به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حمید شاهآبادی، معاون صدا، در حکمی، مسعود کاویانی را به عنوان مدیر شبکه رادیو معارف منصوب کرد.
در این حکم ضمن اشاره به ضرورت استمرار ارتباط موثر با بیوت مراجع عظام، حوزهها و شخصیتها و نهادهای پژوهشی و دانشگاهی در حوزه معارف، نسبت به انجام وظایفی همچون تبیین بسط و اجرایی کردن سیاستهای رسانهای و راهبردهای دریافت شده از معاونت صدا و ایفای نقش موثر به عنوان رسانه مرجع در عرصه معارف و بسط و تعمیق اندیشه معارفی در کشور تأکید شده است.
واکاوی مستمر محیط عملیاتی شبکه (مخاطبان، رقبا، ظرفیت ها و منابع در دسترس وتحولات محیطی و …) با هدف مدیریت پیام، نظارت و ارزیابی کمّی و کیفی برنامههای شبکه در فرآیند طرح، تولید تامین و پخش به منظور تضمین کیفیت و اثربخشی برنامهها و… از دیگر محورهای مورد تاکید در این حکم است.
مسعود کاویانی دارای سطح عالی حوزه و دانشجوی دکتری علوم سیاسی از نخستین روزهای تاسیس شبکه رادیویی معارف در حوزههای برنامهسازی و مدیریت بخشهای مختلف این رادیو از جمله مدیر گروه خبر و اطلاعرسانی، تولید و پخش و قائممقام رادیو مشغول به فعالیت و ۱۷ ماه سرپرستی این رسانه دینی را عهده دار بوده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم کوتاه «بداهه» با تهیهکنندگی و کارگردانی رامین معصومیان، در سومین حضور بینالمللی خود توانست به سومین دوره جشنواره آمریکا راه پیدا کند.
فرهاد مهرخیرانی و سوده خدری در این اثر که به قلم رامین معصومیان و فرهاد مهر خیرانی نوشته شده است، به ایفای نفش میپردازند.
این اثر هنری پیش از این در رقابتهای جشنواره فیلم کوتاه کانادا و جشنواره آنلاین «لیفت آف» نیز به رقابت پرداخته است.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به علیرضا حسینی (تصویربردار)، آبتین شمیلی (تدوین و صداگذاری)، امیر محمد حاجیزاده (صدا بردار) و پیام جوانی(آهنگساز) اشاره کرد.
در خلاصه داستان «بداهه» آمده است: «مردی در اتاقش شروع به نواختن تار میکند و صدای تار دیگری از منزل همسایه که زنی تنها در آن زندگی میکند به گوش میرسد. این ۲ از پشت دیوار بداهه نوازی میکنند.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کانون کارگردانان سینمای ایران در نامهای خطاب به حسین انتظامی، رئیس سازمان سینمایی، قاچاق فیلم سینمایی «خروج» ساخته ابراهیم حاتمیکیا را محکوم کرد.
متن نامه کانون کارگردانان سینمای ایران به شرح زیر است:
«جناب آقای دکتر حسین انتظامی
ریاست محترم سازمان سینمایی
متاسفیم که قاچاقچیان فرهنگی این بار فیلم «خروج» ساخته آقای ابراهیم حاتمیکیا را در نخستین ساعات عرضه اینترنتی هدف تاراج خود قرار دادهاند. کانون کارگردانان سینمای ایران ضمن محکوم کردن قاچاق این فیلم خواستار برخورد جدی با سارقان، تکثیرکنندگان و همچنین فروشندگان غیرقانونی آن است.
متأسفانه هنوز کپی رایت و حق مالکیت آثار فرهنگی-هنری و به خصوص محصولات تصویری توسط نهادهای اجرایی و نظارتی چندان و به طور جدی به رسمیت شناخته نشده و با سارقان آثار و اموال صاحبان این آثار برخورد ضروری و سخت قانونی نمیشود.
تا زمانی که شرایط اینگونه باشد و ستاد صیانت از محصولات فرهنگی از حالت «فرمایشی» به «اجرایی» درنیاید، وضعیت همین خواهد بود و سرمایههای مادی و معنوی دستاندرکاران سینما به سادگی و به سرعت غارت خواهد شد.
از حضرتعالی خواستاریم از تمامی نهادهای نظارتی و اجرایی بخواهید با دزدان آثار سینماگران هر چه زودتر برخورد شود.»
«خروج» در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر اکران و از دو روز پیش هم به صورت آنلاین پخش شد.
