

۴۱۲۶۱



به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عباس تهرانی هنرمند پیشکسوت ساز قرهنی و مؤلف کتاب «آهنگهای فولکلور» که سال های زیادی را صرف فعالیت های متعدد پژوهشی و اجرایی موسیقی کرد، روز یکشنبه ۲۵ اسفند دار فانی را وداع گفت.
عباس تهرانیتاش متولد ۱۳۰۷ در تهران، مبدع ردیف آوازی ایرانی با ساز کلارینت است که سالها با ساز غربی نوای شرقی را به گوش علاقمندان موسیقی رساند. او از آخرین نوازندگان قرهنی در موسیقی ایرانی بود که در سالهای دور، از محضر اساتید برجستۀ موسیقی بهرهها برد. این هنرمند از دوران کودکی مجذوب موسیقی شد و خیلی زود در ارکسترها و رادیو راه پیدا کرد. وی در رادیو تلویزیون فعالیت داشت و در آموزشگاه موسیقی به تدریس شاگردان اشتغال داشت.
او تحصیل جدّی موسیقی را ابتدا در محضر سروان مینباشیان (افسر موزیک نظام) آغاز کرد. سپس در هنرستان عالی موسیقی ثبت نام و در این حین نزد استاد حسینعلی وزیریتبار ردیفهای موسیقی ایرانی را فرا گرفت.
پس از تأسیس رادیو همکاری خود را با این رسانه فراگیر آغاز کرد و در برنامههای موسیقی رادیو ارتش نیز شرکت میجست. کار نوازندگی خود را در ارکستر بزرگ مهدی خالدی و همچنین ارکستر برادران نورین دنبال کرد و سپس به ارکسترهای علی محمّد نامداری و شاپور نیاکان پیوست. همچنین با ارکستر شمارۀ ۳ به سرپرستی حسین شهبازیان و نیز ارکستر «شما و رادیو» به سرپرستی ناصر زرآبادی همکاری بسیاری داشت و پس از تشکیل برنامه «گلها» به همت داود پیرنیا به جرگه نوازندگان گلها پیوست.
عباس تهرانی به غیر از کلارینت که ساز تخصصی اوست با نواختن اکثر سازهای بادی بهویژه ساکسفون آشنایی کامل دارد. از آثار صوتی او پس از انقلاب میتوان به آلبوم «تکنوازان ۱» اشاره کرد که ایشان با همراهی هنرمند ارزنده تنبک آقای ایزد کاویانی به تکنوازی و بداههنوازی در مایۀ دشتی، دستگاه ماهور، دستگاه همایون، بیات ترک و بیات اصفهان پرداخته است.
۲۵۸۲۵۸



بهگفته یاسایی؛ در این مسابقه بحث کیفی و کار حرفهای مد نظر نخواهد بود. تنها تلاش ما این است در این شرایط کسانی که دستی در موسیقی دارند هنر خود را در این دقایق محک بزنند و به مردم معرفی کنند و افراد علاقهمند به خوانندگی یا نوازندگی چه بهصورت تک نفره یا گروهی ویدوئوها را به آدرس اعلام شده ارسال میکنند تا در صفحه ایسنتاگرامی انجمن موسیقی استان بارگذاری بشود.
داوران این مسابقه خود مردم و مخاطبین این برنامه هستند. ما بهدنبال ایجاد انگیزه بیشتر برای جوانان و علاقهمندان به موسیقی هستیم تا درهر سطح هنری بتوانند هنر خود را به مردم عرضه کنند. ویدئوهای برتر هم براساس تعداد مخاطبینی که آثار را پسندیده باشند (لایک) مشخص میشوند.
وی افزود: اگر بخواهیم با حضور کارشناسان موسیقی این آثار را بهصورت تخصصیتر بررسی کنیم عملاً جامعه هدف ما کوچکتر خواهد شد. از سوی دیگر در این مقطع بهدنبال آن بودیم مشغولیتی برای مردم درست شود و مهم این است که همه باهم در یک کار مشارکت داشته باشیم و در مورد کارهای یکدیگر صحبت کنیم. البته مشارکت در این برنامه مختص به هنرمندان و علاقهمندان به موسیقی شهر کرمان نیست و از همه شهرهای ایران حتی خارج از ایران میتوانند در آن شرکت داشته باشند و در فضای مجازی آثار خود را به اشتراک بگذارند.
رئیس انجمن موسیقی کرمان درباره اهمیت فضای مجازی در معرفی کارهای هنری اضافه کرد: استعداهای موسیقی در این کشور هستند که گمنام ماندهاند یا شرایط حضور و معرفی کارهای خود را نداشتهاند. بهعنوان مثال نوازنده ای را میشناختیم که بسیار زیبا در یک جای دور افتاده فعالیت داشت و شاید اگر ۲۰ سال پیش بود هیچ وقت نمیتوانست هنر خود را به مردم معرفی کند. بنابراین فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی در این امر بسیاراثرگذار هستند. حتی یکی از دوستانی که در جشنواره موسیقی جوان حائز مقام و رتبه شده بود از ما درخواست کرد در این مسابقه شرکت کند و این نشان می دهد مردم ما به هنر و موسیقی علامندند و نسبت به آن گرایش دارند و به نظرم از این به بعد هم میتوانیم از طریق ارسال این ویدئوها استعدادهای خوب موسیقی کشورمان را شناسایی و معرفی کنیم.
۲۴۱۲۴۱



