برچسب: فرهنگ>سینما

  • «هیس…» این‌بار با «کرونا» متوقف شد

    «هیس…» این‌بار با «کرونا» متوقف شد

    پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران که مدت‌هاست در انتظار بوجود آمدن شرایط مناسب برای تولید فیلم سینمایی «هیس پسرها فریاد نمی‌زنند» است، گفت: متاسفانه نزدیک به ۲ سال است که برای ساخت این فیلم سینمایی در تلاش هستم اما تا امروز موفق به ساخت این پروژه سینمایی نشده‌م. فکر می‌کردم آنقدر مردم برای متولیان دولتی مهم هستند که وقتی یک فیلمساز اجتماعی به دنبال ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی است، شرایط برای تولید آن را فراهم کرده است.

    این کارگردان سینما تاکید کرد: نزدیک به یک سال است که بعد از دریافت پروانه ساخت، به دنبال تولید «هیس پسرها فریاد نمی‌زنند» هستم اما آنقدر شرایط تولید در سینمای ایران بد شده است که ساخت یک فیلم برای یک کارگردان مستقل بسیار سخت است. در واقع با وجود پول‌هایی که وارد سینما شده است، دستمزد عوامل به خصوص بازیگران آنقدر زیاد شده است که کارگردان سینمای مستقل نمی‌تواند از پس آن برآید.

    کارگردان فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» تاکید کرد: از طرف دیگر، زمانی که صرف دریافت پروانه ساخت و تامین بودجه این فیلم سینمایی کردم باعث شد تا از جامعه خودم و مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند، عقب بمانم و باید فیلمنامه‌ام را از نوع می‌نوشتم چرا که جامعه خیلی جلوتر از من پیش می‌رود و ما به دلیل نبود شرایط مناسب برای تولید از جامعه عقب می‌مانیم.

    وی ادامه داد: به عنوان یک فیلمساز اجتماعی باید بگویم که من برای مردم فیلم می‌سازم و نمی‌توانم خود را از جامعه عقب نگه دارم، بنابراین تاکید می‌کنم که هزینه‌های بالای تولید باعث شده که نتوانیم به موقع و در شرایط مناسب فیلم بسازیم و این خود یک معضل بزرگ برای سینما است.

    کارگردان فیلم «شمعی در باد» بیان کرد:  بعد از تلاش‌های بسیار می‌خواستم پیش تولید این پروژه را آغاز کنم که متاسفانه با شیوع ویروس کرونا نتوانستم پیش تولید را شروع کنم، در حال حاضر در انتظار این هستم که چه زمانی ویروس کرونا در کشور ما از بین برود تا بتوانیم این کار را شروع کنیم.

    درخشنده در پایان گفت: در حال حاضر پزشکان و ماموران خدماتی جان برکف برای جامعه کار می‌کنند و من از همینجا از آن‌ها تشکر می‌کنم و آرزو می‌کنم که هرچه سریع‌تر جامعه ما از این مساله رها شود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • اوباما می‌تواند معاون جو بایدن شود؟/ نظر یک بازیگر هالیوودی برنده اسکار

    اوباما می‌تواند معاون جو بایدن شود؟/ نظر یک بازیگر هالیوودی برنده اسکار

    به گزارش واشنگتن تایمز٬ ووپی گلدبرگ، هنرپیشه مشهور هالیوودی در پی برگزاری مراسم حزبی سه‌شنبه بزرگ گفت: «اگر جو بایدن به عنوان نامزد نهایی دموکرات‌ها انتخاب شود، احتمال انتخابش به عنوان رییس‌جمهور بالا است و باراک اوباما می‌تواند بهترین گزینه برای معاونت باشد.»

    گلدبرگ که در برنامه «نگاه» در شبکه ای بی سی حضور داشت گفت که با موفقیت بایدن در برنامه تبلیغاتی سه‌شنبه بزرگ، سوال بسیاری از طرفداران این نماینده این است که چنانچه در این ماراتن انتخاباتی پیروز شود چه کسی معاون اول او خواهد شد. همه می‌دانیم بایدن که خود معاون اوباما در زمان ریاست‌جمهوری بوده، بهترین و آرمانی‌ترین معاونش می‌تواند همان باراک اوباما باشد.

