برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • تئاتر شهر میزبان معلولان شد

    تئاتر شهر میزبان معلولان شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سومین ویژه‌برنامه مشترک اداره‌کل هنرهای نمایشی و شهرداری منطقه ۱۱ به مناسبت هفته معلولان در پهنه فرهنگی و هنری رودکی برگزار می‌شود. برای اجرای برنامه‌های مشترک اداره‌کل هنرهای نمایشی و شهرداری منطقه ۱۱ با هدف ایجاد نشاط اجتماعی نمایش‌هایی خیابانی از امروز، شنبه ۱۶ آذر تا سه‌شنبه ۱۹ آذر در محوطه مجموعه تئاترشهر اجرا می‌شود.

    در این رویداد ۴ گروه نمایشی حضور دارند و به مناسبت هفته معلولان با موضوعاتی چون معضلات این قشر از جامعه با مشارکت، همراهی و هنرنمایی هنرمندان کم‌توان در طول ۴ روز با ۸ نمایش، در قالب ۱۶ اجرا از ساعت ۱۵ تا ۱۷ میزبان علاقه‌مندان به تئاتر خیابانی می‌شوند.

    گروه هنرمندان مبتلا به سندرم داون با ۴ نمایش به نام‌های «کفش بلور»، «چترت را زمین نگذار»، «ما همه آدم هستیم» و «آرزوهای آبی» به نویسندگی و کارگردانی رسول حق‌شناس از تهران در کنار مجتبی خلیلی از اصفهان با نمایش «به یک اتفاق ساده نیازمندیم»، بهاره سعیدی‌کیا از کرمانشاه با نمایش «شما هم امتحان کنید» و افشین قاسمی از تهران با نمایش‌های «بند الف، ماده هفت قانون معلولان» و «آیا من هم حقی دارم» به اجرای آثار خود می‌پردازند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • عکسی که بابک کریمی از مزار پدرش منتشر کرد

    عکسی که بابک کریمی از مزار پدرش منتشر کرد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیکر نصرت کریمی هنرمند سرشناس عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون امروز با حضور جمعی از بزرگان هنر تشییع و به خاک سپرده شد. تصویر زیر از مزار این بازیگر را بابک کریمی در اینستاگرام منتشر کرده است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • رومئو کاستلوچی و یوجینو باربا به جشنواره تئاتر فجر می‌آیند

    رومئو کاستلوچی و یوجینو باربا به جشنواره تئاتر فجر می‌آیند

    رومئو کاستلوچی، کارگردان ایتالیایی و یوجینو باربا، نویسنده و کارگردان دانمارکی، شرکت‌کنندگان سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر خواهند بود.

    نمایش «جولیوس سزار» به کارگردانی رومئو کاستلوچی در روزهای برگزاری جشنواره فجر، در تهران روی صحنه خواهد رفت. این نمایش با نگاهی پژوهشی توسط کاستلوچی و گروهش طی دو دهه اجرا شده است.

    همچنین گروه تئاتر اودین با نمایش «بلای زندگی» به کارگردانی یوجینو باربا و نیز مجموعه‌ای از کارگاه‌های تخصصی به مدت پنج روز در این رویداد هنرهای نمایشی حضور خواهند داشت.

    سی و هشتمین جشنواره ‌بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن امسال برگزار می‌شود.

    ۵۷۵۷
     

  • شقایق دهقان به «نون.خ» پیوست

    شقایق دهقان به «نون.خ» پیوست

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شقایق دهقان و مجید یاسر به سریال «نون.خ» پیوستند. این مجموعه تلویزیونی نسبت به فصل اول خود دستخوش تغییراتی در شخصیت‌ها و بازیگران شده است. 

    سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، سیروس میمنت، صبا ایزدپناه، هدیه بازوند، میرطاهر مظلومی و … از جمله بازیگرانی هستند که پیش از این نام‌شان برای حضور در فصل دوم سریال «نون.خ» اعلام شده است.

    فصل دوم سریال «نون.خ» برای پخش از شبکه اول سیما  در ماه رمضان در سال ۱۳۹۹ ساخته می‌شود.

