برچسب: نوازنده و آهنگساز

  • در این فاجعه تلخ، همدردی بی‌معناست/ بیانیه خانه موسیقی به مناسبت سرنگونی هواپیمای اوکراینی

    در این فاجعه تلخ، همدردی بی‌معناست/ بیانیه خانه موسیقی به مناسبت سرنگونی هواپیمای اوکراینی

    در این فاجعه تلخ، همدردی بی‌معناست/ بیانیه خانه موسیقی به مناسبت سرنگونی هواپیمای اوکراینی

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیام تسلیت هیئت مدیره خانه موسیقی به مناسبت جان باختن تعدادی از هموطنان‌مان در واقعه سرنگونی هواپیمای اکراینی، منتشر شد.

    در متن این پیام تسلیت آمده است:

    «خبر سقوط هواپیمای تهران – کیف و درگذشت جمع زیادی از نخبگان و هموطنان عزیزمان چنان تلخ و جانکاه بود که ملتی را سوگوار کرد… بزرگی این غم چنان بود که فراتر از مرزهای کشور، قاره‌ها را درنوردید و سایه سیاهی از اندوه، خشم و حسرت بی‌پایان را برگسترانید!

    ما هیئت مدیره خانه موسیقی ایران به نمایندگی از هم صنفان خویش در اعماق این سیاهی اندوهناک به دنبال واژه‌ایم تا بتوانیم ذره‌ای از احساس درد خود را بیان کنیم… در این فاجعه تلخ، همدردی بی‌معناست؛ این درد، درد همه ماست، درد مشترکی است که به جان‌مان افتاده و ما به ناگزیر فریاد می‌زنیم این درد مشترک را تا شاید این همصدایی مرهمی باشد بر زخم‌های ناسور!

    با چشمانی اشکبار و سینه‌ای مالامال از آلام، برای همه هموطنان‌مان داغدار و همه خانواده‌های عزیز قربانیان سانحه، آرزوی صبر و شکیبایی و آرامش داریم…

    اما قطعا آرامش عمومی ملت، زمانی میسور و مقدر است که همه مسئولان با دغدغه‌مندی و جدیت به مطالبات ملی و بحق مردم که همانا ایجاد شفافیت، پاسخگویی و برخورد با عوامل پنهانکاری است، پاسخ داده و با اصلاح ساختار موجود از تکرار چنین فجایع نابخشودنی جلوگیری کنند.»

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • یک جایزه جهانی دیگر برای علیرضا قربانی

    یک جایزه جهانی دیگر برای علیرضا قربانی

    یک جایزه جهانی دیگر برای علیرضا قربانی

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این قطعه با نام لاتین «ال‌سوینیو» از آلبوم «صداها و پل‌ها» برنده جایزه مطرح جهان در روزهای پایانی سال  ۲۰۱۹ شد.
    رویا از بین ۱۵۰۰ قطعه در همین سبک و در تمام بخش‌های مدنظر از جمله آهنگسازی، تنظیم و آواز به عنوان بهترین اثر بخش موسیقی جهانی شناخته شد.

    این قطعه به آهنگسازی احسان مطوری و خوانندگی علیرضا قربانی و سولانژ مردینیان در مرداد سال۱۳۹۸ منتشر شد.
    آلبوم «صداها و پل‌ها» به زبان فارسی و چند زبان دیگر با همکاری ساندیپ داس، علی منتظری، مایک بلاک، سیلیا وود اسمیت، کورش بابایی، علی جعفری پویان، همایون نصیری و دیگر موزیسین‌های ایرانی و خارجی در دست تولید است.
    گفتنی است؛ تا به حال فقط این ‌آهنگ از آلبوم توانسته در قسمت موسیقی جهانی و زیر نظر داوران معتبری مثل چارلز دیوید دنلر حائز این رتبه در مسابقه شود.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • هنرمندان، این روزها قهر نکنند

    هنرمندان، این روزها قهر نکنند

    هنرمندان، این روزها قهر نکنند

     

    نشست خبری عوامل اجرایی چهارمین دوره رویداد موسیقایی «شب‌های جنوب»، امروز (شنبه ۲۸ دی) در بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران تهران با حضور پدرام نیک‌سیرت، مدیر نهاد فرهنگی سازباز به عنوان مدیر اجرایی این رویداد، ماهان میرعرب، نوازنده بین‌المللی گیتار به‌عنوان نماینده یکی از گروه‌های شرکت کننده و امید خاکباز، معاون اجرایی بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران برگزار شد.

    در ابتدای این نشست، پدرام نیک سیرت گفت: «ایده برگزاری شب‌های جنوب از چهار سال پیش مطرح و روی آن فکر شده است. معتقدیم موسیقی جنوب و جنوب غرب ایران، دارای ویژگی‌های منحصر به فرد زیادی است که قابلیت‌ جهانی شدن را هم دارند و در سه سال اول گروه‌های فعال این حوزه را از داخل کشور دعوت کردیم؛ اما در این دوره قصد داریم به جنبه بین‌المللی کار نیز توجه کرده و آنرا تقویت کنیم و در این دوره گروه‌ها و هنرمندان مختلفی از کشورهای دیگر در این رویداد حضور خواهند داشت.»

