جشنواره «طلوع پارس» را مجازی برگزار می کنیم/استفاده از توان رسانه
جشنواره «طلوع پارس» را مجازی برگزار می کنیم/استفاده از توان رسانه
حمیدرضا عوضدخت دبیر جشنواره ملی فیلم کوتاه داستانی و مستند «طلوع پارس» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برگزاری سومین دوره این رویداد فرهنگی گفت: سال گذشته به دلیل وقوع سیل در شیراز این جشنواره برگزار نشد و توان و قابلیتهای مجموعه در خدمت کمک به سیل زدگان منطقه سعدی شیراز قرار گرفت. امسال نیز با توجه به شیوع ویروس کرونا و شرایط موجود در جامعه، برای حفظ روحیه هنرمندان تصمیم گرفته شد که با برنامه ریزی تمام فرآیندهای اجرایی بهصورت دیجیتال، سومین دوره جشنواره ملی «طلوع پارس» در فضای مجازی و در بستر سایت اینترنتی جشنواره برگزار شود.
وی با تاکید بر اهمیت توجه به مقوله فرهنگ در شرایط روز جامعه، بیان کرد: اهالی فرهنگ و هنر با استفاده از توان رسانهای و هنری خود و با راهنمایی و مشورت متخصصان حوزه سلامت میتوانند در فرهنگسازی مقابله با این بیماری و کاهش شیوع آن در جامعه نقش مهمی ایفا کنند. هنر نقشی اساسی در بازسازی روحیه افراد جامعه در دوره بیماری کرونا دارد.
دبیر سومین جشنواره فیلم «طلوع پارس» درباره مجازی بودن این رخداد فرهنگی عنوان کرد: در این دوره کلاسهای آنلاین فیلمسازی با حضور اساتید سینمای ایران و جوانان موفق فیلمساز برنامهریزی شده که در فضای مجازی جشنواره برگزار خواهد شد. در واقع میتوان گفت این رویداد، یک جشنواره آموزش محور هست.
عوضدخت درباره میراث فرهنگی ناملموس به عنوان بخش ویژه این دوره از جشنواره ملی فیلم «طلوع پارس» اظهار کرد: میراث فرهنگی ناملموس به معنای اقدامها، نمایشها، ابرازها، دانش، مهارتها و نیز وسایل، اشیا، صنایع دستی و فضاهای فرهنگی مرتبط با آنها است که جوامع، گروهها و در برخی موارد افراد، آنها را به عنوان بخشی از میراث فرهنگی خود میشناسند.
وی ادامه داد: میراث فرهنگی ناملموس هویت و پشتوانه تاریخی و فرهنگی هر ملتی محسوب میشود که باید برای ثبت، ضبط و مستند کردن آن تلاش کرد. جشنواره ملی فیلم کوتاه «طلوع پارس» نیز ظرفیتی برای به نمایش گذاشتن گنجینه مهم میراث فرهنگی ناملموس کشورمان است.
عوضدخت در پایان گفت: اهمیت و توجه به میراث فرهنگی ناملموس زمینههای رونق اقتصادی و گردشگری را فراهم خواهد کرد. هنرمندان فیلمساز نیز برای مستند کردن میراث غنی به دست آمده از گذشتگان به میدان خواهند آمد.
فیلمسازان تا ۳۰ فروردین ۱۳۹۹ میتوانند آثار خود را صرفا از طریق سایت این جشنواره به نشانی www.toloofilm.com ارسال کنند.
«سگ سکوت» و ماجرای رویارویی یک خانواده در فضایی کابوسوار
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به استمرار تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام پس از تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقهمندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد میشود که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «سگ سکوت» به کارگردانی آروند دشت آرای گزینه مناسبی میتواند باشد.
«سگ سکوت» به نویسندگی طلا معتضدی جزو اولین نمایشهای بخش خصوصی بود که سال ۸۸ در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.
حضور بازیگران سینمایی چون حامد بهداد و باران کوثری در این اثر تجربی جزو اولین تجربیات تئاتر ایران در استفاده از چهرههای سینمایی در تئاتر بود.
این اثر داستان برادری (حامد بهداد) است که بعد از ۲۰ سال به خانه بر میگردد و در منزل خود خواهرش (پانتهآ بهرام) را میبیند که سالهاست از خانه خارج نشده است. همراه این برادر، همسر وی (باران کوثری) حضور دارد که باردار است و حضور این سه نفر در این خانه اتفاقاتی را به دنبال دارد.
فضای نمایش بین ذهنیت، واقعیت و رؤیا در نوسان است. در واقع جهان نمایش «سگ سکوت» جهانی اگزوتیک و غریب است که پیش از هر چیز مبتنی بر منطق خواب، رویا و ناخودآگاه است و کل جهان نمایش در جهانی کابوسوار میان خواب و بیداری میگذرد.
در این نمایش علاوه بر حامد بهداد و باران کوثری، بازیگران تئاتری چون پانتهآ بهرام، داریوش فائزی و سارا ریحانی بازی کرده اند که در این میان بازی پانتهآ بهرام جزو ویژگیهای این اثر نمایشی است.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در ویاودیهای مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
پوران درخشنده کارگردان و تهیهکننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویتهای سینمای ایران در سال ۹۹ گفت: معتقدم پیش از هر چیز سینمای ایران نیازمند آزادی بیان است و این مهمترین مسألهای است که باید نگاه ویژهای به آن داشته باشیم. بهعنوان یک کارگردان سینمای اجتماعی به دلیل اینکه نمیتوانم به همه موضوعات اجتماعی روز بپردازم از جامعه خود عقب افتادهام و این مساله برای یک فیلمساز اجتماعی اصلاً خوب نیست.
کارگردان فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمیزنند» در تشریح این موضوع افزود: بهعنوان مثال ۲ سال تمام پروانه ساخت فیلم سینمایی «هیس پسرها فریاد نمیزنند» را صادر نمیکردند چرا که به این مساله فکر میکردند که موضوع این فیلمنامه، موضوعی نیست که در سینما بتوان به آن پرداخته شود و آن را یک تابو میدانستند.
این کارگردان سینما تاکید کرد: زمانی که یک ملاحظاتی را برای سینما میگذارید، در واقع جلوی چالش یک کارگردان نسبت به مشکلات جامعه خود را میگیرد و فیلمساز مجبور به ساخت چیزی میشود که بسیار بیخاصیت است و یا اینکه نمیتواند در تجربههای سینمایی خود مسائل مهمتری را مطرح کند.
وی توضیح داد: در چنین شرایطی برای سینماگرانی که دغدغهشان توجه به مسائل اجتماعی است، شرایطی پیش میآید که آرام آرام به حاشیه رانده میشوند و نمیتوانند آنچه که باید و میدانند را جلوی دوربین ببرند.
کارگردان فیلم سینمایی «شمعی در باد» بیان کرد: مساله دیگر این است که سینمای ایران در پخش فیلم نیز با مشکلاتی مواجه است و سالنهای سینمایی در کشور کمتر از تولیدات سینمایی است و در چنین شرایط فیلمهایی که شاخصههای موردپسند سینماداران را نداشته باشد، بسیار دیر اکران میشوند. اگر تعداد سالنهای سینما مناسب بود همه فیلمها میتوانستند در شرایط یکسان روی پرده سینما بروند.
درخشنده در پایان گفت: باید بدانیم که سینمای امروز ما نیازمند فضای بازی است که کارگردانان بتوانند اندیشه خود را رها کنند و به دغدغههای خود در سینما بپردازند. نه اینکه به دلیل ملاحظات و محدودیتها از جریان اصلی سینما کنار گذاشته شوند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مستند «گلشهر» به کارگردانی حسین نژادموسی و تهیهکنندگی هاشم مسعودی، مجتبی احسانی در شهر مشهد ساخته شد و کرونا موضوع این مستند قرار گرفته است.