دوست داشته باشیم یا نه، مافیای موسیقی و پدرخوانده باشد یا نه، محسن رجبپور به هر شکل و عنوانی، چهره موثری در حوزه موسیقی ایران در حدود سه دهه گذشته بوده است.
از جمله و لحن معروف و حاشیه سازش در نشست خبری معرفی حامد همایون مبنی بر اینکه «من یک تاجرم!» تا بیاباییاش در دفاع از خود پس از سوال: «استثمار خوانندهها با قراردادهای ترکمنچای»، صراحتش درباره مارکتینگ و جنبههای اقتصادی حوزه مدیریت و تهیه کنندگی موسیقی جالب توجه است. اما مثل خیلی از تهیهکنندههای نسل جدید، هرگز از بیان میزان درآمد و پولسازیاش در موسیقی فراری نیست. معتقد است که صنعت موسیقی بر اساس مولفههای اقتصادی توجیهپذیر است ولی کیفیت محصول فرهنگی، تفاوتها را نشان میدهد. محصولی که برای مخاطب عمومی تعریف میشود و برآمده از یکسری اصول مراقبتی و مدیریتی مهم و اثرگذار است.
محسن رجب پورِ این سالها، به عنوان رئیس صنف موسیقی در مواجهه با مدیران ارشد فرهنگی هم نسبت به حقوق اهالی فرهنگ و هنر، بیمحاباتر شده است. بخشهایی از حرفهای رجبپور را مرور میکنیم
— اول بگویم که این موضوع در موسیقی سنتی ایران هم بود. اصلا به نظرم سرمنشاء مخالفتها با شروع موج جدید موسیقی پاپ بعد انقلاب سلاطین و مشاهیر موسیقی ایرانی و سنتی بودند. آن اوایل، همین بزرگان موسیقی ایرانی، خوانندههای جریان جدید موسیقی پاپ را نه یک هنرمند، که یک معضل میدانستند. من تهیهکنندگی موسیقی را از سال ۱۳۶۸ آغار کردهام و امروز در واپسین روزهای سال ۹۸ هستیم. در این سالها چیزهای مختلفی دیدهام. اتفاقات و بلاهای مختلفی را از سر گذراندهام. اگر یک روز بشود همه آنها را گفت، آنهایی که در بیست سال اخیر به دنیا آمدهاند، قطعا باورش برایشان سخت خواهد بود.
— وقتی جنگ تمام شد، حاکمیت به مرور به این نتیجه رسید که شکاف خیلی زیادی بین قشر جوان و نوجوان آن دوره (عمدتا متولید ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ که آرام آرام ۱۶ ساله شده بودند)، و حوزه موسیقی وجود دارد. چون موسیقی در ایران هم تولید نمیشد و عمده آثار آن دوره از لس آنجلس و خارج از ایران وارد می شد. آن جریان به سرعت در حال تغییر سبک زندگی جوانان آن دوره شده بود. آن خارج نشینها که متولد ایران بودند از دید خیلی ها غیرخودی بودند و هنرمندانی که در کشور حضور داشتند، خودی. تفاوت ایدئولوژیک بزرگی هم که بین این دو قشر از دید حاکمیت وجود داشت، یک دودستگی بزرگ با فاصله زیاد را باعث شده بود.
