‌اعتنایی کردند. آمریکایی‌ها با تفسیر یکجانبه‌ای که از این موضوع داشتند سعی کردند آن را به دیگران تحمیل کنند؛ تفسیر و موضع روسیه از این تحولات چیست؟

    آنچه مربوط به موضع روسیه است، کاملا واضح و روشن است. از ابتدا و فورا بعد از آن‌که ترامپ در ماه می سال ۲۰۱۸ اعلام کرد از برجام خارج می‌شود، ما به طور سخت علیه آمریکا موضع گرفتیم و از سه کشور اروپایی خواستیم در کنار ما باشند تا با تلاش یکدیگر برجام را حفظ کنیم. از طرفی بحث‌هایی طی جلسات شورای امنیت مطرح شد؛ به طور مثال در ماه اوت که اندونزی ریاست شورا را به عهده داشت و پس از آن نیجریه، امیدوار هستیم در ماه اکتبر که روسیه ریاست را بر عهده بگیرد بتوانیم این روند مقابله با زیاده خواهی آمریکا را دنبال کنیم و مانند دوره قبل که روسیه، اندونزی، نیجریه و سایر کشورها از جمله چین و سه کشور اروپایی در مقابل فشار آمریکا سخت ایستاده و مقاومت کردند و در نهایت توانستیم پیروز شویم. اما موضوعی که می‌خواهم به آن اشاره کنم بسیار مهم است، سه کشور اروپایی از آمریکا حمایت نکردند اما باز هم همان‌ها از فعالیت منطقه‌ای ایران انتقاد می‌کنند، از طرفی می‌گویند که لغو تحریم سلاح به ایران باید انجام شود و از طرف دیگر می‌گویند فعالیت‌های ایران نباید ادامه داشته باشد اما ما از همان ابتدا گفتیم که از روز ۱۹ اکتبر هیچ مشکلی برای فروش سلاح به ایران نیست.

    *همانطور که گفتید از اکتبر امسال، بخشی از محدودیت‌های تسلیحاتی ایران برطرف می‌شود و از طرفی آمریکا سعی می‌کند، با تحریم و تهدید مانع همکاری کشورها با ایران به ویژه در حوزه نظامی شود، آیا تهدیدات واشنگتن بر اراده مسکو در همکاری با ایران تأثیر خواهد گذاشت یا مانع آن خواهد شد؟

    به هیچ‌وجه، معاون وزیر امور خارجه روسیه هم اعلام کرد که ما از تهدیدهای آمریکا نمی‌ترسیم و بر تعهدات خود پایبند خواهیم بود و اگر طرف ایرانی پیشنهادات خاصی را در مورد خرید سلاح از روسیه دارد، ما آمادگی داریم بعد از ۱۸ اکتبر به دقت پیشنهادات طرف ایرانی را پیگیری کنیم.

    *یعنی توافقی که قرار بود در مورد اس۴۰۰ انجام شود، شامل این موضوع می‌شود؟

    همانطور که می‌دانید اس ۳۰۰ تحویل داده شد. روسیه برای تحویل اس۴۰۰ هم مشکلی ندارد و از ابتدا هم مشکلی نبود.

    *یعنی به راحتی در ماه اکتبر این اقدام صورت می‌گیرد؟

    از ۱۹ اکتبر هیچ مشکلی وجود ندارد. اما بحث تأمین مالی هم مطرح است، البته منظور این نیست که تأمین مالی انجام نشده است، ما باید هم در مورد ارسال سلاح و هم درباره قیمت و مسائل مالی در این خصوص گفت‌وگو کنیم.

    *قرار نیست روسیه از ارز دیگری در مبادلات به جای دلار استفاده کند؟

    اگر وارد این بخش از گفت‌وگو شویم، متخصصان باید در مورد شرایط این‌که چطور و چه مقدار پول باید پرداخت شود، اظهارنظر کنند.

    *با گذشت این چندسال و اقدامات آمریکا و وضعیت موجود، شما برجام را در چه وضعیتی می‌بینید؟ آیا این توافق به تعبیر برخی در کما یا برزخ است را قبول دارید؟ به نظر شما برجام می‌تواند نجات پیدا کند؟

    ما در جلساتی که در ماه اوت و سپتامبر در نیویورک برگزار شد، خیلی نگران بوده و تصور می کردیم که به حالت بسیار بدی نزدیک شده‌ایم اما در این دو ماه اخیر کمی بیشتر امیدوار شدیم. بازهم تکرار می‌کنم که هم‌اکنون سه کشور اروپایی عضو برجام، تا حدودی به ما نزدیک شده اند و هم از برکات مساعدت و کمک سه کشور انگلیس و فرانسه و آلمان توانستیم در جلسه شورای امنیت در مقابل آمریکا مقاومت کرده و بایستیم. در مورد چین که اصلا صحبتی نیست زیرا چین همیشه همراه بوده است و دوست خوبی هم برای ایران و هم برای روسیه است.

    *وزیر امورخارجه ایران در دوران کرونا، سه سفر به روسیه داشته که آخرین مورد آن همین اواخر انجام شد. هدف از این سفر چه بود و درباره چه مسائلی گفت‌وگو یا توافق شد؟

    ما به طور منظم با ایران در سطوح مختلف تماس‌هایی داریم. اگر اشتباه نکنم ظریف طی چهار ماه گذشته سه‌بار به مسکو سفر کرد که این بسیار مهم است، چراکه تحولات فعلی در جهان و در منطقه بسیار سریع در حال تغییر بوده و لازم است که با یکدیگر بررسی کنیم که چه اقداماتی باید انجام دهیم و در حوزه‌های برجام، افغانستان، یمن و سوریه چگونه باید عمل کنیم، به همین دلیل روسیه با ایران بسیار خوب و ثمربخش همکاری می‌کند. اما در مورد برجام هنوز به هیچ توافقی نرسیده‌ایم که بخواهیم قراردادی امضا کنیم، اما با این حال به این توافق رسیدیم که چطور و در کدام حوزه با یکدیگر همراهی کنیم. به طور مثال در مورد جلسه کمیسیون مشترک طرفین به توافق رسیدیم که تا پایان سال جاری میلادی جلسه کمیسیون مشترک در روسیه برگزار می‌شود چراکه در حال حاضر وضعیت فعلی بهداشت در مورد کرونا چه در ایران و چه در روسیه، روز به روز بدتر می‌شود. از طرفی عراقچی با ریابکوف جلسه جداگانه‌ای داشته و در مورد برجام صحبت کردند که در کجای مسیر هستیم و باید به کجا برویم، اکنون ما باید منتظر برگزاری جلسه آینده کمیسیون مشترک برای حفظ برجام باشیم، یک بار دیگر تکرار می‌کنم من این بار امیدوارتر هستم.

    *جناب سفیر بحث مهم این سفر چه بود؟ افغانستان، سوریه یا برجام؟

    در مورد تمام این موارد در این سفر گفت‌وگو شد. جلسات دو جانبه برگزار شد که البته فکر می‌کنم اولویت برجام بود چراکه عراقچی با ریابکوف قبل از جلسه اصلی، جلسه‌ جداگانه‌ای داشتند.

    *در مورد سوریه هم بحثی شد؟

    در مورد سوریه ما هم باید به پترسون و هم به طرفین درگیر در سوریه، چه در دولت و چه مخالفین کمک کنیم تا جلسات آن‌ها در چارچوب کمیته قانون اساسی ادامه پیدا کند. جلسه اول برگزار شد، اما باید ببینیم جلسه دوم چه زمانی و در کجا برگزار می‌شود. ممکن است جلسه بعدی در ژنو باشد اما به هرحال ما از فعالیت پترسون هم حمایت می‌کنیم.

    *در مورد برجام گفتید، اما سهم اروپایی‌ها در این میان چیست؟ باتوجه به این که آن‌ها در برجام به تعهدات خود پایبند نبودند و شما نیز اشاره کردید که آن‌ها در حمایت ایران در شورای‌امنیت هم تاحدودی همراه شدند.

    اروپایی‌ها از آمریکا حمایت نکردند و آمریکا تنها رأی جزایر دومینیکن را داشت، کشورهای اروپایی رأی ممتنع دادند که این بسیار مهم است چراکه بدین معناست که متحدان نزدیک نظامی آمریکا از آن‌ها حمایت نکردند.

    *همانطور که می‌دانید اروپایی‌ها در برجام به تعهدات خود پایبند نبودند.

    اروپایی‌ها عنوان می‌کنند ما محدودیت داریم و نمی‌توانیم به شرکت‌های خصوصی خود دستور دهیم که حتما باید با ایران همکاری کنید. اما حق با شماست و فکر می‌کنم آن‌ها بتوانند بیشتر از آنچه تاکنون انجام دادند، انجام دهند. سازوکار INSTEX به آن اندازه‌ای که قرار بود فعال باشد، در حال حاضر فعال نیست و ما منتظر سفر مدیرکل INSTEX بودیم که صورت نگرفت و پول زیادی هم واریز نکردند. البته در این شرایطی که در ایران در مورد کرونا به وجود آمده و همه ما نسبت به آن آگاه هستیم شرایط نیز تا اندازه زیادی، تأثیر منفی بر این موضوع داشته است. اما به هرحال ما به اروپایی‌ها گفتیم که حاضر هستیم در سازوکار INSTEX همکاری کنیم.

    *مدتی پیش اخباری منتشر شده بود مبنی بر این‌که روسیه اولین واکسن کرونا را ساخته است و سفیر ایران در روسیه نیز گفت که مقامات دو کشور در حال مذاکره برای تولید مشترک واکسن کرونا هستند؛ آخرین وضعیت تولید واکسن و همکاری دو کشور به کجا رسیده است؟

    چند روز پیش کنفرانس مجازی بین‌بنیادی که موظف است در این زمینه کار کند به نام بنیاد سرمایه‌گذاری‌های مستقیم و انستیتو پاستور برگزار شد که آن‌ها نیز این صلاحیت را دارند و طرف ایرانی هم چند سؤال در آن‌جا مطرح کردند.اکنون در حال ورود به فاز اجرایی هستیم و بعدا نتیجه آن را می‌بینیم. شاید نیاز به رفت‌وآمدهایی باشد که چنانچه مشکلاتی هم در این‌باره هست اما به هر حال پروازی هست که هفته‌ای یک‌بار روزهای پنج‌شنبه به مسکو پرواز می‌کند و ان‌شاءالله پس از هماهنگی‌های لازم، این هیئت می‌تواند به مسکو برود.

    *یعنی ساخت واکسن کرونا موفقیت آمیز بوده است؟

    بله. بنده اعتقاد دارم کسانی که انتقاد می‌کنند حسادت می‌ورزند. چون ما اولین کشوری بودیم که واکسن کرونا را تولید کردیم اما فقط یک واکسن نیست و چند واکسن است که بر روی آن‌ها در حال کار هستیم. به هر حال گفته‌های سفیر ایران در روسیه درست است. روسیه آمادگی کامل دارد که با تمام کشورهای علاقه‌مند از جمله کشور دوست، ایران همکاری کند.

    *تولید این واکسن چه زمانی خواهد بود؟

    اکنون در حال تولید هستند و به داروخانه‌های مسکو نیز منتقل شده است که البته آنقدر هم ارزان نیست.

    *واکسن کرونا چه زمانی به ایران ارسال می‌شود؟

    انشاءالله در آینده‌ای نزدیک ساختارهای دولتی هر دو کشور از جمله بنیاد مستقیم سرمایه‌گذاری و انستیتوپاستور به نتیجه می‌رسند. من زیاد وارد جزئیات نمی‌شوم اما باید امیدوار باشیم چراکه همه چیز خوب پیش می‌رود.

    *جناب سفیر، باتوجه به این که شما از سال ۲۰۱۱ سفیر روسیه در ایران بوده‌اید و پیش از این نیز در ایران حضور داشتید، شما در این دوره‌ها چه تفاوتی بین سیاست خارجی ایران نسبت به روسیه مشاهد کرده‌اید؟ مشخصا تفاوت بین دولت احمدی‌نژاد و دولت روحانی را بفرمایید؟

    در مجموع ۱۴ سال می‌شود، قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) بعضی از سفرای قبلی از ما سؤال می‌کردند که روسیه ترجیح می‌دهد کدام یکی از نامزدها (قالیباف یا روحانی) رئیس جمهور شود؟پاسخ من این بوده است که هرکسی که از طرف اکثریت مردم ایران انتخاب شود ما با او کار خواهیم کرد. ما در امور داخلی کشورهای خارجی از جمله جمهوری اسلامی ایران دخالت نمی‌کنیم و اصلا هم این موضوع را ترجیح نمی‌دهیم چراکه روسیه در اولویت‌های سیاست خارجی ایران جایگاهی خاص دارد و هرکس که رئیس‌جمهور باشد با روسیه روابط خوبی خواهد داشت. من در زمان مرحوم‌هاشمی رفسنجانی دبیر اول سفارت بودم و در این دوران‌ها تفاوت زیادی را نمی‌بینم.

    *نگاه شما به دولت‌های مختلف ایران چگونه است؟ آیا نگاه دولت‌های مختلف ایران در سیاست خارجی نسبت به روسیه تفاوتی داشته است؟

    این را باید از دولت ایران بپرسید.

