برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • حمید لولایی، آشا محرابی و مهران رجبی به «موچین» پیوستند

    حمید لولایی، آشا محرابی و مهران رجبی به «موچین» پیوستند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سریال نمایش خانگی «موچین» با کارگردانی حسین تبریزی و تهیه‌کنندگی میثم آهنگری هم‌اکنون در روزهای پایانی پیش تولید قرار دارد و ظرف چند روز آینده مقابل دوربین خواهد رفت.

    امیر نوری، حمید لولایی، عباس جمشیدی‌فر، مهران رجبی، رابعه اسکویی و شهره لرستانی و آشا محرابی بازیگران جدیدی هستند که به تازگی به این سریال اضافه شده‌اند. پیش از این حضور مرجانه گلچین، زهرا جهرمی و علی صادقی در این پروژه قطعی شده بود. تست گریم تمامی بازیگران این سریال ظرف یکی، دو روز آتی انجام خواهد شد.

    این سریال به نویسندگی حسین تبریزی و سیدعلی موسویان، مضمونی کمدی _ اجتماعی دارد و در خلاصه داستانش آمده است: «انصاف نیست که دنیای ما آنقدر کوچک باشد که آدم‌های تکراری را روزی صد بار ببینیم و آنقدر بزرگ باشد که نتوانیم آن  کسی را که دوست داریم حتی یک بار ببینیم…»

    دیگر عوامل اصلی این پروژه عبارتند از جمال گلی(مشاور تهیه‌کننده)، سیروس ذوالفقاریان(مجری طرح)، فریباسادات خلیلی(مدیر تولید)، مجید فاضلی(دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز)، امید نگارشی(مدیر فیلمبرداری)، فرهاد تبریزی(صدابردار).

    ۵۷۲۴۵

  • گوینده «قصه ظهر جمعه» از تجربه‌های کتاب‌خوانی خود می‌گوید

    گوینده «قصه ظهر جمعه» از تجربه‌های کتاب‌خوانی خود می‌گوید

    به گزارش خبرگزاری مهر، سلسه برنامه چهره‌خوانی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با محوریت به اشتراک گذاشتن تجربه‌های کتاب خوانی چهره‌های مطرح، اندیشمندان و نویسندگان تدارک دیده شده است.

    دومین برنامه‌ از این مجموعه، سه‌شنبه (۱۹ آذرماه) و از ساعت ۱۵ با حضور رضا رهگذر – نویسنده و گوینده برنامه رادیویی در تالار حکمت مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار خواهد شد.

    برنامه «چهره‌خوانی» که نام آن از چهره‌ها چگونه کتاب می‌خوانند؟ وام گرفته شده با حضور در راستای گسترش و ترویج فرهنگ مطالعه برنامه ریزی شده است.

    در این نشست ضمن پخش کلیپ‌های خاطره انگیز از قصه‌های ظهر جمعه، رهگذر نیز به خواندن بخش‌هایی از آخرین تالیف خود خواهد پرداخت.

    نخستین نشست این برنامه با حضور اکبرثبوت – پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی و مسعود فروتن – نویسنده و گوینده کتاب‌های صوتی برگزار شد.

    محمدرضا سرشار، متولد ۱۳۳۲ مشهور به رضا رهگذر،  نویسنده،  پژوهشگر و منتقد ادبی است که با ۲۴ سال گویندگی قصه ظهر جمعه از شبکه سراسری رادیو به شهرت رسید.

    از سوابق او می توان به شانزده ‌دوره داوری کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، تدریس زبان فارسی در دانشگاه‌های امام صادق(ع) تهران، هند و پاکستان، عضویت در هیات نظارت کتاب‌های منتخب شورای فرهنگ عمومی اشاره کرد.

    «آنک آن یتیم نظر کرده»، «ببارد باران، نبارد باران» و «ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی» از جمله آثار متعدد این نویسنده معاصر است.

    حضور برای عموم علاقمندان در این نشست آزاد است.

  • دنباله «مد مکس: جاده خشم» ساخته می‌شود

    دنباله «مد مکس: جاده خشم» ساخته می‌شود

     فیلم محصول سال ۲۰۱۵ «مد مکس: جاده خشم» یکی از بهترین و دیوانه‌وارترین فیلم‌های اکشن تاریخ است و بنابراین قابل درک است که طرفداران مشتاق شنیدن هر گونه خبر در مورد احتمال ساخت دنباله‌ای برای آن باشند.

    خوشبختانه برای آن‌ دسته از افرادی که خواستار ساخته شدن دنباله‌ای برای این شاهکار بودند، کارگردان «مد مکس» جورج میلر در مصاحبه‌ای که دیروز انجام داد تایید کرد که این فیلم قسمت دومی هم خواهد داشت.

    میلر گفت: کار من با داستان مد مکس تمام نشده و به نظرم باید بتوانم چند پروژه را هم‌زمان جلو ببرم اما به هر حال یک مد مکس دیگر در راه خواهد بود. در حال حاضر داریم مراحل آماده‌سازی آن پروژه را هم انجام می‌دهیم.

    وی اضافه کرد: به نظرم انجام دادن چند پروژه هم‌زمان خیلی جالب است. این را با فیلمسازان دیگر هم مطرح کرده‌ام و فکر می‌کنم اتفاقی که برای خودم می‌افتد این است که وقتی روی یک چیز کار می‌کنم و حواسم پرت می‌شود و روی آن یک چیز تمرکز می‌کنم، تمرکز کردن روی چیزی دیگر برای مدتی کوتاه مانند یک دوران تعطیلات می‌ماند. باعث می‌شود به بی‌طرف بودن دست پیدا کنم و هر بار نگاهی جدید به پروژه داشته باشم.

    فیلم «مد مکس: جاده خشم» که در سال ۲۰۱۵ اکران شد و با نقدهای مثبت زیادی تحسین شد توانست جمع فروش داخلی و بین‌المللی خود را به ۴۰۰ میلیون دلار برساند و تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم در مجموعه فیلم‌های «مد مکس» بشود که نخستین قسمت آن در سال ۱۹۷۹ اکران شده بود.

