برچسب: میدان آزادگان جنوبی

  • نباید چینی‌ها را بدون جایگزین از دست می دادیم

    نباید چینی‌ها را بدون جایگزین از دست می دادیم

    نباید چینی‌ها را بدون جایگزین از دست می دادیم

    به گزارش خبرنگار مهر، بخش اول مصاحبه با ناجی سعدونی، مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن) با عنوان «۴۰ میلیارد دلار خسارت در میدان نفتی آزادگان / ثمره فسخ یک قرارداد» طی روزهای اخیر از نظرتان گذشت که طی آن قراردادهای میادین غرب کارون شامل یادآوران، یاران، آزادگان شمالی و جنوبی توسط وی امضا شده بود وهمچنین ابعاد مختلف میادین نفتی غرب کارون را مورد بحث و گفتگو قرار دادیم. اینک بخش پایانی مصاحبه از نظر گرامی تان می‌گذرد:

    خبرنگار مهر: اشاره کردید که در توسعه میدان نفتی آزادگان جنوبی با کندی‌هایی رو به رو بودیم؛ چرا آزادگان جنوبی با چنین تأخیری مواجه شد؟

    سعدونی: چون در بخش حقوقی و فنی حساسیت‌ها بالا بود و از سوی دیگر، فضای تحریم‌ها روی آزادگان جنوبی متمرکز شده بود. به عقیده من اگر با سرعت و شکیبایی بیشتری مذاکرات را با چینی‌ها پیش می‌بردند و اگر می‌ماندند، کار تمام می‌شد چون پروژه دست‌شان بود و نمی‌توانستند کار را جلو نبرند؛ بهانه‌ای هم نبود ولی آنها یک بحثی با ما داشتند که کمی جریان را کند کرد.

    این بحث چینی‌ها با ما بر سر زمان و جزئیات قرارداد بود؟

    بله؛ ما می‌گفتیم که باید طبق زمانی که با ژاپنی‌ها توافق داشتیم، پروژه را ۵۲ ماهه تمام کنند ولی آنها تاکید داشتند که ۵۲ ماهه امکانپذیر نیست از این جهت که در هر مورد باید تأیید ما و JMC را می‌گرفتند. ولی با اصرار ما سریعاً کالا خریده و وارد کردند، بخش مهندسی را پیش بردند و مقدمات حفاری را کلید زدند ولی سرعتشان مناسب نبود.

    همین تولیدی هم که از غرب کارون انجام می‌شود مدیون قراردادهایی است که در دولت دهم امضا شد و امروز تبدیل به سند افتخار وزارت نفت در غرب کارون شده است. شما برای جلوگیری از این کندی کاری هم انجام دادید؟ ابزار شما برای اعمال فشار و مجبور کردن چینی‌ها برای تسریع در کار چه بود؟

    در زمان وزارت رستم قاسمی دو کار کردیم، یکبار خود ما یک دکلی (دکل شرکت نفتکاو) را داخل میدان بردیم که به آنها نشان دهیم اگر شما کار نکنید ما خودمان انجام می‌دهیم، یک کار دیگری که کردیم این بود که یک قسمت از آزادگان جنوبی را از قرارداد بیرون کشیدیم تا خودمان توسعه و بهره برداری از آن را انجام دهیم.

    منظورتان میدان نفتی یاران است؟

    بله ما سه کیلومتر از غربی‌ترین ضلع شمالی جنوبی به طرف مرز را از آزادگان جدا کردیم با این تهدید که اگر به کارتان سرعت نبخشید، خودمان این بخش را توسعه می‌دهیم. این بخش که یک نوار باریک است به میدان یاران معروف شد و البته موضع و استدلال ما منطقی و در تعارض با قرارداد نبود.

    با نخوت و خودبزرگ بینی و با امید واهی به اروپایی‌ها، با غرور چینی‌ها را اخراج کردیم این حرف‌ها به معنی حمایت از چینی‌ها نیست بلکه حسرت و تأثر از بابت معطل ماندن طرح‌های مهم و هدر رفت ثروت ملی است چینی‌ها اعتراض نکردند؟

    چرا اعتراض کردند و می‌گفتند این کار درست نیست زیرا مخزن و میدان مشترک و یکپارچه است ولی واقعاً یاران شمالی و جنوبی جزو آزادگان جنوبی نبود. رستم قاسمی با قدرت حمایت کردند و نوذری بعداً و در ستاد اجرایی فرمان امام (ره) مدیریت خوبی کردند و ثمره این اقدام سال ۹۵ مشخص شد که یاران با ۳۰ هزار بشکه تولید نفت، به دولت یازدهم رسید.

    همه این کارها یک علامت بزرگ است که در شرایط سخت تحریم می‌شود یک میدانی را از صفر تا صد توسعه داد. توسعه میدان یاران را به بهترین شکل پیش بردیم، تیم ستادی و فنی حرفه‌ای برای آن تشکیل دادیم و با بهترین کیفیت و زیر قیمت اولیه، میدان را توسعه و به شرکت ملی نفت ایران تحویل دادیم. حتی بهره برداری از میدان را برعهده گرفتیم که همچنان ادامه دارد. این هم نمونه و مصداق عینی و عملی و نتیجه باور و اتکا به توان و ظرفیت‌های تاریخی، فنی و مدیریتی داخلی کشور است.

    چقدر زیر قیمت بود؟

    قرارداد شرکت ملی نفت با شرکت ایرانی وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام (ره) در سال ۹۱ با مبلغ ۶۶۵ میلیون دلار در قالب قرارداد بیع متقابل امضا شد ولی درنهایت زیر ۶۰۰ میلیون دلار بسته شد. علاوه بر این یاران شمالی همچون آزادگان شمالی و یادآوران اضافه کاری و به عبارتی تحمیل هزینه یا COST OVERRUN بالای ۴۰ درصد نداشت. ۷۸ درصد ارزش و سهم این پروژه توسط شرکت‌های ایرانی تأمین و اجرا شد و تاکید می‌کنم در روزهای سخت تحریم، کالاهایی که نیازمند واردات آن بودیم از شرکت‌های اروپایی تأمین شد.

    تعهد پیمانکار در یاران به موقع انجام شد؟

    شروع توسعه میدان نفتی یاران در سال ۹۱ بود، در حالی که چینی‌ها آزادگان شمالی را در سال ۸۷ کلید زدند؛ شرکت سینوپک چین هم میدان یادآوران را سال ۸۶ شروع کرد ولی هر سه پروژه فعال غرب کارون در تاریخ ۱۳ آبان سال ۹۵ همزمان و در یک مراسم با حضور رئیس دولت یازدهم راه‌اندازی شدند. یعنی یکی به فاصله سه سال و دیگری به فاصله ۳۰ ماه از یاران جلوتر بودند. البته بخش سطح الارضی و تعداد چاه‌های یاران شمالی به نسبت دو پروژه دیگر کمتر بود ولی اگر حتی همان هم بود در همان مدت زمان تمام می‌شد. این در حالی است که یاران یک مشکل بزرگ داشت و آن واقع شدنش در هور بود ولی ما سریع عمل شدیم و به سمت خشک کردن هور نرفتیم.

    کل میدان نفتی یاران‌، چاه‌ها و خطوط لوله در میدان یاران شمالی الآن زیر پوشش آب است و حتی ماهیگیری در آن رونق داشته و موجب کسب و کار است!

    از تجربه توسعه میدان یاران می‌شود این نتیجه را گرفت که با کمک بخش داخلی و با استفاده از مدیران باتجربه و کارشناسان داخلی می‌َشود یک میدانی را از صفر تا صد به بهترین شکل توسعه داد و می‌شود در شرایط سخت تحریم کالای اروپایی هم آورد.

    از تجربه توسعه میدان یاران می‌شود این نتیجه را گرفت که با کمک بخش داخلی و با استفاده از مدیران باتجربه و کارشناسان داخلی می‌َشود یک میدانی را از صفر تا صد به بهترین شکل توسعه داد و می‌شود در شرایط سخت تحریم کالای اروپایی هم آورد. ما در غرب کارون عملکرد خوبی طی سال‌های اخیر نداشتیم و اگر پروژه‌هایی که در زمان دولت قبل قراردادش تنظیم و امضا شد و در همان دولت عملیات توسعه آن کلید خورد، وجود نداشت قطعاً تا به امروز میادین یادآوران، آزادگان شمالی و یاران به سرنوشت آزادگان جنوبی مبتلا می‌شدند که با صد افسوس در وضعیت اسفناکی قرار دارد.

