برچسب: نویسندگی

نویسندگی کتاب فیلم نامه طنز

  • مساله اجرای تئاترهایی که دیگر تئاتر نیستند/ لذت خلق نقش روی صحنه

    مساله اجرای تئاترهایی که دیگر تئاتر نیستند/ لذت خلق نقش روی صحنه

    خبرگزاری مهر-گروه هنر-فریبرز دارایی، آروین موذن زاده: به بهانه اجرای نمایش «فرانکنشتاین» که این روزها در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان به تئاتر است از ایمان افشاریان نویسنده و کارگردان نمایش، آناهیتا افشار و محمد پویا بازیگران و سوده شرحی بازیگر و طراح لباس این اثر نمایشی دعوت کردیم تا با حضور در خبرگزاری مهر درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی و مناسبات این روزهای تئاتر صحبت کنند.

    در بخش ابتدایی این نشست مباحثی چون وضعیت تئاتر در سال‌های اخیر، متوسل شدن به ترفندهای مختلف برای کشاندن مخاطب به سالن‌های تئاتر و رشد پدیده‌ای به نام بازیگرسالاری در تئاتر که مناسبات این عرصه از هنر را تحت‌الشعاع خود قرار داده است، مطرح شد و در بخش دوم علاوه بر ادامه مباحث قبلی و پرداختن به مساله دستمزدهای نجومی برخی چهره ها و تعیین تکلیف هایی که برای آثار نمایشی می کنند، بازیگران درباره ویژگی های نقش هایی که برعهده داشتند، صحبت کردند و کارگردان و طراح لباس نمایش نیز توضیحاتی درباره تلاش برای انتقال درست مفاهیم مد نظرشان ارائه دادند.

    این اثر نمایشی اقتباسی از رمان «فرانکنشتاین» نوشته مری شلی است که پژمان جمشیدی، بانیپال شومون، ‌آناهیتا افشار، ‌سوده شرحی، ‌محمد پویا، ‌سیاوش میری، حسین آیرمی، ‌حامد ابریشمی، ‌مبین تقوی، ‌محمد حقیقی‌پور، ‌امین رجائی، ‌امید رضائی، ‌مهدی روحانی، ‌سعید زینلی، ‌فرید کیامرثی، ‌توحید لواسانی، ‌مجتبی نصرت، ‌پویا نجفی در آن ایفای نقش می کنند که پژمان جمشیدی در نقش دکتر فرانکنشتاین و بانیپال شومون در نقش هیولای فرانکنشتاین به ایفای نقش می پردازند.

    در این نشست همچنین محدثه واعظی‌پور منتقد و فعال رسانه‌ای به عنوان کارشناس مهمان حضور داشت.

    بخش پایانی این نشست را در ادامه می خوانید؛

    *فی نفسه ایرادی ندارد که یک چهره سینمایی یا تلویزیونی در تئاتر حضور داشته باشد اما زمانی که این چهره قرار است تعیین کننده باشد، با مشکل مواجه می شویم. در سال های اخیر با وجود مناسباتی که برسر حضور این چهره ها در تئاتر شکل گرفته و دستمزدهای بالایی که برای خودشان تعیین می کنند، به نظرمی رسد ماهیت تئاتر به عنوان هنری که در آن اندیشه پررنگ تر بود از بین رفته است.

    افشاریان: من در این کار با آدم هایی وارد مذاکره می شدم که رقم های نجومی به عنوان دستمزد برای خودشان مشخص می کردند. در نهایت این تیمی که دور هم جمع شدند اول از همه، کار برایشان مهم بود و دغدغه شان تئاتر بود به همین دلیل خیلی به من و ماهان حیدری تهیه کننده کار کمک کردند تا این اتفاق بیفتد. بچه های گروه خیلی سریع با هم هماهنگ شدند و این از شانس ما بود.

    من می دانم که هیچ کاری بدون عیب و نقص نیست و هنوز هرشب نکته های مد نظرم را یادداشت می کنم و به بچه ها می گویم تا کار روتوش شود اما مساله مهم برای ما این همدلی و دغدغه مند بودن است. بعد از اینکه تمرین ها تا جایی پیشرفت به نقطه ای رسیدیم که می خواستیم کار را تعطیل کنیم چون زورمان نمی رسید و از پس هزینه ها برنمی آمدیم و اگر ماهان حیدری پشت کار در نمی آمد کار می خوابید.

    *سال ها قبل وقتی بازیگرهای سینما وارد تئاتر می شدند این حضور برایشان اعتبار داشت و به عنوان یک کپسول اکسیژن از تئاتر استفاده می کردند تا برای کار در سینما و تلویزیون انرژی بگیرند و روی بدن و صدایشان کار کنند. الان به نظر شما فضای تئاتر آنقدر اغواکننده نیست که بازیگران علاقه مند شوند و با تواضع به تئاتر بیایند یا برعکس بازیگران سینما با آمدنشان به تئاتر بر سر تئاتر و اهالی آن منت می گذارند.

    آناهیتا افشار: این نمایش اولین تئاتری است که من در آن بازی می کنم. اوائل کار خیلی استرس داشتم و هنوز هم هر شب با استرس و ترس روی صحنه می روم چون فکر می کنم ممکن است دیالوگ هایم را فراموش کنم یا روی صحنه زمین بخورم و کلا بدترین اتفاق هایی را که ممکن است برای هر بازیگر بیفتد در ذهنم تصور می کنم.

