برچسب: گردشگری، گردشگر،توریست، جاذبه های دیدنی،جاهای دیدنی،تفریح،اماکن دیدنی، مکانهای دیدنی،مکان های جذاب

  • لبخند سوئیس به ایران زیر بار تحریم

    لبخند سوئیس به ایران زیر بار تحریم

    ولی تیموری ـ معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ـ که به تازگی سفری به سوئیس داشته است، در گفت‌وگو با ایسنا درباره تعاملات تازه گردشگری ایران با برخی کشورها، توضیح داد: با توجه به فضایی که با خروج آمریکا از برجام ایجاد شد و ریزشی که در گردشگران کشورهای غربی تجریه کردیم، تصمیم گرفتیم برای جبران و تغییر وضعیت، با بازارهای مستعد که کمتر تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار می‌گیرند، وارد تعاملات گسترده‌تر شویم، سوئیس از جمله این کشورها بود. ما دنبال بازارهایی بودیم که به طور مستمر جایگزین کشورهایی شوندکه در سال‌های اخیر ریزش گردشگران آن‌ها در ایران بیشتر بوده است.

    او ادامه داد: درحال حاضر بیشتر مطالعات و تمرکز بازاریابی گردشگری ایران علاوه بر کشورهای اروپایی، شبه قاره هند است. معتقدم این شبه قاره که متشکل از کشورهای هند، پاکستان، بنگلادش است با جمعیتی بیش از یک میلیارد و ۷۰۰ هزار نفر که بیش از ۳۰ میلیون نفر آن‌ها شیعه دوازده امامی هستند، بازار پر قدرتی به حساب می‌آید. ما حتی خیلی جدی مایل به کار در بازار افغانستان هستیم.

    وی افزود: درست است همه کشورهای شبه قاره هند ثروتمند نیستند اما دلیل نمی‌شود که اصلا جمعیت ثروتمند و یا گردشگر نداشته باشد و نتوان روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

    تیموری گفت: در حوزه اروپا نیز علاوه‌بر ارتباط‌هایی که با سوئیس و اتریش برقرار شده است دنبال گسترش ارتباط‌هایی با کشورهایی همچون دانمارک و سوئد هستیم.

    او ادامه داد: سوئیس یکی از کشورهایی بود که در سال‌های گذشته با وجود نوسانات سیاسی، همواره به ایران توریست فرستاده است، به اضافه این‌که مردم آن شناخت خوبی از ایران دارند. از طرفی، سوئیس در حدود هشت  میلیون نفر جمعیت داد که بیش از ۹۱ درصد آن‌ها در سال دست‌کم سه سفر انجام می‌دهند که یک سفر آن‌ها به خارج از این کشور اختصاص دارد و دو سفر دیگر معمولا در داخل کشور انجام می‌شود. مردم این کشور از نظر رفاهی سطحی بالا دارند و از جمله توریست‌هایی به شمار می‌آیند که هزینه‌کرد بالایی هنگام سفر دارند.

    معاون گردشگری با اشاره به یادداشت تفاهمی که بین دو کشور امضا شد، گفت: یک سال پیش در تهران دیداری با نمانیده گردشگری سوئیس داشتم که ارتباط‌ها ادامه پیدا کرد تا این‌که در حاشیه اجلاس کمیسیون همکاری‌های اقتصادی دو کشور، سند همکاری بین بخش گردشگری ایران و سوئیس امضا شد. روابط گردشگری دو کشور در سال‌های دور بسیار پر قدرت بود اما دست‌کم در چهار دهه اخیر هیچ یادداشت تفاهمی بین دو کشور وجود نداشت و چارچوب همکاری‌ها در این زمینه مشخص نبوده است.

    تیموری اضافه کرد: برای این سند همکاری بازه زمانی تعیین نشده و حتی اشاره شده در ادامه این تفاهم، اسناد مهم‌تر و برنامه‌های عملیاتی‌تری بین دو کشور مبادله شود. این سند چارچوب همکاری‌های دو کشور را مشخص می‌کند تا روابط و تعاملات گردشگری بین ایران و سوئیس منسجم‌تر شود.

    وی به جزئیات بیشتر این تفاهم‌نامه اشاره کرد و افزود: در این تفاهم‌نامه دو دولت متعهد شدند بخش خصوصی و دولتی را برای توسعه همکاری‌های گردشگری تشویق کنند و مقررات و قوانین جاری، آمار و ارقام در حوزه گردشگری، تجارب و موفقیت‌های دو کشور در ارتقاء کیفیت خدمات گردشگری را با یکدیگر تبادل کنند. در حوزه‌های مختلف آموزش و پژوهش نیز مقرر شد موسسات برای همکاری‌های آموزشی تشویق شوند و برای شرکت در نمایشگاه‌ها و رویدادهای گردشگری دو کشور مشارکت کنند.

    معاون وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همچنین به برگزاری نشستی با اعضای اتاق بازرگانی ایران و سوئیس در شهر زوریخ اشاره کرد و آن را فرصتی برای معرفی ایران دانست و گفت: تجار و بازرگانان سوئیس ذهن‌شان بر این بود که ممکن است در شرایط تحریم، گردشگری ایران افت پیدا کرده باشد اما ارائه آمارها در این بخش، وضعیت امیدوارانه‌ای را برای آن‌ها ترسیم کرد.

    او با اشاره به نظر مقامات سوئیس درباره تداوم همکاری‌ها با ایران در شرایط تحریم، گفت: در مقدمه یادداشت تفاهم گردشگری ایران و سوئیس صراحتا ذکر شده گردشگری ابزاری برای تفاهم میان ملت‌ها و آشنایی و شناخت بیش از پیش و عمیق‌سازی روابط دو ملت است، بنابراین مصمم هستیم همکاری‌ها را توسعه دهیم و آن را حفظ کنیم. ما مطمئنیم با افزایش رفت و آمد گردشگران ارتباط با سایر کشورها عمیق‌تر می‌شود.

    تیموری اضافه کرد: در جریان این سفر بازدیدی از ساختار اداری گردشگری سوئیس صورت گرفت که همزمانی آن با تعریف ساختار و تدوین چارت گردشگری در وزارتخانه جدید می‌تواند تجربه مفید و کاربردی باشد. همچنین در یک برنامه یک روزه بازدید فنی از توانمندی‌های گردشگری یک مقصد ویژه در این کشور به ویژه در بخش حمل و نقل آن انجام شد و در جریان هماهنگی بین دستگاه‌ها قرار گرفتیم. تجربیات گردشگری سوئیس و جایگاهی که گردشگری آن در درآمدزایی و اشتغالزایی این کشور دارد می‌تواند برای ایران مفید باشد.

    سوییس در سال ۲۰۱۶ تنها از بخش‌های هتلداری، رستورانداری و حمل و نقل ۲۰.۳ میلیارد فرانک درآمد بدست آورد. سفر گردشگران خارجی از سوییس در سال ۲۰۱۷ نزدیک به ۱۶ میلیارد فرانک معادل ۴/۴ درصد درآمد صادراتی این کشور بود. درآمد حاصل از سفر گردشگران خارجی که به این کشور در سال ۲۰۱۷ نیز بالغ بر ۱۷ میلیارد دلار بود.

    در سال ۲۰۱۶ گردشگری در سوئیس بالغ بر ۱۶۵ هزار شغل مستقیم ایجاد کرد که برابر با ۳/۳ درصد کل اشتغال در این کشور بوده است.

    آمارهای بخش گردشگری سوئیس نشان می‌دهد بیشترین سفر مردم این کشور در سال ۲۰۱۶ بیشتر به کشورهای همسایه از جمله آلمان، ایتالیا و فرانسه بوده و ۲۱ درصد به سایر کشورهای اروپایی و ۸ درصد هم به خارج از اروپا سفر کرده‌اند. سوئیسی‌ها بیشتر برای گذران تعطیلات و تفریح از کشورشان خارج می‌شوند.

    سوئیس همچنین در زمینه حمل و نقل، گردشگری کوهستان و تجهیزات تله کابین و ورزش‌های کوهستانی کشوری پیشرو به حساب می‌آید.

    انتهای پیام

  • معبد آب کجاست؟

    معبد آب کجاست؟

    معبد آب بر بالای تپه ای مشرف به خلیج اوساکا، در بخش شمال شرقی جزیره ی آواجی واقع است. این معبد در حقیقت بخش اصلی معبد هومپوکو-جی است که به شاخه ی نینا-جی از فرقه ی شینگون تعلق دارد. معبد آب نمایانگر آرزوی آندو برای ساختن مکانی است که بودا و همه ی موجودات زنده بتوانند در آن در پوششی از نیلوفر آبی به خواب روند. در ادامه در مورد معبد آب میتوانید بیشتر بخوانید.

    تاریخچه ساخت معبد آب:
    معبد آب ساخته معمار ژاپنی تادوئو آندو در سبک مینیمال است (صورتی از مکتب هنری که اساس شرح آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و سبک های ساده و به دور از هرگونه پیچیدگی معمول فلسفی یا شبه فلسفی بنا نهاده است). وی فضایی شگفت انگیز و آرام بخش در دل جزیره آواجی ایجاد کرده که ذهن هر بیینده‌ای را به سکون و سکوت متجلی می سازد.

