برچسب: گردشگری

گردشگری و صنعت گردشگری در ایران و خارج از کشور

  • موشی غول پیکر در برزیل کشف شد! +تصاویر

    موشی غول پیکر در برزیل کشف شد! +تصاویر

    موشی غول پیکر در برزیل کشف شد! +تصاویر

     

    آثار حضور یک موش غول پیکر با جثه‌ای به اندازه یک انسان در آمریکای جنوبی کشف شده ‌است. باستان شناسانی که در محل حفاری اکری در غرب آمازون برزیل کار می‌کردند، ۲ فسیل جمجمه را کشف کردند که یکی تقریبا به طور کامل حفظ شده‌بود و دیگری قطعه‌ای از آن باقی مانده بود. این جانور، با نام نیئو اِپیبلِاما اِکرینسِس ۱۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده است و مطالعات جدید مغزی بر روی آن انجام گرفته است. همراه ما در لست سکند باشید تا ببینیم، نیئو اِپیبلِاما اِکرینسِس چه مشخصاتی داشته است!

    موشی بسیار بزرگ متعلق به دوران پیش از تاریخ در برزیل کشف شد

    طبق گزارش باستان شناسان: «بخش هایی از مغز این جانور که مربوط به بویایی و لوب های پیشانی و گیجگاهی بوده‌اند به خوبی حفظ شده‌اند.» نیئو اِپیبلِاما اِکرینسِس ۱٫۵ متر طول و ۸۰ کیلوگرم وزن داشته است و هر جانوری که بر سر راهش قرار می‌گرفته است با دو دندان قدامی بزرگ و منحنی این جانور غول پیکر روبرو می‌شده است.»

    موشی بسیار بزرگ متعلق به دوران پیش از تاریخ در برزیل کشف شد

    این مطالعه «از طریق تکنیک‌های تصویربرداری غیر تهاجمی بر روی جمجمه بسیار بزرگ آن‌ها که به طور استثنایی حفظ شده‌بود» با هدف کشف این موضوع که چه نوع مغزی را این موجودات گوشتخوار استفاده می‌کرده‌اند، صورت پذیرفته است. البته آن‌ها می‎دانستند که این جانور بزرگ جثه بوده است، ولی خب قصد داشتند با این مطالعه این موضوع را که بزرگ بودن جثه روی مغز تاثیر داشته است یا خیر، مطالعه کنند.

    موشی بسیار بزرگ متعلق به دوران پیش از تاریخ در برزیل کشف شد

    موش صحرایی غول پیکر در موزه تاریخ طبیعی زنگبار

    محققان می‌گویند، یک مغز بزرگ مزایایی دارد، ولی با توجه به اینکه انرژی بیشتری مصرف می‌کند، هزینه‌هایی نیز در بر دارد. در هر صورت آن‌ها اینطور فرض کرده‌اند که مغز این جانور غول پیکر بزرگ بوده است و بنابراین از لحاظ فیزیولوژیک هزینه زیادی را برای وی ایجاد می‌کرده است(نیاز به تامین انرژی بالاتری داشته است).

    فریرا و هم‌کار او در مجله ادبیات زیست‌شناسی می‌نویسند: «یک مغز بزرگ می‌تواند مزایایی به همراه داشته باشد در حالی که هزینه‌های انرژی بیشتری را تحمیل می‌کند.».اما احتمالا شانس زنده ماندن بهتری نسبت به همتایان خود داشته‌است. ​

    موشی بسیار بزرگ متعلق به دوران پیش از تاریخ در برزیل کشف شد

    موش صحرایی غول پیکر در موزه ملی فیلیپین

    عامل دیگر محیط‌زیست است. به نظر می‌رسد که این موجود در منطقه زندگیش بدون رقیب بوده است و رقیبی برای غلبه و انقراض نداشته است و فقط کروکودیل تهدید اصلی محسوب می‌شده است. ولی در برزیل سنگواره‌هایی از اجداد کروکودیل امروزی به چشم می‌خورد که توانایی شکار دایناسور‌ها را داشته است. در نهایت این موجود امروزه منقرض شده است و اثر از آن جز همین فسیل های کشف شده باقی نمانده است.

    آیا این موجود باستانی یکی از اجداد موش های امروز است؟​

    منبع: thevintagenews.com

  • بقایای بنیانگذار افسانه‌ ای روم باستان کشف شد!

    بقایای بنیانگذار افسانه‌ ای روم باستان کشف شد!

    مقبره‌ای که چند هزار سال پیش به خاک سپرده شده بود و به دلیل تعلق به بنیانگذار افسانه‌ای شهر رم، یعنی رومولوس بسیار مورد احترام قرار می‌گرفته است، به تازگی در بخش زیرین دادگاه رم کشف شده است. همراه ما در لست سکند باشید تا ببینیم این آرامگاه افسانه‌ای چطور کشف شده است. به گفته باستان شناسان، به نظر می‌رسد که این مقبره زیرزمینی و معبدی که در اطراف آن ساخته شده‌است، قدمتی مربوط به قرن ششم پیش از میلاد مسیح (ع) داشته باشند. رومیان باستان بر این باور بوده‌اند که این مقبره بقایای بنیانگذار شهر آن‌ها را در خود جای داده‌است، اما تابوت سنگی (به طول ۱٫۴ متر از جنس نوعی سنگ آتش فشانی به نام توف ساخته شده است) که باستان شناسان در داخل مقبره پیدا کرده‌اند، خالی است.

