برچسب: کارگردان

  • بازیگران جدید «گیج‌گاه» معرفی شدند

    بازیگران جدید «گیج‌گاه» معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، امیرحسین رستمی، بیژن بنفشه خواه، مریم همتیان و ایمان اسماعیل‌پور در فیلم سینمایی «گیج‌گاه» به کارگردانی عادل تبریزی به ایفای نقش می پردازند.

    پیش از این جمشید هاشم پور، حامد بهداد، باران کوثری، سروش صحت، بهرنگ علوی، علی راد و علی باغفر جلوی دوربین کوهیار کلاری رفته‌اند.

    «گیج‌گاه» که تهیه کننده آن میرولی الله مدنی است به زودی وارد مراحل فنی می شود.

    همچنین حنیف سروری تهیه کننده اجرایی و مدیریت پروژه این فیلم سینمایی را برعهده دارد و سرمایه گذاری آن به طور مشترک توسط محمد حسینخانی و حنیف ســروری صورت گرفته است.

    عکس کنار خبر از نوشین جعفری است.

  • «امتحان» به جشنواره ای در نیویورک می رود/ حضور در ۴ جشنواره دیگر

    «امتحان» به جشنواره ای در نیویورک می رود/ حضور در ۴ جشنواره دیگر

    به‌گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط‌ عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلم کوتاه «امتحان» به کارگردانی سونیا حداد، نویسندگی سونیا حداد و فرنوش صمدی و تهیه‌کنندگی پوریا حیدری اوره که به‌تازگی برنده جوایز جشنواره‌های ساندنس و آکادمی فیلم آمریکا شده است در ماه آوریل در بخش رقابتی پنج جشنواره آمریکای شمالی حضور خواهد داشت.

    جشنواره‌های موزه هنرهای معاصر نیویورک «کارگردان‌های جدید/ فیلم‌های جدید»، نیویورک ۲۰۲۰ (۲۵ مارس تا ۵ آوریل)، چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی و منتخب اسکار کلیولند (۲۵ مارس- ۵ آوریل)، چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم پُرتلَند ( ۶- ۱۵ مارس)، جشنواره فیلم زنان ۲۰۲۰، بِرَتل بُرو (۲۰ – ۲۹ مارس) و جشنواره بین‌المللی فیلم آناپُلیس ( ۲۶ تا ۲۹ مارس)، میزبان «امتحان» خواهند بود.

    سایر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از بازیگران: صدف عسگری، مسیح کاظمی، حدیث میرامینی، الهه افشاری، مدیر فیلمبرداری: علیرضا برازنده، منشی صحنه: نرگس محبی آشتیانی، عکاس: سمیه جعفری، تدوین: احسان واثقی، صدابردار: محمدرضا حسینی، طراحی و ترکیب صدا: رامین ابوالصدق، دستیاران کارگردان: نوید بانی، طراح گریم: امیر ترابی، برنامه‌ریز و مدیر تولید: هوتن پارسی، طراح صحنه و لباس: پریسا فراهانی، اصلاح رنگ: نیما دبیرزاده، گرافیست و طراح پوستر: سیاوش بهادری‌راد.

  • نامه انجمن مدیران تولید سینما به وزیرارشاد/برادرانه هشدار می‌دهیم

    نامه انجمن مدیران تولید سینما به وزیرارشاد/برادرانه هشدار می‌دهیم

    به گزارش خبرنگار مهر، در پی انتشار «اطلاعات ارزشیابی هنرمندان سینما» از سوی سازمان سینمایی که براساس آن به هنرمندان صنوف مختلف درجه معادل مدرک تحصیلی اعطا شده بود، انجمن مدیران تولید سینمای ایران طی نامه‌ای به وزیر ارشاد نسبت به درج برخی نام‌های غیرمرتبط با صنف خود در این فهرست به‌عنوان «مدیر تولید» اعتراض کرد.

    در متن این نامه آمده است:

    «وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

    باسلام و احترام

    شفاف‌سازی اخیر سازمان سینمایی در اعلام نام برخی از افراد در خصوص اعطای درجه هنری، با عنوان شغلی «مدیریت تولید سینما» که هیچ سابقه‌ای در این حرفه ندارند، منجر به حیرت و اعتراض شدید جمعی از مدیران تولید باسابقه سینما شده است.

    بعد از حذف انجمن مدیران تولید سینما از بخش تجلی اراده ملی جشنواره فیلم فجر و جلوگیری از حضور مدیران تولید فیلم‌ها در مصاحبه مطبوعاتی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، این سومین مورد رویارویی سازمان سینمایی با مدیران تولید سینما است.

    آقایان تصمیم‌گیر!

    نسل درخشان تهیه‌کننده‌های کنونی، زمانی خود از مدیران تولید حرفه‌ای و خلاق بودند، حرفه تهیه‌کنندگی در آینده نیاز به پشتوانه نیروی انسانی کار بلد دارد. برادرانه هشدار می‌دهیم این تصمیمات اشتباه و ندادن پاسخی مناسب، عواقب جبران‌ناپذیری در سینمای ایران دارد. انجمن مدیران تولید سینمای ایران»