    برجسته ترین ویژگی سبک معماری آندو، نظم، مردم و احساسات انسانی است. وی از با نفوذ ترین معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن به شمار می رود. معماری او پر از ابهام با شکاف هایی از نور، آسمان و طبیعت در میان فضایی سرد و سخت است که شور و زیبایی فراوانی به آثارش می بخشد.

    از ویژگی های بارز آثار وی، سبک خاص آندو و توانایی شگفت انگیزش در هماهنگی میان “سفت و سخت” و “ملایم” بودن است. آندو قادر است تا از ساده ترین عناصر فضایی بی نظیری خلق کند.

    این معمار متبحر و حاذق در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۱ میلادی در اوزاکای ژاپن متولد شد وی با مطالعه بر روی خانه‌های فرانک لویدرایت و کارهای مدرنیسم قدیمی (کلاسیک) تعالیم خود را تکمیل کرد. آندو اولین تمرین معماریش را در سال ۶۹ میلادی در اوزاکا آغاز کرد. اولین پروژه او یعنی خانه ردیفی برگرفته از زندگی کودکی اش و تجربه زندگی در خانه های ردیفی (محله فقیرنشین اوساکا) و ورزش بوکس بود که آندو در نوجوانی به صورت حرفه ای دنبال می کرد.

    افزایش کمی آثار او در سطح معماری‌های مسکونی، کلیساها، موزه‌ها و مجتمع‌های تجاری بزرگ، و … با تکیه‌ بر ساختارهای بتن مسلح بزرگ و نمایان است که عظمت را در معماری او افزایش می دهد.

    وی تا کنون آثار بی شماری را طراحی کرده ۸ اثر برتر او شامل:
    •    نمازخانه کوه روکو (کلیسای باد)
    •    کلیسای روی آب-کلیسای نور
    •    معبد آب
    •    خانه Raw
    •    مجتمع تجاری تایمز
    •    پروژه ناکانو شیما
    •    پوزه نائو شیما

    یکی از برترین آثار آندو معبد آب است  که در قسمتی از جزیره آواجی خود نمایی کرده و نمود تمام عیار خلاقیت او محسوب می شود. وی در این بنا بهشت آیین بودایی در این جهان را مجسم ساخته است. این معبد در حقیقت بخش اصلی معبد هومپوکو- جی است که به شاخه نینا-جی از فرقه شینگون تعلق دارد.

    معبد آب,معبد آب تادائو آندو,معبد آب تادو آندو

    آواجی یک جزیره کوچک در کناره ساحل شرقی بخش مرکزی ژاپن واقع شده است. این جزیره بین دو جزیره اصلی ژاپن (هُن شو) و جزیره چهارم ژاپن (شیکوکو) قرار دارد و واسطه‌ای شده تا با کمک دو دهانه پل عظیم، این دو پاره بزرگ سرزمین به یکدیگر دوخته شوند.

    هم چنان که در امتداد جاده ساحلی در شمال جزیره قدم بردارید، راهتان به وسیله جاده باریکی از جاده اصلی منشعب شده و به سمت دامنه کوه باز شده و تابلویی مسیر معبد آب را به شما نشان می دهد.

    معبد آب دو دیواره ساده دارد که کاربردی مشابه دیواره محافظ دارند. بازدیدکنندگان می بایست پیرامون سطح خارجی بیضی شکل راه بروند. مسیر عبور بین دو دیوار باریک است. مسیر بیضی شکل هم ممکن است دارای معنای سمبلیک باشد زیرا در تفکر بودائیسم دنیا شبیه یک دایره است و زندگی مردم حول سرنوشتشان به گردش در می آید. بنابراین طراحی بیضی شکل گذرگاه ممکن است به سرنوشت و گردش زندگی شباهت داشته باشد و در واقع ورود به معبد راهی برای حل رنج های بی پایان زندگی است.

     
    پس از ورود به حریم معبد، در میان تونلی بتنی قرار می‌گیرید. راهروی ایجاد شده از دو “دیواره بتنی”تشکیل شده که نمادی کامل از کارهای آندو است.

    پس از عبور از دالان دیوار بتونی، گل‌های نیلوفر زیادی که بر سطح آب‌ رویید را مشاهده می کنید که چشم اندازی بسیار زیبایی ایجاد کرده اند.

    بر دامنه کوه پیش رویتان حجم دایره ای شکل با قطر بزرگ ۱۳۰ فوت و قطر کوچک ۹۸ فوت وجود دارد که پر از آب و پوشیده از گل‌های نیلوفر آبی است. در وسط این برکه، راهی ست که استخر آب را به دو قسمت، تقسیم می کند. پلکانی که از میان استخر آب عبور می‌کند شما را به زیر سطح زمین، آب و نیلوفرها می‌برد. راه پله باریک است و شما را به قسمت مرموز زیرین تالاب هدایت می کند. رفتن به زیر آب مساوی است با ورود به سالن اصلی. اگر از بالای پله ها به پایین بنگرید به دلیل نبود چراغ تاریک است. تاریکی درگاه ممکن است نمادی برای نشان دادن عمق قلب یک انسان باشد. بنابراین رفتن به بخش درونی همانند تمرینی برای بازدیدکنندگان برای ورود به قلبشان است.

    در آیین بودایی، نیلوفر آبی نماد دستیابی به نور شاکا (در سانسکریت: ساکیامونی، از نام های بودا) است. در واقع این معبد نمایانگر آرزوی آندو برای ساختن مکانی بود که بودا و همه موجودات زنده بتوانند در پوششی از نیلوفر آبی به خواب فرو روند. هم چنین توانایی خود تمیزی نیلوفر آبی، نشان دهنده آلوده نشدن به وسیله محیط کثیف بیرونی است که برای معتقدان بودائیسم نمادی بسیار پسندیده و ارزشمند است. همچنین نیلوفر آبی سمبل بهشت و آسمان ها نیز می باشد.

    تصاویر گیرایی که آندو در جوانی در هند دیده بود، در خاطره وی موضوعی را تداعی می کرد: «میمونی که بر گرده اسبی سوار بود و پرنده ای که بر سر میمون نشسته بود؛ جهانی که در آن همه انسان ها، حیوانات و طبیعت، در کنار هم زندگی می کنند و همه تفاوت ها زدوده شده اند؛ فضایی که در آن زندگی و مرگ، و عوالم معنوی و دنیوی، تشکیل دهنده کلیت یکپارچه و هماهنگ هستند».

    معبد آب در قسمت انتهایی دالان قرار گرفته که پس از ورود و اندیشیدن به فضای دلپذیر در سکوت، ناگهان ناخواسته احساس می‌کنید که بر فراز این سکوت، آب و نیلوفرقرار گرفته است.

    خلوت و جذبه در انتهای دالانی ساکت و رمز آلود
    گفته می شود که معمار در اینجا، ابتدا به احساس سکوت و اشراق نزدیک شده و سپس دست به کار طراحی این مکان زده است. یک اتاق گرد با شبکه بندی از ستون های چوبی، سالن معبد را تشکیل می دهد که درون فضایی مربع شکل قرار گرفته است. توالی فرم های هندسی بیضی، مربع، دایره و شبکه ای شکل در این مکان موجب افزایش تمرکز هنگام نزدیک شدن به مقدس ترین مکان های معبد می شود. فضای داخلی سالن و ستون ها قرمز رنگ است که این رنگ در پایان روز ، هنگامی که تابش نور قرمز خورشید در غروب فضا را آکنده می‌کند، سایه‌های بلند ستون‌ها را درون حجم زیر زمینی انداخته و به رنگ قرمز تیره در می‌آید.

    معبد آب,معبد آب تادائو آندو,معبد آب تادو آندو

    طراحی آندو در واقع به گونه ای است که مخاطب را با گذراندن از دیوارهای منحنی شکل و بلند به حوض بزرگی رسانده که راه ورود به اتاق اصلی از درون آن می گذرد.

    اتاقی مربع شکل با ستون های چوبی و رنگی قرمز مقصد پایانی است. رنگ قرمز، در آئین بودا معانی مختلقی دارد که هرکدام به معماری بنا و اندیشه تادائو آندو مفهومی جداگانه می‌بخشد.

    رنگ سرخ، در اصل نماد نیروی زندگی است، پس در این معماری ابتدا، مخاطب از این نیرو سرشار می گردد. سرخ، رنگی محاظفت کننده نیز هست، در نتیجه معبد به نوعی انسان را می‌پذیرد و در پایان نیز، این رنگ که نماد خون مقدس است به بینندگانش می گوید پس از آب گل آلود، خون مقدس جاری است.

    این  مسیر حرکت را می‌توان از حیث دیگر نیز بررسی کرد:
    تادائو آندو انسان تنها را پس از گذراندن از احساسات شخصی (دیوارهایی منحنی) به عقلانیت می‌رساند ( همان اتاق مربع با رنگ قرمز) عقلانیتی که در سایه تفکر شرقی پی‌ریزی شده. این مسیر از دل طبیعت شرقی می‌گذرد خاک (کف زمین دیوارها) باد (بین دیوارها) آب (حوض وسط) و نور (در تالار اصلی).

    آندو با آموزه‌های شرقی خود تعریفی دوباره از انسان، طبیعت و معماری در دنیای مدرن و صنعتی در این بنا نشان می‌دهد. در واقع تادائو در این معماری دست به آفرینش زده و توانسته چنین اثر کیمیایی را خلق کند.