در جستجوی زمان پیش رو/تحلیل حضور در نمایشگاههای کتاب بینالمللی
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: کرونا مناسبات نشر در جهان و ایران را وارد تعاریف تازهای کرده است. بسیاری از نمایشگاههای معتبر نشر در جهان به دلیل کرونا شکل برگزاری خود را تغییر دادهاند و از سرنوشت نمایشگاه کتاب تهران نیز کماکان خبری نیست. در این میان اما درباره آینده حضور ناشران در بازارهای جهانی و رونق بیزینس آنها و نیز چگونگی حضور ایران در بازار جهانی نشر و کتاب کماکان نظرات مختلفی ارائه میشود.
احمد شاکری مشاور مدیرعامل مؤسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران در امور بینالمللی در مقالهای که در ادامه میخوانید تحلیلی جامع از وضعیت حضور در بازارهای جهانی نشر و لزوم آیندهنگری درباره آن ارائه کرده است.
مشروح متن مقاله مذکور به شرح زیر است:
این روزها نگاهی مختصر به آمار و اخبار نمایشگاههای مختلف بینالمللی گویاست که شرایط برخلاف پیشبینیهای سال گذشته صاحب نظران به سمت و سویی دیگر میرود؛ از تعطیلی تا بلاتکلیفی در برگزاری این نمایشگاهها اعم از هنری، گردشگری، اقتصادی و البته کتاب. هرچند ارقام گردش مالی و ضررهای وارده به کسب و کار دیگر حوزهها بیشتر از نمایشگاههای کتاب به نظر میرسد ولی همین رکود خود باعث چارهاندیشی کارشناسان و ناکارشناسان این حوزه برای یافتن امکانهای جایگزین پیشرو شده است. محاسباتی که پیشتر در هیچگونه آیندهنگری نمیگنجید و نقشه راهی که لاجرم نیاز به بازبینی و چارهاندیشی دارد. نگاهی که با بهرهگیری از شرایط غیرقابلپیشبینی، بتواند برنامهریزی و تقویت بضاعت موجود را به همراه داشته باشد و تلاش نماید طرحی نو دراندازد. بر همین اساس نمایشگاههایی نظیر بولونیا به دنبال یافتن جایگزینی همچون نمایشگاه مجازی برای دوره اخیر خود افتادند و برخی نیز از خیر برگزاری این دوره گذشتند و نمایشگاه کتاب فرانکفورت، به عنوان معتبرترین نمایشگاه کتاب بینالمللی، کماکان منتظر بررسی شرایط جدید مهار بیماری کروناست. شرایطی که زنگهای بستن مرزهای اتحادیه اروپا تا دستکم ماه سپتامبر را به صدا درآورده و همین امر ضرورت توجه به صورتبندی جدید حضور در نمایشگاههای مختلف بینالمللی و حمایت و جبران آسیبهای اقتصادی حاصل از بحران جهانی کرونا را افزایش میدهد. یادداشت حاضر میکوشد با نیمنگاهی به گذشته و حال برخی مسائل نشر بینالملل، پیشنهاداتی در خصوص آینده و افق پیش روی آن ارائهنماید. افقی که علاوه بر حقیقت میتواند ریشه در مجاز نیز داشته باشد.
میگویند آیندهپژوهی ترسیم آیندههای ممکن و تلاش برای دخالت و دستکاری در آینده بر مبنای سناریوهای ممکن و تغییر این سناریوها به نفع خود است. در حقیقت مسئله اصلی در روند آیندهپژوهی یک رویداد، شکلدادن و تعریف «مجموعه آینده» های احتمالی است. حال سؤالی که مطرح میشود این است که چگونه میخواهیم در میانه آینده مبهم صنعت نشر بینالمللی، برای نشر ایران راههای متفاوتی از مسیرهای آزموده شده طراحی کنیم؟ چگونه میتوان شرایط را از شرایط واقع به شرایطی که خودمان میخواهیم، تغییر دهیم؟ و چه روشهایی باید به کار ببریم؟ چگونه در میان تهدید پیش آمده حاصل از کرونا میتوان آن را به فرصت تبدیل کرد؟ چگونه در شرایط پیشآمده حاصل از کرونا و احتمال حذف نمایشگاه فیزیکی، به سمت راهکارهای مطابق با وضعیت جدید پیش رفت؟
بازخوانی مقطع دهساله حضور در نمایشگاههای بینالمللی کتاب گویای منحنی رشد و صعود مسیر طی شده در این مقطع زمانی است. مسیری که برآیند تلاش چندین مجموعه جهت حضور متفاوت و با نگاهی به چشم انداز اینحضور در سالیان آتی بوده است؛ حضوری که با قوتها و ضعفهای خودش، بر اساس نگاه مدیریتی اوج و حضیض خودش را داشته است. به نظر میرسد حضور در هر فعالیتی، نیازمند تعریف و بازبینی استانداردهای منحصر به خود و لزوم نقد صریح و مصلحانه کارنامه ارائه شده در هر مقطع است؛ نقدی که از اولین حلقه تولید اثر تا انتهای حلقه را در برگرفته و تنها ناظر به روند اجرای کار نیست. هرچند برخی منتقدان میگویند یکی از معضلات مهم در منش حرفهای نشر بینالملل کشورمان رفتار جزیرهای زنجیرههای مختلف این حلقه از یک طرف و گاهی بهکارگیری یک نسخه واحد و یک نقشه راه در قبال نمایشگاههای کاملاً متفاوت از طرف دیگر بوده است؛ اما در حقیقت نه تنها یک سناریو پاسخگوی حضور نشر کشورمان نیست بلکه حضور در هر نمایشگاهی نیاز به طراحی سناریوهای مخصوص به خود دارد.
