برچسب: نوازنده و آهنگساز

  • بهترین نوازندگان در پایتخت دف جهان معرفی شدند

    بهترین نوازندگان در پایتخت دف جهان معرفی شدند

    بهترین نوازندگان در پایتخت دف جهان معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیین پایانی نهمین جشنواره بین‌المللی «دف؛ نوای رحمت»، امروز (جمعه ۲۵ مرداد) با حضور جمعی از هنرمندان و مردم در پردیس سینمایی بهمن سنندج برگزار شد.

    در آغاز این آیین، امین مرادی، دبیر نهمین جشنواره بین‌المللی «دف؛ نوای رحمت» و رییس حوزه هنری استان کردستان گفت «این جشنواره امروز به درختی تنومند و صحنه‌ای برای نمایش همدلی، مهربانی و همگرایی تبدیل شده است. اگر این رویداد تا دیروز محدود به ایران بود، در این دوره در ابعاد بین‌المللی گسترش یافته است.»

    وی افزود: «برگزاری این جشنواره در سنندج که به عنوان پایتخت دف جهان شناخته می‌شود، ادای احترام به همه بزرگان این شهر است که نوای دف و ذکر حق را سر داده‌اند.»

    دبیر جشنواره با اشاره به راهیابی ۲۰۲ اثر به بخش رقابتی عنوان کرد: «امسال برای اولین بار شاهد حضور  گروه‌های خارجی قوالی با ارائه موسیقی هند و افغانستان و یاران از کردستان عراق و… بودیم. همچنین برگزاری اجتماع بزرگ دف‌نوازان در مراسم «آوای دوست» که با بارش باران و نعمت الهی همراه شد، بسیار مورد استقبال قرار گرفت.»

    همچنین آیت‌الله سیدمحمد حسینی‌شاهرودی، نماینده ولی فقیه در استان کردستان در سخنانی گفت: «هنرمند واقعی، خداوند است که در تکوین جهان همه اجزای عالم را با موسیقی خاصی آفریده است. قرآن کریم نیز دارای آرامش خاصی به جهت نوعی از موسیقی است که در لحن و آیات آن قرار دارد. انسان به گونه‌ای آفریده شده است که هنر الهی را بتواند جلوه‌گر شود. موسیقی آیینی که با دف نوازی همراه می‌شود، دارای ویژگی خاصی است که باید به آن توجه شود. علت انتخاب نوای رحمت نیز همین است.»

    تجلیل از محمدجلیل عندلیبی، ادامه دهنده این آیین بود. این هنرمند روی صحنه گفت: «افتخار می‌کنم دف جهانی شده است و سنندج به عنوان پایتخت دف جهان شناخته می‌شود. باید این مژده را بدهم که کتابی درباره دف و تکایا و حامل دف که چیزی شبیه کلید سل است، نوشته و سعی کرده‌ام دف را به طور آکادمیک معرفی کنم.»

    فهرست هنرمندان و گروه‌های برتر جشنواره 

    معرفی برگزیدگان، پایان بخش این آیین بود. ابتدا، جایزه ویژه دبیر جشنواره به محمد مرادی تعلق گرفت. وی به دلیل حضور منصور مرادی پدرش در گروه داوران جشنواره از حضور در جشنواره و بخش تکنوازی آقایان بزرگسال انصراف داده بود.

    در بخش تکنوازی بانوان نوجوان، الیسا قدسی از شهررضا جایزه سوم، آرینا ایوبی از سنندج رتبه دوم و مهتاب کرامتی از مشهد رتبه اول را دریافت کردند.

    جایزه ویژه هیات داوران در بخش تکنوازی آقایان نوجوان، به تایماز محسنی از تبریز تعلق گرفت. همچنین رضا دزایی‌پور از ساری، علی صیادپور از آمل و آران حسن‌زاده از مریوان رتبه سوم را در این بخش دریافت کردند.

    در بخش تکنوازی بانوان بزرگسال، سیران ادیب‌فر از سنندج، مژده رحمانی از سنندج و فاطمه دوستی از مشهد به ترتیب رتبه‌های اول تا سوم را از آن خود کردند.

    در بخش تکنوازی آقایان بزرگسال، عرفان مرادی از سنندج و علی‌اصغر کرمی از آمل، رتبه‌های اول و دوم را دریافت کردند و جایزه سوم نیز به طور مشترک به متین رحمانی از سنندج و آرمین رستگاری از بیجار رسید.

    در بخش مولودی خوانی، گروه سوزی دل به سرپرستی مهران حسینی از سنندج، گروه بیدل به سرپرستی علی پورعطایی از تربت جام و گروه محمد رسول‌الله به سرپرستی فرید منصوری از سنندج به عنوان برگزیده معرفی شدند.

    در بخش گروه نوازی، گروه نوانس به سرپرستی پوریا رحمانی از کردستان رتبه اول، گروه آراس به سرپرستی نیلوفرکریمی از یزد رتبه دوم و گروه آوین به سرپرستی مریم گلسرخی‌زاده از یزد  رتبه سوم را به خود اختصاص دادند.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • جشن تولد حسین علیزاده در جمع نوازندگان جوان/ عکس

    جشن تولد حسین علیزاده در جمع نوازندگان جوان/ عکس

    جشن تولد حسین علیزاده در جمع نوازندگان جوان/ عکس

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نوجوانان و جوانان نوازنده تار در سیزدهمین جشنواره موسیقی جوان، امروز (چهارشنبه ۳۰ مرداد) برای حسین علیزاده که داور این جشنواره است، جشن تولد گرفتند.

    حسین علیزاده، زاده اول شهریور ۱۳۳۰ و آهنگساز و نوازنده سرشناس تار و سه تار است که سه بار نامزدی در جایزه گرمی را در کارنامه دارد.