    آندو اندیشه هایش را درباره این ساختمان چنین تشریح کرد: «با گذشت زمان، دیوار بتنی رنگ می بازد و درختان در حوضچه سایه خواهند افکند. اما نیلوفرهای آبی در تابستان همچنان به گل خواهند نشست و به مردم این پیام را می رساند که این مکان مقدس است. معماری معاصر فقط در فکر زمان حال است و بناها برای جلوه و درخششی گذرا با هم رقابت دارند. من دلم می خواهد ساختمان های که طراحی می کنم  فارغ از دگرگونی های ظاهری، تا مدت ها به زندگی و تنفس ادامه دهند»
     

    منبع:بیتوته

  • خانه “رفاهی” را با هتل معاوضه کردند!

    خانه “رفاهی” را با هتل معاوضه کردند!

    به گزارش ایسنا، تا همین سال گذشته انگار حال خانه رفاهی خوب بود، ظاهرش نشانی از فکرهای مالک بروز نمی‌دادند، انگار همه چیز خوب بود، فقط هر گاه درش را کوبیدیم تا شاید بتوان نشانی از تاریخِ این خانه با ظاهر زیبایش به دست آورد بدون نتیجه برگشتیم، همسایگان‌اش هم یا آن قدر جوان بودند که فقط سری به نشانه تکان می‌دادند یا آن‌قدر پیر که مالک جدید را نمی‌شناختند و حوصله‌ی دردسر برای حرف‌هایی که در دل‌شان بود، نداشتند.

    حالا هم که تصاویر نشان می‌دهند، انگار آن قدر کار محکم و خوب جلو می‌رود که تابلوی معرفی پروژه نیز در کنار سر در تاریخی خانه نصب شده که خودش با بنری زرد رنگ از همسایگان بخاطر ایجاد مزاحمت معذرت خواسته و اعلام کرده درست در همین نقطه «محوطه کارگاهی و ساخت مجتمع تجاری و هتل» در حال شکل‌گیری است.

    خانه‌ای که مشخص نیست در نگاه میراث فرهنگی ارزشی برای ثبت ملی نداشته یا مالک‌اش اجازه‌ی ثبت ملی نداده! که فقط جزو بناهای واجد ارزش در این نقطه از شهر ریِ تاریخی شناسایی شده است، خانه‌ای که اگر غریبه باشی و برای نخستین بار به شهر ری پا بگذاری و قصد زیارت  حرم حضرت عبدالعظیم را داشته باشی، خانه جلوی چشم‌ات خودنمایی می‌کند، یعنی نیازی به جستجو و شناسایی کارشناسان میراث فرهنگی مانند برنامه هایی که برای شناسایی خانه‌ها و نقاط تاریخی شهر باید تهیه شود، ندارد.

    تابلو، پروژه‌ی قابل اجرا در این خانه تاریخی را «مجتمع تجاری هتل و زائرسرا» معرفی کرده است. بر این اساس قرار است دو طبقه زیر زمین  – آن هم در شهر ری که هر بار با پی‌کنی هر خانه یا زمینی، نشانه‌ای از هویت این شهر رو آمده – و چهار طبقه روی زمین که عدد اعلام شده‌اش، فکر مخدوش شدن حضرت عبدالعظیم حسنی و دیگر بناهای تاریخی قرار گرفته در دل بافت شهر ری را به ذهن می‌اندازد، ساخته شوند.

    تصاویر را سمانه اصغری ۱۹ آبان ثبت کرده است

    مجوز را میراث فرهنگی شهر ری برای خانه رفاهی صادر کرده، اما …

    اما امیر مصیب رحیم‌زاده – مدیر اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهر ری – در گفت‌وگو با ایسنا، این خانه‌ی تاریخی را معروف به خانه‌ی «رفاهی» معرفی می‌کند که دوره قاجار ساخته شده و می‌گوید: در سال‌های گذشته تغییراتی داخل ملک ایجاد شده بود و حتی به عنوان ملکی متروکه مطرح می‌شد که به آن هیچ رسیدگی نمی‌شد.

    او با اشاره به بازدید کارشناسی میراث فرهنگی شهر ری از این بنای تاریخی، ادامه می‌دهد: به دنبال درخواست مالک برای پروژه‌ای که مدنظر داشت، میراث فرهنگی به وی تاکید کرد که باید بخش‌های واجد ارزش بنا حفظ و مرمت شود و به حیاط و بخش پشتی مجوز ساخت داده  شد.

    وی بخش‌های واجد ارزش این خانه‌ی قاجاری را جداره و سر در ورودی ملک تا انتهای بخش سمت راست آن و زیرزمین در سمت چپ خانه می داند و می‌گوید: این موارد و ضوابط به مالک اعلام شده و طرح و نقشه‌ی آن‌ها برای ساخت زائرسرا در میراث فرهنگی بررسی شده است و پروژه‌ی آن‌ها باید طبق همان طرح و نقشه عملیاتی شود.

    برخلاف اعلام مدیر میراث فرهنگی شهر ری، دیوار به سمت راست خانه که واجد ارزش تاریخی است، بعد از سر در ورودی تخریب شده است!

    طرح نما و مرمت قسمت‌های واجد ارزش بعد از مرمت بنا

    انتهای پیام

  • رونمایی از سردیس فردوسی در اوستیای شمالی روسیه

    رونمایی از سردیس فردوسی در اوستیای شمالی روسیه

    به گزارش ایسنا، علاوه بر سنایی، جانایف معاون نخست وزیر جمهوری اوستیا، شهردار ولادی قفقاز، اعضا و مقامات دولت این جمهوری و رییس و استادان دانشگاه دولتی و دانشجویان این دانشگاه نیز در این مراسم حضور داشتند.
    در این مراسم از سردیس اهدایی سفارت ج.ا ایران در مسکو، در خیابان اصلی شهر ولادی قفقاز و روبروی ساختمان دانشگاه دولتی اوستیای شمالی رونمایی شد.
    مهدی سنایی در سخنرانی خود در این مراسم ضمن تاکید بر ریشه های مشترک تاریخی، زبانی و قومی مردم اوستیای شمالی با ایرانیان، اظهار داشت که چنین همکاری های فرهنگی در چارچوب کلی‌تر روابط ایران و روسیه، برای تهران بسیار مهم و ارزشمند است و به نوعی احیای سنت های تاریخی و فرهنگی است.

    سفیر ایران با اشاره به روابط گسترده تهران و مسکو، بر جایگاه ویژه اوستیای در روابط استانی دو کشور نیز تاکید کرد. سنایی در مورد حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز گفت: او فقط یک شاعر نیست بلکه متفکری بزرگ است و شعر او نماد عشق و محبت به وطن است.
    در این مراسم معاون نخست وزیر این جمهوری نیز تاکید کرد که این گونه اقدامات باعث استحکام بیشتر روابط این جمهوری با ایران می شود.
    در پایان مراسم که با حضور جمعی از خبرنگاران رسانه های جمعی برگزار شد، کنفرانس مطبوعاتی برگزار شد و سفیر کشورمان، معاون نخست وزیر اوستیای شمالی و رییس دانشگاه دولتی ولادی قفقاز به سوالات خبرنگاران پاسخ دادند.
    لازم به ذکر است زبان آستی که زبان بومی این منطقه می باشد از مجموعه خانواده زبان‌های ایرانی است و تا سال ۱۹۱۷ نیز سرکنسولگری کشورمان در این شهر فعال بوده است.
    پیش از این سردیس هایی از خیام نیشابوری و حافظ شیرازی در شهرهای آستاراخان و ماخاچ قلعه روسیه نصب شده اند.

    انتهای پیام

  • باورهای غلط رایجی که درباره آئین هندو وجود دارد

    باورهای غلط رایجی که درباره آئین هندو وجود دارد

    اصطلاحات «هندو» و «هندوئیسم» به هیچ یک از متون باستانی هندوئیسم اشاره نمی‌کند.، بلکه این اصطلاح به مردم منطقه رود ایندوس در هند اشاره دارد. «هندو» و «هندوئیسم» احتمالا توسط ایرانیانی که به شبه قاره هند حمله کردند استفاده می‌شده و به مردم دره رودخانه اشاره دارد که از کلمه «هندو» به معنای «رودخانه» استفاده می‌کردند.

    نام دیگر هندوئیسم «ساناتانا دارما» به معنای «دین ابدی» است که در دنیا زیاد شناخته شده نیست. پیروان این دین «دارمیس» به معنای «پیروان دارما» نامیده می‌شوند. استفاده از کلمات هندو و هندوئیسم بیشتر در فرهنگ‌های غربی استفاده می‌شود، هرچند بسیاری از هندی‌های امروز هم آن را پذیرفته اند.

    همه هندو‌ها گیاهخوار هستند

    درست است که بسیاری از هندو‌ها گیاهخوار هستند، اما این در مورد بیشتر پیروان این مذهب صدق نمی‌کند. برخی هندو‌ها معتقدند که حیوانات موجودات حساس و با درکی هستند، به همین دلیل گوشت نمی‌خورند. اما بیشتر آن‌ها هرچه بخواهند می‌خورند.