    *شما به عنوان مرجع روسیه در ایران، چطور این موضوع را می‌بینید؟

    من سفیر هستم و کارم مربوط به روابط داخلی ایران نیست که با چه کسی روابط خوب داشته و با چه کسی نداشته باشم، اما من راضی هستم.

    *پس به این سؤال پاسخ نمی‌دهید؟

    ببینید در دهه ۹۰ میلادی یعنی در دوره مرحوم‌هاشمی رفسنجانی روابط ما آنقدر نزدیک نبوده است. اما بعد از امضای برجام رفت و آمدها بسیار فعال‌تر شده است و بعد از این‌که ترامپ از این توافق خارج شد، باز هم روابط ما با ایران نزدیک‌تر شد، چون کشورها و شرکت‌های غربی از ایران فرار کردند که همانند یک مسابقه ورزشی بود و هرکدام سعی کردند زودتر از دیگری از ترس تحریم‌های آمریکا از بازار ایران فرار کنند. اما شرکت‌های ما در ایران فعال‌تر شدند.

    *جناب سفیر این تصور در برخی از مردم ایران وجود دارد که شاید دولت روسیه از بهم خوردن برجام راضی است و یا این‌که بدش نمی‌آید، روابط ایران و آمریکا سرد باشد. به این دلیل که نظام تک‌قطبی در حال فروپاشی است و در حال تبدیل به چندقطبی است، بنابراین اگر ایران با آمریکا رابطه‌ای نداشته باشد، بیشتر به سمت روسیه و بازارهای این کشور نزدیک می‌شود. آیا شما برای این سؤال جوابی دارید؟

    ایران یک بازار پهناور دارد و زمانی که ایران با کشورهای اروپایی روابط خوبی داشت، ما رقیب کشورهای اروپایی نبودیم چراکه جایگاه خودمان را داشتیم و اروپایی‌ها هم جایگاه خودشان را داشتند لذا روسیه نمی‌تواند در بازار ایران جایگزین اروپا باشد.

    *منظور من مشخصا آمریکا بود، چراکه گفته می‌شود که دولت مرکزی روسیه چه در گذشته و چه امروز، از نزدیک شدن ایران و آمریکا استقبال نکرده است؟

    چه کسی گفته است؟

    *این تصور برخی افراد در ایران است.

    این تصور اشتباهی است. کسی که این تصور را دارد شاید هر روز BBC فارسی، رادیو فردا و یا صدای آمریکا را تماشا می‌کند.

    *به نظر شما BBC فارسی و سایر رسانه‌های این چنینی دروغ‌نمایی می‌کنند؟

    این رسانه‌ها اطلاعاتی که می‌دهند درست نیست. زمانی که یک حادثه اتفاق می‌افتد تحلیلگران این شبکه‌ها فقط از آمریکا، کانادا و اروپا هستند و یکجانبه عمل می‌کنند. من مدت طولانی است که نشنیده‌ام که تحلیلگری از روسیه مهمان آن‌ها باشد. چرا؟ من از BBC فارسی سؤال می‌کنم. آقای BBC فارسی چرا از تحلیلگران روسیه سؤال نمی‌کنید؟ چرا فقط از غربی‌ها؟ آیا این برخورد دوگانه نیست؟

    *بله قطعا دوگانه است.

    بگذارید جواب دهند.

    *شما به غیر از محمدجواد ظریف، با کدام وزرای خارجه ایران کار کرده‌اید؟

    بنده با علی‌اکبر صالحی هم کار کردم و رونوشت استوارنامه‌ام را به ایشان تحویل دادم.

    *به نظرشما بین وزرای خارجه ایران، تفاوتی از نظر نگاه حرفه‌ای و ارتباط با روسیه وجود دارد؟

    هیچ تفاوتی نمی‌بینم.

    *یعنی بین علی‌اکبر صالحی و محمدجواد ظریف هیچ تفاوتی وجود ندارد؟

    هیچ تفاوتی نیست. من هم با علی‌اکبر صالحی و هم با محمدجواد ظریف روابط خوبی داشته‌ام. اکنون همچنان با آقای صالحی روابط خوبی دارم به این دلیل که رفت و آمدهای زیادی به سازمان انرژی اتمی دارم و با بهروز کمالوندی هم به طور منظم ملاقات می‌کنم.

    *در دوره علی‌اکبر ولایتی، دولت مرحوم رفسنجانی هم شما ایران بودید؟

    بله. ایران بودم.

    *آیا از دوره وزارت خارجه ایشان نیز نکته یا خاطره‌ای دارید؟

    آن زمان دیپلمات نبودم، در زمان آقای ولایتی رفت و آمد زیادی نداشتم، بیشتر در دوره آقای خرازی به ایران می‌آمدم و زمانی‌که خاتمی در سال ۲۰۰۱ سفر رسمی به مسکو داشت، در کرملین مذاکرات پوتین، خرازی و خاتمی را ترجمه می‌کردم.

    *پیش‌بینی شما از انتخابات ماه آینده آمریکا چیست؟

    اصلا نمی‌توانم پیش‌بینی کنم.

    *به هر حال خارج از نگاه دیپلماتیک، پیش‌بینی می‌کنید ترامپ در انتخابات پیروز شود یا بایدن؟

    هر فردی در آمریکا انتخاب شود برای ما تفاوتی ندارد. در گذشته ادعا می‌کردند که روسیه در انتخابات آمریکا دخالت کرده و به ترامپ توجه کردید، چراکه او منافع روسیه را دنبال می‌کند اما در زمان ترامپ روابط ما با آمریکا به پایین‌ترین سطح رسیده است. ترامپ از تمام قراردادهای دوجانبه خارج شده و دو کنسولگری ما را هم مسدود کرد و ملک روسیه را به صورت غیرقانونی تصرف کرده‌اند. بایدن هم که مدام ادعا می‌کند اگر من شکست بخورم مقصر روسیه است! من اصلا تفسیری ندارم. دموکرات‌ها آدم‌های عجیب و غریبی هستند.

    *چطور؟

    دموکرات‌ها اظهاراتی که می‌کنند ما را به وحشت می‌اندازد. اصلا برای ما قابل فهم نیست.

    *بنابراین شما ترجیح می‌دهید کدام یک از این دو انتخاب شوند؟

    روسیه ترجیحی ندارد. مردم آمریکا به هرکس رأی دهند با او کار می‌کنیم و چاره‌ای هم نیست چراکه هیچ‌کدام قابل اعتماد نیستند.

    *یعنی تغییر رئیس‌جمهور آمریکا تأثیری بر موضوعاتی مانند برجام و تحریم‌ها ندارد؟

    همه ما در مناقشات منطقه و سایر نقاط جهان، قربانی مبارزات داخلی آمریکا شدیم. در حالی که به جای این‌که در امور خارجی کشورهای مستقل مانند ایران، روسیه، ونزوئلا و چین و … دخالت کنند، باید بیشتر بر مشکلات داخلی خودشان متمرکز شوند. اکنون نزدیکه به ۶ میلیون نفر در آمریکا به کرونا مبتلا شدند و بیش از۰ ۲۰ هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند و به دلیل تفکرات نژادپرستی و بی‌نظمی کامل است که در بعضی از شهرهای آمریکا برقرار است. به طور مثال آمریکایی‌ها از بلاروس انتقاد می‌کنند و حتی در کشورهای اروپایی هم تظاهرات ضد دولتی برگزار می‌کنند لذا برخورد با مسائل از سوی آن‌ها دوگانه است.

    *به بلاروس اشاره کردید، بعد از سوگند یاد کردن لوکاشنکو، مقامات غربی از اعتراضات در این کشور همچنان حمایت می‌کنند و عده‌ای از آن‌ها هم خواستار کناره‌گیری او هستند، این کشورها چه هدفی را دنبال می‌کنند؟

    آن‌ها می‌خواهند در بلاروس یک دولت دست نشانده بر سرکار بیاید، ما در کنار لوکاشنکو هستیم و او را به عنوان رئیس‌جمهور قانونی بلاروس می‌شناسیم. اما این‌که آمریکا یا غربی‌ها او را به رسمیت نمی‌شناسند به معنای دخالت آشکار آن‌ها در امور داخلی بلاروس است و ما این را نمی‌پذیریم. این‌که غربی‌ها به رسمیت می‌شناسند یا خیر، اصلا مشکلی نیست. این‌که تحریم می‌کنند یا تحریم نمی‌کنند هم مسئله‌ای نیست. اگر تحریم می‌کنند بلاروس هم آن‌ها را تحریم می کند. اکنون بنادر کشور لیتوانی حدود یک سوم آن به کالاهای بلاروس بستگی دارد، بلاروس هم می‌گوید اگر تحریم کنید ما نیز صادرات را قطع کرده و تحریم می‌کنیم لذا غربی‌ها آسیب می‌بینند.

    *این روزها رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا داغ‌تر شده است و آمریکایی‌ها در این میان روسیه،چین و ایران را به حملات سایبری و گاها به دخالت در تحولات سیاسی متهم می‌کنند، انگیزه طرح چنین مسائلی چیست؟

    کاملا روشن است. آمریکایی‌ها خود در امور روسیه مداخله می‌کنند و سازمان‌های غیر دولتی برای این اقدامات، از کنگره و وزارت‌خارجه آمریکا پول می‌گیرند. بنابراین ما می‌گوییم که آمریکایی‌ها مداخله می‌کنند اما آن‌ها پاسخ می‌دهند ما حق مداخله داریم به این دلیل که ما دموکراسی را در منطقه آوردیم. وضعیتی که در لیبی، عراق، افغانستان، ارمنستان و سوریه شاهد هستیم، دموکراسی آمریکاست! لذا ما این ادعاها را بی‌اساس می‌دانیم. آقای لاوروف به مسئله‌ای در این مورد هم اشاره کرده است، آمریکایی‌ها ادعا کرده‌اند که اول چین مداخله کرده است و بعد روسیه و ایران. ما ناراحت شدیم، چون ما همیشه عادت کرده‌ایم که اول باشیم. (باخنده و شوخی) چرا به چین اولویت دادند؟ ما باید رتبه اول در مداخله کردن را داشته باشیم، اما گفتند چین اول و شما دوم و این مسئله موجب نگرانی ماست.

    *طی چند روز گذشته شاهد تشدید تنش و درگیری بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بوده‌ایم و ایران خواستار خویشتن‌داری، آتش‌بس و از سرگیری گفت‌وگوها شده است. موضع مسکو در این خصوص چیست؟

    نخست‌وزیر ارمنستان با رئیس‌جمهور روسیه گفت‌وگوی تلفنی در این خصوص انحام دادند، همچنین لاوروف وزیرخارجه نیز با وزیر ارمنستان گفت‌وگوی تلفنی انجام داده است. روسیه درخواست خویشتن‌داری و آتش‌بس کرده‌ است. ما آماده میانجیگری بین دو کشور دوست آذربایجان و ارمنستان هستیم. موضع ایران هم در این خصوص خوب و متوازن است لذا باید با یکدیگر تلاش کنیم که درگیری‌های صورت گرفته به همین جا ختم و به مذاکرات سیاسی منجر شود.

    *به بحث افغانستان و سوریه برمی‌گردیم، اکنون اوضاع سوریه در چه وضعیتی قرار دارد و ایران و روسیه در تلاش هستند تا چه اقدام مشترکی را در سوریه انجام دهند؟

    روسیه طرفدار ادامه مذاکرات سیاسی در چارچوب قانونی اساسی است که در ژنو برگزار می‌شود. حتی با نمایندگان دولت و معترضان نیز تماس‌های تلفنی داشته و خواستار حل هرچه سریع‌تر این مشکل هستیم.با ترک‌ها نیز در تماس هستیم و با دوستان خود در ایران هم شفاف هستیم و همواره به تبادل‌نظر می‌پردازیم. در سفر اخیر محمدجواد ظریف به مسکو، از طرف روسیه سه معاون وزیر حضور داشتند که در این خصوص به طور مفصل با آقای ظریف جلسه و تبادل‌نظر داشتیم. روسیه در شرایط فعلی نگران شمال ‌شرق سوریه است چراکه حضور آمریکایی‌ها در آنجا غیرقانونی است. آمریکایی‌ها نفت سوریه را می‌دزدند و ما این موضوع را رسما اعلام می‌کنیم که آمریکا نفت سوریه را مانند دزد از آن‌ها می‌گیرد. از طرفی هم این موضوع ضرری برای محیط‌زیست این منطقه است چراکه آن‌را در زیر فاضلاب در فرات می‌ریزند که این اقدام عواقب بسیار منفی در سوریه دارد. ما از آمریکا انتقاد می‌کنیم به جای این‌که برای اجرایی شدن قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت کمک کنند، معترضان را برای برکناری دولت قانونی بشاراسد بسیج می‌کنند و اصلا قابل‌قبول نیست. از طرف دیگر هم با کردهای سوری بازی کرده و از جدایی‌طلبان حمایت می‌کنند. آمریکایی‌ها در برخی از کشورها از جدایی‌طلبان حمایت و در برخی دیگر از کشورها از آن‌ها انتقاد می‌کنند. در مورد افغانستان هم دور نخست مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان در دوحه برگزار شد و ما شاهد مشکلات جدی بودیم و اکنون نمی‌دانیم که دور دوم مذاکرات چه زمانی و در چه مکانی برگزار می‌شود. بعضی از کشورها نیز برای میزبانی مذاکرات اعلام آمادگی کردند اما می‌بینیم که در عین حال درگیری‌های پراکنده در نقاط مختلف افغانستان ادامه دارد و به یکدیگر حمله کرده و به مردم بیگناه آسیب می‌زنند. با شرایط فعلی من امیدوار نیستم و بدبینی من به دلیل تجربه تلخ شخصی‌ام در افغانستان است که حدود ۶ سال در زمان شوروی و پس از شوروی آنجا بودم. اما روسیه طرفدار خروج کامل نیروهای مسلح آمریکا از افغانستان است و این خروج باید مسئولانه باشد، نه به این شکل که فورا از آن‌جا خارج شوند اما شورش داخلی ایجاد کنند. اکنون سال‌هاست جنگ در افغانستان آغاز شده و من همان سال‌ها در مزارشریف بودم که افغان‌ها بر علیه خودشان می‌جنگیدند. آن زمان شوروی بود که کشورها را بر ضد یک دشمن متحد بسیج می‌کرد و بعد از این‌که دشمن متحد ناپدید شد کشورها با یکدیگر به جنگ پرداختند. از جمله جنگ داخلی میان افغان‌ها، که من در آن زمان در سفارت شوروی مترجم بودم.

