برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • انتقاد تند روزنامه جوان از محسن امیریوسفی

    انتقاد تند روزنامه جوان از محسن امیریوسفی

    ضرب‌المثل معروفی است که می‌گوید: «حرمت امامزاده را متولی‌اش نگه می‌دارد». حال، عیان و بیان این ضرب‌المثل مصداقی‌شده بر رفتارهای یک فیلمساز که بر حسب اتفاق در اینجا هم متولی کانون کارگردانان خانه سینمای ایران است.

    محسن امیر یوسفی، کارگردان سینمای ایران، …. در تازه‌ترین حاشیه‌سازی و خوشمزه‌بازی‌هایش که ید طولایی در آن دارد، خواستار حضور فیلم اکران شده «آشغال‌های دوست‌داشتی» با عنوان «آشغال‌های دوست‌داشتنی اصل»! در جشنواره فیلم فجر شده‌است.

    فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتی» بعد از آنکه سال‌ها، به خاطر حواشی‌ای که پیرامونش داشت، پشت خط جشنواره و اکران مانده بود، بالاخره در سال گذشته اکران شد و با وجود سر و صدا و شلوغ بازی‌های که امیر یوسفی و دوستانش داشتند با فروش اندکی با سردر سینماها خداحافظی کرد.

    امیر یوسفی تا جایی که امکان داشت در این مدت بهره‌برداری رسانه‌ای و غیررسانه‌ای‌اش را از این فیلم کرد و به قول معروف تا جایی که می‌شد رُس فیلم را کشید. ولی ظاهراً این پروسه به مذاقش خوش آمده و می‌خواهد این خوشمزه‌بازی‌اش را ادامه بدهد.

    برای هر سینماگر و مخاطب سینمایی مشخص است که نمی‌شود فیلمی را که اکران شده و روی پرده را دیده در جشنواره فیلم فجر پذیرفت. حال اینکه خود امیر یوسفی بنا بر سمتش که … رئیس کانون کارگردانان خانه سینماست از همه‌کس بر این قانون واقف‌تر و آگاه‌تر است.

    این فیلمساز همه جا پر کرده‌است این نسخه یک بازیگر جدید دارد و آن کسی نیست جز بهروز وثوقی. امیر یوسفی در نامه‌ای از اعضای هیات انتخاب سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر خواسته تا با نمایش «آشغال‌های دوست داشتنی اصل»، اجازه دهند بازی بهروز وثوقی، پس از ۴۱ سال بر پرده سینما دوباره دیده شود.

    گفته می‌شود امیر یوسفی فیلمبرداری این سکانس‌ها را شخصاً در پاییز سال ۹۱ و پس از طی مراحل تولید در ایران، در سفری که به آمریکا داشته انجام داده است.

    امیریوسفی درباره تفاوت نسخه جدید و نسخه اولیه گفته است: «این نسخه دلخواه کارگردان است که دقیقاً مطابق فیلمنامه پروانه ساخت گرفته از سازمان سینمایی در سال ۹۱ است. نسخه جدید ۵۵ دقیقه با نسخه اکران شده تفاوت دارد که این پلان‌ها، جداگانه در پاییز ۹۱ فیلمبرداری‌شده، ولی در نسخه اکران نبود. در این نسخه جدید که هفت سال آماده اکران بوده، بازیگری جدید هم حضور دارد که از نقش‌های اصلی است و در نسخه اکران شده حضور نداشت.»

    درباره این صحبت‌ها و گفته‌های امیر یوسفی چند نکته وجود دارد که باید به آن‌ها پرداخت.

    اولین نکته این است که وقتی رئیس کانون کارگردانان خانه سینما از قانون و حد و حدود قانونی کار کردن در حوزه سینما مطلع است، چرا این همه اصرار بر خبر پراکنی درباره مثلاً نسخه اصلی این فیلم دارد؟

    آیا صرف اینکه یک بازیگر جدید در این فیلم بازی کرده یا سکانسی به آن اضافه شده، مجوزی است برای اکران دوباره یا حضور در جشنواره فجر؟

    اگر این باشد که از فردا همه فیلم‌ها و صاحبانشان می‌توانند با یک تدوین مجدد و اضافه کردن چند سکانس که معمولاً  در دست و بالشان هم هست مدعی اکران نسخه جدید و حضور در جشنواره بشوند.

