به گزارش خبرنگار مهر، عباس صدیقی نژاد پیش از ظهر دوشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به مجاهدت و فداکاری کادر درمان و پرستاران در حوزه سلامت بیماران کرونایی، اظهار کرد: تلاش این فعالان حوزه سلامت یادآور همت والا و جانفشانی بیدریغ این بزرگواران در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس است.
وی افزود: بر اساس آمارها درباره تعداد مبتلایان و بهبودیافتگان کرونایی و شهدای خدمت در بیمارستانهای استان گیلان نشان دهنده تلاشهای کادر سلامت برای بهبود مبتلایان و برگشت نسبی سلامت به جامعه است.
معاون توسعه مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی گیلان با تأکید بر ضرورت تقدیر از کادر حوزه سلامت استان، گفت: استمرار فعالیت بهینه و کیفیت مطلوب و خدمات تمام گروههای بالینی و پشتیبان درمان در بازه زمانی فعلی و آینده مستلزم پاسخ بهنگام به مطالبات بهحق و قدردانی متناسب از ایثارگری و ازخودگذشتگی آنها است.
صدیقی نژاد با تأکید بر در نظر گرفتن مزایایی برای فعالان و مدافعان سلامت استان گیلان، تصریح کرد: با توجه به ساعات کار طولانی و طاقتفرسا، خستگی و فرسودگی شغلی و روانی، ریسک بالا و مخاطرات ناشی از مواجهه مداوم با بیماران، مجموعه مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی گیلان تصمیم به اعطای مزایا و امتیازات تشویقی و پاداش برای کادر ستادی، بهداشت و درمان گرفته است.
وی با بیان اینکه پرداخت پاداش نقدی به فعالان سلامت حداقلترین کاری است که میتوان در پی جبران زحمتهای آنها در نظر گرفت، افزود: ۷ هزار و ۹۳۲ نفر از فعالان سلامت گیلان که درگیر مستقیم کرونا بودهاند.
صدیقی نژاد با اشاره به دریافت پاداش نقدی و ادامه آن در مرحله دوم، گفت: هفت میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان به عنوان پاداش به مدافعان سلامت گیلان پرداخت شد.
خبرگزاری مهر – گروه بینالملل: وقتی در اسفندماه ایران با بحران کرونا مواجه شد برخی از کشورهای همسایه از جمله ترکیه و امارات سیاست مشمئز کنندهای را در مورد ایران در پیش گرفتند و این در حالی بود که این کشورها در قبال چین که کانون اصلی شیوع و گسترش کرونا در جهان بود به مراتب سیاستهای نرمتری را داشتند.
این کشورها با وجود آنکه تبادلات انسانی و کالایی گستردهای نیز با چین داشتند و احتمال انتقال ویروس کرونا در این تبادلات بسیار زیاد بود تقریباً تا اواخر اسفندماه موضوع شیوع کرونا را در خاک خود انکار کرده و مجازاتهایی را نیز برای منتشر کنندگان خبرهای کرونایی در نظر گرفته بودند.
برای مثال اگر ارتباط کشورها با چین را به عنوان فرضیهای برای انتقال ویروس کرونا بدانیم باید گفت بر اساس گزارش روزنامه دیلی صباح، در سال ۲۰۱۹ بیش از ۴۰۳ هزار گردشگر چینی به ترکیه سفر کردند و بر اساس آمارهای ثبت شده قرار بود که در ژانویه و فوریه سال جاری میلادی نیز ۳۰ هزار گردشگر چینی به ترکیه سفر کنند اما به دلیل شیوع ویروس کرونا در چین تنها نیمی از این سفرها لغو شد.
روزنامه ینی شفق در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰ اعلام کرد که کارکنان ترکیش ایرلاینز برای جلوگیری از ابتلاء به ویروس کرونا از دستکشهای مخصوص و ماسک استفاده میکنند.
این مطالب نشان میدهد که با وجود گذشت بیش از یک ماه از شیوع ویروس کرونا در چین، هواپیماهای ترکیهای همچنان به جابجایی مسافر از این کشور اقدام میکردند و صحبتی از لزوم بسته شدن مرز به روی گردشگران چینی و همچنین ممنوعیت فرود پروازهایی که مبدا آنها چین بوده در میان نبوده است.
ترکیه
با وجود این پنهانکاری ها و سخت گیری ها اما نهایتاً خبر شیوع کرونا در ترکیه و امارات رسانهای شد و با شدت گرفتن گسترش آن، ترکیه مقررات جدیدی را برای مبارزه با همه گیری کرونا به اجرا گذاشت؛ از جمله منع آمد و شد برای افراد زیر ۲۰ سال و ممنوعیت سفر بین استانها. چندی پیش از این نیز این کشور محدودیتهایی را برای رفت و آمد افراد بالای ۶۵ سال به اجرا گذاشته بود.
ترکیه و امارات در مخمصه کرونا
رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه ضمن تاکید بر تداوم محدودیتهای پیشین برای مبارزه با کرونا، اعلام کرد که هر نوع ورود و خروج به ۳۱ استان ترکیه به جز برای نقل و انتقال مواد غذایی، دارو و مواد تمیز کننده همچنین رفت و آمد وسایل نقلیه لجستیک مورد تأیید وزارت کشور ممنوع خواهد بود.
او افزوده بود که علاوه بر حفظ فاصله ۳ قدم میان افراد، استفاده از ماسک برای همه در اماکن عمومی ترکیه نیز اجباری است.