    این آهنگساز تاکنون ۴ بار سیمرغ بلورین جشنواره فجر را برای بهترین موسیقی متن فیلم به دست آورده است.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • خوانندگانی که تا پیش از محرم روی صحنه می‌روند

    خوانندگانی که تا پیش از محرم روی صحنه می‌روند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امسال، ۱۰ شهریور، آغاز محرم و دو ماه سوگواری مردم به مناسبت واقعه عاشورا، رحلت حضرت رسول (ص) و شهادت امام رضا (ع)است. در این ۶۰ روز، به دلیل ایام عزا، اجراهای موسیقی به طور کامل تعطیل می‌شوند.

    به همین دلیل، هشت روز آینده (اول تا هشتم شهریور)، ترافیکی از کنسرت‌های موسیقی در تهران و شهرستان‌ها به وجود آمده است تا بتوانند قبل از دو ماه تعطیلی، مخاطبان را به سالن‌ها بکشانند. در زیر نگاهی به این برنامه‌ها انداخته‌ایم.

    جمعه/ ۱ شهریور: گروه آوازی تهران وکایلا در تالار وحدت، گروه داماهی در کاخ سعدآباد، ارکستر کوبه‌ای کودک (سفیدکوب) در سالن سوره، مسیح و آرش در سینما نفت آبادان، موسیقی کلاسیک در هنرستان هنرهای زیبا در کرمان، بهنام بانی در سالن اریکه آریایی در آمل، گروه آرشا در سالن هلال احمر یزد، رضا بهرام در سینما سپهر ساری و گروه پازل بند در تالار اکسین محمود آباد روی صحنه می‌روند.

    شنبه/ ۲ شهریور: گروه ایهام در برج میلاد، گروه رخسار (ویژه بانوان) در تالار وحدت، ارکستر نیایش در تالار وحدت، ایوان بند در سالن ستارگان اراک و شهاب مظفری در تالار پرشین در جزیره کیش اجرا دارند.

    یک‌شنبه/ ۳ شهریور: بهنام بانی در برج میلاد، محسن ابراهیم‌زاده در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی، گروه پالت در کاخ سعدآباد، اشوان در سالن فاینون کرمان، علیرضا قربانی در هتل لاله کرمانشاه، حجت اشرف‌زاده در سالن شهید طحانی شهررضای اصفهان، گروه آوای عارف در سینما اکسین آمل، بابک برهانی در سالن کوثر قزوین و گروه بابکوبان در سالن آمفی تئاتر امام خمینی (ره) قزوین کنسرت می‌دهند.

    خوانندگانی که تا پیش از محرم روی صحنه می‌روند
    خوانندگانی که تا پیش از محرم روی صحنه می‌روند

    دوشنبه/ ۴ شهریور: رضا بهرام در هتل اسپیناس پالاس، بهنام بانی در برج میلاد، گروه بام در تالار سوره و آرش و مسیح در تالار هلال احمر سمنان روی صحنه می‌روند.

    سه‌شنبه/ ۵ شهریور: کیان پورتراب در کاخ سعدآباد، گروه آوای ماهان در تالار رودکی و سالار عقیلی در برج میلاد اجرا دارند.

    چهارشنبه/ ۶ شهریور: علی یاسینی در سالن همایش ایرانیان، گروه ماکان بند در وزارت کشور، امید حاجیلی در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی، گروه بمرانی در کاخ سعدآباد، تریو فلوت و پیانو در تالار رودکی، ارکستر کوبه‌ای آوکوب در تالار اندیشه حوزه هنری، ارکستر ملی برای بچه‌های ایران (شب خاطره ها) در تالار وحدت، کنسرت آبیک سیاوش در فرهنگسرای باران آبیک و محسن ابراهیم‌زاده در سالن نمایشگاه بین‌المللی قشم کنسرت می‌دهند.

    پنجشنبه/ ۷ شهریور: گروه بمرانی در کاخ سعدآباد، مجتبی شاه‌علی در سالن همایش ایرانیان، گروه تیار و حرکات نمایشی برنان (ویژه بانوان) در تالار اندیشه حوزه هنری، گروه زنبوری در تالار ایوان شمس و گروه حصیر در تالار رودکی روی صحنه خواهند رفت.

    جمعه/ ۸ شهریور: مسیح و آرش در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی، رضا صادقی در سالن همایش ایرانیان، گروه بهار آفرین و گروه حرکت مانتره (ویژه بانوان) در فرهنگسرای نیاوران و کیان پورتراب در کاخ سعدآباد اجرا خواهند داشت.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • انتشار آلبومی از آثار جواد معروفی، ۲۵ سال پس از درگذشت این هنرمند

    انتشار آلبومی از آثار جواد معروفی، ۲۵ سال پس از درگذشت این هنرمند

    انتشار آلبومی از آثار جواد معروفی، ۲۵ سال پس از درگذشت این هنرمند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آلبوم «با یادش» با نوازندگی و تنظیم پویان آزاده به مناسبت گذشت ربع قرن از وفات جواد معروفی و به عنوان یکی از  آثار موسسه فرهنگی هنری ماهور با مشارکت بنیاد رودکی وارد بازار نشر شده است.

    پویان آزاده، نوازنده و از پژوهشگران موسیقی بخصوص در زمینه پیانوی ایرانی است. آلبوم با یادش ادای احترام این پیانیست به جواد معروفی، نوازنده بزرگ پیانوی ایرانی است. در این آلبوم بهترین قطعات زنده‌یاد معروفی گرد‌آوری شده‌اند.

