مدیر دفتر موسیقی ارشاد از چند هنرمند فعال موسیقی قدردانی کرد
مدیر دفتر موسیقی ارشاد از چند هنرمند فعال موسیقی قدردانی کرد
به گزارش خبرنگار مهر، محمد الهیاری مدیرکل دفتر موسیقی به عبدالحسین مختاباد خواننده و آهنگساز موسیقی سنتی کسب نشان طلای رقابتهای ۲۰۲۰ جایزه جهانی موسیقی را تبریک گفت.
در متن این پیام تبریک آمده است: «کسب نشان طلای رقابتهای ۲۰۲۰ جایزهی موزیک جهانی، نشان از دانش، تجربه مفید و توانمندیهای جنابعالی در ارایهی چهرهی بینالمللی موسیقی ایرانی دارد. در دورهای که بیش از پیش، نیازمند معرفی زوایای پیدا و پنهان هنر ایران اسلامی هستیم؛ موسیقی نقش مؤثر و شایسته در عرصه خطیر دیپلماسی فرهنگی ایفا میکند و نام وزین این مرز و بوم پرگهر را طنینی گستردهتر میبخشد.
ضمن تبریک صمیمانه این رویداد ارجمند، دوام توفیقتان را از درگاه ایزد منان در عرصههای پیش روی این هنر شریف، آرزومندم.»
الهیاری همچنین به سینا علم که برای نوازندگی در آلبوم «کمانهرو» و احمد میرمعصومی برای آهنگسازی آلبوم «نوازش لحظهها» ، که نشان نقره و حامد حافظی برای تکنوازی سنتور در آلبوم «از برگها» و شاهین یوسفزمانی برای آهنگسازی قطعه «صبح»، نشان برنز را در همین جایزه دریافت کردهاند، تبریک گفت.
جایزه جهانی موسیقی به عنوان نهادی معتبر و بینالمللی برای معرفی موزیسینهای مستقل از سال ۲۰۱۱ پایهگذاری شد و هر ساله به ۹ هنرمند موسیقی نشان طلا، به ۱۰۰ نفر نشان نقره و به ۵۰ نفر نشان برنز اعطا میکند. این نخستین بار است که یک ایرانی در این رقابتها، توانسته جایزه طلایی دریافت کند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تالار وحدت میزبان کنسرت آنلاین پرواز همای است؛ این رویداد جمعه ۲۹ فروردین ماه از ساعت ۲۱ برگزار میشود و علاقهمندان میتوانند این اجرای زنده را از تلویزیون تعاملی و اپلیکیشن تیوا تماشا کنند.
همچنین این اجرا به صورت زنده از طریق اینستاگرام بنیاد رودکی به نشانی در دسترس علاقهمندان است.
بنیاد فرهنگی هنری رودکی با همکاری و مشارکت تلویزیون تعاملی تیوا، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همراهی هنرمندان، با توجه به عدم امکان حضور تماشاگران در تالارهای این بنیاد، مجموعه کنسرتهای آنلاینی برگزار میکند.
این اجراها به پیشنهاد هنرمندان و بدون دریافت هزینه روی صحنه میرود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تالار وحدت میزبان کنسرت آنلاین پرواز همای است؛ این رویداد جمعه ۲۹ فروردین ماه از ساعت ۲۱ برگزار میشود و علاقهمندان میتوانند این اجرای زنده را از تلویزیون تعاملی و اپلیکیشن تیوا تماشا کنند.
همچنین این اجرا به صورت زنده از طریق اینستاگرام بنیاد رودکی به نشانی در دسترس علاقهمندان است.
بنیاد فرهنگی هنری رودکی با همکاری و مشارکت تلویزیون تعاملی تیوا، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همراهی هنرمندان، با توجه به عدم امکان حضور تماشاگران در تالارهای این بنیاد، مجموعه کنسرتهای آنلاینی برگزار میکند.
این اجراها به پیشنهاد هنرمندان و بدون دریافت هزینه روی صحنه میرود.
ایسنا نوشت: مقامات اتریش انتظار داشتند سال ۲۰۲۰ را به گرامیداشت دویست و پنجاهمین سالروز تولد بتهوون موسیقیدان مشهور آلمانی که در وین درگذشت، اختصاص دهند، اما «کرونا» پایتخت موسیقی جهان را نیز در سکوت فرو برده است.