بهنظر میرسد از جمله مشکلات اجرایی این مسیر، نحوه برخورد با پیشپذیرفتههای ذهنی فعالان اینحوزه است. پیشپذیرفتهها مجموعه دادهها و مسیرهایی هستند که نهتنها به وجودشان عادت کردهایم، بلکه درباره آنها بحث و گفتگو هم نمیکنیم و آنها را بهعنوان امر بدیهی، شناختهشده، حقیقی یا واقعی میپذیریم. پرسشها یکی از راهکارهای چالش با این پیشپذیرفتههاست. پرسشهایی که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
۱. آیا رفتار فعالان نشر ایران را میتوان همانند یک رفتار نشر بینالمللی تلقی کرد؟ و ساختار مدیریتی نشر بینالملل ایران در حال حاضر چگونه است؟
۲. دلایل عدم رغبت برخی ناشران بینالمللی برای حضور در نشر ایران چیست؟ و چه راهکارهایی برای جذب ناشران خارجی و حضور آنها در گذشته اجرا شده و در آینده پیشرو پیشنهاد میشود؟
۳. در مقایسه با سایر نمایشگاههای بینالمللی کتاب، نمایشگاه کتاب تهران چه مزیتها و چه ضعفهایی دارد؟
۴. نکات مثبت و منفی حضور دولتی و همچنین خصوصی در نشر بینالملل چیست؟
۵. چه مشکلاتی در رابطه با نشر بینالملل، مسائل مربوط به گمرک، پست، حمل ونقل و مبادلات مالی وجود دارد؟
۶. ایجاد آژانسهای ادبی و حمایت از آنها در کشورمان در قبال کارکرد آ نها در بخش بینالملل تا چه حد تأثیرگذار بوده است؟
همچنین بهنظر میرسد نیاز است در خصوص جایگاه نشر ایران در بازار نشر کشورهای دیگر نیز تأملی جدی نمود. جایگاهی که در صورت عملکرد ضعیف، باعث جابجایی فرصتها و تهدیدها میشود. از چگونگی تدبیر در وحدت رویه در اجرای دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی با مدنظر قراردادن رئوس دغدغههای ترسیمشده؛ نحوه حضور ایران در دیگر کشورها (نمایشگاههای کتاب برون مرزی و مراوده با ناشران بینالمللی)؛ نحوه حضور ناشران دیگر کشورها در ایران (نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و موزعان نشر)؛ شکلهای مختلف حضور در نشر بینالملل و چگونگی حضور در بازار اقتصادی نشر کشورها با ضریب اطمینان بیشتر؛ تا بحث امکانهای پیش رو و جایگزین کپیرایت در مراودات نشر و کتاب.
بنابراین در ترسیم آینده پیش رو و به منظور ارتقای کیفیت حضور در نشر بینالملل، علاوه بر ضرورت توجه به دغدغههای کلان فرهنگی، به نظر میرسد توجه به چندین مساله نیز ضروریست: یافتن روشهایی که بتواند وجهه و تصویر نشر ایران را در عرصه بینالمللی ارتقا بخشد؛ شناسایی ضعفها و نقاط قوت این حوزه؛ تعیین جایگاه و حضور نهادها و تشکلهای نشر در اجرایی نمودن اهداف حضور قوی در نشر بینالملل و بالخصوص نشر کشورهای منطقه؛ یافتن راهکارهای جایگزین برای فروش حق نشر آثار و ارتباط با ناشران بینالمللی.