    *اتفاقا برعکس تصور اولیه ای که نسبت به حضور شما در نمایش وجود داشت صدایتان کاملا رسا است و به انتهای سالن می رسد و بازی قابل قبولی را هم ارائه داده اید.

    افشار: اصلا یکی از نگرانی های من این بود که صدایم به انتهای سالن نرسد ولی بازخوردهای خوبی نسبت به حجم صدایم گرفتم و کمی خیالم راحت شد. برای من که ۱۴ سال است در سینما و تلویزیون فعال هستم حضور در این نمایش بسیار بسیار کار لذت بخشی بود و هست.

    *در طول تمرین ها هم روی بیان و صدای بازیگرها کار می کردید.

    افشاریان: بله در طول تمرین ها هر روز نزدیک به یک ساعت، یک ساعت و نیم روی بدن و صداها کار می کردیم  و هنوز هم قبل از اجرا این کار را انجام می دهیم.

    افشار: من سلفژ و کمی آواز کارکردم و ساز هم می زنم به این معنی که خیلی هم خام نیستم اما انگار تا امروز جایی نبود که من در آن بفهمم چقدر حجم صدایم زیاد است و می توانم از آن استفاده کنم. حضور در این نمایش کاری با من کرد که فکر می کنم امکان نداشت هیچ گاه در سینما برایم اتفاق بیفتد. تئاتر کارکردن به نظرم بسیار شغل با پرستیژی هم است و برعکس سینما که مدیریت و برنامه ریزی کمتری دارد و مثلا از ۵ صبح باید آفیش بشوی، زیر باد و باران باید بایستی و گریم شوی و هرجا که شد غذایت را بخوری در تئاتر همه چیز براساس اصول  و برنامه ریزی است؛ سر ساعت می آیی، گریم می شوی و روی صحنه می روی. تئاتر آدم را به فکر می برد و من هرشب که بعد از اجرا به خانه برمی گردم به نقشم و کارهایی که روی صحنه کرده ام و در اجرای بعدی می توانم انجام دهم، فکر می کنم. تئاتری های قدیمی اعتقاد داشتند که تئاتر تو را به فکر فرو می برد که نظر درستی است چون تئاتر باعث می شود که فکر کنی، بخوانی، بدانی و بیشتر عمیق شوی.

    من پیش از این نمایش پیشنهاد تئاتر زیاد داشتم اما همه را رد می کردم تا رسیدم به پیشنهاد آقای افشاریان و اینکه قبلا هم «جنایت و مکافات» را از او دیده بودم پس به این نتیجه رسیدم اینجا جایی است که من باید بروم و بگویم آره. وقتی سر تمرین های این نمایش آمدم دستم را بالا گرفتم و گفتم من مثل خمیری هستم که هرطور شما بخواهید می توانید به من شکل بدهیم و هیچ گاردی ندارم. ترس هایم را بلند بلند بیان می کردم و پیشنهادات همه افراد گروه را می پذیرفتم.

    سوده شرحی: با وجودی که که آناهیتا اولین باری است که روی صحنه می رود اما هیچ کس باور نمی کند که او کم تجربه است و خیلی خوب ایفای نقش می کند.آناهیتا افشار: یک بازیگر در تئاتر دست به خلق می زند و فرقش با سینما این است که در سینما هم دست به خلق می زنیم اما عناصر زیادی برای این کار دست به دست هم می دهند در حالی که در تئاتر خودت هستی و خودت و لحظه ای که داری خلق می کنی فقط خودت هستی که باید بار همه اتفاقات مثبت و منفی را به دوش بکشی

    افشار: حضور در تئاتر اتفاق مهم زندگی من است و من این سال و این ماه ها را هیچ گاه فراموش نمی کنم. من یک سالی بود که کار نکرده بودم و الان حضور روی صحنه تئاتر با این نمایش برایم درخشان است و با هیچ چیز عوضش نمی کنم.

    یک بازیگر در تئاتر دست به خلق می زند و فرقش با سینما این است که در سینما هم دست به خلق می زنیم اما عناصر زیادی برای این کار دست به دست هم می دهند در حالی که در تئاتر خودت هستی و خودت و لحظه ای که داری خلق می کنی فقط خودت هستی که باید بار همه اتفاقات مثبت و منفی را به دوش بکشی.

    *ارتباطتان با بازیگرهای روبرو چگونه است. با آنها راحت هستید؟

    افشار: از روز اولی که سر تمرین ها حاضر شدم، اعلام کردم که دست هایم بالاست و با جان و دل آمده بودم آنچه که از عهده ام بر می آید در کنار بچه ها خلق کنم برای همین هیچ گاردی نداشتم و به همه بچه ها گفتم اگر کسی چیزی بلد است به من یاد دهد.

    *شخصیت الیزابت کاراکتری است رویاگونه که در خیال ویکتور فرانکنشتاین زنده است. در رسیدن به شخصیت الیزابت چطور عمل کردید. از همان ابتدا قرار بود او مثل یک عروسک کوکی در صحنه بچرخد یا شخصیتی واقعی بود که می توان برایش ما به ازا هم پیدا کرد.

    افشار: اوایل که سر کار آمده بودم سکوت محض بودم و فقط می خواستم یاد بگیرم. تقریبا یک ماه هیچ نظری نمی دادم برای اینکه الیزابت را نمی شناختم و مثل بچه ای بودم که دوست داشتم معلمم به من یاد بدهد. من الان بعد از گذشت چند اجرا تازه دارم الیزابت را کشف می کنم و هر روز تصحیحش می کنم.  شاید در اجرای سی ام یا چهلم بتوانم بگویم حالا الیزابت را ساخته ام اما الان نمی توانم بگویم او را ساخته ام.

