برچسب: قطعنامه 598

  • چرا بنی‌صدر باعث اختلاف ارتش و سپاه شد؟

    چرا بنی‌صدر باعث اختلاف ارتش و سپاه شد؟

     

    چرا بنی‌صدر باعث اختلاف ارتش و سپاه شد؟

     

    اعتمادآنلاین| از دیگر پرسشهایی که درباره ایام دفاع مقدس مطرح است عملکرد بنی صدر در جایگاه فرمانده کل قوا و علت شکست‌های وی در انجام عملیات‌هاست که از کتاب پرسشها و پاسخها به آن پاسخ گفته‌ایم.

    سالها از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تحمیلی گذشته است اما همچنان پرسش‌هایی درباره علت و چرایی جنگ، تعویق پذیرش قطعنامه‌های بین‌المللی و… باقی مانده است که در این مجال به مناسبت فرا رسیدن چهلمین سال دفاع مقدس برآنیم تا به برخی از این پرسش‌ها، پاسخی درخور دهیم. از پرسش‌های مهم دیگری که ذهن بسیاری از مخاطبان را به خود مشغول می‌دارد و باید پاسخ داده شود، درباره ارزیابی عملکرد بنی صدر به هنگام عهده داری فرماندهی کل قواست و نیز علت شکست‌های پی در پی عملیاتها در آن ایام و اشغال مناطق وسیعی از خاک کشورمان که پاسخ به آن را از کتاب پرسشها و پاسخها (جنگ ایران و عراق) داده ایم:

    بنی‌صدر اولین رئیس‌جمهور ایران، با توجه به ویژگی‌های شخصیتی و فکری خود، سعی داشت بر تمامی امور کشور مسلط شود. وی پس از دریافت حکم “فرماندهی کل قوا” به جای اینکه از این موقعیت برای پیشبرد منافع ملی و امور جنگ بهره جوید، از آن برای تشدید اختلاف بین ارتش و سپاه و تحکیم موقعیت خود علیه نیروهای خط امام استفاده می‌کرد و همین مسئله باعث ناتوانی کشور در دفع تجاوز عراق در ماه‌های اول جنگ شد. وی در پاسخ به اینکه چرا از اشغال سرزمین‌های ایران توسط ارتش عراق جلوگیری نمی‌شود، می‌گفت باید فعلاً زمین داد تا زمان را به دست آورد.

    در دوره فرماندهی بنی‌صدر، در شش ماهه اول جنگ تا ۲۶ اسفند ۱۳۵۹، چهار عملیات بزرگ طرح‌ریزی و اجرا شد که به دلیل اتخاذ استراتژی غلط جنگ کلاسیک، تمامی آنها با شکست مواجه شد:

    عملیات اول: در ۲۳ مهر ۱۳۵۹ در غرب کرخه اجرا شد که قرار بود با دو لشکر، تمام منطقه عملیات فتح‌المبین را آزاد کنند. در طرح این گونه پیش‌بینی شده بود که وقتی به فکه رسیدند به سمت العماره و چزابه بروند که موفقیتی نداشت.

    عملیات دوم: در سوم آبان ۱۳۵۹ در جاده ماهشهر ـ آبادان اجرا شد که قرار بود با یک لشکر حصر آبادان را بشکنند که در این عملیات هم شکست خوردند.

    عملیات سوم: عملیات نصر یا هویزه در ۱۵ دی ۱۳۵۹ اجرا شد که قرار بود با دو لشکر زرهی، کل منطقه عملیاتی بیت‌المقدس را آزاد کنند، خرمشهر و تنومه را هم بگیرند و در شرق بصره پدافند کنند. این عملیات هم شکست خورد.

    عملیات چهارم: به نام توکل در جاده ماهشهر ـ آبادان برای شکستن حصر آبادان طرح‌ریزی شده بود و در ۲۰ دی ۱۳۵۹ به اجرا درآمد که آن هم شکست خورد.

    بنی‌صدر بعد از این تلاش‌های ناکام، سه راه‌حل پیشِ روی خود داشت:

    ۱ـ این سلسله عملیات‌ها را ادامه بدهد، که توان و روحیه لازم برای ادامه چنین سیاستی در وی وجود نداشت.

    ۲-تغییر رویه و بینش بدهد و حضور سپاه و بسیج را به طور قطعی و در صحنه جنگ بپذیرد که این راه‌حل با توجه به تفکر بنی‌صدر و بافت حاکم بر ارتش امکان‌پذیر نبود.