یکی از رفتارهای مهم در این حوزه، توجه به مساله تولید محتوا بوده است. هر چند در خلال این سالها کتابهای متعددی در حوزههای مختلف از زبان فارسی به زبانهای دیگر راسا با تعامل خود ناشران و یا با حمایت ترجمه شدهاند و شمار و گستردگی حوزه جغرافیایی این ترجمهها جای امیدواری است اما عموم مراکز فعال در زمینه ترجمه معکوس، بهصورت موازی و گاه تکراری پروژههایی را دنبال میکنند. بهنظر میرسد خروجی کار این مراکز نیز کمتر در نمایشگاههای کتاب داخلی دیده میشود و در فروشگاههای کتاب داخل نیز آنطور که باید، نه مخاطبی دارند و نه مجال نمایش و فروش مییابند.
از طرف دیگر، زمینه توزیع این آثار، حتی در داخل، روشن نیست و به فرض وجود مخاطب نیز مشخص نیست که این کتابها را باید از کدام کتابفروشیها (غیر از انتشارات خاص هر مرکز) تهیه کرد؟ همچنین زمینه توزیع این کتابها در شبکههای توزیع دولتی نظیر رایزنیهای کشورمان و بخش خصوصی نیز چندان شفاف نیست و روابط ساختاری و تعریف شده بین مراکز ترجمه و نهادهای متولی وجود ندارد؛ یا اگر در قالب مشخصی پیش بینی شده است، همکاریها در سطح عملی و اجرایی تعریف نشده است و از روی کاغذ فراتر نرفته است. از سوی دیگر، زمینه معرفی کتابها برای مخاطب خارجی زبان، در قالبهای مرسوم نظیر مشارکت در نمایشگاههای فرهنگی و بینالمللی و معرفی و رونمایی کتاب و همچنین عقد قرارداد فروش حق چاپ کتاب ترجمه شده به ناشران خارجی تا نشر دیجیتال بر اساس روال منسجمی تعریف نشده است و این روال گاه تابع روابط ویژهای است که فرصت برابر برای حضور و رقابت ناشران فعال در این زمینه را فراهم نمیکند. شاید برگزاری «نمایشگاه تخصصی و اختصاصی در زمینههای ترجمه و نشر»، هرچند مجازی، بتواند ضمن ساماندهی این عرصه، فعالان این حوزه را به یکدیگر نزدیکتر کند؛ زمینه دیدار و گفتوگوی اهل قلم و مترجمان و ویراستاران و طراحان را با سیاست گذاران و تصمیمسازان و تصمیمگیران خرد و کلان در مراکز عمومی و خصوصی پژوهشی و انتشاراتی فراهم کند. در اصل با عرضه محصولات نهایی، سطح علمی ترجمهها و جلوههای بصری و فیزیکی و قالب عرضه آنها در معرض دید مخاطبان قرار میگیرد و باعث میشود در زمان رکود نمایشگاههای حقیقی، فرصتی فراهم شود تا فعالان نشر بینالملل با تهیه و تولید کاتالوگهای تخصصی چند زبانه برای معرفی کتاب و نویسنده و مترجم و ناشر در حوزههای مختلف جغرافیایی و زبانی با همکاری نهادهای مسؤول، مقدمات حضور فعال در دورههای آتی نمایشگاههای بینالمللی کتاب را رقم بزنند.
با تأملی بر حضور در نمایشگاههای بینالمللی به عنوان فرصت عرضه و تعامل با فعالان این حوزه، با تمامی نقدها و آسیبشناسیها و پیشنهادها میتوان دریافت که حضور در بازار اقتصادی نشر بینالملل، بیش از نمایش آثار، نیازمند رفتار حرفهای بخشهای مختلف منتهی به این حضور است. نکتهای که با توجه به فرصت پیشآمده تا از سرگیری مجدد یا تغییر شکل آن، همدلی و همکاری نهادهای مختلف داخلی و در کنار آن رفتار حرفهای حلقههای مختلف نشر از آژانس و ناشر تا رایزنیهای فرهنگی کشورمان در دیگر کشورها را میطلبد. رفتاری که بیش از آن که درصدد خطایابی و عملکرد جزیرهای باشد، با برنامهریزی و هماهنگی اجزای این حلقه، یاریرسان و مکمل یکدیگر باشد. نتیجهای که علاوه بر اهداف فرهنگی، به حیات اقتصادی پدیدآورندگان یک اثر به بهترین وجه ممکن، کمک نماید.
به گزارش خبرگزاری مهر، دبیرخانه جایزه مهرگان کوتاهی اعلام کرد برگزیدگان جایزه مهرگان ادب و جایزه مهرگان علم بدون برپایی مراسم عمومی اهدای جایزه و از طریق رسانهها و فضای مجازی معرفی میشوند.