    ما چینی‌ها را به هر بهانه‌ای در آزادگان جنوبی از دست دادیم؛ نباید از دست می‌دادیم و اگر قرار بود آنها را به هر دلیل اخراج کنیم باید یک برنامه بهتر و قوی‌تری و سریع‌تر برای توسعه میدان مهم آزادگان جنوبی انجام می‌دادیم، چون آنها آزادگان شمالی را انجام دادند و ما یاران را ولی متأسفانه اینگونه نشد و البته مافات غیر قابل جبران و حسرت آن تا سال‌ها در تاریخ صنعت نفت و کارنامه ما با اثر و خاطره و قضاوت منفی ثبت و باقی خواهد ماند.

    چینی‌ها قرار بود در آزادگان جنوبی چه کنند؟

    طبق قراردادی که امضا شد، قرار بود سقف تولید در مهر ۹۵ به میزان ۳۲۰ هزار بشکه برسد و پس از ۱۸ ماه از آغاز کار، تولید ۵۰ هزار بشکه افزایش تدریجی داشته باشد. در سال ۹۳ هم باید برنامه فاز دوم توسعه نیز ارائه می‌شد تا در نهایت تا سال ۹۸ میزان تولید به ۶۰۰ هزار بشکه برسد. در سال ۹۱ که کار شروع شد و میزان تولید از آزادگان جنوبی بین ۴۰ تا ۵۰ هزار بشکه بود ولی به هرحال دولت یازدهم تصمیم گرفت قرارداد را به میل کارفرما و قصور پیمانکار خاتمه دهد.

    با این اقدام و عدم اجرای بدیل جایگزین مشخص، حداقل ۲۰ میلیارد دلار ضرر ناشی از عدم النفع به کشور وارد شد که هیچ، بلکه چینی‌ها ادعای هزینه حدود هفتصد میلیون دلاری مطرح کردند که باید شرکت ملی نفت ایران به آن‌ها پرداخت کند. به نظر من اینکه چینی‌ها کار نمی‌کردند دلیل لغو قرارداد نبود. آنها همزمان در شمال و جنوب میدان آزادگان در کشورمان مشغول فعالیت بودند که کار و تلاش و قراردادهای آنها در آبان ۹۵ کاملاً به ثمر نشست. مشکل این بود که چشم امید به غربی‌ها دوخته شده بود.

    از طرفی قراردادهای آزادگان شمالی و یادآوران پیشرفت داشتند و نمی‌توانستیم آنها را ملغی کنیم، اما آزادگان جنوبی در ابتدای راه بود و متاعی جذاب و بزرگ برای شرکت‌های بزرگ!

    وقتی چینی‌ها توسط وزارت نفت اخراج شدند باید چه می‌کردیم؟

    خودمان می‌توانستیم انجام بدهیم؛ اما نه به شکل امروزی که چاه هست، ولی خط لوله و کارخانه فرآورش نیست! دلیلش هم یاران بود که خودمان انجام دادیم ولی دو کم لطفی بزرگ به آزادگان جنوبی شد؛ یکی اینکه توسعه آن را از سی ان پی سی گرفتیم که آزادگان شمالی را توسعه دادند و دیگری آنکه خودمان برایش برنامه‌ای نداشتیم در حالی که تجربه یاران پیش روی چشممان بود.

    آزادگان جنوبی میدانی است که واقعاً مشمول ندانم کاری و سهل انگاری و بدکاری ما واقع شده است. این میدان بزرگترین میدان اکتشافی و بزرگترین میدان مشترک نفتی در بعد از انقلاب است و ۲۳ سال در دسترس ما بوده است؛ از سال ۷۶ که مذاکره آن شروع شد و ۵ حلقه چاه اکتشافی برای آن حفر شد تا به امروز، توسعه پیدا نکرده است؛ این واقعاً عجیب نیست؟! این در شرایطی است که یک میدان نفتی حداکثر بخواهد به بلوغ توسعه برسد حتی با اجرای پروژه تزریق گاز، نهایتاً بین ۸ تا ۱۰ سال زمان می‌برد.

    برخی معتقدند زمان معمول برای توسعه یک میدان بزرگ ۶ ساله است…

    بله، اما نه در کشور ما و با شرایط کنونی از جهت عمدتاً مدیریت ضعیف و تا حدودی تحریم؛ این برای میادین بزرگ است که هدفگذاری اولیه آن بالای ۲۵۰ هزار بشکه است آن هم در شرایط عادی؛ ایران در تحریم بوده و هست و تأخیر در اجرای پروژه تا حدودی (حداکثر ۱۰ تا ۲۰ درصد) طبیعی است اما مساله این است که آیا اراده‌ای برای تصمیم گیری و انجام کار وجود دارد یا خیر؟ مثلاً در آزادگان شمالی، پروژه تقریباً ۸۵ ماهه انجام شد؛ یعنی ۳۳ ماه بیشتر از زمان در نظر گرفته شده در قرارداد.

    آزادگان جنوبی میدانی است که مشمول ندانم کاری و سهل انگاری و بدکاری ما واقع شده است درباره آزادگان شمالی یکی از دلایل تأخیر در پروژه، بحث نیروگاه بود که باید به آنها برق می‌دادیم، من قرارداد نیروگاه را امضا کردم ولی مپنا به دلایلی نتوانست به تعهدات خود به موقع عمل کند که منجر به تأخیر اجرای پروژه شد؛ یا بحث‌های زیست‌محیطی که در گرفتن مجوزها، زمان زیاد صرف شد.

    در مجموع می‌توان گفت نیمی از تأخیر ایجاد شده در آزادگان شمالی، از طرف ما و نیمی از تأخیر هم از طرف آنها بود ولی، مهم تصمیم گیری و اجرای آن بود. اگر همان‌ها هم اجرا نمی‌شد که الان چیزی برای عرضه نداشتیم.

    مثل فازهای ۳۵ ماهه پارس جنوبی؛ با تأخیر انجام شد ولی انجام شد و اگر کسی به افزایش شدید تولید گاز کشور در حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب در روز افتخار می‌کند، به مدد همان قراردادهای «۳۵ ماهه» دولت دهم است.

    می‌گویند چینی‌ها گران کار کردند؛ نظر شما چیست؟

    تا حدودی می‌توان بر این ادعا صحه گذاشت ولی باید بررسی کرد و عوامل آن را پیدا کرد که چرا هزینه‌ها افزایش داشت؛ شاید به دلیل تحریم بوده یا چینی‌ها در شرایطی قرار داشتند که در موضع برتر خود را دانسته و خودشان را یکه‌تاز می‌دیدند، مثلاً اروپایی‌ها در میدان نفتی دارخوین که یک مقداری مشکل‌تر و همراه با تزریق گاز بوده است، بسیار خوب کار کردند.

    این در حالی است که باید در نظر داشت که توسعه میدان دارخوین واقعاً استثنایی بود و هزینه سرمایه‌گذاری برای هر بشکه ۶ هزار دلار بود. در صورتی که میانگین قیمتی چینی‌ها در آزادگان شمالی و یادآوران بالای ۲۵ هزار دلار شد. این رقم در میدان یاران که توسط شرکت ایرانی انجام شد بین ۱۹ تا ۲۰ هزار دلار شد.

    البته شرایط دارخوین از نظر مخزنی، برنامه توسعه‌ای و شرایط زمانی با میادین غرب کارون بسیار متفاوت بود . در همین راستا ایتالیایی‌ها این ادعا را داشتند که ما ضرر کردیم و ادعاهایی نیز مطرح کردند. در دوره رستم قاسمی و نوذری خیلی فشار آوردند پول بیشتری تحت عنوان cost overrun بگیرند که نمی‌دانم به کجا رسید که البته تا حدودی حق داشتند.

