برچسب: محمود رضا خواجه نصیری

  • ۶۰ درصد معاملات بورس در اختیار سهامداران حقیقی است

    ۶۰ درصد معاملات بورس در اختیار سهامداران حقیقی است

    ۶۰ درصد معاملات بورس در اختیار سهامداران حقیقی است

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما؛ محمودرضا خواجه نصیر در یک گفتگوی رادیویی گفت: به طور کلی نقش اشخاص حقیقی طی سال جاری در بازار سرمایه بیش از حقوقی‌ها بوده است.

    نائب رئیس هیئت مدیره بورس اضافه کرد: در همه بازارهای سرمایه متمرکز بین ۲۰ تا ۳۰ درصد سهام شناور آزاد شرکت‌ها در دست مردم است و بازار سرمایه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    خواجه نصیر گفت: بازار سرمایه در اثر ورود نقدینگی اشخاص که پیشران روند بازار سرمایه بوده قیمت گذاری و رشد کرده است.

    وی افزود: اصل اساسی که وجود دارد این است که در بازار سرمایه قیمت‌ها را عرضه و تقاضا تعیین می‌کند.

    نائب رئیس هیئت مدیره بورس ادامه داد: نرخ تورم در اقتصاد کشور طی سال ۹۸ بسیار بالا بود و نمود این رشد چه در قیمت ارز، مسکن و در سایر موارد وجود داشته و طبیعتاً مردم به سمت مامنی بودند که بتوانند با سرمایه گذاری‌های مناسب کاهش ارزش پول خود را پوشش دهند.

    وی گفت: از سهم ۳۰ تا ۴۰ درصد افراد حقیقی طی سال‌های گذشته در معاملات بازار سرمایه، اکنون به ۶۰ تا ۷۰ درصد ارزش معاملات چه در سمت خرید و چه در سمت فروش رسیده است.

    خواجه نصیر افزود: بخش زیادی از سهامی که در اختیار حقوقی هاست جنبه مدیریتی دارد در معاملات جاری روزانه بازار اصلاً ورود پیدا نمی‌کند.

    وی گفت: تعریف سهام شناور آزاد در بازارهای سرمایه و بورس سهامی که قابلیت معامله و گردش دارد بقیه سهام به نوعی قفل شده و غیر قابل معامله است.

    نائب رئیس هیئت مدیره بورس افزود: بخش تعیین کننده بازار همان ۲۰ درصد سهام شناور آزاد است که در آن ۲۰ درصد سهام شناور آزاد گردش معاملات اشخاص حقیقی از ابتدای سال جاری تا پایان مرداد ماه ۶۰ تا ۷۰ درصد بوده است.

    گفته می‌شود ۹۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی وارد بازار سرمایه شده این همان نقدینگی که حقیقی‌ها وارد بازار کرده‌اند.

     

  • سه راهکاری که بورس را به تامین مالی تولید هدایت می‌کند

    سه راهکاری که بورس را به تامین مالی تولید هدایت می‌کند

    محمودرضا خواجه‌نصیری در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به وضعیت کنونی بازار سرمایه و عدم هدایت مکفی سرمایه‌های جذب شده در این بازار به سمت تولید و سرمایه‌گذاری گفت: نکته‌ای که این روزها در بازار سرمایه ذهن بسیاری از سیاستگذاران بورسی را به خود مشغول کرده، آن است که وقتی که پول به بازار ثانویه تزریق می‌شود و محصولاتی که در بازار ثانویه هستند، دست به دست می‌شوند، این موضوع نه تنها باعث افزایش کیک بازار سرمایه نخواهد شد، بلکه منجر به افزایش قیمت بیش از حد محصولات مالی می‌گردد و در نهایت، سرمایه جدیدی را وارد تولید نخواهد کرد.

