به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در سه ماهه نخست امسال، ۱۲۳ عنوان اجرای صحنهای از دفتر موسیقی مجوز گرفته است. به نسبت مدت مشابه در سال گذشته، سهم موسیقی پاپ از این سبد بیشتر شده و از ۴۱ مورد به ۵۶ کنسرت افزایش یافته است.
در سه ماهه نخست امسال از بین ۱۲۳ عنوان مجوز اجرای صحنهای، ۵۶ مورد پاپ، ۲۴ مورد موسیقی سنتی، ۲۶ عنوان موسیقی کلاسیک، ۱۰ عنوان موسیقی تلفیقی و هفت مورد موسیقی نواحی بوده است.
در صورتیکه در سه ماهه نخست سال ۹۷، ۱۲۲ عنوان اجرای صحنهای مجوز گرفته که ۴۱ عنوان مربوط به موسیقی پاپ، ۲۷ عنوان موسیقی سنتی، ۳۸ عنوان موسیقی کلاسیک، ۹ عنوان موسیقی تلفیقی و هفت عنوان موسیقی نواحی بوده است.
طبق آمار تعداد اجراهای صحنه در حوزه موسیقی پاپ امسال با افزایش محسوسی همراه شده است (۱۵ اجرا) در حالیکه موسیقی سنتی و کلاسیک خلاف پاپ عقبگرد داشتند و در سه ماهه نخست امسال با افت محسوس اجراهای صحنهای همراه شدند. اتفاقی که میتواند دلایل متعددی داشته باشد و از آن جمله میتوان به اقبال گسترده مخاطبان موسیقی در ایران به موسیقی پاپ اشاره کرد که عاملی شده است پا روی دوش سبکهای دیگر موسیقی گذشته و یک تنه در جایگاه نخست بیشترین اجراهای صحنه سال قرار بگیرد.
آمار مذکور مربوط تعداد عناوین اجراهای صحنهای در تهران است، که تعدادی از آنها چند بار روی صحنه رفتهاند.
حسن احمدیفرد: عبدالله سروراحمدی، متولد ۱۳۲۸ در شهر تربت جام؛ دارای سه پسر و چهار دختر. این اطلاعات شناسنامهای مردی است که در عمر نه چندان بلند ۶۳ سالهاش، جهانی از نغمههای مانا را خلق کرد؛ نغمههایی که از سازی باستانی برخاستهاند و بر دل نشستهاند؛ سازی به نام دوتار. شرکت در جشنواره موسیقی آوینیون فرانسه، هم اجرا در آلمان، انگلیس و واتیکان، بخشی از هنرنمایی عبدالله سروراحمدی با دوتار است. شماری از اجراهای او، در کاستهای موسیقی تربت جام و موسیقی خراسان ثبت و ضبط شده است.
امروز هفتمین سالگرد درگذشت عبدالله سروراحمدی است. در گفتوگو با فرزند ارشدش کوشیدیم تا به جزییاتی از زندگی هنری این استاد موسیقی مقامی بپردازیم. سعید سروراحمدی که حالا در کنار برادران و خواهرانش، میراثدار هنر پدر است، با حوصله پاسخگوی ما بود.
اجازه بدهید صحبت را از نام خانوادگی شما، آغاز کنیم. این عنوان سروراحمدی چطور شکل گرفته است؟
در تربت جام، وجه تسمیه اولاده(خانواده)ها بر اساس پیشینه شغلی پدرانشان یا موقعیت مکانیشان انتخاب میشد. عمدتا هم نامهای خانوادگی به خاطر ارادت به ساحت قدس حضرت رسول(ص) و همچنین ارادت به شیخ احمد جام، پسوند احمدی هم دارند. خانواده ما در اصل از مقریخانهها هستند. مقریخانه، جایی بوده در قدیم که آنجا آموزش قرآن انجام میشد.
اسم امروزیتر آن میشود مکتبخانه. به اولادههایی که به نوعی با آنجا سرو کار داشته، و کار آموزش قرآن را به عهده داشتهاند، اولادههای مقریخانه میگفتهاند. اینها، خودشان چند اولاده هستند. ما از آبفروشها هستیم که در لفظ محلی به اُوفروشها معروفیم. آبفروشی در قدیم، شغل رایجی بوده. عدهای کارشان این بوده که آبِ خوردن خانوادهها را تأمین میکردهاند.
چهار نسل قبل، بزرگترِ این خانواده، شخصی بوده به نام سرور وقتی بحث گرفتن شناسنامه و تعیین نام خانوادگی میشود، به اعتبار این که این خانواده، همه فرزندان سرور بودهاند، همین نام را به عنوان فامیلی انتخاب میکنند؛ البته چنانکه در تربت جام رسم است، پسوند احمدی هم به آن اضافه میکنند و میشود سروراحمدی. الان چهار نسل میشود که خانواده ما به عنوان سروراحمدی شناخته میشوند.
چند نسل این خانواده، به موسیقی هم اشتغال داشتهاند؟
آنقدری که من میدانم و آنقدری که از بزرگترها پرسیدهام، موسیقی همیشه در این خانواده بوده؛ هم موسیقی و هم قرائت قرآن.
یکی دیگر از آن اولادههای مقریخانه، آخوندها یا میرزاها هستند. پدربزرگ مادری من، از میرزاها بوده. پدربزرگ پدریام از آبفروشها.
مادربزرگ من، که ما به ایشان ننه کلون میگفتیم، یعنی مادر پدرم، از قاریان زیردست قرآن بود و بیشتر جلسات قرآن زیر نظر ایشان برگزار میشد. ایشان حافظ قرآن هم بودند. هر جا جلسه قرآنی برگزار میشد یا هر جا مکتبخانهای بود و بچهها آموزش قرآن میدیدند، مادربزرگ من، به عنوان معلم قرآن حضور داشت؛ یک زن خودساخته و هنرمند.
مادربزرگم، در چهار سالگی پدرش را از دست میدهد و در شش سالگی مادرش را. پدر مادربزرگم به نام اسماعیل زمانی نوازنده چیرهدست دوتار بوده. این را دایی مادربزرگم حاج غلامعلی میرزااحمدی میگفت که خودش هم از نوازندههای به نام بود. مرحوم پدرم هر جا که یادی از استادان قدیم دوتارنوازی میشد حتما حاج غلامعلی میرزااحمدی را یاد میکرد و تأکید میکرد که فلان مقام را ایشان این طوری مینواخت یا درباره این مقام این نظر را داشت.
مادربزرگم در خانه داییاش، و در این فضا بزرگ شده بود. ایشان همیشه میگفت حاجی دایی، بالاخانهای داشت که خیلی وقتها با مهمانهایشان در همان بالاخانه مینشستند و تا صبح دوتار میزند و آواز میخواندند. میگفت ما بچهها هم گاهی پشت در گوش میکردیم و مقامها را میشنیدیم.
مادربزرگم بعدها که بزرگتر میشود، به گفته خودش پنهانی، دوتار حاجی دایی را بر میدارد و سعی میکند دوتار بزند. حالا تصور کنید آن موقعها که در همه تربت جام چند تایی دوتار بیشتر نبود، این که دختر بچهای دوتار بزرگترش را بردارد و بزند، چه جسارتی میخواسته.
