برچسب: نویسندگی

نویسندگی کتاب فیلم نامه طنز

  • نمایش‌های کمدی روز دوشنبه روی صحنه نمی‌روند

    نمایش‌های کمدی روز دوشنبه روی صحنه نمی‌روند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط‌ عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، براساس تصمیم شورای مرکزی نظارت و ارزشیابی اداره‌کل هنرهای نمایشی، به حرمت مراسم وداع با پیکر سردار رشید اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی، نمایش‌های کمدی روز دوشنبه ۱۶ دی‌ ماه روی صحنه نخواهند رفت.

    منظور از نمایش‌های کمدی، تئاترهای طنز و همچنین آثار کمدی شبانه است.

    طبق خبری که پیش‌تر منتشر شد در پی شهادت حاج قاسم سلیمانی و اعلام سه روز عزای عمومی، کلیه فعالیت‌های هنرهای نمایشی و اجرای عمومی نمایش‌ها در کشور تا پایان امروز، یکشنبه ۱۵ دی‌ ماه لغو شده است.

  • «چرنوبیل از نو» در ارمنستان به پایان رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، فیلمبرداری فیلم سینمایی «چرنوبیل از نو» محصول مشترک ایران و ارمنستان در لوکیشنی واقع در شهر ایروان به پایان رسید.

    داستان فیلم «چرنوبیل از نو» که در ژانر علمی – تخیلی و فضایی تولید شده، پیرامون انفجار یک ایستگاه اتمی است که هستی را در زمین نابود می کند.

    در خلاصه داستان این فیلم آمده است‌: وقتی یک مسافر کیهان در آینده ای دور به زمین بر می گردد، تنها چیزی را که در زمین خاکستر شده می یابد که یک میکروچیپ است و از اجدادش باقی مانده و محتوای آن تصاویری مسحور کننده، نوستالوژیک و معنوی از زمین است که اندوه و غم از دست دادن تمام زیبایی های زمین را شامل می شود.

    در این فیلم بازیگرانی همچون محمد محمدزاده تیتکانلو، ایرن هایرابتیان، آرزو مانیان، داوید داویدیان، سینا هاکوپیان، آراکس واسیلیان به ایفای نقش پرداخته اند.

    سایر عوامل این فیلم عبارتند از نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: محمد محمدزاده تیتکانلو، دستیار کارگردان: میشل لیسچی لوسکی، برنامه ریز: مرتضی کوه مسکن، ‌منشی صحنه: داشقان کاسپاریان، مدیر تصویربرداری: نایک ویست، دستیار تصویربرداری: طوفانیان، مدیر صدابرداری: وارتانیان، دستیار صدابردار: روبن، چهره پرداز: ماری آنوش، مدیر تولید: آراکس وارتانیان، جانشین تولید: علی احمدی کمازانی، تدارکات: ناصر میرزایی، مدیر صحنه و لباس: هایک، لوکیشن: دویکانسکا سوریکا، عکاس، مترجم و مشاور روانشناس فیلم: نگین محمدزاده.

    محمد محمدزاده تیتکانلو کارگردانی چندین فیلم در کشور ارمنستان از قبیل «کلبه هایقانوش»، «رمزهای کبیر»، «صلیب نشکسته» و سریال اینترنتی «شکارچی یوفو» را  در کارنامه هنری خود دارد.

  • جهان تمام قد بایستد؛ «سردار» با لشگر شهیدان و ملائک باز می‌گردد

    جهان تمام قد بایستد؛ «سردار» با لشگر شهیدان و ملائک باز می‌گردد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، عوامل فیلم سینمایی «آفتاب نیمه شب» به کارگردانی شهریار بحرانی بیانیه‌ای را به بهانه شهادت سردار قاسم سلیمانی منتشر کرد.

    در متن این بیانیه با عنوان «تا کسی شهید نباشد، شهید نمی‌شود» آمده است:

    «سردار سلیمانی ققنوسی است که از خاک پر او صدها هزار موشک برمی‌خیزد. پرواز او آیه‌ای الهی است و نشان از ماجرایی بزرگ و آخرالزمانی دارد. آغاز راه اثرگذاری لشگر شهیدان است.

    نور ایمان روشن‌کننده و سیردهنده است. او مسیر خود را به سوی شهادت آغاز کرد و در مسیر حق گام برداشت. خط زندگی او بر صراط مستقیم، چنان بعد و نمایی پیدا کرد که سر به فلک کشید. آن قدر بالا که انتهای آن دیده نمی‌شود. سردار سلیمانی در این مسیر روشن، همزمان راه به سوی آسمان‌های هفتگانه را نیز طی کرد.

    اکنون و در این نقطه از تاریخ، دشمنان هر نوع لشگری دارند؛ لشگر زمینی، هوایی، دریایی، اما لشگر شهیدان پایان تمام این صف آرایی‌ها است.

    از امروز جهان باید تمام قد بایستد که سردار آسمانی، قاسم سلیمانی این بار با لشگر شهیدان و همراه با ملائک الهی باز می‌گردد؛ «…وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا»

    خدا را شاکریم که با آغازی دیگر در جبهه حزب‌الله مواجهیم.

  • شوخی‌های ما با ابومهدی، سیل و حاج قاسم در شادگان

    شوخی‌های ما با ابومهدی، سیل و حاج قاسم در شادگان

    به گزارش خبرنگار مهر، حبیب احمدزاده از جمله مستندسازان سینمای ایران یادداشت خاطره گونه از حضور سردار شهید قاسم سلیمانی در شادگان منتشر کرد.

    در متن این یادداشت آمده است:

    «نمیدانم حدوداً چندمین روز سیل در خوزستان بود که دیگر همه متوجه وخامت روبه تزاید اوضاع شده بودند. در شادگان بودیم و هر دقیقه آب بالا و بالاتر می‌آمد. با گروه جشنواره دانش آموزی روستا به روستا می‌رفتیم تا بتوانیم با حضور هنرمندان و پخش عروسک و گرفتن جشن‌هایی کوچک در حد و اندازه هر ده، به بچه‌های محصور در سیل شادی و روحیه هدیه دهیم و دو تا دستگاه کوادکوپتر که با هماهنگی استانداری آخرین تصاویر هوایی از پیشروی سیل را برای استانداری خوزستان ارسال می‌کردیم که غروبی گفتند حاج قاسم در راه است تا برای بازدید اوضاع بیاید.