    نکته دیگر اینکه مگر در فیلمنامه‌ای که آقای امیر یوسفی مدعی نسخه اصلی بودن آن است، مشخص شده که قرار است این نقش را کدام بازیگر بازی کند که امروز دارند با اسم و رسم بهروز وثوقی اسکی‌بازی خبری می‌کنند؟
     
    نکته دیگر اینکه مگر رئیس کانون کارگردان در این حد شناخت و آگاهی از قوانین سینمای ایران و جمهوری اسلامی ندارد که نمی‌داند بهروز وثوقی مجوز حضور در فیلم‌های سینمای ایران را ندارد؟
     
    نکته آخر اینکه آیا مدیران وزارت ارشاد و مسوولین سینمایی نمی‌خواهند از آقای کارگردان سوال کنند که شما با چه مجوزی و با چه اختیاراتی رفته‌اید با پول بیت‌المال (سرمایه‌گذار فیلم بنیاد سینمایی فارابی) ریخت و پاش کرده‌اید و بدون اطلاع و گرفتن مجوز از ما یک بازیگر بدون مجوز را برای بازی در فیلم انتخاب کرده‌اید؟

    به نظر می‌رسد این حرکت و بازی رسانه‌ای امیر یوسفی جز ریشخند و مسخره‌کردن مخاطبان سینمایی در وهله اول و مدیران سینمایی در وهله دوم و در سر آخر خود سینما چیز دیگری نباشد.

    متأسفانه باید گفت وقتی رئیس کانون کارگردان سینما خودش باب مسخره‌بازی و لیچار بار کردن را در سینما را باز می‌کند، آن وقت چه انتظاری می‌توان مثلاً از آن فلان فیلمساز جوان داشت؟!

    وقتی رئیس کانون کارگردان و فیلمسازان این مملکت نگاهشان و رفتارشان با سینما تا این حد بچگانه، دم‌دستی و چیپ است، چرا انتظار دارند متولیان فرهنگ، مدیران سینمایی و مخاطبان سینما آن‌ها و فیلم‌هایشان را جدی بگیرند؟!.

    آقای امیر یوسفی! بله. «حرمت امامزاده را متولی‌اش نگه می‌دارد». سینما را شما بی‌حرمت، توسری‌خور و هر کی هرکی می‌کنید و فردا فحش و ناسزایش را به فلان مدیر و فلان رسانه و فلان نهاد می‌دهید که این‌ها جلوی فیلم من را گرفته‌اند!

    جالب است بداندید که محسن امیر یوسفی با ساختن تنها سه فیلم رئیس کانون کارگردان سینمای ایران شده‌است، آن هم فیلم‌هایی که بیش از آنکه فیلم‌های تأثیرگذار و جریان‌ساز باشند، به واسطه حواشی و جنجال‌هایی که ظاهراً این کارگردان سرشته خوبی در آن دارد، دیده شده‌اند.

    نویسنده: ایزد مهرآفرین

    ۶۴۵۷

  • محسن افشانی در راه بازگشت دوباره به زندان

    محسن افشانی در راه بازگشت دوباره به زندان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ۵ تیر امسال بود که اخبار منتشر شده حکایت داشت که محسن افشانی، بازیگر سینما، روانه زندان شده است. افشانی برای ساخت یک دابسمش که حاوی خشونت بود و در آن از اسلحه‌ای که مجوز نداشت، استفاده شده بود، احضار، بازداشت و روانه زندان شد.

    او که از روز گذشته (پنجشنبه ۵ دی)، بعد از طی ۶ ماه از دوره محکومیت‌اش، برای مرخصی چند روزه از زندان خارج شده است، با انتشار پستی در اینستاگرام نوشت:

    « امروز ۵ دی ۱۳۹۸ هست و دقیقا ۶ ماه از زندان رفتنم گذشت!