    *خانم شرحی شما حتما با این پروژه زودتر از بقیه آشنا شده بودید. از همان ابتدا همین نقش به شما پیشنهاد شد؟

    شرحی: من زیاد درگیر نگارش متن نبودم اما ایمان بعضی مواقع صحنه هایی از کار را برایم می خواند ولی وقتی نقش ژوستین به من پیشنهاد شد کمی ناراحت شدم و گفتم یعنی نمی خواهی نقش الیزابت را به من بدهی! که افشاریان به من گفت نقش ژوستین برای توست و به من اعتماد کن. اوایل که نقش را می خواندم، دیدم چقدر از من فاصله دارد و ایمان چطور فکر کرده که این نقش به من نزدیک است چون او زن بسیار مظلومی است اما من ممکن است از بیرون اینطور به نظر برسم اما از درون اصلا فرد مظلومی نیستم و دوست ندارم غمگین یا بینوا جلوه کنم. در تمرین ها هم این چالش را داشتیم و من برای رسیدن به نقش خیلی فکر کردم و همین برایم خیلی جذاب بود. اما هنوز هم فکر می کنم که این نقش خیلی کار دارد تا به مظلومیتی که ایمان انتظارش را دارد برسد ولی بازخوردهایی را که از کار می بینم، متوجه می شوم که بینوا بودن او را به درستی درآورده ام.

    *در واقع ژوستین مثل فانتین رمان «بینوایان» است.

    شرحی: دقیقا همین است. حتی در یوتیوب فیلم هایی که از «بینوایان» ساخته شده مخصوصا آن نسخه ای که آن هاتاوی نقش فانتین را بازی می کند، دیدم و متوجه شد چقدر سخت است به چنین چیزی رسیدن.

    *چرا آنقدر کم کارید. در انتخاب نقش سختگیر هستید یا پیشنهادات خوبی دریافت نمی کنید. بعد از فیلم «فردا» در کارهای تصویری هم کم دیده می شوید.

    شرحی: صادقانه بگویم سینما به نظرم دودوتا چهارتایی دارد که من هیچ وقت یادش نگرفتم. نیاز به یک سری معرفی ها و ارتباطاتی دارد که من اهلش نیستم. دو سه بار به دفترهای فیلم رفتم که نشده است. در تئاتر هم سختگیر نیستم اما پیشنهادهایی که می شود چیزی نیست که دوست داشته باشم. این روزها می بینید برخی تئاترهایی که اجرا می شوند دیگر تئاتر نیستند، یک سری نمایش رادیویی هستند که من دوست ندارم چون به تصویر و تئاتر به معنای واقعی علاقه مند هستم به همین دلیل بخش اعظم کارهایی که پیشنهاد می شود آن چیزی نیست که من نامش را تئاتر می گذارم.

    افشار: پیش از «فرانکنشتاین» تئاترهای زیادی به من پیشنهاد می شد اما به نظرم این آثار بیشتر فیلمنامه بودند تا نمایشنامه. من دلم تئاتر می‌خواست با همه ویژگی های جذاب یک نمایش.

    شرحی: منظورم این نیست که نمایش های رئالیستی خوب نیست چون مثلا زمانی علیرضا نادری نمایش رئالیستی کار می کرد که بسیار جذاب بود و می دیدیم که نسیم ادبی در این نوع کارها به چه زیبایی بازی می کند اما متاسفانه الان این شکل از کارها دیگر اجرا نمی شود و شاهد یک سری بازی های بی رمق و صداهای کم انرژی هستیم. البته حتما این نوع از نمایش ها هم مخاطب خودشان را دارند اما من درباره خودم می گویم. پیشنهاداتی که به من می شود بیشتر این نوع از تئاتر است و دوست ندارم بپذیرم.

    *آقای پویا شما نیز درباره ایفای نقش مرد نابینا توضیح دهید؛ کاراکتری که بخش کوتاهی از داستان را به خود اختصاص می دهد اما حضورش مهم است و باید جای خودش را در میان این همه آدم که در صحنه در رفت و آمد هستند، پیدا کند.

    محمد پویا: برای من دوستی با ایمان افشاریان بسیار ارزشمند است و از حمید پورآذری متشکرم که مسبب آشنایی ما شد و الان ایمان صمیمی ترین دوست زندگی من است و در سه نمایش اخیرش با هم همکاری داشته ایم. ایمان از همان ابتدا به من گفت که نقش مرد نابینا را بازی کنم. مهمترین چالش این نقش نابینا بودنش بود که برایم جذاب بود در صورتی که مخاطب ممکن است کور بودن این مرد را اصلا نبیند و متوجه نشود که من نگاه سابژکتیوی دارم. در درجه اول مهمترین مساله برای من این بود که افتخار اجرا در سالن اصلی تئاترشهر را پیدا کردم. من تقریبا در تمام سالن های تئاترشهر اجرا رفته ام به جز سالن اصلی و همیشه هم دوست داشتم این اتفاق برایم بیفتد.