    این بازیگر در آخر گفت: «البته با این وجود که معاون شدن اوباما از نظر قانونی مانعی نخواهد داشت، اما اوباما این پیشنهاد را نخواهد پذیرفت.»

    این در حالی است که جو بایدن، برنده انتخابات درون حزبی در سه‌شنبه بزرگ شده است. نتایج انتخابات درون حزبی دموکرات‌ها در چهارده ایالت آمریکا نشان می‌دهد بایدن، معاون اسبق ریاست‌جمهوری آمریکا به یک پیروزی مهم دست یافته است.

    نتایج کلی این انتخابات نشان می‌دهد جو بایدن در سه‌شنبه بزرگ با کسب ۴۷ درصد آرا و ۵۶۶ موکل انتخاباتی به پیروزی رسیده است.

    ووپی گلدبرگ هنرپیشه٬ کمدین٬ نویسنده و فعال سیاسی رنگین پوست آمریکایی است. او به‌خاطر بازی در فیلم «روح» جایزه اسکار٬ گلدن گلوب و بفتا را دریافت کرد.

    ۵۷۵۷

  • واکنش دبیر جشنواره فیلم فجر به انتشار چت‌های خصوصی مجری شبکه فارسی‌زبان

    واکنش دبیر جشنواره فیلم فجر به انتشار چت‌های خصوصی مجری شبکه فارسی‌زبان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عصر امروز صفحه اینستاگرام مجری شبکه فارسی‌زبان من و تو و انتشار چت‌های خصوصی او با صفحاتی منتسب به بعضی از بازیگران واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت.

    ابراهیم داروغه‌زاده دبیر سه دوره اخیر جشنواره فیلم فجر نیز در واکنش به این اتفاق با انتشار یک توییت نوشت: «از هر ابزاری برای حمله و تخریب هنرمندان استفاده نکنیم. یکی مثل سالومه طبیعیه که با چهره‌های سرشناس سینما چت کنه. با انتشار یک قسمت از چت‌ها هم هیچی ثابت نمیشه. یادتونه یه دوره افتاده بودیم به جون جامعه پزشکی؟ کرونا اومد قدرشونو فهمیدیم. سلبریتی‌ها سرمایه اجتماعی هستند.»

    ۲۵۸۲۵۸

  • کدام بازیگران مجسمه اسکار خود را گم کرده‌اند؟

    کدام بازیگران مجسمه اسکار خود را گم کرده‌اند؟

    جایزه اسکار رویایی است که خیلی از بازیگران و هرشخصی که در فیلمسازی فعالیت می‌کند. چه در بخش بازیگری چه در بخش کارگردانی ویا نویسندگی و فیلمبرداری، همیشه تمایل‌ برای دریافت این جایزه دارد.

    بعد از اینکه شخصی جایزه اسکار برنده می شود، پیشنهادهای زیادی به او از سوی کمپانی‌ها بزرگ برای بازی در فیلم‌های مهم و محبوب می‌شود و موفقیت بزرگی انتظار آن هارا خواهد کشید.

    شاید شما فکر کنید بازیگران بعد از آنکه با شرایطی سخت جایزه اسکار را دریافت می‌کنند، آن را در جایی پنهان می‌کنند. اما بازیگران زیادی هستند که اهمیتی به آن نمی‌دهند و حتی مواردی هستند که جایزه اسکار خود را گم کرده اند. در اسکار چند سال پیش فراسیس مک دورمند جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت و برای مدت کوتاهی جایزه اسکارش را گم کرد. پس از مدتی شخصی به جرم دزدیدن اسکار وی بازداشت شد.

    در ادامه با موارد دیگری از این بازیگران آشنا خواهیم شد.

    آنجلینا جولی

    بازیگرانی که مسجمه اسکار خود را گم کرده اند

    آنجلینا جولی، اولین و تنها جایزه اسکار خود را در سال ۲۰۰۰ با فیلم «دختر، از هم گسیخته» در بخش نقش مکمل دریافت کرد. جولی از همان ابتدا می‌دانست که میخواهد این جایزه را چکار کند و آن را به مادرش هدیه داد. اما بعد از آنکه مادرش در سال ۲۰۰۷ درگذشت جایزه اسکار او هم ناپدید شد.