    میلر اکنون درحال شروع پروژه جدیدش با عنوان «سه هزار سال اشتیاق» با حضور ادریس آلبا و تیلدا سویینتون در استرالیا است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • «هفت جن» برای یازدهمین نوبت به حرف آمدند

    «هفت جن» برای یازدهمین نوبت به حرف آمدند

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان‌ «هفت جن» اثری است که در راستای مقابله‌ با معنویت‌های ناقص و عرفانهای نوظهور توسط امید کوره‌چی نوشته شده است.

    «هفت جن» داستان زندگی مردی را بازگو می‌کند که  برای به دست آوردن قدرت ماورایی به سراغ درویشی می‌رود تا علوم غریبه و چگونگی ارتباط با اجنه و سر زجاج را یاد بگیرد اما اتفاقاتی برای او می‌افتد که در طول داستان مجبور می‌شود هفت جن را که بعضی از آنها بسیار قدرتمند هستند از بین ببرد.

    یکی از جالب‌ترین جذابیت‌های این رمان هیجان و تعلیق موجود در آن برای مبارزه با جن‌های مختلف در طول داستان آن است.

    در بخشی از این رمان می‌خوانیم:

    «امان از فیگورها که برتر از قدرت‌ها هستند و شاگردان هم اغلب بنده فیگورها هستند نه طالب علم و جویای قدرت که بسیار دیده‌ام شاگردی بدون گرفتن نشان یا دیدن قدرت خارق‌العاده‌ای در سلک استادی درآمده؛ چرا که فیگور آن استاد فیگور خوبی بوده و جمله‌ها را یکی در میان مجهول جواب می‌داده یا در بین صحبت‌ها مکث‌های طولانی می‌کرده تا همه بدانند از جایی دیگر فرمان می‌گیرد هنگام صحبت».

    کوره‌چی پس از انتشار این رمان و به دلیل استقبال از آن، جلد دم آن را نیز با عنوان لوثیا منتشر کرده است.

  • انتظامی: سینمای مستند می‌تواند به بیان حقایق راستین ایران بپردازد

    انتظامی: سینمای مستند می‌تواند به بیان حقایق راستین ایران بپردازد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، متن کامل پیام دکتر حسین انتظامی به سیزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت به این شرح است:
     
    «بسمه تعالی

    رونق سینمای مستند در نقاط مختلف کشور و استقبال بین‌المللی از مستندهای ایرانی حکایت از آن دارد که این سینما می‌تواند ابزاری مناسب برای تعاملات فرهنگساز باشد و به بیان حقایق راستین کشورمان بپردازد. توجه ویژه به سینمای مستند در مسیر وسعت بخشیدن به قلمرو فعالیت‌ها و تعمیق رویکردهای اصیل، حضور پر شور سینماگران در حیطه تولید و عنایت به ضرورت فعالیتی پیگیر و ثمربخش، همگی سبب گردیده تا این گستره آکنده از تحرک و پویایی باشد.

    محوریت بخشیدن به فعالیت‌هایی منسجم و متنوع موجب شده در مجالی اندک راهی طولانی پیموده شود و چشم‌اندازهایی وسیع‌تر در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی فراروی همگان قرار گیرد. تلاشی که امید می‌رود شکوه و شایستگی‌ استعداد هنرمندان متعهد و خلاق ایران اسلامی را بیش از پیش نمایان سازد و ثمرات ارزشمندی را در عرصه‌های گوناگون به بار آورد.‌

    هدف از برگزاری جشنواره سینماحقیقت، تقویت بنیان‌های سینمای مستند و بهره‌مند ساختن آن از داشته‌ها و دستاوردهای خویش و تبادل تجارب با دیگران است. رویدادی که توجه به ابعاد وسیع آن می‌تواند از جنبه‌های مختلف بر سینمای ایران تاثیری ژرف بر جای بگذارد.

    رشد و شکوفایی سینمای مستند که با برگزاری جشنواره سینماحقیقت روندی شایسته به خود گرفته است، سرآغاز حرکت‌هایی ثمربخش‌تر در آینده خواهد بود. امید آن که این جشنواره  بتواند امکان سرمایه‌گذاری بیشتر در زمینه سینمای مستند و ظرفیت‌های گسترده آن را فراهم سازد و دستاوردهای فراوانی را برای سینماگران ایرانی به ارمغان آورد. در پیمودن این مسیر ارزشمند برای تمامی  تلاشگران عرصه فکر و فرهنگ آرزوی توفیق روز افزون دارم.

    حسین انتظامی
    رییس سازمان سینمایی»
     
    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری «محمد حمیدی‌مقدم» در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • چرا تئاتری‌ها همیشه بدهکارند؟

    چرا تئاتری‌ها همیشه بدهکارند؟

    شهرام کرمی (مدیرکل هنرهای نمایشی) اخیرا در نشست «هم‌اندیشی هنرمندان تئاتر با نمایندگان مجلس» آماری از رقم‌های جابه‌جا شده در تئاتر ایران در طول یک سال خبر داد که نگاهی به آن می‌تواند وضعیت این صنف را کمی شفاف کند؛ به گفته کرمی، «در سال ۹۶ کل تراکنش مالی تئاتر ایران ۱۰ میلیارد تومان بود»

    اما برای رسیدن به یک تصویر کلی از وضعیت تئاتر ایران، خوب است نگاهی به جزئیات آن داشته باشیم و ببینیم یک تئاتر و به تبع آن یک هنرمند مشغول در این حرفه چقدر درآمد دارند؟ و در مقابل، هزینه‌های تولید یک نمایش چقدر است؟ اینها سوالاتی است که هنرمندان فعال در تئاتر به آن پاسخ داده‌اند.

    از حمیدرضا نعیمی که نویسنده، کارگردان و بازیگر فعال تئاتر است، درباره هزینه‌های تولید یک نمایش می‌پرسیم. نعیمی می‌گوید نمی‌توان رقم دقیقی برای بسیاری از بخش‌های تولید یک تئاتر در نظر گرفت چون معیار مشخصی برای تخمین این هزینه‌ها نیست. اما او در مقام کارگردان از هزینه‌هایی می‌گوید که به‌طور متوسط برای اجرای یک تئاتر حرفه‌ای اما «جمع و جور» قابل ارزیابی است. پیش‌فرض هزینه‌های این تئاتر، شامل: حضور چهار بازیگر غیرسلبریتی، اجرا در یک سالن بلک‌باکس، دو ماه تمرین و یک ماه اجرا (حدود ۲۵ شب)، با حداقل هزینه‌های جانبی است.