    من مدتی ایران نبودم و فاصله ای که در این میان افتاد باعث شد کم کار شوم چون حتی تا چندسال بعد از برگشتنم به ایران هرکس من را می دید، می پرسید کی برگشتی. البته در تئاتر این جریان وجود دارد که افراد هرکسی را که از قبل می شناسند برای کار دعوت می کنند و کم پیش می آید به دنبال آدم های دورتر بروند.ایمان افشاریان: نکته جذاب برایم این بود که ما آدم ها چیزی را مثل موبایل خلق می کنیم و بعد همین موبایل ما را نابود می کند اما هرچه جلوتر رفتم  برایم درگیری بین خالق و مخلوق جذاب شد؛ این خلق می تواند صرفا یک موجود دوپا هم نباشد اما ما باید مسئولیت چیزی را که خلق می کنیم برعهده بگیریم وگرنه تبدیلش می کنیم به هیولا. حالا چیزی که خلق می کنیم ممکن است یک رابطه باشد، یا یک اثر هنری و یا فرزندمان

    این نقش برایم خیلی جذاب بود. در فیلم «فرانکنشتاین» کنت برانا، او حضور کم رنگی دارد اما در رمان مری شلی در دو سه فصل از او نام برده می شود و حضور دارد چون این پیرمرد در تغییر شخصیت هیولا نقش پررنگی دارد و دیدگاه هیولا را حداقل در مقطعی عوض می کند و در رمان نیز تا انتها پیرمرد برای هیولا فرد محترمی است.

    *فرانکنشتاین و هیولا می توانند دو وجه از یک وجود باشند. هیولای درونی که بعضی وقت ها غیر قابل کنترل است، درک نمی شود و حتی ممکن است بخواهد جلب محبت کند و در عین حال یک هیولای شرور هم است که می تواند در وجود همه انسان ها باشد و تمام عمر با آن در تقابل و چالش باشند. از دید من به عنوان یک مخاطب، قصه، قصه هیولا است نه فرانکنشتاین. هیولا مدام با خودش درگیر است چون در عین داشتن خوی حیوانی دوست دارد فرد مهربانی هم باشد اما در نهایت نمی تواند و از طرف دیگر دکتر هیچگاه تلاشی برای نزدیک شدن به مخلوق خود نمی کند و مدام می خواهد از موجودی که آفریده فاصله بگیرد. در اقتباسی که از این رمان داشتید چقدر این تحلیل صدق می کرد.

    افشاریان: معتقدم هر برداشتی از این نمایش درست است چون هرکس از زاویه دید خودش می تواند با کار همراه شود ولی اینکه چقدر این نگاه ها با نگاه من یکی است می تواند متفاوت باشد. من ابتدا که می خواستم این اثر را کار کنم به این فکر کردم که قصه خَلقی توسط آدم ها که بعد باعث نابودی شان می شود، چقدر جالب است. نکته جذاب برایم این بود که ما آدم ها چیزی را مثل موبایل خلق می کنیم و بعد همین موبایل ما را نابود می کند یا هر چیز دیگری که می تواند این اتفاق را رقم بزند اما هرچه جلوتر رفتم به لایه های دیگری از این اثر رسیدم و برایم درگیری بین خالق و مخلوق جذاب شد؛ این خلق می تواند صرفا یک موجود دوپا هم نباشد اما ما باید مسئولیت چیزی را که خلق می کنیم برعهده بگیریم وگرنه تبدیلش می کنیم به هیولا. حالا چیزی که خلق می کنیم ممکن است یک رابطه باشد، یا یک اثر هنری و یا فرزندمان.

    در نمایش دیالوگی وجود دارد که هیولا به فرانکنشتاین می گوید: «به من نگاه کن فرانکنشتاین. شاید این آخرین لحظه آرام هیولای درون من باشد. من مخلوق حال پریشان توام و تو خالقی احمق.» کل اتفاقی که بین هیولا و ذهنیت فرانکنشتاین و در درون مایه اثر می افتد در این دیالوگ بازگو می شود.
    قبول دارم که اسم کار می توانست «هیولا» باشد تا «فرانکنشتاین». رمان مری شلی از همان ابتدا اسم ندارد و اول به نام شوهرش که معروف بوده چاپ می شود و بعدها شوهرش اعلام می کند که کتاب را همسرش نوشته و پیشنهاد می کند که برایش نامی انتخاب کنند که در نهایت اسم رمان می شود «فرانکنشتاین».

    پویا: در رمان هم شخصیت اصلی هیولا است تا فرانکنشتاین.

    *با این وجود داستان نمایش را با هیولا به پایان نمی برید و قصه با ملوان ها تمام می شود.

    افشاریان: ما داستان را با هیولا شروع نمی کنیم که با هیولا تمام کنیم. قصه هیولا و خلقش را توسط ملوان ها تعریف می کنیم و تلاش کردم پرانتز را همانطور که با ملوان ها شروع کردم، ببندم تا داستان آنها رها نشود. از همه مهمتر تغییر والتون (ناخدای کشتی) بود که بعد از شنیدن ماجرای هیولا و فرانکنشتاین تغییر می کند. او ابتدا می خواهد برود قطب شمال را کشف کند اما بعد از شنیدن این اتفاقات و توصیه ویکتور به او که می گوید از بلندپروازی پرهیز کن، راهش را عوض می کند و به سوی خانه برمی گردد.

