برچسب: فرهنگ>کتاب

  • «آموزه‌های فاطمی» منتشر شد

    اثر جدید حجت‌الاسلام ناصر رفیعی استاد حوزه علمیه در آستانه فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه منتشر شد.

    این کتاب شامل متن منبرهای حجت‌الاسلام ناصر رفیعی، تلخیص محتوای منبرها در حواشی کتاب و انتهای هر جلسه، فیش روضه، مقدمه روضه، پرورش، اوج مرثیه و فرود، معرفی و توضیح ۱۴۹ واژه از اعلام و اماکن در انتهای کتاب و متن خطبه فدیکه حضرت زهراء (س) همراه با ترجمه و شرح لغات.

    ۲۴۱۲۴۱

  • ۱۰ کتاب درباره سردار شهید حاج قاسم سلیمانی

    درباره زندگی و سلوک شهید عزیز حاج قاسم سلیمانی، کتاب‌های مختصری منتشر شده است که در ادامه در گزارشی که در سایت «کتاب نیوز» منتشر شده است، به ترتیب سال نشر معرفی شده‌اند:

    ۱. حاج قاسم: جستاری در خاطرات حاج قاسم سلیمانی‏ | علی اکبری‌مزدآبادی |  نشر یازهرا(س)‬‏‫ | ۱۶۸ صفحه | ۱۳۹۴

    ۲. سربازان سردار: شجاعت‌ها و رشادت‌های سردار حاج‌قاسم سلیمانی و شهدای مدافع حرم | مرتضی کرامتی‌ | نشر سه نقطه | ۱۷۶ صفحه | ‏‫۱۳۹۵.‬

    ۳. هجوم به تهاجم: بهمن ۱۳۶۰تا اردیبهشت ۱۳۶۱‏‫ به روایت حاج قاسم سلیمانی | مجموعه‌ روزی روزگاری قاسم سلیمانی کتاب اول | عباس میرزائی | نشر یا زهرا(س)‏‫ | ۳۸۸ صفحه | ۱۳۹۵.

    ۴. نبرد سید جابر: اردیبهشت تا تیر ۱۳۶۱‏‫ به روایت حاج قاسم سلیمانی | مجموعه‌ روزی روزگاری قاسم سلیمانی کتاب دوم | عباس میرزائی | نشر یا زهرا(س)‏‫ | ۳۶۰ صفحه | ۱۳۹۵.

    ۵. توافق سلیمانی ـ پوتین: امکان‌سنجی روابط راهبردی ایران و روسیه | شعیب بهمن | موسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور | ۲۰۰صفحه | ‏‫۱۳۹۶.‬

    ۶. سردار همیشه قهرمان | صغری طاهرخانی، علی فصیحی | ۵۲ صفحه | ‏‫۱۳۹۶.‬‬

    ۷. برادر قاسم: جستاری در اندیشه‌های راهبردی حاج قاسم سلیمانی در حوزه ولایت، انقلاب، دفاع مقدس، شهادت، مدافعان‌حرم، فرهنگ و هنر | ابوذر مهروان‌فر | مهر امیرالمومنین(ع) | ۲۸۴ صفحه | ۱۳۹۷.

    ۸. سلام سردار‏‫: ‏‫شانزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل | مجموعه شعر تجلیل از سردار پرافتخار اسلام و مجاهد فی سبیل‌الله حاج قاسم سلیمانی | دفتر ادبیات و هنر، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران |‫۲۳۰صفحه | ۱۳۹۷٫

    ۹. الجنرال‌ قاسم سلیمانی: من ذکریات‌الجنرال قاسم سلیمانی | علی‌اکبر مزدآبادی | ترجمه عدنان زمانی | نشر شهرگان | ۱۵۴ صفحه | ۱۳۹۷

    ۱۰. ذوالفقار: برش‌هایی از خاطرات شفاهی حاج‌قاسم سلیمانی | علی اکبری‌مزدآبادی | نشر یا زهرا(س)‏‫ | ۲۴۸ صفحه | ۱۳۹۸.‬‬

    ۲۴۱۲۴۱

  • یک انتصاب پرحاشیه در انتشارات علمی و فرهنگی/خداحافظی کوثری

    یک انتصاب پرحاشیه در انتشارات علمی و فرهنگی/خداحافظی کوثری

    به گزارش خبرنگار مهر، صبح امروز «شنبه ۱۴ دی ماه» و در سکوت خبری و بدون حضور اصحاب رسانه‌ها در بخش فرهنگی، مراسم تودیع مسعود کوثری از مدیرعاملی مؤسسه انتشارات علمی و فرهنگی و انتصاب نادره رضایی به این سمت برگزار شد.

    این انتصاب در حالی رخ می‌دهد که طی روزهای اخیر درباره این انتصاب که گفته شده با دستور مستقیم وزیر کار، رفاه و تأمین اجتماعی صورت پذیرفته است حواشی زیادی برپا بوده است.