    پویان آزاده از سال ۹۴ در دانشگاه هنر تهران به عنوان نخستین عضو هیئت علمی دکترای پیانو مشغول به فعالیت است و با راهنمایی او پایان نامه‌های (کارشناسی ارشد و دکتری) بسیاری در مورد پیانو کلاسیک ایرانی و شیوه پیانو نوازی جواد معروفی در ایران و آلمان انجام شده و برخی نیز در حال انجام است.

    آلبوم با یادش، یادواره استاد جواد معروفی، چهارشنبه ۶ شهریور در تالار رودکی رونمایی می‌شود.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • داستان جالب نواده تیمور لنگ که جای تفنگ، دوتار به‌دست گرفت

    داستان جالب نواده تیمور لنگ که جای تفنگ، دوتار به‌دست گرفت

    حسن احمدی‌فرد: پیرمردها می‌گویند «کلاته عثمان»؛ جوان‌ترها اما ترجیح می‌دهند بگویند «جهان‌آباد». جهان‌آباد؛ روستایی است مثل همه روستاهایی که در دل دشت تفتیده جام، جا خوش کرده‌اند؛ روستاهایی با تک و توک درخت‌های بی‌برگ و بار، و ردیف خانه‌های خشت و گلی، که با سقف‌های گنبدی‌شان پهن شده‌اند بر گرده دشت. جهان‌آباد البته یک خانه دیگر هم دارد؛ خانه‌ای که در و دیوارش به سراهای کاهگلی روستایی نمی‌ماند. این، تنها یادگاری است که از عثمان‌سلطان باقی مانده؛ حاکمی که یک روز، بخشی از دشت جام در دست تفنگدارها و آدم‌های ایلش بود. خانی که آوازه اسمش، می‌توانست ایل بزرگ تیموری را، به جنب و جوش بیندازد. از آن همه عزت و اعتبار خانی، حالا همین خانه‌ اعیانی به جا مانده که دست روزگار دارد خراب و خراب‌ترش می‌کند؛ خانه‌ای خشتی با گچ‌های رنگی و اتاق‌های تو به تو.

    این خانه، یادآور نام یوسف‌خان تیموری هم هست؛ دوتارنواز افسانه‌ای اما گمنام تربت جامی، که همه استادان موسیقی مقامی، از او به عنوان استادشان، یاد می‌کنند.

    زهرا تیموری، دختر یوسف‌خان، ۶۰ سال است که همین‌جا زندگی می‌کند؛ در حاشیه روستای جهان‌آباد و کنار خانه تاریخی آبا و اجدادی‌اش. او چیزهای فراوانی از ایل تیموری می‌داند و با دقتی مثال‌زدنی، شجره اجدادش را بازگو می‌کند؛ زنجیره‌ای از خان‌ها که نسب‌شان یک‌راست به تیمور لنگ می‌رسد. گفت‌وگوی من با زهرا تیموری درباره ایل تیموری است و درباره عثمان‌سلطان که بزرگ ایل بوده است و البته درباره یوسف‌خان، خانی که به دوتارنوازی شهره است.

    کسی آن‌قدرها چیزی از زندگی مرحوم یوسف‌خان، نمی‌داند. نواری هم از دوتارنوازی او نیست. چرا؟

    پدرم خانگی بود. نمی‌خواست به نام دوتاری معروف بشود. آدم‌های قدیم جور دیگری فکر می‌کردند. پدرم، بزرگ‌زاده بود و خوش نداشت هر جایی دوتار بزند. آن وقت‌ها مثل حالا نبود که. دوتارزدن را مطربی می‌دانستند. با این وجود، پدرم عاشق دوتار بود. این دوتارزن‌های تربت جام، همه‌شان، استادشان، پدر من بود. پورعطایی (استاد مرحوم غلامعلی پورعطایی) پنج‌شنبه‌ها، همیشه خانه ما بود. هر چه پدرم دوتار می‌زد، پورعطایی می‌گفت عمو، من یاد نمی‌گیرم. می‌گفت این پنجه شما، بخشه (هدیه) خدایی است. حالا افسوس می‌خوریم که چرا از صدای دوتار بابا، نواری چیزی نداریم. اگر کسی هم ضبطی می‌آورد تا چیزی ضبط کند، دیگران می‌گفتند مگر قرار است برای یوسف‌خان اتفاقی بیفتد؟ فکر می‌کردند فقط باید صدای کسی را ضبط کرد که دارد می‌میرد. مردم، آن وقت‌ها جور دیگری فکر می‌کردند.

    البته چندتایی نوار هم بود که نمی‌دانم کی برد و نیاورد. به این فکرها نبودیم. خودش بود و همیشه دوتار می‌زد. شب تا صبح دوتار می‌زد. روز اصلا دست به دوتار نمی‌برد. می‌‎گفت دوتار من فقط شب‌ها صدا دارد. ما که بچه‌هایش بودیم نشنیدیم که خدا بیامرز، روز دوتار بزند.

    یوسف‌خان، سال ۶۲ فوت کرد. هر چه گفتند حاضر نشد به صدا و سیما برود. جشن‌های دوهزار و پانصد ساله هم که دعوتش کردند؛ نرفت. خانگی بود خدا بیامرز.

    اما دوتارنوازی‌اش در همه منطقه مشهور است.

    بله. هر کس اهل خدا بود، صدای دوتار یوسف‌خان را که می‌شنید، از خود بی‌خود می‌شد

    یادم می‌آید یک وقتی، یک درویشی از افغانستان، آمده بود و مهمان پدرم شده بود. شام که خوردند، پدرم دوتارش را برداشت تا به عادت همیشه‌اش پنجه‌ای بزند. مقام «الله» را شروع کرد. مقام الله را که شروع می‌کرد، شاید چهار ساعت یک‌ریز، دوتار می‌زد. اشک‌هایش با عرق‌هایش می‌ریخت روی کاسه دوتار.