    *خانم شرحی طراحی لباس نمایش در راستای فضاسازی و متریالی است که برای دکور استفاده شده است، تاکیدم در طراحی لباس نمایش بیشتر روی لباس کاراکترالیزابت و هیولا است چون فرانکنشتاین و والتون شخصیت های واقعی تر نمایش هستند و به طبع طراحی لباسشان عینی تر و واقعی تر بود. طراحی لباس الیزابت عروسی را به نمایش می گذارد که انگار عروسی اش ناقص مانده و رها شده است …

    شرحی: نمایش ۴ شخصیت الیزابت، ژوستین، ویلیام و مرد نابینا را دارد که در خیال فرانکنشتاین هستند. ذهنیتم در طراحی لباس نمایش این بود که این ۴ شخصیت از رنگ تهی شوند و تکمیل کننده فضای سرد دکور که تداعی کننده سرما و یخ است باشند که البته به هرکدام المانی نیز اضافه شده که خاصه شخصیت خودشان است و در واقع انگار ویکتور دارد در یخ، سراب می بیند. در مورد لباس الیزابت دوست داشتم او عروسی تصور شود که بعد از مراسم هنگامی که موهایش را شانه زده و لباس رویی را درآورده قبل از اینکه ژپون لباس را دربیاورد خفه اش کرده اند. از جایی به بعد هم با آقای افشاریان به این نتیجه رسیدیم که چقدر خوب است الیزابت یک عروسک کوکی باشد.

    تلاش کردم در طراحی لباس نمایش شخصیت خاکستری قصه هیولا باشد چون مجبور می شود آدم بدی باشد از همین رو تنها رنگ صحنه لباس زیرین هیولا است که زرشکی انتخاب شده است چون قرمز سمبلی از عشق است. همچنین تلاشم این بوده که عنصر زمان را در طراحی همه لباس ها به کار ببرم تا لباس ها زیاد مدرن و امروزی نباشند البته غیر از لباس ملوان ها چون باید به شکلی طراحی می کردم که هم وقتی گرگ می شوند، جذاب باشند و هم زمانی که پروانه، درخت و پرنده می شوند. به همین دلیل هم وقت زیادی را صرف پیدا کردن پارچه مورد نظر کردم.

    دوست دارم اینجا از بچه های گروه یاد کنم چه بازیگرانی که امروز در این نشست هستند چه پژمان جمشیدی و بانیپال شومون که نتوانستند در این جلسه شرکت کنند. همه بازیگران نمایش بسیار با من همراه بودند و امیدوارم بتوانم دوباره با آنها همکاری داشته باشم. چه پژمان جمشیدی که با تمام وجودش سر تمرین ها و اجرا حاضر می شود و تلاش می کند بسیار انعطاف پذیر و همراه باشد چه بانیپال شومون و بقیه بازیگران.

    *مشخص است که هردو نفرشان برای این نقش ها تلاش کردند. چون مثلا بسیار سخت است که همه برای دیدن بازی کمدی از پژمان جمشیدی به سالن می آیند و دائم دنبال این هستند که او بازی خنده داری داشته باشد اما برعکس در یک نقش کاملا جدی ایفای نقش می کند.

    شرحی: بله کاملا درست است چون بسیاری از مخاطبان با قضاوت قبلی بازی پژمان جمشیدی را می بینند و مدام دنبال این هستند که از او آتو بگیرند در حالی که او به درستی یک نقش جدی و تراژیک را بازی می کند.

    *پروسه ورود پژمان جمشیدی به تئاتر مشخص است اما روندی که در طول سال ها در پروژه های مختلف از خودش به نمایش گذاشت کاملا قابل احترام است چون او خیلی بیشتر از بازیگرانی که خودشان را حرفه ای تئاتر می دانند، روی بیان و بدنش کار می کند. البته شما به عنوان کارگردان باید اعتماد زیادی به سپردن نقش به پژمان جمشیدی می کردید چون ایفای نقش در سالن اصلی تئاتر شهر کار بسیار سختی است.

    افشاریان: قاعدتا گاردی در مقابل بازی پژمان جمشیدی در نقش فرانکنشتاین وجود داشت. حتی بزرگترین نگرانی خود پژمان نیز همین بود و مدت ها درگیر این بود که نقش را قبول کند یا نه اما مسلما چیزی که همه بچه های گروه به آن واقف هستند این است که پژمان آمد و تمام تلاشش را کرد و دارد می کند تا نقش را دربیاورد.

    *ولی متاسفانه گرفتگی صدایش به بازی اش خیلی ضربه زده است.

    افشاریان: متاسفانه در آخرین ژنرالی که داشتیم و دو روز قبل از اجرا بود که صدایش کاملا رفت و به جایی رسید که اصلا صدایش در نمی آمد و ما مانده بودیم در این وضعیت چکار کنیم. اجرا هم که شروع شد مجبور بود با همین صدا بازی کند و تارهای صوتی اش بیشتر آسیب دید. الان کمی صدایش خوب شده است که امیدوارم با یکی دو روز استراحت بهتر شود.

  • زنی که از یک جانباز خواستگاری کرد/ داستان مصائب شیمیایی

    زنی که از یک جانباز خواستگاری کرد/ داستان مصائب شیمیایی

    محمد صفا کارگردان مستند «دیده بان و بانو» که به بخش جایزه شهید آوینی سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» راه یافته است در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره این مستند اظهار کرد: «دیده بان و بانو» سعی دارد مشکلات معیشتی و حداقلی خانواده ای را منعکس کند که مرد این خانواده از جانبازان جنگ تحمیلی است. علی اکبر مسکوچی که در دفاع و دیده بانی از مرزهای سرزمین خود دچار آسیب شیمیایی و موج گرفتگی شده، از جمله جانبازانی است که در زمان مجروح شدن و آسیب دیدگی اش پیگیر درصد جانبازی نشده است به همین سبب تحت پوشش و حمایت ارگان، نهاد یا سازمانی قرار نگرفته و با شرایط سختی روزگار را می گذراند.