اختلافات در کابینه ترکیه در خصوص مقابله با کرونا همچنین باعث شده تا وزیر کشور ترکیه نیز استعفا دهد.
امارات
امارات نیز قرنطینهای سراسری را آغاز کرده است.
اگرچه از ۲۶ مارس در تمام امیرنشینهای این کشور مقررات منع آمد و شد شبانه حاکم بوده، اما بر اساس تصمیم جدید کمیته عالی مدیریت بحران امارات، این مقررات باید به مدت دو هفته دیگر در تمام ساعات شبانه روز اجرا شود.
بر این اساس به غیر فروشگاههای توزیع مواد غذایی و دارو، تمام فروشگاهها و مراکز خرید دبی تعطیل خواهند شد و متخلفان نیز با پیگرد قانونی روبرو خواهند بود.
بر اساس مقررات جدید، خروج مردم از خانههایشان تنها بطور استثنایی و برای انجام امور ضروری قابل پذیرش است و تنها به یک عضو خانواده نیز اجازه خروج از خانه داده میشود.
فعالیت مترو و تراموا نیز برای دو هفته به حالت تعلیق درآمده بود و در این مدت اتوبوسهای شهری موظف بودند بطور رایگان و تاکسیها با تخفیف ۵۰ درصدی در کرایه بها، به نقل و انتقال مسافران بپردازند.
امارات پیش از این نیز هرگونه آمده و شد به مناطق مهاجر نشین از جمله محلۀ «الراس » در شهر دبی را ممنوع کرده بود و پس از بستن تمام ورودیها به این محلات، آزمایشهای پزشکی گستردهای را از ساکنان این مناطق انجام داده بود.
لغو طرح زوج و فرد به منزله تردد غیرضروری در شهر اصفهان نیست
سرهنگ محمدرضا محمدی در گفت و گو با خبرنگار مهر اظهار داشت: اگرچه طرح زوج و فرد در اصفهان از ساعت ۱۳ روز یکشنبه، با توجه به مصوبات ستاد کشوری مقابله با کرونا لغو شد اما متأسفانه شاهد ترافیک مانند روزهای پیش از کرونا در سطح شهر هستیم.
وی افزود: طی گشتهای روزانه شاهد پارک خودروها در حاشیه کوه صفه بودیم و با وجود تعطیلی این پارک کوهستانی شهروندان از هر راهی وارد این محوطه میشدند. جاری شدن زاینده رود هم در تردد غیرضروری شهروندان و حضور در پارکها بی تأثیر نیست.
پلیس راهور اصفهان با ابراز نگرانی از وضعیت ترددهای غیرضروری در کلان شهر اصفهان ابراز داشت: لغو طرح زوج و فرد با توجه به شیوع این بیماری از طریق حضور در وسایل حمل و نقل عمومی است و این سوءبرداشت ایجاد نشود که بیماری کرونا به اتمام رسیده است.
وی ادامه داد: شهروندان به این نکته توجه داشته باشند که بحران کرونا همچنان وجود دارد و باید با رعایت مسئولیت اجتماعی از تردد غیرضروری با خودروهای شخصی اجتناب کنند.
سرهنگ محمدی بیان داشت: ترددهای بین شهری در داخل استان نیز لغو شده اما برای ورود به استان اصفهان با پلاک غیربومی ممنوعیت ورود همچنان برقرار است.
وی بیان داشت: از ابتدای اردیبهشت ماه جریمههای مربوط به طرح زوج و فرد با افزایش ۸۰ هزار تومانی به ۱۰۰ هزار تومان خواهد رسید.
نظارت بر بازار عرضه و قیمت کالا در بحران کرونا اولویت قرار گیرد
به گزارش خبرنگار مهر، سید جلال سید محمدی صبح دوشنبه در جلسه تنظیم بازار در فرمانداری شهرستان صومعه سرا با تأکید بر استمرار کمک و حمایت از اقشار آسیب پذیر در ایام ماه مبارک رمضان، اظهار کرد: با مشارکت خیرین گمنام شهرستان سبدهای حمایتی در بین اقشار آسیب دیده توزیع شد.
وی با بیان اینکه کشور همچنان درگیر ویروس کرونا است و هنوز به روال عادی برنگشته است، افزود: با توجه به اینکه جامعه هنوز آمادگی لازم را ندارد تصمیم بر این شده تا پایان کرونا هیچ افزایش قیمتی در واحدهای خدماتی نداشته باشیم.
فرماندار صومعه سرا در ادامه با تأکید بر اینکه وجود نظارت مستقیم به ویژه در حوزه بهداشتی و حضور در بازار سبب ایجاد امنیت در افکار عمومی جامعه میشود، ادامه داد: پروتکلهای بهداشتی که باید در واحدهای صنفی رعایت شود مد نظر قرار گیرید که امنیت سلامت جامعه تأمین شود.
وی به قیمت گذاری مرغ در بازار اشاره کرد و گفت: با مرغدارانی که در بحث قیمت بازار رعایت نمیکنند به طور قانونی برخورد شود.
سید محمدی همچنین یاد آورشد: نظارت بر بازار، قیمت و عرضه و رعایت پروتکلهای بهداشتی واحدهای صنفی برای رفاه حال مردم شهرستان صومعه سرا است که باید با دقت پیگیری شود.
فرماندار صومعه سرا با اشاره به اینکه مراجعات مردمی شهرستان به بیمارستان افزایش پیدا کرده است، افزود: اگر پروتکلهای بهداشتی را رعایت نکنیم باید شاهد حوادث تلخ گذشته باشیم از مردم میخواهم همانند گذشته رعایت کنند چرا که خطر هنوز وجود دارد و این ویروس از بین نرفته و از هر گونه تجمع و تردد غیر ضروری خودداری کنند.