    پدرم خانگی بود. بزرگ‌زاده بود و خوش نداشت هر جایی دوتار بزند. با این وجود، پدرم عاشق دوتار بود. این دوتارزن‌های تربت جام، همه‌شان، استادشان، پدر من بوده است.

    هنوز بابا چند دقیقه‌ای بیشتر دوتار نزده بود که این درویش شروع کرد به جَر کردن (سماع کردن) و یا حق زدن. شاید ده دقیقه‌ای جر کرد که افتاد. من بچه بودم، یادم می‌آید کبریت آوردند و کبریت زدند زیر دماغش، به هوش نیامد. رفتند کاهگل آوردند و گرفتند زیر دماغش تا چشم‌هایش را باز کرد. به هوش که آمد گفت: «یوسف‌خان! تو را به نام همین مقامی که زدی قسم، تا روزی که من بر سر سفره و کاسه‌ات مهمان هستم، دیگر این مقام را نزن که من طاقت شنیدنش را ندارم.»

    این پسوند خان از کجا به نام ایشان اضافه شد؟

    خب پدرم، خان‌زاده بود؛ بزرگ‌زاده بود. بابابزرگ من، بهرام‌سلطان بوده. بهرام‌سلطان در زمان خودش، بزرگ ایل تیموری بوده. بعد از او، برادرش عثمان‌سلطان می‌شود بزرگ ایل. عکسی هم از بهرام‌سلطان داریم که روی اسب است و از آن کلاه‌های دوره احمدشاهی سرش است. او بوده که برادرش عثمان‌سلطان را بزرگ کرده. این دو تا، برادر بوده‌اند؛ اما از دو مادر. مادر عثمان‌سلطان از کاشمر بوده. مادر بهرام‌سلطان از همین منطقه جام. عثمان‌سلطان هفت ساله بوده که پدرش فوت می‌کند. بهرام‌سلطان که برادر بزرگ‌تر بوده، عثمان‌سلطان را که برادر کوچک‌تر بوده، بزرگ کرده است.

    پدر عثمان‌سلطان و بهرام‌سلطان، جهان‌سلطان بوده که او هم بزرگ ایل تیموری بوده در زمان خودش. سه تا هم زن کرده. دوتا از همین تربت جام  و یکی از کاشمر. آن زن کاشمری دو تا دختر داشته از همسر دیگرش. جهان‌سلطان، بعد از ازدواج با آن زن، یکی از دخترها را هم می‌گیرد برای پسرش بهرام‌سلطان که پدربزرگ من باشد. بعدها از آن زن، عثمان‌سلطان به دنیا می‌آید.

    پدر من، یوسف‌خان، پسر بهرام‌سلطان است و می‌شود برادرزاده عثمان‌سلطان.

    داستان جالب نواده تیمور لنگ که جای تفنگ، دوتار به‌دست گرفت
    داستان جالب نواده تیمور لنگ که جای تفنگ، دوتار به‌دست گرفت
    زهرا تیموری در خانه اجدادی‌اش در تربت جام

    این‌ها را از کجا می‌دانید؟

    خب آدم پدر و پدربزرگش را می‌شناسد دیگر. البته من علاوه بر آن، پشت در پشت نسب‌مان را می‌دانم و قصه زندگی‌شان را بلدم. این‌ها را از عمه‌ام یاد دارم. عمه‌ام دختر بهرام‌سلطان بود. هم او را یادش می‌آمد و هم عثمان‌سلطان را. متولد ۱۲۹۰ بود. چند سال پیش به رحمت خدا رفت. این‌ها را من از او شنیدم. بعضی‌هایش را پدرم یوسف‌خان هم تعریف می‌کرد گاهی. قدیم این طور نبود که کتاب و دفتری باشد و نسب‌ها را در آن نوشته باشند. توی هر اولاده (خانواده) یکی که علاقه داشت، نسب‌ها را به خاطر می‌سپرد. در اولاده ما هم، عمه‌ام خدا بیامرز همه این‌ها را می‌دانست. من این‌ها را از او شنیده‌ام و به خاطر دارم.

    جد اعلای ما تیمور لنگ بوده که همه این مملکت‌ها، زیر دست او بوده. بعد از او، پسرها و تیره و طایفه‌اش، هر کدام خان و پادشاه شده‌اند. آن‌ها بعدها که زاد و ولد می‌کنند و زیاد می‌شوند، می‌شوند ایل تیموری. می‌دانید که در قدیم مثل حالا نبوده. مردها، چند زن می‌گرفته‌اند. پادشاه‌ها هم که اصلا حرمسرا داشته‌اند. از یک پادشاه، گاهی سی چهل تا بچه به دنیا می‌آمده که هر کدام برای خودشان در گوشه‌ای حاکم جایی می‌شده‌اند.

    ایل تیموری، همه تیره و طائفه تیمور لنگ هستند. این‌ها بزرگ‌زاده بوده‌اند. الان ایل تیموری هم در افغانستان است و هم در ایران. تیموری‌ها خودشان چند اولاده و تیره هستند. جد ما، شاه‌مراد خنجر سبیل بوده. ما از سمت این شاه‌مراد، به منطقه سیستان می‌رسیم. یک رگ ما، بلوچ است.