    فقط ۳۰-۳۵ درصد از هندو‌ها به دلیل اعتقاد به آهیمسا (ahimsa)، اصل عدم خشونت نسبت به همه موجودات زنده، گیاهخوار هستند. این اقلیت گیاهخوار هندو، اکثریت گیاهخواران جهان را تشکیل می‌دهند که در مجموع حدود ۳۰۰میلیون نفر هستند.

    بیشتر رهبران معنوی هندو (سوامی‌ها، سادوس‌ها و گوروها) گیاهخوار هستند، اما بقیه هندو‌ها، عمدتا گوشت هم می‌خورند. آهیمسا ذبح و مصرف محصولات گوشتی را نهی می‌کند، اما همه هندو‌ها از این اصل پیروی نمی‌کنند.

    هندوئیسم یک دین سازمان یافته است

    دلایل سازماندهی شدن مذاهب متنوع است، اما اغلب به گسترش آموزه‌های دینی و نفوذ سیاسی ارتباط دارد. مسیحیت توسط رومیان و اسلام توسط مسلمانان در آسیا و اروپا گسترش یافتند. اما هندوئیسم تا همین اواخر زیاد گسترش نیافته بود.

    این دین هیچ رهبر خاصی ندارد و هرگز توسط هیچ نوع امپراتوری قدرت نگرفته است؛ بنابراین این مذهب به صورت فهرستی از آموزه‌ها و اصول راهنمایی تکامل یافت، بدون اینکه تاثیری روی دین‌های بزرگ دیگر بگذارد. هندوئیسم هیچ بنیانگذار یا تاریخ مشخصی ندارد.

    هندوئیسم سیستم طبقه‌بندی تبعیض آمیزی دارد

    از آنجا که هندوئیسم بیشتر در هند وجود دارد، یک تصور غلط رایج وجود دارد که این مذهب از یک سیستم طبقه‌بندی مردم پیروی می‌کند. اما این طبقه بندی مربوط به فرهنگ هند است و ارتباط مستقیمی به آموزه‌ها و شیوه‌های هندوئیسم ندارد.

    این سیستم طبقه‌بندی هندی، گروه شخص را از بدو تولد تعیین می‌کند، اما هیچ ربطی به شخصیت ندارد. اما اصطلاح هندوی «وارنا» دسته اجتماعی را به عنوان چارچوبی از وظایف اخلاقی مربوط به خصوصیات شخص بدون توجه به تولد توصیف می‌کند.

    اگرچه این دو سیستم در هم تنیده شده اند، اما هندوئیسم همان سیستم طبقه‌بندی هند را ندارد. سیستم طبقه‌بندی مردم هند روی هندو‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را به برهمین‌ها (کاهنان و معلمان)، کشاتریا (جنگجویان و حاکمان)، وایشیا (کشاورزان و تاجران) و شودرا (کارگران) تقسیم می‌کند. کسانی که خارج از این سیستم قرار بگیرند دالیت (پایین‌ترین طبقه جامعه) هستند.

    هندو‌ها بت می‌پرستند

    بسیاری از مردم فکر می‌کنند که هندو‌ها بت می‌پرستند. از آنجا که پیروان دو دین بزرگ جهان یعنی اسلام و مسیحیت، بت پرستی را منع می‌کنند، رفتار هندوها از نظر بیشتر مردم دنیا ضدمذهبی است. اما هندو‌ها این را بت پرستی نمی‌دانند بلکه خدا را در همه چیز می‌بینند.

    از نظر آن‌ها همه اشیا یک آرکا (تجسم زنده خداوند) هستند و ممکن است مورد عبادت هندوها قرار بگیرند. هندو‌ها این عمل را «مورتی پوجا» به معنای عبادت تصویر می‌دانند و معتقدند که کل آفرینش شکلی از خداوند است، بنابراین خداوند در همه چیز هست.

    هندو‌ها این را بت پرستی نمی‌دانند، چون هندوئیسم آن را پرستش مستقیم خداوند (که در همه چیز هست) توصیف می‌کند نه پرستش نماد خداوند. این امر با آموزه‌های سایر ادیان کاملا مغایرت دارد و برای پیروان مسلمان و مسیحی دشوار است که این عمل را از بت پرستی تفکیک کنند.

    هندو‌ها گاو می‌پرستند

    هندو‌ها گاو نمی‌پرستند. این تصور غلط رایج از رفتار هندو‌ها با گاو‌ها سرچشمه گرفته است، جیوانی که بیش از آنچه می‌گیرد می‌دهد، نماد همه حیوانات دیگر است و نشان دهنده زندگی و معیشت است. گاو فقط علف، جو و آب می‌خورد و در عوض شیر، خامه، ماست، پنیر، کره، کود و … می‌دهد.

    همچنین گاو‌ها به دلیل ذات آرامشان مورداحترام هستند. به خاطر احترامی که گاو‌ها در هندوئیسم و جامعه هند دارند، از بیرون به نظر می‌رسد که آن‌ها گاو را می‌پرستند. اما هندو‌ها آن را محترم شمردن حیوانات می‌دانند.

    همه زنانی که وسط پیشانی‌شان خال دارند ازدواج کرده اند

    بیندی خال قرمز روی پیشانی میلیون‌ها زن و دختر جوان در سراسر جهان به ویژه هند دیده می‌شود. این خال نقش معنوی در فرهنگ هندو دارد، هر چند در دوران مدرن کمتر شده است.

    به طور سنتی، زنان با پودر قرمز بالا و بین ابرو‌های خود خال می‌کشیدند تا نشان دهنده عشق و سعادت آن‌ها در ازدواج باشد. محل خال با «چشم سوم» ارتباط دارد، جایی که شخص نفس خود را از دست می‌دهد. در دوران مدرن، این خال معنای خود را از دست داده و زنان می‌توانند هر رنگ خالی که می‌خواهند بگذارند.

    خال سیاه نشان دهنده از دست دادن است و توسط زنان بیوه استفاده می‌شود که همسر خود را از دست داده اند. مردان هم گاهی از نوعی خال به نام تیلاک استفده می‌کنند که مجموعه‌ای از خطوط روی پیشانی است. رنگ‌های مختلف به طبقات مختلف جامعه اختصاص دارد، اما این بیشتر یک سنت فرهنگی است که فقط پیروان سرسخت آن را دنبال می‌کنند.

    کتاب مقدس هندو بهاگاود گیتا است

    بهاگاواد گیتا یکی از شناخته شده‌ترین متون هندو در دنیای غرب است، اما کتاب مقدس هندو نیست. گیتا اصول مختلف هندوئیسم را از طریق گفتگوی داستانی بین سربازی به نام آرجونا و کریشنا (یکی از خدایان هند) آموزش می‌دهد.

    متون مقدس هندو به سروتی (آنچه شنیده می‌شود) و سمریتی (آنچه به خاطر آورده می‌شود) تقسیم می‌شود. از نظر بسیاری از افراد، گیتا حکایت مبارزات اخلاقی و روحی فرد است و به عنوان راهنما استفاده می‌شود. ماهاتما گاندی گیتا را «فرهنگ لغت معنوی» خود عنوان کرده و از آموزه های آن در جنبش استقلال هند استفاده کرده است.

    هندو‌ها ۳۳۰ میلیون خدا دارند

    یکتاپرستی اعتقاد به این است که فقط یک خدا وجود دارد، اما شرک اعتقاد به چندین خدا است. یونانیان و رومیان باستان مشرک بودند و به چندین خدا (خدای جنگ، خدای عشق و …) اعتقاد داشتند.

    تصور می‌شود هندوئیسم هم یک دین چندخدایی با ۳۰۰میلیون خدا باشد، اما دقیقا این طور نیست. مفهوم خدا در آئین هندو پیچیده است و برای هر فرد ممکن است متفاوت باشد، اما حول یک خدا یا روح برتر می‌چرخد.

    این دین بازنمایی‌های متنوعی از خدا دارد اما همه آن‌ها نماینده یک خدا هستند. هندو‌ها معتقدند که خدای برتر را نمی‌توان کاملا درک کرد، بنابراین نماینده‌های زمینی (شیوا، ویشنو و…) نماد خدای متعال هستند که قابل درک نیست. هر هندو می‌تواند تصمیم بگیرد کدام خدا را بپرستد و فرهنگ‌های مختلف در طول هزاران سال میلیون‌ها حق انتخاب برای آن‌ها ایجاد کرده اند. در هر صورت این برای ادیان الهی بزرگ شرک به حساب می‌آید.