افزایش تعداد کارشناسان در پی کرونا پشت خط ۱۲۳ استان فارس
محمد صادق کشفی نژاد در گفت و گو با خبرنگار مهر با بیان اینکه شیوع بیماری کرونا در ایران و اکثر نقاط جهان منجر به ماندن اجباری مردم در خانهها شده است، گفت: در خانه ماندن افزون بر کلافه شدن، موجب پدیده آزار کودکان، سالمندان، معلولان و خشونت علیه زنان در برخی از خانوادهها شده است، از سویی پیامدهای اقتصادی و فشار روانی حاصل از وحشت این بیماری منجر به تعطیلی کسب و کارها و بیکاری شده و خشونت خانگی را تشدید کرده است.
به گفته مدیرکل بهزیستی فارس، بر اساس بررسیهای صورت گرفته، این پدیده خاص ایران نیست و کشورهای درگیر این بیماری هم با خشونت دست و پنجه نرم میکنند. در این راستا، مراکز اورژانس اجتماعی که با هدف مداخله در موارد خشونت خانگی در سالهای قبل راه اندازی شدهاند و با توجه به حساسیت شرایط کنونی بیش از پیش در جهت خدمت رسانی به اقشار آسیب دیده اجتماعی فعالیت میکنند.
کشفی نژاد با بیان اینکه در روزهای اخیر با پیامک وزارت بهداشت برای هدایت خانوارها در صورت بروز مشکل خانوادگی از جمله کودک آزادی و همسرآزاری با این مراکز، تماسها با ۱۲۳ چندین برابر روزهای گذشته افزایش یافته است، اعلام کرد: در پیوند با این موضوع، تعداد کارشناسان پشت خط ۱۲۳ افزایش یافته و این کارشناسان در ۳ شیفت صبح، عصر و شب به طور شبانه روزی مشغول پاسخگویی به تماسهای شهروندان هستند و موارد مرتبط با گروههای هدف اورژانس در واحد مداخله در بحران تشکیل پرونده داده میشود.
به گفته مدیرکل بهزیستی فارس، سایر موارد نیز متناسب با نوع مشکل به منابع درون و یا برون سازمانی ارجاع داده میشوند. وی افزود: همچنین شهروندانی که نیازمند مشاوره فردی و یا مشاوره در خصوص کرونا هستند نیز به خط ۱۴۸۰ ارجاع میشوند. به غیر از فعالیت ۲ مرکز اورژانس اجتماعی در شهرستان شیراز، ۲۰ مرکز اورژانس اجتماعی در ۲۰ شهرستان دیگر استان نیز مشغول خدمت رسانی هستند.
وی با تاکید بر اینکه اورژانس اجتماعی یکی از برنامههای مهم بهزیستی برای کمک به آسیب دیدگان اجتماعی است، تصریح کرد: گروههای هدف این برنامه زوجین متقاضی طلاق و افراد دارای اختلاف خانوادگی حاد، زنان و دختران آسیبدیده اجتماعی، کودکان کار و خیابان، همسران و کودکان آزاردیده، معلولان و سالمندان در معرض آزار یا آزار دیده، افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی، دختران و پسران فراری از منزل و سایر افرادی هستند که به هر دلیل در شرایط بحرانی قرار دارند. خدمات تخصصی این برنامه نیز خدمات مددکاری، روانشناسی، تربیتی، حقوقی، فرهنگی و آموزشی است.
وی در ادامه به عملکرد مراکز اورژانس اجتماعی در سال گذشته پرداخت و گفت: در زمینه مداخله در بحرانهای فردی و اجتماعی، ۱۳ هزار و ۱۸۷ مورد داشتیم و در بخش خدمات اجتماعی سیار ۴۳ هزار و ۳۱۳ مورد بود.
کشفی نژاد با اعلام اینکه آمار تماس مرتبط با خط تلفن اورژانس اجتماعی (۱۲۳) در سال گذشته ۳۲۵۰۷ را نشان میدهد، عنوان کرد: در مجموع اورژانس اجتماعی بیش از ۸۹ هزار مورد فعالیت داشته است.
سه راهکار برای ادامه لیگ مطرح است/ فصل آینده را فدا نمیکنیم
هوشنگ نصیرزاده در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره آخرین وضعیت لیگ برتر و احتمال تعطیلی یا برگزاری مسابقات گفت: هنوز تصمیم جدیدی گرفته نشده است. هرکسی برای برگزاری مسابقات تاریخی را بگوید در واقع پیشگویی کرده است چون چیزی مشخص نیست. هر لحظه ممکن است اتفاقی رخ بدهد.
وی ادامه داد: ستاد ملی مبارزه با کرونا است که اعلام میکند تمرین تیمها و مسابقات فوتبال چه زمانی شروع بشود. طبیعتاً تا یک ماه قبل از شروع بازیها باید آنرا اعلام کنند که تیمها فرصت آماده سازی مجدد داشته باشند.
عضو هیات رئیسه سازمان لیگ در پاسخ به این سئوال که راهکارها و پیش بینیهای این سازمان برای لیگ نیمه تمام نوزدهم چیست؟ تاکید کرد: همیشه گزینههایی وجود دارد ولی همانطور که گفتم تاریخ مشخصی مطرح نشده است. سازمان لیگ دنبال این است که فصل آینده را فدا و نابود نکند.