  • «کلاس رانندگی» در ۱۴ جشنواره جهانی

    «کلاس رانندگی» در ۱۴ جشنواره جهانی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه فیلم کوتاه، فیلم کوتاه «کلاس رانندگی» به کارگردانی مرضیه ریاحی در ماه مارس در چهل و دومین جشنواره مستقل Big Muddy آمریکا، بیست و نهمین جشنواره جهانی فیلم‌های زنان «برتل برو» آمریکا، جشنواره فیلم‌های زنان «بیروت» لبنان، بیست و ششمین هفته بین‌المللی فیلم کوتاه «رگنسبورگ» آلمان، بیست و یکمین جشنواره جهانی فیلم Through Women’s Eyes آمریکا، سیزدهمین جشنواره جهانی فیلم «ترنتون» آمریکا، بیست و پنجمین جشنواره جهانی فیلم SPE MEDIA آمریکا، جشنواره بهترین‌های شمال تگزاس آمریکا، دوازدهمین جشنواره POST ALLEY آمریکا، دومین جشنواره زنان «کلمبو» هند، هشتمین جشنواره Friss Hús بوداپست مجارستان، نهمین جشنواره Elles Font Leur Cinema فرانسه، دومین جشنواره Hebden Bridge آمریکا و هشتمین جشنواره «تغییر دیدگاه» ترکیه رقابت می‌کند.

    «کلاس رانندگی» پیش از این جایزه بهترین فیلم کوتاه شانزدهمین جشنواره فیلم «زردآلوی طلایی» ارمنستان، جایزه بهترین فیلم کوتاه ششمین جشنواره فیلم‌های زنان دوبلین ایرلند، جایزه بهترین فیلم کوتاه درام سیزدهمین جشنواره I will tell انگلستان، جایزه بهترین بازیگر زن دوازدهمین جشنواره فیلم‌های ایرانی سانفرانسیسکو آمریکا برای لیندا کیانی، جایزه هیأت داوران هجدهمین جشنواره فیلم‌های زنان «توپاز» آمریکا، جایزه بهترین فیلم کوتاه بیست و دومین جشنواره «مذهب امروز» ایتالیا، جایزه ویژه هیأت داوران سیزدهمین جشنواره فیلم‌های زنان سئول کره جنوبی و جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی بیستمین جشنواره «اوهای» آمریکا را به دست آورده است.

  • برگزاری مراسم ختم آنلاین برای مرحوم حامد جلالی کاشانی

    برگزاری مراسم ختم آنلاین برای مرحوم حامد جلالی کاشانی

    به گزارش خبرگزاری مهر، به دلیل شرایط خاص کشور و لزوم توجه به دستورات مراقبتی و بهداشتی، مراسم ختم سومین روز درگذشت مجاهد فرهنگی، مرحوم حامد جلالی کاشانی هنرمند جوان حوزه مستندسازی و از فعالان جبهه فرهنگی انقلاب، به صورت آنلاین برگزار می‌شود.

    در این مراسم که ساعت ۱۹ امروز برگزار می‌شود حجت‌الاسلام قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و وحید جلیلی مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی سخنرانی می‌کنند.

    همچنین حاج علی قربانی مداحی در این مراسم را عهده دار است.

    از طریق پیج‌های اینستاگرامی safirfilm ،@hamedjalalikashani ،@ammarfest@ می‌توانید این مراسم را دنبال کنید.

  • مهدی پاکدل مستندسازی می‌کند/ کارگردانی و اجرای «هزار افسان»

    مهدی پاکدل مستندسازی می‌کند/ کارگردانی و اجرای «هزار افسان»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، مجموعه مستند «هزار افسان» پروژه‌ای ملی برای گردآوری قصه‌ها، آئین‌ها، افسانه‌ها، روایات و فرهنگ ناملموس ایرانیان است و محمدمهدی دلخواسته تهیه کنندگی و مهدی پاکدل کارگردانی و اجرای این مجموعه را برعهده دارند.

    «هزار افسان» پس از بررسی و پژوهش بهترین روایت‌ها، برای ساخت این مجموعه به خاستگاهِ قصه‌ها سفر می‌کند. این مستندها حاوی کلِ روایتِ انتخاب شده و در عین حال جستجوی ریشه‌های آن افسانه خواهد بود. به طوری که فضای کلی هر قسمت با فضای کلی داستان انتخاب شده منطبق است. این داستان‌ها ممکن است هراسناک، شگفت‌انگیز، عاشقانه، حماسی باشد.

    مجموعه مستند «هزار افسان» در ۴ فصل ۳۰ قسمتی پس از دسته‌بندی پژوهشی افسانه‌ها، آئین‌ها، داستان‌ها و قصه‌های روستاهای مختلف تولید خواهد شد و از ظرفیت‌های فکری، مشورتی و هنری بزرگان سینما بهره خواهد گرفت.

    فصل اول این مجموعه جهت پخش در شبکه‌های اینترنتی و فضای مجازی تولید می‌شود.

  • تندیس «گربه سیاه» جشنواره پرو به «بی‌وزنی» رسید

    تندیس «گربه سیاه» جشنواره پرو به «بی‌وزنی» رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلم سینمایی «بی‌وزنی» به نویسندگی و کارگردانی مهدی فرد قادری و تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته که چند روز قبل، جایزه ویژه آکادمی کارولینای شمالی آمریکا را دریافت کرده بود، در تازه‌ترین موفقیت جهانی‌اش، جایزه بهترین فیلم بخش فیلم‌های «بدون محدودیت» جشنواره تجربی پرو را کسب کرد.

    از میان ۹ فیلم بخش مسابقه، جایزه بهترین فیلم این جشنواره که اختتامیه آن شب گذشته دوشنبه ۱۲ اسفند ماه در لیما پایتخت پرو برگزار شد، به «بی‌وزنی» رسید.