    اگر کسی به افزایش شدید تولید گاز کشور در حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب در روز افتخار می‌کند، به مدد همان قراردادهای «۳۵ ماهه» دولت دهم است قبول دارید در حوزه سرمایه‌گذاری در بالادست، یک دو قطبی داخلی – خارجی دیده می‌شود؟

    نمی‌توان این مهم را کتمان کرد که یکی از پیش‌نیازهای اساسی برای توسعه صنعت نفت، بهره‌گیری از سرمایه گذاری خارجی است ولی این بدان معنا نیست که اگر سرمایه‌گذاری خارجی نباشد باید تعطیل کنیم و دست روی دست بگذاریم. ما در آزادگان جنوبی در مقاطع مختلف زمانی برنامه‌های خوبی به وزارت نفت ارائه کردیم که می‌توان با تکیه بر شرکت‌های داخلی میادین را توسعه داد ولی به جایی نرسید.

    ببینید سر همین قراردادهای IPC کلی زمان از کشور گرفته شد. این قرارداد هیچ مشابهی در دنیا نداشت، کارشناسان حقوقی می‌گفتند زمان زیادی لازم است تا خارجی‌ها قرارداد را بخوانند تا متوجه شوند این چارچوب جدید چیست! این کار یکسال وقت می‌گرفت. اگر وزارت نفت در ابتدا قراردادهای بیع متقابل را تغییر می‌داد با یک اصطلاحات جزئی، اینگونه شاهد عقب ماندگی و کرختی در بالادست نفت نبودیم. زمان زیادی از دست دادیم و چیزی هم به دست نیاوردیم. گویی اینکه IPC را برای خودمان تعریف و ایجاد کرده ایم. برای عقد قرارداد با شرکت‌های داخلی آنهم به زبان انگلیسی. عاقبتش هم فعلاً معلوم نیست و پیشرفت چندانی در واگذاری‌های انجام شده مشهود نیست.

    این وقت کشی بیشتر از همه آزادگان جنوبی را متأثر کرد…

    وقتی شما می‌گوئید آزادگان جنوبی برای ما مهم و استراتژیک است، باید برنامه داشته باشید. اینکه بگوییم فقط شل، بی پی و توتال می‌توانند بیایند، شاید در نگاه نخست جذاب باشد ولی آیا این شرکت‌ها با کاری که در آزادگان جنوبی طی ۶ سال اخیر شده، می‌توانند برای ادامه توسعه میدان بیایند؟ در این دوره آزادگان جنوبی را تکه تکه کردند و به شکل نامتجانسی آن را توسعه (و یا پراکنده کاری) ناموزن داده اند تا مثلاً ظرفیت تولید به ۱۲۰ هزار بشکه برسد! اصلاً مشخص نیست آزادگان جنوبی دست چه کسی و چه شرکتی بوده و برنامه توسعه و مدیریت این میدان مهم مشترک نفتی تحت مدیریت متن است یا پتروپارس یا شرکت نفت؟

    وقتی شما از شل و توتال می‌گوئید باید به خودتان هم نگاه بیاندازید که چه کردید؟ با کیفیت حفاری چاه‌های آزادگان جنوبی که برخی نیازمند تعمیر هستند و مشکلاتی هم دارند، چگونه از همکاری با شرکت‌های خارجی حرف می‌زنید؟ هر شرکتی به آزادگان جنوبی وارد شود بخش مهمی از سرمایه‌گذاری خود را برای جمع کردن پاره‌ای از کارها ظرف این چند سال صرف می‌کند.

    اینها هزینه‌هایی است که به دلیل این افراط و تفریط، خودبینی و خود را برتر دانستن از دیگران به کشور تحمیل شده است آن هم فعلاً بدون عایدی و محصول مطلوب؛ اگر کسی بیاید از بعد کارشناسی و با نگاه کاملاً فنی مسائلی را مطرح کند جای تأمل دارد ولی اینکه با خود بزرگ بینی و بدون اندکی دانش و شناخت از بدیهی‌ترین مسائل توسعه، تلاش‌های گذشتگان را نادیده انگارد و در عوض، خود عملکرد بسیار بدی به جای بگذارید، حاصل جز هزینه تراشی و تأخیر برای کشور نیست، که در آزادگان جنوبی اتفاق افتاده است.

    همین امروز غرب کارون باید حداقل یک میلیون بشکه در روز تولید نفت داشته باشد ولی الان چقدر ظرفیت تولید دارد؟ کسی نیست بپرسد چه کردید با غرب کارون؟ چاه‌ها کجا هستند؟ کارخانه‌ها احداث شده‌اند یا خیر؟ چرا باید ظرفیت فعلی تولید در میادین غرب کارون فقط حدود ۳۰ درصد ظرفیت منطقی و قابل انتظار باشد (منظور ما از غرب کارون میادین غرب جاده قدیم اهواز – خرمشهر است زیرا دارخوین هم در غرب کارون واقع شده است)؟ آیا تولید از آزادگان جنوبی باید ۱۰۰ هزار بشکه باشد؟ آن هم بعد از ۲۳ سال از کشف این میدان؟! و در شرایطی که یک وزیر به تنهایی ۱۵ سال وزیر بوده است.

    نه تنها کار مهمی انجام نشده بلکه یک شکلی از شلختگی هم بوجود آمده است…

    دقیقاً؛ ما یک زمانی می‌گفتیم در زمان گذشته به بحث فلرینگ بی توجهی شده و جمع آوری گازهای همراه را همزمان با تولید نفت در نظر نمی‌گرفتند، ولی امروز بسیار بدتر از گذشته عمل می‌شود. می‌گفتند امکان ندارد در غرب کارون گازی بسوزد ولی الان دقیقاً ۱۲ سال است در این منطقه گاز می‌سوزانیم.

    ثمره اخراج چینی‌ها از آزادگان چه بود؟

    با نخوت و خودبزرگ بینی و با امید واهی به اروپایی‌ها، با غرور چینی‌ها را اخراج کردیم این حرف‌ها به معنی حمایت از چینی‌ها نیست بلکه حسرت و تأثر از بابت معطل ماندن طرح‌های مهم و هدر رفت ثروت ملی است، دو سال درگیر قراردادهای IPC بودیم، به نحوی برخورد می‌شد که گویی ۱۰۰ سال گذشته چارچوبی برای توسعه نداشتیم. دو سال هم معطل اروپایی‌ها ماندیم که نیامدند، در نهایت هم سال ۹۵ مجدداً به چینی‌ها گفتیم برای توسعه بیایند که طبیعتاً چینی‌ها تغییر رفتار داده بودند و حالا دست بالا با آنها بود. با قاطعیت می‌گویم مشکل توسعه آزادگان پول نیست، تحریم نیست و نبوده است بلکه نداشتن درک و فهم کامل از اهمیت موضوع و جسارتا معلول خود بزرگ بینی است.

    هفته گذشته قرارداد ساخت کارخانه فرآورش آزادگان جنوبی امضا شد؛ کمی دیر نبود؟

    این کار باید در همان سال ۹۳ که وزارت نفت طرح حفاری ۱۵۰ حلقه چاه را در دستور کار قرار داد ، انجام می‌شد؛ مایه تعجب و تأمل است شما چاه حفاری می‌کنید ولی کارخانه و خط لوله احداث نمی‌کنید؟ خوب، این نفت از چاه بیرون بیاید باید به کجا برود؟ چرا بر اساس نتایج مناقصات (دو مرحله ) برای اجرای کارخانه (CTEP) اقدام نشد؟!

    همین تولیدی هم که از غرب کارون انجام می‌شود مدیون قراردادهایی است که در دولت دهم امضا شد و امروز تبدیل به سند افتخار وزارت نفت در غرب کارون شده است می‌گویند دستگاه‌های فرآورش سیار آورده‌اند…

    استفاده از واحدهای فرآورش سیار برای مواقعی است که یا تولید بالا نیست و یا چاه‌ها دور افتاده هستند و احداث یک واحد فرآورش مرکزی برای آنها صرفه اقتصادی ندارد. اما برای میدان آزادگان جنوبی استفاده از واحدهای فرآورش سیار آن هم برای چنین مدت زمانی اصلاً منطقی و اقتصادی نیست . از طرفی فلسفه دیگر و مهم استفاده از Early Production Facilities (EPF) برای شرایطی است که بخواهید هم میدان را بخوبی و در فرایند توسعه بهتر بشناسید و هم با پول و درآمد خود میدان آنرا توسعه دهید. در ضمن واحد سیار نصب شده در آزادگان وارداتی از ایتالیا با زمان و هزینه کمتر در داخل کشور قابل ساخت و تحویل است. این واحد کیفیت مطلوبی ندارد.