    به گفته نعیمی، برای چنین اجرایی، متوسط دستمزد برای مجموع ۴ بازیگر ۳۰ میلیون تومان است؛ یعنی در شرایطی که به هر بازیگر حدود ۳ تا ۱۰ میلیون تومان برای مجموعا یک ماه اجرا و دو ماه تمرین پرداخت شود.

    همچنین برای چنین تئاتری، باید حدود ۱۰ میلیون تومان برای هزینه‌های طراحی و چاپ اقلام تبلیغاتی و همچنین فضای مجازی پرداخت؛ ریز هزینه‌هایی شامل: ۲۵۰ نسخه پوستر A۳، ۲ هزار نسخه تراکت، بروشور و تبلیغات مجازی و همچنین دستمزد طراح و روابط عمومی و تبلیغات مجازی.

    نعیمی می‌گوید در این گرانی آهن‌آلات و چوب و سایر مصالح، امروز برای ساخت ساده‌ترین دکور در یک سالن کوچک باید حدود ۲۰ میلیون تومان هزینه کرد.

    هرچند این روزها، دیگر خبری از گریم‌های ویژه و لباس‌هایی منحصر به فرد در اغلب تئاترهای ایران نیست؛ اما به گفته حمیدرضا نعیمی با این‌حال برای طراحی و دوخت و اجرای لباس و گریم، در شکلی ساده باید دست‌کم ۵ میلیون تومان کنار گذاشت.

    در کنار همه این هزینه‌ها، باید به اجاره سالن سالن‌های خصوصی هم اشاره کرد که بخش عمده تئاترهای پایتخت را میزبانی می‌کنند. کف مبلغ اجاره سالن برای تماشاخانه‌های خصوصی فعال تهران متفاوت است و گاهی سالن‌ها به شکل «درصدی از فروش گیشه» با گروه‌ها قرارداد می‌بندند. اما با یک حساب سرانگشتی می‌توان دریافت که کف مبلغ اجاره سالن برای ۲۵ شب اجرا، در یک سالن کوچک حدود ۲۵ میلیون تومان است.

    مجموع هزینه‌ها برای تئاتری که با حمیدرضا نعیمی آن را در شرایطی که توصیف شد، تصور کردیم حدود ۹۰ میلیون تومان می‌شود.

    اما در ازای چنین هزینه‌های ابتدایی، یک تئاتر قرار است چقدر «بفروشد»؟ و چقدر به تولیدکننده یا همان کارگردانش «سود» برسد؟

    حمیدرضا نعیمی می‌گوید روز به روز کیفیت آثاری که روی صحنه می‌روند پایین می‌آید و همین باعث شده، تعداد تماشاگران هم به شدت افت کند. به اعتقاد او در خوشبینانه‌ترین حالت، تئاتر مفروض ما با ۲۵ شب اجرا در یک سالن بلک‌باکس، تنها می‌تواند ۸۰ میلیون تومان بفروشد؛ در حالی که دو ماه تمرین کرده است.

    اما تمام این ۸۰ میلیون تومان فروش گیشه، پولی نیست که در انتها به دست کارگردان یا تهیه‌کننده برسد؛ بلکه پیش از آن قرار است هزینه‌های دیگری از آن کسر شود!

    برداشت‌های ثابت از فروش گیشه شامل این موارد است: ۲۰ درصد از انجمن هنرهای نمایشی، ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده و ۵ درصد سایت فروش بلیت.

    بنابراین همان ابتدا حدود ۳۴ درصد از روی مبلغ فروش گیشه برداشته می‌شود؛ یعنی از ۸۰ میلیون تومان همان اول ۲۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان کسر می‌شود تا فروش واقعی گیشه برای کارگردان/تهیه‌کننده رقمی معادل ۵۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان باشد.

    با یک حساب سرانگشتی، می‌توان فهمید که ۵۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان دریافتی گیشه، نه تنها جوابگوی ۹۰ میلیون تومان هزینه اولیه تولید یک تئاتر نیست، که با این دخل و خرج، حدود ۳۷ میلیون تومان بدهی به عوامل و بازیگران روی دست کارگردان/تهیه‌کننده می‌ماند!

    ۲۴۱۲۴۱

  • «منبر رفتن» داستان‌نویسان دینی/از ذات اجتماعی دین و انقلاب غافلیم

    «منبر رفتن» داستان‌نویسان دینی/از ذات اجتماعی دین و انقلاب غافلیم

    به گزارش خبرنگار مهر، سارا عرفانی متولد تهران و فارغ التحصیل کارشناسی الهیات، گرایش فلسفه اسلامی دانشگاه شاهد است. او تاکنون مسئولیت‌ها و مشغولیت‌های متفاوتی در حوزه داستان‌نویسی داشته که «دبیری برگزاری جلسات داستان خوانی سرای اهل قلم»، «مسئولیت کارگاه و سرویس داستان‌نویسی سایت لوح»، «سردبیری اولین جایزه ادبی داستان لوح»، «دبیری جشنواره داستان کوتاه کوتاه هفت سین»، «دبیری جشنواره داستان کوتاه کوتاه روح خدا»، «دبیری اشکواره داستان‌های کوتاه کوتاه عاشورایی»، «سردبیری سایت مادر بانو»، «کارشناسی کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «کارشناسی کتاب انتشارات سوره مهر» و… از جمله آنها است. با عرفانی درباره «ادبیات بی‌مسئله» سخن گفته‌ایم و او با پذیرش ضمنی بی‌مسئله بودن ادبیات داستانی در دوره‌ کنونی، بیش از هر چیز بر حوزه‌ای متمرکز می‌شود که خودش در آن فعال است: داستان دینی (آئینی). عرفانی می‌گوید بسیاری از داستان‌های دینی ما فرمی شبیه به «منبر» دارند و ارتباط موثری با مخاطبانی که دغدغه آموزه‌های دینی ندارند، پیدا نمی‌کنند. او در ادامه با طرح شعار «جهانی بنویسیم»، از این آموزه دفاع می‌کند که ادبیات دینی هم باید واجد دغدغه‌های عام انسانی و جهانی باشد. مشروح گفت‌وگوی مهر با سارا عرفانی را در ادامه بخوانید:

    ادبیات مسئله‌دار به نظر من ادبیاتی است که خالق اثر ادبی هم در یافتن سوژه و هم در پرداخت آن، موقعیتی پروبلماتیک و مسئله‌دار را از سر می‌گذراند. به این معنا که با «مسئله» به سراغ سوژه می‌رود و در روایت آن سوژه، توانایی ساختن و شکل‌دادن به موقعیتی بحرانی، مبتنی بر چالشی فراگیر میان «خود و جهان» را دارد. چیزی که  کمتر در ادبیات داستانی ما پیدا می‌شود و ما عموما اگر تجربه‌ای از این «مسئله‌مندی» داشته باشیم، بیشتر در ارتباط با آثار ترجمه‌ای درکش کرده‌ایم. من به شخصه در داستان‌ها یا رمان‌های ایرانی نشانی از وضعیت مسئله‌مند «انسان» و مسائل اجتماعی عمیقش را نمی‌بینم، بلکه بیشتر با نوعی روان‌شناسی فردی، عرفان‌زدگی خنثی و یک نوع عاطفه‌گرایی غیرپروبلماتیک روبرو می‌شوم. نظر شما درباره این تحلیل از وضعیت داستان‌نویسی ما چیست؟

    قبل از اینکه تحلیلی درباره وضعیت کلی یا غالب ارائه کنم، می‌توانم از شما بپرسم خودم، چقدر بی‌مسئله می‌نویسم؟ از نظر شما چقدر نوشته‌های خود من بی‌مسئله بود؟

    متاسفانه آشنایی من با آثار کافی نیست و یک آشنایی حداقلی است؛ ولی تا آنجا که خوانده‌ام تصورم این است که نوشته‌های شما تقلایی برای برون رفتن از وضعیت خنثی و بی‌مسئله‌ای است که در عموم آثار داستانی این روزها می‌بینیم. نمی‌توانم بگویم شما خالق آثاری هستید که در معنای مد نظرمان کاملا مسئله‌مند یا واجد سویه‌های رادیکال است، ولی رگه‌هایی در آثار شما هست که این حرکت به سمت موقعیت‌های پروبلماتیک را نشان می‌دهد.

    به هر حال، درباره سوال شما باید بگویم به نظرم نوعی نگرانی در نویسندگان ما وجود دارد که شاید آن را باید «نگرانی نویسنده از نقدی که منتقدان ارائه می‌کنند» دانست؛ به این معنا که شاید یک بخش از این مسئله به خاطر این نگرانی باشد که نویسنده‌هایی که چند تا کتاب می‌نویسند و با فضای ادبیات آشنا می‌شوند، کم‌کم طوری می‌نویسند که مورد تأیید منتقد هم باشد؛ یعنی یک بخشی از توجه خود را معطوف به نظر منتقدان می‌کنند. اما باید توجه داشته باشیم که چیزی که منتقد می‌پسندد لزوماً چیزی نیست که جامعه درگیر آن است و برای مخاطبان مسئله است. شاید یک بخش از این پدیده که شما به آن اشاره می‌کنید به خاطر این نگرانی و مراقبت نویسندگان باشد.

    به طور کلی چیزی که مد نظر شما است، یکی از مشکلات نویسنده‌هایی است که با این نگاه می‌نویسند و به همین دلیل از مخاطب دور می‌شوند و به سمتی می‌روند که منتقد آثارشان را بپسندد یا مثلاً نشریات حرفه‌ای و تخصصی کار آن‌ها را تأیید کنند. اما همانطور که گفتم با همین رویکرد کم‌کم از مخاطب و جامعه دور می‌شوند و نمی‌توانند با طرح مسائل اجتماعی یا انسانی مخاطبان را درگیر آثارشان کنند.

    نمی‌توانیم یک محتوای دینی در داستان خود داشته باشیم، ولی بگوییم داستان من، داستان دینی است بدون اینکه هیچ مشکل یا مسئله اجتماعی در قصه وجود داشته باشد!

    از سوی دیگر، برخی از نویسندگان هم هستند که تأکید دارند ما برای مخاطب عام نمی‌نویسیم. قطعاً نویسنده‌ها سلایق گوناگون دارند و لزوماً نمی‌توان گفت این نگاه بد است، به هر حال گاهی از سوی نویسنده‌هایی اصرار ویژه‌ای وجود دارد که ما برای مخاطب خاص با نگاه‌های فلسفی و خیلی فرااجتماعی می‌نویسیم و… . یک بخشی از قضیه هم که آثار ما تا حدودی مسائل اجتماعی و مسئله‌مند را طرح نمی‌کند شاید به خاطر این باشد. اتفاقاً شاید مخاطب هم خیلی کمتر به این آثار اقبال نشان بدهد، ولی این نویسنده‌ها هم مشکلی با این عدم استقبال ندارند.

    خود شما به عنوان یک داستان‌نویس چقدر در درون خودتان درگیر مسئله بوده‌اید و با مسئله‌مندی سراغ سوژه‌هایتان رفته‌اید؟

    راستش من همیشه نگرانی این «فاصله گرفتن» از مخاطب را در خودم داشته‌ام. بویژه در داستان‌های دینی و ادبیات دینی که خودم عموما در این حوزه کار کرده‌ام این نگرانی در من وجود دارد. چون به نظر من اساساً نمی‌توانیم دین را از زندگی اجتماعی مردم جدا کنیم و اصلاً جدا از هم نیستند؛ یعنی نمی‌توانیم یک محتوای دینی در داستان خود داشته باشیم، ولی بگوییم داستان من، داستان دینی است بدون اینکه هیچ مشکل یا مسئله اجتماعی در قصه وجود داشته باشد! چون اصلاً دین آمده که در اجتماع و جامعه اثر بگذارد، روابط فردی و اجتماعی آدم‌ها را بهبود ببخشد و… . بنابراین من معتقدم که این مسئله‌مندی خیلی به نوع نگاه نویسنده برمی‌گردد، اینکه چقدر علاقه‌مند است تا از دغدغه‌های اجتماعی‌اش بنویسد یا اینکه چطور ناخودآگاه در درون خودش به این نتیجه می‌رسد که کم‌کم از فضای مسئله‌مند اجتماعی دور ‌شود.