    ۳ـ با تشدید بحران‌های داخلی به موفقیت‌های سیاسی اتکا کند و از این طریق هم شکست در جبهه‌‌های جنگ را پوشش دهد و هم قدرت خود را در داخل تثبیت کند.

    بنی‌صدر در مواجهه با سه راه‌ حل فوق به دلایل گوناگون راه سوم را انتخاب کرد و در مقابل امام خمینی و یاران امام صف‌آرایی کرد. با آغاز مرحله سیاسی تلاش‌های بنی‌‌صدر، ارتش در صحنه جنگ، استراتژی آفندی را رها کرد و به پدافند پرداخت. به این ترتیب بنی‌صدر با دامن زدن به اختلاف بین ارتش و سپاه و بسیج و همچنین اختلاف با سایر مسئولان سیاسی نتوانست اقدامی در جهت بازپس‌گیری مناطق اشغالی به عمل آورد و نهایتاً با تن دادن به همکاری با سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، یک بحران داخلی سیاسی ـ نظامی را در خرداد ۱۳۶۰ در کشور به وجود آورد که برای ارتش عراق امر مطلوبی محسوب می‌ شد.

    منبع: خبرآنلاین

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • هم مخالفان ۵۹۸ غضنفر بودند، هم مخالفان برجام، هم شهرداران تهران!

    هم مخالفان ۵۹۸ غضنفر بودند، هم مخالفان برجام، هم شهرداران تهران!

    بحران‌آفرینی جدید در هنگامه بحران‌ها همان غضنفریسم است که یک نمونه از آن در حال بارگیری است. هرچند از ابتدای انقلاب به‌جز دورانی اندک سیاست‌های لیبرالیستی (نه به‌معنای عقیدتی بلکه به‌معنای تقلیدی و سودجویانه) بر اقتصاد کشور و الگوی زندگی مردم حاکم بوده و کم‌وبیش مونیتاریسم(اصالت سیاست‌های پولی) در سیاست‌های لیبرالیستی نقش بازی کرده است؛اما اینک می‌بینیم که اصالت معتقدان به سیاست‌های پولی درمیان همه مشکلات اقتصادی یعنیتحریم‌ها، قطع روابط بین‌المللی بانکی، تورم فزاینده، مشکلات صادرات نفت و دیگر کالاها، بالارفتن خط فقر، باقی‌ماندن محرومیت‌های محرومان و دیگر مشکلات فزاینده و تهدیدکننده از جمله بیماری ویروس کرونا ناگهان به خود آمده و حلال مشکلات را مانند فیثاغورث یافته و به ما دل خوش کرده‌اند.

    شاید هم یک نتیجه قیاسی از رابطه ریاضی «منفی در منفی می‌شود مثبت» گرفته‌اند و گفته‌اند که حاصل ضرب یک منفی (بحران حذف چهار صفر) در یک منفی یعنی بحران‌های موجود می‌شود مثبت.

    برای آنکه یک‌سویه قضاوت نکنیم، نمونه‌های دیگر غضنفریسم را می‌آوریم. از ده‌ها سال قبل و از زمان قبل از انقلاب که افرادی مثل مرحوم مهندس معین‌فر در کشور زلزله‌شناس بودند، روشن کردند که ایران کشور زلزله‌خیزی است و به‌ویژه اعلام کردند که دو گسل زلزله در شمال تهران و در جنوب تهران وجود دارد که اگر فعال شود، در شمال تهران از دو طرف ۱۵۰ متر و در جنوب از دو طرف ۵۰۰ متر را در خود فرو می‌کشد.

     عقل سلیم حکم می‌کند که در این محدوده‌ها ساخت‌وسازهای جدید رخ ندهد و آنها که در این محدوده‌ها هستند، به‌تدریج به نقاط کم‌خطرتری کوچ کنند؛ اما شهرداران تهران که همه تحصیل‌کرده و دکتر و مهندس بودند، نقش غضنفری به خود گرفتند و مجوز ساخت مجموعه‌های تا ۳۰ طبقه را آن‌هم در کوچه‌ها و خیابان‌هایی که قبلا کوچه‌باغ بوده‌اند، صادر کردند و اختراع‌های جدیدی هم به آن افزودند مثل تراکم سیار! حالا هم، همه می‌گویند اگر زلزله شش یا هفت ریشتری بیاید، اصلا امکان کمک به این برج‌ها و ساکنان آنها وجود ندارد و حتی اگر خیابان‌های آن پاکیزه باشد و سنگ و آجر و تراکم آدم و اتومبیل در آن نباشد و لوله‌های گاز نشکند و آب لوله‌ها فوران نکند و برق‌ها قطع نشود، اصلا نردبان آتش‌نشانی به آن بلندی برای نجات مردم وجود ندارد!

