نمایشی که اولین اجرایش با موشکباران متوقف شد/ حراج یک میراث
نمایشی که اولین اجرایش با موشکباران متوقف شد
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد میشود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «باغ آلبالو» به کارگردانی اکبر زنجانپور میتواند گزینه مناسبی باشد.
«باغ آلبالو» نوشته آنتوان چخوف و کارگردانی اکبر زنجانپور سال ۹۵ با حضور بازیگرانی چون کریم اکبری مبارکه، مهدی میامی، پرستو گلستانی، هوشنگ قوانلو، قربان نجفی، بهناز بستان دوست، محسن بهرامی، بهار نوحیان، گیلدا حمیدی، حامد زحمتکش، مهسا باقری، حمیدرضا حیات در تالار وحدت به صحنه رفت.
«باغ آلبالو» داستان یک زن اشرافزاده روس و خانوادهاش است که به علت مغروض بودن، رو به ورشکستگی هستند و باغ آلبالوی خاطرهانگیزشان در گرو بانک است و چون خانواده غیر از قرض عایداتی ندارد، قرار است در موعد معینی باغ و ملکشان حراج شود.
زنجانپور سال ۶۶ نیز این نمایش را برای اجرا آماده کرده بود اما به دلیل موشک باران تهران و اصابت موشک در نزدیکی تالار وحدت اجرای نمایش در شب دوم متوقف شد و این کارگردان بعد از ۲۹ سال و در سال ۹۵ توانست مجددا این اثر نمایشی را روی صحنه بیاورد.
این هنرمند پیشکسوت تئاتر در سالهای قبل آثار دیگر چخوف از جمله «مرغ دریایی»، «سه خواهر»، «ایوانف» و «دایی وانیا» را به صحنه برده و مجددا به سراغ «باغ آلبالو» آمده است تا در عین وفادار بودن به نگاه و جهان بینی نویسنده با دیدگاهی امروزی به این اثر شناخته شده و جذاب دنیای نمایش بنگرد.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند
ه گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم پیشنهاد میشود علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «متاستاز» به کارگردانی عیل اصغر دشتی میتواند گزینه مناسبی باشد.
این اثر نمایشی که شیوه اجرایی آن مستند – فیزیکال است به موضوع همپایان بیماران مبتلا به سرطان و ابعاد عاطفی این همراهی میپردازد.
متاستاز اثری مستند با ساختاری روایی است که بر اساس ورک شاپهای کارگردان با هنرجویانش شکل گرفته است؛ نمایشی که به مبحث سرطان و خانوادههای بیماران سرطانی میپردازد و بیشتر درباره افرادی است که درگیر بیماری یکی از اعضای خانواده خود بوده یا هستند که از آنها به عنوان «همپا» یاد میشود.
«متاستاز» از همپایان بیماران سرطانی میگوید/ تئاتری که تئاتر نیست
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم پیشنهاد میشود علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «متاستاز» به کارگردانی عیل اصغر دشتی میتواند گزینه مناسبی باشد.
این اثر نمایشی که شیوه اجرایی آن مستند – فیزیکال است به موضوع همپایان بیماران مبتلا به سرطان و ابعاد عاطفی این همراهی میپردازد.
متاستاز اثری مستند با ساختاری روایی است که بر اساس ورک شاپهای کارگردان با هنرجویانش شکل گرفته است؛ نمایشی که به مبحث سرطان و خانوادههای بیماران سرطانی میپردازد و بیشتر درباره افرادی است که درگیر بیماری یکی از اعضای خانواده خود بوده یا هستند که از آنها به عنوان «همپا» یاد میشود.
در راهنمای این نمایش، ذکر شده بود: «به ازای هر بیمار مبتلا به سرطان، حداقل سه نفر به شکل مستقیم درگیر هستند و از این سه نفر، یک نفر تمام وقت و قوای خود را وقف بیمار میکند. بر اساس آمار، در حال حاضر ۴۰۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان در ایران وجود دارد و اگر برای هر بیمار، سه همپا در نظر بگیریم در نتیجه حداقل یک میلیون و ۲۰۰ هزار ایرانی، همپای بیماران مبتلا به سرطان هستند. با توجه به افزایش سالانه ۹۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان در ایران، سالانه ۲۷۰ هزار همپا به جمع همپاهای بیماران مبتلا به سرطان اضافه میشود.»
شیما مهدوی، ایلناز شعبانی، یاسمن ادیبی، مهتاب پرنیان، فاطمه صادقی و با همراهی ملیکا روحانگیزی در این اثر نمایشی به ایفای نقش میپردازند.
این اثر نمایشی تولید سال ۱۳۹۴ است که روی پوستر آن نوشته شده بود: «این یک تئاتر نیست!»
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در ویاودیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
گروه هنر-آروین مؤذنزاده: سال ۹۸ سالی پرفرازونشیب برای تئاتر ایران در عرصه مدیریت و همچنین فعالیت هنرمندان بود و در اواخر سال نیز شیوع بیماری کرونا و تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری باعث شد عملاً چرخ تئاتر از کار بیفتد و فعالیت اهالی تئاتر به نوعی متوقف شود.
نکته مورد توجه در طول سال ۹۸ این بود که بیشتر از اینکه نام یک چهره تئاتری و فعالیتهایش برسر زبانها بیفتد این گروههای تئاتری بودند که شناخته شده و در کارشان موفق بودند.
در این گزارش به روال سال گذشته به معرفی ۵ چهره و البته گروه نمایشی شاخص عرصه تئاتر در سال ۹۸ پرداختهایم؛ افراد و گروههایی که با عملکرد و فعالیتشان توانستند رخدادهای یکسال از تئاتر کشور را رقم بزنند.
خبرسازان «تئاتر» در سال ۹۸/ گروههایی که از نامها فراتر رفتند
خبرگزاری مهر -گروه هنر-آروین مؤذنزاده: سال ۹۸ سالی پرفرازونشیب برای تئاتر ایران در عرصه مدیریت و همچنین فعالیت هنرمندان بود و در اواخر سال نیز شیوع بیماری کرونا و تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری باعث شد عملاً چرخ تئاتر از کار بیفتد و فعالیت اهالی تئاتر به نوعی متوقف شود.
نکته مورد توجه در طول سال ۹۸ این بود که بیشتر از اینکه نام یک چهره تئاتری و فعالیتهایش برسر زبانها بیفتد این گروههای تئاتری بودند که شناخته شده و در کارشان موفق بودند.
در این گزارش به روال سال گذشته به معرفی ۵ چهره و البته گروه نمایشی شاخص عرصه تئاتر در سال ۹۸ پرداختهایم؛ افراد و گروههایی که با عملکرد و فعالیتشان توانستند رخدادهای یکسال از تئاتر کشور را رقم بزنند.
ترکیب این افراد البته یکی از ترکیبهای ممکن از چهرههای تأثیرگذار تئاتر در یکسال گذشته محسوب میشود و مطمئناً افراد شاخص دیگری که در فضای یکسال گذشته تئاتر تأثیرگذار بودهاند نیز میتوانستند به این لیست راه یابند.
گروه «لانچر ۵»؛ بدون سلبریتی هم میتوان موفق بود
گروه تئاتر «هفتاد» یا همان گروه نمایش «لانچر ۵» را میتوان یکی از موفقترین گروههای تئاتری جوان در سالهای اخیر دانست. این گروه با استعداد و بیادعا با اجرای نمایش «لانچر ۵» در طول سال ۹۸ در سه تماشاخانه مختلف رکورد اجرای ممتد یک اثر نمایشی را زدند.
«لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی نزدیک به یک سال روی صحنه بود و اگر تعطیلات اجباری کرونایی اجرای نمایش را در تماشاخانه ایرانشهر لغو نکرده بود، این اثر نمایشی تا پایان اسفند ماه همچنان به اجرای خودش ادامه میداد. البته دور اجراهای این نمایش هنوز به پایان نرسیده چون قرار است تابستان ۹۹ نیز مجدد و برای دومین بار در تئاتر مستقل تهران به صحنه برود.
این اثر نمایشی تندیس بهترین نمایشنامه را از نوزدهمین جشنواره دانشگاهی (جایزه اکبر رادی) در سال ۹۵ دریافت کرده بود و علاوه بر تقدیر بهعنوان بهترین نمایشنامه از جشنواره تئاتر شهر در سال ۹۶، تندیس بهترین نمایشنامه را در بخش صحنهای بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی هم دریافت کرد. تقدیر در بخش بهترین بازیگر مرد در بیست و یکمین جشنواره دانشگاهی (امیر نوروزی)، نامزدی دریافت چهار جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین طراحی نور (علیرضا میرانجم) از بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی، نامزدی بهترین نمایشنامه و تقدیر بهترین بازیگر مرد و بهترین طراحی نور در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر در سال ۹۷ از دیگر افتخارات جشنوارهای این نمایش است.
«لانچر ۵» با همراهی یک گروه جوان، بدون داشتن سرمایه گذار و تهیه کننده، تبلیغات گزاف و بدون هیچ بازیگر ستارهای توانست خیلی بیشتر از نمایشهایی که با هزینههای سرسام آور و استفاده از بازیگران چهره به صحنه میروند، روی صحنه بماند و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد دیده شدن در جشنواره تئاتر دانشگاهی و جشنواره بین المللی تئاتر فجر باعث شد این نمایش مورد توجه قرار گیرد و از ۲۴ تیرتا ۸ شهریورماه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه برود.
بعد از اجرا در تئاتر شهر و استقبال مخاطبان از کار، این نمایش به تئاترمستقل تهران رفت و از شهریور تا پایان آذرماه در این تماشاخانه اجرا داشت که باز هم با استقبال مخاطبان روبرو شد و به صورت ۲ اجرایی به صحنه میرفت.
«لانچر ۵» ادامه اجراهای خود را از دی ماه در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر پی گرفت که بعد از پایان جشنواره تئاتر فجر نیز این اجراها ادامه داشت که شیوع بیماری کرونا و تعطیلی تماشاخانه اجرای نمایش را موقتاً به تعطیلی کشاند.