میگفت حاجی دایی یک وقتی که دوتارنوازی من را شنیده بود، با تعجب به خانمش گفته بود «این فخری است که دارد دوتار میزند؟ چه خوب میزند» همین گفته حاجی دایی، باعث شده بود تا مادربزرگم، بتواند بعد از آن، با خاطر آسوده دوتارنوازی را یاد بگیرد.
مادربزرگ من قاری قرآن هم بود. صوت بسیار زیبایی داشت. ما نوارهای قرآنخوانی ایشان را داریم. باور کنید همین حالا هم که گاهی آنها را گوش میکنم، ناخواسته گریهام میگیرد. ایشان قرآن را با صوت بسیار زیبا تلاوت میکرد.
علاوه بر این، ایشان به برکت حفظ قرآن، حافظهای بسیار قوی داشت. نغمههای بسیاری را به خاطر داشت که مثلا یک بار در کودکی شنیده بود. دایی پدرم به نام غلامرضا زمانی برادر بزرگتر مادربزرگم، نوازنده بسیار چیرهدستی بوده. مرحوم پدرم همیشه میگفت که دایی من، مقام شاهزمان را بسیار خوب اجرا میکرد.
این فضای خانواده ما بوده است. موسیقی در خون این خانواده است. پدرم، عبدالله سروراحمدی، در چنین فضای خانوادگی رشد کرده بود.
پس هنرمندی ایشان، مدیون فضای خانوادگی است که در آن بزرگ شده بود؟
نه فقط فضای خانواده، بلکه فضای اجتماعی در بروز و رشد هنرمندی آدمها موثر است. در آن زمان در مکتبخانهها قرآن تدریس میشده؛ اما در کنارش گلستان سعدی و غزلهای حافظ هم درس داده میشده. ما در تربت جام مکتبدار صاحب نامی داشتهایم به نام حاج محمد ابراهیم موذناحمدی؛ ایشان مشهور بوده به آخوند حاجی. مادربزرگ بنده، درس قرآن و مشق موسیقی را در مکتب خانه ایشان فرا گرفته بود. همیشه هم تعریف میکرد که آخوند حاجی، هر غزل حافظ را با یک مقام دوتار، میخواند. این فضای تعلیم و تعلم در آن سالها بوده. در این فضا طبیعی است که موسیقی گل میکند و میشود یک امر رایج در زندگی روزمره. آنقدر که خانمها هم اهل موسیقی باشند. موسیقی خانمها در منطقه جام، موسیقی ریشهداری است. نمونهاش مادر استاد عبدالله سروراحمدی که مادر بزرگ من باشد. مادربزرگم از کودکی دوتارنوازی کرده بود. البته در سنین میانسالی دچار حادثه شده بود و دستش آسیب دیده بود. برای همین هم مقداری از قدرت نوازندگیاش را از دست داده بود. اما مقامها را خیلی خوب میشناخت و جزئیاتشان را میدانست. ما بسیاری از مقامهایی را که به عنوان سند ثبت و ضبط کردهایم، با صدای ایشان است. این گنجینهای است که ما هنوز هم هر بار که به آن رجوع میکنیم، دست پر برمیگردیم…
دوتارها را آن موقعها، کولیها میساختهاند. اینها اقوامی بودند که میآمدند و اطراف شهر چادر میزدند.هنوز هم هستند. اینها اساسا صنعتگرند. مادربزرگم تعریف میکرد که دوتارش را همین اقوام برایش ساخته بودند. میگفت من هم در عوض آن، روی چند تا پرده برایشان گلدوزی کردم.
مرحوم پدر تعریف میکرد که دوتار در قدیم خیلی کم بود و هر کس دوتاری داشت، توی صندوقی در پستو، نگهداری میکرد. میگفت من دوتار مادرم را که در پستوخانه نگهداری میشد، پیدا کردم. بعد به دور از چشم مادر، شروع کردم به دوتار زدن. میگفت هر وقت فرصتی میشد و میدانستم کسی حواسش به من نیست، خودم را به دوتار میرساندم و دوتار میزدم. میگفت مادرم در این تصور بود که من یواشکی در پستو، خودم را شکمبه قورمه میرسانم. برای همین دقیق شده بود تا ببیند، پسرش چکار میکند. بعد که فهمید من کاری با شکمبه قورمه ندارم، یک روز گفت خب حالا بنشین و دوتار بزن ببینم چی یاد گرفتهای. وقتی پنجهای زدم، راهنماییام کرد که دوتار را این طوری در دست بگیر و اینطوری پنجه بزن و…
بابا میگفت به کمتر از یک ماه، دیگر جوری صدای دوتار در میآمد که هر کس میشنید میدانست که یک آدم کاربلد، دارد دوتار میزند. میگفت بعد از آن مادرم، هر وقت که مجلسی بود، یا مهمانی داشتیم، یا چند نفری که دور هم جمع میشدند، مرا صدا میزد تا بیایم و دوتار بزنم. میگفت من را مینشاندند روی درطاقی و میگفتند بزن.
نوازنده بزرگی که هنرش را از مادرش به ارث برده بودسعید سروراحمدی پسر عبدالله سروراحمدی
مرحوم سروراحمدی، از چه استادان دیگر بهره برده بود؟
پدرم از هر استادی که در آن روزگار بوده، چیزی آموخته بود؛ بویژه از حاج غلامعلی میرزااحمدی که گفتم دایی ایشان بود، عبدالکریم دوستکاماحمدی که استاد آواز بود و اسدالله اسدی که مشهور بود به اسدالله قرایی.
بابا میگفت آن سالها، در هر مجلسی که بود شرکت میکردم تا ببینم استادان، چطور دوتار میزنند و مقامها را چطور اجرا میکنند. پدرم، هنرش را عاشقانه دوست داست و انصافا عمرش را برای این هنر صرف کرده بود.
یک نوازنده دوتار، باید مقامهای بسیاری را یاد بگیرد. یعنی باید به خاطر بسپارد که هر مقام چه بخشهایی دارد، چه اوج و فرودی دارد. از کجا شروع میشود و به کجا ختم میشود. اما مرحوم پدرم، علاوه بر اینها روایتهای مختلف مقامها را هم میدانست. مثلا میگفت، این مقام را فلان استاد، این طوری اجرا میکرد و فلان استاد، این طوری. یا مثلا میگفت در فلان روستا، دوتار نوازی بود که پنجههای کشیدهای داشت و اینطوری پنجه میزد. همه این جزییات را به خاطر داشت.
حاج مرادعلی سالاراحمدی که سال گذشته به رحمت خدا رفت، همیشه از این تلاش پدرم برای آموختن، یاد میکرد. داستانی هم تعریف میکرد که من البته از زبان پدر هم شنیده بودم. استاد سالاراحمدی میگفت که آقای سلیمانی(استاد مرحوم نظرمحمد سلیمانی) میآمد خانه ما برای تمرین موسیقی. پدر شما هم به من گفته بود که هر وقت چنین محفلهایی برپا میشود، به من خبر بده که من هم بیایم. استاد سالاراحمدی میگفت ما در باغهای بالا بودیم. باغهای بالا، باغهایی بوده در حاشیه شهر قدیم تربت جام و حالا جزو شهر شده و همه آن باغها، شده خانه و کوچه و خیابان. همینجا هم که حالا خانه ماست، جزیی از باغهای قدیم شهر بوده. اینجا بخشی از چارباغ قدیم بوده به نام کوچه ماهرخها…
آن وقتها وسط باغهای بالا، یک قلعه قدیمی بوده؛ قلعهای با دیوارهای بلند و درِ بزرگ که شبها، آن را میبستهاند و پشتش سنگ بزرگی میگذاشتهاند تا دزد و راهزنی شبانه به قلعه نیاید. استاد سالاراحمدی میگفت پیغام فرستادم به پدر شما که استاد سلیمانی اینجاست. پدرتان دوچرخهای داشت. در آن سرمای زمستان با دوچرخه خودش را به قلعه رساند که شب را همراه استاد سلیمانی، دوتار بزند. میگفت چند روز کار پدر شما همین بود، صبح برود به کار و زندگیاش برسد و شب بیاید به قلعه تا دوتار بزند.
