به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیتر سلیمانیپور آهنگساز و نوازنده و گرافیست ایرانی در ۱۸ شهریور ۱۳۹۷ در سن پنجاه سالگی در اثر بیماری سرطان درگذشت.
این آهنگساز و نوازنده چیرهدست سازهای بادی، آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته است که از میان آلبومها میتوان به «منظومه شخصی» و «قشم، هشت روایت» اشاره کرد. او با سهیل نفیسی در آلبوم «چنگ و سرود» و با بهزاد میرخانی در آلبوم «جوانه ها» همکاری داشته است.
یکی از آثار خاص او آهنگی است برای فریم ۲۱ از فیلم «۲۴ فریم» زندهیاد عباس کیارستمی ساخته است.
پیتر در ضبطهای استودیویی با کیوان جهانشاهی، بابک بیات، کریستف رضایی، پیمان یزدانیان و بهزاد میرخانی همراهی و همکاری داشت.
پیتر سلیمانیپور در دهه نود بسیار فعال بود. سخنرانیهای دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران، اجراهای زنده، آهنگسازی برای فیلم و ساخت بیش از ۱۵۰ قطعه موسیقی و ضبط شماری از آنها گوشهای از فعالیتهای اوست.
یاد و خاطره او را در آیین رونمایی «زیرا که میوزد» زنده میکنیم. در این مراسم فریم ۲۱ از فیلم «۲۴ فریم »عباس کیا رستمی با موسیقی پیتر سلیمانیپور به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامرضا صنعتگر، خواننده ترانه «میشه ضامنم بشی» که برای حضور در ویژه برنامه دهه کرامت به مشهد سفر کرده است، درباره فعالیتهای هنری خود گفت: «از آن جایی که به خاطر بیماری مدتی درگیر بیمارستان بودم، کمی از کارها عقب افتادم که سعی دارم مجدد به سرعت قبل برگردم.»
او در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی شهرداری مشهد ادامه داد: «در حال حاضر درگیر ساخت مجموعه آهنگهای عاشقانهتر و جوان پسندانهتر هستم.»
این خواننده پاپ افزود: «هفته آینده نیز در بیمارستان بستری خواهم شد تا درمان جدیدم را آغاز کنم و انشالله با دعای مردم عزیز دوباره به عرصه موسیقی باز گردم.»
غلامرضا صنعتگر در دو سال گذشته بارها به دلیل مشکلات کبدی، فشار خون بالا و عارضه مغزی، در بیمارستان بستری شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ابتدای این مراسم فرزاد آذریپور مدیر نشر هاشور گفت: آشنایی من با پیتر سلیمانیپور به زمانی برمیگردد که هنوز کامپیوتر وارد دنیای گرافیک نشده بود. تصویری که از او در خاطرم مانده این است که همیشه لبخندی بر لب داشت و سخاوتمندانه آنچه داشت را منتقل میکرد.
وی ادامه داد: قرار بود در زمان راه اندازی سامانه ویدئویی هاشور بخش موسیقی آنرا مدیریت کند اما شرایط جسمانیاش اجازه نداد. از همه همکارانی که برای انتشار این آلبوم کمک کردند، تشکر میکنم.
در ادامه آقای جوان که پخش این آلبوم را بر عهده دارد نیز گفت: در مراسم امروز هنرمندانی حضور دارند که از دوستان نزدیک سلیمانیپور هستند و قطعا صحبتهایشان مهمتر خواهد بود. از مدیران شهر کتاب دانشگاه که اجازه برگزاری این مراسم را دادند، تشکر میکنم.
وی ادامه داد: آخرین تصویری که از پیتر سلیمانیپور به یادم مانده در جشنواره آیینه و آواز است که بسیار تکیده و رنجور از پلههای تالار رودکی بالا آمد و عاشقانه تا آخرین روزهای زندگی در حوزه موسیقی گام برداشت. او در آخرین لحظههای زندگیاش با اینکه نمیتوانست ساز بزند اما مخاطب جدی موسیقی بود.
«زیرا که میوزد» رونمایی شد/ سلیمانیپور موسیقیدانی که خودش را به بازار نفروخت
علی بوستان از دوستان نزدیک سلیمانیپور نیز گفت: ما همیشه عادت داریم برای عزیز و دوستی که از میان ما می رود ناراحت و اندوهگین می شویم اما پیتر با آثارش همچنان در میان ما است.