در خلاصه موضوع این فیلم مستند آمده است: با شیوع ویروس کرونا در ایران، گروهی از مهاجرین افغانستانی در منطقه گلشهر مشهد اقدام به فعالیتهای سلامت محور از قبیل تولید ماسک، غربالگری مردم و غیره میکنند. این مستند روایتی است از مبارزه رزمنده فاطمیون «سیداسدالله سعادتی» با ویروس کرونا…
عوامل تولید مستند «گلشهر» عبارتند از؛ تهیهکنندگان: هاشم مسعودی، مجتبی احسانی، تصویربردار و کارگردان: حسین نژادموسی، تدوین: مجتبی احسانی، دستیار تدوین: مسعود بلوچ زاده، مدیر تولید: عمار سیستانی، مجری طرح: شمسه فیلم.
چراغ «تئاتر» را پس از شکست «کرونا» باردیگر روشن میکنیم
به گزارش خبرنگار مهر، سال ۹۸ با تمام فراز و فرودهای خود و به ویژه آغاز بحران ویروس کرونا در ایران و جهان به پایان رسید و مردم ایران وارد سال ۹۹ هجری شمسی شدند به امید اینکه روزها و سالی پر برکت پیش روی همگان باشد. جامعه تئاتر نیز از جمله اقشار کشور هستند که با وجود تعطیلی و ایام سختی که در سال ۹۸ تجربه کردند، با امید به روزهایی همراه با سلامتی و رونق زندگی اجتماعی سال جدید را آغاز کردهاند.
با همهگیر شدن شیوع ویروس کرونا در ایران در ماه آخر سال ۹۸ تماشاخانههای تئاتر نیز همچون دیگر مراکز فرهنگی و هنری تعطیل شدند، تعطیلی سالنهای تئاتر خسارت زیادی به گروهها و سالنداران وارد کرد و باعث شد در روزهای پایانی سال اهالی تئاتر ضر و زیان زیادی ببینند. تقریبا اکثر نمایشهایی که اجرایشان در اسفندماه تعطیل شد تازه اجرای عمومی خودشان را آغاز کرده بودند و این تعطیلی اجباری سبب شد علاوه بر هدر رفتن وقت و انرژی و زیان مالی، بسیاری از گروهها نتوانند برنامه ریزی مجددی برای ادامه اجرایشان داشته باشند چون همه چیز بستگی به پایان معضل بیماری کرونا و مساعد شدن اوضاع دارد و در صورت عادی شدن شرایط ممکن است بازیگران و عوامل آن نمایش به کار دیگری تعهد داشته باشند و در زمان تعیین شده نتوانند در خدمت گروه باشند.
مساله دیگر جلب اعتماد مخاطبان و فراهم آوردن شرایط مناسب بهداشتی برای بازگشتشان به سالنهای نمایشی است چون در غیر این صورت حتی با باز شدن در تماشاخانهها نیز ممکن است تماشاگران همچنان به آلوده بودن محیط اعتقاد داشته باشند و ترجیح دهند فعلاً به دیدن نمایشهای روی صحنه نیایند.
البته مدیران سالنهای مختلف اعلام کردهاند که تماشاخانه هایشان ضدعفونی شده و مطمئنا بعد از بازگشایی سالنها این کار مجددا انجام خواهد شد اما ترغیب هنرمندان تئاتر به بازگشت دوباره مخاطبان به سالنها و روشن کردن چراغ تماشاخانهها نیز میتواند تاثیرگذار باشد چون همانطور که میدانیم تئاتر هنری زنده است و بدون حضور مخاطب معنا نمییابد.
از همین رو در طول تعطیلات نوروز و همزمان با تجربه خانهنشینی اجباری در نوروز ۹۹ خبرگزاری مهر با دعوت از هنرمندان تئاتر خواست در ویدئوهایی کوتاه برای این روزها پیشنهادات فرهنگی مطرح کنند و در عین حال آنها را به حضور دوباره در سالنهای تئاتر بعد از پایان معضل بیماری کرونا و باز شدن مراکز فرهنگی و هنری فرابخوانند.
در همین راستا بهرام سرورینژاد بازیگر و کارگردان تئاتر که پیش از تعطیلی تماشاخانهها با عنوان بازیگر و در نقش سیاه در نمایش آیینی سنتی «کابوسهای مرد مشکوک» به کارگردانی ملیکا رضی در تماشاخانه سنگلج روی صحنه بود در ویدئویی مخاطبان را به ماندن در منزل در این روزهای کرونایی دعوت کرده و در ادامه آنها را به حضور دوباره در سالنهای نمایش فراخوانده است و از علاقه مندان خواسته که به دیدن «کابوسهای مرد مشکوک» بعد از عادی شدن شرایط بنشینند.
خبرگزاری مهر -گروه هنر- نیوشا روزبان: سال ۹۸ با فراز و نشیبهای بسیاری به پایان رسید و هرچند میتوان و باید «مردم» را به دلیل تحمل امیدوارانه این سال پرتلاطم چهره اصلی سال ۹۸ نامید، اما در بخشهای مختلف نیز بودند چهرههای شاخصی که از در هیاهوی «اخبار» توانستند توجه رسانههای را به خود جلب کنند و به تعبیری خبرساز شوند.
سینمای ایران هم سال پرفرازونشیبی را پشت سرگذاشت که همچون همیشه با حواشی بسیاری هم همراه بود و این بار نیز این هنرصنعت از جریان تحولات مستثنی نماند؛ در این گزارش از پنج چهره شاخص سینمای ایران در سال ۹۸ نام بردهایم که هرکدام بهواسطه اظهارات و اقدامات خود به دلایلی در طول سال گذشته نقشی خبرساز ایفا کردند.
شهاب حسینی؛ شوالیه معترض به تحریم
یکی از چهرههای شاخص سینمای ایران در سال ۹۸ شهاب حسینی بود. بازیگر شناختهشدهای که علاوهبر دو فیلم در چرخه اکران، در هنگامه جشنواره فجر هم با یک فیلم در بخش رقابتی و یک فیلم دیگر که تنها یک نمایش برای اهالی رسانهها داشت، حضور پیدا کرد تا از سینماگران پرکار سال گذشته باشد. «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری و «شین» به کارگردانی میثم کزازی بود، ۲ فیلم سینمایی که در ادامه دغدغه سالهای اخیر حسینی، هر ۲ توسط کارگردانهای فیلم اول یکی در آمریکا و دیگری در ایران ساخته شده بود.
البته تا پیش از این شهاب حسینی در چند پروژه سینمایی کارگردانهای فیلم اول چه به عنوان بازیگر و چه بهعنوان تهیهکننده حضور داشت و اتفاقاً دو تا از همین فیلمها یعنی «نبات» و «هزارتو» در سال گذشته فرصت اکران عمومی نیز پیدا کردند؛ فیلماولیهایی که پیشتر در گزارشی به دلایل ناکامی آنها در فرآیند اکران اشاره کرده بودیم.
یکی از نکات جالب دیگر درباره دو فیلمی که شهاب حسینی در ویترین جشنواره سیوهشتم رونمایی کرد، این بود که هر دو اثر در ژانر وحشت ساخته شدند. فیلمهایی که شاید نتوانستند نظر مثبت همه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کنند اما به قطعاً قدمی رو به جلو برای احیای سینمای وحشت در ایران بودند. به خصوص که سینمای ایران فاصله زیادی نسبت به فیلمهای ژانر وحشت در دنیا دارد و همین گام اول بعد از سالها در سینمای ایران خود اتفاق مهمی به شمار میرفت.