این صرفا نمونهای از سختکوشیهای عبدالله سروراحمدی است برای اعتلای هنر موسیقی مقامی.
خب ما کارهای مرحوم پدرم را از سالهای پنجاه به این طرف داریم. چهار دهه عمر هنری پدرم، الان ثبت و ضبط شده، هست و میشود آنها را کنار هم گذاشت و مقایسه کرد. نکته اینجاست که وقتی این کارها را میشنویم میفهمیم که هنر پدرم تا آخرین روزهای زندگیاش در حال تعالی بوده. این، خیلی نکته مهمی است. یعنی عبدالله سروراحمدی، تا روز آخر در حال تلاش برای ارتقای هنرش بوده. این طور نبوده که بگوید خب من که در جشنوارههای معتبر رتبه آوردهام، دیگر چکار دارم که یاد بگیرم و همینهایی که یاد دارم کافی است. این هم جزو آن ویژگیهای منحصر به فرد پدرم بود. که با وجود آن که سواد آکادمیک موسیقی نداشت، اما فهم بالایی برای درک و دریافت موسیقی مقامی داشت.
استاد سروراحمدی، چقدر درس خوانده بود؟
پدرم تا ششم قدیم درس خوانده بود. ایشان در همان سالهای جوانی به استخدام شهرداری در آمده بود. شهرداریها در قدیم، همه امورات شهر را به عهده داشتند. تأمین آب شرب هم یکی از این کارها بوده. همین بخش، بعدها از شهرداری جدا شد و شد سازمان آب.
آب شرب شهر، آن موقعها از طریق چاههای عمیق تأمین میشده که هر کدامشان یک موتور دیزل داشتهاند. موتورهای دیزل هم کسی را میخواسته که بطور مرتب آنها را تعمیر و نگهداری کند. پدر بنده برای سالیان سال، کارش این بوده که به این موتورهای دیزلی رسیدگی کند. پدرم البته بعدها به قسمت اداری سازمان آب تربت جام منتقل شد و برای سالها مسئول بخش مشترکین این سازمان بود.
و البته در تمام این سالها در قامت یک هنرمند برجسته موسیقی مقامی هم بود.
اولین اجرای استاد در رادیو خراسان به سال چهل و هشت برمیگردد. اصلا رادیو خراسان در همین حوالی سال چهل و هشت راهاندازی شده. میگفتند برای مراسم راهاندازی رادیو خراسان، یک گروه بازیهای آیینی را از تربت جام دعوت میکنند تا آنجا برنامه اجرا کند. این برنامه شامل دوتارنوازی و آوازخوانی هم بوده. خب پدر هم که نوازنده شناختهشدهای بوده، این گروه را همراهی میکند. یکی از آن اجراها را بعدها در آرشیو صدا و سیما شنیدیم؛ اجرایی است که به نوازندگی پدرم و خوانندگی چهار خواننده؛ استاد غلامعلی پورعطایی، استاد موذناحمدی، استاد ناصر نیکپی و استاد فاروق کیانی.
استاد فاروق کیانی، آن وقتها آواز میخواندهاند؟
بله. این اجرا هنوز هم در آرشیو صدا و سیما هست. اینها اولین اجراهای هنرمندان تربت جام در صدا و سیما بوده. همان زمان خانم فوزیه مجد از طرف بنیاد اشاعه موسیقی ایران، برای کارهای تحقیقاتی درباره موسیقی نواحی، میآمده به مشهد و از آنجا پشتیبانی میشده برای رفتن به شمال خراسان یا شرق و جنوب خراسان. ایشان هم در همین برنامهها اجراهای پدرم را میبیند. این شروع آشنایی خانم مجد با پدرم است که این آشنایی تا سالهای انقلاب، ادامه داشت.
بعد از انقلاب، بخشهایی از موسیقی تربت جام به حاشیه رانده شد اما بخشهایی از این موسیقی بویژه با اتکا به شعرهای عرفانی، توانست خودش را نشان بدهد.
و حتی در جشنواره موسیقی فجر بدرخشد.
بله. بعد از آزمون و خطا کردن در سالهای اول، موسیقی مقامی بخشی از این جشنواره شد و موسیقی مقامی تربت جام هم شد پای ثابت این جشنواره و رتبههای فراوانی هم آورد.
یادم میآید تابستان ۶۷، پدرم با چند هنرمند دیگر، اجرایی داشتند در تهران؛ در جشنوارهای به نام برائت از مشرکین. این شروع یک کار هنری نو بود در موسیقی تربت جام.
فاصله این جشنواره تا جشنواره موسیقی فجر چند ماه بیشتر نبود. در این چند ماه پدرم، گروهی از نوازندههای شهر را تکچین کرد و با آن هوش موسیقایی که داشت آنها را سامان داد تا در جشنواره موسیقی فجر که همه هنرمندان قدر در آن شرکت داشتند، بتواند جایی هم برای موسیقی تربت جام باز کند. گروه شیخ احمد جام، عملا در بهمن ۶۷ شکل گرفت. شروع کار، از چند ماه قبل بود اما اولین اجراهای گروه به همان بهمن ۶۷ میرسد. ۹ نفر عضو این گروه بودند. عبدالله سرور احمدی، حبیب طالباحمدی، غلامحسین غفاری، رمضانعلی نظراحمدی، خداداد قاسمی، احمدرضا امیریعسکری، دادمحمد غمخواراحمدی، حاج رحمتالله خداماحمدی و من.
در آن سال، که گروههای قدر فراوانی در جشنواره حاضر بودند، که یکیاش گروه دکتر مجید تکه از گنبد بود، این گروه، که تازه سینه از خاک کنده بود، توانست مقام سوم گروهنوازی را از خود کند. در همان سال، بابا در بخش تکنوازی، رتبه دوم جشنواره را کسب کرد. مجید تکه، اول شد و پدرم دوم.
این اتفاق در چند سال بعد جشنواره هم رخ داد و گروه ما، همیشه رتبههای نخست را در گروهنوازی به دست میآورد و پدرم در تکنوازی.
پس استاد سروراحمدی، گروهنوازی را در موسیقی مقامی، میپسندید.
بله. گروهنوازی کار تازهای است اما در همان راستای کار قدما در تکنوازی قرار دارد. گروهنوازی، انسجام هم میآورد. گروهنوازی کمک میکند تا جمعی از هنرمندها، اجرای مقامی را به شکل استاندارد، یاد بگیرند. این، خودش چیز کمی نیست. خیلی از مقامها بعد از رواج گروهنوازی، شکل ثابتی پیدا کردند. البته باز همینجا توجه کنید که همان گروهی که در گروهنوازی سوم میشود، در تکنوازی رتبه دوم را به دست میآورد. این نشان میدهد که آن گروهنوازی هم بر مبنا و محور تکنوازی شکل گرفته.
