برچسب: فرهنگ>سینما

  • ارمنی‌های سینمای ایران؛ از اولی‌ها تا فجری‌ها 

    ارمنی‌های سینمای ایران؛ از اولی‌ها تا فجری‌ها 

    شانلی عبادیان: قدمت زیست ارامنه در ایران به حدود چهارصد سال پیش و سلطنت شاه عباس صفوی می‌رسد که از مناطق کوهستانی شمالی به دشت‌های مرکزی ایران کوچ کردند. در این سال‌ها هنرمندان و متخصصان ارمنی در پیشبرد عرصه‌های مختلف مانند نگارگری، معماری، موسیقی، تئاتر و سینما موثر بوده‌اند و در صد و اندی سالی که از عمر سینما در ایران می‌گذرد بسیاری از اولین‌های این حرفه توسط آن‌ها انجام گرفته است.

     اولین‌هایی که توسط ارامنه اتفاق افتاد

    اولین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» و نخستین مدرسه سینمایی به نام مدرسه آرتیسیتی سینما در سال ۱۳۰۹توسط اوانس اوگانیانس ساخته و تاسیس شد او دردیگر فیلم خود «حاجی آقا آکتور سینما» که تنها فیلم بازمانده از سینمای صامت ایران است برای اولین بار توانست تغییر شرایط سیاسی_اجتماعی ایران از سنت به مدرنیته را به درستی به تصویر بکشد.

    تلاش برای فرهنگ‌سازی سینما در سال‌های اولیه از اوگانیانس چهره‌ای مقبول در تاریخ سینمای ایران ساخت و او را به مهم‌ترین و تاثیرگذارترین چهره سینمایی در دوره اول سینمای ایران پس از میرزا ابراهیم‌خان ‌صحاف‌باشی به عنوان نخستین چهره‌های سینمایی کشور تبدیل کرد.

    بعد از فوت اوانس اوگانیانس در سال ۱۳۴۰ خورشیدی، تعدادی از ارمنیان که بیشتر آن‌ها سابقه کار در تئاتر داشتند به ساخت فیلم علاقه نشان دادند. ساموئل خاچیکیان که در میان دوستان و همکاران به سام ول معروف بود از نامی‌ترین آن‌هاست که علاوه بر کارگردانی در حوزه‌های فیلمنامه‌نویسی، فیلم آگهی و جلوه‌های ویژه فعال بود و نخستین آنونس ایرانی توسط او ساخته شد. فهرست فیلم‌های ساموئل نموداری مشخص از تلاش‌ها، تجربه‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌هایی‌ست که سینمای ایران در طول پنجاه سال برای جذب مخاطب به کار بست.

    او درحالی که سینمای ایران دچار فترت و تجربه نخستین‌ها بود با کوله‌باری از تجربه تئاتری، خلاقیت و هنر چشمگیرش به کمک سینما آمد. او در اولین فیلم‌هایی که ساخت بیشتر از تئاترهای اجرا رفته‌اش الهام گرفت و با به کارگیری حرفه‌ای مونتاژ و کارهای فنی سینمایی در فیلم دوم خود «دختری از شیراز» سینمای ایران را وارد مرحله‌ تازه‌ای از فیلم‌سازی کرد. طغرل افشار از نخستین منتقدان سینمایی پس از این فیلم بود که ظهور یک کارگردان واقعی در سینمای ایران را تبریک گفت.

    خاچیکیان کارگردانی بود که با «چهارراه حوادث» اولین فیلم پلیسی ایران را ساخت و موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی در نخستین جشنواره فیلم‌های ایران به‌نام «گلریزان» شد. همچنین فیلم «شب‌نشینی در جهنم» او که همراه با موشق سروری آن را کارگردانی کرده بود در بخش رسمی جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و نامزد دریافت خرس طلایی این جشنواره شد. این فیلم نخستین فیلم از سینمای ایران بود که در جشنواره‌ای بین‌المللی حضور پیدا کرد. خاچیکیان با ساخت دو فیلم «فریاد نیمه شب» و «یک قدم تا مرگ» پیشگام جریان جنایی‌سازی در سینمای ایران شد که پس از آن به هیچکاک ایران معروف شد. او طی حدود پنجاه سال فیلمسازی ۳۴ فیلم را کارگردانی کرد که شش فیلم او عنوان پرفروش‌ترین فیلم‌های سال را به دست آوردند.

    ساموئل خاچیکیان

    میشا گیراگوسیان از نخستین طراحان دیوارکوب و پلاکارد در سینمای ایران بود که برای «دختر لر» ساخته عبدالحسین سپنتا و «حاجی آقا آکتور سینما» ساخته اوانس اوگانیانس دیوارکوب طراحی کرد و زمینه ورود بسیاری را به این حرفه فراهم کردند.

    موشق سروری برای فیلم «شب‌نشینی در جهنم» دکورهای عظیمی طراحی کرد و جلوه‌های ویژه این فیلم در دوران تولید خود چشمگیر بود. «شب‌نشینی در جهنم» که به خاطر ساخت دکورهای عظیم در آن زمان مورد توجه بود در بخش رقابتی هشتمین دوره جشنواره فیلم برلین در سال ۱۹۵۸ حضور داشت و اولین فیلم ایرانی بود که به جشنواره کن راه پیدا کرد. «روبیک منصوری» که نامش سال‌ها در تیتراژ فیلم‌های زیادی دیده می‌شد برای اهالی سینما مشکل گشای همه کارهای مربوط صدای فیلم‌ها بود. در آرشیوی که از صداهای مختلف داشت به قول معروف از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می‌شد و هر کسی  در این حرفه می‌دانست گره‌ای در زمینه صدای فیلم نیست که توسط روبیک باز نشود.

    گورگن گریگوریانس معروف به گرگین و روبیک زادوریان با تأسیس استودیو شهاب همچنین راه‌اندازی لابراتوار چاپ فیلم‌های ریورسال در استحکام بخشیدن پایه‌های فنی سینما نقش عمده‌ای داشتند. کانون فیلم ایران نیز در سال ۱۳۳۷ توسط زاون‌ هاکوپیان راه‌اندازی شد. لوریس چکناواریان و واروژ هاخ باندیان معروف به واروژان از پیشروترین آهنگسازانی بودند که در تجربه و کشف راه‌های جدید همراهی موسیقی در سینمای ایران تاثیر بسزایی داشتند.