    بخش مسابقه فیلم‌های «بدون محدودیت» این جشنواره به فیلم‌های تجربی‌ای که از عناصر ژانر به عنوان نقطه شروع برای نوآوری در فیلمسازی سنتی استفاده می کنند، توجه ویژه‌ای دارد.

    هدایت فیلم و علی صفایی سنگسری سرمایه گذاران دومین فیلم سینمایی فرد قادری هستند و پخش بین‌المللی این فیلم را موسسه «پرشیا فیلم» به مدیریت علی قاسمی بر عهده دارد.

    امیرعلی دانایی، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، یاسر جعفری، جلال فاطمی، سپیده مرادپور و تینا پاکروان بازیگران این فیلم هستند.

    «بی‌وزنی» از ۲۳ بهمن ماه اکران خود را در سینماها آغاز کرد که پس از یک هفته و به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سینماها، نمایش آن متوقف شد.

  • وضعیت ادامه اکران فیلم‌های روی پرده هنوز مشخص نیست

    وضعیت ادامه اکران فیلم‌های روی پرده هنوز مشخص نیست

    غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفتگو با خبرنگار مهر درباره وضعیت اکران فیلم‌هایی که روی پرده هستند، گفت: با توجه به اینکه نزدیک به ۲ هفته است که سینماهای سراسر کشور تعطیل هستند، هنوز وضعیت ادامه اکران فیلم‌های روی پرده مشخص نیست.

    وی تاکید کرد: بررسی و تصمیم برای چگونگی ادامه اکران فیلم‌ها، به جلسه آینده شورای صنفی نمایش موکول شده است.

    سخنگوی شورای صنفی نمایش با اشاره به اینکه در هفته جاری جلسه شورای صنفی نمایش برگزار نشده است، بیان کرد: باید منتظر ماند تا ببینیم تصمیم دولت برای آغاز فعالیت‌های فرهنگی و هنری برای هفته آینده چیست، تا تصمیم‌گیری نهایی در این زمینه گرفته شود.

    با توجه به شیوع بیماری کرونا در کشور، سینماهای کشور نزدیک به ۲ هفته است که تعطیل شده است، این درحالی است که بسیاری از فیلم‌های روی پرده اکران خود را تازه آغاز کرده بودند، در چنین شرایطی با نزدیک شدن به اکران نوروزی سال ۹۹، مشخص نیست که شرایط اکران این فیلم چه خواهد بود.

  • تراژدی کارگران در «کارخانه آمریکایی»/ آرمان‌شهری که محقق نمی‌شود!

    تراژدی کارگران در «کارخانه آمریکایی»/ آرمان‌شهری که محقق نمی‌شود!

    به گزارش خبرنگار مهر، حسین سرآبادانی تفرشی، پژوهشگر هسته عدالت‌پژوهی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه‌السلام) در یادداشتی تحلیلی به بررسی مستند «کارخانه آمریکایی» پرداخته است.

    در متن این یادداشت که با عنوان «کارخانه آمریکایی در کار نیست!» برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته، آمده است؛

    «کارخانه آمریکایی» (American Factory)، قصه کار و سرمایه است؛ روایت سرمایه‌داری در اقتصاد جهانی‌شده. فیلم اهمیتش قبل از اکران را به‌واسطه اسم‌هایی داشت که پشت آن دیده می‌شد؛ اولین فیلم «باراک اوباما» رئیس‌جمهور سابق آمریکا پس از خروج از کاخ سفید که نامش تنها اسم مشهور در میان سازندگان این مستند نبود؛ زوج کارگردان این مستند یعنی «استیون بوگنار» و «جولیا ریچرت»(Steven Bognar and Julia Reichert) هم از فیلمسازان کهنه‌کار و مهم با درون‌مایه نقد «سرمایه‌داری» و «مبارزات کارگری» محسوب می‌شوند.

    اولاً عنوان مستند، کنایه‌آمیز می‌خواهد مناسبات اقتصاد جهانی شده حاکم بر آمریکا را نقد کند. قرار گرفتن کلمه «آمریکایی» مفهومی است که طعنه‌وار مانند «حقه‌بازی آمریکایی» یا «گنگستر آمریکایی»، آمریکایی نبودن این کارخانه را در نهایت به مخاطب نشان دهد. «کارخانه آمریکایی» فقط اسم فیلمی در مورد آمریکا است. دیدن همه‌چیز در مورد آمریکا، از طریق چشمان کارگران کارخانه چینی است که برای بازگشایی و ساخت مجدد یک کارخانه اقدام کرده‌اند. «کارخانه آمریکایی» نمایی است که هرگز به آن نمی‌رسیم.

    مستند نگاهی هوشیارانه به تنوع فرهنگ‌های اجتماعی و کاری در یک کارخانه تولیدی دارد: فرهنگ شرق و غرب؛ فرهنگ چینی و آمریکایی. ایده اصلی مستند، از مستند مهم قبلی این دو فیلمساز، در سال ۲۰۰۹ یعنی مستند «آخرین کامیون: بسته شدن کارخانه جنرال موتورز»(The Last Truck: Closing of a GM Plant) آغاز می‌شود. «کارخانه آمریکایی» با نگاهی کوتاه و ناامیدانه به بسته شدن این کارخانه درگذشته آغاز می‌شود و از این‌جهت می‌توان شرایط دشوار پیش رو را پیش‌بینی کرد.

    بعد از بحران مالی ۲۰۰۸، اقتصاد آمریکا ۸۰ سال بعد از «رکورد بزرگ»، دوباره با یک تکانه شدید اقتصادی روبرو شد. نماد شکسته شدن اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۰۸، تعطیلی کارخانه «جنرال موتورز» بود. با تعطیلی این کارخانه و بی‌کار شدن هزاران نفر از افراد در ایالت اوهایو، مسئله بیکاری و نبود اشتغال با کیفیت به یک اولویت در آمریکا تبدیل شد.