    به‌طورکلی چقدر موافق این فرضیه هستید که داستان‌نویسی ما در دهه‌های اخیر چه خودآگاهانه و چه ناخودآگاه با عاملیت نویسندگان، به سمت فضاهای غیرمسئله‌مند پیش رفته است؟

    اینکه چقدر این اتفاق افتاده، نیاز به پیش‌زمینه‌ و بررسی دقیقی دارد که واقعیتش من در این زمینه کار و بررسی نکرده‌ام، اگر آماری در این زمینه گرفته شده و شما در اختیار دارید، در اختیار من هم بگذارید، اما من اطلاع دقیقی از این مورد ندارد. ما هم چون یک مقدار فرصت و زمان‌مان محدود است، مجبوریم برخی آثار خاص را بخوانیم، و خودم خیلی از آثاری که می‌خوانم، قبل از چاپ هستند و بعضی‌هایشان در نهایت مورد تأیید قرار نمی‌گیرند. چون به خاطر فضای کاری‌ای که داریم، کارشناسی و… نمی‌توانم خیلی از آثار را بخوانم و بگویم در عموم کتاب‌های جدید ما در این سال‌ها چقدر این اتفاق به طور دقیق افتاده است. اما به هر حال می‌توانم بگویم که بله برخی نویسندگان این‌طور هستند، ولی نمی‌توانم بگویم این مشکل هر روز بیشتر می‌شود؛ چون به این موضوع دقت نداشتم و آن را بررسی نکردم.

    فرمودید دین با جامعه نسبت دارد و شما چون روی این ادبیات تمرکز دارد این مسئله را پیش می‌کشم که عموم مفسران قرآن قائلند که بیشتر آیات قرآن به طور «مسئله‌مند» نازل شده‌اند و اساسا تاکید بر «شان نزول» آیات، بررسی همین مسئله‌مندی آیات است. مثلاً فرض کنید که در زمان پیامبر (ص) دعوایی بین دو قوم شکل گرفته و مبتنی بر آن مسئله اجتماعی، آیه‌ای نازل شده است. نمونه‌های این آیات بسیار زیاد است. می‌خواهم بگویم در خود اصلی‌ترین متن دینی ما یک مسئله‌مندی اجتماعی وجود دارد و اگر متناظر با این متن اصیل، آثار دینی و انقلابی و… را نوعی متن آئینی در نظر بگیریم، اینها چقدر با این مسئله‌مندی نسبت دارند؟ این سوال از این نظر مهم است که ما وقتی آثار دینی و انقلابی و… در دهه‌های اخیر را می‌خوانیم، عمومشان از این نسبت بهره‌ای ندارند و صرفا روایتی غیرزمانمند، غیراجتماعی و از این نظر غیرمسئله‌دار را روایت می‌کنند. به این معنا که بیشتر به روایاتی خنثی از تاریخ می‌پردازند، بدون اینکه مخاطب امروزی را در «موقعیت کنونی‌اش» با نوعی چالش، بحران یا گسست درونی از اعتقادات رایج و رسمیت‌یافته مواجه کنند. مثلا فرض کنید نویسنده داستانی از عاشورا را روایت می‌کند و ما می‌بینیم یک رابطه صرفا عاطفی و معنوی بین دو شخصیت مرتبط با قیام عاشورا، و در عین حال کاملا مجزا و منفک از بستر مسئله‌دار واقعه عاشورا (به مثابه یک بحران سیاسی اجتماعی) روایت می‌شود و مخاطب هم هیچ درکی از قیاس موقعیت مسئله‌مند خودش با آن بستر و زمینه اجتماعی سیاسی برقرار نمی‌کند. یا داستان‌هایی که در خصوص انقلاب اسلامی نوشته می‌شود کاملا به موقعیتی بی‌زمان و بی‌مکان از نسبت یک شخصیت که روی دیوار شعار می‌نوشته با یک مامور ساواک، و باز منفک از وضعیت مسئله‌مند سیاسی در آن دوران روایت می‌شود.

    بله، متاسفانه این موضوعات و روایات خیلی کلیشه‌ای وجود دارد.

    بر این مبنا نمی‌توان به این واقعیت پی برد که ما ناتوان از خلق داستان‌هایی غیرمسئله‌مند از وقایع مختلف حتی تاریخی، آئینی، دینی، انقلابی و غیره هستیم؟

    راستش من خودم مدتهاست دارم به این موضوع فکر می‌کنم و قبول دارم که جای چنین پرداخت‌هایی در ادبیات ما خیلی خالی است؛ یعنی ما از حادثه کربلا گرفته تا مسائلی که امروز با آن مواجه هستیم بسترهای خیلی خوبی داریم تا قصه‌های خیلی فوق‌العاده‌ بنویسیم، ولی از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم، بعد خارجی‌ها، هالیوود و کمپانی‌های بزرگشان می‌آیند یک سوژه کاملاً افسانه‌ای را از اول به نحوی پردازش می‌کنند و برای آن نقشه و داستان می‌سازند و جنگ و نبردی را طراحی می‌کنند – نقشه‌ها و نبردها و شخصیت‌های افسانه‌ای که هیچ‌وقت وجود نداشتند – که ما که می‌دانیم هیچ کدامشان واقعی نیست، باز هم نفس در سینه ما حبس می‌شود! اما ما که خودمان این حوادث را داریم و واقعیت تاریخی خودمان است، تابه‌حال نتوانستیم این‌قدر قشنگ این واقعیات را در قصه‌های خود استفاده کنیم.

    ما هیچ‌وقت نخواستیم به مخاطب نزدیک شویم و نتوانستیم مخاطب را درست هدف‌گیری کنیم و ببینیم چه کسی را می‌خواهیم تحت تاثیر قرار دهیم. ما عموما فکر می‌کنیم برای امثال خودمان داریم می‌نویسیم!