    آرامگاه بنیانگذار افسانه‌ای روم، رومولوس کشف شد

    آلفونایی روسو به عنوان مدیر بخش باستانی می‌گوید: معبدی زیرزمینی به نام «هیپوگیوم» در زبان یونانی، نذری است که به رومولوس تقدیم شده‌است،​​​​​​ و مقبره نیز در زیر «کمیته» که محل نشست مرکزی شهر باستانی بوده‌است، قرار گرفته است. ورودی مقبره نیز در شمال غربی دادگاه (زیر ساختمانی به نام کوری جولیا) قرار گرفته است. معبد باستانی با سنگ مرمر سیاه فرش شده است که احتمالا به نوعی نشان دهنده سنگ بدبختی است و قصد دارد محل قتل رومولوس را نشان دهد.

    بنیانگذار افسانه‌ای

    آرامگاه بنیانگذار افسانه‌ای روم، رومولوس کشف شد

    ​​​​رومولوس بنیانگذار افسانه‌ای روم باستان بوده است که احتمالا قرن هشتم پیش از میلاد می‌زیسته است. البته مورخانی نیز اعتقاد دارند که اصلا رومولوس وجود نداشته است.​ طبق افسانه‌ها، رومولوس و برادر دوقلویش رموس نوه نومیتر (پادشاه مخلوق شهر آلبالونگا) بوده‌اند.

    وقتی شاه جدید آلبالونگا دستور می‌دهد که رومولوس و رموس به رودخانه تیبر پرتاب شوند، این کار انجام نمی‌شود و این دو کودک در ساحل رودخانه رها می‌شوند و سپس یک گرگ ماده به آن‌ها شیر می‌دهد تا چوپانی آن‌ها را پیدا کند.

    آرامگاه بنیانگذار افسانه‌ای روم، رومولوس کشف شد

    در سال‌های بعد، رومولوس و رموس پدربزرگ خود را به تخت آلبالونگا بازمی‌گردانند و تصمیم می‌گیرند شهری جدید بسازند که مشرف به نقطه محل رها سازی آن‌ها باشد. در نهایت آن‌ها نمی‌توانند تصمیم واحدی برای این نقطه بگیرند و ریموس توسط رومولوس یا حامیان وی کشته می‌شود.

    بنابراین رومولوس رم را بر بالای تپه پالاسیوم بنا می‌گذارد و به عنوان نخستین پادشاه آن لقب می‌گیرد و مقبره وی برای رومیان مکانی عرفانی تلقی می‌شود. مقبره ای که در ماه نوابر در زیر پله‌های ساختمان جولیا توسط باستان شناسان کشف شده است، در حال حاضر مورد مطالعه قرار گرفته است و توسط اسکن لیزری سه بعدی بازبینی می‌شود و سپس حفاری‌ها از سر گرفته می‌شود.​

    منبع: livescience.com

  • تعطیلی ۲۵ هتل و ثبت ۴۰۰ شکایت در تهران

    تعطیلی ۲۵ هتل و ثبت ۴۰۰ شکایت در تهران

    محمد کرمی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اظهارات رییس ستاد مبارزه با کرونای استان تهران که اعلام کرده بیشترین مسافران جابجا شده در نوروز از استان تهران بودند و ستاد ملی کرونا برای جلوگیری از خروج مسافران از تهران همزمان با آغاز پیک دوم سفرهای نوروزی تصمیم گرفته است، اظهار کرد: تعطیلات نوروز امسال متفاوت از سال‌های دیگر بود. ما هیچ توصیه‌ای برای سفر نداشتیم، ماموریت ستاد خدمات سفر نیز در راستای اجرای دستورات ستاد ملی مدیریت کرونا، تعریف شده است. اکنون هم تابع سیاست‌های این ستاد هستیم و در همان راستا اقدام می‌کنیم. بر همین اساس ستاد خدمات سفر استان که نوروز امسال مجری مصوبات ستاد ملی مدیریت کرونا است، بیشتر روی نظارت و رسیدگی به شکایت‌ها متمرکز شده است.

    به گفته او، تا کنون بیش از ۴۰۰ مورد شکایت ثبت شده که بیشتر آنها به آژانس‌های گردشگری مربوط بوده که وجوه کنسلی سفر را به مسافران، مسترد نکرده‌اند.

    کرمی اضافه کرد: بیشتر این آژانس‌ها منتظر بازگشت پول از طرف ایرلاین‌ها و هتل‌ها هستند که با توجه به خدمات ارائه نشده و پول‌های دریافت شده از مردم، پیگیریم این وجوه استرداد شود.

    سرپرست معاونت گردشگری استان تهران، با اشاره به تمرکز بازدیدهای نظارتی ستاد خدمات سفر بر تاسیسات گردشگری و واحدهای اقامتی برای رعایت پروتکل‌های بهداشتی، یادآور شد: طبق نظر وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، ستاد ملی مدیریت کرونا و شورای تامین استان، هتل‌ها تعطیل نشده‌اند اما پذیرش مسافر در آنها و مهمانپذیرها تقریبا به صفر رسیده است. درحال حاضر ۱۰ درصد ظرفیت هتل‌های تهران که بیشتر متعلق به بنیاد مستضعفان است، فعال‌اند که بیشتر درحال خدمات‌رسانی به ستاد مدیریت کرونا هستند. بیشتر این هتل‌ها پروتکل را رعایت می‌کنند و شکایتی از این بابت نشده است.

    او با اشاره به تعطیلی ۲۵ هتل در تهران، گفت: این هتل‌ها که بیشتر دو و سه ستاره بودند، پیش از تعطیلات نوروزی داوطلبانه تعطیل شده‌اند.

    کرمی گفت: تا کنون در شهر تهران هیچ مرکز خدمات گردشگری پلمب نشده است اما در شهرستان‌های استان چند مورد مربوط به اقامتگاه‌های غیرمجاز بوده که پلمب شده‌اند.