    عضو هیأت مدیره بورس تهران افزود: بر این اساس، افزایش قیمتی که در سهام شرکت‌ها رخ می‌دهد، نمی‌تواند مبالغی را از بازار ثانویه به بازار اولیه تزریق نماید. از سه طریق می‌توان این مشکل را حل کرد؛ اولین روش آن است که شرکتها از محل منابع تزریق شده به بازار، افزایش سرمایه داده و از سهامداران منابعی را جذب کنند تا در قالب آن بتوانند منابع جدیدی را وارد پروژه‌ها نمایند؛ ولی در چنین شرایطی به دلیل اینکه سهامداران عمده نهادی هستند و باید بیشترین وجه را به مجموعه‌ها تزریق نمایند، عملاً پیش شرط موفقیت آن است که سهامداران عمده برای این افزایش سرمایه وارد عمل شوند.

    وی تصریح کرد: در واقع، سهامداران عمده از طریق حق تقدم، منابع جدید را تزریق خواهند کرد که البته این روش، یک فرآیند زمان‌بر است و نمی‌تواند راهکار کوتاه‌مدتی در بازار به شمار آید.

    خواجه نصیری راهکار دوم را عرضه اولیه سهام شرکتها اظهار داشت: با ورود به بورس و عرضه اولیه سهام، شرکتها می‌توانند منابعی را در اختیار گرفته و سرمایه‌گذاری‌های جدید انجام دهند و برای اجرای پروژه‌های جدید تأمین مالی نمایند.

    این کارشناس ارشد بازار سرمایه خاطرنشان کرد: روش سوم که یکی از سریع‌ترین روش‌ها به شمار می‌رود آن است که با توجه به استقبال بالایی که سرمایه گذاران از سهام موجود در بازار سرمایه داشته‌اند، بخشی از سهام شرکتها به مردم واگذار شده و منابع مالی حاصل از آن به هلدینگ ها برای افزایش سرمایه وارد شود تا هلدینگ ها بزرگ‌تر شوند.

    وی افزود: با توجه به تخصص هلدینگ‌ها در ایجاد پروژه‌های بزرگ کشور و طراحی و وجود تخصص‌های لازم، کار هلدینگ‌ها ورود به این عرصه است؛ این در شرایطی است که ۹ هلدینگ بزرگ کشور نزدیک به ۱,۷۰۰ هزار میلیارد تومان سهام در بورس دارند که سرجمع آن برای کل هلدینگ‌ها بیش از ۲,۰۰۰ هزار میلیارد تومان است؛ بنابراین اگر ۵ تا ۱۰ درصد سهام خود را در بورس بفروشند، حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان منابع مالی جذب خواهد شد.

    به گفته خواجه نصیری، هلدینگ‌ها می‌توانند با فروش این بخش از سهام خود خلق ارزش کرده و مردم نیز علاوه بر خرید سهام، منابعی را تزریق نمایند که منجر به تولید و اشتغال خواهد شد.

    وی گفت: در حال حاضر هلدینگ‌ها و مجموعه‌هایی که در بورس حضور دارند، سهام خود را به بهانه نظارت برخی از دستگاه‌ها در آینده و ایراد اتهام به آنها مبنی بر ارزان فروشی عرضه نمی‌کنند و این به بازار سرمایه آسیب رسانده است.

    وی با بیان اینکه پل بازار ثانویه به بازار اولیه در دستان هلدینگ‌ها است، گفت: این روزها به لطف اعتماد مردم نقدینگی زیادی به بازار ثانویه (بورس) آمده ولی این بازار به تنهایی مولد نیست و درصورتی که به بازار اولیه متصل باشد، می‌تواند زمینه جذب نقدینگی به بخش تولید و ایجاد اشتغال را فراهم کند.