  • حکایت ناتمام «خانه پدری»

    حکایت ناتمام «خانه پدری»

    ۱-«خانه پدری» به کارگردانی‌ کیانوش عیاری با ۲۹ روز نمایش در سه نوبت _ یک روز در سال ۹۳ ،اول تا ۵ آبان ۹۸ و ۲۲آبان تا ۱۳ آذر ۹۸- از پرده‌سینماهای تهران پایین کشیده شد، در حالی که هیچ نمایشی در شهرهای دیگر نداشته، امکان ادامه اکران در هنروتجربه را پیدا نکرده و وضعیت ارائه آن  در شبکه نمایش خانگی هم مبهم است.

    ۲-تولید «خانه پدری» سال ۱۳۸۹ با تهیه‌کنندگی مشترک ناجی هنر (وابسته به نیروی انتظامی) و کیانوش عیاری با بهره از یک پرونده واقعی آغاز شد. فیلم به جشنواره فیلم فجر ارائه و پذیرفته نشد. ناجی‌هنر سهم خود در تهیه فیلم را به عیاری واگذار کرد.

    ۳-سال ۱۳۹۲ در دولت دهم با موافقت مدیران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فیلم به شکل کامل در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. آبان سال ۱۳۹۳ در گروه هنروتجربه اکران شد اما تنها پس از یک روز، نمایش آن متوقف شد.

     ۴- فیلم پس از کش‌وقوس‌های فراوان، با حذف چند ثانیه از اول آبان ۹۸ در ۱۶ سالن نمایش، به صورت آزاد و بدون گروه سینمایی تنها در تهران اکران شد. نمایش با استقبال گسترده منتقدان و سینماگرانی چون محمدمهدی عسگرپور، محمدحسین مهدویان، علیرضا داودنژاد، پوران درخشنده، نرگس آبیار، مجتبی راعی، ابوالحسن داودی، حسن برزیده، فرزاد موتمن، مهرزاد دانش، حسن معززی نیا و…. مواجه شد.

    ۵-بعضی از رسانه‌های اصول‌گرا  و صداوسیما به شدت علیه «خانه پدری» موضع گرفته و با نمایش آن مخالفت کردند. حتی جواد شمقدری که فیلم در زمان ریاست او برسازمان سینمایی پروانه ساخت گرفته بود، در گفتگویی عنوان کرد:«فکر می‌کنم اکران این فیلم بدون اصلاحات لازم یک جنایت فرهنگی است» و البته عیاری به ادعای او چنین واکنش نشان داد: «کاملا مطابق با فیلمنامه فیلم را ساختم. اسناد کاملا موجود و محفوظ دال بر این است که فیلمنامه «خانه پدری» مصوب وزارت ارشاد در دوران ریاست شمقدری بر معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد است…. پس چرا در دوران ریاست خودشان به فیلمنامه مجوز ساخت داده شده است؟»

    ۶-تنها پنج روز پس از اکران مجدد با ابلاغ دستور قضایی بازپرس شعبه ۱۶ دادسرای فرهنگ و رسانه تهران به سازمان سینمایی، اکران فیلم «خانه پدری» متوقف شد. روابط عمومی دادسرای عمومی‌ و انقلاب ضمن اشاره به  بند ۱۱ ماده ۳ آیین نامه آیین‌نامه نظارت بر نمایش فیلم در بیانیه‌ای عنوان داشت: «رئیس سازمان سینمایی کشور در خصوص نمایش فیلم خانه پدری وظیفه قانونی خود را رعایت نکرده است».

    ۷- حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی ۶ آبان ۹۸ در گفتگویی با ذکر این نکته که در حوزه تولیدات فرهنگی و هنری، باید اجازه دهیم سازمان تخصصی قانونی یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مرجعیت داشته باشد به  سوابق اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش اشاره کرد و گفت: «اعضای شورای پروانه نمایش و قاطبه منتقدان و جامعه‌شناسان، خانه پدری را فیلمی در ترویج خشونت نمی‌دانند. هرگونه نمایش جرم، جنایت، خشونت و یا امثال آن، به معنای ترویج این موضوعات نیست؛ به ویژه وقتی با رده‌بندی سنی ۱۵+ هشدارهای لازم به خانواده‌ها داده شده باشد».