    انتهای پیام

  • تهران؛ محله به محله – «مخصوص»

    تهران؛ محله به محله – «مخصوص»

    «محله به محله» پروژه‌ای است که بیش از دو سال قبل در اداره عکس خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) آغاز شد. هدف‌گذاری و تمرکز بیشترِ این سلسله گزارش‌های تصویری، معرفی محله‌های مختلف تهران – به عنوان پایتخت کشور و بزرگترین و پرجمعیت‌ترین کلانشهر ایران – بوده است؛ اما در ادامه، در برخی شهرهای دیگر نیز به شکل محدودتر ادامه یافت. حالا، پس از وقفه‌ای چندماهه، فاز دوم این پروژه در ایسنا از سر گرفته شده است. در فاز نخست، تلاش شد محله‌هایی از جمله لاله‌زار، عودلاجان، شوش، شهرک غرب، تجریش، ده ونک، نارمک، باغ فیض، اکباتان، یوسف‌آباد، امیرآباد و … در قالب چند گزارش، به تصویر کشیده شوند.

    محله «مخصوص» در منطقه ۱۱ تهران قرار گرفته است. این محله از جنوب به میدان قزوین، از شمال به میدان حر و چهارراه لشگر، از غرب به بزرگراه نواب و از شرق به خیابان کارگر محدود می‌شود. خیابان مخصوص که در مرکز این محله قرار گرفته است یکی از خیابان‌های اصلی این محله به شمار می‌رود. به اعتقاد اغلب اهالی قدیمی این محله، دلیل نام‌گذاری خیابان مخصوص، به خودروهایی مربوط می‌شود که در جاده مخصوص کرج رفت و آمد داشته‌اند و مسافران خود را در خیابان مخصوص فعلی سوار می‌کرده‌اند. این منطقه در ابتدا مرکز پرورش دام بوده و با گسترش شهرنشینی و ورود صنایع شهری، به مرکز فروش ماشین‌آلات سنگین تبدیل می‌شود. با توجه به وجود کارخانه‌هایی مثل دخانیات، کبریتسازی، صابون‌پزخانه و منابع آبی مثل قنات، جمعیت شهرنشین و اغلب مهاجر این منطقه به مرور زیادتر شده و باعث گسترش محله شده است؛ بطوریکه اکنون محله مخصوص یکی از متراکم‌ترین محله‌های مسکونی تهران محسوب می‌شود. ساختمان اداره پست، اداره دخانیات، مسجد توتونچی (حبیب‌اللّٰه)، کلیسای حضرت مارگیورگیز، سینما ناتالی، مجتمع تجاری تفریحی صبا، خیابان مخصوص و خیابان کمالی از مهمترین مناطق، خیابان‌ها و م<لفه‌های حاضر در این محله محسوب می‌شود. تصاویر این گزارش تصویری، از نیمه پاییز تا اواسط زمستان سال گذشته عکاسی شده است.

  • عدم استقبال هتلها از پذیرش بیماران بهبودیافته /دولت پیگیری نکرد

    عدم استقبال هتلها از پذیرش بیماران بهبودیافته /دولت پیگیری نکرد

    به گزارش خبرنگار مهر، در پی شیوع ویروس کرونا سعید نمکی وزیر بهداشت اعلام کرد: بیماران پس از ترخیص از بیمارستان در محلی دیگر غیر از خانه باید نگهداری شوند و یکی از این فضاهای بینابینی هتل و فضاهای گردشگری است که در اختیار بخش خصوصی قرار دارد که بر همین اساس اقدام به پیش‌خرید خدمت از بخش گردشگری به عنوان پشتوانه مراکز درمانی می‌کنیم.

    اما از آن زمان به بعد نه از سوی ستاد مبارزه با کرونا پیگیری‌های لازم انجام شد و نه از سوی بخش خصوصی استقبالی صورت گرفت. در این میان تنها برخی از هتل‌ها و تعدادی از مراکز دولتی آمادگی خود را اعلام کردند.

    یک واحد اقامتی بخش دولتی متعلق به سازمان همیاری شهرداری برای قرنطینه و استراحت کادر درمانی بیمارستان‌های معین شهرستان ارومیه اعلام آمادگی کرد. در استان گلستان چهار هتل و هتل آپارتمان بخش خصوصی برای استفاده در دوران نقاهت به استانداری پیشنهاد شده ولی تا کنون از این مکان‌ها استفاده‌ای نشده است. در بخش دولتی نیز یک هتل آماده افتتاح تجهیز و در اختیار بیماران برای دوران نقاهت قرار گرفته است.

    مهمانسراهای ورزشکاران شهرهای دامغان سمنان و گرمسار و ورزشگاه تختی سمنان نیز در اختیار دبیرخانه کرونا قرار گرفته است در استان کرمان نیز دو هتل و در زاهدان نیز یک هتل در اختیار دانشگاه علوم پزشکی قرار گرفت. برخی از اتاق‌های یک واحد از هتل‌های یزد و یک هتل در استان خراسان شمالی برای استراحت کادر درمانی اختصاص داده شده است.

    اما از آنجا که این موضوع هیچ وقت جدی گرفته نشد سازوکارهای مربوط به آن نیز شفاف بیان نشد از جمله اینکه آیا هزینه اقامت بیماران بر عهده وزارت بهداشت است و یا مبتلایان باید آن را بپردازند. از طرفی چه هتل‌هایی با چه درجه و ستاره باید به این کار اختصاص پیدا کند؟ با این وجود در همان هتل‌هایی هم که آمادگی لازم اعلام شده بود، بیماری مستقر نشد.