    لوریس چکنواریان

    ساخت اولین سینماها توسط ارامنه

    ارامنه در ساخت و طراحی سینما هم پیشگام بودند. نخستین سالن سینمای ایران به شکل امروزی با نام «سولی» توسط آلک‌ساگینیان سال  ۱۲۷۹ در تبریز تاسیس شد و نمایش فیلم با دستگاه سینماتوگرافی که مظفرالدین شاه وارد ایران کرده بود برای اولین بار در این سینما انجام شد. آرتاشس پاتماگریان سینمادار و تاجر ارمنی در۱۲۹۱ نخستین‌ سینمای‌ خود با نام سینما تجدد را با گنجایش ۸۰ نفردر خیابان فردوسی تاسیس کرد که تنها یک سانس در روز به مدت پانزده دقیقه فیلم‌های صامت در آن نمایش داده می‌شد. سینما خورشید نیز توسط اودرهمان خیابان سال ۱۲۹۶ افتتاح شد. تاسیس سینمایی تابستانی در۱۲۹۹ ازدیگر فعالیت‌های این سینمادار ارمنی بود. «ژرژ اسماعیلوف» را که باید ازنخستین سازندگان فیلم‌های سیاحتی در ایران بدانیم هم در سال ۱۲۹۲سینمایی در خیابان علاء‌الدوله تهران افتتاح کرد. ناسار خاچاطوریان در سال ۱۳۲۷ سینما دیانا سابق که امروزه به سپیده معروف است را تاسیس کرد. بنای این سینما که از اولین و قدیمی‌ترین سینماهای تهران است به همراه سینما متروپل سابق و رودکی امروز در سال  ۱۳۲۵ توسط وارطان هوانسیان از معماران خوش ذوق و خلاق ارامنه طراحی شد.

    راه‌اندازی استودیوهای فیلمسازی

    از دیگر فعالیت‌های موثر ارامنه در سینما تاسیس هشت استودیو از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۴بود که کارهای فیلم‌برداری، تدوین، چاپ و لابراتوار، صداگذاری، مونتاژ، امور فنی صدا در این استودیوها صورت می‌گرفت. در این میان  «آژیر فیلم» با سیزده فیلم فعال‌ترین استودیو بود. ژوزف واعظیان که پیش از این با تشکیل گروه تئاتر ارامنه با خاچیکیان همکاری کرده بود در سال ۱۳۳۶ با همکاری او و داریوش رفیع این استودیو را راه‌اندازی کرد. روبیک منصوری در زمینه صداگذاری، واهاک وارطانیان در زمینه فیلمبردار و آرامائیس آقامالیان به عنوان کارگردان هنرمندان ارامنه‌ای بودند که او با آن‌ها همکاری کرد.

    کارگردان‌های پیشرو ارمنی

    برعکس ساموئل خاچیکیان که به‌شدت به سنت‌های روز جریان سینمایی ایران وفادار بود و در بالا به تفصیل به شرح فعالیت‌های او پرداختیم آربی آوانسیان به‌شدت دلبسته شنا برخلاف جریان آب بود. او که متعلق به نسل دوم هنرمندان پیشرو  و پیشگامان تئاتر نو ایران چون عبدالحسین نوشین و شاهین سرگیسیان در فضای تئاتر کشوربود و سابقه همکاری با پیتر بروک را در کارنامه داشت با دیدگاهی آوانگاردتر از کارگردان ارمنی پیش از خود وارد سینما شد.

    آوانسیان گرچه در تئاتر کارنامه فعال و تاثیرگذاری دارد اما در سینما تنها با فیلم بلند «چشمه» شناخته می‌شود که یکی از ناشناخته‌ترین و در عین حال پیشروترین تولیدات سینمای ایران در اوایل دهه پنجاه است. فیلمی متفاوت و متکی بر زمینه غنی فرهنگی که اهل فن را به آینده سینمای نو ایران امیدوارتر کرد.

     این فیلم نشان از نبوغ هنری و استعدادی پرورش یافته‌ای داشت که چندین سال از زمان خود جلوتر بود. «چشمه» فیلمی بود که باعث آشنایی آوانسیان با زاون قوکاسیان و تالیف کتابی درباره این فیلم شد. انتشار این کتاب نام زاون را به‌عنوان نخستین محققی که درباره یک فیلم کتابی نوشته و منتشر کرده، در تاریخ هنر و تاریخ سینمای معاصر ایران ثبت شود. زاون همچنین با ساخت فیلم‌های مستندی چون «نقش خیال»، «در فلق»، «فصلی دیگر» و «خاج شویان» به عنوان یکی از برجسته‌ترین و مهم‌ترین مستندسازان کشور مطرح شد. او در سال ۱۳۵۰، فیلمسازی را با فیلم‌های کوتاه ۸ میلی‌متری در سینمای آزاد آغاز کرد و مدتی نیز سرپرست سینمای آزاد اصفهان بود. 

    واروژ کریم مسیحی دیگر هنرمند ارمنی با تجربه‌ای برخاسته از دو دهه فعالیت کارگردانان موج نوی سینمای ایران است. او میراث تجربه‌های ساموئل خاچیکیان و آربی آوانسیان را که از سرچشمه‌های تئاتر ارامنه سیراب شده بودند با سابقه بیست سال دستیاری کارگردان‌های پیشرویی چون بیضایی، فرمان‌آرا، شیردل و نادری ادغام کرد و نتیجه‌اش شد «پرده آخر»؛ عمیق‌ترین و خوش ساخت‌ترین درام سینمای ایران در طول سال‌های پس از انقلاب. واروژ هجده سال پس از آن موفقیت‌اش را با «تردید» تکرار کرد اما پس از آن تا امروز او را تنها پشت میز تدوین دیدیم و نامش را به عنوان تدوین‌گر شنیدیم.