    الان توی مرخصی هستم و دوباره باید برگردم زندانِ تهران بزرگ و خودم رو معرفی کنم. توی این ۶ ماه به اندازه ۱۰ سال تجربه کردم و تنها بدی زندان اینه که دستت از دنیا کوتاهه، مثل اینکه مرده باشی و نتونی از نزدیک کنار عزیزانت باشی و بهشون رسیدگی کنی..

    توی این سینه پراز رازهاست که شاید روزی سرباز کنه!!

    ۶ ماه دیگه باید تحمل کنم، خیلی سخته دوری از خونه و خونواده….»

    ۵۷۲۴۵

  • واکنش آمنه‌سادات ذبیح‌پور به اتهام سپیده قلیان

    واکنش آمنه‌سادات ذبیح‌پور به اتهام سپیده قلیان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،آمنه‌سادات ذبیح‌پور، گزارشگر برنامه ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیما، به ادعای سپیده قلیان، از متهمان اعتراضات کارگری، درباره حضور این خبرنگار در جلسات بازجویی‌اش واکنش نشان داد.

    ذبیح‌پور در متنی که در صفحه اینستاگرامی‌اش منتشر کرده، با رد اتهام سپیده قلیان، تاکید کرده تا به حال او را ندیده و در جلسات بازجویی‌اش هم شرکت نداشته است.

    پست اینستاگرامی این مستندساز و خبرنگار ۲۰:۳۰ به شرح زیر است:

    «تورا ندیدم هیچگاه، تو اهواز بودی و من تهران اما تمام تو را می‌شناختم.
    برای مستندم درباره‌ات هرچه بود دیده و خوانده بودم.
    ساده بودی، آنقدر ساده که به هر رنگی در می‌آمدی مثل موهایت
    می‌دیدم گرگ‌ها چگونه دوره‌ات کرده‌اند از توانا تا آن پیر نادانا!
    افسوس، سپیده را برای روسیاهی می‌خواستند.
    بازجویت به تهران آمد، او را دیدم خانمی باوقار ، نجیب وآرام
    اخلاق برایش حکم می‌کرد از تو به بدی یاد نکند، از تو واقعیت‌ها را گفت
    اما بعدها شنیدم که برای بار دوم و برای دیدنت به در خانه‌ات آمده، برادرت با لگدی او را از پله به پایین پرت کرده و چند دنده او شکسته
    اندوهم چند برابر شد وقتی او اهواز بود و بستری و من تهران ….
    تو را ندیده‌ام اما به‌جای تنفر به تو ترحم دارم دلم می‌خواست ببینمت اما به‌جای آنکه تو سر حرف زدن را باز کنی، من تشنه یک صحبت طولانی بودم
    تو از من به حقوق بشر غربی شکایت کردی، من اما از تو به خدا شکایت می‌برم
    یقین دارم هرکه با آل علی درافتاد، ورافتاد.
    من تورا ندیم اما بهتر است دیدار ما به قیامت باشد، آنجا دیگر طلبکار و بدهکاری برای حق‌الناس نخواهد بود»

    ۵۷۵۷

  • خبری تازه از فیلم پربازیگر رضا درمیشیان

    خبری تازه از فیلم پربازیگر رضا درمیشیان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،این فیلم به دفتر جشنواره تحویل داده شده تا برای هیات انتخاب به نمایش دربیاید. آخرین حضور درمیشیان در جشنواره فجر ۴ سال قبل با فیلم «لانتوری» است.

    «مجبوریم» پنجمین فیلم رضا درمیشیان پس از فیلم های «بغض» ، «عصبانی نیستم!» ، «لانتوری» و فیلم به نمایش در نیامده «یواشکی» است که قرار است در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شود.

    «مجبوریم» پربازیگرترین و پر لوکیشن ترین فیلم درمیشیان است که فیلمبرداری آن در سه ماه در صد لوکیشن در تهران انجام شده که از این میان بخش عمده ای از آن در جنوب شهر تهران فیلمبرداری شده است.