نصیرزاده افزود: یک پیشنهاد این است که لیگ را همینجا رها کنیم و همه چیز از صفر شروع شود. پیشنهاد دیگر این است که لیگ را با همین ۲۱ بازی به فصل بعد منتقل کنیم تا قهرمان مشخص شود. پیشنهاد سوم هم برگزاری ادامه مسابقات است.
وی با اشاره به توصیههای فیفا به فدراسیونهای فوتبال در سراسر دنیا یادآور شد: ویروس کرونا از شرق کره زمین به غرب رفته است. خود به خود وضعیت شرق زودتر از غرب بهبود پیدا میکند. بر همین منوال ویروس کرونا در ایران زودتر از کشورهای غربی فروکش خواهد کرد. گرچه غیبگو نیستم اما پیش بینی شخصی خودم این است که این ویروس اواسط اردیبهشت در ایران از بین میرود. فکر میکنم تا ۲۰ شهریور شرایط مناسب شود.
عضو هیات رئیسه سازمان لیگ در خصوص فشرده شدن مسابقات لیگ و برنامههای تیم ملی در فصل آینده خاطرنشان کرد: مشخصاً برنامه تیم ملی فشرده میشود. فدراسیون فوتبال حساس است که تیم ملی به جام جهانی برود چون بزرگترین درآمدش از حضور این تیم در جام جهانی است که حدود ۱۰۰ میلیارد تومان میشود.
نصیرزاده که در گذشته اساسنامه فدراسیون فوتبال را نوشته بود، درباره آغاز اقدام فدراسیون برای اصلاح اساسنامه هم گفت: بنده در هیچ کمیتهای از فدراسیون نیستم و نمی دانم میخواهند چه کار کنند. فدراسیون فوتبال توسط عوامل خودش اصلاح اساسنامه را پیش میبرد. هیچکس هم تقاضایی از من برای شرکت در این بحث نداشته است. واقعاً نمی دانم فدراسیون چه کار میکند.
بازار بزرگ کاشان همچنان تعطیل است/ضرورت رعایت پروتکلهای بهداشتی
کاشان-رئیس کمیته بازرسی ستاد مقابله با کرونا در کاشان گفت: در صورت مشاهده بازگشایی واحدهای صنفی پرخطر، برخورد قانونی با صاحبان این واحدها انجام می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندپندنت، شرکت های فناوری مشغول توسعه یک اپلیکیشن موبایل برای سازمان سلامت همگانی انگلیس هستند که اگر کاربر در نزدیکی فردی مشکوک به ابتلا به ویروس کرونا باشد، به او اطلاع دهد.
یکی از کارشناسان می گوید: این اپلیکیشن را می توان راهی برای پایان دادن به قرنطینه به حساب آورد. همچنین این اپلیکیشن به طور واضح از محدودیت برای کاربران می کاهد.
مت هانکوک وزیر بهداشت انگلیس در این باره می گوید: اگر فردی علائم ابتلا به ویروس کرونا را داشته باشد، می تواند به راحتی این علائم را به اپلیکیشن جدید سازمان سلامت همگانی اعلام کند. در مرحله بعد این اپلیکیشن پیام هشدار ناشناسی به کاربران دیگری ارسال می کند که طی چند روز اخیر با او در تماس بوده اند.
همچنین اگر تایید شود فرد مبتلا به ویروس کرونا است، هشدار جدی تری به افرادی که با او تماس یا نزدیک او بوده اند ارسال می شود تا خود را قرنطینه کنند.
به گفته هانکوک دولت انگلیس برای توسعه چنین اپلیکیشنی مشغول همکاری با شرکت های فناوری بزرگ دنیا و کارشناسان ایمنی کلینیکی و اخلاق دیجیتال است.
به گفته تمام اطلاعات این اپلیکیشن با توجه به بالاترین استانداردهای اخلاقی و امنیتی کنترل می شود و بیش از زمان مورد نیاز نگهداری نمی شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الجزیره، دانشگاه جانز هاپکینز در تازهترین آمار مبتلایان و فوتیهای بیماری کووید ۱۹ در آمریکا اعلام کرد که طی ۲۴ ساعت گذشته روند گسترش بیماری افزایش داشته است.
بر اساس این گزارش، هزار و ۵۱۴ مورد جدید فوت گزارش شده است. شمار کلی فوتیها در سرتاسر آمریکا از ۲۰ هزار نفر فراتر رفته است و این کشور در صدر قربانیان کرونا در جهان قرار دارد.
گفتنی است اغلب قربانیان به ایالت نیویورک تعلق دارد که روزهای بحرانی را سپری میکند.
خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ با اتفاقات عجیبی همراه بود. انتشار ویروس کرونا در ایران و قرنطینه تمامی بخشهای کشور و تعطیلی مراکز فرهنگی و اجتماعی و به دنبال آن ایجاد گفتمانهای تازه و نو در میان جامعه که سعی بر آن داشت تا روابط تازهای ذیل قرنطینه تعریف کند که تا به امروز نیز ادامه دارد. در این میان و با وجود فعالیت نیمبند کتابفروشیها؛ اثر تازه رضا امیرخانی با عنوان «نیم دانگ پیونگ یانگ» از سوی نشر افق منتشر شد. کتابی که روایتی است از دو سفر این نویسنده به کرهشمالی طی سال ۱۳۹۷ و گزارش او از سرزمین عجیبی که بدون شک سفر به آن به سادگی امکان پذیر نیست و شاید این تجربه برای دیگر نویسندهای نیز میسر نشود هر چند که امیرخانی خود میگوید حالا به این نتیجه رسیده است که اگر صد سفر هم به این کشور برود چیزی بیشتر از آنچه توانسته ببیند و روایت کند دستش را نخواهد گرفت.