    اویمپیا دوکاکیس
    در سال ۱۹۸۸ اویمپیا دوکاکیس هم اولین و تنها جایزه اسکار خود را در نقش مکمل در فیلم سینمایی «ماه زده» دریافت کرد. او تنها یک سال توانست جایزه اسکارش را در خانه نگه دارد چرا که در سال ۱۹۸۹ دزدیده شد. او از آکادمی برای یک مجسمه جایگزین درخواست کرد که با ۷۸ دلار یک مجسمه جایگزین خرید.

    مارلون براندو
    براندو این بار سنت شکنی کرده و به جای یک جایزه، هر دو مجسمه‌ای را که از آکادمی اسکار دریافت کرده بود را از دست داده است. هر دو جایزه مربوط به بخش بهترین بازیگر مرد بود. اولی برای فیلم «در بارانداز» و دومی برای فیلم «پدرخوانده». او اصلا نمی‌دانست که اولین جایزه اش که در دهه ۵۰ دریافت کرده بود به چه سرنوشتی دچار شده است. او برای دریافت جایزه پدر خوانده اش نیز حضور نداشت و به خاطر نمی‌آورد آکادمی آن را برای او ارسال کرده است یا نه.

    جف بریج

    بازیگرانی که مسجمه اسکار خود را گم کرده اند

    این بازیگر افسانه‌ای هالیوود، در سال ۲۰۱۰ برای فیلم سینمایی «دل دیوانه» اولین جایزه اش را دریافت کرد. سال بعد نیز او دوباره نامزد اسکار شد و اعلام کرد اسکاری که سال گذشته دریافت کرده بود را گم کرده است و امیدوار بود که روزی آن را پیدا کند. او از اینکه در آن سال نتوانست دوباره این جایزه را ببرد تا جایگزین قبلی شود ابراز ناامیدی کرد.

    مت دیمون
    در سال ۱۹۸۸ بن افلک و مت دیمون برای فیلم «گود ویل هانتینگ خوب» جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کردند. در حالی که دو جایزه به آن‌ها داده شد، اما یکی از آن‌ها گم شده است. در سال ۲۰۰۷ مت دیمون تایید کرد که بعد از سیلی که خانه او در نیویورک آمد، اسکارش را گم کرده است. او می‌گوید زمانی که به خانه برگشتم همه جا آسیب دیده بود، اما خبری از مجسمه اسکار نبود.

    کالین فرث

    او در سال ۲۰۱۱ جایزه اسکارش را دریافت و خیلی زود در یکی از مراسم‌های بعد از اسکار جایزه اش را گم کرد. البته گفته شد او جایزه اش را در دستشویی جا گذاشته بود و خدمه این مراسم، جایزه اش را به وی باز گردانده اند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • ساخته‌های فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان در بخش نمایش ویژه «سینما دوریل» فرانسه

    ساخته‌های فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان در بخش نمایش ویژه «سینما دوریل» فرانسه

    در این رویداد سینمایی که طبق اعلام قبلی قرار است از تاریخ ۱۳ تا ۲۲ مارس (۲۳ اسفند تا ۳ فروردین) در فرانسه برگزار شود، مستندهای «گنجینه‌های گوهر»، «تپه‌های مارلیک» و «یک آتش» به کارگردانی ابراهیم گلستان و «آب و آتش» و «خانه سیاه است» ساخته‌های مشترک ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد در بخش نمایش‌های ویژه به روی پرده می‌روند. 

    شیوع ویروس کرونا در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله فرانسه، برگزاری چندین جشنواره سینمایی را تاکنون زمان‌شان را تغییر داده است، با توجه به تاریخ برگزاری جشنواره مستند «سینما دوریل» که کمتر از ۱۰ روز دیگر برنامه ریزی شده است، احتمال به تعویق افتادن این رویداد سینمایی نیز وجود دارد، گرچه هنوز هیچ خبر رسمی در این باره اعلام نشده است. 

    ۲۵۸۲۵۸

  • ویروس کرونا، جشنواره جهانی فیلم فجر را به تعویق انداخت

    ویروس کرونا، جشنواره جهانی فیلم فجر را به تعویق انداخت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به دلیل شیوع ویروس کرونا در جهان و ایران، زمان برپایی سی‌وهشتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به تعویق افتاد.

    کیوان کثیریان، مدیر ارتباطات و رسانه‌های سی‌وهشتمین جشنواره جهانی فیلم فجر، درباره شرایط این رویداد سینمایی با توجه به شیوع ویروس کرونا در جهان و ایران اعلام کرد: «در پی شیوع جهانی ویروس کرونا و دورنمای نامشخص نسبت به بهبودی اوضاع در سطح جهان در کوتاه‌مدت، پس از بررسی‌های مختلف درباره محدودیت‌های به‌عمل آمده در بیشتر کشورهای درگیر و در پی هماهنگی با ریاست سازمان سینمایی و رایزنی با فیاپف (فدراسیون جهانی اتحادیه‌های تهیه‌کنندگان فیلم)، تصمیم برآن شد که با هدف هرچه باشکوه‌تر برگزار شدن جشنواره جهانی فیلم فجر به عنوان مهم‌ترین رویداد بین‌المللی سینمای ایران، این جشنواره در نیمه دوم خرداد ماه ۱۳۹۹ برگزار شود.»

    وی افزود: «مدیران جشنواره امیدوارند به زودی شاهد روند نزولی شیوع و در نهایت از بین رفتن این ویروس در جهان باشیم.»

    کثیریان در پایان تاکید کرد دیگر اطلاعات مربوط به جشنواره متعاقبا از کانال‌های رسمی این رویداد اطلاع‌رسانی خواهد شد.

    پیش از این قرار بود جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره سی و هشتم، به دبیری محمدمهدی عسگرپور، ۲۸ فروردین تا ۵ اردیبهشت ۹۹ در تهران برگزار شود.

    ۵۷۵۷

  • گردش‌های شبانه و خطرناکِ پانته‌آ بهرام برای بازی در نقش شاپور/ عکس

    گردش‌های شبانه و خطرناکِ پانته‌آ بهرام برای بازی در نقش شاپور/ عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد کارت، کارگردان «شنای پروانه»، با انتشار عکس و متنی متفاوت در اینستاگرام، تولد پانته‌آ بهرام، بازیگر این فیلم را تبریک گفت.

    این کارگردان در یادداشت اینستاگرامی خود نوشت:

    «ماهیت بازیگری چیه
    جز جنون و شیدایی
    جز اشتیاق به فرو رفتن در قالب اینو اون
    جز شیرجه مدام
    و
    پانته‌آ
    برخلافِ اسمِ ناز پروده‌اش یه یاغیِ سرسخته توی بازیگری
    با اجرای فریبنده نقش شاپورِ شنای پروانه
    ثابت کرد برای یه بازیگر بزرگ، نقش کوچیک و بزرگ وجود نداره
    هرچند خودش بافت رو میشناخت اما با منه بی‌کله تر از خودش همراه شد و دوتایی شبانه به قمارخونه‌های زیر زمینی تهران سر زدیم
    این همراهی و پذیرشِ احوالات و خطرهایی که احتمالا برای یه خانم می‌تونه توی اون نصف شبا و رفتن بی‌مَحابا به مکان‌های زیرِخاکیه مردانه داشته باشه
    معلوم میکنه چقدر برا کاری که میکنه ارزش قائله
    وقتی میخونه که توی فیلمنامه نوشته شده شاپور، زنی سرش از ته تراشیده شده، برای تغییر و گریم سنگین، نه توی کارش نیست و با اشتیاق میگه: عااااالیه بررریم که بزنیمو بترکونیم
    یعنی پانته‌آ یه شیدای کم نظیره
    استاد پانته‌آ بهرام تولدت مبارک برای سینما و تئاتر ایرانمون
    سالم و پویا و درخشان باشی همیشه
    شیر اداتو درمیاره…»

    «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت، تهیه‌کنندگی رسول صدرعاملی و بازی جواد عزتی، طناز طباطبایی، امیر آقایی، علی شادمان و … در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، موفق به دریافت ۶ سیمرغ بلورین از جمله بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد.

    ۵۷۵۷

  • «بی‌وزنی» در آمریکای جنوبی جایزه گرفت

    «بی‌وزنی» در آمریکای جنوبی جایزه گرفت

    «بی‌وزنی» در آمریکای جنوبی جایزه گرفت

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم سینمایی بی‌وزنی به نویسندگی و کارگردانی مهدی فرد قادری و تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته که چند روز قبل، جایزه ویژه آکادمی کارولینای شمالی آمریکا را دریافت کرده بود، در تازه‌ترین موفقیت جهانی‌اش، جایزه بهترین فیلم بخش فیلم‌های بدون محدودیت جشنواره تجربی پرو را کسب کرد.

    بیش از هزار فیلم به این جشنواره ارسال شده بود که از میان ۹ فیلم بخش مسابقه، جایزه بهترین فیلم در این جشنواره که اختتامیه آن شب گذشته در لیما پایتخت پرو برگزار شد، به بی‌وزنی رسید.

    بخش مسابقه فیلم‌های بدون محدودیت این جشنواره به فیلم‌های تجربی‌ای که از عناصر ژانر به عنوان نقطه شروع برای نوآوری در فیلم‌سازی سنتی استفاده می کنند، توجه ویژه‌ای دارد.

    هدایت فیلم و علی صفایی سنگسری سرمایه گذاران دومین فیلم سینمایی فرد قادری هستند و پخش بین‌المللی این فیلم را موسسه «پرشیا فیلم» به مدیریت علی قاسمی بر عهده دارد.

    امیرعلی دانایی، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، یاسر جعفری، جلال فاطمی، سپیده مرادپور و تینا پاکروان بازیگران این فیلم هستند.

    بی‌وزنی از ۲۳ بهمن اکران خود را در سینماها آغاز کرد که پس از یک هفته و به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سینماها، نمایش آن متوقف شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «عروسک قاتل»؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت

    «عروسک قاتل»؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت

    به گزارش سینما فارس، ژانر وحشت خیلی وقت است که در سینمای جهان -بالاخص هالیوود- به ابتذال و فضاحت کشیده شده و دیگر به سختی می‌توان حتی به اندازهٔ انگشتان یک دست آثار حداقل قابل‌تحمل در این ژانر پیدا کرد؛ آثارِ بسیاری برای مثال آوردن وجود دارند که همگی با اِلمان‌هایی کلیشه‌ای و سخیفی اشتراک رویه دارند و یکی از همین پرچم‌داران این انگلِ جانِ ژانر وحشت، اسلشرِ «بازی بچگانه» یا نام معروف‌تر آن «چاکی» است.

    اولین قسمت این فرنچایز نحیف در سال ۱۹۸۸ با نام «Child’s Play» یا «بازی بچگانه» تولید شد که البته در عین ضعیف و یکبارمصرف بودن، بهترین پارت این فرنچایز است. پس از آن ۷ دنباله‌ بی‌ارزش ساخته شد که آخرین آن در سال اخیر میلادی (۲۰۱۹) برای لجن‌پراکنی روانه پرده سینماها شده است. [البته این قسمت جدید را بعنوان یک بازسازی باید در نظر گرفت و اولین فیلم در فرنچایز است که دنباله داستانی قسمت‌های پیشین نیست].

    عروسک قاتل؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت/ نقدی بر یک فیلم ترسناک مشهور

    فیلمِ «بازی بچگانه» یا «چاکی» یکی از فرزندانِ خلفِ ژانر به ابتذال کشیده شده‌ وحشت است؛ با همان کلیشه‌ها و اِلمان‌های نخ‌نما و سخیف.

     یکی از معدود علت‌هایی که در شُهره‌شدن این فرنچایز نقش داشته مربوط به نوآوری‌ای هست که در قاتلِ سریالی یا فاعلِ ترس به وجود آورده است. پیش از این بَد-من‌ها یا قاتلان فیلم‌های اسلشر و ترسناک اغلب یا بیماران روانی با تیپ‌های مختلفِ شخصیتی بودند یا از جهان جن و پری و اصطلاحاً ماورالطبیعه شروع به ترساندن و کشتارِ کارکترها و البته مخاطبان می‌کردند، اما در «بازی بچگانه» بدعتی که شکل گرفت در تغییرِ کالبدِ قاتل و اسلشر به وجود آمد و برخلاف روتین و روالِ پلاتِ فیلم‌های ژانر وحشت، با یک فانتزی کوچک در طرح و پلات قصه، نفسِ شیطانی قاتل را به درون کالبدی بی‌جان و پلاستیکیِ یک عروسک انتقال دادند تا با این جان‌بخشی مخاطب اینبار ترس را از جانب یک عروسک تجربه کند.

    امّا چه فایده که همه‌ این نوآوری و ابداعات تنها یک ماکت و روکشِ ظاهری‌ است و باید بدانیم که یک بدعت، نوآوری یا آوانگاردیسم ابداً به خودیِ خود یک حُسن محسوب نمی‌شود. به غیر از حدودِ خفیفی از قسمت اول و سر سوزنی هم در قسمت ششم، این فرنچایز کاملاً مبتلا به اپیدمیِ موجود در ژانر است که گل سرسبد این اپیدمی، «ترس -های- لحظه‌ای» است که به اشکال مختلف (صداگذاریِ ماکسیمومِ انفجاری، عمقِ میدانِ تاریک، شوکِ انزجاری و …) پیکره‌ ژانر وحشت و به تبع این فرنچایز را کاملاً در نوردیده است.

    حال برویم به سراغ جدیدترین قسمت که با بازگشتن به نام اولیه این مجموعه یعنی «Child’s Play» و البته قطع‌کردنِ روند داستانی فرنچایزِ «چاکی» به نوعی اولین بازسازی در این فرنچایز/اسلشر به حساب می‌آید. تفاوت این فیلم با قسمت‌های پیشین و خصوصاً قسمت‌های اولیه در تجدد و اصطلاحاً امروزی شدن و تکنولوژیزه شدنِ چاکی است که همه‌ این تجددها تنها در پلات و طرح اولیه داستان وجود دارد، اما در پیرنگ و پرداخت نه تنها هیچ تفاوتی با آثار پیشین ندارد بلکه با خود-درگیری و درجا زدن در انتخاب یک نقطه‌نظرِ روایی (کمدی/تراژدی/هجویه) از آثار پیشین خود نیز بی‌ارزش‌تر جلوه و نمود پیدا می‌کند.

    ابتدا با نیروی شیطانی رسوخ کرده در عروسکِ چاکی شروع کنیم که عملاً حتی هیچ و پوچ هم نیست! در اولین قسمت فرنچایز حداقل یک پرداختِ دست و پا شکسته‌ اولیه پیرامون فردی که قرار بود -خوی شیطانی- خود را در درون عروسکِ چاکی حلول کند مشاهده کردیم، اما اینجا یک نا-آدمیزاد که هیچ چیزش معلوم نیست و تنها از لباس و محیطِ او باید فهمید کارگرِ کارخانه «کزلن» (کارخانه تولیدِ عروسک چاکی) هست، آنهم بدون کوچکترین پرداخت و تنها با یک مفعولِ شماتت-قرار-گیری مثلاً خویِ خود را که هیچ چیزش مشخص نیست درون یک تراشه آپلود کرده و درونِ چاکیِ بروز شده و تکنولوژیک قرار می‌دهد! و بعد هم خودکشی!

    حال در ادامه با کودکِ اصلی فیلم یعنی «اندی» آشنا می‌شویم، اما آشنایی که نه، در واقع وجودِ دکوراتیو به اقتضای فرنچایز که در فیلمنامه چپانده شده است مواجه می‌شویم. اندی با مادر جوانِ خود در آپارتمانشان زندگی می‌کنند، اما خب بازهم پرداخت در اثر صفر صفر است. اندی در اولین قسمتِ فرنچایز حداقل یک میلِ کودکانه‌ احساسی به داشتنِ یک عروسک داشت، اما اندیِ این فیلم هیچ چیزش حتی از یک تعینِ نیمچهِ صحیح روایی برخوردار نیست؛ نه جنس و حتی نوع تنهایی و انزوایش مشخص است تا ورود چاکی یا حتی دوستان به زندگی او چیزی اضافه کنند، نه رابطه‌اش با مادرش معلوم است و نه حتی استعداد یا قابلیتی از جانب او برای پُرکردنِ زوایای شخصیت‌پردازی‌اش می‌بینیم. از جانب فیلمنامه و فیلمساز ما فقط و فقط باید بر اساس کلام و حرف کارکترها پی به چگونگی وجود آن‌ها ببریم که البته در همین کلام‌گرایی هم تعین و تداومی روایی در فیلم دیده نمی‌شود.

    عروسک قاتل؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت/ نقدی بر یک فیلم ترسناک مشهور

    خانوادهٔ فیلم که شامل اندی و مادرش می‌شوند، هیچ چیزشان پرداخت و تعیّنی روایی برای دراماتیک کردنِ فیلم ندارند.

    در ادامه چاکی به زندگی اندی وارد می‌شود، اما تفاوت دیگری که در اینجا نسبت به قسمت‌های پیشین به چشم می‌آید، عدمِ خودآگاهیِ چاکی است؛ یعنی مخاطب با یک چاکیِ آرام و بدونِ غرض‌ورزی‌هایِ شیطانی مواجه می‌شود که البته این مورد هم تنها سطحِ داستان را شامل می‌شود و حُسنی درکار نیست. درکل تنها نکته‌ پرداختی و قابل توجهی که برای نقد آن هم به طور بسیار خفیفی در این فیلم پیدا می‌شود همین رابطه چاکی و اندی هست که در اینجا باید اذعان کرد این عروسکِ بی‌جانِ درحالِ یادگیری از تمامی به اصطلاح آدمیزادهای فیلم پرداخت بهتری دارد، اما چاکی هم جز در همان اوایل فیلم و میل خفیف و اندکی که از جانب او برای جلب نظرِ اندی می‌بینیم خیلی سریع وارد خون‌بازی‌ها و اسلشر بازی‌های فیلمساز می‌شود.

    درکل و درادامه‌ این متن، ما دیگر در اینجا به داستان و پرداخت‌ها کار نداریم، چون عملاً چیزی برای پرداخت وجود ندارد، اما نکاتی که در این فیلم که قابل توجه است، اما از اپیدمی ژانر وحشت بی‌نصیب نمانده را ذکر می‌کنیم تا چگونگی به فضاحت کشیده شدن این ژانر برای شما مخاطبان ملموس‌تر شود.

    از طرفی فیلم در نقطه نظر روایی نیز لنگ می‌زند؛ ابتدا با نمایش اندی و مادرش یک ملودرام را می‌خواهد نشان دهد، سپس با واردشدنِ دوستانِ اندی لحن فیلم کمیک می‌شود و در آخر نیز با کشتار بی‌رحمانه و رحم نکردن به بعضی کارکترهای -مثلا- مهم قصد دارد تراژیک جلوه کند! درحالیکه هیچ‌یک از این‌ها در پیرنگ فیلم جایی ندارند و درامی خلق نمی‌کنند تنها بازی‌های رواییِ فیلمنامه هستند که فقرِ باطنی‌اش را با اینچنین کارهای نخ‌نمایی بپوشاند!

    البته نگاهی در فیلم هست که در سرتاسر آن قابل‌توجه می‌نماید، آنهم نگاهِ بظاهر ضد تکنولوژی-پرستی در فیلم است که در سطح و مفهوم، نگاهی انسانی‌ است، اما هیچ مسیر و کشفی در این فیلمِ معلوم‌الحال برای آن تعبیه نشده است، پس قطعاً برعکس جلوه کرده و با این همه کشتار و خدایی کردن توسط چاکیِ بروز شده و تکنولوژیست که با تکان‌دادنِ انگشتی مصیبت می‌آفریند، به نفعِ تکنولوژی-پرستی عمل می‌کند.

    عروسک قاتل؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت/ نقدی بر یک فیلم ترسناک مشهور

    در واقع اصلی‌ترین علتِ بازسازیِ فرنچایز «چاکی» هماهنگ‌سازی آن با هشتگ‌های نخ‌نمای روزِ حالِ حاضرِ سینمای آمریکا و جهان است.

    در پایان باید متذکر شد که ژانر وحشت که روزگاری، آثاری همچون «جن‌گیر»، «روانی» یا «بچه رزماری» و … را در خود می‌دید و مفهوم ترس در آن‌ها نه یک خودارضایی حیوانی یا ترساندن‌های مشمئزکننده بلکه یک ترس انسانی و شناختی بود تا یک مسیرِ شناخت را در مقابل مخاطب قرار دهد و مخاطب به کمک آن با ذهن و دل خود اندیشه کند. نه اینکه در روزگار الان برای دو ساعت وقت و پول مخاطب را برای اینچنین آثار سخیف و مبتذلی که روز به روز به تعدادشان افزود می‌شود و به تبع مخاطبِ سینما را نیز بزدل و کج‌سلیقه تربیت می‌کنند، اتلاف کنند.

    ۵۷۵۷

  • زیان ۵۰ میلیون دلاری فیلم جدید ستاره کهنه‌کار سینما

    زیان ۵۰ میلیون دلاری فیلم جدید ستاره کهنه‌کار سینما

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم ترسناکی تازه با بازی الیزابت ماس ستاره سریال «سرگذشت ندیمه» روی پرده آمده است. ماس در فیلم «مرد نامرئی» در آغاز را اکران با اقبال تماشاگران روبه‌رو شد و گیشه‌ای داغ داشت.

    فیلم ترسناک اقتباسی

    «مرد نامرئی» تازه‌ترین اقتباس سینمایی از رمان کلاسیک اچ.جی ولز است. در این فیلم الیزابت ماس نقش اصلی را بازی می‌کند. او در این فیلم ترسناک سیسیلیا کاس است. زنی که از رابطه‌ای نافرجام با نابغه‌ای پولدار و دیوانه گریخته اما از رهایی پیدا نکرده است.

    نوشتن فیلمنامه و کارگردانی «مرد نامرئی» را لی وانل به انجام رسانده است. او این اثر ترسناک سینمایی را با بودجه اندک ۷ میلیون دلاری ساخته است. این فیلم در روزهای نخست اکران در آمریکای شمالی پیشتاز گیشه بود و با فروش ۲۹ میلیون دلاری فیلم «سونیک خارپشت» را به راحتی پشت سر گذاشت.

    پس از درخشش دو قسمت از فیلم‌های «آن / IT» به نظر می‌رسد، اقبال تماشاگران به فیلم‌های ترسناک اقتباسی زیاد شده است. «آن‌» هم با اقتباس از رمان‌های مشهور استیون کینگ ساخته شده بود.

    با وجود شیوع کرونا در بسیاری کشورها و متعاقب آن تعطیلی سینماها، در این روزها نباید انتظار زیادی از گیشه بین‌المللی داشت، با این حال «مرد نامرئی» در این بخش نیز با فروشی فراتر از ۲۰ میلیون دلار خوش درخشید که با توجه به بودجه اندک ساخت فیلم از هم اکنون سود تضمین شده را برای کمپانی سازنده به ارمغان آورده است.

    ستاره سالخورده ناکام

    دو هفته‌ای از آغاز اکران فیلم «آوای وحش» با بازی هریسون فورد ستاره کهنه‌کار هالیوود می‌گذرد و آمار گیشه خبر از زیان چند ده میلیون دلاری فیلم جدید کمپانی فاکس قرن بیستم می‌دهد. این فیلم با بازی هریسون فورد تا اینجای کار ۴۵ میلیون دلار در آمریکا و نزدیک به ۸۰ میلیون دلار در گیشه بین‌الملل به دست آورده است که با توجه به بودجه فیلم رقمی بسیار پایین است.

    با توجه به هزینه ۱۲۵ میلیون دلاری که ساخت فیلم روی دست سرمایه‌گذاران گذاشته است برای فرار از زیان باید فروشی حداقل ۲۵۰ میلیون دلاری را تجربه کند که با توجه به روند فروش هفته‌های نخست اکران بعید می‌نماید. کارشناسان گیشه پیش‌بینی می‌کنند که حداقل با ۵۰ میلیون دلار زیان ماجرای اکران «آوای وحش» به سرانجام برسد.

    «آوای وحش» همانطور که از نامش پیداست با اقتباس از رمان مشهور جک لندن ساخته شده است.

    خارپشت محبوب همچنان می‌فروشد

    هنوز هم در گیشه بین‌الملل پرفروش‌ترین اثر سینمایی «سونیک خارپشت» است که هفته پیش با فروش ۲۶ میلیون دلاری بازارهای سینمای جهان را در اختیار گرفت. این فیلم در آمریکای شمالی حریف «مرد نامرئی» نشد و با فروش ۱۶ میلیون دلاری دومین فیلم پرفروش گیشه بود.

    «سونیک» هم در زمره آثار اقتباسی سینما است که از روی بازی مشهور و نوستالژیکی به همین نام ساخته شده است.

    ۲۴۱۲۴۱