ایلنا نوشت: آهنگساز و نوازنده مطرح جهانی که هوادارنش او را برگزارکننده کنسرتهای مجلل میدانند، شب گذشته ۲۶ فروردینماه برخلاف تصور مردم به جای کنسرت آنلاین فقط چند دقیقه در خانهاش پیانو نواخت.
آثار عکاسان منجر به مشارکت آحاد جامعه در مبارزه با کرونا شد
آثار عکاسان منجر به مشارکت آحاد جامعه در مبارزه با کرونا شد
به گزارش خبرگزاری مهر، ناصر افراسیابی در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: امروزه عکس جزئی جدا نشدنی از زندگی انسانها بوده و از اهمیت ویژهای در رسانهها برخوردار است.
وی با اشاره به میزان تأثیرگذاری تصویر در مقایسه با دیگر ابزارهای رسانهای عنوان کرد: عکس زبانی بینالمللی است که به قومیت، نژاد و فرهنگ محدود نمیشود.
این هنرمند عکاس خاطرنشان کرد: عکاسان چشمان بیدار مردم هستند که از طریق آثار خود میتوانند زوایای پنهان جامعه را به تصویر بکشند.
افراسیابی در خصوص نقش هنر و رسانه در آگاهیبخشی به جامعه و جریانسازی در مسائل مهم کشوری بیان کرد: رسانهها نقش برجستهای در موضوعات مختلفی مانند سبک زندگی، رفتارهای اجتماعی و فرهنگی مردم دارند.
وی تاکید کرد: به این ترتیب جریانسازی یکی از مهمترین تأثیرات رسانهها است که میتواند ضمن بیان ویژگیهای راهبردی، علاوه بر اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، آموزش محیطی را به دنبال داشته باشد.
داور جشنواره سراسری عکس «مدافعان سلامت» افزود: به طور مثال در شرایط کنونی عکس به عنوان یکی از کارآمدترین ابزارهای رسانهای توانسته از یک سو تأثیر بسیار درخشانی در آموزش محیطی داشته و از سوی دیگر سهم ویژهای در انعکاس خدمات کادر درمانی در مقابله با ویروس همهگیر کرونا داشته باشد.
افراسیابی تصریح کرد: به عبارت بهتر آثار عکاسان در بیان خدمات مدافعان سلامت تأثیر شگرفی بر نگاه و اندیشه مردم گذاشته و موجب افزایش مشارکت آحاد جامعه در مبارزه با این ویروس شده است.
وی اظهار کرد: در این روزهای کرونایی انتشار تصاویری از پوشش حفاظتی پزشکان و پرستاران و یا کبودی جای ماسک و شیلد بر روی صورت آنها علاوه بر بیان گوشههایی از تلاشهای شبانهروزی مدافعان سلامت، تأثیر زیادی بر روی مخاطبان گذاشته و همراهی هر چه بیشتر آنان را در اتحاد ملی مبارزه با ویروس کرونا به دنبال داشته است.
این هنرمند عکاس بیان کرد: بر اساس آنچه که گفته شد، عکس میتواند در همه حوزهها انقلابی به پا کرده و جریانسازی کند.
افراسیابی ادامه داد: در این روزها با تلاش مسئولان و کادر درمانی و مشارکت و همراهی مردم و البته به میدان آمدن هنر عکاسی وفاق و اتحادی ملی برای مبارزه با ویروس منحوس کرونا شکل گرفته است.
وی سپس به اهداف برگزاری جشنواره سراسری عکس مدافعان سلامت اشاره و خاطرنشان کرد: این جشنواره علاوه بر تبیین زبانی مشترک در شرایط کنونی، به ایجاد و تقویت زیرساختهای کشور در حوزه سلامت کمک میکند.
تأملی بر حاشیههای تغییر مدیریتی در موسسه هنرمندان پیشکسوت
تأملی بر حاشیههای تغییر مدیریتی در موسسه هنرمندان پیشکسوت
به گزارش خبرنگار مهر، بردیا صدرنوری آهنگساز و نوازنده موسیقی که علاوهبر سوابق مدیریتی متعدد، مدیریت برگزاری چندین رویداد مرتبط با موسیقی و تئاتر را در کارنامه کاری خود دارد، در قالب یادداشتی به بررسی حواشی هفتههای اخیر بهدنبال تغییر مدیریت مؤسسه هنرمندان پیشکسوت و موضع گیری برخی از هنرمندان پیشکسوت در این زمینه پرداخت.
