بیانیه ایکوم و اینترپُل درباره چالش امنیتی موزهها
بیانیه ایکوم و اینترپُل درباره چالش امنیتی موزهها
به گزارش ایسنا، موزهها محل نگهداری تاریخ و فرهنگ ملتها و میراث جامعه بشری است، بنابراین ضروری است تا با انجام اقدامات لازم امنیتی و پیشگیرانه میراث خود را از هرگونه حملات و جنایت محافظت کرده و توان حفاظتی موزهها افزایش و تقویت شود.
به همین دلیل نیز کمیته بینالمللی مراقبت از موزههای ایکوم و اینترپل توصیهنامه مشترکی را در ۲۳ آوریل برای امنیت میراث فرهنگی در زمان تعطیلی چالشی برای موزهداران ایجاد و خدمات پلیس در زمان بحران COVID-۱۹ را در وبگاه رسمی ایکوم منتشر کرد که فایل پی دی اف آن نیز قابل دسترس است.
در مهمترین سرفصلهای این بیانیه مشترک اینطور تاکید شده است: «از آغاز بحران جهانی شیوع ویروس کرونا، موزههای جهان ناگزیر شدند به طور موقت درهای خود را برای محافظت از بازدیدکنندگان ببندند. اقدامات مربوط به خودقرنطینگی چالش بزرگی را برای متخصصان موزه ایجاد کرده که باید امنیت مجموعههای خود را همچنان حفظ کنند.
شورای بینالمللی موزهها (ایکوم) سرقتهای اخیر در موزههای بریتانیا و هلند را محکوم میکند و با وجود شرایط قرنطینه تداوم بهبود و بهروزرسانی سیستم امنیتی موزهها را بسیار حیاتی میداند.
ایکوم در دهههای گذشته هچنان به حمایت از جامعه جهانی موزهها در جهت حفاظت از مجموعههایشان و از طریق ارائه راهکارها و ابزارهای ساده در رابطه با امنیت پرسنل حفاظت، سامانههای تشخیص نفوذ، دوربینهای مداربسته، ارتباطات درونی و گزارشدهی پرداخته است.
واحد آثار هنری پلیس اینترپل نیز همچنان به محافظت از میراث فرهنگی در ۱۹۴ کشور عضو خود میپردازد. شورای بینالمللی موزهها و اینترپل در واکنش به چالش امنیتی موزهها در دوران قرنطینه ناشی از شیوع ویروس کرونا، در بیانیهای مشترک پیشنهاداتی را ارائه دادهاند:
* استفاده از پرسنل حفاظتی موزهها به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز در هفته
* بررسی تمامی سامانههای امنیتی شامل دوربینهای مداربسته و آژیرهای هشدار درون و بیرون موزه به صورت مداوم توسط پرسنل حفاظت
* ایجاد رویههایی برای ارتباط و تبادل اطلاعات میان پرسنل حافظتی و مدیر (ها)
* مدیریت موزهها و پرسنل حفاطتی باید فهرستی دقیق و روشن از کسانی ایجاد کنند که مجوز ورود به ساختمان را دارند
* محیط اطراف ساختمان موزه باید از طریق پرسنل حفاظت بررسی شود (بویژه زمانی که دوربین مداربسته موجود نیست)
* ممانعت و محدودیت نزدیک شدن وسایل نقلیه به محیط و داخل محوطه موزه
* اجتناب از جابهجایی آثار هنری
* ارائه گزارش هفتگی از سوی پرسنل حفاظتی به مدیریت موزه
همچنین شورای بین المللی موزه ها (ایکوم) و پلیس اینترپل، مدیران موزهها را به ایجاد ارتباطی نزدیک با نیروهای پلیس و تبادل اطلاعات تشویق میکند.
موزهها در کنار دیگر محوطههای تاریخی، کتابخانه، اماکن مذهبی و … تحت تاثیر شیوع ویروس کرونا قرار گرفتهاند، بنابراین نکات امنیتی ذک شده در بالا را میتوان با دیگر اماکن نیز به اشتراک گذاشت.»
قرنطینه در یکی از معروفترین جاذبههای توریستی اسپانیا چگونه میگذرد؟
آنا ویلادومیو در ساختمان لاپدررا زندگی میکند: یکی از شاهکارهای معماری آنتونی گائودی. خانهای که معمولاً در طول روز هزاران بازدیدکننده دارد، اما با شیوع ویروس کرونا و قرنطینه حالا خالی و ساکت است.
زندگی در ساختمان معروف لاپدررا
در یک روز معمولی چیزی در حدود سه هزار توریست به خانه او سر میزدند، اما با شیوع کرونا و قرنطینه کامل در اسپانیا، آنا ویلادومیو حالا هفتههاست که در یکی از معروفترین جاذبههای توریستی بارسلون، در تنهایی و سکوت، زندگی میکند.
بیش از ۳۰ سال است که ویلادومیو در ساختمان معروف لاپدررا زندگی میکند؛ جواهر مدرنی که در حدود یک قرن پیش به دست آنتونی گائودی معمار نابغه ساخته شد.