    در این باره، شهرام شیروانی نایب رئیس جامعه هتلداران کشور به خبرنگار مهر گفت: در تصمیمی که در ستاد مبارزه با کرونا گرفته شد، به جهت کمک به بخش سلامت کشور و با توجه به خالی شدن هتل‌ها از مسافر در دوران پیک سفر، پیشنهاد شده بود هتل‌هایی که تمایل دارند آمادگی خود را جهت پذیرش بیمارانی که نیاز به گذراندن دوره نقاهت دارند، اعلام کنند. در این میان تعداد کمی از هتل‌های بخش خصوصی تمایل نشان دادند. با این وجود درخواست‌های بعدی از سوی دولت داده نشد.

    بنا بود تا وزارت بهداشت با هتل‌هایی که آماده هستند، طرف قرارداد شود ولی تا کنون اعلام نیاز نشده است. شاید به این علت که تخت‌های بیمارستانی و کمک‌های نیروهای مسلح جوابگو خواهد بود.

    وی گفت: نحوه پرداخت هزینه‌ها توسط بیمار و یا دولت و یا نرخ اقامت و غیره بستگی به قراردادی داشت که اداره بهداشت آن استان باید با هتل می‌بست. طبیعی است که باید بخشی از این هزینه‌ها توسط دولت پرداخت می‌شد.

    شیروانی با بیان اینکه از سوی بخش خصوصی و هتلداران نیز استقبالی از این پیشنهاد نشد توضیح داد: ممکن بود در پی اقامت بیماران بهبود یافته در هتل تبلیغات منفی برای آن مرکز اقامتی ایجاد شود و آن هتل مسافران خود را از دست بدهد چون تا مدتها مردم ممکن است به ایمن بودن آن از نظر نبود ویروس تردید داشته باشند. در واقع این اتفاق برای برند هتل خوب نبود.

  • ویدئو / چه میراثی از ایران در یونسکو ثبت شده است؟

    ویدئو / چه میراثی از ایران در یونسکو ثبت شده است؟

    تدوینگر:نوید مرسلی / مترجم: محمدرضا قاسمی / گوینده: محمد جلایی

  • تاریخی که این مرد ۶۹ ساله از خیابان ولیعصر زنده کرد +فیلم

    تاریخی که این مرد ۶۹ ساله از خیابان ولیعصر زنده کرد +فیلم

    اگر نواقصی که هر روز و هر سال ثبت جهانی این اثر بلند قد را زیر خاکِ فراموشی پنهان‌تر می‌کند، باز هم درختان خیابان‌اند که بیش از همه ارزش این خیابان را نشان می‌دهند؛ درختانی که در هر محدوده تهران، خاندانی وظیفه‌ی تامین‌شان را به عهده داشته تا ولی‌عصر را سر سبز کنند.

    به گزارش ایسنا، «سید عباس سادات»، نسل دوم یکی از آن‌هاست. خاندان سادات که درختان امیریه قدیم را از میدان راه‌آهن تا چند کیلومتر بالاتر از میدان منیریه تامین می‌کردند. او سال‌هاست پا جای پای پدر گذاشته و رزق سبزش، خانه‌های ضلع شمالی خیابان پیران‌عقل پایین‌تر از میدان منیریه را هم سرسبز کرده است.

    از زمانی که تهیه‌ی درختان خیابان ولی‌عصر (عج) را به سید عقیل سادات _ پدرش _ سپردند، او پا به پای پدر بخش جنوبی بزرگ‌ترین خیابان خاورمیانه را طی کرد تا سر سبزی‌اش مهمان هر روزه عابران این خیابان باشد.

    سید عباس سادات هر چند ۶۹ سال دارد، اما  ۵۲ سال از عمرش را پای خیابان ولی عصر (عج) گذاشت و هنوز هم.

    او هر چند می گوید حالا خاطره‌ی خاصی از آن روزها ندارد، اما حرف و یادهایش در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا خود خاطره است. از درختانِ بزرگترین خیابان خاورمیانه که با درشکه از شهریار و کرج به این منطقه آورده می‌شدند تا قیمت هر درخت ۳ تومانی که حالا باید برایشان خدا تومان پول پرداخت کرد.

    «از سال ۱۳۴۲ که درسم را در کلاس ششم تمام کردم، همراه پدرم به این خیابان آمدم. کوچک بودم یک منطقه را علامت‌گذاری می‌کردند و به پدرم می‌گفتند برای این منطقه ۱۰۰ درخت می‌خواهیم. او هم درختان چنار را از باغ‌های مختلف می‌خرید به امیریه – خیابان ولی‌عصر (عج) امروزی محله منیریه – می‌آورد و کارگران آن‌ها را می‌کاشتند.

    این درخت‌ها بیشتر از منیریه تا راه آهن و قدری بالاتر از میدان، کاشته می‌شدند، هر چند تا جایی که به خاطر دارم او چند بار برای بالاتر از این منطقه هم درخت سفارش گرفته بود.»

    سادات ادامه می‌دهد «پدرم درخت‌ها را از باغ‌هایی که اطراف کرج و شهریار و چهاردانگه بودند، می‌خرید. آن نقاط چنارستان بودند. درخت‌ها را از صاحبان باغ‌ها می‌خرید، قلمه می‌زد و دو ساله که می‌شد، آن‌ها را می‌فروخت.

     در انقلاب زمان شاه این چنارها کاشته شدند. آن زمان، آبِ جوی خیابان ولی‌عصر (عج) همیشه برقرار و همیشگی بود.»