    غضنفریسم دیگری در مقابل معاهده برجام شکل گرفت. درحالی‌که قطع‌نامه شورای امنیت علیه ایران صادر شده بود و شرایط سختی را به‌لحاظ تحریم بین‌المللی تجربه می‌کردیم دیپلماسی کارآمد و تلاشگر کشورمان موفق به امضای برجام با شش کشور جهان شد و همه قطع‌نامه‌های علیه کشورمان ملغی و تحریم‌ها از لحاظ مقرراتی برداشته شد و دیدیم که بلافاصله گشایش‌هایی در امور اقتصادی و بین‌المللی کشورمان ایجاد شد؛ اما از همان لحظه اول غضنفریسم به کار افتاد و برای مخدوش‌کردن دولت و دیپلماسی ایران و رئیس سازمان انرژی اتمی، معاهده‌ای که آمریکا و اسرائیل آن را بدترین معاهده بر ضد غرب و صهیونیسم نامیدند، خیانت تلقی شد و از هیچ حمله‌ای به آن خودداری نکردند و تنها پس از آنکه آمریکا از آن خارج شد، نفس راحتی کشیدند و اکنون هم مشکلات را بر گردن برجام می‌اندازند و نه بر گردن آمریکا و خارج‌شدن از برجام.

    پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ از سوی امام راحل نمونه دیگری است که غضنفریسم سال‌هاست علیه آن و عوامل آن دست به کار شده است. غضنفرها مرحوم هاشمی‌رفسنجانی را عامل سوءاستفاده از نامه سردار محسن رضایی می‌دانند و می‌گویند امام فریب هاشمی‌رفسنجانی را خورده است. اولا نمی‌گویند اگر قطع‌نامه پذیرفته نمی‌شد چه می‌شد؟ ثانیا به روی خود نمی‌آورند که پذیرش قطع‌نامه موجب تحریک صدام به حمله به کویت و در نهایت سرنگونی او و ایجاد حکومت شیعی در عراق شد و به دلاوران ما اجازه داد توطئه ایجاد داعش در عراق را سرکوب کنند. فقط برای این است که مرحوم هاشمی‌رفسنجانی را ملکوک کنند. شخصیت همه تصمیم‌گیرندگان و از جمله حضرت امام را زیر سؤال می‌برند و تصمیم مجتهد اعلم و رهبر انقلاب اسلامی و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی را تصمیمی حاصل فریب می‌شمارند که البته بسیار به دور از شخصیت اجتهادی ایشان است.

    نیک اگر بنگریم در این ۴۰ سال در کنار آن‌همه رهبری‌ها، مجاهدت‌ها، فداکاری‌ها و تلاش‌های انجام‌شده، نمونه‌های بارز غضنفریسم چه از سوی دست‌اندرکاران سه قوه و چه از سوی افراد دیگر دیده می‌شود و آخرین آن همین زیباسازی پول است که صد البته در صورت تصویب نهایی، اجرای آن به دولت آینده و مجلس آینده محول می‌شود. آیا ایجاد این ناهماهنگی و نابسامانی در زندگی روزمره همه مردمان کشورمان برای اخلال در دولت آینده و مجلس آینده نیست؟ و البته برعکس این بهانه را به دست مجلس و دولت آینده می‌دهد که بگویند مشکلات و بحران‌های موجود ریشه در دولت گذشته و مجلس گذشته داشته است.
    نمونه‌های غضنفریسم در کشورمان بسیار است که شرح آن کتابی مفصل خواهد شد. گذشته باید چراغ آینده باشد و اینکه چگونه می‌توان با این پدیده شوم مازوخیستی یعنی غضنفریسم مبارزه کرد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • هم مخالفان ۵۹۸ غضنفر بودند، هم مخالفان برجام، هم شهرداران تهران