در یادداشت بردیا صدرنوری آمده است:
«به نام خدا
این مطالب را به عنوان یک تحلیلگر و کسی که بیش از ۳۰ سال در حوزههای مدیریتی و فرهنگی و هنری فعالیت کرده است و از طرفی، ارتباط نزدیک با بسیاری از هنرمندان و مدیران فرهنگی کشور داشته و دارد به رشته تحریر در آوردهام.
باید تاکید کنم که این مطالب با توجه به مراجعات حضوری و تلفنی برخی از هنرمندان گرانقدر به اینجانب و صرفاً بر اساس یک احساس مسئولیت و تکلیف شخصی و با هدف کمک به رفع کدورتهای به وجود آمده در پی تغییر مدیرعامل محترم مؤسسه هنرمندان پیشکسوت و برای به سامان رساندن وضعیت موجود و تسریع در ایجاد آرامش خاطر هنرمندان پیشکسوت بیان میشود. چرا که به موضوعات مؤسسه هنرمندان پیشکسوت مانند هر مجموعه حساس دیگری باید با یک نگاه سیستماتیک و آسیب شناسانه و به دور از هیاهو پرداخت.
در ابتدا باید دانست که راجع به چه موضوعی و با چه ویژگیهایی صحبت میشود زیرا فقط در این صورت و بر اثر فهم و برداشت درست از موضوع است که میتوان به راهکارهای مناسب دست یافت.
مؤسسه هنرمندان پیشکسوت از نظر ماهیت، نهادی است به شدت انسان محور؛ آن هم انسانهایی از جنس هنر و هنرمندی، دانش و سالیان متمادی تجربه که قطعاً مدیریت سازمان مرتبط با آنان، رفتار سازمانی متفاوتی را طلب میکند. این مؤسسه ساختاری به شدت عاطفی، احساسی، صمیمی، به مثابه یک خانواده بزرگ و منسجم دارد مباحث مرتبط با پیشکسوتان به صورت عام و هنرمندان پیشکسوت به صورت خاص، نیازمند نگاه از منظر سپاسگزاری و احترام به بزرگتر، کرامت انسانی و ادای دین نسبت به کسانی است که مستقیم یا غیرمستقیم بخش بزرگی از خاطرات زندگی مردم را تشکیل میدهند. لذا نمیتوان صرفاً در چارچوب ساختارهای مدیریتی و ضوابط صلب اداری و تغییرات دورهای دولتها و مدیریتها بدان پرداخت. کما اینکه مؤسسه هنرمندان پیشکسوت با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره دولت نهم متولد میشود. در دولت دهم با شیب ملایم پیش میرود و در دولتهای یازدهم و دوازدهم به شدت مورد حمایت قرار میگیرد و رشد میکند و انشاالله در دولتهای بعدی هم تقویت شده و به جایگاه واقعی و در شأن هنرمندان پیشکسوت میرسد.
مؤسسه هنرمندان پیشکسوت از نظر ماهیت، نهادی است به شدت انسان محور؛ آن هم انسانهایی از جنس هنر و هنرمندی، دانش و سالیان متمادی تجربه که قطعاً مدیریت سازمان مرتبط با آنان، رفتار سازمانی متفاوتی را طلب میکند. این مؤسسه ساختاری به شدت عاطفی، احساسی، صمیمی، به مثابه یک خانواده بزرگ و منسجم دارد.
هر چند مؤسسه در چارچوب نظام اداری کشور و از منظر حقوقی به صورت مؤسسه مستقل و وابسته به بنیاد فرهنگی و هنری رودکی تأسیس شد و میتوان در چارچوب قانون و ساختارها و اختیارات مدیریتی با آن رفتاری صرفاً اداری و ابلاغی کرد، اما اصول مدیریتی تاکید میکند که در مدیریت و به ویژه تغییرات، باید به فرهنگ سازمانی و ویژگیهای خاص مؤسسه توجه کرد. بدیهی است که چنین ساختاری نمیتواند به صورت یک نهاد دولتی و به صورت ابلاغی، اداره یا دچار تغییر شود. هر چند اگر مُرّ قانون، در این تغییر رعایت شده باشد.