    او که از زمان حیات پدرش «سید عقیل سادات» بساط درخت و گل‌ فروشی را در ابتدای خیابان پیران عقل، نبش خیابان ولی‌عصر پهن کرده و حالا مردم که منطقه به بودنش عادت کرده‌اند، می‌گوید، «در دوره‌ی شاه درخت فروشی زیاد بود اما به جز گل بنفشه، گل‌های کمی برای فروش بودند. شب‌های عید در همین منطقه (به ابتدای خیابان پیران عقل نبش خیابان ولیعصر اشاره می‌کند) که بحشی از حیاط یک خانه بود فقط کود و بنفشه می‌فروختند. به مرور بعد از انقلاب گل‌ها و درخت‌ها زیادتر شدند. حتی درخت‌های دیگری به جز چنار و نارون هم به ان‌ها اضافه شد.»

    وی حالا خودش را مقیم این خیابان می‌داند؛ حتی اگر شب‌ها روی نیمکتی که کنار گل‌ها و درختانش گذاشته بخوابد، چون خانواده‌اش در منطقه کن تهران زندگی می‌کنند. به گذشته‌اش برمی‌گردد، وقتی بعد از تامین درختان خیابان ولی‌عصر (عج)، از باغچه‌های مردم محله هم نگهداری می‌کردند.

    او قیمت هر جعبه گل در آن زمان را « ۲۵ زار» می‌داند و می‌گوید «با آن پول به قهوه‌خانه چهارراه شاپور می‌رفتم، ناهار و شامم را می‌خوردم و حتی یک پتو برای خواب به من می‌دادند.»

    سید عباس سادات به درخت تنومند مقابلش نگاه می‌کند، آهی می‌کشد و می‌گوید «بعد از این که کاشت درخت در خیابان ولی عصر مد شد، خواستند تا در این خیابان‌های فرعی هم درخت بکاریم این درخت را خودم کاشتم، با دست خودم و سال‌هاست سایه بان دیگر درخت‌ها شده. با درشکه اسبی گل‌ها و درختان را می‌آوردیم این جا می‌چیدیم و می‌فروختیم.»

    دوباره آه می‌کشد، دست دیگرش را روی عصایش می‌گذارد و تکیه می‌دهد، باز هم چیزی یادش می‌آید، با لبخند می‌گوید «از پیش پدرم جدا نشدم، هر چند گویا قبل‌تر از پدرم هم کسی درخت برای خیابان امیریه که حالا شده «ولی‌عصر (عج)» سفارش می‌گرفت، اما از روزی قرار شد پدرم این درخت‌ها را تامین کند. او درخت‌ها را چون کم بودند از باغ‌های مختلف جمع می‌کرد، می‌خرید و به امیریه می‌آورد و کارگران خودشان می‌کاشتند.

    سید عباس سادات، قدم زنان، به سمت خیابان ولی‌عصر می‌رود، ابتدای خیابان نبش «انتظام قدیم و همان پیران عقل امروزی» یک درخت را نشان‌مان می‌دهد و می‌گوید «تا جایی که به خاطر دارم درشت‌تر و ماندگارتر از این درخت دیگر نداریم. اما چند سالی است که درختان به خاطر کمبود آب و نبود آفتاب درست و احیانا اتفاقات دیگر خشم می‌شوند و شهرداری جای ان‌ها درختان دیگری می‌کارد اتفاقی که مدتی یک بار رخ می‌دهد.» وی اما به این نکته هم تاکید می‌کند که هر چند در ان زمان این جوی‌ها بودند، اما درخت‌ها در جوی آب کاشته نمی‌شدند.

    او به خاطر نمی‌آورد پدرش چند درخت برای خیابان ولی‌عصر آورده شاید هم در آن زمان رسم برای شمردن تعداد درخت‌ها نبوده، با این وجود می‌گوید که «شاید چیزی حدود ۵۰ درخت از آن درخت‌ها امروز خشک شده یا از جای‌شان درآورده باشند» از سوی دیگر اما یادش است که «برای هر درخت پدرش چیزی حدود سه تومان یا سه تومان و پنج زار می‌گرفته است.»

    سید عباس سادات که سال‌هاست خود را مقیم این منطقه از منیریه تهران می‌داند، بعد از گذشت ۵۲ سال از آن روزها، بهمن سال گذشته، یکی از تندیس‌های ششمین جایزه تهران را گرفت.

    ولی امروز باید این تندیس را به چه کسانی داد برای از حذف تدریجی درختان تنومندی که هر روز به یک بهانه از این خیابان ناپدید شدند!

    پیروز حناچی – مسئول تهیه‌ی پرونده‌ی ثبت ملی محور خیابان ولی‌عصر (عج) تهران  و شهردار امروز تهران – اما یک سال بعد از ثبت ملی بزرگترین خیابان خاورمیانه،، این اقدام یعنی «ثبت خیابان، جداره‌ها، درخت‌ها و حریم منظری آن را به این منظور دانست که تا ارزش‌های خیابان ولی‌عصر (عج( حفاظت شوند. از میراث فرهنگی که در این زمینه آب زیادی گرم نمی‌شود، اما باید دید در حفاظتی که حناچی هفت سال قبل از آن حرف زد که چه قدر در ساماندهی‌های سالانه این خیابان بزرگ توسط آقای شهردار و مدیران برنامه‌ریزی‌اش مورد توجه است.

    انتهای پیام

  • تاریخی که این مرد ۶۹ ساله از خیابان ولیعصر زنده کرد +فیلم

    تاریخی که این مرد ۶۹ ساله از خیابان ولیعصر زنده کرد +فیلم

    اگر نواقصی که هر روز و هر سال ثبت جهانی این اثر بلند قد را زیر خاکِ فراموشی پنهان‌تر می‌کند، باز هم درختان خیابان‌اند که بیش از همه ارزش این خیابان را نشان می‌دهند؛ درختانی که در هر محدوده تهران، خاندانی وظیفه‌ی تامین‌شان را به عهده داشته تا ولی‌عصر را سر سبز کنند.