    سیمرغ چند بار بر شانه ارامنه نشست؟

    دریافت شش سیمرغ بلورین در سی‌وهفت دوره‌ جشنواره فیلم فجر نتیجه فعالیت ارامنه در این سال‌ها بوده است. واروژ کریم‌مسیحی با چهار سیمرغ و هشت نامزدی در رشته‌های کارگردانی، فیلمنامه و تدوین رکورددار این لیست است. او برای کارگردانی «پرده آخر» سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی نهمین دوره جشنواره و برای ساخت «تردید» سیمرغ بلورین کارگردانی بخش فیلم‌های اول و دوم جشنواره بیست‌وهفتم را به دست آورد. برای تدوین دو فیلم «تردید» و «ندارها» نیز موفق به دریافت سیمرغ بلورین شد. «پرده آخر» او در هشت رشته موفق به دریافت سیمرغ شد. «تردید» نیز با دوازده نامزدی سه سیمرغ از جمله بهترین فیلم جشنواره را از آن خود کرد.

    روبیک منصوری نیز در دوره دهمین جشنواره فیلم فجر برای صداگذاری فیلم «پوتین» موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری شد.  
    دو سیمرغ هم طی این سال‌ها به دو بازیگر زن در نقش مکمل داده شده. یکی در دوره ششم به «آنیک شفرازیان» برای ایفای نقش در «سرزمین آرزوها» و دیگری به ماهایا پطروسیان در دوره نوزدهم برای حضور در «هفت پرده» فرزاد موتمن.

    ماهایا پطروسیان

    «لوون هفتوان» در دوره‌های اخیر جشنواره با فیزیک و میمیک خاص خود موفق به خلق شخصیت‌های منفی دوست‌داشتنی در فیلم‌های «مردی که اسب شد»، «پرویز»، «کوپال» و «کار کثیف» و تبدیل به سوپراستار سینمای هنروتجربه شد. او که برای رسیدن به این جایگاه بیست سال در عرصه تئاتر در مقام کارگردان و بازیگر کار و تلاش کرده بود بدون اینکه نقش‌هایش در جشنواره دیده شوند در سال ۱۳۹۶ بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت. این در حالی‌ست که او برای ایفای این نقش‌ها جوایزی از جشنواره‌های معتبری در کشورهای کانادا، بنگلادش، هندوستان و پاناما دریافت کرد؛ اما هیچ‌گاه در کشور خودش مورد تشویق قرار نگرفت.    

     هم اکنون فعالیت‌های سینمایی ارامنه به حضور چند بازیگر و دست‌اندرکاران فنی سینمای ایران محدود شده که با بازنگری تاریخی باید به این سئوال که «در این سال‌ها چه اتفاق‌هایی حضور پرشور و تاثیرگذار ارامنه در سال‌های آغازین سینما را تا این اندازه از رمق انداخت؟» پاسخ دهیم.

    ۲۵۸۲۴۵

  • درآمد ۷۲۵ میلیون دلاری در ۱۰ روز

    درآمد ۷۲۵ میلیون دلاری در ۱۰ روز

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پرفروش‌ترین فیلم هفته پیش طبق انتظار «جنگ ستارگان: خیزش اسکای‌واکر» بود که در تعطیلات کریسمس در سینماهای جهان یکه‌تازی کرد و با فروش ۲۶۳ میلیون دلاری هفته پیش در حالی که ۱۰ روز از آغاز اکرانش می‌گذرد، میزان فروشش را به رقم رویایی ۷۲۵ میلیون دلار رساند.

    به این ترتیب بدون تردید باید دیزنی را سلطان بی چون و چرای سینمای جهان در سال ۲۰۱۹ نامید. «خیزش اسکای‌واکر» آخرین فیلم دیزنی است که امسال روی پرده می‌رود و به احتمال قریب به یقین بیش از یک میلیارد دلار فروش خواهد داشت.

    دیگر اثر پرفروش روی پرده دیزنی انیمیشن «یخ‌زده ۲» است که هفته پیش هم در جمع فیلم‌های پرفروش بود و به رکورد یک میلیارد و ۲۱۷ میلیون دلار رسید. قسمت اول فیلم در مجموع یک میلیارد و ۲۷۴ میلیون دلار فروخت.

    شکست‌خورده‌های بزرگ

    موزیکال «گربه‌ها» که امید داشت در تعطیلات کریسمس و حضور خانواده‌ها در سینِما رشد فروشی چشمگیر را تجربه کند، بازنده بزرگ هفته پیش بود و در دومین هفته اکران، آن هم در تعطیلات کریسمس فقط ۸ میلیون دلار فروش داشت.

    به این ترتیب فیلم ۱۰۰ میلیون دلاری «گربه‌ها» با بازی جودی دنچ و تیلور سوئیفت تبدیل به یکی از زیان‌ده‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۹ شد.

    کلینت ایستوود هم با فیلم جدیدش «ریچارد جول» روزهای خوبی را پشت سر نمی‌گذارد. «ریچارد جول»‌ هفته پیش در رده دهم جدول پرفروش‌های آمریکای شمالی بود و تا اینجای کار ۱۵ میلیون دلار از بلیت‌فروشی به دست آورده است.

    تازه‌های موفق اکران

    «زنان کوچک» یکی از پرسر و صداترین فیلم‌های این روزهای سینِما به کارگردانی گرتا گرویگ است. در این فیلم با بازی اما واتسون و سیرشا رونان داستانی مشهور از دنیای ادبیات را روی پرده سینِما می‌بینیم.

    فیلمی که قهرمانانش زن هستند و بر اساس داستانی از یک نویسنده زن به کارگردانی یک هنرمند زن ساخته شده است، در افتتاحیه فراتر از پیش‌بینی‌ها ظاهر شد و در چهار روز فروشی ۳۰ میلیون دلاری داشت. البته که بیش از ۷۰ درصد تماشاگران فیلم هم زنان بودند.

    خانواده‌هایی که هفته پیش به تماشای «گربه‌ها» نرفتند ترجیح دادند به تماشای انیمیشن«جاسوسان در لباس مبدل» بروند. در این انیمیشن ویل اسمیت و تام هالند صداپیشگی نقش‌های اصلی را به عهده داشتند.