    آقای شوشتری از ستاد عتبات خوزستان و آقا مکی یازع دبیر جشنواره خودمان خودجوش خانه‌ای پیدا کردند تا بتوانند گروه حاج قاسم را در آن جا دهند و وقتی حاج قاسم که با چند ماشین رسید این ۲ رفیقمان برای تهیه مختصر شامی همراه با صاحبخانه بیرون رفتند که به نوعی آخرین نفر میزبان محلی من شدم با ۲ تن از دوستان جوان فیلمساز آقایان حسین روشنکار و مهرداد خان افراسیابی به سردار گفتم که دوستان برای تهیه شام بیرون رفتند و برمی‌گردند و شما حتماً امشب شام اینجا مهمان هستید. که ایشان با لحن معترضانه و محجوبانه‌ای اعلام کرد که ما واقعاً راضی به زحمت نیستیم، من هم به شوخی جواب دادم فعلاً که زحمت دادید، دیگه نمی‌شه کاریش کرد، خندید و گفت راست می‌گی، این چه حرفی بود که زدم و سری تکان داده و نشست…

    از همان لحظه اول رفتارشان با جوانان و افراد تازه وارد کاملاً به چشم می‌خورد خودشان بلند شده و بطرفشان رفته و با آنان چاق سلامتی کرده و آنان را در کنار خود می‌نشاندند و از احوالاتشان ریز و درشت می‌پرسیدند، همانگونه که از ۲ فیلمبردار جوان ما پرسید که هنوز شیفته وار کاملاً به یاد دارند.

    در این هنگام ابو مهدی مهندس هم وارد و جمعشان تکمیل شد… نماز را همگی پشت سر ابو مهدی خواندیم و بعد با سادگی به دیوار هال منزل بدون توجه به بزرگی یا کوچکی رتبه جایگاه نشستن سردار و ابومهدی تکیه زدند… چنان رفاقتی داشتند که انسان بدان حسادت می‌کرد. شام آماده و سفره گسترده شد. سردار با ذکر نام همه حتی محافظان را برسر سفره خواند و بعد آرام آرام شروع به صرف غذا کرد.

    عجیب‌تر آن بود که برای نیروهای همراهش به مانند مادری مهربان لقمه گرفته و خود به دهان آنان می‌گذاشت… تلفنم زنگ خورد، خانم کارگردان معروفی بود که تحت تأثیر احساسات غلط باقیمانده از دوران جنگ می‌گفت که چه جور غیرت افراد محلی قبول می‌کند که نیروهای عراقی وسط زن و بچه آنان باشند. سعی کردم خونسرد باشم و گفتم فلانی ما هشت سال با ارتش عراق جنگیدیم و می‌دانیم چه جور از ناموسمان دفاع کنیم و در ضمن این‌ها در زمان جنگ کنار ما با همان بقول شما ارتش صدام در داخل کشورشان در جنگ بوده اند و با احترام کامل خداحافظی کرده، گوشی را کنار گذاشتم…

    دوباره گوشی زنگ خورد، این دفعه همسر یکی از کارگردانان معروف سینما بود که می‌پرسید: شنیدم حشدالشعبی با تانک در حال اشغال خوزستان است و حتی وارد شادگان شده، راست است؟ نگاهی به صورت آرام و در حال غذا خوردن ابو مهدی کردم و به خانم دوستم گفتم آخه این همه نقطه سوق الجیشی در خوزستان جا قحطی است که کسی بخواهد بجای مثلاً آبادان و یا اهواز، شادگان را بگیرد؟ انشاالله خدمتتان زنگ میزنم، پس از اتمام غذا خوردن، قضیه تلفن را به ابو مهدی گفتم خندید و گفت هر کس از ما تانک زد و یا غنیمت گرفت آهنش را بفروشه و خرج سیلزده‌ها بکند، زمان داعش شما ملت ایران کمک ما ملت عراق کردید، الان ما احساس وظیفه کردیم برای جبران قسمت کوتاهی از این همه محبت به کمک بیاییم.

    البته ما فقط وسایل مهندسی آورده ایم برای کمک به جلوگیری از پیشرفت سیل و گروه بهداری برای اینکه امراض بومی ما با منطقه شما یکی است و پزشک و پرستار ما عرب زبان است و راحت تر با مردم عرب زبان شادگان و سوسنگرد ارتباط برقرار می‌کند. گوشی را به سمتش گرفته و عرض کردم همین‌ها را با ذکر نام همسر آن کارگردان برایش بگوید تا تصویربرداری کنم، خندید و با تعجب گفت صحبت کنم! چشم، با همان شیرینی یک لهجه تبدیل عربی مبدل شده به فارسی سلامی دوستانه به خانم آن طرف خط کرد و مانند آنکه با خواهرش صحبت می‌کند بسیار صمیمی و دلسوزانه همه چیز را برایش توضیح داد.

    فیلم را با این عنوان برای خانم دل نگران ارسال کردم (سخنرانی تکی ابومهندس رهبر حشدالشعبی برای سوالات سرکار خانم فلانی دل‌نگران از سقوط شهر فوق سری و استراتژیک شادگان به دست عراقی‌ها، درست سی و خورده‌ای سال پس از اتمام جنگ تحمیلی و چند شکلک خنده)…

    پس از لحظاتی شکلک صورتک‌های تعجب شدید بجای جواب متنی در جوابم صفحه خانم موردنظر را پرکرد …اندکی استراحت نشسته که تمام شد سردار نقل به مضمون گفت ما که با این همه نیرو درست نیست مزاحم صاحبخانه باشیم، پس عزیزان حرکت… در مقابل اصرار دلی صاحبخانه هم گفتند جلسه‌ای در کنار محل‌های خطر سیل خواهیم داشت و بعد هر محل عمومی هم که بشود استراحت خواهیم کرد. که بعداً مشخص شد پس از ساعت‌ها بازدید مناطق مصیبت دیده از سیل در پایگاه مقاومت مسجدی در همان محل شبانه اطراق کرده‌اند…

    فردا که کار شروع شد تازه متوجه ورود ۱۰ ها دستگاه ادوات مهندسی این دوستان عراقی شدم. بیل مکانیکی‌های مخصوص آنان با لاستیک‌های تیوپی برخلاف بیل مکانیکی های کلاسیک و معمولی زنجیری ما می‌توانستند که به‌راحتی در آب کم عمق وارد و به سهولت درون کانال پل‌های زیر جاده را از رسوبات انباشته شده برای سهولت حرکت آب پاکسازی می‌کردند یعنی کار چند ۱۰ ساعته و ناقص ادوات زنجیری ما را در عرض کمتر از یک ساعت انجام می‌دادند… و بدین سان حضور گروه مهندسی حشد الشعبی به جز در حل مشکلات بهداشتی و آذوقه‌ای مردم، توانست از به زیر سیل رفتن و نیز تخریب جاده آبادان ماهشهر و ورود آب بیشتر به شهر و روستاهای شادگان و نیز سوسنگرد و آبادان جلوگیری کند…

    پس از چند ماه هنوز خاطره آن ۲ سه شبانه روز برای خود من و جوانان سینماگر همراه مان بطرز باورنکردنی به شیرینی عسل است که توانسته باشیم به امامت شهید ابومهدی و در کنار سردار شهید سلیمانی نمازی خوانده باشیم.

    هر وقت خواستید از تأثیر آن چند روز بر روح و روان مان بیشتر بپرسید حتماً از آن ۲ جوان همراه مان بپرسید، که در هر کوی و برزن و قبل از شهادت این ۲ عزیز هم، این سلوک را داد می‌زدند. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که شاید همین نماز و حضور، گروه ما را ۲ جهان بس باشد.