    به گزارش ایسنا، «سید عباس سادات»، نسل دوم یکی از آن‌هاست. خاندان سادات که درختان امیریه قدیم را از میدان راه‌آهن تا چند کیلومتر بالاتر از میدان منیریه تامین می‌کردند. او سال‌هاست پا جای پای پدر گذاشته و رزق سبزش، خانه‌های ضلع شمالی خیابان پیران‌عقل پایین‌تر از میدان منیریه را هم سرسبز کرده است.

    از زمانی که تهیه‌ی درختان خیابان ولی‌عصر (عج) را به سید عقیل سادات _ پدرش _ سپردند، او پا به پای پدر بخش جنوبی بزرگ‌ترین خیابان خاورمیانه را طی کرد تا سر سبزی‌اش مهمان هر روزه عابران این خیابان باشد.

    سید عباس سادات هر چند ۶۹ سال دارد، اما  ۵۲ سال از عمرش را پای خیابان ولی عصر (عج) گذاشت و هنوز هم.

    او هر چند می گوید حالا خاطره‌ی خاصی از آن روزها ندارد، اما حرف و یادهایش در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا خود خاطره است. از درختانِ بزرگترین خیابان خاورمیانه که با درشکه از شهریار و کرج به این منطقه آورده می‌شدند تا قیمت هر درخت ۳ تومانی که حالا باید برایشان خدا تومان پول پرداخت کرد.

    «از سال ۱۳۴۲ که درسم را در کلاس ششم تمام کردم، همراه پدرم به این خیابان آمدم. کوچک بودم یک منطقه را علامت‌گذاری می‌کردند و به پدرم می‌گفتند برای این منطقه ۱۰۰ درخت می‌خواهیم. او هم درختان چنار را از باغ‌های مختلف می‌خرید به امیریه – خیابان ولی‌عصر (عج) امروزی محله منیریه – می‌آورد و کارگران آن‌ها را می‌کاشتند.

    این درخت‌ها بیشتر از منیریه تا راه آهن و قدری بالاتر از میدان، کاشته می‌شدند، هر چند تا جایی که به خاطر دارم او چند بار برای بالاتر از این منطقه هم درخت سفارش گرفته بود.»

    سادات ادامه می‌دهد «پدرم درخت‌ها را از باغ‌هایی که اطراف کرج و شهریار و چهاردانگه بودند، می‌خرید. آن نقاط چنارستان بودند. درخت‌ها را از صاحبان باغ‌ها می‌خرید، قلمه می‌زد و دو ساله که می‌شد، آن‌ها را می‌فروخت.

     در انقلاب زمان شاه این چنارها کاشته شدند. آن زمان، آبِ جوی خیابان ولی‌عصر (عج) همیشه برقرار و همیشگی بود.»

    او که از زمان حیات پدرش «سید عقیل سادات» بساط درخت و گل‌ فروشی را در ابتدای خیابان پیران عقل، نبش خیابان ولی‌عصر پهن کرده و حالا مردم که منطقه به بودنش عادت کرده‌اند، می‌گوید، «در دوره‌ی شاه درخت فروشی زیاد بود اما به جز گل بنفشه، گل‌های کمی برای فروش بودند. شب‌های عید در همین منطقه (به ابتدای خیابان پیران عقل نبش خیابان ولیعصر اشاره می‌کند) که بحشی از حیاط یک خانه بود فقط کود و بنفشه می‌فروختند. به مرور بعد از انقلاب گل‌ها و درخت‌ها زیادتر شدند. حتی درخت‌های دیگری به جز چنار و نارون هم به ان‌ها اضافه شد.»

    وی حالا خودش را مقیم این خیابان می‌داند؛ حتی اگر شب‌ها روی نیمکتی که کنار گل‌ها و درختانش گذاشته بخوابد، چون خانواده‌اش در منطقه کن تهران زندگی می‌کنند. به گذشته‌اش برمی‌گردد، وقتی بعد از تامین درختان خیابان ولی‌عصر (عج)، از باغچه‌های مردم محله هم نگهداری می‌کردند.

    او قیمت هر جعبه گل در آن زمان را « ۲۵ زار» می‌داند و می‌گوید «با آن پول به قهوه‌خانه چهارراه شاپور می‌رفتم، ناهار و شامم را می‌خوردم و حتی یک پتو برای خواب به من می‌دادند.»

    سید عباس سادات به درخت تنومند مقابلش نگاه می‌کند، آهی می‌کشد و می‌گوید «بعد از این که کاشت درخت در خیابان ولی عصر مد شد، خواستند تا در این خیابان‌های فرعی هم درخت بکاریم این درخت را خودم کاشتم، با دست خودم و سال‌هاست سایه بان دیگر درخت‌ها شده. با درشکه اسبی گل‌ها و درختان را می‌آوردیم این جا می‌چیدیم و می‌فروختیم.»

    دوباره آه می‌کشد، دست دیگرش را روی عصایش می‌گذارد و تکیه می‌دهد، باز هم چیزی یادش می‌آید، با لبخند می‌گوید «از پیش پدرم جدا نشدم، هر چند گویا قبل‌تر از پدرم هم کسی درخت برای خیابان امیریه که حالا شده «ولی‌عصر (عج)» سفارش می‌گرفت، اما از روزی قرار شد پدرم این درخت‌ها را تامین کند. او درخت‌ها را چون کم بودند از باغ‌های مختلف جمع می‌کرد، می‌خرید و به امیریه می‌آورد و کارگران خودشان می‌کاشتند.