بماند که پدرم، گروهنوازی را زمینهای برای اشاعه موسیقی میدانست و میگفت اگر کسی بضاعت داشته باشد، میتواند از گروهنوازی، خودش را بالاتر بکشد و در تکنوازی تبحر پیدا کند.
در تمام گروهنوازیهای همین گروه شیخ احمد جام، تکنوازی دوتار، محوریت دارد. نوآوری خوب است اما حتما باید در چارچوبهای موسیقی مقامی باشد.
هنر ما تا وقتی ارج و قرب دارد که همان اصالت کهن را داشته باشد و اگر چیزی به شکلی بیضابطه به آن اضافه شد، دیگر آن هویت تاریخی را ندارد. به ویژه اگر آن اضافه شدن از سر فکر و از سر هنرمندی نباشد، حتما محکوم به فناست. میشود همان جریانهایی که چند روزی میآیند و بعد میروند و فراموش میشوند. اما نوآوریهای عبدالله سروراحمدی، همه در چارچوب بافت موسیقی مقامی است.
در یکی از سالها در جشنواره موسیقی فجر، پدرم اجرایی داشت از مقام «الله هو». آنجا در اوج الله هو، بخشی از مقام را، را تک سیم اجرا کرد. ریتم و ملودی سرجایش بود اما، تک سیم اجرا شد. این نوآوری جالب توجهی بود. هشت، ۹ تا ساز ناگهان سکوت میکردند تا یک سیم، حرف بزند. خب این نوآوری است. هنرمندانه هم هست؛ هوشمندانه هم هست. برای همین، شانس بقا دارد.
اما الان موسیقی مقامی دارد تحریف میشود. همین حالا بعد یکی دو نسل، هنرجوها، چیزی برای یاد گرفتن ندارند. این، محصول همین نوآوریهای بدون پشتوانه است. آنهایی که به جای ارایه هنر اصیل، دنبال نوآوری هستند، اینها به نظر من، شاگردی نکردهاند. مرحوم پدرم همیشه میگفتند شاگردی کردن، استخوان خرد کردن است. به یک ماه و یک سال نمیشود، شاگردی کرد.
متاسفانه، ناهنجاریها، رسم شده. این روزها ما هم در تربت جام وقتی دوتار بدون کمانچه، دوتار بدون سنتور، میبینیم، چشممان روشن میشود.
یکی از دوستان ما در اینستاگرام به فرزند یکی از استادان اعتراض کرده بود که این کارهایی که شما در موسیقی انجام میدهی، با روح موسیقی تربت جام، سازگار نیست. میدانید او به این دوست ما چه گفته بود؟ گفته بود شما تربت جام را خیلی جدی گرفتهاید!
تربت جام، خاک ماست. ریشههای ما اینجاست. فرزند یک استاد موسیقی مقامی، کسی که باید میراثدار پدرش باشد، این حرف را میزند؟ آخر کدام درخت بدون ریشههایش زنده میماند که ما بمانیم؟
درختهایی هستند که ریشهشان در خاک نیست. ریشههایشان بیرون از خاک است. جزر و مد که میشود، آب اینها را میبرد و میآورد. این سرنوشت همان آدمی است که ریشههایش در خاک نباشد. آدم نمیتواند همه داشتههایش را بسپرد به دست تلاطمها. تلاطمها آدم را میبرد و معلوم نیست که برمیگرداند یا نه.
به نظرم میشود از نوآوریهای استاد سروراحمدی در موسیقی مقامی تربت جام، به عنوان نوآوریهای معیار و نوآوریهای ماندگار یاد کرد. این ابداعات چه مواردی را شامل میشود؟
پدرم، برخی مقامها را با ظرایفی همراه کرده است. مثلا مقام «دل شیدا». خب این مقامی است که از قدیم به یادگار مانده. یکی از اجراهای قدیم این مقام هم با دوتار پدرم هست و خوانندگی استاد نظرمحمد سلیمانی.
با خوانندگی نظرمحمد؟
بله. این اجرا، هست. دیگران هم این مقام را اجرا کردهاند. اما مرحوم پدرم میگفت، من نقایصی را در بخشی از این مقام حس کردم. حس کردم، اوج در این مقام، باید شکل دیگری داشته باشد. الان اگر مقام دل شیدا را بشنوید، حتما میگویید خب این که همیشه همینطور اجرا میشده. در حالی که اینطور نیست. عبدالله سروراحمدی، با آن نگاه هنرمندانهاش، اوجی برای مقام دل شیدا خلق کرد که چون بسیار هنرمندانه است و کاملا در بافت مقام نشسته، الان که میشنوید، نمیتوانید باور کنید، اوج در این مقام، پیش از این، شکل دیگری داشته. پدرم از این دست نوآوریها، فراوان دارد. او اگر به شدت برای اصالت مقامها حرمت قایل بوده اما هنرمندیهای فراوانی هم به خرج داده و تغییراتی در برخی مقامها به وجود آورده.
مقامی داریم به نام «سرحدی مرحبا». این مقام اوج نداشت. بابا برایش اوج ساخت. اینها فقط در قطعات سازی نبوده. گاهی بابا در مقامهای آوازی هم نوآوری کرده. مثلا مقامی داریم به نام حاجی میریحیی. بابا میگفت من دیدم این مقام خیلی ساده است. آمدم و برایش دو تا اوج ساختم؛ یک اوج پایینپرده و یک اوج بالاپرده.
علاوه بر اینها پدر مقامهایی هم ساخته. یعنی از ابتدا تا انتهای آن را، بابا خلق کرده؛ مثل مقام سودای گل. این مقام در جشنواره موسیقی فجر هم اجرا شده. یا مقام «تیر مژگان». ۱۵ تا ۲۰ مقام هست که همهشان را بابا ساخته. همه اینها در همین بستر موسیقی مقامی خلق شده و خارج از چارچوبهای آن نیست. این نکته مهمی است.
علاوه بر اینها، بابا اولین کسی است که از چوب عناب برای دسته دوتار استفاده کرده. من ندیدهام که قبل از بابا، کسی از چوب عناب در ساخت دوتار استفاده کند. هنر استاد عبدالله سروراحمدی در ساخت دوتار، خودش یک بحث مهم است. مطمئنم اگر یک شب، سر شب بنشینیم به حرف زدن درباره هنرمندیهای پدرم در ساخت دوتار، تا خود صبح، حرف برای گفتن داریم.
* در این جا اجرای مقام اشترخجو توسط استاد عبدالله سروراحمدی را بشنوید.
هالیوود ریپورتر گزارش داد فیلیپ زدار یکی از اعضای خانه موسیقی فرانسه بر اثر سقوط از یک پنجره درگذشت. وی ۵۰ ساله بود. تنها خبری که درباره این اتفاق منتشر شده از سوی مدیر برنامههای وی است که به گفتن این اکتفا کرده که وی با سقوط از پنجره یکی از طبقات بالای ساختمانی مرتفع در پاریس جان باخته است.
زدار که از دهه ۱۹۸۰ در صنعت موسیقی فعال بود در سال ۱۹۹۶ با همکاری هوبر بلانش-فرانکارد خانه موسیقی خود را با عنوان «کاسیوس» راهاندازی کردند.