  • شهلا ریاحی به خانه ابدی بدرقه شد/ هنرمندی که راهگشا بود

    شهلا ریاحی به خانه ابدی بدرقه شد/ هنرمندی که راهگشا بود

    به گزارش خبرنگار مهر، مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد شهلا ریاحی با حضور هنرمندان سینما و تئاتر صبح امروز یکشنبه ۱۵ دی در تالار وحدت برگزار شد.

    اجرای این مراسم بر عهده کامران ملکی بود که وی در ابتدای این مراسم گفت: سینما و تئاتر ایران پس از گذشت یک سده، زنده، پرافتخار و ویترین هنری کشور است چون بنیانگذاران دلسوز و تأثیرگذاری داشته که با خلوص فعالیت کرده‌اند.

    وی ادامه داد: شهلا ریاحی خاطرات شیرینی برای ما به جا گذاشت اما شیرینی و اثرات ماندگار او در میان ماست. تا سینما و تئاتر ایران نفس می‌کشد، خانم شهلا ریاحی زنده است.

    سپس فاطمه معتمدآریا رئیس انجمن بازیگران خانه سینما گفت: خانم شهلا ریاحی زنی توانا و پشتوانه بازیگری در سینمای ایران بود.

    در ادامه پوری بنایی از بازیگران سینما به ذکر خاطراتی از زنده‌یاد ریاحی پرداخت و گفت: از مردم که حامی هنرمندان هستند تشکر می‌کنم. در فیلم «خشم کولی» با ایشان همکاری داشتم و ایشان به‌عنوان اولین کارگردان زن سینمای ایران و تئاتر و سینمای ایران بسیار تأثیرگذار بود.

    کامران قدکچیان نیز در این بخش از مراسم به ایراد سخنانی پرداخت و گفت: شهلا ریاحی طی ۷۰ سال محرم خانواده ما شده بود. آدم‌ها یک شکل به دنیا می‌آیند اما شکل رفتن‌شان متفاوت است. ایشان در خیلی شرایط اولین بودند، اولین بانو که روی صحنه رفت، اولین بانو که وارد سینما شد و خانواده‌ای بسیار فرهیخته داشت. رزومه و کارنامه بسیار درخشانی داشت و پیکر ایشان را به امانت به خاک می‌سپاریم و خودش را در خانواده نزد خود نگه می‌داریم.

    محمد متوسلانی تهیه‌کننده و کارگردان سینما نیز در این مراسم تصریح کرد: متأسفم برای خانم شهلا ریاحی مراسم مختصری برگزار می‌کنیم؛ کسی که اولین و الگوی ما در سینما و تئاتر بود باید مورد توجه بیشتری قرار می‌گرفت. رسانه‌های ما حق مطلب را ادا نکردند و امیدوارم روزی این خط‌کشی‌ها از بین بروند و به کارنامه و تأثیرگذاری افراد توجه شود.

    وی تأکید کرد: زندگی شهلا ریاحی می‌تواند الگوی کسانی باشد که دوست دارند در این عرصه فعالیت کنند. امیدوارم اجر کسانی که برای سینما و تئاتر ایران زحمت کشیدند، ضایع نشود.

    ایرج راد رئیس شورای عالی خانه هنرمندان نیز در اسن مراسم گفت: ریاحی سال‌های سال برای هنر این کشور زحمت کشید و حق بزرگی به گردن فعالان هنرهای نمایشی دارد زیرا توانمند و تأثیرگذار بود و نامش ماندگار خواهد بود.

    وی تأکید کرد: جوانان باید قدردان شهلا ریاحی باشند زیرا راه فعالیت در عرصه هنرهای نمایشی ایران را در زمان و شرایط سخت باز کرد و آن را حفظ کرد.

    حمید قدکچیان نیز در بخش دیگری از مراسم پشت میکروفن رفت و گفت: «مردم با صدای ما می‌خوابیدند و بیدار می‌شدند»؛ این جمله‌ای بود که ایشان می‌گفتند زیرا رادیو قبل از سینما و تئاتر با مردم مأنوس بود.

    خانواده زنده‌یاد شهلا ریاحی صحبت کردند و از والایی و زیبایی روح این هنرمند فقید گفتند.

    منوچهر ریاحی فرزند شهلا ریاحی تصریح کرد: می‌خواستم از بسیاری سازمان‌ها گله کنم ولی خواستم راه مادر را که هیچ‌وقت از کسی گله نمی‌کرد ادامه دهم و گله نمی‌کنم ولی از صداوسیما گله می‌کنم که سری به مادر که آنقدر برایشان عزیز بود، نزد.

    وی ادامه داد: خیلی‌ها به من گله کردند که چرا مادر را در سرای سالمندان نگهداری کردم، ولی آنجا خیلی بیشتر از ما رسیدگی کردند.

    در بخش پایانی مراسم هم منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما به ایراد سخنانی پرداخت و گفت: منوچهر ریاحی برای مادر خود زحمات زیادی کشید. امروز نه آغاز و نه انجام جهان است، امروز هم روزی است که خانم ریاحی را به سوی خانه ابدی بدرقه می‌کنیم؛ خانم ریاحی به عنوان باز کننده مسیر برای بسیاری از بانوان فعال در سینما و تئاتر ایران، تلاش کرد.

    در پایان نیز پیکر زنده‌یاد شهلا ریاحی به سوی خانه ابدی بدرقه شد.

  • شب ایرج کریمی در هنر فردا برگزار می‌شود

    شب ایرج کریمی در هنر فردا برگزار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط‌عمومی موسسه هنر فردا، مراسم شب ایرج کریمی با نمایش فیلم کوتاه «متافیزیک اندوه» ساخته سینا سلیمی و رونمایی از کتاب «آن تماشاگر» که شامل گزیده نقدهای ایرج کریمی است و توسط نشر پنجره منتشر شده است، در موسسه هنر فردا برگزار می‌شود.

    در این مراسم هوشنگ گلمکانی، خسرو دهقان، بهناز جعفری، سعید قطبی زاده، کامران یراقچی و علی دهباشی سخنرانی می کنند.

    این مراسم عصر امروز یکشنبه ۱۵ دی‌ماه ساعت ۱۷ در موسسه هنر فردا به نشانی اتوبان حقانی، نرسیده به چهارراه جهان کودک، نبش دیدار شمالی، پلاک ۲۷ برگزار می‌شود.

  • افشای پشت‌پرده ماجرای کشتی‌های چینی در مستند «ترال»

    افشای پشت‌پرده ماجرای کشتی‌های چینی در مستند «ترال»

    حجت‌الله عدالت‌پناه کارگردان مستند «ترال» در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تهیه و تولید این مستند و ارسال آن برای حضور در دهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار» گفت: در مستند «ترال» سعی شده است با اتکا بر اسناد رسمی سازمان شیلات و همچنین با کمک گرفتن از تصاویر مربوط به صید ماهیان «ترال» توسط کشتی‌های به‌اصطلاح چینی، اصل ماجرا و عوامل پشت‌پرده آن را برای مخاطب روشن سازیم و از سوی دیگر در این مستند تلاش شده تبعات این اتفاق را از دیدگاه زیست‌محیطی بررسی کنیم.

