سلبریتیهای آمریکایی این روزهای قرنطینه هر کدام به نحوی اوقاتش را سپری میکند و پاتریک استوارت بازیگر مشهور هالیوودی نیز خواندن کتاب در اینستاگرام را انتخاب کرده است.
استوارت که بیشتر به خاطر بازی در نقش پرفسور ایکس در فیلم مردان ایکس شهرت دارد، در صفحه اینستاگرامش برای علاقمندانش کتاب میخواند. او هر روز ویدیوهایی از کتاب خواندش را برای مخاطبان منتشر میکند. این بازیگر آمریکایی با خواندن سونت شکسپیر شروع کرده است.
استوارت در پیامی همراه ویدیوی کتابخوانی نوشته است: در دوران کودکیام که در دهه ۴۰ میلادی، مادرم همیشه ظرفی از میوه برای من آماده میکرد. زیاد نبود ولی میگفت خوردن یک سیب در روز میتواند آدم را از دکتر بینیاز کند. حالا میخواهم بگویم یک سونت شکسپیر میتواند همین کار را در زمان کرونا کند. پس بیایید با سونت ۱ شروع کنیم.
غزلخوانی سلبریتی هالیوودی در اینستاگرام
سلبریتیهای آمریکایی این روزهای قرنطینه هر کدام به نحوی اوقاتش را سپری میکند و پاتریک استوارت بازیگر مشهور هالیوودی نیز خواندن کتاب در اینستاگرام را انتخاب کرده است.
استوارت که بیشتر به خاطر بازی در نقش پرفسور ایکس در فیلم مردان ایکس شهرت دارد، در صفحه اینستاگرامش برای علاقمندانش کتاب میخواند. او هر روز ویدیوهایی از کتاب خواندش را برای مخاطبان منتشر میکند. این بازیگر آمریکایی با خواندن سونت شکسپیر شروع کرده است.
استوارت در پیامی همراه ویدیوی کتابخوانی نوشته است: در دوران کودکیام که در دهه ۴۰ میلادی، مادرم همیشه ظرفی از میوه برای من آماده میکرد. زیاد نبود ولی میگفت خوردن یک سیب در روز میتواند آدم را از دکتر بینیاز کند. حالا میخواهم بگویم یک سونت شکسپیر میتواند همین کار را در زمان کرونا کند. پس بیایید با سونت ۱ شروع کنیم.
سبک انگلیسی سونت که گونهٔ توسعه یافتهای از سبک ایتالیایی است، اغلب آمیختهای از نظم متناوب ایتالیایی و سبک دوبیتی فرانسوی است. بزرگترین نمایندهٔ سبک انگلیسی سونت غزلوارههای شکسپیر هستند. تاثیر این غزلوارهها به حدی است که سبک انگلیسی سونت، «سبک شکسپیری» نامیده شده است.
۲۴۱۲۴۱
حضرت عباس(س)
راز محبوبیت بزرگمرد؛ قسمهای حضرت عباس(س) در فرهنگ ایرانی
۳۴ سال زندگی حضرت عباس(ع) در دفاع از حریم امام و امامت و خضوع در برابر آل الله و ولایت امام عـصر خـویش، از او شخصیتی تاثیرگذار وفراگیر ساخت. خبرآنلاین در این گزارش زیر با گذر از چند ارجاع به منابع حدیثی و روایی و نمونه های تاریخی، محبوبیت قمر بنی هاشم را در نمونه هایی از قسمهای حضرت عباس(س) در فرهنگ ایرانی مرور کرده است.
او که قوت ایمان و استواری در راه خدا، یکی از بارزترین شخصیت های ماندگار تاریخ شد. آن مرد الهی که در دامان ایمان و مرکز تقوا پرورش یافته بود، چنان تقوا و ایـمان بـا روح و روان و تمام وجود او عجین شده بود که وی را به یکی از بزرگان تقوا و توحید مبدل ساخت. چنانکه امام صادق(ع) به ایمان عمویش عباس(س) اشاره دارد و می گوید: عمویمان عباس بـصیرتی نـافذ و ایمانی استوار داشت. تربیت قمر بنی هاشم در دامان پدری معصوم و مادری نیکو خصال از وی عبد صالح و مومن متعهد ساخت.