اتفاقات «لانچر ۵» در یک پادگان نظامی رخ میدهد و ماجرا از این قرار است که در پادگان سه تیراندازی رخ داده که به فاصله زمانی یک ماه منجر به مرگ سه سرباز شده است. به دلیل اهمیت موضوع سروان شایگان افسر دایره بازرسی از طرف ستاد کل مأمور حل و فصل پرونده میشود و در نهایت پرده از رازهایی برداشته شده و مشخص میشود که این سه قتل بی ارتباط به هم نبودهاند.
این نمایش با همراهی یک گروه جوان، بدون داشتن سرمایهگذار و تهیهکننده، تبلیغات گزاف و بدون هیچ بازیگر ستارهای توانست خیلی بیشتر از نمایشهایی که با هزینههای سرسام آور و استفاده از بازیگران چهره به صحنه میروند، روی صحنه بماند و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد. این مساله نشان دهنده اهمیت همکاری گروهی و وابسته نبودن به چهرههای سرشناس و اتکا به تواناییها و خلاقیت فردی است و البته این موفقیتها کار را برای فعالیت بعدی گروه و بازیگران و کارگردانان جوان نمایش سختتر میکند چون انتظارات از آنها بالا رفته و مخاطبان مشتاق کارهای آینده آنها هستند.
حسن معجونی و گروه «لیو»؛ محبوبیت بدون قیل و قال
گروه تئاتر «لیو» به سرپرستی محمدحسن معجونی یکی از حرفهایترین و باثباتترین گروههای تئاتری بعد از انقلاب است که در سال ۱۳۷۶ کار خود را با فعالیتهای آموزشی و کار بر روی متونی که جنبه اجرایی- بصری قویتری دارند، آغاز کرد اما شروع فعالیت اجرایی گروه به سال ۱۳۸۰ بازمیگردد.
این گروه مستقل و پرکار طی سالهای مختلف فعالیتهای زیادی را به سرانجام رساندند که جدا از روی صحنه بردن نمایشهای مختلف میتوان به راهاندازی فستیوال «مونولیو» و «میکروتئاتر»، برپایی آکادمی تئاتر «لیو» که یک مرکز تخصصی آموزش بازیگری است، پروژه آشنایی با کارگردانان نوگرای دنیای تئاتر و راه اندازی گروه «لیو سایه» که شاخه دانشگاهی گروه «لیو» است و از تعدادی دانشجو تشکیل میشود، اشاره کرد.
در اهدافی که این گروه برای فعالیتهایش درنظر گرفته، آمده است: «گروه «لیو» به دنبال ارتباط قویتر با مخاطب و مشارکت اوست. از دید این گروه، مخاطب فقط مصرفکننده نیست، بلکه همکار است. در حالی که بیشتر فعالیتهای تئاتری در ایران دولتیست، دورنمای گروه «لیو» رسیدن به تئاتری مستقل است. آموزش یکی از مهمترین ارکان گروه است که شامل آموزشهای درونگروهی، آموزشهای هنری به علاقهمندان و آموزش مخاطب میشود.»
امسال معجونی و گروهش سال پرکاری را پشت سرگذاشتند و فعالیتشان از همان ابتدای سال ۹۸ با اجرای نمایش «شهر ما» نوشته تورنتون وایلدر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز شد. همزمان با اجرای این اثر نمایشی معجونی در شهرهای رشت و شیراز مشغول کار با هنرجویانش بود که در نهایت حاصل این آموزش به اجرای نمایش «آشپزخانه» در چهار نسخه بچههای شیراز، رشت، تهران و تلفیقی از متن و بازیگران سه ورژن قبلی انجامید.
حسن معجونی در سالهایی که فعالیت میکند بدون قیل و قال و تلاش برای جذب شهرت و محبوبیت به هنرمندی محبوب و دوست داشتنی در بین اهالی تئاتر تبدیل شده است؛ هنرمندی که با وجود گسترده شدن فعالیتش در حوزه سینما، همچنان به تئاتر و امر آموزش جوانان وفادار مانده است معجونی مهر و آبان ۹۸ به ترتیب سه نسخه نمایش را که شامل اجرای گروه بازیگران شیراز، رشت و تهران میشد در تالار مولوی به صحنه برد و پس از آن از نیمه دی ماه برآیندی از این سه اجرا را در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا کرد که این اجرا قبل از تعطیلات کرونایی به پایان رسید.
معجونی در ادامه فعالیتهایش در کنار اجرای «آشپزخانه»، اجرایی از نمایش «خرس و خواستگاری» را که به زبان گیلکی در رشت تولید کرده است و تا به حال اجراهای متفاوتی به شکل رپرتوار در تماشاخانههای مختلف داشته است، به صورت محدود در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه برد و قرار بود که ادامه این اجراها در تماشاخانه ملک صورت پذیرد که به دلیل تعطیلی تماشاخانهها پرونده این اجرا بسته شد.
از دیگر فعالیتهای حسن معجونی در حوزه تئاتر در سال ۹۸ میتوان به بازی وی در نمایش «اختراع والس» نوشته ولادیمیر ناباکف و به کارگردانی سارا افشار اشاره کرد که آذر و دی در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه رفت و معجونی در نقش یک مخترع نابغه و مجنونی که سودای قدرت دارد، ایفای نقش میکرد.
حسن معجونی در سالهایی که فعالیت میکند بدون قیل و قال و تلاش برای جذب شهرت و محبوبیت به هنرمندی محبوب و دوست داشتنی در بین اهالی تئاتر تبدیل شده است؛ هنرمندی که با وجود گسترده شدن فعالیتش در حوزه سینما، همچنان به تئاتر و امر آموزش جوانان وفادار مانده و تلاش میکند نسلی تازه نفس و خلاق را به جامعه تئاتر معرفی کند.
محمد مساوات و گروه «رادیکال ۱۴»؛ ایدهپردازی میکنم پس هستم
محمد مساوات کارگردان جوان و نوجوی تئاتر و سرپرست گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» چندسالی است که نام خودش را به عنوان یک کارگردان و آرتیست آوانگارد و نوگرا بین علاقه مندان به هنرهای نمایشی جا انداخته است و در هر نمایشش چالش تازهای را پیش روی مخاطبان قرار میدهد.
مساوات نقاش، نویسنده و کارگردان تئاتر است و تاکنون در نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعددی شرکت کرده است که از جمله آنها میتوان به نمایشگاهای «اورانیوم غنیزاده» و «سمبوسه» در گالری دی اشاره کرد. از جمله اجراهای مساوات میتوان به نمایشهای «ارتش میرزا ملکم خان خانبلوکی»، «بازیخانه قیاسالدین معالفارق»، «قصه ظهر جمعه»، «خانه.وا.ده»، «بیضایی»، «بی پدر» و «این یک پیپ نیست» اشاره کرد.
او در سالهای فعالیت تئاتری خود موفق به کسب جوایز مختلفی از جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی و جشنواره بینالملی تئاتر فجر شده است. همچنین نشر بوتیمار ۲ نمایشنامه «قصه ظهر جمعه» و «یافت آباد» نوشته وی را چاپ و منتشر کرده است.
مساوات که سال ۹۷ برای نمایشهای «بی پدر» و «این یک پیپ نیست» در هفدهمین جشن سالانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر برگزیده شده بود و عنوان بهترین گروه تئاتر سال برای گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» را نیز از آن خود کرد موفقیتش را در سال ۹۸ با اجرای نمایش «بیگانه در خانه» که میتوان آن را از لحاظ فضاسازی ادامه نمایش «این یک پیپ نیست» دانست، ادامه داد.
مساوات در این اثر نمایشی به مفاهیمی چون هویت، بیگانگی، دروغ، فضای مجازی، ناتوانی در برقراری و بیان احساسات و… پرداخته و در خلاقیتی نوآورانه دوربین را به عنوان یک عنصر نامرئی در مواجهه با کاراکترهای نمایش و مرئی برای مخاطبان وارد صحنه کرده بود. وی در این اجرای نمایشی کلاژی از تئاتر و سینما را به مخاطب عرضه کرد که در این میان کفه سینما سنگینتر از تئاتر بود.
مساوات ثابت کرده که برخلاف بسیاری از همنسلانش که به متن و تمرینات مستمر و طولانی توجه زیادی ندارند و تمرکزشان بیشتر روی فرم و شیوه اجرایی است به متن و تحلیلهای متفاوتی که از نمایشنامههایش میشود در کنار فرمهای جذاب اجرایی، میاندیشد که این مساله در تئاتر امروز ایران مساله مهم و قابل توجهی تلقی میشود البته پخش تصاویر و ویدئوهایی از یک اجرای خارجی که شباهتهای زیادی به شیوه اجرایی «بیگانه در خانه» داشت حرف و حدیثهایی را درباره کپی بودن بخشهایی از نمایش در پی داشت که البته مساوات واکنشی به این نقدها نشان نداد و تنها محمد علی محمدی بازیگر نمایش این ادعا را تکذیب و عنوان کرد که از ابتدای کار در پروژه حضور داشته و این نمایش کاملاً براساس ایده پردازی مساوات شکل گرفته است.
نکته قابل توجه دیگری که در این نمایش وجود داشت حضور نوید محمدزاده با نامی مستعار و غیر معمول در نمایش بود که مساوات با آگاهی ترجیح داده بود در تمام طول اجراهای نمایش حضور محمدزاده ناشناس بماند و وی تنها در چند اجرای پایانی نمایش با برداشتن ماسکش برای چند لحظه از چهره اش رونمایی کرد.
«دینو زمام حدده» نام بازیگر ناشناس نمایش بود که با به هم ریختن حروف اسم و فامیل محمدزاده خلق شد. البته درست است که چهره این پیرزن خمیده و مزاحم آلمانی با ماسکی تیره پوشانده شده بود اما مخاطبان آشنای تئاتر از تن صدای محمدزاده میتوانستند حضور او را در نمایش تشخیص دهند.