    وی افزود: مسئله اصلی این مستند از آنجا شروع شد که خبری مبنی بر صید غیرقانونی ماهیان خلیج فارس توسط کشتی‌های چینی در فضای مجازی منتشر شد و نگرانی‌هایی را به وجود آورد. بعد از انتشار این خبر با تعدادی از خبرنگاران تماس گرفته شد تا واقعیت امر مشخص شود و پس از آن در سفری که به منطقه خلیج فارس داشتیم، ماجرا را از نزدیک مشاهده کردیم.

    این مستندساز ادامه داد: آن چیزی که باعث شد این موضوع را با جدیت پیگیری کنیم، مشاهده وضع زندگی مردم مناطق ساحلی استان هرمزگان بود. مخارج زندگی مردم این مناطق به صورت کامل از طریق دریا تأمین می‌شود و مردمان این منطقه عموماً در فقر به سر می‌برند، در چنین شرایطی نمی‌توان پذیرفت که عده‌ای به واسطه برخورداری از روابط قدرت، راه امرار معاش مردم را سد کرده و حقوق آن‌ها را ضایع کنند.

    عدالت‌پناه بیان کرد: در گام اول تصمیم گرفتیم که صحت و سقم اخبار منتشرشده حول موضوع را بررسی کنیم، در همین راستا با یکی از دوستان در بندرعباس به نام عباس بقاپور ارتباط گرفتیم و ایشان پیشنهاد دادند که ما به این منطقه سفر کنیم و واقعیت امر را از نزدیک مشاهده کنیم.

    وی افزود: طی اولین سفری که به منطقه خلیج فارس داشتیم، با کمک جناب بقاپور به محل ماهیگیری کشتی‌های چینی رفتیم و تصاویری از دست‌اندازی غیرمنصفانه این کشتی‌ها به آب‌های خلیج فارس تهیه کردیم که در مستند «ترال» آورده شده است.

    این مستندساز ادامه داد: در این سفر که در مرداد ماه ۱۳۹۷ صورت گرفت، به منظور انجام تحقیقات میدانی به منطقه خلیج فارس عازم شدیم. هرچند که انجام تحقیقات میدانی خطراتی را به دنبال داشت و ممکن بود مشکلاتی از جانب ذی‌نفعان این پرونده برای افراد گروه به وجود آید اما با این حال چاره‌ای جز انجام تحقیقات میدانی و کسب اطلاعات و اسناد مطمئن حول سوژه موردنظر وجود نداشت.

    عدالت‌پناه بیان کرد: بعد از اینکه واقعیت خبر برای ما روشن شد، تصمیم گرفتیم در مرحله بعد به سراغ مردم مناطق ساحلی استان هرمزگان برویم تا وضع زندگی آنان و نظرشان در مورد ماهیگیری کشتی‌های چینی را جویا شویم، علاوه بر این به سراغ مسئولان سازمان شیلات رفتیم و علت اعطای مجوز به این گونه کشتی‌ها را بررسی کردیم که البته پاسخ واضحی از جانب مسئولان دولتی دریافت نشد.

    وی اضافه کرد: علاوه بر گفتگوهایی که با مردم بومی مناطق ساحلی خلیج و همچنین مسئولان ذیربط در حوزه صید دریایی داشته‌ایم، مصاحبه‌هایی نیز با اساتید دانشگاه در رابطه با تبعات زیست‌محیطی صیدِ بی‌حساب و کتاب ماهیان ترال در آب‌های این منطقه انجام شده است.

    این مستندساز عنوان کرد: یکی از ایرادات سیستم مدیریتی کشور این است که وقتی یکی از مدیران یا کارمندان، تصمیم اشتباهی اتخاذ می‌کند یا تخلفی صورت می‌دهد نه تنها با او برخورد نمی‌شود بلکه بعضاً ارتقا رتبه هم می‌گیرد به طور مثال در پرونده صید ماهیان ترال، می‌بینیم فردی به نام پرویز محبی که مدیر سازمان شیلات استان هرمزگان است بعد از تخلفاتی که در حوزه مدیریتی او اتفاق می‌افتد، به معاونت سازمان شیلات کل کشور منصوب می‌شود.

    عدالت پناه اظهار کرد: مشکل دیگری که وجود دارد، عدم پاسخگویی مسئولان دولتی نسبت به تصمیم‌های اتخاذشده و اقدامات صورت گرفته در دوران مدیریتی‌شان است. در موضوع صید ماهیان ترال، بنده با جناب محبی تماس گرفتم و کم و کیف ماجرا را از ایشان جویا شدم اما او حاضر به شفاف‌سازی حول این موضوع نشد و با این استدلال که «مدیریت شیلات هرمزگان را تحویل داده است» از پاسخگویی در مورد نحوه اعطای مجوز به کشتی‌های چینی و بیان جزئیات این اقدام، امتناع کرد.

    وی تصریح کرد: پس از تغییراتی که در ساختار مدیریتی شیلات استان هرمزگان اتفاق افتاد، با آقای بارانی مسئول شیلات شهر بندرعباس تماس گرفتیم که او نیز ما را به روابط عمومی سازمان شیلات استان هرمزگان حواله داد و مسئولان شیلات استان نیز حاضر به مصاحبه نشدند.

    این مستندساز اظهار کرد: کشتی‌هایی که تحت عنوان کشتی چینی در خلیج فارس به صید ماهیان ترال مشغول بودند هیچ ارتباطی با دولت چین ندارند. موضوع از این قرار است که عده‌ای از افراد ذی‌نفوذ و حتی برخی از مدیران بازنشسته سازمان شیلات با رانتی که در اختیار داشته‌اند، مجوز صید وسیع ماهیان ترال در این منطقه را اخذ کرده‌اند.

    عدالت‌پناه عنوان کرد: در بخش‌هایی از مستند «ترال»، نقش بازنشستگان سازمان شیلات در پرونده صید ماهیان ترال و همچنین سوءاستفاده از اطلاعات و روابط سازمانی در صدور این مجوزهای رانتی به وضوح مورد اشاره قرار گرفته است.

    وی بیان کرد: متأسفانه در حال حاضر میزان صید ماهیان ترال توسط کشتی‌های به‌اصطلاح چینی مشخص نیست و همچنین شفافیتی در باب میزان صادرات این گونه از ماهیان وجود ندارد، حتی در بازدیدهایی که صورت گرفت، متوجه شدیم این کشتی‌ها به فروش گازوئیل نیز مبادرت دارند که خبر از چشم‌پوشی دستگاه‌های نظارتی از تحرکات این کشتی‌ها می‌دهد.

    این مستندساز اضافه کرد: در بخش دیگری از سخنان خود به نارضایتی مردم ساکن در مناطق ساحلی خلیج فارس اشاره و بیان کرد: سوءاستفاده افراد صاحب‌نفوذ از محیط زیست دریا که منبع درآمد مردم منطقه خلیج فارس محسوب می‌شود موجب شکل‌گیری نارضایتی عمومی در بین مردم شده است و این ظرفیت وجود دارد که نارضایتی مردم شدت گرفته و در قالب اعتراضات خشن ظهور کند.