ابوالفرج اصفهانی در کتاب خودش درباره شخصیت اجتماعی حضرت عباس می نویسد: وفاداری عباس، شاخصه اصلی او در رفتار اجتماعی بود. فردی که سیره و سیمای او چنان شبیه مولا علی اسـت، همانند برادرانش در دوره حکومت امیرالمومنین در رکاب ولی جامعه بوده است.
عباس (ع) در روزهای سخت صفین، با وجود سن کم، در صحنه بـوده و در گـزارش های روایی و تاریخی آمده که وارد نبرد شده و تنی چند از سربازان معاویه را از پای در آورده و نیز گفته شده که عباس(ع) درکنار برادرش حسین (ع) در صفین برای دور ساختن دشمن از فرات و آوردن آب حضور داشته است
شریف قریشی در کتاب خود علت تاثیرگذاری بالای حضرت عباس را در رفعت و مهربانی و مهرورزی او با مردم می نامد. او در عصر امامت امام مجتبی(ع) همراه امام و برادر خویش بود و پس از بازگشت امام به مدینه در کنار او به یاری نیازمندان شتافت. عباس ایتام گرسنه را سیر می کرد و برهنگان را می پوشانید و پیادگان را سوار مـی کرد و زیـر دستان و ضعیفان را نوازش و دستگیری می نمود.
آنچه عموما آثار تاریخی درباره او نوشته اند را یک کلام می شود خلاصه کرد. کلمه ای در جامعه ایرانی به آن « مرام و معرفت » گفته می شود. به شواهد است که « گره گشایی» را از ابعاد شخصیتی و کرامات قمربنی هاشمی می شناسند.
«قسم»های مربوط به «حضرت عباس(ع)» در فرهنگ مردم ایران
سید علیرضا هاشمی، پژوهشگر مردم شناسی (فلکلور) و دارای تالیفاتی در زمینه فرهنگ عامه است. او تحقیق جالبی درباره حضرت عباس(س) در فرهنگ عامه ایرانی کرده است و درمقاله ای تأملات مردم شناسانه ای را درباره «قسم»های مربوط به «حضرت عباس(ع)» در فرهنگ مردم ایران جمع آوری کرده است. خلاصه تحقیق او را در زیر می خوانید:
قسم نوعی اقرار و اعتراف است که شخص از روی شرف و ناموس خود بیان میکند و خدا یا بزرگی را شاهد میگیرد (لغتنامه دهخدا، ذیل واژه قسم). در جریان زندگی اجتماعی و در فرهنگ عامه مردم، افراد و اشخاص گاهی برای اثبات حقانیت خود و یا بر صدق دعوی خود قسم یاد میکنند. بیشتر این قسمها برخاسته از فرهنگ دینی مردم است و نام خداوند یا یکی از ائمه اطهار علیه السلام در عبارت قسمها ملاحظه میشود. هر چند در ادبیات و حکایات و پند و اندرزهای ما، معمولا بر راستگویی در گفتار و صداقت در کردار تأکید شده است، با این حال در فرهنگ گفتاری مردم، آنجا که حق و ناحق در کنار هم قرار میگیرند یا صدق و کذب گفتار مد نظر باشد و یا کردار مظلوم و ظالمی در ترازو قرار گیرد، «قسم» نقش خود را ایفا میکند و به شهادت میآید.
از این روست که ناصر خسرو میگوید:
جز راست مگوی گاه بیگاه / تا حاجت نایدت به سوگند
از قسمهای مرسوم میان مردم میتوان قسم به خدا و ائمهاطهار را نام برد و از میان آنها قسم به «حضرت عباس(ع)» از جمله قسمهای رایجی است که مردم اقصی نقاط کشور در گفتار خود به کار میبرند. حضرت عباس(ع) به دلیل جایگاه ویژهای که در واقعه کربلا دارد، در میان مردم دیندار و خداجوی به «علمدار کربلا»، «سقای دشت کربلا»، «قمربنی هاشم» و القاب دیگری مشهور است. از این رو در میان قسمهای مربوط به «حضرت عباس(ع)» گاه از القاب آن حضرت نیز در عبارت قسم ها یاد می شود.
