برچسب: فرهنگی

فرهنگی

  • بازیگران محبوب‌تان را جلوی در ببینید و پول بلیت هم ندهید!

    بازیگران محبوب‌تان را جلوی در ببینید و پول بلیت هم ندهید!

    نرگس کیانی: «سکوت سفید» نام نمایشی است به کارگردانی کوروش سلیمانی براساس نمایشنامه‌ای از تام استوپارد که این روزها در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

    گروه تئاتر بیستون نام «سکوت سفید» را برای این اجرا از نمایشنامه استوپارد با نام اصلی «آرامش از نوعی دیگر» مناسب دانسته است. نمایشنامه‌ای که در خلاصه داستان آن آمده است: «جان براون، مردی در آستانه میان‌سالی که گذشته‌ای عجیب و دشوار را پشت سر گذاشته است برای دور شدن از اجتماع خشمگین و رسیدن به آرامش مورد نظرش به بیمارستان بیچ‌وود پناه می‌آورد و درخواست می‌کند که او را بدون هیچ بیماری‌ای بستری کنند، پرسنل بیمارستان این را نمی‌فهمند و این آغاز داستان است.»

    آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگویی است با کوروش سلیمانی که از اجرای نمایشنامه استوپارد در سال‌های دور به عنوان کار پایان‌نامه این نویسنده، کارگردان و بازیگر شناخته‌شده آغاز شد، به اجرای وفادارانه او از متن استوپارد و پاسخ دادن به این سوال که آیا چنین اجرای وفادارانه‌ای راه را بر دیدن متن از نظرگاه کارگردان می‌بندد یا خیر رسید و با ناممکن بودن آن‌چه شخصیت اصلی این نمایشنامه می‌خواهد و به تعبیر یک منتقد «ناممکن بودن فرم زندگی کسی که نمی‌خواهد نظم جهان مدرن را بپذیرد» ادامه یافت. این گفت‌وگو با زخمی که حوادث آبان ۹۸ بر تن همه‌مان و از جمله اهالی تئاتر نشاند و دشواری‌های روی صحنه بردن نمایشی در مقام کارگردان و تهیه‌کننده با حضور بازیگران استخوان خردکرده تئاتر در شرایطی که با تیترهایی چون «چهره معروف اینستاگرام بازیگر تئاتر شد» مواجه‌ایم، به پایان رسید.  

    در گفت‌وگویی اشاره کرده بودید که «سکوت سفید» را در سال‌های دور به عنوان کار پایان‌نامه‌تان اجرا کرده بودید، صحبت‌مان را با یادآوری آن اجرا آغاز کنیم.

    این اتفاق سال ۱۳۸۰ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رخ داد و با چند اجرای محدود روی صحنه رفت. آن اجرا، اجرایی دانشجویی بود و من در حال مشق کردن بودم. طبیعتا اجرایی که هم اکنون می‌بینید تنها احساسی از یادآوری آن کار درش باقی مانده است وگرنه شباهت ساختاری و شکلی‌ای به آن اجرا ندارد.

    در یکی از نقدهایی که بر نمایش‌تان نوشته شده بود در کنار توصیف اثرتان با کلماتی چون «استاندارد، سربه‌راه و تماشایی» بر این نکته تاکید شده بود که وفاداری‌تان به متن چنان است که «از نظرگاه شخصی و گشودن چشم‌انداز یکسره متفاوت کارگردان خبری نیست»، تا چه میزان با این نظر موافقید؟

    زمانی که شما اثری را به عنوان کارگردان روی صحنه می‌برید یا خودتان متن را نوشته‌اید یا متن دیگران را انتخاب کرده‌اید و طبیعتا باید آن قدر در مرحله انتخاب متن وسواس به خرج داده و دقت کرده باشید که به میزان بسیار زیادی با ذهنیت‌تان هماهنگ باشد. من این گونه کار می‌کنم و برایم مهم است متنی را که انتخاب می‌کنم، قبول داشته باشم و وقتی به تمامی می‌پذیرمش چه به لحاظ فرمی و چه به لحاظ محتوایی، چه در زمینه شخصیت‌پردازی، چه دیالوگ‌ها و چه هر چیز دیگر، ترجیح می‌دهم تغییراتی اساسی در آن ایجاد نکنم. حال این را می‌توان وفاداری نامید یا چیزی دیگر. این اتفاق به خصوص زمانی برای من پررنگ می‌شود که نویسنده، نویسنده معتبری است و به سادگی نمی‌توان متنش را تغییر داد و انتظار نتیجه خوبی داشت.