علیرضا زرگر مدیر جایزه مهرگان هم با عذرخواهی از نویسندگان آثار ادبی و علمی و تشکلهای مردمنهاد حوزه محیط زیست برای تأخیر در معرفی برگزیدگان بیستمین دوره این جایزه گفت: لغو شدن مراسم عمومی جایزه خوشایند نیست، اما تأخیر بیش از این نیز به دورهی بعدی جایزه مهرگان لطمه میزند؛ از این رو به زودی فهرست برگزیدگان مرحله نهایی و متعاقب آن اسامی برندگان هر بخش را اعلام خواهیم کرد.
بنابر اعلام دبیرخانه جایزه مهرگان، پس از انتشار اسامی برگزیدگان هربخش، جایزه نقدی و تندیس مهرگان در مراسمی خصوصی به آنها اهدا خواهد شد.
درمورد برگزاری مراسم جایزه مهرگان طلایی-رمان برگزیده بیست دوره جایزه مهرگان ادب- هنوز تصمیمی گرفته نشده و در صورت بهبود شرایط خاص ناشی از شیوع ویروس کرونا، ممکن است این جایزه در تابستان امسال و در مراسمی عمومی به برگزیده اهدا شود.
پس از پایان کار داوریها قرار بود مراسم عمومی اهدای جایزه مهرگان ادب و مهرگان علم در دی ماه ۱۳۹۸ برگزار شود که در اعتراض به حوادث تلخ آبانماه ۱۳۹۸ و به منظور همدردی با مردم به سال ۱۳۹۹ موکول شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نخستین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه انزوای اجتماعی همهگیر با هدف ارائه فیلمهای کوتاهی که در دوره انزوای اجتماعی ساخته شدهاند از سوی گروهی از کارشناسان صنعت فیلم مستقر در برلین راهاندازی شد.
برای تمام فیلمسازانی که انتظار داشتند در انزوای اجتماعی خلاقتر شوند اما متوجه شدند حتی نمیتوانند در حدی تمرکز کنند که چند خط فیلمنامه بنویسند، کمی انگیزه ایجاد شده است: یک جشنواره فیلم کوتاه جدید که با جوایز مالی و امکان توزیع برای برندگان همراه خواهد بود.
این فستیوال با عنوان فستیوال فیلم کوتاه کرونا نخستین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه انزوای اجتماعی همهگیر است که به صورت آنلاین راهاندازی شده تا فیلمهای کوتاهی را که به عنوان واکنشی نسبت به تحولات فعلی که بر اثر ویروس کووید ۱۹ خلق شده، ارایه کند. این کار فیلمسازان را تشویق میکند تا فیلمهای کوتاه خود را که زیر ۵ دقیقه هستند، در هر ژانر یا موضوعی در مکان ایزوله خودشان بسازند.
فرصت ثبت نام در این جشنواره تا ۲۵ آوریل (۶ اردیبهشت) است.
فصل سوم «شام ایرانی» با حضور سیدجواد هاشمی، علی انصاریان، حامد آهنگی و جورج اوسطا بازیگر لبنانی ساخته شده است.
در این فصل برخلاف دو فصل قبل مهمانی شام اول در لبنان در خانه بازیگر خارجی آغاز می شود و البته بازیگران ایرانی در یک جستجوی یک روزه خانه میزبان را دور از بیروت پایتخت لبنان پیدا می کنند.
از دیگر ویژگی های متفاوت این فصل که اتفاق غیرمنتظره ای در ژانر رئالیتی شو به حساب می آید، به شهادت رسیدن سیدجواد هاشمی در آن است!
حضور علی انصاریان و حامد آهنگی نیز فضای مفرحی در چهار قسمت پیش روی این مجموعه ایجاد کرده است.
سری جدید «شام ایرانی» هر هفته پنجشنبه و جمعه در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود.
طناز طباطبایی را میتوان یکی از پرکارترین بازیگران چند سال اخیر در کشور دانست. بازیگری که توانسته در این سالها نقشهای متفاوتی را بازی کند و توجه تماشاگران و کارگردانان سینما را به خود جلب کند. طباطبایی از سال ۱۳۸۰ با بازی در فیلم «دیشب باباتو دیدم آیدا» بازیگری سینما را آغاز کرد و اکنون به جرات میتوان گفت یکی از پرطرفداراترین بازیگران زن ایرانی است.
او با کارگردانان مطرح کشور همچون عباس کیارستمی در فیلم «شیرین»، داریوش مهرجویی در فیلم «نارنجیپوش» و با پوران درخشنده در فیلم «هیس دخترها فریاد نمیزنند»، شخصیتهای متفاوتی را خلق کرده که همین بازیهای متفاوت یکی از دلایل محبوبیت او در میان مردم است. اگر از طرفداران بازی طناز طباطبایی هستید میتوانید در فیلمهای زیر چند بازی متفاوت او را ببینید.