    *آیا چهره‌ای از ایران هست که در روسیه شناخته‌شده باشد؟ چهره‌های معاصر یا شخصیت‌های سیاسی و…

    بله. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.

    *آیا مردم روسیه با ایشان آشنا هستند؟

    به طورکلی با ایشان آشنا هستند.

    *شناخت مردم روسیه از امام (ره) به چه شکل است؟ فردی ضدآمریکایی؟

    شناخت مردم روسیه از ایشان ضدآمریکایی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است. مسلمانان روسیه بیش از ۹۰ درصد سنی هستند و شیعه در روسیه کم است.

    *از چهره‌های فرهنگی و تاریخی چطور؟

    فقط شعرای ایرانی از جمله فردوسی، حافظ و سعدی و چنانچه اگر تاجیک‌ها در میان ما حضور داشته باشند، می‌گویند اینها تاجیک هستند.

    *آیا در مورد مباحث گردشگری که قرار بود تسهیلاتی برای دو کشور از جمله لغو روادید صورت بگیرد، اقداماتی انجام شده است؟

    هنوز در این زمینه به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم، با این‌که تلاش کردیم قراردادی برای لغو روادید گروه‌های گردشگری که حدود ۴۰ الی ۴۵ نفر هستند به امضا برسانیم، اما موفق نشده و به توافق نرسیدیم. به طور مثال شما سالیان سال است که در مسکو مرکز فرهنگی دارید و فعال است اما ما چندین سال است که نمی‌توانیم چنین مرکزی در تهران افتتاح کنیم!

    *یعنی دولت ایران در این خصوص موافقت نمی‌کند؟

    یک قراردادی هست که در سال ۱۹۶۶ میلادی بین دولت اتحاد شوروی و دولت پهلوی امضا شده بود. اما این قرارداد دیگر کهنه شده و باید قرارداد جدیدی را امضا کنیم. در آن قرارداد به شرایط تأسیس مرکز فرهنگی اشاره شده بود. با این حال امیدوار هستم که مشکل حل شود. این‌که ایران در مسکو مرکز فرهنگی دارد برتری یکطرفه ایرانی‌هاست. مگر اینطور نیست؟ ما نیز می‌خواهیم مرکز فرهنگی خود را داشته باشیم. شما زبان فارسی را تدریس می‌کنید و ما امکان تدریس زبان روسی را نداریم. به ما می‌گویند ما مراکز آموزش زبان داریم اما ما می‌گوییم که ما می‌خواهیم خودمان مرکز داشته باشیم. ما که نمی‌گوییم اگر شما مرکز ما را افتتاح نمی‌کنید ما نیز شما را مسدود می‌کنیم. بنابراین شما برتری یکجانبه دارید.

    *اکنون مراودات دانشگاهی بین ایران و روسیه افزایش یافته است؟

    بله. اکنون سالانه ۹۰ نفر بورسیه می‌شوند اما خارج از بورس نیز افراد زیادی در روسیه درس می‌خوانند.

    *بنابراین لزوم ارتباطات این چنینی وجود دارد؟

    بله.

    *به چهره‌های شناخته شده ایران در روسیه اشاره شد، یادی هم از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی کنیم. موضع روسیه نسبت به این اقدام آمریکا چیست؟

    ما شدیدا این اقدام را محکوم کرده و نظر خود را نیز اعلام کردیم. من خودم به سفارت عراق رفتم و درآنجا دفتر یادبود ابومهدی المهندس را امضا کردم و عکسش را هم دارم.

    *خبری هم منتشر شده بود مبنی براین‌که روسیه خواستار میانجیگری ایران و آمریکا شده است، این خبر را تأیید می‌کنید؟

    از BBC فارسی؟! (باخنده)، وزیرخارجه ما تأکید کرد که ما آمادگی میانجیگری میان ایران و آمریکا را داریم، اما نکته مهم این است که در این زمینه اراده دوطرف شرط است.

    *همانطور که می‌دانید، بی‌اعتمادی شدید به آمریکا وجود دارد، ازجمله ترور حاج قاسم سلیمانی از سوی آن‌ها، لذا ایران مذاکره را راه‌حل نمی‌داند.

    بله قابل فهم است. من به شما عرض کردم که آمریکا قابل اعتماد نیست اما به هرحال چاره‌ای نیست و باید با آن‌ها گفت‌وگو داشته باشیم، اما یک بار دیگر تأکید می‌کنم که آمریکا قابل اعتماد نیست. من هر روز وزارت امور خارجه هستم، این رفت‌وآمدها نشانگر چیست؟

    *ارتباط نزدیک؟

    بله. در مورد سیستم امنیتی در خلیج فارس و ابتکار روسیه چند روز پیش به وزارت‌امورخارجه رفتم، همچنین در مورد روابط دوجانبه جلسه داشتیم و بسیاری از موارد دیگر.

    *در مورد همکاری‌های امنیتی خلیج‌فارس با ایران چه اقداماتی انجام شده است؟ 

    درحال گفت‌وگو هستیم، در وزارت امور خارجه صحبت کردیم و در نیویورک هم که ریاست از اول اکتبر به عهده ماست.

    *به عنوان آخرین سؤال به نظر شما سورپرایز اکتبر که اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها نیز از آن به عنوان اکتبر شگفت‌انگیز یاد می‌کنند، چیست؟ بسیاری تأکید می‌کنند آمریکا می‌خواهد واکسن کرونا را رونمایی کند و ترامپ از آن به عنوان برد انتخاباتی استفاده کند.

    من زیاد دوست ندارم پیش‌بینی کنم. ما یک ضرب‌المثلی داریم که می‌گویند اگر شما می‌خواهید خداوند بزرگ لبخند بزند، برایش در مورد برنامه خود بگویید تا لبخند بزند.

    منبع: انتخاب

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • بیش از ۶۰ درصد بیکاران سرپرست خانوار هستند

    بیش از ۶۰ درصد بیکاران سرپرست خانوار هستند

     

    بیش از ۶۰ درصد بیکاران سرپرست خانوار هستند

     

    اعتمادآنلاین| رئیس مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی از انتشار جدیدترین نتایج «نظرسنجی» این مؤسسه از متقاضیان «بیمه بیکاری» که همچنان بیکار هستند، خبر داد.

    روزبه کردونی گفت: آگاهی دقیق از وضعیت جامعه و انجام پژوهش‌های مبتنی بر نظرسنجی، حرکت به سمت هرگونه سیاستگذاری یا مداخله‌ای را با کاهش احتمالات قابل توجهی از شکست، اتلاف منابع یا حتی تحقق اهدافی ناخواسته و خلاف اهداف مدنظر مداخله کنندگان روبرو خواهد کرد.

    وی ادامه داد: از همین رو مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی در راستای اهداف مأموریتی خود، پژوهشی از نوع نظرسنجی را به منظور سنجش «وضعیت متقاضیان دریافت بیمه بیکاری» به انجام رسانده و بنا دارد تحلیل‌هایی را بر پایه این داده‌های دقیق در اختیار متخصصین و سیاست گذاران حوزه‌های مرتبط قرار دهد.

    کردونی گفت: این سنجش، وضعیت حدود بیش از ۷۰۰هزار متقاضی بیمه شده تأمین اجتماعی را که مستحق دریافت این خدمت بوده‌اند را در دو گروه از جامعه هدف یعنی افرادی که پس از درخواست بیمه بیکاری دوباره مشغول به کار شده و افرادی که همچنان بیکار هستند، مورد ارزیابی قرار داده که نتایج بدست آمده برای آن‌دسته از افرادی است که همچنان پس از درخواست مقرری بیمه بیکاری، بیکار هستند؛ نکته جالب اینکه ۰۴.۴ درصد از پاسخگویان در این سنجش، زن و ۵۹.۶ درصد مرد بوده‌اند.

    رئیس مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی اظهار کرد: ۲۱.۲ درصد از پاسخگویان «مجرد»، ۷۲.۴ درصد «متأهل»، ۱.۲ درصد «همسرشان فوت شده است» و ۵.۲درصد نیز «از همسران خود جدا شده‌» اند.

    وی با بیان اینکه ۲۲.۶ درصد از پاسخگویان دارای «قرارداد دائم» و ۷۷.۴ درصد نوع قراردادشان «موقت» بوده‌اند، افزود: ۱۳.۶ درصد از پاسخگویان قبلاً (پیش از این مورد) مقرری بیمه بیکاری دریافت کرده و۸۶.۴ درصد آن‌ها قبلاً مقرری بیمه بیکاری دریافت نکرده‌اند. همچنین ۷۶.۷ درصد از آنها اعلام کرده که خودشان و ۲۳.۳ درصد کارفرمایان درخواست بیمه بیکاری را ثبت کرده‌اند.

    کردونی ادامه داد: بر اساس این نظرسنجی، ۷۷.۱ درصد پاسخ‌دهندگان در بخش «خدمات»، ۱.۴ درصد در بخش «کشاورزی» و۲۱.۵ درصد در بخش «صنعت» مشغول به کار بوده اند.

    وی در مورد نوع قرارداد این افراد گفت: ۷۶ درصد به صورت تمام‌وقت و ۲۴ درصد ساعتی بوده و ۵۸.۲ درصد آنها اعلام کرده که کارفرماهایشان نسخه‌ای از قرارداد را به آنها تحویل نداده‌اند.

    رئیس مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی گفت: ۶۱.۹ درصد پاسخگویان، «سرپرست خانوار» بوده و این درحالی است که فقط ۲۷.۱ درصد پاسخگویان بیان کرده‌اند که فرد دیگری در خانواده آن‌ها «حقوق‌بگیر» است.

    کردونی بیان کرد: طبق این گزارش، متوسط مخارج ماهیانه خانوار در این نظرسنجی با ۲۹.۹ درصد (بین ۲تا۳ میلیون تومان) «بیشترین» و با ۱.۱ درصد (کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در ماه) «کمترین» مخارج ثبت شده و پس از آن، متوسط مخارج ماهیانه ۲۲.۲ درصد (بین ۳تا۴ میلیون تومان )،۲۰.۱ درصد (بین یک تا ۲ میلیون تومان)، ۱۱.۹ درصد (بین ۴تا۵ میلیون تومان)، ۶.۹ درصد (بیش از ۶ میلیون تومان) ،۵.۳ درصد (بین ۵تا۶ میلیون تومان) و ۲.۷ درصد (بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان) ثبت شده است.

    وی افزود: طبق این نظرسنجی ۵۸.۴ درصد پاسخگویانی که همچنان بیکار بوده، «مستاجر» و ۴۱.۶ درصد «مالک» هستند.

    رئیس مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی گفت: اقساط ماهیانه این افراد ۲۵.۵ درصد (بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان )،۲۵ درصد (بین یک تا ۲میلیون تومان )،۱۶درصد (کمتر از ۵۰۰هزار تومان )،۱۵.۶درصد (بدون قسط )،۱۰ درصد (بین ۲تا۳ میلیون تومان)، ۴درصد (بین ۳تا ۴میلیون تومان) و ۳.۷درصد (بیش از ۴میلیون تومان) گزارش شده است.

    کردونی تصریح کرد: ۸۷.۹ درصد از پاسخگویان اظهار کرده‌اند که «یارانه ۴۵ هزارتومانی» دریافت می‌کنند و ۵۴.۶ درصد نیز «یارانه معیشتی» می‌گیرند.

    منبع: تسنیم

  • عرصه سایبری میدان جدید مجاهدت ناجا در ارتقای امنیت اجتماعی است

    عرصه سایبری میدان جدید مجاهدت ناجا در ارتقای امنیت اجتماعی است

    عرصه سایبری میدان جدید مجاهدت ناجا در ارتقای امنیت اجتماعی است

     

    اعتمادآنلاین| رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور در پیامی به مناسبت روز نیروی انتظامی تاکید کرد: عرصه سایبری میدان جدید مجاهدت ناجا در ارتقای امنیت اجتماعی است.