در طول دههها مستاجران این ساختمان به مرور به دلیل ازدحام جمعیت خانه را ترک کردند، جمعیتی که مسحور نمای موجدار لاپددرا و بالکنهای زیبایش بود.
اما با آغاز مبارزه با بزرگترین پاندمی قرن اخیر، تورهای بازدید از آثار باستانی یونسکو ماه گذشته به دلیل شیوع کرونا و قرنطینه همگی تعطیل شدهاند.
آنا ولادومیو میگوید: «لاپدررا درهایش را به روی بازدیدکنندگان بست و من مثل یک نگهبان در این ساختمان ماندم. حالا هفتههاست که تنها صدایی که میشنوم صدای قدمهای خودم است.»
۲ مستاجر دیگر در قسمتهای دیگر ساختمان زندگی میکنند که از راهپلهها و آسانسورهای مجزا استفاده میکنند. چند نگهبان هم در شیفتهای جدا از ساختمان محافظت میکنند، اما ویلادومیو هیچکدام را نمیبیند: «به نظر میرسد واقعاً اینجا تنها هستم.»
او از شرایط عجیبش به عنوان مستاجر یک ساختمان توریستی در کتابی که سال گذشته منتشر کرد نوشته است، کتابی تحت عنوان «آخرین همسایه».
ویلادومیو در این کتاب تاریخ ساختمان را به علاوه تجربهاش از زندگی در طبقه چهارم یک جاذبه توریستی معروف که در سال گذشته نزدیک به یک میلیون و ۳۰۰ بازدیدکننده داشت شرح داده است.
او همچنین در کتاب خود از زندگی در شاهکار هنری آنتونی گائودی معمار معروف اسپانیایی و شکافتن صفوف بازدیدکنندگان برای رسیدن به در خانهاش نوشته است.
قرنطینه در لاپدررا
همانند دیگر مناطق اسپانیا زندگی در شهر بارسلون و ساختمان لاپددرا، با آغاز پاندمی در هفتههای گذشته تغییر کرده است.
مستاجر طبقه چهارم میگوید: «آنچه بیش از همه مرا شگفتزده میکند سکوت اینجاست. قبلاً هرگز در اینجا احساس تنهایی نمیکردم. این ساختمان همیشه مملو از جمعیت بود، اما حالا هیچکسی اینجا نیست.»
هرچند شرایط بسیار تغییر کرده، اما ویلادومیو میگوید تنها بودن و سکوت مزایای خودش را هم دارد: «قبلاً اینجا آنقدر شلوغ بود که هیچوقت جرات نمیکردم با لباس خانه زبالهها را بیرون ببرم. راهروها همیشه پر از آدم بود. حالا اما میتوانم در تمام طبقهها با لباس راحتی بچرخم و این بخش قرنطینه برایم جذاب است.»
زندگی در میان ستونهای آهنی، حیاط بزرگ و ساختمانی که بیش از هر چیز یکی بودن بنا با طبیعت را به ذهن القا میکند حالا آرامشبخش است.
او میگوید: «من واقعاً خوششانسم که در هنر و زیبایی احاطه شدهام. در این روزهای سخت هنر باعث میشود روحیه خود را حفظ کنیم.»
اسپانیا روزهای سختی را میگذراند. هفتهها قرنطینه زندگی مردم را دستخوش تغییرات بزرگی کرده است. هرچند آمار مبتلایان و مرگومیر سیر نزولی پیدا کرده، اما دولت میگوید برداشتن قرنطینه طی چند مرحله اتفاق خواهد افتاد.
آنا ویلادومیو در آخر میگوید: «در این هفتهها به سکوت عادت کردهایم و حالا فکر میکنم اگر قرنطینه به پایان برسد و روزی دوباره این ساختمان پر از جمعیت شود، برایم عجیب خواهد بود و طول میکشد تا دوباره به آن عادت کنم.»
به گزارش ایسنا، جبرییل نوکنده با بیان اینکه روزهای ماه رمضان و فضای معنوی حاکم، فرصتی دیگر برای آشنایی و درک میراث ارزشمند فرهنگ و هنر دوران اسلامی در کشور است، افزود: با توجه به محدودیت اعمالشده در بازدید از موزهها به دلیل شیوع کرونا، در این فرصت موزه ملی ایران هر روز یکی از آثار فاخر باستانشناسی و هنر دوران اسلامی ایران را از طریق فضای مجازی معرفی میکند.
او هدف از انجام این کار را آشنایی هرچه بهتر و بیشتر مخاطبان با هنر و تمدن اسلامی ایران دانست و گفت: آثار منتخب شامل نسخههای خطی قرآنی، نسخههای خطی، قطعات خوشنویسی، محراب، کاشیکاری، آثار گچبری، پارچهبافی، فرشبافی، هنر فلزکاری، سکه و مهر و سفالینه است که آیات قرآنی به صورت مستقیم روی این آثار نمایان است و کتیبهها و نشانههایی با مضامین دعا، حدیث، ذکر ائمه و صلوات بر آنها نقش بسته است.