    روزگاری «باراک اوباما» در دوران پایانی ریاست جمهوری خود گفت: «هیچ عصای جادویی برای برگرداندن شغل‌ها وجود ندارد» (there is no magic wand to bring back jobs).  حالا او در قامت تهیه‌کننده، اولین مستند خود را با دست‌مایه قرار دادن سرانجام «جنرال موتورز» ساخته است.

    محیط کار؛ جغرافیای اصلی تعارض دو فرهنگ

     داستان اصلی از سال ۲۰۱۴ آغاز می‌شود. شرکت چینی تولیدکننده شیشه خودرو؛ «فویائو»، یکی از کارخانه‌های سابق «جنرال موتورز» را در اوهایو خریداری می‌کند. «سائو دوانگ»؛ سرمایه‌دار میلیارد چینی و مالک این شرکت شیشه‌سازی است. او با شعار سرمایه‌گذاری و ایجاد شغل پایدار برای افراد این ایالات، این شرکت را راه‌اندازی می‌کند. امید و اشتیاق در ابتدای مستند، موج می‌زند تا رکود و بحران فراموش شود؛ اما به‌تدریج که مستند جلو می‌رود، فیلمساز نشان می‌دهد که همه‌چیز به این خوبی پیش نمی‌رود.

    «محیط کار»، جغرافیای اصلی مستند است و از این‌جهت، اولین نشانه‌های چالش در تضادهای فرهنگی میان چینی‌های شرکت با آمریکایی‌های بومی، ظهور و بروز پیدا می‌کند. آنچه در فضای محیط کار و اکثر فضای مستند غالب است، صداهای کارخانه و گفتگوها و درددل‌های کارگران است.  بخش زیادی از مستند، عرصه بیان تقابل فرهنگ چینی و آمریکایی است. کارگران آمریکایی، بعد از مدتی متوجه می‌شوند که در این شرکت باید فرهنگ گروه‌بندی، تبعیت و اطاعت فرهنگ چینی را بپذیرند؛ بدون اعتراض و شکایت، شش یا هفت روز در هفته کار کنند و یکشنبه‌های تعطیل را فراموش کنند. بهره‌وری پایین خود را ارتقا دهند و فرهنگ فردگرایانه و تنبل‌پرورانه آمریکایی خود را در انواع رفتارهای محیط کار فراموش کنند.

    تصویر ثابت ما در طول مستند از کارگران چینی، مثل موریانه‌هایی است که در یک کلونی کار می‌کنند و کارگران آمریکایی‌هایی که با فلسفه فردگرایانه خود، قبل از آنکه مشغول کار شوند، به منافع شخصی و امنیت جانی و مالی خود می‌اندیشند. این دو گونه از فرهنگ کاری، به‌صورت شعاری و گل‌درشت از مستند بیرون نمی‌زند و در قالب حیات واقعی کارگران کارخانه تصویرسازی می‌شوددر سرتاسر مستند، پی‌درپی با تصویر کارگران چینی لاغر، سربه‌زیر و با لباس‌های متحدالشکلی که به‌صورت نظامی، در کنار یکدیگر صف‌کشیده‌اند و هر ازگاهی، سرود شرکت را با صدایی غم‌بار می‌خوانند و در مقابل، کارگران آمریکایی‌ غول‌پیکر که  بی‌نظم و بی‌رغبت، روپوش‌های ایمنی بیش‌ازحد بزرگ بر تن کرده‌اند.

    لحظات متعددی دیگری از تضاد فرهنگی در فیلم وجود دارد. یکی از آن‌ها، زمانی است که شعاری در دفتر کارخانه نصب می‌شود: «حرکت به‌سوی تبدیل‌شدن برترین تولیدکننده شیشه جهان» و هیچ‌کدام از کارگران آمریکایی‌، نمی‌توانند به روی مدیران چینی خود بیاورند که کلمه «به»جا مانده است.

    برای چینی‌ها، کار کردن خود زندگی است و با سختی‌های آن، انس گرفته‌اند؛ اما برای آمریکایی‌ها، کار یک اجبار و نه یک انتخاب است و لذا تا بتوانند می‌خواهند از آن بگریزند. تصویر ثابت ما در طول مستند از کارگران چینی، مثل موریانه‌هایی است که در یک کلونی کار می‌کنند و کارگران آمریکایی‌هایی که با فلسفه فردگرایانه خود، قبل از آنکه مشغول کار شوند، به منافع شخصی و امنیت جانی و مالی خود می‌اندیشند. این دو گونه از فرهنگ کاری، به‌صورت شعاری و گل‌درشت از مستند بیرون نمی‌زند و در قالب حیات واقعی کارگران کارخانه تصویرسازی می‌شود. شاید آمریکایی‌ها بدانند که در مورد رقابت با چینی‌ها چه حسی دارند؛ اما فیلمسازان این بار به آمریکایی‌ها نشان می‌دهند که چینی‌ها از کار با آمریکایی‌ها چه حسی دارند.