فیلیپ زدار که در جنوب فرانسه بزرگ شده بود و از ابتدا شیفته موسیقی جَز بود، با همکاری جنبش «فرنچ تاچ» آلبوم تحسین شده «پانسول» را سال ۱۹۹۶ منتشر کرد که اکنون به عنوان یکی از نمونههای شاخص موسیقی فرانسه شناخته میشود.
وی از طریق «کاسیوس» در سال ۱۹۹۹ اولین آلبومش را با عنوان «ویرجین» منتشر کرد که در کشورهای دیگر هم با اقبال رو به رو شد. آلبوم دیگری که این خانه موسیقی تولید کرد در سال ۲۰۰۲ با عنوان «صدای خشونت» با حضور استیو ادواردز ساخته شد و جایگاه نخست بیلبورد را کسب کرد.
زدار با چهرههای مشهوری چون فونیکس، کانیه، کت پاور و … کار کرده بود و جدیدترین آلبومی که این خانه موسیقی تهیه کرد، قرار بود جمعه (۲۱ ژوئن) منتشر شود.
گروههای مختلف موسیقی از کانادا تا استرالیا نسبت به فقدان زدار واکنش نشان دادند و از وی به دلیل موسیقی بسیار شگفت و تاثیرگذارش یاد کردند. گروه موسیقی الکترونیک اشتون شافل از استرالیا در تجلیل وی نوشت: این یک فقدان واقعاً تراژیک برای موسیقی است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خرداد هم به روزهای پایانی خود رسید و گروههای موسیقی و خوانندهها در تدارک برپایی کنسرتهای خود هستند تا در نخستین ماه تابستان با مخاطبان و علاقهمندانشان دیدار تازه کرده و برایشان قطعات خاطرهانگیز یا شاید جدیدی را اجرا کنند.
دوستداران موسیقی با هر سلیقهای این روزهاT دست پری برای انتخاب دارند و میتوانند در کنسرت خواننده مورد علاقهشان حضور پیدا کنند. از پاپ گرفته تا کلاسیک، سنتی و … طرفداران همه سبک موسیقی حق انتخاب دارند.
به جز شهر تهران، ساکنان شهرهای دیگر ایران نظیر شیراز، ایلام، لاهیجان و … میتوانند از این هفته به کنسرت به عنوان یکی از گزینههای مناسب برای تفریح فکر کنند.
در این میان بازار موسیقی پاپ طبق روال همیشه داغتر از سایر گونههاست و خوانندگان این سبک کنسرتهای متعددی را در سراسر ایران برگزار خواهند کرد، در تیر شاهد برگزاری بیش از ۴۰ کنسرت موسیقی پاپ در نقاط مختف ایران هستیم و دلیل آن هم علاقهمندی مخاطبان به این سبک موسیقی است و شاید بیراه نباشد که تعداد اجراهای مجوز گرفته این سبک در مقایسه با سایر سبکها طبق آمار دفتر موسیقی وزات فرهنگ و ارشاد اسلامی بیشتر شده است، اما با این حال برای حفظ جایگاه و ارزش موسیقی کشور مسلما نیازمند توجه به گونههای دیگر هم هستیم.
البته موسیقی پاپ با حواشی بسیاری هم دست و پنجه نرم میکند و به همین دلیل خوانندگان پاپ حسابی زیر ذرهبین قرار گرفتهاند. پس از موسیقی پاپ، موسیقی نواحی با پنج اجرا بیشترین میزان را در اختیار دارد و سپس نوبت به موسیقی سنتی و کلاسیک میرسد که طرفدارانشان باید فرصت را غنیمت شمرده و تا پایان تیر از دو کنسرتی که برگزار خواهد شد کمال استفاده و لذت را ببرند.
از میان خوانندگان هم احسان خواجهامیری، بابک جهانبخش، محمدرضا گلزار، علیرضا قربانی و سالار عقیلی از جمله چهرههای شاخصی هستند که روی صحنه میروند.
نکته جالب توجه دیگر در کنسرتهای تیر، جای خالی موسیق تلفیقی است که همواره دارای یک نماینده در کنسرتهای هر ماه بوده است، همچنین باید دید که افزایش قیمت بلیتها در واکنش به واگذاری ۱۰ درصد از درآمد حاصل از کنسرتها به دولت تا چه اندازه بر استقبال مردم از این رویداد هنری تاثیر میگذارد. البته تا امروز بلیت بسیاری از کنسرتهای تیر تمام شده است، در ادامه بر جزییات کنسرتهای موسیقی در تیر ماه مروری خواهیم داشت.
نام خواننده
سبک
مکان برگزاری
جزییات
نوستالژی زنده یاد ناصر چشم آذر
پاپ
برج میلاد
این کنسرت روز اول تیر، ساعت ۲۱:۳۰ برگزار میشود.
امید حاجیلی
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
علاقهمندان میتوانند اول تیرماه ساعت در دو سانس ۱۹:۳۰ و ۲۲:۱۵ از این کنسرت بهره ببرند. او ششم تیر در هشتگرد ۹ تیر هم در سالن میلاد روی صحنه میرود.
محسن ابراهیمزاده
پاپ
برج میلاد
این خواننده دوم تیر در ساعتهای ۱۸:۳۰ و ۲۱:۳۰ روی صحنه میرود. ابراهیمزاده همچنین سوم تیر در ایلام و چهارم تیر در کرمانشاه کنسرت دارد. او ۱۱ تیر هم در سالن میلاد روی صحنه حاضر میشود.
بهنام بانی
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این خواننده روز دوم و سوم تیر ساعت ۱۹:۳۰ و ۲۲:۱۵ کنسرت برگزار میکند. او همچنین ۹ تیر در قزوین، ۱۴ تیر در لاهیجان و ۱۶ تیر در بندعباس روی صحنه میرود.
گروه بهارآفرین و مانتره
پاپ
فرهنگسرای نیاوران
این کنسرت ویژه بانوان روزهای دوم و سوم تیر ساعت ۲۱ برپا میشود. این گروه روز ۳۱ تیر هم کنسرتی خواهند داشت.
ایهام
پاپ
برج میلاد
ایهام روز جمعه چهارم و ۱۴ تیر ساعت ۱۸:۳۰ و ۲۲ با طرفدارانش دیدار میکند.
بابک جهانبخش
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این خواننده روز پنجم تیر در دو سانس ۱۹:۳۰ و ۲۲:۱۵ روی صحنه حاضر میشود.
گروه جام و دختران دریا
پاپ
فرهنگسرای نیاوران
پنجم تیر، ساعت ۲۱ بانوان میتوانند از این کنسرت لذت ببرند.
سیمین غانم
پاپ
تالار وحدت
این هنرمند روزهای ششم، ۱۴ و ۲۱ تیر ساعت ۱۴ روی صحنه میرود.
محمدرضا گلزار
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این کنسرت ششم تیر ساعت ۱۹:۴۵ و ۲۲:۳۰ برپا میشود.
چارتار
پاپ
برج میلاد
این گروه ۱۰ تیر در دو سانس ۱۸:۳۰ و ۲۱:۳۰ روی صحنه میرود. همچنین ۲۱ تیر کنسرت دیگری در این سالن برپا میکند، روز ۱۳ و ۱۴ تیر هم در تالار حافظ با طرفدارانشان دیدار میکنند.