    ۸-توقیف مجدد خانه پدری در صفحه اول بسیاری از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها بازتاب داشت. رایزنی‌ها در سطوح بالای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و قوه قضاییه انجام شد. بحث‌ و جدل‌های قلمی و حضوری  در رسانه‌های عمومی، شبکه‌های اجتماعی یا رادیو و تلویزیونی بالا گرفت. موافقان و مخالفان نمایش «خانه پدری» روبه‌روی هم قرار گرفتند، هزاران کلمه در این‌باره نوشته شد، ساعت‌ها برنامه ضبط و ده‌ها طرح درباره آن کشیده شد. حتی ماجرا به حیاط هیات دولت کشیده  و واکنش  علی ربیعی سخنگوی دولت را درپی داشت.

    ۹- ۲۲ آبان ۹۸ معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی از ادامه اکران و رفع توقیف فیلم «خانه پدری» خبر داد. سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد با اشاره به تلاش‌های وزیر ارشاد از تدبیر ریاست محترم قوه قضائیه جهت دستور ویژه رسیدگی برای رفع توقیف فیلم «خانه پدری» قدردانی کرد: «بدون شک این تدبیر ایشان و همکاری‌های مسوولان قوه قضاییه در اجرای آن به انسجام و همدلی جامعه سینمایی کشور کمک می‌کند».

    ۱۰- فیلم تنها در ۱۵ سالن سینما که بسیاری از آنها سالن‌های کوچکی بودند، اکران شد. اما با این وجود فروش مناسبی داشت و با ضریب اشغال بالای صندلی‌ها مواجه شد، به نحوی که به اذعان کارشناسان پخش می‌توانست مدت‌ها بر پرده این سالن‌ها باقی بماند….اما در ۱۳ آبان تنها با ۲۹ روز نمایش با فروشی بالغ بر یک میلیاردو ششصد میلیون تومان و ۱۰۱ هزار تماشاگر اکرانش پایان گرفت.

    …..و اکنون سوال این است، فارغ از این که «خانه پدری» واجد چه ارزش‌هایی هست آیا این همه هزینه مادی و اعتباری تنها برای ۲۹روز نمایش یک فیلم لازم بود؟‌ آیا واقعا عاقلانه و مدبرانه است که برای نمایش یا عدم نمایش یک فیلم، حجم بالای متن نوشته شود، سینماگران، منتقدان، کارشناسان فرهنگی و حتی سیاستمداران بسیاری اظهارنظر کنند، ساعت‌ها گفتگو انجام گیرد،۳ رییس سازمان سینمایی،۳ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درگیر و سخنگوی دولت وادار به پاسخگویی شود، حتی کار به یاری و تدبیر ریاست محترم قوه قضائیه کشیده شود آن هم فقط برای ۲۹ روز نمایش؟ آیا اگر بدون تمام این جنجال‌ها فیلم پس از ساخت، بدون سال‌ها اتلاف وقت و انرژی به همین شکل امروز اکران می‌شد، هزینه‌های آن به مراتب کمتر نبود؟ آیا در همین مدت کوتاه نمایش فیلم، لطمهای به ارکان جامعه وارد شد؟ آیا نمایش یک فیلم سینمایی تا این حد می‌تواند حاد و مسئله‌ساز باشد تا چنین هزینه گزافی برای آن پرداخت شود؟ واقعا سخت‌گیری‌ها و مفهوم‌تراشی های عجیب برای مقابله به این شکل و با چنین حجمی با یک فیلم و اثر فرهنگی، خاصیتی جز تقویت ذهنیت‌های منفی‌ای که مدام اصرار دارند «نمی‌شود ساخت، نمی‌شود نوشت و نمی‌شود گفت»، دارد؟ آیا رواج چنین افکاری به نفع کشور است؟ آیا گرفتار کردن کیانوش عیاری، یکی از بهترین و نجیب‌ترین کارگردانان تاریخ سینمای‌ ایران در ورطه‌ای که  هنوز هم با آن درگیر است، حاصلی جز ناامید کردن سینماگران و هنرمندان آرمان‌خواه دارد؟….و سوال‌های بسیار دیگر.