    نکته جالب توجه این فیلم پر بازیگر حضور نسل های مختلف بازیگران زن در «مجبوریم» است. ژاله علو، فاطمه معتمدآریا، نگارجواهریان و پردیس احمدیه نسل های مختلف بازیگران زن این فیلم را تشکیل می دهند. «مجبوریم» به سرمایه گذاری و تهیه کنندگی رضا درمیشیان تولید شده است.

    بازیگران: فاطمه معتمدآریا ، نگار جواهریان، پارسا پیروزفر، بهمن فرمان آرا ، پردیس احمدیه، مجتبی پیرزاده ، بابک کریمی ، همایون ارشادی ، پریوش نظریه ، رضا بهبودی ، احمد حامد، مریم بوبانی، راموناه شاه، هوشنگ قوانلو ، مسیح کاظمی ، سپیده علی محمدی ، غزل شجاعی ، خورشید چراغی پور، مهدی نصرتی، رویا بختیاری، محمد رضا مالکی، محمد حیدری، نسیم جمشیدی، محسن خوئینی ها، حامد رحیمی نصر، حسین مسلمی، سیامک ادیب، یگانه ظرافتی ، نازی خاتمی ، شراره رنجبر ، یاسمین پازوکی ، حسام زارع مقدم ، مهناز کرباس چیان، حیدر طلوعی نیا ، سید داود مرتضوی ، سهیل قناعتی، فرهاد ریش سفیدی ، سعید اکبری ، سپهر سهرابی، علی بلوردی و… با حضور: ژاله علو.

    ۲۴۱۲۴۱

  • آیت‌الله شمس خراسانی درگذشت

    آیت‌الله شمس خراسانی درگذشت

    آیت‌الله سید حسین شمس خراسانی، عالم دینی برجسته خراسانی و از اساتید حوزه علمیه مشهد و قم بامداد روز گذشته، پنجم دی ماه، در سن ۹۲ سالگی در  قم در گذشت. بناست پیکر وی به عراق منتقل شده و در وادی‌السلام نجف اشرف به خاک سپرده شود.

    حسن جمشیدی، از شاگردان آیت‌الله شمس خراسانی، در خصوص وی، اظهار کرد: ایشان متولد سال ۱۳۰۶ در روستای ابرده استان خراسان هستند. آیت‌الله شمس خراسانی تحصیلات حوزوی خود را در سال ۱۳۱۸ در حوزه علمیه مشهد آغاز کردند و مدتی پس از آن برای ادامه تحصیلات راهی حوزه علمیه قم و نجف شدند، اما بار دیگر به مشهد بازگشتند.

    وی ادامه داد: ایشان جزء شاگردهای زبردست آیت‌الله سیدمحمدحسین بروجردی، امام خمینی(ره)، علامه سیدمحمدحسین طباطبائی و آیت‌الله میلانی بودند. همچنین دوستی و رفاقتی با آیت‌الله آشتیانی، از اساتید فلسفه داشتند.

    جمشیدی تصریح کرد: ایشان آثار متعددی دارند که برخی از آن‌ها منتشر شده و برخی نیز تا کنون منتشر نشده است. از جمله آثار چاپ شده ایشان می‌توان به توحید ناب، توحید از نگاهی نو، الأمر بین الأمرین، مشکات الأصول، التوحید بین الفلسفه المادیه و المدرسه العرفانیه اشاره کرد که در مجموع آثار دینی ارزشمندی هستند.

    وی خاطرنشان کرد: آیت‌الله شمس خراسانی با وجود این‌که از شاگردان برجسته علامه میلانی بودند و سواد لازم را داشتند، هیچ‌گاه به دنبال مرجعیت نبودند و در این زمینه فعالیتی نکردند. ایشان حتی مبادرت به چاپ کتاب‌های خود نمی‌کردند و پسر ایشان برخی از آثار ایشان را به چاپ رساندند.

    این پژوهشگر فلسفه و الهیات با اشاره به اینکه «آیت‌الله شمس خراسانی فرد بسیار با تقوا و خدا ترسی بودند»، افزود: وی همچنین نسبت به استفاده کردن از وجوهات بسیار پرهیز داشتند و حساس بودند.

