ادامه روند برگزاری تور زنده موزهها/درخواست ایتالیا از ایران
حسن عمیدی رئیس موزه ارتباطات و معاون مرکز روابط عمومی وزارت ارتباطات در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره نقاط قوت و ضعف تورهای زنده و مجازی ۱۳ موزه کشور که در ایام نوروز ۹۹ اجرا شد، گفت: افرادی که تور زنده موزهها را از طریق سایت اشتراک ویدئو دنبال کردند، مشکلی برای دریافت تصاویر نداشتند مگر اینکه اینترنت در موزهها دچار مشکل بوده باشد. چون ما از فناوری استریمکردن بهره بردیم، در واقع تصویری که از موزهها میگرفتیم را به یکشرکت ابری میفرستادیم و از اینطریق تصاویر به دست مخاطب میرسید مخاطبی که با هر نوع اینترنت و سرعتی میتوانست به آن دست پیدا کند.
وی افزود: نقطه قابل توجه در پروژه، این است که از هر نقطهای در روستاهای دورافتاده نیز میتوانستیم بازدیدکننده داشته باشیم. نمیگوییم که اینپروژه هیچایرادی نداشت ولی بعد از آن اپرای اسکالای ایتالیا از ما خواست تا تکنولوژی استفاده در این تورها را به آنها توضیح دهیم. موزههای کشورهای دیگر مانند لوور، با تأخیر چند روزه نسخههای قدیمی خود را عرضه کردند و ما تنها جایی هستیم که از دوربینهای حرکتی در موزهها با تأخیر ۸ ثانیهای و کیفیت ۴K استفاده کردیم با اینوجود تا ۶ ماه دیگر به یک پلت فرم بهتری برای پخش میرسیم.
رئیس موزه ارتباطات در ادامه، درباره استفاده از سایت آپارات برای برگزاری تورهای مجازی گفت: اینسایت شناخته شدهتر بود و سازمان فناوری هم با آن وارد مذاکره شد. در ضمن اینسایت فضایی دارد که با مخاطب زیاد هم، میتواند گنجایش پخش ویدئوی زنده را داشته باشد و به مشکل برخورد نکند. همچنین اینبرنامه زنده غیر از آپارات در سایت فناوری اطلاعات نیز بهصورت همزمان پخش میشد. از این به بعد هم میتوانیم اینبرنامه را در هر سایتی که چنینامکان را داشته باشد و درخواست کند اجرا کنیم.
عمیدی گفت: مردم دنبال شنیدن روایتهای نو از یک شیء تاریخی هستند. باید اشیا توسط راهنمایان موزهها به شکل دیگری روایت و تعریف شوند. بهتازگی جلسهای با وزیر ارتباطات برگزار شد که در آن، روی کارگردانی بهتر اینبرنامهها تاکید شد. باید بتوانیم برنامهها و همایشهایی برگزار کنیم که در خدمت موزه داران باشد و به آنها درباره استفاده از اینتکنولوژیها آموزش دهد. چون موزهها میتوانند با استفاده از تکنولوژیهای روز و در بستر اینترنت به شکلهای مختلف روایتگری کنند مانند استفاده از QR یا پادکست ساخت ویدئو، هوش مصنوعی، بلاکچین یا مدیاهای دیگر.
معاون مرکز روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات همچنین گفت: چالش اصلی ما از روزی که اینطرح مطرح شد، تا اول فروردینماه این بود که تکنولوژی حرکتی نداشتیم. ما این کار را روی پلتفرم ایرانی انجام میدادیم. زمانیکه در بنیاد رودکی فعالیت میکردم، تجربه برگزاری کنسرتهای آنلاین را داشتم. بنابراین با چنین اقداماتی از پیش، آشنا بودم. آنزمان ظرفیتهای موجود بررسی شد تا اینکه به وزارت ارتباطات رفتم و سال گذشته در نمایشگاه الکامپ با یکشرکت دانشبنیان داخلی در زمینه استریم آشنا شدیم. این شرکت میتوانست مشکل اینترنت ضعیف و قطعی آن را به واسطه استریمکردن حل کند. تا پیش از این، از صنعت استریم تنها برای بازیهای آنلاین استفاده میشد.