    سید عباس سادات، قدم زنان، به سمت خیابان ولی‌عصر می‌رود، ابتدای خیابان نبش «انتظام قدیم و همان پیران عقل امروزی» یک درخت را نشان‌مان می‌دهد و می‌گوید «تا جایی که به خاطر دارم درشت‌تر و ماندگارتر از این درخت دیگر نداریم. اما چند سالی است که درختان به خاطر کمبود آب و نبود آفتاب درست و احیانا اتفاقات دیگر خشم می‌شوند و شهرداری جای ان‌ها درختان دیگری می‌کارد اتفاقی که مدتی یک بار رخ می‌دهد.» وی اما به این نکته هم تاکید می‌کند که هر چند در ان زمان این جوی‌ها بودند، اما درخت‌ها در جوی آب کاشته نمی‌شدند.

    او به خاطر نمی‌آورد پدرش چند درخت برای خیابان ولی‌عصر آورده شاید هم در آن زمان رسم برای شمردن تعداد درخت‌ها نبوده، با این وجود می‌گوید که «شاید چیزی حدود ۵۰ درخت از آن درخت‌ها امروز خشک شده یا از جای‌شان درآورده باشند» از سوی دیگر اما یادش است که «برای هر درخت پدرش چیزی حدود سه تومان یا سه تومان و پنج زار می‌گرفته است.»

    سید عباس سادات که سال‌هاست خود را مقیم این منطقه از منیریه تهران می‌داند، بعد از گذشت ۵۲ سال از آن روزها، بهمن سال گذشته، یکی از تندیس‌های ششمین جایزه تهران را گرفت.

    ولی امروز باید این تندیس را به چه کسانی داد برای از حذف تدریجی درختان تنومندی که هر روز به یک بهانه از این خیابان ناپدید شدند!

    پیروز حناچی – مسئول تهیه‌ی پرونده‌ی ثبت ملی محور خیابان ولی‌عصر (عج) تهران  و شهردار امروز تهران – اما یک سال بعد از ثبت ملی بزرگترین خیابان خاورمیانه،، این اقدام یعنی «ثبت خیابان، جداره‌ها، درخت‌ها و حریم منظری آن را به این منظور دانست که تا ارزش‌های خیابان ولی‌عصر (عج( حفاظت شوند. از میراث فرهنگی که در این زمینه آب زیادی گرم نمی‌شود، اما باید دید در حفاظتی که حناچی هفت سال قبل از آن حرف زد که چه قدر در ساماندهی‌های سالانه این خیابان بزرگ توسط آقای شهردار و مدیران برنامه‌ریزی‌اش مورد توجه است.

    انتهای پیام

  • کرونا هم کوه‌های شیوشگان را آزاد نکرد

    کرونا هم کوه‌های شیوشگان را آزاد نکرد

    به گزارش ایسنا، کرمان در طول سال‌های گذشته از تخریب‌ها کم نگذاشته؛ گودال «خشت‌مال‌ها» و داستان ساخت سیتی‌سنتر در مرکز شهر، مخدوش کردن حریم «قلعه دختر» و «قلعه اردشیر»، تکیه‌های قاجاری قرار گرفته در «محله قلعه»، «قلعه سموران» – که بعد از تخریبی گسترده بالاخره به جانش رحم کردند – یا همین «شیوَشگان» یا«بام کرمان»؛ داستان‌هایی که امروز هر کدام به یک سند از تخریب آثار تاریخی در کرمان تبدیل شده‌اند، شاید هم به همین دلیل این شهر را برخی فعالان میراثی «جهنم میراث فرهنگی» می‌نامند!

    «شیوَشگان» یا بام کرمانِ امروزی را از شمال به دامنه کوه‌های سیدحسین و اراضی سعیدی (سیدی)، از شرق و شمال شرقی به کوه‌های آهکی شیوَشگان (صاحب‌الزمان)، از جنوب به باغ بیرم‌آباد و تخت درگاه قلی‌بیگ، از غرب به کوه‌های «تندرستان» و اراضی و باغ‌های «زریسف» و از جنوب غربی به قلعه‌های قدیمی (اردشیر و دختر) می‌رسد، محوطه‌ای تاریخی چند هزار ساله که روی ارتفاع ساخته شد.

    حالا سال‌هاست که هربار بهانه‌ای دارند؛ یک بار می‌گویند، «محوطه ثبت نیست»، بار دیگر بهانه دارند «باید دستگاه‌های دیگر رعایت میراث‌فرهنگی را بکنند» یا «ما نبودیم، مسئولان قبلی در این سمت مجوز را امضا کرده‌اند، کاری از دست ما برنمی‌آید»، «یک بار کار را متوقف کردند»، «یک بار تیم کارشناسی فرستادند» و حتی معاون میراث فرهنگی وزارتخانه یک بار «از نامه‌نگاری‌هایش برای توقف کار ساخت تله کابین و هتل» خبر داد؛ ولی هنوز که هنوز است تله کابین در بالای کرمان و درست روی جای پی انسان‌های اولیه کرمان جاگیرتر می‌شود و میراث فرهنگی کرمان حواس پرت‌تر!

    تا جایی که به نظر می‌رسد حتی در وضعیت هشدار برای کرونا، هر چیز که باید در شهر تعطیل شود را تعطیل می‌کنند، به جز تکمیل پروژه‌ی ساخت تله کابین که از پایین کوه هم به راحتی می‌توان روند عملیات‌اش را دید.

    امید ابراهیمی – فعال میراث فرهنگی کرمان – روز نخست فروردین به این محوطه‌ی تاریخی رفته شاهد فعالیت ادامه‌دار تکمیل پروژه تله‌کابین در دل کوه‌های صاحب‌الزمان (عج) یا همان شیوشگان بوده است.