    منبع: برترین ها

  • سفر به سن‌پترزبورگ؛ شهر رؤیا‌ها و روشنایی

    سفر به سن‌پترزبورگ؛ شهر رؤیا‌ها و روشنایی

    سفر به سن‌پترزبورگ برای ایرانی‌ها سفری تاریخی است. از زمانی که مرزهای دنیای مدرن شروع کردند به خودنمایی و ایرانیانی پیداشدند که برای کشف جهان تازه به آن سوی مرزها بروند، ایرانی‌ها مهمان سن‌پترزبورگ بوده‌اند. سفرنامه‌های قاجاری، اولین جهانگردان ایرانی، هزاران سطر درباره این شهر توصیف و روایت دارد. پایتخت سنتی تزارها برای شاهان قاجار حتماً پر از الگو و نماد بوده است. بازدید از موزه‌ها، شرکت در رویدادهای مختلف و حضور در عمارت‌های باشکوهی که پترکبیر در پترزبورگ بنیان نهاد،‌ همه و همه برای اولین ایرانی‌های پیش قراول کشف دنیای جدید جذاب و دیدنی بوده است، تا جایی‌که حتی سبک چای خوردن روس‌ها چشم شاهِ‌ شهید را می‌گیرد و می‌نویسد: «چای اینجاها تفصیل دارد که باید ان‌شالله در طهران هم همین طور قرار چای خوردن را داد – چای را توی قوری می‌ریزند و فوراً آب‌جوش روی او می‌ریزندِ، نمی‌گذارند دم بکشد. با یک قوری هم آب جوش و دو فنجان خالی و قندان قند در یک سینی گذارده، برای آدم می‌آورند که به هرطور دلش می‌خواهد بخورد – بسیار خوب جوری است و سنت چای خوردن همین است».

    شهر موزه‌ها

    از قبل هم که در اینترنت گشتیم و بعد هم که درباره پترزبورگ خواندم، نکته مهم درباره این شهر شمار زیاد موزه‌هایش بود. از موزه آرمیتاژ تا کاخ موزه‌های دیدنی‌اش تا موزه‌های مدرن و تازه‌سازی که ایده‌های جدیدی را نمایندگی می‌کردند. شهر با موزه‌هایش شناخته می‌شود. موزه‌ها هم نماینده ادوار تاریخی شهر هستند و هم نشانی از پویایی درونی شهر. موزه ماکت یکی از این نمونه‌هاست که ماکتی عظیم از کل شهر را ساخته‌اند و برای تماشا گذاشته‌اند. یا موزه هنرهای معاصر اِرارتا که مجموعه‌ای کم‌نظیر از هنرمدرن روسیه را گرد هم آورده است.

    پترکبیر برای ساختن سن‌پترزبورگ اشراف و صاحب منصبان روس را مجبور کرد هرکدام کاخی در این شهر تازه بسازند. ده سال طول کشید تا ۳۵هزار ساختمان کوچک و بزرگ ساخته شود و این شهر شکل‌ بگیرد. حالا در سیصد سالگی این فرمان، شهر با ده‌ها کاخ موزه زیبا و دیدنی و ده‌ها کلیسای عظیم و باشکوه میزبان گردشگرانی است که حیرت‌زده در شهر سرمی‌چرخانند و برای صفحات اینستاگرام «استوری» می‌گیرند.
    رودخانه نیوا در دل شهر پیچ می‌خورد و زندگی را با خود جاری می‌کند.

    جاذبه دیگر شهر پل‌های آن هستند. پیچ و تاپ نیوا در دل شهر باعث شده تا پل‌های بزرگی برای رفت و آمد ماشین‌ها بسازند. اما این پل‌ها ۴ ساعت در میانه‌های شب (که البته در همه سال این شب‌ها خاموش نیستند و ماه‌های زیادی هم روشن هستند) بالا می‌روند تا کشتی‌های باری از نیوا عبور کنند و به خلیج بروند. همین سنت هرشبی برای مردم شهر و گردشگران یکی از سرگرمی‌های دیدنی و جذاب شده است. به زبان خودمان جلوه‌ای از «زیست شبانه» و موسیقی خیابانی در کنار این پل‌ها هرشب تکرار می‌شود. پل‌ها بالا می‌روند مردم عکس و فیلم می‌گیرند و نوازندگان دوره‌گرد می‌خوانند و می‌نوازند و شب‌های گاه تاریک و گاه روشن سن‌پترزبورگ را خاطره‌انگیز می‌کنند.
    سالهاست که بازشدن پل‌ها،‌ که هرشب اتفاق می‌افتاد، یک جاذبه زیست شبانه در پترزبورگ است.

    میراث‌دار تاریخ روسیه

    ردپای دوره‌های مختلف تاریخ روسیه در سن پترزبورگ قابل ردیابی است. ساختمان‌های اطراف شهر تا ۷۰۰ سال و بخش اصلی شهر ۳۰۰ سال قدمت دارد. خیابان اصلی پترزبورگ، خیابان نِوسْکی و مسیرهای دیگر اصلی و توریستی شهر از ساختمان‌هایی سه تا پنج‌طبقه در کنار هم و یک دست تشکیل شده. انبوهی از کافه‌ها و رستوران‌ها و فروشگاه‌ برندهای مشهور و فروشگاه‌های دیگر که روزمره‌فروشی هستند در نوسکی خودنمایی می‌کنند. نوسکی محل تجلی روح سرکش پترزبورگ است. همانجایی که قرار است درون‌مایه شهر را پنهان کند. پترکبیر برای ساختمان‌ها و نسبت آن‌ها با عرض خیابان‌ها برنامه و قانون داشت. نمای اصلی شهر باید نمادی از روسیه مدرن می‌بود اما ظاهراً هیچگاه برای ساختمان‌های پشتی قانونی وجود نداشت و آنطور که مارشال برمن در «معمای مدرنیته»‌ روایت می‌کند پشت ظاهر مجلل شهر زاغه‌هایی شکل گرفت که شاید تصویر دقیق‌تری از شهر را نشان می‌دادند.
    مجسمه‌ای از پترکبیر – مردم و گردشگران باور دارند لمس زانوی مجسمه پتر برایشان خوش‌شانسی می‌آورد.

    پترزبورگ قطعا در میراث ادبی روسیه شهر مهمی است. ادبیان برجسته‌ای در این شهر زیستند یا درباره این شهر نوشتند. خیابان‌ نوسکی و رود میانه شهر «نیوا» حضوری پررنگ در نوشته‌ها و شعرهای نسل طلایی ادبیات روسیه دارند. قصه‌های شهر در کتاب‌ها آمده‌اند. بیرون از قصه‌ها در تاریخ روسیه هم پترزبورگ محور تحولاتی اثرگذار است. هرچند نیکلای اول بعدها برخلاف پترکبیر تلاش کرد تا پنجره پترزبورگ رو به اروپا را ببنند اما این شهر پر از رؤیا خود را باز یافت و روزهای تلخ نیکلای اول را فراموش کرد. قوی‌تر به پا خواست. اکتبر ۱۹۰۵ شورای کارگران پترزبورگ به پا خواسته بودند که نیکلای اول هزارنفرشان را کشت و موضوع را جمع کرد اما هیمنه تزاریسم در روسیه فروپاشید و مقدمه انقلاب بعدی شد: اکتبر ۱۹۱۷ و تولد شوراها از دل پترزبورگ سرکشید. تاریخ روسیه ورق خورد و شوروی متولد شد.

    این روزها در سن‌پترزبورگ که بگردید رستوران‌هایی را می‌بینید که بازمانده دوران شوروی هستند خانه‌های اشتراکی که دیگر به کار زندگی قرن بیست و یکمی روس‌ها نمی‌آید و مثل خانه‌های قجری که این روزها در تهران کافه می‌شوند آنجا هم کافه و رستوران شده‌اند. خانه‌های کمونی نماد دقیقی از چیزی که روس‌ها پشت سرگذاشتند و البته امروز مثل هرچیز دیگری در پترزبورگ این خانه‌ها هم بخشی از کسب و کار شهرِ موزه‌ها هستند.
    نمای داخلی یکی از خانه‌های کمونی

    البته روزهای سخت‌تری را هم پترزبورگ به خود دیده است. بیش از ۸۰۰ روز محاصره توسط آلمان‌ها و مقاومت این شهر و مقاومت روسیه و شکست آلمان‌ها – در روزگاری که این شهر لنینگراد نام داشت – باعث شده تا خیابان منتهی به جاده‌ای که آلمان‌ها در آنجا متوقف شدند این روزها با نمادهایی از مقاومت و شهدای جنگ به یاد سپرده شود.

    گمشده در ترجمه

    پترزبورگ شهری است که از اساس تلاش شد تا شهری غیرروسی باشد. الگوی ساخت بناهای باشکوه آن از جاهای دیگر اروپا آمده و آنطور که روایت کرده‌اند در سال‌ها تولد، این شهر به معنای واقعی یک جهان‌وطن بوده است. تابلوهای مغازه‌ها به زبان‌های اروپایی و شهر پر از مسافران و ساکنانی غیرروسی بوده است. انتقال پایتخت به این شهر و روح سرکش آن دربرابر مسکویی که نماد همیشگی روسیه بوده است از پترزبورگ شهری ساخته خاص و ویژه.
    مجسمه‌های تودرتوی ماتریوشکا نمادی از خانواده و مادر در کنار نمونه‌های از تخم‌مرغ‌های مشهور فابرژه
    جواهرساز برجسته روسی از جمله کالاهای پرفروش توریستی سن‌پترزبورگ هستند

    اما این روزها حال و هوای پترزبورگ مانند گذشته نیست. هرچند شهر میزبان ۸.۵ میلیون گردشگر در یک‌سال بوده است اما تابلوهای کمی به انگلیسی و یا زبان‌های دیگر پیدا می‌کنید و اگر با خط سیریلیک آشنا نباشید کار سختی برای سوار شدن به مترو یا پیدا کردن جایی روی نقشه و حتی صحبت با راننده‌های اوبر و یاندکس (اوبر روسیه) خواهید داشت. مردم هم به ندرت انگلیسی بلدند. حتی در هتلی که گردشگران خارجی داشت افراد محدودی انگلیسی صحبت می‌کردند و یا روزنامه‌ای بین‌المللی در شهر یافت نمی‌شد. به طرز عجیبی حتی بسیاری از بروشورها و کتابچه‌های راهنما هم به زبان روسی بودند. مسؤولین گردشگری شهر هم این نقد را پذیرفتند هرچند که تورلیدر ایرانی ما که سال‌هاست ساکن این شهر است با خنده می‌گفت اگر اینجوری نباشد شغل ما از دست می‌رود.