بازی در این نقش برای محمدزاده جایزه ویژه هیأت داوران سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر را به ارمغان آورد و تندیس کارگردانی و نمایشنامه نویسی را برای مساوات و جایزه بزرگ جشنواره را هم نصیب گروه نمایش «بیگانه در خانه» کرد.
مساوات در سالهای کوتاه فعالیتش در تئاتر ثابت کرده که برخلاف بسیاری از همنسلانش که به متن و تمرینات مستمر و طولانی توجه زیادی ندارند و تمرکزشان بیشتر روی فرم و شیوه اجرایی است به متن و تحلیلهای متفاوتی که از نمایشنامههایش میشود در کنار فرمهای جذاب اجرایی، میاندیشد که این مساله در تئاتر امروز ایران مساله مهم و قابل توجهی تلقی میشود.
نادر برهانیمرند؛ تلاش قابل احترام برای عبور از حاشیهها
نادر برهانی مرند را بهعنوان یک کارگردان و نمایشنامه نویس خوشقریحه میشناسیم که کارگردانی نمایشهایی چون «زندگی»، «پائیز»، «تولد»، «چیستا»، «مرغابی وحشی»، «تهران زیر بال فرشتگان»، «کابوسهای یک پیرمرد بازنشسته ترسو»، «رومولوس کبیر»، «رویای هالیوود»، «شکارگاه ممنوع»، «تیغ کهنه»، «یک راز کوچک»، «باغ زیتون» و… را برعهده داشته و در زمینههای دیگری چون عضویت در شورای عالی تئاتر فجر، عضویت در شورای سیاستگذاری رادیو نمایش، عضویت در کمیته آموزش صدا، مدیریت دفتر ادبیات نمایشی مرکز هنرهای نمایشی رادیو، مدیریت گروه نمایش و ادبیات رادیو نمایش، مدیریت و سردبیری برنامههای رادیویی «جمعهها با تئاتر»، «پرده دوم»، «در آدینه با نمایش»، «گفتگوی هنر»، «نمایش اقتصاد»، «از رمان تا نمایش»، «کارنامه» فعال بوده است.
برهانی مرند دبیری دورههای سی و هفتم و سی و هشتم جشنواره بینالمللی تئاتر فجر را نیز عهده دار بود اما امسال شرایط آنطور که او انتظارش را میکشید و از ابتدای سال برایش برنامه ریزی کرده بود، پیش نرفت و اتفاقاتی که برای جشنواره رقم خورد باعث شد او احتمالاً بدترین سال تئاتری خود را پشت سر بگذارد البته در نهایت با درایت وی و همراهی شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی جشنواره برگزار و در طول برگزاری با کمترین حاشیهای همراه شد در حالی که قبل از آغاز جشنواره برهانی مرند و گروه همراهش روزهای سختی را پشت سر گذاشتند.
پس از واقعه سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ و کشته شدن تعدادی از هموطنان مان در ۱۸ دی ماه، تعدادی از گروههای نمایشی پذیرفته شده در جشنواره سی و هشتم تئاتر فجر به آنچه ابراز همدردی با این وقایع و احترام به جانباختگان اعلام شد، انصراف خود را از حضور در جشنواره تئاتر فجر اعلام کردند.
این انصرافها ابتدا از سوی هنرمندان مشهدی اعلام شد و سپس در بین برخی دیگر گروههای شرکت کننده در جشنواره نیز تسری یافت. انصراف چند گروه نمایشی از جشنواره چالشی را برای برهانی مرند رقم زد چون با وجود این اتفاق و فشارهایی که از سوی برخی از هنرمندان مبنی بر انصراف وی از دبیری جشنواره به او وارد میشد، وی باید به سلامت از این رخداد عبور میکرد.
برهانی مرند همیشه خودش را یک نویسنده و کارگردان تئاتر میداند تا دبیر یک رویداد هنری از همین رو تلاش کرد همدلانه و مصلحت اندیشانه در کنار هنرمندان حرکت کند و حتی احترام افرادی را که تمایل به حضور در جشنواره نداشتند، نگه دارد. شاید اگر کسی غیر از او در این جایگاه بود برخوردی قهری با هنرمندان در پیش میگرفت برهانی مرند ۲۴ دی ماه در یادداشتی خطاب به هنرمندان از همدلی و لزوم در کنار هم ماندن اهالی تئاتر سخن گفت. در بخشی از یادداشت وی آمده بود: «روزهای سختی است برای همه ما مردمی که در سوگ عزیزان نشستهایم و به حق، کیست که از عمق جان لمس نکرده باشد اندوه و التهابی را که بر قلب و جان همگی ما سایه انداخته است؟! اگر ما بیش از هموطنان غمخوار و هموندان هنرمندمان، پریشان و غمگسار نبوده باشیم، کمتر از ایشان خون به دل و اشک بر دیدگانمان نیست و عجب است اگر زمانی که احساس نجیب همدردی انسانی در لحظات سخت به جای گشودن آغوشی از مهر و نگاهی تسلیبخش به بغضی بدل شود که رشتههای پیوندمان را بگسلد و خط فرضی از جدایی و رویارویی را میان ما بکشد … خانمها، آقایان، همکاران محترم، دیگر بار صمیمانه و همدلانه از شما خواهش میکنم که افتراقهای ناچیزمان را کناری بگذاریم و در خانه خویش بمانیم، یقین بدانید همه ما یک آرمان مشترک بزرگ داریم: اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم و خدمت به مردمان نجیب و رنج دیده کشورعزیزمان.»
با وجود این یادداشت همدلانه اما تغییری در وضعیت انصرافیها به وجود نیامد و متأسفانه علاوه بر این انصراف گروههای خارجی و از همه آنها مهمتر انصراف یوجینو باربا و رومئو کاستلوچی که از مدتها قبل حضورشان برای اجرای آثاری نمایشی و برگزاری کارگاههای آموزشی در ایران قطعی شده بود، کار را برای برهانی مرند سختتر کرد.
حضور نیافتن این ۲ هنرمند که البته تحریک برخی از تئاتریها از داخل ایران نیز در انصرافشان بی تأثیر نبود کار را برای تیم روابط عمومی و دبیر جشنواره سختتر کرد و متأسفانه اعلام انصراف این ۲ دیرتر از زمانی که باید و بعد از اعلام خود این ۲ کمپانی از طرف جشنواره اعلام شد و در واقع برهانی مرند ترجیح داد اول نامه دومش به هنرمندان را منتشر و سپس اعلام انصراف یوجینو باربا و رومئو کاستلوچی را رسانهای کند که همین مساله انتقاداتی را از عملکرد وی در پی داشت.
در فاصله انتشار دومین نامه برهانی مرند خطاب به هنرمندان تئاتر، وی با گروههای انصرافی جلساتی را برگزار کرده و تعدادی از آنها راضی به حضور در جشنواره شده بودند. برهانی مرند نیز پیشنهاد داده بود: «در راستای کاستن از آلام هموطنان شریف و داغدیده سیستان و بلوچستانی، با رضایت گروههایی که به جشنواره باز خواهند گشت، بخشی از کمک هزینه آنان، درآمد حاصل از فروش بلیتهای جشنواره، قسمتی از هزینههای بخش ملل و بخشی از حقالزحمه نیروهای ستادی از طریق انجمن هنرهای نمایشی استان سیستان و بلوچستان به عنوان محور این پویش، به این هموطنان عزیز رنجدیده اختصاص مییابد.»
وی در نامهای که ۲۶ دی ماه منتشر کرد با اشاره به همین موضوع و انتقاد از اظهارات غیرکارشناسانه یکی از مسئولان مبنی بر اینکه افرادی که در هر حوزه هنری از حضور در جشنوارهها انصراف داده اند از این پس اجازه ادامه فعالیت نخواهند داشت، گفت: «این روزهایی که نیاز به همگرایی بیشتر داریم، اظهارنظری غیرمسئولانه از یک مقام مسئول منتشر شده که به آتش گسست اجتماعی میدمد. من با هر نوع برخورد سلبی که راه مفاهمه و گفتگو را مسدود میکند، شدیداً مخالفم و این مسئله عزم مرا بر اصرار به همگرایی فزاینده هنرمندان تئاتر برای حضور در خانه خود بیشتر کرده است.»
برهانی مرند در پایان نامه دومش به هنرمندان، مجدداً آنها را به همگرایی دعوت کرد. او در این بحران تا جایی که میتوانست تلاش کرد تا هنرمندان را به همدلی و صلح دعوت کند و سرانجام با وجود انصرافهای گروههای تئاتری با دعوت از گروههای رزرو دوم و سوم تلاش کرد جشنوارهای آبرومند را به سرانجام برساند و در عین حال کیفیت جشنواره را هم حفظ کند و به دلیل حضور نداشتن آثار و هنرمندان شاخص از هر کار بی کیفیتی برای پرکردن جدول جشنواره بهره نگیرد.
برهانی مرند همیشه خودش را یک نویسنده و کارگردان تئاتر میداند تا دبیر یک رویداد هنری از همین رو تلاش کرد همدلانه و مصلحت اندیشانه در کنار هنرمندان حرکت کند و حتی احترام افرادی را که تمایل به حضور در جشنواره نداشتند، نگه دارد. شاید اگر کسی غیر از او در این جایگاه بود برخوردی قهری با هنرمندان در پیش میگرفت.
هادی حجازیفر؛ تلاش برای تغییر رویکردهای تئاتر خصوصی
این روزها و همزمان با پخش سریال نوروزی «دوپینگ» دیگر همه هادی حجازیفر را میشناسند او در سال ۹۴ با بازی در نقش حاج احمد متوسلیان در فیلم «ایستاده در غبار» به چهره شناخته شدهای در عرصه بازیگری مقابل دوربین تبدیل شد و تداوم حضورش در آثار سینمایی مختلف، شبکه نمایش خانگی و تلویوزیون به شناخته تر شدن و محبوبیت بیشتر او دامن زد. البته شاید مردم عادی کمتر بدانند که خاستگاه حجازیفر از تئاتر بوده و همچنان هم پیوندش را با این حوزه حفظ کرده است و به گفته خودش تئاتر برایش ارزش افزوده دارد و حالش با تئاتر خوب است.