    همکاری هنرمندان ایرانی و خارجی و خلق فضایی متفاوت

    وی ضمن معرفی برنامه‌های فستیوال شب‌های جنوب‌۴، افزود: «معتقدم حضور نوازندگان ایرانی در کنار نوازندگان بین‌المللی می‌تواند فضای متفاوتی را برای این دوره خلق کند؛ البته  تعدادی از هنرمندان خارجی هم بودند که از آن‌ها برای حضور در فستیوال دعوت کرده بودیم اما این هنرمندان با تمام تلاشی که شد به دلیل شرایط دو هفته اخیر در کشور حاضر به شرکت در فستیوال نشدند.»

    نیک‌سیرت با بیان اینکه در برگزاری رویداد چهارم با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو بوده‌ایم، گفت: «امکانات ما برای برگزاری فستیوال شب‌های جنوب دربرگیرنده بودجه محدودی است که نمی‌توانیم در گستره بیشتری از موسیقی جنوب کشور حرکت کنیم با اینکه علاقه داریم گستره بیشتری را مدنظر قرار دهیم. اما فکر می‌کنم همین محدوده‌ای که مد نظرمان قرار دادیم دارای گستره عمیقی است که می‌توانیم به کار خود ادامه دهیم.»

    برخی از دامن زدن به حاشیه ها لذت می‌برند

    وی افزود: «طی سه سال اخیر با هنرمندانی کار کردیم که همگی از نوازندگان مطرح و شناخته موسیقی کشور بودند. اما اکنون در شرایطی هستیم که عبور از بعضی بحران‌ها فارغ از مسائل مالی در کشور برای ما اولویت دارد؛ امروزه موسیقی ما درگیر شرایطی است که طیف وسیعی از افکار عمومی از هنرمندان انتظار دارند به خاطر وقایع ناگوار روزهای اخیر برنامه های خود را لغو کنند اما موسیقی شغل موسیقیدانان است و این که انتظار داشته باشیم در واکنش به تلخی‌های اجتماعی آنها  با شغل‌شان قهر و یا آن را لغو کنند تفکری از پایه و بنیان اشتباه است. ما اگر در واکنش به رویدادهای تلخ روزهای اخیر این فستیوال را لغو می‌کردیم، زحمات شبانه روزی تیم اجرایی و تمرینات مستمر هنرمندان و گروه‌ها و انتظار مخاطبان چند ساله ما همگی بدون ثمر می‌شد.»

    تلاش در تلفیق ریشه‌ها و تجربه‌ها

    در ادامه این نشست، ماهان میرعرب، نوازنده بین‌المللی گیتار درباره انگیزه‌های حضورش در این رویداد گفت: «موسیقی من در تلاش است تا در برگیرنده طیف‌های مختلف موسیقیایی و تجربیات شخصی و ریشه‌های فرهنگی من باشد. من با توجه به اشراف بر تجربه‌های خودم در ایران و خارج از ایران سعی می‌کنم آمیخته‌ای از این تجربیات را به موسیقی تبدیل کنم.»

    وی افزود: «بر این اساس با توجه به پیشینه‌ای که در این زمینه وجود داشته این کنسرت به گونه‌ای طراحی شده که همراه با هنرمندان مراکشی به فضایی برسیم که بتواند گویای فصل مشترک فضای موسیقایی کشوری چون مراکش با موسیقی جنوب کشورمان باشد. موسیقی ایرانی جنوب کشور در موارد زیادی وامدار موسیقی عربی است پس نقطه تمرکز ما در این کنسرت‌ها ترکیبی از موسیقی کشورهای آفریقایی و موسیقی مناطق جنوبی خواهد بود.»

    رویداد موسیقیایی شب‌های جنوب، با دعوت از هنرمندان و گروه‌های خارجی، از ۲۹ دی تا اول بهمن در سالن فرهنگسرای نیاوران و به همت نهاد فرهنگی سازباز برگزار خواهد شد.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • دیدار سه بزرگ موسیقی ایران پس از سال‌ها

    دیدار سه بزرگ موسیقی ایران پس از سال‌ها

    دیدار این بزرگان موسیقی در حالی انجام شد که قرار است در مراسم اختتامیه سی‌وپنجمین جشنواره موسیقی فجر از هوشنگ ظریف ـ نوازنده پیشکسوت تار ـ به پاس سال‌ها فعالیت هنری‌اش تقدیر شود. هرچند او که چند سالی است در بستر بیماری است، به نظر می‌رسد نتواند در این برنامه حضور پیدا کند.

    پری صالحی، همسر هوشنگ ظریف که خود از نوازندگان پیشکسوت ویولن و قیچک است، درباره‌ی تقدیر ظریف در این مراسم، گفت: برای من هم شرکت در این مراسم سخت است و نمی‌روم؛ به همین دلیل یکی از شاگردان همسرم را به جای خودمان می‌فرستم.

    در این دیدار دوستانه، موسیقیدان‌هایی از جمله عبدالوهاب شهیدی (خواننده پیشکسوت و نوازنده عود)، حسن ناهید (نوازنده پیشکسوت نی)، نزهت امیری (رهبر ارکستر)، فاضل جمشیدی (خواننده) و کیوان ساکت (نوازنده تار و آهنگساز) حضور داشتند.

    هوشنگ ظریف و عبدالوهاب شهیدی، آخرین بار چند سال پیش در مراسم بزرگداشت شهیدی یکدیگر را ملاقات کرده بودند. در این مراسم هوشنگ ظریف بوسه‌ای بر دستان شهیدی زده، او را استاد خود خطاب کرده بود.