    آرمیتاژ: یک نام و هزار عنوان
    نمای بیرونی موزه آرمیتاژ

    یک سرچ ساده در گوگل، نشان می‌دهد که آرمتیاژ را باید در جمع ۳-۴ موزه برتر دنیا دید. شهرهای محدودی در دنیا می‌توانند از داشتن چنین گنجینه ارزشمندی بهره‌مند باشند. به روایت کسانی که با حوصله آرمیتاژ را دیده‌اند،‌ تماشای دقیق همه آثار ‌آن روزها زمان می‌برد، همانطور که لوور نیز چنین است. به همین دلیل هم توریست‌ها و مسافرانی که فرصت کمی دارند معمولا انتخاب می‌کنند و آثاری نامی و مشهور آرمیتاژ را در اولین نوبت می‌بینند. برای من این فرصت پیش آمد که گنجینه جواهرات و طلاهای آرمیتاژ را ببینم. آثاری یکتا و بی‌نظیر که آینه‌ای صنعت طلاسازی اروپا و جهان باستان را می‌توان در آن دید.

    بسیاری از سیاحان ایرانی که پترزبورگ و آرمیتاژ را دیده‌اند در دوره‌های مختلف درباره آن نوشته‌اند. با جزئیات بیشتر،‌ناصرالدین‌شاه قاجار درباره این موزه نوشته و جزئیات آن را شرح داده است. رد برخی تعریف‌های سفرنامه‌نویسان ایرانی را می‌شد در آرمیتاژ دید. کمااینکه در این سفرنامه‌ها از قصر پترهوف و تماشاخانه‌های پترزبورگ هم زیاد می‌شود خواند. ایده‌هایی که احتمالاً در تحولات دستوری و بالا به پایین دوره قاجاریه مؤثر بوده است.

    کلیسا: از مذهب تا زندگی

    پترزبورگ به اندازه هرچیز دیگر کلیساهایی با شکوه و دیدنی دارد. هویت این شهر با مسیحیت ارتدوکس کاملاً در پیوند است. درِ کلیساها به روی توریست‌ها باز است اما اصرار زیادی هم دارند که آداب کلیسا رعایت شود و حضور گردشگران به زیارت و عبادت مؤمنان مسیحی خدشه وارد نکند. کلیساها معمولا با محراب‌هایی پر نقش و نگار و زرکوب و شمایل‌هایی متعدد از مسیح (ع) و روحانیون برجسته مسیحی در قرون گذشته پوشانده شده است.
    کلیسای اسحاق – بزرگترین کلیسای جامع ارتودوکسی روسیه

    بیرون کلیساها معمولا یکی دو عروس و داماد را مشغول عکس گرفتن و فیلم‌برداری هستند. زیبایی بناها و سرسبزی و طراوت شهر، به خصوص در ماه پایانی تابستان، تصاویر زیبایی را رقم می‌زند که برای آلبوم عروسی حتماً زیبا هستند. مسؤولان کمیته گردشگری شهر هم به ما گفتند که روی سن‌پترزبورگ به عنوان شهری برای میزبانی عروس و دامادها مشغول کار هستند صدها کاخ به جای مانده از سال‌های دور و کلیساهای شهر از آن فرصتی برای تبدیل شدن به یک برند متفاوت ساخته است: شهر عروس و دامادها.
    کلیسای کازان

    شب‌های روشن
    نمایی از شب‌های روشن در تابلویی هنری در موزه ارارتا در پترزبورگ

    اوایل تابستان،‌ در بحبوحه شب‌های روشن،‌ گران‌ترین زمان برای سفر به پترزبورگ است. روزگاری که شهر برای ساعات کمی خاموش می‌شود و خورشید از آسمان دل نمی‌کند. در بسیاری آثار هنری و ادبی روسیه شب‌های روشن پترزبورگ حضور دارند و حالا هم بخشی از جاذبه‌های این شهر هستند. شهری پر از رویا که ساعات بیشتری از هر شهر دیگر در طول سال روشن است و شاید برای همین هم بیشتر اتاق‌ها پرده‌هایی بسیار ضخیم دارند، چون رویا دیدن نیاز به روشنایی ندارد.

  • توجه برنامه ششم توسعه به «ایران فرهنگی»

    توجه برنامه ششم توسعه به «ایران فرهنگی»

    به گزارش ایسنا، بهروز عمرانی که دوشنبه ۲۰ آبان در هفتمین همایش بین‌المللی باستان‌شناسان جوان «ایران و سرزمین‌های همجوار» در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران صحبت می‌کرد، با ابلاغِ پیامِ سلام و تبریک وزیر میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی به برگزار کنندگان این همایش، به برگزاری سه نشست مهم با محوریت «باستان‌شناسی» در نقاط مختلف کشور «چهارمین همایش باستان شناسان ایران در بیرجند»، «همایش تخصصی عصر آهن در سنندج» و «همایش باستان‌شناسان جوان» در ماه جاری اشاره کرد و برگزاری این همایش را نشان‌دهنده‌ی اهتمام جامعه علمی باستان‌شناسی به موضوع باستان‌شناسی در کشور دانست.

    او با بیان این‌که در برنامه ششم توسعه در مواردی حوزه ایران فرهنگی معرفی شده است، به رایزنی‌های این دستگاه با سازمان برنامه و بودجه برای گرفتنِ اعتبار قابل‌توجهی برای پژوهشگاه با هدف بررسی «ایرانی فرهنگی» در حوزه‌های مرتبط با پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری اشاره کرد.

    باستان‌شناسان در حالت معمول فقط به نجات‌بخشی محوطه‌های تاریخی فکر می‌کنند

    وی با اشاره به تاکیدِ پژوهشگاه میراث فرهنگی برای توجهِ دستگاه‌های مختلف دولتی و کشوری به پیوست فاز نخستِ مطالعاتِ پروژه‌های بزرگ و مهم در سطوح ملی، منطقه‌ای، استانی و شهری گفت:‌ بر اساس اعلام پژوهشگاه، همه مسئولان کشوری در فاز نخستِ مطالعات خود باید به این پیوست توجه کنند، چون غالباً تیم‌های باستان‌شناسی در درجه‌ی نخست و در حالت معمول فقط به کاوش با هدف نجات‌بخشی فکر می‌کنند و بعد از آن کار به پایان می‌رسد، اما امروز پرداختن به مباحث دیگر مانند بوم شناختی، مردم شناختی و اقلیمی شناختی نیز مورد توجه است.

    او با تاکید بر این‌که بیش از ۷۰ درصدِ پژوهش و فعالیت‌های باستان‌شناسی توسط محققان پیشکسوت و جوان در سطح کشور انجام می‌شود، ادامه داد: حمایت از آموزش در باستان‌شناسی یا حمایت از فعالیت‌های باستان‌شناسی و دانشگاه‌ها نیز حائز اهمیت‌اند، در واقع این بحث، نشان‌دهنده‌ی آن است که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و پژوهشگاه میراث فرهنگی و پژوهشکده باستان‌شناسی به موضوع پایداری و مشارکت هر چند ناچیز در نشست‌های با مضامین باستان‌شناسی اهمیت می‌دهند.

    عمرانی همچنین از امضای تفاهم‌نامه‌ای بین ۶۰ دانشگاه و مرکز آموزشی با پژوهشگاه میراث فرهنگی خبر داد و افزود: در این تفاهم‌نامه تاکید شده تا اولویت‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها به موضوع باستان‌شناسی ارتباط پیدا کند، مانند دانشگاه تهران که بر اساس توافقنامه امضا شده «جریان روند بررسی انسان دوره پارینه سنگی تا امروز» را در دستور کار قرار داده است کع پژوهشکده باستان‌شناسی هنوز منتظر پاسخ دانشگاه تهران است و اگر قرار باشد فعالیتی در این زمینه انجام شود مبنای آن پرسش محور باشد.

    او همچنین از حمایت پژوهشگاه میراث فرهنگی برای تهیه پایان نامه‌هایی خبر داد که با هماهنگی پژوهشگاه میراث فرهنگی به موضوع «ایران و سرزمین‌های همجوار» می‌پردازد.

     باستان‌شناسی فقط حفاری نیست

    نیاز به نهضتی عمومی برای مستندنگاری گذشتگان

    روح‌الله شیرازی – رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی – نیز در سخنانی، دانشگاه تهران را خانه‌ی دوم اغلب باستان‌شناسان دانست و با توضیحی کوتاه درباره‌ی تاریخچه برگزاری نخستین همایش باستان‌شناسان جوان که به سال ۷۹ برمی‌گردد، اظهار کرد: با افت و خیزهایی که در طول این مسیر و ۲۰ سال گذشته برای برگزاری این همایش وجود داشت، این همایش امروز به مرحله هفتم رسیده است.