وی با بیان اینکه آشنایی اش با پیتر به سال۶۵ در دانشگاه برمی گردد، افزود: سلیمانیپور مصداق کامل مردی است که تکلیفش با خودش مشخص بود و وسواس کاری اش در آثار بصری، موسیقی و گرافیکش مشهود بود و برای این وسواس خودش را ایزوله می کرد.
بوستان خاطرنشان کرد: بسیاری از هنرمندانی که در حوزه موسیقی در دنیا شناخته شده هستند، ایران و موسیقی ایران را از طریق پیتر شناختند. برای انتشار این آلبوم به جز خودش زحمات زیادی توسط دوستان دیگر کشیده شده است که بانی شدند تا آلبوم «زیرا که می وزد» منتشر شود.
وی ادامه داد: جای خودش و آلبوم های بعدی اش در کشور ما بسیار خالی خواهد بود. آثار زیادی از او در مرحله تدوین وجود دارد که با منتشر شدنشان لذت خواهیم برد.
در ادامه رضا عسگرزاده نوازنده مطرح موسیقی با بیان اینکه از انتشار آخرین آلبوم سلیمانی پور خوشحال است، گفت:من هم معتقدم پیتر الان در بین ما است اما متاسفانه نمی توانیم او را ببینیم. من با او طی حادثه ای در سال ۶۲ آشنا شدم و تجربیات هیجان انگیزی با او داشتم ودر طول این سال ها سعی کردیم کارهایی را مشترک باهم انجام دهیم. از تلاش همه دوستانی که موفق شدند تا این آلبوم را منتشر کنند، تشکر می کنم.
در ادامه علیرضا ایران نژاد روزنامه نگار حوزه موسیقی نیز گفت: آشنایی من با این مرد بزرگ به زمانی برمی گردد که در منزل او تمرین موسیقی انجام می دادیم. همیشه شخصیت، متانت، طنز و غرورش که از ایمان به کارش می آمد زبانزد همه بود و برای من جذاب بود.
وی ادامه داد: سلیمانیپور از جمله هنرمندانی بود که ما روزنامه نگاران کمتر می توانستیم سراغش برویم زیرا باید از قبل می دانستیم که چه چیزی باید از او بپرسیم زیرا پاسخ های او نیاز به تجزیه و تجلیل داشت. نبود آدم های مثل او جبران ناپذیر است زیرا سلیمانی پور آدم بسیار متعهدی بود که خودش را به بازار نفروخت.
در ادامه امیر بهاری روزنامه نگار حوزه موسیقی نیز با بیان اینکه سلیمانی پور در زندگی او آدم بسیار مهمی بوده است، گفت: با او مصاحبه های زیادی داشتم و اغلب موضوع گفتگو موسیقی تلفیقی بود از جمله ویژگی های خوبش این بود که سریع مطالب را اصلاح می کرد. یادم می آید در جمله ای به او گفتم موسیقی تلفیقی در دهه ۵۰ شکل گرفت و او سریع گفت خیر مربوط به دهه ۶۰ می شود.
وی ادامه داد: مشخصه مهمی که در وجود او بود و در موسیقی اش هم جاری بود این بود که تا آخرین لحظه ارائه آثارش تلاش می کرد و اولویتش این بود که صادقانه بر روی صحنه حاضر شود.به همین دلیل مانند موزیسین های بزرگ فراز و فرودهای زیادی داشت.
بهاری در ادامه یادآور شد: به خاطر اصل و نسب سلیمانیپور همیشه این نگاه نسبت به او وجود داشت که خُلقیاتش غربی است درحالیکه کاملا شرقی بود. او کسی بود که جَز (موسیقی آزاد) را در ایران آموزش داد. این را خطاب به افرادی می گویم که معتقدند در کشور ما جَز وجود ندارد. برای سلیمانی پور جَز بسیار مهم بود و یک روایت شرقی نسبت به آن داشت.
وی ادامه داد: سلیمانیپور از هر سبکی نوشته بود چیزهایی که امروز هنرجویان موسیقی آنها را تمرین می کنند درحالیکه او بدون رفتن به دانشگاه آنها را آموحته بود. سلیمانی پور موسیقی ایرانی، موسیقی اقودام و کلاسیک را جدی گوش می کرد و درباره آنها صحبت می کرد.