    بنابراین، چیزی که می‌گویید برای من واقعا دغدغه است، و از آنجا که حوزه‌ام داستان دینی است و به این حوزه علاقه دارم به دنبال تحصیل در حوزه فلسفه اسلامی رفتم تا با نگاه بنیادینی به این مسائل نگاه کنم. در این جریان به این فکر می‌کنم که اگر یک زمانی داستانی در مورد حجاب می‌نویسم که اتفاقا چنین داستانهایی نداریم و دستمان خالی است، یک چیز خنده‌داری از آب درنیاید که مثلا وقتی یک دختر نوجوانی که با مسئله حجاب مشکل دارد و به حجاب علاقه‌مند نمی‌شود، این کتاب را بخواند و هیچ تاثیری بر او نگذارد. به بیان دیگر صرفاً این طور نباشد که من نویسنده احساس دغدغه کردم و یک چیزی نوشتم و در نهایت مخاطب این داستان نتواند با چیزی که برای من مسئله بوده، ارتباطی برقرار کند؛ یعنی داستانم آنقدر از او دور است و فضایی ساخته شده در داستان آنقدر از واقعیت اجتماعی ما دور شده است که بر مخاطبم تاثیری نمی‌گذارد.

    یکی از دلایل این امر آن است که ما هیچ‌وقت نخواستیم به این مخاطب نزدیک شویم و نتوانستیم مخاطب را درست هدف‌گیری کنیم و ببینیم چه کسی را می‌خواهیم تحت تاثیر قرار دهیم. ما عموما فکر می‌کنیم برای امثال خودمان داریم می‌نویسیم!

    از این نظر، بسیاری از این نوشته‌ها تبدیل به «دل‌نوشته» یا «نوشته‌های خصوصی» می‌شوند!

    بله، در عین حال، اگر چه این‌ها داستان هستند، ولی بیشتر شبیه «منبر» هستند. من خودم داستان دینی می‌نویسم، و شاید قاعدتاً باید از این حوزه دفاع کنم، ولی من هیچ ادعایی ندارم الآن، بعد از نگارش و انتشار چند داستان دینی و حدود ۱۴، ۱۵ سالی که در این زمینه کار کرده‌ام، با خودم می‌گویم این بار داستانی بنویس که رو بازی نکند و مشتش را سریع برای مخاطب باز نکند؛ چه در انتخاب اسم، چه در طرح جلد، چه در خصوص شخصیت‌ها و فصل‌های مختلف داستان و… . داستانی بنویس که همان اول کار نگوید چه پیامی را می‌خواهد منتقل کند. حتی اگر می‌خواهم داستان دینی بنویسم، باید داستانی باشد که مخاطب عام‌تری دارد، چون قرار است آن پیام به آدم‌هایی منتقل شود که شاید دورتر هستند و آن آدم‌های دور را هم به این سمت و سو بیاورد.

    زمانی با آدمی تعامل داشتم که به‌هیچ‌وجه طرز تفکر دینی نداشت و به فضای دینی نزدیک نبود. داشتم با خودم فکر می‌کردم که کدام‌یک از کتاب‌هایم را به او هدیه بدهم که مثلاً از روی طرح جلد و خواندن دو صفحه اول کتاب، همان ابتدا کتاب را کنار نگذارد! دیدم اصلاً هیچ‌کدام از کتاب‌هایم را نمی‌توانم به او بدهم و این را برای خودم، به عنوان کسی که دارم داستان دینی می‌نویسم، یک نقطه‌ضعف می‌دانم. کار من باید جوری باشد که برای آن آدم‌ها هم حرف داشته باشد و برای آنها مسئله ایجاد کند. نباید از همان ابتدا یک تقسیم‌بندی صورت بگیرد و بگوییم ما که داریم در این زمینه کار می‌کنیم چه داستان دینی، چه داستان‌ انقلاب، یا ادبیات متعهد و ارزشی‌ و… مخاطب خاصی داریم و در همان وهله اول طیف خاصی از مخاطب را از دست بدهیم.

    زمانی با آدمی تعامل داشتم که به‌هیچ‌وجه طرز تفکر دینی نداشت و به فضای دینی نزدیک نبود. داشتم با خودم فکر می‌کردم که کدام‌یک از کتاب‌هایم را به او هدیه بدهم! دیدم اصلاً هیچ‌کدام از کتاب‌هایم را نمی‌توانم به او بدهم و این را برای خودم، به عنوان کسی که دارم داستان دینی می‌نویسم، یک نقطه‌ضعف می‌دانم

    شاید بشود گفت این‌ها همان آثاری هستند که به قول شما «مسئله‌مند» نیستند و به راحتی طیف خاصی از مخاطب اجتماعی خودش را از دست می‌دهد. من در حال حاضر یک شعار دارم و به دوستانم هم این را می‌گویم: «جهانی بنویسیم»! یعنی بیاییم علاوه بر اینکه داستان‌های ما آثار علاقه‌مندان به تفکر دینی را جذب می‌کند، طیف‌های بیشتری را هم درگیر خودش بکند. چطور است که ما داستان‌های جهانی را که بارها تجدید چاپ شده است، می‌خوانیم و با آن همزادپنداری می‌کنیم و به آن نزدیک می‌شویم؟! چرا ما خودمان نمی‌توانیم داستانی بنویسیم که جهانی باشد؟! بیاییم کم‌کم به این موضوع فکر کنیم و جهانی بنویسیم تا بتوانیم مخاطب بیشتری را در سطح جهان با خود همراه کنیم.

    اگر بخواهیم در پایان این مصاحبه سوال کلیشه‌ای اما بسیار مهم «چه باید کرد؟» را طرح کنیم و کمی هم ایجابی سخن بگوییم، تصور من این است که در قیاس با رمان‌نویسان بزرگی که به قول شما «کتاب‌های جهانی» خلق کرده‌اند، رمان‌نویسان ما به مسائل انسانی و اجتماعی خیلی سطحی نگاه می‌کنند و ناتوان از غور در اعماق مسائل زندگی انسانی هستند. بخشی از این مسئله هم از نظر من به خاطر فاصله‌ای است که دوستان نویسنده با علوم انسانی دارند؛ تحلیل شما از این وضعیت چیست و برای حل این وضعیت سطحی‌گرایانه واقعا «چه باید کرد»؟

    بله. واقعاً همین‌طور است. اول باید این را بپذیریم که خودمان، هر کسی هم که باشیم، نیاز به مطالعه بیشتر و نگاه عمیق‌تری داریم؛ یعنی باید بتوانیم همان ایده‌ و سوژه و وضعیتی که جلوی چشم‌مان است و ما آن را پذیرفته‌ایم، لحظه‌ای هم که شده از آن فاصله بگیریم، بیرون بیاییم، آن را به پرسش بکشیم، و به مسائل بزرگتری از آن هم فکر کنیم. اگر چنین کاری کنیم، آن عمق و ژرف‌بینی اتفاق می‌افتد. بعد از این فرایند است که تازه می‌توانم فکر کنم باید جهانی بنویسم یا برای طیف بیشتری بنویسم و… . همه ما به این نیاز داریم و این نکته‌ای است که قطعاً خیلی مهم است و باید به آن توجه کنیم.