    عدالت‌پناه یادآور شد: در خلال این مستند، موضوع صید ماهیان خلیج فارس توسط کشتی‌های چینی را از احمد مرادی نماینده مردم هرمزگان در مجلس شورای اسلامی جویا می‌شویم و این مسئله به وضوح دیده می‌شود که مسئولان دولتی حتی به نمایندگان مجلس هم پاسخگو نیستند کمااینکه با پیگیری‌های نمایندگان مجلس، وزیر جهاد کشاورزی مورد استیضاح قرار می‌گیرد اما توضیحات قانع‌کننده‌ای از جانب وی شنیده نمی‌شود.

    وی در پایان صحبت‌های خود گفت: در مجموع در مستند «ترال» سعی شده است با اتکا بر اسناد رسمی و همچنین با کمک گرفتن از تصاویر مربوط به صید ماهیان ترال توسط کشتی‌های به‌اصطلاح چینی، اصل ماجرا و عوامل پشت‌پردهِ آن را برای مخاطب روشن سازیم و از سوی دیگر در ادامه مستند تلاش شده است تبعات این اتفاق را از دیدگاه علمی بررسی کنیم.

  • «آقای اشمیت کیه؟» و سوالات بی‌شماری که جوابی برای‌شان نیست

    «آقای اشمیت کیه؟» و سوالات بی‌شماری که جوابی برای‌شان نیست

    به گزارش خبرنگار مهر، صدرالدین زاهد نویسنده، بازیگر، کارگردان و مدرس تئاتر در یادداشتی درباره نمایش «آقای اشمیت کیه؟» که این روزها به کارگردانی سهراب سلیمی در سالن عباس جوانمرد خانه تئاتر روی صحنه است، اظهار نظر کرد و با توجه به برنامه‌ها و اهداف ژان ویلار کارگردان فرانسوی و موسس جشنواره آوینیون درباره تئاتر ایران و فرانسه و حضور تماشاگر و تشویق و ترغیب او به امور فرهنگی دست به مقایسه زده است.

    در یادداشت زاهد آمده است:

    «دیشب به دیدار نمایش «آقای اشمیت کیه؟» شتافتم. در خروج از سالن بسیار غمگین و افسرده بودم. لاجرم تیراژ کتاب چنان است که می‌دانید و سالن‌های تئاتر هم خالی از اغیار شده است به خصوص اگر از مضمونی بگویند که مضمونی همگانی و در مطابقت با سلیقه‌های متداول و مرسوم  نباشد. خب در یک چنین شرایطی، وقتی در خروج از سالن از آدم می‌خواهند که خطی به یادگار بر پوستر نمایش رقم بزنی، می‌مانی که چه باید بنویسی؛ به راستی راندن در جاده‌ای یک طرفه و برای صندلی‌های خالی کاری بس سخت و ناگوار است. تئاتر محل برخورد است، محل تبادل زنده انرژی، احساس و تفکر است. با صندلی‌های خالی که چنین تبادل آرایی ممکن نیست. تازه بعد از اتمام نمایش هم دوستان تئاتری‌ات هستند تمایل داری با آنها از نمایش و برداشت خود از نمایش بگویی، اما فضا آنچنان سنگین است که اجازه چنین کاری را به خود نمی‌دهی.

    زوج «بلی یه» یا آنچنان که در نمایش از آن‌ها یاد می‌شود «قوچی» مشغول صرف شام هستند که تلفنی زنگ می‌زند. اما آن‌ها که تلفن ندارند و مشترک تلفن نیستند! ناشناس تلفن کننده مصر است که با آقای «اشمیت» حرف بزند. اما آقای اشمیت کیست؟ عجیب تر آنکه آقای ژان کلود قوچی در می‌یابد که وضعیت درونی آپارتمان شان تغییر کرده است؛ قاب عکس‌های آویزان شده عوض شده‌اند، کتاب‌ها و لباس‌ها از آن، آنان نیستند! آیا آنها بدون آنکه بدانند خانم و آقای اشمیت شده اند؟ آیا قربانی دسیسه‌ای هستند؟ آیا ژان کلود قوچی با هویت جدیدش هانری اشمیت گرفتار اختلال عصبی و عدم شناخت خویشتن است؟ آیا داستان و سرگذشت این زوج شوخی و مطایبه دردناکی است بر آنچه که ما به نام هویت و واقعیت می‌شناسیم؟ تصور و تفنن است یا کاوش بر احوالات درونی خویشتن؟ قضاوت با شماست!

    آنها به آرامی مشغول صرف شام هستند که ناگهان تلفن زنگ می‌زند اما آنها نه مشترک تلفن هستند و نه تلفن دارند! حیرت آور است! ژان کلود قوچی موفق می‌شود مزاحم سمج پرمدعا را به حرف در آورد. او اصرار دارد که با آقای اشمیت حرف می‌زند! از او اصرار و از آقای ژان کلود قوچی انکار! قوز بالا قوز، تصویر سگی جایگزین تابلو مادر زنش شده است! کتاب هایشان دیگر کتاب‌های سابق نیستند! لباس هایشان با لباس‌های دیگری عوض شده اند. وحشتناک تر از همه اینها درب منزل قفل شده است، باز نمی‌شود و مانع تردد آنان است! آیا آنها در خانه دگرگون شده خود زندانی هستند؟ آیا واقعاً در این زندان قفل خورده واقعاً آقای اشمیت نامی زندگی می‌کرده است؟ این آقای اشمیت کی است؟ چگونه می‌توان این کلاف سر در گم را باز کرد؟ تلفن به صدا در آمده زندگی و زیست زوج قوچی را کله پا کرده است! نمایش زندگی آنها شکل و شمایل کمدی و خنده داری پیدا کرده است و در این شکل و شمایل موثرتر عمل می‌کند.

    آیا آقای اشمیت قربانی سیستمی تمامیت خواه است که قدرت مقابله با آن را ندارد یا بیماری خیالی و ناتوان است که گرفتار بیماری عصبی لاعلاجی شده است؟ انتخاب یک بازیگر (آقای ایرج راد) برای ایفای نقش هر دو شخصیت (بازجو و دکتر روانکاو) نشان از هوشمندی کارگردان نمایش آقای سهراب سلیمی دارد. ما حداقل در سیستم روسیه کمونیستی شاهد چنین  همدستی بین روانکاوان و بازجویان بوده ایم! این سوال دوگانه از ورای تخیل و ذهن کنجکاو هر بیننده‌ای می‌تواند پاسخ خاص خویش را داشته باشد و این پاسخ‌های فردی ویژه نویسندگان بزرگ است که تماشاگر را مواجه با سوالات شخصی اش می‌نماید و او را در طرح این سوالات آزاد بگذارد.