    سردار غلامرضا جلالی رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور به مناسبت ۱۳ مهرماه روز نیروی انتظامی پیامی صادر کرد.

    متن این پیام بدین شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    برادر گرامی، سردار سرتیپ پاسدار حسین اشتری

    فرمانده محترم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران

    سلام علیکم؛

    نیروی انتظامی به عنوان یکی از ارکان برقراری نظم، امنیت و آرامش اجتماعی در سال‌های اخیر توفیقات متعددی را کسب کرده که موجب شده است این مجموعه در چشم مردم عزیز و قابل اعتماد باشد. سرمایه اجتماعی که امروز حامی ناجاست یک ذخیره گرانقدر برای کشور و به ویژه نیروهای مسلح و نتیجه سالها تلاش هوشمندانه و مجاهدت خالصانه است. به زعم ما امروز دستهای پشت پرده‌ای درکار است تا این سرمایه اجتماعی را تضعیف کرده و اقتدار ناجا را در پیش چشم مردم تضعیف نماید و در نهایت به امنیت عمومی کشور صدمه وارد کند. امنیتی که با خون شهدا به دست آمده است و ارزش آن با هیچ دستاورد دیگری قابل مقایسه نیست.

    از سوی دیگر امروز رسالت بزرگ دیگری در پیش روی سبزپوشان نیروی انتظامی است و آن تقویت نظم، امنیت و آرامش عمومی در فضای سایبری است که بخش عمده‌ای از ساحت‌های فردی و اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. بی‌شک بدون این امنیت و آرامش امکان بهره‌برداری از فرصت‌های بزرگ فضای سایبری وجود نخواهد داشت.

    سازمان پدافند غیرعامل کشور منطبق بر الگوی دفاع کامل و جامع و در راستای ارتقای نقش‌های راهبردی در تولید امنیت، صیانت و حفاظت از مردم با نیروی پراقتدار انتظامی تکالیف و مأموریت‌های مشترکی داشته که عملیاتی سازی آنها را به جد در دستور کار دارد.

    در پایان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عظیم الشأن نیروی انتظامی به ویژه سردار شهید خدا کرم فرمانده دلیر ناحیه انتظامی سیستان و بلوچستان، به همه دلاورمردان ناجا خداقوت گفته و برای آنهایی که پاسداران بی ادعای امنیت و آرامش اجتماعی کشور هستند از خداوند منان توفیق خدمت و عافیت مسألت دارم.

    رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور

    سرتیپ پاسدار دکتر غلامرضا جلالی

    منبع: تسنیم

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • بیانیه سفارت ایران در باکو در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی

    بیانیه سفارت ایران در باکو در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی

     

    بیانیه سفارت ایران در باکو در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی

     

    اعتمادآنلاین| سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو امروز (یکشنبه) در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد.

    در این بیانیه آمده است: بر اساس اعلام منابع رسمی جمهوری آذربایجان از جمله دفتر دادستان کل این کشور، از زمان شروع موج جدید درگیری‌های طرفین آذربایجانی و ارمنی در منطقه قره باغ و ۷ شهر پیرامونی آن، تعداد زیادی از شهروندان عادی جمهوری آذربایجان شامل زنان و کودکان کشته و زخمی و بسیاری از اماکن، امکانات و مراکز غیر نظامی نابود شده است. دفتر دادستان کل جمهوری آذربایجان خبر داده است که تا بامداد روز ۳ اکتبر تعداد ۱۹ نفر از مردم بیگناه کشته و ۶۳ نفر زخمی و ۴۴ اماکن و امکانات غیر نظامی و ۱۸۱ خانه ویران شده است.

    سفارت جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان ضمن تاکید بر لزوم رعایت حقوق بشر و حقوق بین الملل بشردوستانه و یادآوری عرف، هنجارها و اصول و قواعد بین‌المللی حاکم بر مخاصمات مسلحانه از جمله کنوانسیون‌های ژنو (۱۹۴۹) و پروتکل‌های الحاقی آن (۱۹۷۷) و به ویژه کنوانسیون چهارم ژنو در مورد حمایت از غیرنظامیان، هرگونه نقض حقوق مردم بیگناه و کشتن و وارد آوردن جراحت بر آنان و نیز نابودی و ایراد خسارت به اماکن، امکانات و دارایی‌های غیرنظامی را به شدت محکوم می‌کند و به خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گوید.

    سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز روز گذشته (شنبه) هر گونه تعرض از سوی آذربایجان و ارمنستان به خاک ایران را غیر قابل تحمل خواند و به همه طرف‌ها در این زمینه هشدار جدی داد که مراقبت‌های لازم را صورت بدهند.

    لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای درگیری جدید آذربایجان و ارمنستان در قره‌باغ، دو طرف را به خویشتن‌داری و توقف فوری درگیری‌ها و انجام گفت‌وگو دعوت و آمادگی خود را برای استفاده از ظرفیت‌هایش برای آغاز گفت‌وگوها بین طرفین اعلام کرد.

    بامداد یکشنبه ششم مهر ماه دور جدید درگیری‌های ارمنستان و آذربایجان بر سر منطقه مورد مناقشه قره باغ آغاز شد که کماکان درگیری‌ها ادامه دارد.

    منبع: فارس

  • بیانیه سفارت ایران در باکو در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی

    بیانیه سفارت ایران در باکو در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی

     

    بیانیه سفارت ایران در باکو در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی

     

    اعتمادآنلاین| سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو امروز (یکشنبه) در محکومیت حمله به افراد و مراکز غیرنظامی بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد.

    در این بیانیه آمده است: بر اساس اعلام منابع رسمی جمهوری آذربایجان از جمله دفتر دادستان کل این کشور، از زمان شروع موج جدید درگیری‌های طرفین آذربایجانی و ارمنی در منطقه قره باغ و ۷ شهر پیرامونی آن، تعداد زیادی از شهروندان عادی جمهوری آذربایجان شامل زنان و کودکان کشته و زخمی و بسیاری از اماکن، امکانات و مراکز غیر نظامی نابود شده است. دفتر دادستان کل جمهوری آذربایجان خبر داده است که تا بامداد روز ۳ اکتبر تعداد ۱۹ نفر از مردم بیگناه کشته و ۶۳ نفر زخمی و ۴۴ اماکن و امکانات غیر نظامی و ۱۸۱ خانه ویران شده است.

    سفارت جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان ضمن تاکید بر لزوم رعایت حقوق بشر و حقوق بین الملل بشردوستانه و یادآوری عرف، هنجارها و اصول و قواعد بین‌المللی حاکم بر مخاصمات مسلحانه از جمله کنوانسیون‌های ژنو (۱۹۴۹) و پروتکل‌های الحاقی آن (۱۹۷۷) و به ویژه کنوانسیون چهارم ژنو در مورد حمایت از غیرنظامیان، هرگونه نقض حقوق مردم بیگناه و کشتن و وارد آوردن جراحت بر آنان و نیز نابودی و ایراد خسارت به اماکن، امکانات و دارایی‌های غیرنظامی را به شدت محکوم می‌کند و به خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گوید.

    سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز روز گذشته (شنبه) هر گونه تعرض از سوی آذربایجان و ارمنستان به خاک ایران را غیر قابل تحمل خواند و به همه طرف‌ها در این زمینه هشدار جدی داد که مراقبت‌های لازم را صورت بدهند.

    لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای درگیری جدید آذربایجان و ارمنستان در قره‌باغ، دو طرف را به خویشتن‌داری و توقف فوری درگیری‌ها و انجام گفت‌وگو دعوت و آمادگی خود را برای استفاده از ظرفیت‌هایش برای آغاز گفت‌وگوها بین طرفین اعلام کرد.

    بامداد یکشنبه ششم مهر ماه دور جدید درگیری‌های ارمنستان و آذربایجان بر سر منطقه مورد مناقشه قره باغ آغاز شد که کماکان درگیری‌ها ادامه دارد.

    منبع: فارس

  • نمایندگان کمیسیون امنیت ملی از مرز ایران و آذربایجان بازدید کردند + تصاویر

    نمایندگان کمیسیون امنیت ملی از مرز ایران و آذربایجان بازدید کردند + تصاویر

    نمایندگان کمیسیون امنیت ملی از مرز ایران و آذربایجان بازدید کردند + تصاویر

     


    اعتمادآنلاین|
    سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: هیاتی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به منطقه مرزی ایران و آذربایجان اعزام شده و از شهرستان‌های مرزی در پی بروز مناقشات قره‌باغ بازدید کردند.

    ابوالفضل عمویی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از اعزام هیاتی از جانب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس برای بازدید از مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران و آذربایجان پیرو تحولات و مناقشات بین کشورهای ارمنستان و آذربایجان خبر داد.

    بنا بر گفته عمویی، هیات کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به ریاست شهریار حیدری نایب‌رئیس کمیسیون، ابوالفضل عمویی، سخنگوی کمیسیون و سیدعلی آقازاده دافساری رئیس کمیته دفاع کمیسیون امروز یکشنبه ۱۳ مهرماه به این منطقه اعزام شدند. حسین حاتمی نماینده مردم کلیبر و خداآفرین نیز در بازدید این هیات را همراهی کرد.

    سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یازدهم در توضیح این بازدید گفت: هیات اعزامی مجلس از مناطق مرزی در شهرستان خداآفرین و اصلاندوز در استان اردبیل و آذربایجان شرقی بازدید کردند.

    عمویی با اشاره به بازدید نمایندگان از یک منزل آسیب‌دیده و همچین یک زمین کشاورزی مورد هدف در شهرستان خداآفرین، افزود: متاسفانه طی این چند روز چند خمپاره و راکت به مناطق داخل خاک ایران اصابت کرده است.

    نمایندگان کمیسیون امنیت ملی

    نمایندگان کمیسیون امنیت ملی

    منبع: خانه ملت

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • معرفی گوشی‌های چینی به اسم داخلی برای سنجش بازار

    معرفی گوشی‌های چینی به اسم داخلی برای سنجش بازار

     

    معرفی گوشی‌های چینی به اسم داخلی برای سنجش بازار

     

    اعتمادآنلاین| در حالی که چند روز قبل دو تلفن‌همراه به عنوان گوشی‌های تولیدشده توسط یک شرکت ایرانی برای نخستین بار در فضای توییتر رونمایی شده بود، ظرف مدت زمان کوتاهی، ماجرای شباهت آنها با یک نمونه چینی، حاشیه‌ساز شد. با وجود این، ستار هاشمی، معاون نوآوری و فناوری وزیر ارتباطات به تشریح وضعیت تولید تلفن همراه بومی پرداخت. او معتقد است مساله شباهت این دو گوشی باید کارشناسی شود، اما بسیاری از محصولات ابتدا به‌صورتCBU (کامل) از مبدا خریداری شده و پس از سنجیدن بازار و میزان تقاضایی که برای خرید آن وجود دارد، برنامه‌ریزی برای حرکت به‌سوی تولیدCKD انجام می‌شود.

    دو تلفن همراه در روزهای گذشته به عنوان تولید داخلی رونمایی شد که شباهت زیادی به یک گوشی خارجی دارد. شخص مسوولی درباره آن صحبت نکرد و اظهارنظرها درباره این شباهت صرفا در فضای مجازی و بین کاربران انجام شد. آنها اعتقاد دارند گوشی‌ها، ساخت داخل نیست و به‌صورت کامل و «CBU» از کشور چین خریداری شده است. ستار هاشمی، راهبر تولید گوشی بومی در گفت‌وگو با ایرنا درباره این موضوع اظهار کرد: «توافق اولیه تحویل یک محموله چند هزارتایی تلفن همراه بود تا بر اساس آن تقاضای بازار سنجیده و برنامه‌ریزی برای تولید انجام شود.

    گوشی‌های تحویل‌شده بر قالب CBU (گوشی کامل) است. زمانی که صحبت از تولید می‌کنیم منظورمان این نیست که همه‌چیز را خودمان از ابتدا تولید کنیم، چراکه ممکن است محصول تولیدی بازار نداشته باشد و خریداری برای آن پیدا نشود. این شیوه کاملا مرسوم است که محصولات تولیدی را ابتدا در قالب CBU (کامل) خریداری و وارد بازار کنند و پس از دریافت واکنش بازار، متناسب با آن برای طراحی و تولید گام بردارند.»

       مردم خاطره خوشی  از تولید داخلی ندارند

    در عین حال، در حالی که این تلفن همراه از کشور چین خریداری و با برند صاایران وارد کشور شده تا با مشارکت اپراتورها به مردم فروخته شود، این شائبه ایجاد شد که اگر این کار روالی برای آغاز حرکت به سمت تولید بومی و سنجیدن بازار است، چرا در ابتدا این مساله هم به‌صورت شفاف به مردم گفته نشد و اینطور اعلام شد که گوشی کاملا داخلی قرار است وارد بازار شود و دیگر اینکه چه اشکالی دارد ما توانایی تولید محصولی را نداشته باشیم و سعی کنیم هرقدر دیر در مسیر رسیدن به آن حرکت کنیم؟ هاشمی درباره این موارد توضیح داد: «زمانی که گوشی تلفن همراه در قالب CBU تهیه می‌شود، ممکن است شباهت‌هایی با محصولات دیگر داشته باشد. اینکه تلفن همراه «ری برند» است را نمی‌دانم باید کارشناسان در این خصوص نظر بدهند. برندهای زیادی هستند که طراحی مدنظر خودشان را به کارخانه‌ای می‌دهند تا آن را تولید کند؛ طبق برنامه‌ای که صاایران به ما داده است، در یک افق شش ماهه باید CKD تولید کنند و ما هم حمایت‌های خود را ادامه می‌دهیم.