وی در پایان گفت: تورهای مجازی و زنده موزههای ایران که بهصورت نمونه برای ۱۳ موزه در نوروز اجرا شد، رایگان بوده و ادامه خواهد داشت. در نظر داریم تا ایناقدام را برای همه موزههای دولتی و خصوصی کشور انجام دهیم.
درودی، نقاش صاحبسبک، نویسنده و کارگردانی است که بیش از ۶۰ سال است در عرصه هنر معاصر ایران فعالیت دارد. یکی از مهمترین آرزوها و اهداف این بانوی هنرمند تاسیس موزه آثارش بود که سال گذشته مراسم واگذاری زمین آن برگزار شد و تا به امروز دیگر هیچ! او میگوید: متاسفانه تا آخرین روزهای سال گذشته منتظر دریافت مجوز ساختمان موزهام بودم که سرانجام مجوز پس از پنج سال انتظار داده نشد و کرونا اوج گرفت. در این مرحله تصمیم گرفتم مجوز شهرداری را رها کنم و به جایش مجوز عرش را بگیرم و به حرفهام بپردازم.
این هنرمند در گفتوگویی با ایسنا از این روزهای خود و جهانی که این روزها با ویروس کرونا دست و پنجه نرم میکند، سخن گفته و یادآور شده است که یکی از درسهای این ویروس که تمامی انسانهای کره زمین را درگیر کرده است، بیارزش بودن مادیات است که در مبارزه با کرونا هیچگونه کارایی ندارد و به عبارت دیگر ثروت هیچ نوع مصونیتی از این بیماری را برای شخص ثروتمند ایجاد نمیکند.
مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
در این روزها که ویروس کوچک کرونا کل جهان را تحت تاثیر قرار داده و بسیاری را خانهنشین یا عزادار کرده است، شما روزهای خود را چگونه سپری میکنید؟
یکی از مهمترین مسئله زندگی و حرفهی من ضرورت تنها ماندن من است با عطف به این نکته که بارها گفتهام آموختهام با تنهاییام برای خودکافی باشم؛ چراکه فقط در تنهاییست که میتوانم نقاشی کنم یا بنویسم. من در لحظه زندگی میکنم و بدین گونه در تنهایی از لحظات زندگی سرشار میشوم و به خلسه میرسم. اگرچه این بار در تنهایی سخت دلنگران یکایک هموطنانم هستم مانند پرستاران و پزشکان که جان بر کف به کمک بیماران کرونایی شتافتهاند یا کسانی که در گرانی سرسامآور مجبورند برای به دست آوردن لقمه نانی از منزل خارج شوند و دردناکتر اینکه کاری هم وجود ندارد. همچنین دلنگران یکایک هموطنانی هستم که شغلشان مانند بیمارستانها و بانکها ایجاب میکند سر کارشان حضور پیدا کنند.
و اما این ویروس کوچک درس بزرگی به ما داد تا بدانیم ما انسانهای این کره زمین چه در کوتاهترین فاصله یا در دورترین، به هم پیوستهایم. همچنان که سعدی شاعر بزرگ ایران زمین، قرنها پیش میگوید: بنی آدم اعضای یکدیگرند که درآفرینش ز یک گوهرند / چو عضوی به درد آورد روزگار، دیگر عضوها را نماند قرار. بیسبب نیست که این شعر در مقابل درب ورودی مقر سازمان ملل نیویورک نصب شده است.