    هوشنگ ظریف که به بیماری آلزایمر مبتلاست، توانایی به خاطر آوردن دوستان قدیمی خود را نداشت و عبدالوهاب شهیدی که خود ۹۷ سال سن دارد، مدام از این اتفاق ابراز ناراحتی می‌کرد و می‌گفت: تا به حال در زندگی‌ام تا این حد شوکه نشده بودم. اصلا فکر نمی‌کردم تا این حد تغییر کرده باشد!

    او سپس رو به ظریف گفت: همه عکس‌های قدیمی‌مان را دارم. دلم می‌خواست یک روز به خانه‌ام بیایی و با هم آنها را ببینیم. خودم پایم شکسته و نمی‌توانم راه بروم، مجبورم با چرخ جابه‌جا شوم.

    شهیدی همچنین در جمع بیان کرد: مرا به یاد دارد ولی تنها تصویر تیره‌ای… من در زندگی‌ام آدم به این ساکتی و نجیبی ندیده‌ام. سال‌ها با هم کار کردیم و هیچ وقت از او بدی ندیدم. به یاد دارم پس از یکی از اجراهای ارکستر، به گوشه‌ای خیره شده بود. گمان می‌کنم بیماری او از همان‌جا آغاز شده بود.

    پس از این گفته‌ی شهیدی، همسر ظریف، عکسی را به او نشان داد که مربوط بود به ابتدای بیماری.

    در این دورهمی کیوان ساکت برای لحظاتی ساز تار را که ساز تخصصی هوشنگ ظریف است، نواخت. با شنیدن نوای ساز، شهیدی به یاد گذشته‌ها افتاد و احساساتی شد.

    حسن ناهید ۷۶ ساله هم درباره‌ی ارتباطش با هوشنگ ظریف و عبدالوهاب شهیدی گفت: من از سال ۳۹ به سفارش مرحوم استاد حسین دهلوی به مرحوم استاد نصرت‌الله گلپایگانی که در آن زمان در اداره هنرهای زیبا ارکستری داشت، معرفی شدم و از همان ساعت اولی که در ارکستر نشستم، با استاد هوشنگ ظریف همکار بودم.

    ما سال‌ها با هم کار کردیم و کشورهای مهم دنیا را با هم دیده‌ایم و در خدمت استاد عبدالوهاب شهیدی بودیم. در کنسرت‌هایی که با استاد شهیدی و مرحوم فرامرز پایور (موسیقیدان و آهنگساز) داشتیم، خواننده آقای شجریان یا خود استاد شهیدی بود. به هر حال سال‌های زیادی است که یکدیگر را می‌شناسیم. الآن حدود ۶۰ سال است که من استاد ظریف را می‌شناسم. او نمونه اخلاق و هنر است‌. اخلاق استاد شهیدی را هم که دیگر همه می‌شناسند. استاد شهیدی از خواننده‌های بزرگ برنامه گل‌ها و برنامه‌های رادیویی بود. زمانی که مرحوم پایور از دنیا رفت، همکاری ما نیز با ارکستر ملی قطع شد و اغلب در فستیوال‌ها و جشنواره‌های هنری که داور بودیم، یکدیگر را ملاقات می‌کردیم؛ البته تا سه یا چهار سال پیش حال استاد ظریف خوب بود ولی بالاخره بیماری است و خبر نمی‌کند. استاد هوشنگ ظریف سال‌ها شاگردان زیادی را در عرصه‌ی موسیقی تربیت کرده و به کار تدریس پرداخته است.

    همسر ظریف هم درباره‌ی علاقه بالای او به تدریس، گفت: او عاشق تدریس بود. کار ما موسیقی بود و در ارکسترها کار می‌کردیم. ولی عشق او این بود که سر کلاس پیش شاگردانش برود. او برای شاگردانش جان داد. اگر نیم ساعت کلاس داشت تمام آن مدت را با شاگردانش کار می‌کرد و از کارش نمی‌زد. او در عین خوش‌ اخلاقی، جدی بود. متاسفانه به این بیماری مبتلا شد و چند سالی است دیگر نمی‌تواند کار کند، وگرنه تا آخرین لحظه کار می‌کرد. در این اواخر افسردگی گرفت که بعد از مدتی به آلزایمر مبتلا شد.

    او ادامه داد: ما در گروه آقای پایور بودیم و با هم کار می‌کردیم. پس از انقلاب زمانی که آقای پایور بیمار شد گروه به هم خورد.

    نزهت امیری نیز که قبلا با هوشنگ ظریف کار کرده است، در این زمینه عنوان کرد: من افتخار شاگردی استاد ظریف را نداشتم. زمانی که می‌خواستم ارکستر مضرابی ایران را تشکیل بدهم، استاد دهلوی مرا به استاد ظریف معرفی کرد. ایشان علاوه بر اینکه همه شاگردان خود را برای کمک به من بسیج کرد، با شاگردان استاد پایور برای بخش سنتور، شاگردان استاد نریمان برای بخش عود و استاد اسماعیلی بخش تنبک تماس گرفت. او در جمع آوری نوازندگان به من کمک‌های زیادی کرد و بچه‌ها را تشویق می‌کرد که به کلاس‌های تمرین‌ ارکستر بیایند. او بدون اینکه ما رابطه‌ای داشته باشیم، پدرانه به من کمک کرد. اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم، باید بگویم که واقعا انسان نجیبی بود و بسیار دوست داشتنی. او بسیار خوشفکر و نگران رشد هنرآموزان و هنرمندان موسیقی نسل بعد بود.