نیما رئیسی
پاپ
تالار وحدت
این کنسرت ۱۰ تیر ساعت ۲۱:۳۰ برگزار میشود.
علیرضا طلیسچی
پاپ
برج میلاد
این خواننده ۱۲ تیر در ساعت های ۱۸ و ۲۱:۳۰ روی صحنه میرود، او همچنین سوم تیر در همدان کنسرت برگزار میکند.
فریدون آسرایی
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
۱۲ تیر ساعت ۱۹:۴۵ و ۲۲:۳۰ می توانید از این کنسرت لذت ببرید.
حجت اشرفزاده
پاپ
سالن اسپیناس
اشرفزاده ۱۴ تیر در ساعت ۱۸:۳۰ روی صحنه میرود. او همچنین سوم تیر در زرند و چهارم تیر در رفسنجان اجرا دارد.
هورش بند
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این گروه روز ۱۶ تیر ساعت ۱۹:۳۰ و ۲۲:۱۵ اجرا دارد. آنها پنجم تیر در مراغه و ۱۷ تیر در گیلان، ۲۴ تیر در سردشت و ۲۵ تیر در بوکان کنسرت دارند.
گروه رخساره
پاپ
فرهنگسرای نیاوران
۱۶ و ۱۷، ساعت ۲۱ بانوان میتوانند از این کنسرت بهره ببرند.
مهدی احمدوند
پاپ
برج میلاد
این خواننده ۱۷ تیر ساعت ۱۸:۳۰ و ۲۱:۴۵ روی صحنه میرود.
فرزاد فرزین
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
فرزین روز ۱۷ تیر ساعت ۲۰ و ۲۲:۳۰ روی صحنه میرود.
محسن میرزازاده
پاپ
تالار وحدت
این خواننده روز ۱۷ تیر ساعت ۲۱:۳۰ برای طرفدارانش اجرا میکند.
رستاک حلاج
پاپ
برج میلاد
کنسرت این خواننده ۱۸ تیرساعت ۱۸:۳۰ و ۲۱:۳۰ برگزار میشود.
سامان جلیلی
پاپ
برج میلاد
این کنسرت روز ۱۹ تیر ۱۸:۳۰ و ۲۱:۳۰ برپا خواهد شد.
فرج علیپور
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این کنسرت ساعت ۲۲:۳۰ روز بیستم تیر برگزار میشود.
داریوش دهری
پاپ
فرهنگسرای نیاوران
کنسرت آذری دهری روز ۲۴ تیر ساعت ۲۱ میزبان علاقهمندان است.
سیاوش بالاهنگ
پاپ
پردیس تئاتر تهران
این خواننده روز ۲۷ تیر ساعت ۱۸ روی صحنه میرود.
پازل بند
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این گروه ۲۷ تیر ساعت ۱۹:۴۵ و ۲۲: ۳۰ روی صحنه میرود. آنها ۹ تیر در علی آباد کنسرت دارند.
احسان خواجهامیری
پاپ
سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی
این خواننده روز ۳۰ تیر ساعت ۱۹:۳۰ و ۲۲ روی صحنه میرود.
ماکان بند
پاپ
مجتمع ستارگان
این گروه اول تیر در اراک کنسرت دارد و سپس ۱۰ تیر در ساوه، ۱۵ تیر در سیرجان و ۱۶ تیر در کرمان کنسرت برگزار میکند.
سینا شعبانخانی
پاپ
فرهنگسرای اندیشه
این هنرمند ۱۴ تیر در محلات روی صحنه میرود.
علیرضا قربانی
سنتی
کاخ سعدآباد
کنسرت بامن بخوان قربانی از چهارم تا ۱۴ تیر ساعت ۲۱ برپا میشود.
سالار عقیلی
سنتی
سالن نگین
این خواننده چهارم تیر در زاهدان و ۱۳ تیر در نشتارود کنسرت دارد.
ارکستر پایتخت و گروه کر تنال
کلاسیک
تالار وحدت
سه شنبه ۱۱ تیر ساعت ۲۱:۳۰ این کنسرت برگزار میشود.
ارکستر سمفونیک تهران
کلاسیک
تالار وحدت
۱۲ و ۱۳ تیر ساعت ۲۱:۳۰ مهمان این کنسرت به رهبری شهرداد روحانی باشید.
ناصر وحدتی
نواحی
تالار وحدت
این کنسرت ۱۶ تیر ساعت ۲۱:۳۰ برگزار میشود.
بیژن کامکار و کاوه سپندار
نواحی
تالار وحدت
کنسرت کردی و سنتی این دو هنرمند روز ۱۹ تیر ساعت ۲۱:۳۰ برپا خواهد شد.
گروه آوای تبری
نواحی
تالار وحدت
این کنسرت ۲۲ تیر ساعت ۲۱:۳۰ پذیرای علاقهمندان است.
گروه آلنام
نواحی
تالار وحدت
ارکستر آلنام با صدای جاودانه ودود موذن و رهبری وحید علیپور ۹ تیر ساعت ۲۱:۳۰ برپا میشود.
خالق آهنگ خاطرهانگیز «چشمات»، ۴۰ روز پیش در ۲۶ اردیبهشت بر اثر بیماری، چشمانش را از این دنیا فروبست و امروز جمعه ۳۱ خرداد، مراسم گرامیداشت چهلمین روز درگذشت بهنام صفوی در شاهینشهر اصفهان برگزار شد. در این آئین، مسئولان شهرستان شاهینشهر و میمه در کنار مردم، با خانواده این هنرمند ابراز همدردی کردند.
بهنام صفوی، آهنگساز و خواننده جوان کشورمان، از سال ۱۳۹۲ درگیر بیماری تومور مغزی بود. آخرین آلبوم حرفهای او با نام «معجزه» در سال ۹۵ منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ویدئوی اجرای زنده دکتر نوید مدینهای در بیمارستان شهید مدنی تبریز در روزهای گذشته مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفت و چند برنامه تلویزیونی نیز اقدام به پخش این ویدئو کردهاند تا بازتابهای این اجرا بیشتر و بیشتر شوند.
این پزشک با اجرای قطعه «آیرلیق» که از آثار فولکلور موسیقی آذربایجان است برای بیمارش که همارهی ندارد، در تلاش برای بهبودی اوضاع روحی وی برای ادامه درمانش بود و این موضوع بازتابهای مختلفی را برای این پزشک در پی داشت.
دکتر نوید مدینهای در نخستین اظهارنظر رسمی درباره این ویدئو و پیشینه موسیقایی خود میگوید: «ویدئوی مورد نظر تنها برای خوشحال کردن یکی از بیمارانم به صورت کاملا دلی اتفاق افتاد و پس از انتشار آن در صفحه شخصی خودم، به یکباره به شدت در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفت و خودمان هم از میزان توجه به این ویدئو شگفتزده شدیم.»
این رزیدنت بیماریهای قلب و عروق در ادامه گفت: «به هر حال شرایطی که در آن لحظه از تنهایی بیمارم دیدم باعث شد آن اتفاق بیفتد و از اینکه توانستم اندکی احوالات روحی بیمارم را بهتر کنم، احساس خوبی داشتم.»