    در این وضعیت هیچ‌کدام از ما نباید لحظه‌ای احساس کنیم که من چون خودم می‌روم و داستان‌نویسی درس می‌دهم، یا در دانشگاه درس می‌دهم و… پس همین‌قدر که تا اینجا بلد هستم، کافی است. هر لحظه‌ای که این اتفاق بیفتد از آنجا نه فقط «درجا زدن»، بلکه کاملاً یک «پسرفت» تمام‌عیار اتفاق افتاده است.

  • چرا اسلام داعشی از تلویزیون تبلیغ می شود؟

    چرا اسلام داعشی از تلویزیون تبلیغ می شود؟

    البته وجود این قبیل عقاید و نظرات شخصی در جامعه امر شگفتی نیست اما اگر کسی به عنوان کارشناس مذهبی آن هم از رسانه ملی چنین تفسیری را بیان کند، واقعاً جای تأمل است.
    در ارتباط با مطالب کارشناس محترم چند نکته قابل ذکر است:
    ۱- اولاً جزای محارب الزاماً اعدام نیست و بر اساس همین آیه سوره مائده (که کارشناس محترم در قرائت آن چهار غلط داشت) اگر شورشیان مرتکب قتل نشده باشند و اموال مردم را سرقت نکرده یا منهدم نکرده باشند و تنها با سلاح و شمشیر مردم را ارعاب و تهدید کرده باشند، بایستی تبعید شوند که همان نفی بلد است آن هم نه با کشتی قراضه به وسط دریا تا از گرسنگی آنجا بمیرند بلکه به شهری دیگر مثل همان شهری که در آن زندگی می‌کردند چنان که در روایات ذیل همین آیه وارد شده است که علی علیه السلام دو نفر از این افراد را  از کوفه به بصره تبعید و یا نفی بلد فرمودند.
    ۲- زجرکش کردن برای کسانی که در محاربه حتی مرتکب قتل هم شده باشند جایز نیست. فعل (یقتّلوا) که در آیه برای این افراد به کار رفته از مصدر تقتیل است و در هیچ یک از متون لغوی این واژه در معنای کشتن همراه با زجر و شکنجه استعمال نشده است. در  کتاب‌های لغت آمده است: (قتّل القوم: قتل کثیرا منهم)
    ۳- چگونه است که کارشناس مذهبی که بایستی قرآن را در پرتو تعالیم ائمه اطهار علیهم السلام معنا کند نمی‌داند که زجرکش کردن یک عمل غیراسلامی و غیرانسانی است. علی علیه السلام در آخرین سفارش‌های خود فرموده‌اند: بنگرید اگر من از این ضربت مُردم، تنها قاتل مرا با یک ضربت مجازات کنید و مبادا او را مثله کنید که من از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود از مثله کردن بپرهیزید گرچه با سگ هار و گزنده باشد (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)
    ۴- نکته دیگر آن که امام اختیار دارد یکی از مجازات‌های چهارگانه را که در آیه آمده است بر محاربین اعمال کند، چنان که در روایت از امام صادق علیه السلام آمده است: (ان شاء قطع و ان شاء نفی…) راوی می گوید به کجا تبعید کند؟ و امام صادق فرمودند (ینفی من مصر الی آخر و قال: ان علیا نفی رجلین من الکوفه الی البصره) الکافی ۲۴۵/۷
    کارشناس محترم صدا و سیما بداند که تفسیر داعشی از قرآن و اسلام با تعالیم پیامبر  رحمت و ائمه هدی علیهم  السلام سازگار نیست و دشمنان اسلام می‌کوشند اسلام را دینی خشونت آمیز و غیر انسانی و داعشی جلوه دهند.‌

  • تصویری جدید از گریم شهاب حسینی در نقش شمس تبریزی

    تصویری جدید از گریم شهاب حسینی در نقش شمس تبریزی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شهاب حسینی در «مست عشق» تازه‌ترین اثر حسن فتحی نقش شمس تبریزی را ایفا می‌کند. فتحی در این فیلم که در زمان زندگی مولانا و شمس روایت می‌شود از حضور بازیگران ترک و ایرانی بهره برده است. پارسا پیروزفر و حسام منظور دیگر بازیگران این فیلم تاریخی هستند.

    صفحه اینستاگرام این فیلم به مناسبت سالروز دیدار تاریخی شمس و مولانا با تصویری از شهاب حسینی با گریم شمس تبریزی به روز شد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • چرا «تبلیغات» از شبکه کودک حذف نمی‌شود؟

    چرا «تبلیغات» از شبکه کودک حذف نمی‌شود؟

    بیشتر از یک ماه می‌گذرد از روزی که محمد سرشار مدیر شبکه کودک خبر داد که قرار است از ابتدای آبان ماه تبلیغات و آگهی‌های بازرگانی از این شبکه حذف شود. وی با یادداشتی در ۳۰ مهر ماه از این اتفاق که مدت‌ها بود خانواده‌ها، پدر و مادرها و روانشناسان تعلیم و تربیت منتظرش بودند خبر داد و تصریح کرد: «از فردا یکم آبان ۹۸، شبکه کودک یک گام بلند دیگر را برای بهتر شدن و نزدیکتر شدن به الگوی رسانه_مربی برمی‌دارد: شبکه کودک بدون تبلیغات بازرگانی.»

    این خبر که مدیر شبکه کودک بارها نسبت به آن نوید داده بود، به سرعت در صدر تیتر رسانه‌ها قرار گرفت و رسانه‌ها از آن به عنوان یک اتفاق ویژه یاد کردند.