حجازی فر سال ۹۸ حضور پررنگی در تئاتر داشت به شکلی که میتوان او را یکی از چهرههای تأثیرگذار تئاتر در سال ۹۸ قلمداد کرد. در اختیار گرفتن تماشاخانه «باران» که حالا به «هامون» تغییر نام پیدا کرده است و بازسازی و تجهیز این تماشاخانه جزو اولین برنامههایی حجازی فر در سال ۹۸ بود. تیرماه این تماشاخانه خصوصی به صورت رسمی افتتاح شد و حجازیفر عنوان کرد که ترجیح داده به جای خرید ملک و ماشین، درآمدش از چند سال حضور در سینما را خرج تئاتر کند و از تمایلش برای حمایت مالی و معنوی از تئاتر خصوصی و گروههای جوان بااستعدادی گفت که آثار باکیفیتی تولید میکنند.
وی همچنین بعد از بازگشایی تماشاخانه «هامون» و پیدا کردن فراغ بال نسبی، نمایش «رومئو و ژولیت؛ یا تو چرا تیبالت رو کشتی؟!» را که نگاهی پارودیک به تراژدی «رومئو و ژولیت» داشت در تماشاخانه خودش روی صحنه برد که مورد استقبال نیز قرار گرفت.
این نمایش که نخستین تجربه کارگردانی حجازیفر در تئاتر پس از دوری چندساله وی از این عرصه و حضور مداوم در سینما بود، بازسازی اثری بود که پیشتر ۱۰ سال پیش به صحنه رفته و برنده جایزه بهترین کارگردانی و اثر منتخب در دوازدهمین جشنواره بینالمللی عروسکی تهران شده بود.
هادی حجازی فر نشان داده که فرد دغدغهمندی است و با وجود تبدیل شدن به هنرمندی شناخته شده در حوزه تصویر باز هم ارتباط خودش را با تئاتر قطع نکرده و ترجیح میدهد درآمد و وقت و انرژی اش را صرف کارهای ریشهای در تئاتر، حمایت از هنرمندان جوان و توجه به زیرساختهایی کند که شاید در چند سال گذشته در حوزه تئاتر خصوصی نادیده گرفته شده است بلندپروازی حجازی فر در تئاتر با راه اندازی جشنواره تئاتر «هامون» بیشتر نمود پیدا کرد. جشنوارهای خصوصی که از ۱۵ تا ۲۵ بهمن ماه و تقریباً همزمان با برگزاری جشنواره تئاتر فجر در ۲ بخش صحنه و نمایشنامه نویسی برگزار شد.
حجازی فر همیشه فرد رک و صادقی بوده است و از بیان حرف دلش ابایی ندارد که همین مساله گاهی برایش حاشیه ساز میشود. در همین راستا او در نشست رسانهای جشنواره «هامون» دلیل همزمانی جشنواره اش با جشنواره تئاتر فجر را اینطور عنوان کرد: «همه ما از زمان دانشجویی علاقه مند به حضور در جشنواره تئاتر فجر بودیم و من همه تلاشم را میکردم تا از خوی در جشنواره حضور پیدا کنم اما در طول سالهای اخیر شاهد هستیم خیلی از کارهای درجه یک در نهایت بیرون از جشنواره میمانند و جشنواره دیگر کمتر حال و هوای قدیم را دارد و نامهایی به تئاتر ایران معرفی نمیکند. بنابراین تصمیم گرفتیم کارهایی که ممکن است از جشنواره جا بمانند و یا آثاری را که آماده اجرا هستند، بپذیریم. امیدوارم جشنواره تئاتر هامون اولین جشنواره خصوصی باشد که قرار است بعد از تعطیلی جشنواره تئاتر فجر که میدانم تا چندسال آینده رقم خواهد خورد، برگزار شود.»
حجازی فر قصد دارد جشنواره تئاتر «هامون» را با حمایت بخش خصوصی ادامه دهد و حتی از تلاش برای برگزاری بین المللی آن در سالهای آتی خبر داده است.
وی در اظهارنظری عنوان کرده بود: «امیدواریم با برگزاری نخستین جشنواره تئاتر هامون بتوانیم ضمن جلب اعتماد از سوی مخاطبان و هنرمندان تئاتر، این جشنواره را در سالهای آینده با همکاری سالنهای خصوصی در سطح ملی و بین المللی برگزار کنیم و روزی برسد که جشنواره فجر از سیطره دولت خارج شود و بخش خصوصی آن را بر عهده بگیرد. البته به هیچ وجه با مدیران فعلی اداره کل هنرهای نمایشی و ستاد جشنواره تئاتر فجر مشکلی ندارم بلکه مشکل اصلی من با نگاه دولتی است که روی این حوزه وجود دارد چرا که تقریباً دولت از همه چیز حمایت میکند اما از تنها جایی که حمایتش را برداشته، تئاتر است.»
هادی حجازی فر نشان داده که فرد دغدغه مندی است و با وجود تبدیل شدن به هنرمندی شناخته شده در حوزه تصویر باز هم ارتباط خودش را با تئاتر قطع نکرده و ترجیح میدهد درآمد و وقت و انرژی اش را صرف کارهای ریشهای در تئاتر، حمایت از هنرمندان جوان و توجه به زیرساختهایی کند که شاید در چند سال گذشته در حوزه تئاتر خصوصی نادیده گرفته شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نمایش «لافکادیو» به کارگردانی امیر مشهدیعباس روز یکشنبه ۱۰ فروردین روی پرتال اینترنتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قابل دسترسی است.
تئاتر «لافکادیو» بر اساس نوشتهای از شل سیلور استاین و به کارگردانی امیر مشهدیعباس در روز یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح روی پرتال کانون به نمایش در میآید.
این نمایش که تولید سال ۱۳۸۰ مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون است، داستان شیر سادهای است که به صورت اتفاقی تفنگی به دستش میافتد و با فراگیری تیراندازی، آوازهاش به گوش همه میرسد … .
آهنگسازی این نمایش را محمد فرشتهنژاد برعهده داشته است و بازیگران آن نیز ابوالفضل نجاری، حامد زحمتکش، علی نجفی، عمار پیرانی، یاسر نیکصفت و مجید مولایی هستند.
نمایش «لافکادیو» به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir بهصورت رایگان قابل دسترسی است.
این آثار تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانوادهها نمایش داده می شود.
در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح «پیک امید مجازی» از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی Omid.kpf.ir قابل دسترسی است.
علاقهمندان میتوانند با استفاده از هشتگهای «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلمها در شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، امسال تعطیلات نوروزی با تعطیلات سالهای قبل فرق دارد. برای جلوگیری از انتقال ویروس و قطع چرخه انتقال بیماری دیگر خبری از دید و بازدید و دورهمیهای معمول نوروزی و همچنین مسافرت و گشت و گذار نیست، پس این روزها در قرنطینه اجباری خانگی مردم اوقات فراغت خود را در منزل میگذرانند و باید هر طور شده خودشان را سرگرم کنند.
از همین رو خبرگزاری مهر در گفتگو با هنرمندان تئاتر از آنها دعوت کرد در ویدئوهایی کوتاه برای این روزها پیشنهادات فرهنگی مطرح کنند؛ پیشنهاداتی اعم از دیدن فیلم، فیلم-تئاتر، خواندن کتابها و نمایشنامههای مختلف و کارها و برنامههایی که باعث میشود این روزها به بطالت نگذرد و مردم از خانه ماندن لذت ببرند.
در همین راستا کهبد تاراج نویسنده و کارگردان جوان تئاتر که نویسندگی و کارگردانی آثاری چون «مرکبخوانی چند جوان دم بخت»، «نبش قبر خاطرات یک مرد زنده که سالها پیش مرده بود»، «نظام آباد»، «جوادیه»، «غلامرضا لبخندی» و… را در کارنامه دارد پیشنهاد داده که در این ایام هموطنان میتوانند شروع به مطالعه کرده و رمان سه جلدی «روزگار سپری شده مردم سالخورده» نوشته محمود دولتآبادی را بخوانند و به مخاطبان تئاتری نیز خواندن مجموعه کتابهای تخصصی تئاتر را که نشر بیدگل منتشر کرده، پیشنهاد داده است.
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد میشود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «تکههای سنگین سرب» نوشته و کارگردانی ایوب آقاخانی میتواند گزینه جذابی باشد.
«تکههای سنگین سرب» که سال ۹۴ با بازی پیام دهکردی و عارفه لک در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت یک تئاتر پرتره درباره زندگی خصوصی و عاشقانههای شهید مصطفی چمران با دختری عرب به نام غاده جابر است. این اثر نمایشی به بخشهایی از زندگی شهید مصطفی چمران و چگونگی آشنایی او با همسر لبنانیاش غاده جابر و کشمکش او میان انتخاب زندگی شخصی، بحران لبنان و جنگ ایران و عراق میپردازد.
آقاخانی درباره این اجرا گفته بود: تمام تلاش من در این نمایش این بوده است که به مخاطبم نشان دهم افرادی همچون چمران ربات نبودند، بلکه آنها نیز درگیر مسائلی چون زندگی، عشق و خانواده بودند و مجبور شدند برای هدف خود از آنها بگذرند. با همه وجودم برای این افراد احترام قائلم و تولید نمایش «تکههای سنگین سرب» ادای دین من به این اسطورههای بزرگ است.
شمایلی که در این نمایش از شهید چمران پیش روی مخاطبان گذاشته میشود با تصوری که عامه مردم از این شخصیت دارند، متفاوت است؛ آقاخانی در این نمایش به جنبههای غیرنظامی شخصیت چمران میپردازد و او را به عنوان فردی دراماتیک و قابل باور به تماشاگر نشان میدهد.