    او با اشاره به قول و قرارهایی که هر کدام از مسوولان میراثی به خصوص در سطح کشور مطرح کرده‌اند، می‌گوید: روزی گفتند هتل و تله کابین روی کوه صاحب‌الزمان (عج) (شیوشگان) اجرایی نمی‌شود، اما اکنون همه‌ آن اتفاقات بدون درنظر گرفتن ابلاغ‌ها و قول‌ها عملیاتی می‌شوند. چرا مسوولان از ابتدا حرف و عمل‌شان را یکی نکردند.

    ابراهیمی با بیان این‌که ساخت‌وسازها روی کوه شیوشگان هر روز ادامه دار است، ادامه می‌دهد: علاوه بر هتل و تله‌کابینِ در حال ایجاد روی کوه، دکلِ مخابراتی صداو سیما و چند ساخت و ساز جدید نیز در همان منطقه انجام داده‌اند و قطعا هر روز اقدامات وسیع‌تری برای بالا بردن تسیلات گردشگری به بالای منطقه انجام می‌دهند.

    وی با بیان این‌که فعالیت نصب تله کابین روی این محوطه‌ی تاریخی اکنون از خیابان‌های پایین کوه نیز به وضوح قابل دیدن است، اضافه می‌کند: حتی در وضعیت امروزی کشور و شیوع کرونا ویروس فعالیت‌شان برای نصب این وسیله‌ی تفریحی همچنان ادامه دارد.

    انتهای پیام

  • مردم را با تخفیف های وسوسه انگیز بلیت از سفر منع می کنند!

    مردم را با تخفیف های وسوسه انگیز بلیت از سفر منع می کنند!

    به گزارش خبرنگار مهر، وزارت بهداشت به عنوان ستاد مبارزه با کرونا روزی نیست که در اعلامیه‌ها و پیام‌های و یا مصاحبه‌ها مردم را از سفر کردن و یا دید و بازدید عید منع نکنند. روزی نیست که هیچیک از مسئولان و هنرمندان و… به مردم اعلام نکنند که چرا با وجود هشدارها به سفر می روید. کم و بیش از استان‌های کشور خبر می‌رسد که مردم هنوز بحث مبارزه با ویروس را جدی نگرفته‌اند و به سفر می‌روند. اما چرا؟

    چرا مردم در خانه‌های خود نمی‌مانند و اتفاقاً با وجود آگاهی از وجود ویروس باز هم به سفر می‌روند. چه امکاناتی در اختیار آنها گذاشته شده تا آنها تشویق به خانه ماندن شوند؟

    آیا تنها درباره ویروس صحبت کردن و اعلام آمار تلفات ناشی از ابتلاء به این ویروس و هشدار درباره آن کافی است؟ آیا صدا و سیما توانسته برنامه‌های سرگرم کننده‌ای داشته باشد تا آنطور که رئیس جمهور گفت بتواند مردم را از خیابان‌ها به خانه‌ها بکشاند؟ آیا جز این است که هم اکنون برنامه‌های تلویزیونی و مجموعه‌ها از انبار خاک خورده صدا و سیما بیرون کشیده شده و برای چند دهمین بار بازپخش می‌شوند؟

    آیا برنامه‌های دیگر تلویزیونی مانند دورهمی بدون حضور تماشاگر برگزار می‌شود تا مردم ببینند که در چنین برنامه‌هایی نیز تماشاگر وجود ندارد و یا اینکه از تصاویر آرشیوی استفاده می‌شود و اتفاقاً آن را هنگام پخش برنامه اعلام می‌کنند؟ چرا در برنامه‌های نوروزی نشان داده می‌شود که چهار تا ۵ نفر مهمان به برنامه دعوت شده است؟ آیا این سیاست هشدار و تشویقی صدا و سیما برای مردم است؟! برنامه‌های تشویقی دیگر وزارت خانه‌ها برای در خانه ماندن مردم چه بوده است؟

    وزارت میراث فرهنگی چقدر توانسته نیاز روانی مردم را برای سفر تأمین کند؟ جز این است که آخرین وزارتخانه‌ای بود که اعلام رد مراکز گردشگری و موزه‌ای تعطیل است؟

    از طرف دیگر چرا سایت‌های مربوط به حوزه گردشگری و حمل و نقل تخفیف‌های وسوسه انگیزی به مردم برای انجام سفر می‌دهند؟ هم اکنون مراجعه به سایت قطارها نشان می‌دهد که چندین گزینه برای سفر به جایی مانند شهر مشهد وجود دارد که تخفیف‌های مناسب و حتی بسیار خوبی در نظر گرفته‌اند.

    به عنوان مثال برای سفر به شهر شیراز دو گزینه وجود دارد که قیمت آن با ۳۰ درصد تخفیف عرضه شده است. قیمتی که هیچ زمان دیگری نمی‌شد با این تخفیف آن را تهیه کرد! یا اینکه برای سفر به یزد می‌توان از پایانه جنوب با اتوبوس وی آی پی و پرداخت مبلغ ۶۳ هزار تومان به جای ۸۵ هزار تومان سفر کرد یعنی با ۲۵ درصد تخفیف در خرید.

    این تخفیف‌ها هنوز هم در سایت‌های فروش آنلاین بلیت پروازها مشاهده می‌شود اقدامی که اگر کسی خانواده‌ای نیز در استان مقصد داشته باشد به راحتی می‌توان بدون توجه به هشدارها سفر کند.

    آیا با وجود این تخفیف‌ها و تشویق‌ها می‌توان به مردم گفت چرا سفر می‌کنید؟ شاید متولیان نتوانند از سفرهای شخصی مردم در جاده‌ها جلوگیری کنند اما تغییر سیاست در فروش بلیت‌های خود را چطور؟