    نادره رضایی در حالی امروز بر سمتی یکی از بزرگترین مؤسسات نشر ایران معارفه شد که وی یکی از امضا کننده نامه موسوم به ۴۶۶ فعال سیاسی و مدنی به باراک اوباما در حمایت از نامه ۵۵ زندانی سیاسی به شمار می‌رود.

    رضایی همچنین به تصریح رسانه‌های مختلف به عنوان مجری مراسم‌های ستاد انتخاباتی حسن روحانی مشغول به کار بوده و از سوی شریعتمداری مدتی را نیز در شرکت ایران‌خودرو به فعالیت مشغول بود. رضایی همچنین به سفارش شریعتمداری مدتی را نیز به عنوان مشاور اجتماعی رئیس سابق سازمان هلال احمر به فعالیت مشغول بود و پس از حضور شریعتمداری در وزارت کار برای حضور در صندلی معاونت وزارت کار نیز انتخاب شده بود که این انتصاب مورد تأیید قرار نگرفت.

    این انتخاب بحث برانگیز در حالی امروز صورت پذیرفت و رضایی در سمت تازه معارفه شد که انتشارات علمی و فرهنگی در دوران حضور مسعود کوثری از موقعیت مناسبی در تولید و فروش محصولات فرهنگی بهره می‌برد.

  • داستان‌هایی از فقر و تبعیض در آمریکا

    داستان‌هایی از فقر و تبعیض در آمریکا

    چارلز بوکوفسکی که خصلت هنجار شکنی و نوشتن به سبک رئالیسم کثیف را به او نسبت داده‌اند، در مجموعه داستان «جنوب بدون شمال» با زیر عنوان «داستان‌های زندگی مدفون» نیز مانند سایر آثارش به زندگی طبقه‌فرودست، افراد حاشیه‌ای جامعه، بیکاری، می‌خوارگی و روابط اجتماعی آدم‌ها در آمریکا می‌پردازد.

    این مجموعه داستان بهترین و مشهورترین داستان‌های کوتاه بوکوفسکی است که در سال ۱۹۷۳ در آمریکا به چاپ رسید. داستان‌های کوتاه این مجموعه یادآور نبوغ و استعداد او به‌عنوان یکی از بهترین نویسندگان داستان کوتاه است.

    در بخشی این کتاب می‌خوانیم: «–می‌خوای قهرمان بشی، مگه نه پسر کوچولو؟ وقتی همه تشویقت می‌کنند هیجان زده می‌شی؟ پرچم آمریکا رو دوست دارس؟ آره، مثل بستنی وانیلی؟ هنوز غذای بچه هم می‌زنی، بی‌همه‌چیز؟

    ۲۴۱۲۴۱

  • نخستین ترجمه مهدی غبرائی تجدید چاپ شد

    نخستین ترجمه مهدی غبرائی تجدید چاپ شد

    رمان «کودکی نیکیتا» نخستین رمانی است که مهدی غبرائی ترجمه کرده و در سال ۱۳۶۱ از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده است.

     
    اما پس از آن دیگر انتشار نیافته بوده تا اکنون که بار دیگر و با ویرایش ملیحی از سوی مترجم، حاصل ۳۷ سال تجربه‌ورزی و دانش‌اندوزی در عرصه‌ ترجمه، از سوی نشر خزه به بازار کتاب راه یافته است.
     
    «کودکی نیکیتا» شرح شاعرانه‌ای از زندگی و روزگار شخصیتی به نام نیکیتاست، فرزند مالکی در اراضی حوزه ولگا. پدر نیکیتا مردی است شاداب اما بی‌فکر که ثروت خود را صرف خریدهای بیهوده‌ای می‌کند. اما مادر شخصیتی بامحبت است که دائماً باید نگران پسر و شوهرش باشد.

    این داستان پر است از شخصیت‌های متنوع، از کارگران و معلم سرخانه گرفته تا خدمه املاک و مباشر و دیگران. طبیعت روسیه زیربنای این رمان است که ماجرایش در زمستان شروع می‌شود و با اتفاقات عدیده‌ای برای نیکیتا ادامه می‌یابد.
     
    در بخشی از «کودکی نیکیتا» می‌خوانیم: «در بیشه فاخته‌ای نغمه می‌خواند. لابد چشمانش را بسته و باد به غبغب انداخته بود و مثل همیشه شیرین و غمناک می‌خواند؛ می‌خواند که همیشه چنین بوده، همه‌چیز می‌گذرد، اما باز از نو آغاز می‌شود.»
     
    نشر خزه از این مترجم پیشکسوت رمان «مزدور» (هاوارد فاست) را نیز در دست انتشار دوباره دارد که این کتاب هم پس از ۳۴ سال بار دیگر  به دست دوستداران ادبیات می‌رسد.
     
    «کودکی نیکیتا» در ۱۶۸ صفحه و با بهای ۲۳ هزار تومان انتشار یافته است.

    ۲۵۸۲۵۸

  • «هنر حفظ آبرو» به روایت شوپنهاور

    «هنر حفظ آبرو» به روایت شوپنهاور

    کتاب «هنر حفظ آبرو» اثر آرتور شوپنهاور به‌تازگی با ترجمه علی عبداللهی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب ششمین عنوان از مجموعه هنرهای شوپنهاور است که مرکز ترجمه‌شان را چاپ می‌کند.

    آرتور شوپنهاور فیلسوف مهم و شکاک آلمانی متولد ۱۷۸۸ و درگذشته به سال ۱۸۶۰ است. اندیشه‌های این اندیشمند موجب دگرگونی‌های مهمی در تاریخ فلسفه شده و او را به عنوان فیلسوفی صریح و داوری بی‌تعارف می‌شناسند. شوپنهاور در بیان نظریاتش حتی از ناسزاگویی، فحش و رنجاندن دیگران ابایی نداشت و گاهی طرف ناسزاهایش فلاسفه‌ای چون هگل، فیشته و کانت بودند.

    فرانکو وولپی تدوین‌گر آثار شوپنهاور است و به عنوان پروفسور فلسفه در دانشگاه پادوای ایتالیا مشغول به کار است. این شوپنهاورشناس با کمک انتشارات آدلفی، همه آثار گردآوری‌شده فیلسوف آلمانی را منتشر کرده که بین‌شان مجموعه ۸ جلدی هنرها هم قرار دارد.

     «هنر رفتار با زنان»، «هنر خوشبختی»، «هنر رنجاندن»، «هنر خودشناسی» و «هنر زنده‌ماندن» کتاب‌هایی هستند که ترجمه فارسی‌شان پیش از «هنر حفظ آبرو» در قالب این‌مجموعه با ترجمه عبداللهی چاپ شده است.

    موضوع این‌کتاب، احترام و آبرو است. شوپنهاور در این‌کتابچه هم مثل دیگر مجلدات هنرهای خود، تلاش کرده موضوع واحدی را از زوایای مختلف بررسی کند و دریافت‌های خود را ارائه دهد.

    این‌کتاب با ۸۲ صفحه، شمارگان هزار و ۴۰۰ نسخه و قیمت ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • چرا بیرانوند اسامی شخصیت‌های کتابش را غیرایرانی انتخاب کرد؟

    چرا بیرانوند اسامی شخصیت‌های کتابش را غیرایرانی انتخاب کرد؟

    اسما بیرانوند نویسنده کتاب «طیف» درباره سبک این کتاب گفت: فرآیند نوشتن کتاب طیف، به این شکل نبود که ابتدا یک سبک و قالب را برای نوشتن انتخاب کنم و بعد شروع به نوشتن کنم، بلکه ابتدا حرف‌هایی که برای گفتن در این کتاب داشتم را جمع‌بندی کردم و در نهایت بهترین قالب را برای بیان آن انتخاب کردم. 

    وی افزود: از آنجایی که محور اصلی داستان، انسان است و داستان به زمان و مکان بخصوصی اشاره ندارد اسامی را غیر ایرانی انتخاب کرده‌ام زیرا اگر اسامی را ایرانی انتخاب می‌کردم باید به مسائل اجتماعی و فرهنگی خاصی می‌پرداختم که این قصد را در کتاب طیف نداشتم.     

    بیرانوند در پاسخ به این سوال که به نظر می‌رسد این کتاب برای طیف نوجوان نوشته شده، گفت: خیر، این کتاب مختص نوجوانان نوشته نشده اما این به آن معنی نیست که یک نوجوان نمی‌تواند این کتاب را بخواند.  

    این نویسنده همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا به نظر شما در دنیای امروز این حجم میل به نمادگرایی می‌تواند جوابگوی نیاز مخاطبی باشد که با این میزان آثار پرفروش ترجمه مواجه است، توضیح داد: هر کتابی، مخاطب خود را پیدا می‌کند ولو اینکه یک کتاب تنها ۱ مخاطب داشته باشد که در او تفکر برانگیزد. همین‌طور به شکل معکوس، هر فرد کتاب‌هایی که برای او نوشته شده را پیدا خواهد کرد و خواهد خواند؛ رسالت یک کتاب نمی‌تواند بیش از این باشد که امیدوار به یافتن مخاطبان خاص خودش و برانگیختن تفکر در آنان باشد و  چه خوشبخت است نویسنده ای که مخاطبانش جهانی هستند. 
     

    ۲۴۱۲۴۱

  • چرا سردار همدانی نام خانوادگی فرزندانش را تغییر داد؟

    چرا سردار همدانی نام خانوادگی فرزندانش را تغییر داد؟

    نشست بررسی ساختار و تدوین کتب خاطرات شهدای مدافع‌ حرم با محوریت کتاب «خداحافظ سالار» و مراسم رونمایی از کتـاب «هفتاد و دومین غواص» جدیدترین اثر حمید حسام با حضور این‌نویسنده و جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات انقلاب و دفاع مقدس، عصر دیروز یکشنبه ۸ دی در کتابفروشی به‌نشر در شهر مشهد برگزار شد.

    سردار همدانی نام خانوادگی فرزندانش را تغییر داده بود

    حسام در این نشست گفت: سردار همدانی نام خانوادگی فرزندان خود را تغییر داده بود و تا روز شهادت ایشان، همکاران فرزندش نمی‌دانستند او فرزند شهید همدانی است. این شهید بزرگوار معتقد بود که هیچ کس در جامعه نباید بداند که شما فرزند من هستید تا به خاطر من برای شما تبعیض قائل شود، لذا برخی روایت هایی که در «خداحافظ سالار» بیان شده نباید حمل بر تفاوت و تمایز باشد. سعی کردم از لحن تکراری استفاده نکنم اما بخش هایی همانند رسالت زینبی بودن در صحبت های همسر شهید است و من مقید و ملزم هستم این واژه ها را به کار ببرم چون پیام بزرگی دارد. بحث دیگر تاریخ و اطلاعات است؛ سردار همدانی میان مسلحین و داعش تمایز قائل بودند، درست مانند افرادی که در شرایط امروز منتقد و معترض هستند اما برانداز نیستند آنجا هم عده ای که ناراحت بودند مسلح شده بودند لذا بسیار دقت شده بود داده‌های دقیق تاریخی ارائه شود و مرزبندی بر اساس واقعیت های موجود در سوریه بیان شده بود.

    نویسنده کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» گفت:‌ «خداحافظ سالار» قصه عشق زمینی است که پایان آن آسمانی می‌شود، این کتاب را پیوند حماسه و عشق دانست و گفت: اعتقاد دارم تا زمانی که همسر می‌نشیند و دست به قلم می‌برد، اثر کاملاً ریتم داستانی دارد و از زمان بازگشت از سوریه در واقع مختصات داستانی خیلی بیشتر شده و گزارشی ارائه شده است، لذا دلیل طولانی شدن به دلیل حجم زمان و اتفاقاتی همچون سال ۸۸ است که ناگزیر بودم به آن‌ها اشاره کنم، این شکل گزارشی بودن را می پذیرم و اگر بخش هایی از آن حذف شود، خوش خوان‌تر می‌شود. اگر این مدل را در تدوین انتخاب کنیم باید به دو مورد متعهد باشیم یک راست بگوییم و در عین حال تلاش کنیم و از ادبیات و مختصات داستانی کمک بگیریم؛ همانند تعبیر مقام معظم رهبری در یکی از تقریظ‌ها که فرموده بودند: «شما به کلمات راوی جان دادید» لذا هنر نویسنده است صحبت راوی را در موقعیت مناسب به کار ببرد؛ نویسنده‌ها در تدوین این کارها به چند دسته تقسیم می شوند، ممکن است به آنها مطالبی داده شود که کار تحقیقی می شود که میزان توفیق نویسنده نسبی است، مورد بعد نویسنده سوژه را می‌شناسد و به جهت شناخت از کنش ها و نوع اندیشه میزان توفیق از دسته اول بیشتر است، اما در مورد سوم نویسنده سوژه را زیسته و با آن یکی شده است لذا این نوع ادبیات برای عده ای مجاز است که به نظرم سوژه را زیسته باشند.

    باید سوژه را زیسته باشید

    نویسنده کتاب «وقتی مهتاب گم شد» ادامه داد: وقتی سوژه را خوب بشناسید می‌توانید نقدی به اندیشه‌های او بزنید که اصلاً در نوشته ها وجود ندارد، گمشده ما بیان مشاهدات نیست و تحول درونی را نمی توانید بیان کنید مگر این که سوژه را زیسته باشید. یافتن قصه در روایت بسیار مهم است و در کتاب «آب هرگز نمی میرد» این بسامد سه واژه آب، ابوالفضل(ع) و تشنگی دست به دست هم دادند و کتاب ۷۰۰ صفحه ای شکل گرفت. وقتی عناصر زیبایی که بسامد و کلیدواژه های شخصیت در مصاحبه های شفاهی هستند را کنار هم بگذاریم، به داستانی تبدیل می شود در حالی که داستان نیست و نام آن را تدوین داستان-خاطره و قصه برگرفته از واقعیت می گذارم.

    ۲۴۱۲۴۱

  • یارانه خرید دانشجویان در نمایشگاه کتاب افزایش می‌یابد

    یارانه خرید دانشجویان در نمایشگاه کتاب افزایش می‌یابد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نخستین جلسه ستاد اجرایی سی و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور محسن جوادی، رییس سی و سومین نمایشگاه کتاب تهران، قادر آشنا، قائم‌مقام، مهدی اسماعیلی‌راد، معاون اجرایی و دیگر مدیران ستادی این رویداد فرهنگی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

    محسن جوادی در این جلسه با تشکر از دو اتحادیه فراگیر نشر کشور، اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و اتحادیه تعاونی ناشران ایران (آشنا) و همدلی و مشارکت آن‌ها در برگزاری نمایشگاه کتاب تهران گفت: «امیدوارم با توجه به این‌که این دوره، نمایشگاه در فروردین‌ماه برگزار می‌شود، محتواسازی بهتری برای آن داشته باشیم. به رغم همه سختی‌ها باید باید توکل و امید داشته باشیم تا توفیقات خوبی در نمایشگاه کتاب تهران حاصل شود.»

    وی ادامه داد: «خوشبختانه آیین‌نامه‌های داخلی نمایشگاه در حال بررسی و به روز رسانی هستند که به زودی پس از نهایی شدن و تصویب در شورای سیاست‌گذاری، ابلاغ خواهند شد. در بازبینی این آیین‌نامه‌ها تلاش شد تا مواردی که استفاده نداشتند، حذف و بندهای جدید اضافه شوند.»
    جوادی همچنین از پرداخت مطالبات ناشران در آینده نزدیک خبر داد و گفت: «خوشبختانه با پیگیری‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این کار انجام شده است که امیدواریم به تقویت و رونق صنعت نشر منجر شود.»
    معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به تلاش شبانه‌روزی مدیران ستادی برای افزایش یارانه نشر دانشجویان و طلاب گفت: «در تلاش هستیم تا میزان یارانه خرید کتاب دانشجویان و طلاب را افزایش دهیم تا انگیزه بیشتری برای حضور آن‌ها در نمایشگاه کتاب تهران داشته باشیم و به رونق کتابخوانی کمک کنیم.»
    در ادامه این جلسه، قادر آشنا، قائم مقام نمایشگاه کتاب تهران با تاکید بر صرفه‌جویی مالی در این رویداد فرهنگی گفت: «خوشبختانه سال گذشته با شعار صرفه‌جویی توانستیم از سویی هزینه‌های نمایشگاه را کاهش دهیم و از سوی دیگر به درآمدزایی بیشتر کمک کنیم.»
    وی ادامه داد: «در نمایشگاه سی و یکم تعداد ۱۳۵۴ پرسنل فعالیت داشتند که سال گذشته این تعداد به ۹۰۴ نفر رسید و امسال نیز قصد داریم این تعداد را کاهش دهیم. حضور در نمایشگاه‌های خارجی و مطالعه تجربیات آن‌ها در حوزه برگزاری نمایشگاه، به ما ثابت کرده است که می‌توانیم با تعداد پرسنل کمتر و هزینه‌های کمتر، نمایشگاه کتاب تهران را برگزار کنیم.»

    ۵۷۵۷

  • دردولت می‌گفتند«یعنی‌چه تریلی‌تریلی شهید می‌آورید؟»/۴۰۰۰شهیدگمنام

    دردولت می‌گفتند«یعنی‌چه تریلی‌تریلی شهید می‌آورید؟»/۴۰۰۰شهیدگمنام

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست ویژه بررسی کتاب «ردپایی در رمل» نوشته محمدحسن منافی و گرامیداشت شهدای تفحص، عصر دیروز سه‌شنبه ۳ دی، با حضور جمعی از رزمندگان دوران دفاع‌مقدس، پژوهشگران ادبیات این‌حوزه و دست‌اندرکاران نشر ۲۷ بعثت، در خبرگزاری مهر برگزار شد.

    گلعلی بابایی نویسنده و پژوهشگر دفاع‌مقدس در ابتدای این نشست در مورد چگونگی آغاز به کار تفحص شهدا در لشگر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) گفت: سال ۶۹ پس از حمله صدام به کویت و قبول قطعنامه ۵۹۸، اسرای ایران و عراق تبادل شدند و فرصتی پیش آمد که فرماندهان و مسئولین لشگر بگویند «اگر به دور و برمان نگاه کنیم یکسری از بچه‌های شهیدی را می‌بینیم که دیده‌ نشده‌اند و همین‌جا در مناطق جنگی هستند» به این ترتیب اولین مأموریت تفحص در سال ۶۹ اجرا شد که برای اجرایش همراه با یکسری از بچه‌های اطلاعات به مریوان و ارتفاعات کانیمانیگا رفتیم. در همان اولین مأموریت، تعداد زیادی از بچه‌ها پیدا شدند و این خود، یک فتح باب شد.

    وی افزود: سپس سردار باقرزاده کمیته جستجوی مفقودین را تشکیل داد اما فعال‌ترین گروهی که در زمینه تفحص کار می‌کرد، بچه‌های لشگر ۲۷ بودند که جانباز و مجروح بودند و عموماً از جانبازان بازنشسته؛ مثل علی محمودوند که با اجبار بازنشسته شده بود.

    نویسنده کتاب «ضربت متقابل» در ادامه گفت: بعد از مریوان، به فکه رفتیم که خیلی از فرمانده گردان‌ها هم آمدند و خیلی از شهدا را پیدا کردیم. منطقه فکه به واسطه رملی بودنش، طوری بود که اسکلت کامل بسیاری از شهدا باقی مانده بود. بعد از فکه هم به طلائیه رفتیم و سپس دوباره جایی که خیلی از شهدا در آن مفقود شده بودند؛ یعنی همین منطقه رملی فکه. فکه به واسطه انجام دو عملیات والفجر مقدماتی در بهمن ۶۱ و والفجر۱ در فروردین ۶۲، منطقه مهمی است که شهدای زیادی را در خود جای داده است.

    گلعلی بابایی

    بابایی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در دو عملیات مذکور، خیلی از شهدا در فکه جا ماندند و نیامدند. ۱۰ نفر شهید بچه‌های تفحص هم در فکه شهید شدند.

    وی درباره نویسنده کتاب «ردپایی در رمل» گفت: محمدحسن منافی را از همان روزهای تفحص شناختم که خط خوبی داشت و خطاطی می‌کرد. بعداً فهمیدیم کار ارزشمند دیگری که انجام داده، حضورش در گروه تفحص ۲۷ بوده است و از همان زمان یادداشت‌های ارزشمندی از خاطرات تفحصش برداشته است. خیلی‌ها رفته بودند و در گروه تفحص فعالیت می‌کردند اما هر چه بود، یادداشت‌برداری روزانه نمی‌کردند ولی آقای منافی یادداشت‌برداری کرده است.

    نویسنده کتاب «شراره‌های خورشید» گفت: زمانی بود که تبِ تفحص بین جوانان و جامعه بالا گرفته بود. مثل الان که تبِ مدافعان حرم در جامعه ما بالاست. آقای منافی به خوبی توانسته حال و هوای آن دوران را در کتابش منتقل کند البته قبل از این، کتابی به اسم «تفحص» نوشته حمید داوودآبادی منتشر شده است اما تفاوت این دو اثر در این است که کار آقای داوودآبادی، مصاحبه با افرادی است که در تفحص بوده‌اند و خاطرات متنوعی در کتابش چاپ شده اما «ردپایی در رمل» دربرگیرنده خاطرات یک نفر است.

    آن‌زمان یعنی سال ۷۸ تازه دو قائله سیاسی و اجتماعی در کشور تمام شده بود؛ یکی ۱۸ تیر در تهران و دیگری ناآرامی‌های قزوین و مشهد بود. شهید همدانی به شهبازی گفته بود «شرط من برای آنکه تو را به تفحص بفرستم، این است که ازدواج کنی». شهبازی هم رفت و پس از مدتی آمد و عقدنامه‌اش را نشان داد و گفت «شرط شما را به‌جا آوردم»بابایی در ادامه با اشاره به خاطرات شهیدان مجید پازوکی، علی محمودوند و علیرضا شهبازی افزود: شهبازی به سختی به تفحص رفت چون نیروی اطلاعات عملیات بود و اجازه نمی‌دادند به تفحص برود. او نزد شهید همدانی رفته بود و اصرار کرده بود که تفحص اعزام شود. آن‌زمان یعنی سال ۷۸ تازه دو قائله سیاسی و اجتماعی در کشور تمام شده بود؛ یکی ۱۸ تیر در تهران و دیگری ناآرامی‌های قزوین و مشهد بود. شهید همدانی به شهبازی گفته بود «شرط من برای آنکه تو را به تفحص بفرستم، این است که ازدواج کنی». شهبازی هم رفت و پس از مدتی آمد و عقدنامه‌اش را نشان داد و گفت «شرط شما را به‌جا آوردم». این خاطرات و همه این حال و هواها در نوشته‌های آقای منافی در این کتاب موجود است به ویژه شرایط آن ۱۰ سالی که کشور ما خیلی درگیر مسئله تفحص بود تا جایی‌که به برخی از دولتمردان بر خورد که یعنی چه تریلی‌تریلی شهید می‌آورید مگر ما چقدر شهید داده‌ایم؟» درحالی‌که همه شهدای ما اسم و رسم داشتند. در مجموع در مقطع سال ۸۲-۸۱ عملاً تفحص یگان‌ها تعطیل شد اما کمیته جستجوی مفقودین هنوز وجود دارد که با تبادل پیکرهای شهدا با نیروهای عراقی انجام می‌شود. به نظر من، «ردپایی در رمل» به این دلیل ارزشمند است که آن برهه تاریخی را تشریح کرده است.

    در ادامه این مراسم مازیار حاتمی مدیر نشر ۲۷ بعثت گفت: کتاب «ردپایی در رمل» یک سال پیش از چاپ توسط مهدی امینی به ما معرفی شد. آقای امینی گفت «حسن منافی خاطرات خود را نوشته است» برای آماده‌سازی کتاب زحمات زیادی کشیده شد و چندین‌بار مرحله تدوین را پشت سر گذاشت. با آقای منافی و امینی هم صحبت‌های زیادی شد. بحث‌های تخصصی هم با پیشکسوتان تفحص انجام گرفت. در مجموع فکر می‌کنم برای نمایشگاه کتاب سال آینده، چاپ دوم این کتاب را راهی بازار کنیم.

    وی افزود: اگر خود شهدای تفحص مدد کنند، بنا داریم سال ۹۹ یک کتاب از «فرماندهان شهید لشگر ۲۷» به چاپ برسانیم که جای ۱۰ شهید غریب و عزیز تفحص در نشر ۲۷ خالی نباشد.

    حاتمی در پایان سخنانش با اشاره به نویسنده کتاب گفت: حسن‌آقا خیلی مأخوذ به حیا و بسیجی است و اگر کسی سراغش نمی‌رفت، فکر می‌کنم خاطراتش را باید بعد از درگذشتش در چمدانش پیدا می‌کردیم.

    سخنران بعدی این مراسم، مهدی امینی‌ تدوین‌کننده این کتاب بود که گفت: همانطور که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند «دوران دفاع‌مقدس مثل اقیانوس است. حالا به ما بستگی دارد که چقدر بتوانیم از آن استخراج کنیم» یکی از جلوه‌های این اقیانوس، عملیات والفجر مقدماتی است که در آن رزمندگان ما ۱۳ کیلومتر در خاک دشمن پیشروی کردند. در قراردادهای نظامی، برداشتن هر قدم در رمل، معادل برداشتن سه قدم در زمین معمولی است. من ۹ ماه روی عملیات والفجر مقدماتی کار کردم. مهمترین بخش این عملیات، به قرارگاه نجف با فرماندهی سردار جعفری برمی‌گردد که در آن زمان شهید همت فرمانده سپاه ۱۱ قدر بود و یکی از زیرمجموعه‌هایش، لشگر ۲۷ با فرماندهی حاج‌علی فضلی که این روزها از عوارض گازهای شیمیایی جبهه رنج می‌برد. در این ساختار، لشگر ۲۷ سخت‌ترین کار را داشت چون باید در فکه و جایی که الان به آن «کانال کمیل» می‌گویند، عمل می‌کرد.

    مهدی امینی (سمت راست) پژوهشگر و تدوین‌کننده کتاب «ردپایی در رمل»

    این پژوهشگر دفاع مقدس ادامه داد: من هم به صورت میدانی و هم عملیاتی، منطقه فکه و کانال کمیل را بررسی کردم و دیدم که سخت‌ترین بخش کار واقعاً به لشگر ۲۷ واگذار شده بود. در همان عملیات بود که بچه‌ها برای آنکه در رمل کمتر فرو بروند، به پای خود نمد بسته بودند اما نتوانستند برای جای پای خود، کاری انجام دهند. در نتیجه ردپایشان روی رمل‌ها باقی ماند و همین باعث لو رفتن عملیات شد.

    آغاز تفحص در فکه را مدیون همسر شهید محمد راحت هستیم که گفت «پیکر شوهر من نه در خاک عراق که در خاک خودمان است؛ چرا او را نمی‌آورید؟» سعید قاسمی تعریف می‌کرد که در نتیجه همین حرف به فکه رفتیم و ۲۱۰ شهید را پیدا کردیم.امینی گفت: موانع و استحکامات عراق در این عملیات در منطقه فکه، ۲۱ رده بوده که در کل جنگ چنین ساختاری را نداریم؛ آن هم به عمق چهار کیلومتر؛ زمینی صد درصد مسلح با انواع مین‌های شرقی و غربی و استحکامات که مثلاً یکی از مین‌هایی که تلفات زیادی از بچه‌های ما و همین‌طور شهدای تفحص گرفت، مین ایتالیایی «والمر» بود. نکته دیگر در مورد والفجر مقدماتی آن است که عراق به دلیل اینکه نیروهای مختلفی از کشورهای دیگر هدیه گرفته بود، نیروهای خودش را عقب برده بود و وارد میدان نمی‌کرد به همین دلیل بچه‌های ما در فکه با نیروهای سودانی که عملاً دکل‌های انسانی بودند، روبرو شدند. خلاصه اینکه خیلی از بچه‌ها در آن عملیات در فکه باقی ماندند و دوستانشان نتوانستند پیکرشان را عقب بیاورند. این بچه‌ها ماندند تا فروردین سال ۷۱. در این زمینه هم باید بگویم آغاز تفحص در فکه را مدیون همسر شهید محمد راحت هستیم که گفت «پیکر شوهر من نه در خاک عراق که در خاک خودمان است؛ چرا او را نمی‌آورید؟» سعید قاسمی تعریف می‌کرد که در نتیجه همین حرف به فکه رفتیم و ۲۱۰ شهید را پیدا کردیم. همزمان با تفحص در فکه، تفحص در شرهانی هم آغاز شد.

    تدوین‌کننده کتاب «ردپایی در رمل» افزود: آقای منافی کتاب را نوشته بود و کتاب همین‌طور ۱۰ سال مانده بود. ما چهار سال به صورت فشرده کار کردیم تا به چاپ برسد. سال ۹۴ بود که فایل پی‌دی‌اف نهایی کتاب آمده شد و می‌خواستیم آن را در سالروز شهادت علی محمودوند رونمایی کنیم اما اتفاقاتی افتاد که من با اعتقاد کامل می‌گویم، هماهنگی‌اش بین خود این شهدا انجام شده است که در نتیجه این اتفاقات، کتاب به مراسم رونمایی مورد نظر نرسید. شهید همدانی هم همان سال شهید شد و تازه وقتی می‌خواستیم کتاب را چاپ کنیم، در لحظات آخر متوجه شدیم که یک اشتباه دارد. خلاصه کلام آنکه این کتاب هم خنده دارد و هم گریه و زمانی که به چاپ رسید، به نظر من از طرف خود شهدای تفحص در نظر گرفته شده بود.

    امینی در پایان سخنانش گفت: ما ۱۳هزار شهید گمنام از دوران دفاع‌مقدس داریم که ۹۰۰۰ نفر آنها پیدا شده‌اند اما ۴۰۰۰ شهید دیگر هنوز مفقود و گمنام هستند. نظر من این است که خدا نمی‌خواهد این ذخایرش را ناگهانی و در یک حرکت، به ما نشان بدهد.

    آخرین سخنران این مراسم محمدحسن منافی بود که گفت: من نویسنده نیستم، شما هم به کتابم به عنوان دست‌نوشته یا دلنوشته نگاه کنید. من سال ۷۷ با گروه تفحص آشنا شدم و مشغول درس در تهران بودم که گفتند خطاط می‌خواهند، به این ترتیب، همکاری‌ام با دوستان تفحص آغاز شد. تفحص در دو برهه تعطیل شد؛ یک تعطیلی‌اش مربوط به سال ۷۷ است که چهار نفر از بچه‌ها پشت سر هم شهید شدند و تعطیلی دوم مربوط به سال ۸۲-۸۱ بود.

    محمدحسن منافی نویسنده کتاب «ردپایی در رمل»

    وی افزود: زمانی که من با دوستان تفحص آشنا شدم، علی‌آقای محمودوند جانباز بالای ۷۰ درصد بود که پایش را در والفجر از دست داده بود. آقای گلعلی بابایی هم گفته بود با شهید محمودوند همکاری کنم. یکی از خاطراتی که از علی‌آقا دارم، انگشتری است که به دست داشت و انگشتر خوبی هم بود. او این انگشتر را در جریان تفحص پیدا کرده بود اما نزد خانواده شهیدی که صاحب انگشتر بود، رفت و از آنجا اجازه گرفت چون به هیچ‌عنوان به بچه‌ها اجازه نمی‌داد برای تبرک چیزی از پیکر تفحص‌شده شهدا بردارند. اولین برخورد من با شهید محمودوند، سر همین انگشتر بود و واقعیت آن است که نه من از او خوشم آمد و نه او از من اما در برخوردهای بعدی با یکدیگر دوست شدیم. تفحص در خرداد ماه سال بعد پس از سه سال تعطیلی دوباره شروع شد.

    عموم مردم فکر می‌کنند تفحصی‌ها یک عده آدم عاشقِ شهادت هستند که فقط شهید و شهادت را می‌فهمند یا حتماً باید آدم‌های زمختی باشند اما چیزی که من دیدم، اصلاً این‌طور نبود. ما دورِ هم زندگی خوبی داشتیموی افزود: چیزی که ما ۱۴ نفر را آنجا جمع کرده بود، شهدا بودند. برای هر کسی یک دوره خاص و ویژه در زندگی وجود دارد که برایش قابل توجه است؛ برای من این دوره خاص، همان سال‌هایی است که با بچه‌های تفحص بودم. جالب است که عموم مردم فکر می‌کنند تفحصی‌ها یک عده آدم عاشقِ شهادت هستند که فقط شهید و شهادت را می‌فهمند یا حتماً باید آدم‌های زمختی باشند اما چیزی که من دیدم، اصلاً این‌طور نبود. ما دورِ هم زندگی خوبی داشتیم و جالب است که حتی گاهی‌اوقات که برای مرخصی از منطقه خارج می‌شدیم، چند کیلومتر نرفته، دلمان تنگ می‌شد و برمی‌گشتیم.

    منافی درباره شهیدان محمودوند و پازوکی گفت: این دو با هم خیلی دوست بودند اما تفاوت‌هایی هم داشتند. مثلاً شهید پازوکی از آن عشقِ شهادت‌ها بود و دوست داشت بچه‌بسیجی‌ها در منطقه و کنارش حضور داشته باشند اما شهید محمودوند حرف زیادی از شهادت نمی‌زد و می‌گفت «وظیفه من فعلاً تفحص و پیدا کردن شهداست». او همچنین دوست داشت که دور و برش خلوت باشد، نه مثل شهید پازوکی که می‌خواست منطقه پر از بچه بسیجی‌ها باشد. علی‌آقا به قدری مهربان بود که وقتی برای کاری مثل مرخصی از منطقه بیرون می‌رفت، بچه‌ها برای برگشتنش لحظه‌شماری می‌کردند و تا می‌آمد، همه دورش را می‌گرفتند و گزارش کارشان را می‌دادند.