این اثر نمایشی دومین بخش از سه گانه ایوب آقاخانی درباره چهره های جنگ محسوب میشود. «کابوس شب نیمه آذر» به کارگردانی علی کشوری که به زندگی شهید کشوری میپرداخت اولین بخش و «هفت عصر هفتم پاییز» که به زندگی محمد جهان آرا می پرداخت، سومین بخش از این سه گانه بودند. البته آقاخانی نمایشنامه «اروند خون» را هم به نگارش دراورده که به کارگردانی کوروش زارعی روی صحنه رفت و به موضوع پیدا شدن پیکرهای ۱۷۵ شهید غواص در عملیات کربلای ۴ میپرداخت.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، کوروش زارعی رئیس مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری به مناسبت روز جهانی تئاتر پیامی را صادر و طی آن به نوع نگاه و برخورد دولت و مجلس شورای اسلامی به تئاتر و هنرمندان تئاتر انتقاد کرد.
در متن این پیام آمده است:
«خداوند در سوره مبارکه نجم میفرماید: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی «۴۳» وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا «۴۴» و اوست که میخنداند و میگریاند. و اوست که بمیراند و زنده کند.
و اینها آیات قرآنی است که هنرمند تئاتر هنرمندانه از این آیات الهی الهام میگیرد و زیباشناسانه و هنرمندانه بر صحنه تئاتر اجرا میکند و روی مخاطب خود تاثیر میگذارد و با الهام از کلام خداوند جلیل دست به خلاقیت و آفرینش میزند. صفتی که فقط و فقط مخصوص ذات اقدس الهی است و بس. و خداوند چه کریمانه این صفت زیبا و بزرگ خود را به هنرمند تئاتر عطا کرده است.
پس هنرمند تئاتر باید قدر خود را بداند که چه جایگاهی رفیعی خداوند کریم به او عنایت کرده است. توانایی و صفتی که انسانهای دیگر؛ جز پیامبران و اولیاء الهی، ندارند. چراکه آنها مبعوث شدهاند تا راه سعادت بشری را برای انسان ترسیم کنند و وظیفهای غیر از آن ندارند. هنرمند تئاتر هم در صحنه نمایش چنین عمل میکند و رسالت و وظیفهاش غیر از این نیست. اوست که برصحنه میخنداند و میگریاند، اوست که به تماشاگر میگوید، چه چیزخوب و چه چیز بد است. اوست که بر روی صحنه، زندگی سعادتمند جهان بشریت را ترسیم و تماشگر را آگاه از نیکی و بدی میکند. کاری که پیامبران و اولیاءالله میکنند. پس شما هنرمندان انتخاب شده حضرت باریتعالی هستید. پس وظیفهای خطیر در مقابل انسان و جامعه خود دارید که باید قدر آن را بدانید. شما رسولان جامعه خود هستید.
روز جهانی تئاتر بر هنرمندان و مردمان هنر دوست هر کجای این کره خاکی مبارک باشد. روزی که هر ساله جشن گرفته میشد. اما امسال ویروسی این جشن را بیمار و تعطیل کرده است. در حالی که هر ساله هنرمندان تئاتر همزمان با ایام نوروز جشنی برپا میکردند و روز جهانی تئاتر و روز ملی هنرهای نمایشی کشور را گرامی میداشتند.
تعطیلی جشن روز جهانی تئاتر برای همه هنرمندان این هنر دردناک است. چرا که تئاتر و مردم به هم وابسته هستند. هرکدام نباشند، حیات تئاتر و هنرهای نمایشی ناممکن میشود. زندگی تئاتر زمانی جریان مییابد که نفس در نفس مردم باشد. از آنجایی که پیامهای ارائه شده و موضوعات انتخابی در هر اجرای تئاتر انسانی است، مالکیت تئاتر با مردم و جوامع انسانی است.
حال که انسان به دست ویروسی بسیار کوچک دچار دشواریهایی شده و قربانی میشود، نوبت هنر تئاتر و هنرمندان تئاتر است که به هر شکلی که میتوانند به جامعه انسانی خدمت کنند. از آنجایی که تئاتر غذای روح انسان است، گام اول هنرمندان تئاتر روحیه دادن و آرامش دادن به روح آدمی و جامعه است. اما هنرمندان متعهد تئاتر گامهایی بیش از همدلی و روحیهدادن برداشتند. تا جایی که در تماشاخانه سرو با هزینه شخصی و پول توجیبی خودشان بیش از ۲۵هزار ماسک بهداشتی تولید و در بیمارستانها، شهرها و محلههای محروم برای مبارزه با این بیماری خطرناک به صورت رایگان توزیع کردند. که فکر میکنم در هیچ کجای دنیا هنرمندی تئاتری چنین کرده باشند. اما هنرمندان تئاتر ایران در کنار پزشکان و پرستاران کشور خود، در خط مقدم مبارزه با این بیماری همراه شدند. کاری که پیش از این بااجرای تاتربرای روح و روان مردم میکردند، اینباربااین حرکت انسان دوستانه برای جسم و سلامتیشان کردند.
ما تئاتریها همواره در کنار مردم هستیم و خواهیم بود و برای سلامتی جسم و روح آنها هرکاری از دستمان بربیایدانجام میدهیم. اما با توجه به تعطیلی دو ماهه تئاتر و آینده نامعلوم این وضعیت، هنرمندان تئاتر باید چه کنند؟ تا کی دولتمردان، قانون گذاران و سیاستگذران ما میخواهند تئاتر را نادیده بگیرند و شغل محسوبش نکنند؟ چه زمانی قرار است به تئاتر و هنرمند آن احترام گذاشته شود و دست از ظلم علیه این هنر و هنرمندش برداشته شود؟ این در حالی است که هنرمندان ارزشمند تئاتر سفیران فرهنگی و مفاهیم انسانی کشورهستند، تا آنجایی که رهبر معظم انقلاب میفرمایند تئاتر منبر است بلکه فراتر از منبر است.
طرف صحبت ما با دولتمردان، سیاستمداران و نمایندگان مجلس است. آنها باید در شرایطی که هنرمندان تئاتر بیکار، تماشاخانهها تعطیل و هنرمندانی که از این راه ارتزاق میکنند، زندگیشان مختل و کسب درآمد دیگری ندارند، کاری کنند. همانطور که به دیگر مشاغل آسیب دیده قرار است کمکهایی شود، باید تئاتر را هم شغل بدانند و به آن احترام بگذارند. با تمام احترامی که به قشر کارگر قائل هستیم آیا هنرمند تئاتر به عنوان یک قشر فرهیخته و صاحب تفکر و اندیشه حقوق اجتماعی و اقتصادیاش کمتر از یک کارگر است؟ ما انتظار داریم همانطور که کارگران شریف و زحمتکش ایران زمین از بیمه بیکاری برخوردار هستند، هنرمند تئاتر نیز بیمه بیکاری داشته باشد و در چنین زمانهایی که تئاتر و هنرمند تئاتر نمیتواند درآمدزایی داشته و سرکار باشد از حقوق و بیمه بیکاری برخوردار شود.
بیکاری، خسارتها و ضررهایی که هنرمندان تئاتر از تعطیلی تئاتر در این ایام متحمل شدهاند چگونه جبران میشود؟ بیشتر این هنرمندان کارمند و حقوقبگیر دولت نیستند. هنرمندانی که هر گاه جامعه و کشور به آنها نیاز داشته است، خودجوش پا در میدان گذاشته و به فراخوانها لبیک گفته و نقشآفرین بوده اند. بیشک تئاتر و هنرمندانش را باید قدر دانست و این امر تنها در به رسمیت شناختن آن به عنوان شغلی ارزشمند از سوی قوانین تصویبی مجلس ودولت محقق خواهد شد. از این رو به دولت محترم، نمایندگان مردم شریف ایران در مجلس شورای اسلامی و مدیران ارشد فرهنگی و هنری کشور پیشنهاد میشود در نشستی صمیمی و دوستانه باتعداداندکی از نخبگان، فرهیختگان، پیشکسوتان و اساتید نخبه جامعه دانشگاهی تئاتر ایران که همگی از سالهای قبل اعلام آمادگی برای حل این معضل داشتند برپا شود و از راهکارها و مشورتهای آنها برای به تصویب رساندن قانونی عاجل که تئاتر یک شغل است گامهای اساسی برداشته شود.
در پایان یکبار دیگر سالروز جهانی تئاتر و اعیاد شعبانیه، میلاد با سعادت سرور و سالار شهیدان اباعبدللهالحسین، قمر منیر بنیهاشم حضرت عباس، سید ساجدین امام زینالعابدین و قطب عالم امکان منجی عالم بشریت مهدی موعود را به جامعه تئاتری کشور و تمام مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب اسلامی»
خبرگزاری مهر– گروه هنر- فریبرز دارایی و آروین مؤذنزاده: روز اول فروردین ماه بهعنوان «روز جهانی تئاتر کودک» امسال زیر سایه شیوع ویروس کرونا در جهان و در حالی که تمام تئاترهای آسیا، اروپا و آمریکا با نزدیک شدن به روز جهانی تئاتر تعطیل بودند، سپری شد.
در ایران شاید به جرأت بتوان گفت که تئاتر کودک و نوجوان و تئاتر عروسکی با شکلگیری «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» شناخته شد و با تربیت هنرمندان توانمندی که این روزها از چهرههای مطرح در عرصه کارگردانی و بازیگری سینما و تئاتر هستند، روند رو به رشدی پیدا کرد.