هیس دخترها فریاد نمیزنند
بازی طناز طباطبایی در فیلم «هیس دخترها فریاد نمیزنند» نقطه عطفی در کارنامه کاری طباطبایی است. جدای از بازی او در این فیلم، موضوعی که پوران درخشنده کارگردان این فیلم به آن پرداخته، موضوعی است که توجه کمتر کارگردانی را به خود جلب کرده باشد. این فیلم، فیلمنامهای تا حدودی ساختارشکنانه دارد که موضوعی حساس در جامعه ایران را به تصویر کشیده و آن، سوء استفاده جنسی و اذیت و آزار کودکان است. شیرین که نقش آن را طناز طباطبایی بازی میکند در کودکی مورد اذیت و آزار قرار گرفته و به حدی از این اتفاق دچار وحشت و ترس میشود که در بزرگسالی نیز این ترس باعث اتفاقهایی در زندگیاش میشود. نقدهای بسیاری به فیلم نامه و کارگردانی از سمت منتقدان سینما به این فیلم وارد شده است اما میتوان گفت بازی خوب طباطبایی بخشهای زیادی از آن را پوشانده است.
پریناز
«پریناز»، دومین تجربه فیلمسازی بهرام بهرامیان است. «پریناز» روایت دختری به همین نام است که بعد از مرگ مادرش مجبور است با خالهاش که نقش آن را فاطمه معتمدآریا که زنی مؤمن و مذهبی است، زندگی کند. خاله پریناز از آن جا که او را حاصل ازدواج نمیداند، نمیتواند او را بپذیرد. این فیلم برای ۸ سال توقیف بود و سرانجام در سال ۱۳۹۶ در نمایش خانگی مجوز پخش گرفت و هیچگاه پردههای سینما را به خود ندید. طناز طباطبایی در این فیلم گریم بسیار متفاوتی دارد.
طهران تهران
داریوش مهرجویی و مهدی کرمپور کارگردانان فیلم «طهران تهران» هستند. فیلمی در دو اپیزود که داستان اول در مورد خانوادهای است که پای سفره هفت سین سقف خانه روی سرشان میریزد و در شب عید بیخانمان میشوند. اپیزود دوم که طناز طباطبایی در آن نقش یک نوازنده موسیقی را دارد داستان گروه موسیقی است که پس از چند سال توانستهاند برای اجرای کنسرت مجوز بگیرند ولی ۲ ساعت قبل از اجرا مجوزشان لغو میشود. رضا یزدانی خواننده راک نیز در این اپیزود بازی میکند.
شنای پروانه
شنای پروانه فیلمی به کارگردانی محمد کارت و تهیهکنندگی رسول صدرعاملی است. شنای پروانه محصول سال ۱۳۹۸ است و در بخش سودای سیمرغ و نگاه نو جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و مورد استقبالمردم، داوران و منتقدین قرار گرفته است. فیلمی از زنی به نام پروانه که طناز طباطبایی بازیگر آن است در حین شنا در استخر، در فضای مجازی منتشر میشود. حالا هاشم شوهر پروانه و برادرش به دنبال انتقام گرفتن از کسی هستند که این فیلم را منتشر کرده است. این فیلم در جشنواره فیلم به نمایش درآمد و بازی طناز طباطبایی مورد توجه منتقدان بود اما این فیلم هنوز به اکران عموم نرسیده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خیلی ساده، پولشویی یعنی پولی را که از راه خلاف؛ حالا میخواهد دزدی باشد یا قاچاق مواد مخدر، به دست آمده است، از مسیر یک تجارت قانونی وارد چرخه اقتصاد کرد.
با این تعریف هیچ کسب و کاری در برابر این پدیده شوم ایمن نیست. در دنیای هنر هم گاهی پیش آمده است که گروهی با سرمایهگذاری روی آثار هنری اقدام به پولشویی کردهاند.
در سالهای اخیر پول کثیف و ارتباطش با کار خلاف، بیش از پیش به موضوع مورد علاقه رسانهها و صنعت سرگرمی تبدیل شده است. سینما که راوی رویدادهای واقعی و داستانی بسیاری است، از پولشویی هم غافل نمانده و بارها به زیبایی در دل محصولاتی جذاب به این موضوع پرداخته، و البته گاهی خودش در دام پولشویان اسیر شده است.
«رختشویگاه (The Laundromat)»
یکی از پرسر و صداترین فیلمهایی بود که اواخر سال ۲۰۱۹ به بازار آمد. در روزهای پیش از پخش فیلم در نتفلیکس یورگن موساک و رومن فونسکا دو وکیل که چهرههای اصلی رسوایی «اسناد پاناما» بودند به دادگاه شکایت کردند و محتوای فیلم را تهمت و افترا دانستند. آنها خواستار توقیف فیلم بودند، هر چند که شکایتشان راه به جایی نبرد و فیلم ۱۸ اکتبر سال ۲۰۱۹ پخش شد.