    خواجه نصیری با بیان اینکه در صورت عدم هدایت نقدینگی به بازار اولیه، ورود نقدینگی صرفاً باعث افزایش قیمت محصولات مالی موجود می‌شود و سرمایه جدیدی تولید نمی‌شود، خاطرنشان کرد: قطعاً افزایش سرمایه از محل آورده سرمایه گذاران جدید بهترین راه برای هدایت نقدینگی به بازار اولیه در شرایط رونق بازار ثانویه است لیکن به دلیل مشکلاتی که در قانون تجارت و فرایندهای بروکراتیک افزایش سرمایه وجود دارد، در عمل خروجی مطلوبی نداشته است؛ براین اساس به نظر می‌رسد ضرورت دارد در سطح کلان سیاست گذاری و قانون گذاری اقتصاد تسهیل، تسریع و حتی تکلیف به اجرای این موضوع مدنظر قرار گیرد؛ اما در شرایط فعلی برای دسترسی به جهش تولید و توسعه سرمایه گذاری مردم باید به فکر راه میانبر و سریع‌تری هم بود.

     

  • جای خالی ابزاری برای پوشش نوسانات نرخ ارز

    جای خالی ابزاری برای پوشش نوسانات نرخ ارز

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمودرضا خواجه نصیری در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: جای ابزارهای معاملاتی که مردم به واسطه آن ریسک نوسانات نرخ ارز را در سرمایه گذاری خود مدیریت کنند به شدت خالی است.

    وی افزود: بخش زیادی از تمایلات سرمایه گذاری در همه بازارها اعم از مسکن، طلا، خودرو، ارز و حتی بازار سرمایه برای پوشش ریسک کاهش ارزش پول ملی و تورم است.

    به گفته خواجه نصیری، در شرایط فعلی ابزارهایی که بتواند در صورت افزایش تورم و یا افزایش قیمت ارز سرمایه‌ها را حفظ کند بسیار مورد اقبال خواهد بود.

    وی اظهار داشت: خرید طلا، ارز یا مسکن صرفاً با هدف سرمایه گذاری و نه مصرف، به دلیل نبودن ابزارهایی است که برای پوشش ریسک نوسانات ارز در بازارهای دنیا متداول است.

    عضو هیات مدیره بورس تهران گفت: بورس می‌تواند با ایجاد و توسعه ابزارهایی مانند اوراق ارزی، صندوق‌های ارزی، صندوق‌های کالایی با شاخص ارزی مانند صندوق کالایی نفت، مس و طلا و صندوق‌های سهام شرکت‌های صادر کننده با درآمد ارزی به این نیاز پاسخ دهد.

    وی اظهار داشت: در سال‌های گذشته ایجاد این ابزارها به دلیل متولی گری بانک مرکزی در بازار ارز و عدم همراهی این نهاد به نتیجه نرسیده؛ در حال حاضر که بانک مرکزی حداکثر توجه را به بازار سرمایه معطوف کرده و به این نتیجه رسیده است که مدیریت بازارهای پولی و مالی از جمله نرخ بهره، نرخ ارزو نرخ تورم با بازار سرمایه شدنی است، فرصتی تکرار نشدنی برای ایجاد این ابزارهاست.

    به گفته خواجه نصیری، اعتماد مردم به بازار سرمایه فرصتی است که می‌تواند بخش زیادی از تقاضای غیر مصرفی و صرفاً سرمایه گذاری ارز را کاهش داد و ارزهای راکد را به بخش واقعی اقتصاد برگرداند.

     

  • پیام‌های شاخص یک میلیونی برای سهامداران

    پیام‌های شاخص یک میلیونی برای سهامداران

    به گزارش خبرنگار مهر، شاخص بورس در ابتدای معاملات امروز شنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۹ بازار سرمایه، از مرز یک میلیون واحد عبور کرد. نقطه‌ای تاریخی که بورس تهران تا این لحظه چنین رقمی را بر تابلوی خود ندیده بود. مدتی است که روند رو به رشد شاخص بورس آغاز شده و نقدینگی فزاینده‌ای به سمت بازار سرمایه روانه شده است. اکنون سرمایه‌های خرد و کلان، راه بورس را در پیش گرفته‌اند تا در غیاب فعالیت سایر بازارهای موازی و نقدشونده، ارزش خود را حفظ کنند و از تحرکی که دولت به لحاظ عرضه‌های اولیه انجام داده، استفاده نمایند.