    وی اضافه کرد: از جمله صفات بارز ایشان می‌توان به تسلط زیاد بر بحث اصول و کتاب‌های آیت‌الله اصفهانی اشاره کرد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • روایت یک نویسنده از دلیل محبوبیت «کلاه‌ قرمزی»

    روایت یک نویسنده از دلیل محبوبیت «کلاه‌ قرمزی»

    این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان درباره وضعیت آثار ادبی طنز کودک و نوجوان اظهار کرد: طنز باید به عنوان یک نیاز اساسی برای کودک و نوجوان در نظر گرفته شود، هرچند نوع پرداختن به آن خیلی متفاوت است. در تقسیم‌بندی گونه طنز، کمتر توصیه می‌شود که طنز تلخ با بچه‌ها در میان گذاشته شود. هرچند که من این را برای گروه نوجوان گاهی لازم می‌دانم تا با جهان آینده‌شان بیشتر آشنا شوند و همه چیز را در ظرفی خوشایند قرار ندهند.

    او افزود: به طور کلی باید گفت که ما نویسنده‌های موفقی در حوزه طنز داریم، شاید قبل از هر کسی بتوانیم درباره آقای مرادی‌ کرمانی و جایگاهش صحبت کنیم اما بخش‌های دیگری هم در طنز وجود دارد که می‌توانیم آن را با فانتزی در ارتباط بدانیم. البته این گونه طنز شاید طنز دشوارتری باشد چون معمولا اگر به طور سنتی بیشتر طنزهای واقعی رسم بوده اما شاید طنز فانتزی شکل دشوارتری داشته باشد و به همین علت نویسندگان ما کمتر به آن پرداخته‌اند و آن را کمتر هم می‌شناسند. این ژانر که از نوع «ناطور دشت» سالینجر است برای ادبیات غرب بیشتر جا افتاده که در یک شکل ادبی خیلی خاص است.

    اکرمی به کمبود کار عمیق در حوزه طنز کودک و نوجوان اشاره و بیان کرد: اگر بخواهیم از نویسندگان طنزنویس مثالی بزنیم خیلی محدود است که این میزان برای سنین پایین‌تر هم خیلی کمتر است؛ مثلا برای گروه سنی خردسال باید به طنز تصویری توجه بیشتری شود. البته این نوع طنز هم به نویسنده نیاز دارد. 

    این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان با بیان این‌که در طنز کودک و نوجوان در حوزه کتاب خیلی محدود رفتار کرده‌ایم و خیلی برای‌مان جدی نبوده است گفت: «قصه‌های من و بابام» اریش ازر در شرایط تلخ جنگ و سلطه نازی بر آلمان شکل گرفته یا «موش و گربه» عبید زاکانی و آثار طنز ایرج میرزا که از آثار کهن ادبیات ما هستند در شرایط سخت اجتماعی شکل گرفته‌اند، اما در شرایط امروز خیلی کم به این ژانر می‌پردازیم.

    او ادامه داد: با شناخت نصفه و نیمه‌ای که من از مطبوعات دارم می‌بینم مجلات بیشتر به موضوع طنز کودک و نوجوان بها می‌دهند، در واقع شاید با برابری به طنز تلخ و طنز شیرین می‌پردازند و به دوگانگی آن اشاره می‌کنند و جایگاه بهتری بین بچه‌ها دارند.

    این نویسنده در پایان گفت: شاید بد نباشد تا جشنواره، فراخوان یا تلاشی برای این که نویسنده و تصویرگر در رده‌های سنی گوناگون به طنز بپردازند ایجاد شود تا بسنجیم که اصلا چقدر روحیه ما طنزپردازانه است. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم روحیه ما خیلی تلخ است. مثلا اگر بخواهیم به رسانه‌های خودمان توجه کنیم، می‌بینیم همه چقدر رسمی حرف می‌زنند. اگر چیزی مثل «کلاه قرمزی» در دل بچه‌ها جا باز می‌کند، به خاطر صمیمی بودن ارتباطش با بچه‌ها است که ما این را در تصویر و متن خیلی کم داریم و به نوعی متکی به جامعه تشریفاتی هستیم و خودمان را با اسامی رسمی صدا می‌زنیم. در حالی‌که در اروپا معلم و بچه‌ها بدون هیچ تشریفاتی هم را به اسم کوچک صدا می‌زنند. بافت جامعه ما درگیر تشریفات و به همان نسبت از طنز دور است. «کلاه قرمزی» یک طنز تصویری و کلامی است، این ترکیب توأمان در ادبیات هم می‌تواند جا باز کند. این‌ها نیازمند یک خرد جمعی و نگاه جدی‌تر است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • شاعری که در کنار مردم ایستاد و همیشه در مضیقه زندگی کرد