    وی انتخاب محدوده‌ی جغرافیایی «ایران و مناطق همجوار» در این همایش را یکی از ویژگی‌های قابل تامل برای هفتمین همایش بین‌المللی باستان‌شناسان جوان دانست و گفت: پهنه‌ی فرهنگی ایران در ابعاد جغرافیایی سیاسی، مرزهای کنونی کشور نیستند، بلکه این مرزها امروز بزرگتر از آن است که توجه به کشورهای همجوار ما را در درک بهتر موضوعات باستان‌شناسی و فرهنگی ایران کمک کند.

    او در بخش دیگری از صحبت‌هایش با تاکید بر این‌که مفهوم و عنصر اصلی این همایش «جوان بودن» برگزارکنندگان آن است، تاکید کرد: کسانی که امروز در حوزه باستان شناسی کار می‌کنند تنها در حوزه فعالیت‌های میدانی خود در محافل علمی باستان‌شناسی حضور دارند و اطلاعات‌شان را به روز می‌کنند و در حوزه مباحث نظری و رویکردهای روش شناختی نیز گام‌های موثری برداشته‌اند.

    وی باستان‌شناسی را فقط به معنای توصیف «حفاری» نمی‌داند و می‌گوید: این معنا به «تحلیل» نیز نیاز دارند.

    او همچنین با اشاره به این‌که دنیای دیجیتال و انفورماتیک، در دنیای علم انقلاب ایجاد کرده است، پیشگامان این حوزه‌ها را نیز جوانان دانست و افزود: آموزش باستان‌شناسی در ایران در حوزه‌های مختلف، سابقه‌ای بیش از ۸۰ سال را پشت سر گذاشته است، بنابراین این اتفاق به ما کمک می‌کند تا خود را با کار در ابعاد جهانی باستان‌شناسی همراه کنیم و سعی داشته باشیم تا از یک نقطه نظر به آن توجه کنیم.

    ۱۰ درصد از نیمی از محوطه‌های تاریخی کشور ثبت ملی شده‌اند

    شیرازی با اشاره به رقم‌های تخمینی برای وجود حدود یک میلیون محوطه‌ی تاریخی در ایران، اظهار کرد: از این رقم، وجود حدود ۵۰۰ هزار محوطه مسجل شده است که از این تعداد نیز فقط بین ۳۵ تا ۳۶ هزار محوطه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌اند، یعنی چیزی کمتر از ۱۰ درصد از ۵۰۰ هزار محوطه‌ی تاریخی.

    او این ارقام را نشان دهنده‌ی لزومِ تلاش بیشتر برای رسیدن به نتیجه عنوان کرد و گفت: باید یک نهضت عمومی به وجود آید تا به سمت مستندنگاری، ثبت شناخت و آثار و بقایای فرهنگ‌های گذشته برویم.

    هفتمین همایش باستان‌شناسان جوان چه ارائه می‌دهند؟

    به گزارش ایسنا، «هفتمین همایش بین‌المللی باستان شناسان جوان؛ ایران و سرزمین‌های همجوار» با حضور باستان‌شناسانی از دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس، شهید بهشتی، کاشان، نیشابور، تبریز، اصفهان، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و دیگر دستگاه‌های پژوهشی به همراه باستان شناسانی از کشورهای ایتالیا، کرواسی، هندوستان، عراق، انگلستان به مدت دو روز (۲۱ و ۲۲ آبان) در دو سالن فردوسی و اقبال در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در قالب پنل‌های تخصصی و با موضوعات مختلف مربوط به باستان‌شناسی به ارائه آخرین دستاوردهای تحقیقی و پژوهشی خود می‌پردازند.

     همچنین در آیین اختتامیه این همایش که عصر ۲۲ آبان برگزار می‌شود، باستان شناس جوان برگزیده کشور از بین باستان شناسانی که حداقل ۳۵ سال سن دارند انتخاب می‌شوند.

    هفتمین همایش بین‌المللی باستان‌شناسان جوان موضوعاتی مانند «باستان‌شناسی مردم‌گرا»، «نقش باستان‌شناسی در ظرفیت سازی و توسعه پایدار محوطه‌های میراث جهانی»، «کبوترخانه‌ها و نقش آنها در اقتصاد کشاورزی اصفهان دوره صفوی»، «نشانه‌های برهم کنش فرهنگی بین ایران و هند»، «سبک‌شناسی خانه‌های تاریخی خوسف»،‌ «بررسی و معرفی نقوش صخره‌ای کوخرد در استان هرمزگان»، «نگاهی به اهمیت و کارکرد مطالعات جانور باستان شناسی در مطالعات باستان‌شناسی ایران»، «مطالعه رابطه بین الگوهای معیشتی با الگوهای استقراری، سکونت و معماری»، «بررسی و نظام پولی دوره صفوی»، «نگاهی به نتایج بررسی مشترک باستان شناسان افغانستان و دانشگاه کمبریج لندن در اطراف منار جام»، «باستان شناسی و ضرورت تعامل علوم اجتماعی»، «گذار از داستان گرایی و نظامی به غرب گرایی و نظام مدرن نموده تغییر الگوهای سیاسی در شمال های فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار»، «معرفی سکه ضرب بهشهر شهر قورسین»، «حیات مادی سربداران» و «مطالعه باستان‌شناختی تجارت تریاک ایران و ژاپن در نیمه دوم قرن ۱۹» می‌پردازد.

  • باستان‌شناسان ایرانی باید به کاوش در ایرانِ فرهنگی بپردازند

    باستان‌شناسان ایرانی باید به کاوش در ایرانِ فرهنگی بپردازند

    به گزارش ایسنا، سید مهدی موسوی کوهپر که دوشنبه ۲۰ آبان در آیین افتتاح هفتمین همایش بین‌المللی باستان‌شناسان جوان «ایران و سرزمین‌های همجوار» در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران صحبت می‌کرد، گفت:‌ ایران فرهنگی، عملاً هویت ایران امروز است، باید دست‌کم در برنامه‌ی ششم توسعه برنامه سرزمین‌های همجوار را دریابیم.

    وی با اشاره به قدم‌هایی که یک استاد باستان شناس چینی در کشورهای همجوار ایرانی و برخی دیگر از کشورها برداشته است، توضیح داد: این باستان‌شناس به بهانه بررسی جاده ابریشم در مصر، آلبانی و پاکستان و برخی کشورهای همجوار ایرانی دیگر، کاوش‌های باستان‌شناسی انجام می‌دهد اقدامی که متاسفانه هنوز توسط باستان‌شناسان ایرانی قدمی برای آن برنداشته‌اند.

    او با بیان این پرسش که چرا باستان‌شناسان و جوانان ما در افغانستان، پاکستان و عراق در قالب هیات‌های باستان‌شناسی یا به عنوان باستان‌شناس مستقل کار پژوهشی انجام نمی‌دهند، تاکید کرد: باید باستان‌شناسی ایران چنین برنامه‌هایی را در اولویت کارهایش قرار دهد و از باستان‌شناسانی که فرضیاتی برای کار در این حوزه‌ها دارند، حمایت کند.

    چند درصد از کارمندانِ میراث فرهنگی با تخصص‌شان کار می‌کنند؟

    وی با تأکید بر لزوم انجام کاوش‌های بین‌المللی توسط باستان‌شناسان ایرانی در خارج از کشور و در سرزمین‌های همجوار، دست‌کم سالی یک بار، افزود: همه وزارتخانه‌ها خود را در حوزه‌ی تخصصی می‌بینند، این تخصص برای وزارتخانه میراث فرهنگی نیز صدق می‌کند، استخوان‌بندی و شاکله‌ی این وزارتخانه از باستان‌شناسی است، امسال بیش از ۶۰ درصد دانشجویانی که در مقطع کارشناسی ارشد باستان‌شناسی قبول شده‌اند، در مقطع کارشناسی، «باستان شناسی» خوانده‌اند. جوانانی که باید به فکر تامین آینده‌ی آن‌ها در این حوزه‌ نیز بود.

    ربیس هیئت مدیره و انجمن علمی باستان‌شناسی دانشگاه تهران با تاکید براین‌که فعالیت‌های تخصصی که قرار است مشکلات این وزارتخانه را برطرف کند، به متخصص نیاز دارد؛ این پرسش را مطرح کرد که چند درصد از متخصصان در سازمان میراث فرهنگی، پشت میزهایی که به تخصص آنها مربوط است، نشسته‌اند یا در آن جایگاه کار می‌کنند، در واقع باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم.

    موسوی کوهپر به برگزاری همایش دوسالانه بین‌المللی باستان‌شناسی انجمن علمی باستان شناسان در ۱۳ و ۱۴ آذر در دانشگاه تربیت مدرس اشاره کرد و افزود:‌امیدوارم همیشه باستان‌شناسی ایران زنده سرحال و پر امید باشد.