او با بیان اینکه تنوع و گوناگونی از ویژگیهای منحصر بهفرد هنر دوران اسلامی در ایران است، افزود: هنر اسلامی در عین این تنوع از یک وحدت برخوردار است که همیشه با الهام از وحی و سنت منتج به خلق آثار بیبدیلی شده که امروز مایه افتخار هنر اسلامی در سراسر جهان است.
به گفته نوکنده، علاقمندان میتوانند از طریق وبگاه موزه ملی ایران به آدرس http://irannationalmiseum.ir هر روز با یک اثر ارزشمند از موزه ملی ایران آشنا شوند.
همایش ملی پیامدهای کرونا بر میراث فرهنگی برگزار میشود
همایش ملی پیامدهای کرونا بر میراث فرهنگی برگزار میشود
همایش ملی پیامدهای کرونا بر میراث فرهنگی برگزار میشود
به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا حسنزاده عضو هیئت علمی و رئیس پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: شیوع بیماری کرونا و تبدیل آن به یکهمهگیری جهانی حوزههای مختلف از زندگی اجتماعی و عمومی مردم جهان و ایران را تحت تأثیر قرار داده است. اینمیان حوزههای مهم میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع فرهنگی در دو صورت امروزی (کتاب و غیره) و سنتی آن تحت تأثیر این پاندمی قرار گرفتهاند.
دبیر علمی همایش ملی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی کرونا بر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع فرهنگی ایران افزود: با توجه به اینواقعیتها، همایش مذکور فرصتی برای هماندیشی در بررسی جوانب و جنبههای مختلف ظهور کرونا در ایران خواهد بود تا ضمن درک بهتر اینمساله راهکارهای گوناگون برای مسائل موجود و آتی ارائه شود.
وی در ادامه گفت: باتوجه به شرایط همهگیری کرونا و اصل فاصلهگذاری اجتماعی، همایش یادشده در قالب یکهمایش صوتی برگزار خواهد شد و علاقهمندان میتوانند چکیده و اصل مقالات خود را در قالب فایلهای صوتی برای دبیرخانه علمی همایش ارسال کنند. در عینحال فایلهای نوشتاری نیز قابل دریافت و نمایش خواهد بود. دبیرخانه همایش، فایلهای نوشتاری را بهصوتی تبدیل میکند.
مصطفی اسدزاده مدیر روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و دبیر اجرایی اینهمایش هم گفت: همایش «پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کرونا بر حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع فرهنگی ایران» در شکلی مجازی برگزار میشود و مجموعه مقالات آن در قالب «کتاب صوتی» منتشر خواهد شد. در فراخوان همایش محورهای اینهمایش و نشانی ارسال مقالات درج شده است. مهلت دریافت چکیده مقالات تا ۱۵ تیر ۹۹ و زمان دریافت اصل مقالات ۱۵ مرداد اعلام شده است. زمان برگزاری این همایش مجازی نیز ۱۳ شهریور ۹۹ برابر با روز ملی مردمشناسی خواهد بود.
فراخوان همایش و اطلاعات مربوط به آن در پایگاههای اطلاعرسانی سهپژوهشگاه مورد اشاره به نشانیهای www.richt.ir، www.ihcs.ac.ir و www.ricac.ac.ir قابل دسترسی و مطالعه است.
خبرگزاری مهر_ گروه فرهنگ: توپوگرافی ترور برای علاقمندان به تاریخ معاصر، نام آشنایی است؛ موزهای در دل شهر برلین که در زمان حکومت هیتلر، محل استقرار نیروهای گشتاپو و اس.اس بود و حالا یادآور رعب و وحشت آندوران است. اینموزه هرسال نزدیک به یکمیلیون بازدیدکننده دارد.
در سالهای دور، مأموران گشتاپو در اینمکان زندانیان سیاسی را تحت بازجویی و شکنجه قرار میدادند و آنها را به زندانها یا بازداشتگاه اسرا منتقل میکردند. بعدها در زمان جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین اینساختمان را بمباران کردند. پس از پایان جنگ جهانی و تقسیمبندی برلین میان روسها و آمریکاییها در دوران جنگ سرد، دژی محکم در اینمنطقه بنا شد. کمی بعد هم در فاصله سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹، دیوار برلین در بخش جنوبی این منطقه ساخته شد. هنوز هم بقایای دیوار برلین در اینمنطقه دیده میشود.
پس از فروپاشی دیوار برلین و به مناسبت ۷۵۰ سالگی شهر برلین، قرار شد اینمحوطه به یکموزه تبدیل شود. هدف از ساختن چنین موزهای، بیرون آوردن سلولهای شکنجه گشتاپو از دل خاک و نمایش عمومی آن بود. از اینرو در سال ۱۹۹۲ مسابقهای برای طراحی و ساخت موزه برگزار شد.