پنج چهره خبرساز «سینمای ۹۸»
البته خبرسازی شهاب حسینی در جشنواره فجر گذشته فراتر از این دو فیلم بود. او که در نشست خبری «آن شب» به دلیل اینکه در ایران حضور نداشت شرکت نکرد، برای نشست خبری فیلم سینمایی «شین» در بخش خارج از مسابقه خود را به پردیس ملت رساند تا در برابر رسانهها قرار بگیرد و یکی از شبهای پرحاشیه جشنواره فجر را رقم بزند. و در همین راستا هم نیازی به برگزاری نشست خبری هم نبود، به ایران آمد تا بتواند از فیلم خود در برابر اهالی رسانه و البته به عنوان بازیگر و تهیهکننده دفاع کند. نشستی که نفس برگزاری آن برای یک فیلم خارج از مسابقه با انتقاد رسانهها مواجه شد و مسئولان جشنواره هم توضیحی درباره این بدعت ارائه نکردند.
اما اتفاق جالبی که در این نشست خبری رخ داد و بازتاب بسیاری در فضای رسانهای پیدا کرد این بود که شهاب حسینی به جای صحبت درباره پروژه سینمایی خود، به طرح دیدگاههای خود درباره مسائل سیاسی و اجتماعی هفتههای منتهی به جشنواره پرداخت و با ارجاع به بیانیهای که پیش از جشنواره در نقد مدعیان «تحریم فجر» در فضای مجازی منتشر کرده بود، اینبار تندتر و صریحتر از حضورش در «فجر» دفاع کرد و به تحریمکنندگان تاخت.
در این نشست خبری شهاب حسینی با اشاره مستقیم به مسعود کیمیایی کارگردان پیشکسوتی که از پیشگامان موج تحریم جشنواره فیلم فجر بود، حواشی بسیاری را بوجود آورد تا جایی که برخی موافقان موضع انتقادی حسینی هم لحن و ادبیات او در خطاب قرار دادن یک سینماگر پیشکسوت را قابل انتقاد دانستند.
شهاب حسینی پیش از جشنواره و در زمانی که پیوستن به جریان مدعیان تحریم فجر داشت تبدیل به یک «مد» میشد، در صفحه شخصی خود در اینستاگرام با اعتراض به تحریم فجر، بیان کرده بود: «این انصرافها دامن زدن به افتراق جامعه بین خودی و ناخودی است. وقتی که جامعه و مردم به همبستگی و دلداری نیازمندند، این تفکر که کسانی که انصراف نمیدهند همدرد و شریک حال مردم نیستند، اشتباه است.»
این بازیگر غالباً کمحاشیه سینمای اینگونه سال ۹۸ را در اوج حاشیهها به پایان رساند. در همین شرایط هم بود که خبر دریافت نشان شوالیه از سوی دولت فرانسه به پاس فعالیتهای هنری باردیگر شهاب حسینی را در معرض موضعگیری دو گانه موافقان و مخالفان قرار داد. شهاب حسینی بعد از دریافت این نشان در صفحه اینستاگرام خود نشوت: «در راه پر پیچ و خم زندگی حرفهای این بنده کوچک هر ره آوردی حاصل شد افتخار آن را به یکایک مردم سرزمینم تقدیم میکنم. چه آنان که از من نفرت دارند و چه آنان که دوستم میدارند. زیرا من یکایک آنان را از دل دوست میدارم و ماوایی جز میعادگاه اعتلا و سر افرازیشان نمیشناسم.»
فارغ از این حواشی باید دید شهاب حسینی تا چه اندازه در اکران ۹۹ با دو فیلم «آن شب» و «شین» موفق ظاهر خواهد شد و تا چه اندازه مخاطبان سینما را با خود همراه میکند.
مجید مجیدی؛ حامی نانآوران کوچک
مدتها بود که مجید مجیدی بهواسطه مشغله تولید و کارگردانی دو پروژه بینالمللی «محمدرسول الله» و «آن سوی ابرها» از سینمای اجتماعی که سالها در آن فعالیت کرده بود فاصله گرفته بود و همه منتظر بودند تا این کارگردان قدیمی سینما دوباره فیلمی در حوزه تخصصی خود یعنی سینمای اجتماعی بسازد.
مجیدی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم سینمایی «خورشید» به این انتظار پاسخ داد، فیلمی که البته نمایش و رونمایی آن در جشنواره با حواشی بسیاری همراه شد. در واقع در مراسم قرعهکشی فیلمهای سینمایی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، قرار شد «خورشید» در روزهای اول جشنواره برای اهالی رسانه و مخاطبان جشنواره فیلم فجر نمایش داده شود که این نوبت اکران با درخواست صاحبان فیلم به روز آخر جشنواره موکول شد و همین درخواست اولین نشانه از آماده نبودن نسخه نهایی فیلم بود.
داستان به همین جا ختم نشد، فیلم سینمایی «خورشید» به دلایل طولانی شدن مراحل پس از تولید در سینماهای مردمی نیز نمایش داده نشد، به گونهای که شایعاتی مبنی بر نرسیدن جدیدترین پروژه مجید مجیدی به جشنواره فیلم فجر منتشر شد. با تأخیر در نمایش این فیلم در سینماهای مردمی، «خورشید» اولین ضربه را از سوی عوامل خود خورد، چرا که براساس قانون با گذشت ۳ روز از جشنواره فیلم فجر، اگر فیلمی در سینماها نمایش داده نشود، از بخش آرای مردمی کنار گذاشته میشود و اینگونه فیلمی که میتوانست نظر بسیاری از مخاطبان و سینماروها را به خود جلب کند شانس خود برای شکار این سیمرغ ارزشمند را از دست داد.
در نهایت اما «خورشید» به جشنواره رسید و در روز آخر برای اهالی رسانه به نمایش گذاشته شد؛ فیلمی که توانست در دقیقه ۹۰ نظر مثبت بسیاری از اهالی هنر و رسانه را به خود جلب کند.
پنج چهره خبرساز «سینمای ۹۸»
فیلم سینمایی «خورشید» درباره کودکان کار است و مصائب این قشر از جامعه را به تصویر میکشد، فیلمی که در آن بازیگران نقش اصلی در عالم واقع هم کودک کار بودند. مجید مجیدی با این هنرمندان کوچک در نشست خبری فیلم خود در کاخ جشنواره حضور پیدا کرد و آنها را «نانآوران کوچک» خطاب کرد. حضور این نابازیگران کوچک نیز موردتوجه اصحاب رسانه و سینمادوستان قرار گرفت.
البته مجید مجیدی این کودکان را رها نکرد و با آنها به اختتامیه جشنواره فیلم فجر هم آمد و جوایزی نیز به این هنرمندان جوان اهدا شد.
اما مجیدی کودکان کار را فراموش نکرد و درست در زمان شیوع ویروس کرونا با انتشار دلنوشتهای از مدیران دولتی درخواست کرد تا این کودکان را فراموش نکرده و از آنها برای مقابله با ویروس کرونا حمایت کنند.
مجید مجیدی چندماه پیش از این دلنوشته، باردیگر هم دست به قلم شد تا حرف دل خود را با مردم در میان بگذارد؛ متنی که درست در نخستین ساعات انتشار خبر شهادت سردار قاسم سلیمانی در رسانهها منتشر شد و مجیدی در آن آورده بود: «شهادت شجاعانه سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی و رجعت روح والایشان به درگاه ابدیت را تبریک و تسلیت عرض مینمایم. به راستی در این وانفسا زیبندهترین لباسی که بر تن ایشان میتوانست مزین شود و قامت بگیرد، لباس زیبای شهادت بود. یادش گرامی و نامش بلند باد که در سرتاسر عمر پر برکتشان همواره ضربان قلبش برای ایجاد امنیت در کشور پهناور ایران اسلامی تپید و مانند سربازی بیادعا ذرهای از هدف متعالیاش پا پس نکشید. بدون شک خون مطهر ایشان پایمال نمیشود و از برکت این عروج، فانوس پر فروغی روشن میشود که تأثیر چشمگیری خواهد داشت بر قدرت یافتن و شکوفایی ایران اسلامی.»