این رهبر ارکستر با بیان اینکه از پیتر بیشتر گوش کردن را به معنای عمیق آموخته است، بیان داشت: این میراث بزرگی است که از او به جا مانده است به همین دلیل موسیقی او قابل شنیدن است و همه المان های اصلی در آثار او دیده می شود.
در ادامه مژگان جلالزاده از همراهان و دوستان نزدیک نیز گفت: برای انتشار این آلبوم راه طولانی طی شده است که در بخشی از این راه پیتر سلیمانی پور حضور نداشت.این کار توسط رضا عسگرزاده که کار مسترینگ و فرزاد آذری پور مدیر نشر هاشور انجام شده است.
وی ادامه داد: از ویژگیهای مهم سلیمانی پور خودآموختگی اش بود درحالیکه هیچ وقت معلم نداشت.از آلبوم «منظومه شخصی» او متوجه شدم که او می توانست از این خودآموختگی خلق به معنای عالی کند.
جلال زاده یادآور شد: نکته مهم این است که در بهار ۹۶ سلیمانی پور کلیه ارتباط موسیقی اش را با ناشر قبلی قطع کرد اما آنها هنوز اصرار به فروش آثار او دارند. از گفتن این جمله متاسفم اما اینکار کاملا به شکل غیرانسانی انجام می شود. از همه علاقمندان به آلبوم «زیرا که می وزد» می خواهم برای تهیه این قطعات به ناشر قانونی آن مراجعه کنند.
در این مراسم فریم ۲۱ از فیلم ۲۴ فریم عباس کیارستمی که کار موسیقی اش را پیتر سلیمانی پور انجام داده بود نمایش داده شد.
در انتهای این مراسم قطعه ای از پیتر سلیمانی پور که مربوط به سال ۱۳۷۰ بود و از قدیمی ترین آثارش محسوب می شود، اجرا شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این تصویر که با عنوان «لیست حقوق کارکنان رادیو، تیرماه۱۳۲۴» در فضای مجازی منتشر شده است، اسامی بزرگی چون دلکش، غلامحسین بنان، علینقی وزیری، عبدالحسین شهنازی، مرتضی محجوبی، روحالله خالقی، عبدالعلی وزیری و … به چشم میخورد و امضای این اساتید موسیقی را هم میتوان پای رقم حقوقشان دید.
لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی
موسیقی سنتی مجوز کمتری نمیگیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقیها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده و هجمه موسیقی که آن را موسیقی پاپ مینامیم به دنبال هویت است و با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالنها هنگام اجرا پخش میشود، باعث میشود مردم در آنجا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیشتر تحت تاثیر قرار داده و آنها ترجیح میدهند بروند چنین موسیقیهایی را ببینند که چند منظوره از آن بهرهبرداری کنند ولی موسیقیهای دستگاهی و کلاسیک حواس جمعتری میخواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقیها موسیقی اندیشهورز میگویند و تهیه کنندگان، اسپانسرها و حمایتکنندهها وارد این بخش نمیشوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایهگذاریها و پولهایی که در این راه خرج میشوند یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیشتر توجه شود.
موسیقی تلفیقی یک کلاهگذاری بر سر موسیقی اصیل
من زیاد به آمار توجه ندارم به این خاطر که آمار هیچگاه در کشور ما جدی نبوده است و وقتی نهادهای مختلف آمار میدهند با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، ولی من به تجربه خودم بسنده میکنم و میگویم حتی کسانی که در خواست موسیقی تلفیقی میدهند یک نوع کلاه بر سر موسیقی اصیل ایرانی میگذارند ما خوانندگانی داریم که تخصص اصلیشان موسیقی اصیل و سنتی ایرانی است، آواز میدانند، دستگاه میدانند ولی این افراد هم برای اینکه به روز باشند، از جامعه عقب نمانند و توجه تهیه کنندگان را جلب کنند شروع میکنند به خواندن موسیقی تلفیقی که البته به نظر من واژه پاپ_سنتی بهترین واژه برای این نوع موسیقی است، که یک تلفیق نادرست از موسیقی است.