    نویسنده در همان دقایق اولیه نمایش ما را مجذوب داستان درهم و برهم خود می‌نماید. او که برای نمایش «خوکچه هندی» خود برنده جایزه مولیر شد این بار در این نمایش به مرور که داستان نمایش پیش می‌رود با طرح پرسش‌های عدیده‌ای از زبان  قهرمان خود ما را به تفکر وا می‌دارد. آیا ما شاهد دو پاره گی شخصیت نمایش هستیم؟ یا شاهد عملکرد  تخریبی حکومتی خودکامه؟ حسن نمایش در طرح انبوه سوالاتی از این دست است که نویسنده برای آنها جوابی ندارد. چه کسی دیوانه است؟ چه کسی حقیقت را می‌داند؟ قهرمان نمایش؟ دیگران؟ آقای اشمیت کی است؟

    و اما در رابطه با حضور تماشاگر و تشویق و ترغیب او به امور فرهنگی؛ ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که سردمداران قوم و ملت از هر گونه حمایتی از فرهنگ و تئاتر دست کشیده اند. اما آیا ما خود نباید آستین بالا زنیم و همت کنیم و با طرح پیشنهادات مختص این مرز و بوم تماشاچی را به استقبال از پدیده‌های فرهنگی و هنری ترغیب کنیم. آنچه که در زیر درباره رابطه دولت فرانسه و هنر و فرهنگ می‌آید، گفتار و شیوه ژان ویلار در برنامه ریزی برای تئاتر «شایو» است اما هیچکدام نمی‌تواند وحی منزل باشد بلکه ما باید با توجه به شرایط اقلیمی خودمان راه حلی بیابیم.

    من فقط یک چیز می‌دانم، فضای پیش از اجراهای تئاتر و بعد از آن می‌تواند فضای گفتگو و ارتباط و شاد آوری باشد که تماشاگر احساس راحتی و سبک بالی نماید. حرف‌های ژان ویلار در این رابطه حائز اهمیت است:

    رابطه دولت فرانسه و هنر یک سویه نیست. در یک سویش دولتمردان منتخب مردم فرانسه قرار دارند – که با رای آنها این دولتمردان به رتق و فتق امور، از جمله تئاتر که همین مردمان تماشاگران آن هستند – می‌پردازند و در سوی دیگرش هنرمندانی قرار دارند که با تراوشات فکری شان تاثیرگذار بر مردم و جامعه هستند.  شناخت دقیق این رابطه تنگاتنگ مستلزم آن است که نگاه  هنرمندان را نیز به این پدیده ارتباطی دولت و تئاتر بررسی نماییم. اگر دولت با رأی ملت به سر کار می‌آید و زمام امور – از آن جمله تئاتر را – به عهده می‌گیرد هنرمند نیز با تفکر و اشاعه نقطه نظرها و فکرهای خویش بر جامعه تأثیر می‌گذارد و می‌تواند پیشنهاد دهنده چهارچوبی قانونی برای حرفه خویش باشد. امتزاج این دو نقطه نظر است که مسیر تئاتری را در فرانسه سامان می‌دهد.

    برای مثال هیچ بد نیست که نگاه و دریافت ژان ویلار را از تئاتر بررسی نماییم. او به سال ۱۹۵۱ «تئاتر ملی مردمی» فرانسه را پایه گذاری کرد. ژان ویلار معتقد بود که تئاتر هم همانند سازمان‌های خدماتی دولتی مثل سازمان‌های آب و برق و گاز … باید سازمانی دولتی و عام المنفعه و در اختیار عامه مردم باشد.

    نگاه او به تئاتر با این دو صفت ملی و مردمی، و اصرار او به عام المنفعه بودن تئاتر به هیچ وجه به معنی سهل و ساده انگاشتن امر فرهنگی تئاتر و اجرای تئاتر نیست. نگاهی به رپرتوار (یا اجراهای به هم پیوسته) کاری او و تأسیس و اداره جشنواره مردمی آوینیون از سال ۱۹۴۷ تا هنگام وفاتش ۱۹۷۱ نشان دهنده جدیتی است که او در امر تئاتر و رسالت فرهنگی-هنری این پدیده دارد. او از اول سپتامبر ۱۹۵۱ که «تئاتر ملی مردمی» را در سالن شایو تاسیس نمود، برای احقاق هدف‌های خویش دو گروه موازی فنی و هنری تشکیل داد. رپرتوار یا اجراهای به هم پیوسته او در عرض دوازده سال نزدیک به ۵۱۹۳۸۹۵ تماشاگر را در تالار نمایش شایو پذیرا شد که به طور متوسط شبی ۲۳۳۶ نفر می‌شود. به سال  ۱۹۵۹ «ت.ان.پ» ثانوی را در تئاتر «رکامی یه» برای نویسندگان معاصر پایه گذاری کرد؛ آرمان گاتی، بوریس ویان، ساموئل بکت و …

    در گیری‌های او با ژنرال دوگل و پهنه فکری او که تئاتر را در قلب جامعه و چالش‌های سیاسی- اجتماعی می‌دید، که همه اینها در (دفترهای ژان ویلار) آمده است، نشان دهنده این است که او دو چالش اساسی را مد نظر قرار داده بود:پ

    ۱ – تئاتر «ت.ان.پ» الزام دارد همه مردم را گرد جشن تئاتر و هنر دراماتیک جمع کند و این درست نقطه نظر و دریافت مقابل برتولد برشت است که تئاتر برای او برجسته کردن تضادهای اجتماعی و برا نمودن تضادهای طبقاتی است.

    ۲ – او اعتقاد داشت تئاتر ملی مردمی وظیفه دارد درهای خویش را با نازلترین قیمت به روی طبقه کم درآمد جامعه بگشاید، نه برای اینکه منتی بر آنها گذاشته و با وام دادنی این چنین آنها را به تئاتر بکشاند و سرگرم شان کند، بل به نیت آنکه آنها هم همانند همه مردم امکان راه یابی به رپرتوار یا مجموعه نمایشی در سطح بالا و با بهترین عوامل نمایشی به صحنه آمده را داشته باشند.

    در واقع معنای این چالش این است که ما متاع فرهنگی- هنری را که تا به آن روز مختص طبقه روشنفکر و دانشگاهی می‌دانستیم، بتوانیم با اکثریت جامعه کم درآمد قسمت کرده و آنها را در این امر فرهنگی هنری شریک نماییم. برای احقاق این امر برنامه ریزی اساسی و بنیادین لازم است. باید بی وقفه مردم را تحت نظر داشت و شرایط آسانی فراهم نمود که آنها بتوانند با تمام اعضای خانواده شان از نمایش‌ها دیدن کنند؛ بلیت ورودی ارزان، استقبال از آنها با موسیقی، امکان تغذیه سالم و ارزان در محل تئاتر، انتخاب ساعات مناسب برای اجرا، امکان خدمات رایگان برای آسوده گی آنها و غیره … و از طرف دیگر با در دسترس قرار دادن جزوه‌های آموزشی و اطلاعاتی آنها را آماده لذت بردن از متاع فرهنگی هنری نمود؛ جلسات بحث و گفتگو و تجزیه و تحلیل و نقد، ایجاد رابطه با سازمان‌هایی که در آن کار می‌کنند، و ارتباط با انجمن‌های فرهنگی و اجتماعی و غیره …

    از همه این‌ها مهمتر برای ژان ویلار انتخاب مجموعه نمایشی و نحوه اجرای آنها بود. او در عین اینکه تکیه بسیار بر اهمیت کارگردانی در تئاتر داشت، خود را مدیر و اداره کننده (رژیسور) تئاتر می‌نامید تا اهمیت ارتباطی کارش را با متن و تماشاچی مستحکم نگاه دارد و از دست ندهد. او چه در پاریس و چه در آوینیون اجراهایش را در صحنه‌ای وسیع و بزرگ سامان داد. صحنه نمایشی او ساده و روشن بود. او خالق نوعی صحنه پردازی بود که فضای نمایشی را به دو پاره نورانی تقسیم می‌نمود، تکیه زیادی بر آلات و ادوات صحنه‌ای گویا و متمایز داشت، از اشیاء و آلات و ابزار و رنگ و نور و صوت و صدا هم استفاده‌های بهینه بسیار می‌کرد.