    تئاتر را باید به خاطر اندیشه‌اش دید، به خاطر نویسنده‌اش و دست کم به خاطر کارگردانش و نمی‌دانم این را که «برویم فلان بازیگر را ببینیم!» چه طور می‌توان توجیه کرد؟! آیا نمی‌توان بیرون از سالن تئاتر هم همان بازیگر را دید؟! دم در بایستید و بلیت هم نخرید و پولتان را هم خرج نکنید و رد که می‌شود ببینیدش و لذت ببرید

    من این متن را به همین شکل دوست داشتم و بر این نکته تاکید می‌کنم که «آرامش از نوعی دیگر» تام استوپارد متنی دشوار برای کارگردانی است. متنی است که می‌تواند برای هر کارگردانی چالش‌برانگیز باشد و من هم این چالش را دوست داشتم اما بیش از آن معنایی که منتقل می‌کرد و تلنگری که به مخاطب می‌زد که چقدر مراقب آرامش و خلوت شخصی‌اش است، برایم اهمیت داشت. این پرسش در روزگاری مطرح می‌شود که کسی اساسا به اهمیت آرامش و خلوت فکر نمی‌کند که پس از آن بخواهد در پی‌اش باشد.

    می‌پذیرید که «سکوت سفید»، «روایت ناممکن بودن فرم زندگی کسی است که نمی‌خواهد نظم جهان مدرن را بپذیرد» و به ناممکن بودن آن‌چه جان براون به عنوان شخصیت اصلی این نمایشنامه می‌خواهد معتقدید؟ 

    بله، موقعیت نمایشی این اثر موقعیتی عجیب‌وغریب و به گونه‌ای طنزآمیز است. این که یک آدم سالم بخواهد در بیمارستان بستری شود از دید ما طبیعی نیست و چنین موقعیتی نمی‌تواند در جامعه و از سوی اعضای آن پذیرفته شود. تلاش جان براون برای عملی کردن چنین ایده‌ای تنها چند روز جواب می‌دهد و او هر چند می‌کوشد با زیرکی دم به تله ندهد اما در نهایت گیر می‌افتد.

    جان براون در جایی از متن، نقل به مضمون، می‌گوید آن بیرون می‌تواند جنگی رخ دهد که برای نخستین بار، به خاطر بودن خودخواسته او در بیمارستان، هیچ ربطی به او نداشته باشد، می‌تواند هر اتفاقی بیفتد بی‌آن‌ که او ناچار باشد از آن مطلع شود و… اما عملی شدن چنین بی‌خبری و چنین انغعالی در واقعیت ناممکن است. 

    دراین جا دو نکته مطرح می‌شود. بعضی دوستان من نیز بحث انفعال جان براون را مطرح کردند و من در پاسخ گفتم که نه تئاتری‌ها می‌توانند انسان‌های منفعلی باشند و نه من، به شخصه، موافق این انفعالم. اساسا تئاتر کار کردن ما در این شرایط و با وجود سختی و مشقات موجود، بیانگر چیزی ضد این انفعال است. من بیش از هر چیز با آن بخش از شخصیت جان براون همذات‌پنداری می‌کنم که در پی آرامش و آزادی شخصی بودن می‌ناممش، این چیزی بود که من دوستش داشتم.

    مسلم است که نمی‌توان به واسطه وجود این تعداد از رسانه، چه رسمی و چه غیررسمی، از اتفاقاتی که آن بیرون رخ می‌دهد بی‌خبر بود و یکی از دردهای من همین است که این حجم از خبر برای چیست؟!