    به درست یا غلط بودن این مساله ورود نمی‌کنم اما در ادبیات تولید، حتی CBU نیز به عنوان تولید تلقی می‌شود. تولیدکنندگان کارشان را با CBU آغاز می‌کنند، بعد به سمت SKD می‌روند و در مرحله آخر به CKD می‌رسند. ما دغدغه مردم نسبت به تولید داخل را می‌فهمیم و متوجه حساسیت آنها هستیم، چراکه در برخی موارد خاطره خوشی از تولید داخلی ندارند، از طرفی اگر تولیدکنندگان داخلی بر اساس زمان‌بندی که برای‌شان تعریف‌شده کار را پیش نبرند، شامل حمایت‌های ما نخواهند شد.» زمزمه‌های تولید گوشی تلفن همراه از ۱۴ سال قبل آغاز شد. هدف‌گذاری به این شکل بود که بتوانیم سالانه ۲.۵ میلیون گوشی تولید کنیم و به همین واسطه اولین خط تولید در شیراز راه‌اندازی شد. همان زمان اعلام کردند که قصد ندارند جلوی واردات گوشی را بگیرند و گوشی ساخت داخل باید به‌شکل طبیعی رشد کند. با وجود این، به نظر نمی‌رسد به توفیقی در زمینه تولید گوشی دست یافته باشیم.

    هاشمی در این راستا بیان کرد: «ما به سمت تولید گوشی پیش رفته‌ایم و از مسائلی که درگذشته مانع از رشد تولید گوشی داخلی شده است، درس گرفته‌ایم؛ اما نکاتی باعث شد آن‌طور که انتظار می‌رفت به موفقیت ۱۰۰ درصدی نرسیم. نکته اول این است در حوزه فناوری اطلاعات و خصوصا ارتباطات، تغییرات تکنولوژی به‌شدت زیاد و دوره حیات فناوری بسیار کوتاه است. همین مساله رقابت در این حوزه را سخت می‌کند. نکته دوم «رجیستری» است، طرحی که درگذشته وجود نداشت. طرحی که پیش‌نیاز موفقیت در تولید گوشی داخلی است. این طرح از قاچاق کالا جلوگیری می‌کند، مقوله‌ای که در تضاد کامل با تولید است. باور ما این است که نگاه سلبی در بحث تولید پاسخ نمی‌دهد چراکه این نگاه فضای انحصاری و بدون رقیب را برای تولیدکننده ایجاد می‌کند و او با داشتن یک بازار ثابت و همیشگی، انگیزه و رغبت خود را برای تحقیق و توسعه از دست می‌دهد و این مساله کیفیت محصول را از بین می‌برد. رجیستری یکی از پیش‌نیازهای مهم باندلینگ است که امروز فراهم شده. به این صورت که اگر فرد یا خانواده‌ای گوشی تولید داخل را خریداری کند، می‌تواند از امکانات و ظرفیت‌های ویژه‌ای که توسط اپراتورها برای‌شان در نظر گرفته‌شده، استفاده کند. نکته سوم این است که قانون‌گذار افق ۱۴۰۴ را تعیین کرده و بر مبنای آن سهم بازار برای تولید گوشی داخلی را ۲۰ درصد در نظر گرفته است؛ این نشان می‌دهد قانون‌گذار در پی حذف گوشی خارجی نیست چون بر اساس تجربیات گذشته می‌داند اگر به سمت حذف بقیه تولیدکنندگان برود، امکان ارتقای کیفیت را از دست می‌دهد.»

      کاهش تعرفه واردات قطعات موبایل

    معاون نوآوری و فناوری وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه مطالعه بازار نشان می‌دهد ما در بحث گوشی‌های میان‌رده به پایین می‌توانیم ورود کنیم و بازار خوبی داشته باشیم، گفت: «اولین قدمی که وزارت ارتباطات در این راه برداشت، ورود به مساله تعرفه‌گذاری‌ بود. قبل از امضای تفاهم‌نامه در کتاب مقررات صادرات و واردات، ردیف تعرفه مشخصی برای تولید گوشی وجود نداشت. با هماهنگی وزارت صمت، فضای قانونی برای تولید گوشی داخلی مشخص شد. در قدم دوم به سمت یکسان‌سازی تعرفه‌ها رفتیم. تعرفه قطعاتی که امکان واردات آن وجود داشت، ۱۵ درصد و تعرفه واردات گوشی به‌صورت CBU (گوشی کامل) ۵ درصد بود که عملا به ضرر تولیدکننده داخلی بود. به همین دلیل تعرفه واردات قطعات موبایل به ۵ درصد کاهش داده شد تا مزیت اقتصادی برای تولید‌کننده ایجاد شود. در گام بعدی، ظرفیت‌های وزارت ارتباطات را فعال کرده و امکان استقرار تولیدکنندگان را در پارک‌ فناوری سجاد و منطقه ویژه پیام فراهم کردیم. در نظر گرفته شدن تولید گوشی همراه داخلی به عنوان طرح ملی، جزو کارهای دیگری بود که با همراهی صندوق نوآوری و شکوفایی پیش بردیم تا به‌واسطه آن تولید گوشی جزو طرح‌های ملی به‌حساب بیاید و آنها بتوانند از تسهیلات کم‌بهره صندوق نوآوری و شکوفایی استفاده کنند.»

       واردات مقرون‌به‌صرفه‌تر از تولید است

    این اظهارات در حالی است که پیش از این رضا قربانی، رییس کمیسیون ساماندهی و تنظیم بازار انجمن واردکنندگان موبایل درباره امکان رسیدن به هدف تولید دو میلیون گوشی در سال، گفته بود: «تولید گوشی فقط به اراده دولت ربط دارد. بخش خصوصی توانایی تولید دو میلیون دستگاه را دارد اما این تولید شرایطی دارد. زمانی این کار شدنی است که تولید تلفن همراه در ایران مقرون‌به‌صرفه‌تر از وارداتش باشد و در غیر این صورت، تحقق پیدا نمی‌کند، کما اینکه در حال حاضر واردات گوشی بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر است. بحث این نیست که دولت بخواهد تعرفه واردات را زیاد کند. اما در این شرایط هم بخش خصوصی حاضر به سرمایه‌گذاری در یک بخش زیان‌ده نیست. این به معنای عدم توانایی در تولید گوشی نیست، ما توانایی فنی تولید گوشی را داریم، اما رسیدن به هدف تولید گوشی، برمی‌گردد به قوانینی که گذاشته می‌شود. باید تمهیداتی مانند معافیت مالیاتی، بیمه‌ای و حقوق و عوارض گمرکی و تامین ارز نیما برای تولیدکننده در نظر گرفته ‌شود و با حمایت‌های این‌چنینی، تولید داخلی محقق شود. در شرایط فعلی واردات بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر از تولید است، زیرا اگر کسی بخواهد گوشی وارد کند، در مقایسه با کسی که بخواهد قطعات وارد و در ایران مونتاژ کند، از نظر تامین ارز، ثبت سفارش، قیمت ارز و حقوق و عوارض گوشی و سود بازرگانی دقیقا شرایط یکسانی دارد، حال آنکه تولیدکننده صدها هزینه جانبی اعم از حقوق کارگر و بیمه را نیز دارد. بنابراین تا زمانی‌که کفه این ترازوی اقتصادی به سمت تولید سنگین نشود، این اتفاق عملا نخواهد افتاد.»

       شیوع کرونا، تولید گوشی را کند کرد

    همچنین دی‌ماه سال گذشته تفاهم‌نامه‌ای با مبلغ ۲۰۰ میلیارد تومان بین معاونت نوآوری وزارت ارتباطات، پست‌بانک و دو اپراتور به امضا رسید، تا به‌واسطه آن تولید گوشی داخلی سرعت بگیرد و اپراتورها بتوانند با این مشوق، گوشی‌های تولید داخلی را خریداری کرده و به‌صورت قسطی و با تسهیلات به مردم بفروشند. با وجود این، هاشمی شیوع کرونا را علت کند شدن این فرآیند دانست و اظهار کرد: «شیوع کرونا باعث شد تولید گوشی تلفن همراه با سرعت مورد انتظار ما پیش نرود. به دلیل بسته شدن مرزها امکان تأمین قطعات اولیه به تعویق افتاد و عملا یک برهه زمانی طولانی از این ۹ ماه را از دست دادیم. تحریم‌های غیرانسانی و نوسانات ارز، رویکرد سرمایه‌گذاران را به‌شدت تحت تأثیر خود قرار داد. همین مسائل مسیر حرکت به سمت تولید گوشی داخلی را کند کرد. قرار بود سالانه ۴۰۰ هزار گوشی تولید شود که این اتفاق به دلایلی که مطرح کردم، رخ نداد.

    البته من هنوز امیدوارم که تا آخر سال بتوانیم ۴۰۰ هزار گوشی تولید کنیم. قرار شد ۲۰۰ میلیارد به اپراتورها تعلق بگیرد تا تلفن‌همراه تولید داخل را از تولیدکننده به‌صورت نقد خریداری کنند و آن را با تسهیلات به مردم به فروش برسانند. برآورد قیمتی که از گوشی‌ها داشتیم قیمت حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود. اگر به هرکدام از اپراتورها ۱۰۰ میلیارد تعلق می‌گرفت، تقریبا هر کدام می‌توانستند ۱۰۰ هزار گوشی تلفن همراه خریداری کنند. این سرمایه‌گذاری درواقع برای تحریک آخرین حلقه زنجیره ارزش یعنی مصرف‌کننده بود که بدون واسطه، گوشی را با قیمت مناسب تحویل بگیرد. تمام‌ کارهای مربوط به تحویل تلفن همراه را انجام دادیم و اکنون حتی سکوی فروش تسهیلاتی تلفن همراه هوشمند تولید داخل نیز برای تحویل گوشی تلفن همراه توسعه داده شده و آماده ثبت‌ درخواست‌ها است.» هاشمی همچنین درباره رویکرد بخش خصوصی به تولید بومی توضیح داد: «پس از اقداماتی که از سوی وزارت ارتباطات برای تسهیل کارها در نظر گرفته شد، بخش خصوصی مطمئن شد که عزم و اراده‌ای خوبی از سوی حاکمیت برای این کار وجود دارد. به همین دلیل تمام‌قد پای کار ایستادند و همین مساله تا الان کار را جلو برده است.»

      برنامه‌ریزی برای تولید مودم 5G 

    هاشمی همچنین در گفت‌وگو با مهر، با اشاره به برنامه‌ریزی برای توسعه نسل پنجم ارتباطات در ایران مطابق با سایر کشورهای دنیا اظهار کرد: «یکی از کارکردهایی که در فناوری 5G به صورت ویژه به آن پرداخته می‌شود ارایه خدمات اینترنت در نقاط بسیار پرتراکم است که امکان ارایه کانکشن و پهنای باند مناسب وجود ندارد. از این رو ما نیز قصدمان این است که در گام نخست از ظرفیت 5G برای اتصالات انبوه در مناطقی که امکان ارایه سرویس با کیفیت مناسب در نسل چهارم (4G) وجود ندارد، استفاده کنیم. هم‌اکنون دغدغه‌ای که با آن مواجه هستیم و تنها مربوط به کشور ما نیز نمی‌شود این است که در کشور ضریب نفوذ گوشی‌هایی که از فناوری 5G پشتیبانی کنند، محدود است و کاربران کمی این گوشی‌ها را در اختیار دارند. بنابراین برای این موضوع راهکاری اندیشیدیم.

    به این معنی که بخواهیم از ظرفیت 5G برای ارایه خدمات اینترنت (FWA (Fixed Wireless Access استفاده کنیم. از این رو تولید مودم‌های 5G را در دستور کار قرار دادیم که بر بستر FWA بتوانیم اینترنت 5G به کاربران ارایه کنیم. معاون نوآوری و فناوری وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خاطرنشان کرد: بر این اساس برای تولید مودم‌های نسل پنجم ارتباطات در داخل کشور برنامه‌ریزی کرده‌ایم و نمونه اولیه آن نیز ارایه شده است و امیدواریم خط تولید انبوه مودم 5G تا قبل از پایان سال ۹۹ ایجاد شود و بتوانیم متناسب با آن سرویس دهی به کاربران در مناطق هدف را آغاز کنیم. توانایی و دانش فنی تولید مودم در کشور وجود دارد و هم اکنون چند شرکت ایرانی به صورت تخصصی در حال تولید مودم هستند. برای ورود به 5G نیز این شرکت‌ها با انتقال دانش و تکنولوژی این محصول، در زمینه تولید موفق خواهند بود.»