«کانون» همیشه بهعنوان پایگاهی مهم و اساسی برای عرصههای هنری ویژه گروه سنی کودک و نوجوان شناخته شده و فعالیتهای متعددی را در زمینههای مختلف برای این گروه سنی انجام داده است. مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون نیز طی دهههای گذشته فعالیت مستمری در زمینه تئاتر کودک و نوجوان و تئاتر عروسکی داشته که البته این فعالیت همیشه سیر صعودی به خود نگرفته و در دورههایی با تنزل آماری و کیفی آثار مواجه بوده است.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان طی ۲ سال اخیر و با تغییر مدیریت، به بازسازی روند فعالیت و تقویت ویژگیهای خود پرداخته است که اتفاقات مثبت آن در زمینههای مختلف قابل رصد است. مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون نیز طی یک سال اخیر روند قابل قبولی داشته و آثاری که در این مرکز تولید و به صحنه میروند بار دیگر مرکز تئاتر کانون را مورد توجه خانوادهها و همچنین فعالان حرفهای تئاتر کودک قرار داده است.
امیر مشهدی عباس که خود از نمایشنامهنویسان و کارگردانهای تئاتر کودک و نوجوان است، مدیریت مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون را عهدهدار شده و اولین سال فعالیت این مدیر تئاتری اتفاقات خوبی را در این مرکز رقم زده است.
حامد رهنما مدیرکل روابط عمومی و امور بینالملل با همراهی امیر مشهدی عباس در واپسین هفتههای سال ۹۸ و پیش از فراگیر شدن بحران شیوع ویروس کرونا با حضور در خبرگزاری مهر به تشریح فعالیتها و برنامههای کانون در زمینه هنرهای نمایشی در تهران و مراکز مختلف کانون در استانها و شهرستانهای ایران طی یک سال گذشته پرداختند.
در ذیل بخش اول این گفتگو را میخوانیم:
* کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همیشه اهمیت داشته و دارد و بهعنوان یک مرکز تخصصی برای گروه سنی کودک و نوجوان فعالیت میکند. توجه ما در این نشست روی بخش تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. شما به عنوان ۲ مدیر فعال کانون در خصوص چشم اندازهای مدنظر برای مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون و اینکه چه روندی را از دیدگاه شما باید مورد توجه قرار دهد، نظرتان را بفرمایید.
امیر مشهدی عباس: کانون یک مؤسسه بسیار قدیمی است و تقریبا نیم قرن فعالیت داشته و رویکردش هم بحث فعالیتهای فرهنگی و هنری بوده چون به پرورش کودکان و نوجوانان در تمام این سالها فکر میکرده است. من حدود ۲۲ سال است که در کانون به عنوان نویسنده، کارگردان، مشاور و حالا مدیر فعالیت میکنم. بحث تئاتر برای کانون بسیار اهمیت دارد. هر کدام از اعضای فعال در کانون به گرایشی نظیر نقاشی، موسیقی، نویسندگی، قصه گویی یا سفال علاقه دارند و تئاتر چون دربرگیرنده همه این علایق و گرایش هاست، خیلی اهمیت دارد.
دامنه فعالیت ما در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همچنین ظرف و مظروفمان مشخص است و به همین دلیل خیلی نمیتوانیم خارج از توانایی و امکاناتمان حرکت کنیم اما سیستم برنامهریزی به شکلی انجام شد که هر کسی که بخواهد بهصورت حرفهای فعالیت تئاتر انجام دهد، در تمام مراکز کانون امکان این فعالیت برایش فراهم است.
در انجمن هنرهای نمایشی نوجوانان که در کانون تأسیس شد، از ۱۱ نفر از بهترین استادان تئاتری استفاده کردیم تا در ۲۶ استان کشور به نوجوانها و مربیان مراکز کانون، آموزش حرفهای تئاتر بدهند. کانون در زمینه تئاتر به قدری نگاه حرفهای و اصولی دارد که اگر یکی از اعضا در یکی از مراکز کانون، در یکی از دور افتادهترین نقاط کشور بخواهد بهصورت حرفهای تئاتر کار کند، این امکان برایش فراهم است.
حامد رهنما: خیلی از مراکزی که کار آموزش و یا اجرای تئاتر برای کودکان را انجام میدهند، دارای امکانات محدودی هستند. قاعدهای که از ابتدا کانون داشته که در سالهای مختلف یا تقویت شده و یا با همان قاعده و امکانات قبلی به کار خود ادامه داده است، فراهم کردن شرایط برای کسانی است که علاقهمند به کار کردن حرفهای در حوزه تئاتر هستند.
ما بیش از یک هزار مرکز در سراسر کشور داریم. کانون از ابتدا تدبیری داشته که برای مناطق کم برخوردار نظیر روستاها و شهرهایی که مراکز ثابت کانون ندارند نیز تمامی فعالیتها را به طرق مختلف به این نقاط وارد میکند. در زمینه تئاتر هم کانون چنین برنامهای را داشته و دارد و از واحدهای سیار کانون برای این امر استفاده میکند؛ واحدهای سیار کانون خودروهایی مجهز به امکاناتی هستند تا در روستاها و شهرهای کوچک فعالیتهای مراکز ثابت کانون را انجام دهند.
این روند کار مقطعی نیست و مربی سیار ما در جریان تعداد اعضای کانون در روستاها و شهرهای کوچک هستند، تئاترهای کوچک کانون از طریق واحدهای سیار در این نقاط اجرا میشوند و کودکان این روستاها و شهرهای کوچک نیز با تئاتر آشنا و از آموزش و اجرای تئاتر بهره میبرند.
* تریلی سیار کانون نیز در این زمینه فعالیت داشته و دارد …
رهنما: یک فعالیت دیگر کانون تریلی سیار است که از سال ۱۳۵۱ سفارش و تجهیز آن انجام و از کشور آلمان به ایران وارد شد و از سال ۵۲ در استانهای شمالی کشور نظیر گلستان و مازندران به اجرای تئاتر پرداخت. آن موقع خیلی از این ماجرا استقبال شد و اتفاق بسیار نویی هم بود. در سال گذشته ۲ تماشاخانه سیار هم افتتاح کردیم، تریلی قدیمی کانون به دلیل قدیمی بودن امکانات تبدیل به کتابخانه شد و ۲ تماشاخانه سیار را با امکاناتی جدید افتتاح کردیم که هم برای سینما و هم برای تئاتر مورد استفاده قرار میگیرند. ما از این طریق فیلمهای کانون را در شهرهای کوچک و روستاها به نمایش میگذاریم و هم اجراهای تئاتر را داریم.
این ۲ تریلی در حوادث طبیعی نظیر سیل و زلزله نیز در قالب امداد فرهنگی حضور پیدا میکنند.
مشهدی عباس: در کانون چند بخش داریم که مسئولیت آنها با من است؛ مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی یکی از این بخشهاست که فعالیتش دعوت از گروههای حرفهای برای تولید تئاتر حرفهای در سالنهای تحت پوشش خود است. دومین کار این مرکز کشف جوانهای مستعد و ایجاد شرایطی برای تولید اولین کارهایشان است. نکته سوم نیز این است که این مرکز تئاترهای پرتابلی را به صورت رایگان برای اجرا در کتابخانههای مختلف که همان مراکز کانون در نقاط مختلف ایران است، آماده میکند. چهارمین فعالیت مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی تئاترهای تماشاخانههای سیار یا همان ۲ تریلی کانون است، یعنی نمایشهایی را آماده میکنیم که قابلیت اجرا در شرایط و فضاهای مختلف را روی این تریلی داشته باشند و در مناطق دورافتاده و محروم اجرا کنند.
ما در این مرکز «تئاتر کوچک» یعنی تئاترهای یک نفره را هم تولید میکنیم که به صورت حرفهای و توسط هنرمندان حرفهای تئاتر تولید میشوند. این تئاترها قابلیت اجرا در فضاهای محیطی و با مخاطب کم را داردما در این مرکز «تئاتر کوچک» یعنی تئاترهای یک نفره را هم تولید میکنیم که به صورت حرفهای و توسط هنرمندان حرفهای تئاتر تولید میشوند. این تئاترها قابلیت اجرا در فضاهای محیطی و با مخاطب کم را دارد. تئاترهای کوچک ما در قالب بازتولید در مراکز استانهای مختلف کشور توسط مربیان کانون و با استفاده از واحدهای سیار روستایی در روستاها نیز اجرا میشوند. این یکی از فعالیتهای روتین مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی است.
مشارکت در مسئولیت اجتماعی و برگزاری فستیوالها و رویدادهایی که در زمینه کودک و نوجوان هستند نظیر هفته ملی کودک و جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان؛ کانون به عنوان یکی از مهم ترین مشارکت کنندگان این فستیوال هست. بخشی از تبلیغات، کتاب جشنواره، لوحهای تقدیر، برگزاری کارگاههای جشنواره با حضور استادان خارجی، برگزاری دورههای آموزشی طراحی صحنه، کارگردانی، ساخت عروسکی و بازیگری برای شرکت کنندگان در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان از جمله فعالیتها و حمایتهای کانون از این جشنواره در دورهای که برگزار شد، بود.
تمام تلاشمان را میکنیم تا اگر کیفیت کانون و فعالیتش میتواند در هر جا و رویدادی تأثیرگذار باشد، این اتفاق رخ دهد زیرا به دنبال این نیستیم که کانون نسبت به دیگر فعالیتها و رویدادهایی که در زمینه تئاتر کودک و نوجوان انجام میشوند، بی تفاوت باشد.
انجمن هنرهای نمایشی نوجوانان جایگاه دیگری در کانون است که مسئولیت آن بر عهده من است. این انجمن تقریبا بیش از یک هزار عضو در کشور دارد و کارش ساماندهی، آموزش، مدیریت، حمایت و هدایت مربیان، کارشناسان و اعضای کانون است که کار تئاتر انجام میدهند. ما استادان را به روستاها و شهرهای مختلف اعزام میکنیم و بعد از شناسایی گروهها برای شان ورک شاپهای ۳ تا ۶ روزه برگزار میکنیم و این ورک شاپها دارای خروجی هستند.