درس دیگر این ویروس که تمامی انسانهای کره زمین را درگیر کرده است، بیارزش بودن مادیات است که در مبارزه با کرونا هیچگونه کارایی ندارد و به عبارت دیگر ثروت هیچ نوع مصونیتی از این بیماری را برای شخص ثروتمند ایجاد نمیکند. حال اینکه فقط دغدغه بزرگ انسانهای زمانهی ما به دست آوردن هر چه بیشتر پول به هر قیمتی است! علیرغم ادامه تحریم در این دوره نابهسامان، ملت شریف و متحمل ایران نشان داد که مانند کشورهای پیشرفته و به اصطلاح متمدن، دست به غارت فروشگاهها و داروخانهها نمیزند، بلکه با بلندنظری و صبوری، جان بر کف به کمک هم وطنانش میشتابد.
همانطور که آمار نشان میدهد بالاترین تعداد کشتهشدگان از این بیماری همانا پرستاران و پزشکان و کارمندان بانک هستند. ترامپ ناجوانمردانه در این شرایط ناگوار برخلاف حقوق بشر به تحریم ایران، ادامه داد و مردمشان دست به غارت فروشگاهها و داروخانهها زدند و برای خرید اسلحه به اسلحهفروشیها هجوم بردند؛ چرا اسلحه؟ نمیدانم! این تفاوت رفتار انسانها در برابر یک فاجعه، نشاندهنده نوع فرهنگ انسان و نوع نگاه او به ارزش زندگی است.
اما من از شروع کرونا خودم را قرنطینه کردم تا ناقل کرونا نباشم. متاسفانه تا آخرین روزهای سال گذشته منتظر دریافت مجوز ساختمان موزهام بودم که سرانجام مجوز پس از پنج سال انتظار داده نشد و کرونا اوج گرفت. در این مرحله تصمیم گرفتم مجوز شهرداری را رها کنم و به جایش مجوز عرش را بگیرم و به حرفهام بپردازم. بارها از خودم پرسیدهام آیا دادگاهی وجود دارد که من به آن شکایت برم و بپرسم به چه گناهی پنج سال از عمر کسی را که هست و نیست خود را محضری به ملت ایران بخشیده است، تلف کردهاند؟ در واقع کرونا سبب شد به خودم بیایم و این روزها را اگر عمری برایم باقی مانده با آرامش به معنای واقعی با خودم زندگی کنم. پس تصمیم گرفتم به جای مجوز ساخت موزه، مجوز ورود به عرش را بگیرم و مانند سابق با نقاشی کردن در بهشتم زندگی کنم.
من باور دارم خداوند مرا دوست میدارد که مرا خلاق آفریده است تا خلسه را تجربه کنم. من نه از مرگ میترسم نه از کرونا. فقط یک آرزو دارم: خداوند ایمان مرا به خودش بیشتر کند و تا آخرین لحظهی حیات هوشمندی و شعور مرا به من روا دارد و سپاسمندی و شکرگزاری مرا از هر آنچه به من داده یا نداده بپذیرد.
مهمترین آرزوی شما در سال جدید برای مردم ایران و خودتان چیست؟
برای ملت ایران چه آرزویی دارم؟ در طول عمرم به ملت ایران ثابت کردهام که این ملت صبور و متحمل و بزرگمردان تاریخ ایران و تاریخ پرشکوهش را عاشقانه دوست میدارم. من در هیچ لحظهای از زندگی مایوس نشدهام؛ چراکه میدانم ملت ایران مرا دوست میدارد. در این دوره کرونا چه بسیارند انسانهای ناشناس بدون اسم، پشت در منزلم که تجهیزات بهداشتی از الکل گرفته تا یک جفت دستکش یا ماسک گذاشتهاند. از همه جالبتر یکی از دوستان برایم بوم نقاشی سفارش داد و دیگری مایحتاج روزانه مرا برای حداقل دو ماه در کوچکترین جزییات تامین کرد.
من به ایران بازگشتهام تا در خاک ایران بمیرم و مطمئنم که موزهام در قلب هموطنانم که ایران را دوست میدارند و سختیهای آن را با شکیبایی تحمل میکنند ساخته خواهد شد. برای من مهمترین ارزش زندگی در ایثار عشق است. پس بیشتر از همیشه به ایران عزیزمان عشق بورزیم تا قادر شویم در برابر صدمات ناگوار سال گذشته ناشی از طبیعت چون سیل و زلزله و حادثه دردناک سقوط هواپیمای مسافربری، تاب بیاوریم.