بیشک تغییر مدیریتی در چنین مجموعههایی باید با اغنای افکار ذینفعان و توجیه دقیق آنان اتفاق بیفتد. به هر حال مؤسسه مانند خانه دوم هنرمندان پیشکسوت است. پیشکسوتان به عنوان سرمایه اصلی مؤسسه حق دارند نگران وضعیت و عاقبت خانه دوم خود باشند. حقشان است بدانند که چه اتفاقی قرار است برایشان بیفتد. آنان کارمند اداری نیستند که با دستور مافوق، وظیفهای را انجام دهند یا جابجایی پست سازمانی داشته باشند. به نظر در این مورد خوب عمل نشد. موضوعی که چندی قبلتر در بحث ادغام هم این مشکل وجود داشت.
در بحث ادغام، اینگونه مطرح شد و جا افتاد که استقلال مؤسسه قرار است از بین برود و کاملاً در ساختار اداری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مثلاً به عنوان یک معاونت در بنیاد فرهنگی و هنری رودکی ادامه حیات دهد و این یعنی نابودی مؤسسه. جالب اینکه از درون وزارتخانه هم عمداً یا سهواً به این موضوع دامن زده میشد.
در آن بحث، هیچگاه هیچ مقامی توضیح نداد که چه اتفاقی قرار است برای مؤسسه بیفتد و نقشه راه برای آینده مؤسسه و حفظ و توسعه آن چیست و فقط به تکذیب اخبار و شایعات و نیز یک مجموعه کلیگوییها پرداخته شد. به نظر در بحث تغییر مدیریت مؤسسه هم اغنای افکار پیشکسوتان به عنوان ذینفعان اصلی صورت نپذیرفت.
باید توجه داشت که آقای عباس عظیمی بهعنوان مدیر مؤسسه هیچگاه برای خود وجهه اداری و جایگاه مدیریتی آنگونه که در سیستمهای اداری مرسوم است قائل نبود. او خود را همیشه خادم هنرمندان پیشکسوت میدانست و بدون قید زمان و مکان و بیمنت، برای آنان همچون فرزند یا برادری دلسوز گام برمیداشت. حال ممکن است یک مدیر بنا به ماهیت نهاد تحت مدیریتش، برخی ضوابط و رویهها و سلسله مراتب اداری را هم نادیده گرفته باشد. اما در کل مدیری موفق از سوی قاطبه هنرمندان پیشکسوت قلمداد میشدند.
حال از لحاظ منطقی، تغییر مدیر مؤسسهای با این ویژگیها و در چنین شرایطی، دو توجیه میتواند داشته باشد:
یا اینکه مدیر در انجام وظایف و در چارچوب اختیاراتش، قصوری داشته و خطایی نابخشودنی کرده است به گونهای که قابل اصلاح نبوده و قطعاً باید تغییر میکرده؛ دوم اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توسعه خدمات به پیشکسوتان، نیاز به مدیری با تفکر جدید و انرژی و توان بیشتر داشته است. هر کدام این موارد درست باشد بهتر بود که علل این تصمیم برای پیشکسوتان تشریح میشد.
در بیانیهها و اعلام نظرها پیرامون موضوع، دو قطبیسازیهایی هم صورت پذیرفت که به نظر خارج از انصاف است و خیر و برکتی در پی نخواهد داشت. در این میان، قراردادن جناب آقای دکتر نوبخت، مؤسسه و آقای عظیمی در یک سو و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و بقیه دولت در سویی دیگر و دستهبندی افراد در فهرست خوب و بد، ظلمی است که به صورت احساسی یا برنامهریزی شده بروز کرده است.
قطعاً کسانی که در نظام اداری کشور کار کرده باشند میدانند که وقتی یک مدیر و حتی یک کارشناس به موضوعی اشراف و بدان اعتقاد داشته باشند کارهای مرتبط با آن موضوع بسیار بهتر پیش میرود. حال اگر به آن موضوع عشق هم داشته باشند و جز دغدغههای زندگی و کاریشان باشد که دیگر نور علی نور است.
واقعیت اینکه در دورهای که من با سازمان برنامه و بودجه کشور همکاری داشتم، موضوع فرهنگ و هنر، هنرمندان پیشکسوت و بازنشستگان از دغدغههای همیشگی و اولویتهای اول جناب دکتر نوبخت بود و تا جایی که مطلع هستم هنوز هم هست. از این رو، ایشان هم از منظر رویکرد و روحیات شخصیت بارز فرهنگی خود و هم با استفاده از اختیارات قانونی و مسئولیتشان به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه در دولتهای یازدهم و دوازدهم، برای رفع مشکلات مؤسسه و پیشکسوتان تلاش وصف ناشدنی کردند.