— پاپ داخلی بالاخره راهش را باز کرد و جلو آمد تا گوشها از لس آنجلس به سمت تهران بچرخد. فضای پاپ داخلی خیلی زود با یک سیاست گذاری درست مسیرش را پیدا کرد و با سرعت نور همهگیر شد. البته که این جریان هم آنقدرها آسان نبود و جمله قصار آن زمان که در یک جلسه مهم درباره مجوز گرفتن پاپ داخلی مطرح شد، هیچوقت فراموش نمیکنم که یکی از مقامهای مسئول مهم آن دوره با افتخار می گفت: «به پاپ مجوز دادیم که به راک مجوز ندهیم!»
— بین ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ همه ایرانی های سراسر دنیا موسیقی پاپ داخل ایران را گوش می کردند. سیاستگذاری های داخلی به شدت جواب داده بود و پاپ داخلی با سرعت نور در همه جای دنیا برای ایرانیها همهگیر شد. اما باز هم تغییر سیاست برخی مدیران و محافظه کاری و فقدان مدیریت در دوره های بعد از این سالها، دوباره باعث شد موسیقی پاپ ایران از خارج کشور وارد داخل شود و دوباره سرِ قیف به سمت خارج ایران بچرخد و آن وری ها دوباره اوج بگیرند. هر چند هنرمندان داخلی هم نقش خود را در این چرخه داشته و دارند ولی نه به پررنگی دوران طلایی بین ۷۶ تا ۸۲ و ۸۳. امیدوارم باز هم سوءبرداشت از حرفهای من نشود. من اشتیاق و هیجانی در دو قطبی کردن موسیقی داخلی و لسآنجلسی نداشته و ندارم. خیلی کلان تر دارم حرف می زنم.
— آرمین زارعی از نظر من در این دوره نجنگید، یک بار مُرد تا دوباره زنده شود و در کشورش برای مردم خودش بخواند. می توانست برود میلیاردها تومان دربیاورد ولی ماند و حرف گوش کرد و صبوری کرد. من معتقدم که به همه خواستههای جامعه باید توجه کرد. اگر شاخ و برگ اضافهای وجود دارد باید آن را هرس کرد. چیزی که به ضرر جامعه است، نباید گسترشش داد. مخاطب موسیقی باید سبک و ژانر مورد علاقه خود را با محتوای سالم بشنود و خواسته هایش ارضاء شود.
— همکاران من دو دستهاند؛ دسته اول آنهایی هستند که فکر میکنند راه بزرگ شدنشان در خراب کردن پیشکسوتهاست. دسته دیگری هم هستند که فکر میکنند فقط باید پول درآورد. به هر دوی این دو دسته می گویم که راهی را که ما رفتهایم، شما هم باید بروید و خواهید دید که دیگران چه بلاهایی سرتان خواهند آورد. آن روز خودتان حال من را درک میکنید؛ البته از حق نگذریم که بسیاری از همکارانم نیز در این مسیر با من همدل و همراه بودند. پس سعی نکنیم مسیری را که سالها برای باز شدنش تلاش شده است، ببندیم. چون قطعا خودتان هم در آن می مانید و گرفتار خواهید شد.
۲۴۱۲۴۱