     در همان ابتدای مستند، یک مدرس تلاش دارد به چینی‌های تازه‌وارد، خصوصیات فرهنگ آمریکایی را فهرست کند: مدرس می‌گوید «آمریکا مکانی است که باعث می‌شود شخصیت شما آزاد شود. در اینجا (آمریکا) تا زمانی که شما کاری غیرقانونی انجام نمی‌دهید، شما می‌توانید قلب خود را دنبال کنید. حتی می‌توانید در مورد رئیس‌جمهور شوخی کنید؛ هیچ‌کس با شما کاری نخواهد کرد». وی در ادامه می‌گوید که آمریکایی‌ها «بسیار آشکار» هستند و «همه‌چیز برای آن‌ها عملی و واقع‌بینانه است». اما در ادامه تنبلی، میل کم به کار و روحیه فردگرایی آمریکایی‌ها را مطرح می‌کند.

    اما تفاوت فرهنگی میان چینی‌ها و آمریکایی‌ها زمانی اوج می‌گیرد که آمریکایی‌ها برای یک دوره آموزشی و بازدید از دفتر مرکزی «فویائو» به چین می‌روند. آنجا کارگران آمریکایی صحنه‌هایی را می‌بینند که تاکنون مشاهده نکرده‌اند و حیرت‌زده به اطراف خود می‌نگرند. از تشکل‌های کارگری قوی و منسجم که برخلاف آمریکا، در چین اصلاً منفور نیستند؛ زیرا کاملاً هماهنگ با حکومت مرکزی چین و مدیریت شرکت‌ها عمل می‌کنند تا کارگرانی که با یک دستکش ساده، دست بر انباری از شیشه می‌کنند و سرتاسر دست‌هایشان زخم‌خورده است. در مقابل نشان می‌دهد که چطور مدیران چینی، خود را برتر از آمریکایی‌ها می‌دانند. خلاصه آنکه فیلمساز در کل اثر تا آنجا که توانسته، تلاش کرده است تفاوت فرهنگی میان دو گروه کارگری را نمایان سازد: کارگران آمریکایی‌ها با انگشتان چرب (استعاره از بهره‌وری پایین آن‌ها)، زیاده‌گو در محیط کار و با بهره‌وری پایین، اشتیاق به ساعت کاری کم و علاقه‌مند به تعطیلات، ترسو و محتاط در کار و حساس بر روی امنیت محیط کار که همواره در حال اعتراض، شکایت و جنجال است و در مقابل کارگران چینی‌، قانع به دستمزد پایین، کم‌حرف، با نظم و انضباط مثل سربازان نظامی و اطاعت پذیر، ظاهر می‌شوند.

    صدا برای بی‌صداها

    اما اوج تقابل و تضاد در «کارخانه آمریکایی»، در میانه مستند شکل می‌گیرد که به نظر جذاب‌ترین بخش مستند است. موضوع اصلی؛ همان مسئله قدیمی بعد از انقلاب صنعتی میان گروه‌های کارگری و کارفرمایی است؛ مسئله «تشکل و اتحادیه کارگری». کارگران دنبال صدایی برای شنیدن حرف‌های حق خودشان هستند. دستمزد پایین، شرایط کاری دشوار، محیط کار غیر ایمن همه مؤلفه‌های استثمار کارگران از سوی سرمایه‌دار چینی نیست؛ این محیط کار به‌تدریج، انسان بودن آن‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار داده است و حالا کارگران خواهان اتحادیه کارگری هستند تا صدایی برای بیان مطالبات و استیفای حقوق خود داشته باشند.

    سوی دیگر، مخالف اصلی اتحادیه کارگری، «سائو دوانگ» سرمایه‌دار چینی و مالک شرکت است. او به دنبال نابودی هر نشانی از ایجاد یک اتحادیه است؛ ولو این نشانه در مراسم افتتاحیه شرکت و از یک سناتور دموکرات «ایالت اوهایو» باشد.

    از نظر «دوانگ»، اتحادیه‌های کارگری یک تهدید است؛ ضد تولید، بهره‌وری و کارایی شرکت و عامل محدود کردن قدرت مدیریت شرکت است. بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت، حتی یک شرکت مشاوره «روابط کار» ضد اتحادیه را نیز استخدام می‌کند تا هرگونه فعالیت بالقوه اتحادیه را در کارخانه خود خراب کند و با مشاوره جهت‌دار، حتی فکر و انگیزه شکل‌دهی اتحادیه را نیز در میان کارگران از بین ببرد. مستند این تقابل در مسئله اتحادیه‌ها را بدون آنکه بی‌جهت پروبال دهد، در خدمت ایده اصلی مستند که تقابل «لیبرالیسم آمریکایی» با «سوسیالیسم چینی» است، قرار می‌دهد؛ چنان‌که در ادامه بیان خواهد شد. نکته جالب در مسئله اتحادیه، نتایج نظرخواهی در شرکت و سلطه ترس کارگران در رأی به استیفای حقوقشان است که بسیار غم‌انگیز است.

    تضاد لییرالیسم آمریکایی با سوسیالیسم چینی

    «کارخانه آمریکایی»، مستند تقابل و تضاد است؛ نه‌فقط تضاد فرهنگ شرق و غرب که تقابل سنتی سرمایه‌داری با طبقه کارگر. طبقه مولد ارزش که صدایی برای بیان مطالبات و حقوق خود ندارد و در اقتصاد جهانی‌شده امروز، استثمارگر، سیستم اقتصادی و نه یک فرد است. در لایه‌ای دیگر با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، تقابل آمریکا و چین است. دو غول بزرگ اقتصادی جهان که حالا در دوران «دونالد ترامپ»، فصل جدیدی از جنگ تجاری میان آن‌ها آغازشده بود. حالا در کارخانه آمریکایی، سوسیالیست‌های ضد کارگر! در قلب آمریکا لانه کرده‌اند و فیلمساز به‌خوبی به‌نقد تناقض‌های آن‌ها پرداخته است.