    فاضل جمشیدی نیز بیان کرد که استاد ظریف چند سال است در بستر بیماری است و خدمات بسیاری برای موسیقی انجام داده است و در این زمان مسؤولان نباید از چنین فرد مهمی به سادگی غافل شوند.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • عباس تهرانی، نوازنده پیشکسوت درگذشت

    عباس تهرانی، نوازنده پیشکسوت درگذشت

    عباس تهرانی، نوازنده پیشکسوت درگذشت

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،  عباس تهرانی هنرمند پیشکسوت ساز قره‌نی و مؤلف کتاب «آهنگ‌های فولکلور» که سال های زیادی را صرف فعالیت های متعدد پژوهشی و اجرایی موسیقی کرد، روز یکشنبه ۲۵ اسفند دار فانی را وداع گفت.

    عباس تهرانی‌تاش متولد ۱۳۰۷ در تهران، مبدع ردیف آوازی ایرانی با ساز کلارینت است که سال‌ها با ساز غربی نوای شرقی را به گوش علاقمندان موسیقی رساند. او از آخرین نوازندگان قره‌نی در موسیقی ایرانی بود که در سال‌های دور، از محضر اساتید برجستۀ موسیقی بهره‌ها برد. این هنرمند از دوران کودکی مجذوب موسیقی شد و خیلی زود در ارکسترها و رادیو راه پیدا کرد. وی در رادیو تلویزیون فعالیت داشت و در آموزشگاه موسیقی به تدریس شاگردان اشتغال داشت.

    او تحصیل جدّی موسیقی را ابتدا در محضر سروان مین‌باشیان (افسر موزیک نظام) آغاز کرد. سپس در هنرستان عالی موسیقی ثبت نام و در این حین نزد استاد حسینعلی وزیری‌تبار ردیف‌های موسیقی ایرانی را فرا گرفت.

    پس از تأسیس رادیو همکاری خود را با این رسانه فراگیر آغاز کرد و در برنامه‌های موسیقی رادیو ارتش نیز شرکت می‌جست. کار نوازندگی خود را در ارکستر بزرگ مهدی خالدی و همچنین ارکستر برادران نورین دنبال کرد و سپس به ارکسترهای علی محمّد نامداری و شاپور نیاکان پیوست. همچنین با ارکستر شمارۀ ۳ به سرپرستی حسین شهبازیان و نیز ارکستر «شما و رادیو» به سرپرستی ناصر زرآبادی همکاری بسیاری داشت و پس از تشکیل برنامه «گل‌ها» به همت داود پیرنیا به جرگه نوازندگان گل‌ها پیوست.

    عباس تهرانی به غیر از کلارینت که ساز تخصصی اوست با نواختن اکثر سازهای بادی به‌ویژه ساکسفون آشنایی کامل دارد. از آثار صوتی او پس از انقلاب می‌توان به آلبوم «تکنوازان ۱» اشاره کرد که ایشان با همراهی هنرمند ارزنده تنبک آقای ایزد کاویانی به تکنوازی و بداهه‌نوازی در مایۀ دشتی، دستگاه ماهور، دستگاه همایون، بیات ترک و بیات اصفهان پرداخته است.

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • دوزله؛ سازی که از یادها نمی‌رود

    دوزله با دو نای در مراسم جشن همراه با سازهای دیگری ‏چون ضرب نواخته می شود و نوازندگان آن طیف سنی از نوجوانان تا افراد کهنسال را تشکیل می دهند.‏

    در قدیم دوزله از استخوان یا شاه پر عقاب ساخته می شد که اکنون دیگر مرسوم نیست دوزله های امروزی متشکل از دو لوله مسی که به طور موازی به هم بسته و ‏محکم شده است.‏

    دوزله در ایلام با نی ساخته می شود اما به دلیل کوچکی، ظرافت و صدماتی ‏که ممکن است در حین حمل و نقل به آن وارد آید آن را از لوله های آلومینیومی می سازند و ‏تنها دهانه آن که پیفنک یا پیپ می شود از نی است.

    «دوزله»، «جفتان» و «دو سازه» یا آنچنان که در اعصار پیشین نامیده شده «مزمار المثنی»، از بین رفتنی نیست، می ماند چرا که زیست بوم انسانی و طبیعی زاگرس بدون نوا و نغمه دوزله چیز زیادی برای زندگی خوش دلانه کم دارد.

    تحلیل گفتمانی و یا دقیق تر مطبوعاتی دوزله به خصوص در چند دهه پیشین همه ناظر بر احتضار، زوال، فراموشی، مهجوری و معناهایی از این دست است.

    خوانش سختگیرانه سنت یک لبه و یله شدن (رها شدن) فرهنگی بی حد و مرز به عنوان لب دیگر قیچی هستند که قرن حاضر را قربانگاه فرهنگ بومی و عناصر آن کردند.

    این قیچی با لبه هایی که برخلاف تقابل ظاهری هر کدام به دیگری توش و توانی نو می دهد سال های زیادی را پرکار سپری کرد تا ادامه بقای بسیاری از عناصر دیرین فرهنگ و سنت این مرز و بوم را به خصوص موسیقی و مظاهر مختلف آن با درجات مختلف را تار و ناممکن نشان دهد.

    برآورد زوال و مرگ برای همه بخش ها و بنیان های موسیقی یکسان نیست و این را از مهجوریت نوازندگان برجسته و فقیدی چون «خانی» یا «شاوان» بی هیچ زحمت می شد فهمید و حتی حضور گاه و بی گاه استاد علیدوست فلاحتی در برخی جشنواره های ملی و محلی کمکی به رفع این بدبینی نمی کرد.

    اما همه ماجرا این نیست، به وجود آمدن نسلی متفاوت نشان از عجله و اشتباه در برآورد اولیه دارد، به بهانه پرداختن به چند و چون زوال دوزله، دفتر ایرنا در ایلام به تازگی میزبان ارجمندان عرصه موسیقی فرید الوندی محقق و موسیقیدان و محمد علی ارسلانی خواننده و موسیقیدان برجسته علاقه مند به فضاهای بومی و سنتی ایلام بود.

    نقطه شروع نگارنده دراین میزگرد، ارجاع به یافته ها و داشته های تحقیقی ۲۰ سال پیش مبتنی بر مرگ محتوم دوزله، از بین رفتن نغمه ها بعد از فوت استادان دوزله نواز بود اما سیر گفت وگو ها در این میز گرد همدلانه موضوع زوال را منتفی کرد.

    این نشست با بحث بر نوع و نحوه علمی کردن ثبت نغمه های پیشین دوزله، تغییر شیوه تدریس و آموزش به منظور ترغیب و جذب بیشتر جوانان، دستکاری و تغییر ساختمان دوزله برای متناسب شدن فواصل آن و متعادل کردن حضور سازها و نغمه ها در آیین ها و نهادهای رسمی به سود سازهایی چون دوزله بود این جستارها نشان از تجدید حیات دوزله دارد.

    دوزله سازی با پراکنش تاریخی که در آخرین زیستگاه آن محیط های کردی و مشخص استان ایلام میل به بقا را متجلی کرده و روندی روبه احیا را تجربه می کرد و کاش مرحوم «خانگه »نیز این روز و ارج را می دید.

    سیستم و ظاهر موسیقی بومی باید تغییر کند
    معاون فرهنگی هنری و مسئول واحد موسیقی حوزه هنری استان ایلام با بیان اینکه محبوبیت موسیقی پاپ غربی انکارناپذیر است، گفت: موسیقی بومی محلی ما به شکل سنتی خود امکان جایگزین شدن با موسیقی پاپ را ندارد و باید سیستم و ظاهر این نوع موسیقی تغییر کند.

    فرید الوندی در گفت و گویی اظهار کرد: موسیقی پاپ در غرب ریشه در موسیقی کلاسیک دارد اما ما در کشور اینکار را با موسیقی سنتی و محلی خود انجام نداده ایم.

    وی یادآور شد: موسیقی که اکنون به عنوان پاپ مورد توجه جوان ها و عامه مردم قرار گرفته است همان موسیقی غربی است که کلام ایرانی ندارد، ساز زبان بومی خود را دارد و به نوعی صحبت می کند.

    معاون فرهنگی هنری و مسئول واحد موسیقی حوزه هنری استان ایلام گفت: در کشور ما همچون معماری غربی که تنها تقلید و کپی برداری شده و به نیازها و اقتضائات بومی محلی توجه نشده در موسیقی محلی نیز چنین اتفاقی افتاده است.

    الوندی افزود: معماری بومی محلی ما در گذشته متناسب با شرایط منطقه طراحی و اجرا شده است اما اکنون بدلیل اینکه ظاهر مدرن و امروزی پسند ندارد مورد توجه قرار نمی گیرد بنابراین برای مقبولیت باید ضمن حفظ هویت و ویژگی های بومی ،محلی ظاهر و سیستم آنها تغییر کند و این اتفاق در موسیقی بومی محلی نیز باید رخ دهد..

    وی گفت :در غرب از دل موسیقی کلاسیک علم موسیقی بیرون آمده و به نوعی زایش داشته است و در این راستا رسالت و وظیفه موسیقی دانان ما بسیار سنگین است و باید همانند غرب از دل موسیقی سنتی یک موسیقی عامه پسند و مردمی استخراج شود.

    دوزله ساز بزمی ایلامیان نباید وارد آئین های رسمی شود
    معاون فرهنگی هنری و مسئول واحد موسیقی حوزه هنری استان ایلام با بیان اینکه در گذشته موسیقی تعریف داشته و هر سازی مختص مراسمی خاص بوده است، گفت: دوزله ساز بزمی ایلام بوده اما اکنون به اشتباه وارد آیین های رسمی شده است که به این نوع موسیقی آسیب می زند.

    الوندی افزود: موسیقی را که در گذشته مقبولیت داشته است اکنون نمی توان آن را با موسیقی فراگیر امروزی جایگزین کرد ابتدا باید این واقعیت را بپذیریم سپس به دنبال جایگزین برای موسیقی غربی باشیم.

    وی با بیان اینکه علم موسیقی بر اساس آنچه موجود بوده بوجود آمده و بر این اساس در غرب مبانی و تئوری برای موسیقی تعریف شده است، یادآور شد: موسیقی پاپ آنها زاییده موسیقی کلاسیک است و ما نیز باید تلاش کنیم موسیقی پاپ یا مردمی خود را دل موسیقی سنتی استخراج کنیم.

    معاون فرهنگی هنری و مسئول واحد موسیقی حوزه هنری استان ایلام گفت: یکی از ایرادها در حوزه موسیقی این است که تعریف ندارد و جایگاه آنرا نمی شناسیم؛ ما در کشور موسیقی عزا، عروسی، رزم، کار، کودک و لالایی داریم که باید تفکیک بین آنها قائل شویم.

    الوندی افزود: در زمان حاضر موسیقی شادمانه و عروسی ایلامی وارد آیین های رسمی شده و این ایراد به صدا و سیما وارد است اما هیچکدام از مدیران فرهنگی و حتی مردم در مراسم شادمانه خود از ساز دوزله استفاده نمی کنند و آنرا به نوعی پست و بی ارزش می دانند.