    خب هنرمندی با این توصیفات طبیعی است که در ارتباط تنگاتنگی با جامعه خویش است و تاثیرگذار بر فرهنگ و هنر و بر مردمان کشور خویش؛ همان مردمانی که رأی دهنده به دولتمردانی هستند که آن دولتمردان به نوبه خود حامی فرهنگ و هنر ملی میهنی خویش هستند و پشتیبان هنرمندان خود و  تعیین کننده سیاست‌های درست فرهنگی هنری برای  کشور خود می‌باشند.»

  • روایت حسن عباسی از اشتباه بزرگ ترامپ/ «عمار» نباید بی‌خاصیت شود

    روایت حسن عباسی از اشتباه بزرگ ترامپ/ «عمار» نباید بی‌خاصیت شود

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست «سینمای ترور» با سخنرانی حسن عباسی عصر امروز شنبه ۱۴ دی ماه در سینما فلسطین تهران و در حاشیه دهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، برگزار شد.

    عباسی در ابتدای این نشست شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی را تسلیت گفت و بیان کرد: انسان تراز اسلام، اسطوره نیست، بلکه حقیقت است و در حقیقت نزدیک بودن به حق را نشان می‌دهد. کسی مانند سردار شهید قاسم سلیمانی که ۴۱ سال پوتین از پایش در نیامد و کوه به کوه دنبال شهادت رفت، به گونه‌ای زندگی کرد که بعد از شهادت وی ابلیس بزرگ خوشحال شد. وی زندگی مخفی نداشت. یک مقام رسمی جمهوری اسلامی ایران بود که در یک سفر دیپلماسی نظامی، وارد عراق شد و همان جا توسط آمریکا به شهادت رسید.

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به اینکه انسان تراز دهه اول قرن بیست و یکم کسانی مانند فوتبالیست‌ها، هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها هستند که به آن‌ها سلبریتی می‌گویند، توضیح داد: اما انسان تراز اسلام و جمهوری اسلامی ایران، شخصی مانند قاسم سلیمانی است، که یک حقیقت است و پدیده اسطوره‌ای نیست. ابرانسانی که آمریکا بارها از آن شکست خورده است. بزرگترین اشتباه ترامپ این بود که دستور شهادت سردار سلیمانی را صادر کرد و همین مساله سبب شد تا قاسم سلیمانی به یک حقیقت ابدی تبدیل شد.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: ایدئولوژی نفی اخلاق در واقع اخلاق را زیر سوال بردن است و اگر فرد مقید به انگاره‌های اخلاقی باشد آن گزاره‌های اخلاقی را در انسان نابود کند. در این میان افرادی هستند که اخلاق گرا و یا اخلاق گریز هستند، اخلاق گراها کسانی هستند که اگر کسی بالای سرشان نباشد، اخلاق را رعایت می‌کنند و در نهایت شرایطی فراهم می‌شود تا در اخلاق گراها هم اهمیت رعایت اخلاق را نابود کنند.

    فحشای امروز حاصل فقر نیست؛ حاصل پول است

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود توضیح داد:  سال‌ها پیش مسعود ده نمکی مستند «فقر و فحشا» را ساخت که در آن نشان می‌داد فحشا به دلیل بروز فقر در جامعه شکل می‌گیرد، اما امروز فحشا به دلیل وجود فقر نیست، بلکه فحشا برای پول است.

    خوشبختانه جشنواره فیلم عمار این ظرفیت را دارد که نشدنی‌ها را به نمایش بگذارد، البته به تازگی شنیده‌ام که برگزارکنندگان این جشنواره جرات نکرده‌اند که مستند «اختاپوس» را نمایش دهندعباسی در ادامه بیان کرد: روندی که در آثار مستند از سال ۱۳۸۳ با مستند با «فقر و فحشا» تا ۱۳۹۶ با مستند «پول و پورن» روند چنین معضلی را در جامعه نشان می‌دهد. موج دیگری از مستندسازی هم وجود دارد که انقلاب جنسی را در ایران بررسی می‌کند و چند مستند در این زمینه ساخته شده است.

    این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جامعه درگیر انقلاب جنسی جدید است، تاکید کرد: انقلاب جنسی، قبل از آمریکا در شوروی شروع شد و بعد به آمریکا رسید، البته آمریکایی‌ها این انقلاب را تئوریزه کردند و گفتند انسان یک حیوان غیرقابل اعتماد است که غضب و شهوتش بر عقل غلبه کرده است و در نهایت انقلاب جنسی را یک انقلاب فرهنگی نامیدند و تبدیل به یک تابو شکنی در جامعه کردند. روند شکل‌گیری انقلاب جنسی در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی، کند شد.

    وی ادامه داد: مستندهایی که در ۹ سال گذشته با موضوع انقلاب جنسی در جشنواره مردمی عمار نمایش داده شده است، قابل توجه بوده و باید به جبهه انقلاب برای بررسی چنین موضوعی تبریک گفت.

    «پروژه ترور» را ببینید تا تروریست را بشناسید

    عباسی با اشاره به سینمای ترور، گفت: آمریکا پدیده ایی مانند ۱۱ سپتامبر را ایجاد کردند تا هرزمان که لازم شد یک شخص را به آن نسبت دهند، همان گونه که سردار شهید سلیمانی به اتفاقات ۱۱ سپتامبر مربوط کردند و وی را یک تروریست خوانده اند!

    وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود بیان کرد: برای مقابله با اینکه سردار سلیمانی را به‌عنوان تروریست معرفی کنند، فیلم سینمایی «پروژه ترور» باید در سینماهای کشور نمایش داده شود تا بدانید تروریست‌ها چه کسانی هستند. یکی از خیانت‌های دولت و صدا و سیما این بود که این فیلم را در سال ۱۳۹۳ نمایش ندادند تا امروز بتوانیم از آن برای مقابله با تروریست خواندن سردار سلیمانی استفاده کنیم.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر مدیرانی وجود داشته باشد که بتوانند آثاری که در جشنواره فیلم عمار ساخته می‌شود را در تلویزیون نشان دهند بسیار خوب است، خوشبختانه جشنواره فیلم عمار این ظرفیت را دارد که نشدنی‌ها را به نمایش بگذارد، البته به تازگی شنیده‌ام که برگزارکنندگان این جشنواره جرات نکرده اند که مستند «اختاپوس» را نمایش دهند.