سالهای گذشته در جشنواره تئاتر عروسکی کانون در بخش نمایشنامهنویسی ۳۵ تا ۷۰ متن از سوی مربیان مراکز کانون به جشنواره ارسال میشد اما امسال ۳۷۰ متن به جشنواره ارسال شد زیرا یکسال و از طریق برگزاری ورک شاپها در روستاها و شهرهای مختلف روی مربیان و کارشناسان کار کردیم. در این بخش روی مربیان، کارشناسان و اعضایی که علاقه مند به تخصصی کار کردن در تئاتر هستند، کار میکنیم و برای مربیان و اعضا توانمندسازی انجام میدهیم و فضایی را برایشان فراهم میکنیم تا در آن تئاتر کار کنند. فعالیت مربیان و اعضای فعال در حوزه تئاتر مدام رصد میشود و به آنها مشاوره میدهیم تا فضای حرفهای را به درستی پیش ببرند.
خروجی این روند برای ما این است که نمایشهای تولید شده توسط مربیان و اعضای کانون باید حتما اجرای عمومی داشته باشند و نمایشهایی که در اجرای عمومی موفق میشوند، میتوانند متقاضی حضور در جشنواره کانون باشند. جشنواره تئاتر عروسکی کانون در بخش استانی برگزار شد و بخش کشوری آن در فروردین سال ۹۹ در اهواز برگزار میشود. از میان بیش از ۶۰۰ نمایش که در بخش استانی اجرا شده و میشوند، ۱۶ نمایش به مرحله کشوری راه پیدا میکنند.
جایگاه سوم که مدیریت آن در کانون بر عهده بنده است «اسیتیج بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان» است. در اسیتیج امکانهای ارتباط مشترک از طریق نمایش با کشورهای مختلف را بررسی میکنیم و فضای اجرای تئاترهای خارجی و حمایت از تئاترهای خودمان برای اجرا در کشورهای خارجی را ایجاد میکنیم. این روند برای تبادل فرهنگهاست و اینکه کیفیت خودمان را با دیگران بسنجیم و در عین حال کار مشترک هم تولید میکنیم. در حال حاضر با ۲ کشور برای تولید ۲ اثر مشترک گفتگوهایی را در دست انجام داریم.
در اسیتیج به خاطر فعالیتهای درست تئاتری که در ۸ ماه گذشته داشتیم و ارتباط درستی که با مدیران اسیتیج برقرار کردیم، بر اساس گزارشهای ما چند امتیاز به ما داده شده است. اولین امتیاز این است که ما امسال میتوانیم در بین ۱۲ نفر هیأت ژوری اسیتیج نماینده داشته باشیم، دوم اینکه ما از بین ۱۲۰ کشور در بین ۳۲ کشوری هستیم که فعالیتهای تئاتری برتری داشته اند و سوم اینکه ما در داوری توکیه ۲۰۲۰ آقای محمد عاقبتی را بهعنوان داور داشتیم که امتیاز بسیار بالایی محسوب میشود و چهارم اینکه ما امسال رئیس سنی اسیتیج را برای ۳ سال و بهترین نمایشنامه نویس را معرفی میکنیم. این امتیازهایی است که اسیتیج جهانی به دلیل فعالیتهایی که انجام داده ایم به ما ارائه داده است.
ما در اسیتیج بسیار فعال شده ایم و سمینار تئاتر در زمینه مجموعه مقالاتی که مرتبط با فروش تئاتر و بی زبان بودن نمایش در بهمن ماه برگزار میکنیم و به صورت مجموعه کتاب منتشر میشود. همچنین هر سال اسیتیج جوایزی را در جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اهدا میکند که برای گروههای سنی کودک خیلی ارزشمند است، ما تقریبا هم به لحاظ عددی و هم به لحاظ کیفی بهترین آثار را معرفی میکنیم.
* درباره بحث آموزش که به آن اشاره کردید و اینکه استادان در ورکشاپهایی ۳ تا ۶ روزه به مربیان و اعضای کانون که علاقهمند به فعالیت حرفهای در تئاتر هستند آموزش میدهند، نکتهای وجود دارد. شما چندین سال است که به عنوان هنرمند در حوزه تئاتر فعالیت میکنید و میدانید که حوزه تئاتر بسیار تخصصی است و با یک ورک شاپ چند روزه نمیتوان این انتظار را داشت که یک مربی نمایشنامه نویسی، تئاتر عروسکی و تئاتر کار کردن با کودکان و نوجوانان را یاد بگیرد. زمانی بخش آموزش زیر نظر مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون بود ولی مدتهاست که جدا شده است.
مشهدی عباس: قرار است مجددا بخش آموزش زیر نظر مرکز قرار گیرد.
* این اتفاق خوبی است زیرا بحث آموزش بسیار تخصصی است. قدرتمندی کانون در دهه اول فعالیت خود به دلیل حضور مربیان متخصصی بود که در مراکز مختلف آن حضور داشتند. در حال حاضر مربیان چندمنظوره عمل میکنند، برگزاری این ورک شاپهایی که اشاره فرمودید اقدام مناسب و خوبی است ولی تأثیرگذاری عمیقی به همراه نخواهد داشت زیرا در مدت زمان کم و به صورت مقطعی نمیتواند یک تخصص را به مربیان مراکز کانون آموزش داد.
مشهدی عباس: این نکته درست است و به همین منظور ما در حال راهاندازی اولین آموزشگاه تخصصی تئاتر در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون هستیم که کل کشور را شامل میشود. البته ما در حال حاضر کلاسهای رایگان نقد تئاتر، بازیگری تئاتر و موضوعات دیگر را در مرکز برگزار میکنیم.
* این آموزشگاه برای چه رده سنی مدنظر است؟
مشهدی عباس: برای بزرگسالان. نکتهای که وجود دارد این است که در این کلاسهای رایگانی که برگزار میکنیم بحث انتقال تجربه انجام میشود. ما اولین آموزشگاه تخصصی را در مرکز ایجاد میکنیم تا هر کسی که علاقهمند است به صورت تخصصی دوره آموزشی را سپری کند اما آنقدر کار تئاتر عمیق است که نمیتوان طی دورههای آموزشی مختلف و حتی بلندمدت به عمق آن دست پیدا کرد. ما در ورک شاپهایی که برگزار میکنیم فضایی را ایجاد میکنیم تا شرکت کنندگان در ابتدا فضای تئاتر را بشناسند. ما طی ۲ ماه چند ورک شاپهایی را به صورت مستمر برگزار میکنیم که بیشتر شبیه مشاوره و راهنمایی شرکتکنندگان به سمت درست کار کردن است. با وجود اینکه برگزاری این ورکشاپها در جهت درست نوشتن، کارگردانی و طراحی درست کردن است، کارهایی که از دل آنها تولید میشوند در جشنوارههای بین المللی دعوت و اجرا میشوند. این نشان میدهد که کارمان را درست انجام دادهایم ولی کاملا ًبه این موضوع واقفیم که با برگزاری دورههایی کوتاه مدت نمیتوانیم آموزشی تخصصی انجام دهیم.
با برگزاری این ورک شاپها هدف مان این است که در ابتدا بستر درست برای کار درست کردن را ایجاد کنیم.
* شاید افرادی توانمند در این ورکشاپها باشند که نیاز به پیگیری و آموزشی تخصصی داشته باشند تا رها نشوند. این افراد در چه مکان و فضایی باید تخصص موردعلاقه خود را یاد بگیرند؟ متأسفانه بخش آکادمیک تئاتر به درستی نتوانسته افراد متخصص پرورش دهد.
مشهدی عباس: ما این کار را انجام میدهیم. ما گزینش مان را از میان افراد حاضر در ورک شاپهایی که در ۲۶ استان برگزار کردیم، انجام داده ایم تا وارد مرحله بعد آموزشی بشوند که آموزش پیشرفته تر است. ما برای اینکه بحث آموزش تخصص برای علاقه مندان به تئاتر کودک و نوجوان بهدرستی انجام شود، در حال رایزنی با ۲ دانشگاه برای راهاندازی رشته آموزش تخصصی تئاتر کودک و نوجوان هستیم.
حامد رهنما: نگاه مان در بخش آموزش مقطعی نبوده است. برای ورک شاپها نیز گزینشها در مراحل مختلف روی شرکت کنندگان انجام شده تا آموزش با کیفیت بهتر و در مدت زمان مناسب به حاضران در ورک شاپ منتقل شود. ضمن اینکه رشته تحصیلی خیلی از عزیزانی که در ورکشاپها شرکت میکنند در دانشگاه بیربط به تئاتر نیست و در گرایشهای مختلف تئاتر تحصیل کردهاند.
مشهدی عباس: ما خروجی برای ورکشاپها تعریف میکنیم که شرکت کنندگان به تولید نمایشنامه، ساخت عروسک و تولید تئاتر با مشاورهای که به آنها میدهیم بپردازند حتی اگر کار به مرحله اجرا نرسد. حاضریم هزینه کنیم تا افراد بر خلاف دانشگاه که تنها خروجی آن مدرک است، در بخش آموزش ما تولید و کار کردن را تجربه کنند.
* یکی از مشکلات اساسی کانون در یک دهه گذشته این است که کانون بسیار عریض و طویل شده و بخشی از بودجه کانون صرف بخشهایی میشود که هیچ کارایی خاصی ندارند. مثلاً فروشگاههای کانون در سالهای گذشته غیر فعال بودند یا رویدادهای مختلفی را برگزار میکرد که تأثیرگذاری خاصی نداشتند. البته در دوره جدید مدیریت کانون اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است که نشان دهنده بسامان کردن این وضعیت است اما واقعا انرژی و توان زیادی را صرف خود میکند.
حامد رهنما: در این ۵۰ سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همیشه موردتوجه بوده و بسیاری از هنرمندان و افراد تأثیرگذار در کانون پرورش یافتهاند یا در آن فعالیت داشته اند. در سالهای مختلف مدیریتهای مختلف تصمیمهای جداگانهای گرفتهاند ولی الان که ما در خدمت شما و در دوره مدیریت جدید که ۲ سال است فعالیت خود را آغاز کرده قرار داریم، اقداماتی انجام شده است.