مدینهای با اشاره به سابقه هنری خود در حوزه موسیقی، گفت: «اولویت زندگی من تحصیلاتم در حوزه پزشکی است و سالهای زیادی برای آن وقت و انرژی صرف کردهام. ولی در کنار آن به دلیل علاقه قلبیام به موسیقی ۵سال سهتار زدهام. سه سال آواز ایرانی کار کردهام و دوره کامل ردیفهای موسیقی ایرانی را نیز گذراندهام. چند سالی است در حوزه پاپ شروع به کار کردهام و به مرور در تلاشم با کسب تجربه در این حوزه بتوانم آثارم را منتشر کنم. به هر حال با توجه به وقتگیر بودن فعالیتم در حوزه پزشکی تلاشم این است که در ابتدا تحصیلاتم را به حد اعلی برسانم و سپس در زمینه موسیقی به صورت جدی فعالیت کنم.»
ویدئوی این اجرا را در ضمیمه این خبر میتوانید ببینید.
فرهنگسرای نیاوران روز جمعه ۳۱ خرداد ماه میزبان برنامهای بود که در آن کتابهای «ده قطعه برای تار» و «پارتیتور دست نویس نی نوا» اثر حسین علیزاده رونمایی شد. در این مراسم چهرههای شناخته شدهای از میان اهالی موسیقی حضور داشتند. حسین علیزاده در این مراسم صحبتهای مهمی بر زبان راند که محوریتش لزوم پرداختن به موسیقی و دوری از حاشیهها بود. بر آن شدیم تا متن کامل صحبتهای این آهنگساز و نوازنده تاثیرگذار در موسیقی ایران را در اینجا منتشر کنیم.
در ادامه متن کامل سخنرانی حسین علیزاده در مراسم رونمایی از تازهترین کتابهایش را میخوانید:
وقتی اینجا ایستادهام و سخن میگویم انگار در جمع خانواده خودم هستم. همیشه گفتهام که صحنه امنترین جایی است که من رویش پا میگذارم و اینجا امنترین جمعی است که وقتی در حضورشان هستم، کسانی را میبینم که جملگی در این آثار سهیم هستند.
همیشه گفتهام که صحنه امنترین جایی است که من رویش پا میگذارم و اینجا امنترین جمعی است که وقتی در حضورشان هستم، کسانی را میبینم که جملگی در این آثار سهیم هستند.
در تمام این سالها همیشه فکر میکردم که چقدر خوب است وقتی ما اهل موسیقی با هم مینشینیم از ناامیدیها حرف نزنیم. معمولا از اوضاع بد موسیقی و مجوزهایی که دیر صادر میشوند و دیگر اتفاقهای بدِ حوزه موسیقی حرف میزنیم. چند بار در خانه موسیقی گفتم که ما کی درباره پرواز خیالمان با هم صحبت میکنیم؟
حسین علیزاده: نمیتوانیم به عنوان هنرمند مانند ضبط صوت عمل کنیم
من به شخصه هیچ وقت رغبتی برای شرکت در هیچ مسابقهای نداشتهام. وقتی شما ابراز عشق کنید، مسابقهای در کار نیست. یعنی ما میخواهیم چیزی را توصیف کنیم، که از نسل گذشتهمان یاد گرفتهایم. من که نمیتوانم با نسل قبل از خودم مسابقه بدهم یا حتی با نسل بعد از خودم. من همیشه احساس تنهایی دارم. با دوستانی که از بچگی با هم بزرگ شدیم چرا وقتی همدیگر را میبینیم فقط درباره گلایهها و مشکلات صحبت میکنیم و برای اینکه حرفهای عمیق نزنیم، حرفهای سطحی میزنیم.
ما موسیقیدان هستیم و در این چهل سال با تمام بدرفتاریهایی که به موسیقی شده و به آن اعتراض داریم؛ نگذاریم فرصت رابطه حسی و قلبیمان را از ما بگیرند. این نکتهای است که در اختیار ماست. ربطی به این دولت و آن دولت ندارد. ما که بلدیم بگوییم «دوستت دارم» گفتن این حرف هم ممنوع نیست.
امروز بانوان در رشتههای مختلف بسیار فعال شدهاند و ما میبینیم که چقدر در کارشان عالی هستند. بانوان بسیاری هستند که در سطح بسیار بالایی نوازندگی میکنند و این اتفاق علیرغم تمام محدودیتها شکل گرفته است. در زمینه آواز هم همینگونه است ولی متاسفانه صدای این بانوان آوازخوان را در مکانهای عمومی نمیتوانیم بشنویم اما به صورت خصوصی صدای این بانوان را زیاد میشنویم.
وقتی درآمد مالی چیزی زیاد باشد، یعنی تبلیغات زیادی هم برایش شده است. بچهای که تازه به دنیا آمده است هم با مزه کوکاکولا آشناست. تقریبا در تمام دنیا هر روز کوکاکولا را تبلیغ میکنند. این برند جزیی از فرهنگ جهانی شده است.
ما تبلیغات لازم برای فرهنگ اصیل مان را نداریم. شبکههای تلویزیونی هر روز و هر ساعت مشغول تبلیغ مسائل مالی هستند. هر روز به مخاطب میگویند که اگر این کار را بکند، فلان چیز را برنده میشود و تمام بحثها درباره مادیات است. بیشتر بحثهای ما هم درباره این است که فلان کنسرت چقدر فروخت و فلان اجرا چقدر درآمد داشت.
من ندیدم در مطالبی که درباره موسیقی نوشته میشود، به خودِ موسیقی پرداخته شود. تقریبا همهاش درباره حاشیههاست. البته خبرنگاران ما باید آگاهی موسیقیشان بالا باشد و شاید به این دلیل به خودِ موسیقی نمیپردازند که آگاهی لازم را در این زمینه ندارند.
ما ناامید نشویم برای اینکه در جامعه ما امثال این جمعی که امروز در اینجا هستند، زیاد داریم. ما هیچ امکانی برای تبلیغ نداریم. خیلی هم نمیخواهیم در این مسیری برویم که دیگران میروند. گاهی به عنوان یک وسیله خوب از آن استفاده میکنیم اما معمولا از آن دوری میکنیم.
من خیلی امید دارم. پنجاه سال مشغول تدریس موسیقی بودهام، در کنارش هم فعالیتهای دیگری داشتهام. باید بگویم که اصالا از این جامعه ناامید نیستم. در کشوری که موسیقی اینقدر تحت فشار بوده است، به راستی که موسیقی جُنب و جوش زیادی دارد و در میان جوانان و نوجوانان استعدادهای زیادی دیده میشود.
من نه مسئولم و نه وزیرم، اما باید بگویم که یک تاروپودی که هدفش بسیار والاست شکل گرفته است. از نظر اقتصادی اگر بخواهیم به این جریان نگاه کنیم شاید برخی فکر کنند که اینها عقل ندارند، چون از نظر اقتصادی اصلا درآمدی ندارد.
اما فقط مسائل مالی مهم نیست. اگر فلان کار درست است، آن را انجام میدهیم. اگر بگویند که کاغذ خیلی کم است و اگر مجبور باشیم روی کف دستمان مینویسیم.
ما وقتی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی کار میکردیم وظیفه داشتیم که تمام آثار گذشتگان را یاد بگیریم و در دستورالعملمان داشتیم که باید ۱۱۰ قطعه را از حفظ بتوانیم اجرا کنیم. در عین حال باید تمام ردیفها را هم کار میکردیم و البته کار میکردیم.