    وی در توضیح نحوه آشنایی خود با این خانواده و دلیل انتخاب این سوژه، اظهار کرد: اولین بار این زوج در یک برنامه گفتگومحور تلویزیونی حضور پیدا کردند و البته در آن برنامه بیشتر درمورد محبت و عشق به یکدیگر سخن گفتند. دوست تهیه کننده ما با دیدن این برنامه به من پیشنهاد داد که به سراغ این زوج بروم و وقتی از نزدیک با آنها آشنا شدیم دریافتیم که آنها به دلیل اینکه از جایی حمایتی نمی شوند به سختی زندگی و امرار معاش می کنند.

    این فیلمساز ضمن تاکید بر فداکاری تحسین برانگیز همسر این جانباز، عنوان کرد: این زن فداکار و سخت کوش در شرایطی که ۲ همسر قبلی جانباز به دلیل مشکلات جسمی وی و شرایط سخت حاکم بر زندگی از او جداشده اند، از آقای مسکوچی خواستگاری کرده است و با انجام کارهای سخت خدماتی بخشی از هزینه های زندگی را تامین می کند البته چنین کاری در کنار مراقبت از جانبازی که توان انجام بسیاری از کارهای عادی و روزمره خود را ندارد، هم دشوار است و هم در شان همسر یک جانباز نیست.

    صفا ضمن اشاره به وضعیت جانبازان در جامعه یادآور شد: معمولا نگاه طیفی از افراد جامعه به جانبازان به گونه ای است که تصور می کنند جانبازان از همه جا حمایت می شوند و به لحاظ مالی و معیشتی در رفاه هستند اما واقعیت چیز دیگری است. خیلی از جانبازان در زمان جنگ اقدام به ثبت جانبازی خود نکرده اند و اکنون که سال ها از آن زمان گذشته با افزایش سن و گاه پیشرفت آسیب های ناشی از جانبازی، با مشکلات عدیده ای مواجه هستند و اگر در حال حاضر اقدام به ثبت جانبازی خود کنند، امکان اینکه به نتیجه برسند بسیار کم است. در نتیجه هیچ مرکزی از آنها حمایت نکرده و شرایطشان روز به روز دشوارتر می شود.

    وی گفت: ما علاوه برطرح مشکل این زوج در پی جلب حمایت برخی از مسئولان مربوطه نیز بودیم که خوشبختانه پس از پیگیری و پخش این فیلم برای برخی از مسئولان توانستیم یک حمایت حداقلی به صورت کمک هزینه ماهانه برای این زوج دریافت کنیم.

    این مستندساز افزود: در این فیلم سعی کردم از ساختار مصاحبه‌محور پرهیز کنم و با بازسازی برخی از رویدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده است، روایتی تصویری از کل ماجرا داشته باشم.

    صفا که برای چهارمین بار در جشنواره «سینماحقیقت» شرکت کرده است، یادآور شد: ساخته های قبلی من «بانو»، «مسیر هشت میلیمتری» و «میکل آنژ افغانستان» هستند که همگی سوژه محور بوده و با پرداختن به موضوعات اجتماعی ساخته شده اند.

    این فیلمساز در بخش دیگر از صحبت هایش درباره جشنواره «سینماحقیقت» اظهار کرد: جشنواره «سینماحقیقت» از معدود جشنواره هایی است که در عمر کوتاه خود جایگاه خوبی در بین مخاطبان و شرکت کنندگانش داشته است. شاید بتوان این جشنواره مستند را همتراز با جشنواره فجر در بخش داستانی دانست.

    وی در پایان عنوان کرد: شاید به طور کلی استقبال از مستند به نسبت فیلم های داستانی و سینمایی کمتر باشد ولی جشنواره «سینماحقیقت» به ما نشان داده که محفل خوبی برای علاقه مندان فیلم های مستند است. گردهمایی این سیل انبوه از مستند دوستان، سازندگان فیلم های مستند را بیشتر به وجد می آورد که ساخته هایشان را در این جشنواره به نمایش در بیاورند و هر سال به نسبت سال های قبل فیلم های بهتری ارائه دهند که همین مساله سبب اعتبار بخشی و اهمیت بیشتر جشنواره «سینماحقیقت» شده است.

  • علیرضا قربانی برای«درخت گردو» می‌خواند/کمانچه‌نوازی اردشیر کامکار

    علیرضا قربانی برای«درخت گردو» می‌خواند/کمانچه‌نوازی اردشیر کامکار

    به گزارش خبرنگار مهر، مراحل پس از تولید فیلم سینمایی «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی سید مصطفی احمدی همچنان ادامه دارد و این روزها ساخت موسیقی فیلم در حال انجام است.

    قرار است علیرضا قربانی خواننده موسیقی سنتی کشورمان قطعه‌ای را برای «درخت گردو» بخواند.

    همچنین حبیب خزایی‌فر آهنگساز و اردشیر کامکار نوازنده کمانچه خواهد بود.

    علیرضا قربانی پیش از این قطعه «از خون جوانان وطن» را برای تیتراژ «آخرین روزهای زمستان» به کارگردانی محمدحسین مهدویان خوانده بود.

    نخستین نمایش این فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

  • تصویر ماهور الوند در «عنکبوت» رونمایی شد/ فیلم در مرحله صداگذاری

    تصویر ماهور الوند در «عنکبوت» رونمایی شد/ فیلم در مرحله صداگذاری

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، علیرضا علویان این روزها مشغول صداگذاری فیلم «عنکبوت» است. همچنین حامد ثابت که پیش از این در فیلم «تابستان داغ» با ایرج زاد همکاری داشته مشغول ساخت موسیقی فیلم جدید این کارگردان است.