در «کنگاور» کرمانشاه یکی از قسمهای معمول مردم «حضرت عباس وکیلی» است که در هنگام معامله یا خرید و فروش جنس و اختلاف در قیمت اجناس به زبان میآورند.
در «صحنه» کرمانشاه هنگامی که شخصی میخواهد با دیگری شراکت داشته باشد و یا معاملهای بکند یا پولی به اسم امانت یا قرض به دیگری بدهد، قبض و رسید پول را مابین خود و آن شخص میگذارد، آنگاه آن را به عنوان «شمشیر ابوالفضل(ع)» قلمداد میکنند و سپس هر دو به وجدان خود قسم میخورند که هیچکدام به خطا نروند و به عهد خود وفادار بمانند. همچنین در میان مردم «صحنه» عباراتی چون «به حضرت عباس قسم» و یا «به ابوالفضل قسم» سوگندهایی معمول است.
در زرند کرمان بخشی به نام «یزدان آباد» دارد. در این بخش مطابق یک سند که در باره قسمهای رایج میان مردم این بخش و در خصوص نام مبارک آن حضرت جمعآوری شده است به این عبارات بر میخوریم: «به حضرت عباس»، «به تیغ برنده حضرت عباس»، « عباس وکیلی» و«به قمر بنی هاشم» که مردم در روابط خود هنگام بیان قسم با یکدیگر استفاده میکنند.
در «زیوان» فشاپویه نیز عبارت: «به دستهای قطع شده حضرت عباس» از جمله قسمهایی است که مردم در مواقع بخصوص بر زبان خود جاری میکنند.
در «قم» مطابق اسناد موجود از سه قسم با عبارت: «به حضرت عباس قسم»، «به قمر بنی هاشم قسم» و «به دست بریده ابوالفضل قسم» یاد شده است.
در «قزوین» در قسمهای خود از نام حضرت عباس(ع) برای انکار کاری و یا یاری خواستن از معبود تعالی برای برآورده شدن حاجت خود استفاده میکنند؛ مثلاً اگر کسی کاری را به او نسبت داده باشد ولی او انکار کند، قسم میخورد که: «به دست ابوالفضل که در نهر القمه از تن افتاد قسم» من این کار را نکردهام و یا این طور قسم میخورد: «به چشم تیر خورده حضرت عباس قسم» و یا «به مشک تیر خورده قمر بنیهاشم». همچنین مادرانی که در حالت ناامیدی و تضرع از خداوند طلب حاجتی داشته باشند، این طور قسم میخورند: «به چشم تیر خورده، مشک تیر خورده و دو دست قلم شده حضرت عباس قَسمَت میدهم، خدایا مرا ناامید مکن آنچنانکه حضرت عباس ناامید نشد»
در شهر «کازرون» از توابع فارس «به حضرت عباس»، «به دو دست بریدهابوالفضل»، «به دست بریده قمر بنی هاشم»، «به مشک دریده ابوالفضل»، «به قمر بنیهاشم» و «به تیغ کج ابوالفضل العباس» از قسمهای مرسوم در میان اهالی است.
در شهر «آباده» نیز که از توابع فارس بهشمار میرود، بیان این قسمها در میان اهالی مرسوم است: «به تیغ برندهابوالفضل»، «به دو دست بریده حضرت عباس»، «به دو دست آقا ابوالفضل»،«عباس وکیلی»،«به قمر بنیهاشم» و «به آن کسی که با دست رفت و بیدست برگشت»
در میان اهالی «ایزدخواست» آباده یکی از قسمهایی که گفته میشد این عبارت بود: «به حضرت عباس قسم که عثمانلو بیوضو اسمش نمیاره»، یعنی به حضرت عباس قسم که عثمانلو( یکی از سران ایلهای عشایری) بدون وضو نام او را بر زبان جاری نمیکند.
همچنین شمشیر حضرت عباس(ع) میان اهالی «ایزدخواست» در هنگام گفتگوی دو نفر، واسط و شاهد برای انجام کار قرار میگیرد و میگویند: «به حضرت عباس بین من و تو اگر فلان کار را بکنی یا فلان کار را نکنی» و یا میگویند: «حوالهات به شمشیرحضرت عباس» باشد.