نتفلیکس برای ساخت این فیلم سنگ تمام گذاشت و با به کار گرفتن ستارههایی مثل مریل استریپ، گری اولدمن، آنتونیو باندراس و جفری رایت در کمدی درامی به کارگردانی استیون سودربرگ به ماجرای رسوایی «اسناد پاناما» پرداخت.
گری اولدمن و آنتونیو باندراس در «رختشویگاه»
در رسوایی «اسناد پاناما» چیزی بیش از ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار سند از شرکت حقوقی پانامایی «موساک-فونسکا» به رسانهها درز کرد که حاکی از پولشویی و فرار مالیاتی افراد بسیاری از جمله چهرههای سرشناس بود.
«رختشویگاه» با استفاده از چهرههای مشهور طی ۹۶ دقیقه بینندگانش را با برخی از مفاهیم اصلی و موضوعات پیرامون ماجرای «اسناد پاناما» آشنا میکند که شاید برای بسیاری از آنها غافلگیرکننده باشد.
سریالهای مشهور از «بریکینگبد» تا «نفوذی»
در سالهای اخیر سریالهای بسیار مهمی با موضوع تبهکاری و خلاف ساخته و روانه بازار شده است. در این سریالها بیننده به خوبی ارتباط کار خلاف و پولشویی را میبیند و درک میکند. یکی از محبوبترین سریالهای سالهای اخیر «بریکینگبد» است که در آن سیر تبدیل شدن معلمی متعهد به خلافکاری خوفناک را به تماشا مینشینیم. در این روایت یکی از کلیدیترین شخصیتها وکیلی است که کار پولشویی را برای شخصیتهای اصلی داستان انجام میدهد.
داستان «بریکینگ بد» خیالی است اما سریالهایی هستند که مثل «رختشویگاه» بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شدهاند. برایان کرنستون که در «بریکینگ بد»خوش درخشید، در سریال «نفوذی (The Infiltrator)» ماموری مخفی به نام رابرت مازور را بازی میکند که در قامت تاجری فاسد به تشکیلات پولشویی پیچیده کارتل مواد مخدر کلمبیایی نفوذ کرد.
برایان کرنستون در «بریکینگ بد»
«پول کثیف» سریال مستندی است که سال ۲۰۱۸ ساخته شد. این سریال همانطور که از نامش پیداست در ۶ قسمت به این موضوع میپردازند. جالب اینکه موضوع ششمین قسمت این سریال دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا است. الکس گیبنی مستندساز مشهور، یکی از تهیهکنندگان این سریال است.
از دیگر سریالهای مشهور در این ژانر میتوان به سریال انگلیسی «مکمافیا» اشاره کرد که در آغاز راه علاقهمندان بسیاری را به خود جلب کرده است.
گاهی سینما روایتگر نیست، خود سوژه است
همیشه هم قرار نیست، سینما در جایگاه راوی داستانهای خیالی و واقعی درباره پولشویی را روایت کند. گاهی خودش ابزار پولشویی میشود. یکی از مشهورترین نمونههای پولشویی در سینما ماجرای تهیهکنندگان «گرگ والاستریت» و اختلاس از صندوق توسعه مالزیایی بود.
«گرگ والاستریت» یکی از مهمترین فیلمهای کارنامه مارتین اسکورسیزی است. این فیلم ۳ ساعته که سال ۲۰۱۳ اکران شد، از جمله پروژههای اسکورسیزی بود که مثل «ایرلندی» احتیاج به بودجهای هنگفت داشت. فراهم کردن بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری برای این فیلم از عهده هر استودیویی برنمیآمد و برای این کار کمپانی «رد گرانیت» پا پیش گذاشت.
«رد گرانیت» از کمپانیهای ریشهدار هالیوودی نبود و هنگامی «گرگ والاستریت» را عرضه کرد که فقط سه سال از عمرش میگذشت. رضا عزیز فرزندخوانده نجیب رزاق نخستوزیر سابق مالزی این کمپانی را سال ۲۰۱۰ همراه با یک تهیهکننده آمریکایی تاسیس کرد. آنها پیش از «گرگ والاستریت» فیلمهای «خارج از کوره» و «دوستان با کودکان» را تهیه و اکران کرده بودند.