    اطلاعی از وضعیت عراق در میدان مجنون دارید؟ خوب پیش می‌رود؟

    طبق اطلاعات به دست امده آنجا هم مشکلاتی وجود دارد ولی بسیار جلوتر از ما هستند و بزودی تولیدشان بالاتر می‌رود نه به دلیل اینکه با شرکت‌های بزرگ جهان همکاری می‌کنند بلکه به دلیل بی توجهی محض ۲۳ ساله ما به غرب کارون. همین تولیدی هم که از غرب کارون انجام می‌شود مدیون قراردادهایی است که در دولت دهم امضا شد و امروز تبدیل به سند افتخار وزارت نفت در غرب کارون شده است. برای این حداقل هم الحمدلله و به امید حداکثر در آینده نزدیک ان شاء الله.

    نظر شما درباره شرکت‌های اکتشاف و تولید (E&P) چیست؟

    یک بحثی هم درباره شرکت‌های اکتشاف و تولید یا همان E&P وجود دارد مبنی بر اینکه این شرکت‌ها قرار بود تبدیل به شرکت‌های بین‌المللی شوند. چه شد که اینگونه نشد؟

    اساساً تعریف E&Pهای ایرانی صرفاً توجیهی برای ورود چند شرکت اروپایی بود و نه روسی و چینی. گفته می‌شد شرکت‌های ایرانی را به آن چند شرکت اروپایی معرفی می‌کنیم آنها خود حسب صلاحدید و تشخیص شأن به شرکت‌های ایرانی برخی کارهای خدماتی را ارجاع می‌کنند و نه الزاماً کارهای مهندسی و پیچیده!

    یک زمانی در این مملکت می‌گفتند شرکت‌های ایرانی فقط هنر چاه زدن و سوراخ کردن مخزن را می‌دانند ولی صاحبان همان دیدگاه، آزادگان جنوبی را پر کردند از چاه‌هایی که سال‌هاست تولیدی ندارند. تعریف شرکت‌های اکتشاف مانند قراردادهای IPC تاکنون هیچ دستاورد مشخصی برای کشور نداشت.

    تعریف شرکت‌های اکتشاف و تولید بیشتر یک وقت کشی، اعطا درجه و رتبه بندی بدون محتوی و معنی واقعی و غیر مطابق با استاندارد جهانی و تفاخر بی مایه بود.

    جهت اطلاع؛ ما در دو دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی در مناطق نفت خیز میادینی را بطور کامل توسعه داده ایم. سرکان-ماله کوه، نرگسی و قلعه نار و اخیراً میادینی دیگری همانند منصوری و کبود و توسط شرکت نفت مناطق مرکزی دانان و دالپری و سعادت آباد و سروستان و…و تعدادی دیگر در نوار مرزی غربی، همچنین میادین گازی تابناک، شانول، وراوی، هما، خانگیران، سرخون تعدادی از فازهای پارس جنوبی و در عسلویه و میادین گازی دیگر تماماً و بطور کامل توسط شرکت‌های تابعه شرکت ملی نفت ایران توسعه یافته اند. بنابراین تازه کار و تازه فهم نیستیم. ۱۱۰ سال پیشینه صنعت نفت داریم.

    شرکت اکتشاف ما هم قبل و بعد از انقلاب سابقه درخشانی داشته و افزایش حدود ۲۵ تا ۳۵ درصد و شاید بیشتر اکتشافات ما در نفت و گاز در بعد از انقلاب ، حاصل کار مدیریت اکتشاف ما بوده است. آنچنان از E&P صحبت می‌کنیم که انگار خالق آن هستیم و کار و فخری بزرگ برای صنعت نفت خلق کردیم! خیر همه این تجارب بوده و کاملاً مستند است، ما نمی‌بینیم .

    در ضمن نکته جالبی برای شما بگویم. در فرانسه Total ، در روسیه Roseneft, Lukoil , Gasprom، در اتریش OMV ، در نروژ یک شرکت معروف مثل Statoil و در ایتالیا شرکت ENI ، در برزیل Petrobrus، در مالزی Petronas، در انگلستان شرکت BP، در اسپانیا شرکت Repsol و در چین یکی دو شرکت مثل CNPC و SYNOC و اخیراً Sinopec تحت عنوان شرکت‌های IOC و NOC کار E&P را انجام می‌دهند و در آمریکا هم حداکثر چند شرکت مهم و ما در ایران ظرف شش ماه بیست شرکت E&P خلق می‌کنیم که اغلب آنها تا مدت‌ها بیکار بوده اند و در پرداخت حقوق نیروهای خود در مانده اند .

    اخیراً هم تعدادی کار در قالب ۲۸ میدان و یکی دو مورد در دریا واگذار شده که ماهیتاً ربطی به مقوله E&P ندارد و همان EPC/EPD قدیمی است و پیمانکار مسئولیتی در مخزن و تولید ندارد و البته توسعه دو-سه میدان را چون اروپایی‌ها نیامدند به ناچار به دو – سه شرکت به اصطلاح E&P از نوع تعریف خودمان واگذار کرده ایم که البته بعد از سه سال پیشرفت خاصی حاصل نشده است.

    توضیح بیشتر اینکه دکل دار در حالت معمول جهانی شرکت E&P نیست و به E&P سرویس می‌دهد . شرکتی که واحد بهره برداری و خطوط لوله انتقال نفت و گاز را اجرا می‌کند یا اینکه راه و باند می‌سازد و یا مشاور است! و اساساً کار اجرایی نکرده E&P نیست.

    ما همه اینها را ظرف شش ماه بررسی مدارک به E&P تبدیل کرده ایم. جالب اینکه گفته می‌شد (مقامات ارشد وزارت نفت دو – سه سال پیش در جلسه حضوری می‌گفتند.) این E&P های داخلی را صرفاً به عنوان E&P به شرکت‌هایی چون BP, Shel، Total معرفی می‌کنیم. حق انتخاب و تصمیم ارجاع کار با E&P های اروپایی است.

    پس به عبارتی در معرفی شرکت‌های اکتشاف و تولید کار تازه ای انجام نشده، درست است؟

    بله؛ ما تعریف E&P را هم عوض کردیم . به جای اینکه در جهت ساخت تجهیزات و خودکفایی اقدام کنیم ، معانی و مفاهیم را باز تعریف کرده ایم ، آنهم بدون پشتوانه و محتوی و ناسازگار با ادبیات صنعت نفت در دنیا.

    جالب است بدانید شرکت نفت خودمان که بیش از یک قرن در اعداد بزرگترین E&P های جهان بود او را از E&P صلب اختیار کرده ایم و حتی اعطا درجه E&P از نوع خودمانی را به معاونت مهندسی داده ایم که دو مدیر سابق و لاحقش هم سابقه نفتی ندارند!

    همه این موارد را بر اساس دانش اندک و تجربه و خیرخواهی عرض کرده ام تا ان شاءالله و احیاناً مورد توجه و استفاده کمیسیون انرژی جدید و برنامه ریزان صنعت نفت در آینده واقع شود.

    میزان تولید نفت از غرب کارون از ابتدای فعالیت چه میزان بود؟

    ظرف ۲۴ سال فعالیت وحضور در غرب کارون و در نظر گرفتن حداکثر ۸ سال برای توسعه و بعد از این همه ادعا فقط در حدود ۶۰۰ میلیون بشکه نفت بصورت تجمعی از غرب کارون استخراج کرده ایم که این مقدار با نفت در جای منطقه غرب کارون که متجاوز از ۷۰ میلیارد بشکه است و با همان معدل ضریب بازیافت مورد ادعای خودمان در میادین نفتی کشور یعنی حدود ۲۴ درصد همخوانی ندارد. اعتقاد دارم برداشت از غرب کارون ظرف یک مدت زمان حداکثر ۵ سال در همین شرایط کنونی می‌تواند به یک میلیون بشکه در روز برسد.