جداسازیها و ایجاد تقابل میتواند با کوبیدن بر طبل تفرقه و ایجاد حساسیتهای منفی، مانعی برای حرکتهای مؤثر بعدی باشد. به هر حال باید مراقب بود تا مؤسسه هنرمندان پیشکسوت پایگاهی برای برخی تسویه حسابها و امتیاز گرفتنها نشود در این میان، تلاش و پیگیری مستمر و شبانهروزی مدیریت و هیأت مدیره مؤسسه، و وزرا و معاونین و مدیران ادوار مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نباید فراموش کرد. که هر کدام در موفقیتهای بدست آمده و جایگاه فعلی مؤسسه نقشی مؤثر داشتهاند. اینگونه جداسازیها و ایجاد تقابل میتواند با کوبیدن بر طبل تفرقه و ایجاد حساسیتهای منفی، مانعی برای حرکتهای مؤثر بعدی باشد.
به هر حال باید مراقب بود تا مؤسسه هنرمندان پیشکسوت پایگاهی برای برخی تسویهحسابها و امتیاز گرفتنها نشود. در مورد ادبیات برخی اعتراضها و بیانیهها هم باید گفت که میتوان از موضوعی ناراحت و حتی به حق، بدان معترض بود، اما این امر به منزله مجوز اهانت و توهین به افراد و مدیران و تحقیر آنان نیست.
به نظر، همان قدر که روش مدیران عالی وزارتخانه در تغییر اخیر قابل نقد است، استفاده از زبان زور و تهدید و الفاظ ناپسند در برخی از بیانیهها آن هم در حوزه فرهنگ و هنر، جای دفاع ندارد و به دور از شأن بزرگان فرهنگ و هنر کشور است. هنرمندان بزرگ ما خوب میدانند که مردم به ویژه جوانان از ادبیات کلامی و نگارشی آنان الگو میگیرند؛ همانطور که از آزادمنشی، استقلال و قدردانی آنان نسبت به خادمانشان، الگو میگیرند.
مفاد مطالب مطروحه از سوی پیشکسوتان محترم نشان میدهد که ناراحتی مضاعف آنان ناشی از احساس بیتوجهی به بیانات و نظراتشان توسط مسئولین امر بوده و همین باعث شده است تا با قلمشان به مدیران عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ویژه معاونت امور هنری کم لطفی و بی مهری کنند. اتفاقاً جناب آقای حسینی معاون محترم امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انسانی هنرمند و فرهیخته است و دغدغه بسیار نسبت به مؤسسه و پیشکسوتان دارند. هر چند به روششان در این تغییر، بهشدت نقد دارم.
حال با همه این مباحث، چه باید کرد و چه راهکاری وجود دارد؟
اول از همه اینکه، از عکسالعمل و اعلام مواضع پیشکسوتان (فارغ از چگونگی بیان آن) نسبت به رخدادهای مرتبط با مؤسسهشان باید بسیار خوشحال بود و آن را به فال نیک گرفت و به آن به چشم یک فرصت نگاه کرد. چرا که نشان میدهد مؤسسه بهعنوان خانه پیشکسوتان و ملجاء و مرجع آنان، جایگاه خود را یافته است و این دستاوردی عظیم برای هر نظام، دولت و مدیری است. باید در تصمیم گیریها و مدیریت مؤسسه، بسیار مراقب بود تا این دستاورد بزرگ از بین نرود. این حداقل انتظاری است که، صدای بزرگان شنیده شود؛ طرف مشورت قرار گیرند و به صحبتها و خواستههایشان توجه شود. حتی اگر خلاف جهت تصمیمات کلان مدیریتی باشد.
در مورد شائبه عدم توجه به نظرات پیشکسوتان، با شناختی که از جناب وزیر و مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و احترام آنان به پیشکسوتان وجود دارد، قطعاً در سریعترین زمان و فضای مناسب با تشریح برنامههای خود برای حفظ و توسعه مؤسسه، نسبت به رفع نگرانی پیشکسوتان عزیز اقدام خواهند کرد.