در ابتدا طرح پیشنهادیِ ان پیتر زومتور، معمار سوئیسی برنده مسابقه شد. طرح او اجازه ساخت گرفت، اما عملیات ساخت خیلی زود بهعلت مشکلات مالی متوقف شد. ده سال بعد، سیاستمداران وقت تصمیم گرفتند طرح پیتر زومتور را اجرا نکنند و حتی بخش اجرا شده توسط زومتور را نیز تخریب کنند. در همانزمان، ساختمان جدید توسط دفتر هینل، ویشر و شرکا طراحی و اجرا شد.
امروزه افراد زیادی برای بازدید از تصاویر، نقاشیها و سایر اسناد مربوط به جنایت نیروهای گشتاپو و اس.اس به اینموزه میروند و بازدیدکنندگان میتوانند بهخوبی با دوران مخوف حکومت نازیها در آلمان آشنا شوند و شرایط سخت و وحشتانگیز زندانیان سیاسی را نیز حس کنند. همچنین، طولانیترین بخش سالم مانده از دیوار برلین نیز در اینموزه قرار گرفته است. علاوه بر این، توپوگرافی ترور یککتابخانه تخصصی در حوزه سوسیالیسم ملی دارد. در اینکتابخانه منابع زیادی درباره گشتاپو، اس.اس و حکومت هیتلر وجود دارد.
اینگزارش توسط رایزنی فرهنگی ایران در آلمان تهیه و در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده شده است.
فریدون محمدی روز شنبه ششم اردیبهشت در جمع خبرنگاران با اشاره به ظرفیت بالای شهرستان نظرآباد در حوزه گردشگری اظهار کرد: این شهرستان میتواند به مرکز فرهنگی و گردشگری استان تبدیل شود.
وی با تاکید بر تقویت زیرساختهای گردشگری این شهرستان ادامه داد: با حمایتهای مسئولین این شهرستان موفق شدیم تا در راستای بهره برداری از پروژههای گردشگری و صنایع دستی نظرآباد با هدف اشتغالزایی و رونق اقتصادی گام برداریم.
محمدی ادامه داد: همچنین مقرر شد با حمایت و کمک مالی فرمانداری این شهرستان از محل اعتبارات ارزش افزوده برای مرمت و نگهداری آثار تاریخی شهرستان اقدام شود.
وی توضیح داد: استقبال برای انجام پروژههای گردشگری و راهاندازی موزهها، کارگاهها، فروشگاههای صنایع دستی و نمایشگاه گردشگری در سطح شهرستان وجود دارد که در این راستا نیز برنامهریزیهای لازم صورت گرفته است.
سرپرست اداره کل میراث فرهنگی البرز با بیان اینکه یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری نظرآباد تپه ازبکی است و باید این سایت تاریخی به خوبی به مردم شناسانده شود، افزود: در این راستا مقرر شده خیابانی که تپه ازبکی در آن قرار دارد به این نام نامگذاری شود.
محمدی تصریح کرد: راه اندازی چهار موزه همچون موزه مردم شناسی آسیاب مهدی آباد، خانه موزه و اسناد دکتر مصدق، راهاندازی موزه صنایع دستی و ریسندگی در کارخانه مقدم و همچنین راه اندازی سایت موزه ازبکی نیز از دیگر برنامهها برای توسعه صنعت گردشگری در این شهرستان است.
یزد سرزمینی کویری است که مردمان آن در نوع دوستی و انسان دوستی همیشه صدرنشین بودهاند، اما یکی از ویژگیهایی که یزد را از سایر کشورمان متمایز کرده، دارالعباده بودن این سرزمین است که در یکی از نمونههای آن آثار تاریخی و فرهنگی به جامانده از گذشتگان است که به خوبی این مسئله را بیان میکند.
برای دانستن این مسئله کافی است در محلات قدیمی یزد قدم بزنید. در هر محله تعداد زیادی از مساجد و حسینیهها به چشم میخورند و هر محله قدیمی یک مسجد هم به نام محله دارد و شاید چند مسجد دیگر که نه تنها کاربری مسجد دارند بلکه مرکز نیکوکاری یا پایگاه سیاسی و اجتماعی محله با محوریت مساجد هستند، قابل مشاهده است.
محرم در یزد نیز شور دیگری دارد؛ مردمان این سرزمین، قدیمیترین نخل جهان را در دل شهر خود جای دادهاند، مساجد و تکایایی که در طول تاریخ خود را همچنان حسینی حفظ کردهاند و آیینهای نخل برداری و مراسمهایی باشکوه که حال و هوای هر گردشگر ایرانی و خارجی را حسینی و عاشورایی میکند.
ماههای شعبان و رمضان در یزد هم متفاوت است از جشنهای گسترده گرفته تا میزبانی مسجد هر محله در توزیع افطاری ماه رمضان و نذورات چشمگیری که در این ماهها توزیع میشود.
یزد شاید یکی از مکتبهای اسلام پروری و شیعه پروری است که تعداد زیادی از مدارس و حوزههای علمیه را نیز در دل خود جای داده و در طول تاریخ روحانیون و عالمان بزرگی را به جهان اسلام تحویل داده است.