شما همواره از لطف خدا وند سخن گفتهاید؛ در این روزهای چه احساسی دارید؟ آیا برای مردمی که در این روزها احساس ناامیدی میکنند پیامی دارید؟
با صراحت بگویم من نومیدی را نمیشناسم. همیشه در تاریکی مطلق نقطهای از روشنایی را دیده یا خواستهام ببینم؛ یا به گفتهی شاعربزرگ ما احمد شاملو در انتهای اندوه، دریچه روشن گشاده است؛ اما ملت ما همانطور که تاریخ گواه است، هرگز نومید نبوده و نیست. میبینیم نوروزش را اگرچه ناشیانه و ناآگاه از خطر واقعی شیوع کرونا، برگزار و فراموش میکند که او هم ممکن است دچار این ویروس شود یا ناقل آن به هموطنانش باشد. شاید این بیتفاوتی به خاطر ویروس ناشی از ناباوری او به اخبار باشد.
قدر مسلم است که انسان نومید برای ایام تعطیلات عید روحیه سفر کردن ندارد. به هر حال پیام من برای ملت ایران این است که هر یک از ما نه فقط مسئول جان خودمان هستیم، بلکه اگر ناقل باشیم ممکن است ندانسته مسبب مرگ یک نفر تا صدها نفر بشویم. امروز همه باید بدانند که این بیماری در آغاز فقط با بیماری یک نفر آغاز شده است؛ پس وظیفه انسانی ماست که بهداشت خود و دیگران را با تمام جزئیات رعایت کنیم تا از شیوع هر چه بیشتر آن جلوگیری کنیم.
آرزویم برای ملت ایران همانی است که برای خودم دارم؛ یعنی نزدیکتر شدن به خالق هستی و لذت بردن و شکرگزاری از موهبت زندگی. بالاترین قدرت انسان در نوع ایمان و نگاهی است که او به جهان هستی دارد. در دورهای که ما با فشردن یک دکمه با دورترین نقطه این جهان میتوانیم ارتباط برقرار کنیم، ویروس کرونا ما را مجبور میکند به مفهوم زندگی بیندیشیم و بدانیم این ویروسی که حتی به چشم دیده نمیشود قادر است زندگی را از بشر سلب کند؛ اما قادر نیست در نظم گردش سیارات کوچکترین خللی وارد کرده و سیارات را از حرکت باز دارد. به آفرینده این جهان هستی با میلیونها سیاره و ستاره و کهکشان و نظمشان ایمان بیاوریم تا بتوانیم با ایمان محکم و سپاسمندی از هر ثانیه زندگی و موهبت زنده بودن در حد توانمان به آگاهی برسیم. با سپاس از آفریندهام که مرا با درک شعورم عاشق کرد، عاشق درک ارزش هستی.
انتهای پیام
به گزارش خبرنگار مهر، موزه پول یا موزه بانک فدرال آلمان در سال ۱۹۹۹ در فرانکفورت افتتاح شد. این در حالی است که ایده ایجاد موزهای برای نگهداری سکه و اسکناس، پیش از اینها در آلمان شکل گرفته بود. در واقع، ۶۴ سال پیش از آنکه مسئولان بانک فدرال به فکر تأسیس موزه پول باشند، مسئولان (بانک رایش، سکههای طلا، نقره و همچنین پولهای کاغذی زیادی را که جمعآوری کرده بودند، در موزهای در برلین به نمایش گذاشتند.
این اموال که به عنوان داراییهای (رایش بانک) محسوب میشد، در زمان جنگ جهانی دوم توسط نیروهای متفقین مصادره شد. آنطور که سایت موزه گزارش داده است، بعدها در سال ۱۹۵۴، این اموال دوباره در اختیار آلمان (بانک فدرال آلمان) قرار گرفت. بانک فدرال نیز به تدریج و به صورت منظم، مجموعه سکهها و اسکناسها را تکمیل کرد و بالاخره در سال ۱۹۹۹، مجموعههای جمعآوریشده را در موزهای در شهر فرانکفورت در معرض نمایش عموم گذاشت.