    اولین عکس از ماهور الوند بازیگر این فیلم نیز به تازگی رونمایی شده است.

    به زودی نسخه ای از فیلم «عنکبوت» به تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی و سرمایه گذاری محمدصادق رنجکشان به دبیرخانه جشنواره فجر برای بازبینی هیات انتخاب ارائه خواهد شد.

    «عنکبوت» با داستان جنایی و رگه‌های پررنگ اجتماعی‌ اش از فیلم های پر لوکیشن و پر بازیگر امسال است که داستان مردی را روایت می کند که می‌خواست ریشه فساد را بخشکاند.

    محسن تنابنده، ساره بیات، شیرین یزدان بخش، ماهور الوند، گلنوش قهرمانی، علی باقری، مهدی حسینی نیا، حمیدرضا هدایتی راد، جواد یحیوی، آتیه جاوید، مهدخت مولایی، سحر عبدالهی، نیوشا علیپور، یوسف خسروی، حمید حاجی‌محمدزاده، میثم دامن‌زه، داود ذاکری با حضور فرید سجادی حسینی، بازیگران «عنکبوت» را تشکیل می‌دهند.

  • فیلمبرداری «عامه پسند» به تهران رسید/ رونمایی از لوگوی فیلم

    فیلمبرداری «عامه پسند» به تهران رسید/ رونمایی از لوگوی فیلم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «عامه پسند» سومین فیلم بلند سهیل بیرقی پس از «من» و «عرق سرد» است که از اواسط مهر ماه در شهرضا مقابل دوربین رفت و فیلمبرداری آن هم اکنون در تهران ادامه دارد.

    فاطمه معتمد آریا، هوتن شکیبا و باران کوثری ترکیب بازیگران اصلی این فیلم را تشکیل می‌دهند.

    «عامه پسند» به نویسندگی سهیل بیرقی در ژانر اجتماعی ساخته می‌شود و فضایی متفاوت با ۲ فیلم قبلی این کارگردان دارد.

    در خلاصه داستان فیلم که برآمده از معنی «عامه پسند» در لغت نامه دهخدا است آمده: عامه پسند. [ م مَ / مِ پَ سَ ] (ن مف مرکب) آنچه را مردم معمولی پسندند. آنچه را عرف پسندد.

    جدیدترین ساخته سهیل بیرقی از تولیدات کاملا مستقل سینمای ایران است که برای حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر آماده می‌شود.

  • جشنواره فیلم فجر برای فریدون جیرانی بزرگداشت می‌گیرد

    جشنواره فیلم فجر برای فریدون جیرانی بزرگداشت می‌گیرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، به پاس نزدیک به ۴ دهه فعالیت حرفه ای و موثر در سینما، از فریدون جیرانی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر تجلیل خواهد شد.

    جیرانی که در ادوار جشنواره فیلم فجر به عنوان روزنامه نگار، منتقد، کارگردان، نویسنده، تهیه کننده و عضو هیات انتخاب و داوری حضور موثری داشته متولد ۱۳۳۰ در کاشمر است.

    او حضور در سینمای حرفه‌ای را در سال ۱۳۶۰ با نوشتن فیلمنامه فیلم «آفتاب نشین‌ها» تجربه و فعالیت در مطبوعات را با سردبیری در مجله سینما در سال ۱۳۷۰ آغاز کرد.

    فیلم‌های «صعود»، «قرمز»، «آب و آتش»، «شام آخر»، «صورتی»، «سالاد فصل»، «ستاره‌ها» ۲،۱و۳، «پارک‌وی»، «قصه پریا»، «من مادر هستم»، «خوابزده‌ها»، «خفه‏ گی» و «آشفتگی» از ساخته های سینمایی جیرانی محسوب می شوند.

    سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه به دبیری ابراهیم داروغه زاده برگزار می شود.

  • نمایش ویژه انیمیشن «ماهیگیر و بهار» برای هندی‌ها

    نمایش ویژه انیمیشن «ماهیگیر و بهار» برای هندی‌ها

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، انیمیشن کوتاه «ماهیگیر و بهار» به کارگردانی سیدحسن سلطانی در بخش غیررقابتی پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اسمایل هند به نمایش گذاشته شد.

    این انیمیشن ۱۰ دقیقه‌ای روز پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۱۲ دسامبر به نمایش در آمد.

    پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اسمایل از ۱۸ تا ۲۴ آذر سال‌ جاری برابر ۹ تا ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹ در شهر دهلی نو کشور هند برگزار می‌شود.

    هدف اصلی از برگزاری این جشنواره آموزش و توانمندسازی و درگیر ساختن ذهن کودکان و نوجوانان از طریق تماشای فیلم‌های پر معنا است.

    در این دوره از این رویداد هنری با انتخاب و نمایش بیش از ۱۵۰ فیلم با موضوع‌های مختلف از ۵۰ کشور دنیا و برگزاری بیش از ۱۰ کارگاه آموزشی، نشست‌های تخصصی، کلاس‌های آموزشی برای کودکان و نوجوانان انتظار می‌رود بیش از ۳۰ هزار مخاطب از جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اسمایل دیدن کنند.

  • «دیاپازون» در جشنواره فیلم‌های مستقل کلکته

    «دیاپازون» در جشنواره فیلم‌های مستقل کلکته

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلم سینمایی «دیاپازون» به کارگردانی حامد تهرانی و نویسندگی حسین تهرانی و تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع‌نوری در ادامه حضور جهانی خود، این بار در بخش بین‌الملل جشنواره فیلم‌های مستقل کلکته در کشور هندوستان حضور خواهد داشت و از ۵ تا ۱۱ ژانویه برابر با ۱۵ تا ۲۱ دی ماه با دیگر آثار حاضر در این رویداد به رقابت خواهد پرداخت.