    «جاسوسان در لباس مبدل» پنجمین فیلم پرفروش‌ گیشه بود.

    مدعی اسکار درخشان در گیشه

    فیلم «۱۹۱۷» اثر تحسین شده سم مندس که از مدعیان جایزه اسکار است، هفته پیش در ۱۱ سینِما روی پرده رفت و بیش از یک میلیون دلار فروش داشت.

    آدام سندلر هم فیلم «جواهرات تراش‌نخورده» را روی پرده داشت که با فروش ۷ میلیون دلاری در نزدیک به ۳ هزار سالن سینِما هفتمین فیلم پرفروش گیشه شد.

    از دیگر آثار پرفروش می‌توان به «جومانجی: مرحله بعد» مرحله بعد اشاره کرد که هفته پیش نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار گیشه داشت و فروش جهانی‌اش به بیش از ۷۰۰ میلیون دلار رسید. عمل‌کرد فیلم تا اینجای کار از قسمت اول بهتر است و به نظر می‌رسد که ‌رکورد فروش آن را خواهد شکست.

    درآمد رویایی هالیوود

    بر اساس اطلاعات کام‌اسکور برای نخستین بار در تاریخ درآمد هالیوود از گیشه جهانی سینما بیش از ۳۰ میلیارد دلار می‌شود. این در حالی است که گیشه آمریکای شمالی به عنوان بزرگترین بازار سینمای جهان در پایان سال ۲۰۱۹ به رقم ۱۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار رسید که نسبت به سال قبلش ۴ درصد کمتر است.

    ناگفته پیداست که این افزایش درآمد از گیشه کشورهای دیگر از جمله چین، کره‌جنوبی، فرانسه، ژاپن و آلمان به دست آمده است.

    ارزش کلی بازار سینمای جهان نیز در سال ۲۰۱۹ فراتر از ۴۱ میلیارد دلار شده است که هالیوود با ۳۰ میلیارد دلار بخش اعظم آن را در اختیار دارد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • فیلم جدید نرگس آبیار مجوز ساخت گرفت

    فیلم جدید نرگس آبیار مجوز ساخت گرفت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمنامه‌های «لعنتی» به تهیه‌کنندگی سید محسن وزیری، کارگردانی قدرت الله صلح میرزایی و نویسندگی امیر جهانی، «جان جانان» به تهیه‌کنندگی حبیب اللهیاری، کارگردانی و نویسندگی شادی آفرین اللهیاری، «آهنگ دو نفره» به تهیه‌کنندگی جواد نوروز بیگی، کارگردانی آرزو ارزانش و نویسندگی مصطفی زندی، «پدری» به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه، کارگردانی حسین دارابی و نویسندگی رضا زهتابچیان، «بی وقتی» به تهیه‌کنندگی محمد حسین قاسمی، کارگردانی و نویسندگی نرگس آبیار و «ترانه‌های پدری» به تهیه‌کنندگی جلیل شعبانی، کارگردانی و نویسندگی محمدمهدی رسولی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • از هوتن شکیبا و پیمان معادی تا الناز شاکردوست و هدیه تهرانی نامزدهای بهترین‌ها از نگاه منتقدان

    از هوتن شکیبا و پیمان معادی تا الناز شاکردوست و هدیه تهرانی نامزدهای بهترین‌ها از نگاه منتقدان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسامی نامزدهای سیزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران براساس جمع‌بندی آرای اعضای آکادمی جشن اعلام شد.
    این فهرست در بخش بهترین فیلم براساس «نام فیلم» و در سایر بخش‌ها بر اساس «نام کوچک هنرمندان» به ترتیب الفبای فارسی مرتب شده است.
    اسامی نامزدهای سیزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران به شرح زیر است:
    بهترین فیلم
    سرخ‌پوست (به تهیه‌کنندگی مجید مطلبی)
    شبی که ماه کامل شد (به تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی)
    غلامرضا تختی (به تهیه‌کنندگی سعید ملکان)
    قصر شیرین (به تهیه‌کنندگی رضا میرکریمی)
    متری شیش و نیم (به تهیه‌کنندگی سیدجمال ساداتیان)
    مسخره باز (به تهیه‌کنندگی علی مصفا)
     بهترین کارگردانی
    بهرام توکلی (غلامرضا تختی)
    رضا میرکریمی (قصر شیرین)
    سعید روستایی (متری شیش و نیم) 
    سیاوش اسعدی (درخونگاه)
    نرگس آبیار (شبی که ماه کامل شد)
    نیما جاویدی (سرخ‌پوست)
    همایون غنی‌زاده (مسخره باز)
     بهترین فیلمنامه
     نرگس آبیار و مرتضی اصفهانی (شبی که ماه کامل شد)
     نیما جاویدی (سرخ‌پوست)
    سعید روستایی (متری شیش و نیم)
    محسن تنابنده (قسم)
    محسن قرایی و محمد داودی (قصر شیرین)
    بهترین بازیگر مرد نقش اول
    امین حیایی (درخونگاه)
    پیمان معادی (متری شیش‌ونیم)
    حامد بهداد (قصر شیرین)
    نوید محمدزاده (سرخ‌پوست)
    هوتن شکیبا (شبی که ماه کامل شد)
     بهترین بازیگر زن نقش اول
    الناز شاکردوست (شبی که ماه کامل شد)
    ژاله صامتی (درخونگاه)
    ژیلا شاهی (قصر شیرین)
    فاطمه معتمدآریا (بنفشه آفریقایی)
    هدیه تهرانی (روزهای نارنجی)
    بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
    آرمین رحیمیان (شبی که ماه کامل شد)
    بابک حمیدیان (مسخره باز)
    جواد عزتی (ماجرای نیمروز ۲: رد خون)
    حسن پورشیرازی (قسم)
    رضا بابک (بنفشه افریقایی)
    علی نصیریان (مسخره باز)
    نوید محمدزاده (متری شیش و نیم)
     بهترین بازیگر زن نقش مکمل
    پانته‌آ پناهی‌ها (درخونگاه)
    زهره عباسی (ناگهان درخت)
    شبنم مقدمی (شبی که ماه کامل شد)
    فرشته صدر عرفایی (شبی که ماه کامل شد)
    نیوشا علیپور (قصر شیرین)
     بهترین فیلمبرداری
    حمید خضوعی ابیانه (غلامرضا تختی)
    سامان لطفیان (شبی که ماه کامل شد)
    علی قاضی (مسخره باز)
    مسعود سلامی (آشفته‌گی)
    هادی بهروز (ماجرای نیمروز ۲: رد خون)
    هومن بهمنش (سرخ پوست و متری شیش و نیم)
     بهترین موسیقی متن
    افشین عزیزی (غلامرضا تختی)
    امین هنرمند (قصر شیرین)
    پیمان یزدانیان (متری شیش و نیم)
    رامین کوشا (سرخ پوست)
    کریستف رضاعی (ناگهان درخت)
    مسعود سخاوت دوست (شبی که ماه کامل شد)
     بهترین تدوین
    بهرام دهقانی (متری شیش و نیم)
    حمید نجفی‌راد (شبی که ماه کامل شد)
    خشایار موحدیان (قسم)
    محمد نجاریان (ماجرای نیمروز ۲: رد خون)
    میثم مولایی (غلامرضا تختی)
    هایده صفی‌یاری (مسخره باز)
     بهترین دستاورد فنی
    اشکان رهگذر (تکنیک انیمیشن آخرین داستان)
    ایمان امیدواری (طراحی چهره‌پردازی شبی که ماه کامل شد)
    جواد مطوری (جلوه‌های بصری سرخ‌پوست)
    جواد مطوری (جلوه‌های بصری مسخره‌باز)
    سهیل دانش اشراقی (طراحی صحنه مسخره‌باز)
    کیوان مقدم (طراحی صحنه غلامرضا تختی)
    محسن خیرآبادی، رضا میثاقی، شهاب نجفی (جلوه‌های بصری غلامرضا تختی)
    محسن نصراللهی (طراحی صحنه متری شیش و نیم)
    محسن نصرالهی (طراحی صحنه سرخ پوست)
    محمدرضا شجاعی (طراحی صحنه و لباس ماجرای نیمروز ۲: رد خون)
    جایزه خلاقیت و استعداد درخشان (بهترین فیلم اول)
    اسماعیل منصف (زغال)
    آرش لاهوتی (روزهای نارنجی)
    حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری (جان‌دار)
    سروش صحت (جهان با من برقص)
    مهدی علی میرزایی (پالتو شتری)
    همایون غنی‌زاده (مسخره‌باز)
     سیزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، عصر جمعه ۱۳ دی به دبیری جعفر گودرزی در سالن آمفی تئاتر دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می‌شود.
  • تاثیر یوگا در موفقیت یک بازیگر!

    تاثیر یوگا در موفقیت یک بازیگر!

    در این بین اکثریت مواقع بازیگری به عنوان یکی از مشاغل سخت جهان محسوب می‌شود، شاید از دور برای بسیاری اینکه بازیگری اتفاقی سخت باشد، قابل لمس نباشد اما اگر به صورت اصولی و به مفهوم واقعی به بازیگری نگاه کنیم، این هنر به واقع به تمرین، مطالعه، شهود و مطالعات فراوانی نیازمند است.

    یوگا راهکاری مناسب در توانمندسازی انسان برای بازیگری است. سوانح و صدمات فیزیکی ناشی از برخی کارهای سنگین و حتی مرگ و میر، یکی از مشکلات بزرگی است که خسارات و هزینه‌های هنگفت ولطمات جبران ناپذیری را برای سازمان‌ها و کارهای گروهی به همراه دارد. طبق بررسی‌های انجام شده اغلب این سوانح بر اثر نبود هوشیاری وتمرکز، خستگی‌های مفرط و عدم آگاهی از شیوه صحیح انجام کار رخ می‌دهد.

    از دیگر مشکلات  عدم توانایی کافی در ایجاد روابط اجتماعی مطلوب و مناسب و ناپویایی گروهی و نارضایتی از کار و محیط کاری خواهد بود. مطالعات روان شناسان اجتماعی که عمدتاً درصدد شناسایی رفتار گروهی هستند نشان داده است که تاثیرپذیری اعضای گروه یا سازمان از یکدیگر و بر همدیگر، پیوستگی و پیوند آنها را موجب می شود. هر زمان درجه تفاهم و پیوند بین افراد یک گروه( در هر مقام و درجه) در سطح بالایی باشد، گروه سازمانی، انسجام بیشتر و روابط منفی کمتری خواهد داشت.

    بنابر این وجود فوق برنامه‌هایی جهت ارتقای سطح سلامت جسمی و روانی منابع انسانی در هر گروه از جمله گروه بازیگران لازم و ضروری است. یکی از راهکارهای موثر در این راستا بهره گیری از تکنیک‌های یوگا است.

    یوگا طریقی است به سوی تعادل و تعالی که با ایجاد وحدت بین تن و روان از یک سو و انسان با کل هستی از سوی دیگر، به رشد و تکامل انسان و توسعه خرد و صلح می انجامد. بدون شک، یوگا قدیمی‌ترین روش ارتقاء شخصیت آدمی است که تأثیرات شگرفی بر انسان می گذارد. به همین دلیل است که مدت هزاران سال پایدار مانده است و امروزه نیز به صورت علمی و کاربردی مورد استفاده بسیاری از انسان‌ها و ارگان‌ها است.

    یوگا در پایان قرن ۱۹ در اروپا و آمریکا اشاعه یافت و در آنجا در مراکز تحقیقاتی بسیاری مورد پژوهش قرار گرفت و تأثیرات آن بر جسم و روان به اثبات رسید. به طور مثال، تحقیقات بیمارستان کارولینسکا در استکهلم، تایید کرد کنترل جسم و ذهن در نتیجه یوگا نه تنها افسانه نیست بلکه حقیقت محض است. این چنین یوگا مقبول عام شده و هر روز میلیون‌ها نفر از طریق کتاب و مقاله و رسانه‌های گروهی با یوگا آشنا می‌شوند واز آن بهره مند می‌شوند. اثرات یوگا بر زندگی به قدری مفید است که سازمان بهداشت جهانی WHO آن را به همه‌ی مردم توصیه کرده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • راه نجات سینما از نگاه فریدون جیرانی

    راه نجات سینما از نگاه فریدون جیرانی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدون جیرانی را به دلیل قدرت تحلیل و حافظه سینمایی‌اش مصداق تاریخ شفاهی سینمای ایران هم می‌نامند. در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر قرار است بزرگداشت این هنرمند به پاس چند دهه فعالیت سینمایی‌اش برگزار شود و

    به همین بهانه‌ گفتگوی این هنرمند با اولین شماره «فجرنامه» جشنواره سی و هشتم را بخوانید. 

    آقای جیرانی اگر موافق باشید گفت‌وگویمان را با جشنواه فجر و اهمیت آن شروع کنیم، جشنواره‌ای که در دهه‌های گذشته جنسش متفاوت بود و فیلم‌های سینمای پرمخاطب که خودتان هم در همان ژانر فیلم می‌ساختید در آن جای داشت. جشنواره فجر در طول حیاتش چقدر آن جنس آثار را به رسمیت می‌شناخته و به آنها توجه می‌کرده است؟

    از روز اولی که جشنواره در در ایران متولد شد، البته منظورم بعد از انقلاب است چون پیش از انقلاب داستانش متفاوت بود، فیلم‌های متفاوتی در جشنواره حضور داشتند. سال ۱۳۶۱ بخش بین‌المللی هم در جشنواره وجود داشت، اما از سال به بعد جشنواره فقط به فیلم‌های داخلی می‌پرداخت. آن زمان چون تعداد فیلم‌هایی که ساخته می‌شدند زیاد نبودند همان‌ها هم در جشنواره شرکت می‌کردند. اما رفته رفته که تولید فیلم‌ها به لحاظ کمیت زیاد شد هیات انتخاب شکل گرفت و برخی فیلم‌ها را برای حضور در جشنواره انتخاب می‌کردند و برخی فیلم‌ها نیز در بخش مرور سینمای ایران حضور داشتند و تا سالیان سال این روند ادامه داشت. از زمانی که هیات انتخاب شکل گرفت فیلم‌هایی انتخاب می‌شدند که بُعد هنری یا سینمایی‌شان بیشتر بود، اگر هم قرار بود فیلمی انتخاب شود که جریان اصلی یا سینمای پرفروش قرار بگیرد باید از ساختار مناسبی برخوردار می‌بود.

    یعنی دیگر در جشنواره به فیلم‌های تجاری توجه چندانی نمی‌شد؟

    با همین تقسیم‌بندی فیلم‌های تجاری نیز تفکیک شدند و در همان بخش مرور سینمای ایران قرار گرفتند. در سال‌های بعد سینما رشد بیشتری کرد و تعداد فیلم‌های اجتماعی و روشنفکرانه بیشتر شد و فیلم‌های جریان اصلی یا تجاری از دور مسابقه جشنواره خارج شدند.

    شما تجربه حضور در جمع داوران و هیات انتخاب جشنواره را هم داشته‌اید. به نظرتان تاثیرگذاری یک فرد در این جایگاه چقدر است؟ در واقع یک فرد به عنوان عضوی از هیات انتخاب چقدر می‌تواند با نظر و سلیقه‌اش به جشنواره جهت دهد؟

    من در دوره‌ای در هیات انتخاب بودم که جشنواره دچار تحول شده بود چون این ساز و کار در دوره‌های ابتدایی جشنواره به شکل دیگری بود. اما در دوره‌هایی که من به عنوان داور یا عضو هیات انتخاب حضور داشتم از آنجا که فضای جامعه عوض شده بود، دبیر و شکل و شمایل این جشنواره نیز تغییر کرده بود شرایط می‌طلبید که برخی فیلم‌ها در جشنواره حضور داشته باشند و تعداد دیگری نباشند. به عقیده من اساساً ایران، کشوری است که در هر جای آن وجود شورا موثر نیست. به باور من در ایران «فرد» تاثیرگذار است، حتی در یک وزارتخانه هم جمع شورا تأثیرگذار نیست و فردی در شوراست که می‌تواند موثر واقع شود. اگر افراد نباشند در سینما بسیاری از فیلم‌ها به مشکل بر می‌خورند، به نظر من مدیریت فردی است که سینما را نجات می‌دهد.

    یعنی زمانی که شما عضو هیات انتخاب بودید اراده در تصمیم گیری از سمت فرد یا افراد به شما تحمیل می‌شد؟

    نه، منظورم این است که در کشور ما شورا معنی ندارد، یعنی حتی وقتی شورا نیز تشکیل می‌شود تک تک افراد هستند که با نظر و سلیقه‌شان جریانی را ایجاد می‌کنند. در بین همان هفت عضو هیات انتخاب جشنواره هم فرد خیلی مهم و تاثیرگذار است. برای مثال در نظر بگیرید یک فیلم به مشکل بر می‌خورد و این دوراهی به وجود می‌آید که آیا در جشنواره باشد یا نباشد، در همین شرایط یک فرد می‌تواند فیلم را نجات دهد. من معتقدم در سال‌های اخیر و حتی سال‌های قبل‌تر «افرادی» بوده‌اند که باعث شده‌اند مشکلات فیلم‌ها حل شود نه جمع‌ها.

    چندین سال از برگزاری جشنواره فیلم فجر می‌گذرد و این رویداد مهم در سال‌های اخیر نیز تقریبا با همان شکل و شمایل قدیم برگزار می‌شود. به نظر شما در شرایط فعلی این ساختار تا چه اندازه جواب می‌دهد و با موقعیت حال حاضر سینمای ایران تناسب دارد؟

    جشنواره فیلم فجر به چند دلیل یک جشنواره خاص است: اول به این دلیل که این رویداد در سالگرد انقلاب اسلامی برگزار می‌شود، دیگر اینکه همه فیلم‌های سینمای ایران را شامل می‌شود و نکته بعد هم اینکه برخلاف جشنواره‌های دنیا در همه رشته‌ها جایزه می‌دهد. شما هیچ جشنواره‌ای را در جهان نمی‌توانید پیدا کنید که جایزه صدابرداری و گریم و فیلمبرداری هم بدهد، مگر مراسم اسکار، اما جشنواره در همه جای دنیا جوایز محدودی دارد. در واقع جشنواره ما به مانند یک مراسم عمل می‌کند که به همه رشته‌ها جایزه می‌دهد پس از این حیث منحصر به فرد است. این شکل و شمایل را آقای عسگرپور در زمانی که دبیر جشنواره شد تغییر داد و جوایز را کم کرد، اما سال بعد صنوف اعتراض کردند و جوایز برگشت.

    منظورتان این است که ناگزیر از این شکل از برگزاری جشنواره هستیم؟

    تا حدودی بله، چراکه صنوف این را نمی‌پذیرند. با وجود اینکه خانه سینما هم جایزه صنوف را می‌دهد، اما آنها فقط آن را نمی‌پذیرند و جشنواره فجر از آنجایی که اهمیت زیادی دارند جایزه‌اش هم برای آنها معتبر و مهم است. به همین دلیل خیلی‌ها قبول نمی‌کنند که برای مثال جایزه صدابرداری یا فیلمبرداری از جشنواره حذف شود و همین شکل جایزه دادن مهمترین نکته در برگزاری جشنواره است.

    شما به عنوان یک مطبوعاتی عرصه‌های مختلفی را به شکل‌های گوناگون تجربه کردید و در این حوزه بسیار تاثیرگذار بوده‌اید. به عقیده خودتان این تاثیرگذاری به عنوان یک کارگردان تا چه اندازه بوده است؟ در سال‌های فعالیت‌تان در حوزه سینما آنطور که دل خودتان خواسته ظاهر شده و فعالیت کرده‌اید؟

    نکته جالب اینجاست که من از اول فیلمساز بودم بعد تا حدی مطبوعاتی شدم، البته اول سناریست بودم و بعد فیلمساز شدم و بعد دوباره به سراغ مطبوعات رفتم. این دو حرفه همیشه برای من در کنار هم بودند و فاصله‌ای با هم نداشته‌اند. بعد از انقلاب من سناریونویسی را شروع کردم و ۱۰ سالی فیلمسازی نکردم یعنی از سال ۶۶ تا ۷۶ فیلمی نساختم. ولی در این سال‌ها فیلمنامه نوشتم، از ابتدای فعالیتم هم بیشتر به عنوان فیلمنامه‌نویس شناخته شدم تا مطبوعاتی. سال‌ها بعد که هفته‌نامه گزارش فیلم و هفته نامه سینما راه افتاد من فعالیت مطبوعاتی‌ام را در این دو مجله آغاز کردم. بعد که دوباره فیلم «قرمز» را ساختم مطبوعات را تا حدی رها کردم تا مدت کوتاهی که روزنامه سینما به سردبیری‌ام منتشر شد. فعالیت‌های من در حوزه مطبوعات با وجود علاقه‌ام به آن همیشه در نوسان بوده، اما فیلمسازی همیشه برایم مهم‌تر بود. البته درباره تاثیرگذار بودنم در این حوزه خودم نمی‌توانم اظهارنظری کنم، این را باید منتقدان، صاحب‌نظران و مطبوعاتی‌ها بگویند، اما به نظر خودم همیشه فیلم‌هایی ساخته‌ام که حرفی برای گفتن داشته‌اند و جنجالی بوده‌اند، فیلم‌هایم همیشه فیلم‌های تاثیرگذاری بوده‌اند. البته که جشنواره هیچ‌وقت به جز بازیگران فیلم‌هایم به نکات دیگر آثار من توجهی نکرد.

    در حوزه فیلمنامه‌نویسی همیشه از شما به عنوان یک مشکل‌گشا نام برده می‌شود و خیلی‌ها هر مشکلی که در فیلمنامه‌شان داشتند سراغ شما می‌آمدند. چطور به این تاثیرگذاری و در بین نسل‌های مختلف در زمینه فیلمنامه‌نویسی رسیدید؟

    شاید همیشه هم اینطور نبوده، من از سال ۵۹ تا سال ۷۶ فیلمنامه نوشتم، تا سال ۷۱ اسم خودم را می‌زدم اما از آن به بعد دیگر اسم نمی‌زدم. یعنی تمام فیلمنامه‌ها را من و اصغر عبدالهی بازنویسی می‌کردیم، اما اسم نمی‌زدیم. من تا سال ۷۶ که فیلم دومم را ساختم فیلمنامه هم نوشتم. آن موقع چون یکی از فیلمنامه‌نویس‌هایی بودم که هرچه نوشته بودم فروخته بود همه با من برای فیلمنامه خودشان هم مشورت می‌کردند. بعد از سال ۷۶ که خودم فیلمساز شدم مشورت‌ها به صورتی درآمد که دوستان و تهیه‌کننده‌هایی که رفیق‌هایم بودند با من درباره فیلمنامه‌ها حرف می‌زدند و نظر دادن من درباره کارهایشان هم بیشتر به صورت رفاقتی درآمد. اما تا قبل از آن من مشاور فیلمنامه بودم و حتی اگر اسمم را هم به این عنوان نمی‌زدند اما درباره گره‌هایی که کار داشت مشورت می‌دادم.

    ۲۴۱۲۴۱

  • اشتباهی که دولت بریتانیا را مجبور به عذرخواهی از هنرمندان کرد

    اشتباهی که دولت بریتانیا را مجبور به عذرخواهی از هنرمندان کرد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مقامات مسئول بریتانیایی پس از انتشار اشتباهی آدرس هنرمندان سرشناس این کشور در فضای مجازی مجبور به عذرخواهی شدند. 

    این آدرس‌ها زمانی منتشر شد که دولت قصد داشت فهرست هنرمندان دریافت‌کننده لقب افتخاری از ملکه را اعلام کند. در این گاف بزرگ آدرس بیش از هزار چهره از جمله التون جان، سم مندس و الیویا نیوتن‌جان اواخر روز جمعه کمی بیش از یک ساعت در اینترنت در دسترس همگان قرار گرفت. 

    پس از آن هیات دولت در بیانیه‌ای با عذرخواهی اعلام کرد که در حال پیگیری دلایل این رویداد است. 

    امسال قرار است سم مندس کارگردان برنده جایزه اسکار از ملکه انگلستان لقب شوالیه بگیرد. او این عنوان را برای خدماتش در عرصه پیشرفت سینما دریافت می‌کند. 

    منبع: هالیوودریپورتر / ۲۸ دسامبر

    ۲۴۱۲۴۱

  • بررسی نظام ستاره‌سازی در سینمای ایران

    بررسی نظام ستاره‌سازی در سینمای ایران

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پژوهش «نظام ستاره‌ای و ستاره‌سازی در سینمای ایران» دوشنبه نهم دی‌ توسط علیرضا محمودی روزنامه‌نگار، فیلم‌نامه‌نویس، پژوهشگر و کارگردان ارائه می‌شود.

    این پژوهش در پنج بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد:

    بخش اول – مروری بر روند نظرات و تئوری‌های مطرح شده در حوزه مطالعات سینمایی
    بخش دوم – مفاهیم و روندهای پدیده ستاره در سینمای ایران و بررسی تاریخی جریان ظهور و تثبیت ستاره‌های سینمای ایران بین سال‌های ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۷
    بخش سوم – تحلیل مصرف ستاره‌ها توسط مخاطبان با رویکرد اسطوره‌ای، اجتماعی و روانشناسی
    بخش چهارم- تحلیل کارنامه یک ستاره مرد سینمای ایران
    بخش پنجم- تحلیل کارنامه یک ستاره زن سینمای ایران

    مجموعه نشست‌های پژوهشی تاریخ سینمای ایران دوشنبه هر هفته ساعت ۱۶ در مرکز هنر پژوهی نقش جهان برپا می‌شود و محمدرضا مقدسیان مجری و منتقد سینما، اجرای آن‌ را برعهده دارد.

    همچنین این نشست‌ها از سوی معاونت توسعه فناوری و مطالعات سازمان سینمایی و با همکاری معاون فرهنگی و هنری فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • با اعلام نامزدهای جشن منتقدان سینمایی، منتظر غافلگیری باشید

    با اعلام نامزدهای جشن منتقدان سینمایی، منتظر غافلگیری باشید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست رسانه‌ای سیزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، صبح امروز (یک‌شنبه ۸ دی) با حضور جعفر گودرزی (دبیر) و علی علایی (مدیر آکادمی) در خانه سینما برگزار شد. 

    گودرزی درباره تاثیر جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی گفت: «این رویداد باعث می‌شود فیلمسازها با کیفیت بهتری کارشان را پیش ببرند و سینما رونق پیدا کند. همچنین برآیند آرای انجمن می‌تواند شاخصه‌های یک سال سینمای ایران را فارغ از گیشه و فروش تعیین کند.»

    او اضافه کرد: «امسال طبق رسم سال‌های گذشته، از دو هنرمند و یک منتقد تقدیر خواهیم کرد. اکبر عبدی و علیرضا زرین‌دست به عنوان هنرمند و عباس یاری به عنوان منتقد تقدیر خواهند شد.»

    دبیر سیزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی تاکید کرد: «فردا (دوشنبه ۹ دی)، کاندیداهای تمامی بخش‌ها اعلام می‌شوند. با توجه به آرای نزدیک، سعی شده است تا بخش تشویقی را هم در بعضی رشته‌ها داشته باشیم.»

    در ادامه این نشست، علی علایی، مدیر آکادمی جشن منتقدان، با اشاره به رقابت سخت فیلم‌ها و هنرمندان گفت: «امسال رقابت ویژه و سختی بین آثار بود و قطعا با اعلام نتایج، غافلگیری‌هایی خواهیم داشت. در اکثر بخش‌ها، به جمع‌بندی پنج کاندیدا رسیدیم اما در بعضی از بخش‌ها ناگزیر به انتخاب هفت کاندیدا بودیم.»

    او ادامه داد: «به جز چند رشته که در آن‌ها نفر اول با فاصله نسبت به سایر کاندیداها در صدر قرار گرفت، در بخش‌های دیگر، در صدر جدول آرا، رقابتی خیلی فشرده و سختی داشتیم.»

    ۵۷۵۷

  • ماجرای دستیار صدابرداری که از یک در عکس گرفت و به دردسر افتاد!

    ماجرای دستیار صدابرداری که از یک در عکس گرفت و به دردسر افتاد!

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «حوا، مریم، عایشه» اولین فیلم بلند صحرا کریمی فیلمساز افغان است که در کابل فیلمبرداری شده است. این فیلم که در جشنواره ونیز هم مورد توجه گرفت اما در زمان ساخت با مشکلات بسیاری روبه‌رو بودند. اصغر آبگون صدابردار پیشکسوت سینمای ایران که صدابرداری این فیلم را هم برعهده داشته درباره این مشکلات می‌گوید: «بوم صدا معمولا خیلی بلند است. زمانی که آن را بلند می‌کردیم از دیوار همسایه دیده می‌شد. همسایه می‌آمد برای اعتراض و می‌گفت شما دارید صدای زن و بچه ما را ضبط می‌کنید. تقریبا تمام طول فیلمبرداری دعوا داشتیم.»

    آبگون در ادامه این گفت‌وگو که در کافه‌خبر برگزار شد خاطره جالبی از زمان فیلمبرداری این فیلم بیان می‌کند: «هزار و یک مشکل که داشتیم هیچ، مشکلات فیلمبرداری که داشتیم هیچ، یک روز دستیار من را کول کرده بودند و داشتند می‌بردند او را بکشند! گفتیم کجا می‌برید؟ گفتند این از ناموس ما عکس گرفته. سریع خانم کریمی را خبر کردیم. ایشان آمدند و گفتند عکس را ببینم. عکس یک در قدیمی بود که گل‌میخ و کلون دارد و … دستیار من از این در خوشش آمده و عکس گرفته بود. گفتیم این که ناموست نیست. گفت: خب پشت این در است!»

    مشروح این کافه‌خبر را در این لینک («حوا، مریم، عایشه» روایت جنگی زنانه با سنت‌های مردانه) بخوانید.

    ۲۵۸۲۵۸