به هر تقدیر، در شرایطی که این تصمیم مدیریتی گرفته شده و مدیرعامل جدید مؤسسه نیز منصوب شده است و بر اساس شنیدهها، دوست عزیزمان جناب آقای عظیمی هم به زودی در مسندی شاید به مراتب مؤثرتر برای پیشکسوتان مشغول به کار خواهند شد، نسبت به وضعیت موجود و مدیریت جدید مؤسسه، دو رویکرد میتوان در پیش گرفت:
اول: تداوم فضای خاکستری و دلتنگ کننده موجود و تلاش برای بازگرداندن آب رفته به جوی، که به نظر نتیجهای به بار نخواهد آورد و با هدر رفت انرژیها عملاً دلسرد شدن همگان را برای تداوم تلاشها به دنبال خواهد داشت. در این رویکرد، هیچ کس جز کسانی که احتمالاً به دنبال بهره برداری سو از موضوع هستند بهره مند نخواهند شد و فعالیتها و خدمات مؤسسه حداقل برای کوتاه مدت با مشکل مواجه میشود.
دوم: یاری رساندن به مدیرعامل جدید مؤسسه برای ارتقای جایگاه مؤسسه و مشارکت در اصلاح رویههای گذشته با هدف تأثیرگذاری بیشتر پیشکسوتان در تصمیمگیریهای کلیدی. در این زمینه میتوان با اصلاح اساسنامه مؤسسه از طرق قانونی، معایب و نقصانهای احتمالی کنونی را بر طرف کرد.
در مورد مدیریت جدید مؤسسه هم باید بگویم که با او از زمانی که به عنوان نماینده تامالاختیار وزیر و رئیس شورای ارزشیابی هنرمندان منصوب شدند، آشنا شدم. در همین مدت کوتاه ایشان را مدیری هنرمند، فرهنگی، اهل مطالعه، اهل مشورت، خوشفکر، پرتلاش، دغدغه مند نسبت به فرهنگ و هنر غنی ایران زمین یافتم. (هر چند اگر فرصت مشورتی فراهم میشد، قطعاً ایشان را از پذیرش مدیریت خطیر و حساس مؤسسه به این صورت و در چنین شرایطی برحذر میداشتم).
اگر این ویژگیهای مثبت را به نزدیک بودن و دسترسی ایشان به جناب وزیر و برد نظرات و صحبتهایشان نزد جناب دکتر صالحی اضافه کنیم، به نظر فرصتی طلایی به وجود میآید که میتوان از آن برای برداشتن یک گام مهم جهت اصلاح اساسنامه و نیز رساندن جایگاه مؤسسه به جایگاهی در خور شأن هنرمندان پیشکسوت و نیز توسعه خدمات به پیشکسوتان بهره برد.
البته لازم است که آقای طباطبایی اولویت اصلی و حجم اعظم وقت و تلاششان را به مؤسسه اختصاص دهند و با بهره مندی از نظرات ارزشمند همه پیشکسوتان، در راستای رفع نگرانیها و مشکلات این عزیزان تلاش مضاعف کنند و بدانند که اداره مؤسسه تنها با همدلی پیشکسوتان امکانپذیر است.
در پایان یادمان نرود که وجود هنرمندان پیشکسوت برای هر نظام و دولت و جامعهای، یک امتیاز بزرگ و ارزشمند به شمار میرود که نباید به راحتی از دست برود و در این میان همگان وظیفه دارند برای آرامش خاطر و رفع نگرانیهای آنان اقدام کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، به دنبال امضای نامه جمعی از هنرمندان ایران به هنرمندان مستقل جهان در خصوص شرایط سخت تحریمهای ظالمانه آمریکا، سید عباس صالحی طی نامهای ابعاد فراگیر و تأثیر بینالمللی این اقدام را به اطلاع اعضای دولت رسانده بود.
در نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به اعضای دولت آمده است:
«در کشاکش نبرد نفسگیر مردم شرافتمند و مظلوم ایران اسلامی با دشواریهای طاقتفرسای بیماری کرونا و تحریمهای ظالمانهی آمریکا بار دیگر اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور علاوه بر راهاندازی نهضت تولید محتوای مورد نیاز این روزها در فضای مجازی، با موقعیت شناسی بخردانه و بهرهگیری از ادبیات اخلاقگرایانه و تأمل برانگیز، با مخاطب قرار دادن وجدان هنرمندان مسئول و مستقل سراسر جهان، علاوه بر نکوهش ظلم آشکار قدرتهای جهانی در تنگتر کردن حلقهی تحریم ظالمانه علیه ملت ایران، عواقب استمرار این تحریمها بر تشدید شرایط سخت و خسارت بار اپیدمی کرونا بر وضعیت بیماران، کودکان، سالخوردگان و جامعه پزشکی ایران را به صراحت تقبیح کردند.»