به گزارش خبرگزاری مهر، هیات مدیره بیمارستان جم تهران ساعت ۱۴:۲۵ روز شنبه ۲۴ اسفند با انتشار بیستمین اطلاعیه خود از مراحل اماده سازی این مرکز درمانی برای ترخیص محمدرضا شجریان و ادامه درمان در منزل این هنرمند خبر داد.
در اطلاعیه شماره ۲۰ هیات مدیره بیمارستان جم آمده است:
«در راستای اطلاع رسانی به مردم هنردوست و هم میهنان عزیز در کمال مسرت به استحضار می رساند با توجه به بهبود جمیع شرایط، استاد از لحاظ کلیوی، قلبی و ریوی با نظر پزشک معالج، ایشان آماده ترخیص و پیگیری ادامه درمان در منزل زیر نظر پزشکان معالج می باشند.»



یکی از این بازیگران، بهنوش بختیاری است که به تازگی پایش به حوزه موسیقی هم باز شده و در صفحهاش، تک آهنگها و قطعات خوانندههای جوان و گمنام را تبلیغ میکند. پیشتر یکی از فعالان موسیقی ادعا کرده بود تعرفه این بازیگر برای تبلیغات قطعههای خوانندههای جوان در اینستاگرام از ۸ تا ۴۰ میلیون تومان، بسته به حضور خودش، متغیر است. تک آهنگ ماشینی و فانتزی! تازهترین فعالیت تبلیغی بهنوش بختیاری در موسیقی، تبلیغ خوانندهای جوان به نام محمدرضا شعبانزاده و تک آهنگ او به نام «دل و دلبر» است.
بختیاری در این ویدئو در توصیف آهنگ میگوید: «این تک آهنگ خیلی ماشینیه؛ خیلی ژیگوله؛ خیلی فانتزیه. من که خودم خیلی لذت بردم. شما هم گوش بدین، فکر کنم شما هم خوشتون بیاد» و بعد صدای خواننده را میشنویم که میخواند: «عجبم در عجبم از رخ زیبای تو/ جون ناقابلو میدم واسه چشمای تو»! در ادامه تصویر و صدای خواننده را در حال خواندنِ «دل و دلبر» با ریتم موسیقی شش و هشت میبینیم و میشنویم و خانم بازیگر را هم فنجان چای به دست و هدفون به گوش در حال لذت بردن از این آهنگ رؤیت میکنیم!
دست به دامانِ سلبریتیها برای تبلیغ
بهنوش بختیاری حدود دو ماه پیش هم با حضور در یک ویدئو، تک آهنگِ خوانندهای جوان به نام رضا صبور را تبلیغ کرده بود؛ البته با سبکی متفاوت و با نشستن به همراه خواننده در اتومبیل و گوش سپردن به آهنگی که اینطور شروع میشود: «دیوونهتر از اینام/ که با پای خودم بیام/ بگم چقدر تو رو میخوام/ تو باید بگیری خودت/ که چه حسی دارم بهت»! به نظر میرسد این روزها در صفحههای مجازی فقط یک قاعده حکم فرماست و آن این که «پول بده، تبلیغ میکنم»؛ حالا هر تبلیغی و از هر نوعی میخواهد، باشد. گویا بازیگران هم برخلاف وظیفه و مسئولیت اجتماعیشان از این قاعده مستثنا نیستند.
۱۷۳۰۲


در حقیقت سهم شاعر را به حساب زندگیات میریزی؛ سهمی که در جهان تو مجهول است، نه احصا و نه ابتیاع میشود، نه در شماره میآید و نه نقدا محاسبه میشود، اما جریان دارد: مثل زمان، مثل هوا، مثل زندگی که نزدیک توست و تو فکر میکنی باید باشد…
شاعر که بمیرد، صدایی از جهان کم میشود و رازهایی پنهان میماند و حرفهایی نگفته؛ مرگِ شاعر پایانِ بخشی از خوشیهای جهان است…
شاعری که بین آهنپارههای ابزارِ زیست در جهانِ مدرن له شد، بخشی از خاطرات شما بود؛ ملایم و طناز، آرام و امن، مالک لبخند اولِ پیش از سلام و تبسم آخرِ پیش از وداع، صلحبان و آشتیجو، نازک و ظریف و راهگشا و چارهگر.
از افشین یداللهی، جز نیکی نشنیدم و ندیدم، از شاعری رفتهرفته به ضرورتِ تصنیف و ترانه در حیات بشر امروز پی برد و در علم عروض و ایقاع مجرب شد؛ تلفیق و آراستن کلام و چاشنی عرفانی کمرنگ در ترانههای معنوی -نهچندان که پیچیده و عامهگریز باشد- و غنای تغزل و حماسه در وطنیات و جوشِ عاطفه در عاشقانهها.
معلم و مربی و مدیر و مرجع جوانان جویای ترانه و تصنیف بود و امین، خانه ترانه و دوست من در میدانی که آشفته و پررهرو بود، فانوسی که اطراف و اطرافیانش را به نظر میآورد و روحِ پذیرندهای که سبک بود و سبکبار.
حفرهها بیشتر به چشم میآیند و شاعران در نبودن چشمگیرترند…

* ۲۵ اسفند، سومین سالگرد درگذشت افشین یداللهی است
۵۷۲۴۵