    این جشنواره توجه ویژه‌ای به فیلمسازان جوان و مستقل در عرصه سینما دارد.

    «دیاپازون» که هنوز به اکران عمومی نرسیده است، در ماه‌های گذشته در جشنواره‌های جهانی از جمله ‏«black movie» در سوئیس، جشنواره بوسان کره‌جنوبی و همچنین جشنواره بین‌المللی «توفی‌فست» لهستان حضور داشته است.

    فیلمنامه «دیاپازون» را حسین تهرانی با رویکردی اجتماعی و خانوادگی به نگارش درآورده و حضور بازیگران جوان تئاتر در کنار چهره‌های سینمایی در این اثر، یکی از نکات قابل توجه آن محسوب می‌شود.

    در این فیلم ژاله صامتی، بهنوش بختیاری، علیرضا استادی، مهدی حسینی‌نیا، حسین تهرانی، ایلیا کیوان، معصومه رحمانی، بابک نوری و با معرفی علیرضا ساوه درودی، مهرنوش حاجی‌خانی، شادی گنجی، مهران آتش‌زای، مهسا اکبری، سارا سرابی، غزال غلامی، یکتا طبیبی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

    پخش کننده جهانی این فیلم موسسه بین‌المللی هنر هفتم با مدیریت علیرضا شاهرخی است.

  • «پینوکیو» در محفل نقد تئاتر بررسی می‌شود

    «پینوکیو» در محفل نقد تئاتر بررسی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، بیست‌وچهارمین محفل نقد تئاتر روز شنبه ۲۳ آذرماه ساعت ۱۶ میزبان کارگردان، بازیگران و عوامل نمایش «پینوکیو» است تا با حضور سه منتقد تئاتر، سپیده شمس، حامد اصغرزاده و محمدحسین خدایی نقد و بررسی شود.

    مجری این جلسه پیروز میرزایی، کارگردان و بازیگر تئاتر و تلویزیون خواهد بود.

    در نمایش «پینوکیو» صادق برقعی، علی تاریمی، پارمیدا حسینی، گل آرا غفرانی، نرگس نیک سیرت ایفای نقش می‌کنند.

    تهیه‌کننده این اثر نمایشی حمیدرضا زبیر، مشاور کارگردان شهاب محمودی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز نرمین اسماعیل زاده رهبری، منشی صحنه آوا صالحی، طراح صحنه اوشان محمودی، ساخت و اجرای دکور سعید غفاری، طراح‌ نور پدرام رضوانی، طراح‌ صدا و موسیقی سجاد بهرامی، اجرای گریم مریم مجد، گرافیک آیه فیلی، عکاس سارا ثقفی، ساخت تیزر و موشن شهاب محمودی هستند.

    این نمایش در بخش طراحی‌صحنه، طراحی‌نور، نویسندگی و کارگردانی کاندید دریافت جایزه جشنواره بیست دوم بوده و در بخش طراحی‌صحنه مورد قدردانی قرار گرفته است.

    عمارت هنری «تو» در بلوار کشاورز، خیابان دائمی، پلاک سه هر شنبه در محفل نقد اجراهای روی صحنه، میزبان عموم علاقه‌مندان و خانواده تئاتر است.

  • «اشتقاق» روی صحنه می‌رود/ تصمیم غیرمنتظره چند نوجوان

    «اشتقاق» روی صحنه می‌رود/ تصمیم غیرمنتظره چند نوجوان

    پیام لاریان نویسنده و کارگردان تئاتر درباره جدیدترین فعالیت خود در زمینه کارگردانی، به خبرنگار مهر گفت: قصد دارم نمایشنامه «اشتقاق» را سال آینده به صحنه ببرم. این نمایشنامه که نوشتن آن را سال گذشته به پایان بردم، روایت چند نوجوان است که ناگهان تصمیم می‌گیرند زبان را فراموش کرده و دیگر با کسی حرف نزنند که این اقدام باعث انزوایی خودخواسته در زندگی اجتماعی و محیطی آنها می شود.

    وی درباره فعالیت های دیگر خود در زمینه نگارش عنوان کرد: در حال حاضر فیلم «بی سر» به کارگردانی کاوه سجادی حسینی برای حضور در جشنواره فیلم فجر ارائه شده است و همچنین نگارش فیلمنامه‌ای دیگر با عنوان «زمستان» را به کارگردانی دکتر عماد حسینی به پایان بردم. در تئاتر نیز، نمایشنامه «بابل» را نوشته‌ام که به زودی توسط یکی از هنرمندان در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه خواهد رفت و همچنین در حال نگارش نمایشنامه «اهالی کاله» نیز هستم که آن هم قرار است سال آینده توسط یکی دیگر از کارگردانان در تئاتر شهر اجرا شود که البته اطلاعات اجرا در زمان مناسب، توسط گروه ها اعلام خواهد شد.

    این نمایشنامه‌نویس در پایان درباره نمایشنامه «اهالی کاله» بیان کرد: مهاجرت دغدغه جدی من است و پیشتر نمایشنامه «استرالیا» را به عنوان بخش اول از یک تریلوژی نوشته ام که «اهالی کاله» بخش دوم آن است و پس از پایان آن، نوشتن داستان بخش سوم را با عنوان «مدیترانه ای» آغاز خواهم کرد.