    مسوولین فرهنگی و تصمیم‌گیران محترم، نویسندگان و کارشناسان اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، اعتدال‌گرا و غیره؛ لطفا هر پدیده‌ای را در اندازه‌ه‌های خود بررسی کنید و بی دلیل بزرگ‌نمایی نکنید. لطفا کمی مقایسه هزینه فایده بیاموزیم و بیاموزید.

    ۲۵۸۲۵۸

  • فقر نگاه ادبی و دید استراتژیک/در بر همان پاشنه می‌چرخد!

    فقر نگاه ادبی و دید استراتژیک/در بر همان پاشنه می‌چرخد!

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب تهران در تازه‌ترین تصمیم خود عبارت « کتاب یعنی زندگی» را برای برپایی سی و سومین دوره از این رویداد انتخاب کرد.

    این اتفاق به روال معمول پس از انتشار فراخوانی برای گردآوری پیشنهادات پیرامون این موضوع و تصمیم‌گیری درباره آن در شورای سیاست‌گذاری این رویداد رخ داده است و شعار انتخابی نیز با رای اکثریت رخ داده است.

    درباره این شعار و نیز فرآیند انتخاب آن از چند منظر می‌توان به فکر فرو رفت که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

    نمایشگاه کتاب سی و سوم تا همینجای ساماندهی و طی طریق برای برگزاری، با فقدان سیستم اطلاع رسانی صحیح و منطقی روبرو بوده است. سخنگویی برای شورا به رسانه‌ها به صورت رسمی معرفی نشده و اطلاعات نیز به صورت نامنظم، غیر هدفمند و بدون استراتژی خاصی در حال انتقال است. در چنین سیستمی بدون شک انتخاب یک شعار مناسب می‌توانست عامل تهییج و خط دهی به نمایشگاه و رسانه‌ها و مهمتر از همه افکار عمومی باشد. شعاری که بتواند با جمله‌بندی خاص و استفاده مناسب از کلمات و عبارت به ایجاد رابطه‌های تازه و تحکیم پیوندهای قدیمی میان جامعه و کتاب منجر شود اما در اتفاقی عجیب شعارهای انتخاب شده در چند سال اخیر در ساده‌ترین شکل حتی از فرم محتوایی و ساختار زبانی صحیحی نیز برخوردار نیستند.

    در شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب عمده حاضران در زمره مدیران فرهنگی هستند. شاید گفته شود که بخش زیادی از این مدیران خود در زمره ناشران نیز به شمار می‌روند. بله چنین است اما ناشری که سابقه کار مدیریتی او بر کار نشرش برتری بیابد و دغدغه‌های اجرایی بیشتر از ادبیات فارسی در ساحت ذهن او رسوخ کند بدون شک از ذوق و فکری که برای انتخاب یک شعار لازم باشد برخوردار نیست.

    فراوان گفته شده که برای انتخاب شعار فراخوان سالانه داده می‌شود. بله. چنین اتفاقی رخ داده است اما سیستم ناکارآمد انتخاب شعار ناشی از همین راه نیز هست. فراخوانی که با اقبال عمومی روبرو نمی‌شود و یا نمی‌تواند راهش را به میان چهره‌ها و افراد صاحب ذوق باز کند و نیز عاملی انگیزشی با خود به همراه ندارد از نظر ساختاری دچار اشکال اساسی است و در سیستم صحیح و سالمی نیز به دست مخاطب هدف خود نمی‌رسد و بالطبع با جوابی صحیح و سالم نیز همراه نیست. فی‌المثل اگر شورا تصمیم می‌گرفت تا این شعار به صورت یک مسابقه در میان دانشچویان ادبیات و کتابداران و یا حتی معلمان و دانش‌آموزان برگزار شود آیا نتیجه‌ و کمپین و فضاسازی رسانه‌ای بیشتر و بهتری با خود به همراه نداشت؟