    لطفاً بیشتر توضیح دهید…

    موضوع و مسئله را از یک زاویه و روزنه دیگر علم مخزن بطور کلی خدمت شما توضیح دهم. اگر ضریب بازیافت همان معدل ۲۵ – ۲۴ درصد فرض شود و تولید ظرف یک صد سال آینده بدون احتساب پیشرفت تکنولوژی از نوع تولید Primary و اولیه باشد و نه ثانویه و ثالثیه و بطور خطی فرض کنیم هر ۱۰ سال ۱۵ درصد افت تولید داشته باشیم و تولید را با یک میلیون که حداقل ظرفیت غرب کارون است شروع کنیم، ظرف مدت یک صد سال با ضریب بازیافت ۲۵ درصد و (افت تولید ۱۵ درصد به ازای هر ۱۰ سال) حدود ۱۷ میلیارد نفت از غرب کارون (که دارای بیش از ۷۰ میلیارد بشکه نفت درجا است) برداشت می‌شود.

    در همه این اعداد و آمار جانب احتیاط را در نظر گرفته ام و این حداقل است. با روند کنونی ۶۰۰ میلیون بشکه برداشت ظرف ۱۴ سال (بدون در نظر گرفتن ۸ سال دوره توسعه) همین مقدار برداشت (۱۷ میلیارد بشکه) ظرف ۴۰۰ سال برداشت می‌شود که خلاف علم و دانش و معمول صنعت بالادستی نفت است.

     

  • ۴۰ میلیارد دلار خسارت در میدان نفتی آزادگان/ثمره فسخ یک قرارداد

    ۴۰ میلیارد دلار خسارت در میدان نفتی آزادگان/ثمره فسخ یک قرارداد

    ۴۰ میلیارد دلار خسارت در میدان نفتی آزادگان

     

    به گزارش خبرنگار مهر، یکی از عجایب صنعت نفت ایران آن هم در بخش خشکی که سابقه فعالیت حدود ۱۰۰ ساله در آن وجود دارد، ظرفیت تولید ۱۰۰ هزار بشکه‌ای از بزرگترین میدان نفتی جمهوری اسلامی ایران است؛ میدانی مشترک با عراق که ۲۳ سال از کشف آن می‌گذرد و در این مدت، چند حلقه چاه حفاری شد و تولید به شکلی ناهمگون شکل گرفت.

    میدان مشترک نفتی آزادگان جنوبی یک مورد استثنایی در تاریخ صنعت نفت ایران است، میدانی که قرار بود حداقل ۳۶۰ هزار بشکه تولید کند ولی این رقم تبدیل به یک رؤیا شده است.
    زنگنه چندی پیش وقتی قرارداد توسعه این میدان با شرکت داخلی امضا شد، گفت: میدان نفتی مشترک آزادگان را در شرایط بدی تحویل گرفتیم اما خوشبختانه خوب عمل کردیم.

    ناجی سعدونی، مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن) که همه قراردادهای میادین غرب کارون شامل یادآوران، یاران، آزادگان شمالی و جنوبی توسط وی امضا شده بود برای نخستین بار در گفت‌وگویی مشروح ناگفته‌هایی از توسعه غرب کارون و آزادگان جنوبی را بیان کرده است. این گفت‌وگو از آن جهت حائز اهمیت است که وی نخستین مجری میدان ازادگان جنوبی است. البته نیم نگاهی به اوضاع میدان مشترک نفتی آزادگان جنوبی نشان می‌دهد عمده تلاش‌ها در دولت نهم و دهم در این میدان، توسط دولت تدبیر و امید بر باد رفت. بخش نخست این گفتگوی تفصیلی را در ادامه می‌خوانید:

    خبرنگار مهر: زمانی که در سال ۱۳۷۶ خبر کشف میدان آزادگان جنوبی اعلام شد، انتظار می‌رفت برنامه ریزی دقیقی برای آغاز توسعه این میدان انجام شود ولی با وجود سپری شدن ۲۳ سال از آن روز، ظرفیت تولید یکی از بزرگترین میادین نفتی مشترک ایران حدود ۱۰۰ هزار بشکه است؛ به عنوان پرسش نخست بفرمائید چه شد که دولت اسبق، قرارداد توسعه این میدان را با شرکت اینپکس امضا کرد؟

    سعدونی: قرارداد توسعه میدان نفتی آزادگان در ضمن سفر رئیس جمهور وقت در سال ۷۶ به ژاپن میان طرفین به بحث گذاشته شد و شرکت اینپکس امتیاز مذاکره انحصاری برای توسعه این میدان را در مقابل اعطا وام ۲ میلیارد دلاری با بهره بسیار کم به شرکت نیکو گرفت. البته مذاکرات تا مرحله نهایی امضای قرارداد در بهمن ماه ۱۳۸۰ حدود ۴۰ ماه طول کشید و قرارداد توسعه عملاً دراسفند ماه ۸۰ تنفیذ و ابلاغ شد.

    این یک امتیاز خوب برای شرکت اینپکس ژاپن بود زیرا تا پیش از آزادگان جنوبی سابقه چندان برجسته ای در بالادستی نفت نداشتند. شرکت INPEX بعد از ۳ سال مذاکره و حدود ۳ سال و نیم پس از شروع قرارداد و انجام مطالعات اولیه و برگزاری مناقصات و تأمین مقداری کالا در نهایت تصمیم به کناره گیری از این پروژه گرفت و در نیمه اول سال ۸۴ بخش عمده سهام خود را به بهانه لزوم پاکسازی عمیق و افزایش قیمت‌ها به شرکت نیکو واگذار کرد.

    تبعات تأخیر در توسعه و بهره برداری از آزادگان جنوبی بیش از ۴۰ میلیارد دلار ضرر تاکنون و تا چند سال آینده است که خطایی فاحش و توجیه ناپذیر محسوب می‌شود ژاپنی‌ها حدود ۱۲۰ میلیون دلار هم ادعای هزینه کردند، این بهانه تراشی‌ها همه را کلافه کرده بود تا آنکه در اوایل دولت نهم اینپکس بالاخره تصمیم ش را گرفت و اعلام کرد می‌خواهد از این پروژه کنار برود. با اعلام رسمی این موضوع، تصمیم گرفته شد عمده سهام این شرکت در آزادگان جنوبی به شرکت نیکو واگذار شود. (نیکو ۷۵ درصد و اینپکس ۲۵ درصد). در واقع در زمان دولت‌های هفتم و هشتم عمده فعالیت‌های انجام شده در ارتباط با توسعه میدان آزادگان عبارت است از: تهیه برنامه توسعه جامع (MDP) توسط INPEX، پاکسازی میدان از مین و مهمات جنگی توسط ارتش، سپاه و شرکت‌های خصوصی داخلی تحت نظارت خارجی (بدلیل درخواست INPEX)، جاده سازی توسط پیمانکاران داخلی، حفاری پنج حلقه چاه اکتشافی توسط مدیریت عملیات اکتشاف، هدایت آب‌های سطحی و حفر کانال، احداث کمپ‌ها و احداث تعدادی موقعیت چاه.

    بعد از رفتن آنها بحث بود که برای توسعه آزادگان چه کنیم؟ مذاکرات یادآوران هم آن زمان در جریان بود و قرار بود هندی‌ها و روس‌ها وارد این میدان شوند. چینی‌ها برای یادآوران به اتفاق و همراه شل مذاکره می‌کردند. سرانجام چه شد؟

    در ابتدای کار دولت نهم و با رفتن ژاپنی‌ها چند اقدام و حرکت بسیار خو ب و مؤثر در پیشبرد توسعه میدان آزادگان و منطقه غرب کارون انجام شد، مانند:۱. شروع پروژه تولید زود هنگام توسط شرکت مناطق نفت خیز جنوب و رسیدن به تولید زود هنگام در اواخر سال ۸۶ به ظرفیت ۵۰۰۰۰ بشکه در روز(در آمد حاصل از این تولید تا کنون بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار است ). تقریبا معادل هزینه توسعه کامل میدان آزادگان با ظرفیت ۶۰۰ هزار بشکه در روز)، ۲. تعریف، تصویب واجرای فعالیت‌های مهم زیر ساختی در میدان آزادگان و غرب کارون توسط شرکت‌های ایرانی شامل: سلر (موقعیت چاه) و جاده سازی، شبکه مخابرات وارتباطات گسترده یکپارچه، شبکه وسیع آبرسانی به تمامی میادین غرب کارون در دوره‌های توسعه و بهره برداری، تصویب و شروع اجرای نیروگاه غرب کارون و خطوط انتقال برق و پست‌ها، تصویب و شروع پروژه احداث کارخانه NGL۳۲۰۰ برای جمع آوری گازهای همراه منطقه غرب کارون، انجام کارهای عمرانی در منطقه شامل بیمارستان، هنرستان و جاده سازی شهری و بین شهری، احداث کارخانه بهره برداری غرب کارون به ظرفیت ۱۶۰ هزار بشکه در روز توسط شرکت اروندان، پاکسازی، سلر سازی (چهل سلر) و جاده سازی وسیع در میادین یادآوران و آزادگان.