مجید مجیدی در سالی که گذشت علاوهبر درخشش در جشنواره فیلم فجر با حضور در جشنواره جهانی قونیه هم خوش درخشید و با دو فیلم سینمایی «بید مجنون» و «بچههای آسمان» توانست جایزه ویژه جشنواره جهانی قونیه را از آن خود کند.
سعید ملکان؛ غایب جشنواره فیلم فجر
سعید ملکان سالها به عنوان طراح چهره پرداز در سینمای ایران فعالیت کرده بود و در سالهای اخیر دامنه فعالیت خود را گستردهتر کرد و تهیهکنندگی چندین اثر سینمایی با پروداکشنهای بزرگ را برعهده گرفت که از آن جمله میتوان به «غلامرضا تختی» و «تنگه ابوقریب» اشاره کرد که هر کدام توانستند موافقیتهای قابل توجهی را در جشنواره فیلم فجر بدست آورد.
این هنرمند تنها به تهیهکنندگی فیلم بسنده نکرد و این بار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به عنوان کارگردان با فیلم سینمایی «روز صفر» حضور پیدا کرد، فیلمی که با موضوع متفاوت آن یعنی ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی توسط یکی از نیروهای گمنام، ساخته شد و کنجکاوی بسیاری از منتقدان، هنرمندان و اهالی رسانه را قبل از شروع جشنواره فیلم فجر به خود جذب کرد.
پنج چهره خبرساز «سینمای ۹۸»
سعید ملکان در نشست خبری که برای این فیلم در جشنواره فیلم فجر برگزار شده بود، از شخصیت اصلی «روز صفر» دفاع کرد و تاکید کرد که این شخصیت ما به ازای بیرونی دارد و یک شخصیت تخیلی نیست.
البته در بخشی دیگر نیز برخی از اهالی رسانه تاکید کرده بودند که ملکان به دنبال شکلگیری یک ابرقهرمان همه فن حریف در سینمای ایران بوده و همین رویکرد خروجی فیلم را به نمونهای مشابه قهرمانان هالیوودی تبدیل کرده که شاید انطباق کاملی با سربازان گمنام ایرانی نداشته باشد.
اما حواشی که سعید ملکان را درگیر خود کرد، تنها به این چند مورد محدود نشد و این هنرمند گویا به دنبال ایجاد حاشیه و بیشتر دیده شدن فیلم خود بود به گونهای که در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکرد و به رغم فیلم خوش ساختش که تنور جشنواره را حسابی گرم کرده بود، خود در دقیقه ۹۰ جدیترین ضربه را به اعتبار «فجر» زد و خود و عواملش برای دریافت سیمرغ فجر در آئین اختتامیه حاضر نشدند.
سعید ملکان و عوامل این فیلم طی بیانیهای اعلام کردند که به نشانه اعتراض در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکردند و تاکید کردند که به دلیل سیاستهای غلط مدیران دولتی و فاصله گرفتن از قوانین جشنواره فیلم فجر علاقهای به حضور در مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نداشتهاند! این بیانیه واکنشهای بسیاری را به همراه داشت که نوک پیکان این واکنشها مستقیم به سعید ملکان نشانه رفته بود.
ماجرا به جایی کشیده شد که هیأت داوران تصمیم داشتند که ۵ سیمرغی که برای «روز صفر» در نظر گرفته شده بود به عوامل داده نشود. در این میان ابراهیم داروغهزاده دبیر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نیز ساکت ننشست و در فضای مجازی علت اعتراض سعید ملکان و تیمش را انتقاد به داوری و نامزدی برخی از فیلمهای سینمایی که عوامل آن جشنواره فیلم فجر را تحریم کرده بود و قرارد دادن فیلم سینمایی «خورشید» ساخته مجید مجیدی در بخش مسابقه آن هم در روزهای آخر جشنواره دانست.
البته نکته جالبی که وجود دارد این است که سعید ملکان و تیمش هرچند در اختتامیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکردند اما در بخش اختتامیه تجلی اراده ملی شرکت کرده و جوایز خود را از این بخش که از سوی نهادهای دولتی تعیین شد ه بود را دریافت کردند.
با توجه به اینکه این تهیهکننده و کارگردان سینما طی سالهای اخیر فیلمهای پرفروشی را روانه پرده سینماها کرده است، باید دید در سال ۹۹ و با طرح قرعه کشی فیلمها چه زمانی «روز صفر» در سینماهای کشور اکران میشود و تا چه اندازه در جلب نظر مخاطبان در اکران عمومی موفق ظاهر میشود.
اشکان رهگذر؛ اعتراض به اکران
اشکان رهگذر کارگردان جوان انیمیشن در سال ۹۸ با انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» به سینماها آمد. انیمیشنی که توانست در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم انیمیشن را از آن کند. این کارگردان جوان زمان بسیار زیادی را برای ساخت «آخرین داستان» صرف کرد و نتایج بینالمللی که از حضور در جشنوارههای خارجی بدست میآورد نشان از تولید یک انیمیشن متفاوت داشت که میتوانست در گیشه نیز موفقیتهایی را بدست آورد. رهگذر برای این فیلم سینمایی از شناختهشدهترین چهرههای سینمای ایران به عنوان صداپیشه استفاده کرد که خود میتوانست در جذب مخاطب موفق باشد.
«آخرین داستان» برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» در شاهنامه فردوسی بود و به خوبی نشان داد که ادبیات کهن ایران میتواند منبع مناسبی برای نگارش فیلمنامههای سینمایی و انیمیشن باشد.
پنج چهره خبرساز «سینمای ۹۸»
این انیمیشن درست در زمانی اکران شد که این امید میرفت بتواند در اکران عمومی مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد، اما ارائه اکران نامناسب برای این انیمیشن و نبود تبلیغات مناسب شهری و تلویزیونی نتوانست مخاطبان بسیاری را به سینما جذب کند و این مساله سبب شد تا این کارگردان جوان که سالها برای ساخت این انیمیشن تلاش کرده بود ناامید شده و نامهای را به نشانه اعتراض به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بنویسد.
این کارگردان در این نامه خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرده بود که برای انیمیشنی مانند «آخرین داستان» که توانسته موفقیتهای بسیاری در سطح بین المللی کسب کند و جزو انیمیشنهای برتر راه یافته به اسکار باشد، چرا در اکران تا این اندازه مظلوم مانده و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار حمایت شد.
این درحالی است انیمیشن دیگری که همزمان با اکران «آخرین داستان» رو پرده سینما رفته بود به مراتب بهتر از اکران «آخرین داستان» بود چرا که از تبلیغات خوب و از حمایت وزارت آموزش و پرورش برخوردار بود.
اکران نامناسب این انیمیشن نشان داد که سینمای ایران هنوز فاصله زیادی با استانداردهای اکران مطلوب انیمیشنهایی از این دست دارد و باید برای آن فکری کرد.
البته این هنرمند جوان و خوش آتیه سینمای ایران در حوزه ساخت انیمیشنهای کوتاه نیز فعال است در واقع استدیو هورخش با مدیریت اشکان رهگذر در حوزه تولید انیمیشنهای کوتاه فعال است و این امکان نیز وجود دارد که به زودی جدیدترین پروژه سینمای انیمیشن خود را کلید بزند.
محمدمهدی طباطبایینژاد؛ چالشهای یک مدیر سینمایی
محمدمهدی طباطبایینژاد که پیشتر به عنوان مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در سینما فعالیت میکرد در تیرماه سال گذشته از سوی حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی بهعنوان معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی انتخاب شد تا این بار به صورت مستقیم با سینماگرانی که به دنبال ساخت پروژههای سینمایی هستند روبرو شود، معاونتی که هر تصمیمی بگیرد در نهایت با اعتراض برخی از سینماگران مواجه میشود!