    در جریان انتخاب شعار برای نمایشگاه کتاب تهران در چند دوره اخیر به طور مشخص فقر نگاه ادبی و دید استراتژیک به این رویداد فرهنگی به شدت محسوس است. عبارت‌های انتخاب شده برای مخاطب داخلی و خارجی نماد هیچ اتفاق، نگاه و یا رویکرد استراتژیکی که هدف و غایت سیاستگذاران و تصمیم‌گیرندگان در حوزه کتاب و نشر در ایران باشد در این شعارها دیده نمی‌شود و این به معنای نبود این نگاه و رویکرد در میان آنها و نیز رابطه نداشتن سیاست‌های احتمالی با ذهن و ذوق کسانی است که در صدد ایجاد و اعمال این سیاست‌ها هستند. بگذارید به این عبارت فکر کنیم: «کتاب یعنی زندگی» چند ثانیه مکث می‌کنیم و به این عبارت فکر می‌کنیم…این شعار قرار است چه اتفاقی را در ذهن مخاطب نمایشگاه کتاب ایجاد کند؟ انگیزشی است؟ هدفی دور و دراز در خود مستتر دارد؟ خوانش آن حسی بکر و تازه در مخاطبش ایجاد می‌کند؟ مخاطب را به سوی نگاهی تازه و فکر نشده هدایت می‌کند؟ نشان دهنده استراتژی بلند یا کوتاه مدت نمایشگاه کتاب تهران است؟ از این دست سوالات می‌شود به کرات پرسید و متاسفانه پاسخ تمامی آنها تنها یک مساله است: این شعار نمایش دهنده هیچ اتفاق تازه‌ای نیست و هیچ دغدغه‌ تازه‌ای را نیز در خود ندارد.

    نداشتن دغدغه در شعار نمایشگاه حاصل نبود دغدغه در نظام سیاستگذار و تصمیم‌گیرنده درباره نمایشگاه است. رویدادی که به نقل از برخی رسانه‌ها وقتی هنوز محل برگزاری‌اش در فاصله کمی بیش از سه ماه به شروعش مشخص نیست، شعارش انتخاب می‌شود و شعارش در حالی انتخاب می‌شود که هنوز برای برنامه ریزی رسانه‌ای‌ آن در ایران و جهان پوستری طراحی نشده است. هنوز درباره ساختارش در جلسات شورای سیساتگذاری‌اش چانه‌زنی می‌شود و هنوز مشخص نیست کانال صحیح و متقن رسانه‌ای آن چیست.

    این است سیستم نمایشگاه بین‌المللی نمایشگاه کتاب تهران که هنوز نمی‌تواند حتی به صورت پایلوت کمی بیش از سه ماه از برنامه‌ریزی خود جلو بیافتد و کمی بیشتر از جلوی پاهای خود را ببیند.

  • دو رمان از سری نارون نشر ستاک تجدید چاپ شد

    دو رمان از سری نارون نشر ستاک تجدید چاپ شد

    به گزارش خبرنگار مهر،  «جورج ساندرز» با نگارش رمان «لینکلن در برزخ» توانست جایزه­ ی ادبی «من­ بوکر» ۲۰۱۷ را به خود اختصاص دهد. «لینکلن در برزخ» اثر این رمان‌نویس و مقاله‌نویس آمریکایی، چه ازلحاظ سبک و چه ازلحاظ محتوا، بسیار متفاوت و خاص است. این کتاب پرسش ­های فلسفی و اخلاقی زیادی را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند. ساندرز در این اثر خواننده را به سفری جادویی می‌برد. شخصیت­ های متفاوتی داستان را بازگو کرده و ذهن خواننده را به چالش می‌کشند.

    «لینکلن» شانزدهمین رئیس‌جمهور آمریکا بر سر مزار پسر ده‌ساله‌اش می‌رود و به مرگ فرزندش فکر می‌کند. داستان در عالم «باردو» رُخ می‌دهد. باردو واژه­ ای بودایی است، جایی که روح میان تناسخ و مرگ به سر می‌برد و با جسم ارتباطی ندارد. کسانی که مرده‌اند مرگ خود را باور ندارند و خود را بیمار می­ پندارند و در آرزوی بازگشت به مکان پیشین هستند، که همان کره خاکی و زندگی دنیوی است. آنان لحظه‌شماری می‌کنند تا بهبودی خود را به دست آورده و بار دیگر از نو زندگی کنند، غافل از اینکه ارواحی غیرقابل بازگشتند.