    کورش سلیمانی، بازیگر سینما و تئاتر و کارگردان نمایش «سکوت سفید»

    شاید به علت تاثیر مستقیمی که تک‌تک شان بر زندگی شخصی و سرنوشت‌مان می‌گذارند.

    من ناآگاهی و بی‌اطلاعی را تایید نمی‌کنم، ما باید مطلع شویم اما باور کنید شاید ۹۰ درصد این اخبار بیهوده و ساختگی است و تولیدکنندگانش فقط می‌خواهند روی اعصاب و روان مخاطب‌شان کار و سمت‌وسوی چیزی را تعیین کنند و تغییر دهند.

    در طول اتفاقاتی که در آبان ۹۸ رخ دهد، اینترنت نیز قطع و تعدادی از نمایش‌ها با تعطیلی موقت مواجه شدند. همان زمان در مصاحبه‌ای گفته بودید «در روزهایی که گذشت، بسیار غمگین شدم وقتی دیدم تعدادی از آثار دوستان تئاتری‌مان به شکل موقت یا کامل تعطیل شدند؛ این زخمی بود که بر تن همه ما نشست.»، این زخم سر گرفته و هم آمده است یا گمان می‌کنید عوارضش همچنان ادامه دارد؟

    آن اتفاق برای تئاتر ما فاجعه بود و متاسفم که بگویم هر چند اوضاع اندکی بهتر شده است اما مشکلاتی که در حوزه معیشتی برای مردم پیش آمده است قطعا تاثیرات خود را بیش از این بر مسائل فرهنگی نشان خواهد داد و ابعاد این فاجعه هنوز آشکار نشده است.

    طبیعی است که مردم با خود حساب و کتاب کنند و از خود بپرسند آیا پول بنزین بدهم یا پول بلیت تئاتر؟! طبیعتا اگر از من نیز بپرسند اول ترجیح می‌دهم به زن و بچه‌ام برسم تا به تماشای تئاتر بنشینم. طبقه متوسط اعم از دانشجویان و کارمندان بیش از پیش در مضیقه معیشتی قرار گرفته‌اند و به احتمال زیاد نخستین چیزی که حذف می‌کنند هزینه کردن برای فرهنگ از جمله تماشای فیلم و تئاتر و خریدن کتاب و… است و این غم‌انگیز است.  

    متاسفم که احتمال می‌دهم این رکود و این ریزش تماشاگر برای تئاترهای تفکربرانگیز و اصیل همچنان ادامه داشته باشد و چالش تماشاگر منجر به زمین‌گیر شدن و تعطیلی آثار بیشتری شود.

    ما در «سکوت سفید» تلاش کردیم به مدد حضور گروهی همراه، مقاومت کنیم و در روزهایی سخت و سرد به عشق تئاتر روی صحنه برویم و خدا را شکر می‌کنیم که با وجود همه سختی‌ها کوتاه نیامدیم و کارمان توانسته است نظر بسیاری از هنرمندان و مردم را جلب کند تا راضی از سالن خارج شوند. من نمی‌گویم کارمان کاری کامل، ایده‌آل و شاهکار است و هیچ‌گاه مدعی نبوده‌ام، اما معتقدم کار قابل دفاعی است و ما برای تولید و تهیه یک کار تروتمیز که اهداف معنایی خود را جست‌وجو می‌کند، نه ثانیه‌ای و نه ریالی کوتاهی نکرده‌ایم. چیزی که در کارهای قبلی‌مان از جمله «ناگهان پیت حلبی»، «فالومی» و «خرده نان» نیز قابل مشاهده بوده و همواره برایمان اهمیت داشته است که صحنه‌مان زمینه گفت‌وگو در مورد موضوعی را فراهم آورد که باید در مورد آن حرف زد و گفت‌وگو کرد.

    شما در موقعیتی نمایش «سکوت سفید» را به عنوان کارگردان و تهیه‌کننده با حضور بازیگران باتجربه تئاتری روی صحنه برده‌اید که کار از حضور ستاره‌های سینما، تلویزیون و موسیقی بر صحنه تئاتر گذشته است و با تیترهایی چون «چهره معروف اینستاگرام بازیگر تئاتر شد» مواجه‌ایم، امری که بی‌شک با دشواری‌های بسیاری برایتان همراه بوده است.   