    من تا هفت پشتم را یاد می‌دهم (می‌دانم/ به خاطر دارم) جد هفتم ما کسی بوده به نام «وهاب». پسر وهاب، «قاضی‌عزیز» بوده که در سرحدات افغانستان، قاضی بوده؛ ملا بوده. پسر قاضی‌عزیز، همین جهان‌سلطان بوده که از سرحدات افغانستان می‌آید به منطقه جام. از او دو پسر می‌ماند به نام‌های بهرام‌سلطان و عثمان‌سلطان. از بهرام‌سلطان هم یوسف‌خان به دنیا می‌آید که پدر من باشد. پس من، زهرا تیموری فرزند یوسف‌خان تیموری، فرزند بهرام‌سلطان، فرزند جهان‌سلطان، فرزند قاضی‌عزیز، فرزند وهاب هستم. جد اعلای ما هم که تیمور لنگ است.

    خب از آن همه خان و سلطان، چرا فقط نام یکی‌شان روی این روستا مانده؟

    عثمان‌سلطان، به شجاعت معروف بوده است. آوازه شجاعتش در همه منطقه پیچیده بوده. همین جایی که الان حیاط خانه ماست، جوی آبی بود که از قنات می‌آمد. کنارش یک چنار بزرگ بود که شاید دویست سیصد سال عمرش بود. این اواخر خشک شده بود و ما انداختیمش. هنوز ریشه‌هایش هست. عمه‌ام می‌گفت ۴۰تا عسکر (سرباز/ نیروی نظامی) آمده‌ بودند دنبال عثمان‌‍سلطان. پای همین چنار، عسکری می‌خواست اسبش را آب بدهد. اسب، بدآبی می‌کرد و نمی‌خورد. آن عسکر به اسبش نهیب زد که: «چرا نمی‌خوری؟ مگر عکس عثمان‌سلطان را در آب دیده‌ای؟»

    عثمان‌سلطان سال‌ها با «هزاره»ها جنگ کرده. همین تپه جلوی خانه، سنگرش بوده. از همین جا خودش با تفنگدارهایش، جلوی هزاره‌ها می‌ایستاده‌اند. هزاره‌ها که از آن طرف مرز تا تربت جام را گرفته بودند، از تربت جام به این طرف نتوانستند بیایند. عثمان‌سلطان نگذاشت. معروف است که هیچ تیری از عثمان‌سلطان به خاک نخورده. با هر تیری، یکی را می‌انداخته. حالا همین آدم، در روزگار رضاقلدر، به او می‌گویند باید تفنگدارهایت، تفنگ را کنار بگذارند. عثمان‌سلطان نمی‌پذیرد. دولتی‌ها می‌افتند دنبالش، تا سر به نیستش کنند؛ که آن هم خودش قصه‌ای دارد.

    چه قصه‌ای؟

    قصه‌ای هست که پدرمان یوسف‌خان، شب‌ها برای‌مان تعریف می‌کرد. خودش از پدرش شنیده بود. می‌گفت «شوکت‌الدوله» حاکم آن سال‌های منطقه جام، عثمان‌سلطان را می‌گیرد؛ آن هم به نامردی و با حیله. در همین رباط جام، دست عثمان‌سلطان را می‌بندند و نگهش می‌دارند. بهرام‌سلطان که خبر می‌شود، به طائفه می‌گوید: «بار کنید…»

    آن وقت‌ها هم که خانه‌ای نبوده. هر کسی پلاسی (سیاه‌چادری) داشته. هر جا می‌خواسته، میخی می‌زده و خانه‌اش را علم می‌کرده. هر وقت هم که می‌خواسته، میخ را از زمین می‌کشیده و پلاسش را بار شتر می‌کرده و می‌رفته. وقتی خبر می‌رسد که شوکت‌الدوله، عثمان‌سلطان را گرفته، بهرام‌سلطان به همه ایل تیموری می‌گوید بار کنید. شترها را بار می‌کنند که راهی بشوند به سرحدات افغانستان. اگر تیموری‌ها می‌رفته‌اند، از جام تا صالح‌آباد، از آدمی‌زاد خالی می‌شده. خبر به شوکت‌الدوله می‌رسد. خودش را می‌رساند به بهرام‌سلطان.

    می‌گوید: «تقصیر من نیست. خود رضاقلدر، نامه زده که عثمان‌سلطان را دست‌بسته بفرستیم تهران. آن‌وقت‌ها به رضاخان می‌گفته‌اند رضا قلدر. قلدری بوده واقعا. با همان قلدری هم توانسته همه طوایف را مطیع خودش کند.»

    بهرام‌سلطان می‌گوید: «من در دربار آشنا دارم و می‌توانم امان‌نامه بگیرم. تو با برادرم کاری نداشته باش.» شوکت‌الدوله، خشتی را گذاشته بوده لای دستمال. پیش می‌آورد و می‌گوید: «به این قرآن قسم می‌خورم که با برادرت کاری نداشته باشم؛ تو، طائفه را برگردان.» بهرام‌سلطان آدم‌هایش را می‌فرستد که ایل را برگردانند. خودش هم می‌رود به منطقه پایین‌جام که خان پایین‌جام را ببیند. اما شوکت‌الدوله به آدم‌هایش می‌گوید عثمان‌سلطان را غل و زنجیر کنند و بیندازند توی حوض خالی جلوی رباط و شب، آب را سر بدهند توی حوض؛ که بعد بگویند عثمان‌سلطان هنگام فرار از زندان، در حوض افتاده و خفه شده است. ظاهرا دستور رضاخان این بوده که عثمان‌سلطان را بکشند.

    بهرام سلطان، بی‌خبر از همه‌جا، در راه به زنی می‌رسد که داشته نان می‌پخته. می‌گوید: «خواهر نانی بده که از گرسنگی نمی‌توانم خودم را پشت اسب نگه‌ دارم.» زن، نان جویی به خان می‌دهد. در همان حال، زن گدایی رد می‌شود. خان را می‌شناسد و می‌گوید: «تو چطور برادری هستی که داری این‌جا نان می‌خوری و برادرت را انداخته‌اند توی حوض آب تا خفه بشود.»