جایگاهها در عرصه هنر مخدوش شده است
یک درصد خیلی ناچیزی هستند که موسیقی جدی دستگاهی و موسیقی ارکسترال ایرانی به معنای واقعی انجام میدهند. اساسا ما دو نوع موسیقی داریم یک موسیقی جدی، یک موسیقی غیر جدی. موسیقی غیر جدی قصد دارد سالن را شلوغ کند که این نوع موسیقی مانند سینما میماند. شما میروید یک سینمای درجه یک، بلیت درجه یک هم میگیرید، دور هم می نشینید، تنقلات می خرید و با هیجان فیلم را نگاه میکنید. این سبک موسیقی، موسیقی پاپ، هم اینگونه است در واقع جایگاهها در عرصه هنر مخدوش شده است، نه تنها در عرصه موسیقی، بلکه در جایگاه رسانه، در جایگاه فنی، در جایگاه تولیدی و هم در جایگاه حاکمیتی مانند وزارت ارشاد یک مقدار دچار معضل شدهایم.
موسیقی سنتی به دنبال اندیشه
شما توجه کنید اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰هزار تومان یا ۲۰۰هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینهاش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادیهای کاذب و دنبال ستارهها و سلبریتیها هستند و میتوان گفت بیشتر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کردهایم و فلان اجرا را دیدهایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند. طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالتها و ریشهها هستند.
موسیقیدانان جدی سرخورده شدهاند
اما چون موسیقیدانان جدی هم سرخورده شدهاند شرکتهای حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنهای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا میکند و سالیانه سالنها را اجاره میکند و باعث تشکیل مافیا میشود، در پشت پرده هم هزینههایی میکند که باعث میشود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث میشود که ما روزبهروز شاهد کمتر دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.
اشعار امروزی شعر متقدم را به حاشیه میکشد
امروزه اشعار نادرستی که از طریق برخی از موسیقیهای ما اشاعه پیدا میکند، باعث میشود که شعر متقدم، شعر شاعران قدیمی به حاشیه برود. رسانه ملی و برنامههای تلویزیونی هم بیشتر دنبال این هستند که از طریق این چهرهها که در سالنها دیده میشود، برنامههای پربیننده و جذابتری بسازد.
پاپ-سنتی به جای تلفیقی
اما موسیقی تلفیقی که بحث آن جدا است، برای موسیقی تلفیقی هم باید جشنواره برگزار شود، همایشهای دانشگاهی برگزار شود، اساتید بیایند ببینند وضعیت این موسیقیها چیست و درباره آن اظهارنظر کنند. امروز پاپ_سنتی میخوانند و به آن میگویند تلفیقی و این باعث ترویج نادرست موسیقی در این بین میشود که شما یک رگه ترک در آن می بینید، یک رگه یونانی و… میبینید. این موسیقی یک کار فرهنگی جدید نیست، بلکه نوع ساز بندی و آهنگ این گونه است. هم اکنون مشکل این است که همه به اشتباه از واژه تلفیقی استفاده میکنند مثل آن زمانی که همه به اشتباه از واژه زیر زمینی استفاده میکردند. آن کلمه واژه غلطی بود، باید میگفتند تولیدات خانگی چون تولیدات خوبی بودند اما در حد بضاعت وزارت ارشاد نبود که مجوز بدهد، در حال حاضر فضا بازتر شده و امکان گرفتن مجوز راحتتر است ما هم متوجه شدیم آن واژه زیرزمینی غلط بود و بار منفی برای موسیقی داشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رضا مهدوی که پژوهشگر، نوازنده سنتور، منتقد و برنامهساز رادیو و تلویزیون است، در یادداشتی به کاهش مجوز کنسرتهای موسیقی در بهار امسال به نسبت سال گذشته واکنش نشان داد.
طبق آمار ارائه شده توسط معاونت هنری وزارت ارشاد، در سه ماهه ابتدای امسال، ۱۲۳ عنوان اجرای صحنهای از دفتر موسیقی مجوز گرفتهاند که۵۶ مورد پاپ، ۲۴ کنسرت موسیقی سنتی، ۲۶ عنوان موسیقی کلاسیک، ۱۰ عنوان موسیقی تلفیقی و هفت مورد موسیقی نواحی بوده است.