شاید اگر یک مدیر سینمایی بخواهد محبوبیت خود را در سینما حفظ کند باید دور معاونت ارزشیابی و نظارت را یک خط قرمز بکشد، اما طباطبایینژاد این ریسک را پذیرفت و در این مدت تلاش کرده است تا بتواند به وظایف خود به خوبی عمل کند.
صدور مجوز برای ساخت و نمایش فیلمهای سینمایی و تلاش برای رفع توقیف فیلم از جمله مواردی است که این معاونت با آن دست و پنجه نرم میکند، در همین راستا طباطبایینژاد با حضور در این سمت اولین کاری که انجام داد تلاش برای رفع توقیف فیلم سینمایی «خانه پدری» به کارگردانی کیانوش عیاری و ایجاد فضای مناسب برای اکران عمومی این فیلم بود، اثر سینمایی که ۱۰ سال پیش ساخته شد و به سختی پروانه نمایش گرفت. فیلمی که در همان روزهای اول به دلیل سکانسهای خشن توقیف شد و هر چقدر عوامل این فیلم تلاش کردند نتوانستند آن را دوباره روی پرده سینما ببرند.
طباطبایینژاد اما با تلاش و همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرایط اکران این فیلم سینمایی را در سال ۹۸ فراهم کرد، البته با این قرار که نسخهای جدیدی از فیلم آماده شود و در آن برخی از سکانسهای فیلم حذف شود، اما باز هم «خانه پدری» در حوزه اکران با مشکل برخورد کرد و قوه قضائی خواستار توقیف این اثر سینمایی شد.
در چنین شرایطی بود که اولین چالش این مدیر سینمایی آغاز شد تا بتواند از تصمیم خود درباره «خانه پدری» دفاع کند، او این بار با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمام تلاش خود را کردند تا نظر قوه قضائیه را نسبت به این فیلم سینمایی تغیر دهند در راستای همین پیگیری هم بود که «خانه پدری» با دریافت محدودیت سنی ۱۵+ و نمایش محدود در برخی از سینماهای کشور، دوباره رنگ پرده سینما را به خود گرفت.
پنج چهره خبرساز «سینمای ۹۸»
چالشهای طباطبایینژاد اما بهرفع توقیف فیلمها محدود نشد و موج جدید قاچاق فیلمهای روی پرده به خصوص در فضای مجازی هم به چالشی نو برای او تبدیل شد، چه اینکه محمدمهدی طباطبایی نژاد علاوه بر پست مدیریتی خود در معاونت ارزشیابی و نظارت طی سال گذشته عهدهدار دبیری شورای صیانت و قاچاق فیلم در سازمان سینمایی هم بود. هرچند تا قبل از حضور طباطبایی نژاد در شورای صیانت و قاچاق فیلم، مدتی بود که فیتیله قاچاق فیلمهای سینمایی پایین کشیده شده بود و کمتر شاهد اعتراض و شکایت سینماگران در این حوزه بودیم اما با شروع فعالیت طباطبایینژاد گویی جریان قاچاق فیلمها هم جانی تازه گرفت و در بازه زمانی کوتاهی نسخه ۵ فیلم سینمایی مهم در فضای مجازی منتشر شد که با اعتراضهای بسیاری همراه بود.
از جمله این ۵ فیلم سینمایی میتوان به «متری شش و نیم» به کارگردانی سعید روستایی، «رحمان ۱۴۰۰» به کارگردانی منوچهر هادی، «رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش، «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی و «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار اشاره کرد.
البته انتشار نسخه قاچاق هرکدام از این فیلمها متفاوت بود، به عنوان مثال «متری شیش و نیم» نسخه بازبینی آن که به سازمان سینمایی ارائه شده بود، در دسترس عموم قرار گرفت. همچنین فیلم سینمایی «رحمان ۱۴۰۰» که پیشتر به دلیل رعایت نکردن ممیزیها از اکران در سینماهای کشور منع شده بود، نسخه اصلی و بدون سانسور آن در فضای مجازی منتشر شد که برخی معتقد بودند نسخه منتشر شده تنها در اختیار صاحبان فیلم بوده است. البته منوچهر هادی کارگردان این فیلم سینمایی تماشای این فیلم در فضای مجازی را حرام اعلام کرد! اما در نهایت مشخص نشد که این فیلم سینمایی چگونه و چطور در اختیار مخاطبان قرار گرفت.
طباطبایی نژاد درباره ارائه نسخه قاچاق این فیلم در فضای مجازی در رسانهها بیان کرد که اقدامات لازم برای شناسایی افراد خاطی در این زمینه انجام میشود و از طریق مراجع قضائی از پخش کننده این فیلم در فضای مجازی شکایت میکنیم. البته طباطبایی نژاد در بخش دیگری از صحبتهای خود به این مساله نیز اشاره میکند که نسخه منتشر شده از این فیلم سینمایی با کیفیت و بدون آرم بوده و این موضوع برای اهالی فن به اندازه کافی گویا است.
در کنار این فیلم، نسخهای از فیلم «روز رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش با نام «القربان» که سالها است سرنوشت اکران آن مشخص نیست نیز در فضای مجازی بارگذاری شد که این امر نیز با اعتراض کارگردان فیلم همراه بود، علاوه برآن فیلمهای «سرخپوست» و «شبی که ماه کامل شد» نیز در زمان اکران نسخه بی کیفیت و ضبط شده از روی پرده سینما نیز بیرون آمد که با اعتراض صاحبان این آثار همراه شد.
هرچند تنها ۹ ماه است که محمدمهدی طباطبایینژاد به عنوان معاون ارزشیبی و نظارت سازمان سینمایی و دبیر شورای صیانت و قاچاق فیلم انتخاب شده است، با چالشهای بسیاری مواجه شد باید دید این مدیر سینمایی در سال ۹۹ تا چه اندازه با اتکا به پست مدیریتی خود میتواند از رقم خوردن اتفاقهای بد در سینمای ایران ممناعت کند.
طباطبایینژاد که دبیری شورایعالی اکران در سازمان سینمایی را هم برعهده دارد در ماه پایانی سال هم با چالش انتخاب فیلمهای اکران نوروز مواجه بود که هرچند سرانجام ترکیب فیلمهای مدنظر سازمان سینمایی برای این فصل نهایی و منتشر شد اما بحران «ویروس کرونا» و تعطیلی سینماها همه برنامهریزیها را برهم زد. حالا این مدیر سینمایی هم در کنار دیگر مدیران و فعالان صنفی حوزه سینما سال جدید را با جدیترین بحران اینسالها آغاز کردهاست؛ بحران کرونا که طبق اعلام رسمی مسئولان ذیربط هنوز هیچ نقطه پایان قطعیای برای آن نمیتوان متصور بود.
با «کسوف» به منطقه صفر مرزی بروید/ مصائب مرد افغان و همسرش
به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانهها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقهمندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد میشود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «کسوف» به کارگردانی ایوب آقاخانی توصیه میشود.
نسخه ویدئویی که از این اجرا در دسترس علاقهمندان قرار دارد مربوط به اجرای سال ۹۵ نمایش در تماشاخانه باران است در حالی که این اثر نمایشی پیش از این در سال ۸۹ نیز در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر به صحنه رفته بود.
«کسوف» راوی زندگی یک مرد افغان است که همزمان با جنگ افغانستان و آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق به ایران میآید و با دختری به نام ثریا ازدواج میکند و پس از مدتی که کارت اقامت او در ایران باطل میشود، تصمیم میگیرد که به همراه همسر خود به افغانستان بازگردد اما در بین راه با مشکلاتی روبرو و مجبور میشود که در منطقه صفر مرزی چادر بزند…
حمیدرضا آذرنگ، نسیم ادبی و ایوب آقاخانی در این نمایش به ایفای نقش میپردازند. حضور موفق حمیدرضا آذرنگ و نسیم ادبی در «کسوف» و به تصویر کشیدن چالشهای انسانی ۲ شخصیت گرفتار در درد و رنجی رهانشدنی از نقاط قوت این اثر نمایشی است.
فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتابها، فروشگاههای فروش فیلمهای شبکه نمایش خانگی و بعضی کتابفروشیهای معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقهمندان میتوانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی های مختلف این محصولات را با هزینه مناسبتری تماشا کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
در شماره دوازدهم نوبت به «نبات» رسید؛ اگر تبلیغاتش را در زمان اکران عمومی دیده باشید احتمالاً اولین چیزی که از آن به یادتان میآید حضور پررنگ شهاب حسینی است. بازیگری که در چند سال اخیر تمرکز ویژهای بر روی همکاری با فیلمسازان فیلماولی داشته و از این منظر حضورش در «نبات» را هم بهنوعی میتوان یک حضور حمایتی برای کارگردان جوانش یعنی پگاه ارضی مدنظر قرار داد.
کمکهای شهاب حسینی از فیلماولیها گاه با حضورش در مقابل دوربین رقم خورده و گاه با سرمایهگذاری مستقیم در تولید. وجه اشتراک همه فیلمهایی هم که کمک مستقیم او را دارند ترویج مساله «اخلاق» است؛ گمشده روزگار ما. گویا او میخواهد پرچمش را بردارد تا سهمی در بهبود این اوضاع آشفته داشته باشد.
«نبات» هم از جمله همین آثار است که حضور شهاب حسینی در ترکیب بازیگران آن اهرم محرکی بود تا پگاه ارضی کارگردان این اثر دست و دلش به ساخت اولین فیلمش برود، کارگردانی که سالها در خارج از کشور زندگی میکرد و فعالیتهای غیرسینمایی داشت اما دورههای فیلمسازی را در آمریکا گذراند تا سرانجام در تهران اولین گام در عرصه کارگردانی سینما را بردارد.
وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» میشود
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
پگاه ارضی در اولین فیلم بلند خود انگشت روی یک موضوع تکراری گذاشته که بارها و بارها مشابهش را در آثار تلویزیونی و سینمایی دیدهاید؛ یک قصه سرراست. او رابطه پدر و دختری را به تصویر کشیده که مادری ندارد اما به یکباره سر و کله زنی در زندگی آنها پیدا میشود. همین قصه یک خطی کافی است تا تمام فیلمهایی که با این خط داستانی دیدهاید جلوی چشمانتان رژه بروند.
«نبات» فیلمی است که هر چند با آن همراه میشوید اما در همان ۲۰ دقیقه نخستین، دستش برایتان رو میشود و داستانش را لو میدهد. این بزرگترین نقطه ضعف فیلم است که گرهاندازی مداوم هم به کارش نمیآید چون روند داستان آنقدر ساده و قابل و پیشبینی است که جایی برای حدسهایتان نمیگذارد.
فیلم اجازه نمیدهد که الگوی دیگری برای شخصیتها و سرنوشتشان در ذهنتان بچینید. فیلم افت و خیزی ندارد و ناگهان حقیقتی را پیش رویتان برملا نمیکند. این یعنی اینکه کارگردان خواسته از آنچه پیش از این با همین محوریت ساخته شده فاصله بگیرد اما یک طرف دیگر را از دست داده است. یعنی فیلم روی یک خط جلو میرود به طوری که اصلا لازم نیست سرنخی دستتان بیاید.
فیلم اما یک ساختار تلویزیونی دارد و نمیتواند در حد و اندازه یک فیلم سینمایی ظاهر شود یعنی داستان کلیشهای و دمدستیاش آنقدر ساده پیش میرود که اجازه سینمایی شدن را به آن نمیدهد. از سوی دیگر شخصیتپردازیها هم لنگ میزند. فیلم تلاش دارد رابطه دختر و پدری را نشانمان دهد با شوخیهایشان، کلکلهایشان، دعواهایشان و… اما در این مسیر موفق نمیشود و هرچه تلاش میکند با آنها همراه شوید، اساسا با این شکل رابطه کنار نمیآیید.
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
«نبات» در اکران عمومی کمی بیشتر از ۶۵۰ میلیون تومان فروخت و این یک ناکامی برای فیلمی با حضور شهاب حسینی در گیشه بود. بازیگری که پیش از این حضورش در فیلمها تضمینی برای فروش بود و گویا این الگوی از پیش تعریف شده دیگر کارکردش را از دست داده و جواب نمیدهد. یعنی مخاطبان به صرف حضور یک سوپراستار از یک فیلم استقبال نمیکنند.
البته باید این را هم در نظر گرفت که فیلم در ماه رمضان اکران شد که سانسهای نمایش دهندهاش به ۲۰ نوبت هم نمیرسید آن هم در بازههایی مانند پیش از ظهر که عملا سانسهای مرده به حساب میآمدند.
«نبات» بزرگترین ضربهاش را از فیلمنامه کم رمقش میخورد به ویژه اینکه تکیه اصلیاش بر رابطهای است که توصیفش کردیم. فیلم روایتگر داستان یک دختر ۱۲ ساله است که جهانش اصلا با جهان دختربچههای ۱۲ ساله امروزی نمیخواند. ارضی خط فکری او را به اندازه یک دختره ۲۰ ساله ارتقا داده و رفتارش را به همان میزان در «نبات» پخته و جا افتاده نشان داده است.
وقتی شهاب حسینی پرچمدار «اخلاق» میشود
آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
هرچند سعی میشود که گوشهای از «نبات» عاشقانهای را هم در بربگیرد اما این عاشقانه با روایتی غیرمنطقی پیش میرود که باعث میشود غیرواقعی به نظر برسد. اتفاقاتی که به ناگاه حادث میشود تا کاراکترهای اصلی در کنار هم قرار بگیرند. از این منظر شاید فیلم برای آن دسته از مخاطبان که علاقمند قصههای عاشقانه سرراست و بدون پیچیدگی هستند، گزینه مناسبی برای تماشا باشد.
از سوی دیگر اما فیلم برای مخاطبان سختگیرتر و فیلمبازتر احتمالاً جذابیتی نداشته باشد.
به نظر میرسد در این فیلم ارضی وقتی برای ارایه دیالوگهای خوب نداشته و همین باعث شده گفتگوهایی خشک بین بازیگران رد و بدل شود از جنس فیلمهای تلویزیونی. با این وجود باید این را هم در نظر گرفت که «نبات» اولین تجربه کارگردانی اوست که شاید در آن دست به آزمون و خطا زده است.
حمایت تبلیغاتی شهرداری از تئاتر/این «بسته» گرهی را «باز» نمیکند
خبرگزاری مهر – گروه هنر- فریبرز دارایی: دوشنبه ۱۱ فروردین خبری از سوی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در رسانهها منتشر شد که حسین عالمبخش مدیر هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران طی آن از اولین بسته حمایتی از هنرهای نمایشی توسط این سازمان خبر داد. وی از گروههای تئاتری که نمایش آنها آماده اجرا بوده و یا با یک تمرین مختصر آماده اجرا میشود، دعوت کرده که با حضور در «پردیس تئاتر تهران» نمایش خود را جهت ضبط ویدئویی با سه دوربین اجرا کنند و پس از ضبط، اثر گروههای نمایشی در سایت نمایشنت بارگذاری شده و جهت فروش اینترنتی عرضه شود.