    این کتاب در چاپ سوم با قیمت ۵۹۰۰۰ تومان منتشر شده است.

    رمان «نه آدم نه حوا» نیز اثری است به قلم امیلی نوتوم که منتقدان آن را  روایتی در راستای معرفی کشور ژاپن می‌دانند که نویسنده با شیفتگی خاصی آن را روایت می‌کند.

    در معرفی این کتاب آمده است: اسم من املی است. متولد بلژیک هستم و بیست و یک ساله. برای رسیدن به هدف زندگی ام، یعنی ژاپنی شدن، به کشور سامورایی ها آمده ام. برای اینکه بهتر بتوانم ژاپنی حرف بزنم تصمیم گرفتم زبان فرانسه درس بدهم. یک شاگرد بیشتر ندارم. اسمش رینری است، پسر بیست ساله ای اهل توکیو، شیفته ادبیات، سینما، موسیقی و همراه و راهنمای من در کشف ژاپن.

    این رمان در چاپ دوم با قیمت ۲۴۰۰۰ تومان منتشر شده است

  • تنش میان برنده نوبل ادبیات و خبرنگاران/ سوال‌های شما بی‌معنی و جاهلانه است

    تنش میان برنده نوبل ادبیات و خبرنگاران/ سوال‌های شما بی‌معنی و جاهلانه است

    پیتر هانتکه برنده نوبل ادبیات در یک کنفرانس خبری در روز جمعه در جمع خبرنگاران از پاسخ به سوالات درباره حمایتش از نسل‌کشی رژیم اسلوبودان میلوشویچ طفره رفت و سوالات خبرنگاران را خالی از معنی و جاهلانه خواند.

    این نویسنده اتریشی که اکتبر امسال به عنوان برنده نوبل ادبیات انتخاب شد، پیش از این از سوی نویسندگان و سیاستمداران به خاطر موضعش در جنگ یوگوسلاوها در ۱۹۹۰ مورد انتقاد قرار گرفته است. معترضان نامه‌ای خطاب به کمیته نوبل نوشته‌اند ۶۰ هزار نفر این نامه را امضا کردند. در این نامه از کمیته نوبل خواسته شده از اهدای جایزه به طرفدار قصاب بالکان، اسلوبودان میلوشویچ، خودداری کند. هانتکه در مراسم خاکسپاری اسلوبودان میلوشویچ در سال ۲۰۰۶ او را مردی با سرنوشتی تراژیک توصیف کرده بود. 

    نامه معترضان قرار است ۱۰ دسامبر به کمیته نوبل تحویل داده شود. درست زمانی که قرار است هانتکه جایزه ۷۴۳ هزار پوندی را دریافت کند. روز جمعه در حالی که در موقعیتی عجیب و ناخوشایند، که ناچار برای نویسنده آهنگ تولدت مبارک هم‌خوانی شد، در کنفرانس خبری، از هانتکه درباره اختلافاتی که بر سر اهدای جایزه به او به وجود آمده سوال شد. او در جواب گفت: داستانش خیلی طولانی است. فکر می‌کنم الان وقت تعریف کردن این داستان نیست.

    وقتی درباره اعتراضات برنامه‌ریزی شده هفته آینده از او سوال شد، هانتکه ملاقاتی را در سال ۲۰۱۴ یادآوری کرد، زمانی که برنده جایزه ایبسن شده بود: «وقتی وارد تئاتر ملی اسلو شدم، معترضان زیادی آن‌جا بودند. افراد زیادی که فریاد «فاشیست، فاشیست» سر داده بودند. من می‌خواستم با این بزرگواران صحبت کنم اما آن‌ها نمی‌خواستند با من صحبت کنند.» هانتکه در سخنرانی دریافت جایزه ایبسن، به منتقدانش گفته بود: «بروید به جهنم، جایی که همین الان هم در آن هستید.»