    شاعری که در کنار مردم ایستاد و همیشه در مضیقه زندگی کرد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به مناسبت فرا رسیدن هفتادوسومین زادروز شیون فومنی، شاعر سرشناس گیلانی کشورمان، خانه هنرمندان، شب گذشته (پنجشنبه ۵ دی)، میزبان مراسمی بود.

    در مراسم بزرگداشت زنده‌یاد شیون فومنی، محمدرضا اصلانی، سیداحمد محیط‌طباطبایی، علیرضا قلی‌نژاد، سهیل محمودی، فرهاد طهماسبی، سیدضیاءالدین شفیعی و حامد فومنی سخنرانی کردند.

    نخستین سخنران این مراسم، علیرضا قلی‌نژاد از مدیران و پژوهشگران میراث فرهنگی کشورمان بود که گفت: «شیون فومنی، معمار شعر معاصر گیلک است. در دوران افول زبان گیلکی، اشعار او بود که خون تازه‌ای به پیکر فرهنگ و ادب گیلان تزریق کرد.»

    در ادامه، حامد فومنی، فرزند این شاعر معاصر، پدرش را شاملوی شعر گیلکی معرفی کرد و افزود: « او، شیون و شاعر مردم است. شیون فومنی، با آمیختن هنرمندانه عناصر بومی و افسانه‌ها و باورها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های گویش گیلکی، اندیشمندانه به درک هستی و انسان و جهان پرداخت.»

    سیداحمد محیط طباطبایی، کارشناس و پژوهشگر فرهنگی، دیگر سخنرانی بود که پشت تریبون رفت و تاکید کرد: «شیون فومنی برآیند فرهنگ گیلکی و ایرانی است؛ آثار او الگویی برای آیندگان است و از این جهت ویژگی موزه‌ای دارد و باید در شکل فرهنگ موزه‌ای سامان یابد.»

    محمدرضا اصلانی، شاعر و فیلمساز سرشناس کشورمان هم در سخنانی گفت: «اگر شیون فومنی زنده است، به زبان زنده است و اگر زبان گیلکی زنده است، با شیون زنده است؛ شعر او ژن آزادگی دارد.»

    سهیل محمودی، شاعر معاصر کشورمان، دیگر سخنران این مراسم بود که در سخنانی گفت: «شیون فومنی، گیلان را به بسیاری از مردم شناسانده است؛ او با مردم زیست و یکی از صداهای رسای فرهنگ و ادبیات گیلان در روزگار ماست.»

    سیدضیاءالدین شفیعی، شاعر و نویسنده، در رثای زنده‌یاد شیون فومنی گفت: «مردم گیلان شعر شیون فومنی را در آغوش می‌کشند چون او را با خود می‌بینند نه بر خود؛ او انتخاب کرد در کنار مردم بایستد و همواره در مضیقه زیست.»

    فرهاد طهماسبی، استاد زبان و ادبیات فارسی هم در تشریح ویژگی‌های شعر شیون فومنی گفت: «عشق، مرکز شعر شیون است؛ غزل‌های فارسی او که سرشار از حُسن تعبیر و تصویرپردازی است، تحت شعاع اشعار گیلکی‌اش کمتر مورد توجه قرار گرفته است که باید بیش از گذشته روی آن‌ها کار کرد.»