    در این میان شاخص یک میلیونی شاید آرزوی بسیاری از فعالان بازار سرمایه بود که چنین تحرکی را از این بازار مشاهده کنند و رشد فزاینده بورس را جشن بگیرند؛ اما اکنون روند اندکی نگران‌کننده شده است. سهم‌ها یکجا رشد می‌کنند و همین امر نشان می‌دهد که همه سهم‌ها پرتقاضا هستند و این بدان معنا است که نگاهی جامع و مبتنی بر عملکرد بر بازار و خرید سهم‌ها وجود ندارد.

    محمود خواجه‌نصیری، عضو هیأت مدیره بورس تهران در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: امروز شاخص بورس از مرز یک میلیون واحد گذشت. رقمی بی‌سابقه که اگرچه برای برخی خوشایند است، اما از نگاه تحلیلگران بازار سرمایه نقطه‌ای نگران‌کننده است؛ چراکه نقدینگی در شرایطی وارد بازار می‌شود که همه سهام پرتقاضا هستند و این یعنی نگاه جامعی به خرید سهام وجود ندارد.

    وی افزود: وقتی همه سهام پرتقاضا هستند، یعنی نگاه بنیادی مبتنی بر عملکرد در خرید سهام از سوی خریداران مدنظر قرار نمی‌گیرد و بنابراین نمی‌توان این موضوع را پذیرفت که تمام صنایع و تمامی شرکتهایی که در بورس هم اکنون پرتقاضا هستند، به لحاظ عملکردی خوب به شمار می‌آیند. البته برخی موضوع نرخ ارز را مطرح می‌کنند که در پاسخ باید گفت که بالا رفتن نرخ ارز برای آن دسته از شرکتهای بورسی خوب است که صنایع صادراتی محسوب شده و صادرات آنها رونق دارد؛ در غیر این صورت نرخ ارز برای صنایع ارزبر و آن دسته از صنایعی که برای تأمین مواد اولیه و قطعات خود نیاز به ارز دارند، مناسب نیست. این درست همانند بالارفتن قیمت نفت است که برای برخی از صنایع خوب و برای برخی دیگر نامطلوب و به معنای هزینه بیشتر به شمار می‌رود.

    خواجه‌نصیری افزود: بزرگترین مساله این روزهای بازار آن است که همه بازار با هم حرکت می‌کند و P/E بازار در بورس به بیش از ۲۵ و P/E فرابورس به ۴۰ رسیده است که با میانگین نرخ بازده بدون ریسک تفاوتی ندارد. علت این امر آن است که بازار، سهم‌هایی دارد که از میانگین، بسیار منحرف شده‌اند.

    وی اظهار داشت: در چنین شرایطی، بهترین راه ورود به بازار سرمایه از سوی سهامداران تازه‌وارد آن است که از طریق صندوق‌ها وارد شوند و ریسک را توزیع کنند؛ در غیر این صورت استفاده از مشاوره‌های سرمایه گذاری سازمان بورس و عدم پیروی از روندهای صرف، بدون در نظر گرفتن وضعیت شرکتها راهکار مناسبی برای جلوگیری از ضرر و زیان سهامداران خرد است. اگر هم فردی علاقه به ورود به بورس خارج از دو روش مذکور دارد، بهترین حالت این است که وضعیت سودآوری، فروش و ترازنامه شرکتها را قبل از خرید سهم مطالعه کند.

    منبع : مهرنیوز

  • انتقاد از عملکرد حقوقی‌ها در بازار سرمایه

    انتقاد از عملکرد حقوقی‌ها در بازار سرمایه

    انتقاد از عملکرد حقوقی‌ها در بازار سرمایه

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمودرضا خواجه نصیری در یادداشتی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: خیلی ها می توانند آینده نگر باشند و کسانی که می‌توانند پیش‌بینی کنند، عرضه کنندگان سهام که شرکت‌های سرمایه‌گذاری  و هلدینگ‌دارند ،نهادهای عمومی و بانک ها بخش های دیگری که می توانند کمک کنند؛ می توانند فکر کند این روزها که بازار داغ است و عرضه هم کم است، عرضه کنند و منابع شان را نگه دارند برای روزی که مردم با سهام عدالت آمدند، این سهام را از مردم  بخرند و تقاضای بخشی از مردم که برای خرج یومیه خود به این منابع نیاز دارند، بی پاسخ نماند.

    ما شرکت های هلدینگ ،شرکت‌های سرمایه‌گذاری ،نهادهای عمومی و بانک داریم که درصد های مازاد مدیریتی دارند . هرچند که بسیاری از این نهادها از اسب مدیریت به این راحتی‌ها پایین نمی آیند؛ حاضر نیستند این اسب را تحویل دهند؛ بماند؛ اما واقع قضیه این است که می توانید سرک ها را بفروشید، به حدی که مدیریت شما را هم خدشه‌دار نمی‌کند ؛پس بفروشید و به سرمایه‌گذاران امروز بدهید و این منابع را نگه دارید برای فردا، یک ماه دیگر که مردم دارای سهم که نیازمند فروش آن هستند، از این منابع استفاده و این سهام را از مردم بخرید.

     «چرا عرضه کنندگان ما امروز عرضه نمی‌کند؟»

    من نمی‌گویم عرضه کنید و  تعادل بازار را به هم بریزد با بینش عمل کنید .در صف های خرید  و زمانی که ما تراکم تقاضا داریم به آن پاسخ دهید؛ اما چرا نشستید و نگاه می کنید؟.  چه طور شرکت ها و بانک ها قبل عید؛ شرکت باسیت مدیریتی آگهی کردند و حالا قیمت این شرکت نسبت به آن زمانی (بهمن و اسفند )۹۸ ؛۵۰ درصد در بازار خرد بالا رفته  اما حاضر نیستند، بفروشند.

    شما چطور در آن زمان این سهام را به صورت نقد و اقساط با ۳۰ درصد  زیر این قیمت آگهی کردید، اما کسی حاضر نشد بخرد و حالا با ۵۰ درصد بالاترین آن قیمت حاضر به فروش نیستید. این پارادوکس چطور حل می‌شود؟البته برخی از حقوقی ها می‌گویند که «چون بازار می‌رود بالا با این پول چه کنیم» با این پول طرح جدید اجرا کنید. شما که توان آن را دارید در جایی سرمایه گذاری کنید که منجر به توسعه شود.

    شاید خیلی ها می گویند که عرضه در شرایط فعلی منجر به  ریزش بازار شود اما  در نظر داشته باشد هرچه بالاتر برود استخوانش سخت تر خواهد شکست. ما در اقتصاد یک مفهومی به نام توسعه پایدار داریم که ما باید آن را در این بازار پیاده کنیم. من به جد به عرضه کنندگان به نهادهای عمومی  و بانک‌ها که می‌تواند، می‌گویم: اهرم باشید، بازارگردان باشید، یک روز بخرید و یک روز بفروشید .

    به این فکر نکنید که همیشه این فضا اتفاق می افتد  و به شما نیازی نیست. بیایید نقش خودتان را بهتر و زیباتر ایفا کنید. به رشد فقط فکر نکنید ؛به پایداری هم فکر کنید، شما وفاداری از مردم می خواهید پایداری درست کنید. این دو در کنار هم هستند. وفاداری مردم به بازار سرمایه نیاز به پایداری دارد.

    اگر فکر می کنید ، در روزی که قیمت‌ها به پیک  می رسد و سهم هارا می‌فروشید این اتفاق با پایداری بازار سرمایه سنخیت ندارد. شما بپذیرید در جایی این سهام را بفروشید و پول را از بازار خارج نکنید. اینجاست که حقوقی های بازار ،نهادهای عمومی و سرمایه گذاران ماسک سفته بازانه نمی زند.

     ما در مالی رفتاری تئوری به نام تئوری توده واری و رفتار توده وار ای داریم؛ بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که حقوقی های ما بیش از حقیقی ها رفتاری توده وارانه دارند به این ترتیب که روزی که بازار خیلی رو به بالاست؛ فقط می خرد و روزی که خیلی پایین است می‌فروشند؛ ما باید وزنه های متعادل کننده داشته باشیم باید عرضه کنندگان ما به این فکر کنند که ۲درصد،۵ درصد و۱۰ درصد سهام را عرضه کنند.

    اما سوال اینجا است که چرا می خواهید در قیمت‌های بسیار بسیار بالاتر به مردم بدهید، الان به مردم بدهید. نمی خواهید وحشت ایجاد کنید؛ ۲۰ درصد؛ ۳۰ درصد و ۵۰ درصد صف های خرید را بدهید و  بازار را در شرایط متعادل قرار دهید و این منابع را نگه دارید و در روزهای سخت بازار از آن استفاده کنید تا مردم بدانند که نه بالا اتفاق می‌افتد  که هراسی داشته باشند و نه در پایین.

    مروری بر تجربه نظارت بر بازار سرمایه چه می‌گوید؟

    تجربه ای که خودم در حوزه نظارت بازار سرمایه سال‌ها داشتم این بود که ما در روزهای اوج بازار با بسیاری از حقوقی ها مشکل داشتیم که حاضر به فروش نبودند و یا در روزهای نزول بازار که اصرار بر فروش داشتند، نمی خریدند.

    نهادهای عمومی که می تواند با عقل بزرگتر و ریسک پذیری بیشتر کاری کنند که بازار متعادل شود؛ نباید این را کار بکنند؟ آیا اگر این تعادل  نباشد و همه بازار دست حقیقی هایی باشد که امروزه ۵۰ درصد آنها تازه وارد و بسیار جدید والورود هستند؛ چه کسی باید این بازار را متعادل کند؟ چرا همه ما به سازمان بورس نگاه می کنیم، چرا همه نگاه‌ها به وزارت اقتصاد و سیستم‌های اجرایی است، همه اینها نهاد  هر کدامشان میتوانند وظایف خودشان را اینجا ایفا کند.

    یک مدلی هست که سالها سیستم‌های نظارتی به خیلی از این نهادها بعدها که بابت فروش شان قیمت تغییر می کرد ،شرایط ایجاد بکند و به آنها بگویند در شرایط فعلی وزنه متعادل کنندگی شما به بازار کمک کند و از طرف سیستم تایید می‌شود،بنابراین  بروید و این کار را انجام دهید به شرطی که منابع آن را حفظ کنید و در بازارگردانی و در شرایط دیگر بازار که به آن نیاز داشت مجدداً این منابع را وارد کنید و کمک کنید تا مردم بدانند در روزهای سخت هم منابع پشتیبانی هست و کمک می‌کند .

    این می‌تواند بازار را متعادل کند و پایداری ایجاد کند،باید فاکتورهای پایداری را دریابیم و برای امروز؛ فردا یا یک هفته دیگر . اگر روندی داریم ومی دانیم یک جایی ارتفاع این روند ما نسبت به قدرت جاذبه به گونه ای می شود که ناخودآگاه نزول داشته باشیم، ما بتوانیم این شیب را به حدی ببریم که این روند با فاکتورهای اصلی که تعیین کننده فرآیند هست ،همخوانی داشته باشد و آن جاست که پایداری می رسیم.

    منبع : مهرنیوز