    من تا هفت پشتم را به خاطر دارم. من، زهرا تیموری، فرزند یوسف‌خان تیموری، فرزند بهرام‌سلطان، فرزند جهان‌سلطان، فرزند قاضی‌عزیز، فرزند وهاب هستم. جد اعلای ما هم که تیمور لنگ است.

    بهرام‌سلطان این را که می‌شنود، سر اسبش را می‌گرداند و برمی‌گردد به رباط و با شوکت‌الدوله جنجال می‌کند. به او دُو (فحش) می‌دهد. می‌گوید: «تو مردی نیستی؛ مرد قسم‌اش را نمی‌شکند.» آن‌جا می‌فهمد که شوکت‌الدوله قسم دروغ خورده.

    آن‌وقت‌ها رسم بوده که زن‌ها، نذر می‌کرده‌اند و چیزی می‌پخته‌اند و می‌برده‌اند به بندی‌خانه (زندان)‌. بهرام‌سلطان، آدم‌هایش را در لباس زنانه، می‌فرستد به زندان و عثمان‌سلطان را فراری می‌دهد. عثمان‌سلطان از آن‌جا از دست نیروهای رضاخان فرار می‌کند و یاغی می‌شود. بهرام‌سلطان به تهران می‌رود و بعد از دوندگی‌های فراوان، برای برادرش امان‌نامه می‌گیرد. رضاخان به عثمان‌سلطان امان می‌دهد؛ به این شرط که در منطقه جام نماند.

    عثمان‌سلطان، ۲۰ سال تبعید می‌شود به مشهد. همان‌جا زن می‌گیرد؛ یک زن ترک. زن ترکش از ترک‌هایی بود که از روسیه فراری شده بودند. زن یک سرهنگ روس بود در مشهد. بعد از مرگ سرهنگ، به عقد عثمان‌سلطان درآمده بود.

    عثمان‌سلطان هم سه تا زن گرفته. یک زن کاشمری، یک زن از تربت‌جام و یک زن ترک. از زن روستایی‌اش یک پسر و یک دختر دارد؛ از زن ترکش پنج پسر و دو دختر. دو تا پسر هم از زن کاشمری‌اش. پدر دکتر تیموری (پزشک نام‌آشنای تربت جامی)، محمدخان، پسر آن زن کاشمری عثمان‌سلطان است.

    این که آدم پشت در پشت خان‌زاده و سلطان‌زاده باشد، چه حسی دارد؟

    چه حسی می‌خواهد داشته باشد؟ این‌ها مال گذشته‌هاست. حالا هر کسی، خودش می‌داند و زندگی‌اش. الان می‌گویند خان‌ها ظلم می‌کرده‌اند. توی فیلم‌ها نشان می‌دهند که خانی هست و به مردم زور می‌گوید. این، نبوده. خان‌ها مردم‌دار و سفره‌دار بوده‌اند. عثمان‌سلطان، یا بهرام‌سلطان، خان ظلم نبوده‌اند؛ خان دسترخوان (سفره) بوده‌اند. سفره‌دار بوده‌اند و مردم‌دار. همه کشاورزهای این مناطق، سر سفره او، نان می‌خورده‌اند. روزی پنج‌تا گوسفند، در خانه‌اش سر می‌بریده‌اند. حالا البته چیزی از آن خانی برای ما باقی نمانده. هر کسی آمد، چیزی از زمین‌های ما و کشت و کارهای‌مان کند؛ یا خودش خورد یا بخشید به دیگران. در دوره امیرتیمور کلالی (نماینده ذی‌نفود منطقه جام در مجلس شورای ملی)، ما در شهرستانکِ تایباد، با خود امیر، شریک‌مال بودیم. تا خود مرز، ملک‌های ما بود. اصلاحات ارضی که شد، ملک‌های ما را گرفتند؛ ملک‌های امیرتیمور را نگرفتند؛ چون از خودشان بود. شاه، همه ملک‌های ما را گرفت و داد به دهقان‌ها. چهارتا چاه (چاه عمیق) داشتیم، همه را از ما گرفت. همین آب ماند برای ما و همین روستا و همین خانه خرابه.

    بازمانده خانه اربابی تیموری در جهان‌آبادِ تربت‌جام

    اما این خانه همچنان، سر پاست.

    بله. این خانه، عمارت اربابی بوده. توی مردم این طوری است که می‌گویند این‌جا خانه عثمان‌سلطان بوده. نه که همه این روستا، کلاته عثمان است، می‌گویند این خانه هم خانه عثمان‌سلطان است. اما این طور نیست. این خانه، خانه پسر عثمان‌سلطان است که البته در زمان خود عثمان‌سلطان ساخته شده. این خانه، خانه محمدخان است؛ پدر دکتر تیموری.

    خانه خود عثمان‌سلطان که همان خانه بهرام‌سلطان و خانه پدری ما می‌شود، کنار این خانه بود. آن هم خانه بزرگی بود. همین جایی بود که الان خانه ماست. خب آن خانه‌ها از قدیم مانده بود و خراب شده بود. ما جایش خانه ساخته‌ایم. اما این خانه اربابی همچنان هست که این هم دارد خراب می‌شود. این خانه هم ۱۰۰ سالی قدمت دارد.