    منبع: تعادل

  • ضرورت تقدم دولت‌سازی بر دموکراسی‌سازی

    ضرورت تقدم دولت‌سازی بر دموکراسی‌سازی

    ضرورت تقدم دولت‌سازی بر دموکراسی‌سازی

     

    اعتمادآنلاین| مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه جهاد دانشگاهی در چارچوب تدوین مبانی نظری توانمندسازی حاکمیت، مروری بر نظریه‌های تبیین سیر قدرت در ایران داشته و با طرح پرسش‌هایی درباره لوازم مشروطه‌خواهی به‌ همراه بررسی انتقادی نظریه‌های ناظر بر استبداد شرقی به گفت‌وگو با صاحب‌نظران پرداخته است. در ادامه این گفت‌وگوها با حجت کاظمی به بحث و تبادل‌ نظر پرداختیم.

    ‌*همان‌طور که مستحضرید، درباره تحلیل ساخت سیاسی ایران، تاکنون رهیافت‌هایی نظری از سوی متفکرانی مانند مارکس، ویتفوگل، منتسکیو، وبر و… مطرح بوده است. چنین به نظر می‌رسد که مطابق این نظریات و به دلایلی مانند عدم شکل‌گیری طبقات مستقل از قدرت در جوامع شرقی، سرزمین‌های پهناور، جوامع کم‌آب و پراکنده و… روند مشروطه‌کردن قدرت در ایران با نوعی انسداد مواجه می‌شود. ارزیابی شما از این نظریات و نتایج حاصل از آنها چیست؟

    رهیافت‌های تحلیلی جامعه ایرانی؛ از مارکسیسم تا شیوه تولید آسیایی

    همان‌طور که عنوان کردید، بسیاری از مباحث پیرامون وضعیت سیاست در ایران معاصر، متکی به این است که ماهیت دولت و جامعه در ایران ماقبل مدرن چه بوده است. در حقیقت افراد می‌خواهند با تحلیلی از ماهیت دولت و مختصات جامعه ایرانی در دوران ماقبل معاصر، توضیحی برای بن‌بست‌ها و چالش‌های ایران معاصر پیدا کنند. در این موضوع اغلب دو رهیافت کلی را شاهد هستیم: رهیافت اول که بیشتر در فضای پیش از انقلاب اسلامی دیدگاه مسلط بوده، رهیافت برآمده از جامعه‌شناسی مارکسیستی است. بعد از انقلاب، رویکرد استبداد شرقی و روایت جامعه‌شناختی آن یعنی نظریه شیوه تولید آسیایی غالب شد.

    دیدگاه برآمده از جامعه‌شناسی مارکسیستی در تحلیل جامعه ایران پیشامدرن در دوران مشروطه سابقه دارد و کسانی مانند محمدامین رسول‌زاده و چلنگریان در گفت‌وگوهایی که با کائوتسکی داشتند، به این بحث می‌پرداختند. بعدها نیز کسانی مانند آواتیس سلطان‌زاده در رساله معروف خود با نام انکشاف اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان که رساله بسیار مهمی است و دیده نشده، تاریخ ایران و موقعیت کنونی آن را براساس نگرش مارکسیستی تحلیل می‌کردند. بعدها حزب توده با تئوریسین‌هایی نظیر احسان طبری این مسیر را پی گرفتند. پیش از انقلاب تحت تأثیر ترجمه‌هایی که افرادی مانند کریم کشاورز از متون تولید شوروی انجام داد، رویکرد مارکسیستی به تاریخ ایران رواج گسترده‌ای یافت و در فضای روشنفکری ایران غالب شد.

    دیدگاه عمومی رویکرد این تحلیلگران آن بود که مارکس در ایدئولوژی آلمانی فلسفه تاریخی را ارائه کرده که تاریخ جهان و تاریخ اجتماعی انسان بر حسب شیوه‌های تولید و مناسبات برخاسته از آن، از مراحل چندگانه عبور می‌کند. اجتماعات اولیه کمونی، مرحله برده‌داری، مرحله فئودالی، سرمایه‌داری و در نهایت سوسیالیسم. حکم کلی سنت مارکسیستی این بوده که روند عمومی در تاریخ جهان وجود دارد و تاریخ ایران مصداقی از آن منطق عام است؛ یعنی همان‌گونه که اروپا با مختصات خاص خود از همه مراحل گذشته و نهایتا در مرحله سرمایه‌داری قرار دارد، جوامع شرقی نیز از این مراحل گذشته‌اند یا در حال گذشتن هستند. افرادی که در این سنت کار می‌کردند می‌کوشیدند نشان بدهند که ایران در دوره‌های تاریخی خود در کدام مرحله از مراحل پنج‌گانه قرار دارد. تحلیل این گروه آن بود که ایران در اواخر دوره صفویان وارد دوره انحطاط نظام فئودالی شد و این انحطاط نظام فئودالی برعکس مدل اروپا، منتهی به تکوین سرمایه‌داری نشد، بلکه یک انحطاط مخرب بود. سپس امپریالیسم نیز با حضور خود در این مناطق عملا فرایند درون‌زای تحولات تاریخی ایران را مخدوش کرد و ایران به یک جامعه سرمایه‌داری پیرامونی یا جامعه وابسته بدل شد. در این فعل‌وانفعال، نهایتا طبقاتی که از ترکیب استبداد داخلی و امپریالیسم آسیب دیده بودند، علیه استعمار داخلی و خارجی اقدام کردند. در این تحلیل انقلاب مشروطه به‌عنوان یک انقلاب بورژوا-دموکراتیک مورد تحلیل قرار می‌گیرد که در آن طبقه متوسط سنتی و طبقه متوسط جدید با یکدیگر ائتلاف کرده و علیه اشرافیت و زمین‌داران و طبقات ارتجاعی قیام کردند. نهایت آن تحلیل به اینجا می‌رسید که با ترکیب ارتجاع داخلی و طبقات واپس‌گرا با همکاری عامل خارجی، پروژه مشروطه به شکست کشانده شد. رویکردهای مارکسیستی گرچه به نقش عوامل داخلی در شکست نهضت‌های پیشرو بی‌توجه نبودند، ولی در نهایت نقطه اتکای خود را بر نقش عامل بین‌المللی قرار می‌دادند و نیروهای داخلی را به‌عنوان مؤتلفان آن نیروی خارجی که امپریالیسم بین‌المللی باشد، می‌دیدند.

    ‌*در جامعه‌شناسی سیاسی ایران به دو رهیافت اشاره کردید. رهیافت دوم چه بوده و آیا این رهیافت با رهیافت مارکسیسم کلاسیک قرابتی دارد؟

    استبداد شرقی، فقدانِ طبقه و انقلاب‌های همه‌خلقی

    سنت دیگری نیز تحت عنوان استبداد شرقی مطرح بوده که سابقه‌ای بسیار طولانی دارد که به یونان باستان می‌رسد. بعدها از دوران رنسانس ماکیاول، منتسکیو، ژان بدن، آدام اسمیت، برنیه و… به آن پرداختند. مبنای کار آنها هم سفرنامه‌ها و گزارش‌های دیپلماتیک و بعدها مطالعات شرق‌شناسی بود. در قرن نوزدهم و زمانی که علوم اجتماعی جدید در حال شکل‌گیری بود، این جهت‌گیری به آثار پدران علوم اجتماعی راه یافت. همان‌گونه که نوشته‌های شاردن و تاورنیه درباره ایران روی منتسکیو تأثیر بسزایی داشت و او در بخش‌های مربوط به‌ گونه استبدادی دولت در روح‌القوانین تحت تأثیر آنها بود، مارکس هم با خواندن آثار فرانسوا برنیه پیرامون هندوستان، با جوامع شرقی آشنا شد؛ در نتیجه، تحولی در دیدگاه عمومی مارکس درباره تاریخ و تحول آن شکل گرفت. به‌گونه‌ای‌که مارکس در مجموعه‌ای از مقالات و به‌‌ویژه کتاب گروندریسه می‌گوید در کنار شیوه‌های تولید عام پنج‌گانه که مختص تاریخ غرب است، شیوه تولید خاصی نیز وجود دارد که مختص شرق است. او از این شیوه تولید با عنوان «آسیایی» یاد می‌کند. مارکس با طرح این دیدگاه می‌خواهد این نکته را بیان کند که چون حیات مادی زیربنای تحول تاریخی است و چون شرق برخلاف غرب، واجد حیات مادی متفاوتی بوده است، پس منطق تحول تاریخی آن متفاوت از غرب بوده است.

    مارکس در بحث ویژگی‌های شیوه تولید آسیایی، عمدتا همان مباحثی را مطرح می‌کند که قبلا نزد یونانیان و نیز افرادی مانند منتسکیو و آدام اسمیت مطرح شده بود؛ برای مثال برخلاف غرب، در شرق مالکیت دولتی بر زمین وجود داشته و مالکیت دولتی بر زمین هم نتیجه گستردگی سرزمین و کمبود آب بوده است. در نتیجه دولت و قدرت عظیم دولتی شکل گرفته که همان استبداد شرقی است. اگر در غرب، طبقات مسلط، دولت را به‌عنوان ابزار خود شکل داده‌اند، در شرق وضعیت معکوس است. مارکس می‌گوید طبقات در معنای غربی آن در شرق وجود نداشته و طبقات بالا در حقیقت طبقات برکشیده دولت بوده‌اند. در مقابل هم جامعه‌ای بی‌شکل در قالب روستاهای پراکنده و خودبسنده با مالکیت اشتراکی وجود داشته است که طبعا توانی برای مقاومت در مقابل دولت نداشتند. دولت با دستگاه عظیم اداری خود از آنها خراج جمع می‌کرد؛ بنابراین منابع مالی وسیعی داشت که به آن اجازه می‌داد قدرتمندتر شود و به شیوه‌ای خودکامه حکومت ‌کند، حقوق مالکیت و حقوق فردی تثبیت‌شده معنایی نداشت، چون حقوق مالکیت غربی، نتیجه منازعه طبقاتی، وجود قدرت‌ها و اشرافیت مستقل از پادشاه بوده است. به قول آقای کاتوزیان و پیش از ایشان محمدعلی خنجی، واقعیت تاریخ شرق تضاد همه‌جانبه دولت و ملت است؛ یا دولت خودسرانه عمل می‌کند یا اینکه کلیت جامعه علیه کل سامان دولت شورش می‌کند؛ بنابراین انقلاب‌های ایرانی از ابتدای تاریخ تا امروز، انقلاب‌های طبقاتی نیستند، بلکه خیزش کل جامعه علیه کل دولت است.

    این تحلیل نتایج وسیعی دارد. اگر مالکیت خصوصی وجود نداشته باشد، طبقات مستقل وجود ندارند و اگر طبقات مستقل وجود نداشته باشند، تضاد طبقاتی وجود ندارد. اگر هم تضاد طبقاتی وجود نداشته باشد، پویایی تاریخی وجود نخواهد داشت. به‌همین‌‌دلیل، مارکس مانند هگل در فلسفه تاریخ می‌گفت آفریقا و شرق تاریخ ندارند، چون تاریخ در جایی وجود دارد که تحولات زیربنایی وجود داشته باشد. همه این مباحث به این نتیجه منتهی می‌شد که مارکس ‌مانند همه نظریه‌پردازان استبداد شرقی معتقد بود این ویژگی‌ها باعث شده شرق هیچ‌گاه وارد سرمایه‌داری و نظم دموکراتیک بورژوایی نشود.

    *براساس توضیحی که ارائه دادید، این دیدگاه شکست تجربه‌ای مانند انقلاب مشروطه را چگونه تحلیل می‌کند؟

    ژانر خلقیات ایرانیان، تالی منطقی شیوه تولید آسیایی است

    مطابق این تحلیل انقلاب مشروطه یک کنش طبقاتی از سنخ انقلاب دموکراتیک اروپایی نیست چون جامعه ایران طبقه به معنایی اروپایی آن نداشته و تضاد طبقاتی را شاهد نبوده است. این گروه عنوان می‌کنند که این انقلاب خیزش کل جامعه علیه کلیت دولت خودکامه با هدف ازمیان‌برداشتن خودکامگی بوده است؛ چیزی شبیه به قیام مزدکی. اگر از معتقدان به این نظریه بپرسیم چرا مشروطه شکست خورد؟ این گروه اغلب بر همان ویژگی‌هایی که به آنها اشاره کردم، تأکید می‌کنند. یکی از ویژگی‌های ادبیات استبداد شرقی این است که مؤلفه‌های شکست شکل‌نگرفتن سرمایه‌داری، شکل‌‌نگرفتن توسعه اقتصادی و سیاسی را ناشی از ویژگی‌های داخلی صورت‌بندی اجتماعی- اقتصادی در نظر می‌گیرد؛ برای مثال چیزی که در این سنت بسیار شاهد آن هستیم، اشاره به بحث فرهنگ سیاسی استبدادزده است. می‌دانید ادبیات عظیمی پیرامون این سنخ موضوعات شکل گرفته که من آن را ژانر خلقیات ایرانی می‌نامم. اینکه گفته می‌شود ایرانیان کار جمعی بلد نیستند، در درون هریک از آنها پادشاهی خودسر زندگی می‌کند، تعهد و مسئولیت‌پذیری را نمی‌شناسند، به دیگران اعتماد نمی‌کنند، بدبین هستند و به هم بی‌اعتمادند و… مثلا بسیار می‌شنویم که این دیدگاه‌ها عنوان می‌کنند که بعد از مشروطه، از آزادی به ولنگاری تعبیر شد و جامعه‌ای که تجربه‌ای درباره حقوق، قوانین و… نداشت، از آزادی به ولنگاری و هرج‌ومرج تعبیر کرد. همان چرخه که کاتوزیان از آن با عنوان هرج‌ومرج- استبداد-هرج‌ومرج نام می‌برد. در این تحلیل، آزادی نه‌تنها به نظم بدیلی منجر نمی‌شود، بلکه به هرج‌ومرج منجر شده و هرج‌ومرج نیز اغلب درخواست ظهور یک سلطان قَدَرقدرت را برای بازگرداندن نظم مطرح می‌کند.