موزه پول فرانکفورت به تدریج طرفداران زیادی پیدا کرد، تا جایی که در سال ۲۰۱۴ چهل هزار بازدیدکننده داشت. با این حال، مسئولان موزه تصمیم گرفتند که تغییراتی اساسی در فضای آن ایجاد کنند. بالاخره پس از بحثهای فراوان، کار بازسازی موزه در سال ۲۰۱۴، با بودجه ۱۹ میلیون یورویی آغاز شد. بازسازی ساختمان موزه دو سال به طول انجامید و سرانجام در اواخر سال ۲۰۱۶، ساختمان جدید گشایش یافت.
در حالحاضر موزه بانک فدرال آلمان از بخشهای مختلفی تشکیل شده است. شاید جالبترین بخش موزه مربوط به جمعآوری سکهها باشد. در این بخش، بیش از ۹۰ هزار سکه از دوران باستان تاکنون وجود دارد و سیر تکامل تاریخی سکه نیز به خوبی قابل مشاهده است. بخش دیگری از موزه به انواع اسکناس اختصاص یافته است. در این بخش بیش از ۲۵۰ هزار نوع اسکناس وجود دارد. در قسمت دیگری از موزه، اشیایی دیده میشوند که در زمان مبادلات کالا به کالا، نقش پول را ایفا میکردند. این بخش با عنوان اشیا قیمتی طرفداران زیادی دارد. همچنین در بخش دیگری از موزه به نقش بانک فدرال آلمان به عنوان بانک مرکزی این کشور پرداخته شده است.
این گزارش توسط رایزنی فرهنگی ایران در آلمان تهیه و در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده شد.
سرانجام موزه «دفینه» و اموال کاخهای «مرمر» و «شمس»
پرویز فتاح در گفتوگو با ایسنا، درباره بازگشایی موزه «دفینه» که از سال ۱۳۹۶ درحال بازسازی است، اظهار کرد: استحکامبخشی «موزه دفینه» با مجوز شهرداری، تمام شده است. تقریبا یک سال و نیم زمان برد، کار بسیار سختی بود. ساختمان دفینه متعلق به قبل از انقلاب است و آسیب دیده بود. الان درحال نوسازی و بازسازی داخلی است. با شهرداری و میراث فرهنگی، تمام توافقها انجام شده است و هیچ مشکل خاصی وجود ندارد. آخرین بازدید را یک ماه قبل داشتم، همهچیز به خوبی پیش میرود. نمای بنای دفینه که تاکید شده بود ارزش تاریخی دارد هم حفظ کردهایم.
وی اداکه داد: امیدواریم موزه دفینه را دهه فجر سال آینده (۱۳۹۹) طبق قولی که دادیم، افتتاح کنیم تا مردم عزیز، این موزه و آثار ارزشمند آن را که از تاریخ به جا مانده، ببینند.
ساختمان معروف به «دفینه» قرار بود، یک سوپر مارکت بزرگ باشد که پیش از انقلاب به سفارش یک مالک خصوصی طراحی شد اما به افتتاح نرسید و بعد از انقلاب هم در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت. این بنا که معماری آن برگرفته از مکتب «فرانک لوید رایت» است، توسط «کمال کمونه» طراحی شده و واجد ارزش شناخته شده است.
معماران و کارشناسان درباره این ساختمان گفتهاند که این بنا به دلیل طرح خاص و اجرای بتن یک تکه (و پیشساخته) آن، اثری ارزشمند بوده که باید در فهرست آثار ملی ایران جای بگیرد.