    وی تاکید کرد: نگاه منفی به ساز دوزله وجود دارد و این معضل اجتماعی است که به مقوله موسیقی نگاه عالمانه و پژوهشگرانه نداریم و این در حالیست که ساز دوزله قابلیت جهانی شدن دارد.

    به گفته الوندی، باید بپذیریم جایگاه موسیقی ما کجاست و موسیقی سنتی و بومی ما مقبولیت ندارد و اگر مقبولیت می خواهیم باید المان مورد قبول جامعه در موسیقی سنتی خود را بشناسیم.

    معاون فرهنگی هنری و مسئول واحد موسیقی حوزه هنری استان ایلام گفت: ریتم شاد یکی از المان هایی است که در جامعه مقبولیت ایجاد می کند و در موسیقی سنتی ما وجود دارد و به عنوان یک کارکرد موسیقی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

    الوندی تاکید کرد: مقایسه موسیقی سنتی و بومی محلی ایرانی و پاپ غربی اشتباه است زیرا ۲ مقوله متفاوت هستند بلکه باید موسیقی سنتی ما و کلاسیک غربی با هم مقایسه شوند.

    وی یادآور شد: پاپ غربی زائیده موسیقی کلاسیک و پاپ ما زائیده این موسیقی از نوع غربی است در حالیکه اگر می خواهیم موسیقی اصیلی و بومی محلی ما هویت خود را از دست ندهد باید تلاش کنیم از دل موسیقی سنتی خودمان موسیقی مردمی استخراج کنیم که به این راحتی نیست و به علم نیاز دارد ،در آن صورت است که مردم نیز به موسیقی بومی محلی و سنتی ایرانی گوش می دهند.

    دوزله باید وارد آثار فاخر موسیقی شود
    خواننده و موسیقیدان ایلامی نیز گفت: دید منفی نسبت به دوزله به عنوان یکی از سازهای اصیل و سنتی که به اسم استان ایلام نیز ثبت شده وجود دارد و برای از بین بردن این دید منفی، دوزله باید وارد آثار فاخر حوزه موسیقی شود.

    علی محمد ارسلانی اضافه کرد: نگاه ها و تفکرات متعصبانه باعث عدم رشد موسیقی در این استان شده است و با موسیقی دانان با احترام برخورد نمی شود در حالیکه موسیقی اصیل و سنتی این استان حاوی مفاهیم مختلف از جمله رزم، بزم، شهادت و عرفان است.

    وی یادآور شد: موسیقی آمیخته با زندگی مردم ایلام است و پر از میهن پرستی، جهان بینی و خداپرستی است و حوادث تاریخی هزاران سال پیش سینه به سینه در لالایی ها و موسیقی های ما منتقل شده است.

    ارسلانی تاکید کرد: آواهای مختلف مشک زنی، لالایی های سنین مختلف و سازهای بزم و رزم در این استان وجود دارد که اگر مورد بررسی و پژوهش قرار بگیرند دغدغه افرادی که مانع پیشرفت موسیقی در این استان هستند نیز برآورده می شود.

    خواننده و موسیقی دان ایلامی گفت: دوزله ساز مخصوص زاگرس نشینان و کردی است و رزم، بزم، دلاوری و عرفان بخش جدا ناپذیر این نوع موسیقی است.

    ارسلانی افزود: ساز دوزله از ایام قدیم وجود داشته و در کتاب عبدالقادر مراغه ای در مورد آن توضیح داده شده و به عنوان مزمار المثنی(ساز ۲تایی) یاد شده است.

    وی یادآور شد: هر چه از موسیقی سنتی ایلام وجود دارد به همت خود موسیقی دانان است که سینه به سینه منتقل و مقام های آن با تمرین و ممارست فراوان ایجاد شده است در حالیکه نهادهای فرهنگی در این زمینه کاری انجام نداده اند.

    ارسلانی تاکید کرد: رسانه ها از جمله صدا و سیما با پخش موسیقی های شادمانه و مختص مراسم عروسی، مردم را بد عادت کرده و به نوعی موسیقی بد تبلیغ می کنند.

    خواننده و موسیقیدان ایلامی گفت: دوزله می تواند با سازهای غربی و بین المللی ترکیب شود اما باید المان های اصلی و محلی آن حفظ شود که مهم تر ازخود ساز دوزله است.

    ارسلانی افزود: هنرمندان ساز دوزله ناشناخته اند در حالیکه قابلیت معرفی در سطح جهانی دارند درآمد آنچنانی از محل این ساز کسب نمی کنند و هیچ حمایت مالی نیز از آنها صورت نمی گیرد.

    وی یادآور شد: تمامی مقام ها، ملودی ها، سازها و مویه های این استان در قالب شعر، دست نوشته و صوت و تصویر گردآوری شده است.

    همه اینها دلالت بر تداوم حیات دوزله در تپه ماهورهای زاگرس میانی دارد.

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین

  • فرهاد فخرالدینی : ارکستر موسیقی ملی به بیراهه رفت

    فرهاد فخرالدینی : ارکستر موسیقی ملی به بیراهه رفت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دهمین شب از «نت‌گپ‌های یونسکویی» شب گذشته(چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت‌) در صفحه اینستاگرام کمیسیون ملی یونسکو به صورت زنده با حضور فرهاد فخرالدینی آهنگساز و رهبر ارکستر و آرش امینی آهنگساز و کارشناس موسیقی برگزار شد.

    این مشکلات و گرفتاری‌ها در دل تاریخ جا خواهد گرفت

    فخرالدینی در ابتدای این برنامه در گفت وگو با آرش امینی موسیقیدان و رهبر ارکستر گفت: «در ابتدا آرزو می‌کنم مردم ایران و جهان از این بلای پیش آمده رهایی پیدا کنند. از کادر درمان که در این روزهای سخت جانفشانی می‌کنند، سپاسگزاری می‌کنم. همچنین به بازماندگان کسانی که به واسطه این بیماری عزیزان خود را از دست دادند، تسلیت می گویم. به هر حال روزهای خاصی را سپری می‌کنیم اما می دانم که این مشکلات و گرفتاری ها در دل تاریخ جا خواهد گرفت و برای آیندگان خواهد ماند.

    وی افزود: «هر کار هنری با یک ایده و یک موضوع شروع می‌شود گاهی این ایده ها به وسیله خود شخص ابداع می‌شود و گاهی هم آنها از چیزهای دیگر الهام می گیرند چون ما نمی توانیم نسبت به محیط خود بی تفاوت باشیم. ما در موسیقی گسترش یک واحد ملودی کوچک را می‌بینیم که موضوعات بزرگ تر را ایجاد می‌کند. در واقع نحوه بسط و گسترش این موتیف شامل تکرارهای آن است بنابراین وقتی آهنگساز می‌خواهد کاری را شروع کند باید دسترسی به این موتیف ها را داشته باشد تا از موضوع اصلی در اثر خود به دور نیفتد. بعضی وقت‌ها برای رسیدن به این موتیف می‌شود از ادبیات کمک گرفت، به طور کلی چیزی که باید بدانیم این است که وحدت و یگانگی اثر با تکرارها تامین می‌شود. اگر ما دید همه جانبه به این موتیف داشته باشیم و آن را خوب بشناسیم، می‌توانیم آن را بسط و گسترش بدهیم.»

    فخرالدینی در پاسخ به پرسش امینی درباره سوژه پردازی در تولید موسیقی بیان کرد: «در موسیقی برای اینکه بتوانیم کاری را انجام بدهیم نیاز به یک سوژه داریم که حالا نامش را موتیف می‌گذاریم. می‌شود این موتیف ها را از کوچکترین موضوعات به دست آورد البته باید نیروی آفرینش در انسان باشد و به راز و رمز این مسایل آگاهی کامل داشته باشیم چراکه هر کسی نمی‌تواند یک موتیف را بسط و گسترش بدهد.»

    تعریف موسیقی توصیفی از نگاه استاد و یک روایت از «سربداران»

    امینی در ادامه با طرح پرسش درباره موسیقی توصیفی از استاد فخرالدینی درخواست کرد در این باره صحبت کند و فخرالدینی نیز درباره موسیقی توصیفی گفت: «ما عادت کرده‌ایم که در ادبیات خودمان دنبال شعری بگردیم که بتوانیم یک تصنیف روی آن بنویسیم. ولی تقریبا عادت نکرده‌ایم که ببینیم  چگونه می‌شود یک داستان را هم با موسیقی تعریف کرد. من منظورم استفاده از کلمات نیست بلکه آنچه که اتفاق افتاده به وسیله موسیقی بیان و توصیف شود برای مثال فردوسی داستان سیاوش را به خوبی توصیف می‌کند لازم است این موسیقی که در دل ابیات فردوسی وجود دارد درآورده و استفاده شود. برای مثال آتش برای یک آهنگساز بسیار الهام‌بخش است، یا تجسم گریه در موسیقی به ویژه موسیقی ایرانی بسیار کاربردی است.»

    او ادامه داد: «گریه کردن حالت مهمی در زندگی انسان‌ها دارد از همین رو در موسیقی «سربداران» من از این مطلب استفاده کردم یعنی در موسیقی آن می‌توانیم تصور کنیم که زن ها گریه می‌کنند و مردها به آنها آرامش می‌دهند. در واقع در مقام نوا به زن ها جواب می‌دهند چون زمانه، زمانه‌ای بود که نمی توانستند احساسات خود را با دهان باز بیان کنند . شما در تیتراژ «سربداران» همین را می بینید چون موسیقی با زمزمه آغاز و تبدیل به فریاد می‌شود. یعنی رفته رفته که مبارزان پیروز می‌شوند موسیقی هم غرش پیدا می‌کند. این یک موضوع مهم است که در جنگی که در پیش است، طبل ها و شیپورها به صدا دربیایند در طرف مقابل هم وقتی بزمی در کار است باید سازهای بزمی مورد استفاده قرار بگیرند.»