    با این حال عصر همان روز مرتضی میرباقری معاون سیمای رسانه ملی بر حذف تدریجی پیام‌های بازرگانی از شبکه کودک تاکید کرد و با اشاره به اینکه از مدت‌ها قبل و به‌رغم شرایط نامساعد مالی سازمان، بنابه درخواست مخاطبان شبکه کودک، تبلیغات در این شبکه روند نزولی داشته است، گفت: با توجه به سیاستگذاری صورت گرفته، روند کم کردن تبلیغات در این شبکه همچنان ادامه دارد تا در بازه زمانی مشخص بتوانیم این تبلیغات را به تدریج از شبکه کودک حذف کنیم.

    حالا حدود یک ماه و نیم از این اظهارات می‌گذرد و هنوز آگهی‌های بازرگانی از شبکه اختصاصی کودکان در سیما حذف نشده است. اگرچه پخش آگهی‌های بازرگانی به حداقل رسیده اما انتظار می‌رفت که تصمیم‌گیری در این باره زودتر به نتیجه برسد و شاهد حذف کامل آگهی‌های تبلیغاتی از این شبکه باشیم.

    هم اکنون کانال پویا که برای خردسالان است و از ساعت ۸ صبح تا ۱۴ بعدازظهر روی آنتن می‌رود در کنداکتور خود آگهی بازرگانی پخش نمی‌کند. کانال نهال نیز که از ساعت ۱۴ تا ۲۲ برنامه‌هایی را متناسب با کودکان پخش می‌کند از ساعت ۲۰ بخش‌های مرتبط با پیام بازرگانی را پخش می‌کند که اتفاقا باکس پربیننده‌تری است. در این بازه زمانی یعنی ۲۰ تا ۲۲ هر نیم ساعت یک بار و در مجموع در چهار باکس به ترتیب در ساعت‌های ۲۰، ۲۰:۳۰، ۲۱ و ۲۱:۳۰ پیام‌های بازرگانی پخش می‌شود. در هر بار پخش پیام‌های بازرگانی اگرچه مدت این تبلیغات چندان زیاد نیست ولی در هر بار حدود ۲ یا ۳ آگهی بازرگانی به تبلیغ می‌رسد.

    این آگهی‌های بازرگانی از تبلیغ تن ماهی تا کتاب‌های کمک درسی و دوغ و بیسکوییت را در برمی‌گیرد و با توجه به پخش از شبکه کودک چندان تفکیک شده و متناسب با سن این کودکان نیست.

    با نگاهی روان شناختی حتی پخش باکس‌هایِ کوتاهِ پیام‌های بازرگانی در شبکه کودک برای کودکان بسیار آسیب‌زا و خطرآفرین است و می‌تواند تاثیر بسیار سویی در سرنوشت و شخصیت فردی و اجتماعی آن‌ها داشته باشد.

    تاثیر مخرب پیام‌های بازرگانی بر شکل‌گیری شخصیت کودک

    مهدی اسماعیل‌تبار روان شناس فرهنگی با انتقاد از پخش آگهی‌های بازرگانی در شبکه کودک یکی از این آسیب‌ها را مرتبط با شکل‌گیری شخصیت آینده کودکان دانست و در این باره توضیح داد: هر آنچه از ناهنجاری‌هایی که امروز در جامعه می‌بینیم تاثیر بسیاری در گذشته و کودکی این افراد دارد. از طلاق‌هایی که هر سه دقیقه به یک طلاق منتج می‌شود تا دیگر معضلاتی که نسل‌های نوجوان و جوان ما با آنها رو به رو هستند و بخشی از این اتفاقات نیز ناخودآگاه از تصویری که در تلویزیون و پیام‌های بازرگانی ارائه شده است رخ می‌دهد.

    وی در ادامه به یک تاثیر مخرب با بهره‌گیری از خود کودکان در پیام‌های بازرگانی هم اشاره کرد و معتقد است: تماشای پیام‌های بازرگانی هم برای کودکان و هم پخش این آگهی‌های بازرگانی با استفاده از کودکان به شکل‌گیری شخصیت نمایشی در کودکان منجر خواهد شد. شخصیتی که بیشتر درگیر عشوه‌گری و زیباکردن خود خواهد بود و تمایل شدیدی برای دیده شدن دارد.

    آسیب پیام بازرگانی؛ از تجمل‌گرایی تا شهوت دیده شدن

    وی با تاکید بر آسیب‌های فردی و اجتماعی کودک در تماشای هم‌سالان خود در پیام‌های بازرگانی عنوان کرد: تماشای این تصویر طوفانی فراتر از تجمل گرایی، عشوه گرایی فردی و تمایل به شهوت دیده شدن را در کودک دامن می‌زند. یکی از آنها همین عمل‌های جراحی و تلاش برای زیبایی‌های افراطی است و یا مصرف بیش از حد لوازم آرایش که در کشور ما دیده می‌شود.

    اسماعیل‌تبار با اشاره به تخریب شخصیت کودکان با استفاده از آن‌ها در آگهی‌های بازرگانی بیان کرد: ما به شدت با استفاده ابزاری مخالف هستیم درحالی که در پیام‌های بازرگانی حضور بچه‌ها و زنان همان استفاده ابزاری است. حالا ما برای تبلیغ پوشک بدن کودک را نیمه عریان نمایش می‌دهیم و این کاملا مصداق استفاده ابزاری از کودک است، اتفاقی که ارزش‌ها و اصول ما را هم زیر سوال می‌برد.

    وی با اشاره به سیاست‌های دوگانه صداوسیما تصریح کرد: چطور اگر زنی چند تار موی او دیده شود در تلویزیون نمایش نمی‌دهیم، اما اگر کودک باشد می‌توان بدنه نیمه برهنه او را نمایش داد؟ فقط به این دلیل که فرمان جهت‌گیری صداوسیما در پیام‌های بازرگانی، در دست کمپانی‌های مالی است و هر آنچه آنها بخواهند در تبلیغات به تصویر کشیده می‌شود.

    این روان شناس با اشاره به قانون ممنوعیت حضور کودکان در پیام‌های بازرگانی غیر مرتبط تأکید کرد: برعکس قوانین وضع شده برای پیام‌های بازرگانی، می‌بینیم که از کودکان برای تبلیغ تن ماهی و فرش و سایر لوازم بزرگسالان هم بهره گرفته می‌شود و خطر همه این اتفاقات همان چیزی است که در نسل‌های بعدی به شکل گیری اختلالاتی در شخصیت‌های آن‌ها منجر خواهد شد.

    ۶۰۲۴۱