یزد سرزمینی است که در آن منارهها و گنبدها از فراز پشت بامها به چنان زیاد و رنگارنگ به چشم میخورند که هر گردشگری حتی اگر یک نظر، بر فراز بام خانههای تاریخی شهر را رصد کند، شکوه اسلام را در یزد خواهد دید.
یزد سرزمین بقاع متبرکه و اماکن مقدسه و امامزادگانی است که در طول تاریخ این سرزمین، قدمهای بلندی را در یزد برداشتهاند و شاید وجود قدمگاه ائمه به خصوص قدمگاه امام رضا(ع) در مسیر هجرت و مسجد فرط در قلب بافت تاریخی یزد به عنوان یکی از معتبرترین عبادتگاههای امام رضا (ع)، سندی تاریخی بر تایید یزد به عنوان سرزمین دارالعباده باشد.
اما شاید آنچه بیش از همه فارغ از تاریخ و ابنیه تاریخی بتواند گویای دارالعباده بودن یزد باشد، مردمانی است که خالصانه به هم نیکی میکنند و آوازه خیر بودن و نیکی آنها در اسناد و کتب تاریخی به ثبت رسیده است. امانتداری و مومن بودن و مقید بودن مردمان یزد چنان در طول تاریخ مشهود است که نمیتوان آن را انکار کرد اما دارالعباده بودن یزد را شاید بتوان از طرح کودکانهای در محلهای قدیمی در یزد فهمید؛ دیوار نویسی و طرحی کودکانه که شاید دارالعباده بودن یزد را برای هر گردشگر و رهگذری به خوبی به تصویر میکشد، دیواری که به قلم کودکی به طرحی از «خدا» آراسته است.
پیشنهاد باستانشناسانه برای قدردانی از کادر درمانی
پیشنهاد باستانشناسانه برای قدردانی از کادر درمانی
به گزارش ایسنا، جامعه باستانشناسی ایران در نامهای خطاب به علیاصغر مونسان – وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – با اشاره به تلاشهای مجموعه سلامت و پزشکی کشور در دو ماه گذشته، نوشت: «مجموعه سلامت و درمان کشور به ویژه پرستاران و پزشکانِ بیمارستانها و آزمایشگاهها در دو ماه گذشته در خط نخست نبرد مبارزه با بیماری همهگیر کرونا قرار داشتند و فشارهای سنگین جسمی و روحی این نبرد آنها را در شرایط دشواری قرار داده و سبب فرسایش و کاهش تاب و توان آنان شده است.
بر همه ما لازم است که آنان را در این دشواری تنها نگذاشته و یاریگرشان باشیم. به همین دلیل و به سبب جایگاه وزارتخانه در سرپرستی و اداره امور میراث فرهنگی و گردشگری کشور، پیشنهاد میکنیم برای انرژیبخشی و به پاس همه تلاشهای این مجموعه ارزشمند که فداکارانه و بیباکانه به خدمت هموطنان خود مشغولند، پس از پایان این بیماری سهمگین، تسهیلاتی چون بازدید از مکانهای تاریخی و گردشگری که زیر نظر وزارت خانه فعالیت دارند، در اختیار آنها قرار گیرد.
«جامعه باستانشناسی ایران» به عنوان تشکلی مردمنهاد نیز آمادگی دارد توان و دانش تخصصی خود و اعضایش – به عنوان کارشناسان و متخصصان میراث فرهنگی و تاریخی کشور – را برای معرفی و شناساندن میراث تاریخی و تمدنی این سرزمین به مجموعه سلامت کشور هر زمان و مکان که دانشگاه و دانشکدههای علوم پزشکی لازم بدانند، صادقانه در اختیار قرار دهد تا بدانند فداکاریها و بیباکیهای آنان فراموششدنی نیست.»
قرار نیست از درآمد اجاره بناهای تاریخی برای صنایع دستی هزینه کنیم
قرار نیست از درآمد اجاره بناهای تاریخی برای صنایع دستی هزینه کنیم
هادی میرزایی مدیرعامل صندوق توسعه صنایع دستی و فرش دستباف و احیا و بهرهبرداری از بناهای تاریخی به خبرنگار مهر گفت: در کنار دغدغهها و مشغلههای دولت، بالاخره لحاظکردن مصوبه تغییر اساسنامه صندوق گام بلندی بود که انجام شد و اساسنامه در کمیسیون اجتماعی دولت تصویب شد و به هیأت وزیران ارجاع شد. درباره ماهیت حقوقی صندوق و مرجع تصمیمسازی آن ابهاماتی وجود داشت. دلایل برای معاونت حقوقی مطرح و قرار شد ماهیت صندوق تغییری نکند. اینصندوق یکمؤسسه غیرانتفاعی وابسته به وزارت میراث فرهنگی است و مقرر شده در حوزه صنایع دستی و فرش نیز فعالیت کند.