این بنا حدودا ۱۱ سال بعد از انقلاب، موزه «دفینههای تاریخی» شد که حدود هشت سال با این کاربری به حیات خود ادامه داد. از سال ۷۶ تا ۱۳۸۵ به «تماشاگه پول» تبدیل شد که ۱۴۰۰ سکه و ۷۵۰ قطعه اسکناس و تعداد تقریبی ۲۰۰ قطعه اشیای موزهای مالی به غیر از سکه و اسکناس را در محوطهای به وسعت ۲۰۰۰ مترمربع از آن، به نمایش گذاشت. آثار این موزه سال ۱۳۸۵ به پارک ارم انتقال داده شد و ساختمان را هم به بانک زیرمجموعه بنیاد مستضعفان اجاره دادند.
در سال ۱۳۹۵ اخباری درباره تخریب فضای داخلی این بنای ارزشمند منتشر شد. شش ماه بعد، معاون وقت میراث فرهنگی تهران درباره این تخریب، گفت: به نظر میرسد در داخل ساختمان کار میکنند و قصد استحکامبخشی دارند، تا جایی که میدانیم یک سری دیوارها و سقفها را حذف کردهاند.
این عکس سال ۱۳۹۶ از نمای بیرونی ساختمان دفینه گرفته شده
سپیده سیروسنیا از نامهنگاری اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران در اوایل شهریور ماه سال ۱۳۹۵ به مدیر امور موزههای بنیاد مستضعفان و شهرداری منطقه ۳ برای توقف کار، آنهم در زمانیکه این اتفاق در مراحل اولیه بود سخن گفته و اظهار کرده بود: در نامهای به بنیاد مستضعفان درخواست کردیم با توجه به اینکه این مکان جزو بناهای واجد ارزش است، طرحهای استحکامبخشی خود را به تائید میراث فرهنگی برسانند، اما متاسفانه از آن زمان تا امروز (اردیبهشت سال ۱۳۹۶) هیچ اتفاقی نیفتاده و کماکان به کارشان ادامه میدهند.
مدیر وقت روابط عمومی موسسه موزههای بنیاد مستضعفان هم در واکنش به اداره کل میراث فرهنگی تهران این پاسخ را داده بود: چه چیزی را باید اطلاع میدادیم؟ اگر قصدمان تخریب بود، باید به آنها خبر میدادیم.
آن موقع علت بازسازی، اینطور اعلام شد: ستونهای اصلی ساختمان «دفینه» کمانه کرده و در حال ریزش است، بنابراین طرح مقاومسازی ساختمان و بازسازی برای ایجاد چند واحد موزهای و استاندارد کردن خزانهی موزههای بنیاد مستضعفان تهیه شد. هیچ تخریبی در این فضا انجام نمیشود و فقط عملیات مقاوم سازی و بازسازی موزه در دست انجام است.
سرانجام خردادماه سال ۱۳۹۶ زهرا احمدیپور ـ رییس وقت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور ـ در واکنش به این اقدام یکسویه بنیاد مستضعفان، وارد عمل شد و با ثبت این بنای تاریخی در فهرست آثار ملی و ابلاغ آن در نامهای به استاندار وقت تهران، اعلام کرد: «موزه دفینه (تماشاگه پول) ــ واقع در استان تهران، میدان ونک، بلوار میرداماد، نبش کوچه دفینه که پس از طی تشریفات قانونی لازم بهشماره ۳۱۷۱۶ مورخ ۱۳۹۶/۳/۱ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
اثر مذکور تحت حفاظت و نظارت این سازمان است و هر گونه دخل و تصرف یا اقدام عملیاتی که منجر به تخریب یا تغییر هویت آن شود برابر مواد ۵۵۸ لغایت ۵۶۹ از کتاب پنجم قانون مجازاتهای اسلامی، “تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده”، جرم محسوب میشود و مرتکب مشمول مجازاتهای قانونی خواهد شد و مرمت و بازسازی اثر صرفاً با تأیید و نظارت این سازمان ممکن خواهد بود.