به گفته عالمبخش گروهها هیچ هزینهای برای اجاره سالن به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران پرداخت نخواهند کرد و بلک باکسها بهطور رایگان در اختیار آنها قرار میگیرد. همچنین پردیس تئاتر تهران از محل فروش بلیت در فضای مجازی درصدی نخواهد گرفت و بخش عمده عوائد حاصل از فروش این آثار به گروهها میرسد و مقداری از آن نیز به سایت نمایش نت تعلق خواهد گرفت.
مدیر هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری همچنین با بیان اینکه در زمینه اطلاعرسانی نیز به گروههای نمایشی کمک میکند و از امکاناتی که در فضای مجازی دارد، برای تبلیغ این نمایشها بهره میگیرد، اظهار امیدواری کرد این بسته حمایتی باعث شود فعالیت تئاتر در این روزها به کلی تعطیل نشود و با این روش ساعات فراغت مناسبی را برای هموطنان عزیزمان در منزل رقم بزنیم.
وی در پایان خبر نیز گفته بود: همه تدابیر بهداشتی از جمله ضدعفونی کردن محیط و تجهیزات به صورت رایگان توسط پردیس تئاتر تهران انجام میشود. این مرکز به این دلیل انتخاب شده که دارای بلک باکسهای حرفهای و مجهز است و به دلیل قرار نگرفتن در مرکز شهر، ترددها در آن بیشتر قابل کنترل است و درصد آلودگی آن در مقایسه با مرکز شهر بسیار پایینتر است.
این بسته واقعاً «حمایتی» است؟
این برنامه به عنوان «بسته حمایتی شهرداری تهران از گروهها و مخاطبان تئاتری» در فضای رسانهای مطرح شد اما چند نکته در خصوص این بسته حمایتی وجود دارد که نادیده گرفتن آن شاید اجحاف در حق هنرمندان تئاتر و مخاطبان و علاقهمندان به هنرهای نمایشی باشد.
ویروس کرونا مدتی است که نه تنها ایران بلکه اکثر کشورهای دنیا را درگیر خود کرده و در سال جاری میلادی باعث شده تا برای اولین بار بعد از چند دهه، در «روز جهانی تئاتر» تمامی سالنهای تئاتری بزرگ و مطرح دنیا تعطیل باشند. در این شرایط کمپانیهای مطرح تئاتری جهان در اقدامی قابل توجه و برای برقرار نگهداشتن ارتباط مخاطب با تئاتر، اقدام به پخش آنلاین فیلم اجراهای تئاتری برای مخاطبان آن هم بهصورت رایگان کردهاند.
زیرا یکی از مهمترین نکاتی که توسط این کمپانیها به آن توجه شده، بالا نگهداشتن روحیه مخاطبان و علاقهمندان به تئاتر در شرایطی است که مجبورند در قرنطینههای خانگی بمانند.
در این بین از سوی نهادهای سیاستگذار و اجرایی کشورهای مختلف صاحب تئاتر، راهکارهایی برای حمایت مالی از هنرمندان تئاتر که فعالیتشان به واسطه شیوع ویروس کرونا تعطیل شده، در نظر گرفتهاند که این هنرمندان هم بتوانند همچون سایر اقشار جامعه در قرنطینه خانگی به سر ببرند و از طریق فضای مجازی فعالیتهایی را در جهت روحیه بخشی به مردم و مخاطبان در نظر بگیرند.
در شرایطی که همه تلاش میکنند شرایطی را فراهم کنند تا مردم آسیبدیده روحی از شیوع ویروس کرونا به صورت رایگان از فعالیتهای هنری و امکان تماشای آنها بهرهمند باشد، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در جهت خلاف رویکرد کلی که باید مدنظر باشد، عمل میکند از نگاه مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران اما «حمایت از تئاتر» به گونهای دیگر مدنظر قرار گرفته است. در حالی که رئیس ستاد ملی مبارزه با کرونا به صورت مؤکد بر این نکته اشاره دارد که تمام نقاط تهران آلوده به ویروس کروناست و جابجایی در مناطق مختلف شهر به هر صورتی خطرناک است، مدیر هنرهای نمایشی شهرداری از گروههایی که آثارشان آماده اجرا بوده دعوت میکند که به پردیس تئاتر تهران بروند و در آن مکان که از آلودگی کمتری نسبت به مرکز شهر برخوردار است، مدت زمانی اثر خود را تمرین و بعد برای ضبط ویدئویی اجرا کنند.
گروههایی که از نیمه اول اسفند اجرای آثارشان که روی صحنه بود متوقف شد نیز اگر بخواهند برای اجرای مجدد خود را آماده کنند نیازمند چندین جلسه تمرین هستند چه برسد به گروههایی که در نوبت اجرایی بودند و تمرینهای کارشان نیز متوقف شده است.
از سوی دیگر اثر ضبط شده گروهها در سامانهای که مدیریت هنرهای نمایشی سازمان با آن قرارداد دارد قرار میگیرد تا مخاطبان و علاقه مندان به تئاتر با پرداخت هزینه فیلم اجراها را تماشا کنند؛ یعنی در شرایطی که همه تلاش میکنند شرایطی را فراهم کنند تا مردم آسیبدیده روحی از شیوع ویروس کرونا به صورت رایگان از فعالیتهای هنری و امکان تماشای آنها بهرهمند باشد، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در جهت خلاف رویکرد کلی که باید مدنظر باشد، عمل میکند.
برخی از هنرمندانی و چهرههای تئاتری که مؤسسات و آموزشگاههایی خصوصی دارند و در این شرایط تأمین هزینههایشان با مشکلی اساسی مواجه شده، برخلاف سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، به صورت رایگان فعالیتهایی را برای مخاطبان و علاقهمندان در نظر گرفته و انجام میدهند تا روحیه مردم و مخاطبان را حفظ کنند.
اما نکته بسیار مهمتر نیز که در این بسته حمایتی از سوی مدیریت هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران نادیده گرفته شده این است که تمرین یک اثر نمایشی دارای هزینههایی است که در شرایط فعلی که تمامی راههای امرار معاش برای هنرمندان تئاتر تعطیل شده، تأمین این هزینهها بسیار دشوار است.
شهرداری تهران بدون اینکه بخواهد حمایتی مالی از هنرمندان تئاتر داشته باشد تنها بستهای را برای آنها در نظر گرفته که طی آن به تمرین نمایش خود بپردازند و آن را ضبط کنند تا بعد روی سایتی بارگذاری شود و مخاطب بابت تماشای آن هزینه پرداخت کند و این مبالغ به دست گروه برسد.
تناقض شهرداری در حمایت از هنرمندان موسیقی و تئاتر!
سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که مدیریت مرکز هنرهای نمایشی دقیقاً چه حمایتی از هنرمندان تئاتر و مخاطبان و علاقهمندان به تئاتر انجام میدهد؟ با در نظر گرفتن بلکباکسهایی رایگان برای تمرین که با استاندارد ضدعفونی شدهاند و از آلودگی مرکز تهران فاصله دارند و به خطر انداختن جان اعضای گروههای تئاتری؟ با فروش بلیت به مخاطبان و علاقهمندانی که آنها هم در شرایط نامناسبی به سر میبرند؟ با نادیده گرفتن مصوبات ستاد ملی مبارزه با ویروس کرونا مبنیبر تعطیل بودن فعالیتهای گروهی در فضاهای بسته؟ با نادیده گرفتن اطلاعیههای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنیبر تعطیلی تمرینها و اجراهای تئاتری تا بهبود شرایط؟ با نادیده گرفتن هزینه ایجاد کردن برای گروههای تئاتری که تمرین، رفت و آمدشان، دوخت لباس و ساخت دکور برایشان هزینهبر است؟
تناقض برخورد شهرداری نسبت به شاخههای مختلف هنری وقتی عیانتر میشود که این نهاد در عرصه موسیقی با پرداخت دستمزد به هنرمندان، اقدام به برگزاری کنسرت موسیقی آنلاین در برج میلاد و رایگان برای مخاطبان و علاقهمندان به موسیقی کرده است ولی برای تئاتر به هنرمندان و گروهها نه تنها دستمزدی پرداخت نمیکند بلکه مخاطبان نیز باید برای تماشای آثار بلیت خریداری کنند.