    *شما از دو سنت مارکسیستی و سپس شیوه تولید آسیایی نام بردید. تلقی شما از توان توضیح‌دهندگی این نظریات و کاربست آنها پیرامون جوامع شرقی و به‌ویژه جامعه ایران چیست؟

    باید از تحلیل ایستا و کلیشه‌های همیشگی عبور کرد

    من هیچ‌کدام از این نظریات را برای تحلیل واقعیت تاریخ ایران سنتی توانمند نمی‌دانم؛ در نتیجه تحلیل‌های آنها از تحولات ایران معاصر را هم نمی‌پذیرم. ما مجبور نیستم میان این دوگانه محدودکننده یکی را انتخاب کنیم، می‌توانیم به شیوه‌های دیگر فکر کنیم. اتفاقا یکی از معضلات در علوم اجتماعی ایرانی این است که افراد به‌ دنبال فهم تاریخ ایران با الگوهای دیگر نیستند. چارچوب‌های جدید می‌تواند توجه ما را به متغیرهایی جلب کند که قبلا به آنها فکر نکرده بودیم.

    اما اگر قرار به انتخاب باشد و بخواهم تئوری کارآمدتر را در میان این دو سنت مشهور در ایران معرفی کنم، به نظرم سنت مارکسیستی سنت غنی‌تری است. امروز خواندن این آثار برای ما دشوار است، چون ادبیاتی ایدئولوژیک دارند. سال‌هاست که این آثار چاپ نمی‌شوند، ولی کتاب‌های سنت رقیب چاپ‌های متعددی می‌خورد و هر روز هم نسخه‌های جدیدی از حرف‌های قدیمی ادبیات استبداد شرقی در بسته‌بندی‌های جدید به بازار می‌آید. بعد از انقلاب چون چپ هم در ابعاد جهانی و هم در داخل رو به افول رفت و تشت رسوایی آن از بام افتاد، سنت استبداد شرقی اوج گرفته است و چون توضیحی ساده و حاضر و آماده و ساندویچی برای فهم مسائل پیچیده ایران ارائه می‌دهد، حتی در میان عامه هم جای خود را باز کرده است.

    ‌*پرسش من این است که چرا نوعی انسداد در روند مشروطه‌کردن قدرت در ایران شکل گرفته است؟

    نکته‌ای که می‌خواهم بگویم و بر آن تأکید کنم این است که برای ناکامی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی معطوف به توسعه سیاسی در ایران معاصر یک توضیح عمومی وجود ندارد. اتفاقا یکی از نقدهای من به ادبیات استبداد شرقی در بسته‌بندی‌های مختلف آن این است که این گروه می‌خواهند یک توضیح حاضر و آماده برای همه موقعیت‌های تاریخی ارائه بدهند. برای آنها فرقی نمی‌کند که ما در چه موقعیت زمانی و مکانی هستیم، احکام کلی و کلیشه‌های همیشه‌‌آماده‌ای وجود دارد که همه چیز را توضیح می‌دهد. من می‌گویم باید از تحلیل ایستا و کلیشه‌ای عبور کرد. ویژگی پدیده‌های تاریخی به قول ماکس وبر فردیت و یگانگی تاریخی است. لذا وقایع و موقعیت‌ها را نمی‌توان با کلیشه‌های همیشگی توضیح داد. در مورد سؤال شما هم تأکید من این است که برای توضیح هر مقطع تاریخی در ایران معاصر هم باید توضیحی معطوف به همان موقعیت زمانی و مکانی داشت. چنگ‌زدن به توضیحات عمومی از همان ابتدای کار به معنای نادیده‌گرفتن دگرگونی‌ها و مختصات هر موقعیت تاریخی است.

    ‌*بنابراین به نظر شما برای تحلیل علل شکست هر جنبش روی‌داده در ایران معاصر، آن جنبش را باید در ظرف زمانی و مکانی و موقعیت خاص آن دید و تحلیل کرد. با این رویکرد، تلقی شما از شکست جنبش مشروطه‌خواهی چیست؟

    به سوی یک الگوی بدیل: پاتریمونیالیسم شرقی

    من در این بحث از یک رویکرد بدیل در مورد ماهیت دولت و جامعه در ایران سنتی دفاع و تلاش می‌کنم بر اساس آن توضیح متفاوتی برای شکست جریان مشروطه‌خواهی ارائه کنم. رویکرد من به نحو مشخص محصول یک خوانش حاشیه‌ای از ماکس وبر است. رویکرد ماکس وبر در تحلیل جوامع شرقی در بحث معروف او در مورد پاتریمونیالیسم شرقی ارائه شده است. همان‌گونه که برایان ترنر به ما می‌گوید، مارکس و وبر در تحلیل شرق و ماهیت دولت استبدادی شرقی تفاوتی با یکدیگر ندارند. اما خوانش دیگری می‌توان از وبر ارائه داد و درواقع می‌توان از بحث وبر در مورد ویژگی‌های دولت مدرن علیه دیدگاه وبر در مورد دولت‌های شرقی استفاده کرد و به درک بدیلی از ماهیت دولت سنتی ایرانی رسید. نکته من این است که دولت مدرن به‌عنوان یک تیپ ایدئال از نظر ماکس وبر یک دولت استثنائی در تاریخ است که توانسته به‌ واسطه اتکا به اقتصاد پولی و سرمایه‌داری از یک ‌سو و تعامل با علم، دانش جدید و صنعت از دیگر سو، دستگاه اداری و نظامی حرفه‌ای را شکل دهد. این دولت متکی به این ابزارها، می‌تواند حاکمیت خود را در سرزمین خود اعمال کند. می‌دانیم که بحث وبر از دولت مدرن، روایتی از وضعیتی ایدئال است و در دنیای واقعی هیچ‌کدام از دولت‌های مدرن حتی نیرومندترین آنها نمی‌تواند حاکمیت کاملی بر کشور اعمال کند. وضعیت دولت‌های ضعیف‌تر مثلا در آفریقا که دیگر مشخص است.

    وجود جامعه منفعل و دولت قدرتمند و استبدادی، واقعیت تاریخی ندارد

    حال سؤال این است وقتی دولت‌های مدرن با دسترسی به انبوهی از ابزارها و قابلیت‌ها، قادر به تحقق اراده خود نیستند، وضعیت دولت سنتی چگونه باید درک شود. دولت‌های ماقبل مدرن، تقریبا هیچ‌کدام از ابزارهای دولت جدید را در اختیار نداشتند. مثلا دولت‌های امپراتوری ازجمله ایران گرچه نسبت به سایر دولت‌ها-به این دلیل که دستگاه اداری و نظامی قدرتمندتری داشته‌اند- قوی‌تر بوده‌اند، اما اساسا دولت‌های سنتی به خاطر فقدان نظام پولی، فقدان نظام مالیات‌ستانی و…، دولت‌های چندان قدرتمندی به ‌حساب نمی‌آیند. تصور وجود دولتی قدرتمند با دستگاه اداری-نظامی وسیع چنان‌که در ادبیات استبداد شرقی تصور می‌شود، در تاریخ ایران وجود ندارد. واقعیت دولت سنتی، وضعیت دولت قاجاری است. دولت قاجاری همان ابزارها و محدودیت‌هایی را داشت که دولت ساسانی و دولت سلجوقی و دولت صفوی داشتند. حتی از برخی جهات مانند دسترسی به سلاح و پول و… در شرایط بهتری به سر می‌بردند. ما چون روایت‌ها و گزارش‌های دقیقی از واقعیت دولت‌های پیش از قاجارها نداریم، آنها را قدرتمند تصور می‌کنیم، اغلب می‌بینم آنچه مثلا در سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک در مورد حاکم مطلق‌ بودن سلطان آمده، به عنوان واقعیت دولت سلجوقی تلقی می‌شود. باید پرسید که آیا سلطان سلجوقی در واقعیت چنین بوده است؟ سلجوق‌نامه ظهیرالدین نیشابوری را بخوانید. تعداد زیادی از پادشاهان سلجوقی را سران ایلات کشتند. چون به واقعیت دولت توجه نمی‌شود و تاریخ در جزئیات آن مورد بحث نظریه‌های استبداد شرقی نیست، اغلب افراد توجه نمی‌کنند که مثلا سران قزلباش، حکم طهماسب در مورد جانشینی فرزندش حیدر را نپذیرفتند، حیدر را کشتند و فرزند دیگرش اسماعیل را به جانشینی برگزیدند.

     *درواقع شما معتقدید این رویکرد انتزاعی نمی‌تواند آنچه را واقعیت دولت در ایران بوده، نشان دهد چراکه دولت از دستگاه نظامی-اداری چندان پرتوانی برخوردار نبوده است؟

    همین‌طور است. اساسا چیزی تحت عنوان دولت قدرتمند استبدادی در واقعیت تاریخی ایران وجود نداشته است. همچنین تصور وجود جامعه منفعل نیز از اساس اشتباه است. این‌همه جنبش اجتماعی در تاریخ ایران وجود داشته است. قیام زنگیان، شورش صاحب‌الزنج، شورش اسماعیلیان، شورش سربداران و… را می‌توان به‌عنوان نمونه مطرح کرد. گفته می‌شود که در تاریخ ایران طبقات نبوده است و مثلا آقای اشرف می‌گوید تجار هویت مستقل طبقاتی مشابه بورژوازی اروپایی نداشته‌اند. وقتی این احکام کلی را کنار می‌گذاریم و تاریخ را در جزئیات آن به‌خصوص تاریخ‌های محلی می‌خوانیم، واقعیت دیگری آشکار می‌شود. مثلا شما کار خانم ونسا مارتین را در مورد شهرهای جنوبی ایران ببینید. مطالعه‌ای دقیق که نتایجی متفاوت در مورد واقعیت طبقه اصناف و تجار شهری ارائه می‌دهد. اگر طبقات و نیروهای اجتماعی مستقل در ایران وجود نداشته‌اند، کنش طبقات شهری و ائتلاف شهری‌ای که مشروطه را شکل دادند چگونه قابل تحلیل و توضیح است. مشروطه جنبشی شهری بود که در آن مجموعه‌ای از نیروهای اجتماعی ذیل اهدافی مشخص گرد هم آمده بودند نه جنبش همه جامعه ایرانی علیه همه دولت. صف‌بندی‌های طبقاتی مشخصی داشت.

    آن تصور غیرتاریخی هرچند جذاب تئوری استبداد شرقی و تالی‌های منطقی آن‌ که از وجود دولتی قدرتمند و جامعه‌ای منفعل سخن گفته، واقعیت تاریخی ندارد. می‌خواهم بگویم درواقع دولت قاجار یک دولت ضعیف و متکی بر ائتلاف‌ها و قدرت‌های محلی بود. قدرت مالی، نظامی، دستگاه اداری، ابزارها و تکنولوژی حکمرانی چندانی نداشت؛ اما این دولت دارای ویژگی‌های پاتریمونیالی بود؛ یعنی به جای ابزارهای عینی قدرت، از طریق مناسبات حامی‌پرورانه، ازدواج، بده‌بستان، تعامل، به‌رسمیت‌شناختن‌های متقابل، خدعه، اختلاف‌افکنی و… قدرت خود را در مقابل جامعه و رقبای خود حفظ می‌کرده است. اگر این نکته درک نشود، پیروزی سریع و شکست سریع مشروطه درک نخواهد شد.

    چرا مشروطه ایرانی به این سرعت پیروز می‌شود؟ آیا دولت استبدادی وجود داشته که خواست مشروطه‌خواهان را به‌ طور کامل سرکوب کند؟ یک دولت ضعیف و شکننده دولتی، یکباره با جنبش و شورشی روبه‌رو شد که ریشه در نیروهای اجتماعی شهری جامعه سنتی داشت. جامعه شهری ایران با استفاده از ظرفیت‌های مدرن بارورشده، شبکه ایجاد کرده بود و خواست‌های نوینی مطرح می‌کرد. این جریان با ابزارهای محدود سنتی آن قابل کنترل نبود، دولت هم ابزاری برای سرکوب این جریان نداشت درنتیجه به‌سادگی عقب‌نشینی می‌کند و دولت ۲۵۰۰ساله پادشاهی بر اثر دو سفر به شاه عبدالعظیم و یک سفر به قم و بست‌نشینی گروهی محدود و… به مشروطه بدل شد.