خواهشمند است دستور فرمایید مراتب برای اطلاع و اجرا به مقامات و مسئولان ذیربط در استان ابلاغ شود و از نتیجه این سازمان را مطلع نمایند. »
بازدید رییس بنیاد مستضعفان از ساختمان دفینه، سال ۹۸
دو سال پس از این منازعات و اخباری که از ساختمان دفینه دیگر بیرون نیامد، پرویز فتاح ـ رییس بنیاد مستضعفان ـ سرانجام در یک نشست خبری درحالی که اعلام کرد بزودی چهار موزه را افتتاح میکنند، از موزه دفینه هم یادی کرد و گفت: موزه دفینه در خیابان میرداماد که موزهای متروکه بود را بازسازی خواهیم کرد و سال آینده درهای این موزه به روی مردم باز خواهد شد.
درهای این کاخ ۶ بهمنماه به روی خبرنگاران باز شد. بنیاد مستضعفان گفته این کاخ قرار است موزه «هنر ایران» شود.
به گفته مسؤولان این موزه جدید، از مجموعه کاخ مرمر حدود ۱۹ تالار برای نمایش گنجینه هنر انتخابشده که در آنها ۳۸۰ اثر تاریخی و باستانی با قدمت سه هزار سال قبل تا تاریخ معاصر را به نمایش میگذارند.
درباره متعلقات کاخ مرمر
اما پرویز فتاح ـ رییس بیناد مستضعفان درباره متعلقات خود کاخ مرمر و به نمایش گذاشتن آن به ایسنا توضیخ داد: آنچه ما تحویل گرفتیم همه محفوظ است، البته خیلیهایشان در همین موزه به نمایش گذاشته شده است. بعضیها هم در خزانه است و با همراهی میراث مرمت میشود. یک تعداد اثر به مجموعه کاخ مرمر نیز اضافه شده که قبلا در این کاخ نبوده و از خزانه موزههای بنیاد اضافه شده است. قانون موزهها این است که معمولا یک سوم از مجموع آثار نگهداری شده در خزانه به نمایش گذاشته میشود و دو سوم در خزانه میماند و هر بار چرخش بین آثار صورت میگیرد تا آثار برای بازدیدکنندگان تکراری نباشد.
اموال کاخ شمس چه شده؟
فتاح درباره بازگرداندن متعلقات کاخ مروارید یا شمس نیز به ایسنا گفت: کاخ شمس دست بنیاد مستضعفان نیست، من نمیتواتم درباره آن اظهارنظر کنم و میراث فرهنگی باید در اینباره اظهارنظر داشته باشد.
کاخ مروارید در سال ۱۳۴۷ برای شمس پهلوی ساخته شد. این بنا پس از انقلاب در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت. این مجموعه سال ۱۳۸۱ به شماره ۷۰۶۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. بنیاد مستضعفان سال ۱۳۹۲ آن را به بنیاد تعاون سپاه فروخت. یک سال بعد از آن به دستور مستقیم دادستان مرکز استان البرز و مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی، ۲۷ هکتار (حدود ۳۰ درصد) از کل مجموعه کاخ مروارید در اختیار اداره کل میراث فرهنگی البرز قرار گرفت تا درهای آن را پس از مرمت و ساماندهی، به روی مردم باز کند.
همان سال (۱۳۹۳) مدیر کل میراث فرهنگی استان البرز گفت که پیگیر اشیای داخل این کاخ از طریق عکس ها و اسناد موجود در بنیاد مستضعفان، بنیاد تعاون و مرکز اسناد است تا بتوانند از روی اسناد و عکس ها، اشیای داخل کاخ را شناسایی و آنها را بازگردانند.
حجت الاسلام فخرالدین صابری ـ مدیر میراث فرهنگی استان البرز ـ چهار سال پس از واگذاری بخشی از فضای «کاخ مروارید» به میراث فرهنگی، (بهمنماه سال ۹۷) به ایسنا گفت: بسیاری از اموال کاخ مروارید قبل از اینکه به میراث فرهنگی تحویل داده شود، غارت شده. بعید است این اموال دیگر پیدا شود.