وی افزود: اینکه بخواهیم برای یکوزارتخانه و برای یکموضوع فعالیتها را برونسپاری کنیم و مؤسسات دیگر و وابسته ایجاد کنیم درست نیست. اکنون در دولت برای هر مأموریتی یک دستگاههایی ایجاد کردهایم اتفاقاً یکی از گامهای بلندی که مجلس در اصلاح اساسنامه داشت این بود که با توجه به مأموریت برونسپاری فعالیتهای اجرایی میراث به مجموعههای وابسته خود، ریال اینمأموریت را به مأموریتهای صندوق اضافه کرد. بهجای اینکه سازمان و یا دستگاه دیگری تشکیل دهد تا این مأموریت را انجام دهد.
مدیرعامل صندوق توسعه صنایع دستی در ادامه گفت: در قانون حمایت از هنرمندان و استادکاران بحث حمایت از تولید و توسعه و ترویج صنایع دستی را داریم. یک نگاه هست و آن هم اینکه برخی تصور میکنند وقتی دولت در حوزه صنایع دستی وارد شد، یعنی باید تولید و خرید صنایع دستی را انجام دهد درحالیکه این درست نیست و خرید تضمینی یکسیاست شکستخورده است.
میرزایی گفت: ما قرار است تسهیلگر، آموزشدهنده و ترویجگر باشیم و اگر تولید کنندهای بلد نیست، بستر بازاریابی آن را برای او ایجاد و از ظرفیت استارتآپها نیز حمایت کنیم تا توسعه پیدا کنند. اینوزارتخانه نمیتواند کار اجرایی کند. پس باید مؤسسات وابسته به آن اینکارها را انجام دهند. در اینمأموریت بهجای اینکه دولت ساختار موازی ایجاد کند، به مأموریتهای صندوق وظیفهای را افزوده است.
میرزایی درباره اینکه آیا قرار است از محل درآمد اجاره بناهای تاریخی به بخش صنایع دستی و فرش نیز کمک کرد یا خیر گفت: مأموریتها در حوزه بناهای تاریخی شفاف است. ما کد بودجهای داریم که نوع مصرف آن هم مشخص است و کسی نمیتواند بگوید که بودجه آن در جای دیگری هزینه شده است. که اگر ایناتفاق هم بیفتد تخلف محرز است. هیچدستگاهی حق ندارد منابعی را از بخشی جابهجا و در جای دیگری هزینه کند مگر با نظر قانونگذار. اینکه تصور شود با اضافه شدن مأموریتی میتوان منابع را به خواست خودمان جابهجا کنیم درست نیست.
به گزارش ایسنا، «داریوش زیوری» از جمله رزمندگان و جانبازان دوران هشت سال دفاع مقدس است که زندگیاش پس از جنگ در مسیری متفاوت قرار گرفت. او که در جنگ تحمیلی از ناحیه زانو و ریه دچار آسیب شدید شده بود توانست پس از بازنشستگی در مسیر جاده، سفر و گردشگری قرار بگیرد و به این روش علاوه بر آشنایی با فرهنگ اقوام و ملل مختلف، آسیبهایی که یادگار حضورش در جبهه بوده است را اصلاح و ترمیم کند.
مطالعه خاطرات و مرور تجربههای این قهرمان جنگ و «سایکل توریست» برای علاقهمندان به فرهنگ ایثار و شهادت و ماجراجویانی که عاشق سفر هستند حاوی نکات و آموزههایی است که با توجه به آن میتوانند زندگیشان را از یکنواختی خارج کنند و سرنوشت خود را تغییر دهند.
داریوش زیوری در گفتو گو با ایسنا روایت میکند: من در سال ۱۳۴۹ در شهرستان اسدآباد متولد شدم. دوران راهنمایی و دبیرستان را در این شهرستان که از توابع استان همدان است به پایان رساندم. در آن دوران رشته ورزشی کُشتی انتخاب اول جوانان اسدآباد بود برای همین من هم مانند سایر نوجوانان به این رشته گرایش پیدا کردم.
قهرمانی در رشتههای ورزشی فوتبال و کاراته
پس از سپری کردن دوره تحصیلی راهنمایی، هنرآموز هنرستانهایی در اسدآباد و دیباج در شهر همدان شدم. در این سالها به فوتبال و کارته هم علاقه پیدا کردم. برای همین هر دو رشته را تا سطح حرفهای و باشگاهی ادامه دادم. در کاراته به مقام مربیگری رسیدم. سال ۵۹ که جنگ تحمیلی آغاز شد به واسطه حضور جوانان محله با مفهوم جنگ و ماهیتی که داشت آشنایی پیدا کردم. اما در آن زمانم سنم به حضور در جبهه قد نمیداد.