    ‌*ما در تاریخ ایران همواره بعد از سلسله تحولاتی نوعی بازگشت به دولت اقتدارگرا را تجربه می‌کنیم. شما این فرایند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    دولت‌سازی بر مشروطه‌سازی مقدم است

    به این مسئله هم نمی‌توان با یک حکم کلی پاسخ داد. در تجربه مشروطه که الان موضوع بحث ماست، همان دلایلی که باعث پیروزی سریع مشروطه شد، شکست سریع مشروطه را نیز رقم زد. بنده درک بدیلم را از شکست مشروطه عرض خواهم کرد. می‌خواهم به عنوان مقدمه بگویم که ما به این نکته توجه نمی‌کنیم که دولت‌سازی بر مشروطه‌سازی دولت مقدم است. در اروپای غربی، از دل فروشکستن دولت‌های فئودالی، دولت مطلقه شکل می‌گیرد. کارویژه دولت مطلقه، تأسیس دولت مدرن یعنی تأسیس ارتش مدرن، بوروکراسی مدرن، نظام مالیات‌ستانی مدرن، صنعتی‌شدن جنگ، تأسیس ارتباطات سراسری، تأسیس بازار داخلی و… بوده است. مؤتلف دولت مطلقه هنگامی‌ که دولت را متمرکز می‌کند و دولت مدرن تأسیس می‌کند، بورژوازی است. بورژوازی که با دربار علیه فئودال‌ها ائتلاف کرده، در مراحل اولیه تکوین خود ساکت است اما زمانی که قدرتمند می‌شود، به تعبیر یورگن‌هابرماس، رابطه حوزه عمومی بورژوایی با حوزه دولت مطلقه، مسئله‌مند می‌شود. وقتی دولت‌سازی انجام شد، سپس بر سر این موضوع بحث می‌شود که اکنون چگونه این قدرت اعمال شود، انقلاب‌های دموکراتیک ذیل این بحث شکل می‌گیرد که چگونه لویاتان شکل گرفته و نحوه اعمال قدرت آن را قاعده‌مند کنیم. درواقع، قانون‌مندکردن قدرت متمرکزشده، هدف انقلاب‌های دموکراتیک در اروپا بوده است. دولت‌های دموکراتیک دولت‌های بسیار قدرتمند اما قانون‌مند هستند؛ بنابراین روند به این نحو است که در ابتدا قدرت متمرکز شده و سپس قانون‌مند می‌شود.

    ‌*شما معتقدید این فرایند به‌ا‌ین‌صورت در ایران طی نشد؟

    در هیچ‌ کجای جهان، دموکراسی‌سازی پیش از متمرکزکردن قدرت اتفاق نیفتاده است

    عرض بنده این است که در هیچ جای جهان، قبل از متمرکزسازی قدرت، دموکراسی‌سازی موفق نشده است. تنها نمونه استثنائی هندوستان است که در آنجا نیز کارویژه‌های دولت‌سازی را استعمار انجام داده بود. البته این هم تضمین‌شده نیست که بعد از متمرکزسازی دولت، دموکراتیک‌سازی صورت گیرد. ولی به هر صورت دموکراتیک‌سازی دولت تنها زمانی موفق می‌شود که پیش از آن به قول والت روستو، دولت-ملت‌ سازی صورت گرفته باشد. این نکته برای فهم ناکامی مشروطه کلیدی است. حتی امروز هم بخشی از وضعیت دهشتناک خاورمیانه بعد از بهار عربی با این منطق قابل توضیح است. مشروطه به‌سرعت پیروز شد چون دولتی که قصد مقابله با آن را داشت به‌شدت ضعیف بود. ولی دولت مشروطه ایران میراث‌دار یک دولت ضعیفِ ورشکسته فاقد ابزارهای اعمال قدرت و نهاد قضائی قدرتمند بود. بخش مهمی از قدرت هم به مجلس منتقل شد. وقتی قدرت دربار محدود شد، یعنی آنکه هدف، گذار از شیوه‌های سنتی اداره امور مملکت توسط پادشاهان است. وقتی آن شیوه‌ها کنار گذشته شد، طبعا این خلأ باید با ابزارهای نظامی و امنیتی و اداری نوین پر می‌شد. ولی هیچ‌کدام از اینها وجود نداشت. حالا سؤال این بود که دولت مشروطه از چه طریق می‌خواست قانون مصوب خود را اعمال کند؟ ابزار اجرائی وجود نداشت. نتیجه این شد که دولت مشروطه قانون‌گذاری کرد اما نتوانست قانون را اجرا کند.

    در تاریخ ایران همواره قدرت نظامی دست ایلات بوده است و نیروی نظامی دولت هم توسط ایلات تأمین می‌شد، مشروط به اینکه دولت در منطقه آنها دخالتی نکند. ایلات هرگاه می‌دیده‌اند قدرت مرکزی تضعیف شده است، به شیوه مرسوم ایلی به تاخت‌وتاز می‌پرداختند. ببینید در آستانه مشروطه حدود ۴۰ درصد جامعه ایران عصر مشروطه، ایلی است. شاهسون‌ها، بختیاری‌ها، قشقایی‌ها، ایلات کرد کرمانشاه، ایلات لرستان، ایلات خمسه در فارس، ایلات ترکمن‌های یموت، ایلات کرد مشهد و… در هر جایی که بنگرید، ایلات حضور دارند. وقتی‌ مشروطه، اقتدار نیم‌بند دولت مرکزی را از بین می‌برد، درِ جعبه پاندورا باز می‌شود. کشور غرق در ناآرامی و ناامنی می‌شود، رشته امور از هم گسسته می‌شود. مالیات‌گیری محدود هم ناممکن می‌شود. مشروطه‌خواهان ابزاری برای کنترل اوضاع و سرکوب نیروهای ایلی ندارند. قانون می‌گذارد اما نمی‌تواند آن را اجرا کند و به همین خاطر نیز کشور به درون هرج‌ومرج می‌غلتد. این تنها به مناطق ایلی محدود نیست، در شهرها هم انجمن‌ها سر بر‌می‌آورند. در حقیقت انجمن‌ها خلأ نهادهای مؤثر حکمرانی را پر می‌کنند.

    چرا و به چه دلیل محمدعلی‌شاه علیه مشروطه کودتا کرد؟ به مادر شاه ناسزا گفتند و به کالسکه شاه بمب انداختند. شاه نیز به عدلیه شکایت برد؛ اما کشور فاقد نظام عدلیه و پلیس درست‌وحسابی بود و تهران را نیز انجمن‌ها اداره می‌کردند و اجازه ندادند دادرسی انجام شود. شاه نیز تلافی کرد و علیه مشروطه‌خواهان اقدام کرد.

    *‌با این تحلیل چرا پس از مشروطه مجددا حرکتی در جهت استقرار یک دولت اقتدارگرا آغاز شد؟

    ایران در وهله نخست باید دولت داشته باشد

    به‌این‌دلیل که روشنفکران و نخبگان به‌فوریت دریافتند که مثل همه آدم‌های ناشی، ما سرنا را از سر گشادش نواخته‌ایم. این نکته را درک کردند که ایران اول باید دولت داشته باشد تا بعد فکری به حال دموکراتیک‌سازی آن بشود. نشریه شمس استانبول دو مقاله درخشان درباره ایده حاکمیت در ایران دارد. می‌گوید حاکمیتی در ایران متمرکز نبوده که ما آمده‌ایم و مشروطه‌اش کرده‌ایم. کافی است شما نامه محمدعلی فروغی به ابراهیم حکیم‌الملک را در سال ۱۹۱۹ مطالعه کنید. در آنجا فروغی می‌گوید ایران نه دولت دارد و نه ملت. ایران باید وجود پیدا کند تا اثری بر وجودش مترتب بشود. این فکر بعد از پایان مجلس دوم، در اذهان راه یافت و رفته‌رفته اوج گرفت. از سال ۱۲۹۰ این ایده مطرح شده بود که ایران تا زمانی که دولت نداشته باشد، به یک اجتماع همبسته بدل نشود و دارای موجودیت مستقل، قدرتمند و ساخت دولت نشود، دموکراسی‌سازی معنا ندارد. شما اگر بیش از ۴۰ سرمقاله علی‌اکبر داور را در روزنامه‌اش، «رادیکال»، بخوانید، نوعی جمع‌بندی از این رویکرد را می‌بینید. آنجا نوشته است که در عصر مشروطه می‌گفتند که اگر تخم حریت را در ایران ولو کنید، همه خوشبخت می‌شویم؛ با این حرف‌ها ایران را در شنزاری انداختند که هر روز بیشتر در آن فرو می‌رود. رضاخان محصول این فضا بود. همه فهمیده بودند که پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ، اوضاع ایران به آن صورتی که بود، نخواهد ماند. همه بازیگران اعم از سید‌ضیا، پسیان، لاهوتی، وثوق‌الدوله و… در عرصه تلاش کردند تا تأثیرگذار شوند. دیدگاهی در فضا مطرح بود که ما باید دولت تأسیس کنیم. ناکامی مشروطه آنها را به این نقطه برگرداند که مسئله و اولویت ایران، نه دموکراسی‌سازی بلکه دولت‌سازی و ازبین‌بردن نیروهای واگراست. کشور در حال فروپاشی بود و مبانی هم‌گرایی باید تقویت می‌شد. در این فضای پیش‌آمده وقتی رضاشاه از دیگران جلوتر افتاد، مانند آهن‌ربایی شد که همه نیروها را به خود جذب کرد. پس از مشروطه آن‌قدر نیروهای سیاسی-اجتماعی به سروکله یکدیگر زده بودند که دیگر توش و توانی وجود نداشت تا کسی در برابر رضاشاه بایستد.

    * پس برآمدن رضاخان را این‌طور تحلیل می‌کنید؛ اما به نظر می‌رسد دولت‌سازی در زمانه رضاخان شکل می‌گیرد اما فضای سیاسی پهلوی اول آن‌گونه که گزارش می‌شود، فضای بسته‌ای است. اگر بپذیریم که دولت قوی در عصر پهلوی اول و حتی پس از شهریور ۲۰ و اشغال ایران مستقر شده، آیا می‌توان از مشروطه‌کردن قدرت در این دوران سخن گفت؟

    دولت پهلوی اول: برآمدنِ نئوپاتریمونیالیسم

    دولت پهلوی اولین دولت مدرن و خارج از مناسبات دولت سنتی در ایران است. اقدام به دولت‌سازی، ازمیان‌برداشتن وضعیت پراکندگی قدرت و ساختار خان‌خانی و یکپارچه‌سازی کشور می‌کند؛ اما این دولت‌سازی ویژگی‌های خاصی دارد که اگر درک نشود، نمی‌توان وضعیت پس از شهریور ۲۰ را درست تحلیل کرد. این دولت ویژگی‌های دولت مدرن را به خود گرفت اما هم‌زمان نیز ویژگی‌های پاتریمونیالی پادشاهی سنتی نیز در آن رسوخ کرد. دولت پهلوی برخلاف دیدگاه همایون کاتوزیان، گسستی بنیادین از دولت سنتی است. چرا؟ چون با ایجاد ساختارها و ابزارهای دولت مدرن، به ضعف بنیادین دولت سنتی پایان داد؛ اما از یک جهت نیز دولت مدرن نیست چراکه ویژگی‌های پاتریمونیالیستی دولت سنتی را در درون خود داشت و تداوم داد یعنی دولت‌سازی رضاشاهی به شکلی بود که ویژگی‌های شخص‌محوری، سیاست‌زدایی از جامعه، حامی‌پروری و… را در دل نهادهای مدرن امتداد بخشید و استقلال نهادهای مدرن را از بین برد. مناسبات دولت مدرن غیرشخصی است. بوروکراسی و ارتش، ذیل مناسبات حرفه‌ای تعریف می‌شود؛ اما دولت‌سازی پهلوی در مسیری پیش می‌رود که نهادهای مدرن ابزار شخص رضاشاه و دربار اوست، ثروت‌اندوزی شخصی شکل می‌گیرد، ارتش ایران به ارتشی شخصی بدل می‌شود. مناسبات پاتریمونیالیستی را در دل بوروکراسی رشد می‌دهد و استقلال نهادی آنها را از بین می‌برد؛ بنابراین به‌ این خاطر است که در ایران، ظاهر ارتش خیلی مدرن اما وابسته به شخص شاه است. ویژگی‌های پاتریمونیالیستی با ویژگی‌های دولت مدرن ادغام می‌شود، از دولت سنتی نیز گسست عمیق پیدا می‌کند چراکه بر ضعف‌های دولت سنتی غلبه می‌کند اما دولت مدرن نمی‌شود چراکه ویژگی‌های پاتریمونیالیستی در درون نهادهای جدید مستقر می‌شود؛ بنابراین حکومتی در دوره رضاشاه شکل می‌گیرد که به آن حکومت نئوپاتریمونیال می‌گوییم. دولت نئوپاتریمونیال دولتی است که هم با دولت سنتی متفاوت است و هم با دولت مدرن، اما ویژگی این دو دولت را با یکدیگر ادغام کرده است.

    منبع: روزنامه شرق

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان