برچسب: کنسرت

  • «کچلیک»؛اسپانسر عجیب کنسرت «گلزار»!

    «کچلیک»؛اسپانسر عجیب کنسرت «گلزار»!

    کچلیک با گریم جوکر روی صحنه! بیشتر از آن که مردم امیرعباس رجبیان را به نام خودش بشناسند، به نام «کچلیک» می‌شناسند. کچلیک نام یک غذای مازندرانی است که چند سال پیش به زبان آوردن آن توسط امیرعباس با حالت‌های خاص چهره‌اش در یک ویدئوی کوتاه، باعث شهرت او شد. حال این پسر ۹ ساله مدیربرنامه دارد، رپ می‌خواند و به محمدرضا گلزار علاقه عجیبی دارد. طی چند روز گذشته دو ویدئو از امیرعباس با صورت و موهایی رنگ‌زده و پوششی شبیه «جوکر»، در پشت صحنه(بک استیج) کنسرت گلزار و اتاق گریم منتشر شده است. در این ویدئو، گلزار از گریم امیرعباس تعریف می‌کند، دستش را می‌گیرد و او را میز به میز به مهمانان ویژه در حال پذیرایی نشان می‌دهد. چند ساعت بعد هم وقتی گلزار روی صحنه اجرا می‌رود، امیرعباس با همان هیبت، روی صحنه می‌آید، حاضران جیغ می‌زنند و او می‌خواند:«می‌خوام بشم یه سوپر استار/ مثل محمدرضا گلزار».

    این کنسرت، بعد از کنسرت پرحاشیه گلزار در سالن دالبی‌تئاتر لس‌آنجلس(محل برگزاری مراسم اسکار)، اولین کنسرت داخلی او محسوب می شد و عجیب این که اغلب‌ صندلی‌های آن پر شده بود. از حضور کچلیک در اتاق گریم پشت صحنه کنسرت، به نظر می‌رسد یک هماهنگی برای حضور او در کنسرت انجام شده، اتفاقی که واکنش‌های منفی را در پی داشته است.

    کاربری در این باره نوشت:«استفاده ابزاری از امیرعباس کچلیک در کنسرتش با گریم معنی‌دار جوکر را چطور می‌توان توجیه کرد. درست است که او کودکی است فاقد اختیارات قانونی اما بهره‌برداری از او در سن کم و آن هم برای یک دقیقه و گرفتن میکروفون و خارج کردنش از صحنه، اگر مصداق کودک‌آزاری نیست باید اسمش چه باشد؟!» در واقع حتی اگر او علاقه‌مند به این حرکت بوده باشد، باید آقای سوپراستار از آن جلوگیری می‌کرد نه حمایت!

    خواننده‌ها این جا، آن جا، همه جا! ویدئوی پربازدید دیگر مربوط به همخوانی خواننده‌های پاپ در کنسرت یکدیگر است. یکی از این ویدئوها مربوط به رضا بهرام است، خواننده‌ روی بورس این روزهای موسیقی پاپ و خواننده تیتراژ سریال نمایش خانگی «دل» که البته چند روز پیش، با انتشار یک ویدئو از کنسرت او، شائبه «پلی‌بک» یا لب‌خوانی‌اش روی صحنه اجرا قوت گرفت. او به کنسرت هوروش‌بند می رود و بخشی از قطعه «گل عشق» را می‌خواند که از قضا این ویدئو در فضای مجازی بسیار فراگیر هم شده است. اتفاق عجیب دیگر مربوط به حضور محسن ابراهیم‌زاده در کنسرت بهنام بانی است. به نظر می‌رسد ویدئوی منتشر شده مربوط به کنسرت اخیر بانی در تهران است که در آن وی، ابراهیم‌زاده را با خواندن قطعه «دونه دونه» به روی صحنه می‌خواند، دو خواننده مذکور با یک هندزفری مشترک شروع به خواندن می‌کنند و طبق معمول، حاضران با دست و جیغ آن‌ها را همراهی می‌کنند. انتشار این بریده ویدئوها به طور خاص، این موضوع را به ذهن متبادر می‌کند که انگار این آمد و شدهای رفت‌وبرگشتی خواننده‌ها به کنسرت‌های یکدیگر، اتفاقی نیست و از آن برای بازارگرمی کنسرت‌های آینده یا روی بورس ماندن این خواننده‌ها در فضای مجازی استفاده می‌شود.

    ۲۵۸۲۵۸

  • خوانندگی در «پارسوآ» و شروع پروژه‌های جدید/آواز را باید تغییر داد

    خوانندگی در «پارسوآ» و شروع پروژه‌های جدید/آواز را باید تغییر داد

    نوید نوروزی خواننده موسیقی ایرانی که طی سال‌های گذشته در مکتب موسیقی اصفهان به فراگیری آواز ایرانی مشغول بوده، در آستانه برگزاری تازه ترین کنسرت ارکستر «پارسوا» با اشاره به برخی جزییات این اجرا و انگیزه‌ها و دغدغه‌های خود در حوزه موسیقی به خبرنگار مهر بیان کرد: بنده در اجرای پیش رو که روز پانزدهم دی ماه در تالار رودکی تهران برگزار خواهد شد با ارکستر پارسوآ یک بخش از ارکستر را من می‌خوانم و بخش دیگر را دوست خواننده‌ام مهدی عطایی می‌خواند. این ارکستر از حدود ۴۰ نوازنده سازهای زهی، بادی چوبی، کوبه‌ای و سازهای ایرانی تشکیل شده است. کلیت اجرا هم  شامل چند قطعه‌ بی‌کلام و چند قطعه‌ همراه با آواز است که «سبکبال» از حسین دهلوی، «پرواز» برای قانون و ارکستر از بهزاد عبدی و «رقص با باران» برای قیچک و ارکستر اثر بهزاد عبدی، قطعه‌های بی‌کلام این کنسرت هستند.

    وی ادامه داد: «به نگاهم بنگر» اثری از پرویز یاحقی با شعر بیژن ترقی و تنظیم شهرام توکلی، «به یاد صیاد» آهنگساز جواد لشگری، تنظیم کننده مرتضی حنانه و شعر نیر سینا، «قرارم باش» آهنگ و تنظیم  شهرام توکلی با شعری از سهیل محمودی، «بمان در خیالم» آهنگ و تنظیم احمد مقدسی زاده با شعری از شیرین خسروی، «ای بهار من» آهنگساز علی تجویدی با شعری از منیره طاها و تنظیم علی اکبر قربانی، «عاشق مشو» آهنگساز محمود ذوالفنون و تنظیم مهدی پناهی با شعری از رضا ثابتی، «برف پیری» آهنگساز جواد لشگری، تنظیم احمد مقدسی زاده با شعری از رحیم معینی کرمانشاهی آثاری هستند که در بخش‌های دیگر این کنسرت اجرا می‌شود.

    تجربه ویژه با شمس لنگرودی در تولید یک قطعه

    این خواننده موسیقی ایرانی که تحصیلات عالی خود را درکشور کانادا و در رشته فلسفه به پایان رسانده درباره دیگر کارهای خود در عرصه موسیقی توضیح داد: با ترانه‌ای از استاد شمس لنگرودی قطعه‌ای با عنوان «روح باران» ضبط کرده‌ایم که فکر می‌کنم اولین ترانه‌ای است که استاد شمس لنگرودی برای یک خواننده سروده است. ضمن اینکه ما آثار دیگری هم داریم که در آینده به نوبت منتشر می‌شوند. البته این نکته را هم بگویم که تصور آدم‌ها به خاطر بلندپروازی‌هایشان است. اما من همیشه در تلاشم و پروژه‌های زیادی در دست دارم. چیزی که در آواز به آن خیلی امیدوارم این است که در چند سال گذشته روی آواز مکتب اصفهان تمرکز داشته‌ام.

    نوروزی  تصریح کرد: موسیقی ما در چهار دهه اخیر بیش از اندازه شجریان زده شده و همه صداها یک شکل شده است. البته استاد شجریان به حق واجد این شرایط هست که تا این حد مورد توجه و تقلید و مورد پیروی یک نسل قرار بگیرد. اما من دنبال این هستم که دنبال مسیر خودم باشم و به رنگ صدایی دیگری فکر کنم و منِ واقعی‌ام را در آواز پیدا کنم. دنبال الگویی مشخص و از پیش تعیین شده در ذهنم نیستم. شاید این‌ها بتواند در آینده عینیت و تشخصی در آواز برایم ایجاد کند. به هر حال محیطی که در آن متولد شدم موزیکال بود و پدر و مادرم ذوق زیبایی‌شناسی موسیقی داشتند. پدرم از کسانی بود که درِ خانه‌اش همیشه به روی هنرمندان باز بود. وقتی بچه بودم بزرگانی مانند کسایی، تجویدی و شهناز به خانه ما راه داشتند. بنابراین از ابتدا شرایط اجتماعیِ زندگی من به گونه‌ای بود که از همان کودکی با هنرمندان بزرگی آشنا شدم و ذوق موسیقی در من شکل گرفت.

    روایتی از مهاجرت به کانادا تا برگزاری کنسرت با حسام‌الدین سراج

    این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه با اشاره به پیشینه فرهنگی هنری خود در عرصه موسیقی گفت: من در ۹ سالگی نزد آقای شیخ‌بهایی تمبک یاد گرفتم و بعد نزد سعید مزدک تار نواختم. از ۱۳ سالگی تار را رها کردم و نزد امیر مسعود امیری نواختنِ سه‌تار یاد گرفتم. در ادامه هم نزد استاد شاه‌زیدی به فرآگیری آواز پرداختم. شاگردی کردن پیش آقای شاه‌زیدی برای من به صورت هفته به هفته و ساعت به ساعت نبود؛ بلکه گاهی شبانه روز با آقای شاه‌زیدی بودم و هر جا می‌رفت کنارش حضور داشتم. در آن زمان محمدتقی سعیدی مورد تایید استاد شاه‌زیدی بود، به همین دلیل آوازهای محلی و ردیف خاص موسیقی اصفهان را هم پیش آقای سعیدی یاد گرفتم. بنده در ۲۵ سالگی به بعد برای تحصیل از ایران رفتم و آموزش آواز را در قالب صداسازی ادامه دادم. پروفسور والترز در اُتاوا به من صداسازی درس داد. با پدرام پهلوان که فارغ‌التحصیل دانشگاه برلین است هم صداسازی را کار کردم. مدتی هم نزد آقای کابکا در اوکراین صداسازی کار کردم. این استادان به من یاد دادند که چگونه از صدایم استفاده کنم. این همان چیزی است که در ایران کسی به شما یاد نمی‌دهد.

    موسیقی ما در چهار دهه اخیر بیش از اندازه شجریان زده شده و همه صداها یک شکل شده است.وی با اشاره به دورانی که در کشور کانادا مشغول به تحصیل بود، اظهار کرد: وقتی به کانادا رفتم دغدغه‌ اصلی‌ام کار کردن در حوزه فلسفه با محوریت مدرنیته ایرانی بود. اما خیلی زود متوجه شدم که فضای آنجا برای دنبال کردن چنین موضوعی مناسب نیست و به ناچار به سمت نقد لیبرالیسم از منظر چارلز تیلر یکی از فیلسوف‌های کانادایی رفتم. در این میان موسیقی همچنان در ذهنم بود و به اجراهای موسیقی به طور جدی‌تری فکر کردم و در فستیوال‌های مختلفی در کانادا به اجرا پرداختم. بعد از برگشتنم به ایران، در اصفهان ارکستری با عنوان «ارکستر نقش جهان» تشکیل دادیم  که جناب حسام الدین سراج و بنده به عنوان خواننده در آن حضور داشتیم. فضایی که به نوعی اولین اجرای رسمی من به حساب می‌آمد. پس از این اجرا بود که به تهران آمدم و با استاد جواد لشگری آشنا شدم. در نخستین دیداری که با استاد لشگری داشتم، چند آهنگ به من داد که این آثار الان ضبط و آماده انتشار هستند. البته سال گذشته با آقای بهزاد عبدی آشنا شدم و در سفری به اوکراین قطعه‌ «به نگاهم بنگر» را در آنجا ضبط کردیم. در ادامه آقای عبدی از من خواست که در جشنواره فجرِ سال گذشته با گروهش به صحنه بروم. بعدها هم تصنیف «رسوای دل» را با گروه «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی ضبط و منتشر کردیم. همچنین در تصنیف «پربسته» با تنظیم آقای مقدسی‌زاده  نیز به عنوان خواننده حضور داشتم. خواندم.

    نوروزی با روایتی از دیگر تجربه‌های موسیقایی و تئاتری خود بیان کرد: برخی معتقدند که موسیقی ایرانی مخاطبش کمتر شده که من دلیل عمده این اتفاق را در چند فاکتور می‌بینم که بخشی از آن به خودِ موزیسین‌ها برمی‌گردد. با تفکر حفظ و اشاعه موسیقی مشکل دارم. در دهه پنجاه برخی از استادان موسیقی ایران تعریف بنیادی‌شان از موسقی این شد که به موسیقی قاجار برگردند. ارکسترها از بین رفت و به اینگونه پیش رفت که این استادان کنار هم بنشینند و تولید موسیقی کنند و به بازخوانی موسیقیِ قاجاریه بپردازند. ما به آثار عارف و شیدا محدود شدیم. دیگر تجویدی نبود که تصنیفی درجه یکی بسازد و شعرش را بیژن ترقی بسراید. یاحقی، بدیعی و بسیاری از خوانندگان خانه نشین شدند و جامعه به مونولوگی خاص دچار شد. در این شرایط دولت حمایتش از موسیقی را برداشته و موسیقی جنبه تجاری و بازاری گرفت. قطعا فرهنگ به عنوان یک عنصر که نیاز به پشتوانه دولتی دارد، اما این پشتوانه‌ها از بین رفت. اتفاقا به واسطه همین مشکلات است که در جریان مرور زمان، آواز کمتر تولید می‌شود. ضمن اینکه جامعه‌ امروز تغییرات بسیاری داشته و بنا به این تغییرات، موسیقی و آواز هم باید تغییر کند. موسیقی باید حرفش را در زمان خودش بیان کند. اگر آواز روایت خودش از زمانه را داشته باشد، می‌تواند همچنان حیات و مخاطبان بسیاری هم داشته باشد.

  • ارکستر ملی برای کودکان آسیب پذیر کنسرت اجرا کرد/ ثبت یک خاطره خوش

    ارکستر ملی برای کودکان آسیب پذیر کنسرت اجرا کرد/ ثبت یک خاطره خوش

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل بنیاد فرهنگی هنری رودکی، بنیاد فرهنگی هنری رودکی با دعوت از «کودکان آسیب پذیر» دختر و پسر به تالار وحدت روز متفاوتی را برای آنان رقم زد.

    ارکستر ملی ایران در این کنسرت که رهبری آن را سهراب کاشف بر عهده داشت، قطعاتی از بهرام دهقان‌یار و محمدرضا علیقلی شامل موسیقی فیلم و سریال‌های خاطره انگیز کودکان اجرا کرد. این رپرتوار،  شهریورماه سال جاری در قالب کنسرت « ارکستر ملی برای بچه‌های ایران» با عنوان شب خاطره‌ها با حضور مخاطبان عمومی برگزار شده بود.

    در این اجرا سه سوئیت ارکسترال ساخته محمد رضا علیقلی با عنوان «سفری به گذشته» اجرا شد. این قطعات بر اساس تم‌ها و موتیف‌هایی الهام گرفته از موسیقی فیلم‌های کودک از دهه ۶۰ تا ۸۰ از جمله برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی «پاتال و آرزوهای کوچک» ، «گلنار»، «دزد عروسک‌ها» ، «کلاه قرمزی» و «شهر موشها» پس از سال‌ها توسط آهنگساز باز خلق شده است.

    در این کنسرت همچنین قطعات «خونه مادر بزرگه»، «زیر گنبد کبود»، «قصه‌های تا به تا» ساخته بهرام دهقانیار اجرا شد که با تنظیم جدید بسط و گسترش داده شده است. ضمن اینکه حین نواختن آهنگ‌ها سهراب کاشف به معرفی تک به تک سازها برای کودکان پرداخت. 

    وی برای معرفی سازها گفت :ارکستر ملی یک خانواده‌ بزرگ دارد. اولین خانواده سازهای زهی است. سازهایی که با سیم نواخته می‌شود.

    کاشف بعد از معرفی هر ساز از نوازنده‌ آن می‌خواست تا بخشی از یک آهنگ را بنوازد تا بچه‌ها با صدای آن آشنا شوند.

    بعد از آخرین قطعه نوازندگان به احترام کودکان سازهای خود را روی زمین گذاشتند و ادای احترام کردند که با تشویق مکرر، کودکان با خاطره‌ای خوب سالن را ترک کردند.

    سهراب کاشف درباره این برنامه توضیح داد: این برنامه به کودکان و نوجوانان توجه ویژه داشت و قطعاتی که اجرا شد بر اساس آثار خاطره‌انگیز برای بچه‌های دیروز و مطابق با ذائقه بچه‌های امروز، ساخته شده‌اند. از این رو برنامه هم تخیل کودکان و نوجوانان حاضر در سالن را به پرواز درمی‌آورد . در قطعاتی که برای این اجرا بازخلق شده‌ بودند به جای کلام از همه سازهای ارکستر ملی استفاده شده بود. البته این قطعات در کنسرت شهریورماه ارکستر اجرا شده بودند و برای دومین بار در این برنامه اجرا شدند و خوشحالم که این برنامه با استقبال خوب این بچه‌ها همراه شد.

  • «کِی و کجا» به گالری آس رسید

    «کِی و کجا» به گالری آس رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایشگاه آثار ماندانا کسرایی و پریسا شیرزادی با عنوان «کِی و کجا» از روز جمعه ۱۳ دی ماه در گالری آس برگزار می‌شود.

    این ۲ هنرمند در این نمایشگاه ۲ مجموعه متفاوت در زمینه نقاشی و چاپ را ارائه می‌کنند و آثار آنها با وجود تفاوت‌ها، اشتراکات قابل توجهی نیز دارد.

    ماندانا کسرایی در بخشی از استیتمنت آثار خود آورده است: «ایده الهام‌بخش این مجموعه برای من، ارتباط جایگاه آدم‌ها و شرایط اجتماعی‌شان با فرصت‌ها، موقعیت‌ها و شرایط مختلف و همچنین تناقض حاصل از آن بوده است. اینکه اساساً این جایگاه، جایگاه درستی بوده یا خیر؟! در کنار این نگاه منتقدانه، تردید به زمان و مکان هم مسئله همیشگی‌ام بوده و این سوال که آیا زمان و مکان همان چیزی هستند که ما در حال درک آن هستیم یا خیر؟!»

    در بخشی از استیتمنت پریسا شیرزادی نیز آمده است: «عدم قطعیت همیشه سوال‌هایی برای من به دنبال داشته که تنها مدیوم چاپ پاسخگوی ابراز آنها بوده است. چراکه چاپ از دیدگاه من چیزی بین عکاسی و نقاشی‌ست. در واقع نه احساسات افراطی است و نه واقعیت مطلق، چیزی مابین واقعیت محض و احساس است.»

    نمایشگاه «کِی و کجا» روز جمعه ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸ افتتاح شده و تا ۲۳ دی ماه ادامه خواهد داشت. علاقه‌مندان می‌توانند هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۴ به نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از پل رومی، جنب بانک پارسیان، پلاک ۱۸۳۱ مراجعه کنند.

  • فرود گرگین‌پور درگذشت/ وداع با نوازنده‌ای از ایل قشقایی

    فرود گرگین‌پور درگذشت/ وداع با نوازنده‌ای از ایل قشقایی

    به گزارش خبرگزاری مهر، فرود گرگین‌پور موسیقی‌دان و نوازندۀ کمانچه و ویولن، شامگاه سه شنبه دهم دی ماه بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت.

    استاد فرود گرگین‌پور، برادر فرهاد گرگین‌پور و خواهرزادۀ محمد بهمن‌بیگی از نوازندگان نامی ایل قشقایی بود. او از کودکی با نوازندگی آکاردئون یادگیری موسیقی را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۲ از کلاس‌های نورعلی برومند، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی و علی‌اصغر بهاری بهره برد.

    سال ۱۳۵۴ تحصیلات موسیقی در دانشگاه تهران را به پایان رساند و از همان سال به تشویق نورعلی برومند به نواختن ساز کمانچه پرداخت. از آثار او می‌توان ترکمن صحرا، هجران، کوراغلو و مجموعه موسیقی قشقایی را نام برد.

    در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۴ مراسم بزرگداشتی برای او با حضور بزرگانی چون حسین علیزاده، محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی و حسین الهی‌قمشه‌ای در فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار شد.

  • نمایش منتخبی از آثار نقاشی مرتضی رازفر

    نمایش منتخبی از آثار نقاشی مرتضی رازفر

    به گزارش خبرگزاری مهر، منتخبی از آثار نقاشی مرتضی رازفر به مدت ۱۰ روز از جمعه ۱۳ دی ماه در گالری آرتیبیشن به نمایش در می آید.

    مرتضی رازفر متولد سال ۱۳۲۵ و فارغ ‏التحصیل هنرستان کمال‏ الملک است. او زیر نظر نقاشانی چون حسین شیخ از شاگردان مستقیم کمال‏ الملک، بهرام عالیوندی و رفیع حالتی تعلیم دیده است. از سال ۱۳۴۵ فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینۀ نقاشی شروع کرده و اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری مس در سال ۱۳۴۹ برگزار کرد. رازفر دارای تخیلی سوررئالیستی است و با تجسم دنیایی خیالی به بازنمایی طبیعت می‌پردازد. از ویژگی های نقاشی‌های او آفریدن فضاهایی در ارتباط با کوه‌ها، دشت‌ها و بیابان‌ها و تسلسل حضورش با خاک است.

    او اکنون در آپارتمانی در گوشه‏ ای از تهران زندگی می‏ کند که اتاق آسانسورش را به کارگاهی از نقاشی‌ها و طبیعتی که از یاد رفته، بدل کرده است. گرچه تاکنون هشت نمایشگاه انفرادی برگزار و در نمایشگاه‌های گروهی زیادی به ارائه اثر پرداخته است اما در پی غیبت و گسست بلندمدت خود هم‌اکنون با گزینش آثاری از مجموعه متفاوت کوه‌ها و دشت‌هایش جدیدترین نمایشگاهش را در در آرتیبیشن برگزار می‌کند.

    نمایش و فروش آثار راز فر راس ساعت ۱۶ روز جمعه ۱۳ دی‌ماه ۹۸ افتتاح و تا ۲۲ دی ادامه دارد. در ۹ روز پس از افتتاحیه نمایشگاه از ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب و در روزهای تعطیل از ساعت ۱۶ تا ۲۰ برای بازدید عموم گشوده خواهد بود.

    مخاطبان می‌توانند به مدت ۱۰ روز برای بازدید از این نمایشگاه به گالری آرتیبیشن واقع در خیابان شریعتی، پایین‌تر از حسینیه ارشاد، نرسیده‌ به همت، گل‌نبی(غرب)، میدان احمدی‌روشن(کتابی)، خیابان ساسانی‌پور، خیابان قندی(دریا)، پلاک ۶ مراجعه کنند. همچنین آثار این نمایشگاه برای علاقه مندانی که در تهران سکونت ندارند به‌صورت آنلاین در سایت آرتیبیشن (www.Artibition.net)  به نمایش گذاشته خواهد شد.

  • ناصر چشم‌آذر به روایت سیروس الوند

    ناصر چشم‌آذر به روایت سیروس الوند

    مهسا بهادری: از ناصر چشم‌آذر ​ آهنگساز سرشناسی که در اردیبهشت سال ۹۷ در سن ۶۷ سالگی در تهران درگذشت می‌توان تصویری دو بعدی ارایه داد. تنظیم‌کننده‌ای چیره‌دست و آهنگسازی ورزیده. کسی که از ۱۳ سالگی آکاردئون می‌نواخت و در ۱۷ سالگی رهبری کنسرتی را در سفارت ایران در عراق بر عهده گرفت و در ۱۸ سالگی سفرهای کاری خود را آغاز کرد. در ۲۰ سالگی به آمریکا رفت تا دوره موسیقی جاز را بگذراند، سپس به ایران بازگشت و سرپرست ارکستر شوی تلویزیونی پرویز قریب افشار شد.

    او به جز پدرش اسماعیل چشم‌آذر که نوازنده تار و کمانچه و پیانو و دف بود، اساتیدی چون مرتضی حنانه و امانوئل ملیک اصلانیان داشت و موسیقی بسیاری از فیلم‎های سینمایی شناخته شده و پرمخاطب ایرانی را نیز ساخت. او این کار را با ساختن موسیقی فیلم «تاراج» به کارگردانی ایرج قادری در سال۶۳ آغاز کرد. ناصر چشم‌آذر نه تنها اهالی موسیقی را به خود جذب کرده بود؛ بلکه به سبب ساخت و تنظیم موسیقی فیلم، رابطه بسیار قوی‌ای هم با اهالی سینما داشت از دستاوردهای هنری او در این زمینه، می‌توان به دریافت ۲ سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم‌های «چشم شیطان» و «قارچ سمی» و کاندید سیمرغ از جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم‌های «هامون» و «خواهران غریب» و همچنین جایزه بهترین موسیقی فیلم برای فیلم «خواهران غریب» در جشنواره فیلم مالزی را برشمرد.

    یکی از همین سینمایی‌ها که به خوبی با ناصر چشم‌آذر آشنایی دارد، سیروس الوند است. او اولین همکاری خود با چشم آذر را برای ساخت فیلم «محموله» را در سال ۶۶تجربه کرد.

    این کارگردان درباره مهمترین ویژگی ناصر چشم‌آذر به خبرآنلاین گفت: «ناصر چشم‌آذر در خانواده‌ای اهل موسیقی رشد کرده است. پدر و برادرانش و خودش از نوازندگان چیره‌دست آکاردئون بودند. ناصر درجه یک بود، موسیقی آذری را بسیار دوست داشت و بسیار با آن آشنا بود و از معدود تنظیم‌کنندگان موفقی بود که از ۱۹سالگی کار تنظیم را شروع کرد و بیش‌تر برای تنظیم سراغ موسیقی‌های جهانبخش پازوکی می‌رفت.»

    این هنرمند درباره اولین آشنایی خود با این اهنگساز گفت: «مبدا آشنایی ما با ناصر در ۱۹ سالگی بود. من ناصر را اولین بار هنگام ضبط موسیقی در استودیو دیدم. ناصر به طور کلی آدم آرامی نبود مقداری هیجان زده بود و برای تمام کارهایش هیجان داشت. هم در کار و هم در زندگی و به نظرم همین موضوع باعث شد او سکته کند  متاسفانه در نهایت ما او را از دست بدهیم

    سیروس الوند

    الوند درباره مهارت و توانایی یک موسیقی‌دان برای تنظیم آهنگ گفت: «در تنظیم موسیقی، فرد تنظیم‌کننده باید همه سازها، صداها و کاربردهای سازها را بشناسد چرا که هر سازی یک شخصیتی دارد و آن صدا هم یک شخصیت دارد.
    یادم است  که بابک بیات می‌گفت اگر صدای احمد شاملو یک ساز بود، قطعا ویولن سل بود؛ چرا که آن فخر، متانت و فضایی که این ساز در گوش آدم ایجاد می‌کند به کارکتر شاملو بسیار نزدیک‌تر بود. ناصر چشم‌آذر در همان سال‌های ابتدایی با تنظیم آهنگ‌ها بسیار مطرح شد تا زمانی که خودش شروع به آهنگسازی کرد.»

    او درباره همکاری‌های مرحوم ناصر چشم‌آذر با برخی خوانندگان قبل از انقلاب گفت: «یکی از موفق‌ترین آهنگ‌های فائقه آتشین، آهنگ «هجرت» است که در زمان خودش بسیار صدا کرد و ناصر چشم‌آذر آن را ساخت و بعد هم تنظیم کرد. آهنگ  «یه تنهایی یه خلوت» برای منصور تهرانی و چند کار بسیار معروف دیگر با داریوش، توانایی او را به همه ثابت کرده بود او با بسیاری دیگر از افراد نیز کارکرده بود اما این چند کار به نوبه خودشان شاهکار بودند.»

    این کارگردان درباره زمان و نحوه شروع آهنگسازی فیلم توسط چشم‌آذر گفت: «بعد از انقلاب، ناصر چشم آذر، با دعوت ایرج قادری، برای فیلم «تاراج» که در سال ۶۳ ساخته شد. کار آهنگسازی فیلم را شروع کرد، بعد برای فیلم «محموله» که درسال۶۶ ساخته شد و کارگردانش خودم بودم آهنگسازی کرد در این بین با داریوش مهرجویی و تعداد دیگری هم همکاری کرد. ملودی فیلم «محموله»؛ دستمایه ناصر چشم‌آذر برای ساخت آلبوم «باران عشق» شد. 
    که سال ها این آلبوم درصدر بود به طوری که همه می‌گفتند اگر شمال می‌خواهی بروی بنزین نداشتی مهم نیست اما حتما سی دی «باران عشق» را داشته باش.
    »

    سیروس الوند درباره اولین چگونگی شکل‌گیری اولین همکاری خود با این آهنگساز گفت: «در فیلم «محموله» آهنگساز در میانه کار انصراف داد و گفت من فرصت نمی‌کنم موسیقی فیلم را بسازم این در حالی بود که تنها ۶روز تا آغاز جشنواره فیلم فجر فرصت مانده بود و فیلم ما موسیقی نداشت و با توجه به اینکه پروسه آهنگسازی برای فیلم پیچیده و زمان بر است و حداقل تمام کارها ۱۰ روز طول می‌کشید؛ من تصمیم گرفتم موسیقی یکی از فیلم‌های خارجی را روی کار بگذارم چون فرصتی برای ساخت آهنگ نبود. در همین میان که من نمی‌دانستم چه کار کنم، روبیک منصوری به من گفت ناصر چشم‌آذر می‌تواند کار را سه روزه انجام دهد. من هم قبول کردم، با او صحبت کردم پذیرفت، فیلم را دید و گفت کنار من بنشین من تکه تکه ملودی‌ها را با پیانو می‌نوازم اگر پذیرفتی آنها را تبدیل به نُت می‌کنم و آهنگسازی می‌کنم همین اتفاق هم افتاد و سه روزه موسیقی فیلم را ساخت. این کار برای من حیرت آور بود و فیلم هم به جشنواره رسید. من فکر می‌کنم حتی ۳نفر هم تا کنون در ایران نبوده‌اند که بتوانند این کار را با چنین مهارتی انجام دهند و به همین دلیل است که فکر می‌کنم واقعا مانند چشم‌آذر نخواهد آمد و جای او در حال حاضر بسیار خالی است.»

    این فیلم‌نامه نویس درباره سابقه همکاری خود با مرحوم چشم‌آذر گفت: «موسیقی را در زمینه فیلم ادامه داد و چون در این زمینه بسیار مهارت داشت بیش‌تر از پیش درخشید. من و ناصر بعد از «محموله» همکاری‌های متعددی را با یکدیگر انجام دادیم سریال «خسته دلان» و موسیقی تله فیلم‌های من را همه او ساخت.» 

    سیروس الوند درباره روحیه شاگردپروری چشم آذر گفت: «بابک بیات یک روحیه شاگرد پروری هم در زمینه آهنگسازی و هم در زمینه خوانندگی داشت، اما ناصر این روحیه را نداشت تنها شاگردش دخترش بود که البته نوازنده بسیار خوب و ماهری هم هست و بسیار ویولن را پخته می‌نوازد.»

    الوند در پایان درباره این هنرمند با بیان این نکته که ناصر هیچگاه از اینکه از ایران مهاجرت نکرد ناراضی نبود گفت: «اگر می‌رفت دیگر نمی‌توانست کارهایی را که در ایران انجام می‌داد، آن جا هم انجام بدهد نهایتا می‌توانست با خواننده‌های آن طرف همکاری کند، ناصر از ایران بود که به این جایگاه رسید. همچنین شخصیتی بود که مردم هم بسیار او را دوست داشتند. مردم به طور کلی هنرمندانشان را دوست دارند معمولا شلوغ‌ترین و پرشورترین تشیع جنازه‌ها مربوط به هنرمندان است. کسانی مانند چشم‌آذر یا بسیاری دیگر از هنرمندان؛ آدم‌هایی هستند که اگر به هر دلیلی کار نکنند؛ یا فوت کنند، یا از ایران بروند یا ممنوع الفعالیت شوند هیچ وقت به فراموشی سپرده نمی‌شوند.»

    ۲۵۸۲۴۵

  • شما نظر دهید/ ترکیب شعر کلاسیک و موسیقی پاپ را در آثار محسن چاوشی چگونه ارزیابی می کنید؟

    شما نظر دهید/ ترکیب شعر کلاسیک و موسیقی پاپ را در آثار محسن چاوشی چگونه ارزیابی می کنید؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ترکیب شعر کلاسیک فارسی را با موسیقی سنتی ایرانی را هم شنیده‌ایم و قبول داریم که ترکیبی نیرومند و دلبرا است. همیشه هم سروده‌های بزرگان ادبیات ایران از حنجره بزرگان موسیقی سنتی به گوشمان رسیده‌ است.

    با ورود موسیقی پاپ به ایران هم، خیلی از خوانندگان پیشگام این سبک در آغاز کار اگر هم ترانه‌هایی به زبان‌های دیگر نمی‌خواندند با سروده‌های ترانه‌سراهای معاصر دست به خلق اثر می‌زدند. شاید هم زمان لازم بود تا خوانندگان سبک‌های موسیقی تازه به فکر استفاده از اشعار کلاسیک بیافتند.

    در تازه‌ترین نمونه هفته گذشته آلبوم تازه‌ای از محسن چاوشی به بازار آمد که ترانه‌سراهای آن شاعران بزرگی چون مولانا، سعدی و وحشی بافقی بودند. چاوشی پیش از این هم در آلبوم «من خود آن سیزدهم» از اشعار کلاسیک ادبیات فارسی استفاده کرده بود.

    در نظر شما این ترکیب چقدر موفق است. با توجه به نمونه‌هایی که تا کنون از شنیدن اشعار کلاسیک در موسیقی پاپ یا دیگر سبک‌های تازه‌تر موسیقی شنیده‌اید، این کار را تا چه اندازه موفق و درست می‌دانید.

    ۱۷۲۴۱۲۴۱

  • درهای «سازخانه» به روی مخاطبان باز شد/ جلوه یک هم‌دلی صنفی

    درهای «سازخانه» به روی مخاطبان باز شد/ جلوه یک هم‌دلی صنفی

    به گزارش خبرنگار مهر، آئین افتتاح سومین نمایشگاه ساز خانه موسیقی «سازخانه» عصر روز دوشنبه نهم دی ماه باحضور تعدادی از هنرمندان در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

    برگزاری یک نمایشگاه در شرایط خیلی سخت

    حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران در ابتدای این برنامه ضمن ابراز خرسندی از برگزاری سومین نمایشگاه سازخانه موسیقی ایران بیان کرد: این نمایشگاه یکی از اتفاقات مبارکی است که سه سال است به طور جدی کار خود را آغاز کرده است. جای خوشحالی دارد که این رویداد به یکی از جدی‌ترین رویدادهای موسیقی سال تبدیل شده و هر سال نیز به شکل جدی تر از سال قبل به کار خود ادامه می‌دهد. امروز در فضایی به سر می‌بریم که برای موسیقی از هر زمان دیگری نگران هستیم، چرا که هنرمندان بعضاً دچار یاس هستند و خیلی از هنرمندان بزرگ نیز کنج عزلت گزیده‌اند. اما این نمایشگاه به ما نشان می‌دهد که موسیقی جریان دارد و هیچ گاه نیز متوقف نخواهد داشت.

    وی ادامه داد: امسال به نسبت سال‌های قبل شاهد رشد ۳۰ درصدی مشارکت هنرمندان هستیم و خوشحال‌کننده‌تر وقتی است که در این رویداد هنرمندان شهرستانی استقبال بیشتری نشان داده‌اند. این مایه امیدواری است که در شهرهای مختلف کشور هنرمندانی داریم که با شور و اشتیاق مشغول فعالیت در عرصه سازسازی هستند و با مشقت‌های بسیاری که می‌دانیم آن‌ها با عشق و علاقه و انگیزه به کار خود ادامه می‌دهند. از ویژگی‌های دیگر نمایشگاه امسال می‌توان به بخش پژوهش اشاره کرد که توانسته فضای پربارتری را به فضای این رویداد اضافه کند. به هر حال در این حیطه مسائلی مطرح است که برگزاری نشست‌های پژوهشی می‌تواند چراغ راهی برای آینده باشد.

    مدیرعامل خانه موسیقی با قدردانی از همراهان خانه موسیقی، خانه موزه امیر جاهد و مدیریت و کارکنان خانه هنرمندان ایران در برپایی این نمایشگاه بیان کرد: امسال بیستمین سالی است که از تأسیس خانه موسیقی می‌گذرد. به تبع همین موضوع نیز کانون سازندگان نیز به بیست سالگی خود رسیده است که این نشان دهنده بلوغ و بالندگی است. ما در این نمایشگاه قرار است از چهره‌های زحمتکش عرصه سازسازی نیز قدردانی کنیم که بنده از همین جا حضور ارجمند این هنرمندان و اهالی موسیقی را گرامی داشته و امیدوارم با سلامت، قدرت، استقامت و نشاط این راه را ادامه دهند تا جوانان بتوانند از این عزیزان استفاده کنند.

    هیچ هنرمندی با هیزم نوازنده نمی‌شود!

    فرمان مرادی رئیس هیات مدیره کانون سازندگان ساز خانه موسیقی نیز در آئین افتتاحیه نمایشگاه ساز خانه گفت: باعث خوشحالی من و تمامی دست اندرکاران خانه موسیقی است که امسال نیز مانند سال گذشته در خدمت شما عزیزان و علاقه‌مندان هنر موسیقی هستیم. اما عزیزان سازنده ساز، روی سخنم با شما جوانان عاشق است که از یک تنه درخت و یا تکه چوبی، ساز می‌سازید و یا بهتر است بگویم خلق کرده و به آن جان می‌دهید. شما به ساز می‌آموزید که چگونه با نوازنده‌اش سخن بگوید، درد و دل کند و در غم و شادی شریک باشد وگرنه ساز نیست که هیزم است و می‌دانیم هیچ شخصی نمی‌تواند با هیزم نوازنده شود.

    وی تصریح کرد: من تقریباً ۵۰ سال است که در گود سازندگی ساز هستم و همیشه آرزو داشتم تا نمایشگاه سالانه‌ای از سازهای موسیقی برگزار شود که خوشبختانه امروز شاهد سومین دوره آن هستیم. به هر حال بنده سفارش می‌کنم از این دستاورد که پیش آمده استفاده بهینه کنید چرا که شما جوانان با ذوق و سلیقه می‌توانید از بزرگانی که در این رویداد حضور دارند و کارهای زیبایی را نیز در این نمایشگاه به نمایش گذاشته‌اند درس بگیرید. من از شما هنرمندان جوان می‌خواهم تا از استادان و بزرگان موسیقی دعوت کنید تا درباره سازهای شما نظر بدهند و از طرح‌ها و ایده‌های خوب و سازنده‌ای که دارند استقبال کنید. من به شما توصیه می‌کنم همیشه به ساخته‌هایتان کیفیت بدهید تا موفق باشید. لطفاً خودتان را به پول نفروشید و برای کارهایتان ارزش قائل باشید. پس حالا که با همت مدیران خانه موسیقی و خود شما قرار است هر سال نمایشگاه داشته باشیم برمن و شما عزیزان واجب است تا این فرصت را مغتنم شمرده و بکوشیم هر سال ساخته‌ها و کارهای بهتر، زیباتر و خوش صداتر از سال قبل داشته باشیم.

    رئیس هیات مدیره کانون سازندگان خانه خوسیقی تصریح کرد: روزی درباره این کانون حرف و حدیث‌هایی بود و حتی صحبت از ادغام آن با کانون دیگری شنیده می‌شد اما کانون سازندگان ساز با جدیت کوشیدند تا ثابت کنند ساز سازی آنطور که بعضی‌ها گفته بودند نجاری نیست بلکه حرکت و پایه و اساس موسیقی است.

    وجاهت فرهنگی که با یک نمایشگاه تثبیت شد

    داریوش النجری دبیر هنری نمایشگاه ساز خانه موسیقی هم در این مراسم ضمن ارائه گزارشی کوتاه از فعالیت‌های ستاد اجرایی توضیح داد: پس از برگزاری نمایشگاه ساز خانه در سال ۹۷ با وجود همه کاستی‌ها و محدودیت‌ها بر بنده ثابت شد که اهل هنر موسیقی به ویژه هنرمندان سازگر چگونه فضایی پرشور و صمیمانه ایجاد کردند و از طرفی دیگر استقبال بازدید کننده‌ها به ویژه استادان موسیقی همگی در این پرده وجاهت هنری و فرهنگی خود را تثبیت کردند. اما در نمایشگاه این دوره با اینکه امکانات موجود در سالن‌های محل برگزاری نمایشگاه تغییری نسبت به سال گذشته نداشت و قطعاً سازگران و اهل موسیقی شرایط سختی را پشت سر گذاشتند اما همچنان به فعالیت‌های خلاقانه خود ادامه داده که امیدوارم این حرکت باعث سیر تکاملی در جهت خلق سازهایی با کیفیت برتر و همچنین رشد ماهیت معنوی و همدلی سازگران عزیز باشد.

    «سازخانه» یک رویداد فرهنگی تمام عیار است

    عطا نویدی دبیر اجرایی نمایشگاه سازخانه نیز در بخش دیگری از مراسم گفت: برگزاری نمایشگاه‌های مرتبط با حوزه فرهنگ و هنر با نمایشگاه‌های تجاری و صنعتی تفاوت‌های فراوان دارد. اما در این میان موسیقی وضعیتی پیچیده دارد ضمن اینکه بی مهری‌هایی که طی چند دهه گذشته در حق موسیقی شده این هنر والا کمترین فرصت برای دیده شدن را پیدا کرده است. البته در حوزه هنرهای تجسمی و همچنین کتاب طی سال‌های اخیر نمایشگاه‌های مختلفی برپا شده که هم هنرمندان و هم بخش‌های اجرایی به روش و دیدگاه درستی در برگزاری این رویدادها رسیده‌اند. اما باید بپذیریم در مقوله موسیقی به ویژه حوزه ساز و نشر هیچ گاه انسجامی برای برگزاری نمایشگاه وجود نداشته است. بنابراین برگزاری چنین رویدادی تنها از طریق یک نهاد صنفی منسجم بر می‌آمد که خوشبختانه با همت و پیگیری هیأت مدیره کانون سازندگان ساز امروز شاهد برگزاری سومین دوره نمایشگاه ساز خانه هستیم. اگرچه فاصله زیادی بین نمایشگاه اول و دوم وجود داشت اما برگزاری سومین «ساز خانه» نشان داد که خانه موسیقی در برپایی این رویداد سالانه عزمی راسخ دارد.

    وی افزود: ما از ابعاد اجرایی در برگزاری این نمایشگاه با دو دیدگاه متفاوت همراه بودیم. دیدگاه اول نگاهی بود مانند دیگر نمایشگاه‌های تجاری با ساز و کاری مشابه در تمام صنعت‌ها؛ و دوم دیدگاهی صرفاً هنری که ساز را به مانند یک تابلوی نقاشی می‌دید. به هر حال تجربه نمایشگاه سال قبل بسیار ارزنده بود و تا حد زیادی از منظر اجرایی توانستیم این دو دیدگاه را به هم نزدیک کنیم. من بر این باورم «سازخانه» یک رویداد فرهنگی تمام عیار است پس لازم بود به ساز نه به مثابه یک کالا که با نگاهی بسیار ارزشمند نگاه کنیم و خوشبختانه دو دوره متوالی به شیوه اصولی در برپایی نمایشگاه ساز دست پیدا کرده‌ایم. قطعاً هم کاستی‌هایی در برگزاری نمایشگاه به واسطه کمبود امکانات و فضای برگزاری وجود دارد اما مهم حضور در صحنه است. به هر حال دستاورد بیست سال فعالیت کانون سازندگان ساز چیزی جز همدلی، همراهی و تفاهم نیست و سازخانه جلوه گر این همدلی است که مفتخرم عضو کوچکی از این مجموعه بودم.

    تجلیل از محمود فرهمند، عباس مفاخری و محسن راسخ دو هنرمند پیشکسوت عرصه ساز سازی یکی دیگر از بخش‌های مراسم افتتاحیه سومین نمایشگاه ساز خانه موسیقی را تشکیل می‌داد. این در حالی بود که گروه موسیقی «آوای عارف» به مدیریت هنری راستین شفیعی قطعاتی را پیش روی مخاطبان قرار دادند.

    سومین نمایشگاه خانه موسیقی ایرانی «سازخانه» به دبیری هنری داریوش النجری و دبیری اجرایی عطا نویدی روزهای ۹ تا ۱۳ دی ماه به همت کانون سازندگان ساز، توسط خانه موسیقی ایران با همکاری خانه هنرمندان ایران و خانه موزه دکترمعین و استاد امیرجاهد در شاخه‌های سازهای ایرانی، کلاسیک و ابداعی در مجموعه گالری‌های همکف خانه هنرمندان ایران میزبان مخاطبان است.

    در این دوره بیش از ۶۰ هنرمند سازهای خود را در گالری‌های ممیز، میرمیران، پاییز و زمستان خانه هنرمندان به نمایش می‌گذارند. این در حالی است که علاوه بر گالری‌های همکف خانه هنرمندان که به نمایش ساز اختصاص دارد، در سالن امیرخانی این مجموعه نیز نشست‌های پژوهشی و تحلیلی پیرامون سازهای ایرانی، کلاسیک و ابداعی با حضور کارشناسان، نوازندگان و سازندگان ساز برگزار خواهد شد.

    بازدید از این نمایشگاه برای عموم علاقمندان آزاد است و می‌توانند از ۹ تا ۱۳ دی از ساعت ۱۳ الی ۲۱ به خانه هنرمندان ایران واقع در خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی مراجعه کنند.

  • ارمنی‌های سینمای ایران؛ از اولی‌ها تا فجری‌ها 

    ارمنی‌های سینمای ایران؛ از اولی‌ها تا فجری‌ها 

    شانلی عبادیان: قدمت زیست ارامنه در ایران به حدود چهارصد سال پیش و سلطنت شاه عباس صفوی می‌رسد که از مناطق کوهستانی شمالی به دشت‌های مرکزی ایران کوچ کردند. در این سال‌ها هنرمندان و متخصصان ارمنی در پیشبرد عرصه‌های مختلف مانند نگارگری، معماری، موسیقی، تئاتر و سینما موثر بوده‌اند و در صد و اندی سالی که از عمر سینما در ایران می‌گذرد بسیاری از اولین‌های این حرفه توسط آن‌ها انجام گرفته است.

     اولین‌هایی که توسط ارامنه اتفاق افتاد

    اولین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» و نخستین مدرسه سینمایی به نام مدرسه آرتیسیتی سینما در سال ۱۳۰۹توسط اوانس اوگانیانس ساخته و تاسیس شد او دردیگر فیلم خود «حاجی آقا آکتور سینما» که تنها فیلم بازمانده از سینمای صامت ایران است برای اولین بار توانست تغییر شرایط سیاسی_اجتماعی ایران از سنت به مدرنیته را به درستی به تصویر بکشد.

    تلاش برای فرهنگ‌سازی سینما در سال‌های اولیه از اوگانیانس چهره‌ای مقبول در تاریخ سینمای ایران ساخت و او را به مهم‌ترین و تاثیرگذارترین چهره سینمایی در دوره اول سینمای ایران پس از میرزا ابراهیم‌خان ‌صحاف‌باشی به عنوان نخستین چهره‌های سینمایی کشور تبدیل کرد.

    بعد از فوت اوانس اوگانیانس در سال ۱۳۴۰ خورشیدی، تعدادی از ارمنیان که بیشتر آن‌ها سابقه کار در تئاتر داشتند به ساخت فیلم علاقه نشان دادند. ساموئل خاچیکیان که در میان دوستان و همکاران به سام ول معروف بود از نامی‌ترین آن‌هاست که علاوه بر کارگردانی در حوزه‌های فیلمنامه‌نویسی، فیلم آگهی و جلوه‌های ویژه فعال بود و نخستین آنونس ایرانی توسط او ساخته شد. فهرست فیلم‌های ساموئل نموداری مشخص از تلاش‌ها، تجربه‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌هایی‌ست که سینمای ایران در طول پنجاه سال برای جذب مخاطب به کار بست.

    او درحالی که سینمای ایران دچار فترت و تجربه نخستین‌ها بود با کوله‌باری از تجربه تئاتری، خلاقیت و هنر چشمگیرش به کمک سینما آمد. او در اولین فیلم‌هایی که ساخت بیشتر از تئاترهای اجرا رفته‌اش الهام گرفت و با به کارگیری حرفه‌ای مونتاژ و کارهای فنی سینمایی در فیلم دوم خود «دختری از شیراز» سینمای ایران را وارد مرحله‌ تازه‌ای از فیلم‌سازی کرد. طغرل افشار از نخستین منتقدان سینمایی پس از این فیلم بود که ظهور یک کارگردان واقعی در سینمای ایران را تبریک گفت.

    خاچیکیان کارگردانی بود که با «چهارراه حوادث» اولین فیلم پلیسی ایران را ساخت و موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی در نخستین جشنواره فیلم‌های ایران به‌نام «گلریزان» شد. همچنین فیلم «شب‌نشینی در جهنم» او که همراه با موشق سروری آن را کارگردانی کرده بود در بخش رسمی جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و نامزد دریافت خرس طلایی این جشنواره شد. این فیلم نخستین فیلم از سینمای ایران بود که در جشنواره‌ای بین‌المللی حضور پیدا کرد. خاچیکیان با ساخت دو فیلم «فریاد نیمه شب» و «یک قدم تا مرگ» پیشگام جریان جنایی‌سازی در سینمای ایران شد که پس از آن به هیچکاک ایران معروف شد. او طی حدود پنجاه سال فیلمسازی ۳۴ فیلم را کارگردانی کرد که شش فیلم او عنوان پرفروش‌ترین فیلم‌های سال را به دست آوردند.

    ساموئل خاچیکیان

    میشا گیراگوسیان از نخستین طراحان دیوارکوب و پلاکارد در سینمای ایران بود که برای «دختر لر» ساخته عبدالحسین سپنتا و «حاجی آقا آکتور سینما» ساخته اوانس اوگانیانس دیوارکوب طراحی کرد و زمینه ورود بسیاری را به این حرفه فراهم کردند.

    موشق سروری برای فیلم «شب‌نشینی در جهنم» دکورهای عظیمی طراحی کرد و جلوه‌های ویژه این فیلم در دوران تولید خود چشمگیر بود. «شب‌نشینی در جهنم» که به خاطر ساخت دکورهای عظیم در آن زمان مورد توجه بود در بخش رقابتی هشتمین دوره جشنواره فیلم برلین در سال ۱۹۵۸ حضور داشت و اولین فیلم ایرانی بود که به جشنواره کن راه پیدا کرد. «روبیک منصوری» که نامش سال‌ها در تیتراژ فیلم‌های زیادی دیده می‌شد برای اهالی سینما مشکل گشای همه کارهای مربوط صدای فیلم‌ها بود. در آرشیوی که از صداهای مختلف داشت به قول معروف از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می‌شد و هر کسی  در این حرفه می‌دانست گره‌ای در زمینه صدای فیلم نیست که توسط روبیک باز نشود.

    گورگن گریگوریانس معروف به گرگین و روبیک زادوریان با تأسیس استودیو شهاب همچنین راه‌اندازی لابراتوار چاپ فیلم‌های ریورسال در استحکام بخشیدن پایه‌های فنی سینما نقش عمده‌ای داشتند. کانون فیلم ایران نیز در سال ۱۳۳۷ توسط زاون‌ هاکوپیان راه‌اندازی شد. لوریس چکناواریان و واروژ هاخ باندیان معروف به واروژان از پیشروترین آهنگسازانی بودند که در تجربه و کشف راه‌های جدید همراهی موسیقی در سینمای ایران تاثیر بسزایی داشتند.