    ۳. تعریف و تصویب و واگذاری توسعه میدان نفتی مشترک آزادگان شمالی با ظرفیت ۷۵ هزار بشکه در روز به شرکت CNPC چین در فضای تحریم بین المللی و تحویل پروژه با پیشرفت حدود ۵۰ درصد به دولت یازدهم (اگر این اقدام انجام نمی‌شد آزادگان شمالی هم اکنون وجود نداشت.) ۴. تعریف، تصویب و شروع فعالیت‌ها توسعه‌ای در صفر مرزی و ۳ کیلومتر به داخل تحت عنوان میادین یاران شمالی و جنوبی توسط شرکت‌های داخلی. ۵. ادامه مذاکرات قرار دادی توسعه میدان نفتی مشترک یادآوران، امضا قرارداد با شرکت سینوپک چین و رسیدن به ظرفیت ۲۰۰۰۰ بشکه در روز تحت عنوان تولید زود هنگام و تحویل پروژه با پیشرفت بالای ۵۰ درصد به دولت یازدهم. ۶. واگذاری قرارداد توسعه میدان جفیر در فضای تحریم به کنسرسیوم دو شرکت بلاروس نفت و پترو ایران و رسیدن به تولید زود هنگام ۳۰۰۰ هزار بشکه در روز.

    تأثیر تحریم هم در این ناکارآمدی حداکثر ۱۰ درصد است. بیشتر ناکارآمدی و ندانم کاری و لجبازی و امید بستن به سراب بهترین‌ها بوده است و بیشتر بی تدبیری جمعی گفتید سینوپک و شل یعنی به صورت کنسرسیوم یادآوران را توسعه دهند؟

    بله اصلاً بنا بود یادآوران به سینوپک و شِل واگذار شود؛ با هم مذاکره می‌کردند تا یادآوران را توسعه دهند؛ بنابراین ورود چینی‌ها از همان زمان مطرح بود که در سال‌های ۸۱ تا ۸۳ در جریان بود. همزمان با این اتفاقات، سی‌ان‌پی‌سی به عنوان شرکت اول چینی‌ها ابراز علاقه کردند وارد پروژه آزادگان شوند؛ خوب از این طرف هم ژاپنی‌ها رفته بودند و بلاتکلیفی آزادگان که بزرگترین میدان نفتی توسعه نیافته ما بود، نیازمند یک تصمیم مهم بود.

    چه سالی بود؟

    سال ۸۴ تا ۸۶؛ خوب، در آن زمان از یک طرف ژاپنی‌ها مشغول رایزنی بودند و از طرف دیگر چینی‌ها روی یادآوران متمرکز بودند و از یک سو نیز، سی‌ان‌پی‌سی قصد داشت وارد آزادگان شود و چون خریدار نفت ایران بودند با شرکت نیکو در حال توافق بودند.

    زمان هدایت زاده بود؟

    هدایت‌زاده در آن دوره، اوایل دولت دهم مدیرعامل شرکت نیکو نبود و مدیریت این شرکت به عاصمی پور سپرده شده بود. وی در سوئیس مذاکرات با چینی‌ها را پیش برد که آزادگان بلاتکلیف نماند؛ این جلسات و رفت و آمدها دو سال و نیم طول کشید و بالاخره شرکت ملی نفت متقاعد شد که آزادگان را به چینی‌ها بدهد. آن زمان سهام به این شکل بود که ۷۵ درصد ژاپنی‌ها بودند و ۲۵ درصد شرکت نیکو بود، بنا بود آنها ۷۵ درصد سهم نیکو را بخرند و ۲۵ درصد دیگر بماند برای اینپکس، که در نهایت ۹۰ درصد قرارداد به چینی‌ها رسید و ۱۰ درصد برای نیکو باقی ماند و ژاپنی‌ها بطور کامل خارج شدند.

    در نهایت قرارداد در چه سالی امضا شد؟

    کار به زمان وزارت مسعود میرکاظمی کشیده شد؛ وی هم تلاش کرد تکلیف توسعه میدان مهم آزادگان را روشن و قطعی کنند اما تعیین تکلیف این میدان به وزارت رستم قاسمی منجر شد. خوشبختانه قاسمی سریعاً و با جدیت کار مذاکره با چینی‌ها را دنبال کرد و مذاکرات اولیه یکبار باحضور قلعه بانی، مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایران و بار دوم و نهایی با حضور شخص وزیر، رستم قاسمی در چین امضا شد.

    کل آزادگان به چینی‌ها سپرده شد؟ توسعه این منطقه خواهان دیگری هم داشت؟

    آزادگان دو قسمت شده بود، درواقع یک آزادگان بیشتر نبود در ابعاد ۱۵ در ۶۰ کیلومتر؛ منتهی آن زمان ما نتوانستیم یک قسمت آن را بطورکامل لرزه‌نگاری کنیم چراکه هور و باتلاقی بود و همان قسمت را از قرارداد ژاپنی‌ها و بعداً چینی‌ها خارج کردیم. یک قسمتی از آزادگان که ما نام آن را آزادگان شمالی گذاشته بودیم، مورد توجه روس‌ها نیز بود و حتی برای آن بخش روس‌ها MDP اولیه هم ارائه کردند. اگر اشتباه نکنم شرکت لوک اویل بود، اما بدلیل تحریم و کندی که در کار و مذاکره داشتند نیامدند. بعداً چینی‌ها هم در سال ۱۳۸۶ برای توسعه میدان آزادگان شمالی اعلام آمادگی کردند و سریع‌ترین مذاکره قراردادی به مدت ۱۵ ماه انجام ، MDP توافق و نهایتاً قرارداد در نیمه اول ۱۳۸۷ در زمان وزارت نوذری امضا شد.

    قرارداد آزادگان شمالی در اوج تحریم‌ها امضا شد. این نکته را حتماً باید بگویم که توسعه آزادگان شمالی یکی از پروژه‌های بسیار موفق بود که همان پیش بینی‌ای که ما برای آن کرده بودیم محقق شد؛ با ۵۵ حلقه چاه و ۷۵ هزار بشکه تولید.

    با چه میزان سرمایه‌گذاری؟

    تقریباً آن زمان که قراردادها را امضا کردیم برآورد اولیه یک میلیارد و ۴۵۰ میلیون دلار بود که ظاهراً در نهایت به حدود ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار افزایش یافت.

    قرارداد آزادگان شمالی زودتر از آزادگان جنوبی منعقد شد؟

    بله؛ آن قرارداد دقیقاً تابستان ۸۷ امضا شد میان شرکت ملی نفت و شرکت سی‌ان‌پی‌سی. سال ۹۵ حسن روحانی این پروژه را همزمان با پروژه یادآوران ویاران شمالی افتتاح کرد. بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم می‌توان در فضای تحریم و تهدید هم قرارداد امضا کرد و میادین را توسعه داد به همان شکلی که با چینی‌ها در آن دوره کار شد و قراردادهای توسعه میادین آزادگان جنوبی و شمالی ویادآوران در اوج تحریم‌ها امضا شد و یاران شمالی و جنوبی به شرکت‌های صد در صد ایرانی واگذار شد.

    ثمره آن تصمیمات و اقدامات در سال ۹۵ دیده شد. معطل کردن کار توسعه به دلیل یا بهانه حضور شرکت‌های برتر اروپایی خطایی بزرگ و خود کم بینی و موجب خسارت و مایه حقارت است و جبران ناپذیر و نمونه آشکار و بارز این خطای بزرگ تصمیمات گرفته شده در طول هفت سال گذشته در میدان آزادگان جنوبی است.