به عنوان مثال فروشگاههای کانون که بهعنوان فروشگاههایی که محصولات آن مورد اعتماد خانوادهها چه به لحاظ کیفیت، محتوا و هزینه بودهاند، فعال شدهاند. من به عنوان روابط عمومی کانون که با تمام بخشها در ارتباط هستم میتوانم درباره تغییر کیفیت بخشها و مجموعههای مختلف فعال کانون صحبت کنم، البته ضعفی هم در فعالیت ما هم وجود دارد که شکی نیست.
روند فعالیت فروشگاههای ما در خیابانهای خالد اسلامبولی و حجاب و همچنین فروشگاههایی که در هفته کودک در شهرهای مشهد و اصفهان افتتاح شدند، نسبت به گذشته خیلی فرق کرده و خانوادههایی بودند که اعلام میکردند که تا ۲ سال پیش فروشگاههای کانون فعالیت مناسبی نداشتند ولی حالا بار دیگر کانون توجه خانوادهها قرار گرفته اند.
در تئاتر هم حتما ضعفهای جدی در استانهای مختلف داریم نظیر نداشتن سالن استاندارد اجرای نمایشهای کودک و نوجوان ولی بحث بهسازی تمامی سالنها و امکانات خود را در دستور کار قرار داده ایم و در حال حاضر در دست انجام است. ما در سالنهای بوستان و گلستان مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون در بوستان لاله این کار را انجام دادیم.
مشهدی عباس: ما دقیقاً مانند اتفاقی که در کتابخانههای کانون انجام شد، در حال الگوسازی هستیم. تا الگوسازی نکنیم مشخص نمیشود گفت که چه اتفاقی باید بیفتد.
* کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میتواند معیار تعریف کند…
مشهدی عباس: دقیقا، ما ۲ سالن در بوستان لاله داریم که طراحیهای مورد نظر انجام شده و بازسازی یکی از سالنها آغاز و حدود ۳ ماه طول میکشد اما به یک سالن استاندارد برای کودکان و نوجوانان و تئاترهای تولید شده برای این گروه سنی، تبدیل میشود.
* کانون در نیاوران هم سالنی داشت که غیر فعال است…
مشهدی عباس: آن سالن را هم فعال میکنیم.
زمانی که یک مجموعه به صورت خصوصی اداره میشود، میتوان برای بحث پرسنل و بودجه خیلی سریعتر تصمیم گرفت ولی زمانی که به قوانین دولتی وصل باشید، کارها زمانبر است و انرژی زیادی از تیم مدیریت میگیرد مخصوصا مجموعهای که حدود یک هزار مرکز در سراسر کشور و بیش از ۹ هزار پرسنل داردرهنما: سالنهای مرکز آفرینشها تعمیرات و بهسازیاش تمام شده و الان آمادگی این را دارد که هم میزبان اجراهای تئاتری باشد و هم برای سینمای کودک و نوجوان مورد استفاده قرار بگیرد. کانون در یک زمانی آنقدر درگیر فعالیتهای در درون خود بود که مخاطبان، خانواده، مراکز و سازمانهای دیگر زیاد از فعالیتهای کانون مطلع نمیشدند. جشنواره قصهگویی، جشنواره تئاتر و هفته کودک برنامههایی بودند که فقط کانونیها درگیر آنها بودند اما حالا این اتفاق وسیع تر شده و در جشنواره قصه گویی ما مردم عادی و غیر کانونی هم میتوانند شرکت کنند.
مشهدی عباس: در جشنوارههای قصهگویی ۴۰ نفر از بهترین هنرمندان ما به قصهگویی پرداختهاند که زمان برگزاریاش شب یلدای امسال بود. اینکه کانون در حال حاضر چه روندی دارد به راحتی قابل مقایسه با یک سال پیش و ۲ سال پیش است. برای اینکه بدانیم کانون بعدها چه روندی را خواهد داشت باید به این نکته توجه کنیم که کانون با فرمان دولتی حرکت میکند و هر چیزی زمانبر است. شاید اگر کانون در بخش خصوصی بود ما ۳ ماهه میتوانستیم یک کتابخانه یا فروشگاه را الگوسازی کنیم، ولی در کار دولتی این سرعت وجود ندارد.
رهنما: موانع نیز خیلی جدیتر است. زمانی که یک مجموعه به صورت خصوصی اداره میشود، میتوان برای بحث پرسنل و بودجه خیلی سریعتر تصمیم گرفت ولی زمانی که به قوانین دولتی وصل باشید، کارها زمانبر است و انرژی زیادی از تیم مدیریت میگیرد مخصوصا مجموعهای که حدود یک هزار مرکز در سراسر کشور و بیش از ۹ هزار پرسنل دارد.
در اینجا درباره هفته کودک کانون هم توضیحاتی را ارائه میدهم. طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، کانون محور برگزاری هفته کودک در روز جهانی کودک شد. ما امسال برگزاری هفته کودک را در مرکز آفرینشهای کانون نگرفتیم و هر روز با موضوعات مشخصی نظیر محیط زیست، خانواده و رسانه به داخل مجموعههایی رفتیم که تخصصی در این حوزهها فعالیت میکنند. در آن ایام تئاترهایی با همین موضوعات تولید با محوریت کتابهای کانون توسط مجموعه آقای مشهدی عباس تولید و اجرا شدند. بعد از هفته کودک مجموعههایی همچون متروی تهران و آتش نشانی در زمینه آموزش موارد مختلف نظیر ایمنی و شهری با ما تفاهم نامههایی را منعقد کردند که کانون تولید را انجام دهد و آن مجموعهها هزینه تولید را متقبل میشوند.
همچنین زمانی که وارد «باغ کتاب» شدیم و نویسندههای کانون به صورت یک روزه در آنجا حضور پیدا کردند و به گفتگو با خانوادهها و معرفی نحوه کتابخوانی درست پرداختند، در بخشهای مختلف «باغ کتاب» مجموعه تحت مدیریت آقای مشهدی عباس نیز به اجرای تئاترهای محیطی پرداختند و همین امر باعث شد تا مجموعه باغ کتاب و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری با ما وارد گفتگو شدند که کانون تولیداتی در این زمینه داشته باشد و آنها هزینههای تولید را متقبل میشوند.
در یک یا ۲ سال گذشته در عرصه تئاتر کانون شاهد هستیم که فضای اجراها، فضای آموزش و امکانات ما پیشرفتهایی داشته و من امیدوارم که این پیشرفت سریعتر انجام شود که ضعفهای چند سال گذشته را پوشش دهد.
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقهمندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد میشود که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نوشته و کارگردانی ساناز بیان میتواند گزینه مناسبی باشد.
این فیلم-تئاتر متعلق به اجرای سال ۹۴ نمایش در تماشاخانه باران است که با حضور بازیگرانی چون گیتی قاسمی، نسیم ادبی و بهاره رهنما به صحنه رفت.
این نمایش برای اولین بار در مهر و آبان سال ۱۳۹۲ در تالار شمس موسسه اکو روی صحنه رفته بود و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.
«عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نمایشی درباره افکار و زندگی سه زن جنایتکار معروف با برداشتی آزاد از زندگی واقعی آنهاست.
این نمایش در حوزه تئاتر مستند قرار میگیرد و به مقوله آسیبپذیری زنان در جامعه ایران میپردازد. ساناز بیان نمایشنامه «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» را پس از مطالعه دقیق و تحقیق درباره سه پرونده جنایی پر سر و صدای سالهای اخیر ایران نوشته است. اما آنچه این پروندهها را از نمونههای دیگر جدا میکند متهمهای اول آنها هستند که هر سه زن بودهاند. بر اساس این پروندهها، هر کدام از این سه زن به دلیلی مرتکب قتل شده و به حکم دادگاه به اعدام محکوم شدهاند.
راوی نمایش زن خبرنگاری در نقش یک پرسشگر است که برای یافتن دلیل این قتلها شروع به کندوکاو در زندگی آنها میکند. تماشاگر از خلال گفتگوی خبرنگار با این زنان −که اعدام شدهاند− رازهای زندگیشان را میبیند.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، پنجشنبه ۷ فروردین مصادف است با روز ملی هنرهای نمایشی و روز جمعه ۸ فروردین نیز روز جهانی تئاتر است؛ روزی که برای بزرگداشت هنر ماندگار و تأثیرگذار تئاتر نامگذاری شده است. تئاتر هنری زنده است و در رابطهای زنده با مخاطب، زندگی میکند.
پیام روز جهانی تئاتر در سال جاری میلادی به قلم «شهید ندیم» هنرمند تئاتر پاکستان نوشته شده و پیام روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹ نیز به قلم اکبر زنجانپور کارگردان و بازیگر با سابقه و مطرح تئاتر ایران به رشته تحریر درآمده است.
اما تفاوتی میان روز جهانی و ملی تئاتر در سال جاری با تمام سالهای گذشته است و آن تعطیلی تئاتر در سراسر جهان به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا است؛ تجربهای متفاوت برای تمام خانواده تئاتر در کشورهای مختلف جهان.
از این رو تئاتر در تجربهای بسیار متفاوت در روز بزرگداشت خود در تعطیلی به سر میبرد و نظارهگر شرایطی است که تعیین زمان پایان آن هم از توان این هنر زنده، خارج است.
در این تجربه متفاوت، فرهاد آییش و مائده طهماسبی؛ زوج شناخته شده تئاتر ایران به دعوت گروه هنر خبرگزاری مهر، به شکلی متفاوت و از طریق یک ویدئوی کوتاه که در پیوست خبر منتشر شده است، روز جهانی تئاتر را به خانواده تئاتر تبریک گفتهاند.
این ۲ هنرمند با سابقه تئاتر با اشاره به اینکه تئاتر در حال حاضر به خواب رفته، اظهار امیدواری کردند که به زودی تئاتر در جهان از خواب بیدار شود.