    یکی از مشکلات ما آسیبی است که به واسطه فرهنگ‌سازی غلط متوجه بحث تماشاگران تئاتر شده است. گونه‌هایی از تئاتر روی صحنه می‌روند که تماشاگر را از نگاه هنری عمیق روشنفکرانه نسبت به تئاتر به سمت نگاهی تهی اما هیجان‌انگیز می‌برند. به این معنا که طیف جدیدی از تماشاگران پیدا شده‌اند که به دنبال هیجان‌زده شدن از آن‌چه روی صحنه می‌بینند هستند. این هیجان‌زده شدن از دید آن‌ها می‌تواند به واسطه زدوخورد روی صحنه، ریخته شدن خون، داد زدن و وقوع اتفاقات عجیب و غریب بدون قصد انتقال معنا باشد. در نتیجه تماشاگران از سالن‌هایی که اتفاقات جدی هنری در آن‌ها رخ می‌دهد و یک گروه استخوان خردکرده آشنا با مقوله تئاتر متنی خوب را در آن جا روی صحنه می‌برند و منتقدان و هنرمندان دیگر نقدهایی مثبت در مورد آن می‌نویسند فاصله می‌گیرند، یعنی این فاکتورها برایشان اهمیتی ندارد و مسائل دیگری برایشان مهم شده است که هیچ ربطی به هنر تئاتر ندارد.

    من معتقدم بازیگر ممکن است از سینما یا تلویزیون به تئاتر بیاید و اگر توانمند باشد و این حضور نه صرفا به خاطر اسمش بلکه به خاطر هنرش اتفاق افتاده باشد هیچ مشکلی با آن ندارم و خیلی هم خوب است اما بخش خنده‌دار ماجرا این جاست که تماشاگران را به سمتی سوق داده‌ایم که به خاطر آقا یا خانم x که در فلان کار بازی می‌کند به تماشای یک اثر بنشینند و گمان می‌کنم مانوری که برخی گروه‌های تئاتری ما روی این موضوع می‌دهند در هیچ کجای دنیا قابل مشاهده نیست. تئاتر را باید به خاطر اندیشه‌اش دید، به خاطر نویسنده‌اش و دست کم به خاطر کارگردانش و نمی‌دانم این را که «برویم فلان بازیگر را ببینیم!» چه طور می‌توان توجیه کرد؟! آیا نمی‌توان بیرون از سالن تئاتر هم همان بازیگر را دید؟! دم در بایستید و بلیت هم نخرید و پولتان را هم خرج نکنید و رد که می‌شود ببینیدش و لذت ببرید! متاسفم که این گونه سهل‌انگارانه با تئاتر برخورد می‌شود و برای ما که این هنر را در دهه ۷۰ در محضر اساتید آموخته‌ایم فهم این موضوع سنگین است! 

    ۵۷۵۷

  • انتشار آلبوم «تیغ و ترانه» تا اسفند به‌تعویق افتاد

    انتشار آلبوم «تیغ و ترانه» تا اسفند به‌تعویق افتاد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هامان وافری با انتشار بخشی از کلیپ ویدئوی «تیغ و ترانه» در صفحه اینستاگرام خود، از تاخیر در رونمایی آلبوم تا نیمه نخست اسفند خبر داد. او با اشاره به این تاخیر ناخواسته، از این فرصت برای تکمیل پروژه‌های تصویری با همکاری کارگردانان موفق سینما یاد کرده است.

    این آلبوم که پیشتر قرار بود در پاییز ۹۸ رونمایی شود، مجموعه‌ای صوتی و تصویری، شامل ۱۰ قطعه موسیقی و ۴ کلیپِ ترانه‌های «کافه»، «تیغ و ترانه»، «سفر»، «پرواز آخرعقاب» است. محمدرضا چراغعلی، ساخت و تنظیم موسیقی این آلبوم را برعهده داشته و ترانه‌ها از سروده‌های هامان وافری است.