رضا مهدوی درباره کم شدن تعداد مجوزهای موسیقی سنتی نسبت به موسیقی پاپ در بخشی از یادداشت منتشر شدهاش در خبرآنلاین نوشته است: «موسیقی سنتی مجوز کمتری نمیگیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقیها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده است. به جایش، موسیقی پاپ با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالنها هنگام اجرا پخش میشوند، باعث میشود مردم در آنجا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیشتر تحتتاثیر قرار داده و آنها ترجیح میدهند بروند چنین کنسرتهایی را ببینند که چند منظوره از آن بهرهبرداری کنند ولی موسیقیهای دستگاهی و کلاسیک حواس جمعتری میخواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقیها موسیقی اندیشهورز میگویند و تهیهکنندگان، اسپانسرها و حمایتکنندهها وارد این بخش نمیشوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایهگذاریها و پولهایی که در این راه خرج میشود، یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیشتر توجه شود.»
این منتقد و برنامهساز ادامه داده: «اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰ هزار تومان یا ۲۰۰ هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینهاش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادیهای کاذب و دنبال ستارهها و سلبریتیها هستند و میتوان گفت بیشتر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کردهایم و فلان اجرا را دیدهایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند.»
مهدوی درباره طرفداران موسیقی سنتی هم توضیح داده است: «اساسا طبقه متفکر جامعه دنبال موسیقی سنتی هستند، طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالتها و ریشهها هستند. اما چون موسیقیدانان جدی هم سرخورده شدهاند، شرکتهای حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنهای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا میکند و سالیانه سالنها را اجاره میکند و باعث تشکیل مافیا میشود، در پشت پرده هم هزینههایی میکند که باعث میشود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث میشود که ما روزبهروز کمتر شاهد دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.»
طاهر یارویسی از نوازندگان پیشکسوت موسیقی مقامی کرمانشاه، ظهر روز سهشنبه ۲۵ تیر بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان بیستون کرمانشاه دارفانی را وداع گفت.
یارویسی از نوازندگان و سازندگان مطرح تنبور است که سال ۱۳۱۹ در شهر گهواره شهرستان دالاهو از توابع استان کرمانشاه به دنیا آمد.
او نواختن تنبور را از سن ۱۰ سالگی شروع کرد و از همان سنین اولیه مشغول فراگیری آواهای مقامی این ساز نزد استاد چنگیز فرمانی شد.
اولین و تأثیرگذارترین استاد او، سیدولی حسینی است که از نوادر نوازندگان عصر خود بود. استاد بیرخان (لالوبیرخان) از اساتید بنام منطقه زرده دالاهو نیز از جمله استادان او بودهاست.
یارویسی هنر ساختن تنبور را در محضر چنگیز فرمانی فراگرفت و شاگردان بسیاری در تهران، کرمانشاهان و منطقه گوران در محضر او مشغول به فراگیری تنبور شدهاند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کیهان کلهر، فرج علیپور و اردشیر کامکار هر سه از نوازندگان باسابقه و پیشکسوت ساز کمانچه هستند. البته هر سه تبحر در نواختن سازهای دیگری دارند اما حکایتی که با کمانچه دارند، فرق میکند.
کلهر که اصالتا کرد است، تنبور، سه تار و شاه کمان نیز مینوازد. او با خوانندگان بسیاری چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری به اجرا پرداخته است و به همراه گروه جاده ابریشم به رهبری یویوما توانستند با آلبوم sing me home موفق به کسب جایزه گرمی بهترین موسیقی جهانی شود.
فرج علیپور، هنرمند نشسته در میان تصویر اصالتش به خرمآباد و خطه لرستان باز میگردد، او علاوه بر نواختن کمانچه دستی هم بر آتش خوانندگی قطعات اصیل موسیقی لری دارد که به زیبایی آنها را اجرا میکند.
اردشیر کامکار هم اهل سنندج و کرد است و یکی از اعضای خانواده و البته گروه کامکارهاست. او علاوه بر کمانچه قیچک و ویولن هم مینوازد. کمانچه او ساخته دست قدرت الله کردی است.
لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تازه ترین اثر پویا سرایی نوازنده، آهنگساز و مدرس دانشگاه با نام «زاینده رود» که سال گذشته در فرم راپسودی برای ارکستر سمفونیک تولید شده بود، توسط کمپانی بین المللی «آیداجو» در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
پویا سرایی در رابطه با تولید این مجموعه گفت: «مدتها بود که آثار آهنگسازان ایرانی را در سی دی های منتشر شده، مارکت بین المللی و سامانههای مجازی دنبال میکردم و متاسفانه شاهد این موضوع بودم که آثار اهنگسازان ایرانی به ویژه در فرمهای کلاسیک چه قدر محدود است . البته منهای آثار موسیقی معاصر قرن بیستم که در سالیان اخیر مورد توجه آهنگسازان ایرانی بوده، ساخت آثار در فرم های کلاسیک کاملا انگشت شمار است .در حالی که از آهنگسازان سراسر دنیا، به ویژه از کشورهایی مانند آذربایجان و ارمنستان، شاید چندین اثر در این فرم ها تصنیف و منتشر شده باشند .»
این مدرس دانشگاه با اهمیت برشمردن تولید «راپسودی زاینده رود» بیان کرد: این گونه آثار متاسفانه در ایران مارکتی برای عرضه داشته و حمایتی از آنها نمی شوند و اگر توجهی هم شود عموما ازسوی هنردوستان است. همانگونه که استاد نصیرحیدریان استاد دانشگاه گراتس اتریش و رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران از مدت ها قبل برای عرضه جهانی راپسودی «زاینده رود» من را بسیار دلگرم کرده بود. از این رو به عنوان یک موزیسین ایرانی تصمیم به ساخت اثری با درون مایه موسیقی ایرانی در یک فرم کلاسیک گرفتم که امیدوارم مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.
او درباره کمپانی «آیداجو» که مدیریت عرضه جهانی اثر «راپسودی زاینده رود» را به عهده دارد، توضیح داد: این کمپانی یکی از مهم ترین مراکز نشر و توزیع آثار کلاسیک است که طی سال های اخیر از بازدیدکنندگان پرشماری نیز برخوردار بوده است. این موسسه آلمانی عرضه کننده رسمی کاتالوگ و آثار«سونی» و«دویچه گرامافون» از معتبرترین انتشارات در زمینه موسیقی کلاسیک نیز در دنیاست. علاوه بر این، آثار متعددی از قبیل آثاری اجرا شده توسط ارکستر فیلارمونیک وین از سوی کمپانی «آیداجو» عرضه شده و «راپسودی زاینده رود» نخستین اثری از یک آهنگساز ایرانی است که به طور اختصاصی از این موسسه به مخاطبان سراسر دنیا ارائه می شود.
پویا سرایی از سال ۹۴ در زمان مدیریت هنری علی رهبری در ارکستر سمفونیک تهران در فهرست آهنگسازان ارکستر سمفونیک معرفی شده به کمپانی «ناکسوس» قرار گرفت. این هنرمند همچنین در دو مجموعه صوتی و تصویری از گروه «شیلر» سنتور نواخته که این آثار به تازگی از لیبل سونی در سراسر جهان عرضه شده بود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها انتقاد اهالی موسیقی از صداوسیما به دلیل تاثیرات مخرب و منفی که بر این حوزه گذاشته و می گذارند، حسابی بالا گرفته است. در تازه ترین نمونه هم حسین علیزاده نوازنده باسابقه در نشست خبری جشنواره موسیقی جوان به انتقاد از رویکرد صداوسیما در حوزه موسیقی پرداخت.
این اولین بار نبود که یک فعال هنری از عملکرد صداوسیما در حوزه موسیقی لب به گلایه میگشود، پیش از این هم هنرمندانی چون کیوان ساکت به عنوان یک نوازنده، عبدالجبار کاکایی در جایگاه ترانهسرا و رضا مهدوی به عنوان کارشناس در گفت و گو با خبرآنلاین از تاثیر مخرب صداوسیما بر موسیقی گفته بودند.
حال خبرآنلاین در نظر دارد که نظر کاربرانش را در این باره جویا شود، رویکرد صداوسیما را در باره موسیقی چطور ارزیابی میکنید.
شما میتوانید نظرات خود را در قالب کامنت در زیر همین مطلب برای ما ارسال کنید.