    این سال‌ها کسی از اداره میراث فرهنگی نیامده که خانه را ببیند و کاری بکند؟

    یک بار کسی آمد و خانه را دید؛ بعدش دیگر خبری نشد. این خانه را خودمان نگه داشتیم. خانه سر پا هم بود. هنوز هم سر پاست. فقط امسال (۹۸)که بهار، باران خوبی آمد، سقف خانه افتاد. آن هم به این خاطر که کسی نرفته بود بامش را کاهگل کند. خانه‌های خشت و گلی را باید هر سال کاهگل را تازه کنید و الا خراب می‌شود. طاقی هم داشته که خراب شده اما پی خانه محکم است. دای(دیوار) هایش هر کدام نیم‌متر است. چله زمستان، آن‌جا گرم است و چله تموز، سرد و خنک.

    ۵۷۵۷

    منبع : خبر آنلاین

  • روایت غلامرضا صنعتگر از خواننده‌ای که راننده اسنپ شد

    روایت غلامرضا صنعتگر از خواننده‌ای که راننده اسنپ شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامرضا صنعتگر، خواننده باسابقه موسیقی پاپ که مدتی است با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند، در مصاحبه با یک شبکه اینترنتی درباره علت کم کاری خود توضیح داد.

    او با تاکید بر اینکه وجود مافیا عامل این اتفاق شده است، گفت: «این روزها متاسفانه مافیا در حوزه موسیقی به شکلی گسترده شکل گرفته و به همین جهت برخی از خوانندگان مانند من کم کار شده‌اند و دیگر نمی‌توانند به مانند گذشته فعالیت کنند. من بسیاری از خوانندگان باسابقه را می شناسم که این روزها خانه نشین شدند. حتی یکی از خوانندگان سرشناس متاسفانه در اسنپ مشغول فعالیت شده است.»

    ۲۴۱۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • آلبومی با ترانه‌های قدیمی وارد بازار می‌شود

    آلبومی با ترانه‌های قدیمی وارد بازار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آلبوم «تصنیف و ترانه»، اثری تازه‌ از گروه همنوازان فاخته است که آذر امسال وارد بازار می‌شود. این آلبوم با تصنیف‌های قاجاری و ترانه‌های دوره پهلوی ساخته شده است.

    خشایار پارسا، سرپرست گروه همنوازان فاخته با اعلام این خبر توضیح داد: «این اثر، اجرای کنسرت گروه همنوازان فاخته در تالار رودکی تهران و آمفی‌تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشهر است. در راستای تفکرات مبنی بر ضبط آثار موسیقی به صورت گروهی، همنوازان فاخته اجرای زنده خود را پالایش و روانه بازار می‌کند.»

    او در ادامه گفت: «در موسیقی ایران، دو گونه اثر با کلام به صورت موزون (متریک) موجود است، که یکی مربوط به دوران قاجار و دیگری دوران پهلوی است. این اثر با نگرش و تامل بر این دو گونه یعنی تصنیف قاجاری و ترانه دوره پهلوی اجرا شده است.»

    پارسا خاطرنشان کرد: «گروه همنوازان فاخته در طول فعالیت خود تلاش کرده است با ثابت نگه داشتن اکثر اعضای گروه به یک امضای شخصی در اجرا و بیان موسیقی کلاسیک ایران برسد.»

    محبعلی بخشی خواننده، هدایت کلاری نوازنده بم تار، محمد مهدی شیخ نوازنده تار، ابوذر حسینی نوازنده عود، آرمان حیدریان نوازنده کمانچه، هامون بهرامی مقدم نوازنده سنتور، حسین گازر نوازنده تنبک، نیما داغمه چی نوازنده تار، علیرضا رسولی نوازنده کمانچه آلتو و خشایار پارسا نوازنده سنتور آلبوم «تصنیف و ترانه» هستند.

    ۵۷۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • «رد داده قلبم» به بازار آمد

    «رد داده قلبم» به بازار آمد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امیر کیانی پس از پنج سال نخستین قطعه پاپ خود را به صورت رسمی منتشر کرد.

    امیر کیانی درباره فعالیت های خود در عرصه موسیقی پاپ گفت: از پنج سال گذشته فعالیتم در عرصه موسیقی پاپ را آغاز کردم اما به دلایلی تا به امروز اثری را به صورت رسمی منتشر نکردم  و نخستین همکاری من در این عرصه با ناصر زینعلی رقم خورد و حاصل این همکاری انتشار قطعه رد داده قلبم شد. اکنون هم مشغول تولید دیگر آثارم هستم و امیدوارم بتوانم با همکاری افراد شناخته شده و با تجربه این عرصه حضوری موفق داشته باشم.

    ۲۴۱۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • برات اصلاحی درگذشت

    برات اصلاحی درگذشت

    عزیز احمدی، خواننده‌ تربت جامی خبر فوت این هنرمند را تأیید کرده و گفته است: «ایشان مشکل ریوی داشتند و پزشکان از ابتدا تشخیص داده بودند که سرطان ریه بوده است. یکی دو بار هم در بیمارستان بستری شدند.»

    احمدی ادامه داد: «بالاخره این اتفاق برای هر کدام از ما نیز پیش خواهد آمد. او حدود ۵۰ سال یا بیشتر سن داشت و در روستای محمود آباد تربت جام اقامت داشت.»

    این خواننده تربت جامی درباره مرحوم اصلاحی گفت: «برات اصلاحی در سرنا نوازی بعد از مرحوم غلامعلی نینواز در منطقه تربت جام رو دست نداشت. البته شاید در تکنیک‌های جدید افراد بهتری باشند ولی در تکنیک‌های خطه جام پس از استاد نینواز، اصلاحی حرف اول را می‌زد.»

    او در جشنواره‌های مختلفی شرکت و مقام کسب کرده بود. همچنین آثاری را با گروه فردای جام منتشر کرد. برات اصلاحی در کشورهای یونان، آلمان، دانمارک، عمان، ترکیه، قطر و چندین کشور دیگر اجرا و در جشنواره‌های مختلف داخلی شرکت کرده بود. او هنرمند شناخته شده و معروفی در منطقه بود و جایگاه هنری داشت.»