    هم مخالفان ۵۹۸ غضنفر بودند، هم مخالفان برجام، هم شهرداران تهران

    هم مخالفان ۵۹۸ غضنفر بودند، هم مخالفان برجام، هم شهرداران تهران

    بحران‌آفرینی جدید در هنگامه بحران‌ها همان غضنفریسم است که یک نمونه از آن در حال بارگیری است. هرچند از ابتدای انقلاب به‌جز دورانی اندک سیاست‌های لیبرالیستی (نه به‌معنای عقیدتی بلکه به‌معنای تقلیدی و سودجویانه) بر اقتصاد کشور و الگوی زندگی مردم حاکم بوده و کم‌وبیش مونیتاریسم(اصالت سیاست‌های پولی) در سیاست‌های لیبرالیستی نقش بازی کرده است؛اما اینک می‌بینیم که اصالت معتقدان به سیاست‌های پولی درمیان همه مشکلات اقتصادی یعنیتحریم‌ها، قطع روابط بین‌المللی بانکی، تورم فزاینده، مشکلات صادرات نفت و دیگر کالاها، بالارفتن خط فقر، باقی‌ماندن محرومیت‌های محرومان و دیگر مشکلات فزاینده و تهدیدکننده از جمله بیماری ویروس کرونا ناگهان به خود آمده و حلال مشکلات را مانند فیثاغورث یافته و به ما دل خوش کرده‌اند.

    شاید هم یک نتیجه قیاسی از رابطه ریاضی «منفی در منفی می‌شود مثبت» گرفته‌اند و گفته‌اند که حاصل ضرب یک منفی (بحران حذف چهار صفر) در یک منفی یعنی بحران‌های موجود می‌شود مثبت.

    برای آنکه یک‌سویه قضاوت نکنیم، نمونه‌های دیگر غضنفریسم را می‌آوریم. از ده‌ها سال قبل و از زمان قبل از انقلاب که افرادی مثل مرحوم مهندس معین‌فر در کشور زلزله‌شناس بودند، روشن کردند که ایران کشور زلزله‌خیزی است و به‌ویژه اعلام کردند که دو گسل زلزله در شمال تهران و در جنوب تهران وجود دارد که اگر فعال شود، در شمال تهران از دو طرف ۱۵۰ متر و در جنوب از دو طرف ۵۰۰ متر را در خود فرو می‌کشد.

     عقل سلیم حکم می‌کند که در این محدوده‌ها ساخت‌وسازهای جدید رخ ندهد و آنها که در این محدوده‌ها هستند، به‌تدریج به نقاط کم‌خطرتری کوچ کنند؛ اما شهرداران تهران که همه تحصیل‌کرده و دکتر و مهندس بودند، نقش غضنفری به خود گرفتند و مجوز ساخت مجموعه‌های تا ۳۰ طبقه را آن‌هم در کوچه‌ها و خیابان‌هایی که قبلا کوچه‌باغ بوده‌اند، صادر کردند و اختراع‌های جدیدی هم به آن افزودند مثل تراکم سیار! حالا هم، همه می‌گویند اگر زلزله شش یا هفت ریشتری بیاید، اصلا امکان کمک به این برج‌ها و ساکنان آنها وجود ندارد و حتی اگر خیابان‌های آن پاکیزه باشد و سنگ و آجر و تراکم آدم و اتومبیل در آن نباشد و لوله‌های گاز نشکند و آب لوله‌ها فوران نکند و برق‌ها قطع نشود، اصلا نردبان آتش‌نشانی به آن بلندی برای نجات مردم وجود ندارد!

    غضنفریسم دیگری در مقابل معاهده برجام شکل گرفت. درحالی‌که قطع‌نامه شورای امنیت علیه ایران صادر شده بود و شرایط سختی را به‌لحاظ تحریم بین‌المللی تجربه می‌کردیم دیپلماسی کارآمد و تلاشگر کشورمان موفق به امضای برجام با شش کشور جهان شد و همه قطع‌نامه‌های علیه کشورمان ملغی و تحریم‌ها از لحاظ مقرراتی برداشته شد و دیدیم که بلافاصله گشایش‌هایی در امور اقتصادی و بین‌المللی کشورمان ایجاد شد؛ اما از همان لحظه اول غضنفریسم به کار افتاد و برای مخدوش‌کردن دولت و دیپلماسی ایران و رئیس سازمان انرژی اتمی، معاهده‌ای که آمریکا و اسرائیل آن را بدترین معاهده بر ضد غرب و صهیونیسم نامیدند، خیانت تلقی شد و از هیچ حمله‌ای به آن خودداری نکردند و تنها پس از آنکه آمریکا از آن خارج شد، نفس راحتی کشیدند و اکنون هم مشکلات را بر گردن برجام می‌اندازند و نه بر گردن آمریکا و خارج‌شدن از برجام.

    پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ از سوی امام راحل نمونه دیگری است که غضنفریسم سال‌هاست علیه آن و عوامل آن دست به کار شده است. غضنفرها مرحوم هاشمی‌رفسنجانی را عامل سوءاستفاده از نامه سردار محسن رضایی می‌دانند و می‌گویند امام فریب هاشمی‌رفسنجانی را خورده است. اولا نمی‌گویند اگر قطع‌نامه پذیرفته نمی‌شد چه می‌شد؟ ثانیا به روی خود نمی‌آورند که پذیرش قطع‌نامه موجب تحریک صدام به حمله به کویت و در نهایت سرنگونی او و ایجاد حکومت شیعی در عراق شد و به دلاوران ما اجازه داد توطئه ایجاد داعش در عراق را سرکوب کنند. فقط برای این است که مرحوم هاشمی‌رفسنجانی را ملکوک کنند. شخصیت همه تصمیم‌گیرندگان و از جمله حضرت امام را زیر سؤال می‌برند و تصمیم مجتهد اعلم و رهبر انقلاب اسلامی و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی را تصمیمی حاصل فریب می‌شمارند که البته بسیار به دور از شخصیت اجتهادی ایشان است.

    نیک اگر بنگریم در این ۴۰ سال در کنار آن‌همه رهبری‌ها، مجاهدت‌ها، فداکاری‌ها و تلاش‌های انجام‌شده، نمونه‌های بارز غضنفریسم چه از سوی دست‌اندرکاران سه قوه و چه از سوی افراد دیگر دیده می‌شود و آخرین آن همین زیباسازی پول است که صد البته در صورت تصویب نهایی، اجرای آن به دولت آینده و مجلس آینده محول می‌شود. آیا ایجاد این ناهماهنگی و نابسامانی در زندگی روزمره همه مردمان کشورمان برای اخلال در دولت آینده و مجلس آینده نیست؟ و البته برعکس این بهانه را به دست مجلس و دولت آینده می‌دهد که بگویند مشکلات و بحران‌های موجود ریشه در دولت گذشته و مجلس گذشته داشته است.
    نمونه‌های غضنفریسم در کشورمان بسیار است که شرح آن کتابی مفصل خواهد شد. گذشته باید چراغ آینده باشد و اینکه چگونه می‌توان با این پدیده شوم مازوخیستی یعنی غضنفریسم مبارزه کرد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • سردار سلیمانی در روزی که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد کجا بود؟

    سردار سلیمانی در روزی که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد کجا بود؟

    سردار سلیمانی در روزی که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد کجا بود؟

     

    به گزارش خبرآنلاین، سردار مرتضی قربانی فرمانده لشکر۲۵ کربلا در دوران دفاع مقدس در بخشی از یادداشتش درباره آخرین افطار با سپهبد شهید قاسم سلیمانی در ماه رمضان سال گذشته، به روزهای جنگ و دفاع مقدس نیز گریزی زده است.

    او می نویسد: انگار همین دیروز بود که من و قاسم، برای عملیات کربلای ۵، در فاصله شش کیلومتری بصره از پنج کیلومتر آبگرفتگی پنج ضلعی شرق بصره عبور کردیم و آمدیم روی پل عراقی‌ها. من و قاسم آنجا دست به دست هم دادیم، قاسم سمت راست پل و من سمت چپ رفتیم. ایستادیم تا یک پیروزی بزرگ به دست آمد.

    سردار قربانی ادامه داده است: دشمن غافلگیر شد. من با قاسم سلیمانی و بعد هم آقای محمد کوثری، فرمانده لشکر ۲۷ دقیقا ۲۲ روز آب و غذای درست و حسابی نخوردیم، لباسمان پر از خون، پشت سرمان کانال ماهیگیری بود و آن قدر گلوله و توپ می آمد که جای راه رفتن هم نبود. دشمن حتی سنگرهای ما را تکه تکه و منهدم کرده بود؛ اما ۲۲ روز آنجا ماندیم و قطعنامه ۵۹۸ زمانی که ما ۶ کیلومتری بصره بودیم، بسته شد؛ یعنی زمانی که من و قاسم و کوثری و دیگر بچه ها دستان ارتش عراق را بستیم. به همین دلیل  هشت بند از یازده بند قطعنامه به نفع ایران شد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • ادعای جنجال برانگیز ابطحی درباره رئیس دولت اصلاحات/ چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشت؟