     هامان که از خوانندگان سبک پاپ- کلاسیک است، آواز را زیر نظر اساتید خود محمد نوری و پری زنگنه آموخت. او سال ۱۳۸۱ نخستین آلبومش با عنوان «ماهی سیاه» را منتشر کرد.

    ۵۷۲۴۵

  • سعید بیابانکی، دبیر علمی جشنواره شعر فجر شد

    سعید بیابانکی، دبیر علمی جشنواره شعر فجر شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حکم دبیری علمی چهاردهمین جشنواره شعر فجر را به نام سعید بیابانکی صادر کرده است.

    وزیر ارشاد، پیش از این در حکم دیگری، مهدی قزلی را برای ششمین بار به عنوان دبیر اجرایی جشنواره بین‌المللی شعر فجر منصوب کرده بود.

    سعید بیابانکی، شاعر، طنزپرداز و مجری برنامه‌های شاعرانه رادیو و تلویزیون، زاده چهارم مهر سال ۱۳۴۷ در خمینی‌شهر اصفهان است. در سال ۱۳۶۹ اولین کتاب شعرش با نام «ردپایی بر برف» منتشر کرد ولی با انتشار کتاب «نیمی از خورشید اتفاق افتاد» در سال ۱۳۷۶ نامش به عنوان شاعری با زبان خاص، متفاوت و صاحب سبک سر زبان‌ها افتاد.

    بیابانکی که قالب‎های متفاوت شعری از جمله سنتی، سپید، غزل و چارپاره را آزموده است، با چارپاره به شهرت رسیده است. چنان‌که در چارپاره‎های خود به مفاهیمی چون عشق، مذهب، مسائل اجتماعی و تاریخی و همچنین زندگی شهدا و مسائل فرهنگی‎ پرداخته است.

    از سوابق اجرایی بیابانکی می‌توان به دبیری جشنواره شعر و داستان جوان سوره، عضویت در شورای‌عالی شعر صدا و سیما، عضویت در شورای سیاست‌گذاری جشنواره شعر فجر و عضویت در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد.

    سعید بیابانکی تاکنون موفق به دریافت جایزه‏ کتاب فصل و نامزد دریافت جایزه کتاب سال بابت کتاب «سنگچین» شده است. او همچنین در سومین جشنواره شعر فجر به عنوان برگزیده معرفی شده است.

    ۵۷۲۴۵

  • علی فروغی، یک پُست دیگر در صدا و سیما گرفت

    علی فروغی، یک پُست دیگر در صدا و سیما گرفت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی عسگری، در حکمی، علی فروغی را به عنوان رییس شورای تخصصی ورزش سازمان صداوسیما منصوب کرد.

    در بخشی از این حکم آمده است: «انتظار دارد در راستای تحقق وظایف محوله ضمن مطالعه و توجه به سیاست‌های کلان کشور و رسانه ملی، در عرصه ورزش و جوانان نسبت به برنامه ریزی و سامان دهی و نظارت بر برنامه ورزشی رادیو و تلویزیون اهتمام جدی نمایید.»

    ۵۷۲۴۵

  • «مرشد و مارگریتا» سینمایی می‌شود

    «مرشد و مارگریتا» سینمایی می‌شود

    باز لورمن، کارگردان استرالیایی پس از کارگردانی آثار ادبی اقتباسی چون «رومئو و ژولیت» نوشته شکسپیر و «گتسبی بزرگ» نوشته ف.اسکات فیتزجرالد حالا به سراغ شناخته‌شده‌ترین اثر میخائیل بولگالف «مرشد و مارگاریتا» رفته تا سومین اقتباس سینمایی خود را از یک اثر ادبی کارگردانی کند.
     باز لورمن ساخت این اثر را از طریق کمپانی فیلم‌سازی خود با عنوان باز و شرکا عهده‌دار خواهد بود. او  این روزها در حال آماده کردن خود برای ساخت پروژه الویس پریسلی است که فیلم‌برداری آن از ماه دوم سال جدید میلادی در استرالیا آغاز می‌شود.

    اقتباس این اثر برای باز لورمن آرزویی دیرینه بوده که حالا به حقیقت پیوسته. او در بیانیه‌ای درباره ساخت این فیلم گفت: «ارتباطی باورنکردنی با داستان این رمان برای من وجود دارد. از مدت‌ها بود که به دنبال کسب حقوق قانونی برای ساخت این رمان بودم و بسیار هیجان‌زده هستم که سرانجام فرصتی برای تفسیر این اثر پیشرو و انقلابی پیدا کرده‌ام.»

    باز لورمن قرار است در تولید این فیلم با سوتلانا میگونوا-دالی که امتیاز این فیلم را خریداری کرده همکاری کند. او درباره این همکاری گفت: «همکاری برای تولید این اثر با باز لورمن مثل یک رویا است. کلمات بولگالف هنوز بعد از یک قرن به همان اندازه پیشرو هستند و ما نمی‌توانیم تصور کنیم که کارگردان توانایی چون او این داستان قدرتمند را برای مخاطبان سراسر جهان به پرده سینما آورد.»

    به باور بسیاری رمان «مرشد و مارگاریتا» در شمار بزرگ‌ترین ومهم‌ترین آثار ادبیات روسیه در قرن بیستم به شمار می‌آید. بولگالف نوشتن این اثر را در سال ۱۹۲۸ و مصادف با تاریک‌ترین دوره‌های رژیم استالین آغاز کرد. این اثر که شناخته‌شده‌ترین اثر نویسنده روسی است پس از چند بار نوشتن و بازنویسی در نهایت یک سال پس از مرگ نویسنده در سال ۱۹۴۰ میلادی ‌توسط همسر او به پایان رسید؛ اما پس از گذشت ۲۷ سال از مرگ بولگالف بود که نسخه سانسورشده‌ای از کتاب در تیراژی محدود منتشر شد.

    این رمان که یک طنز سیاسی و اجتماعی از روسیه در دهه ۳۰ میلادی است پس از انتشار با استقبال شدید مردم روبه‌رو و به بیش از ۴۰ زبان در دنیا ترجمه شد و بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آن به فروش رسید.

    ۵۷۲۴۵

  • کنسرت خیریه مهدی یراحی در اهواز: «شما عزیزترین مهمانان من هستید»

    کنسرت خیریه مهدی یراحی در اهواز: «شما عزیزترین مهمانان من هستید»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بخشی از شرکت‌کنندگان در این کنسرت کارگران شرکت گروه ملی فولاد اهواز و خانواده‌های‌شان بودند که سال قبل مهدی یراحی و گروهش، با پوشیدن لباس آنها به دفاع از حقوق نادیده گرفته شده این گروه در اوج سانسور خبری پرداخت.
    مهمانان دیگر این کنسرت،  بچه‌های کار جمعیت امام علی(ع)، بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست موسسه طلوع مهرآفرینان، کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و خانواده‌های‌شان، کارگران شرکت لوله‌سازی، کارگران شهرداری کوت عبدالله و اهالی منطقه زویه اهواز بودند که تا به حال امکان شرکت در هیچ کنسرتی از جمله کنسرت  خواننده همشهری محبوب‌شان را نداشتند.در این اجرا که  با استقبال شدید مهمانانش از تمام ترانه‌ها به‌خصوص ترانه‌های اجتماعی مثل «خاک»، «سرسام» و ترانه‌های عربی مثل «حیّک»، «فوق النخل» روبه‌رو شد، هر دسته از مهمانان این کنسرت جداگانه معرفی شدند و  مورد تشویق قرار گرفتند. 

    مهدی یراحی  در  این کنسرت خیریه که بدون هیچ اعلام عمومی و خودنمایی برگزار می‌شد گفت: «در جایی ایستاده‌ایم که  اگر واکنش نشان ندهی می‌شوی بی‌تفاوت و بی‌درد، اگر یک بار حمایت کنی اسمش می‌شود شعار و اگر چندبار و پیوسته حمایت کنی می‌شود شوآف، اما من می‌گویم در چنین شرایطی آدم باید به ندای قلب خود گوش بسپارد و ببیند حالش چطور بهتر است و به قضاوت‌های غالب و مغلوب جریان‌های مختلف توجه نکند.»

    این کنسرت بعد از سولداوت شدن سه سانس پیاپی در مدت زمان کمتر از ۲۴ ساعت، یک سانس از این کنسرت را به خانواده‌های محروم هدیه کرد و به اجرای این کنسرت خیریه پرداخت و با خواندن بسیاری از ترانه‌های درخواستی، توانست شبی به یاد ماندنی را برای حاضرین در سالن رقم بزند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • رکوردی تازه برای عادل فردوسی‌پور و تمام محتواهای شبکه نمایش خانگی: یک میلیون و ۸۲۰هزار تماشاگر فقط در ۲۴ ساعت 

    رکوردی تازه برای عادل فردوسی‌پور و تمام محتواهای شبکه نمایش خانگی: یک میلیون و ۸۲۰هزار تماشاگر فقط در ۲۴ ساعت 

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،  با ثبت آمار تماشا از سوی سه پلتفرم فیلیمو، نماوا و بازار که پخش‌کنندگان «کلاسیکو» هستند، یک میلیون و ۸۲۰هزار کاربر در طول ۲۴ ساعت اولیه پخش این برنامه را تماشا کرده‌اند. 

    همچنین با توجه به این نکته که برای هر دستگاه تماشا می‌توان بیشتر از یک تماشاگر را در نظر گرفت، باید توجه داشت که عدد اعلام شده برآوردی از  حداقل تعداد تماشاگر در ۲۴ ساعت اولیه انتشار است و تعداد واقعی تماشاگران «کلاسیکو» در ۲۴ساعت ابتدایی انتشار عددی فراتر از یک میلیون و ۸۲۰هزار نفر تخمین زده می‌شود. 

    «کلاسیکو» یک تاک‌شو اینترنتی به تهیه‌کنندگی عادل فردوسی‌پور است که از یکشنبه ۲۴ آذر در ساعات پایانی شب به نمایش درآمده و حالا با ثبت یک رکورد ۲۴ ساعته، بیشترین تعداد بازدید در بین تمام محتواهای منتشر شده در شبکه نمایش خانگی را به خود اختصاص داده است. 

    این برنامه که به مناسبت نزدیک شدن به رقابت حساس دو تیم بارسلونا و رئال مادرید و با اجرای پژمان جمشیدی ساخته شده است، با حضور مهمان‌هایی از جمله علی دایی، وریا غفوری، امیرمهدی ژوله و ژابی آلونسو به بحث و تحلیل پیرامون این مسابقه مهم می‌پردازد و امکان تماشای آن برای عموم مردم رایگان است. 

     با توجه به ادامه‌دار بودن پخش ویژه برنامه «کلاسیکو»، پیش بینی می‌شود که استقبال در روزهای پیش‌رو با افزایش چشمگیری روبه‌رو خواهد شد و مسیر تولیدات مشابه آینده را هموارتر خواهد کرد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • بیژن بنفشه‌خواه: تلویزیون عطاران و مدیری را فراری داد

    بیژن بنفشه‌خواه: تلویزیون عطاران و مدیری را فراری داد

    بنفشه‌خواه سال‌هاست در عرصه سریال‌های طنز فعالیت دارد و در مجموعه‌های مختلفی هم با سروش صحت همکاری داشته است. این بار اما در سه‌گانه «لیسانسه‌ها» بازی و توانمندی‌هایش بیشتر به چشم آمد و حتی خودش می‌گوید مردم او را که می‌بینند دست‌هایشان را مثل نقش دکتر مهاجر بالا می‌آورند و می‌گویند «سپاس. شاد و پیروز باشید» و تکیه کلام او را در این سریال به کار می‌برند.

    بنفشه‌خواه که کمتر هم اهل گفتگوهای صریح درباره فعالیت‌های تلویزیونی خود است، در این گفتگو که پس از پایان پخش «فوق‌لیسانسه‌ها» انجام شد، فراتر از بازی خود در این مجموعه حرف زد و درباره موضوعاتی چون جای خالی امثال رضا عطاران و مهران مدیری در حوزه سریال‌سازی طنز، درآمد هنرمندان و حواشی مربوط به معافیت مالیاتی، تجربه بازی در نقش‌های جدی و حتی منع تلویزیون از حضورش در یک نقش روحانی سخن گفت.

    بخش‌هایی از این گفتگو را بخوانید.

     کم شدن سریال‌های طنز برای شما به عنوان بازیگر این مجموعه چقدر اهمیت دارد؟

    خیلی بد است. مردم نیاز دارند ساعت‌هایی بخندند شاد شوند و سرگرم شوند. سال به سال دارد بدتر می‌شود و تلویزیون چندان کمدی نمی‌سازد، برخی از کمدی سازان را هم خودشان فراری دادند مثل رضا عطاران یا مهران مدیری به جای اینکه سریال بسازد «دورهمی» را تولید می‌کند. حیف نیست؟ مدیری باید سریال بسازد.

     حضور این کارگردانان چقدر برای بازیگران تضمین برای یک کار خوب و حرفه‌ای است؟

    مدیری و عطاران یا حتی سعید آقاخانی کارگردانانی هستند که مثل سروش صحت می‌توانید بدون فیلمنامه با آن‌ها قرارداد ببندید، من اگر در سینما کار کنم و زندگی‌ام از لحاظ معیشتی بچرخد در تلویزیون کار نمی‌کنم. چون اوضاعش خیلی خراب است همه بازیگران سریال‌ها از تلویزیون طلب دارند. من خودم بابت دو سریال هنوز طلب دارم.

     و این برخلاف تصوری است که برخی فکر می‌کنند همه بازیگران وضعشان خوب است و پول زیاد هم می‌گیرند!

    کسانی که درباره مالیات هنرمندان حرف می‌زنند به این فکر نمی‌کنند که ما فقط حدود ۲۰ سوپراستار سینما داریم که دستمزدهای بالا می‌گیرند، باقی مثل کارگرها حقوق و دستمزد دریافت می‌کنندهمه جای دنیا وضع بازیگرها بد نیست و دستمزدهای بالا می‌گیرند ولی این برای همه صدق نمی‌کند. من فکر نمی‌کنم بیش از حدود ۱۰۰۰ بازیگر حرفه‌ای داشته باشیم. از طرفی درصد خیلی کمی هستند که دائم کار می‌کنند و هم دستمزدهای بالا می‌گیرند.

    اکنون موجی به‌عنوان ضدسلبریتی در تلویزیون راه افتاده که به برخی هنرمندان خائن هم می‌گویند و نمی‌دانم قضیه چیست! یا قضیه مالیات به راه افتاده و کسانی که درباره مالیات هنرمندان حرف می‌زنند، به این فکر نمی‌کنند که ما فقط حدود ۲۰ سوپراستار سینما داریم که دستمزدهای بالا می‌گیرند، باقی مثل کارگرها حقوق و دستمزد دریافت می‌کنند.

    شاید حتی برخی از راننده‌ها در پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی ماهی سه یا چهار میلیون تومان می‌گیرند. تعداد بازیگرانی که ۴۰۰ و ۵۰۰ میلیون تومان به بالا می‌گیرند و یا درصدی از فروش دریافت می‌کنند انگشت شمار است. حتی باید بازیگری را که یک سال است در خانه بیکار است را هم به حساب بیاورند، خود من معمولاً سرکار هستم ولی بازیگری که چند سال است نه در تلویزیون است نه در سینما باید در این مباحث نظر گرفته شود. حتی برخی از این بازیگران هم کارهای تجاری دیگری دارند و یا برخی از تهیه‌کننده‌ها می‌خواهند از مالیات فرار یا پول‌شویی کنند و وارد سینما می‌شوند و فیلم می‌سازند که مالیات ندهند و بیشتر باید جلوی همین افراد را گرفت.  

    ۲۴۱۲۴۱