در شهر «لاهیجان» نیز اهالی در برخی کارها از نام مبارک آن حضرت به عنوان قسم استفاده میکنند، مانند: «به حضرت عباس قسم»، «به حضرت ابوالفضل قسم» و یا «به دست بریده ابوالفضل قسم».
در روستای «لطفآباد»، بخش «درگز» مشهد، قسمخوردن به حضرت عباس(ع) به گویش محلی و به این عبارت ادا میشود: «حضرت عاباس حَقی چَن-hazrate abbas haqi čan » و یا « حضرت عاباسی کَسِلَن قولی چن-hazrate abbasi kaselan qolli čan».
در چهار محال و بختیاری در میان اهالی «لردگان» نیز مردم به زبان لُری، به آن حضرت قسم یاد میکنند و میگویند: «وه دو دَسَّ بُرییه ابوالفرض-va do dasse boriyaye abolfarz»، یعنی به دو دست بریده ابوالفضل(ع).
در «ارومیه» نیز که از شهرهای شمال غربی کشورمان است، برخی از قسمهای رایج میان مردم در خصوص آن حضرت، با این عبارات بیان میشود: «به حق حضرت عباس»، «قسم به ابوالفضل»، «قسم به دستهای بریده ابوالفضل» و «قسم به دستهای در کنار فرات افتاده ابوالفضل»
در «اصفهان» نیز قسمهایی چون: «به دو دست بریده حضرت عباس قسم»، «به قمر بنیهاشم»، «به حضرت عباس» و«به ابوالفضل» با لهجه شیرین اصفهانی میان اهالی رایج است. همچنین در «میمه» اصفهان، این قسمها رایج است: «به حضرت عباس قسم»، «به ابوالفضل العباس قسم»، «به دستهای قطع شده ابوالفضل» و «به این عَلَم قمر بنیهاشم». این قسمها در «کرویه» شهرضاو «سمیرم علیا»ی اصفهان نیز به همین شکل ادا میشود.
در «گلپایگان» برای آنکه کسی را قسم بدهند، یک تو دویی( تو دانی) در ابتدای عبارت قسم خود به کار میبرند. مثلاً میگویند: «تو دویی و حضرت عباس»،یعنی تو دانی و حضرت عباس نسبت به قول یا فعلی که مد نظر است.
در بوشهر، مطابق یکی از اسناد موجود، مربوط به شهرستان بوشهر، «دردشتیها» که از اهالی خورموج هستند، زیاد قسم میخورند و موقعی که صحبت میکنند به خاطر آنکه طرف مقابل باور کند، مدام به خدا و پیغمبر و امامان قسم یاد میکنند؛ از جمله این قسمها نام مبارک حضرت عباس(ع) است که میگویند: «به حضرت عباس» و یا «به شمشیر ابوالفضل».در تنگستان بوشهر نیز همین قسمها رایج است.و در «برازجان» مردم هنگام قسم خوردن میگویند: «به هموحضرت عباس» و یا «به هموابوالفضل العباس».لنگر
اما طبق اسناد موجود، اهالی «دردشت» و درتوجانیهای بندرعباس کمتر قسم میخورند و معتقدند که قسم بلافاصله دامنگیر شخص قسمخورده میشود؛ ولی زمانی که ناچار باشند و صد در صد هم از گفتار خود مطمئن باشند، قسم میخورند. البته مطابق این سند آنها «به حضرت عباس (ع)» اصلاً قسم نمیخورند، چون میترسند که فوری قسمگیر شوند.
در شمال کشورمان در بخش «عالیچنگل» آمل، از جمله قسمهای مرسوم این عبارت است: «مر به ابوالفضل-mer be abolfazl» و یا «مر به حضرت عباس». معنی این عبارت «سوگند به حضرت عباس(ع)» است.
در «بندر انزلی» نیز قسمهایی چون «به ابوالفضل العباس»، «به ابوالفضل»،«به قمر بنیهاشم»،«به دست بریده ابوالفضل» و «به دو بازوی شده ابوالفضل» میان اهالی شایع است.
در «لایبید» اصفهان اگر کسی را بخواهند به « حضرت عباس(ع)» قسم دهند، او را پای عَلَم حضرت عباس در یکی از تکیهها و یا مسجد محل میبرند، سپس شخص دست خود را به عَلَم گرفته و برای طرف مقابل قسم یاد میکند و میگوید: «حواله من به این عَلَم حضرت عباس اگر من اطلاعی از فلان احوال شما داشته باشم». و بدین طریق خود را بیگناه و مبرا میکند.لنگر
در «خرم آباد» لرستان نیز برخی از قسمها به این صورت ادا می شود: «وِ حضرت عباس»، یعنی به حضرت عباس و یا «حضرت عباس مابِنَ»، یعنی حضرت عباس بین(واسط) ما و یا «حضرت عباس نوم رئم بگر-hazrate abbas nom rem begere»، یعنی[اگر فلان کار را بکنم] حضرت عباس جلوی راهم را بگیرد.
تجربه سختِ بهتاشِ «پایتخت» از دروازهبانی در ورزشگاه آزادی/ عکس
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شامگاه شنبه ۹ فروردین، قسمت نهم سریال «پایتخت ۶» روی آنتن شبکه یک سیما رفت.
در این قسمت، بهتاش فریبا (بهرام افشاری) در بازی مقابل پرسپولیس، در ورزشگاه آزادی، درون دروازه تیم نساجی قائمشهر ایستاد.
افشاری، در پستی اینستاگرامی، این سکانس از سریال «پایتخت ۶» را یکی از سختترین و هیجانانگیزترین لحظات بازیگری خود دانست.
او نوشت:
«جزو سختترین و هیجانانگیزترین لحظاتی که در بازیگری تجربه کردم… ممنون از همه شما که در این مدت کنارم بودین از عوامل خوب پایتخت، بازیگران محبوب پایتخت که دیگه الان خونواده من هستند.
بهتاش فریبا از نسل ندیده شدنهاست که امثالشون در جامعه ما زیاده. هر چند بی پروا اما عاشق خانواده.
تشکر ویژه از مدیریت و عوامل باشگاه بزرگ نساجی مازندران به خصوص هواداران محترمشون که منو شرمنده مهر و محبت خودشون قرار دادند.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در پی مبتلا شدن راما قویدل به بیماری کرونا، کانون کارگردانان سینمای ایران برای دومین بار به عبدالعلی علیعسکری، رییس سازمان صدا و سیما نامه نوشت.
متن نامه کانون کارگردانان سینمای ایران به شرح زیر است:
«بسیار متاسفیم که عدم توجه حضرتعالی به جان و سلامت عوامل سازنده آثار تصویری بر اساس نظر ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا و اصرار به ادامه کار در این روزهای پرخطر منجر به خسارتهای جبران ناپذیری شده است. جهت اطلاع حضرتعالی، جناب آقای راما قویدل، کارگردان سینما و عضو کانون کارگردانان سینمای ایران، سر صحنهِ تصویربرداری سریال «ایلدا» به کرونا مبتلا شده است. آقای قویدل دومین فرد مبتلا به کرونای مثبت در این سریال تلویزیونی است. کانون کارگردانان و ستاد مبارزه با کرونا خانه سینما پیش از این از شرایط تولید این سریال و دیگر پروژهها به شما هشدار داده بود. این روند و تداوم بیتفاوتی حضرتعالی و عدم پاسخگوییتان به نامه قبلی کانون کارگردانان بسیار نگران کننده است. کانون کارگردانان سینمای ایران به عنوان تنها نهاد صنفی کارگردانان، ضمن حمایت قاطع از جناب آقای قویدل و پیگیری روند درمان ایشان از حضرتعالی تقاضا دارد هر چه سریعتر نسبت به تعطیلی پروژههای تصویری تا اعلام رسمی وضعیت عادی اقدام نمایید. به جنابعالی مجددا یادآور میشویم مسئولیت جانی هر یک از هنرمندان در پروژههای تلویزیونی بر عهده شخص جنابعالی و مدیران ارشد سازمان صداوسیماست.»
سریال «ایلدا» به کارگردانی راما قویدل و تهیهکنندگی علیرضا سبطاحمدی از تولیدات سیما فیلم است. تصویربرداری این سریال تا آخرین روزهای اسفند ۹۸ ادامه داشت.
راما قویدل در حال حاضر در خانه تحت درمان قرار دارد. یکی از بازیگران «ایلدا» هم که به کرونا مبتلا شده بود، پس از طی شدن مراحل درمان، از بیمارستان مرخص شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هشتمین قسمت از سریال «پایتخت ۶»، شب گذشته (جمعه ۸ فروردین) روی آنتن شبکه یک سیما رفت. در این قسمت، همکاری ناخواسته ارسطو (احمد مهرانفر) با یک قاچاقچی مواد مخدر ادامه یافت و در صحنهای، او ندانسته در قالب توزیع کتاب، مواد را به دست متقاضیان آن رساند.
چند ساعت پس از روی آنتن رفتن این قسمت از «پایتخت ۶»، احمد مهرانفر، تصویری از پشت صحنه مواد پخش کردن ارسطو در این سریال را در صفحه شخصی اینستاگرام خود به اشتراک گذاشت و در شرح آن نوشت: «من تنها مواد پخش نمیکردم، اینا هم بودن. کاپیتان سیروس مقدم هم در کابین نشستن.»
در میانسریالهای ویژه عید یکی از برگهای برنده صداوسیما سریال آشنای «پایتخت» است که پیش از این پنج فصل آن ساخته شده و در این روزها فصل ششم آن از شبکه یک در حال پخش است.
سریالی که در زمان پخش هر فصلِ آن، موافقان و مخالفان خود را داشته و عدهای فصل جدیدش را حرکتی رو به جلو و عدهای دیگر یک عقبگرد میدانند.
واقعیتی که نمیتوان آن را انکار کرد، فارغ از کیفیت رو به جلو یا رو به عقب آن، این است که «پایتخت» تماشاگر دارد. هنوز در این شرایط بیمخاطب تلویزیون عموم جامعه آن را دنبال میکنند و برایشان سرنوشت کاراکترها جذاب است.
اما فرمول این دیده شدن، حتی با وجود پسرفت در بعضی فصلها چیست؟ پاسخ را باید در دو ویژگی این سریال جستجو کرد؛ اول اینکه سازندگان «پایتخت» در هر فصل شخصیتهای اصلی را دچار پیچش و چرخش و تعویض تعریف میکنند و ثابت نگه نمیدارند، که این خود به جذابیت سریال کمک میکند (مثالش همین است که مثلا کاراکتر نقی یا ارسطو یا حتی هما هر فصل با فصل دیگر فرق دارد و اگر مرور کنیم میبینیم که از فصل اول تا همین فصل ششم چقدر دچار تغییر شدهاند)
ویژگی دوم ورود کاراکترهای جدید در هر فصل است. تیم طراح قصه و کارگردانی «پایتخت» در فصل ششم با ورود یک کاراکتر جدید و بسیار جذاب به نام حاج آقا مالکی که یک نماینده پاکدست است توانسته فضایی جدید برای مخاطب خلق کند.
نکته جالبتر این بخش بازیگر نقش حاج آقا مالکی است که شاید عموم مردم ندانند عقبه او چیست. بازیگر نقش حاج آقا مالکی (سیدامیر سیدزاده) از تهیهکنندگان قدیمی و خوشنام و باسابقه تلویزیون و سینما است که فیلمها و سریالهای زیادی را تهیه کرده و در جشنواره فیلم فجری که گذشت فیلم متفاوت «تعارض» را به کارگردانی محمدرضا لطفی داشت و پیشتر هم تهیهکننده فیلمهایی مانند «شماره هفده سهیلا» یا «آمین خواهیم گفت» و چند فیلم دیگر اغلب با کارگردانهای فیلماولی بود و قبلتر از اینها هم در مقام تهیهکننده با محسن تنابنده با سریال «پیامک از دیار باقی» همکاری داشته است.
سیدزاده در نخستین تجربه بازیگریاش به خوبی توانسته از پس نقش برآید و به تعریف درستی از شخصیت نماینده مجلس برسد. جلوی دوربین رفتن عوامل پشت صحنه در سینمای ایران، خصوصا در سالهای اخیر شاید چیز خیلی جدیدی به حساب نیاید و پیشتر هم پیمان معادی و مانی حقیقی از عرصه فیلمنامهنویسی و کارگردانی به این وادی ورود پیدا کرده بودند و بقیه هم در این سالها کم و بیش این عرصه را تجربه کردند، اما نکته قابل تامل در بازیگری امیر سیدزاده تفاوت جنس فیلمهایی که او تهیه کرده با فضای کاری که در آن در کسوت بازیگر حضور یافته است.
سیدزاده که حداقل در سینما به عنوان جدیترین تهیه کننده فرهنگی و سینمای ساختارشکن و متفاوت معروف است و هیچ فیلم کمدی به شکل رایجش را تهیه نکرده، اما ورودش به عرصه بازیگری با یک سریال طنز و کمدی بوده و به خوبی توانسته زبان شخصیت را در یک سریال طنز بشناسد و آن را ایفا کند. شاید این تجربه باعث شود تا پس از این سیدزاده قصد داشته باشد تا نگاهی جدیتر به عرصه بازیگری داشته باشد. چیزی که زمان آن را مشخص میکند اما در برهه فعلی کاراکتر و شیوه بازی او را می توان یکی از برگ های برنده سریال پایتخت دانست.
باب دیلن (آهنگساز و نوازنده آمریکایی) که پیشتر برای ترانههایش جایزه نوبل را از آن خود کرده بود، پس از ۸ سال اثری جدید منتشر کرده است.
موضوع اثر جدید باب دیلن که ترانهای حماسی است درباره ترور جان اف کندی یکی از رئیس جمهورهای پیشین آمریکاست.
نام اثر جدید باب دیلن «قتل نابخردانه» است و او آن را به تازگی در صفحه توییتر خود منتشر کرده است.« قتل نابخردانه» با مدت زمان ۱۷ دقیقه طولانیترین اثر باب دیلن به حساب میآید.
باب دیلن در پیامی که همراه با ترانه در توییتر خود منتشر کرده، نوشته است: «با سلام به همه طرفدارانم و تشکر از همه شما به خاطر وفاداری و حمایت از من در طول این سالها. این ترانهای پخش نشده است که ما مدتها پیش آن را ضبط کردیم و ممکن است به نظر شما جالب باشد. از خودتان مراقبت کنید هوشیار باشید و خدا همراهتان باشد.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در برنامه «دورهمی» که شب گذشته (جمعه ۸فروردین) از شبکه نسیم پخش شد. مهران مدیری درباره اتفاقات اخیر حاکم بر جامعه از قبیل ماجرای کرونا صحبت کرد.
او در بخش پایانی برنامه گفت: «این قسمت از برنامه قبل از سال نو و در اواخر اسفند ضبط شده است به همین دلیل به عوامل سپردهام که حتما این موضوع را قید کنند و زیرنویس بدهند که زمان ضبط این برنامه، آخرین مسئلهای که در کشور رخ داده، مسئله کرونا است و از اتفاقات جدیدتر خبری نداریم.»
او همچنین به ماجرای فیلم بارش بادمجان از آسمان اشاره کرد و گفت: «چند روز پیش یک ویدیویی در فضای مجازی دست به دست شد که نشان میداد از آسمان بادمجان میبارد. چند ساعت بعد مسئولین اعلام کردند که عوامل سازنده این فیلم به جرم تشویش اذهان عمومی دستگیر شدند. البته مسئولین حق دارند به هر حال هر چیز نامربوطی که از آسمان سقوط میکند، یک توضیحی باید بابت آن ارائه شود، حالا چه بادمجان باشد، چه یک شی دیگر. چون به هرحال مسئولیت دارند و مسئولین ما همیشه پاسخگو هستند.»
محسن تنابنده در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «میان پایتخت ما و پایتختی که میبینید، تفاوت از زمین تا آسمان است. حتی نسخه سانسور شده را هم سانسور میکنند.»
آرش عباسی نیز در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دقیقا هرجایی که میبینم دیالوگهای پایتخت حذف شده، زمانی به خودم میام که تیتراژ آخر داره پخش میشه. سانسور مثل خون در رگ ما جاری است. نویسنده بهطور ذاتی آموخته است که برای روی صحنه رفتن، روی پرده رفتن یا روی صحنه رفتن اثرش، خودش باید و باید و باید اولین سانسورچی باشد. دو راه بیشتر هم ندارد. یا باشد یا کار نکند. ما راه دوم را نرفتیم، برای همین راه اول را با همهی زخمهایش انتخاب کردیم. پس به این زخم نمک نپاشید.»