    وقتی پیتر ماس، خبرنگار اینترسپت درباره قتل عام سربرنیتسا که در آن ۸ هزار نفر مرد و پسر مسلمان کشته شدند از هانتکه سوال کرد، او از نامه‌ای گفت که از یک معترض ناشناس دریافت کرده بود که دستمال توالت کثیفی هم همراه آن بود. بعد گفت: من آن نامه ناشناس با دستمال توالت کثیفش را به سوالات بی‌معنی و جاهلانه شما ترجیح می‌دهم. پتر هانتکه قبلا گفته بود مسلمانان سارایوو خود عامل قتل‌عام و کشتار خود بوده‌اند و در سربرنیتسا اصلا قتل‌عامی رخ نداده است.

    البته بعید است که طفره رفتن هانتکه از پاسخ به سوالات بتواند چیزی را حل کند، چرا که بنیاد نوبل و آکادمی سوئدیش به خاطر انتخابشان بسیار تحت فشارند. پیش از این، آندرس اولسن، رئیس کمیته نوبل در پاسخ به منتقدان انتخاب هانتکه به عنوان برنده نوبل ادبیات گفته بود: «هدف و ایده‌آل ما این است که یک اثر ادبی خارق‌العاده را ارج نهیم، نه یک شخص را.» اما اخیرا در این هفته، دو عضو کمیته نوبل ادبیات استعفا دادند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • نشان تقدیر دانشگاه دولتی قرقیزستان به رایزن فرهنگی ایران اعطا شد

    نشان تقدیر دانشگاه دولتی قرقیزستان به رایزن فرهنگی ایران اعطا شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این دانشگاه که اخیرا نام خود را از دانشگاه دولتی علوم انسانی به دانشگاه دولتی بیشکک تغییر داده و هفته گذشته چهل سالگی خود را جشن گرفت؛ از جمله معتبرترین دانشگاه‌های قرقیزستان بوده و مهمترین کانون و مرکز اصلی تدریس و آموزش زبان فارسی در این جمهوری محسوب می‌شود. زبان فارسی از سال ۱۹۹۲ در انستیتو شرقشناسی و روابط بین الملل این دانشگاه آموزش داده می‌شود.

    این گزارش حاکی است که، آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های قرقیزستان و به ویژه دانشگاه دولتی بیشکک در طول سال‌های گذشته همواره مورد حمایت سفارت و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بوده و خود مسئولان دانشگاه نیز بارها این حمایت‌ها را مورد اشاره قرار داده‌اند. در این گزارش آمده است، تعامل و ارتباط سازنده با انستیتو شرقشناسی و روابط بین الملل دانشگاه دولتی بیشکک در طول ۸ ماه گذشته بیش از گذشته مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است.

    در مراسم اعطای نشان تقدیر دانشگاه دولتی بیشکک که نورلان بیک بالتابایف رئیس گروه زبان‌های خاورمیانه و خاورنزدیک دانشگاه دولتی بیشکک؛ زلیخا ثقفی زنجانی استاد ایرانی زبان فارسی دانشگاه و همکاران رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند؛ تالاس بیک مشرب اف رئیس انستیتو شرقشناسی و  روابط بین الملل این دانشگاه ضمن اشاره به سوابق  و پیشینه آموزش زبان فارسی در دانشگاه دولتی بیشکک و سوابق  همکاری‌ها با سفارت و رایزنی فرهنگی ایران در طول سال‌های گذشته؛ اظهار داشت: مجموعه کارهایی که در این مدت چندماهه توسط پرویز قاسمی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قرقیزستان صورت گرفته است؛ به پاس تقدیر از این تلاش‌ها و همکاری‌های سازنده و فعال شدن تعاملات در حوزه زبان فارسی؛ شورای علمی دانشگاه تصمیم گرفت با اعطای بالاترین نشان دانشگاه از تلاش‌ها و فعالیت‌های او در تقویت تعاملات فرهنگی آموزشی فیمابین تقدیر به عمل آورد.

    قاسمی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بیشکک نیز ضمن تشکر از مدیریت دانشگاه دولتی بیشکک در حمایت از روابط و مناسبات فرهنگی و آموزشی فیمابین و به ویژه حمایت از گروه زبان فارسی این دانشگاه و اعطای نشان، آمادگی خود را برای تداوم و تقویت همکاری‌ها اعلام کرد. وی همچنین خواست و اراده مسئولان ذیربط دو کشور برای تقویت مناسبات فیمابین در همه زمینه‌ها را مورد اشاره قرار داد و نسبت به گسترش و تعمیق  بیش از پیش همکاری‌ها در حوزه‌های فرهنگی ابراز اطمینان کرد.