«گرگ والاستریت» فیلم بسیار موفقی بود، در چند رشته از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد نقش اصلی و مکمل نامزد دریافت اسکار شد. در گیشه هم خوش درخشید و با فروش ۳۵۰ میلیون دلاری از نظر تجاری هم عملکرد خوبی داشت.
تا اینکه در سال ۲۰۱۵ وزارت دادگستری آمریکا در تحقیقاتش درباره اختلاس از صندوق «۱MDB» به رضا عزیز رسید. در این تحقیقات مشخص شد که بخشی از سرمایه فیلم «گرگ والاستریت» از این اختلاس تامین شده است. پس از آن بود که مشخص شد کمپانی «رد گرانیت» در فیلمهای دیگرش مثل «احمق و احمقتر» نیز میلیونها دلار از این پول را به کار گرفته است.
رضا عزیز یکی از دوستان صمیمی فردی به نام ژو لو بود. ژو لو را مغز متفکر اختلاس از صندوق «۱MDB» مینامند. او اکنون یک فراری بینالمللی است که دولتهای مالزی، سنگاپور و آمریکا دنبالش هستند.
لئوناردو دیکاپریو کنار ژو لو
لئوناردو دیکاپریو که نامش در میان تهیهکنندگان «گرگ والاستریت» دیده میشود، بیش از هر کسی از رسوایی اختلاس صندوق سرمایهگذاری مالزیایی آسیب دید. او به دلیل ارتباطش با ژو لو بیش از پیش مورد سرزنش قرار گرفت. بازیگر «گرگ والاستریت» در برخی مراسم سینمایی از لو تقدیر هم کرده بود.
ژو لو برای خریدهای گرانقیمتش در عالم هنر مشهور بود. او نقاشیهای هنرمندان سرشناسی مثل ونگوگ و پیکاسو را در حراجیها میخرید، و البته برخی از آنها را به دیکاپریو هدیه کرد. دیکاپریو بعدها داوطلبانه تمام هدایای او را به وزارت دادگستری آمریکا تحویل داد.
رضا عزیز تابستان سال ۲۰۱۹ به جرم پولشویی بازداشت شد، اما ژو لو هنوز تحت تعقیب است.
ماجرای «گرگ والاستریت» و اختلاس صندوق ملی توسعه مالزیایی نشان داد که پول کثیف از جاهایی سر در میآورد که شاید فکرش را هم نمیکنید.
فیلم «خروج»؛ ۹ میلیارد تومان هزینه، امید به ۴ میلیارد تومان فروش
محمد ذوقی، مدیر روابط عمومی سازمان اوج در گفتوگو با برنامه رادیویی «پشت صحنه» درباره منطق اقتصادی اکران اینترنتی «خروج» حاتمیکیا گفت: «هزینه تولید این فیلم ۹ میلیارد تومان شده است. فرض کنید الان کرونایی نبود و ما قرار بود در سینما فیلم را اکران کنیم، نهایت با حدود ۱۲ میلیارد میفروختیم. از این رقم یک سوم آن سهم فیلمساز میشود؛ یعنی حدود ۴ میلیارد نصیب فیلمساز میشود.»
وی ادامه داد: «طبیعتا وقتی ما دچار کرونا شدیم و سینماها باز شوند؛ این رقم کمتر میشود؛ چون ما چند ماه را از دست دادیم و زمان اکران فیلمها نیز فشرده تر میشود. یعنی اگه بدون کرونا ۷هفته میتوانستیم روی پرده باشیم، با کرونا ۵هفته روی پرده سینما هستیم.»
مدیر روابط عمومی موسسه اوج در پاسخ به سوال مجری برنامه در مورد اینکه «با توجه به اینکه مساله قاچاق فیلم بدیهی بود، با چه منطقی فیلم را در اینترنت اکران کردید»، تاکید کرد: «ما میدانستیم فیلم قاچاق میشود و آمادگی آن را داشتیم و از این اتفاق تعجب نکردیم. اما در اکران اینترنتی حداقل ۷۰درصد فروش در vod ها به فیلمساز میرسد. یعنی اگر ۵۰۰ هزار نفر این فیلم را با قیمت بلیت ۱۲ هزار تومانی ببینند، بیش از ۴میلیارد تومن نصیب ما میشود.»
ذوقی اظهارداشت: «حتی اگر فروش آنچنانی هم نداشته باشیم باز هم به موفقیت رسیدهایم؛ چون ما دو اتفاق مهم را رقم زدیم. یکی اینکه مسئولیت اجتماعی در ایام کرونا احساس میکردیم و باید انجامش میدادیم. دوم اینکه یک اتفاق جدیدی که در دنیا رایج است را در ایران خلق کردیم. این مسیر هندسه توزیع سینمای ایران را به نفع مردم و فیلمساز تغییر میدهد.»