    جزییات مراسم تشییع پیکر این هنرمند سرنانواز متعاقبا ارسال می‌شود.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • فعالان حوزه موسیقی برج میلاد را تهدید کردند

    فعالان حوزه موسیقی برج میلاد را تهدید کردند

    مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار موسیقی و شنیداری با ارسال نامه‌ای سرگشاده به مدیرعامل برج میلاد تهران ضمن انتقاد از افزایش نرخ اجاره‌بهای مرکز همایش‌های این مجموعه از تحریم برگزاری کنسرت‌ها در این مکان خبر داد.

    در متن این نامه سرگشاده آمده است:

    «مدیرعامل محترم برج میلاد تهران/ جناب آقای مجتبی حسینی توسل

    با سلام؛ احتراما همانطور که مستحضرید یکی از وظایف مهم شهرداری‌ها ایجاد بستر مناسب برای رفتارهای فرهنگی هنری و گسترش نشاط اجتماعی شهروندان در جامعه است، به همین منظور تعامل و همکاری هدفمند با هنرمندان و فرهیختگان، افزایش سهم مصرف خدمات و کالاهای فرهنگی در سبد خانوار، ایجاد مراکز فرهنگی و هنری برای غنی‌سازی اوقات فراغت و کمک به افزایش روحیه نشاط و شادابی شهروندان، حمایت از فعالیت‌های فرهنگی هنری از جمله وظایف تعریف شده در شهرداری تهران و سازمان‌های زیر مجموعه است که ایجاد فضاهایی همچون برج میلاد و مرکز همایش‌های آن به همین منظور بوده است.

    از آنجایی که برگزاری کنسرت‌های موسیقی بخش قابل توجهی از ایجاد شادابی، نشاط و تخلیه انرژی برای مدیریت هیجانات، تنش‌زدایی و هنجارگرایی در جامعه را تشکیل می‌دهد، انتظار می‌رفت شهرداری تهران، سازمان‌ها و زیر مجموعه‌های آن با توجه به رسالت‌شان در امور فوق، همکاری‌های گسترده‌ای با متولیان در این حوزه به ویژه موسسات و برگزارکنندگان کنسرت‌های موسیقی انجام داده و به صورت موازی نقشی در انجام وظایف فرهنگی هنری ایفا کنند.

    سالن مرکز همایش‌های برج میلاد یکی از مراکزی است که امکان برگزاری کنسرت‌هایی با جمعیت بیش از ۱۵۰۰ نفر را دارد. متاسفانه قیمت‌گذاری مرکز همایش‌های برج میلاد متناسب با وظایف شهرداری تهران نیست و در ابتدای سال جاری و بر خلاف دیگر ارگان‌های دولتی و نیمه دولتی، قیمت بهره برداری از مرکز همایش‌های برج میلاد و خدمات آن با مبلغ نامتعارفی افزایش یافته است و درعین ناباوری، مدیر مرکز همایش‌های برج میلاد اعلام کرده که بر اساس دستور جنابعالی، یک بار دیگر، قیمت اجاره سالن برای اجراهای صحنه‌ای بعد از ایام محرم و صفر افزایش یابد!

    جهت آگاهی، بر اساس افزایش صورت گرفته در ابتدای سال جاری، نرخ هر صندلی در مرکز همایش‌های برج میلاد به مراتب بیشتر از نرخ صندلی سالن‌های هم تراز خود حتی سالن‌های خصوصی با تجهیزات، ظرفیت و کیفیت خدماتی بالاتر از مرکز همایش‌های برج میلاد تهران است و با دستور جدید (افزایش مجدد نرخ اجاره) این رقم، شکاف قابل توجهی با دیگر سالن‌های تهران خواهد داشت.

    چنین تصمیماتی در شرایط اقتصادی حال حاضر کشور و افزایش قیمت‌ها توسط آن مجموعه، تنها فشار مالی را بر سبد فرهنگی خانوار افزایش داده است و منجر به کاهش برگزاری برنامه‌های فرهنگی هنری به خصوص کنسرت‌های موسیقی است که اینگونه رفتارها موازی با اهداف دشمنان بیرونی این مرز و بوم برای ایجاد فشار بر مردم و نارضایتی از حکومت و ارگان‌های آن است.

    به این علت مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار شنیداری به درخواست جمع قابل توجهی از مؤسسات، تهیه‌کننده‌ها و برگزارکننده‌های کنسرت‌های موسیقی، ضمن اعلام و اطلاع‌رسانی موارد فوق، از جنابعالی درخواست می‌کند هرچه سریعتر نسبت به تعدیل قیمت بهره‌برداری از سالن مذکور و خدمات جانبی آن به قیمت‌های مشابه و کمتر از سال ۱۳۹۷ اقدام عاجل کنید.

    با درک اهمیت موضوعات مطرح شده، حق خواهید داد چنانچه تا روز شنبه مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ نسبت به تامین نظر و دست کم شنیدن صدای اهالی موسیقی کشور اقدامی صورت نپذیرد، علاوه بر تحریم اجرای کنسرت در سالن مرکز همایش‌های برج میلاد چاره‌ای جز اقدامات فراگیر اعتراضی صنفی، به داوری کشاندن موضوع نزد افکار عمومی باقی نخواهد ماند و هرگونه تبعات ناشی از این اعتراضات بر عهده مجموعه تحت مدیریت جنابعالی خواهد بود.

    با احترام مجدد/ مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار موسیقی و شنیداری.»

    ۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین