برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • نوروز وقتی می‌آید که آمادگی‌اش را نداری

    نوروز وقتی می‌آید که آمادگی‌اش را نداری

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ:

    نوروز امسال شاید خاص‌ترین نوروزی باشد که در دو سه دهه اخیر ایران به خود دیده است. نوروزی که به دلیل شیوع بیماری کرونا و بحران اجتماعی بهداشتی پیوست با آن جامعه ایرانی را در نوعی بهت و شک فرو برده است. با این همه و به روایت تاریخ شاید نه به این ابعاد اما در ساختاری متفاوت‌تر این اولین نوروزی نیست که ایران و ایرانیان با بحران روبرو می‌شوند و انسان ایرانی در گذر جبری تاریخ روزگارش را در آن سپری می‌کند. یادداشت‌های که در بخش «روایت بحران» در خبرگزاری مهر طی روزهای اخیر منتشر می‌شود، نگاهی است متفاوت از سوی هنرمندان اهل قلم به زیست و زندگی خود در بحران. روایت‌هایی که گاه عاشقانه است و گاه تلخ. گاه گزارش‌گونه است و گاه کاملاً حس‌برانگیز.

    آنچه در ادامه می‌خوانید روایتی است از نگاهی است روایی به زندگی در سایه بحران به قلم محمدرضا بایرامی نویسنده نامدار این روزهای ایران.

    نوروز گویی همیشه وقتی می‌آید که آمادگی‌اش را نداری.

    همیشه احساس می‌کنی کارهای ناتمامی باقی مانده‌اند که باید تمام می‌کردی، همیشه به نظرت می‌رسد که دیر کرده‌ای، همیشه احساس می‌کنی جا مانده‌ای؛ و از این رو، وقتی آن روز با شکوه سرانجام از دل زمستان سر بر می‌آورد، حسی آمیخته از شادی و غم بهت دست می‌دهد و گاهی برای دلداری، به خودت می‌گویی خب ان‌شاءالله از سال بعد؛ سال بعدی که تأخیر نداشته باشم و حسرتی بر جای نگذارد!

    شادی نوروز بیشتر وقت‌ها با چیزی میان هیجان و بی‌قراری همراه بوده برای من. دچار اندوه شیرینی می‌شوم که هزار دلیل می‌تواند داشته باشد و با این حال چنان پیچیده است که هرگز به طور کامل ازش سر در نمی‌آورم.

    در این میان، سال‌هایی که در خانه نبوده‌ام، بیشتر توی ذهنم مانده است. مثل سال ۶۱ که بعد از عملیات فتح المبین، در قالب گردان تبلیغی رفتیم به مناطق اطراف کرخه و من کله شق، سر چخوف که متهم به بدآموزی شده بود با مسؤول همراه حرفم شد و برگشتم، یا سال ۶۶ که سرباز بودم در همان مناطق.

    در میان یادداشت‌های جنگی‌ام، «دشت شقایق‌ها» که اتفاقاً آخرین صفحه‌ی آن به نوروز می‌رسد و با آن تمام می‌شود و بخشی از آن را خواهم آورد در عنوان و محتوا، به نوعی تحت تأثیر روزهای بهاری است.

    کسانی که در خوزستان و به خصوص جنوب غربی آن زندگی کرده و یا بوده‌اند، می‌دانند که طبیعت منطقه به خصوص در جاهای بکر یا پرخطر دست نخورده‌ای که هنوز آلوده به مین است و تفحص درست و حسابی هم نشده و اجساد شهدای جنگ را در دل خود دارد، با آن مه غلیظ و و بلکه به شدت غلیظ، و انبوه گل‌های بی انتهای شقایق وحشی که گاه کیلومترها و کیلومترها همه‌جا را می‌پوشاند، تا چه حد دیوانه‌واری، دوست داشتنی و محسور کننده است. در سرزمینی که وجب به وجبش آغشته به خون پاک جوانان وطن است، دشت یکسره سرخ می‌شود تا گویی ادای احترام تمام قدی کند به آن‌ها در پایان سال قدیم و آغاز سال جدید.

    *

    شنبه ۲۹ اسفند ۶۶

    بُنه. بچه‌ها در حال تدارک سال نو هستند. هرکس به کاری و من عجیب احساس شادمانی می‌کنم. نمی‌دانم تأثیر طبیعت است در من، یا تأثیر شادی دیگران. هرچه هست، نیکوست. گو باد! ساعت ۱۳ و ۸ دقیقه و ۵۶ ثانیه، سال ۱۳۶۷ شروع خواهد شد و همین طور که چشم به راهش هستیم، قاصدی از راه می‌رسد. با خبری برای من.

    بچه‌های سنگرتون گفتن که بری جلو.

    چه خبره؟

    هیچی! برای سال تحویل!

    چه‌کار کرده‌ید برای سال تحویل؟

    هر کاری که می‌شد! کلی سوروسات گرفتیم از شهر. سنگر انبار رو تزئین کردیم و…

    دیگه؟

    دیگه این‌که چند نفرو فرستادیم و یه عالمه گل چیده‌اند.

    چیزی به راه افتادن ماشین غذای ظهر نمانده. می‌دانم که حوصله نخواهم داشت که با ماشین عصر بروم. پس ناچارم کم‌کم راه بیفتم و بروم آشپزخانه، برای رسیدن به ماشین.

    تصمیم می‌گیرم بروم و سرپایی، سری بزنم بهشان.

    سنگر را به بچه‌ها می‌سپارم. چکمه‌ام را می‌پوشم و از میان گندمزار، راه می‌افتم. می‌روم تا ببینم بهار در سرزمین شقایق‌ها چگونه از راه می‌رسد.

    *

    نوروز امسال اما از گونه‌ی دیگری است. نه خیلی سروصدای بچه‌های ترقه باز به گوش می‌رسد و نه خریدی آن‌چنانی در جریان است. بوی عزا می‌دهد تا عید. هر روز سراغ دوستان و عزیزان خود را در سراسر کشور و بلکه جهان می‌گیریم که ببنیم هنوز هم توانسته‌اند مقاومت کنند یا نه؟ همه قسطی زندگی می‌کنیم انگار. هر روز که بیدار می‌شویم، با خود می‌گوئیم اهه هنوز هم زنده‌ام و آمار مردگان را دنبال می‌کنیم در حالی که نوبت خود را انتظار می‌کشیم، خواسته ناخواسته. می‌خندیدم و گریه می‌کنیم. حتی جوک می‌سازیم. اما می‌دانیم ما باشیم یا نباشیم، زندگی پیروز خواهد شد و ادامه خواهد داشت.

    امروز بعد سه هفته خانه‌نشینی، ماسک و کلاه و دستکش پوشیدم و رفتم بیرون. ساعتی قدم زدم رو به بیابان. درخت‌ها همه سبز شده بودند و زمین پوشیده از گل و گیاه بود. باد بهاری وزیدن گرفته بود و بوی وسوسه‌انگیزی را با خودش می‌آورد. انگار ناگهان چشم باز کرده بودم و برای اولین بار این‌ها را می‌دیدم و برای همین بود که می‌توانستم مبهوت بشوم. بی‌شک زندگی ادامه داشت. معطل نشده بود. طبیعت راه خودش را می‌رفت هرچند که کرونا شگفت‌انگیزترین بلای جهانی بود.

  • احمد مهرانفر دیالوگ‌های سانسورشده “پایتخت” را منتشر کرد/عکس

    احمد مهرانفر دیالوگ‌های سانسورشده “پایتخت” را منتشر کرد/عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عوامل سریال “پایتخت” جمعه‌شب و پس از پخش قسمت هفتم این سریال بار دیگر به شدت به سانسور بخش‌هایی از این قسمت که قبلا تلویزیون مجوز پخش آن را صادر کرده بود اعتراض کردند.

    تنابنده از این نوشت میان پایتخت که آنها در ذهن داشتن و پایتختی که مردم می‌بینند تفاوت بسیاری است و احمد مهرانفر هم با نوشتن این‌ جمله که “نگران نباشید حال ارسطو خوب میشه اگر سانسور بذاره” تصویر صفحه‌ای از فیلمنامه که دیالوگ‌های حذف شده را شامل می‌شد منتشر کرد.

    دیالوگ‌هایی با چاشنی انتقاد علیه مجلس و نمایندگان آن.

    ۲۵۸۲۵۸

  • عصر ناشناخته حسین(ع)؛ از جنگ و صلح تا سال‌های نقد حکومت

    عصر ناشناخته حسین(ع)؛ از جنگ و صلح تا سال‌های نقد حکومت

    بسیاری پرسیده اند که امام حسین پیش از عاشورا کجا بوده و چه می کرده است؟ چرا در سخنرانی ها کمتر از این دوران قبل از عاشورا سخنی گفته می شود؟  آنچنانکه انگار ما پیش از عاشورا امام را در تاریخ گم کرده ایم. در حالی که اینگونه نیست. حسین بن علی(ع) حضوری فعال در عرصه های اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی دارد. گزارش خبرآنلاین مروری ست خلاصه وار از پنج مرحله زندگی امام حسین پیش از عاشورا.
    از هنگام تولد ۷ سال از عمر او با پیغمبر(ص) گذشت. بعد از رحلت پیامبر، ۳۰ سال در دوران امام علی سپری شد.  پس از شهادت پدر، ۱۰ سال برادرشان امام حسن را همراهی می کردند. تا اینکه سال ۵۰ هجری به امامت رسیدند و تا زمان شهادت‌شان ۱۱ سال نیز امامت کردند.

    دورانی که پدرش امام علی(ع) را یاری می کرد
    پس از رحلت پیامبر تا حکومت امام علی(ع)  مستندات تاریخی نشان می دهد که امام حسین (ع) همیشه در کنار پدر بود. امام حسین (ع) در واقعه حکمیت جنگ نهروان و دیگر جریان های پس از جنگ صفین نیز همه جا در رکاب پدر بود و آن همه بی وفایی ها و سست عنصری های مردم را نسبت به پدر بزرگوار خود از نزدیک می دید و با مرارت و تلخ کامی آن مصایب را تحمل می کرد.
    از راویان تاریخ اینگونه بر می آید که همه او را به عظمت و بزرگی می شناختند. شجاعت او زبانزد عام و خاص بود. همه برای او احترام قائل بودند و در مقابل او تعظیم و تجلیل می کردند.

    دورانی که صلح امام حسن(ع) را همراهی می کرد
    پس از شهادت امام علی، نیز در کنار برادرش، امام حسن، رهبر و پیشوای وقت بود و هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه نظامی و پیشروی به سوی سپاه شام حضور داشت.
    هنگامی که معاویه، به امام حسن پیشنهاد صلح کرد، امام حسن او و عبداللّه بن جعفر را فراخواند و درباره این پیشنهاد با آن دو به گفت وگو پرداخت و بالاخره پس از متارکه جنگ و انعقاد پیمان صلح، همراه برادرش به شهر مدینه بازگشت و همان جا اقامت گزید.
    امام حسین در زمان معاویه و آن شرایط خفقان بار که کسی جرئت اعتراض نداشت، در برابر مظالم معاویه به نقد و مخالفت برخاست. نامه های متعددی بین او و معاویه رد و بدل شد که نشانه موضع گیری سخت و منتقدانه امام حسین در برابر حکومت معاویه است.
    معاویه به دنبال فعالیت های دامنه دار خود به منظور تثبیت ولی عهدی یزید، به مدینه سفر کرد تا از مردم به ویژه شخصیت های بزرگ این شهر که در رأس آنان امام حسین قرار داشت، بیعت بگیرد. ولی امام پاسخ کوبنده ای به او داد که همین پاسخ، سرآغاز مخالفت امام با یزید شد.

    دورانی که امام حسین(ع) تمدید صلح با معاویه را قبول کرد
    معاویه وقتی با توطئه حکمیت، خلیفه مسلمانان شد، با کمک افراد ستمگری مثل عمرو بن عاص و زیاد بن ابیه رسماً سلطنت خود را به راه انداخت و با زیرکی تمام جلوی اعتراض مردم را گرفت. از طرف دیگر برای اینکه حکومت خود را مشروع و مقبول نشان دهد، در پشت پرده، دستور جعل حدیث و تفسیر قرآن به نفع خودش را می‌داد.
    بعد از امام حسن ، اگر امام حسین قیام مسلحانه می‌کرد، معاویه اسم شورش بر آن می‌گذاشت؛ شورشی که برخلاف پیمان صلح امام حسن بود. به همین دلیل حضرت اباعبدالله الحسین صلح را تمدید و آن را قبول کرد.
    مردم هم که در اثر بی‌بصیرتی حوصله جنگ و قیام نداشتند، عملکرد معاویه ملعون را تائید می‌کردند. اگرچه امام حسین  نتوانست با معاویه بجنگد اما بااین‌حال در برابر بدعت‌ها و ظلم و ستم او سکوت نمی‌کرد و تا آنجا که ممکن بود مخالفت خود را از هر طریقی نشان می‌داد.

    دورانی که منتقد جدی حکومت معاویه بود
    شروع امامت امام حسین هم‌زمان بود با اوج قدرت گرفتن معاویه؛ اما باوجود تعهد به صلح، معاویه را راحت نمی‌گذاشت. یک سال کاروانی با بیت‌المال از مدینه به دمشق می‌رفت. امام حسین اموال آن را به حکم اسلام ضبط و میان نیازمندان تقسیم فرمود. سپس در نامه‌ای به معاویه نوشت: «کاروانی از یمن، از اینجا می‌گذشت که حامل اموال، پارچه‌ها و عطریاتی برای تو بود تا آن‌ها را به خزانه دمشق بفرستی و به خویشاوندانت که تابه‌حال شکم‌ها و جیب‌های خود را از بیت‌المال مسلمانان پرکرده‌اند، ببخشی. من به اموال برای رسیدگی به نیازمندان نیاز داشتم و آن‌ها را ضبط کردم. والسلام.» معاویه از این کار امام به‌شدت عصبانی شد و نامه‌ای تند به امام نوشت. این کار امام حسین مخالفت آشکاری با معاویه بود و جز آن حضرت هیچ‌کس در آن روزها جرئت این کار را نداشت.

    دورانی که به کار فرهنگی مشغول شد
    یک سال قبل از مرگ معاویه، دستگاه حکومت او شیعیان را تحت فشار شدیدی قرار داده بود. امام حسین همین سال به حج رفتند. عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر هم همراه امام بودند. امام از صحابه و تابعین و بنی‌هاشم خواست که در چادر ایشان در منی جمع شوند. روایت شده است که هفت‌صد نفر از تابعین و دویست نفر از صحابه خدمت امام حسین علیه‌السلام رفتند. آن حضرت شروع به سخنرانی کرده و فرمود: «دیدید که این مرد زورگو و ستمگر با ما و شیعیان ما چه کرد؟ من در اینجا مطالبی را با شما در میان می‌گذارم. اگر درست بود، تصدیق کرده و از دروغ بود، تکذیب کنید. سخنان مرا بشنوید و گفتار مرا بنویسید؛ وقتی‌که به شهرها و قبایل خود برگشتید با افراد مورد اعتماد و اطمینان در میان بگذارید و آن‌ها را به رهبری ما دعوت کنید. زیرا می‌ترسم این موضوع (رهبری امت توسط اهل‌بیت علیهم‌السلام) به دست فراموشی سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد.»
    بعد در شرایطی که ذکر فضیلت‌های حضرت امیرالمؤمنین امام علی ممنوع بود، امام حسین از رشادت‌ها، تقوا و خداترسی پدر گفت و فرمود: «شما را به خدا سوگند! آیا می‌دانید که علی بن ابیطالب برادر پیغمبر صلی‌الله علیه و آله بود و در زمانی که نبی مکرم اسلام مسلمانان را با هم برادر کرد، میان خود و پدر پیمان برادری بست و فرمود که در دنیا و آخرت تو برادر منی و من برادر تو هستم.» مردم پاسخ دادند: بار خدایا که چنین است. امام حسین علیه‌السلام دوباره فرمود: «آیا می‌دانید که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله در آخرین خطبه خود فرمود که من دو چیز گران‌بها در میان شما به امانت می‌گذارم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل‌بیتم. به آن‌ها متمسک شوید تا گمراه نشوید؟» مردم سخنان امام را تصدیق کردند.
    سپس امام حسین علیه‌السلام شروع کرد به شمردن بدعت‌ها و جنایت‌های معاویه. هدف آن حضرت این بود که زمینه را برای قیام آماده کند.

    منابع: کتاب امام حسین(ع) محمدجواد صاحبی / کتاب حسین در آینه تاریخ، تقی زاده انصاری/ کتاب امام اصلاحگر، سعید معزی/کتاب تاریخ زندگی امام حسین(ع)، صفایی حائری

    /۶۲۶۲

  • کلاس‌های مدرسه تلویزیون برای شنبه ۹ فروردین

    کلاس‌های مدرسه تلویزیون برای شنبه ۹ فروردین

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تدریس تلویزیونی دانش‌آموزان در تعطیلات نورزی همچنان ادامه دارد. شبکه آموزش، عهده‌دار پخش تدریس زنده درس‌های ابتدایی، متوسطه اول و رشته‌های ریاضی و تجربی متوسطه دوم است و شبکه چهار، به آموزش رشته‌های فنی و حرفه‌ای، علوم و معارف اسلامی و ادبیات و علوم انسانی می‌پردازد. 

    برنامه تلویزیونی آموزش دروس برای مقاطع مختلف تحصیلی در روز شنبه ۹ فروردین، به شرح زیر است:

    شبکه آموزش

    متوسطه دوره اول:

    ساعت۹ تا۹:۳۰درس ادبیات و نگارش  پایه۷

    ساعت۹:۳۰ تا۱۰ درس ریاضی   پایه۹

    ساعت۱۰ تا ۱۰:۳۰ درس علوم تحربی پایه۸

    دوره ابتدایی :

    ازساعت۱۰:۳۰ تا۱۱فارسی و نگارش  پایه اول

    از ساعت ۱۱ تا۱۱:۳۰ بازی و ریاضی   پایه دوم

    از ساعت ۱۱:۳۰ تا۱۲علوم تجربی و تفکر پایه سوم

    ازساعت۱۲تا۱۲:۳۰ بازی و ریاضی  پایه چهارم

    از ساعت ۱۲:۳۰ تا۱۳ فارسی و نگارش پایه پنجم

    از ساعت ۱۳:۲۰ تا۱۳:۴۰  علوم تجربی و تفکر  پایه ششم

    متوسطه دوم:

    ساعت۱۵درس زبان انگلیسی پایه۱۰

    ساعت۱۵:۳۰ درس هندسه۳  پایه۱۲

    ساعت۱۶درس زیست شناسی ۱ پایه ۱۰

    ساعت۱۶:۳۰درس زیست شناسی۲  پایه۱۱

    ساعت۱۷ درس زبان انگلیسی  پایه ۱۲

    ساعت۱۷:۳۰درس ریاضیات گسسته پایه۱۲

    شبکه۴

    علوم و معارف اسلامی و ادبیات و علوم انسانی:

    ساعت۸تا۸:۳۰درس جامعه شناسی۱  پایه۱۰

    ساعت۸:۳۰تا۹درس علوم و معارف قرانی ۲ پایه۱۱

    ساعت۹تا۹:۳۰درس جامعه شناسی ۲ پایه۱۱

    ساعت۹:۳۰ تا۱۰درس دین و زندگی ۳  پایه۱۲

    ساعت۱۰تا۱۰:۳۰درس علوم و فنون ادبی ۳ پایه۱۲

    رشته‌های فنی و حرفه‌ای:

    ساعت۱۰:۳۰تا۱۱درس دانش فنی تخصصی پایه۱۲

    ساعت۱۱تا۱۱:۳۰ درس مکانیک خودرو  پایه یازدهم

    ساعت۱۱:۳۰تا۱۲ درس ریاضی ۱ فنی و حرفه ای و کاردانش پایه ۱۰

    ۵۷۵۷

  • بازیگر سریال «مانکن»، به «دورهمی» می‌آید

    بازیگر سریال «مانکن»، به «دورهمی» می‌آید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برنامه «دورهمی»، امشب (جمعه ۸ فروردین) با حضور امیرحسین آرمان، بازیگر سینما و مهدی دارابی، خواننده، ساعت ۲۳ از شبکه نسیم پخش می‌شود.

    «دورهمی» در تعطیلات نوروز، هر شب ساعت ۲۳ پخش و در ساعت‌های ۶ صبح، ۱۱ صبح و ۱۷ بعد از ظهر روز بعد باز پخش می‌شود.

    ۵۷۵۷

  • ضرب‌الاجل ۲۴ ساعته یک استقلالی به احسان علیخانی برای عذرخواهی

    ضرب‌الاجل ۲۴ ساعته یک استقلالی به احسان علیخانی برای عذرخواهی

    به گزارش خبرورزشی، پس از اینکه آریا عظیمی‌نژاد در برنامه شب گذشته عصر جدید کلماتی درباره آندره‌آ استراماچونی به کار برد که موجب ناراحتی هواداران استقلال شد و با واکنش هواداران آبی عذرخواهی هم کرد، حالا مدافع سابق استقلال هم خواهان عذرخواهی مجری و تهیه‌کننده این برنامه شد.

    امیرحسین صادقی با انتشار یک استوری ضرب‌الأجلی ۲۴ ساعته به احسان علیخانی برای عذرخواهی داد.

    عکس| ضرب‌الأجل 24 ساعته یک استقلالی به احسان علیخانی برای عذرخواهی

    ۴۳ ۴۳

  • بهتاش و بهروز «پایتخت» در یک قاب/ عکس

    بهتاش و بهروز «پایتخت» در یک قاب/ عکس

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فصل ششم سریال «پایتخت» با کارگردانی سیروس مقدم، تهیه‌کنندگی الهام غفوری و بازی ریما رامین‌فر، محسن تنابنده، نسرین نصرتی، احمد مهرانفر و مهران احمدی، هر شب ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

    زنده شدن بهبود فریبا و به هم خوردن عروسی فهمیه معمولی با رحمت امینی، از آن دسته از اتفاقات مهمی بود که در قسمت هفتم سریال «پایتخت۶» که شب گذشته (پنجشنبه ۷ فروردین) روی آنتن رفت، رخ داد.

    عکس جدیدی از این سریال منتشر شده است که بهرام افشاری (بهتاش فریبا) و ابوالفضل رجبی (بهروز فریبا) را نشان می‌دهد که کنار هم ایستاده‌اند.

    ۵۷۲۴۵