    شرکت باستان‌شناسان ۶ قاره دنیا در همایش بین‌المللی باستان‌شناسان جوان

    همایون خوش‌اقبال – دبیر اجرایی هفتمین همایش بین‌المللی باستان‌شناسان جوان – نیز در این آیین با بیان این‌که ۲۰ سال از سن این همایش گذشته و تاکنون هفتمین دوره آن توسط جوانان دانشگاه تهران برگزار شده است؛ گفت: سه دوره ابتدایی همایش در سطح ملی برگزار شد، اما موفق شدیم سه دوره‌ی بعدی را به صورت بین‌المللی برگزار کنیم و امسال نیز تلاش کردیم تا یک گام فراتر برویم و از محدوده‌ی مرزهای سیاسی ایران پای‌مان را جلوتر بگذاریم.

    او اضافه کرد: ما نیز مانند بسیاری از کشورها کارمان را نخست در حد ملی آغاز کردیم و اطلاعات را از کشورهای خودمان جمع‌آوری کردیم و حالا قصد داریم سراغ کشورهای همجوار برویم.

    وی با اشاره به اینکه بیش از ۲۵۰ خلاصه مقاله و از ۱۵ کشور جهان به جز قاره‌ی آفریقا مقاله به دبیرخانه همایش ارسال شده است، گفت: در این همایش حدود ۱۰۰ مقاله پذیرفته شد و اصل مقالات نیز برای چاپ و انتشار در دست بررسی قرار گرفتند.

    مشکلاتی که همایش باستان‌شناسان جوان با آن مواجه بود

    او با بیان این‌که در این دوره از همایش دبیرخانه با دو مشکل مواجه بودیم، گفت: مشکلی که برای بودجه گرفتن و افسانه‌های آن همیشه وجود دارد، خوشبختانه بعد از گذراندن موانعی بر طرف شد، چون معتقدیم همه دوست داشتند این همایش بر طرف برگزار شود، اما مساله این است که گام‌هایی که برداشته شد تا مشکلات برطرف شوند، فردی بودند، اما اگر فلان مدیر در فلان موسسه یا یک غیر باستان‌شناس در پست‌های مربوطه مشغول به کار شوند و مخالف برگزاری این همایش، باید چه کنیم؟

    وی اضافه کرد: با آپلود شدن پوسترهای همایش درسایت‌های بین‌المللی، مهمان‌هایی را به این همایش دعوت کرد که حتی هیچ ایمیلی برای حضورِ آن‌ها در این همایش فرستاده نشده بود، اما این باستان‌شناسان از طریق سفارتخانه‌های ایران در کشورهای دیگر با ما ارتباط گرفتند و درخواست حضور در سطح مدیرعامل و معاونان خود را داشتند.

    این دانشجوی باستان‌شناسی دانشگاه تهران با تاکید بر اهمیت این همایش در دنیا و در دانشگاه تهران، اظهار کرد: دانشگاه تهران تا کنون همایش باستان شناسان جوان را به عنوان بهترین همایش‌های خود معرفی کرده است، معقتقدیم نگاه میراث فرهنگی نیز همین است.

    او با اشاره به حضور نیافتن مونسان وزیر میراث و گردشگری و وزیر علوم در این همایش به دلیل برنامه‌های دولتی که داشتند، از کمک میراث فرهنگی برای برداشتن بخشی از بار این همایش با تقبل انتشار برخی از کتاب‌های همایش خبر داد.

    بگذارید یک همایش علمی برای دانشجویان بماند

    وی در بخشی دیگری از صحبت‌هایش با این درخواست که هویت دانشجویان باستان‌شناس جوان و همایش‌هایی از این دست محترم شمرده شود، گفت: لطفاً بگذارید یک همایش در ایران، دانشجویی بماند. حتی برگزارکنندگان سابق همایش معتقدند اهداف نخستی که برای آغاز به کار این همایش در حدود ۲۰ سال قبل مدنظر بود، امروز مورد توجه نیست.

    خوش‌اقبال با بیان این‌که به نظر می‌رسد امروز در حال حذف دانشجو از سیستم برگزاری چنین همایش‌هایی هستند، اظهار می‌کند: شورای سیاستگذاری و هیئت علمی دانشگاه تهران در بررسی و اظهار نظر های علمی و پژوهشی در انتخاب آثار ارائه شده به دبیرخانه برای ارائه در همایش نظرات قطعی را می‌دهند، لمل مشکلاتی که امروز به وجود می‌آورند باعث می‌شود تا دانشجویان دوره‌های بعدی را به ادامه چنین کارهایی و برگزاری این نوع همایش‌ها در سطوح بین المللی و حتی ملی رغبت چندانی پیدا نکنند.

    انتهای پیام

  • به زادگاه جبران خلیل جبران خوش آمدید

    به زادگاه جبران خلیل جبران خوش آمدید

    لبنان با مناطق دیدنی و جذاب تاریخی، سواحل بکر، غذا‌های خوشمزه، زندگی شبانه و کوه‌های دیدنی به عنوان عروس خاورمیانه شناخته شده و یک مکان گردشگری باورنکردنی به شمار می‌آید. مناطق گردشگری این کشور چیزی را برای سلیقه همه ارائه می‌دهد. متأسفانه بسیاری از گردشگران و برخی از تور‌های گردشگری مناطق محدودی از لبنان را ارائه به گردشگران می‌دهند و به یک برنامه سفر نسبتاً معمولی می‌پردازند. توریست‌ها در بیروت گیر کرده و شاید یک روز سفر به سمت جنوب یا شمال را داشته باشند، آن هم فقط برای اینکه بگویند از شهر خارج شده‌اند. اما قطعاً لبنان مکان‌های بیشتری برای دیدن دارد.

    یکی از مناظر دیدنی لبنان دهکده کوهستانی، بشری (Bsharri) است، این دهکده معروف به زادگاه نویسنده و هنرمند محبوب لبنان، جبران خلیل جبران، است. می‌توانید از خانه سابق جبران که به احترام وی به یک موزه تبدیل شده است بازدید کنید. این دهکده که در ۱۱۰ کیلومتری شهر بیروت قرار گرفته؛ روزانه میزبان شمار زیادی از گردشگران از سراسر جهان است.

    به زادگاه جبران خلیل جبران خوش آمدید

    بشری شهری در دره کادیشا در منطقه بوچار واقع شده است. این شهر برای کسانی که مایل به استفاده از استراحتگاه‌های اسکی هستند محل مناسبی است. اینجا یک منطقه بزرگ توریستی است. بومیان این شهر از پیروان مؤمن مذهب مسیحی هستند و با برگزاری جشنواره‌های سالانه که مردم را به سمت روستا‌های خود جذب می‌کنند. آب و هوای این محل مدیترانه‌ای با وزش باد است و زمستان‌های برفی دارد که استراحتگاه‌های اسکی را به محض رسیدن فصل سرما به یک مکان گرم تبدیل می‌کند؛ بنابراین اگر در فصل زمستان سفر می‌کنید، لباس گرم زیادی به همراه داشته باشید.

  • هویت فراموش شده «عشایر»

    هویت فراموش شده «عشایر»

    در همه جای دنیا عشایر را به خاطر سبک زندگی بخصوص‌شان می‌شناسند. شیوه زندگی متفاوتی که جدا از سبک زندگی شهری است و حتی با زندگی روستایی هم تفاوت‌هایی دارد. امروزه عوامل متعددی، ادامه زندگی کوچ‌نشینی عشایر ایران را با خطر رو به‌ رو کرده است. عواملی همچون مسائل اجتماعی و سیاسی، تخریب و کاهش مراتع در کشور، عدم برخورداری عشایر از امکانات رفاهی مناسب و درنهایت تجاوز جامعه شهری و روستانشین به مسیرهای کوچ سنتی عشایر. جدای از این، مسئله محدود کردن قدرت جنگی عشایر که با دسترسی به اسلحه و توان مقاومت، هم از مرزهای کشور صیانت کرده‌اند و هم به‌عنوان تهدیدی برای حکومت‌های مرکزی در کشور ایران محسوب می‌شده‌اند نیز در کنار سایر عوامل طبیعی و اجتماعی زندگی این قشر را با بحران تغییر هویت روبه‌رو کرده است. در سال‌های اخیر مقوله اسکان عشایر شاید مهمترین بحثی است که در مورد آن‌ها مطرح می‌شود. عشایر ایران در اوایل سده اخیر، یک بار طعم تلخ اسکان اجباری را که توسط حکومت پهلوی اول بر آنان تحمیل گردید، تجربه کردند. اما امروزه مقوله اسکان در قالب جدیدی و بر اساس دیدگاه گروهی از مسئولین کشور مطرح شده است. آنها بر این اعتقادند که دیگر دوره زندگی کوچ‌نشینی گذشته است و کوچ‌نشینان باید به زندگی یکجا نشینی روی آورند. استان فارس محل اجرای یکی از مهمترین طرح‌های اسکان عشایر در کشور بوده است که در اجرای این طرح حدود ۵۰۰ خانوار عشایری از طوایف مختلف اسکان داده شده‌اند. اجرای چنین سیاست‌هایی بدون انجام مطالعات نه تنها به توسعه زندگی این بخش از جامعه منجر نشده بلکه پیامدهای منفی زیادی مانند از دست دادن هویت و فرهنگ، فقر و نبود اشتغال مناسب برای عشایر در برداشته است. بی شک با ادامه این روند و عدم برنامه ریزی درست، این نوع شیوه زندگی در ایران از بین خواهد رفت که قطعا تبعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بسیاری به همراه خواهد داشت.