    با تقابلی چندلایه در مستند روبرو هستیم. سطح ظاهری آن یک «تفاوت فرهنگی» و جامعه‌شناختی است؛ اما در لایه زیرین، فیلمساز می‌خواهد دو فلسفه حکمرانی در شرق و غرب را موردانتقاد قرار دهد که یکی از آزادی و دیگری از عدالت غفلت کرده استمستند در شرح تقابل، اصلاً گرفتار کلی‌گویی نمی‌شود و تلاش دارد با جزئیات، عرصه تضاد را ترسیم کند. فیلمساز در طراحی ساختار مستند، تقابل دو فلسفۀ سیاسیِ شرقی و غربی؛ یعنی «سوسیالیستم تک‌حزبی» چینی و «نئولیبرالیسم» آمریکایی را به‌خوبی نمایان کرده است. به همین جهت نیز هست که این مستند هم در باب «آزادی» و هم پیرامون «عدالت و برابری»است. آنجا که می‌خواهد حق داشتن صدا برای کارگران را فریاد کند، عرصه بیان آزادی و حقوق شهروندی است و سوسیالیسم دیکتاتوری چینی را نقد می‌کند و آنجا که مناسبات سرمایه‌داری جهانی در ایالات‌متحده را زیر سؤال می‌برد، عرصه بیان ارزش عدالت و برابری است و به‌نقد نئولیبرالیسم آمریکایی پرداخته است.

    بنابراین با تقابلی چندلایه در مستند روبرو هستیم. سطح ظاهری آن یک «تفاوت فرهنگی» و جامعه‌شناختی است؛ اما در لایه زیرین، فیلمساز می‌خواهد دو فلسفه حکمرانی در شرق و غرب را موردانتقاد قرار دهد که یکی از آزادی و دیگری از عدالت غفلت کرده است. مستند «کارخانه آمریکایی» با مفهوم آزادی و برابری دست‌وپنجه نرم می‌کند. مستندساز با ظرافت نشان می‌دهد فهم طرفین تقابل از کنش‌های یکدیگر نیز ممکن نیست و از همین جهت نیز هست که از رفتارهای یکدیگر حیرت‌زده می‌شوند. مثلاً درجایی از مستند، کارگران آمریکایی در کارخانه‌ای چینی با پلاکاردهایی دست به اعتراض می‌زنند و آزادانه در محیط کارخانه نسبت به شرایط کار معترض‌اند. این‌ها همان ویژگی فرهنگی «لیبرالیسم آمریکایی» است که برای «سوسیالیسم دولتی» چینی‌ها اساساً فاقد معنا است.

    مستندساز تلاش دارد، موضع بی‌طرفانه خود را ترسیم این دو فرهنگ اجتماعی و کاری متغایر حفظ کند. به همین جهت درحالی‌که شرایط کاری دو طیف کاملاً یکسان است، کارگران چینی از کارشان رضایت دارند؛ گرچه دل‌تنگ خانواده و دوری از وطن هستند و کارگران آمریکایی ناراضی و معترض از دستمزد پایین نسبت به دوران حضور کاری‌شان در «جنرال موتورز» ترسیم می‌شوند. بنابراین مستندساز نه شکل چینی کار را می‌کوبد و نه روحیه اعتراضی و نقه‌زن آمریکایی را زیر سؤال می‌برد؛ بلکه تنها پارادایم و دیدگاه فکری این دو فرهنگ کاری را نشان می‌دهد.

    بااین‌حال، مستندساز درنهایت آنچه ورای این تضاد دنبال می‌کند را مطرح می‌کند: « در این بازی و تقابل، آن‌که درنهایت بازنده است، طبقه کارگر است که در حال له شدن و تحت‌فشار است». نه سوسیالیست‌های تازه‌وارد چینی، امیدی برای طبقه کارگر آورده و نه آمریکایی‌هایی که سال ۲۰۰۸ با تعطیلی جنرال موتورز، هزاران آمریکایی را بیکار کردند. لذا ماجرا، روایت یک جدال قطعی نیست؛ بلکه تلاش برای فهم هر طرف از یک وضعیت غیر رضایت‌بخش است.

    دغدغه‌های کار

    آنچه باعث نگرانی در مورد این مستندها است و در این مستند نیز تاحدودی دیده می‌شود، پراکندگی و جزئیات متنوع و غیرمرتبط است؛ اما فیلمسازان به‌سرعت یک خط روایت واضح و محکم را ایجاد می‌کنند؛ گفتگوی همدلانه با کارگران چینی و آمریکایی که هرکدام یک قصه جداگانه دارند؛ در خدمت روایت اصلی قرار می‌گیرد. دل‌تنگی، دستمزد پایین و شرایط سخت زندگی کارگران، خانه‌های کوچک، کار در دمای ۲۰۰ درجه همه و همه خرده قصه‌های این کارگران در محیط کار و اطرافش است و تا حدودی به نظم می‌رسد گرچه نماهای اضافه نیز به نظر می‌رسد.