برای حضور در جبهه شناسنامهام را جعل کردم
وارد هنرستان شدم. برای نخستین بار در سال ۶۴ برای رفتن به جبهه تلاش کردم. ولی تصمیم گیرندگان در بسیج و سپاه به دلیل اینکه سنم کم بود مانع حضورم در جبهه شدند. پای میهن در میان بود. هرچه دوز و کلک بلد بودم اجرا کردم اما ناموفق بودم. حتی شناسنامه خودم را دستکاری کردم تا با جعل آن سنم بیشتر شود اما نتیجه نداد. سال ۶۵ آمد. آن زمان حدودا ۱۵ ساله شده بودم توانستم در جبهه حضور یابم. ولی این بار مسأله اساسی داشتن رضایت والدینم بود. به شکلی توانستم بدون آنکه آنها بفهمند پیش از اجرای عملیات «کربلای۴» از طرف لشکر انصارالحسین همدان در مناطق عملیاتی حاضر شوم. پس از اینکه به دزفول آمدم با خانواده تماس برقرار کردم و گفتم که راهی جبهه شدهام. به انتخاب فرماندهام اسمم «مهدی» شد.
والدینم تصور کردند که شهید شدهام
دورههای آموزش رزمی را در دزفول گذراندم و پس آن در عملیاتهای متعددی حضور یافتم. تعدد حضورم در جبهه سبب شده بود که دیگر خانواده حساسیت و سختگیریهای پیشین را نسبت به اینکه فرزندشان برای دفاع از میهن در جنگ با دشمن است نداشته باشند.
در جریان حضور در یکی از عملیاتها چندین تن از هم محلیهایمان در محاصره قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. روزانه خبر شهادت و پیکر یک جوان را میآوردند. من به دلیل حضور در منطقه عملیاتی نتوانسته بودم با خانوادهام تماس برقرار کنم برای همین پدر مرحومم به معراج الشهدا و سردخانههای چندین استان سر زده بود اما خبری از من نداشتند تا اینکه تماس گرفتم و از دلهرهشان کم کردم.
با بمب شیمیایی دشمن مجروح و جانباز شدم
به واسطه حضور در جبهه چندین مرتبه مجروح شدم. دشوارترین مجروحیتم به حضور در یکی از عملیاتهایی است که در سلیمانیه عراق انجام شد باز میگردد. صدام و نیروهای بعثی دراین عملیات از بمب شیمیایی استفاده کردند که علاوه بر آسیب ریوی از نظر اعصاب و روان هم بر سلامتی من تأثیر نامطلوب داشت.
حضور در دانشگاه و فراغت از تحصیل در رشته مهندسی مکانیک
جنگ پایان یافت. از آنجا که در دوران دانشآموزی داوطلبانه به جبهه اعزام شده بودم مجدد تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و توانستم درسم را ادامه بدهم. تلاش کردم و دیپلم گرفتم. چون در هنرستان فنی و حرفهای درس خوانده بودم برای ادامه تحصیل برنامه داشتم و موفق شدم در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه تبریز ادامه تحصیل بدهم.
پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، آموزگار مدرسه و مدرس دانشگاه شدم. با وجود عوارضی که جنگ بر جسم و روحم به یادگار گذاشته بود توانستم ۲۵ سال به جامعه خدمت کنم. متاسفانه گاهی شدت عوارض ناشی از جنگ موجب میشد که برای بهبودی وضعیتم در بیمارستان بستری شوم.
پس از بازنشستگی سایکل توریست شدم
پیش از اینکه یک سایکل توریست حرفهای بشوم دوچرخه سواری کرده بودم. اما از آنجایی که همدان به دلیل تاریخچهای که دارد یک استان تاریخی است؛ شاهد بودم که توریستهایی با دوچرخه در این استان حضور مییابند.
من از ذهن پرسشگر، روحیه ماجراجو و رفتاری عملگرا برخوردار هستم. این شاخصهها باعث شد تا بتوانم با کمک گرفتن از اینترنت و شبکههای اجتماعی با یک سایکل توریست ارتباط برقرار کنم. حدود دو ساعت درباره سفر با دوچرخه از این دوستم پرس و جو کردم. پس از آن دوچرخه و وسایل سفر را خریدم. اولین سفرم انفرادی به شمال کشور بود. هیچ تجربهای نداشتم تا این حد که برای برقراری چادر و کمپ مشکل داشتم. به تدریج با آداب سفر و مهارتهای آن آشنا شدم.
در سفرهایم با دوچرخه در مدارس سخنرانی میکنم
به دلیل همان شاخصههایی که اشاره کردم؛ تمایل داشتم با اقیلم، آداب و رسوم، فرهنگ، ادیان و مذاهب، گویش و مردم نقاط مختلف کشورم آشنا شوم. همین عاملی شد تا در مدت این پنج سال اخیر تمام ایران را به جز تعداد اندکی از استانها رکاب بزنم. همان طور که اشاره کردم من پیش از این آموزگار بودم برای همین یکی از ویژگیهای سفرم این است که با حضور در استانهای مختلف به مدارس سر میزنم و از مدیرت آنها تقاضا میکنم تا برای دانشآموزان از تجربههایی که در سفر داشتهام بگویم.
آموختهام که انسان میتواند در سفر سفیر صلح باشد
من زمانی برای دفاع از میهن رزمنده بودهام و در راه حفظ ارزشهای کشورم جنگیدهام اما خوشبختانه سفر کردن و توجه به فرهنگهای مختلف موجب شده است تا بهتر همنوعان خودم را درک و آنها را بپذیرم. این را آموختهام که انسان در سفر میتواند سفیر مهربانی، صلح و دوستی باشد.