    فخرالدینی توضیح داد: «متاسفانه بعضی‌ها فکر می‌کنند ریتم‌های بزمی پیش پا افتاده‌اند در حالی که در ادبیات حافظ و مولانا هم همین ریتم‌ها وجود دارد اما درباره آنها جرات نمی‌کنند چنین حرفی را بزنند. اما درباره موسیقی به راحتی می‌گویند این موسیقی روحوضی است. چطور در شعر حافظ خوب اما در موسیقی بد است؟»

    خاطراتی از روزهای خوب و بد مدیریت در موسیقی

    او در پاسخ به پرسش دیگری درباره علل کم‌کاری خود در موسیقی هم گفت: «من پرکار بودم ولی بعدا کمی دلگیر شدم چون تمام عمرم را صرف خدمت به موسیقی کردم. زمانی بود که در هنرستان تدریس می‌کردم، برنامه‌های هنری آن را مدیریت می‌کردم و رهبر ارکستر هنرستان هم بودم به هر حال از حق زن و بچه‌ام می‌گذاشتم علاوه‌بر این رهبر دائمی رادیو تلویزیون ملی ایران هم بودم یعنی تمام عمرم یا سر کلاس گذشت یا سر ارکست و یا برای ساخت آهنگ بودم البته هنوز هم مشغول آهنگسازی هستم گویا ذاتم این گونه است که نمی‌توانم بیکار بمانم. ارکستر موسیقی ملی به جایی رسید که با کنسرت‌های خیلی خوب در دنیا درخشید اما متاسفم که می گویم باز به بیراهه رفت و نگذاشتند آنطور که دلم می‌خواست سیر صعودی آن حفظ شود.»

    این آهنگساز گفت: «یادم است وقتی دیدم نمی‌توانم در رادیو کار کنم خیلی ناراحت شدم یعنی سال ۵۸ چنان وضعی پیش آوردند که من استعفا دادم و گفتم دیگر کار نمی‌کنم. جالب است که پس از چندی انقلاب فرهنگی شد و در پی آن دانشگاه‌ها تعطیل شدند. به همین صورت تدریس من هم تعطیل شد. تصور کنید آدمی که این همه فعال بود به یک باره بیکار شد. روزهای سختی بود تا اینکه موسیقی «سربداران» را آغاز کردم و برخی از بچه‌ها را به کار گرفتم. به همین ترتیب راهم عوض شد، دیگر به سمت ارکستر سمفونیک آمدم و آثاری هم به وجود آمد. تا اینکه در سال ۷۶ آقای مهندس کاظمی از من خواستند ارکستر موسیقی ملی را در فرهنگسرای بهمن تشکیل بدهم ابتدا نپذیرفتم چون دل خوشی نداشتم اما آنها سعی کردند که من را راضی کنند به طوری که بعدها مجددا عنوان کردند که حیف است که ارکستر موسیقی ملی نداشته باشیم و شما این کار را بپذیرید.»

    وی ادامه داد: «به همین ترتیب آزمون آن برقرار شد و کار سر و سامان دادن آن یک سال طول کشید سپس به تالار وحدت رفتیم و ارکستر سمفونیک شکل گرفت. من وظیفه خودم می دانستم که از همه عزیزانی که می‌توانستند کمک کنند دعوت کنم تا با هم همکاری کنیم از همین رو اولین افتتاحیه با آثاری از خودم و دوستان دیگر و با خوانندگی آقای شجریان انجام شد و این راه باز شد برای جوان ترها که کار کنند. البته همان زمان در دانشگاه و منزل خودم کلاس های آهنگسازی داشتم به همین واسطه می‌دیدم که بچه ها دوست داشتند کارهای خود را بشنوند . پس من هم راه را برای آنها باز گذاشتم به همین ترتیب ارکستر موسیقی ملی آزمایشگاهی شد برای اجرای آهنگ هایی که بچه ها می نوشتند و دوست داشتند، بشنوند. البته نتیجه این کار هم خوب شد یعنی تعداد زیادی از افرادی که در آن زمان در آن ارکستر و کلاس‌های من بودند، حالا تبدیل به آهنگسازان خوبی شده‌اند و من خوشحالم از اینکه می‌درخشند. ضمن اینکه ارکستر موسیقی ملی به جایی رسید که با کنسرت‌های خیلی خوب در دنیا درخشید اما متاسفم که می گویم باز به بیراهه رفت و نگذاشتند آنطور که دلم می‌خواست سیر صعودی آن حفظ شود. به هرحال ارکستر موسیقی ملی را به زوال کشاندند.»

    هنوز بهترین اثرم را نساخته ام

    او در پاسخ به این سوال که کدام اثرش را بیش از آثار دیگرش دوست دارد، گفت: «واقعیت این است که هنوز اثری را که خیلی دوست داشته باشم، نساخته‌ام. روزی جلسه‌ای در رادیو بود آقای ابتهاج آن زمان سرپرست موسیقی رادیو بودند. ایشالا گفتند آیا نمی‌شود به جای این سنتی که خواننده می‌خواند و تنها یک تک‌نواز با او همراهی می‌کند، ارکستر فعال شود و جواب خواننده را بدهد؟ همه گفتند شدنی نیست. من آن روز جوان بودم و گفتم این را من می نویسم همه تعجب کردند تا اینکه همین چهار مضراب چهارگاه به همراه ارکستر نوشته و با ارکستر اجرا شد و مورد توجه قرار گرفت. به دنبال آن یک شعر از سعدی انتخاب کردم و از آقای شجریان خواستم که بخواند. سپس آن قطعه اجرا و باعث تعجب همه شد چون اجرای خوبی داشتیم یعنی ارکستر فعال بود و نمی‌گذاشت یکنواخت شود. خاطره خوبی از آن دوران دارم.»

    این آهنگساز در پایان گفت:«به نظرم جوان‌ها نباید بترسند باید جلو بروند و یاد بگیرند که از کار خسته نشوند. کار در چنین روزهایی که اکثر مردم در خانه‌های خود هستند و نمی‌دانند چه باید کنند، بسیار خوب است، کار جوهر انسان است و انسان را زنده نگه می‌دارد.»

    پخش بخش هایی از موسیقی سریال های امام علی (ع) و سربداران از دیگر بخش های این برنامه بود.

    ۲۴۱۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین