برچسب: فرهنگ>شعر و ادب

  • پنجاه‌ویکمین نشست دوستداران زبان فارسی در دمشق برگزار شد

    پنجاه‌ویکمین نشست دوستداران زبان فارسی در دمشق برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، پنجاه‌ویکمین نشست دوستداران زبان فارسی (۳۰ دی‌ ۱۳۹۸) با حضور ابوالفضل صالحی‌نیا، رایزن فرهنگی ایران، مصری، مدرس زبان فارسی و فارسی‌آموزان و علاقه‌مندان زبان و ادبیات فارسی در محل سالن مرکز مطالعات ایرانشناسی رایزنی فرهنگی ایران در دمشق برگزار شد.

    مصری در این نشست توضیحاتی درباره اهمیت و فواید آموختن زبان فارسی به حاضران ارائه کرد و در ادامه نیز مستعمعان به ارائه مطالب خود در قالب شعر، متن کوتاه، خاطره، داستان و… پرداختند.

    صالحی‌نیا، رایزن فرهنگی کشورمان در دمشق نیز با گرامیداشت یاد و خاطره سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، از دوستداران زبان فارسی درخواست کرد که اشعار و خاطرات خود را در فضای مجازی به ویژه فیسبوک و سایر شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند.

  • انتشار غزل‌های هادی محمد حسنی در «فقط او بخواند»

    انتشار غزل‌های هادی محمد حسنی در «فقط او بخواند»

    به گزارش خبرنگار مهر، «فقط او بخواند» مجموعه‌غزل هادی محمدحسنی است که به‌تازگی توسط انتشارات سورۀ مهر منتشر شده و دربرگیرندۀ پنجاه غزل است.

    از ویژگی‌های غزل‌های این مجموعه، سرایش توفیق‌آمیز اشعار در اوزان مطبوع است، برخلاف طیفی از شاعران که با دست یازیدن به اوزان دشوار که از مقبولیت کمتری هم برخوردارند، احیاناً سعی در به نمایش گذاشتنِ توانایی خود دارند.

    پیوند محکم و طبیعی میان زبان غزل سنتی و فرهنگِ زبانیِ امروز، از دیگر ویژگی‌های بارز این مجموعه است و این پیوند به‌گونه‌ای برقرار شده، که هیچ غرابت و دوری میان این دو فرهنگ زبانی به چشم نمی‌خورد و مخاطب با هیچ دست‌انداز زبانی در خوانش اشعار مواجه نمی‌شود. این هماهنگی گاه تا آنجا پیش می‌رود که روان بودنِ زبان اغلب غزل‌ها به نرمش آوایی و نحویِ زبان گفتار نزدیک می‌شود، به‌گونه‌ای‌که در اغلب غزل‌ها، مخاطب متوجهِ حملِ بار وزن بر دوش واژه‌ها نمی‌شود، گویی اینکه اگر قرار بود این مضامین در قالب و ساختاری غیر از شعر هم شکل می‌گرفت، با همین منطق نحوی و زبانی بیان می‌شد:

    از معرفت فقط به قلم دست یافتیم

    بسیار خواستیم و به کم دست یافتیم

    با عشق لحظه‌لحظه دویدیم و عاقبت

    با هم نفس‌نفس به عدم دست یافتیم

    با این حال باید پذیرفت که در میان برخی غزل‌های این مجموعه، از این لحاظ افتراقی به چشم می‌خورد و برخی کاملاً امروزی‌اند و برخی کاملاً حافظانه، و در هر دو حال، کاملاً یکدست.

    تکرار ساخت‌های نحوی که درکنار اطنابِ حاصل از تکرار، دوشادوشِ ایجازِ حاصل از حذفِ عناصر تکراری حرکت می‌کند نیز از ویژگی‌های خاص این مجموعه است:

    از شهر می‌رانند عاشق‌پیشه‌ها را

    فرهادها را، کوه‌ها را، تیشه‌ها را

    کندند و خشکاندند و سوزاندند در باغ

    گلبرگ‌ها را، ساقه‌ها را، ریشه‌ها را

    دنیا دلش تنگ است، در پستو نهان کن

    آئینه‌ها را، کوزه‌ها را، شیشه‌ها را

    از دیگر ویژگی‌های غزل‌های مجموعۀ «فقط او بخواند» باید به دست بردن در زیربنای مضمونی تصاویر شاعرانه اشاره کرد، نظیر دخل و تصرفی که در قواعد علّی و معلولیِ تلمیحات معروف به‌کار برده شده است:

    فکر می‌کردم اگر آتش بگیرد پیکرم

    بعد از آن ققنوس برمی‌خیزد از خاکسترم

    بعد از این خاکستری در دست بادم، بگذریم

    منت آتش فقط مانده است بر بال و پرم

  • هدیه یاسر عرفات برای شعر گرمارودی/ رونمایی از خاطرات زیرخاکی

    هدیه یاسر عرفات برای شعر گرمارودی/ رونمایی از خاطرات زیرخاکی

    به گزارش خبرگزاری مهر، شب شعر بین‌المللی «مقاومت غزه» به مناسبت روز غزه، یکشنبه شب ۲۹ دی با حضور جمعی از شاعران آیینی و بین‌المللی در فرهنگسرای انقلاب اسلامی برگزار شد.

    در ابتدای این مراسم، محمدجواد حیدری‌پور مدیر فرهنگسرای ملل و دبیر این نشست گفت: فرهنگسرای ملل به نمایندگی از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برنامه‌هایی را در حوزه‌های ادبیات و هنرهای تجسمی طراحی کرده است. جمعه گذشته هم ورکشاپ هنری در فرهنگسرای ملل داشتیم و تولیدات آن از روز گذشته در ایستگاه مترو تجریش به بهره‌برداری رسید.

    در این برنامه بخش ویژه‌ای به شهید سردار قاسم سلیمانی اختصاص پید کرده بود و غلامرضا صنعتگر، خواننده سه قطعه موسیقی از جمله اثر حماسی «قاسم هنوز زنده است» را اجرا کرد.

    در ابتدای بخش شعرخوانی این‌مراسم حسین اسرافیلی با دعوت سیدجواد شرافت به شعرخوانی پرداخت.

    اسرافیلی پیش از خوانش شعر خود گفت: چندوقت پیش شعری برای اسماعیل هنیه سروده بودم. او از قهرمانان فلسطینی است. مشروح متن شعر اسرافیلی به این‌ترتیب است:

    اسماعیل!

    از تو چه می‌خواهند اسماعیل؟

    از تو

    از خون تو

    از خون جوانانت

    از طفلان مرد و شیرخوارت

    چه می‌خواهند

    این روباه‌های حیله و تزویر

    از پلنگان غیور غزه؟

    از زنان شیر

    از مردان آهن

    بگذار امیران عرب

    پا به پای شیطان برقصند

    با شمشیرهای مضحک چوبی

    که پیش از این

    بارها

    با زنان حرامسراها رقصیده‌اند

    بگذار امیران عرب

    گیلاس به گیلاس شیطان زنند

    و «الازهر»

    فتوای کشتارت را صادر کند

    و به تکفیر «سیدحسن» برخیزد

    تا بر سفره صهیون بنشیند

    بگذار چفیه اعراف

    چکمه دشمن را برق بیندازد

    و دست‌های خائن

    شمشیر تجاوز را صیقل دهد

    بگذار شاهان عرب

    حصار سرزمینت را

    تنگ‌تر سازند

    تو تنها نیستی

    خدا با توست

    اسماعیل!

    لچک زنان غزه را

    به شاهان عرب بفرست

    تا غیرت بیاموزند

    ***

    بگذار چشم ماهواره‌ها

    بسته بماند

    خون کودکانت

    فریادی است که در گلوی جهان پیچیده است

    این همه حلقوم

    تو را فریاد می‌زند

    بادها

    هر روز شرافتت را

    انتشار می‌دهد

    «و لوکره المشرکون»

    ***

    بگذار جهانخواران

    آتش برافروزند آشیانت را

    قفس می‌آورندت

    تا بگیرند آسمانت را

    شمشیرهای مسموم

    علیه تو

    از نیام درآمده‌اند

    حرمله‌های زیاد

    تو را نشانه گرفته‌اند

    به تشییع شهیدانت می‌روی

    دست‌هایت تنهاست

    زخم را در گروه

    به خانه می‌بری

    گل‌هایت

    شکوفا شده‌اند، اسماعیل!

    اسماعیل!

    ندیده‌امت

    اما عشق می‌ورزم به نامت

    به پیکارت

    به شرافتت

    وقتی نامت را می‌برم

    دلم به پای می‌ایستد

    و برای پیروزی‌ات صلوات می‌فرستد

    تنهایی‌ات

    گونه‌هایم را خیس می‌کند

    ***

    بخند

    تا دیوارها پنجره شوند

    و پنجره‌ها، بهار

    نفست

    سنگ‌ها را پرواز می‌دهد

    دست‌هایت را به آسمان بسپار

    دلت

    بزرگ‌تر از همه بمب‌هاست

    صهیونیزم را نمی‌شناسم

    همچنان که ابوعباس را

    و سازش را

    اما تو

    پیداتر از آنی که قطعنامه‌ها پنهانت کنند

    حقوق بشر نمی‌بیندت

    و قطعنامه‌ها

    از بردن نامت هراسانند

    اما تو هستی

    همچنان که شهیدانت،

    مقاومتت

    و موشک‌هایت

    «الله اکبر»

    ***

    من هر روز

    در غزه، زخم برمی‌دارم

    با شهیدانت تشییع می‌شوم

    در زیر آوار خانه‌هایت دفن می‌شوم

    اما زبانم در تکرار نام توست، اسماعیل!

    در بخش دیگر شعرخوانی این‌نشست، حجت‌الاسلام سیدعابد رضا نوشاد از کشور هند، شعری به زبان اردو خواند که ترجمه آن این است:

    پیروان فاطمه دارای شکوه انقلابند

    انقلابی‌گری را به جهان هدیه می‌دهند

    مرحبا قاسم سلیمانی که خون پاک تو

    رنگ انقلاب را سرخ‌تر کرد

    علی محمد مؤدب مدیر شهرستان ادب هم شاعر دیگری بود که شعری به شرح زیر خواند:

    تا نام دوست بر لب ما هست

    خون هست و خاک هست و خدا هست

    دستان ما تهی، دلمان پر

    از ما ولی تمام جهان پر!

    ضعفیم و غیر ضعف چه باشیم؟

    از خود مباد بت بتراشیم

    ای خود تو را مباد ببینیم!

    خود را کم و زیاد ببینیم

    خود را مبین! خدای تو دیده است

    ضعف تو را و در تو دمیده است

    در هر نماز قامت عشقیم

    ما نفخه قیامت عشقیم

    خود را اگر نیاز ببینیم

    خوب است در نماز ببنیم

    هر دم که تیر آمد و بارید

    ما را به حال خود بگذارید

    تا از امام پیش بیفتیم

    وآنگه به خون خویش بیفتیم

    به به چه حال و راز و نیازی!

    پیش از امام، به چه نمازی!

    بی جوشن آمدیم و زره ما

    جان را نهاده ایم به زه ما!

    بی تیغ و جوشنیم و جهادیم

    جان را به جای هر چه نهادیم

    دل سوخت تا پسند تو باشد

    بر شعله‌ها سپند تو باشد

    آتش بگو بجوشد و خون هم

    دل هست و عشق هست و جنون هم

    فرعون هرچه حیله بیارد

    موسا به جز عصا چه بیارد؟

    ماییم و تکیه مان به عصا نیست

    سعیی که هیچ غیر صفا نیست

    اینک عصا که زنده عشق است

    سعی دل طپنده عشق است

    این اژدهای معجزه ماست

    سعی و صفای معجزه ماست

    ما جز دل شکسته نداریم

    جز دست‌های بسته نداریم

    بنگر به ما که غرقه نیلیم

    چون کعبه در تهاجم پیلیم

    بنگر که تکیه‌مان به عصا نیست

    امیدمان مگر به خدا نیست

    در خون تپیدگان تو ماییم

    چشمی به آسمان تو ماییم

    دل خون و دیده خون، تو کدامی؟

    تو آخرین سوال و سلامی

    در دستخون دهر اسیریم

    راهی نه غیر از اینکه بمیریم

    راهی نه غیر از اینکه بمانیم

    در خون خود نماز بخوانیم

    ما راه و ما نماز و دعاییم

    خیل شکستگان شماییم

    آه ای سلام! پاسخمان ده

    ما را به ما دوباره نشان ده!

    ما را بخوان که یار تو باشیم

    تا هست بر قرار تو باشیم

    تا هست در مدار بمانیم

    عمری به انتظار بمانیم

    در حسرت بهار بمیریم

    در حسرت بهار بمانیم

    در انتظار یار بمیریم

    در انتظار یار بمانیم

    در ادامه، میلاد عرفان‌پور شعری با موضوع مقاومت خواند و گفت: شعری را یک سال پیش از شهادت سردار سروده بودم که همان را می‌خوانم. او ترانه‌ای را هم تقدیم کودکان یمنی کرد.

    شعر عرفان‌پور به این‌ترتیب بود:

    زمان! به هوش آ، زمین! خبردار

    که صبح برخاست، صبح دیدار

    چه صبح نابی! چه آفتابی!

    چقدر روشن، چقدر سرشار

    قسم به والشمس‌های قرآن

    قسم به فانوس‌های بیدار

    قسم به از بندِ خویش رَستن

    قسم به مردان خویشتن‌دار

    قسم به والعادیات ضبحا

    قسم به آیات فتح و ایثار

    قسم به بامرگ‌زیستن‌ها

    به ایستادن میان رگبار

    چه فرق دارد دمشق و غزه

    عراق و ایران؟ یکی‌ست پیکار

    بلند بادا همیشه نامت

    سرت سلامت سلام سردار

    به جز تو این‌سان، به جوهر جان

    که داده پاسخ به أینَ عمّار

    اگرچه بالاتری از آنان

    به سرو می‌مانی و سپیدار

    به یار می‌مانی و سپاهش

    به سیصد و سیزده علمدار

    خوشا اگر چون تو، هرچه سرمست

    خوشا اگرچون تو، هرچه دیندار

    نه دینِ در شب گریختن‌ها

    نه دینِ دنیا، نه دینِ دینار

    تو سیف‌الاسلام روزگاری

    ولی نه از دینِ خود طلبکار

    به خویش می‌پیچی از لطافت

    به پای طفلی اگر رَوَد خار…

    تو اهل اینجا نه! از بهشتی

    تو اهل پروازی و سبکبار

    نه اهل آن سجده‌های سطحی

    نه اهل آن روزه‌های شک‌دار

    قسم که «مَن ینتظر…» تویی تو

    قسم به این زخم‌های بسیار

    بلند بادا همیشه نامت

    سرت سلامت سلام سردار

    سیدعلی موسوی گرمارودی از پیشکسوتان شعر معاصر هم با حضور در این مراسم گفت:‌من ۵۰ سال پیش شعری را با محوریت مقاومت با عنوان «سلام بر فلسطین» سرودم و در تاریخچه شعر هم ثبت کرده‌ام که باعث و بانی سروده شدن آن مرحوم آیت‌الله طالقانی بود.

    وی افزود: مرحوم طالقانی به من فرمودند برای فلسطین شعری دارید؟ گفتم: بله. گفت: بیایید در مسجد هدایت و آن را برای مردم بخوانید! من هم شبی به مسجد هدایت رفتم و آن شعر را خواندم. پس از اینکه شعرم تمام شد مرحوم طالقانی مقابل تریبون ایستاد و مرا بوسید. پس از آن نیز با دعوت مرحوم علی شریعتی شعری را در حسینیه ارشاد خواندم. این اشعار بعداً به انگلیسی و عربی ترجمه شد و جلال‌الدین فارسی به من گفت: با یاسر عرفات در ارتباط بودم و متون ترجمه شده اشعارت را به او دادم.

    گرمارودی گفت: یاسر عرفات هم پس از خواندن اشعار برایم «مدال فتح» فرستاد. مدتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جلال‌الدین فارسی با من تماس گرفت و گفت یاسر عرفات به تهران آمده، بیا به دیدنش برویم. ما هم راهی شدیم و او در دانشکده ارتش بسیار به من محبت کرد و متن عربی فاخری برایم نوشت.

    سلام بر همه خیمه‌های ابر کبود

    درود بر همه موج‌های خشم‌آلود

    به خلوت همه دره‌های ژرف، درود

    که خفته‌اند پراکنده بر سواحل رود

    به زاد و مُردن کوتاه آذرخش بلند

    به غرش و تپش تندر لجوج و عنود

    به برفراشته رایات نخل‌ها که سحر

    شود ز بوسه رنگین‌مهر خون‌آلود

    به تیره شامگه سرد و غمگن جنگل

    که می‌تراود از آن غصه‌های وهم‌آلود

    به های‌های دل غم‌گسار در گریه

    به غم فزا و رسا نغمه همیشه رود

    به هر صلابت غم‌بار، هر بلندی اوج

    به هرچه‌هرچه که بشکوه و غمگن است درود

    ببار ای همه آسمان دیده من

    که هیچ عقده دیرینه دلم نگشود

    برآن سترگ دلیران قهرمان بگری

    که روی صهیون با ناخن دفاع شخود

    نه هیچ گریه بر آنان مکن غلط گفتم

    در این سروده زبانم ره خطا پیمود

    تو بر فسردگی خوش بنگر و بگری

    که بر حماسه آنان ترا ز گریه چه سود

    حماسه من و تو در کلام و شعر و سخن

    حماسه‌های فلسطین زخون و آتش و دود

    تو خون خویش به رگ‌های تن می‌انباری

    سپاه غزه، یک جبهه دگر بگشود

    الا زمین فلسطین بلند بادت نام

    زبانم ارچه نیارد زشرم گفت درود

    که گر بپرسی‌ام از یاری و مسلمانی

    کجا ز شرم توأم هیچ می‌توان آسود

    که آبروی همه شرق در برابر غرب

    تو و سپاه تو بودست و نیز خواهد بود

    تو دست خسته شرقی در آستین زمان

    کنون به دست تو باید که دست خصم شخود

    برای شرق بمان سال‌های دیرادیر

    به پاسداری از حق، به فتح زودازود

    اگرچه مردمت آواره بیابان شد

    اگرچه جسم تو در چنگ دشمنان فرسود

    امیدوار به پیکار و گرم دل می‌باش

    که دشمن تو هم از بیم یورشت نغُنود

    ز پایمردی تو جسم خصم در لرزه

    ز پایداری تو کام خصم زهرآلود

    به چابکی سپاه تو نیست مانندی

    مگر عقاب سبکبال، گاه اوج و فرود

    به دشت، حمله مردان رزمی تو بود

    چنان چو پهنه دریا و موج خشم‌آلود

    خروش و حمله کن و کینه‌ورز و آتش زن

    که داس کینه تواند سپاه خصم درود

    درودگوی و ثناخوان جاودانه توست

    اگرچه زمزمه باد و گرچه نغمه رود

    تو و سپاه تو را از لبان آزادی

    همیشه باد سلام و هماره باد درود

    شاعر دیگر حاضر در این‌مراسم، محمدکاظم کاظمی، شاعر افغانستانی مقیم ایران و دبیر سابق جشنواره شعر فجر بود که او هم بخش‌هایی از مثنوی‌اش را برای شرکت کنندگان در این آئین خواند:

    پیِ آتش نَفَسم سوخت، ولی شب تازه است

    گفت راوی: «شب برف است که بی اندازه است»

    گفت راوی: «شب برف است، شب خنجر نیز»

    ردّ پا گم شده در برف گران، رهبر نیز

    برف، تنها نه، که با صخره و سنگ افتاده است

    و زمین چشمه نزاده است که طوفان زاده است

    برفباد است که می‌بارد و کج می‌بارد

    آسمان خشمی است از دنده‌ی لج می‌بارد

    هفت وادی خطر اینجاست، سفر سنگین است

    ردّ پا گم شده در برف روایت این است

    اینک این ما و زمینی که کفِ دست شده

    کوچه‌ای، بس که فرو ریخته، بن بست شده

    اینک این ما و نه انجیر، که خنجر خورده

    خنجر از دستِ نه دشمن، که برادر خورده

    اینک این ما و دلی در به در و دیگر هیچ

    گورِ بی فاتحه‌ای از پدر و دیگر هیچ

    اینک این ما و سری، لعنت گردن، بر دوش

    هفت زنجیر، که هفتاد من آهن، بر دوش

    هفت رود از برِ کوه آمده، خون آورده

    اژدها هفت سرِ تازه برون آورده

    هفت همسایه سر کینه‌ی نو دارد باز

    در زمین پدرم کشت و درو دارد باز

    باز می‌بینم و فریادِ کسان خمیازه است

    پی آتش نفسم سوخت، ولی شب تازه است

    و کسی گفت: «لب از لا و نعم باید بست

    چشم بر کیسه‌ی ارباب کَرَم باید بست»

    گفت: «شک نیست که در راه خدا می‌بخشند

    پاره نانی از این سفره به ما می‌بخشند

    پا نداریم، به پاتابه طمع بیهوده است

    بی زمینیم، به حقّابه طمع بیهوده است

    سه کلوخ از همه ی سهم زمین ما را بس

    جنگ و دعوا که نداریم، همین ما را بس»

    گفت راوی: «همه گُل بوده و گُل می‌گویند

    حق همین است که ارباب دُهُل می‌گویند»

    گفت: «دیدم شب طوفان چه خطرها کردند

    جنگ‌ها را چه دلیرانه تماشا کردند

    آن‌چنانی که نیاید به زبان، می‌خوردند

    شب طوفان همه چون شیر ژیان می‌خوردند»

    «آفرین باد بر این دادرسان»، راوی گفت

    «چشم بد دور از این گونه کسان» راوی گفت

    چشم بد دور، خداوند نگه داردشان

    در عزای زن و فرزند نگه داردشان

    هر که از چشمه جدا ماند، لجن پرور شد

    هر که نانپاره پذیرفت، گداییگر شد

    هر که تنها شد از این جاده، پی غولان رفت

    هر که رهْ توشه جدا کرد، به ترکستان رفت

    نانِ مفت آمده ننگِ دهن است، ای مردم!

    این روایت، سندش خون من است، ای مردم!

    هفت بام آنکه در این دور و زمان خواهد داشت

    هفت برف و همه تربرف، بر آن خواهد داشت

    امید مهدی‌نژاد هم در ادامه، شعری با موضوع مقاومت خواند و گفت: این شعر وصف حال یاد شهداست. مطلع شعر اینگونه بود: «از کاروان از جاده از تقویم جا مانده»

    سیداحمد حسینی متخلص به «شهریار» از شاعران پاکستانی مقاومت هم در بخش بعدی این‌نشست، شعری به زبان اردو خواند و در ترجمه‌اش گفت:

    دوری ز وطن غم است غم تنها غم / من می‌فهمم که از دیارم دورم

    راوی گفت از شهادتت در غربت / من یاد حسین و کربلا افتادم

    مصطفی محدثی خراسانی و علی داوودی هم از دیگر شاعرانی بودند که در این‌شب‌شعر، به شعرخوانی پرداختند. شعر محدثی خراسانی به این‌شرح بود:

    نصرالله

    تابیابی به سراپرده سرش راهی

    می‌برد عشق تورا بی سرو بی پا گاهی

    پلک برهم بنه و با دل خود خلوت کن

    خواهدت برد به آفاق تجلی، آهی

    عشق آئینه خویش است مجویید درآن

    بجز از عشق، بجز خودنگر خودخواهی

    گاه آئینه ماه است دراندیشه چاه

    گاه ازچاه برآرد به تمامی ماهی

    عشق ره نیست که پا جای کسی بگذاری

    مگراز این‌همه بیراهه بجویی راهی

    قید پایان سفر را زسرآغاز بزن

    گام بردارو مجو مقصد و منزلگاهی

    سرنیارد بدر ازدخمه ذلت صهیون

    تاکه سید حسنی باشد و نصرللهی

    «مصطفی محدثی خراسانی»

    داوودی نیز این‌شعر را خواند:

    یک

    امروز روز اوّل است

    خوشحال نیستم

    هوا عادی‌ست

    زمین عادی

    و همین عادی‌بودن غیرعادی‌ست

    هواپیماها بالای سرم چرخ می‌زنند

    روز دوم

    موشکی از کنار سرم گذشت و خیابانی را که در آن قدم می‌زدم برد

    الآن نمی‌دانم کجا باید باشم

    روز سوم

    صدا قطع می‌شود

    صدا وصل می‌شود

    دیوارهای حایل ما را از کلمات جدا کرده

    روز چهارم

    کودکان خوابیده‌اند

    کودکان خوابیده‌اند

    کودکان خوابیده‌اند

    کسی بیدار نمی‌شود!

    روز پنجم

    همچنان شب است

    و روز ششم

    هنوز چیزی دیده نمی‌شود

    این‌همه خون را

    کدام پرچمِ سفیدی از چشمان تصاویر

    پاک خواهد کرد؟

    روزهای بعد…

    روز پیروزی است

    روز بیانیه هفت خوشه بمب برای کشتنِ هر جنین

    امّا

    سنگ‌ها هنوز چیزی را به رسمیت نشناخته‌اند

    [اسم‌ها

    با آدم‌ها و کوچه‌ها و دشت‌ها به‌دنیا می‌آیند

    حالا این خاکِ مقدّس را هی به نام جعلی‌اش صدا بزن!]

    آن روز نهایی

    یکی آمده است

    ما نیستیم او هست

    آن‌ها نیستند

    او هست ما هستیم

  • کتاب جدید سیدعلی شجاعی با محوریت زندگی امام کاظم(ع) چاپ شد

    کتاب جدید سیدعلی شجاعی با محوریت زندگی امام کاظم(ع) چاپ شد

    به گزارش خبرنگار مهر، تازه‌ترین اثر داستانی سیدعلی شجاعی با عنوان «موسی‌ترین به طور» توسط انتشارات نیستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

    این اثر روایتی داستانی از زندگی و زمانه اما هفتم شیعیان حضرت امام موسی کاظم (ع) است که در قالب یک داستان بلند تألیف شده و از زبان ۶ نفر روایت می‌شود.

    شش نفر راوی این‌داستان، خود را شش چشم خلیفه عباسی می‌نامند. آنها شش چشم برای چهار خلیفه هستند که ۳۵ سال در پنهانکاری مطلق، اخبار و اطلاعات قلمرو اسلامی را برای خلفا ارسال می‌کردند و آنها را در جریان امر قرار می‌دادند.

    داستان «موسی‌ترین به طور» از ماجرای شهادت امام صادق (ع) و ماجرای انتخاب جانشینی برای ایشان در مدینه آغاز می‌شود. خلیفه یکی از شش چشم خود را مأمور به قتل وصی امام صادق (ع) کرده اما امام با ذکاوت تمام، پیش از شهادت جز پسرش موسی، پنج‌نفر دیگر از جمله شخص خلیفه را وصی خود قرار داده و همین‌مساله، توطئه شهادت امام تازه شیعیان را خنثی می‌کند.

    داستان مذکور با چنین شروعی از زبان راویان دیگر به توصیف وضعیت جامعه اسلامی پس از شهادت امام صادق (ع) می‌پردازد و میزان تشتت آرا در آئین مسلمانان را به تصویر می‌کشد. این‌داستان در ادامه بر زندگی و سلوک امام موسی‌ابن‌جعفر (ع) تمرکز می‌کند.

    این‌کتاب با ۱۷۸ صفحه و قیمت ۳۷ هزار تومان منتشر شده است.

  • مجموعه‌شعر جدید شکارسری چاپ شد/سرودن شعر عاشقانه برای اشیا

    مجموعه‌شعر جدید شکارسری چاپ شد/سرودن شعر عاشقانه برای اشیا

    حمیدرضا شکارسری در گفتگو با خبرنگار مهر، از انتشار مجموعه‌شعر جدید خود با عنوان «عاشقانه‌های رنو پیر قرمز» خبر داد و گفت: سال‌های دور یک رنو قدیمی داشتم و به درست و غلط دلبسته آن شده بودم. همین‌مساله هم موجب بروز احساساتم نسبت به این رنو شد و با توجه به دلبستگی‌ام شروع به سرودن شعر کردم.

    وی افزود: شعرهای‌این مجموعه را طی ۱۶ سال اخیر حول محور شخصیت رنو سروده‌ام و تلاش کرده‌ام این شعرها حالت فانتزی نگیرند. خلاف وجه طنزی که در عنوان کتاب وجود دارد، اشعار این‌مجموعه به هیچ‌وجه جنبه طنز ندارند. در این‌کتاب، تلاش کرده‌ام به‌جای این‌که شخصیت اصلی مثل شعرهای عاشقانه همیشه عاشق یا معشوق باشد، رنو را در این‌جایگاه قرار بدهم که همواره همراه عاشق و معشوق است. مخاطب در این مجموعه شاهد نوعی رفتار عاشقانه مدرن است و عاشق و معشوق و رنو در این شعرها، یک مثلث عشقی می‌سازند.

    شاعر مجموعه «چتر شورشی» در ادامه گفت: در شعرهای این مجموعه، با مجموعه‌ای از نشانه‌های زندگی شهری مدرن روبرو می‌شویم. کتاب که توسط انتشارات سیب سرخ چاپ شده، دربرگیرنده ۵۱ شعر سپید عاشقانه است که از میان ۷۰ شعر انتخاب شده‌اند و در گذر زمان روی این شعرها کار کرده‌ام.

    شکارسری در پاسخ به این‌پرسش که آیا پیش از این نیز برای اشیا شعر عاشقانه سروده، گفت: خیر. پیش از این همواره روایت عاشقانه‌ای که در شعر فارسی شاهد بوده‌ایم، میان دو شخصیت اصلی جان‌دار بوده و اشیا در این شعرهای عاشقانه جایی نداشته‌اند. در این مجموعه هم اتفاقاً، رنو شخصیت سوم است و از این رابطه ذی‌نفع نیست. اما اگر شعرها را بخوانید اتفاقاً او از بقیه مهم‌تر است.

  • پویش مطالعاتی «نور آب آئینه» برگزار می‌شود

    پویش مطالعاتی «نور آب آئینه» برگزار می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات کتاب نیستان با هدف آشنایی جوانان با ادبیات آئینی همزمان با ایام فاطمیه (س)، پویش کتابخوانی «نور آب و آینه» را با محوریت کتاب «کشتی پهلوگرفته» اثر سیدمهدی شجاعی برگزار می‌کند.

    در این پویش افراد می‌توانند به تاسی از این کتاب، حس و حال خود را درباره موضوع اثر بیان کنند یا در صورت داشتن نقد، نظر و یا خاطره‌ای از خواندن کتاب، آن را با دیگران به اشتراک بگذارند.

    همچنین بنا بر اعلام ناشر، همچنین امکانی فراهم آمده که نهادها، سازمان‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و کانون‌های مساجد سراسر کشور از طریق پلتفرم کتاب پلاس، این پویش را به‌طور مستقل در مجموعه خود برگزار کنند.

    این پویش قرار است به‌طور همزمان در ۱۷۶ دانشکده و دانشگاه اجرا شود.

    علاقه‌مندان برای شرکت در این پویش می‌توانند به پایگاه اینترنتی این ناشر به نشانی http://neyestanbook.com مراجعه کنند.

  • می‌بینمت با خاتم خونین در انگشت

    می‌بینمت با خاتم خونین در انگشت

    به گزارش خبرنگار مهر، در پی انتقام موشکی سپاه برای انتقام خون سردار حاج‌قاسم سلیمانی حجت‌الاسلام محمدحسین انصاری‌نژاد شعر جدیدی با عنوان «شهادت‌نامه» سروده و آن را به سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تقدیم کرده است. 

    این‌شاعر شعر خود را به پاس شجاعت، صداقت و غربت سردار حاجی‌زاده و شهیدسلیمانی و تمام کسانی که در راه میهن اسلامی فدا می‌شوند، به این‌سردار سپاه تقدیم کرده است.

    مشروح متن این‌سروده را می‌خوانیم:

    سردر بغل باید میان جاده باشی
    پیش از شهادت هم به خون افتاده باشی

    حق است خاطرخواهت اسماعیل باشد
    وقتی به مسلخ این چنین آماده باشی

    یعنی شهادت‌نامه از دستت نیفتد
    بی وقفه بانگ ارجعی سرداده باشی

    شوری دگرگون می کند خانه خرابت
    درقصرشیرین یا که در آباده باشی

    باید گناهی تازه را گردن بگیری
    با آرزوی مرگ، بر سجاده باشی

    ویرانی “عین الاسد”جرم کمی نیست
    وقتی که چون ققنوس، آتش‌زاده باشی

    ازدوستان هم بشنوی زخم زبان‌ها
    درعین غربت مثل سرو آزاده باشی

    دیروز خونخواه سلیمانی و امروز
    سردرگریبان این‌قدر دلداده باشی

    می‌بینمت باخاتم خونین درانگشت
    درمظلمه هرچند حاجی زاده باشی

  • پویش مطالعاتی روایت‌های بارانی برگزار می‌شود

    پویش مطالعاتی روایت‌های بارانی برگزار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، پویش مطالعاتی روایت‌های بارانی همزمان با ایام فاطمیه و شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س) با محوریت کتاب «مگر چشم تو دریاست» توسط انتشارات شهید کاظمی برگزار می‌شود.

    کتاب «مگر چشم تو دریاست!» نوشته جواد کلاته عربی دربرگیرنده زندگی شهیدان محمد، عبدالحمید، نصرالله و رضا جنیدی را از زبان مادر این‌شهیدان است.

    شهیدان جنیدی در خانواده‌ای مجاهد و روحانی متولد می‌شوند. پدر شهدا پس از سال‌ها تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم در سال ۱۳۵۴ به زادگاهش شهرستان پیشوا بازمی‌گردد. ایشان پس از انقلاب به پیشنهاد آیت‌الله محمدی گیلانی و با حکم امام خمینی به امامت جمعه شهرستان رودسر منصوب می‌شود و بعد از رحلت امام هم با حکم مقام معظم رهبری تا پایان عمرش در سال ۱۳۷۷ در این سنگر مقدس خدمت می‌کند.

    نصرالله، نخستین شهید خانواده جنیدی در سال ۱۳۵۹ در جبهه آبادان به شهادت می‌رسد. نصرالله جنیدی عضو ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران بود. رضا، کوچک‌ترین پسر خانواده، از بسیج رودسر به جبهه غرب اعزام می‌رود و در همان اعزام اول به شهادت می‌رسد. ضدانقلاب با آگاهی از اینکه او فرزند امام‌جمعه است، بر سر تبادل پیکر او از نیروهای ایرانی طلب پول می‌کند، اما با مخالفت پدر و مادر شهید روبه‌رو می‌شود. محمد، سومین شهید و پسر ارشد خانواده، به عنوان بسیجی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در عملیات خیبر در حالی به شهادت می‌رسد که برادرش عبدالحمید، ناظر شهادتش است و نمی‌تواند پیکر برادرش را به عقب برگرداند. در نهایت، عبدالحمید هم پس از سال‌ها تحمل جراحت‌های جنگ، در سال ۱۳۷۹ به جمع برادران شهیدش می‌پیوندد.
    بخش‌هایی از متن این کتاب، به فعالیت‌های حاج‌آقا جنیدی، حاج‌خانم جنیدی، دامادها و عروس‌های این خانواده مجاهد در پشت جبهه می‌پردازد. همچنین، بخش‌هایی از متن کتاب نیز شامل روایت‌هایی از چهار بازدید مقام معظم رهبری از بیت شهیدان جنیدی است.

    شرکت‌کنندگان در این‌پویش کتابخوانی می‌توانند با تهیه کتاب از فروشگاه‌های سراسر کشور و یا ارسال نام کتاب به شماره پیامک ۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ و همچنین مراجعه به پایگاه الکترونیکی manvaketab.ir و خرید اینترنتی کتاب در مسابقه شرکت کنند.

    مخاطبان این‌رویداد پس از خرید کتاب، می‌توانند به دو روش در مسابقه شرکت کنند:

    روش اول: شرکت کنندگان می‌توانند با ارسال کد سریالی که روی برگه مسابقه درج شده به سامانه پیامکی ۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ در مسابقه شرکت نمایند. (در این بخش بعد از پایان مسابقه به قید قرعه به ۱۸ نفر از برگزیدگان جوایز نقدی و غیر نقدی نفیسی اهدا خواهند شد)

    روش دوم: با ارائه یادداشت و دلنوشته و ارسال صفحه مورد علاقه خود از کتاب و یا گرفتن عکسی خلاقانه و ساخت کلیپ و تیزر و فایل صوتی معرفی از کتاب و انتشار در شبکه‌های اجتماعی.
    (شرکت کنندگان در این بخش می‌توانند آثار خود را با هشتگ # نشر_شهید_کاظمی و # مگر_چشم_تو_دریاست در اینستاگرام به اشتراک بگذارند و درقزعه کشی هفتگی مسابقه شرکت نمایند.)

    مهلت ارسال آثار به این‌پویش کتابخوانی نیز تا ۳۰ اسفند ۹۸ اعلام شده است.

  • شب شعر مقاومت غزه برگزار می‌شود

    شب شعر مقاومت غزه برگزار می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، شب شعر بین‌المللی مقاومت غزه به‌منظور نمایش نماد مقاومت مردم شریف غزه و محکوم‌کردن جنایات وحشیانه اسرائیل فردا یکشنبه ۲۹ دی با حضور شاعران بین‌المللی و شاعران آئینی و معاصر در فرهنگ‌سرای انقلاب برگزار می‌شود.

    در بخش شاعران ایرانی این شب‌شعر، سیدعلی موسوی گرمارودی، یوسفعلی میرشکاک، حسین اسرافیلی، علی‌محمد مؤدب، محمدمهدی سیار، میلاد عرفانپور، امیرمهدی نژاد اشعار خود را با موضوع مقاومت می‌خوانند.

    در بخش بین‌المللی هم محمدکاظم کاظمی از کشور پاکستان، احمد الحجیری از کشور بحرین، سیداحمد حسینی شهریار از کشور پاکستان، احمد الجنید از کشور یمن، سیدعابد رضا نوشاد از کشور هند حضور داشته و به شعرخوانی می‌پردازند.

    در این برنامه بخش ویژه‌ای به شهید سردار قاسم سلیمانی اختصاص پیدا کرده و غلامرضا صنعتگر خواننده، قطعاتی با موضوع مقاومت ایران را اجرا می‌کند.

    همزمان با برگزاری این‌شب‌شعر نمایشگاه کاریکاتور با موضوع غزه و تصویرسازی و طراحی پوستر از ۲۹ دی تا ۸ بهمن در مترو ایستگاه تجریش و شهید بهشتی برای بازدید عموم برپا می‌شود.

    مراسم افتتاحیه شب شعر بین‌المللی «مقاومت غزه» فردا یکشنبه ۲۹ دی از ساعت ۱۵:۳۰ در فرهنگسرای انقلاب واقع در برگزراه شهید نواب صفوی، خیابان کمیل برگزار می‌شود.

  • ایرانِ آثار نادر ابراهیمی همین ایرانی است که در آن زندگی می‌کنیم

    ایرانِ آثار نادر ابراهیمی همین ایرانی است که در آن زندگی می‌کنیم

    به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم افتتاح کتابخانه و موزه زنده‌یاد نادر ابراهیمی، نویسنده، شاعر و فیلمساز جمعه‌شب ۲۷ دی در خانه شعر و ادبیات منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد برگزار شد.

    در این مراسم همسر نادر ابراهیمی، سید محمد حسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد، مؤمنی شریف رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات، احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران، مهدی قزلی رئیس بنیاد شعر و ادبیات داستانی، حسن فتحی کارگردان، سید احمد محیط طباطبایی و سایر فعالان فرهنگ و هنرحضور داشتند و به سخنرانی پرداختند.

    حجازی در این‌مراسم پس ابراز همدردی شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، سقوط هواپیما اکراینی و سیلی که جنوب کشور را در بر گرفته افتتاح کتابخانه و موزه نادر ابراهیمی در خانه شعر و ادبیات را گام مؤثری در زمینه بهبود هنر و ادبیات معاصرِ ایران دانست و گفت: نادر ابراهیمی را همگان نویسنده‌ای خردمند، متعهد، ژرف‌اندیش و انقلابی می‌دانند. در سال‌های پر شور نهضت اسلامی مردم ایران از یکسو در عرصه مبارزات مردمی نقشی پر رنگ داشت و از سوی دیگر به عنوان آموزگار، نویسنده و فعال حوزه کودک و نوجوان، تلاشی مجدانه در جهت تربیت کودکان و نوجوانان ایرانی بر اساس آموزه‌های انقلابی کرد.

    وی افزود: وقتی بنا شد در خانه شعر و ادبیات، جایی بسازیم برای پاسداشت مفاخر فرهنگی و ادبی ایران و نمایش میراث مادی و معنوی به یادگار مانده از ایشان، نادر ابراهیمی نخستین شخصیت فرزانه ادبی است که در ذهن متواتر می‌شود.

    مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد گفت: این کتابخانه برای عموم مردم خواهد بود و به‌زودی می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد به‌عنوان قلب فرهنگی و گردشگری پایتخت ایران، مفتخر است در ابتکاری جدید با همراهی خانواده زنده‌یاد نادر ابراهیمی، میزبانی کتابخانه و موزه نادر ابراهیمی را در خانه شعر و ادبیات بر عهده بگیرد. در این‌مجموعه با ایجاد فضایی جدید و طراحی نوین با بهره‌مندی از نزدیک به ۴۰۰۰ کتاب موجود در کتابخانه شخصی نادر ابراهیمی، کتابخانه تخصص شعر و ادبیات تأسیس کرده است.

    حجازی همچنین درباره بازسازی فضای موزه ابراهیمی گفت: ضمن بازسازی فضای اتاق آن نویسنده نامی، میراث علمی، ادبی، لوح‌های افتخار و جوایز ملی و بین‌المللی، دست نوشته‌های کتب و تحقیقات، کتاب‌های حاشیه‌نویسی شده، فیلم‌ها و نسخ اول کتب ایشان به‌عنوان موزه در کنار کتابخانه گشایش خواهد یافت. این‌اتفاق، آغازی خواهد بود برای توسعه چنین مجموعه‌هایی در مراکز فرهنگی، هنری، علمی و دانشگاهی کشور و البته شروع جریانی است در خانه شعر و ادبیات تا بتواند با استفاده از ظرفیت آفرینی کتابخانه و موزه نادر ابراهیمی؛ جریانی را که او در عرصه ادبیات ایجاد کرده، ادامه دهد و این مجموعه محلی برای گردهم آیی صاحبان قلم و شکل‌گیری رخدادهای ادبی و هنری در شهر تهران باشد.

    در ادامه این‌مراسم احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران به سخنرانی پرداخت و گفت: نادر ابراهیمی از جمله نویسندگانی بود که در بسیاری از حوزه‌ها دستی داشت و عشق‌اش به ایران ستودنی بود. ادبیات نادر بسیار به اوضاع جامعه نزدیک بود. جوهر هر فردی در آثار او دیده می‌شود و از نادر هر چه آثار هنری منتشر می‌شد ادا نبود و از ذات او می‌جوشید.

    وی همچنین گفت: تجربه‌های شغلی نادر ابراهیمی باعث شد آثاری که خلق می‌کند، رنگ و بوی مردم را بدهد. او آمیخته با مردم این سرزمین بود. در ادبیات معاصر ما، کمتر نویسنده یا شاعری پیدا می‌شود که چون ابراهیمی ابوالمشاغل بوده باشد و این تجربه‌ها را طی کرده باشد. ابراهیمی با مردم آمیخته بود.

    مسجدجامعی با بررسی دیدگاه نادر ابراهیمی نسبت به ایران نگاه این نویسنده را با کسی مانند اخوان ثالث متفاوت دانست و گفت: ایران ابراهیمی، همین ایران، همین مردم و همین سرزمین است. در روایت‌های خودش هم جغرافیا، آداب و رسوم و قوانین همین‌جا را می‌گوید. یعنی ایرانی که می‌گوید، نقطه‌چین نیست؛ بلکه ایرانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم، نفس می‌کشیم، به آن عشق می‌ورزیم و در کنار مردم آن هستیم و کیست که اگر چنین ایرانی مورد تهاجم قرار گیرد، دست روی دست بگذارد.

    وی در پایان سخنانش خواستار آن شد تا مستندی درباره نادر ابراهیمی ساخته شود و آغازی باشد برای ساخت مستندهایی برای هنرمندان معاصری که آثار ماندگاری خلق کرده‌اند.

    در بخش دیگر این‌نشست قزلی با اشاره به نخستین شماره همشهری داستان که مربوط به ۱۰ سال پیش می‌شد و آن را به نادر ابراهیمی اختصاص دادند، گفت: در اولین شماره مجله همشهری داستان، با افتخار جلد را به نام نادر ابراهیمی زدیم و با افتخار زیر آن نوشتیم: «مرگ ماه در شب چهارده» و با وجود مخالفت‌های اولیه اما دیدیم که اتفاقاً تصمیمی درستی در این باره گرفته شد. نادر نویسنده بود و تمام عمر خود را به نوشتن گذراند. هرچقدر از آثار این نویسنده بزرگ بگذرد بیشتر قدر آن را خواهیم دانست. نادر ابراهیمی در همان زمان نگارش آثارش شناخته شد؛ مثلاً جلال آل‌احمد کتابش را امضا کرده، سیمین دانشور در آمریکا راجع به او صحبت کرده و داریوش مهرجویی یکی از کتاب‌های او را به زبان دیگری برگردانده بود. بنابراین نادر ابراهیمی مانند جلال آل‌احمد این شانس را داشت که در دوره خودش، فرد شناخته شده و محترمی شود و هرچه که پیش برویم، این احترام بین اهالی واقعی حوزه ادبیات، بیشتر خواهد شد.

    فرزانه تهرانی مقدم همسر نادر ابراهیمی نیز در بخشی از این‌مراسم با اشاره به تلاش‌های خود در ۱۵ سال اخیر گفت: پس از سال‌ها تلاش و مشقت فراوان برای آنکه بتوانم آثار نادر را در جایی حفظ کنم و موفق نشده بودم طی یک مصاحبه‎ای به این موضوع اشاره کردم که اگر فکری به حال آثار همسرم نشود آنها را یک جا در حیاط خانه به آتش می‌کشم. در نهایت تصمیم بر آن شد تا موزه و کتابخانه نادر در محلی که در خانه شعر و ادبیات در نظر گرفته شده بود طراحی و تأسیس شود به این امید که افراد بیشتری با آثار و زندگی همسرم آشنایی پیدا کنند.

    افشین علاء، شاعر، نویسنده و فعال حوزه کودک هم سخنران دیگری بود که در زمینه فعالیت‌های کودک نادر ابراهیمی گفت: میان هنرمندان، نویسندگان، شاعران و تمامی کسانی که در عرصه فرهنگ کار می‌کنند، باید به‌طور مضاعف قدردان آن‌هایی باشیم که بخشی از کار خود را به کودکان هم اختصاص می‌دهند و به‌طور تخصصی و حرفه‌ای در این زمینه کار می‌کنند. نمونه آن هم کم است و مخصوصاً در دهه‌های اخیر عده کمی پرچم‌دار آن هستند؛ نادر ابراهیمی از جمله آن‌ها است.

    در پایان این مراسم، کتابخانه و موزه نادر ابراهیمی توسط فرزانه تهرانی مقدم به همراه مدیرعامل منطقه فرهنگی گردشگری عباس‌آباد و عضو شورای شهر تهران افتتاح شد.