منطقه عملیاتی «کربلای۴»
یکی از سفرهایم رکاب زدن به مناطقی بود که سالها برای دفاع از میهنم و ایران در آن مقابل دشمن جنگیده بودم. از همدان به اصفهان رفتم و به دلیل ارادتی که به شهید حاج محمد ابراهیم همت دارم سفرم را از مزار این شهید آغاز و پس از گذشتن از شیراز و کازرون در خوزستان و یادماهای عملیاتی جنگ تحمیلی حضور یافتم. جنگ و صلح حالتی است که هر انسانی و هر ملتی آن را تجربه خواهد کرد.
به مسائل محیط زیستی توجه دارم
یادم میآید در یکی از سفرهایم به مدرسهای در نایین یزد رفته بودم. تصمیم داشتم برای دانشآموزان از ضرورت حفظ پاکی محیط زیست سخن بگویم. روی سکو ایستادم. چد دقیقه پس از اینکه خودم را معرفی کردم یکی از دانشآموزان از صف خارج شد و پسماند پلاستیکی یک کیک را که روی زمین افتاده بود به سطل زباله انداخت و مجدد به صف بازگشت. تمام آنچه که از قبل در ذهن داشتم را کنار گذاشتم و الگویی از خود دانش آموزان را به خودشان معرفی کردم که مقابل چشمانشان اقدام به حفظ محیط زندگی و زمین کرده بود. به آنها گفتم: « تمام آنچه که میخواستم در نیم ساعت به شما بگویم را این دوستتان در چند ثانیه بیان کرد. »
چرخگردیهای بینالمللی زیوری
تعدادی از کشورهای همسایه خودمان را مانند گرجستان، رکاب زنی دور ترکیه، ارمنستان، آذربایجان و نپال و کشورهای آسایی شرقی هم رکاب زدهام. برخی ازاین سفرها و تعدادی هم گروهی بوده است.
سفر انسان را در مسیر «شدن» قرار میدهد
اگر یادتان باشد در ابتدای صحبتهایم از جراحتها و عوارض ناشی از جنگ گفتم که چگونه من را روانه بیمارستان میکرد! این پنج سال، سفر و دوچرخه سواری و تغییر سبک زندگی باعث شده است که محدودیتی که در زانو داشتم به دلیل قوی شدن ماهیچههایم اصلاح شود.
سفر با دوچرخه؛ سخت است. آدم را میسازد و در مسیر «شدن» قرار میدهد. منظورم این است که سفر انسان را در مسیر بهتر شدن، مهربانتر شدن، خوبتر شدن و قویتر شدن و آگاه شدن قرار میدهد. ارتباط با اقوام مختلف و انسانیهای متفاوت این را در من تقویت کرده است که چطور در شرایط سخت از نظر روحی و روانی بر خودم مسلط باشم.
روایتی از «مَندی» معلول اتریشی و سفرش به ایران
«مَندی» یک سایکل توریست معلول اتریشی بود که به اصفهان آمده بود. با او در سفرم به اصفهان آشنا شدم و میزبانم در کمپ دوستانش بود. برای راه رفتن از پای مصنوعی استفاده میکرد اما در زمانی که رکاب میزد آن را کنار میگذاشت. مندی با یک پا همچون انسانی سالم مسیر را میپیمود و بسیار قوی بود.
این نوجوان قاچاقچی شود یا سایکلتوریست؟
در پایان میخواهم از یک نوجوان اهل سیستان و بلوچستان یاد کنم. ما همراه دوستانمان به این استان با دوچرخه سفر کردیم. پیش از سفر توصیه میکردند که به این استان نروید. حس کنجکاوی و ماجراجویانه باعث شد که به آن استان برویم. مردم سیستان و بلوچستان بسیار با احترام و قابل اطمیناناند. آنها انسانهای شریفی هستند که در دوستیشان صداقت دارند. در سیستان و بلوچستان با نوجوانی آشنا شدم که دوچرخه سوار بود. مسیری را با ما رکاب زد. وقتی از او پرسیدم که دوست داری چکاره شوی؟ جوابی متفاوت داد که برای لحظهای درنگ کردم. او به دلیل محیطی که در آن رشد کرده بود دوست داشت «قاچاقچی» شود چرا که گمان میکرد آنها انسانهای نیرومندی هستند که در کنارش میتوانند خرج زندگی را هم تأمین کنند.
همراه همرکابانم با او صحبت کردیم و از پیچ و خمهای زندگی گفتیم. خوشبختانه نوع نگاهش به آینده تغییر کرده است. چندین ماه پیش کلیپی از خودش برای من ارسال کرد و در آن خواسته بود که یک سایکل توریست شود. اما امکانات در این استان کم است و من دلم میخواهد بستری فراهم شود تا این نوجوان هم بتواند با دوچرخه سفر کنم. هنوز با او در ارتباط هستم.