    تبعات این خطای بزرگ بیش از ۴۰ میلیارد دلار ضرر تاکنون و تا چند سال آینده است. خطایی فاحش و توجیه ناپذیر! در صورتیکه امروز برنامه را بازنگری و تصحیح کنیم و اقدامات اجرایی را بسرعت انجام دهیم (بعد از ۷ سال ماه گذشته قرارداد احداث کارخانه CTEP با شرکتی ایرانی امضا شد.) چهار سال آینده به کارخانه می رسیم و این یعنی استمرار خسارت در میدان مشترک.

    سوالی که خیلی پرسیده می‌شود این است که چرا باید با چینی‌ها کار کرد؟ دلیل نزدیک شدن چین به صنعت نفت ایران چه بود؟

    در دولت گذشته بود که قراردادهایی با شرکت‌های چینی در غرب کارون امضا شد؛ چینی‌ها در یادآوران و آزادگان شمالی کار خود را انجام دادند ولی وقتی دولت یازدهم بر سر کار آمد، فضا در حوزه نفت وانرژی علیه شرکت‌های چینی شد و سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران را تا حدودی در حوزه توسعه میادین دچار مشکلاتی کرد. البته در همان دوران دولت گذشته، صحبت‌هایی درباره اخطار شرکت ملی نفت به چینی‌ها شنیده شد. گویا درباره آزادگان جنوبی دو بار اخطار داده می‌شود و مرتبه سوم خاتمه قرارداد و خلع ید اتفاق افتاد.

    ورود چینی‌ها در غرب کارون در حوزه نفت و گاز کشور دلایل و پیش‌زمینه‌هایی داشت، یکی آنکه کشورمان تحریم بود و با توجه به اینکه با چین شریک تجاری بودیم، همکاری‌هایی در حوزه صنعت و معدن و راه و تجارت با چین در حال انجام بود که نفت هم از آن بهره گرفت.

    کالای ما وقتی در غرب تحریم شد به سمت کالای چینی میل کرد؛ چینی‌ها رقیب ژاپن و غرب بوده و هستند و بویژه در غرب کارون که شرکت سی ان پی سی جایگزین شرکت اینپکس شد. گرچه چینی‌ها ابتدا به عسلویه آمدند اما غرب کارون که یک حوزه توسعه‌ای جدید و جذاب و فراتر از تأمین کالا بود، بیشتر چشمشان را گرفت بخصوص اینکه ژاپنی‌ها به دلیل ملاحظاتی که داشتند و تحت فشار غرب و فضای تحریم بودند عملاً کاری نمی‌کردند.

    در این میان چینی‌ها فرصت را غنیمت دانسته و به جای تأمین کالا و خرید نفت خام، تصمیم گرفتند وارد حوزه سرمایه‌گذاری نیز شوند. این یکی از راهبردهای چینی‌ها طی یک دهه اخیر بوده چنانچه جمهوری اسلامی ایران پول‌هایی در چین داشت که مزید برعلت شد تا همکاری‌ها در حوزه نفت با چینی‌ها افزایش یابد درضمن تعامل با چینی‌ها از طرف ما و آنها بدون شک تابع سیاست و مدیریت اقتضایی بوده و در ارتباط قوی با منافع ملی دو کشور است. امروزه همه کشورها بر این اساس عمل می‌کنند.

    معطل کردن کار توسعه به دلیل یا بهانه حضور شرکت‌های برتر اروپایی خطایی بزرگ و خود کم بینی و موجب خسارت و مایه حقارت است درباره همین کیفیت گفته می‌شود چینی‌ها در این حوزه عملکرد بسیار ضعیفی دارند؛ شما در غرب کارون از نزدیک شاهد کار شرکت‌های چینی بوده اید و با شرکت‌های اروپایی نیز همکاری داشته اید؛ تا چه حد می‌توان بر این ادعا صحه گذاشت؟

    تفاوت وجود دارد اما نه این اندازه که گفته می‌شود. همین شرکت سی‌ان‌پی‌سی شرکت ضعیفی نیست و مقداری از کالاهایش را هم از اروپا وارد می‌کند، شاید اصلاً مقایسه نشود کرد، یک زمانی شما از نظر قیمت و کیفیت امکان مقایسه دارید، یک زمانی این امکان را ندارید و وقتی این امکان را ندارید دو راه دارید؛ یا اینکه آن کار و اقدام را کنار بگذارید و هیچ کاری نکنید و یا به یک کیفیت بسیار مطلوب رضایت بدهید (البته درصورت دسترسی) و کار را پیش ببرید که این کارها الحمدلله خیلی خوب پیش رفت، یکی از افتخاراتم را، تصویب این کارها در هئیت مدیره شرکت ملی نفت می دانم و شخصاً تا مرحله حدود ۵۰ درصد پیشرفت این کارها هم حضور داشته ام.

    اتفاقی که آن دوره رخ داد این بود که «تصمیم» گرفته شد؛ تصمیم گرفتیم این پروژها را شروع کنیم و با یک اراده جدی مقرر شد غرب کارون توسعه پیدا کند؛ در آن دوره بسیار مذاکره کردیم و همه را متقاعد می‌کردیم باید برای برداشت از میادین مشترک غرب کارون به میدان بیایند؛ نتیجه آن تلاش‌ها و تصمیم گیری ها را می‌توانیم امروز ببینیم که نتیجه همان اقدامات بیش از ۵ میلیارد دلار فقط در آزادگان شمالی نصیب کشورکرده و ظرفیت تولید غرب کارون را در مجموع طرح‌ها به بیش از ۳۰۰ هزار بشکه رسانده است. البته بسیار پایین و در خور سابقه و تجربه و به ویژه توان داخلی و ملی ما نیست. بعد از گذشت ۲۴ سال فعالیت در غرب کارون امروز باید تولید از آن منطقه بالای یک میلیون بشکه در روز باشد. تأثیر تحریم هم در این ناکارآمدی حد اکثر ۱۰ درصد است. بیشتر ناکارآمدی و ندانم کاری ولجبازی و امید بستن به سراب بهترین‌ها بوده است و بیشتر بی تدبیری جمعی!

    مذاکرات آزادگان جنوبی چه سالی شروع شد؟

    مذاکرات این میدان همزمان با یادآوران و آزادگان شمالی در جریان بود؛ حدود سال ۸۷ به بعد ولی برخلاف آزادگان شمالی و یادآوران، مذاکرات چینی‌ها برای آزادگا ن جنوبی تا سال ۸۹ و ۹۰ هم طول کشید، یعنی دو سالی که آنها مذاکره می‌کردند یعنی سال ۸۸ و ۸۹ اوج مذاکرات بود و در سال ۹۰ تقریباً طرح توسعه اولیه (Pre MDP) پذیرفته شد و نهایتاً در سال ۹۱ قرارداد توسعه میدان با شرکت CNPC امضا شد .

    درآن زمان آزادگان شمالی پیشرفت ۲۰ درصدی داشت. من نخستین مجری آزادگان (آزادگان واحد و یکپارچه) بودم و خیلی علاقه داشتم و تعصب داشتم که سرنوشت این پروژه هرچه زودتر مشحص شود؛ در نهایت این قرارداد امضا شد و چینی‌ها هم کارشان را انجام دادند و مقداری کالا خریدند چون داشتند آزادگان شمالی را جلو می‌بردند نمی‌توانستیم بگوییم آنها نمی‌خواهند کار بکنند، چنانچه آزادگان شمالی توسط همین شرکت چینی در حال توسعه بود منتهی این کندی را هم تاحدودی داشتند.

    ادامه دارد…

     

  • فرصت سوزی در توسعه بزرگترین میدان نفتی کشور

    فرصت سوزی در توسعه بزرگترین میدان نفتی کشور

    به گزارش خبرنگار مهر، پس از اخراج شرکت CNPC چین از میدان آزادگان جنوبی توسط وزارت نفت در سال ۱۳۹۳، وزیر نفت این میدان را به حال خود رها کرد و تصمیم گرفت با تکه تکه کردن پروژه توسعه این میدان، کار را پیش ببرد اما سرانجام ایده وی، منجر به توسعه ناقص میدان آزادگان جنوبی شد.