    ادعای جنجال برانگیز ابطحی درباره رئیس دولت اصلاحات/ چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشت؟

    ادعای جنجال برانگیز ابطحی درباره رئیس دولت اصلاحات/ چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشت؟

     

    به گزارش خبرآنلاین، سید محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر رئیس دولت اصلاحات، در خاطرات روزانه خود در کانال تلگرامی نوشت: در هشتادمین سالگرد تاسیس رادیو یک مصاحبه زنده و طولانی با رادیو تهران کردم. من از ۱۵ مرداد ۶۲ تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۷ در ایام جنگ مدیر رادیو ایران بودم. کلی  خاطره تعریف کردیم. از روزی که آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه را نوشت تا راه اندازی سه رادیوی  قرآن و جبهه و دریا توسط من و فراگیر بودن آن زمان رادیو. دورانی که ماهواره و اینترنت نبود. دوتا شبکه تلویزیون داشتیم هر  کدام چهار پنج ساعت. همه به خاطر اعلام وضعیت قرمز رادیوهاشان روشن بود. و البته تلاش‌هایی که برای حفظ موسیقی انجام دادم. گفتگوی خوبی بود. آخرش پرسید اگر بخواهند فیلم پرماجرای زندگی ‌ات را بسازند چه کسی نقش شما را بازی کند؟ گفتم سازنده‌اش را پیدا کن، خودم نقش خودم را بازی می‌کنم. تا جایی که می‌شد خودم بیب‌هاش را نگفتم.

    رئیس دفتررئیس جمهور سپس در توئیتی نوشت: من دیشب در خاطرات روزمره کرونایی نوشته بودم آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشته بود. معاون تبلیغاتی شورای دفاع بود. این ربطی به نوشته امام و جام زهر ندارد. برداشت اشتباه نشود.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبر آنلاین

  • ادعای جنجال برانگیز روحانی اصلاح طلب درباره سیدمحمد خاتمی/چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشت؟

    ادعای جنجال برانگیز روحانی اصلاح طلب درباره سیدمحمد خاتمی/چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشت؟

    ادعای جنجال برانگیز روحانی اصلاح طلب درباره سیدمحمد خاتمی/چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشت؟

    ادعای جنجال برانگیز روحانی اصلاح طلب درباره سیدمحمد خاتمی/چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشت؟
    ادعای جنجال برانگیز روحانی اصلاح طلب درباره سیدمحمد خاتمی/چه کسی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشت؟

    به گزارش خبرآنلاین، سید محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر رئیس دولت اصلاحات، در خاطرات روزانه خود در کانال تلگرامی نوشت: در هشتادمین سالگرد تاسیس رادیو یک مصاحبه زنده و طولانی با رادیو تهران کردم. من از ۱۵ مرداد ۶۲ تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۷ در ایام جنگ مدیر رادیو ایران بودم. کلی  خاطره تعریف کردیم. از روزی که آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه را نوشت تا راه اندازی سه رادیوی  قرآن و جبهه و دریا توسط من و فراگیر بودن آن زمان رادیو. دورانی که ماهواره و اینترنت نبود. دوتا شبکه تلویزیون داشتیم هر  کدام چهار پنج ساعت. همه به خاطر اعلام وضعیت قرمز رادیوهاشان روشن بود. و البته تلاش‌هایی که برای حفظ موسیقی انجام دادم. گفتگوی خوبی بود. آخرش پرسید اگر بخواهند فیلم پرماجرای زندگی ‌ات را بسازند چه کسی نقش شما را بازی کند؟ گفتم سازنده‌اش را پیدا کن، خودم نقش خودم را بازی می‌کنم. تا جایی که می‌شد خودم بیب‌هاش را نگفتم.

    رئیس دفتررئیس جمهور سپس در توئیتی نوشت: من دیشب در خاطرات روزمره کرونایی نوشته بودم آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را نوشته بود. معاون تبلیغاتی شورای دفاع بود. این ربطی به نوشته امام و جام زهر ندارد. برداشت اشتباه نشود.

    ۲۷۲۱۵