رضا امیرخانی در این کتاب به سنت قدیمی نوشتاری خود یعنی سفرنامه نویسی بازگذشته است. سنتی که شروعش با کتاب مشهور «داستان سیستان» بود، روایتی از سفر ده روزه او با مقام معظم رهبری به استان سیستان و بلوچستان که یکی از متفاوتترین سفرنامههای تألیف شده پس از انقلاب اسلامی بود و هنوز نیز محل خواندن و رجوع است. پس از آن در سفرنامهنویسی به «جانستان کابلستان» رسید. روایتی از سفر به سرزمین افغانستان و اتفاقات عجیب و غریبی که در آن تجربه کرده. به تعبیر خود امیرخانی کتاب «بیوتن» را نیز باید نوعی سفرنامه اما در ژانر داستانی دانست؛ داستانی سفر و زندگی نویسنده در کشور ایالات متحده آمریکا.
امیرخانی در سفرنامهنویسی بسیار متفاوت از رمان خود را نشان میدهد. شوخ طبع است و جزئی نگر و اهل فکر. در حین سفرنامه نوشتن به مخاطب نشان میدهد که اهل دیدن و فکر کردن همزمان با هم است. در برونداد مکتوبش نیز این مساله را نمایش میدهد. در عین حال امیرخانی در رمان بیشتر از هر چیز برایش ایدئولوژی و فکر پیرامون داستانش اهمیت دارد و همه چیز را پیرامون آن میبیند به همین اعتبار باید او را در سفرنامهنویسی یک نویسنده اهل تفکر در رماننویسی یک نویسنده اهل حسبرانگیزی دانست.
کتاب «نیمدانگ پیونگ یانگ» از طرف دیگری نیز مهم است و آن هم انتشارش پس از داستان بلند و پر حاشیه «رهش» است. میتوان به خوبی حس کرد که نویسنده «رهش» در این سفرنامه تازه دچار تغییرات روحی و فکری زیادی -به گواه متن- شده است. از حرارت و رادیکالیسم به سوی کمی محافظهکاری در روایت رسیده است. اهل فکر و تحلیل شده است. سنجیدهتر عمل میکند و با منطق و رئال تر نتیجه میگیرد. با این همه هنوز هم اهل ریسک است و تجربه تازه را بر میتابد. خطر میکند و در دل ماجرا خودش را میاندازد.
«نیمدانگ پیونگیانگ» با وجود اینکه دو سال قبل نوشته شده است به شکلی عجیب در زمانی منتشر میشود که موضوع محل اعتنایش بسیار محل بحث و نظر است. این روزها هرآنچه با بنمایه تحریم و قرنطینه نگارش مییابد با توجه بیشتری از سوی مخاطبان همراه میشود و فروش بیش از ۱۵ هزار نسخهای کتاب در دو ماه قرنطینه کشور تأکیدی بر همین محتواست.
سالها قبل و پس از انتشار رمان منتقدی بیان کرده بود که حالا امیرخانی یک اثر با تألیف سهگانهای برای انقلاب اسلامی فاصله دارد. «نیمدانگ پیونگ یانگ» گرچه اثری داستانی نیست اما شاهدی است صادق بر اینکه نگاه و فرهنگ انقلاب اسلامی در مواجهه با پدیده تحریم چگونه تأثیرات و نفوذ آن را از نمونههای مشابه در جهان کمتر کرده و توانسته از آن در افکار عمومی پدیدهای متضاد با خودش بسازد.
دعوت به گفتگو برای این کتاب به امیرخانی مصادف با ایام نوروز ۱۳۹۹ بود؛ زمانی که گفتگوهای رسانهای همه دچار چالش کرونا شده بودند. امیرخانی نیز سرانجام به صورت ویدئوکال وارد این گفتگو شد. او در این گفتگو نظرگاه خود درباره مهمترین مساله کتاب اخیرش یعنی تحریم و قرنطینه ارائه کرده و به این سوال پاسخ میدهد که آیا ایران در حال تبدیل شدن به کره شمالی است؟ پاسخهای او به این سوال را در ادامه بخوانید.
آقای امیرخانی تقارن عجیبی است میان انتشار کتاب شما و جنس محتوای آن و وضعیت این روزهای کشور. شما از تحریم و قرنطینه فکری و سیاسی و فرهنگی در کره شمالی در این کتاب صحبت کردهاید و البته کمی هم به تحریم در ایران نقب زدهاید و حالا هم پس از دو سال از نگارش آن در اتفاقی عجیب مخاطب شما باید کتابتان را در شرایط قرنطینه این روزهای کشور بخواند. با این همه وقتی صفحه پایانی کتابتان را خواندم و آن مواجهه ده ساعته قرنطینهگون در فرودگاه پکن را بیشتر از حین خوانش کتاب بر این باور مصمم شدم که جنس انسان ایرانی که از قضا یکی از طرفهای طرح شده در کتاب شماست قرنطینه بردار و تحریم پذیر نیست. او نمیتواند تحریم و قرنطینه را بپذیرند و در خود درونی کند حتی اگر طرف حسابش ویروس کرونا باشد و ناچار باشد چند ماهی همه کارهایش را تعطیل کند. شما با این تحلیل موافقید؟
اول بگذارید این را بگویم که ایام کرونا مبدا یک اتفاق جدیدی در عالم بوده است. معتقدم باید درباره دنیای قبل و بعد از کرونا و یک تقسیم بندی تازه صحبت کنیم. دنیا بدون شک پس از کرونا دیگر مانند دنیای قبل از آن نخواهد بود. کرونا در ذات خودش ضد قدرت است. این در ذات آن است.