    لوریس چکنواریان

    ساخت اولین سینماها توسط ارامنه

    ارامنه در ساخت و طراحی سینما هم پیشگام بودند. نخستین سالن سینمای ایران به شکل امروزی با نام «سولی» توسط آلک‌ساگینیان سال  ۱۲۷۹ در تبریز تاسیس شد و نمایش فیلم با دستگاه سینماتوگرافی که مظفرالدین شاه وارد ایران کرده بود برای اولین بار در این سینما انجام شد. آرتاشس پاتماگریان سینمادار و تاجر ارمنی در۱۲۹۱ نخستین‌ سینمای‌ خود با نام سینما تجدد را با گنجایش ۸۰ نفردر خیابان فردوسی تاسیس کرد که تنها یک سانس در روز به مدت پانزده دقیقه فیلم‌های صامت در آن نمایش داده می‌شد. سینما خورشید نیز توسط اودرهمان خیابان سال ۱۲۹۶ افتتاح شد. تاسیس سینمایی تابستانی در۱۲۹۹ ازدیگر فعالیت‌های این سینمادار ارمنی بود. «ژرژ اسماعیلوف» را که باید ازنخستین سازندگان فیلم‌های سیاحتی در ایران بدانیم هم در سال ۱۲۹۲سینمایی در خیابان علاء‌الدوله تهران افتتاح کرد. ناسار خاچاطوریان در سال ۱۳۲۷ سینما دیانا سابق که امروزه به سپیده معروف است را تاسیس کرد. بنای این سینما که از اولین و قدیمی‌ترین سینماهای تهران است به همراه سینما متروپل سابق و رودکی امروز در سال  ۱۳۲۵ توسط وارطان هوانسیان از معماران خوش ذوق و خلاق ارامنه طراحی شد.

    راه‌اندازی استودیوهای فیلمسازی

    از دیگر فعالیت‌های موثر ارامنه در سینما تاسیس هشت استودیو از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۴بود که کارهای فیلم‌برداری، تدوین، چاپ و لابراتوار، صداگذاری، مونتاژ، امور فنی صدا در این استودیوها صورت می‌گرفت. در این میان  «آژیر فیلم» با سیزده فیلم فعال‌ترین استودیو بود. ژوزف واعظیان که پیش از این با تشکیل گروه تئاتر ارامنه با خاچیکیان همکاری کرده بود در سال ۱۳۳۶ با همکاری او و داریوش رفیع این استودیو را راه‌اندازی کرد. روبیک منصوری در زمینه صداگذاری، واهاک وارطانیان در زمینه فیلمبردار و آرامائیس آقامالیان به عنوان کارگردان هنرمندان ارامنه‌ای بودند که او با آن‌ها همکاری کرد.

    کارگردان‌های پیشرو ارمنی

    برعکس ساموئل خاچیکیان که به‌شدت به سنت‌های روز جریان سینمایی ایران وفادار بود و در بالا به تفصیل به شرح فعالیت‌های او پرداختیم آربی آوانسیان به‌شدت دلبسته شنا برخلاف جریان آب بود. او که متعلق به نسل دوم هنرمندان پیشرو  و پیشگامان تئاتر نو ایران چون عبدالحسین نوشین و شاهین سرگیسیان در فضای تئاتر کشوربود و سابقه همکاری با پیتر بروک را در کارنامه داشت با دیدگاهی آوانگاردتر از کارگردان ارمنی پیش از خود وارد سینما شد.

    آوانسیان گرچه در تئاتر کارنامه فعال و تاثیرگذاری دارد اما در سینما تنها با فیلم بلند «چشمه» شناخته می‌شود که یکی از ناشناخته‌ترین و در عین حال پیشروترین تولیدات سینمای ایران در اوایل دهه پنجاه است. فیلمی متفاوت و متکی بر زمینه غنی فرهنگی که اهل فن را به آینده سینمای نو ایران امیدوارتر کرد.

     این فیلم نشان از نبوغ هنری و استعدادی پرورش یافته‌ای داشت که چندین سال از زمان خود جلوتر بود. «چشمه» فیلمی بود که باعث آشنایی آوانسیان با زاون قوکاسیان و تالیف کتابی درباره این فیلم شد. انتشار این کتاب نام زاون را به‌عنوان نخستین محققی که درباره یک فیلم کتابی نوشته و منتشر کرده، در تاریخ هنر و تاریخ سینمای معاصر ایران ثبت شود. زاون همچنین با ساخت فیلم‌های مستندی چون «نقش خیال»، «در فلق»، «فصلی دیگر» و «خاج شویان» به عنوان یکی از برجسته‌ترین و مهم‌ترین مستندسازان کشور مطرح شد. او در سال ۱۳۵۰، فیلمسازی را با فیلم‌های کوتاه ۸ میلی‌متری در سینمای آزاد آغاز کرد و مدتی نیز سرپرست سینمای آزاد اصفهان بود. 

    واروژ کریم مسیحی دیگر هنرمند ارمنی با تجربه‌ای برخاسته از دو دهه فعالیت کارگردانان موج نوی سینمای ایران است. او میراث تجربه‌های ساموئل خاچیکیان و آربی آوانسیان را که از سرچشمه‌های تئاتر ارامنه سیراب شده بودند با سابقه بیست سال دستیاری کارگردان‌های پیشرویی چون بیضایی، فرمان‌آرا، شیردل و نادری ادغام کرد و نتیجه‌اش شد «پرده آخر»؛ عمیق‌ترین و خوش ساخت‌ترین درام سینمای ایران در طول سال‌های پس از انقلاب. واروژ هجده سال پس از آن موفقیت‌اش را با «تردید» تکرار کرد اما پس از آن تا امروز او را تنها پشت میز تدوین دیدیم و نامش را به عنوان تدوین‌گر شنیدیم.

    سیمرغ چند بار بر شانه ارامنه نشست؟

    دریافت شش سیمرغ بلورین در سی‌وهفت دوره‌ جشنواره فیلم فجر نتیجه فعالیت ارامنه در این سال‌ها بوده است. واروژ کریم‌مسیحی با چهار سیمرغ و هشت نامزدی در رشته‌های کارگردانی، فیلمنامه و تدوین رکورددار این لیست است. او برای کارگردانی «پرده آخر» سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی نهمین دوره جشنواره و برای ساخت «تردید» سیمرغ بلورین کارگردانی بخش فیلم‌های اول و دوم جشنواره بیست‌وهفتم را به دست آورد. برای تدوین دو فیلم «تردید» و «ندارها» نیز موفق به دریافت سیمرغ بلورین شد. «پرده آخر» او در هشت رشته موفق به دریافت سیمرغ شد. «تردید» نیز با دوازده نامزدی سه سیمرغ از جمله بهترین فیلم جشنواره را از آن خود کرد.

    روبیک منصوری نیز در دوره دهمین جشنواره فیلم فجر برای صداگذاری فیلم «پوتین» موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری شد.  
    دو سیمرغ هم طی این سال‌ها به دو بازیگر زن در نقش مکمل داده شده. یکی در دوره ششم به «آنیک شفرازیان» برای ایفای نقش در «سرزمین آرزوها» و دیگری به ماهایا پطروسیان در دوره نوزدهم برای حضور در «هفت پرده» فرزاد موتمن.

    ماهایا پطروسیان

    «لوون هفتوان» در دوره‌های اخیر جشنواره با فیزیک و میمیک خاص خود موفق به خلق شخصیت‌های منفی دوست‌داشتنی در فیلم‌های «مردی که اسب شد»، «پرویز»، «کوپال» و «کار کثیف» و تبدیل به سوپراستار سینمای هنروتجربه شد. او که برای رسیدن به این جایگاه بیست سال در عرصه تئاتر در مقام کارگردان و بازیگر کار و تلاش کرده بود بدون اینکه نقش‌هایش در جشنواره دیده شوند در سال ۱۳۹۶ بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت. این در حالی‌ست که او برای ایفای این نقش‌ها جوایزی از جشنواره‌های معتبری در کشورهای کانادا، بنگلادش، هندوستان و پاناما دریافت کرد؛ اما هیچ‌گاه در کشور خودش مورد تشویق قرار نگرفت.    

     هم اکنون فعالیت‌های سینمایی ارامنه به حضور چند بازیگر و دست‌اندرکاران فنی سینمای ایران محدود شده که با بازنگری تاریخی باید به این سئوال که «در این سال‌ها چه اتفاق‌هایی حضور پرشور و تاثیرگذار ارامنه در سال‌های آغازین سینما را تا این اندازه از رمق انداخت؟» پاسخ دهیم.

    ۲۵۸۲۴۵