امید است که مدیران و مسئولان نهادها و سازمانهایی که حمایت از فعالیتهای فرهنگی و هنری از جمله وظایفشان است، در شرایط بحرانی فعلی به فکر حمایتهای درست و واقعی از هنرمندان و مخاطبان تئاتری باشند و به سراغ بستههای حمایتی با شمایلی تبلیغاتی نروند.
به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشهای» عنوان بستهای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلمهای تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آنها برای تماشا در خانهها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.
در شماره یازدهم سراغ «پیلوت» میرویم؛ این سومین فیلم بلند ابراهیم ابراهیمیان است. هر چند کارش را با «ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه» آغاز کرد اما عمده شهرتش به فیلم دوم او یعنی «آااادت نمیکنیم» بر میگردد. البته از همین فیلم هم بود که گفته میشد او وامدار سینمای اصغر فرهادی است و سایه او در اثر را میشود دید، موضوعی که البته خودش ردش میکرد و به نظر میرسد در «پیلوت» تلاشی آشکار برای درآمدن از این سایه کرده است.
هر سه فیلم ابراهیمیان اما نشان میدهد که او دغدغه اجتماعی دارد و هر بار مساله یک طبقه از جامعه را به تصویر کشیده است. این موضوع در «پیلوت» که البته در ابتدا نامش «دو طبقه روی پیلوت» بود پررنگتر است. فیلم به دل خانوادههای کم بضاعتتر رفته و نشان داده که چطور یک مساله ساده میتواند تبدیل به یک بحران شود.
سقوط انسانیت در «پیلوت»ابراهیم ابراهیمیان
«پیلوت» دغدغه اخلاق دارد و پربیراه نیست که بگوییم این فیلم با به تصویر کشیدن روابط خانوادگی و بنا نهادن قصهاش روی همین مساله، تنزل و سقوط انسانیت را نشان میدهد، انگارهای داستانی که هرچند بارها و بارها به ویژه در این چند ساله واقعیتش در اطرافمان اتفاق افتاده اما شاید به درستی آن را ندیدهایم و حالا با تماشای «پیلوت» گویا چشممان نسبت به جزییات آن بازتر میشود.
نکتههایی که شاید جالب باشد بدانید
داستان «پیلوت» از همان ابتدا و در زمان ساخت با جنجال آغاز شد، از زمانی که الناز شاکردوست به دلیل سقوط از ارتفاع در جریان ساخت این فیلم، دچار آسیب دیدگی شدید شد، حاشیهها هم آغاز شد.
آسیبدیدگی تا جایی بود که شاکردوست حتی توان راه رفتن را از دست داد. گروه تولید اما صبر نکرد تا او بهبود پیدا کند به فاصله چند هفته الناز شاکردوست حذف و بهدخت ولیان جایگزینش شد تا سرآغازی برای گلهگذاریهای این بازیگر و عوامل تولید از یکدیگر باشد.
«پیلوت» اما درباره چیست؟ اساساً پیگیری داستان با مرگ یک کودک در این چند ساله در سینمای ایران به یکی از سوژههای موردعلاقه فیلمسازان تبدیل شده است، موضوعی که به خودی خود ظرفیت همراه کردن مخاطب و برانگیختن احساسات او را دارد.
این مساله را در «ملبورن»، «بدون تاریخ، بدون امضا»، «تابستان داغ» و… دیده بودیم. اینجا هم گره اصلی با تکیه بر همین مساله رخ میدهد، کودک ۴ سالهای که زیر عمل جراحی میمیرد و ابراهیمیان قلاب قصهاش را با همین موضوع میاندازد. «پیلوت» روایتگر داستان خانوادهای از هم پاشیده است که رکن به رکنش دچار شکست اخلاقی هستند، آدمهایی که فارغ از مناسبات اجتماعی آنچه برایشان معنا پیدا میکند نفع شخصی خودشان است و هیچ چیز دیگر برایشان اهمیت ندارد؛ موقعیتی شاید شبیه این روزهای ما!
کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی
فیلم در اکران عمومی چیزی نزدیک به ۶ میلیارد تومان فروش داشت، فروشی که البته برای گیشه پاییزی این فیلم چندان هم بد نبود.
همانطور که در ابتدا اشاره کردیم فیلم با مرگ یک کودک آغاز میشود این ضرباهنگ در ابتدا چنان پرشتاب است که انتظار میرود در ادامه هم با داستانها و حوادث جدید رو به رو شویم اما این روند در همان نقطه آغازین باقی میماند، به همان گره میخورد و دور آن میچرخد.
این نشان میدهد که «پیلوت» فیلمنامهای کم کشش دارد، داستان فرعی به آن اضافه نمیشود، فیلمی که در ادامه نه گرهافکنی دارد و نه گرهگشایی اما تا توانسته داستانش را با تکیه بر ۲ کاراکتر پیش برده که اتفاقاً خوب شخصیتپردازی شدهاند.
از همین جهت است که میتوان آن را یک فیلم کاراکترمحور قلمداد کرد. گویا کارگردان قصد داشته با قرار دادن این ۲ کاراکتر در موقعیتهای مختلف به نتیجه مطلوب خود برسد. اما این به خودی خود کافی نیست چراکه فیلم نه نقطه اوجی دارد و نه نقطه فرودی بلکه همه چیز یکنواخت است. فیلمی که همه صحنههایش در یک بیمارستان فیلمبرداری شده و نگه داشتن مخاطب پای فیلمی با این مختصات قطعاً سخت است.
«پیلوت» در شکل روابط هم دچار مشکل است یعنی تکلیف بیننده با کاراکترها مشخص نمیشود، آدمهایی که در یک شرایط حساس و سخت به جای سوگواری رفتارهای محیرالعقول دارند، آدمهایی که لجبازی را جایگزین طبیعیترین واکنشها در چنین موقعیتهایی میکنند. آدمهایی که البته تنگدستی نقشی پررنگ در برخی رفتارهایشان دارد.
سقوط انسانیت در «پیلوت»
در این میان اما بازی ۲ بازیگر «پیلوت» از امتیازات فیلم محسوب میشود. حمیدرضا آذرنگ در نقش یک پدر بیخیال در جاهایی میتواند شما را عصبی کند، جواد عزتی هم در نقش عمومی دلسوز که اتفاقا زرنگ بازی درمیآورد برایتان باورپذیر است. او اصلا یک تنه انگیزهای است که مخاطب فیلم را تا پایان پیگیری کند.
آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟
«پیلوت» داستان تکراری ندارد بلکه شما را با دنیایی تازه مواجه میکند. ابراهیمیان هرچند فقر و تنگ دستی را ته مایه فیلمش قرار داده و طعنههایی به دور باطل برخی قوانین میزند اما از این ظرفیت به اندازهاش استفاده کرده است. شما را با آدمهایی آشنا میکند که حرف و فعلشان شرایط را بحرانیتر میکند. فیلمش آشفته نیست اما فرمول قصهگوییاش از جایی به بعد تکراری میشود، مدام یک جریان را برای شما تعریف میکند و مدام باید با کاراکترها همراه شوید در این میان اما حلقه مفقوده همان هیجان است که در جریان کشمکشهای مدام آدمها دیده نمیشود.
هر چند فیلم سعی دارد پایانی امیدوارکننده داشته باشد و از نگاه به آینده سخن بگوید. اما کشمکشهای زن و شوهر این قصه چنان طولانی است که دیگر آن سکانس پایانی به کمک مخاطب نمیآید؛ بر دلش نمیچسبد و آن را یک پایان کلیشهای و شعاری میانگارد.