کرونا قبل از هر چیز به ما نشان داد که باید تعریفی تازه از قدرت در جهان داشت. نشان داد میتوانی قدرت اول اقتصادی دنیا باشی اما در مواجهه با او، حالت با یک کشور در حال توسعه فرقی نکند. نشان داد منافع حکومتها با منافع اشخاص الزاماً همخوانی ندارد و مرزهای جدیدی میان انسانها در حال شکل گرفتن است. این ویروس نوعی تازه از جهانی شدن را که مخالف با اصول جهانیشدن آمریکایی است مطرح کرد. جهانی شدن کرونا از دل فردیت برمیآید و نه از دل حکمرانی.
مطلب بعدی اینکه با بهترین نظرسنجیها ما در ایران روزی بیست دقیقه تا نیمساعت کار مفید در ایران داریم. اگر همین را هم انجام ندهیم شاید به جایی بر نخورد. بسیاری از مؤسسات دولتی ما در واقع ضرر ده هستند و اگر کار نکنند به نفع کشور است و نه به ضرر. در این دنیای تازه ما برای اولین بار با شیوع کرونا مزیت اقتصادی پیدا کردیم. پنداری ما در یک هواپیما بودیم و الان داریم سقوط میکنیم. دنیای غرب یک چتر نجات خیلی مدرن دارد که الان و در وانفسای این سقوط باز نشده است؛ حالا ما هم یک شلوار کردی پایمان بوده است. عاقبت هر دوی ما زمین میخوریم اما زمینخوردنمان با آن شلوار کردی بهتر از زمینخوردن با آن چتر نجات پیشرفتهای است که باز نشده است. تحریم انسان ایرانی را از قبل در یک قرنطینه واقعی قرار داده بود. کم شدن ارتباطات انسانی به دنبال آن کمک کرد که ما یک مزیت نسبی اقتصادی در زمان شیوع آن پیدا کنیم.
کرونا دولتها و ملتها را در مقابل هم لخت و بیلباس به نمایش میکشد. در این میان انسانهایی که با تحریم و نابرخورداری فقر را پیشتر چشیدهاند احتمالاً سریعتر خود را با شرایط وفق میدهند. مانند ایرانیانی که حتی برای خرید دارو و ماسک تحت تحریم بودهاند و شاید حتی بتوانند بازاری برای تولید برخی محصولات برای خود در دنیا کسب کنند… از آن سو گرفتارترها در مواجهه با این پدیده رفتارهای انسانیتر از خود نشان میدهند. امروز در افغانستان مردم یاد گرفتهاند که مثلاً در زمان بحران باید هوای سالخوردگان را داشت. این مفهوم در آمریکا برای اینکه درک شود پنج سال زندگی در بحران را نیاز دارد و به همین خاطر است که میگویم که ما در این نابرخورداری در کرونا دارای یک مزیت نسبی هستیم.
ایران تن به خودتحریمی نمیدهد/ تقسیم دنیا به قبل و بعد کرونا
متوجه منظورتان هستم اما شک دارم این مزیت نسبی حس شده باشد و کسی برایش برنامهریخته باشد. فضای مجازی فارسی زبانان و ایران و واکنش کاربرانش نشان نمیدهد که آگاهانه و توأم با شناخت چنین چیزی را حس کرده باشند.
از آنجایی که کرونا تنه به تنه مرگ میزند، تبعات آن سریع به گوش مردم میرسد و به واکنش میاندازدشان. روز اولی که کرونا وارد ایران شد ما درمانگاهی را در یکی از استانها داشتیم که مردم شیشهاش را شکستند و میخواستند ویرانش کنند اما خیلی سریع وقتی مردم فهمیدند این بیماری میتواند خانواده آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد رفتارشان تغییر کرد و رفته رفته کنشهایشان تعدیل و تسهیل شد. ما در یک موقعیت تازهایم. شاید روانشناسان میتوانستند شش ماه درباره پدیده آن درمانگاه و رفتار مردم در مواجهه با آن صحبت کنند اما زودتر از آن همهچیز عوض شد. خود آن حملهکنندگان فهمیدند در معرض ابتلاء هستند و رفتارها تغییر کرد. خیلی زود همه متوجه نسبت این بیماری با مرگ شدند و بالاخره حب ذات کار خودش را کرد و میکند.
از مختصات انسان ایرانی گفتید در شرایط بحرانی مانند کرونا و تحریم و تأثیر و واکنش این پدیدهها بر او. در کتاب اخیر شما یعنی «نیمدانگ پیونگیانگ» در کنار این انسان ایرانی، انسان و جامعه دیگری در شرایط تحریم و قرنطینه را شاهدیم که اهل کره شمالی است. انسانی که شما برای دیدن و همکلامی با او رغبت زیادی داشتید تا جایی که دو بار به این کشور سفر کردید. چه چیزی در آن مردم و جغرافیا شما را چنان جذب کرد؟ و از آن مهمتر اینکه شما با در مواجهه قرار دادن این دو نوع انسان قصد داشتید به چه چیزی برسید و چه هدفی داشتید؟
من سفرنامهنویس هستم. در وهله اول هدفم این است کتابی بنویسم که کسی در میانه راه خواندن بر زمینش نگذارد، حوصلهاش سر نرود. واقعیت این است که سفر ما سفر حوصله سر بر و بدون جذابیتی بود. هدفم این بود که این حوصله سربری سفر در کتابم نیاید و مردم روایتی بخوانند از سرزمینی که به سادگی در دسترس همه برای سفر نیست. من در سفر دوم سعی کردم به چیزهای زیادتری نسبت به سفر اول دست پیدا کنم اما اعتراف میکنم که به خواستهام نرسیدم و آن چیزی که دنبالش بودم دستم را نگرفت. فهمیدم که اگر صد سفر دیگر هم به این کشور بروم چیزی بیشتر از این دستم را نخواهد گرفت. همین باعث شد که از این سفر دوم بسیار راضی باشم.