    پس از پایان سخنرانی‌ها، تصویر زنده‌یاد شیون فومنی که به دست تیم رباتیک دانشگاه خواجه نصیرالدین‌طوسی، ترسیم شده بود، به رفعت اقبال‌شعاع، همسر و دیگر اعضای خانواده این شاعر تقدیم که از سوی آنان به‌عنوان یادگاری به خانه هنرمندان ایران اهدا شد.

    میراحمد سید فخری‌نژاد، متخلص به شیون فومنی، (دی ۱۳۲۵ – شهریور ۱۳۷۷)، به عنوان یکی از شاعران موفق دو زبانه، شعر محلی و بومی گیلکی را که داشت در محاق فراموشی قرار می‌گرفت، در کشورمان گسترش داد. او همچنین در حوزه شعر فارسی، با انتشار مجموعه‌هایی، از شاعران تاثیرگذار و توانای شعر معاصر ایران به‌شمار می‌آید. تحقیق و پژوهش در زمینه فرهنگ و ادب گیلان، از دیگر فعالیت‌های زنده‌یاد شیون فومنی است.

    ۵۷۵۷

  • آقای صدا و سیما! ۸۰درصد مردم،مرده هاشان را در بهشت زهرا دفن می کنند/ یک قبرستان داریم ، و یک صداوسیما

    آقای صدا و سیما! ۸۰درصد مردم،مرده هاشان را در بهشت زهرا دفن می کنند/ یک قبرستان داریم ، و یک صداوسیما

     

    دربارۀ این خبر یا نظرسنجی نکاتی را می‌توان طرح کرد:

    ۱. ضرب المثل مشهور پارسی می‌گوید: « خوش‌تر آن باشد که سرّ دل‌بران/ گفته آید در حدیث دیگران». بهتر آن است که یک مرکز مستقل نظرسنجی، این کار را انجام دهد نه این که صدا وسیما خودش دربارۀ خودش. چرا که آدم بی اختیار به یاد مرحوم ناصر الدین شاه قاجار می‌افتد که بعد از استحمام و وقتی لباس‌های آراستۀ خود را بر تن می‌کرد و سبیل را تاب می‌داد رو به روی آیینه می‌ایستاد و می‌گفت: خودمان، از خودمان، خوش‌مان آمد!

    ۲٫ تلویزیون، همان صدا و سیما نیست. به یاری پیشرفت حیرت آور فناوری در یک لحظه می توان از یک کانال داخلی به یک کانال ماهواره ای سرک کشید.

    وقتی مادربا خانه تماس می گیرد و از فرزند خود می پرسد داری چه کار می‌کنی و کودک پاسخ می‌دهد: دارم تلویزیون، تماشا می‌کنم، مشخص نیست منظور او تماشای برنامۀ کودک شبکه دوم است یا کانال جم جونیور یا شبکۀ پویا.

    او تنها می گوید دارم تلویزیون می‌بینم. از این رو وقتی ۸۱ درصد مردم می‌گویند تلویزیون می‌بینند یعنی به این جعبه جادو نگاه می‌کنند. حالا این که سریال ایرانی می بینند یا “عطرعشق” و “سیب ممنوعه” و “آقای جان” را دارند تماشا می کنند یا سریال “وارش” را بحث دیگری است. منظور این است که «تماشای تلویزیون» الزاماً به معنی تماشای برنامه های “سیمای جمهوری اسلامی ایران” نیست.

    ۳٫ ممکن است گفته شود سؤالات نظرسنجی به گونه‌ای است که نشان می‌دهد ۸۱ درصد بیننده برنامه‌های تلویزیون خودمان بوده‌اند و دربارۀ کانال های ماهواره‌ای جداگانه سؤال شده است. اینجا هم می‌توان پرسید آیا «تنها» تلویزیون ایران را می بینند یا تلویزیون ایران را«هم» می‌بینند؟

    ۴٫ اصلاً مگر چند تا صدا وسیما داریم که وقتی مردم می بینند ذوق می‌کنند؟ مگر وزیر آموزش و پرورش می گوید مردم بچه‌های خود را در مدارس تحت نظر آموزش و پرورش ثبت نام می‌کنند و فرمانده نیروی انتظامی می گوید مردم برای شکایت به کلانتری ها مراجعه می کنند و مدیرعامل سازمان بهشت زهرا می گوید مردم تهران ۸۰ درصد اموات خود را در این آرامگاه دفن می‌کنند؟

    وقتی تلویزیون دارد به رایگان برنامه پخش می کند، انتظار دارند مردم نبینند؟ خوب می بینند دیگر!