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از نامه خود به اعضای دولت نوشته است:
«این نامه دردمندانه و روشنگرایانه که تاکنون به امضای بیش از یکصد و هفتاد و پنج نفر از هنرمندان حوزههای مختلف فرهنگ، هنر و رسانهی کشور با سلایق گوناگون رسیده است، تنها بعد از گذشت دو روز از زمان انتشار، پژواک گستردهای در غرب داشته و مورد استقبال محافل فرهنگی جهان به ویژه هنرمندان ایتالیا به عنوان کانون بیماری کرونا در اروپا قرار گرفته است و هنرمندان این کشور در همراهی و همآوایی با هنرمندان ایرانی با اختصاص درگاه ویژهای در فضای مجازی و تشویق به امضای این نامه روشنگرایانه، همدلی خود را با مردم ایران ابراز داشتند.»
صالحی همچنین در بخش پایانی نامه خود با اشاره به بازتاب جهانی این اقدام در رسانههای بینالمللی نوشته است:
ترجمه سریع ایننامه به زبان انگلیسی، ایتالیایی، فرانسه، ژاپنی و چینی بازتاب گسترده آن در بولتن خبری بی. بی. سی و صفحات نخست روزنامههای مهم «کورریره دلاسرا»، «موندو» و «هافینگتون» ایتالیا و سایت «فستیوال فیلم فرانسه» و خبرگزاریهای «دویچه وله» آلمان، «تلگراف» منطقهای مصر، «اسپوتنی» روسیه و سه خبرگزاری «مملکت»، «تایم» و «خبر لر» در ترکیه از واکنشهای اولیه رسانههای جهان به نام هنرمندان ایران محسوب میشود.»
همچنین اسحاق جهانگیری در پاسخ به نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن تشکر و قدردانی از اقدام هنرمندان امضاءکننده این نامه، نوشته است:
«انتظاری جز این از هنرمندان عزیز کشورمان نبوده و نیست، که همواره در روزهای سخت در کنار مردم و طنین صدای آنها در جهان باشند، امیدواریم جلوی این ظلم آشکار آمریکا (تحریمها) بر علیه ملت ایران گرفته شود.»
چندی پیش به دنبال شیوع بیماری کرونا جمعی از هنرمندان ایرانی در نامهای خطاب به هنرمندان مستقل جهان خواستار واکنش جهانی بر علیه تحریمهای ظالمانه آمریکا بر علیه مردم ایران شده بودند.
در بخشی از ایننامه که مورد استقبال رسانههای داخل و خارج از کشور قرار گرفت، آمده است:
«برای ما هنرمندان ایرانی، اکنون مهم است که بدانیم شما- هنرمندان جهان- درمورد وضعیت بیماران کرونایی، کودکان و سالخوردگان در آستانه ابتلاء و کمبودهای خسارتبار جامعه پزشکی ایران در این بحران، چه فکر میکنید، چه میگوئید و چه میکنید.»
انتشار کتاب و لوح صوتی قطعات فولکلور کُردی در استرالیا
انتشار کتاب و لوح صوتی قطعات فولکلور کُردی در استرالیا
انتشار کتاب و لوح صوتی قطعات فولکلور کُردی در استرالیا
به گزارش خبرآنلاین، سالار ایوبی (آهنگساز و نوازنده عود) ماحصل بیش از ۲۰ سال تحقیق مستمر خود روی ترانههای فولکلور کردی را با همکاری و حمایت کتابخانه ملی استرالیا و فاکس استودیو به صورت کتاب و سی دی ارائه میدهد.
ایوبی در اینباره گفت: من این اثر را که شامل ۱۲ قطعه نوشته شده برای عود و کمانچه است، گردآوری، تدوین و تنظیم کردهام. دلیل انتخاب کمانچه به عنوان ساز دوم این اثر تواناییهای این ساز در اجرای حالتهای سرنا و نرمهنی کُردی است.