    وزارت نفت که به واسطه قراردادهای جدید نفتی و امید به برجام، چینی‌ها را اخراج کرده و منتظر ورود شرکت‌های نفتی بزرگ در ایران بود، قصد داشت توسعه آزادگان جنوبی را به مناقصه گذاشته و توسعه این میدان را به یکی از شرکت‌های غربی واگذار کند. آبان ۹۵ زمزمه واگذاری این میدان به توتال شنیده شد که زنگنه در واکنش به آن شایعات گفت توسعه دهنده آزادگان جنوبی از طریق مناقصه انتخاب خواهد شد.

    وزیر نفت در خرداد ۹۶ هم از آغاز روند برگزاری مناقصه آزادگان جنوبی گفت و اضافه کرد: مذاکره با شرکت‌های دیگری نیز در قالب مناقصات محدود در حال انجام است.

    با وجود اینکه علی کادر، مدیرعامل سابق شرکت ملی نفت، غلامرضا منوچهری، معاون توسعه شرکت ملی نفت ایران و سایر مسئولان صنعت نفت از برگزاری مناقصه می‌گفتند اما برخی کارشناسان با هشدار به عقب ماندگی آزادگان جنوبی، خواستار تعیین تکلیف سریع توسعه بزرگترین میدان نفتی ایران و کارخانه فرآورش آن شدند.

    فقط حفر چاه

    به گزارش خبرنگار مهر، طبق گفته متخصصین همزمان با مذاکرات وزارت نفت با شرکت‌های خارجی، حفر چاه‌ها در آزادگان به شکلی عجیب در حال انجام بود. شرکت ملی نفت، حفاری حدود ۱۵۰ حلقه چاه را به شرکت‌های ایرانی داده بود و در مقابل، به نظر می‌رسد هیچ برنامه‌ای برای احداث کارخانه فرآورش نداشت. شرکت ملی نفت قصد داشت ساخت این کارخانه را در دل مناقصه آزادگان جای دهد و به همین دلیل، در دولت یازدهم فقط کار حفر چاه انجام شد.

    این در حالی بود که در مرداد ۹۳ مناقصه‌ای برای احداث این کارخانه برگزار و شرکت کیسون برنده آن شد؛ اما ناگهان این پروژه به بهانه‌های مختلف از کیسون گرفته شد و مناقصه دیگری برگزار شد که هیچ سرانجامی نداشت. با رها شدن موضوع ساخت کارخانه فرآورش نفت یا همان CTEP، چاه‌ها برای تولید آماده شدند اما با توجه به عدم ساخت خطوط لوله و این کارخانه، ظرفیت تولید آزادگان جنوبی روی ۱۰۰ هزار بشکه قفل شد!

    برای آزادگان جنوبی یک واحد فرآورش ۲۸۰ هزار بشکه‌ای در فاز اول طراحی‌شده بود تا نفت تولیدی را فراورش کند. با عدم احداث این کارخانه طی ۷ سال گذشته و باطل کردن مناقصه‌های مختلف، نفت آزادگان جنوبی به CTEP جفیر می‌رود که برای نفت سبک طراحی‌شده است.

    ورود دستگاه‌های فرآورش سیار

    به گزارش خبرنگار مهر، حدود یک سال پیش، یک کارخانه فراورش سیار از یک کشور اروپایی اجاره کرد تا روزانه ۵۰ هزار بشکه نفت فراورش کند. این کارخانه فرآورش سیار در دو تِرین ۲۵ هزار بشکه‌ای طراحی شده که تا کنون فقط یک ترین در مدار عملیات قرار گرفته است.

    شرکت پیمانکار این کارخانه بابت فراورش هر بشکه نفت ۱.۲ دلار دریافت می‌کند اما طی یک سال اخیر، این کارخانه به صورت منظم در مدار نبوده است. این کارخانه شامل تجهیزات و قطعاتی است که در محل تعیین شده مونتاژ شده و به فرآورش نفت مشغول می‌شود.

    اگر فرض بگیریم آزادگان جنوبی هم‌اکنون بتواند روزانه ۱۵۰ هزار بشکه در روز نفت تولید کند، به سه دستگاه فراورش سیار نیاز است که حداقل برای ۴ سال باید در منطقه باقی بمانند، این بدان معناست که طی این ۴ سال بیش از ۲۶۰ میلیون دلار – به‌شرط ثابت ماندن اجاره – پرداخت می‌شود که با پول آن می‌شد چه در سال ۹۳ و چه امروز یک واحد CTEP مدرن احداث کرد.

    انتخاب عجیب پتروپارس

    در سال ۱۳۹۶ که شرکت ملی نفت از ورود شرکت‌های خارجی به آزادگان جنوبی نا امید شده بود، شرکت ملی نفت ایران تصمیم گرفت تا بازهم برای این کارخانه مناقصه داخلی برگزار کند. رفت و آمدهای مناقصه ساخت کارخانه CTEP منجر به برنده شدن شرکت پتروپارس شد.

    خبرگزاری مهر سال گذشته در گزارشی به روند عجیب این مناقصه پرداخت و نوشت: به دلیل خارجی بودن یکی از اعضای کنسرسیومی که برنده مناقصه شده بود، ارائه تضمین انجام تعهدات با مشکلاتی همراه شد که درنهایت شرکت ملی نفت رأی به فسخ داد تا مناقصه دیگری برگزار شود. این اتفاقات با واگذاری مدیریت پروژه آزادگان جنوبی به شرکتی ایرانی مصادف شد و این شرکت توانست شرکت ملی نفت را متقاعد کند تا قرارداد ساخت CTEP این میدان را نیز انجام دهد آن‌هم بدون مناقصه!

    پتروپارس که در مناقصه سال گذشته، برنده دوم هم نبود توانست اجرای پروژه CTEP را از آن خود کند و برای ساخت و بهره‌برداری از آن ۲۴ ماه زمان تعیین شد؛ این عدد برای بیشتر کارشناسان یک شوخی است زیرا حداقل زمان برای ساخت و بهره‌برداری از یک واحد ۲۸۰ هزار بشکه‌ای در ایران و در شرایط امروزی، حداقل ۴ سال است اما شرکت ملی نفت، این قرارداد را با پتروپارس و در سکوت خبری به پیش برد.

    شلختگی در آزادگان

    به گزارش خبرنگار مهر، ۷ سال تأخیر وزارت نفت در تعیین تکلیف کارخانه فرآورش آزادگان جنوبی در حالی امروز به پایان می‌رسد که بررسی شرایط موجود حاکی از توسعه غیرمتوازن و شلخته آزادگان جنوبی است، که ضربات مهلکی را به منافع کشور وارد کرد تا در دولت یازدهم و دوازدهم، بطور میانگین، تنها سالانه ۶ هزار بشکه به ظرفیت تولید بزرگترین میدان نفتی ایران افزوده شود.

    به گفته کارشناسان مهمترین عامل در عقب ماندگی شدید آزادگان جنوبی عدم ساخت CTEP بوده و است؛ اینکه وزارت نفت در سال پایانی دولت خود تصمیم گرفته است سرانجام این کارخانه را مشخص کند سوالی است که جای تأمل دارد.

     

  • پیشرفت مطلوب مطالعات افزایش ضریب بازیافت در آزادگان

    پیشرفت مطلوب مطالعات افزایش ضریب بازیافت در آزادگان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت نفت، سیاوش ریاحی گفت: ما هم‌اکنون در حال کار روی بسته سوم این پروژه پژوهشی هستیم. همان‌طور که مدیران و کارشناسان نفتی مرتبط با پروژه نیز اذعان می‌کنند، اجرای این پروژه نه‌تنها می‌تواند به افزایش ضریب بازیافت میدان آزادگان منتهی شود، بلکه منتج به صرفه‌جویی قابل‌توجهی نیز در هزینه‌ها شده است.

    ریاحی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به دو قراردادی که مردادماه پارسال میان پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران با مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران امضا شد، اشاره کرد و گفت: ساختار اکتشاف به نحوی است که ظرفیت زیادی برای انجام پروژه‌های پژوهشی دارد و خوشبختانه مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران نیز نگرش مثبتی در این زمینه دارد. به این ترتیب پیش‌بینی می‌کنیم همکاری‌های اکتشافی ما با صنعت نفت در بلندمدت ادامه یابد.

    منبع : مهرنیوز