    ۵. نمی خواهم بگویم آمار ۸۱ درصد بیننده درست نیست. اما آیا دیدن، همان رضایت داشتن است؟ یا آیا به تفکیک پرسیده اند و مشخص است که منظور برنامه هایی مانند ۹۰ و دورهمی و خندوانه است (اگر بازۀ زمانی پخش آن را هم شامل شود) یا این ۸۱ درصد برنامه های خبری و سیاسی را هم می بینند و اگر آری، اعتماد هم دارند یا نه؟

    آمار می تواند درست باشد اما بر پایۀ آنچه گفته شد:

    – مشخص نیست ۸۱ درصد تنها تلویزیون ایران را می بینند یا دستگاه را روشن می کنند و کانال های مختلف را تماشا می‌کنند. اعم از صدا وسیمای جمهوری اسلامی و چند کانال مشهور فارسی زبان.

    – مشخص نیست برنامه‌های سرگرم کننده را می بینند یا همین نسبت پای برنامه‌های ایدئولوژیک یا جهت‌دار سیاسی و خبری هم می‌نشینند.

    – مشخص نیست آیا وقتی می‌بینند تأیید و تحسین می‌کنند یا مانند کسانی که وقتی ۲۰:۳۰ تماشا می‌ کنند زیر لب واژه‌هایی را نیز زمزمه می‌کنند؟

    – مشخص نیست که چرا از این آمار ذوق می کنند در حالی که برای گذران اوقات فراغت، کثیری از مردم گزینه دیگری ندارند و اتفاقا چون گزینه دیگری ندارند انتظار می رود برنامه سازان حرفه ای را بیشتر میدان دهند.

    این که ۸۱ درصد مردم برنامه های تلویزیون را تماشا کنند جای تعجب و انکار ندارد. انتقاد به این خاطر است که سازمانی که اصرار دارد خود را رسانۀ ملی بداند و نزدیک به دو هزار میلیارد تومان سالانه بودجه می گیرد، به جای این که سلایق و علایق مختلف را بازبتاباند صدا و سیمای یک نحلۀ فکری و یک گرایش سیاسی شود.

    ۱۷۱۷

  • پگاه آهنگرانی با «زنبور کارگر» به جشنواره فجر رسید

    پگاه آهنگرانی با «زنبور کارگر» به جشنواره فجر رسید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، افشین صادقی، تهیه‌کننده و کارگردان «زنبور کارگر»، از تحویل نسخه نهایی فیلم  به دفتر جشنواره فجر خبر داد. این فیلم پس از چند ماه فیلمبرداری، تدوین, ساخت موسیقی و سپری کردن مراحل فنی، کامل شده است.

    جلوه‌های کامپیوتری و VFX  فیلم  با توجه به سکانس‌های سخت و زمان‌بر، توسط فرید ناظر فصیحی به اتمام رسیده است. بهرنگ قدرتی به‌تازگی آهنگسازی پروژه را تمام  کرده است و صداگذاری را هم امین شریفی بر عهده دارد.

    حمید فرخ‌نژاد، شبنم مقدمی، سعید آقاخانی، ستایش موسوی، حسین مهری، علیرضا آرا، مارال فرجاد، مجید نوروزی، داریوش سلیمی، علی اولیایی و … پگاه آهنگرانی گروه بازیگران این درام اجتماعی را تشکیل می‌دهند.

    در خلاصه قصه این فیلم آمده است: «بیوک که سال‌ها پیش زنش را به دلیل اهمال پزشکی از دست داده است، در نزاعی کشته می‌شود. حالا دختر او درصدد قصاص قاتل است. در این میان تنها شاهد، دوست دختر قاتل است…»

    ۵۷۵۷