  • آیا رمان ترسناک برای بچه‌ها مناسب است؟

    آیا رمان ترسناک برای بچه‌ها مناسب است؟

    سیامک گلشیری که تاکنون ۲۰ رمان و چند مجموعه داستان منتشر کرده است، درباره مجموعه «گورشاه» می‌گوید: نخستین جلد این مجموعه با عنوان «دختران گمشده» چندی پیش منتشر شده است، البته من این کتاب را سه سال پیش نوشتم و به نشر افق تحویل دادم اما در جلسه‌ای که با مسئولان نشر افق داشتیم، قرار شد جلد دوم آن را هم بنویسم و در نهایت دو جلد با هم منتشر شوند تا مخاطبان بیشتر در جریان اتفاقات داستان قرار بگیرند.

    ترسی که موجب خلاقیت در بچه‌ها می‌شود
    نویسنده مجموعه داستان «با لبان بسته» در پاسخ به این سوال که داستان‌های ترسناک چه تاثیری در ذهن و روح بچه‌ها دارد، می‌گوید: من هیچ‌وقت به سراغ آثار ترسناکی که صحنه‌هایی مانند خون و خونریزی، قطع کردن دست و پا و … دارند و تعدادشان در سینما و ادبیات هم زیاد است، نرفته‌ام. ژانری که من کار می‌کنم فرق می‌کند. دلهره و ترسی که در آثار من وجود دارد از آن جنس نیست و باعث خلاقیت در بچه‌ها می‌شود و می‌تواند پاسخی باشد به هیجاناتی که دارند. چندی پیش یکی از دوستانم می‌گفت بچه که بودم همیشه از موجودات خیالی که برای خودم درست می‌کردم، می‌ترسیدم. شاید اگر آن زمان کتاب‌های مناسبی در این حوزه می‌خواندم، انرژی من تخلیه می‌شد.
     
    خالق «خانه‌ای در تاریکی» می‌افزاید: از آن مهم‌تر موقعیت‌هایی است که نوجوانان شخصیت‌های ترسناک لزوما شخصیت‌های منفی نیستند، بلکه شخصیت‌های خاکستری، سیاه و سفیدی هستند که عمق دارند و باعث عمق بخشیدن به شخصیت‌های اصلی داستان می‌شوند

    در این کتاب‌ها با آن‌ها مواجه می‌شوند و می‌تواند موقعیت‌های فوق‌العاده‌ای برایشان باشد. آن‌ها در این آثار زندگی‌ای را تجربه می‌کنند که هرگز در موقعیت عادی تجربه نکرده‌اند و این موضوع سبب می‌شود که اگر رمانی عمیق باشد آن‌ها را به‌ فکر کردن وادارد.
     
    گلشیری با بیان اینکه در این رمان‌ها شخصیت‌پردازی می‌کند، می‌گوید: شخصیت‌های داستانم برایم اهمیت زیادی دارند. باید توجه داشت که شخصیت‌های ترسناک لزوما شخصیت‌های منفی نیستند، بلکه شخصیت‌های خاکستری، سیاه و سفیدی هستند که عمق دارند و باعث عمق بخشیدن به شخصیت‌های اصلی داستان می‌شوند.
     
    این نویسنده در ادامه به استفاده از کهن الگوهای موجود در ادبیات فارسی در شخصیت‌پردازی داستان‌هایش اشاره می‌کند و می‌گوید: من در داستان‌هایم از کهن الگوهای ایرانی خیلی بهره می‌گیرم. به طورکلی وقتی درحال نوشتن هستم هم آثار خارجی در ذهنم هست، هم آثار گوتیک و هم آثار کلاسیک ایرانی، و نوشته‌ام تلفیقی از این‌ها می‌شود. همه این‌ها در خلق اثر به من کمک می‌کند و شاید همین موضوع تلفیق فرهنگ‌های مختلف سبب شود که بچه‌ها بتوانند با این آثار ارتباط برقرار کنند.

    ۲۴۱۲۴۱