او افزود: بخشی از این آثار با تنظیم متفاوت ۲۵ سال پیش در استودیو پژواک ضبط شده است و ضبط مجدد آنها ر در استودیو فاکس انجام خواهد شد که از بزرگترین و معتبرترین استودیوهای جهان در عرصه موسیقی کلاسیک به شمار میآید. آثار این آلبوم بیشتر مربوط به منطقه جغرافیایی کردستان ایران بالاخص لیلاخ، اردلان و موکریان است که من آن را به ساکنان قهوهخانه فردوسی سنندج تقدیم کردهام. ساکنان این قهوهخانه که در میدان اصلی شهر سنندج واقع است؛ هنرمندانی محلی هستند که با رفتن به عروسیها، مجالس شادی و اجرای مستمر این آثار به نگاه داشتن آنها کمک شایانی کردهاند، لیکن متاسفانه با آمدن سازهای الکترونیکی بیشتر این عزیزان خانهنشین شده یا تغییر شغل دادند.
سالار ایوبی در پایان خاطرنشان کرد: احساس میکنم اتفاق خیلی خوبی است که خارج از ایران، هنرمندان ایرانی بتوانند با ارگانهای بزرگ دولتی و غیردولتی که در زمینه فرهنگ و هنر فعال هستند همکاری کنند و بالاخص به ثبت و ماندگاری موسیقی محلی و سنتی ایران کمک کنند.
ایوبی دو قطعه از این ۱۲ اثر را پیشتر در تهران با همکاری نوازندگان شناخته شده کشورمان ضبط کرده است و در ۱۰ اثر باقیمانده و در حال ضبط، فقط از ساز عود و کمانچه استفاده خواهد شد.
امین الله رشیدی آهنگساز و خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی با اشاره فعالیتهای اخیرش در روزهای کرونایی توضیح داد: طبیعتاً این روزها که همه کارها و مشاغل به دلیل شیوع ویروس کرونا به حالت نیمه تعطیل درآمده، من هم از این قاعده مستثنی نیستم و خودم را در خانه قرنطینه کردهام. وقتی این قرنطینه اتفاق افتاده انگار تمام دنیا زندانی شدهاند. انگار تمام دنیا به آخر رسیده و ما که در این دنیا هستیم باید منتظر ورود به دنیایی باشیم که به آن دوران پساکرونا میگویند. دنیایی که قطعاً دیگر شبیه دنیایی که تا چند ماه قبل در آن زندگی میکردیم نیست و آن قدر تفاوت دارد که گویی مانند یک تولد دوباره در دنیایی جدید است.
وی ادامه داد: شاید خیلیها با من همنظر باشند که در دوران پساکرونا قطعاً خیلی از سیاستها و تفکرات با آنچه در دنیای چند ماه پیش وجود داشت، فرق خواهد کرد. پس وقتی چنین شرایطی پیش بیاید قطعاً هنرمندان نیز تحتتأثیر تغییر این سیاستها قرار میگیرند. ما باید بپذیریم زندگی ما به دو بخش دوران قبل از کرونا و دوران پساکرونا تقسیم شده است. پس چه بهتر که مطابق با آنچه روی داده فعالیت کنیم.
این هنرمند موسیقی افزود: من هم تلاش میکنم در این راستا با حفظ آنچه در گذشته موسیقایی خود آموختهام دست به خلق آثاری بزنم که هم رنگ و بویی از گذشته و چارچوب کارهایم داشته باشد و هم با آنچه در این روزها روی داده خود را مطابقت دهد. البته که از قبل چندین تک آهنگ آماده انتشار دارم که مربوط به گذشته است و باید در وقت مقتضی منتشر شود.
این خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی گفت: من فکر میکنم آنچه که هنرمندان ما به ویژه هنرمندان جوان میتوانند در این روزهای قرنطینهای انجام دهند توجه و تمرکز به موضوع خلاقیت در موسیقی است که باید باور کنیم سالهاست بهطور کامل نابود شده و یا اگر هم وجود دارد آنقدر نامحسوس و کمرمق است که نمیتوان آن را به کلیت جریان موسیقی تعمیم داد. پس من بهعنوان یک هنرمند پیشکسوت به این دوستان هنرمند به سهم خودم توصیه میکنم تا آنجا که میتوانند در این روزها که فرصت بیشتری دارند روی «خلاقیت» تمرکز بیشتری داشته باشد که قطعاً جای خالی آن در موسیقی ما بهشدت احساس میشود.