    وی تاکید کرد: در حوزه مستندسازی جوان‌هایی داریم که کار خود را در حوزه مستندسازی بسیار خوب انجام می‌دهند. این جشنواره، جشنواره فیلم فجر نیست، جشنواره فیلم فجر از محتوا خارج شده است و به تنها چیزی که ربط ندارد فجر انقلاب اسلامی است، به جشنواره «سینما حقیقت» هم نمی‌پردازیم چرا که این جشنواره به تنها چیزی که توجه ندارد حقیقت است. جشنواره عمار معرف حضرت عمار است و هرکس که به این جشنواره راه پیدا می‌کند باید خود را عماری بداند.

    عباسی گفت: دوستان جشنواره عمار باید این را بدانند که نه جشنواره کن یا اسکار و جشنواره فیلم فجر نیستند، باید آثار عماری را نشان دهند و اگر جشنواره فیلم عمار محافظه کار شد، این جشنواره نیز تبدیل به یک جشنواره بی خاصیت دیگری می‌شود که وجود دارد. این جشنواره در یک دهه گذشته توانسته است صداهای خفته‌ای که در این سال‌ها خفه شده‌اند، را دوباره به گوش جامعه برسانند و آثار آن‌ها در این جشنواره نمایش داده شود.

  • بیعت هنرمندان با «سردار آسمانی»/ داغی که بر دل آزادی‌خواهان ماند

    بیعت هنرمندان با «سردار آسمانی»/ داغی که بر دل آزادی‌خواهان ماند

    به گزارش خبرنگار مهر، آیین تجدید عهد هنرمندان با سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در قالب ویژه برناکه «سردار آسمانی» روز شنبه چهاردهم دی ماه در مسجد آیت الله خامنه‌ای حوزه هنری برگزار شد.

    کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری که اجرای این مراسم را به عهده داشت در ابتدای این برنامه ضمن عرض تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهندس گفت: شهادت سردار سلیمانی برای همه غیرمنتظره و نه تنها مردم ایران بلکه دل مردم آزادی خواه و دردمند دنیا به درد آورد. حاج قاسم برای همه مردم آزادی‌خواه دنیا بود و امروز همه آزادی‌خواهان داغدار او هستند.

    پس از صحبت‌های مقدماتی  زارعی میلاد عرفان‌پور مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری قطعه شعری را در تجلیل از مقام معنوی و انقلابی سردار قاسم سلیمانی را برای حاضران در برنامه قرائت کرد.  

    همایون امیرزاده از همرزمان حاج قاسم سلیمانی در لشگر ۴۱ ثارالله دوران دفاع مقدس با ارائه خاطراتی از همراهی با این شهید بزرگوار بیان کرد: امروز همرزمان این شهید شانه‌هایی را جستجو می‌کنند که سرهایشان را بر روی این شانه‌ها بگذارند و گریه کنند. من از دیروز با بسیاری از همرزمان خود در تماسم و دائم دنبال بهانه‌ای هستیم که خودمان را خالی کنیم.

    وی ادامه داد: من در شب عملیات والفجر ۸ در گردان شول نقش بی‌سیم چی را داشتم و یادم می‌آید اولین قابی که از حاج قاسم دیدم شبی بود که سخنرانی اخر را به رسم همیشه اول حاج صادق آهنگران شروع می‌شد و بعد با سخنرانی زیبایی حاج قاسم ادامه پیدا می‌کرد. من خاطر دارم در این شب حاج قاسم صحبت عاشورایی را انجام داد که به نوعی شالوده شخصیتی او بود. او با توسل به اهل بیت که شاخصه اصلی بود آنچنان سخنرانی کرد که همه ما تحت تاثیر این حرف‌ها قرار گرفتیم. او محبوبیت داشت که مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه نشات گرفته از دوران دفاع مقدس است که همه ما آن را به خاطر داریم.

    این رزمنده دوران دفاع مقدس افزود: قاب بعدی که من از حاج قاسم به خاطر دارم زمان جنگ و حضور بنده در گردان تخریب بود که همواره او را در خط مقدم می‌دیدم. ما آن زمان کارهای سختی داشتیم و یادم می‌آید روزی که شلمچه سقوط کرد احساس کردیم زمین در حال لرزیدن است. در همین هنگام که باورنمی کردیم شلمچه در حال سقوط است این حاج قاسم بود که دستور داد که به منظور جلوگیری از ورود تانگ دستور شناسایی و مقابله با دشمن را داد. ما به دل عراقی‌ها رفتیم ولی امکان انفجار دژ نگهبانی برای ورود عراقی‌ها نبود. ما دو کیلومتر وارد منطقه دشمن شدیم و باور نمی‌کردیم که می‌توانیم کاری کنیم اما مگر می‌توانستیم دستور حاج قاسم را زمین بگذاریم؟ البته نمی‌خواهم به ماجرای زدن دژ اشاره کنم اما وقتی این کار را کردم موقع بازگشت شادمانی را از چهره او دیدیم چون عاشقانه او را دوست داشتیم.

    امیرزاده تصریح کرد: ولایت پذیری، اخلاق و اخلاص سه مولفه رفتاری و اخلاقی حاج قاسم سلیمانی بودند که آن را تبدیل به لالایی ما در آینده می‌کند. او قطعا اسطوره زمان ماست.

    پس از صحبت‌های امیرزاده بانو موسوی شاعر غزلی را به روح آسمانی شهید سردار حاج قاسم سلیمانی تقدیم کرد.

    بعد از اجرای این قطعه شعر حاج علی انسانی از شاعران و مداحان شناخته شده کشورمان به نوحه سرایی در تجلیل از مقام سردار حاج قاسم سلیمانی پرداخت. این در حالی است که محسن میرزا علی از هنرمندان فعال عرصه نمایش‌های آیینی سنتی نیز بعد از اجرای مراسم نوحه خوانی استاد علی انسانی به منقبت خوانی پرداخت.

    علی محمد مودب شاعر آثار انقلابی هم در این بخش برنامه اجرای برنامه پرداخت.

    محسن مومنی شریف، فرهاد توحیدی، سعید بیابانکی، محمد حمزه‌زاده، امیرحسین شفیعی، میلاد عرفان‌پور، حمید نصیربیگی، محسن میرزاعلی، توحید معصومی، مسعود شجاعی طباطبایی، سید محمد طباطبایی، ناصر فیض، تاجبخش فناییان، سید محمد مجتبی حسینی، محمد اله یاری، مهدی افضلی، علی اکبر صفی پور، خیرالله تقیانی پور، فاضل نظری، مهران احمدی، محمد حسین قاسمی، حسین حقیقی، حبیب ایل بیگی،  محسن سلیمانی، شهرام کرمی، سید وحید فخر موسوی، حبیب احمدزاده و تعدادی از کارکنان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم حضور داشتند.