    «کارخانه آمریکایی»، شناور و تا حدودی و مملو از افراد سرزنده در هر دو طرف است. آمریکایی‌ها، چینی‌ها را به کباب  دعوت می‌کنند و به آن‌ها نشان می‌دهند که چگونه تفنگ و تپانچه را شلیک کنند؛ زیرا شهروندان معمولی چینی، نمی‌توانند اسلحه داشته باشند. اما در مستند تماماً با افراد تیپ روبرو هستیم؛ اما شاید بیش از همه با شخصیت «دانگ»؛ سرمایه‌دار میلیارد چینی و رئیس شرکت آشنا می‌شویم و تا حدودی ساخته می‌شود. یک شخصیت غیردوست‌داشتنی، عبوس، نسبتاً نفرت‌انگیز و تا حدودی ترسناک که البته گاه خاکستری نیز شده است. حداقل دو مونولوگ او که در مستند بیان می‌شود این وجه خاکستری شخصیت را پررنگ می‌کند. یکی داخل هواپیمای شخصی‌اش که سعی می‌کند  نحوه برخورد کارگران با کار را بفهمد و از خود شکایت می‌کند که چرا «من نمی‌توانم آن‌ها را مدیریت کنم؛ تا می‌خواهم آن‌ها را مدیریت کنم، با ابزار اتحادیه فرار می‌کنند» و مهم‌تر در نزدیک پایان مستند او با خود می‌گوید واقعا من خادمِ اقتصاد جهانی هستم یا خیانتکار!

    در پایان، مستند از حرکت به سمت جهان بدون کار می‌گوید. پایان مستند، نوید آینده غم‌انگیزتری برای دنیای کار است. در آینده کار، پدیده و روند غالب، اتوماسیون و ماشینی شدن کارها است. سرمایه‌دار میلیارد چینی، قدم‌زنان به اخراج کارگران و جایگزینی ربات‌ها و ماشین‌های هوشمند جدید به‌جای انسان فکر می‌کند.در پایان هنوز یک شغل، یک کار است. نمای پایانی، مدیران چینی با ظرافت در حال قدم زدن بر روی زمین هستند و نشان می‌دهند که به‌زودی اتوماسیون با کدام کارمندان روبرو خواهد شد. کارمندان در معرض خطرهای ایمنی و سلامتی متعدد بوده و خواهند بود.

    کارخانه آمریکایی، نقد سرمایه‌داری در فرم‌های شرقی و غربی است

    مستند، نگاه پویایی بین کارگران و کارفرمایان در اقتصاد جهانی‌شده، قرن بیست و یکم دارد و از جهت‌های مختلفی، همدلانه و در تلاش برای ائتلاف جهانی طبقه کارگر است. «کارخانه آمریکایی»، یک تراژدی جذاب در مورد ناسازگاری کارگران آمریکایی و چینی است و به ما یادآوری می‌کند که جهان جدید، چه چیزهایی دارد و چه چیزهایی ندارد. سرمایه‌دار چینی، در «کارخانه آمریکایی» می‌گوید: «مهم‌ترین چیز این نیست که چقدر پول به دست می‌آوریم؛ آنچه مهم است این موضوع است که دیدگاه آمریکایی‌ها نسبت به چین و مردم آن چیست»؛ و در ادامه می‌گوید: «سرزمین مادری، مثل مادر است؛ تغییرناپذیر و ارزشمند».

    مستند، یک فیلم سیاسی نیز هست؛ بااین‌حال، گرفتار طرح بیش‌ازحد ایدئولوژی خود نمی‌شود و به آشفتگی نمی‌رسد. نقاط ارتباطات سیاسی را با هوشمندی به هم وصل کند و روابط میان مدیران چینی و کارگران آمریکایی را نسبتاً خوب می‌سازد. داستان مسائل همیشگی کارگران یقه آبی طرح و استدلال‌های مشهور ظهور پیدا می‌کند: کارخانه در حال زیان است، اتحادیه‌ها در عقب‌نشینی هستند، رئیس‌ها قدرتمند و ثروتمند باقی می‌مانند و این تضاد ادامه‌دار است.

    تماشای کارخانه آمریکایی، تماشای نئولیبرالیسم است؛ تماشای سرمایه‌دار گول‌زن و فریبنده. مایه ناامیدی است که اقتصاد سرمایه‌داری همیشه در آشفتگی است؛ مشاغل دائم از بین می‌روند یا با مشاغل کمتری جایگزین می‌شوند. «کارخانه آمریکایی»، هیچ پاسخ ساده‌ای ارائه نمی‌دهد؛ احتمالاً زیرا هیچ پاسخ آسانی وجود ندارداگرچه مستند «کارخانه آمریکایی»، خرده داستان‌های زیادی پیرامون دو فرهنگ متضاد در محل کار دارد تا بداند چگونه این دو گروه تعامل می‌کنند، اما روایت آن با علاقه دو فیلمساز در مستندسازی، حول مبارزات رادیکال کارگری در آمریکا و درگیری‌های آن با زیرساخت‌های سرمایه‌داری این کشور، همخوانی دارد. این دو، در ادامه مستندسازانی مانند «مایکل مور» (و البته مستند مشهور او «راجر و من» در سال ۱۹۸۹) نقد مناسبات سرمایه‌داری و ظلم به طبقه کارگر نهفته در این سیستم را دنبال می‌کنند.

    بااین‌حال در مستند «کارخانه آمریکایی»، دو فیلمساز کار مهم‌تری کرده‌اند: آن‌ها نشان داده‌اند که سرمایه‌داری همیشه، میان دو لبه تیز است و پیچیدگی موضوع اقتضاء می‌کند که ساده‌انگارانه با پدیده روبرو نشویم. خلق شغل‌های جدید با سرمایه‌گذاران خارجی خوب و لازم است؛ اما کیفیت، پایداری و انصاف در این شغل‌ها نیز شرط لازم است و یکی را نمی‌توان فدای دیگری کرد. چون ماهیت سرمایه‌داری از نگاه دو مستندساز، این‌چنین لغزان و سیال است، مستند «کارخانه آمریکایی» اساساً در هیج‌جا همه سیاه‌وسفید نیست. به همین جهت هم هست که شخصیت سرمایه‌دار چینی که اشاره شد، کامل شرارت‌آمیز و بدخواه نیست و خاکستری است. او صرفاً بهره‌وری را با خوشبختی برابر می‌کند و انتظار دارد که کارگران آمریکایی، نه‌تنها احساس یکسان مانند کارگران چینی داشته باشند، بلکه از فرصت تجربه چنین خوشبختی سپاسگزار باشند.

    این فیلم مطمئناً طرفدار اتحادیه‌ها و تشکل‌های کارگری است. دو مستندساز اثر؛ ریچرت و بوگنار با سابقه مستندسازی حرکات مردمی نیز بر این ادعا صحه می‌گذارند. هالیوود علاقه زیادی به نمایش آثار در مورد اتحادیه‌های کارگری و مسائل آن‌ها ندارد و این مستند احتمالاً یک استثناء در این جریان غالب دیده شود. نکته جالب در مورد ساخت این مستند، اجازه شرکت «فویائو» به فیلمبرداری همه‌چیز است. طبق مصاحبه دو فیلمساز، گروه فیلمسازی، حدود سه سال در کارخانه فیلمبرداری کرده و بیش از ۱۲۰۰ ساعت ضبط تصویری داشته است.

    مستند، حاوی حقایق اقتصادی سخت پیرامون وضعیت آمریکا است. این‌که چهره فریبنده سرمایه‌داری با ظاهری بخشنده و زیبا، به‌تدریج عامل رنج گسترده انسانی می‌شود، به‌خوبی به تصویر کشیده می‌شود. آنچه «شومپیتر» با عنوان فرآیند «تخریب خلاقانه» در درون سرمایه‌داری در اوایل سده بیستم طرح کرد، آرام‌آرام پرده از صورت ریاکارانه سرمایه‌داری برمی‌دارد؛ اینکه سرمایه‌داری با انسان، محیط‌زیست و جامعه امروز ما چه کرده است! نه سوسیالیسم دولتی چینی و نه نئولیبرالیسم آمریکایی هیچ‌کدام به آرمان‌شهری که وعده داده بودند، پایبند نماند و به بن‌بست رسیدند.

    تماشای کارخانه آمریکایی، تماشای نئولیبرالیسم است؛ تماشای سرمایه‌دار گول‌زن و فریبنده. مایه ناامیدی است که اقتصاد سرمایه‌داری همیشه در آشفتگی است؛ مشاغل دائم از بین می‌روند یا با مشاغل کمتری جایگزین می‌شوند. «کارخانه آمریکایی»، هیچ پاسخ ساده‌ای ارائه نمی‌دهد؛ احتمالاً زیرا هیچ پاسخ آسانی وجود ندارد. بااین‌حال مستند در همین‌جا می‌ماند و به دام محافظه‌کاری می‌افتد؛ گویی هیچ سیستم بهتری در دسترس نیست و باید با واقعیت کنار آمد. شاید تنها جایی که مستند کمی چهره رادیکال می‌گیرد، در سخنرانی یکی از کارگران در دفاع اتحادیه شکل ‌می‌گیرد: جایی که او از طبقه برنده و حاکم در آمریکا سخن می‌گوید که قواعد را به نفع خود و به هزینه طبقه کارگر بازنویسی کرده‌اند. در سخنرانی کوتاه او، به‌خوبی نابرابری ساختاریافته جامعه آمریکایی ترسیم‌شده است؛ روایتی که «جوزف استیگلیتز» در کتاب «بهای نابرابری» با شرح و تفصیل تبیین کرده است.

    زمانی که «جولیا ریچرت»، یکی از کارگردانان مستند «کارخانه آمریکایی»، در مراسم اسکار ۲۰۲۰ برای دریافت جایزه خود بالای صحنه رفت، پیام واضحی فرستاد: «مردم طبقه کارگر، روزهای سخت و سخت‌تری می‌گذرانند. ما معتقدیم وقتی اتحاد کارگران دنیا شکل گیرد، اوضاع بهتر خواهد شد».

  • عجیب‌ترین مغازه ایران را در «کلید» ببینید/ داستان یک اعتماد

    عجیب‌ترین مغازه ایران را در «کلید» ببینید/ داستان یک اعتماد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه مستند، روستای قوزلو از توابع ملکان در حد فاصل آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار دارد و به واسطه وجود عجیب‌ترین مغازه ایران امروزه شهرتی ملی پیدا کرده و در مستند «کلید» به دلایل شهرت عجیب این مغازه پرداخته شده است.

    سوپر مارکت لطفی مغازه‌ای در روستای قوزلو است که حدود ۴۶۰ نفر جمعیت دارد و برای خرید از آن نیازی نیست صاحب مغازه را صدا بزنید یا منتظر شوید مغازه را باز کند، بلکه مردم وسایل موردنیاز خود را از این مغازه بدون حضور صاحب اصلی مغازه و به وسیله کلیدی که در اختیار همه اهالی روستا است برداشته و تامین می کنند. در هر زمانی می‌توانید به آنجا مراجعه کنید و هر چیزی را که نیاز دارید، بردارید. سپس پولش را در صندوق مغازه بگذارید و بروید.

    مستند «کلید» به کارگردانی شاهد سلطانی آزاد و تهیه‌کنندگی تقی یازرلو تولید شده در خانه مستند انقلاب اسلامی و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است.