وقتی در زندگی شخصیام دگرگونیهایی به وجود میآمد، خب من چطور باید آن دگرگونی را تعریف میکردم؟ باید پیشدرآمد درویشخان میزدم؟ البته آن را هم خوب بلد بودم اما سوال این بود که سهم من از این زندگی چیست. باید زندگی خودم را تعریف میکردم.
درویشخان یک سهمی داشته و آن را ارائه کرده است. پس من هم باید سهم خودم را میداشتم.
اتفاقا کسانی که با تعصب به گذشته نگاه میکنند، این سنت و این گذشته را به خوبی نمیشناسند. ما باید گذشتگان را چراغ راه آیندهمان بکنیم. هر پدیدهای که به وجود میآید، زمینههای درونی ماست. ما به عنوان هنرمند نمیتوانیم زمینههای درونیمان را پاک کنیم و به صورت ضبط صوت عمل کنیم.
متاسفانه نگاه غلطی در چند دهه پیش به وجود آمد و آن هم این بود که ما فقط باید تکرار کنندهی گذشتگان باشیم. اتفاقا کسانی که با تعصب به گذشته نگاه میکنند، این سنت و این گذشته را به خوبی نمیشناسند. ما باید گذشتگان را چراغ راه آیندهمان بکنیم.
هر پدیدهای که به وجود میآید، زمینههای درونی ماست. ما به عنوان هنرمند نمیتوانیم زمینههای درونیمان را پاک کنیم و به صورت ضبط صوت عمل کنیم. اگر هوشیار باشیم میفهمیم که هنرمندان قدیمی چه کردهاند و هوشیارانه از داشتههای گذشتهمان استفاده میکنیم.
آثاری که به عنوان ۱۰ قطعه منتشر شدهاند، از قدیم بعد از وزیری من از اولین کسانی بودم که قطعههایم را نامگذاری میکردم. نامگذاریها مربوط به اتفاقهای همان روز و همان زمانی است که آن قطعه ساخته شده است.
وقتی که قطعه «هجران» را ساختم ایران نبودم. وقتی که خیلی دلم گرفته بود و خیلی دلم برای لطفی تنگ شده بود، ساز را دستم گرفتم، پیشتر هم قطعهی «به یاد عارف» اثر لطفی را گوش کردم؛ وقتی که دلتنگیام زیاد شده بود قطعهی «هجران» را برای لطفی ساختم. بعدها به او اصرار کردم که این قطعه را تمرین کن تا حداقل اگر خواستند که این قطعه را اجرا کنی، بتوانی آن را بزنی، اما تنبلی کرد و این کار را نکرد.(میخندد، خندهای که با بغض همراه است.)
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مرکز موسیقایی «ماوا» که چندی پیش آلبوم «حالا که میروی» را با صدای محمد معتمدی عرضه کرده است، به زودی قطعاتی عاشقانه با صدای رضا صادقی، علی لهراسبی، نیما علامه و چند خواننده دیگر منتشر میکند.
در تولید این قطعات سعی شده تا به لحظات ناب زندگی و نقاط قوت یک زندگی مشترک و متعهدانه پرداخته شود تا در موقعیتهای حساس زندگی بتواند در دلگرمی و تحکیم روابط عاشقانه اثرگذار باشد.
تاکنون ۷ قطعه عاشقانه تولید شده است، ترانه این قطعات را روزبه بمانی، سعید پاشازاده، یاحا کاشانی، علیرضا طلیسچی، حامد صیفیپور و محسن حق نظری سرودهاند که با صدای رضا صادقی، علی لهراسبی، نیما علامه، علی اکبرقلیچ، روحالله چهره افروز، حسین حقیقی و شاهد صادقپور خوانده شده است.
قرار است این قطعات چهارشنبههای هر هفته در فضای مجازی با هشتک #باهم_تا_همیشه منتشر شود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عاشیق حیدر محمودی از نوازندگان و هنرمندان شناخته شده منطقه همدان در سن ۷۵ سالگی دار فانی را وداع گفت. این هنرمند یکی از تأثیرگذارترین و برجستهترین هنرمندان عرصه هنر عاشیقی در ایران بود.
زندهیاد حیدر محمودی، متولد روستای نوآباد از توابع شهرستان کبودرآهنگ استان همدان بود و هفتمین نسل از سلسله یک خانواده عاشیقپرور به شمار میآمد. پدر این هنرمند، عاشیق مولا نام داشت که حدود ۵۰ سال نوازندگی میکرد. پدر بزرگش هم عاشیق حسین نام داشت و جدش عاشیق محمود انصاری هم حدود ۴۰ سال عاشیق بود.
حیدر محمودی، هنر عاشیقی را از هجدهسالگی آغاز و بیش از نیم قرن، چون ستونی استوار هنر عاشیقی را در استان همدان و نواحی مرکزی ایران زنده و پویا نگه داشت. حیدر محمودی نهتنها در محیط عاشیقی قم، ساوه، همدان بلکه در سراسر ایران هنرمندی استثنایی به شمار میرفت. او به ۳۶ داستان عاشیقی و کلیه مقامهای عاشیقی همدان تسلط داشت.
دیو بارتلومیو یکی از غولهای عرصه موسیقی شهر نیواورلینز و پیشگام موسیقی راک اند رول که در طول مسیر حرفهای کاری خود آهنگهای شناختهشده بسیاری را تولید کرد، در ۱۰۰ سالگی چشم از جهان فروبست.
بارتلومیو که عضو تالار مشاهیر آهنگسازان و تالار مشاهیر راک اند رول بود، یکشنبه در بیمارستانی در حومه شهر نیواورلینز از دنیا رفت.
بزرگترین پسرش دیو بارتلمیو جونیور گفت: «بدنش از کار افتاد. پدر ۱۰۰ سال و شش ماه داشت.»
بارتلمیو از دوران کودکی ترامپت مینواخت و پیش از جنگ جهانی دوم هم رئیس یک گروه موسیقی و آهنگساز بود. او یکی از نخستین ستارههای موسیقی راک و مخصوصاً عرصه موسیقی شهر نیواورلینز بود. در تمام دهههای پنجاه و شصت میلادی عملاً هر کسی که میخواست در نیواورلینز موسیقی ضبط کند زمانی را به اجرای آهنگهای بارتلمیو یا کار کردن با او در استودیو اختصاص میداد.
فروش بینالمللی این هنرمند در نهایت به ۶۰ میلیون نسخه رسید. شهرت اصلی او در همکاری با فتس دومینو به دست آمد.
او در سال ۲۰۱۰ در مصاحبهای با تایمز گفته بود: «راستش ما هرگز در استودیو کنار هم ننشستیم تا آهنگ بنویسیم. فقط موسیقی مینواختیم. یادم میآید یک بار بیرون رفتیم و کسی گفت «نگذار آن سگ گازت بگیرد» و ما به استودیو برگشتیم و همان را داخل یک آهنگ گذاشتیم.»
البته کار بارتلومیو بسیار فراتر از همکاری او با دومینو بود که در سال ۲۰۱۷ درگذشت. از جمله هنرمندانی که او با آنها همکاری کردند میتوان به الویس پرسلی، چاک بری، لوید پرایس، دیو ادموندز و جان لنون اشاره کرد.