اما درباره هدف باید بگویم که مخاطبان ایرانی کتاب در مواجهه با نام کره شمالی به طور حتم سوالاتی در ذهن دارند. طبیعی بود که بخواهم به دنبال کشف پاسخی برای این سوالات باشم. سوال اصلی مردم ما به باور من در مواجهه با این کشور نحوه ارتباطگیری آنها با جهان است. ما در مقایسه با انسانهای ساکن کره شمالی با وجود اینکه همه در معرض تحریم هستیم، انتخابگریم. وقتی تو انتخابی نداشته باشی دنیا برائت چیزی بسته و تکراری است.
یکی از موضوعاتی که رجوع به کتاب شما درباره کره شمالی را جذاب میکند این پرسش است که ما به عنوان ایرانی تحت تحریم، چه فرقی با مردم کرهشمالی تحت تحریم داریم؟ آنها در حالی سالهاست تحت تحریم هستند که بسیاری از ایرانیها همیشه بر این باور بودهاند که این دست تحریمها مختص ایران بوده و خارج از مرزهای ایران محلی از اعراب ندارند.
من در کتاب اصطلاحی را با عنوان خود تحریمی دارم که خیلی دوستش دارم و به نظرم اصطلاح مهمی است. مردم در کره شمالی تحریم را پذیرفته و آن را سرنوشت محتوم خود میدانند اما درباره کشور ما به نظر میرسد اینطور نیست که ما تحریم را پذیرفته باشیم. ما تحریم را عملی ظالمانه میدانیم و مانند تجاوز به خاک به آن نگاه میکنیم. تحریم هیچ توجیهی برای ما ندارد. درباره کره شمالی به مردم اما باورانده شده که تحریم امری است محتوم و به طبع خودتحریمی هم پس از آن میآید. برای ما تحریم نعمت نیست. شاید تبعات تحریم نعمتهایی داشته باشد. یادم هست بزرگی گفته بود جنگ نعمت است. بله شاید اما ما دوست نداریم جنگ کنیم که این نعمت را به دست بیاوریم. تحریم هم شاید برای ما نعمتی خلق کرده باشد اما دوستش نداریم. آن را عملی ظالمانه و تحریمگر را ظالم میبینیم. در کره شمالی به نظر میرسد تحریم به عنوان یک حقیقت محتوم به مردم باورانده شده و به دنبالش به آنها گفته شده که این حقیقت اثراتی دارد که یکی از آنها بسته شدن محیط زندگی آنهاست.
شما فکر میکنید در کره شمالی چطور مردم را به این باور تازه رساندهاند؟
تعطیل کردن عقل، گرفتن قدرت انتخاب و عدم ارتباط با جهان و کانالیزه کردن مجاری دریافت اطلاعات. ما نمیتوانیم به مردم بگوییم بهتر از شما میفهمیم. اگر کسی به مردم چنین چیزی را گفت یعنی دنبال تعطیل کردن عقل در میان آنهاست. امروز اگر یک نهاد اجرایی بگوید که قرنطینه تا امروز لازم است و تا فردا لازم نیست یعنی عقل را تعطیل کرده است.
این سوال هم مطرح است که آیا این مردم اساس برای خود تمدنی و یا آیندهای مصور هستند؟
به نظر من اگر روزی کره شمالی پیشرفت کند بیشترین شباهت را در توسعه یافتگی با چین خواهد بود. من در کتابم از یک تاجر آمریکایی یاد کردم که بعدها فهمیدم شریک جرالد کوشنر داماد ترامپ است و همزمان با مذاکرات رهبر کرهشمالی و ترامپ به آن کشور سفر کرده بود. او به من میگفت که به خاطر جمعیت کم این کشور انتظار رشد اقتصادی زیادی از آن نمیرود اما نوع نظمپذیری آن میتواند توسعهای سریعتر از چین را ایجاد کند. میدانید که اگر روزی جامعه چین مصرف کننده تولیداتش شود آن روز دیگر چین آن ابرقدرت اقتصادی که میبینیم نخواهد بود. کره شمالی تا بیست سال به نظرم این فرصت را دارد که مردمش معقولتر و مفیدتر کار کنند برای کسب بازار در جهان اما اگر بخواهد خودش مصرف کننده باشد الان چشمانداز روشنی را نمیشود برایش متصور بود.
آقای امیرخانی به نظر شما ما در ایران چقدر در مسیر تبدیل شدن به فضای فکری و زیستی کره شمالی قرار داریم؟ این موضوع در جامعه ما همواره محل بحث و طرح و نظر بوده است که تحریمها ایران را شبیه کره شمالی خواهد کرد.
وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد ما بلد نبودیم سد و سیلو و جاده بسازیم ولی حالا میتوانیم. من در کتابم مقایسهای میان پراید و موشک داشتم. به نظرم اگر مافیای خودرو را کنار بگذاریم ما در عرصه تولید خودرو هم توفیقاتی داشتهایم. بالاخره میتوانیم امروز سوار خودرویی شویم که بخشی از آن در داخل ساخته میشود و در دوران تحریم هم ساخته میشود. اینها بخشی از دستاوردهای عمومی است که توسعه علم به دست ما رسانده است و کره در این زمینه با ما متفاوت است. مساله بعدی تفاوت ما و کره در ارتباطات جهانی است. تعداد ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی میکنند و با داخل تعامل دارند آنقدر هست که تحریم فرهنگی نتواند کاری را از پیش ببرد. مساله بعدی نیز امید به آینده است. همه ما به فکر توسعه در مسیر روشنتری هستیم.
به باور من در ذات همه قدرتها میل به تبدیل شدن به کره شمالی وجود دارد. وقتی میلی نیست که نگاه یک شهروند آمریکا به فعالیتها و دیدگاههای دولت آن بازتاب داشته باشد و میلی در رسانههای غالب آمریکایی نیست که مردم بدانند دولت در افغانستان و عراق چه میکند یعنی میل به کرهشمالی شدن در ذات آمریکا هست. در ما هم هست. قدرت در کشور ما هم دوست دارد محصور باشد. ولی آگاهی عمومی ما منجر شده که این میل نتواند خودش را خیلی بارز کند.
الان شباهتی هم میان ما و کره شمالی میبینید؟
وقتی تحریم ما را به دروغگویی وادار میکند و نمیگذارد که باور کنیم تحریم در عین ظالمانه بودن منجر به عقبماندمان شده است به آن کشور شبیه شدهایم. مثال سادهاش دسترسی نداشتن مردم ما به معامله آزاد با جهان است که اگر تحریم آن را باعث نمیشد امروز با توجه به نرخ فعلی دلار، صادرات میتوانست یک فرصت خیلی خوب برای ایرانیان باشد اما این موضوع را کتمان میکنیم. میگوئیم تحریم هیچ اثری ندارد. این درست نیست و این موضوع متأسفانه یکی از شباهتهای ماست.
کتاب شما در نقدها با این گزاره روبرو شده است که شما خیلی محافظهکارانه با موضوع روبرو شدهاید و خیلی موضوعات را سربسته روایت کردهاید.
من محافظهکاری را نمیپذیرم. وقتی رفتم افغانستان و سفرنامه را نوشتم، دنبال نمایش یک فرصت تمدنی با آن بودم. درباره کرهشمالی اما بار دیگری روی دوشم بود. وقتی تعداد زیادی از مردم نمیتوانند به آن سفر کنند باید به سراغ قسمتهای استنادی میرفتم. این موضوع باعث شد که کمی از تحلیل دور باشم و سعی کنم قسمت مستند کار را بیشتر مورد توجه قرار دهم. من در این کتاب در ناخودآگاهم همواره دارم تضادها را نشان میدهم اما در خودآگاهم یک ترس دائمی دارم از شباهتها. از مهیب بودن و ترسناکی شباهتها مطلعم ولی در روایتم سراغ تفاوتها رفتم.
شما نویسنده بهروزی هستید. بیشتر کتابهایتان در پاسخ به یک نیاز روز نوشته شده است. و خیلی جالب است که این کتاب با موضوع تحریم و سفرنامه دارد این روزها منتشر میشود. خود شما چه ضرورتی برای انتشار کتاب در چنین ایامی میبینید؟
وظیفه هر نویسندهای است که نیاز مخاطبش را درست پیدا کند. درصد بالایی از موفقیت یک کتاب به پیدا کردن نیاز مخاطبان بر میگردد. وقتی این سفر پیش آمد فکر کردم بهترین موقعیت است که به این سوال مردم پاسخ بدهم که اگر ما پنجاه سال در تحریم بمانیم چه بر سر ما میآید. این سوال جدی است و من سعی کردم مستند برای آنها جواب پیدا کنم.
به نظرتان حالا پس از انتشار و در آستانه سومین نوبت چاپ، کتاب برای مخاطب باور پذیر بوده است؟
تلاشم را کرده بودم. دوست داشتم در فرم بهتری کار را به انجام برسانم اما عاقبت همین فرم سادهی تقویمی از آب در آمد. سفر آنقدر ملالآور بود که تلاش کردم چه در سفر و چه در نوشتن با مطایبه قدری فضا را باز کنم. در ابتدای لیلی و مجنون نظامی میگوید من در این بیابان درباره چه میتوانم بگویم که جالب باشد؟ درباره کره شمالی هم من واقعاً برایم سخت بود پیدا کردن موضوعاتی که جذاب باشد برای روایت. اما حالا از نتیجه راضی هستم.
و اینکه ماندگارترین تصویری که از آن کره شمالی در ذهنتان مانده، چیست؟
در کتاب روایت کردهام پسر نوجوانی را که کمی انگلیسی بلد بود از او فندک خواستم برای روشنکردن سیگار دوستان. آن را داد. فکر کردم فرصت خوبی است برای گپ زدن. تا سر حرف را باز کردم دوید … دوید و رفت. فرار کرد… این تلخترین تصویری است که از این سفر در ذهنم باقی مانده است.
راستی هنوز آن دو مأمور سفارت اهل کره شمالی که فارسی را میفهمیدند با شما در ارتباط هستند؟
پارسال ایمیلی از یکی از آنها به دستم رسید که تولدم را تبریک گفته بود.